Iranian Neo-conservative
2.57K subscribers
630 photos
56 videos
6 files
79 links
𝗠𝗮𝗻𝗮𝗴𝗲𝗿𝘀:
⇾𝗔𝘆𝗱𝗶𝗻 𝗕𝗮𝗴𝗵𝗲𝗿𝗶
⇾𝗦𝗼𝗯𝗵𝗮𝗻 𝗗𝗮𝗻𝗶𝗮𝗹𝗶
Download Telegram
«شاه‌شهید [ناصرالدین‌شاه]، اندکی پیش از سفر بدفرجامش به حرم حضرت عبدالعظیم، به انیس‌الدوله گفته بوده است که بعد از جشن‌های پنجاهمین سال سلطنت‌اش خیال دارد "مالیات را موقوف می‌کنم، مجلس شورا را برای ایشان افتتاح کنم، از ولایات وکیل از طرف رعایا در ان مجلس بپذیرم؛ گمان نمی‌کنم صلاح رعیت قتل من باشد"؛ حتی پیش از ان، مالیات گوشت و نان را در تهران برداشته بود»

«خاطرات تاج‌السلطنه، نشر تاریخ ایران ۱۳۶۲، صفحه‌ی ۶۰»

@Iranian_Neocon
❤‍🔥17😁7🤣5💔5👍3👎2🤮21
«جمع‌گراها هدف‌ نهائی‌شان یعنی مطیع کردنِ فرد در برابر حکومت را رها نکرده‌اند، اما استراتژی‌شان تغییر کرده است. ان‌ها متوجه شده‌اند که می‌توان از طریق رفاه‌گرائی و دولتی کردنِ صنایع، به سوسیالیسم رسید. ان‌ها می‌دانند که مالیات‌گذاری و سلب مالکیت، به یک اندازه می‌توانند در مصادره‌ی مالکیت خصوصی موثر باشند. ان‌ها می‌دانند که فرد را می‌توان مطیعِ حکومت کرد، ان‌هم نه‌تنها از طریق تبدیل کردنِ حکومت به کارفرمای او بلکه با محروم کردنِ او از تمام ابزارهائی که می‌توانند نیازهای فردی‌اش از گهواره تا گور را مرتفع کنند»

«بری گلدواتر»

@Iranian_Neocon
👍22🤣1
«تندروانی مانند تقی‌زاده در مشروطه‌ی اول، اقدامات خشونت‌امیز و هرج‌و‌مرج را حرارت ملی می‌خواندند و بر ان ارج می‌نهادند. همین جریان پس از استبداد صغیر و تشکیلِ مجلس دوم نیز، به روش‌های قانون‌شکنانه یا به‌زعم خود انقلابی ادامه داد و به‌جای پاسداری از مشروطیت و حکومت قانون، شکاف سیاسیِ میانِ مشروطه‌خواهان را بیش از پیش عمیق‌تر کرد و کشور را به‌سوی پرتگاه اضمحلال سوق داد»

«موسی غنی‌نژاد»

@Iranian_Neocon
👍24🤮3🤣1
«در دوره‌ی پهلویِ اول بیست‌و‌هفت نوع انحصار دولتی برقرار شد از قبیلِ تنباکو، شکر، چای، کبریت، تریاک، منسوجات، اتومبیل و غیره؛ و برای افزایش درامد دولت، تفاوت گسترده‌ای بین قیمت‌های خرید و فروش ایجاد گشت»

«چارلز عیسوی»

@Iranian_Neocon
👍28🤮92👏1🤣1
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
ان‌چه امروزه ان را "پست‌مدرنیسم" می‌خوانند سلاحی مخرب و همانند بمب اتم در دست چپ‌ها کشتار جمعی‌ای را سبب می‌شود که کاملا خاموش است. افرادی نظیر هربرت مارکوزه به‌خوبی معنای تز "هژمونیِ" انتونیو گرامشی را فهمیدند و درحالی‌که نسبت به سرمایه‌داری معترض بودند در نگرشی کاملا ماکیاولیستی وارد کشور‌های سرمایه‌داری همانند امریکا شدند و در رفاه کامل در دانشگاه‌ها به تبلیغات علیه سرمایه‌داری و سنت‌های ان همانند: مردسالاری، پدرسالاری، نابرابریِ جنسیتی و نژادی و مسیحیت پرداختند. ان‌ها به‌خوبی دریافته بودند مارکسیسم از لحاظ اقتصادی و علمی کاملا شکست خورده و مغموم است و تنها راه این است که فرهنگ مارکسیستی بتواند به سرمایه‌داری نفوذ کند. گویا شکست سرمایه‌داری در خلالِ جنگ سرد از طریق گلوله و موشک و بمب ممکن نبوده و تریبون دانشگاه‌ها سلاحی مخرب‌تر بوده است!

در این ویدئو دکتر جردن پیترسون به‌خوبی نقش پست‌مدرنیسم نئومارکسیستی و
#چپ_فرهنگی را در الوده کردنِ دانشگاه‌های غرب و فرهنگ غربی نشان می‌دهد.

#Smash_cultural_Marxism
@Iranian_Neocon
🤣34👍22🔥2👏1
«مواضعِ تاریخیِ بریتانیا و روسیه در برابر ایران»
به قلم: آیدین باقری

«می‌توان با قطعیت گفت که روسیه از دوره‌ی پتر کبیر به‌دنبالِ ضمیمه کردنِ ایران به خاک امپراتوریِ توسعه‌طلب خود بوده؛ اما نکته‌ای که امروزه در جریانِ غالب تاریخ‌نگاریِ ایران گفته نمی‌شود این است که از دوره‌ی جنگ‌های ناپلئونی تا ابتدای دوره‌ی استبداد رضاشاهی، بریتانیا متحد سنتیِ ایران در برابر تجاوزات بی‌وقفه‌ی روسیه قلمداد می‌شد. در سراسر قرن ۱۹، تجارت بریتانیا در سواحلِ جنوب کشور و به‌خصوص در نیمه‌ی دوم قرنِ ۱۹، اهمیت حفاظت از هند در برابر توسعه‌طلبیِ روسیه باعث استحکام اتحاد بریتانیا با دولت حاکم ایران می‌شد. از نیمه‌ی دوم قرنِ ۱۹ سیاست رسمیِ بریتانیا این بود که حفظ تمامیت ارضیِ ایران در برابر روسیه لازمه‌ی حفظ سلطه‌ی تاج‌و‌تخت بر هند می‌باشد. در قرارداد ۱۹۰۷ که غالبا به عنوانِ یک نقطه‌ی تاریک در تاریخ ایران یاد می‌شود، بریتانیا با حفظ جنوب ایران به عنوان یک حوزه‌ی نفوذ و نه‌به‌عنوانِ یک مستعمره، حفظ تمامیت ارضیِ ایران در برابر توسعه‌طلبیِ وحشیانه‌‌ی روسیه و کاستن از شدت اقدامات مخرب ان‌ها را تضمین کرد. همانگونه که جیمز مونسریف بالفور، عضو هیئت مستشاریِ انگلستان در ایران درباره‌ی قرارداد ۱۹۰۷ می‌گوید «قرارداد از نگاه عاقدانِ ان صرفا راهی برای حل‌و‌فصل مسائل برجسته‌ی بینِ دو دولت بود؛ به‌هیچ‌وجه به تجزیه‌ی ایران فکر نمی‌کردند»؛ درباره‌ی قرارداد ۱۹۱۹ لازم به‌ذکر است که بریتانیا در برابر دریافت عواید گمرکیِ ایران، مفادی از قبیلِ اصلاحات و مدرن‌سازیِ اداریِ ایران، تاسیس خط راه‌اهن سراسری و سرمایه‌گذاری در زیرساخت‌های اقتصادی و تجاریِ ایران را تضمین می‌کرد که متاسفانه با فرصت‌سوزیِ تاریخیِ ایرانیان و خیانت‌های مشروطه‌خواهان و مجلس چهارم، این قرارداد به مرحله‌ی اجرائی نرسید»

@Iranian_Neocon
👏22🤮7🤣6👍4👎3😁2
«فرانسوی‌ها در برابر هر امتیازی مقاومت کردند؛ انقلاب ان‌ها علیه امنیت بود و دستی که به مهر، لطف و حفاظت دراز شده بود، پس زدند. ان‌ها مجازات خود را در نتیجه‌ی عمل خود یافتند: قوانین و محاکم تعطیل شدند؛ صنایع از کار باز ماندند؛ بازرگانی به ورشکستگی افتاد؛ دستمزدها پرداخت‌ناشده باقی ماند و مردم فقیرتر شدند؛ کلیسا غارت شد و دولت بهبودی حاصل نکرد؛ هرج‌و‌مرجِ مدنی و نظامی، شکل‌دهنده‌ی قانون‌ اساسیِ کشور شد»

«ادموند برک»

@Iranian_Neocon
👍25👎6
«در نیمه‌ی دوم قرنِ ۱۹، پروژه‌های مدرن‌سازیِ گزینشی، به‌خصوص ایجاد شبکه‌ی تلگراف و نظام بانکداریِ مدرن، زمینه‌ی تشکیل بازار ملی را فراهم کردند»

«عباس امانت»

@Iranian_Neocon
❤‍🔥22🤣5👍2👎2
«علی‌رغم همه‌ی شایعات شبه‌علمی درمورد ازدواج با اسیر و کتک زدن زن غارنشین با چماقِ مرد غارنشین، می‌توان اشاره کرد که به محض این‌که فمینیسم به یک فریاد رایج تبدیل شد، تاکید شد که تمدنِ بشری در مرحله‌ی اول مادرسالاری بود. ظاهراً این زنِ غارنشین بود که چماق را حمل می‌کرد!»

«جی کی چسترتون، مرد ابدی، فصل ۳، "قدمت تمدن"»


@Iranian_Neocon
👍28😁9👎2
«ویژگی‌های برجسته‌ی برده‌داری در ایالات متحده این است که برخلاف بردگانِ کارائیب یا سرف‌های روسیه، بسیاری از بردگانِ جنوبی در قطعات کوچک زمین با اربابان در اقامتگاه‌هایشان زندگی می‌کردند. اربابان نام برده‌هایشان را می‌دانستند؛ زادوولد، زناشوئی و مرگ‌شان را ثبت می‌کردند و مهمانی‌هائی برای بزرگ‌داشت این روزها می‌گرفتند. تعاملِ شخصی بینِ ارباب و برده بی‌نظیر بود. توماس دیو، توجیه‌گر برده‌داری نوشت: تنها روابط شوهر و زن، والدین و کودک، و برادر و خواهر، نزدیک‌تر از رابطه‌ی ارباب و برده بود»

«کوری رابین، ذهنِ ارتجاعی»

@Iranian_Neocon
❤‍🔥21😁9👍7🤣6👎2🔥1
«از دیدگاه محافظه‌کاران، انسان‌ها طبعا از حیث توانائی‌ و استعداد باهم متفاوت‌اند. نابرابریِ اجتماعی و اقتصادی، پدیده‌ای طبیعی‌ست و هر کوششی برای از میان برداشتنِ نابرابری، به شکست خواهد انجامید؛ زیرا نابرابری ریشه در طبعِ انسان دارد. نابرابری‌های اجتماعی لازمه‌ی رشد و پیشرفت جامعه‌ست و نفس امکانِ نابرابر بودن با دیگران، انگیزه‌ی کار و تلاش فردی‌ست. از لحاظ سیاسی، کوشش برای ایجاد برابریِ مصنوعی در جامعه به استبداد می‌انجامد. بر پایه‌ی منطقِ نابرابری‌های طبیعی و اجتماعی، همواره نخبگان و برگزیدگان در حوزه‌های گوناگونِ جامعه وجود دارند و ازهمین‌رو، جامعه ضرورتا سلسله‌مراتبی است»

«حسین بشیریه»

@Iranian_Neocon
👏21👍9🔥1😁1🤬1
«پیش از فرمانِ دولتی مبنی بر کاهش کنترلِ اجاره‌ها، برخی از مالکانِ اپارتمان در سانتامونیکا [کالیفرنیا] که واحدهای یک‌خوابه و دوخوابه‌ی خود را به افراد کم‌درامد و حتی دریافت‌کننده‌ی کمک‌های رفاهیِ دولت اجاره می‌دادند، به‌جای ان‌که خانه‌های خود را اجاره دهند، خالی می‌گذاشتند زیرا اجاره‌های ناچیزی که از مستاجران می‌گرفتند حتی هزینه‌های عملیاتیِ ساختمان را تامین نمی‌کرد. مالک یک ساختمانِ متروکه‌ی هجده واحدی، رفیقی‌ست که احساس خود را روی دیوار ساختمانِ خود نوشته است: "می‌خوام این خراب‌شده رو بکوبم و خراب کنم ولی برادر بزرگ‌تر [اشاره به دیکتاتور در رمانِ معروف ۱۹۸۴ جورج اورول یا به‌عبارتی شخص کمونیست] اجازه نمیده". کشورهای کمونیستی نیز از داستانِ کنترلِ اجاره مستثنی نیستند. وزیر امور خارجه‌ی ویتنام، نگوین کو تاچ، اعتراف کرد: "امریکائی‌ها نتوانستند هانوی را نابود کنند ولی ما با اجاره‌های بسیار پائین، شهر خودمان را نابود کردیم، ما به این نتیجه رسیدیم که این عمل، احمقانه بوده و باید سیاست خود را تغییر دهیم"»

«داگلاس نورث، دانشگاه تا بازار»


@Iranian_Neocon
👍31👎1🔥1
«همه‌ی موفقیت‌ها و پیشرفت‌ها نه‌فقط به‌دست انسان‌های توانا و نه‌قطعا گروه‌های انسانی، بلکه به‌واسطه‌ی مبارزه‌ی انسان با توده‌ی عوام به‌دست امده است»

«این رند»

@Iranian_Neocon
❤‍🔥17👍7👏2👎1
«پهلویِ دوم ان‌قدر اعتماد‌به‌نفس داشت که هم‌زمان با ملی‌سازیِ صنایعِ نفتی که نخست در دیگر کشورهای عضو اوپک مانند عراق اجرا شد، قرارداد ۱۳۳۳ را دوسال قبل از سررسید ان ملغی کرد [در سالِ ۱۳۵۲]؛ این حرکت برای مقاصد داخلی، ملی‌سازی نام گرفت؛ ملی‌سازیِ سوم پس از ملی‌سازی‌های سال‌های ۱۳۱۲ و ۱۳۲۸»

«عباس امانت»

@Iranian_Neocon
🤮20👍9👏41
[در نظام قاجاری] گروه‌های محلی استقلالِ اداریِ خود را حفظ می‌کنند. لرد کرزن، در اثر جامع خود درباره‌ی ایران اشاره می‌کند که تمیز دادنِ نظام سنتیِ خودگردانی از شیوه نوینِ نمایندگیِ سیاسی، دشوار بود. سر جان مالکوم نیز بر این امر تاکید می‌کند که اگرچه ظاهرا همه‌ی مقامات را شاه رسما منصوب کرده است، در واقع این صدای مردم بود که روسای محلی را مشخص می‌کرد. سر جان مالکوم می‌نویسد «حقیقت این است که این حکم‌رانان معمولا نماینده‌ی مردم هستند و اغلب از روی اجبار و ناچاری‌ست که ابزار ظلم و ستم می‌شوند، زیرا ارتقا و بقای ان‌ها در مقام‌شان به محبوبیت داشتن در بینِ همین مردم محلی بستگی دارد. در هر شهر و روستا، بازرگانان، استادکاران و کارگرانِ مزدور، هرکدام رئیس و یا حتی نماینده‌ای دارند که مسئولِ حفظ منافعِ طبقه‌اش است و هرنوع ارتباط با والیِ شهر توسط او انجام می‌گیرد. [والیِ شهر] را جامعه‌ای که بدان تعلق دارد انتخاب می‌کند و توسط شاه منصوب می‌شود. او به‌ندرت از کار برکنار می‌شود مگر در موقعِ شکایت و نارضایتیِ کسانی که نماینده‌ی ان‌ها محسوب می‌شود»

«یرواند ابراهامیان»

@Iranian_Neocon
❤‍🔥19🤮7👍1🤯1
«در فاشیسم ایتالیا، بر اندیشه‌ی دولت کورپوراتیو و اندام‌وار تاکید می‌شد. کورپوراتیسم، اولویت منافعِ جمع، یعنی خانواده و ملت و دولت، بر منافعِ فرد تلقی می‌شد. بر این اساس، جامعه و دولت باید همانند پیکری واحد، هماهنگ و بی‌تعارض باشند؛ و فقط در دولت، فرد اهمیت و معنا پیدا می‌کند»

«حسین بشیریه»
#فاشیسم_و_کمونیسم_دو_روی_یک_سکه‌اند

@Iranian_Neocon
🔥15👍12😐2
«من در تمام عمر چوب ان را خورده‌ام که تقاضای اشتیِ محمدعلی‌شاه را رد کردم و پایم را در یک کفش کردم که او باید برود»

«سید حسن تقی‌زاده»

@Iranian_Neocon
❤‍🔥20👍6🤮5😁2👎1😱1