Iranian Neo-conservative
«شیل، سفیر انگلیس در گزارشی میگوید: امیرنظام [امیر کبیر] اشتیاقِ خاصی دارد که با پشتیبانیِ صنایعِ ملی، ورود تمام کالاهای خارجی را از ایران براندازد؛ این سیاست کوتهبینانه به هیچ وجه کمکی به پیشرفت تجارت و مدنیت نخواهد کرد. در گزارشی دیگر میگوید: امیرنظام…
«در ایران جمعی بر این عقیده هستند که تجارت ما با فرنگستان ما را فقیر و اهل فرنگستان را غنی میکند.این عقیده دلیل کمال جهالت است.به چه دلیل به صد دلیل که همه را باید در مدرسه یاد گرفت.
در معامله موقتیِ یک شخص با شخص دیگر ممکن است که یکی منفعت کند و یکی ضرر در مداومت معامله یک ملک با ملک دیگر حتما هر دو منفعت میکنند در انگلستان زغال زیاد هست در روس گندم زیاد در چین چای زیاد به عمل میاورند در ایران تریاک زیاد روس گندم میدهد زغال میگیرد ایران تریاک میدهد چای میگیرد هر چهار دولت از معاوضه این امتعه خود منفعت میبرند اهل ایران میگویند ما طلای خالص خود را میدهیم و از فرنگستان ماهوت و ساعت بلور بی مصرف میاوریم.این حرف به کلی بی معنی است.خود ایران و فرانسه و انگلستان نه یک مثقال طلا دارند نه نقره چنانکه در این سه دولت هر قدر طلا و نقره هست،لامحاله عوض و معادل امتعهای است که از خاک بیرون فرستادهاند.تجار ایران برنج میدهند به روس و در عوض ان از روس طلا میگیرند، بعد ان طلا را میدهند به انگلیس و در عوض ان ماهوت میگیرند که در حقیقت ایران برنج داده و ماهوت گرفته»
«رسالههای میرزا ملکم خان صفحه ۱۷۸»
@Iranian_Neocon
در معامله موقتیِ یک شخص با شخص دیگر ممکن است که یکی منفعت کند و یکی ضرر در مداومت معامله یک ملک با ملک دیگر حتما هر دو منفعت میکنند در انگلستان زغال زیاد هست در روس گندم زیاد در چین چای زیاد به عمل میاورند در ایران تریاک زیاد روس گندم میدهد زغال میگیرد ایران تریاک میدهد چای میگیرد هر چهار دولت از معاوضه این امتعه خود منفعت میبرند اهل ایران میگویند ما طلای خالص خود را میدهیم و از فرنگستان ماهوت و ساعت بلور بی مصرف میاوریم.این حرف به کلی بی معنی است.خود ایران و فرانسه و انگلستان نه یک مثقال طلا دارند نه نقره چنانکه در این سه دولت هر قدر طلا و نقره هست،لامحاله عوض و معادل امتعهای است که از خاک بیرون فرستادهاند.تجار ایران برنج میدهند به روس و در عوض ان از روس طلا میگیرند، بعد ان طلا را میدهند به انگلیس و در عوض ان ماهوت میگیرند که در حقیقت ایران برنج داده و ماهوت گرفته»
«رسالههای میرزا ملکم خان صفحه ۱۷۸»
@Iranian_Neocon
👍29❤1👎1
«اشکارترین تحول در دهههای میانیِ قرنِ ۱۹، رشد بخش تجارت بود، بهخصوص تجارت خارجی. پس از سکوتی تقریبا یکقرنی، ایران دوباره در اقتصاد جهانی ادغام شد و این بیش از تجارت صرف با کشورهای اروپائی بود. بهرغم ناامنیِ فزاینده، به لطف شبکهای قدیمی از کاروانسراها که در تمام کشور پخش بودند، تجارت خارجی گسترش یافت. این شبکه، فروشندگانِ محصولات کشاورزیِ شهرهای کوچک را با تجار و بنکدارانِ شهرهای بزرگ، مرتبط میکرد؛ تجار غالبا مواد خام صنعتگران را تامین میکردند و محصولات انان را در بازارهای داخلی و خارجی توزیع میکردند؛ جایگاه اجتماعی و ابزارهای مالیِ انان و همچنین شهرت ایشان به صداقت و سادهزیستی و حزم و شفقت، انان را رهبرانِ طبیعیِ بازار کرد. در قرنِ ۱۹، بیشتر تجار پیشرفت کردند و جامعهی تاجران، چه بهلحاظ اندازه و چه بهلحاظ حوزهی عمل، ترقی کرد و تجار علاوه بر تجارت، هم کار بانکداران را میکردند هم کار وامدهندگان را»
«عباس امانت»
@Iranian_Neocon
«عباس امانت»
@Iranian_Neocon
❤🔥19👍3🤣2🤮1
«در طول دورهی حاکمیت رضاخان، منابعِ درامدزا تحت انحصار حکومت درامد. این روند از زمان قدرتگیریِ رضاخان با انضمام دو ادارهی پردرامد غله و نان و خالصجات به وزارت جنگ در سال ۱۳۰۰ اغاز شد و تا پایانِ حکومت وی ادامه یافت. طی اینمدت، بیستوهفت نوع انحصار دولتی برقرار شد. مهمترینِ انحصارها عبارت بودند از: انحصار دولتی قند و چای و شکر مصوب ۱۳۰۴، انحصار دولتی تریاک مصوب ۱۳۰۷، انحصار دولتی دخانیات مصوب ۱۳۰۸ و واگذاریِ انحصار تجارت خارجی به دولت مصوب ۱۳۰۹»
«تاثیر تمرکزگرائی بر اقتصاد سیاسیِ عصر پهلویِ اول، سهراب یزدانی و سید حسن شجاعی دیوکلائی»
@Iranian_Neocon
«تاثیر تمرکزگرائی بر اقتصاد سیاسیِ عصر پهلویِ اول، سهراب یزدانی و سید حسن شجاعی دیوکلائی»
@Iranian_Neocon
👍25🤮5
«سیدضیا [رهبر کودتای ۳ اسفند ۱۲۹۹] از همان ابتدا به اطرافیان و معاندانش میگفت که انقلابیست؛ به کار ضربتی علاقهمند است و از سنت انقلابیونِ اروپا مانند لنین و موسولینی نسب میبرد»
«عباس میلانی»
@Iranian_Neocon
«عباس میلانی»
@Iranian_Neocon
🤮22👍4👎1🔥1
«پهلویِ اول همزمان با مطلق و خودکامهتر شدن قدرتش، روز به روز بیشتر اسیر دست معدودی نوکران اطرافش و نیز تبلیغات خودش میشد. تبلیغات وسیع، زشت و مبتذل، حتی فراتر از خودبزرگبینیِ شخصیِ او میتوانست به او بقبولاند که مظهر کمال و خدای متجسد است. مجلس به زائدهای باسمهای و وزیران به نوکران خانگیِ شاه و وزارتخانههایشان پیش از هرچیزی به ابزاری بدل شدند برای تحقق ارزوهای شاه و افزایش ثروت شخصیِ او. مصادرهی اموالِ بزرگمالکان و تا اندازهی کمتری بازرگانان معتبر برای شاه، ارتش و نوکرانش به امری عادی تبدیل شده بود»
«همایون کاتوزیان، اقتصاد سیاسیِ ایران»
@Iranian_Neocon
«همایون کاتوزیان، اقتصاد سیاسیِ ایران»
@Iranian_Neocon
👍36👎19
«بهنظر اوکشات، عقلگرائی اثار مخربی در اخلاق و زندگیِ اجتماعی و سیاسی باقی گذاشته است؛ در زندگیِ سیاسی، عقلگرائی بر ضرورت ایجاد نظمی کاملا نو و ارمانی تاکید میکند و به اصلاحات تدریجی در میراث گذشته به دیدهی تحقیر مینگرد. مهمترین نمونهی عقلگرائیِ سیاسی، انقلاب بلشویکی بود که به ویرانیِ کل میراث گذشته انجامید. انقلاب و اصلاحات بنیادی ابزارهای سیاست عقلیست. بهنظر او عقلگرائیِ سیاسی بر روح زمانهی ما اثری شگرف گذاشته است. طبق این دیدگاه، نهادها و موسسات سنتی چون بر طبق نقشهای عقلانی و اگاهانه ساخته نشدهاند، باید از میان برداشته شوند؛ عقلگرائی در سیاست مهمترین ابزار مشروعیتزدائی از نهادها و موسسات مستقر در عصر ما بوده است»
«حسین بشیریه»
@Iranian_Neocon
«حسین بشیریه»
@Iranian_Neocon
❤🔥13👍2👏1
«داوود موفق شد که با متحد کردنِ تمام اسرائيلیھا، فلسطينیھا را درھم کوبد و اخرين شھرھای مستحکمشان، از جمله بيتالمقدس را تسخير کند. بيتالمقدس پايتخت داوود شد و جايگاه نگهداریِ صندوقچهی پيمان، که يهوه، خدای جنگ، در ان سکونت داشت. داوود اکنون تمام تجارت ميان مصر و شمال را تحت سلطه داشت و منافعِ ھنگفتی از اين راه به چنگ میاورد. داوود موفق شد قلمرو خود را وسعت بخشد و بازرگانیِ زمينی و دريائی به عربستان و مصر را، به کمک فنيقیھا، زير نگين خود در اورد. اسرائيل، و به عبارت ديگر فلسطين، اکنون به برکت موقعيت سوداورش، عرصهی رقابت و تاخت و تاز قدرتھائی مثل سوريه، اشور و مصر شده بود. اسرائيل به نوبت خراجگذار اين قدرتھا بود و در اثر نفوذ انها پاره پاره شده بود»
«کارل کائوتسکی، بنیادهای مسیحیت [در باب منشا سرمایه تجاری در یهودیت]»
@Iranian_Neocon
«کارل کائوتسکی، بنیادهای مسیحیت [در باب منشا سرمایه تجاری در یهودیت]»
@Iranian_Neocon
👍17❤2👎1
«اگر همهی مطبوعات چاپی متعلق به دولت باشند، این دولت است که تصمیم میگیرد چهچیزی چاپ شود و چهچیزی چاپ نشود؛ و اگر دولت چنین مالکیتی داشته باشد و تصمیم بگیرد که چهچیزی چاپ بشود و چهچیزی چاپ نشود، عملا هیچ امکانی برای چاپ نظرات مخالف دولت باقی نمیماند و ازادی مطبوعات، محو میشود»
«لودویگ فون میزس»
@Iranian_Neocon
«لودویگ فون میزس»
@Iranian_Neocon
❤🔥20👏5👍4
«در همان سالهای فعالیت حزب رستاخیز و بهعنوان بخشی از نقشهی راه پوپولیستیِ ان، حکومت، کارزار تثبیت قیمتها را اغاز کرد. اقدامی در جهت کنترل تورم افسارگسیخته. هدف از اینکار، درمان مشکل تورم از راه تثبیت قیمت مصرفکننده در سطح خردهفروشی بود. این کارزار موجی به راه انداخت از پلمپ کردن مغازهها و جریمههای هنگفت و نظارت دولت بر صنایعِ خصوصی و حتی زندانی کردنِ کارخانهداران و عمدهفروشها به جرم احتکار و گرانفروشی»
«عباس امانت»
@Iranian_Neocon
«عباس امانت»
@Iranian_Neocon
👍24🤮7❤3
«کاریکاتوری بهنام میهندوستیِ ناسیونالیستها»
به قلم: آیدین باقری
«در جایجایِ تاریخ ایران غالبا دیده میشود افرادی مانند وثوقالدوله که بهدنبال تجارت ازاد و ادغام در تقسیم کار بینالمللی و مدرنسازیِ اداری و اقتصادیِ ایران بودهاند و حقیقتا در راستای عظمت ملیِ ایران گام برداشتهاند توسط انسانهائی بدوی که ذینفعِ دولت فراگیر و موقعیت غیررقابتیِ اقتصاد ایران بودهاند، با برچسبهائی مانند وطنفروش منزوی شدهاند و برنامههای انها به عنوان لکهی ننگی به فراموشی سپرده میشود. نمیتوان که بهکلی وجود روزنههائی از میهندوستیِ صادقانه را در وجود ناسیونالیستها انکار کرد اما روشهائی که انها بهکار میبندند شامل وضع محدودیتها و ممنوعیتها و تعرفههای شدید بر واردات و کنترلِ فزایندهی دولت بر فعالیتهای اقتصادی میشود. معروف است که میلتون فریدمن میگوید «جادهی جهنم را با نیتهای خوب سنگفرش کردهاند»؛ میهندوستیای که به خروجیِ عینی و ملموس منجر نشود پشیزی نمیارزد ولو اینکه با لفظپردازیهای باشکوه زیب و زینت داده شود. نمیشود انسان داعیهی میهندوستی داشته باشد و حامیِ سیاستهائی باشد که در یک قرنِ گذشته فقط موجبات ورشکستگیِ مالی و تحقیر ملیِ ایرانیان را فراهم کرده است»
@Iranian_Neocon
به قلم: آیدین باقری
«در جایجایِ تاریخ ایران غالبا دیده میشود افرادی مانند وثوقالدوله که بهدنبال تجارت ازاد و ادغام در تقسیم کار بینالمللی و مدرنسازیِ اداری و اقتصادیِ ایران بودهاند و حقیقتا در راستای عظمت ملیِ ایران گام برداشتهاند توسط انسانهائی بدوی که ذینفعِ دولت فراگیر و موقعیت غیررقابتیِ اقتصاد ایران بودهاند، با برچسبهائی مانند وطنفروش منزوی شدهاند و برنامههای انها به عنوان لکهی ننگی به فراموشی سپرده میشود. نمیتوان که بهکلی وجود روزنههائی از میهندوستیِ صادقانه را در وجود ناسیونالیستها انکار کرد اما روشهائی که انها بهکار میبندند شامل وضع محدودیتها و ممنوعیتها و تعرفههای شدید بر واردات و کنترلِ فزایندهی دولت بر فعالیتهای اقتصادی میشود. معروف است که میلتون فریدمن میگوید «جادهی جهنم را با نیتهای خوب سنگفرش کردهاند»؛ میهندوستیای که به خروجیِ عینی و ملموس منجر نشود پشیزی نمیارزد ولو اینکه با لفظپردازیهای باشکوه زیب و زینت داده شود. نمیشود انسان داعیهی میهندوستی داشته باشد و حامیِ سیاستهائی باشد که در یک قرنِ گذشته فقط موجبات ورشکستگیِ مالی و تحقیر ملیِ ایرانیان را فراهم کرده است»
@Iranian_Neocon
👏30👎3👍1
«کابینهی وثوقالدوله در برقراریِ امنیت نسبتا موفق عمل کرد. بساط کمیتهی مجازات که دست به ترورهای سیاسی میزد و رعب و وحشت در تهران ایجاد کرده بود، برچیده شد. بسیاری از یاغیان و راهزنان که در تهران و شهرهای مرکزیِ ایران به قتل و غارت میپرداختند، سرکوب و ریشهکن شدند. دو برنامهی اصلیِ دولت وثوقالدوله ایجاد نیروی نظامیِ قدرتمند و متمرکز و انجام اصلاحات مالی و اقتصادیِ اساسی بود. امضای قرارداد ۱۹۱۹ با دولت بریتانیا که با هدف تامین منافع مشترک و متقابلِ دو کشور صورت گرفته بود، وثوقالدوله را در وضعیت بسیار دشواری قرار داد. جاروجنجالی که مخالفان و مطبوعات دربارهی این قرارداد به راه انداختند، اقتدار و اعتبار دولت را خدشهدار کرد»
«موسی غنینژاد»
@Iranian_Neocon
«موسی غنینژاد»
@Iranian_Neocon
❤🔥19👏3👍1👎1
«مدتی بیش از دو قرن، انسانِ جدید در رژیم دموکراتیک جدید از سوی فیلسوفانِ قارهای برچسب "بورژوا" خورد. مقصود انها از این تعبیر موجودی مضمحل، خودخواه، مادی و بدون عظمت و زیباییِ روح بود و این معنای منفی به یمنِ مارکس تا به امروز برای امریکائیها اشنا باقی مانده است؛ اینکه دیرزمانی پس از اینکه نیچه کسالتاور بودنِ این مفهوم را ادعا کرد، متفکرانِ المانی انسانِ بورژوا را نمایانگر بدترین و تحقیرامیزترین شکست مدرنیته میدانند، که باید به هر قیمتی مغلوب شود. نیهیلیسم در ملموسترین معنایش درواقع متضمنِ این است که بورژوازی پیروز شده است. امریکائیها عموما بر این باور بودهاند که برنامهی دموکراتیک مدرن [سرمایهداری] که در کشورشان به اجرا درامده در هر جای دیگری هم میتواند به اجرا دراید و ایدهی خوبیست»
«الن بلوم، بسته شدنِ ذهن امریکائی»
@Iranian_Neocon
«الن بلوم، بسته شدنِ ذهن امریکائی»
@Iranian_Neocon
👍15
Iranian Neo-conservative
“Stalin was an incompetent wuss… I will show you ow to overthrow the West!” Herbert Marcuse Lenin said: “Give me just one generation of youth, and I will change the world.” Critical Theory was essentially destructive criticism of the main elements of Western…
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
«اگر به صورت تحلیلی به ان [مارکسیسم فرهنگی] نگاه کنیم، اگر از نظر تاریخی به ان نگاه کنیم، بهسرعت متوجه میشویم که دقیقا چیست. نزاکت سیاسی، مارکسیسم فرهنگی است. این مارکسیسم است که از اصلاحات اقتصادی به فرهنگی تبدیل شده است. دههی ۱۹۶۰ و هیپیها و جنبش صلح؛ اما به جنگ جهانیِ اول برمیگردیم. اگر اصولِ اولیهی نزاکت سیاسی را با مارکسیسم کلاسیک مقایسه کنیم شباهتها بسیار است»
«ویلیام لیندس، کنفراس رهبری محافظهکاری سال ۲۰۰۰»
#چپ_فرهنگی یا مارکسیسم فرهنگی که در قالب هنجار اجتماعی و پستمدرنیسم در هنر و فرهنگ، به زندگیِ جوامع امروزی نفوذ کرده، در اصل ناهنجاریای بر ضد سنتها و ارزشهای دینی و نظام سرمایهداری است. در این ویدئو به خوبی شرح داده شده است
@Iranian_Neocon
«ویلیام لیندس، کنفراس رهبری محافظهکاری سال ۲۰۰۰»
#چپ_فرهنگی یا مارکسیسم فرهنگی که در قالب هنجار اجتماعی و پستمدرنیسم در هنر و فرهنگ، به زندگیِ جوامع امروزی نفوذ کرده، در اصل ناهنجاریای بر ضد سنتها و ارزشهای دینی و نظام سرمایهداری است. در این ویدئو به خوبی شرح داده شده است
@Iranian_Neocon
🔥10👍5
«از دههی ۱۸۶۰، بهبود وضعیت امنیتی و کاهش لشکرکشیها، رونقِ بیشتری بهوجود اورد. تحول در الگوهای مالکیت زمین و مهمتر از همه، کاهش زمینهای سلطنتی و افزایش مالکیت خصوصی، کنترلِ مستقیم دولت بر مایملکی که پشتبهپشت، تیولِ مستخدمین و جیرهخوارانِ حکومت بودند را کاهش داد. از زمان افت صنایعِ سنتی و ورود کالاهای اروپائی، بازار روزبهروز ترازتر شد. تجارت خارجی بانشاط بود و تجار دخیل در ان، خوب سود میکردند. در نیمهی دوم قرن ۱۹، تریاک و تنباکو بهطور روزافزون صادر میشد و به حفظ تراز شکنندهی تجارت خارجیِ ایران کمک میکرد»
«عباس امانت»
@Iranian_Neocon
«عباس امانت»
@Iranian_Neocon
❤🔥18❤1🤮1
«مصدق، اسطورهی ملی یا نوکر بیجیره و مواجب دیکتاتوریِ سرخ؟»
به قلم: سبحان دانیالی
«انچه از واقعهی ۲۸ مرداد یاد میشود به کرات شنیده میشود که یک ملیگرا و یک اسطورهی ملی در کوتاه ساختن دست بیگانگان از کشور موفق بود و توانست میراث ملیِ این سرزمین را حفظ کند. به مدد ملیمیهنیها و ناسیونالیستهائی که مدام با تکرار اراجیفی تکراری و تئوریِتوطئهپردازیِ داییجان ناپلئونیسم مدام تقصیر را بر گردنِ انگلیس و امریکا میاندازند. اولین ادعائی که در جهت اسطورهسازی از مصدق انجام میدهند این است که «مصدق با هیچ بیگانهای سر سازش نداشت»؛ ولی مصدق تنها از تجارت با انگلیس و امریکا بیم داشت و از همکاری با شوروی بیم نداشت و معتقد بود همکاری و فروختنِ نفت به شوروی وزنهای متعادلکننده در برابر نفوذ انگلیس در ایران محسوب میشود. به گفتهی حسیبی، یکی از اطرافیانِ مصدق با گفتنِ جملهی «چاه نفت را گل میگیریم» معتقد به منع شدنِ استعمار خارجی بود. طبق توافقتنامهی قوام_سادچیکف در ۱۵ فروردین ۱۳۲۵ شوروی امتیاز ۵۰ سالهی نفت ایران را بهدست اورد که ایجاد یک شرکت با سهام ۵۱ درصد سهم شوروی و ۴۹ درصد سهم ایران را در بر میگرفت. استدلالِ مصدق این بود که تا زمانی که یک شرکت خصوصی یا دولت خارجی در ایران امتیاز نفت دارد استقلالِ ایران مورد تردید است اما چنین دیدگاهی تنها مختص به انگلستان و امریکا بود نه شوروی! در صورتی که انگلستان پیشنهاد مناسبتری ارائه کرده بود و تجارتی بسیار بهتر از حق نفت انحصاریِ شوروی ارائه کرده بود که مصدق بهخاطر دشمنی با انگلیس ان را رد کرد. به قول فردریک باستیا «هنگامی که کالا از مرز عبور نکند، سربازان اینکار را خواهند کرد!» در این میان هوادارانِ حزب توده مصدق را به جاسوسی به دلیل مذاکره مصدق با انگلستان متهم کردند درحالیکه مذاکرهی انگلیس به دنبالِ اجازه ندادنِ عبور نفتکشهای ایرانی بود. مصدق به دنبال ازادی و میهنپرستی نبود انطور که پیروانِ ملیمیهنیِ او ادعا میکنند بلکه به دنبالِ انقلابی با حمایت احزاب سوسیالیستی بود و معمولا انقلابیها [تودهها] به حزبی نمیپیوندند تا زمانیکه برنده باشد و در صورت شکست از اسطورههای پوشالی همانند مصدق چیزی جز یک درام زودگذر بهجا نمیماند»
@Iranian_Neocon
به قلم: سبحان دانیالی
«انچه از واقعهی ۲۸ مرداد یاد میشود به کرات شنیده میشود که یک ملیگرا و یک اسطورهی ملی در کوتاه ساختن دست بیگانگان از کشور موفق بود و توانست میراث ملیِ این سرزمین را حفظ کند. به مدد ملیمیهنیها و ناسیونالیستهائی که مدام با تکرار اراجیفی تکراری و تئوریِتوطئهپردازیِ داییجان ناپلئونیسم مدام تقصیر را بر گردنِ انگلیس و امریکا میاندازند. اولین ادعائی که در جهت اسطورهسازی از مصدق انجام میدهند این است که «مصدق با هیچ بیگانهای سر سازش نداشت»؛ ولی مصدق تنها از تجارت با انگلیس و امریکا بیم داشت و از همکاری با شوروی بیم نداشت و معتقد بود همکاری و فروختنِ نفت به شوروی وزنهای متعادلکننده در برابر نفوذ انگلیس در ایران محسوب میشود. به گفتهی حسیبی، یکی از اطرافیانِ مصدق با گفتنِ جملهی «چاه نفت را گل میگیریم» معتقد به منع شدنِ استعمار خارجی بود. طبق توافقتنامهی قوام_سادچیکف در ۱۵ فروردین ۱۳۲۵ شوروی امتیاز ۵۰ سالهی نفت ایران را بهدست اورد که ایجاد یک شرکت با سهام ۵۱ درصد سهم شوروی و ۴۹ درصد سهم ایران را در بر میگرفت. استدلالِ مصدق این بود که تا زمانی که یک شرکت خصوصی یا دولت خارجی در ایران امتیاز نفت دارد استقلالِ ایران مورد تردید است اما چنین دیدگاهی تنها مختص به انگلستان و امریکا بود نه شوروی! در صورتی که انگلستان پیشنهاد مناسبتری ارائه کرده بود و تجارتی بسیار بهتر از حق نفت انحصاریِ شوروی ارائه کرده بود که مصدق بهخاطر دشمنی با انگلیس ان را رد کرد. به قول فردریک باستیا «هنگامی که کالا از مرز عبور نکند، سربازان اینکار را خواهند کرد!» در این میان هوادارانِ حزب توده مصدق را به جاسوسی به دلیل مذاکره مصدق با انگلستان متهم کردند درحالیکه مذاکرهی انگلیس به دنبالِ اجازه ندادنِ عبور نفتکشهای ایرانی بود. مصدق به دنبال ازادی و میهنپرستی نبود انطور که پیروانِ ملیمیهنیِ او ادعا میکنند بلکه به دنبالِ انقلابی با حمایت احزاب سوسیالیستی بود و معمولا انقلابیها [تودهها] به حزبی نمیپیوندند تا زمانیکه برنده باشد و در صورت شکست از اسطورههای پوشالی همانند مصدق چیزی جز یک درام زودگذر بهجا نمیماند»
@Iranian_Neocon
👍27👎12🔥4👏2
«ایران در اوایل دورانِ قاجار از اشوب سیاسی و زوالِ اقتصادیِ اواخر قرن ۱۸ به در امد؛ دولت مرکزیِ نسبتا استواری پیدا کرد؛ تجانس اجتماعیِ ان بیشتر شد؛ اقتصادش توسعه یافت و بارقههائی از تجدید حیات فرهنگی و مذهبی در افق مملکت پدیدار گردید. استقرار سلسلهی قاجار بهدست اقامحمدخان، کشور را متحد کرد و پس از تقریبا نیم قرن هرجومرجِ متوالی، ارامش پایداری بهوجود اورد. انگیزهی لشکرکشیهای طولانی و گاه ویرانگر اقامحمدخان تا اندازهای عشق به کشورگشائی و غنایم جنگی و نیز نوعی حس انتقامجوئی از رقیبانش بود؛ با اینحال، وی هم توسعهطلب بود و هم بینشی روشن و استوار داشت؛ با وجود همهی خست و بیرحمیِ او، که موجب تباهیِ بسیاری از دشمنان و در ضمن برخی از حامیانش شد، باید این اعتبار را به اقامحمدخان داد که سرانجام توانست ارامش و امنیت را به سرزمینی بازاورد که جنگ داخلی، قحطی و کاهش جمعیت، ان را از پا در اورده بود»
«عباس امانت»
@Iranian_Neocon
«عباس امانت»
@Iranian_Neocon
❤🔥20👍9🤮5🤣2👎1
«بینِ تمام محافظهکاران اختلاف وجود داشت، اما یک اصل، انها را کنار هم نگه میداشت: مخالفت یکصدا با کمونیسم. کمونیسم نسخهی واقعیِ نژادپرستیست؛ کمونیسم غصب زمین است و بهخاطر اخلاقیات، هر شکل و فرمی از ان با هر درجهای باید از روی زمین ریشهکن شود»
«دیوید برن»
@Iranian_Neocon
«دیوید برن»
@Iranian_Neocon
🔥22👍10🤣4😁1
«استثناهائی که کلیسا برای بهره قائل شد، زمینه را برای تهیهی منابعِ مالی بهمنظور فعالیتهای بازرگانی و صنعتی فراهم ساخت. نخست، قدیس توماس اکویناس در سال ۱۲۵۰ اصولِ عقاید جدیدی در مورد بهره و منفعت وضع کرد. بر اساس این اصول، اگر کسی در سرمایهگذاریِ بزرگی شرکت کند، به شرط اینکه خودش عملا در ان شرکت داشته و در مخاطرات و زیانِ ان سهیم باشد، میتواند بهطور مشروع در ثمرات بهدستامده سهیم شود. قدیس بوناونتوره و پاپ اینوکنتیوس چهارم، هردو این اصل را پذیرفتند و فتوا دادند که در مقابلِ محرومیت وامدهنده از بهکارگیریِ سرمایهاش بهطور موقت، پرداخت مبلغی از جانب وامگیرنده کاری مشروع است. ادامهی این روند سبب شد که از سال ۱۴۰۰، اکثر کشورهای اروپائی قوانینِ منعِ بهره را لغو کردند»
«حسین نمازی، نظامهای اقتصادی»
@Iranian_Neocon
«حسین نمازی، نظامهای اقتصادی»
@Iranian_Neocon
❤🔥15👍1
«انارشیسم سرشت راستینِ انسان را درست نشناخته است. انارشیسم فقط در دنیای فرشتگان و قدیسان اجراشدنیست. لیبرالیسم، انارشیسم نیست و سر سوزنی ربطی به ان ندارد. لیبرالیسم دراینباره تردیدی ندارد که بدون بهکارگیریِ اجبار، بقای جامعه بهخطر خواهد افتاد و اگر قرار است یکنفر بهتنهائی نتواند کل ساخت اجتماعی را ویران کند، لازم است قوانینی که پیروی از انها برای همکاریِ صلحامیز انسانی ضروریست، متکی به ابزارهای قهرامیز باشد. باید بتوان فردی را که نمیخواهد زندگی، تندرستی یا ازادیِ شخصیِ دیگر انسانها یا مالکیت خصوصی را رعایت کند، با زور واداشت خود را تابعِ قواعد همزیستیِ اجتماعی قرار دهد. اینها وظایفیست که نظریهی لیبرال به حکومت محول میکند: حفاظت از مالکیت، ازادی و صلح»
«لودویگ فون میزس»
@Iranian_Neocon
«لودویگ فون میزس»
@Iranian_Neocon
❤19👍3🤮3
«تا استالین فوت نکرده بود، دولِ استعمار از او ملاحظه میکردند و ملت میتوانست تا حدی اظهار حیات کند و روی همین احساسات بود که من ظرف دو روز قانونِ ملیشدن صنعت نفت را از تصویب دو مجلس گذرانیدم و باز روی همین احساسات بود که از شرکت نفت خلعید کردم»
«محمد مصدق»
@Iranian_Neocon
«محمد مصدق»
@Iranian_Neocon
🤮29❤4👍1