«مدتی بیش از دو قرن، انسانِ جدید در رژیم دموکراتیک جدید از سوی فیلسوفانِ قارهای برچسب "بورژوا" خورد. مقصود انها از این تعبیر موجودی مضمحل، خودخواه، مادی و بدون عظمت و زیباییِ روح بود و این معنای منفی به یمنِ مارکس تا به امروز برای امریکائیها اشنا باقی مانده است؛ اینکه دیرزمانی پس از اینکه نیچه کسالتاور بودنِ این مفهوم را ادعا کرد، متفکرانِ المانی انسانِ بورژوا را نمایانگر بدترین و تحقیرامیزترین شکست مدرنیته میدانند، که باید به هر قیمتی مغلوب شود. نیهیلیسم در ملموسترین معنایش درواقع متضمنِ این است که بورژوازی پیروز شده است. امریکائیها عموما بر این باور بودهاند که برنامهی دموکراتیک مدرن [سرمایهداری] که در کشورشان به اجرا درامده در هر جای دیگری هم میتواند به اجرا دراید و ایدهی خوبیست»
«الن بلوم، بسته شدنِ ذهن امریکائی»
@Iranian_Neocon
«الن بلوم، بسته شدنِ ذهن امریکائی»
@Iranian_Neocon
👍15
Iranian Neo-conservative
“Stalin was an incompetent wuss… I will show you ow to overthrow the West!” Herbert Marcuse Lenin said: “Give me just one generation of youth, and I will change the world.” Critical Theory was essentially destructive criticism of the main elements of Western…
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
«اگر به صورت تحلیلی به ان [مارکسیسم فرهنگی] نگاه کنیم، اگر از نظر تاریخی به ان نگاه کنیم، بهسرعت متوجه میشویم که دقیقا چیست. نزاکت سیاسی، مارکسیسم فرهنگی است. این مارکسیسم است که از اصلاحات اقتصادی به فرهنگی تبدیل شده است. دههی ۱۹۶۰ و هیپیها و جنبش صلح؛ اما به جنگ جهانیِ اول برمیگردیم. اگر اصولِ اولیهی نزاکت سیاسی را با مارکسیسم کلاسیک مقایسه کنیم شباهتها بسیار است»
«ویلیام لیندس، کنفراس رهبری محافظهکاری سال ۲۰۰۰»
#چپ_فرهنگی یا مارکسیسم فرهنگی که در قالب هنجار اجتماعی و پستمدرنیسم در هنر و فرهنگ، به زندگیِ جوامع امروزی نفوذ کرده، در اصل ناهنجاریای بر ضد سنتها و ارزشهای دینی و نظام سرمایهداری است. در این ویدئو به خوبی شرح داده شده است
@Iranian_Neocon
«ویلیام لیندس، کنفراس رهبری محافظهکاری سال ۲۰۰۰»
#چپ_فرهنگی یا مارکسیسم فرهنگی که در قالب هنجار اجتماعی و پستمدرنیسم در هنر و فرهنگ، به زندگیِ جوامع امروزی نفوذ کرده، در اصل ناهنجاریای بر ضد سنتها و ارزشهای دینی و نظام سرمایهداری است. در این ویدئو به خوبی شرح داده شده است
@Iranian_Neocon
🔥10👍5
«از دههی ۱۸۶۰، بهبود وضعیت امنیتی و کاهش لشکرکشیها، رونقِ بیشتری بهوجود اورد. تحول در الگوهای مالکیت زمین و مهمتر از همه، کاهش زمینهای سلطنتی و افزایش مالکیت خصوصی، کنترلِ مستقیم دولت بر مایملکی که پشتبهپشت، تیولِ مستخدمین و جیرهخوارانِ حکومت بودند را کاهش داد. از زمان افت صنایعِ سنتی و ورود کالاهای اروپائی، بازار روزبهروز ترازتر شد. تجارت خارجی بانشاط بود و تجار دخیل در ان، خوب سود میکردند. در نیمهی دوم قرن ۱۹، تریاک و تنباکو بهطور روزافزون صادر میشد و به حفظ تراز شکنندهی تجارت خارجیِ ایران کمک میکرد»
«عباس امانت»
@Iranian_Neocon
«عباس امانت»
@Iranian_Neocon
❤🔥18❤1🤮1
«مصدق، اسطورهی ملی یا نوکر بیجیره و مواجب دیکتاتوریِ سرخ؟»
به قلم: سبحان دانیالی
«انچه از واقعهی ۲۸ مرداد یاد میشود به کرات شنیده میشود که یک ملیگرا و یک اسطورهی ملی در کوتاه ساختن دست بیگانگان از کشور موفق بود و توانست میراث ملیِ این سرزمین را حفظ کند. به مدد ملیمیهنیها و ناسیونالیستهائی که مدام با تکرار اراجیفی تکراری و تئوریِتوطئهپردازیِ داییجان ناپلئونیسم مدام تقصیر را بر گردنِ انگلیس و امریکا میاندازند. اولین ادعائی که در جهت اسطورهسازی از مصدق انجام میدهند این است که «مصدق با هیچ بیگانهای سر سازش نداشت»؛ ولی مصدق تنها از تجارت با انگلیس و امریکا بیم داشت و از همکاری با شوروی بیم نداشت و معتقد بود همکاری و فروختنِ نفت به شوروی وزنهای متعادلکننده در برابر نفوذ انگلیس در ایران محسوب میشود. به گفتهی حسیبی، یکی از اطرافیانِ مصدق با گفتنِ جملهی «چاه نفت را گل میگیریم» معتقد به منع شدنِ استعمار خارجی بود. طبق توافقتنامهی قوام_سادچیکف در ۱۵ فروردین ۱۳۲۵ شوروی امتیاز ۵۰ سالهی نفت ایران را بهدست اورد که ایجاد یک شرکت با سهام ۵۱ درصد سهم شوروی و ۴۹ درصد سهم ایران را در بر میگرفت. استدلالِ مصدق این بود که تا زمانی که یک شرکت خصوصی یا دولت خارجی در ایران امتیاز نفت دارد استقلالِ ایران مورد تردید است اما چنین دیدگاهی تنها مختص به انگلستان و امریکا بود نه شوروی! در صورتی که انگلستان پیشنهاد مناسبتری ارائه کرده بود و تجارتی بسیار بهتر از حق نفت انحصاریِ شوروی ارائه کرده بود که مصدق بهخاطر دشمنی با انگلیس ان را رد کرد. به قول فردریک باستیا «هنگامی که کالا از مرز عبور نکند، سربازان اینکار را خواهند کرد!» در این میان هوادارانِ حزب توده مصدق را به جاسوسی به دلیل مذاکره مصدق با انگلستان متهم کردند درحالیکه مذاکرهی انگلیس به دنبالِ اجازه ندادنِ عبور نفتکشهای ایرانی بود. مصدق به دنبال ازادی و میهنپرستی نبود انطور که پیروانِ ملیمیهنیِ او ادعا میکنند بلکه به دنبالِ انقلابی با حمایت احزاب سوسیالیستی بود و معمولا انقلابیها [تودهها] به حزبی نمیپیوندند تا زمانیکه برنده باشد و در صورت شکست از اسطورههای پوشالی همانند مصدق چیزی جز یک درام زودگذر بهجا نمیماند»
@Iranian_Neocon
به قلم: سبحان دانیالی
«انچه از واقعهی ۲۸ مرداد یاد میشود به کرات شنیده میشود که یک ملیگرا و یک اسطورهی ملی در کوتاه ساختن دست بیگانگان از کشور موفق بود و توانست میراث ملیِ این سرزمین را حفظ کند. به مدد ملیمیهنیها و ناسیونالیستهائی که مدام با تکرار اراجیفی تکراری و تئوریِتوطئهپردازیِ داییجان ناپلئونیسم مدام تقصیر را بر گردنِ انگلیس و امریکا میاندازند. اولین ادعائی که در جهت اسطورهسازی از مصدق انجام میدهند این است که «مصدق با هیچ بیگانهای سر سازش نداشت»؛ ولی مصدق تنها از تجارت با انگلیس و امریکا بیم داشت و از همکاری با شوروی بیم نداشت و معتقد بود همکاری و فروختنِ نفت به شوروی وزنهای متعادلکننده در برابر نفوذ انگلیس در ایران محسوب میشود. به گفتهی حسیبی، یکی از اطرافیانِ مصدق با گفتنِ جملهی «چاه نفت را گل میگیریم» معتقد به منع شدنِ استعمار خارجی بود. طبق توافقتنامهی قوام_سادچیکف در ۱۵ فروردین ۱۳۲۵ شوروی امتیاز ۵۰ سالهی نفت ایران را بهدست اورد که ایجاد یک شرکت با سهام ۵۱ درصد سهم شوروی و ۴۹ درصد سهم ایران را در بر میگرفت. استدلالِ مصدق این بود که تا زمانی که یک شرکت خصوصی یا دولت خارجی در ایران امتیاز نفت دارد استقلالِ ایران مورد تردید است اما چنین دیدگاهی تنها مختص به انگلستان و امریکا بود نه شوروی! در صورتی که انگلستان پیشنهاد مناسبتری ارائه کرده بود و تجارتی بسیار بهتر از حق نفت انحصاریِ شوروی ارائه کرده بود که مصدق بهخاطر دشمنی با انگلیس ان را رد کرد. به قول فردریک باستیا «هنگامی که کالا از مرز عبور نکند، سربازان اینکار را خواهند کرد!» در این میان هوادارانِ حزب توده مصدق را به جاسوسی به دلیل مذاکره مصدق با انگلستان متهم کردند درحالیکه مذاکرهی انگلیس به دنبالِ اجازه ندادنِ عبور نفتکشهای ایرانی بود. مصدق به دنبال ازادی و میهنپرستی نبود انطور که پیروانِ ملیمیهنیِ او ادعا میکنند بلکه به دنبالِ انقلابی با حمایت احزاب سوسیالیستی بود و معمولا انقلابیها [تودهها] به حزبی نمیپیوندند تا زمانیکه برنده باشد و در صورت شکست از اسطورههای پوشالی همانند مصدق چیزی جز یک درام زودگذر بهجا نمیماند»
@Iranian_Neocon
👍27👎12🔥4👏2
«ایران در اوایل دورانِ قاجار از اشوب سیاسی و زوالِ اقتصادیِ اواخر قرن ۱۸ به در امد؛ دولت مرکزیِ نسبتا استواری پیدا کرد؛ تجانس اجتماعیِ ان بیشتر شد؛ اقتصادش توسعه یافت و بارقههائی از تجدید حیات فرهنگی و مذهبی در افق مملکت پدیدار گردید. استقرار سلسلهی قاجار بهدست اقامحمدخان، کشور را متحد کرد و پس از تقریبا نیم قرن هرجومرجِ متوالی، ارامش پایداری بهوجود اورد. انگیزهی لشکرکشیهای طولانی و گاه ویرانگر اقامحمدخان تا اندازهای عشق به کشورگشائی و غنایم جنگی و نیز نوعی حس انتقامجوئی از رقیبانش بود؛ با اینحال، وی هم توسعهطلب بود و هم بینشی روشن و استوار داشت؛ با وجود همهی خست و بیرحمیِ او، که موجب تباهیِ بسیاری از دشمنان و در ضمن برخی از حامیانش شد، باید این اعتبار را به اقامحمدخان داد که سرانجام توانست ارامش و امنیت را به سرزمینی بازاورد که جنگ داخلی، قحطی و کاهش جمعیت، ان را از پا در اورده بود»
«عباس امانت»
@Iranian_Neocon
«عباس امانت»
@Iranian_Neocon
❤🔥20👍9🤮5🤣2👎1
«بینِ تمام محافظهکاران اختلاف وجود داشت، اما یک اصل، انها را کنار هم نگه میداشت: مخالفت یکصدا با کمونیسم. کمونیسم نسخهی واقعیِ نژادپرستیست؛ کمونیسم غصب زمین است و بهخاطر اخلاقیات، هر شکل و فرمی از ان با هر درجهای باید از روی زمین ریشهکن شود»
«دیوید برن»
@Iranian_Neocon
«دیوید برن»
@Iranian_Neocon
🔥22👍10🤣4😁1
«استثناهائی که کلیسا برای بهره قائل شد، زمینه را برای تهیهی منابعِ مالی بهمنظور فعالیتهای بازرگانی و صنعتی فراهم ساخت. نخست، قدیس توماس اکویناس در سال ۱۲۵۰ اصولِ عقاید جدیدی در مورد بهره و منفعت وضع کرد. بر اساس این اصول، اگر کسی در سرمایهگذاریِ بزرگی شرکت کند، به شرط اینکه خودش عملا در ان شرکت داشته و در مخاطرات و زیانِ ان سهیم باشد، میتواند بهطور مشروع در ثمرات بهدستامده سهیم شود. قدیس بوناونتوره و پاپ اینوکنتیوس چهارم، هردو این اصل را پذیرفتند و فتوا دادند که در مقابلِ محرومیت وامدهنده از بهکارگیریِ سرمایهاش بهطور موقت، پرداخت مبلغی از جانب وامگیرنده کاری مشروع است. ادامهی این روند سبب شد که از سال ۱۴۰۰، اکثر کشورهای اروپائی قوانینِ منعِ بهره را لغو کردند»
«حسین نمازی، نظامهای اقتصادی»
@Iranian_Neocon
«حسین نمازی، نظامهای اقتصادی»
@Iranian_Neocon
❤🔥15👍1
«انارشیسم سرشت راستینِ انسان را درست نشناخته است. انارشیسم فقط در دنیای فرشتگان و قدیسان اجراشدنیست. لیبرالیسم، انارشیسم نیست و سر سوزنی ربطی به ان ندارد. لیبرالیسم دراینباره تردیدی ندارد که بدون بهکارگیریِ اجبار، بقای جامعه بهخطر خواهد افتاد و اگر قرار است یکنفر بهتنهائی نتواند کل ساخت اجتماعی را ویران کند، لازم است قوانینی که پیروی از انها برای همکاریِ صلحامیز انسانی ضروریست، متکی به ابزارهای قهرامیز باشد. باید بتوان فردی را که نمیخواهد زندگی، تندرستی یا ازادیِ شخصیِ دیگر انسانها یا مالکیت خصوصی را رعایت کند، با زور واداشت خود را تابعِ قواعد همزیستیِ اجتماعی قرار دهد. اینها وظایفیست که نظریهی لیبرال به حکومت محول میکند: حفاظت از مالکیت، ازادی و صلح»
«لودویگ فون میزس»
@Iranian_Neocon
«لودویگ فون میزس»
@Iranian_Neocon
❤19👍3🤮3
«تا استالین فوت نکرده بود، دولِ استعمار از او ملاحظه میکردند و ملت میتوانست تا حدی اظهار حیات کند و روی همین احساسات بود که من ظرف دو روز قانونِ ملیشدن صنعت نفت را از تصویب دو مجلس گذرانیدم و باز روی همین احساسات بود که از شرکت نفت خلعید کردم»
«محمد مصدق»
@Iranian_Neocon
«محمد مصدق»
@Iranian_Neocon
🤮29❤4👍1
«انقلابیون تختهسیاه تجربهی بشری را بهیکباره پاک میکنند، اما دیری نمیگذرد که همان مطالب را با دستی لرزان دوباره بر روی ان مینویسند»
«ادموند برک، تاملاتی بر انقلاب فرانسه»
@Iranian_Neocon
«ادموند برک، تاملاتی بر انقلاب فرانسه»
@Iranian_Neocon
👍22👎4
«هر طبقهای به سیاست صدراعظم [امیرکبیر] ایرادی دارد. نهتنها بهبودی در کار نیست، بلکه احساس میشود ایران در وضعی بسیار بدتر از موقعیست که امیر عهدهدار حکومت شد»
«سر جاستین شیل، وزیرمختار بریتانیا در ایران در سالهای ۱۸۵۴-۱۸۴۴»
@Iranian_Neocon
«سر جاستین شیل، وزیرمختار بریتانیا در ایران در سالهای ۱۸۵۴-۱۸۴۴»
@Iranian_Neocon
👍15👎3
Iranian Neo-conservative
«مصدق، اسطورهی ملی یا نوکر بیجیره و مواجب دیکتاتوریِ سرخ؟» به قلم: سبحان دانیالی «انچه از واقعهی ۲۸ مرداد یاد میشود به کرات شنیده میشود که یک ملیگرا و یک اسطورهی ملی در کوتاه ساختن دست بیگانگان از کشور موفق بود و توانست میراث ملیِ این سرزمین را حفظ…
«نیروی سوم، حزبی سوسیالیست و باتوجه به برداشتها و شیوههایش ایرانی بود. این حزب بهطور دربست از دولت مصدق پشتیبانی میکرد. در فاصلهی کمتر از یکسال، یعنی از زمان تاسیس ان تا کودتای ۲۸ مرداد، بسیاری از دانشجویان، کارگران، روشنفکران و تنیچند از اعضای حزب توده جذب این حزب شدند. در این حزب نیز همچون حزب توده، افرادی [کمونیستهائی] مشهور نظیر جلال الاحمد، محمدعلی خنجی، حسین ملک، علیاصغر حاجسیدجوادی و نادر نادرپور فعالیت داشتند»
«همایون کاتوزیان، اقتصاد سیاسیِ ایران»
@Iranian_Neocon
«همایون کاتوزیان، اقتصاد سیاسیِ ایران»
@Iranian_Neocon
👍14🤮3❤1
«ناصرالدینشاه مزایای صنعت را نمیفهمید و دلایلِ خوبی هم برای فناوریهراسیِ او وجود داشت. نبود سرمایه در بخشهای خصوصی و دولتی، اشکارترینِ انها بود. در نگرش سنتی، یک اقتصاد بازاریِ تجارتمحور، برخلاف یک اقتصاد صنعتی، چیزی مطلوب و حتی محترم بود. سرمایهی خصوصی فهمیده بود که سرمایهگذاری در تجارت داخلی و خارجی، خیلی سوداورتر از سرمایهگذاری در صنعت است. حتی سرمایهی مازاد تجارت که چشمگیر بود، بهجای سرمایهگذاری در زمینهی پرخطر تاسیس کارخانهجات، در بخش کشاورزی یا نزولخواری سرمایهگذاری میشد»
«عباس امانت»
@Iranian_Neocon
«عباس امانت»
@Iranian_Neocon
❤🔥13👍9👎2🤮2🤣1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
مشاهده میکنید صادق زیباکلام که امروز منادیِ سوسیالیسم دولتیِ پهلویها شده، در مصاحبهای در سال ۱۳۵۷ میگوید «ما حالا باید سعی کنیم خودمون بسازیم؛ ولو اینکه اونچیزی که ما میسازیم، پنجاهسال یا صدسال یا دویستسال از اونچیزی که غربی میسازه عقبتر باشه»؛ صادق زیباکلام با وقاحتی مثالزدنی در کتابها و سخنرانیهای خود به پرسشهائی مانند "ما چگونه ما شدیم" و "غرب چگونه غرب شد" پاسخ میدهد. خطاب به جناب زیباکلام عرض میکنم: ما بخاطر مغزهای کپکزدهای مثل شما، ما شدیم و غرب، غرب شد چون تا مدتهای مدیدی به اوباش اکادمیک و اراذلِ شبهتحصیلکردهای چون شما بهائی نمیداد
@Iranian_Neocon
@Iranian_Neocon
👍33👏9👎5❤1
«شاهشهید [ناصرالدینشاه]، اندکی پیش از سفر بدفرجامش به حرم حضرت عبدالعظیم، به انیسالدوله گفته بوده است که بعد از جشنهای پنجاهمین سال سلطنتاش خیال دارد "مالیات را موقوف میکنم، مجلس شورا را برای ایشان افتتاح کنم، از ولایات وکیل از طرف رعایا در ان مجلس بپذیرم؛ گمان نمیکنم صلاح رعیت قتل من باشد"؛ حتی پیش از ان، مالیات گوشت و نان را در تهران برداشته بود»
«خاطرات تاجالسلطنه، نشر تاریخ ایران ۱۳۶۲، صفحهی ۶۰»
@Iranian_Neocon
«خاطرات تاجالسلطنه، نشر تاریخ ایران ۱۳۶۲، صفحهی ۶۰»
@Iranian_Neocon
❤🔥17😁7🤣5💔5👍3👎2🤮2❤1
«جمعگراها هدف نهائیشان یعنی مطیع کردنِ فرد در برابر حکومت را رها نکردهاند، اما استراتژیشان تغییر کرده است. انها متوجه شدهاند که میتوان از طریق رفاهگرائی و دولتی کردنِ صنایع، به سوسیالیسم رسید. انها میدانند که مالیاتگذاری و سلب مالکیت، به یک اندازه میتوانند در مصادرهی مالکیت خصوصی موثر باشند. انها میدانند که فرد را میتوان مطیعِ حکومت کرد، انهم نهتنها از طریق تبدیل کردنِ حکومت به کارفرمای او بلکه با محروم کردنِ او از تمام ابزارهائی که میتوانند نیازهای فردیاش از گهواره تا گور را مرتفع کنند»
«بری گلدواتر»
@Iranian_Neocon
«بری گلدواتر»
@Iranian_Neocon
👍22🤣1
«تندروانی مانند تقیزاده در مشروطهی اول، اقدامات خشونتامیز و هرجومرج را حرارت ملی میخواندند و بر ان ارج مینهادند. همین جریان پس از استبداد صغیر و تشکیلِ مجلس دوم نیز، به روشهای قانونشکنانه یا بهزعم خود انقلابی ادامه داد و بهجای پاسداری از مشروطیت و حکومت قانون، شکاف سیاسیِ میانِ مشروطهخواهان را بیش از پیش عمیقتر کرد و کشور را بهسوی پرتگاه اضمحلال سوق داد»
«موسی غنینژاد»
@Iranian_Neocon
«موسی غنینژاد»
@Iranian_Neocon
👍24🤮3🤣1