«مواضعِ تاریخیِ بریتانیا و روسیه در برابر ایران»
به قلم: آیدین باقری
«میتوان با قطعیت گفت که روسیه از دورهی پتر کبیر بهدنبالِ ضمیمه کردنِ ایران به خاک امپراتوریِ توسعهطلب خود بوده؛ اما نکتهای که امروزه در جریانِ غالب تاریخنگاریِ ایران گفته نمیشود این است که از دورهی جنگهای ناپلئونی تا ابتدای دورهی استبداد رضاشاهی، بریتانیا متحد سنتیِ ایران در برابر تجاوزات بیوقفهی روسیه قلمداد میشد. در سراسر قرن ۱۹، تجارت بریتانیا در سواحلِ جنوب کشور و بهخصوص در نیمهی دوم قرنِ ۱۹، اهمیت حفاظت از هند در برابر توسعهطلبیِ روسیه باعث استحکام اتحاد بریتانیا با دولت حاکم ایران میشد. از نیمهی دوم قرنِ ۱۹ سیاست رسمیِ بریتانیا این بود که حفظ تمامیت ارضیِ ایران در برابر روسیه لازمهی حفظ سلطهی تاجوتخت بر هند میباشد. در قرارداد ۱۹۰۷ که غالبا به عنوانِ یک نقطهی تاریک در تاریخ ایران یاد میشود، بریتانیا با حفظ جنوب ایران به عنوان یک حوزهی نفوذ و نهبهعنوانِ یک مستعمره، حفظ تمامیت ارضیِ ایران در برابر توسعهطلبیِ وحشیانهی روسیه و کاستن از شدت اقدامات مخرب انها را تضمین کرد. همانگونه که جیمز مونسریف بالفور، عضو هیئت مستشاریِ انگلستان در ایران دربارهی قرارداد ۱۹۰۷ میگوید «قرارداد از نگاه عاقدانِ ان صرفا راهی برای حلوفصل مسائل برجستهی بینِ دو دولت بود؛ بههیچوجه به تجزیهی ایران فکر نمیکردند»؛ دربارهی قرارداد ۱۹۱۹ لازم بهذکر است که بریتانیا در برابر دریافت عواید گمرکیِ ایران، مفادی از قبیلِ اصلاحات و مدرنسازیِ اداریِ ایران، تاسیس خط راهاهن سراسری و سرمایهگذاری در زیرساختهای اقتصادی و تجاریِ ایران را تضمین میکرد که متاسفانه با فرصتسوزیِ تاریخیِ ایرانیان و خیانتهای مشروطهخواهان و مجلس چهارم، این قرارداد به مرحلهی اجرائی نرسید»
@Iranian_Neocon
به قلم: آیدین باقری
«میتوان با قطعیت گفت که روسیه از دورهی پتر کبیر بهدنبالِ ضمیمه کردنِ ایران به خاک امپراتوریِ توسعهطلب خود بوده؛ اما نکتهای که امروزه در جریانِ غالب تاریخنگاریِ ایران گفته نمیشود این است که از دورهی جنگهای ناپلئونی تا ابتدای دورهی استبداد رضاشاهی، بریتانیا متحد سنتیِ ایران در برابر تجاوزات بیوقفهی روسیه قلمداد میشد. در سراسر قرن ۱۹، تجارت بریتانیا در سواحلِ جنوب کشور و بهخصوص در نیمهی دوم قرنِ ۱۹، اهمیت حفاظت از هند در برابر توسعهطلبیِ روسیه باعث استحکام اتحاد بریتانیا با دولت حاکم ایران میشد. از نیمهی دوم قرنِ ۱۹ سیاست رسمیِ بریتانیا این بود که حفظ تمامیت ارضیِ ایران در برابر روسیه لازمهی حفظ سلطهی تاجوتخت بر هند میباشد. در قرارداد ۱۹۰۷ که غالبا به عنوانِ یک نقطهی تاریک در تاریخ ایران یاد میشود، بریتانیا با حفظ جنوب ایران به عنوان یک حوزهی نفوذ و نهبهعنوانِ یک مستعمره، حفظ تمامیت ارضیِ ایران در برابر توسعهطلبیِ وحشیانهی روسیه و کاستن از شدت اقدامات مخرب انها را تضمین کرد. همانگونه که جیمز مونسریف بالفور، عضو هیئت مستشاریِ انگلستان در ایران دربارهی قرارداد ۱۹۰۷ میگوید «قرارداد از نگاه عاقدانِ ان صرفا راهی برای حلوفصل مسائل برجستهی بینِ دو دولت بود؛ بههیچوجه به تجزیهی ایران فکر نمیکردند»؛ دربارهی قرارداد ۱۹۱۹ لازم بهذکر است که بریتانیا در برابر دریافت عواید گمرکیِ ایران، مفادی از قبیلِ اصلاحات و مدرنسازیِ اداریِ ایران، تاسیس خط راهاهن سراسری و سرمایهگذاری در زیرساختهای اقتصادی و تجاریِ ایران را تضمین میکرد که متاسفانه با فرصتسوزیِ تاریخیِ ایرانیان و خیانتهای مشروطهخواهان و مجلس چهارم، این قرارداد به مرحلهی اجرائی نرسید»
@Iranian_Neocon
👏22🤮7🤣6👍4👎3😁2
«فرانسویها در برابر هر امتیازی مقاومت کردند؛ انقلاب انها علیه امنیت بود و دستی که به مهر، لطف و حفاظت دراز شده بود، پس زدند. انها مجازات خود را در نتیجهی عمل خود یافتند: قوانین و محاکم تعطیل شدند؛ صنایع از کار باز ماندند؛ بازرگانی به ورشکستگی افتاد؛ دستمزدها پرداختناشده باقی ماند و مردم فقیرتر شدند؛ کلیسا غارت شد و دولت بهبودی حاصل نکرد؛ هرجومرجِ مدنی و نظامی، شکلدهندهی قانون اساسیِ کشور شد»
«ادموند برک»
@Iranian_Neocon
«ادموند برک»
@Iranian_Neocon
👍25👎6
«در نیمهی دوم قرنِ ۱۹، پروژههای مدرنسازیِ گزینشی، بهخصوص ایجاد شبکهی تلگراف و نظام بانکداریِ مدرن، زمینهی تشکیل بازار ملی را فراهم کردند»
«عباس امانت»
@Iranian_Neocon
«عباس امانت»
@Iranian_Neocon
❤🔥22🤣5👍2👎2
«علیرغم همهی شایعات شبهعلمی درمورد ازدواج با اسیر و کتک زدن زن غارنشین با چماقِ مرد غارنشین، میتوان اشاره کرد که به محض اینکه فمینیسم به یک فریاد رایج تبدیل شد، تاکید شد که تمدنِ بشری در مرحلهی اول مادرسالاری بود. ظاهراً این زنِ غارنشین بود که چماق را حمل میکرد!»
«جی کی چسترتون، مرد ابدی، فصل ۳، "قدمت تمدن"»
@Iranian_Neocon
«جی کی چسترتون، مرد ابدی، فصل ۳، "قدمت تمدن"»
@Iranian_Neocon
👍28😁9👎2
«ویژگیهای برجستهی بردهداری در ایالات متحده این است که برخلاف بردگانِ کارائیب یا سرفهای روسیه، بسیاری از بردگانِ جنوبی در قطعات کوچک زمین با اربابان در اقامتگاههایشان زندگی میکردند. اربابان نام بردههایشان را میدانستند؛ زادوولد، زناشوئی و مرگشان را ثبت میکردند و مهمانیهائی برای بزرگداشت این روزها میگرفتند. تعاملِ شخصی بینِ ارباب و برده بینظیر بود. توماس دیو، توجیهگر بردهداری نوشت: تنها روابط شوهر و زن، والدین و کودک، و برادر و خواهر، نزدیکتر از رابطهی ارباب و برده بود»
«کوری رابین، ذهنِ ارتجاعی»
@Iranian_Neocon
«کوری رابین، ذهنِ ارتجاعی»
@Iranian_Neocon
❤🔥21😁9👍7🤣6👎2🔥1
«از دیدگاه محافظهکاران، انسانها طبعا از حیث توانائی و استعداد باهم متفاوتاند. نابرابریِ اجتماعی و اقتصادی، پدیدهای طبیعیست و هر کوششی برای از میان برداشتنِ نابرابری، به شکست خواهد انجامید؛ زیرا نابرابری ریشه در طبعِ انسان دارد. نابرابریهای اجتماعی لازمهی رشد و پیشرفت جامعهست و نفس امکانِ نابرابر بودن با دیگران، انگیزهی کار و تلاش فردیست. از لحاظ سیاسی، کوشش برای ایجاد برابریِ مصنوعی در جامعه به استبداد میانجامد. بر پایهی منطقِ نابرابریهای طبیعی و اجتماعی، همواره نخبگان و برگزیدگان در حوزههای گوناگونِ جامعه وجود دارند و ازهمینرو، جامعه ضرورتا سلسلهمراتبی است»
«حسین بشیریه»
@Iranian_Neocon
«حسین بشیریه»
@Iranian_Neocon
👏21👍9🔥1😁1🤬1
«پیش از فرمانِ دولتی مبنی بر کاهش کنترلِ اجارهها، برخی از مالکانِ اپارتمان در سانتامونیکا [کالیفرنیا] که واحدهای یکخوابه و دوخوابهی خود را به افراد کمدرامد و حتی دریافتکنندهی کمکهای رفاهیِ دولت اجاره میدادند، بهجای انکه خانههای خود را اجاره دهند، خالی میگذاشتند زیرا اجارههای ناچیزی که از مستاجران میگرفتند حتی هزینههای عملیاتیِ ساختمان را تامین نمیکرد. مالک یک ساختمانِ متروکهی هجده واحدی، رفیقیست که احساس خود را روی دیوار ساختمانِ خود نوشته است: "میخوام این خرابشده رو بکوبم و خراب کنم ولی برادر بزرگتر [اشاره به دیکتاتور در رمانِ معروف ۱۹۸۴ جورج اورول یا بهعبارتی شخص کمونیست] اجازه نمیده". کشورهای کمونیستی نیز از داستانِ کنترلِ اجاره مستثنی نیستند. وزیر امور خارجهی ویتنام، نگوین کو تاچ، اعتراف کرد: "امریکائیها نتوانستند هانوی را نابود کنند ولی ما با اجارههای بسیار پائین، شهر خودمان را نابود کردیم، ما به این نتیجه رسیدیم که این عمل، احمقانه بوده و باید سیاست خود را تغییر دهیم"»
«داگلاس نورث، دانشگاه تا بازار»
@Iranian_Neocon
«داگلاس نورث، دانشگاه تا بازار»
@Iranian_Neocon
👍31👎1🔥1
«همهی موفقیتها و پیشرفتها نهفقط بهدست انسانهای توانا و نهقطعا گروههای انسانی، بلکه بهواسطهی مبارزهی انسان با تودهی عوام بهدست امده است»
«این رند»
@Iranian_Neocon
«این رند»
@Iranian_Neocon
❤🔥17👍7👏2👎1
«پهلویِ دوم انقدر اعتمادبهنفس داشت که همزمان با ملیسازیِ صنایعِ نفتی که نخست در دیگر کشورهای عضو اوپک مانند عراق اجرا شد، قرارداد ۱۳۳۳ را دوسال قبل از سررسید ان ملغی کرد [در سالِ ۱۳۵۲]؛ این حرکت برای مقاصد داخلی، ملیسازی نام گرفت؛ ملیسازیِ سوم پس از ملیسازیهای سالهای ۱۳۱۲ و ۱۳۲۸»
«عباس امانت»
@Iranian_Neocon
«عباس امانت»
@Iranian_Neocon
🤮20👍9👏4❤1
[در نظام قاجاری] گروههای محلی استقلالِ اداریِ خود را حفظ میکنند. لرد کرزن، در اثر جامع خود دربارهی ایران اشاره میکند که تمیز دادنِ نظام سنتیِ خودگردانی از شیوه نوینِ نمایندگیِ سیاسی، دشوار بود. سر جان مالکوم نیز بر این امر تاکید میکند که اگرچه ظاهرا همهی مقامات را شاه رسما منصوب کرده است، در واقع این صدای مردم بود که روسای محلی را مشخص میکرد. سر جان مالکوم مینویسد «حقیقت این است که این حکمرانان معمولا نمایندهی مردم هستند و اغلب از روی اجبار و ناچاریست که ابزار ظلم و ستم میشوند، زیرا ارتقا و بقای انها در مقامشان به محبوبیت داشتن در بینِ همین مردم محلی بستگی دارد. در هر شهر و روستا، بازرگانان، استادکاران و کارگرانِ مزدور، هرکدام رئیس و یا حتی نمایندهای دارند که مسئولِ حفظ منافعِ طبقهاش است و هرنوع ارتباط با والیِ شهر توسط او انجام میگیرد. [والیِ شهر] را جامعهای که بدان تعلق دارد انتخاب میکند و توسط شاه منصوب میشود. او بهندرت از کار برکنار میشود مگر در موقعِ شکایت و نارضایتیِ کسانی که نمایندهی انها محسوب میشود»
«یرواند ابراهامیان»
@Iranian_Neocon
«یرواند ابراهامیان»
@Iranian_Neocon
❤🔥19🤮7👍1🤯1
«در فاشیسم ایتالیا، بر اندیشهی دولت کورپوراتیو و انداموار تاکید میشد. کورپوراتیسم، اولویت منافعِ جمع، یعنی خانواده و ملت و دولت، بر منافعِ فرد تلقی میشد. بر این اساس، جامعه و دولت باید همانند پیکری واحد، هماهنگ و بیتعارض باشند؛ و فقط در دولت، فرد اهمیت و معنا پیدا میکند»
«حسین بشیریه»
#فاشیسم_و_کمونیسم_دو_روی_یک_سکهاند
@Iranian_Neocon
«حسین بشیریه»
#فاشیسم_و_کمونیسم_دو_روی_یک_سکهاند
@Iranian_Neocon
🔥15👍12😐2
«من در تمام عمر چوب ان را خوردهام که تقاضای اشتیِ محمدعلیشاه را رد کردم و پایم را در یک کفش کردم که او باید برود»
«سید حسن تقیزاده»
@Iranian_Neocon
«سید حسن تقیزاده»
@Iranian_Neocon
❤🔥20👍6🤮5😁2👎1😱1
«اکنون دموکراسی به انچه کینز تصور میکرد دست یافته بود: یعنی کشتار از روی ترحم رانتخواران. عبارت معروف کینز این بود که "همه در بلندمدت مردهایم" و این در حقیقت روحِ دموکراسیِ زمانهی ماست: یعنی همان لذتگرائیِ مبتنی بر زندگیِ حال. اگرچه این نمیتواند ما را از فکر کردن دربارهی زندگیمان منع کند، ولی حال این تفکر عمومیت یافته است. دموکراسی بهجای تجلیل از پرولتاریا، به پرولتاریزه کردنِ نخبگان و منحرف کردنِ ذهن و تفکر عموم منجر شده است»
«هانس هرمان هوپه، اشرافیت، سلطنت و دموکراسی»
@Iranian_Neocon
«هانس هرمان هوپه، اشرافیت، سلطنت و دموکراسی»
@Iranian_Neocon
👍23👎2❤🔥1😐1
«جیمز برنهام سیاست سد نفوذ [در برابر اتحاد شوروی] را بنابر دلایلِ اخلاقی رد میکرد. او به سیاست سد نفوذ بهدلیلِ ماهیت تدافعیاش حمله میکرد. او میگفت «سد نفوذ نمیتواند هدف غائیِ یک سیاست باشد. بهطور کلی، یک سیاست تدافعی هرگز برنده نیست»؛ ایالات متحده باید بهدنبالِ ازاد کردن باشد؛ حتی با توسل به زور»
«دیوید برن، زندگینامهی فکریِ رونالد ریگان»
@Iranian_Neocon
«دیوید برن، زندگینامهی فکریِ رونالد ریگان»
@Iranian_Neocon
❤🔥20👍2🤮1
«هرگز نباید عقلِ شهروندان را بهدست ادیبان سپرد؛ زیرا با ذهنیت رمانتیک و فهم ناچیزی که از امر مهیب سیاست دارند، درهای جهنم را به روی مردم باز میکنند»
«الکسی دوتوکویل»
@Iranian_Neocon
«الکسی دوتوکویل»
@Iranian_Neocon
👏37👍19❤3
«[از نگاه ادموند برک] هیچوقت نمیتوان میراث گذشتهی جامعه را یکسره کنار گذاشت؛ حال و اینده، مقید به گذشته است. بهعلاوه، نابرابریهای اجتماعی، طبیعیست. مالکیت، محصولِ نظم طبیعیِ امور و اشیاست؛ صاحبانِ مال و مکنت، پاسدارانِ سنتهای جامعه بهشمار میایند. توانگران، بهتر و عاقلانهتر از تهیدستان تصمیم میگیرند؛ زیرا امکانِ دستیابیشان به اگاهی و دانش بیشتر است؛ بنابراین، ثروتمندان رهبریِ طبیعیِ جامعه را در دست دارند. از حیث اصولِ محافظهکاری، ثروت موروثی و ثروت مکتسب هردو محترماند. ازهمینرو، ادموند برک استدلال میکرد که دخالت دولت در امور اقتصادی، نظام طبیعیِ جامعه را بههم میریزد»
«حسین بشیریه، تاریخ اندیشههای سیاسی در قرن بیستم، لیبرالیسم و محافظهکاری، صفحهی ۲۲۶»
@Iranian_Neocon
«حسین بشیریه، تاریخ اندیشههای سیاسی در قرن بیستم، لیبرالیسم و محافظهکاری، صفحهی ۲۲۶»
@Iranian_Neocon
❤🔥22👍8👎2