«اکنون دموکراسی به انچه کینز تصور میکرد دست یافته بود: یعنی کشتار از روی ترحم رانتخواران. عبارت معروف کینز این بود که "همه در بلندمدت مردهایم" و این در حقیقت روحِ دموکراسیِ زمانهی ماست: یعنی همان لذتگرائیِ مبتنی بر زندگیِ حال. اگرچه این نمیتواند ما را از فکر کردن دربارهی زندگیمان منع کند، ولی حال این تفکر عمومیت یافته است. دموکراسی بهجای تجلیل از پرولتاریا، به پرولتاریزه کردنِ نخبگان و منحرف کردنِ ذهن و تفکر عموم منجر شده است»
«هانس هرمان هوپه، اشرافیت، سلطنت و دموکراسی»
@Iranian_Neocon
«هانس هرمان هوپه، اشرافیت، سلطنت و دموکراسی»
@Iranian_Neocon
👍23👎2❤🔥1😐1
«جیمز برنهام سیاست سد نفوذ [در برابر اتحاد شوروی] را بنابر دلایلِ اخلاقی رد میکرد. او به سیاست سد نفوذ بهدلیلِ ماهیت تدافعیاش حمله میکرد. او میگفت «سد نفوذ نمیتواند هدف غائیِ یک سیاست باشد. بهطور کلی، یک سیاست تدافعی هرگز برنده نیست»؛ ایالات متحده باید بهدنبالِ ازاد کردن باشد؛ حتی با توسل به زور»
«دیوید برن، زندگینامهی فکریِ رونالد ریگان»
@Iranian_Neocon
«دیوید برن، زندگینامهی فکریِ رونالد ریگان»
@Iranian_Neocon
❤🔥20👍2🤮1
«هرگز نباید عقلِ شهروندان را بهدست ادیبان سپرد؛ زیرا با ذهنیت رمانتیک و فهم ناچیزی که از امر مهیب سیاست دارند، درهای جهنم را به روی مردم باز میکنند»
«الکسی دوتوکویل»
@Iranian_Neocon
«الکسی دوتوکویل»
@Iranian_Neocon
👏37👍19❤3
«[از نگاه ادموند برک] هیچوقت نمیتوان میراث گذشتهی جامعه را یکسره کنار گذاشت؛ حال و اینده، مقید به گذشته است. بهعلاوه، نابرابریهای اجتماعی، طبیعیست. مالکیت، محصولِ نظم طبیعیِ امور و اشیاست؛ صاحبانِ مال و مکنت، پاسدارانِ سنتهای جامعه بهشمار میایند. توانگران، بهتر و عاقلانهتر از تهیدستان تصمیم میگیرند؛ زیرا امکانِ دستیابیشان به اگاهی و دانش بیشتر است؛ بنابراین، ثروتمندان رهبریِ طبیعیِ جامعه را در دست دارند. از حیث اصولِ محافظهکاری، ثروت موروثی و ثروت مکتسب هردو محترماند. ازهمینرو، ادموند برک استدلال میکرد که دخالت دولت در امور اقتصادی، نظام طبیعیِ جامعه را بههم میریزد»
«حسین بشیریه، تاریخ اندیشههای سیاسی در قرن بیستم، لیبرالیسم و محافظهکاری، صفحهی ۲۲۶»
@Iranian_Neocon
«حسین بشیریه، تاریخ اندیشههای سیاسی در قرن بیستم، لیبرالیسم و محافظهکاری، صفحهی ۲۲۶»
@Iranian_Neocon
❤🔥22👍8👎2
Iranian Neo-conservative
«در قرون وسطی، فئودالها و شاهان تنها با رضایت خاطر مالیاتدهندگان میتوانستند مالیات بگیرند و مردم در زمینهایشان تصمیمگیرنده نهایی و ازاد و حاکم بر زندگی خود بودند. اخذ مالیات بدون رضایت "غصب" قلمداد میشد. شاه نیز تابع و مطیع قانون و از نجیبترین افراد…
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
«شش افسانه دربارهی قرون وسطی»
پروفسور استفانی هونچل اسمیت
از دانشگاه دیکینسون
انچه دربارهی قرون وسطی میدانیم اغلب شایعات و سیاهنمائیهائی هستند که روشنفکران عصر روشنگری ان را توصیف کردند و از ان به عنوان "دوران تاریک" یاد کردهاند. در این ویدئو به این شایعات و سیاهنمائیها پرداخته شده و پاسخ داده شده است
@Iranian_Neocon
پروفسور استفانی هونچل اسمیت
از دانشگاه دیکینسون
انچه دربارهی قرون وسطی میدانیم اغلب شایعات و سیاهنمائیهائی هستند که روشنفکران عصر روشنگری ان را توصیف کردند و از ان به عنوان "دوران تاریک" یاد کردهاند. در این ویدئو به این شایعات و سیاهنمائیها پرداخته شده و پاسخ داده شده است
@Iranian_Neocon
👏21👎4🤮2❤1👍1
«در اغاز قرن ۱۹، ایران از اقتصاد جهانی کاملا برکنار و جدا بود اما در پایانِ سده، کاملا در مسیر ادغام در شبکهی اروپائیِ تجارت بینالمللی قرار گرفته بود»
«یرواند ابراهامیان، ایران بین دو انقلاب، صفحهی ۶۷»
@Iranian_Neocon
«یرواند ابراهامیان، ایران بین دو انقلاب، صفحهی ۶۷»
@Iranian_Neocon
❤🔥22👍4🤣2👎1
«احتمالا سردار سپه، دولت فعلی یا دولتهای بعدی را بهزور اسلحه برکنار میکند»
«نوشتهی جیمز مونسریف بالفور، عضو هیئت مستشاریِ انگلستان در ایران در دورهی قاجار، ۳ سال قبل از قدرتگیریِ پهلویِ اول»
@Iranian_Neocon
«نوشتهی جیمز مونسریف بالفور، عضو هیئت مستشاریِ انگلستان در ایران در دورهی قاجار، ۳ سال قبل از قدرتگیریِ پهلویِ اول»
@Iranian_Neocon
👏21👍5❤4🤬1
«در اروپا یا ایالات متحده، بحث درمورد موثرترین روشها برای ریشهکن کردنِ فقر، گرسنگی، کار کودکان و سایر مشکلات، تحت تاثیر ایدههای سادهلوحاله قرار گرفته است. برخی از افراد، از خرید محصولاتی که با مشارکت کار کودکان کارگر تولید شدهاند، خودداری میکنند؛ اما اغلبِ "پیروزیهای" علیه کار کودکان که توسط "کنشگران" جشن گرفته میشود، در واقع وضعیت را برای مردم کشورهای فقیر، بدتر کردهاند. یوهان نوربرگ مثال زیر را نقل میکند: در سال ۱۹۹۲ فاش شد خردهفروش امریکائی والمارت، لباسهائی را میخرید که توسط کار کودکان تولید شدهاند. سپس کنگرهی ایالات متحده تهدید کرد واردات از کشورهائی که از کار کودکان استفاده میکنند را ممنوع خواهد کرد. در نتیجهی ان تهدید، بلافاصله هزاران کودک در بنگلادش از صنایعِ نساجی اخراج شدند. مشخص شد بسیاری از انها به مشاغلِ خطرناکتر و کمدرامدتر رفتهاند و در موارد متعددی به روسپیگری روی اوردهاند. به گفتهی یونیسف، تحریم مشابهی در صنعت فرش نپال باعث شد بیش از ۵۰۰۰ دختر مجبور به تنفروشی شوند»
«راینر زیتلمن، در دفاع از سرمایهداری، صفحهی ۴۷»
@Iranian_Neocon
«راینر زیتلمن، در دفاع از سرمایهداری، صفحهی ۴۷»
@Iranian_Neocon
👏25👍5❤3
Iranian Neo-conservative
«باتوجه به اینکه نفتِ ایران، یک درامد بیست میلیارد دلاری در سال داشت و من حساب کردم، خود این درامد در عرض پنج سال، صد میلیارد دلار، یک برنامهای بود که هندوستان با جمعیتی حدود بیست برابر جمعیت ایران، چنین برنامهای را نداشت! در حالی که ایران با توجه به یک…
«علت رفتنِ من این بود که از موقعی که در بانک ملی بودم، با شاه [پهلویِ دوم] تماس داشتم؛ عقیدهام این بود که عایدات نفت باید منحصرا خرجِ عمران بشود؛ یک شاهیاش نباید خرجِ دیگری بشود. سالها بود این حرف را میزدم از روز اول. یکروزی در سالِ ۱۹۴۹ شاه به من گفتش که_من میرفتم برای جلسهی بانک_گفتش که شما راجع به روابط ایران و امریکا با امریکائیها صحبت بکنید. گفتم اعلیحضرت، چشم، میکنم اما قبل از این، میل دارم بگویم باید پول نفت منحصرا خرجِ برنامهی عمرانی بشود. ایران احتیاج به ارتش ندارد بیش از انچه که برای امنیت داخلی لازم دارد. اگر دوستانِ غربی معتقدند که ارتش ایران باید مهمتر از این باشد، باید تفاوتش را خودشان بدهند نه اینکه ما از پول نفت بدهیم. تلگرافی از علاء به من رسید، ان را خواندم که نوشته بود که "خاطر خطیر ملوکانه رنجش پیدا کردهاند از این که اقای ابتهاج چنین اظهاراتی کرده و شما هم سکوت کردید و تایید کردید»
«ابوالحسن ابتهاج، ریاست بانک ملی، سفیر ایران در فرانسه و مدیرعاملِ سازمان برنامه ۱۳۳۵»
@Iranian_Neocon
«ابوالحسن ابتهاج، ریاست بانک ملی، سفیر ایران در فرانسه و مدیرعاملِ سازمان برنامه ۱۳۳۵»
@Iranian_Neocon
👏26👎10👍8🤮3🤬2❤1
«[در دورهی مرکانتیلیسم] در سرزمینِ مادریِ ادموند برک، ایرلند، تجارت و تولید محدود شده بود و این بهدلیلِ منافعی بود که انگلستان از این طریق، میبرد. در همین حال، ان تولیدات و صادرات ایرلندی که ممکن بود با کالاهای بریتانیائی رقابت کنند، به حکم قانون ممنوع اعلام شده بود. برک در همان حال که بهعنوانِ نمایندهی شهر تجاریِ بریستول در پارلمان فعالیت میکرد، برای برداشتنِ اینگونه محدودیتها بر تجارت ایرلند، میجنگید. به نوشتهی برک: به برکت جهانِ تجاریست که ثروت همهجا پیدا میشود»
«جری مولر، ذهن و بازار، صفحهی ۲۲۲ و ۲۲۳»
@Iranian_Neocon
«جری مولر، ذهن و بازار، صفحهی ۲۲۲ و ۲۲۳»
@Iranian_Neocon
❤🔥19👍3❤1
«هدف واقعیِ انقلاب فرانسه، گسستنِ همهی پیوندهای طبیعی و مدنیِ تنظیمکننده و نگهدارندهی جامعه از طریقِ یک رشته فرمانبریها، برانگیختنِ سربازان علیه افسران، خدمتکاران علیه اربابان، بازرگانان علیه مشتریان، صنعتگران علیه کارفرمایان، مستاجران علیه مالکان، کشیشها علیه اسقفها و فرزندان علیه والدین است»
«ادموند برک»
@Iranian_Neocon
«ادموند برک»
@Iranian_Neocon
❤🔥21👍13🤮2❤1🤣1
«دربارهی نظام ملوکالطوایفی و سلسلهمراتب»
به قلم: آیدین باقری
«سلسلهمراتبها، ضامنِ ازادیِ جامعه هستند. در ممالک محروسهی ایران، جامعهی ایرانی به ایلها، روستاها و محلهها تقسیم میشد. سلسلهمراتبِ ایلها از پائین به بالا شاملِ خانوار، عشیره، طایفه و ایل میشد که ریاست عشیرهها و طایفهها و ایلها بهترتیب برعهدهی کدخداها، خانها و ایلخانها بود و وظیفهی انها، تقسیم اب و زمین میانِ خانوارها بود. سلسلهمراتبِ روستاها شاملِ خانوار و کدخدا میشد؛ کدخدا بهعنوانِ یک زمیندار خرد، بر روستا ریاست میکرد و از دهقانان، اجارهی ملک دریافت میکرد. یک وجهتمایز نظام ملوکالطوایفیِ ایرانی نسبت به فئودالیسم اروپائی این بود که در این نظام، دهقانان مانند سرفهای اروپائی وابسته به زمین نبودند و میتوانستند به روستاهای دیگری بروند و تحت قیمومت کدخدای دیگری قرار گیرند؛ بههمیندلیل در تمام قرن ۱۹ فقط ۳ مورد شورش دهقانی علیه کدخدای روستا ثبت شده است. شهرها به محلهها تقسیم میشدند و در هر محلهای یک کدخدا ریاست میکرد. شایانِ ذکر است که طبقهی ایلخانها و خانها و کدخداها بهواسطهی توانائیها و قابلیتهای خود در حفظ نظم و امنیت و صلح میانِ خانوارها، بهشکل عرفی از پائین به بالا توسط خانوارها برای اعمالِ اقتدار، انتخاب میشدند و اگر انتخاب شدنِ انها توسط حکومت بهرسمیت شناخته نمیشد یا گزینهای بهرسمیت شناخته میشد که اعتبار لازم میانِ خانوارها را نداشت، مردم با کنشهائی مانند عدم پرداخت مالیات، با حاکمیت مقابله میکردند. بهواسطهی این توانائیها و قابلیتها، ایلها و روستاها و محلهها در برابر دولت مرکزی، نسبتا استقلالِ اداریِ خود را حفظ میکردند. بهحق میتوان این طبقه را، طبقهی «اشراف طبیعی» نامید. در سال ۱۲۱۵ میلادی در انگلستان، پادشاه با صدور فرمانِ مگناکارتا، امنیت و ضمانت قانونیِ جان و مالِ اشراف زمیندار را بهرسمیت شمرد و صدور این فرمان تبدیل به سنگبنای ازادیهای مدرنِ غربی شد؛ اما در ایران در سال ۱۳۴۱ با صدور فرمانِ اصلاحات ارضی، حکومت پهلویِ دوم جنگ صلیبیِ گستردهای را علیه حق مالکیت طبقهی اشراف طبیعی اغاز کرد و با مصادرهی گستردهی املاک انها، موجودیت انها را به عنوانِ یک موجودیت مستقل از حکومت، نابود کرد و اتوریتهی دولتیِ خود را با منصوب کردنِ بوروکراتهای حکومت بهجای انها، تحکیم کرد. سیاستهای حکومت خاندانِ پهلوی که به اشتباه مدرنسازیِ ایران نامیده میشود، در واقع یک ستیز تمامعیار علیه ازادیهای مدرن بود»
@Iranian_Neocon
به قلم: آیدین باقری
«سلسلهمراتبها، ضامنِ ازادیِ جامعه هستند. در ممالک محروسهی ایران، جامعهی ایرانی به ایلها، روستاها و محلهها تقسیم میشد. سلسلهمراتبِ ایلها از پائین به بالا شاملِ خانوار، عشیره، طایفه و ایل میشد که ریاست عشیرهها و طایفهها و ایلها بهترتیب برعهدهی کدخداها، خانها و ایلخانها بود و وظیفهی انها، تقسیم اب و زمین میانِ خانوارها بود. سلسلهمراتبِ روستاها شاملِ خانوار و کدخدا میشد؛ کدخدا بهعنوانِ یک زمیندار خرد، بر روستا ریاست میکرد و از دهقانان، اجارهی ملک دریافت میکرد. یک وجهتمایز نظام ملوکالطوایفیِ ایرانی نسبت به فئودالیسم اروپائی این بود که در این نظام، دهقانان مانند سرفهای اروپائی وابسته به زمین نبودند و میتوانستند به روستاهای دیگری بروند و تحت قیمومت کدخدای دیگری قرار گیرند؛ بههمیندلیل در تمام قرن ۱۹ فقط ۳ مورد شورش دهقانی علیه کدخدای روستا ثبت شده است. شهرها به محلهها تقسیم میشدند و در هر محلهای یک کدخدا ریاست میکرد. شایانِ ذکر است که طبقهی ایلخانها و خانها و کدخداها بهواسطهی توانائیها و قابلیتهای خود در حفظ نظم و امنیت و صلح میانِ خانوارها، بهشکل عرفی از پائین به بالا توسط خانوارها برای اعمالِ اقتدار، انتخاب میشدند و اگر انتخاب شدنِ انها توسط حکومت بهرسمیت شناخته نمیشد یا گزینهای بهرسمیت شناخته میشد که اعتبار لازم میانِ خانوارها را نداشت، مردم با کنشهائی مانند عدم پرداخت مالیات، با حاکمیت مقابله میکردند. بهواسطهی این توانائیها و قابلیتها، ایلها و روستاها و محلهها در برابر دولت مرکزی، نسبتا استقلالِ اداریِ خود را حفظ میکردند. بهحق میتوان این طبقه را، طبقهی «اشراف طبیعی» نامید. در سال ۱۲۱۵ میلادی در انگلستان، پادشاه با صدور فرمانِ مگناکارتا، امنیت و ضمانت قانونیِ جان و مالِ اشراف زمیندار را بهرسمیت شمرد و صدور این فرمان تبدیل به سنگبنای ازادیهای مدرنِ غربی شد؛ اما در ایران در سال ۱۳۴۱ با صدور فرمانِ اصلاحات ارضی، حکومت پهلویِ دوم جنگ صلیبیِ گستردهای را علیه حق مالکیت طبقهی اشراف طبیعی اغاز کرد و با مصادرهی گستردهی املاک انها، موجودیت انها را به عنوانِ یک موجودیت مستقل از حکومت، نابود کرد و اتوریتهی دولتیِ خود را با منصوب کردنِ بوروکراتهای حکومت بهجای انها، تحکیم کرد. سیاستهای حکومت خاندانِ پهلوی که به اشتباه مدرنسازیِ ایران نامیده میشود، در واقع یک ستیز تمامعیار علیه ازادیهای مدرن بود»
@Iranian_Neocon
👍30👎11👏2🤮2❤1
Trumponomics (1).pdf
526.7 KB
📚ظهور ترامپ و تاثیر بر بازارهای مالی
✍🏻سبحان دانیالی
درامدی بر تاثیرات ترامپ بر بازارهای مالی و مقایسهی بازارها در دوران ریاست جمهوریِ او در کاخ سفید. این مقاله بهزودی از سایت "صدای میهن" نیز منتشر خواهد شد.
@Iranian_Neocon
✍🏻سبحان دانیالی
درامدی بر تاثیرات ترامپ بر بازارهای مالی و مقایسهی بازارها در دوران ریاست جمهوریِ او در کاخ سفید. این مقاله بهزودی از سایت "صدای میهن" نیز منتشر خواهد شد.
@Iranian_Neocon
🔥12👍2❤1👎1
«در ربعِ پایانیِ حکومت پهلویِ دوم، دولت در مسیر گفتمانِ ضدغرب و شتاب بخشیدن به ان گام نهاد؛ گفتمانی که پس از اندی توسط جمهوری اسلامی مجددا مفصلبندی شد و با حرارت بیشتری ترویج گردید. گفتمانِ ضدغرب جمهوری اسلامی نهتنها در گسست کامل از عناصر گفتمانیِ اواخر سلطنت پهلوی نبود، بلکه در حقیقت ادامهی همان گرایشهای سیاسی و اجتماعیِ قبلی که در گفتمانهای اواخر حکومت پهلوی وجود داشتند، بود»
«ژند شکیبی، غربانگاری و ایدئولوژیِ پهلویسم»
@Iranian_Neocon
«ژند شکیبی، غربانگاری و ایدئولوژیِ پهلویسم»
@Iranian_Neocon
👏25👍10❤4👎4🤮1
«بهگمان ادموند برک، سیاستمداران، تحت تاثیر فقرای نادان یا قدرتمندانِ گمراه، وسوسه میشوند که به بازار ازاد ناخنک بزنند. او گلایه داشت که فقرا، از ثروتمندان کینه به دل دارند بدون انکه نقش ثروتمندان را در انباشت سرمایه، بدانند؛ و از همینرو، مستعد اناند که بر ضد منافعِ خود عمل کنند. برک نامهی سرگشادهی خود را با هشداری بر ضد کسانی پایان داد که «قوانینِ تجارت را، که قوانینِ طبیعت و خداوندند، میشکنند»؛ برک در این نوشته نیز مانند نوشتههای دیگرش، روحیهای را به نمایش میگذارد که از روحیهی ادام اسمیت، محافظهکارانهتر است و حتی کمتر از او به مداخلهی حکومت در مناسبات اقتصادی، تمایل دارد»
«جری مولر، ذهن و بازار، صفحهی ۲۲۸-۲۲۷»
@Iranian_Neocon
«جری مولر، ذهن و بازار، صفحهی ۲۲۸-۲۲۷»
@Iranian_Neocon
❤🔥20👍2
«جیمز برنهام که از توافقِ هیتلر و استالین در سال ۱۹۳۹ خشمگین بود، تصمیم گرفت بهیکچشم به کمونیسم و نازیسم نگاه کند. در کتاب «نبرد دنیا»، او کمونیسم را بهعنوانِ یک جنبش توطئهامیز جهانی توصیف میکند که برای بهدست اوردنِ انحصار قدرت در عصر سقوط سرمایهداری، تلاش میکند. بهلحاظ سیاسی، اساس کمونیسم بر مبنای هراس و فریب تودهها بود؛ بهلحاظ اقتصادی، جمعگرا بود؛ بهلحاظ اجتماعی، یک نظام تمامیتخواهانه و استبدادی بود. او در ادامه، کمونیسم و فاشیسم را به دو مشتزن سنگینوزنِ حرفهای تشبیه میکند که برای رسیدن به عنوانِ قهرمانی، باهم رقابت میکنند و تنها فرقشان همین است؛ انها در ظاهر متفاوت بهنظر میرسند؛ اما هردو دارای ابزارها و اهداف مشابهیاند»
«دیوید برن، زندگینامهی فکریِ رونالد ریگان»
@Iranian_Neocon
«دیوید برن، زندگینامهی فکریِ رونالد ریگان»
@Iranian_Neocon
❤🔥20👍8
«دولت وثوقالدوله شروع کرد به استخدام مستشارانِ خارجیِ کشوری و لشکری و همینها بودند که عملا وزارتخانهها و اصلاح مالیهی کشور و تلاش برای تحقق ارزوی قدیمیِ ایجاد یک ارتش یکپارچه را پیش میبردند. با پشتیبانیِ مالیِ بریتانیا بهخصوص وجوهاتی که در زمانِ جنگ بر سرشان توافق شده بود، دولت ایران به موفقیتهای چندی رسید؛ بهخصوص در فرونشاندنِ ناارامیِ استانها. نهضت سرسخت جنگل، از عملیات مشترک ارتش منظم قزاقها و یگانهای ژاندارمری، ضربات سختی خورد. این نیروهای دولتی با پایانِ جنگ، از پشتیبانیِ لجستیک نیروهای بریتانیائی بهرهمند شده بودند»
«عباس امانت، تاریخ مدرنِ ایران، صفحهی ۴۵۷-۴۵۶»
@Iranian_Neocon
«عباس امانت، تاریخ مدرنِ ایران، صفحهی ۴۵۷-۴۵۶»
@Iranian_Neocon
❤🔥23👎5👍3