«هدف واقعیِ انقلاب فرانسه، گسستنِ همهی پیوندهای طبیعی و مدنیِ تنظیمکننده و نگهدارندهی جامعه از طریقِ یک رشته فرمانبریها، برانگیختنِ سربازان علیه افسران، خدمتکاران علیه اربابان، بازرگانان علیه مشتریان، صنعتگران علیه کارفرمایان، مستاجران علیه مالکان، کشیشها علیه اسقفها و فرزندان علیه والدین است»
«ادموند برک»
@Iranian_Neocon
«ادموند برک»
@Iranian_Neocon
❤🔥21👍13🤮2❤1🤣1
«دربارهی نظام ملوکالطوایفی و سلسلهمراتب»
به قلم: آیدین باقری
«سلسلهمراتبها، ضامنِ ازادیِ جامعه هستند. در ممالک محروسهی ایران، جامعهی ایرانی به ایلها، روستاها و محلهها تقسیم میشد. سلسلهمراتبِ ایلها از پائین به بالا شاملِ خانوار، عشیره، طایفه و ایل میشد که ریاست عشیرهها و طایفهها و ایلها بهترتیب برعهدهی کدخداها، خانها و ایلخانها بود و وظیفهی انها، تقسیم اب و زمین میانِ خانوارها بود. سلسلهمراتبِ روستاها شاملِ خانوار و کدخدا میشد؛ کدخدا بهعنوانِ یک زمیندار خرد، بر روستا ریاست میکرد و از دهقانان، اجارهی ملک دریافت میکرد. یک وجهتمایز نظام ملوکالطوایفیِ ایرانی نسبت به فئودالیسم اروپائی این بود که در این نظام، دهقانان مانند سرفهای اروپائی وابسته به زمین نبودند و میتوانستند به روستاهای دیگری بروند و تحت قیمومت کدخدای دیگری قرار گیرند؛ بههمیندلیل در تمام قرن ۱۹ فقط ۳ مورد شورش دهقانی علیه کدخدای روستا ثبت شده است. شهرها به محلهها تقسیم میشدند و در هر محلهای یک کدخدا ریاست میکرد. شایانِ ذکر است که طبقهی ایلخانها و خانها و کدخداها بهواسطهی توانائیها و قابلیتهای خود در حفظ نظم و امنیت و صلح میانِ خانوارها، بهشکل عرفی از پائین به بالا توسط خانوارها برای اعمالِ اقتدار، انتخاب میشدند و اگر انتخاب شدنِ انها توسط حکومت بهرسمیت شناخته نمیشد یا گزینهای بهرسمیت شناخته میشد که اعتبار لازم میانِ خانوارها را نداشت، مردم با کنشهائی مانند عدم پرداخت مالیات، با حاکمیت مقابله میکردند. بهواسطهی این توانائیها و قابلیتها، ایلها و روستاها و محلهها در برابر دولت مرکزی، نسبتا استقلالِ اداریِ خود را حفظ میکردند. بهحق میتوان این طبقه را، طبقهی «اشراف طبیعی» نامید. در سال ۱۲۱۵ میلادی در انگلستان، پادشاه با صدور فرمانِ مگناکارتا، امنیت و ضمانت قانونیِ جان و مالِ اشراف زمیندار را بهرسمیت شمرد و صدور این فرمان تبدیل به سنگبنای ازادیهای مدرنِ غربی شد؛ اما در ایران در سال ۱۳۴۱ با صدور فرمانِ اصلاحات ارضی، حکومت پهلویِ دوم جنگ صلیبیِ گستردهای را علیه حق مالکیت طبقهی اشراف طبیعی اغاز کرد و با مصادرهی گستردهی املاک انها، موجودیت انها را به عنوانِ یک موجودیت مستقل از حکومت، نابود کرد و اتوریتهی دولتیِ خود را با منصوب کردنِ بوروکراتهای حکومت بهجای انها، تحکیم کرد. سیاستهای حکومت خاندانِ پهلوی که به اشتباه مدرنسازیِ ایران نامیده میشود، در واقع یک ستیز تمامعیار علیه ازادیهای مدرن بود»
@Iranian_Neocon
به قلم: آیدین باقری
«سلسلهمراتبها، ضامنِ ازادیِ جامعه هستند. در ممالک محروسهی ایران، جامعهی ایرانی به ایلها، روستاها و محلهها تقسیم میشد. سلسلهمراتبِ ایلها از پائین به بالا شاملِ خانوار، عشیره، طایفه و ایل میشد که ریاست عشیرهها و طایفهها و ایلها بهترتیب برعهدهی کدخداها، خانها و ایلخانها بود و وظیفهی انها، تقسیم اب و زمین میانِ خانوارها بود. سلسلهمراتبِ روستاها شاملِ خانوار و کدخدا میشد؛ کدخدا بهعنوانِ یک زمیندار خرد، بر روستا ریاست میکرد و از دهقانان، اجارهی ملک دریافت میکرد. یک وجهتمایز نظام ملوکالطوایفیِ ایرانی نسبت به فئودالیسم اروپائی این بود که در این نظام، دهقانان مانند سرفهای اروپائی وابسته به زمین نبودند و میتوانستند به روستاهای دیگری بروند و تحت قیمومت کدخدای دیگری قرار گیرند؛ بههمیندلیل در تمام قرن ۱۹ فقط ۳ مورد شورش دهقانی علیه کدخدای روستا ثبت شده است. شهرها به محلهها تقسیم میشدند و در هر محلهای یک کدخدا ریاست میکرد. شایانِ ذکر است که طبقهی ایلخانها و خانها و کدخداها بهواسطهی توانائیها و قابلیتهای خود در حفظ نظم و امنیت و صلح میانِ خانوارها، بهشکل عرفی از پائین به بالا توسط خانوارها برای اعمالِ اقتدار، انتخاب میشدند و اگر انتخاب شدنِ انها توسط حکومت بهرسمیت شناخته نمیشد یا گزینهای بهرسمیت شناخته میشد که اعتبار لازم میانِ خانوارها را نداشت، مردم با کنشهائی مانند عدم پرداخت مالیات، با حاکمیت مقابله میکردند. بهواسطهی این توانائیها و قابلیتها، ایلها و روستاها و محلهها در برابر دولت مرکزی، نسبتا استقلالِ اداریِ خود را حفظ میکردند. بهحق میتوان این طبقه را، طبقهی «اشراف طبیعی» نامید. در سال ۱۲۱۵ میلادی در انگلستان، پادشاه با صدور فرمانِ مگناکارتا، امنیت و ضمانت قانونیِ جان و مالِ اشراف زمیندار را بهرسمیت شمرد و صدور این فرمان تبدیل به سنگبنای ازادیهای مدرنِ غربی شد؛ اما در ایران در سال ۱۳۴۱ با صدور فرمانِ اصلاحات ارضی، حکومت پهلویِ دوم جنگ صلیبیِ گستردهای را علیه حق مالکیت طبقهی اشراف طبیعی اغاز کرد و با مصادرهی گستردهی املاک انها، موجودیت انها را به عنوانِ یک موجودیت مستقل از حکومت، نابود کرد و اتوریتهی دولتیِ خود را با منصوب کردنِ بوروکراتهای حکومت بهجای انها، تحکیم کرد. سیاستهای حکومت خاندانِ پهلوی که به اشتباه مدرنسازیِ ایران نامیده میشود، در واقع یک ستیز تمامعیار علیه ازادیهای مدرن بود»
@Iranian_Neocon
👍30👎11👏2🤮2❤1
Trumponomics (1).pdf
526.7 KB
📚ظهور ترامپ و تاثیر بر بازارهای مالی
✍🏻سبحان دانیالی
درامدی بر تاثیرات ترامپ بر بازارهای مالی و مقایسهی بازارها در دوران ریاست جمهوریِ او در کاخ سفید. این مقاله بهزودی از سایت "صدای میهن" نیز منتشر خواهد شد.
@Iranian_Neocon
✍🏻سبحان دانیالی
درامدی بر تاثیرات ترامپ بر بازارهای مالی و مقایسهی بازارها در دوران ریاست جمهوریِ او در کاخ سفید. این مقاله بهزودی از سایت "صدای میهن" نیز منتشر خواهد شد.
@Iranian_Neocon
🔥12👍2❤1👎1
«در ربعِ پایانیِ حکومت پهلویِ دوم، دولت در مسیر گفتمانِ ضدغرب و شتاب بخشیدن به ان گام نهاد؛ گفتمانی که پس از اندی توسط جمهوری اسلامی مجددا مفصلبندی شد و با حرارت بیشتری ترویج گردید. گفتمانِ ضدغرب جمهوری اسلامی نهتنها در گسست کامل از عناصر گفتمانیِ اواخر سلطنت پهلوی نبود، بلکه در حقیقت ادامهی همان گرایشهای سیاسی و اجتماعیِ قبلی که در گفتمانهای اواخر حکومت پهلوی وجود داشتند، بود»
«ژند شکیبی، غربانگاری و ایدئولوژیِ پهلویسم»
@Iranian_Neocon
«ژند شکیبی، غربانگاری و ایدئولوژیِ پهلویسم»
@Iranian_Neocon
👏25👍10❤4👎4🤮1
«بهگمان ادموند برک، سیاستمداران، تحت تاثیر فقرای نادان یا قدرتمندانِ گمراه، وسوسه میشوند که به بازار ازاد ناخنک بزنند. او گلایه داشت که فقرا، از ثروتمندان کینه به دل دارند بدون انکه نقش ثروتمندان را در انباشت سرمایه، بدانند؛ و از همینرو، مستعد اناند که بر ضد منافعِ خود عمل کنند. برک نامهی سرگشادهی خود را با هشداری بر ضد کسانی پایان داد که «قوانینِ تجارت را، که قوانینِ طبیعت و خداوندند، میشکنند»؛ برک در این نوشته نیز مانند نوشتههای دیگرش، روحیهای را به نمایش میگذارد که از روحیهی ادام اسمیت، محافظهکارانهتر است و حتی کمتر از او به مداخلهی حکومت در مناسبات اقتصادی، تمایل دارد»
«جری مولر، ذهن و بازار، صفحهی ۲۲۸-۲۲۷»
@Iranian_Neocon
«جری مولر، ذهن و بازار، صفحهی ۲۲۸-۲۲۷»
@Iranian_Neocon
❤🔥20👍2
«جیمز برنهام که از توافقِ هیتلر و استالین در سال ۱۹۳۹ خشمگین بود، تصمیم گرفت بهیکچشم به کمونیسم و نازیسم نگاه کند. در کتاب «نبرد دنیا»، او کمونیسم را بهعنوانِ یک جنبش توطئهامیز جهانی توصیف میکند که برای بهدست اوردنِ انحصار قدرت در عصر سقوط سرمایهداری، تلاش میکند. بهلحاظ سیاسی، اساس کمونیسم بر مبنای هراس و فریب تودهها بود؛ بهلحاظ اقتصادی، جمعگرا بود؛ بهلحاظ اجتماعی، یک نظام تمامیتخواهانه و استبدادی بود. او در ادامه، کمونیسم و فاشیسم را به دو مشتزن سنگینوزنِ حرفهای تشبیه میکند که برای رسیدن به عنوانِ قهرمانی، باهم رقابت میکنند و تنها فرقشان همین است؛ انها در ظاهر متفاوت بهنظر میرسند؛ اما هردو دارای ابزارها و اهداف مشابهیاند»
«دیوید برن، زندگینامهی فکریِ رونالد ریگان»
@Iranian_Neocon
«دیوید برن، زندگینامهی فکریِ رونالد ریگان»
@Iranian_Neocon
❤🔥20👍8
«دولت وثوقالدوله شروع کرد به استخدام مستشارانِ خارجیِ کشوری و لشکری و همینها بودند که عملا وزارتخانهها و اصلاح مالیهی کشور و تلاش برای تحقق ارزوی قدیمیِ ایجاد یک ارتش یکپارچه را پیش میبردند. با پشتیبانیِ مالیِ بریتانیا بهخصوص وجوهاتی که در زمانِ جنگ بر سرشان توافق شده بود، دولت ایران به موفقیتهای چندی رسید؛ بهخصوص در فرونشاندنِ ناارامیِ استانها. نهضت سرسخت جنگل، از عملیات مشترک ارتش منظم قزاقها و یگانهای ژاندارمری، ضربات سختی خورد. این نیروهای دولتی با پایانِ جنگ، از پشتیبانیِ لجستیک نیروهای بریتانیائی بهرهمند شده بودند»
«عباس امانت، تاریخ مدرنِ ایران، صفحهی ۴۵۷-۴۵۶»
@Iranian_Neocon
«عباس امانت، تاریخ مدرنِ ایران، صفحهی ۴۵۷-۴۵۶»
@Iranian_Neocon
❤🔥23👎5👍3
«نهادها، کارکردهائی داشتند که درگامنخست اشکار نبود، و کارکردهایشان تنها زمانی روشن میگشت که نهادها متلاشی میشدند و کارکردهای مثبت انها از دست میرفت. به تصریحِ ادموند برک، جوامع، پیچیدهاند و هرچند ناقص، پاسخگوی نیازهای عدیده و متنوع هستند و نهادهایشان، بهطرقی که همیشههم روشن نیست، بههم مربوط و متصلاند. امری که شاید از همه مهمتر باشد ان است که نواوری و ابداع، باید اهسته باشد؛ بهایندلیل که بخش بزرگی از کارامدیِ نهادها، ناشی از احترامیست که در طولِ زمان، برای انها ایجاد میشود. همین احترام است که موجب اطاعت اختیاری از قوانین و اداب و رسوم میشود. قوانین و اداب و رسومی که در غیاب انها، اطاعت یا باید متکی به تاملِ عقلانی باشد؛ منبعی غیرقابلاتکا؛ و یا متکی بر تهدید و اعمالِ زور. ازاینرو، بنا بر استدلال برک، نابود کردن نهادهای موروثی، عملی غیرمسئولانهست؛ بهویژه از انجهت که نهادهای جدید، صرفنظر از میزانِ استحکامشان، نمیتوانند جاذب همان میزان وفاداری و تعهدی باشند که به نهادهای قدیمیِ ریشهدار در تجربه، نشان داده میشد»
«جری مولر، ذهن و بازار، صفحهی ۲۵۰»
@Iranian_Neocon
«جری مولر، ذهن و بازار، صفحهی ۲۵۰»
@Iranian_Neocon
❤🔥17👍3👏1
Iranian Neo-conservative
رژه پیروزی آلمان نازی و شوروی در حمله به لهستان سال ۱۹۳۹ که منجر به عهدنامه مولوتف ریبنتروپ شد نازیسم جدا از کمونیسم نبوده و نخواهد بود. آن ها همانند استیک در ظاهر قهوه ای اما از درون سرخ(کمونیست) بودند. منبع:https://en.m.wikipedia.org/wiki/German%E2%80…
«استالین سخنانی میگفت از قبیلِ: لنین ناراحت است که خدا رفقائی مانند منشویکها برایش فرستاده است. واقعا اینها دیگر چه قومی هستند؛ مارتوف، اکسلرود_جهودهای ختنهشده! یا این زنک پیر، ورا زاسولیچ؛ از اینها نه در وقت جنگ خیری میرسد نه در وقت سور. قوم یهود فقط افراد پیمانشکنی بهوجود اورده که به درد مبارزه نمیخورند. منشویکها اقلیتی کاملا یهودی و بلشویکها روس هستند و از این رو برای ما بلشویکها فکر بدی نیست که در حزب، پاگروم [قتلعام و غارت یهودیان] بهپا کنیم»
#نازیسم_روی_دیگر_کمونیسم_است
«ادوارد رادزینسکی۲۰۰۳، استالین، صفحهی ۶۹»
@Iranian_Neocon
#نازیسم_روی_دیگر_کمونیسم_است
«ادوارد رادزینسکی۲۰۰۳، استالین، صفحهی ۶۹»
@Iranian_Neocon
👍29❤2
«پهلویِ دوم و هویدا به پیشنهاد رضا قطبی، تصمیم گرفتند که تلویزیونِ خصوصیِ متعلق به حبیبالله ثابت را جزو تلویزیونِ ملیِ ایران کنند. اینکار را بهنحو بسیار زشتی انجام دادند. بهاینمعنی که بدون داشتنِ هیچگونه مجوز قانونی، یکروز مسئولانِ تلویزیونِ ملیِ ایران، یا تصور میکنم بعضی از مقامهای انتظامی یا کسانی که زوری داشتند، به تلویزیونِ متعلق به ثابت ریختند و انجا را تصرف کردند و حتی اپارتمانِ خصوصیِ ثابت را با همهی مبل و اثاثیهای که در ان بود، مصادره کردند و پس از ان، قرار شد که وزیر اطلاعات، جواد منصور، لایحهی مربوط به الحاقِ این تلویزیون به تلویزیون ملیِ ایران را به مجلس ببرد. بهعبارت دیگر، بدون داشتنِ مجوز قانونی اقدام کردند و بعد، از مجلس مجوز گرفتند»
«علینقی عالیخانی، وزیر اقتصاد دورهی پهلویِ دوم در سالهای ۱۳۴۱-۱۳۴۸»
@Iranian_Neocon
«علینقی عالیخانی، وزیر اقتصاد دورهی پهلویِ دوم در سالهای ۱۳۴۱-۱۳۴۸»
@Iranian_Neocon
👍36🤬5👏2🔥1
Iranian Neo-conservative
«در همان سالهای فعالیت حزب رستاخیز و بهعنوان بخشی از نقشهی راه پوپولیستیِ ان، حکومت، کارزار تثبیت قیمتها را اغاز کرد. اقدامی در جهت کنترل تورم افسارگسیخته. هدف از اینکار، درمان مشکل تورم از راه تثبیت قیمت مصرفکننده در سطح خردهفروشی بود. این کارزار موجی…
بسیاری از وقایع و رویدادها ریشه در تاریخِ یک ملت دارند. وقتی سر نخ تئوریتوطئهپردازیها و دائیجانناپلئونیسم و شیونهای علیه غرب را میگیریم، با پارادوکسی به عمقِ تاریخ مواجه خواهیم شد که اختلاف تفکر انتقادیِ تودهها و دولت را نشان میدهد. در این ویدئو بشنویم نرخ تورم را از زبان خود پهلویِ دوم و علت تورم که شباهت بسیاری با تحلیل تودهها در مواجه با وقایعِ تاریخی و سیاسی دارد.
@Iranian_Neocon
@Iranian_Neocon
👍31👏4❤3🤣3
«روشنفکران و بازار داغ پستمدرنیسم و اتئیسم»
به قلم: سبحان دانیالی
«امروزه هرانچه از تمدن و هرانچه برای ما هنجار نامیده میشود بهطور کلی در اذهانِ عمومیِ تودهها دستخوش تغییر شده است. اموزهها و دستاوردهای اخلاق، بهطور کل زیر سوال رفته و روشنفکران که نانبهنرخروزخورهائی هستند که در طول تاریخ، به هر جهتی که باد به نفع انها وزیده بودهاند، هنجارهای اجتماعی را زیر سوال بردهاند که بدون انها حتی زندگیِ امروزی بهشکلِ فعلی ممکن نبوده است. به گفتهی هانس هرمان هوپه: «برای مبارزه با روشنفکری، هم به علم نیاز است و هم شجاعت!»؛ در عقاید روشنفکران، انچه ادیانِ ابراهیمی بهعنوان اسلوب تمدن نام بردهاند بهعنوان مثال: مالکیت خصوصی، خانواده، اخلاق و وجدان، نجابت و اعتقاد به خالق، نفی شده و از انها بهعنوانِ "ارتجاع" نام برده شده است. منظور از روشنفکر تنها تئوریسینهای مکاتب فرانکفورت و روانشناسانِ روانیای همانند کینزی و جان مانی نیستند. منظور تمام اقشار متعفنی هستند که امروزه در شبکههای اجتماعی و تریبونِ رسانهها که ان را ازادی بیانِ "بورژوائی"، بهقول خودشان، و محصولِ مالکیت خصوصی که سرمایهداری در اختیارشان گذاشته است میدانند، در عین وقاحت مشغول به لجنپراکنی علیه پایههای تمدنِ انسانی هستند. همانطور که پدر محافظهکاری، ادموند برک، خطاب به پارلمان گفته است «یک محافظهکار، در حین حفظ کردن، باید توانائیِ تغییر دادن هم داشته باشد»، بهعنوانِ یک محافظهکار، ایستادن بر علیه این تروریستهای اجتماعی وظیفهی تمام محافظانِ تمدن و ازادیست»
#Smash_cultural_Marxism
@Iranian_Neocon
به قلم: سبحان دانیالی
«امروزه هرانچه از تمدن و هرانچه برای ما هنجار نامیده میشود بهطور کلی در اذهانِ عمومیِ تودهها دستخوش تغییر شده است. اموزهها و دستاوردهای اخلاق، بهطور کل زیر سوال رفته و روشنفکران که نانبهنرخروزخورهائی هستند که در طول تاریخ، به هر جهتی که باد به نفع انها وزیده بودهاند، هنجارهای اجتماعی را زیر سوال بردهاند که بدون انها حتی زندگیِ امروزی بهشکلِ فعلی ممکن نبوده است. به گفتهی هانس هرمان هوپه: «برای مبارزه با روشنفکری، هم به علم نیاز است و هم شجاعت!»؛ در عقاید روشنفکران، انچه ادیانِ ابراهیمی بهعنوان اسلوب تمدن نام بردهاند بهعنوان مثال: مالکیت خصوصی، خانواده، اخلاق و وجدان، نجابت و اعتقاد به خالق، نفی شده و از انها بهعنوانِ "ارتجاع" نام برده شده است. منظور از روشنفکر تنها تئوریسینهای مکاتب فرانکفورت و روانشناسانِ روانیای همانند کینزی و جان مانی نیستند. منظور تمام اقشار متعفنی هستند که امروزه در شبکههای اجتماعی و تریبونِ رسانهها که ان را ازادی بیانِ "بورژوائی"، بهقول خودشان، و محصولِ مالکیت خصوصی که سرمایهداری در اختیارشان گذاشته است میدانند، در عین وقاحت مشغول به لجنپراکنی علیه پایههای تمدنِ انسانی هستند. همانطور که پدر محافظهکاری، ادموند برک، خطاب به پارلمان گفته است «یک محافظهکار، در حین حفظ کردن، باید توانائیِ تغییر دادن هم داشته باشد»، بهعنوانِ یک محافظهکار، ایستادن بر علیه این تروریستهای اجتماعی وظیفهی تمام محافظانِ تمدن و ازادیست»
#Smash_cultural_Marxism
@Iranian_Neocon
🔥27👍7👎6❤3👏2😁1
«برای مصرفکننده در اتحاد شوروی، هر کالائی به جز نان، کلم، سیبزمینی و ودکا، کالای لوکس محسوب میشد»
«Gronow, Jukka. Caviar with Champagne: Common Luxury and the Ideals of the Good Life in Stalin's Russia. p. 33»
@Iranian_Neocon
«Gronow, Jukka. Caviar with Champagne: Common Luxury and the Ideals of the Good Life in Stalin's Russia. p. 33»
@Iranian_Neocon
🤣41👍10🤯2😁1🤮1
«روشن است که به چه معنائی ما مارکسیست نیستیم و به چه معنائی سوسیالیست هستیم. مارکس بهعنوانِ یک اصلِ علمی و کلی، اقتصاد را زیربنای انسان میگیرد و ما درست برعکس، بههمیندلیل با سرمایهداری دشمنیم و از انسانِ بورژوازی نفرت داریم و بزرگترین امیدی که به سوسیالیسم داریم این است که در ان، انسان، ایمان و اندیشه و ارزشهای اخلاقیِ انسان، دیگر روبنا نیست»
«علی شریعتی»
@Iranian_Neocon
«علی شریعتی»
@Iranian_Neocon
🤮66👏8😁3👍2🤯2👎1
«توقف رشد بخش خصوصی، گسترش فاصلهی میانِ استانداردهای زندگیِ شهری و روستائی و افزایش تکیهی دولت بر عواید مستقل، یعنی عواید ناشی از انحصار محصولات و درامدهای نفتی، مهمترین میراث دورهی پهلویِ اول بودند. وابستگیِ دولت به شهروندان و مالیات ناچیزی که میپرداختند، هرچه کمتر میشد و حکومت که پیوسته نامحبوبتر میشد، برای محافظت از خود باید پولِ بیشتری صرف ارتش و پلیس میکرد. حکومت برای اینکه حضور خود در تقریبا همهی بخشهای صنعت را حفظ کند، باید تبدیل به بزرگترین کارفرمای کشور میشد. این روند، با اندک استثنائاتی، در سراسر دورهی پهلوی و پس از ان، حفظ شد. این شروعِ مصیبتی بود که اقتصاد سیاسیِ ایران تا الانهم بدان دچار است. اقتصاد دورهی پهلویِ اول، مانند دیگر اقتصادهای دولتی، ثابت کرد که بهشدت ناکارامد است و این ناکارامدی، میراث دیگریست که از دههای به دههای دیگر منتقل شده»
«عباس امانت»
@Iranian_Neocon
«عباس امانت»
@Iranian_Neocon
👍40👎16😐5❤2😁1🤮1👌1
«تراکم قدرت لزوما موجب تمرکز دستگاه اداریِ دولت نمیشد. میدانیم که ایران در عهد قاجار، شبکهی اداریِ گستردهی متمرکزی [بوروکراتیک] نداشت.»
«یرواند ابراهامیان، استبداد شرقی، ژورنال بینالمللی مطالعات خاورمیانه، صفحهی ۳۱»
«حکومت مطلقه همیشه تمرکز قدرت و تمرکز اداری به بار نمیاورد. این دو لازم و ملزوم یکدیگر نیستند؛ از جمله حکومت مطلقه، هم با دولت فدرال سازگار است هم با جوامعِ پادشاهیِ غیر متمرکزی مثل اسپانیا، اتریش و پروس تا زمانِ انقلاب فرانسه؛ تمرکز اداری در فرانسه نه در دورهی سلطنت مطلقه بلکه پس از سقوط ان به اوج رسیده است.»
«امیل لوس، گسترش دولت مدرن، صفحهی ۴۴»
@Iranian_Neocon
«یرواند ابراهامیان، استبداد شرقی، ژورنال بینالمللی مطالعات خاورمیانه، صفحهی ۳۱»
«حکومت مطلقه همیشه تمرکز قدرت و تمرکز اداری به بار نمیاورد. این دو لازم و ملزوم یکدیگر نیستند؛ از جمله حکومت مطلقه، هم با دولت فدرال سازگار است هم با جوامعِ پادشاهیِ غیر متمرکزی مثل اسپانیا، اتریش و پروس تا زمانِ انقلاب فرانسه؛ تمرکز اداری در فرانسه نه در دورهی سلطنت مطلقه بلکه پس از سقوط ان به اوج رسیده است.»
«امیل لوس، گسترش دولت مدرن، صفحهی ۴۴»
@Iranian_Neocon
❤🔥20👍8👎3🤮2🤣2
«تمایلِ مردم زمانهی ما به اینکه بهمحض نپسندیدنِ چیزی خواستار ممنوعیت انچیز از سوی حکومت شوند، و امادگیِ انها برای پذیرش چنین ممنوعیتهائی حتی وقتی با مضمونشان اصلا موافق نیستند، نشان میدهد ذهنیت بندگی تا مغز استخوانشان نفوذ کرده است. به سالها خودتربیتی نیاز است تا رعیت به شهروند تبدیل شود. انسانِ ازاد باید بتواند تحمل کند همنوعانش به گونهای متفاوت از انچه او درست میپندارد، زندگی و عمل کنند و باید این عادت را ترک کند که تا چیزی را نپسندید، پلیس را صدا بزند»
«لودویگ فون میزس»
@Iranian_Neocon
«لودویگ فون میزس»
@Iranian_Neocon
👏37👍6👎2❤1
«بسیار ابلهانهست که صنایعِ تسلیحاتی، مقصر شروعِ جنگ معرفی شوند. صنایعِ تسلیحاتی بهایندلیل پدید امد و عظمت چشمگیری یافت که دولتها و ملتهای تشنهی جنگ، تمنای تسلیحات داشتند. یاوهی محض است اگر بخواهیم گمان کنیم ملتها از سر لطف به کارخانههای توپسازی، به سیاست امپریالیستی روی اورده بودند. صنعت تسلیحاتی نیز مانند هر صنعت دیگری بهایندلیل پدید امد که نیازی را تامین کند. اگر ملتها ترجیح میدادند بهجای خمپاره و مواد منفجره، چیزهای دیگری تهیه کنند، کارخانهداران نیز همان چیزهای دیگر را تولید میکردند، نه اینها را»
«لودویگ فون میزس»
@Iranian_Neocon
«لودویگ فون میزس»
@Iranian_Neocon
👍47👎6❤2👏1