«در اغاز قرن ۱۹، ایران از اقتصاد جهانی کاملا برکنار و جدا بود اما در پایانِ سده، کاملا در مسیر ادغام در شبکهی اروپائیِ تجارت بینالمللی قرار گرفته بود»
«یرواند ابراهامیان، ایران بین دو انقلاب، صفحهی ۶۷»
@Iranian_Neocon
«یرواند ابراهامیان، ایران بین دو انقلاب، صفحهی ۶۷»
@Iranian_Neocon
❤🔥22👍4🤣2👎1
«احتمالا سردار سپه، دولت فعلی یا دولتهای بعدی را بهزور اسلحه برکنار میکند»
«نوشتهی جیمز مونسریف بالفور، عضو هیئت مستشاریِ انگلستان در ایران در دورهی قاجار، ۳ سال قبل از قدرتگیریِ پهلویِ اول»
@Iranian_Neocon
«نوشتهی جیمز مونسریف بالفور، عضو هیئت مستشاریِ انگلستان در ایران در دورهی قاجار، ۳ سال قبل از قدرتگیریِ پهلویِ اول»
@Iranian_Neocon
👏21👍5❤4🤬1
«در اروپا یا ایالات متحده، بحث درمورد موثرترین روشها برای ریشهکن کردنِ فقر، گرسنگی، کار کودکان و سایر مشکلات، تحت تاثیر ایدههای سادهلوحاله قرار گرفته است. برخی از افراد، از خرید محصولاتی که با مشارکت کار کودکان کارگر تولید شدهاند، خودداری میکنند؛ اما اغلبِ "پیروزیهای" علیه کار کودکان که توسط "کنشگران" جشن گرفته میشود، در واقع وضعیت را برای مردم کشورهای فقیر، بدتر کردهاند. یوهان نوربرگ مثال زیر را نقل میکند: در سال ۱۹۹۲ فاش شد خردهفروش امریکائی والمارت، لباسهائی را میخرید که توسط کار کودکان تولید شدهاند. سپس کنگرهی ایالات متحده تهدید کرد واردات از کشورهائی که از کار کودکان استفاده میکنند را ممنوع خواهد کرد. در نتیجهی ان تهدید، بلافاصله هزاران کودک در بنگلادش از صنایعِ نساجی اخراج شدند. مشخص شد بسیاری از انها به مشاغلِ خطرناکتر و کمدرامدتر رفتهاند و در موارد متعددی به روسپیگری روی اوردهاند. به گفتهی یونیسف، تحریم مشابهی در صنعت فرش نپال باعث شد بیش از ۵۰۰۰ دختر مجبور به تنفروشی شوند»
«راینر زیتلمن، در دفاع از سرمایهداری، صفحهی ۴۷»
@Iranian_Neocon
«راینر زیتلمن، در دفاع از سرمایهداری، صفحهی ۴۷»
@Iranian_Neocon
👏25👍5❤3
Iranian Neo-conservative
«باتوجه به اینکه نفتِ ایران، یک درامد بیست میلیارد دلاری در سال داشت و من حساب کردم، خود این درامد در عرض پنج سال، صد میلیارد دلار، یک برنامهای بود که هندوستان با جمعیتی حدود بیست برابر جمعیت ایران، چنین برنامهای را نداشت! در حالی که ایران با توجه به یک…
«علت رفتنِ من این بود که از موقعی که در بانک ملی بودم، با شاه [پهلویِ دوم] تماس داشتم؛ عقیدهام این بود که عایدات نفت باید منحصرا خرجِ عمران بشود؛ یک شاهیاش نباید خرجِ دیگری بشود. سالها بود این حرف را میزدم از روز اول. یکروزی در سالِ ۱۹۴۹ شاه به من گفتش که_من میرفتم برای جلسهی بانک_گفتش که شما راجع به روابط ایران و امریکا با امریکائیها صحبت بکنید. گفتم اعلیحضرت، چشم، میکنم اما قبل از این، میل دارم بگویم باید پول نفت منحصرا خرجِ برنامهی عمرانی بشود. ایران احتیاج به ارتش ندارد بیش از انچه که برای امنیت داخلی لازم دارد. اگر دوستانِ غربی معتقدند که ارتش ایران باید مهمتر از این باشد، باید تفاوتش را خودشان بدهند نه اینکه ما از پول نفت بدهیم. تلگرافی از علاء به من رسید، ان را خواندم که نوشته بود که "خاطر خطیر ملوکانه رنجش پیدا کردهاند از این که اقای ابتهاج چنین اظهاراتی کرده و شما هم سکوت کردید و تایید کردید»
«ابوالحسن ابتهاج، ریاست بانک ملی، سفیر ایران در فرانسه و مدیرعاملِ سازمان برنامه ۱۳۳۵»
@Iranian_Neocon
«ابوالحسن ابتهاج، ریاست بانک ملی، سفیر ایران در فرانسه و مدیرعاملِ سازمان برنامه ۱۳۳۵»
@Iranian_Neocon
👏26👎10👍8🤮3🤬2❤1
«[در دورهی مرکانتیلیسم] در سرزمینِ مادریِ ادموند برک، ایرلند، تجارت و تولید محدود شده بود و این بهدلیلِ منافعی بود که انگلستان از این طریق، میبرد. در همین حال، ان تولیدات و صادرات ایرلندی که ممکن بود با کالاهای بریتانیائی رقابت کنند، به حکم قانون ممنوع اعلام شده بود. برک در همان حال که بهعنوانِ نمایندهی شهر تجاریِ بریستول در پارلمان فعالیت میکرد، برای برداشتنِ اینگونه محدودیتها بر تجارت ایرلند، میجنگید. به نوشتهی برک: به برکت جهانِ تجاریست که ثروت همهجا پیدا میشود»
«جری مولر، ذهن و بازار، صفحهی ۲۲۲ و ۲۲۳»
@Iranian_Neocon
«جری مولر، ذهن و بازار، صفحهی ۲۲۲ و ۲۲۳»
@Iranian_Neocon
❤🔥19👍3❤1
«هدف واقعیِ انقلاب فرانسه، گسستنِ همهی پیوندهای طبیعی و مدنیِ تنظیمکننده و نگهدارندهی جامعه از طریقِ یک رشته فرمانبریها، برانگیختنِ سربازان علیه افسران، خدمتکاران علیه اربابان، بازرگانان علیه مشتریان، صنعتگران علیه کارفرمایان، مستاجران علیه مالکان، کشیشها علیه اسقفها و فرزندان علیه والدین است»
«ادموند برک»
@Iranian_Neocon
«ادموند برک»
@Iranian_Neocon
❤🔥21👍13🤮2❤1🤣1
«دربارهی نظام ملوکالطوایفی و سلسلهمراتب»
به قلم: آیدین باقری
«سلسلهمراتبها، ضامنِ ازادیِ جامعه هستند. در ممالک محروسهی ایران، جامعهی ایرانی به ایلها، روستاها و محلهها تقسیم میشد. سلسلهمراتبِ ایلها از پائین به بالا شاملِ خانوار، عشیره، طایفه و ایل میشد که ریاست عشیرهها و طایفهها و ایلها بهترتیب برعهدهی کدخداها، خانها و ایلخانها بود و وظیفهی انها، تقسیم اب و زمین میانِ خانوارها بود. سلسلهمراتبِ روستاها شاملِ خانوار و کدخدا میشد؛ کدخدا بهعنوانِ یک زمیندار خرد، بر روستا ریاست میکرد و از دهقانان، اجارهی ملک دریافت میکرد. یک وجهتمایز نظام ملوکالطوایفیِ ایرانی نسبت به فئودالیسم اروپائی این بود که در این نظام، دهقانان مانند سرفهای اروپائی وابسته به زمین نبودند و میتوانستند به روستاهای دیگری بروند و تحت قیمومت کدخدای دیگری قرار گیرند؛ بههمیندلیل در تمام قرن ۱۹ فقط ۳ مورد شورش دهقانی علیه کدخدای روستا ثبت شده است. شهرها به محلهها تقسیم میشدند و در هر محلهای یک کدخدا ریاست میکرد. شایانِ ذکر است که طبقهی ایلخانها و خانها و کدخداها بهواسطهی توانائیها و قابلیتهای خود در حفظ نظم و امنیت و صلح میانِ خانوارها، بهشکل عرفی از پائین به بالا توسط خانوارها برای اعمالِ اقتدار، انتخاب میشدند و اگر انتخاب شدنِ انها توسط حکومت بهرسمیت شناخته نمیشد یا گزینهای بهرسمیت شناخته میشد که اعتبار لازم میانِ خانوارها را نداشت، مردم با کنشهائی مانند عدم پرداخت مالیات، با حاکمیت مقابله میکردند. بهواسطهی این توانائیها و قابلیتها، ایلها و روستاها و محلهها در برابر دولت مرکزی، نسبتا استقلالِ اداریِ خود را حفظ میکردند. بهحق میتوان این طبقه را، طبقهی «اشراف طبیعی» نامید. در سال ۱۲۱۵ میلادی در انگلستان، پادشاه با صدور فرمانِ مگناکارتا، امنیت و ضمانت قانونیِ جان و مالِ اشراف زمیندار را بهرسمیت شمرد و صدور این فرمان تبدیل به سنگبنای ازادیهای مدرنِ غربی شد؛ اما در ایران در سال ۱۳۴۱ با صدور فرمانِ اصلاحات ارضی، حکومت پهلویِ دوم جنگ صلیبیِ گستردهای را علیه حق مالکیت طبقهی اشراف طبیعی اغاز کرد و با مصادرهی گستردهی املاک انها، موجودیت انها را به عنوانِ یک موجودیت مستقل از حکومت، نابود کرد و اتوریتهی دولتیِ خود را با منصوب کردنِ بوروکراتهای حکومت بهجای انها، تحکیم کرد. سیاستهای حکومت خاندانِ پهلوی که به اشتباه مدرنسازیِ ایران نامیده میشود، در واقع یک ستیز تمامعیار علیه ازادیهای مدرن بود»
@Iranian_Neocon
به قلم: آیدین باقری
«سلسلهمراتبها، ضامنِ ازادیِ جامعه هستند. در ممالک محروسهی ایران، جامعهی ایرانی به ایلها، روستاها و محلهها تقسیم میشد. سلسلهمراتبِ ایلها از پائین به بالا شاملِ خانوار، عشیره، طایفه و ایل میشد که ریاست عشیرهها و طایفهها و ایلها بهترتیب برعهدهی کدخداها، خانها و ایلخانها بود و وظیفهی انها، تقسیم اب و زمین میانِ خانوارها بود. سلسلهمراتبِ روستاها شاملِ خانوار و کدخدا میشد؛ کدخدا بهعنوانِ یک زمیندار خرد، بر روستا ریاست میکرد و از دهقانان، اجارهی ملک دریافت میکرد. یک وجهتمایز نظام ملوکالطوایفیِ ایرانی نسبت به فئودالیسم اروپائی این بود که در این نظام، دهقانان مانند سرفهای اروپائی وابسته به زمین نبودند و میتوانستند به روستاهای دیگری بروند و تحت قیمومت کدخدای دیگری قرار گیرند؛ بههمیندلیل در تمام قرن ۱۹ فقط ۳ مورد شورش دهقانی علیه کدخدای روستا ثبت شده است. شهرها به محلهها تقسیم میشدند و در هر محلهای یک کدخدا ریاست میکرد. شایانِ ذکر است که طبقهی ایلخانها و خانها و کدخداها بهواسطهی توانائیها و قابلیتهای خود در حفظ نظم و امنیت و صلح میانِ خانوارها، بهشکل عرفی از پائین به بالا توسط خانوارها برای اعمالِ اقتدار، انتخاب میشدند و اگر انتخاب شدنِ انها توسط حکومت بهرسمیت شناخته نمیشد یا گزینهای بهرسمیت شناخته میشد که اعتبار لازم میانِ خانوارها را نداشت، مردم با کنشهائی مانند عدم پرداخت مالیات، با حاکمیت مقابله میکردند. بهواسطهی این توانائیها و قابلیتها، ایلها و روستاها و محلهها در برابر دولت مرکزی، نسبتا استقلالِ اداریِ خود را حفظ میکردند. بهحق میتوان این طبقه را، طبقهی «اشراف طبیعی» نامید. در سال ۱۲۱۵ میلادی در انگلستان، پادشاه با صدور فرمانِ مگناکارتا، امنیت و ضمانت قانونیِ جان و مالِ اشراف زمیندار را بهرسمیت شمرد و صدور این فرمان تبدیل به سنگبنای ازادیهای مدرنِ غربی شد؛ اما در ایران در سال ۱۳۴۱ با صدور فرمانِ اصلاحات ارضی، حکومت پهلویِ دوم جنگ صلیبیِ گستردهای را علیه حق مالکیت طبقهی اشراف طبیعی اغاز کرد و با مصادرهی گستردهی املاک انها، موجودیت انها را به عنوانِ یک موجودیت مستقل از حکومت، نابود کرد و اتوریتهی دولتیِ خود را با منصوب کردنِ بوروکراتهای حکومت بهجای انها، تحکیم کرد. سیاستهای حکومت خاندانِ پهلوی که به اشتباه مدرنسازیِ ایران نامیده میشود، در واقع یک ستیز تمامعیار علیه ازادیهای مدرن بود»
@Iranian_Neocon
👍30👎11👏2🤮2❤1
Trumponomics (1).pdf
526.7 KB
📚ظهور ترامپ و تاثیر بر بازارهای مالی
✍🏻سبحان دانیالی
درامدی بر تاثیرات ترامپ بر بازارهای مالی و مقایسهی بازارها در دوران ریاست جمهوریِ او در کاخ سفید. این مقاله بهزودی از سایت "صدای میهن" نیز منتشر خواهد شد.
@Iranian_Neocon
✍🏻سبحان دانیالی
درامدی بر تاثیرات ترامپ بر بازارهای مالی و مقایسهی بازارها در دوران ریاست جمهوریِ او در کاخ سفید. این مقاله بهزودی از سایت "صدای میهن" نیز منتشر خواهد شد.
@Iranian_Neocon
🔥12👍2❤1👎1
«در ربعِ پایانیِ حکومت پهلویِ دوم، دولت در مسیر گفتمانِ ضدغرب و شتاب بخشیدن به ان گام نهاد؛ گفتمانی که پس از اندی توسط جمهوری اسلامی مجددا مفصلبندی شد و با حرارت بیشتری ترویج گردید. گفتمانِ ضدغرب جمهوری اسلامی نهتنها در گسست کامل از عناصر گفتمانیِ اواخر سلطنت پهلوی نبود، بلکه در حقیقت ادامهی همان گرایشهای سیاسی و اجتماعیِ قبلی که در گفتمانهای اواخر حکومت پهلوی وجود داشتند، بود»
«ژند شکیبی، غربانگاری و ایدئولوژیِ پهلویسم»
@Iranian_Neocon
«ژند شکیبی، غربانگاری و ایدئولوژیِ پهلویسم»
@Iranian_Neocon
👏25👍10❤4👎4🤮1
«بهگمان ادموند برک، سیاستمداران، تحت تاثیر فقرای نادان یا قدرتمندانِ گمراه، وسوسه میشوند که به بازار ازاد ناخنک بزنند. او گلایه داشت که فقرا، از ثروتمندان کینه به دل دارند بدون انکه نقش ثروتمندان را در انباشت سرمایه، بدانند؛ و از همینرو، مستعد اناند که بر ضد منافعِ خود عمل کنند. برک نامهی سرگشادهی خود را با هشداری بر ضد کسانی پایان داد که «قوانینِ تجارت را، که قوانینِ طبیعت و خداوندند، میشکنند»؛ برک در این نوشته نیز مانند نوشتههای دیگرش، روحیهای را به نمایش میگذارد که از روحیهی ادام اسمیت، محافظهکارانهتر است و حتی کمتر از او به مداخلهی حکومت در مناسبات اقتصادی، تمایل دارد»
«جری مولر، ذهن و بازار، صفحهی ۲۲۸-۲۲۷»
@Iranian_Neocon
«جری مولر، ذهن و بازار، صفحهی ۲۲۸-۲۲۷»
@Iranian_Neocon
❤🔥20👍2
«جیمز برنهام که از توافقِ هیتلر و استالین در سال ۱۹۳۹ خشمگین بود، تصمیم گرفت بهیکچشم به کمونیسم و نازیسم نگاه کند. در کتاب «نبرد دنیا»، او کمونیسم را بهعنوانِ یک جنبش توطئهامیز جهانی توصیف میکند که برای بهدست اوردنِ انحصار قدرت در عصر سقوط سرمایهداری، تلاش میکند. بهلحاظ سیاسی، اساس کمونیسم بر مبنای هراس و فریب تودهها بود؛ بهلحاظ اقتصادی، جمعگرا بود؛ بهلحاظ اجتماعی، یک نظام تمامیتخواهانه و استبدادی بود. او در ادامه، کمونیسم و فاشیسم را به دو مشتزن سنگینوزنِ حرفهای تشبیه میکند که برای رسیدن به عنوانِ قهرمانی، باهم رقابت میکنند و تنها فرقشان همین است؛ انها در ظاهر متفاوت بهنظر میرسند؛ اما هردو دارای ابزارها و اهداف مشابهیاند»
«دیوید برن، زندگینامهی فکریِ رونالد ریگان»
@Iranian_Neocon
«دیوید برن، زندگینامهی فکریِ رونالد ریگان»
@Iranian_Neocon
❤🔥20👍8
«دولت وثوقالدوله شروع کرد به استخدام مستشارانِ خارجیِ کشوری و لشکری و همینها بودند که عملا وزارتخانهها و اصلاح مالیهی کشور و تلاش برای تحقق ارزوی قدیمیِ ایجاد یک ارتش یکپارچه را پیش میبردند. با پشتیبانیِ مالیِ بریتانیا بهخصوص وجوهاتی که در زمانِ جنگ بر سرشان توافق شده بود، دولت ایران به موفقیتهای چندی رسید؛ بهخصوص در فرونشاندنِ ناارامیِ استانها. نهضت سرسخت جنگل، از عملیات مشترک ارتش منظم قزاقها و یگانهای ژاندارمری، ضربات سختی خورد. این نیروهای دولتی با پایانِ جنگ، از پشتیبانیِ لجستیک نیروهای بریتانیائی بهرهمند شده بودند»
«عباس امانت، تاریخ مدرنِ ایران، صفحهی ۴۵۷-۴۵۶»
@Iranian_Neocon
«عباس امانت، تاریخ مدرنِ ایران، صفحهی ۴۵۷-۴۵۶»
@Iranian_Neocon
❤🔥23👎5👍3
«نهادها، کارکردهائی داشتند که درگامنخست اشکار نبود، و کارکردهایشان تنها زمانی روشن میگشت که نهادها متلاشی میشدند و کارکردهای مثبت انها از دست میرفت. به تصریحِ ادموند برک، جوامع، پیچیدهاند و هرچند ناقص، پاسخگوی نیازهای عدیده و متنوع هستند و نهادهایشان، بهطرقی که همیشههم روشن نیست، بههم مربوط و متصلاند. امری که شاید از همه مهمتر باشد ان است که نواوری و ابداع، باید اهسته باشد؛ بهایندلیل که بخش بزرگی از کارامدیِ نهادها، ناشی از احترامیست که در طولِ زمان، برای انها ایجاد میشود. همین احترام است که موجب اطاعت اختیاری از قوانین و اداب و رسوم میشود. قوانین و اداب و رسومی که در غیاب انها، اطاعت یا باید متکی به تاملِ عقلانی باشد؛ منبعی غیرقابلاتکا؛ و یا متکی بر تهدید و اعمالِ زور. ازاینرو، بنا بر استدلال برک، نابود کردن نهادهای موروثی، عملی غیرمسئولانهست؛ بهویژه از انجهت که نهادهای جدید، صرفنظر از میزانِ استحکامشان، نمیتوانند جاذب همان میزان وفاداری و تعهدی باشند که به نهادهای قدیمیِ ریشهدار در تجربه، نشان داده میشد»
«جری مولر، ذهن و بازار، صفحهی ۲۵۰»
@Iranian_Neocon
«جری مولر، ذهن و بازار، صفحهی ۲۵۰»
@Iranian_Neocon
❤🔥17👍3👏1
Iranian Neo-conservative
رژه پیروزی آلمان نازی و شوروی در حمله به لهستان سال ۱۹۳۹ که منجر به عهدنامه مولوتف ریبنتروپ شد نازیسم جدا از کمونیسم نبوده و نخواهد بود. آن ها همانند استیک در ظاهر قهوه ای اما از درون سرخ(کمونیست) بودند. منبع:https://en.m.wikipedia.org/wiki/German%E2%80…
«استالین سخنانی میگفت از قبیلِ: لنین ناراحت است که خدا رفقائی مانند منشویکها برایش فرستاده است. واقعا اینها دیگر چه قومی هستند؛ مارتوف، اکسلرود_جهودهای ختنهشده! یا این زنک پیر، ورا زاسولیچ؛ از اینها نه در وقت جنگ خیری میرسد نه در وقت سور. قوم یهود فقط افراد پیمانشکنی بهوجود اورده که به درد مبارزه نمیخورند. منشویکها اقلیتی کاملا یهودی و بلشویکها روس هستند و از این رو برای ما بلشویکها فکر بدی نیست که در حزب، پاگروم [قتلعام و غارت یهودیان] بهپا کنیم»
#نازیسم_روی_دیگر_کمونیسم_است
«ادوارد رادزینسکی۲۰۰۳، استالین، صفحهی ۶۹»
@Iranian_Neocon
#نازیسم_روی_دیگر_کمونیسم_است
«ادوارد رادزینسکی۲۰۰۳، استالین، صفحهی ۶۹»
@Iranian_Neocon
👍29❤2
«پهلویِ دوم و هویدا به پیشنهاد رضا قطبی، تصمیم گرفتند که تلویزیونِ خصوصیِ متعلق به حبیبالله ثابت را جزو تلویزیونِ ملیِ ایران کنند. اینکار را بهنحو بسیار زشتی انجام دادند. بهاینمعنی که بدون داشتنِ هیچگونه مجوز قانونی، یکروز مسئولانِ تلویزیونِ ملیِ ایران، یا تصور میکنم بعضی از مقامهای انتظامی یا کسانی که زوری داشتند، به تلویزیونِ متعلق به ثابت ریختند و انجا را تصرف کردند و حتی اپارتمانِ خصوصیِ ثابت را با همهی مبل و اثاثیهای که در ان بود، مصادره کردند و پس از ان، قرار شد که وزیر اطلاعات، جواد منصور، لایحهی مربوط به الحاقِ این تلویزیون به تلویزیون ملیِ ایران را به مجلس ببرد. بهعبارت دیگر، بدون داشتنِ مجوز قانونی اقدام کردند و بعد، از مجلس مجوز گرفتند»
«علینقی عالیخانی، وزیر اقتصاد دورهی پهلویِ دوم در سالهای ۱۳۴۱-۱۳۴۸»
@Iranian_Neocon
«علینقی عالیخانی، وزیر اقتصاد دورهی پهلویِ دوم در سالهای ۱۳۴۱-۱۳۴۸»
@Iranian_Neocon
👍36🤬5👏2🔥1
Iranian Neo-conservative
«در همان سالهای فعالیت حزب رستاخیز و بهعنوان بخشی از نقشهی راه پوپولیستیِ ان، حکومت، کارزار تثبیت قیمتها را اغاز کرد. اقدامی در جهت کنترل تورم افسارگسیخته. هدف از اینکار، درمان مشکل تورم از راه تثبیت قیمت مصرفکننده در سطح خردهفروشی بود. این کارزار موجی…
بسیاری از وقایع و رویدادها ریشه در تاریخِ یک ملت دارند. وقتی سر نخ تئوریتوطئهپردازیها و دائیجانناپلئونیسم و شیونهای علیه غرب را میگیریم، با پارادوکسی به عمقِ تاریخ مواجه خواهیم شد که اختلاف تفکر انتقادیِ تودهها و دولت را نشان میدهد. در این ویدئو بشنویم نرخ تورم را از زبان خود پهلویِ دوم و علت تورم که شباهت بسیاری با تحلیل تودهها در مواجه با وقایعِ تاریخی و سیاسی دارد.
@Iranian_Neocon
@Iranian_Neocon
👍31👏4❤3🤣3
«روشنفکران و بازار داغ پستمدرنیسم و اتئیسم»
به قلم: سبحان دانیالی
«امروزه هرانچه از تمدن و هرانچه برای ما هنجار نامیده میشود بهطور کلی در اذهانِ عمومیِ تودهها دستخوش تغییر شده است. اموزهها و دستاوردهای اخلاق، بهطور کل زیر سوال رفته و روشنفکران که نانبهنرخروزخورهائی هستند که در طول تاریخ، به هر جهتی که باد به نفع انها وزیده بودهاند، هنجارهای اجتماعی را زیر سوال بردهاند که بدون انها حتی زندگیِ امروزی بهشکلِ فعلی ممکن نبوده است. به گفتهی هانس هرمان هوپه: «برای مبارزه با روشنفکری، هم به علم نیاز است و هم شجاعت!»؛ در عقاید روشنفکران، انچه ادیانِ ابراهیمی بهعنوان اسلوب تمدن نام بردهاند بهعنوان مثال: مالکیت خصوصی، خانواده، اخلاق و وجدان، نجابت و اعتقاد به خالق، نفی شده و از انها بهعنوانِ "ارتجاع" نام برده شده است. منظور از روشنفکر تنها تئوریسینهای مکاتب فرانکفورت و روانشناسانِ روانیای همانند کینزی و جان مانی نیستند. منظور تمام اقشار متعفنی هستند که امروزه در شبکههای اجتماعی و تریبونِ رسانهها که ان را ازادی بیانِ "بورژوائی"، بهقول خودشان، و محصولِ مالکیت خصوصی که سرمایهداری در اختیارشان گذاشته است میدانند، در عین وقاحت مشغول به لجنپراکنی علیه پایههای تمدنِ انسانی هستند. همانطور که پدر محافظهکاری، ادموند برک، خطاب به پارلمان گفته است «یک محافظهکار، در حین حفظ کردن، باید توانائیِ تغییر دادن هم داشته باشد»، بهعنوانِ یک محافظهکار، ایستادن بر علیه این تروریستهای اجتماعی وظیفهی تمام محافظانِ تمدن و ازادیست»
#Smash_cultural_Marxism
@Iranian_Neocon
به قلم: سبحان دانیالی
«امروزه هرانچه از تمدن و هرانچه برای ما هنجار نامیده میشود بهطور کلی در اذهانِ عمومیِ تودهها دستخوش تغییر شده است. اموزهها و دستاوردهای اخلاق، بهطور کل زیر سوال رفته و روشنفکران که نانبهنرخروزخورهائی هستند که در طول تاریخ، به هر جهتی که باد به نفع انها وزیده بودهاند، هنجارهای اجتماعی را زیر سوال بردهاند که بدون انها حتی زندگیِ امروزی بهشکلِ فعلی ممکن نبوده است. به گفتهی هانس هرمان هوپه: «برای مبارزه با روشنفکری، هم به علم نیاز است و هم شجاعت!»؛ در عقاید روشنفکران، انچه ادیانِ ابراهیمی بهعنوان اسلوب تمدن نام بردهاند بهعنوان مثال: مالکیت خصوصی، خانواده، اخلاق و وجدان، نجابت و اعتقاد به خالق، نفی شده و از انها بهعنوانِ "ارتجاع" نام برده شده است. منظور از روشنفکر تنها تئوریسینهای مکاتب فرانکفورت و روانشناسانِ روانیای همانند کینزی و جان مانی نیستند. منظور تمام اقشار متعفنی هستند که امروزه در شبکههای اجتماعی و تریبونِ رسانهها که ان را ازادی بیانِ "بورژوائی"، بهقول خودشان، و محصولِ مالکیت خصوصی که سرمایهداری در اختیارشان گذاشته است میدانند، در عین وقاحت مشغول به لجنپراکنی علیه پایههای تمدنِ انسانی هستند. همانطور که پدر محافظهکاری، ادموند برک، خطاب به پارلمان گفته است «یک محافظهکار، در حین حفظ کردن، باید توانائیِ تغییر دادن هم داشته باشد»، بهعنوانِ یک محافظهکار، ایستادن بر علیه این تروریستهای اجتماعی وظیفهی تمام محافظانِ تمدن و ازادیست»
#Smash_cultural_Marxism
@Iranian_Neocon
🔥27👍7👎6❤3👏2😁1
«برای مصرفکننده در اتحاد شوروی، هر کالائی به جز نان، کلم، سیبزمینی و ودکا، کالای لوکس محسوب میشد»
«Gronow, Jukka. Caviar with Champagne: Common Luxury and the Ideals of the Good Life in Stalin's Russia. p. 33»
@Iranian_Neocon
«Gronow, Jukka. Caviar with Champagne: Common Luxury and the Ideals of the Good Life in Stalin's Russia. p. 33»
@Iranian_Neocon
🤣41👍10🤯2😁1🤮1