و اما پاکستان
✍🏻 صابر معصومی
🔹 در مقایسه پاکستان با دیگر کشورهای دنیا این جمله مشهور است که در همه دنیا هر کشوری یک ارتش دارد. اما در مورد پاکستان، این ارتش است که یک کشور دارد.
به قول “شاشی ثارور” در پاکستان کسی برای دفاع از کشور به ارتش نمیپیوندد بلکه برای مدیریت کشور وارد ارتش میشود.
🔸 توصیفات زیر از تعاملات حکمرانی در پاکستان را از زبان نویسنده مذکور برایتان ترجمه می کنم:
ارتش پاکستان، در بیشتر سالهای موجودیت خود، به طور مستقیم بر کشور حکومت کرده است و در باقی سالها نیز به طور غیرمستقیم نقش داشته است. هیچ دولت غیرنظامی منتخب اجازه نیافته دوره کامل خود را به پایان برساند، به جز ذوالفقار علی بوتو که ابتدا توسط حکومت نظامی قبلی منصوب شد، سپس با رأی مردم به قدرت رسید و در اولین تلاش خود برای انتخاب مجدد، توسط ژنرالهایش سرنگون شد. ارتش خطوط قرمزی را تعیین میکند که هیچ رهبر غیرنظامی، حتی رسانههای «آزاد»، جرئت عبور از آنها را ندارند. در عوض، ساختار نظامی از امتیازاتی برخوردار است که در هند تصور آن غیرممکن است. علاوه بر این، افسران نظامی بازنشسته و شاغل، مراکز خرید وابسته به ارتش، پمپبنزینها، پروژههای املاک و مستغلات، شرکتهای واردات و صادرات و حتی دانشگاهها و اندیشکدهها را اداره میکنند. از آنجا که تنها راه توجیه این سلطه نامتناسب بر دولت و جامعه پاکستان، حفظ افسانه «تهدید هندی» است، بسیاری از مردم هند معتقدند که ارتش پاکستان همچنان مایل است تنشها را حفظ کند، حتی اگر کشمیر به راحتی و بدون هیچ مقاومتی تقدیم شود.
در تحلیل ارائه شده توسط منتقد پاکستانی “سیریل آلمیدا”، ارتش پاکستان بصورت استراتژیک به صلح علاقه ای ندارد؛ این ارتش ممکن است از جنگ استقبال نکند (کدام ژنرال است که حال و حوصله مردن داشته باشد؟) اما در عین حال، صلح هم نمی خواهد.
❇️ این توصیفات برایتان آشنا نمیآید؟ جای دیگری از این کره خاکی شرایط مشابه را نشنیدهاید؟
❓ به نظر شما، آیا توسعهچی سیاهبخت دغدغهمند در این فضا، میتواند مدل توسعهای ارائه دهد؟
⁉️ آیا برای چنین کشوری، امنیت آب و محیط زیست و زیستی قابل تصور است؟
گفتمان آب، توسعه و محیط زیست
✍🏻 صابر معصومی
🔹 در مقایسه پاکستان با دیگر کشورهای دنیا این جمله مشهور است که در همه دنیا هر کشوری یک ارتش دارد. اما در مورد پاکستان، این ارتش است که یک کشور دارد.
به قول “شاشی ثارور” در پاکستان کسی برای دفاع از کشور به ارتش نمیپیوندد بلکه برای مدیریت کشور وارد ارتش میشود.
🔸 توصیفات زیر از تعاملات حکمرانی در پاکستان را از زبان نویسنده مذکور برایتان ترجمه می کنم:
ارتش پاکستان، در بیشتر سالهای موجودیت خود، به طور مستقیم بر کشور حکومت کرده است و در باقی سالها نیز به طور غیرمستقیم نقش داشته است. هیچ دولت غیرنظامی منتخب اجازه نیافته دوره کامل خود را به پایان برساند، به جز ذوالفقار علی بوتو که ابتدا توسط حکومت نظامی قبلی منصوب شد، سپس با رأی مردم به قدرت رسید و در اولین تلاش خود برای انتخاب مجدد، توسط ژنرالهایش سرنگون شد. ارتش خطوط قرمزی را تعیین میکند که هیچ رهبر غیرنظامی، حتی رسانههای «آزاد»، جرئت عبور از آنها را ندارند. در عوض، ساختار نظامی از امتیازاتی برخوردار است که در هند تصور آن غیرممکن است. علاوه بر این، افسران نظامی بازنشسته و شاغل، مراکز خرید وابسته به ارتش، پمپبنزینها، پروژههای املاک و مستغلات، شرکتهای واردات و صادرات و حتی دانشگاهها و اندیشکدهها را اداره میکنند. از آنجا که تنها راه توجیه این سلطه نامتناسب بر دولت و جامعه پاکستان، حفظ افسانه «تهدید هندی» است، بسیاری از مردم هند معتقدند که ارتش پاکستان همچنان مایل است تنشها را حفظ کند، حتی اگر کشمیر به راحتی و بدون هیچ مقاومتی تقدیم شود.
در تحلیل ارائه شده توسط منتقد پاکستانی “سیریل آلمیدا”، ارتش پاکستان بصورت استراتژیک به صلح علاقه ای ندارد؛ این ارتش ممکن است از جنگ استقبال نکند (کدام ژنرال است که حال و حوصله مردن داشته باشد؟) اما در عین حال، صلح هم نمی خواهد.
❇️ این توصیفات برایتان آشنا نمیآید؟ جای دیگری از این کره خاکی شرایط مشابه را نشنیدهاید؟
❓ به نظر شما، آیا توسعهچی سیاهبخت دغدغهمند در این فضا، میتواند مدل توسعهای ارائه دهد؟
⁉️ آیا برای چنین کشوری، امنیت آب و محیط زیست و زیستی قابل تصور است؟
گفتمان آب، توسعه و محیط زیست
Telegram
گفتمان آب، توسعه و محیط زیست؛ صابر معصومی
کارشناس ارشد امنیت آب، توسعه بین الملل و محیط زیست و دانش آموز روابط بین الملل دانشگاه تافتز آمریکا هستم.
اینجا از مسائل محیط زیست و توسعه ایران و نیز اندیشه ها و تجربیاتم از فعالیت در سازمانهای بین المللی توسعه و محیط زیست در کشورهای مختلف می نویسم.
اینجا از مسائل محیط زیست و توسعه ایران و نیز اندیشه ها و تجربیاتم از فعالیت در سازمانهای بین المللی توسعه و محیط زیست در کشورهای مختلف می نویسم.
گفتمان آب، توسعه و محیط زیست؛ صابر معصومی
و اما پاکستان ✍🏻 صابر معصومی 🔹 در مقایسه پاکستان با دیگر کشورهای دنیا این جمله مشهور است که در همه دنیا هر کشوری یک ارتش دارد. اما در مورد پاکستان، این ارتش است که یک کشور دارد. به قول “شاشی ثارور” در پاکستان کسی برای دفاع از کشور به ارتش نمیپیوندد بلکه…
شاهد از غیب و از دهان دشمن ایران رسید. راستی مدعیان چرا واقعا اسرائیل را نابود نمی کنند؟
Forwarded from عکس نگار
اینا رو کی اینجا راه داده؟ (آیا همه حق حیات و بهره مندی از توسعه و طبیعت را دارند؟)
✍🏻 صابر معصومی
🔹 احتمالا برایتان این تجربه پیش آمده که با جمعی فرهیخته (یا با تصور فرهیختگی) برای دیدن جاذبههای گردشگری سفر کرده باشید و با دیدن خانواده ای که تمام اسباب سفر را بر سقف اتومبیل وطنی درب و داغان گذاشته یا ظاهر و رفتاری ناخوشآیند دارند و زباله میریزند و روی آثار باستانی یادگاری می نویسند و “همه جا را به گند کشیدهاند”، فردی از جمع شما احتمالا گفته باشد: آخه اینا رو کی راه داده اینجا؟ خب نه فرهنگش رو داری، نه پولش رو، مگه مجبوری بیای سفر؟ …
🔸 این سوال از جنس سوالهای ایرانی نیست بلکه ریشه ای بسیار عمیقتر و ایعادی بسیار گستردهتر پیدا می کند که اتفاقا پیوند عمیقی با مکاتب حکمرانی توسعه و محیط زیست نیز دارد:
🔹 پارکها و تفرجگاههای شهری (مثل هایدپارک لندن یا پارک مرکزی نیویورک) یا توسط اشراف و برای اشراف ایجاد و استفاده میشد یا چنان قوانینی از طرف آنان (که قدرت را در دست داشتند) اعمال میشد که عملا حضور طبقه متوسط و پایین آلاینده نیمه متمدن مزاحم را محدود می کرد. ایجاد و اداره پارکهای ملی در آمریکا هم چنان بود که الیت سفیدپوست -که فضاهای طبیعی را مکانهایی تمیز و دور از آلایشی برای تفرج سفیدها میدانستند- از ورود نژادهای آلودهکننده کمفرهنگ به آنها جلوگیری کنند.
در همین سرزمین (یا همین اطراف)، مساله تاریخی عدم اجازه به برخی طبقات اجتماعی برای تحصیل، یا کثیف و غیرقابل لمس دانستن برخی کاست ها (دالیت ها) در هند، جلوه هایی دیگر از همین تفکر هستند.
▪️ این نگاه ممکن است از نظر برخی، کاملا مضر و غیرانسانی شناخته شود اما طرفدارانش نیز توجیهات مستحکم خود را دارند. بنابراین بایستی بدان، فارغ از جنبه احساسات پرداخت.
▫️ همچنین ممکن است عده ای این افکار را منسوخ بدانند اما با کمی دقت در تعاملات قدرت جهانی در زمینه محیط زیست و توسعه، به راحتی آشکار میشود که نگاه شمال جهانی به جنوب، اگرچه در ظاهر نگاهی دربرگیرنده (Inclusive)، اما عملا تداعی کننده این سوال است: آیا کشورهای فقیر و عقبمانده حق محیط زیست و توسعه دارند؟
🔹 در خصوص ایران به نظرم مشکل یک پله عقب تر است: سیستم حکومت، نه تنها درخصوص حق توسعه و حق محیط زیست (شاید غیر از چند کلی گویی) تعیین تکلیف نکرده، بلکه اصلا کلا به آن -از منظر فلسفی و پارادایمی- نپرداخته است و تکلیفش معلوم نیست. در حقیقت بخش بزرگی از هرج و مرج توسعه ای، محیط زیست و فرهنگی ما ناشی از همین بلاتکلیفی حکومت است.
🔸 اما این سردرگمی صرفا در سطح سیاستگذاری نیست:
1️⃣ در سطح جامعه نیز، پاسخ به این گونه سوالات انشقاقی بزرگ بین مردم ایجاد می کند: در گفتگوهایم با مردم عادی در این خصوص، برخی به جدٌ معتقد بودند که آن گونه افراد [که عموما مساوی است با فقرا] را باید از طبیعت و آثار باستانی و نشانه های توسعه دور نگاه داشت یا دستکم دسترسی آنها را مشروط و محدود کرد (رویکرد کارکردگرا Functionalist یا نخبهگرایانه) چرا که بدون این محدودیت ها، عملا دیگر اثری از طبیعت و توسعه و فرهنگ باقی نمی ماند.
2️⃣ برخی دیگر می گفتند که بهره مندی از توسعه و محیط زیست و مظاهر تمدن حق همه -حتی تخریب گران و فقرا و کم فرهنگ ها- نیز هست (رویکرد حقوقمحور Rights-Based) و تخریبگری آنان را باید از طریق فرهنگ سازی حل کرد. اما همین دسته، بالاتفاق معتقد بودند که هیچگاه چنان افراد مخربی را به خانه و باغ خود راه نمی دهند [اما خرج از جیب طبیعت و آثار باستانی، برایشان محل ایراد نبود].
❇️ نظر شما چیست؟ فارغ از ایده آل گرایی و "این طور یا آن طور باید بشود"، با توجه به واقعیت فعلی و بحرانهای محیط زیستی که با آنها مواجه هستیم، آیا همه مردم باید بصورت مساوی به مواهب طبیعت و آثار باستانی و توسعه دسترسی داشته باشند؟
گفتمان آب، توسعه و محیط زیست
✍🏻 صابر معصومی
🔹 احتمالا برایتان این تجربه پیش آمده که با جمعی فرهیخته (یا با تصور فرهیختگی) برای دیدن جاذبههای گردشگری سفر کرده باشید و با دیدن خانواده ای که تمام اسباب سفر را بر سقف اتومبیل وطنی درب و داغان گذاشته یا ظاهر و رفتاری ناخوشآیند دارند و زباله میریزند و روی آثار باستانی یادگاری می نویسند و “همه جا را به گند کشیدهاند”، فردی از جمع شما احتمالا گفته باشد: آخه اینا رو کی راه داده اینجا؟ خب نه فرهنگش رو داری، نه پولش رو، مگه مجبوری بیای سفر؟ …
🔸 این سوال از جنس سوالهای ایرانی نیست بلکه ریشه ای بسیار عمیقتر و ایعادی بسیار گستردهتر پیدا می کند که اتفاقا پیوند عمیقی با مکاتب حکمرانی توسعه و محیط زیست نیز دارد:
🔹 پارکها و تفرجگاههای شهری (مثل هایدپارک لندن یا پارک مرکزی نیویورک) یا توسط اشراف و برای اشراف ایجاد و استفاده میشد یا چنان قوانینی از طرف آنان (که قدرت را در دست داشتند) اعمال میشد که عملا حضور طبقه متوسط و پایین آلاینده نیمه متمدن مزاحم را محدود می کرد. ایجاد و اداره پارکهای ملی در آمریکا هم چنان بود که الیت سفیدپوست -که فضاهای طبیعی را مکانهایی تمیز و دور از آلایشی برای تفرج سفیدها میدانستند- از ورود نژادهای آلودهکننده کمفرهنگ به آنها جلوگیری کنند.
در همین سرزمین (یا همین اطراف)، مساله تاریخی عدم اجازه به برخی طبقات اجتماعی برای تحصیل، یا کثیف و غیرقابل لمس دانستن برخی کاست ها (دالیت ها) در هند، جلوه هایی دیگر از همین تفکر هستند.
▪️ این نگاه ممکن است از نظر برخی، کاملا مضر و غیرانسانی شناخته شود اما طرفدارانش نیز توجیهات مستحکم خود را دارند. بنابراین بایستی بدان، فارغ از جنبه احساسات پرداخت.
▫️ همچنین ممکن است عده ای این افکار را منسوخ بدانند اما با کمی دقت در تعاملات قدرت جهانی در زمینه محیط زیست و توسعه، به راحتی آشکار میشود که نگاه شمال جهانی به جنوب، اگرچه در ظاهر نگاهی دربرگیرنده (Inclusive)، اما عملا تداعی کننده این سوال است: آیا کشورهای فقیر و عقبمانده حق محیط زیست و توسعه دارند؟
🔹 در خصوص ایران به نظرم مشکل یک پله عقب تر است: سیستم حکومت، نه تنها درخصوص حق توسعه و حق محیط زیست (شاید غیر از چند کلی گویی) تعیین تکلیف نکرده، بلکه اصلا کلا به آن -از منظر فلسفی و پارادایمی- نپرداخته است و تکلیفش معلوم نیست. در حقیقت بخش بزرگی از هرج و مرج توسعه ای، محیط زیست و فرهنگی ما ناشی از همین بلاتکلیفی حکومت است.
🔸 اما این سردرگمی صرفا در سطح سیاستگذاری نیست:
1️⃣ در سطح جامعه نیز، پاسخ به این گونه سوالات انشقاقی بزرگ بین مردم ایجاد می کند: در گفتگوهایم با مردم عادی در این خصوص، برخی به جدٌ معتقد بودند که آن گونه افراد [که عموما مساوی است با فقرا] را باید از طبیعت و آثار باستانی و نشانه های توسعه دور نگاه داشت یا دستکم دسترسی آنها را مشروط و محدود کرد (رویکرد کارکردگرا Functionalist یا نخبهگرایانه) چرا که بدون این محدودیت ها، عملا دیگر اثری از طبیعت و توسعه و فرهنگ باقی نمی ماند.
2️⃣ برخی دیگر می گفتند که بهره مندی از توسعه و محیط زیست و مظاهر تمدن حق همه -حتی تخریب گران و فقرا و کم فرهنگ ها- نیز هست (رویکرد حقوقمحور Rights-Based) و تخریبگری آنان را باید از طریق فرهنگ سازی حل کرد. اما همین دسته، بالاتفاق معتقد بودند که هیچگاه چنان افراد مخربی را به خانه و باغ خود راه نمی دهند [اما خرج از جیب طبیعت و آثار باستانی، برایشان محل ایراد نبود].
❇️ نظر شما چیست؟ فارغ از ایده آل گرایی و "این طور یا آن طور باید بشود"، با توجه به واقعیت فعلی و بحرانهای محیط زیستی که با آنها مواجه هستیم، آیا همه مردم باید بصورت مساوی به مواهب طبیعت و آثار باستانی و توسعه دسترسی داشته باشند؟
گفتمان آب، توسعه و محیط زیست
❤1👍1
پیامدهای راهبردی انزوای بینالمللی ایران بر حکمرانی محیط زیست و وضعیت منابع کشور
✍🏻 صابر معصومی
🔹 فهم اینکه چگونه یک ملت، در همدستی با حکومت خود، بدترین دوره تاریخ حیات بشریت را برای انزواطلبی سلحشورانه از جهانِ درهم تنیده برگزیده، مساله ای ست که در نوشتاری دیگر بدان خواهم پرداخت، اما در اینجا، شمه ای از عوارض این انتخاب هولناک بر محیط زیست کشور را ذکر خواهم کرد. اگرچه ضعف ساختاری سازمان محیط زیست و ترک فعل آشکار آن، در بحران فعلی محیط زیست کشور نیز موثر است، اما در آینده ای نزدیک بصورت جداگانه در مورد آن نیز مطلبی تقدیم می کنم.
♦️محرومیت از منابع مالی اقلیمی و زیستمحیطی جهانی
▪️ تسهیلات جهانی محیطزیست (GEF): درحالی که کشورهای منطقه مانند اردن، مراکش و ترکیه هرکدام بین ۳۰ تا ۷۰ میلیون دلار از این صندوق برای پروژههای گوناگون دریافت کردهاند، تحریم ها و انزوای ایران سبب شده که بیش از 30 میلیون دلار بودجه مصوب برای ایران، به کشور وارد نشود و این بدان معناست که ایران از اجرای حدود 10 پروژه بزرگ-مقیاس برای بهبود حکمرانی محیط زیست محروم مانده است.
▪️صندوق اقلیم سبز (GCF): ایران با وجود احراز صلاحیت رسمی، هیچ بودجه قابل توجهی دریافت نکرده، در حالی که کشورهای همتراز ایران، پروژههایی با ارزش ۵۰ تا ۱۰۰ میلیون دلار در زمینههایی مانند امنیت آبی و انرژی پاک اجرا کردهاند.
▪️به همین ترتیب بسیاری از صندوقها و تسهیلات یا فرصتهای جهانی دیگر برای ایران غیرقابل دسترس هستند که بصورت تخمینی می توانستند سالانه بیش از 100 میلیون دلار به سیستم حکمرانی محیط زیست کشور بودجه بین المللی تزریق نمایند.
❗️بدین ترتیب در یک دهه گذشته، ایران دستکم از دسترسی به حدود ۲۵۰ تا ۴۰۰ میلیون دلار منابع مالی چندجانبه زیستمحیطی محروم مانده است.
♦️ تضعیف قدرت چانهزنی در دیپلماسی زیستمحیطی جهانی
دیپلماسی زیستمحیطی ایران اغلب منفعل، ناهماهنگ و فاقد اولویت در سیاست خارجی است و نبود حضور مؤثر ایران در روندهای بینالمللی محیطزیست، جایگاه و نفوذ راهبردی کشور را تضعیف کرده است:
▫️عدم الحاق به توافقنامه پاریس (بر خلاف بیش از ۱۹۵ کشور) موجب افزایش فشار سیاسی و سرزنش بینالمللی علیه ایران شده است.
▫️عدم مشارکت فعال در نشستهای بینالمللی مانند کاپ های تغییر اقلیم، کنوانسیون تنوع زیستی، و سایر معاهدات چندجانبه موجب انزوای راهبردی ایران در تصمیمسازیهای جهانی شده است. همچنین عدم اهتمام برای تولید یا به روز رسانی اسناد مهم بین المللی مرتبط با محیط زیست و تغییر اقلیم، راه را برای انتقال منابع به ایران دشوار کرده است.
▫️نبود هیچ برنامه و رویکردی برای حمایت از حضور تشکل های محیط زیستی ایران در کشورهای دیگر، دست ما را در تامین منافع ملی بسته است.
♦️از دست رفتن فرصتهای همکاری منطقهای
چالشهایی مانند ریزگردها، منابع آب مشترک و آلودگی دریاها نیازمند همکاری منطقهای است. اما انزوای سیاسی ایران مانع از تحقق چنین همکاریهایی شده است:
▪️عدم مشارکت مالی و سرمایه گذاری ایران برای مقابله با بحرانهای منطقه ای چون گرد و غبار، ما را قربانی این پدیده ها کرده است.
▪️تنهایی ژئوپولتیک ایران و ناتوانی در تنظیم یا پیوستن به مکانیسمهای چندجانبه مدیریت منابع مشترک آبی (مثلاً با عراق یا افغانستان)، ما را از دستیابی به حق مسلم آبی خود محروم کرده است.
♦️تضعیف ظرفیت داخلی از طریق امنیتیسازی متخصصان و کنشگران محیطزیست
▫️حبس فعالان برجسته به اتهامات امنیتی، موجب ایجاد فضای ترس و خودسانسوری در نهادهای علمی، دولتی و مدنی شده است. همچنین فشار مجامع و افکار بین المللی بر ایران را دوچندان نموده است.
▫️همکاریهای بینالمللی به دلیل نگرانیهای امنیتی، محدود یا ممنوع شدهاند.
▫️مهاجرت متخصصان، منجر به فرار مغزها و ضعف ظرفیت مدیریتی کشور شده است.
❗️در نتیجه، کشور با ضعف زیرساخت فنی، مدیریتی و دیپلماتیک کشور در حوزه محیطزیست دست به گریبان است.
♦️انسداد دسترسی به ابزارهای مالی نوین و بازارهای سبز
▪️عدم امکان مشارکت در بازار کربن، اوراق قرضه سبز و سایر ابزارهای مالی سبز [بنا بر تخمین غیررسمی شرکت آپام، حجم بازار داوطلبانه کربن ایران چیزی حدود 875 میلیون دلار است که برای بازار اجباری -که به دلیل نپیوستن ایران به توافقنامه پاریس، غیر قابل اجراست- این رقم تا چندبرابر قابلیت رشد دارد).
♦️خسارت حیثیتی و افزایش فشار سیاسی
▫️خارج ماندن ایران از معاهدات کلیدی مانند توافق پاریس منجر به افزایش فشارهای سیاسی و رسانهای از سوی دیگر کشورها، طرح اتهامات بینالمللی مبنی بر بیمسئولیتی زیستمحیطی علیه ایران و کاهش احتمال جلب همکاریهای فنی و دیپلماتیک شده است.
❌ خلاصه اینکه، تا این پیرمردهای لجوج نابالغ هپروتی سرنوشت ما را در دست دارند، محیط زیست ما روی بهبود نخواهد دید.
گفتمان آب، توسعه و محیط زیست
✍🏻 صابر معصومی
🔹 فهم اینکه چگونه یک ملت، در همدستی با حکومت خود، بدترین دوره تاریخ حیات بشریت را برای انزواطلبی سلحشورانه از جهانِ درهم تنیده برگزیده، مساله ای ست که در نوشتاری دیگر بدان خواهم پرداخت، اما در اینجا، شمه ای از عوارض این انتخاب هولناک بر محیط زیست کشور را ذکر خواهم کرد. اگرچه ضعف ساختاری سازمان محیط زیست و ترک فعل آشکار آن، در بحران فعلی محیط زیست کشور نیز موثر است، اما در آینده ای نزدیک بصورت جداگانه در مورد آن نیز مطلبی تقدیم می کنم.
♦️محرومیت از منابع مالی اقلیمی و زیستمحیطی جهانی
▪️ تسهیلات جهانی محیطزیست (GEF): درحالی که کشورهای منطقه مانند اردن، مراکش و ترکیه هرکدام بین ۳۰ تا ۷۰ میلیون دلار از این صندوق برای پروژههای گوناگون دریافت کردهاند، تحریم ها و انزوای ایران سبب شده که بیش از 30 میلیون دلار بودجه مصوب برای ایران، به کشور وارد نشود و این بدان معناست که ایران از اجرای حدود 10 پروژه بزرگ-مقیاس برای بهبود حکمرانی محیط زیست محروم مانده است.
▪️صندوق اقلیم سبز (GCF): ایران با وجود احراز صلاحیت رسمی، هیچ بودجه قابل توجهی دریافت نکرده، در حالی که کشورهای همتراز ایران، پروژههایی با ارزش ۵۰ تا ۱۰۰ میلیون دلار در زمینههایی مانند امنیت آبی و انرژی پاک اجرا کردهاند.
▪️به همین ترتیب بسیاری از صندوقها و تسهیلات یا فرصتهای جهانی دیگر برای ایران غیرقابل دسترس هستند که بصورت تخمینی می توانستند سالانه بیش از 100 میلیون دلار به سیستم حکمرانی محیط زیست کشور بودجه بین المللی تزریق نمایند.
❗️بدین ترتیب در یک دهه گذشته، ایران دستکم از دسترسی به حدود ۲۵۰ تا ۴۰۰ میلیون دلار منابع مالی چندجانبه زیستمحیطی محروم مانده است.
♦️ تضعیف قدرت چانهزنی در دیپلماسی زیستمحیطی جهانی
دیپلماسی زیستمحیطی ایران اغلب منفعل، ناهماهنگ و فاقد اولویت در سیاست خارجی است و نبود حضور مؤثر ایران در روندهای بینالمللی محیطزیست، جایگاه و نفوذ راهبردی کشور را تضعیف کرده است:
▫️عدم الحاق به توافقنامه پاریس (بر خلاف بیش از ۱۹۵ کشور) موجب افزایش فشار سیاسی و سرزنش بینالمللی علیه ایران شده است.
▫️عدم مشارکت فعال در نشستهای بینالمللی مانند کاپ های تغییر اقلیم، کنوانسیون تنوع زیستی، و سایر معاهدات چندجانبه موجب انزوای راهبردی ایران در تصمیمسازیهای جهانی شده است. همچنین عدم اهتمام برای تولید یا به روز رسانی اسناد مهم بین المللی مرتبط با محیط زیست و تغییر اقلیم، راه را برای انتقال منابع به ایران دشوار کرده است.
▫️نبود هیچ برنامه و رویکردی برای حمایت از حضور تشکل های محیط زیستی ایران در کشورهای دیگر، دست ما را در تامین منافع ملی بسته است.
♦️از دست رفتن فرصتهای همکاری منطقهای
چالشهایی مانند ریزگردها، منابع آب مشترک و آلودگی دریاها نیازمند همکاری منطقهای است. اما انزوای سیاسی ایران مانع از تحقق چنین همکاریهایی شده است:
▪️عدم مشارکت مالی و سرمایه گذاری ایران برای مقابله با بحرانهای منطقه ای چون گرد و غبار، ما را قربانی این پدیده ها کرده است.
▪️تنهایی ژئوپولتیک ایران و ناتوانی در تنظیم یا پیوستن به مکانیسمهای چندجانبه مدیریت منابع مشترک آبی (مثلاً با عراق یا افغانستان)، ما را از دستیابی به حق مسلم آبی خود محروم کرده است.
♦️تضعیف ظرفیت داخلی از طریق امنیتیسازی متخصصان و کنشگران محیطزیست
▫️حبس فعالان برجسته به اتهامات امنیتی، موجب ایجاد فضای ترس و خودسانسوری در نهادهای علمی، دولتی و مدنی شده است. همچنین فشار مجامع و افکار بین المللی بر ایران را دوچندان نموده است.
▫️همکاریهای بینالمللی به دلیل نگرانیهای امنیتی، محدود یا ممنوع شدهاند.
▫️مهاجرت متخصصان، منجر به فرار مغزها و ضعف ظرفیت مدیریتی کشور شده است.
❗️در نتیجه، کشور با ضعف زیرساخت فنی، مدیریتی و دیپلماتیک کشور در حوزه محیطزیست دست به گریبان است.
♦️انسداد دسترسی به ابزارهای مالی نوین و بازارهای سبز
▪️عدم امکان مشارکت در بازار کربن، اوراق قرضه سبز و سایر ابزارهای مالی سبز [بنا بر تخمین غیررسمی شرکت آپام، حجم بازار داوطلبانه کربن ایران چیزی حدود 875 میلیون دلار است که برای بازار اجباری -که به دلیل نپیوستن ایران به توافقنامه پاریس، غیر قابل اجراست- این رقم تا چندبرابر قابلیت رشد دارد).
♦️خسارت حیثیتی و افزایش فشار سیاسی
▫️خارج ماندن ایران از معاهدات کلیدی مانند توافق پاریس منجر به افزایش فشارهای سیاسی و رسانهای از سوی دیگر کشورها، طرح اتهامات بینالمللی مبنی بر بیمسئولیتی زیستمحیطی علیه ایران و کاهش احتمال جلب همکاریهای فنی و دیپلماتیک شده است.
❌ خلاصه اینکه، تا این پیرمردهای لجوج نابالغ هپروتی سرنوشت ما را در دست دارند، محیط زیست ما روی بهبود نخواهد دید.
گفتمان آب، توسعه و محیط زیست
Telegram
گفتمان آب، توسعه و محیط زیست؛ صابر معصومی
کارشناس ارشد امنیت آب، توسعه بین الملل و محیط زیست و دانش آموز روابط بین الملل دانشگاه تافتز آمریکا هستم.
اینجا از مسائل محیط زیست و توسعه ایران و نیز اندیشه ها و تجربیاتم از فعالیت در سازمانهای بین المللی توسعه و محیط زیست در کشورهای مختلف می نویسم.
اینجا از مسائل محیط زیست و توسعه ایران و نیز اندیشه ها و تجربیاتم از فعالیت در سازمانهای بین المللی توسعه و محیط زیست در کشورهای مختلف می نویسم.
👍2
از چه می هراسید، جناب رئیس الوزراء؟
✍🏻 صابر معصومی
▪️تشریف برده اند به اردبیل، مهد سلسله ترکان صفوی، و بنیانگذار مکتب تشیع در ایران، و در آن جمع که همه ترک هستند، به زبان شیرین فارسی، افاضات تکراری خود را تکرار و تکرار کرده اند.
🔹 بهتر از آن، تازه بر استفاده از واژه فارسی (بومی) به جای انگلیسی اصرار ورزیده اند.
▪️ این در حالی است که مناطق قومیت نشین غیرفارس زبان کشور، سالهاست که از سوی حکومتی که ایشان بدان منتسب هستند، مورد هجمه و فشار فرهنگی بوده و اسامی اماکن آن در حال فارسی سازی است و در بسیاری از موارد، امکان نامگذاری فرزندان به اسامی آن زبان (بویژه زبان ترکی) از هموطنان سلب شده است. توجه و اهتمام به فرهنگ قومی، مساوی با تهدید امنیت ملی تلقی شده و تا حد ممکن تحدید و تهدید شده است.
🔹اما کار که به اینجا می رسد دیگر رئیس الوزرای محترم، بر احترام به زبان بومی اصرار ندارند. حد بومی برای ایشان ظاهرا، همان زبان شیرین فارسی است و بقیه محلی از اعراب و توجه ندارند.
▪️جناب رئیس الوزرا: بازهم در این جلسه به دروغ تعارفی زده اید و دست یاری برای حل مشکلات کشور طلب کرده اید؟ بسیار خب، قدم اول این است که به هویت قومیتها و اقوام و مذاهب کشور احترام بگذارید و آنها را پاس بدارید و آنان را از هجمه وحشیانه ایرانشهری گری و پان -فارسی گری محافظت کنید. تا مردم به شما اعتماد کنند و با شما همکاری کنند.
🔹 در اردبیل و تبریز و اورمیه و زنجان و قزوین به ترکی -به زبان مادری خودتان- سخن بگویید. به اقلیتها نشان دهید که به هرآنچه که هستند احترام می گذارید و جزو گروه هجمه کننده ظالمین نیستید. به آنها نشان دهید که حکومت شما، آنها را بعنوان ایرانی می پذیرد و آنها را تهدید نمی بیند.
✅ آیا توان این را دارید که زبان ترکی را بعنوان دومین زبان رسمی کشور معظم ایران، جا بیاندازید؟ آیا توان این را دارید که از پتانسیل ترکهای ایران، برای افزایش نفوذ ایران در قفقاز و اتحادیه کشورهای ترک بهره ببرید؟ آیا این توان را دارید که دره بی اعتمادی بین اقوام و حکومت را پر کنید؟ یا شما هم تحت تاثیر - یا از ترس و هراس - افکار فاشیستی برخی از اطرافیانتان، هرگونه توجه به پتانسیلهای قومیتها را زمینه سازی برای توهم تجزیه می دانید و قرار است سیل سرمایه گذاری و امکانات و توجهات را به سمت کویر بی انتهای ایرانشهری گری روانه کنید؟
❇️ ما، که در دریا و کوهستان، ایران شما را محافظت می کنیم، برای شما چه جایگاه و ارزشی داریم؟ یا آیا صرفا این معادن و منابع ماست که باید کارخانجات کویر را زنده نگاه دارد؟ یا ترک و عرب و کرد و بلوچ و ترکمن و ارمنی و آسوری و ... را بصورت مساوی بعنوان ایرانی می پذیرید؟
✍🏻 صابر معصومی
▪️تشریف برده اند به اردبیل، مهد سلسله ترکان صفوی، و بنیانگذار مکتب تشیع در ایران، و در آن جمع که همه ترک هستند، به زبان شیرین فارسی، افاضات تکراری خود را تکرار و تکرار کرده اند.
🔹 بهتر از آن، تازه بر استفاده از واژه فارسی (بومی) به جای انگلیسی اصرار ورزیده اند.
▪️ این در حالی است که مناطق قومیت نشین غیرفارس زبان کشور، سالهاست که از سوی حکومتی که ایشان بدان منتسب هستند، مورد هجمه و فشار فرهنگی بوده و اسامی اماکن آن در حال فارسی سازی است و در بسیاری از موارد، امکان نامگذاری فرزندان به اسامی آن زبان (بویژه زبان ترکی) از هموطنان سلب شده است. توجه و اهتمام به فرهنگ قومی، مساوی با تهدید امنیت ملی تلقی شده و تا حد ممکن تحدید و تهدید شده است.
🔹اما کار که به اینجا می رسد دیگر رئیس الوزرای محترم، بر احترام به زبان بومی اصرار ندارند. حد بومی برای ایشان ظاهرا، همان زبان شیرین فارسی است و بقیه محلی از اعراب و توجه ندارند.
▪️جناب رئیس الوزرا: بازهم در این جلسه به دروغ تعارفی زده اید و دست یاری برای حل مشکلات کشور طلب کرده اید؟ بسیار خب، قدم اول این است که به هویت قومیتها و اقوام و مذاهب کشور احترام بگذارید و آنها را پاس بدارید و آنان را از هجمه وحشیانه ایرانشهری گری و پان -فارسی گری محافظت کنید. تا مردم به شما اعتماد کنند و با شما همکاری کنند.
🔹 در اردبیل و تبریز و اورمیه و زنجان و قزوین به ترکی -به زبان مادری خودتان- سخن بگویید. به اقلیتها نشان دهید که به هرآنچه که هستند احترام می گذارید و جزو گروه هجمه کننده ظالمین نیستید. به آنها نشان دهید که حکومت شما، آنها را بعنوان ایرانی می پذیرد و آنها را تهدید نمی بیند.
✅ آیا توان این را دارید که زبان ترکی را بعنوان دومین زبان رسمی کشور معظم ایران، جا بیاندازید؟ آیا توان این را دارید که از پتانسیل ترکهای ایران، برای افزایش نفوذ ایران در قفقاز و اتحادیه کشورهای ترک بهره ببرید؟ آیا این توان را دارید که دره بی اعتمادی بین اقوام و حکومت را پر کنید؟ یا شما هم تحت تاثیر - یا از ترس و هراس - افکار فاشیستی برخی از اطرافیانتان، هرگونه توجه به پتانسیلهای قومیتها را زمینه سازی برای توهم تجزیه می دانید و قرار است سیل سرمایه گذاری و امکانات و توجهات را به سمت کویر بی انتهای ایرانشهری گری روانه کنید؟
❇️ ما، که در دریا و کوهستان، ایران شما را محافظت می کنیم، برای شما چه جایگاه و ارزشی داریم؟ یا آیا صرفا این معادن و منابع ماست که باید کارخانجات کویر را زنده نگاه دارد؟ یا ترک و عرب و کرد و بلوچ و ترکمن و ارمنی و آسوری و ... را بصورت مساوی بعنوان ایرانی می پذیرید؟
Telegram
اخبارفوری ࡆ خبرفوری جنگ ࡆ فوری مهم
اصرار پزشکیان بر استفاده از واژه فارسی به جای انگلیسی
🚨 @AkhbarTelFori
🚨 @AkhbarTelFori
Forwarded from عکس نگار
اینهمه غوغا از برای چیست؟ برنده کیست؟
✍🏻 صابر معصومی
🔹 گروهی از متفکران اعتقاد دارند که اگر استعمار و چپاول ثروت ملل و تجمیع آن در کشورهای اروپایی نبود، اصولا کشورهای قدرتمند و ثروتمند آن زمان همچون چین و هند و عثمانی، ظرفیت ساختاری توسعه جهانی نداشتند و بشریت همچنان داشت اموراتش را با گاری و چاپار و داس می گذراند و به دلیل بهداشت پایین و فشار کاری، حداکثر در سن 35 سالگی دار فانی را وداع می گفت.
بررسی این دیدگاه، مجالی دیگر می طلبد، اما بیایید باهم به پروفایل یک سرزمین شدیدا تحت استعمار نگاهی بیاندازیم:
به خاطر استعمار و چپاول منابع در عرض 250 سال:
▪️ با از دست دادن 16 تا 20 میلیارد دلار سالانه (که مستقیما به جیب استعمارگر می رفت)، سهم 25% تولید ناخالص این کشور از اقتصاد جهان به حدود 2% رسید. برخی تخمین ها، از چپاول مجموع 65 تریلیون دلار (در مقیاس امروزی) سخن می گویند که معادل 1750% اقتصاد کنونی این کشور است.
▪️ این کشور بیش از 10 قحطی بزرگ را تجربه کرد که در یک نمونه، بیش از 3 میلیون نفر کشته شدند. تعداد کشتگان قحطی ها در مجموع حدود 10% جمعیت را تشکیل می دادند! به دلیل فشار استعمارگران و قحطی های فراوان، رشد جمعیت این سرزمین بسیار محدود ماند.
▪️این کشور به مرکز جهانی تولید خشخاش و مواد مخدر تبدیل شد.
▪️ سیستم حکمرانی و قضایی دموکراتیک و مردم-محور این سرزمین که هزاران سال قدمت داشت و به واسطه آن قومیت ها و ادیان مختلف کنار هم می زیستند، برچیده شده و جای آن را سیستم چپاول گر و ظالمانه ی "تفرقه بیانداز حکومت کن" تحمیلی توسط استعمارگر را گرفت. سیستم خراج گیری سنگین، باعث شد که این سرزمین در فقر گرفتار شده و امکان پیشرفت نداشته باشد.
▪️ با نابودی سه صنعت مهم نساجی، فولاد و کشتی سازی و انتقال دانش به کارخانه های کشور استعمارگر، این سرزمین تبدیل به بازار بلامنازع محصولات فرآوری شده تولیدی در کارخانجات کشور استعمارگر شد.
احتمالا تا اینجا حدس زده باشید که از همسایه خوبمان، کشور کبیر هند سخن می گفتم.
✅ اما در مقابل، هند چه رویکردی اتخاذ کرده است؟
🔹 آیا ما بیشتر از استعمار ضربه دیده ایم یا هند؟ آیا دردها و آلام ما از چپاول استعمار، حتی چیزی نزدیک به درد و رنج های هند بوده است؟ (در مقایسه با هند، ما مجموعا 1.2 تریلیون دلار به استعمار باخته ایم که معادل 290% اقتصاد کنونی ماست در مقایسه با هند: 1750%). اصلا مگر این نبوده که ما به مصلحت همان استعمارگران، اصلا مستعمره نشدیم و فقط سرزمین مان اشغال شد و برخی منابعمان برای چند دهه به تاراج رفت؟!!
🔸 آیا به آن میزان که ما در مورد استعمار و استکبار و امپریالیسم سر و صدا راه انداخته ایم و گرد و خاک می کنیم، هند هم چنین رفتاری داشته است؟ کدام یک از ما مستحق داد و هوار بیشتر هستیم؟
🔹 آیا هند نیز همانند ما درهای کشور را به روی همگان بسته است و چشم بسته "هل من مبارز" می طلبد؟ (به فرض که اصلا قد و قواره ما با این شبهه قاره یکی باشد!)
🔸 در عرصه زورآزمایی و سیاست و تجارت جهانی، کدام یک از ما موفق تر است؟ هند یا ایران؟
🔹 کدام یک از ما دوستان استراتژیک و حامیان قابل اعتماد دارد؟ کدام یک تنهای مطلق است؟ حرف کدام شنیده می شود؟ کدام کشور دور زده شده و به گوشه انزوا پرتاب شده است؟
🔸 آیا متفکرین بزرگ و معماران سیاست هندی، درکی از خرابی ها و جنایتهای زمان استعمار نداشته اند و از روی سرخوشی و بی توجهی به ملت خود، با دنیا تعامل می کنند؟
🔹 آیا هند، که توانمندی هایش در همه ابعاد، چندین برابر بیشتر از ماست، نمی داند یا نمی تواند که مثل ما رفتار کند و کافه را به هم بریزد و انقلاب صادر کند و به این و آن بتازد؟ پس چرا چنین نیت و رویکردی ندارد؟
✅ آیا زمان آن نرسیده است که افسار سیاست و سرنوشت و توسعه میلیونها ایرانی را از دست پیرمردان نابالغ جا مانده در انجماد تاریخی جنگ سرد و جنبش عدم تعهد در بیاوریم و به آینده و ته نوشت این کشور توجه کنیم؟
✅ آیا بهتر نیست آدم گاهی از رفتار برادرهای بزرگ تر از خودش هم درس بگیرد و خود را عقل کل و تنها قهرمان بلامناع میدان نداند؟
گفتمان آب، توسعه و محیط زیست
✍🏻 صابر معصومی
🔹 گروهی از متفکران اعتقاد دارند که اگر استعمار و چپاول ثروت ملل و تجمیع آن در کشورهای اروپایی نبود، اصولا کشورهای قدرتمند و ثروتمند آن زمان همچون چین و هند و عثمانی، ظرفیت ساختاری توسعه جهانی نداشتند و بشریت همچنان داشت اموراتش را با گاری و چاپار و داس می گذراند و به دلیل بهداشت پایین و فشار کاری، حداکثر در سن 35 سالگی دار فانی را وداع می گفت.
بررسی این دیدگاه، مجالی دیگر می طلبد، اما بیایید باهم به پروفایل یک سرزمین شدیدا تحت استعمار نگاهی بیاندازیم:
به خاطر استعمار و چپاول منابع در عرض 250 سال:
▪️ با از دست دادن 16 تا 20 میلیارد دلار سالانه (که مستقیما به جیب استعمارگر می رفت)، سهم 25% تولید ناخالص این کشور از اقتصاد جهان به حدود 2% رسید. برخی تخمین ها، از چپاول مجموع 65 تریلیون دلار (در مقیاس امروزی) سخن می گویند که معادل 1750% اقتصاد کنونی این کشور است.
▪️ این کشور بیش از 10 قحطی بزرگ را تجربه کرد که در یک نمونه، بیش از 3 میلیون نفر کشته شدند. تعداد کشتگان قحطی ها در مجموع حدود 10% جمعیت را تشکیل می دادند! به دلیل فشار استعمارگران و قحطی های فراوان، رشد جمعیت این سرزمین بسیار محدود ماند.
▪️این کشور به مرکز جهانی تولید خشخاش و مواد مخدر تبدیل شد.
▪️ سیستم حکمرانی و قضایی دموکراتیک و مردم-محور این سرزمین که هزاران سال قدمت داشت و به واسطه آن قومیت ها و ادیان مختلف کنار هم می زیستند، برچیده شده و جای آن را سیستم چپاول گر و ظالمانه ی "تفرقه بیانداز حکومت کن" تحمیلی توسط استعمارگر را گرفت. سیستم خراج گیری سنگین، باعث شد که این سرزمین در فقر گرفتار شده و امکان پیشرفت نداشته باشد.
▪️ با نابودی سه صنعت مهم نساجی، فولاد و کشتی سازی و انتقال دانش به کارخانه های کشور استعمارگر، این سرزمین تبدیل به بازار بلامنازع محصولات فرآوری شده تولیدی در کارخانجات کشور استعمارگر شد.
احتمالا تا اینجا حدس زده باشید که از همسایه خوبمان، کشور کبیر هند سخن می گفتم.
✅ اما در مقابل، هند چه رویکردی اتخاذ کرده است؟
🔹 آیا ما بیشتر از استعمار ضربه دیده ایم یا هند؟ آیا دردها و آلام ما از چپاول استعمار، حتی چیزی نزدیک به درد و رنج های هند بوده است؟ (در مقایسه با هند، ما مجموعا 1.2 تریلیون دلار به استعمار باخته ایم که معادل 290% اقتصاد کنونی ماست در مقایسه با هند: 1750%). اصلا مگر این نبوده که ما به مصلحت همان استعمارگران، اصلا مستعمره نشدیم و فقط سرزمین مان اشغال شد و برخی منابعمان برای چند دهه به تاراج رفت؟!!
🔸 آیا به آن میزان که ما در مورد استعمار و استکبار و امپریالیسم سر و صدا راه انداخته ایم و گرد و خاک می کنیم، هند هم چنین رفتاری داشته است؟ کدام یک از ما مستحق داد و هوار بیشتر هستیم؟
🔹 آیا هند نیز همانند ما درهای کشور را به روی همگان بسته است و چشم بسته "هل من مبارز" می طلبد؟ (به فرض که اصلا قد و قواره ما با این شبهه قاره یکی باشد!)
🔸 در عرصه زورآزمایی و سیاست و تجارت جهانی، کدام یک از ما موفق تر است؟ هند یا ایران؟
🔹 کدام یک از ما دوستان استراتژیک و حامیان قابل اعتماد دارد؟ کدام یک تنهای مطلق است؟ حرف کدام شنیده می شود؟ کدام کشور دور زده شده و به گوشه انزوا پرتاب شده است؟
🔸 آیا متفکرین بزرگ و معماران سیاست هندی، درکی از خرابی ها و جنایتهای زمان استعمار نداشته اند و از روی سرخوشی و بی توجهی به ملت خود، با دنیا تعامل می کنند؟
🔹 آیا هند، که توانمندی هایش در همه ابعاد، چندین برابر بیشتر از ماست، نمی داند یا نمی تواند که مثل ما رفتار کند و کافه را به هم بریزد و انقلاب صادر کند و به این و آن بتازد؟ پس چرا چنین نیت و رویکردی ندارد؟
✅ آیا زمان آن نرسیده است که افسار سیاست و سرنوشت و توسعه میلیونها ایرانی را از دست پیرمردان نابالغ جا مانده در انجماد تاریخی جنگ سرد و جنبش عدم تعهد در بیاوریم و به آینده و ته نوشت این کشور توجه کنیم؟
✅ آیا بهتر نیست آدم گاهی از رفتار برادرهای بزرگ تر از خودش هم درس بگیرد و خود را عقل کل و تنها قهرمان بلامناع میدان نداند؟
گفتمان آب، توسعه و محیط زیست
❤1
کدام سازمان های مذهب-نهاد در صدر ثروتمندترین ها در جهان هستند؟
✍🏻 صابر معصومی
❇️ من همواره با یک چالش شخصی روبرو بوده ام: اگر روزی آنقدر ثروتمند شوم که دم و دستگاه و تشکیلات پولسازی ایجاد کنم، چقدر برای نوشتن و فکر کردن در مورد توسعه و محیط زیست وقت خواهم گذاشت؟ آیا به همین روال ادامه خواهم داد یا به "بیزینس"ام می چسبم؟
⁉️ حال خودتان را جای فرد/مجموعه مالک برخی از بزرگترین بنگاه های اقتصادی مذهبی جهانی بگذارید که همزمان اداره مملکتی نیز بر عهده شما است. بصورت طبیعی، آیا وقت و علاقه شما صرف مدیریت بنگاه می شود یا صرف مدیریت و توسعه مملکت؟
✍🏻 صابر معصومی
❇️ من همواره با یک چالش شخصی روبرو بوده ام: اگر روزی آنقدر ثروتمند شوم که دم و دستگاه و تشکیلات پولسازی ایجاد کنم، چقدر برای نوشتن و فکر کردن در مورد توسعه و محیط زیست وقت خواهم گذاشت؟ آیا به همین روال ادامه خواهم داد یا به "بیزینس"ام می چسبم؟
⁉️ حال خودتان را جای فرد/مجموعه مالک برخی از بزرگترین بنگاه های اقتصادی مذهبی جهانی بگذارید که همزمان اداره مملکتی نیز بر عهده شما است. بصورت طبیعی، آیا وقت و علاقه شما صرف مدیریت بنگاه می شود یا صرف مدیریت و توسعه مملکت؟
👍2
Forwarded from عکس نگار
درویش، کمندت چه شد؟
✍🏻 صابر معصومی
🔹 اکثریت جامعه محیط زیست ما شدیدا در معرض تاثیرات مخرب شارلاتانیسم پنهان در تار و پود طیف اصلاح طلب هستند. این شارلاتانها [یا شارلاتان بازی های این طیف] متاسفانه در بین حامیان محیط زیست طرفداران و خریداران بیشماری دارند. مقایسه ای گذرا بر میزان و کیفیت تعاملات فعالان و تشکل های محیط زیستی با دولت در زمان حاکمیت طیف اصلاح طلب و طیف مقابل، این دلدادگی را آشکار می کند.
🔸 بطور مثال با اینکه یک سال از دست یافتن مجدد این طیف (حتی بصورت نیابتی) بر مدیریت نهاد محیط زیست کشور می گذرد بی آن که تغییر مثبتی به دست رئیس کارمند-منش این سازمان دیده شود، چندان انتقاد و هجمه ای از سوی فعالان محیط زیست به این رئیس ضعیف و تیم اش مشاهده نمی شود: کافی است مساله دلی شود، آنگاه شارلاتانها بی تقصیر هستند، حتی گاهی اگر خلافشان اثبات شود.
بهانه های فعالان برای عدم انتقاد و حمله زیاد است، اما نهایتا هرچه که باشد، محیط زیست، قربانی این دلدادگی بیمارگونه و بی منطق می شود.
🔹 مدتی است که در نوشته ها و در گفتگوهایم با دوستان در مورد آثار مخرب سلبریتی گری محیط زیستی، که پیش قراول آن محمد درویش است، مستقیم و غیرمستقیم صحبت کرده ام. این "پروژه حکومتی" با در اختیار داشتن تریبون، "اینجا، آنجا و همه جا" هست، در مورد هر چیزی از محیط زیست گرفته تا بمب اتم اظهار نظر می کند، و در عین این که خود، زمانی بعنوان یکی از مسئولین حکومت، مسبب شرایط فعلی بوده، امروز در کسوت منتقد و مخالف، هنرنمایی می کند، توانسته است یک تنه، سطح کنشگری و مطالبه گری محیط زیستی در کشور را از پرداختن به ریشه ها و جامعیت پدیده ها و تحلیل اقتصاد سیاسی و اکولوژی سیاسی معضلات محیط زیستی، به سطح دوچرخه سواری و فریاد از فرونشست زمین در اصفهان تقلیل دهد.
🔸 اگر شهروندی از کشوری دیگر به سخنان او گوش دهد، احتمالا گمان خواهد برد که یا آنقدر این کشور بدون معضل است که همین یک دوچرخه سواری در سه شنبه برایش مانده است، یا مردم و فعالان محیط زیست اش آنقدر سطح درک پایینی از ریشه های معضلات دارند که محمد درویش پیشرو و پادشاه شان است.
🔹 محمد درویش، هیچگاه به ریشه معضلات نمی پردازد. او به رهجوی جوان محیط زیست می آموزد که اگر دوچرخه براند و آب کمتر مصرف کند، معضلات ما حل می شود و بدین ترتیب سطح کنشگری و مطالبه گری را در سطح شعار و نمایش نگاه می دارد: انگشت تحلیل درویش (که خود از این حکومت است) هیچگاه به سمت تحلیل مسائل بنیادی کشور ناشی از نظام حکمرانی غلط ما برنمی گردد. ماموریت او، ایجاد "سطح تراز و مقبول و قابل تحمل کنش گری" محیط زیستی و ترویج آن در جامعه (مهندسی جریان ها) است، نه حل مشکلات محیط زیستی.
🔸 یکی از نگرانی های من از شیوع تفکر حامی درویش، تسلط تقلیل گرایی مساله محیط زیست در کشور است. نقطه اوج خیانت این تفکر به محیط زیست ما، لابی گری این فرد در کمیته بازی های نمایشی سال قبل بود که منجر به انتصاب فردی ضعیف و ناشایست و با روحیه کارمندی و بدون استراتژی و تحلیل و بدون روحیه کاریزماتیک و رهبری و چانه زنی بر مسند مدیریت سازمان محیط زیست شد.
🔹 کمند را خاطرتان هست؟ کمیته مردمی نظارت بر دولت؟ از همان نوع شارلاتان بازی ها و عوامفریبی ها که هنر اختصاصی طیف اصلاح طلب است؟ همان که شارلاتان اعظم، محمد جواد ظریف راه انداخت و محمد درویش هم ستون محیط زیست اش شد؟ (این لوس بازی، همان ماه اول تولدش، جان باخت: اینستاگرام و توئیتر. آیا هرگز شنیده اید درویش و آن خدعه گر دیگر، رنانی از کمند و از عهد و میثاقی که برای نظارت بر دولت بست حرفی بزنند؟ خدعه گران! مطالبه چه شد؟ قول به مردم برای صیانت از آرایشان چه شد؟ بر مسند نشستید و آن خیالات را لولو برد؟!).
❇️ خب جناب درویش، بسم الله! این گوی و این میدان و این کمند:
یک سال از شاهکارت گذشت و شینا انصاری را بر مسند نشاندی.
اکنون گزارش بده که کدام مدیر نالایق محیط زیستی را در این مدت به کمند گرفتار کرده ای؟ یا این هم مثل بقیه کارهای خودت و همفکرانت، شیره ای بود که بر سر ملت مالیدی؟
گفتمان آب، توسعه و محیط زیست
✍🏻 صابر معصومی
🔹 اکثریت جامعه محیط زیست ما شدیدا در معرض تاثیرات مخرب شارلاتانیسم پنهان در تار و پود طیف اصلاح طلب هستند. این شارلاتانها [یا شارلاتان بازی های این طیف] متاسفانه در بین حامیان محیط زیست طرفداران و خریداران بیشماری دارند. مقایسه ای گذرا بر میزان و کیفیت تعاملات فعالان و تشکل های محیط زیستی با دولت در زمان حاکمیت طیف اصلاح طلب و طیف مقابل، این دلدادگی را آشکار می کند.
🔸 بطور مثال با اینکه یک سال از دست یافتن مجدد این طیف (حتی بصورت نیابتی) بر مدیریت نهاد محیط زیست کشور می گذرد بی آن که تغییر مثبتی به دست رئیس کارمند-منش این سازمان دیده شود، چندان انتقاد و هجمه ای از سوی فعالان محیط زیست به این رئیس ضعیف و تیم اش مشاهده نمی شود: کافی است مساله دلی شود، آنگاه شارلاتانها بی تقصیر هستند، حتی گاهی اگر خلافشان اثبات شود.
بهانه های فعالان برای عدم انتقاد و حمله زیاد است، اما نهایتا هرچه که باشد، محیط زیست، قربانی این دلدادگی بیمارگونه و بی منطق می شود.
🔹 مدتی است که در نوشته ها و در گفتگوهایم با دوستان در مورد آثار مخرب سلبریتی گری محیط زیستی، که پیش قراول آن محمد درویش است، مستقیم و غیرمستقیم صحبت کرده ام. این "پروژه حکومتی" با در اختیار داشتن تریبون، "اینجا، آنجا و همه جا" هست، در مورد هر چیزی از محیط زیست گرفته تا بمب اتم اظهار نظر می کند، و در عین این که خود، زمانی بعنوان یکی از مسئولین حکومت، مسبب شرایط فعلی بوده، امروز در کسوت منتقد و مخالف، هنرنمایی می کند، توانسته است یک تنه، سطح کنشگری و مطالبه گری محیط زیستی در کشور را از پرداختن به ریشه ها و جامعیت پدیده ها و تحلیل اقتصاد سیاسی و اکولوژی سیاسی معضلات محیط زیستی، به سطح دوچرخه سواری و فریاد از فرونشست زمین در اصفهان تقلیل دهد.
🔸 اگر شهروندی از کشوری دیگر به سخنان او گوش دهد، احتمالا گمان خواهد برد که یا آنقدر این کشور بدون معضل است که همین یک دوچرخه سواری در سه شنبه برایش مانده است، یا مردم و فعالان محیط زیست اش آنقدر سطح درک پایینی از ریشه های معضلات دارند که محمد درویش پیشرو و پادشاه شان است.
🔹 محمد درویش، هیچگاه به ریشه معضلات نمی پردازد. او به رهجوی جوان محیط زیست می آموزد که اگر دوچرخه براند و آب کمتر مصرف کند، معضلات ما حل می شود و بدین ترتیب سطح کنشگری و مطالبه گری را در سطح شعار و نمایش نگاه می دارد: انگشت تحلیل درویش (که خود از این حکومت است) هیچگاه به سمت تحلیل مسائل بنیادی کشور ناشی از نظام حکمرانی غلط ما برنمی گردد. ماموریت او، ایجاد "سطح تراز و مقبول و قابل تحمل کنش گری" محیط زیستی و ترویج آن در جامعه (مهندسی جریان ها) است، نه حل مشکلات محیط زیستی.
🔸 یکی از نگرانی های من از شیوع تفکر حامی درویش، تسلط تقلیل گرایی مساله محیط زیست در کشور است. نقطه اوج خیانت این تفکر به محیط زیست ما، لابی گری این فرد در کمیته بازی های نمایشی سال قبل بود که منجر به انتصاب فردی ضعیف و ناشایست و با روحیه کارمندی و بدون استراتژی و تحلیل و بدون روحیه کاریزماتیک و رهبری و چانه زنی بر مسند مدیریت سازمان محیط زیست شد.
🔹 کمند را خاطرتان هست؟ کمیته مردمی نظارت بر دولت؟ از همان نوع شارلاتان بازی ها و عوامفریبی ها که هنر اختصاصی طیف اصلاح طلب است؟ همان که شارلاتان اعظم، محمد جواد ظریف راه انداخت و محمد درویش هم ستون محیط زیست اش شد؟ (این لوس بازی، همان ماه اول تولدش، جان باخت: اینستاگرام و توئیتر. آیا هرگز شنیده اید درویش و آن خدعه گر دیگر، رنانی از کمند و از عهد و میثاقی که برای نظارت بر دولت بست حرفی بزنند؟ خدعه گران! مطالبه چه شد؟ قول به مردم برای صیانت از آرایشان چه شد؟ بر مسند نشستید و آن خیالات را لولو برد؟!).
❇️ خب جناب درویش، بسم الله! این گوی و این میدان و این کمند:
یک سال از شاهکارت گذشت و شینا انصاری را بر مسند نشاندی.
اکنون گزارش بده که کدام مدیر نالایق محیط زیستی را در این مدت به کمند گرفتار کرده ای؟ یا این هم مثل بقیه کارهای خودت و همفکرانت، شیره ای بود که بر سر ملت مالیدی؟
گفتمان آب، توسعه و محیط زیست
❤4👍3👎2
چگونه یک ایده زیستمحیطی به کسبوکاری میلیارد دلاری تبدیل شد؟
معرفی استارتاپ Misfits Market - مدلی نو برای کاهش ضایعات و ساختن زنجیره تأمین آینده
✍🏻 صابر معصومی
♻️ در جهانی که سالانه میلیاردها دلار غذا تنها به دلیل ظاهر نازیبا، ابعاد غیرمعمول یا بستهبندی غیراستاندارد دور ریخته میشود، Misfits Market از دل یک مسئله جهانی، فرصتی اقتصادی و اجتماعی خلق کرده است. این استارتاپ آمریکایی با نگاهی رادیکال به ضایعات مواد غذایی، مدلی ارائه داده که هم به نفع کشاورزان و مصرفکنندگان است، هم در خدمت محیطزیست، و هم به کسبوکاری با ارزش بیش از ۱ میلیارد دلار تبدیل شده است.
ایده اصلی: نجات غذای سالم از نابودی
🔹هستهی مدل Misfits Market ساده اما تحولساز است: جمعآوری و فروش محصولات غذایی سالمی که به دلیل ظاهر غیرمعمول، تولید مازاد یا نقص بستهبندی، در خطر دور ریخته شدن بوده و مشتری-ناپسند هستند. این کالاها مستقیماً از کشاورزان و تولیدکنندگان خریداری میشوند و با قیمتی پایینتر از بازار بدون واسطههای سنتی، بدون پیچیدگی، و با شفافیت کامل به مصرفکنندگان فروخته میشوند.
مدل درآمدی: سادگی در خدمت محیط زیست
💵 درآمد Misfits Market بر پایهی فروش مستقیم (DTC) از طریق پلتفرم دیجیتال آن است:
• اشتراک منعطف یا خرید موردی بر اساس نیاز مصرفکننده
• ترکیبی از محصولات تازه، خشک، لبنی، پروتئینی و دوستدار محیط زیست
• لجستیک منطقهای برای کاهش هزینه و ردپای کربنی
• و اخیراً توسعهی زیرساخت توزیع برای برندهای دیگر (B2B) از طریق پلتفرم Fulfilled by Misfits
✅ تا سال ۲۰۲۱، Misfits Market توانست با جذب ۲۰۰ میلیون دلار سرمایه در سری C و فعالیت در ۴۸ ایالت آمریکا، به یکی از سریعالرشدترین استارتاپهای مواد غذایی تبدیل شود.
مدل کسبوکار: بازطراحی زنجیره تأمین مواد غذایی
🔸 موفقیت Misfits Market تنها به دلیل فروش محصولات غیرمتعارف نیست، بلکه به این خاطر است که توانسته ساختار سنتی زنجیره تأمین را بازتعریف کند:
• تأمین هدفمند از منابع بلااستفاده یا کماستفاده
• بستهبندی و ارسال در مقیاس منطقهای با تمرکز بر بهرهوری
• تحویل مستقیم به مشتری بدون حضور فروشگاه فیزیکی یا واسطه
• و استفاده از داده و هوش مصنوعی برای بهینهسازی تقاضا و موجودی
این مدل نهتنها به محیط زیست کمک می کند، بلکه مقیاسپذیر، سودآور و قابل گسترش در بازارهای مختلف است.
تأثیر زیستمحیطی و اجتماعی
🔹استارتاپ Misfits Market موفق شده است هزاران تُن غذا را از نابودی نجات دهد، به کاهش چشمگیر انتشار گازهای گلخانهای کمک کند و در عین حال، غذای سالم را با قیمتی منصفانه در دسترس خانوادههای بیشتری قرار دهد. استفاده از بستهبندیهای قابل بازیافت، فرآیندهای لجستیکی با حداقل ردپای کربنی، و آموزش مصرفکنندگان درباره انتخاب آگاهانه، همگی بخش جداییناپذیر از مأموریت این برند هستند.
چشمانداز رشد: از نجات یک باغ سیب تا تغییر صنعت غذا
🔸 امروز Misfits Market تنها یک فروشگاه آنلاین نیست، بلکه یک زیرساخت هوشمند و انعطافپذیر است که میتواند در هر بازار جدیدی پیادهسازی شود.
• ورود به بازار B2B و لجستیک دوستدار محیط زیست
• توسعه خدمات زیرساختی برای برندهای غذایی کوچکتر
• استفاده پیشرفته از هوش مصنوعی برای کاهش هدررفت
• و در نهایت، حرکت به سمت یک خردهفروشی بدون ضایعات
✅نکته ای برای ایران: کسی به محیط های روستایی و سیستم تولید کشاورزی چندپاره و کوچک مقیاس ما آشنا باشد می داند که به چه میزان از انواع محصولات کشاورزی ما هرساله به دلیل عدم دسترسی به بازار از بین رفته و موجب نابودی منابع آبی می شود. جای خالی اینگونه استارتاپها در ایران به خوبی حس می شود.
گفتمان آب، توسعه و محیط زیست
معرفی استارتاپ Misfits Market - مدلی نو برای کاهش ضایعات و ساختن زنجیره تأمین آینده
✍🏻 صابر معصومی
♻️ در جهانی که سالانه میلیاردها دلار غذا تنها به دلیل ظاهر نازیبا، ابعاد غیرمعمول یا بستهبندی غیراستاندارد دور ریخته میشود، Misfits Market از دل یک مسئله جهانی، فرصتی اقتصادی و اجتماعی خلق کرده است. این استارتاپ آمریکایی با نگاهی رادیکال به ضایعات مواد غذایی، مدلی ارائه داده که هم به نفع کشاورزان و مصرفکنندگان است، هم در خدمت محیطزیست، و هم به کسبوکاری با ارزش بیش از ۱ میلیارد دلار تبدیل شده است.
ایده اصلی: نجات غذای سالم از نابودی
🔹هستهی مدل Misfits Market ساده اما تحولساز است: جمعآوری و فروش محصولات غذایی سالمی که به دلیل ظاهر غیرمعمول، تولید مازاد یا نقص بستهبندی، در خطر دور ریخته شدن بوده و مشتری-ناپسند هستند. این کالاها مستقیماً از کشاورزان و تولیدکنندگان خریداری میشوند و با قیمتی پایینتر از بازار بدون واسطههای سنتی، بدون پیچیدگی، و با شفافیت کامل به مصرفکنندگان فروخته میشوند.
مدل درآمدی: سادگی در خدمت محیط زیست
💵 درآمد Misfits Market بر پایهی فروش مستقیم (DTC) از طریق پلتفرم دیجیتال آن است:
• اشتراک منعطف یا خرید موردی بر اساس نیاز مصرفکننده
• ترکیبی از محصولات تازه، خشک، لبنی، پروتئینی و دوستدار محیط زیست
• لجستیک منطقهای برای کاهش هزینه و ردپای کربنی
• و اخیراً توسعهی زیرساخت توزیع برای برندهای دیگر (B2B) از طریق پلتفرم Fulfilled by Misfits
✅ تا سال ۲۰۲۱، Misfits Market توانست با جذب ۲۰۰ میلیون دلار سرمایه در سری C و فعالیت در ۴۸ ایالت آمریکا، به یکی از سریعالرشدترین استارتاپهای مواد غذایی تبدیل شود.
مدل کسبوکار: بازطراحی زنجیره تأمین مواد غذایی
🔸 موفقیت Misfits Market تنها به دلیل فروش محصولات غیرمتعارف نیست، بلکه به این خاطر است که توانسته ساختار سنتی زنجیره تأمین را بازتعریف کند:
• تأمین هدفمند از منابع بلااستفاده یا کماستفاده
• بستهبندی و ارسال در مقیاس منطقهای با تمرکز بر بهرهوری
• تحویل مستقیم به مشتری بدون حضور فروشگاه فیزیکی یا واسطه
• و استفاده از داده و هوش مصنوعی برای بهینهسازی تقاضا و موجودی
این مدل نهتنها به محیط زیست کمک می کند، بلکه مقیاسپذیر، سودآور و قابل گسترش در بازارهای مختلف است.
تأثیر زیستمحیطی و اجتماعی
🔹استارتاپ Misfits Market موفق شده است هزاران تُن غذا را از نابودی نجات دهد، به کاهش چشمگیر انتشار گازهای گلخانهای کمک کند و در عین حال، غذای سالم را با قیمتی منصفانه در دسترس خانوادههای بیشتری قرار دهد. استفاده از بستهبندیهای قابل بازیافت، فرآیندهای لجستیکی با حداقل ردپای کربنی، و آموزش مصرفکنندگان درباره انتخاب آگاهانه، همگی بخش جداییناپذیر از مأموریت این برند هستند.
چشمانداز رشد: از نجات یک باغ سیب تا تغییر صنعت غذا
🔸 امروز Misfits Market تنها یک فروشگاه آنلاین نیست، بلکه یک زیرساخت هوشمند و انعطافپذیر است که میتواند در هر بازار جدیدی پیادهسازی شود.
• ورود به بازار B2B و لجستیک دوستدار محیط زیست
• توسعه خدمات زیرساختی برای برندهای غذایی کوچکتر
• استفاده پیشرفته از هوش مصنوعی برای کاهش هدررفت
• و در نهایت، حرکت به سمت یک خردهفروشی بدون ضایعات
✅نکته ای برای ایران: کسی به محیط های روستایی و سیستم تولید کشاورزی چندپاره و کوچک مقیاس ما آشنا باشد می داند که به چه میزان از انواع محصولات کشاورزی ما هرساله به دلیل عدم دسترسی به بازار از بین رفته و موجب نابودی منابع آبی می شود. جای خالی اینگونه استارتاپها در ایران به خوبی حس می شود.
گفتمان آب، توسعه و محیط زیست
YouTube
How I Built a $1 Billion Start-Up Called Misfits Market
Misfits Market is an online grocery delivery service that sells “ugly” organic produce for cheap. In the first four months of 2021 alone, Misfits Market rescued the same amount of food it saved in 2020 as a whole. In 2020, Misfits Market shipped 77 million…
شما ویترین دارید در “بهترین جای دنیا”. چرا استفاده نمی کنید؟
این ویدئو را دیدم و یاد یکی از تلخترین خاطرات زندگی ام از بازدیدی که از خیابان شانزهلیزه داشتم افتادم.
چگونه یک ملت عهد بستند، هم قسم شدند و خون دادند تا با خود چنین کنند!
در مورد تحلیل و فهم این تصمیم به خودکشی ملی، کتابها باید نوشت، و دورههای دانشگاهی برایش برگزار کرد.
تحلیلی نامحبوب دارم که احتمالا به مذاق خواننده محترم خوش نیاید:
شاید عدم توجه حاکمیت به علوم انسانی و اجتماعی در این کشور چندان هم نادرست نباشد.
چند ملت میشناسید که باخود چنین کرده باشند؟ در کدام چارچوب تحلیل اجتماعی می شود ما را گنجاند؟ کدام جامعه شناس را میشناسید که تحلیلی قابل فهم از ایران و ایرانی ارائه کرده باشد؟
وقتی این آشوبکده چنان است که در هیچ چارچوب و صراطی نمیگنجد، تا بدانجا که اصحاب حاکمیت اقرار می کنند که “اینجا را امام زمان است که اداره میکند” و برای همین مملکت سر پا مانده است، چه جای عرض اندام علوم انسانی؟
این ویدئو را دیدم و یاد یکی از تلخترین خاطرات زندگی ام از بازدیدی که از خیابان شانزهلیزه داشتم افتادم.
چگونه یک ملت عهد بستند، هم قسم شدند و خون دادند تا با خود چنین کنند!
در مورد تحلیل و فهم این تصمیم به خودکشی ملی، کتابها باید نوشت، و دورههای دانشگاهی برایش برگزار کرد.
تحلیلی نامحبوب دارم که احتمالا به مذاق خواننده محترم خوش نیاید:
شاید عدم توجه حاکمیت به علوم انسانی و اجتماعی در این کشور چندان هم نادرست نباشد.
چند ملت میشناسید که باخود چنین کرده باشند؟ در کدام چارچوب تحلیل اجتماعی می شود ما را گنجاند؟ کدام جامعه شناس را میشناسید که تحلیلی قابل فهم از ایران و ایرانی ارائه کرده باشد؟
وقتی این آشوبکده چنان است که در هیچ چارچوب و صراطی نمیگنجد، تا بدانجا که اصحاب حاکمیت اقرار می کنند که “اینجا را امام زمان است که اداره میکند” و برای همین مملکت سر پا مانده است، چه جای عرض اندام علوم انسانی؟
YouTube
#iran_air #paris #explore
Enjoy the videos and music you love, upload original content, and share it all with friends, family, and the world on YouTube.
آیا توسعه، زوری می شود؟
✍🏻 صابر معصومی
❇️ برخی مواقع که با سرمایه گذاران و کارآفرینان در مورد لزوم سرمایه گذاری و توجه آنان به برخی مناطق محروم کشور صحبت می کنم، متفقاً به نکات حساسی اشاره می کنند:
⬅️ من هم به عنوان یک ایرانی خیلی علاقمندم که به توسعه این مناطق کمک کنم اما حقیقتا می دانم که اگر سرمایه ام را در آن مناطق بخوابانم، فردا باید زن و بچه ام را از گروگان اشرار این مناطق آزاد کنم.
⬅️ ولله من هم دوست دارم در فلان منطقه کارخانه احداث کنم ولی از تجربه های همکاران شنیده ام که محلی ها سرمایه شان را به غارت برده اند/آتش زده اند/ ...
⬅️ فلان منطقه خیلی پتانسیل دارد. اصلا معدن فرصت های اقتصادی است. اما حیف که مردمانش اهل کار و تلاش نیستند و به پول اندک یامفت عادت کرده اند.
⬅️ مردم فلان منطقه به سندرم "گنج یابی" مبتلا شده اند. یک زمانی یک شایعه شده که کسی آنجا گنجی پیدا کرده، الان همه فقط دارند کوهها را سوراخ می کنند به امید گنج. کسی به فکر کار نیست.
⬅️ مردم فلان منطقه اصلا از راه تمارض و نمایش فقر ارتزاق می کنند. اینطوری سیل کمک از سراسر ایران به سمت آنها جاری شده و این باعث شده اصلا دل به کار ندهند.
⬅️ مردم فلان منطقه انگار علاقه خاصی به شرارت یا بی نظمی و بی قانونی و یاغی گری دارند. اصلا نه حرف حساب متوجه می شوند، نه ریش سفیدی و نه قانون. من با چه اطمینانی در آن منطقه کار کنم؟
⬅️ مردم فلان منطقه کار یدی و سخت را افت شأن خود می دانند. فکر می کنند کارگری مختص دیگران (مثلا افغانی ها) ست. آنجا همه می خواهند پشت میز بنشینند و رئیس باشند. بیشتر به عیش و خوشگذرانی علاقه دارند تا کار سخت.
⬅️ در رسانه ها دیدم که مردم فلان منطقه، بار کامیونی که چپ کرده بود را غارت کردند. من با چه اطمینانی آنجا سرمایه گذاری کنم؟
❇️ به نظر شما تکلیف مساله توسعه در این مناطق چیست؟ آیا صرف مداخله دولت می تواند مشکل را حل کند؟ آیا صرف داشتن پتانسیل، مساوی شده است با توسعه؟ آیا به زور می شود جامعه ای را توسعه داد؟
❇️ در منطقه ما چند روستا هستند که اهالی آنها علاقه خاصی به اشتغال در نهادهایی چون نیروی انتظامی و دادگاه و ... دارند [دلیل: اهالی این روستاها خیلی اهل نزاع و دعوا هستند!!]. در مقابل، برخی دیگر مناطق بیشترین میزان تحصیل کردگان را دارند. آیا می توان انتظار داشت این دو گروه بطور مساوی توسعه بیابند؟
✅ به نظر من توسعه اتفاقی و زوری نیست: اگر جایی توسعه یافته است، دلیل [اجتماعی] دارد و اگر توسعه نیافته است نیز همینطور. بدین ترتیب، نقش پیشگامان محلی و قومیتی در هدایت جامعه به سمت "توسعه پذیری" پررنگ می شود، به شرطی که الیت آن جامعه خود به فساد، شارلاتانیسم و منبع-خواری مبتلا نباشند.
✅ من اینجا قصد ایجاد تقابل بین دو مکتب درونزا و برونزا در مورد توسعه ندارم، چرا که فکر می کنم پیچیدگی توسعه بسیار بیشتر از این است که بتوان آن را از یک بعد تحلیل و برنامه ریزی کرد. اما معتقدم که حتی اگر جامعه ای از روی بخت به توسعه فیزیکی دست یابد، بدون ترقی خواهی و اراده برای توسعه معنوی، میزان فساد، آسیب پذیری و شکنندگی بیشتری نسبت به جامعه ی مشابه خود اما کمتر توسعه-یافته خواهد داشت.
⁉️ آیا کشور و جامعه ای که به دنبال سلحشوری و مدیریت جهان و مقابله با عالم هستی و ماجراجویی است، رنگ و بوی توسعه به خود می بیند؟
گفتمان آب، توسعه و محیط زیست
✍🏻 صابر معصومی
❇️ برخی مواقع که با سرمایه گذاران و کارآفرینان در مورد لزوم سرمایه گذاری و توجه آنان به برخی مناطق محروم کشور صحبت می کنم، متفقاً به نکات حساسی اشاره می کنند:
⬅️ من هم به عنوان یک ایرانی خیلی علاقمندم که به توسعه این مناطق کمک کنم اما حقیقتا می دانم که اگر سرمایه ام را در آن مناطق بخوابانم، فردا باید زن و بچه ام را از گروگان اشرار این مناطق آزاد کنم.
⬅️ ولله من هم دوست دارم در فلان منطقه کارخانه احداث کنم ولی از تجربه های همکاران شنیده ام که محلی ها سرمایه شان را به غارت برده اند/آتش زده اند/ ...
⬅️ فلان منطقه خیلی پتانسیل دارد. اصلا معدن فرصت های اقتصادی است. اما حیف که مردمانش اهل کار و تلاش نیستند و به پول اندک یامفت عادت کرده اند.
⬅️ مردم فلان منطقه به سندرم "گنج یابی" مبتلا شده اند. یک زمانی یک شایعه شده که کسی آنجا گنجی پیدا کرده، الان همه فقط دارند کوهها را سوراخ می کنند به امید گنج. کسی به فکر کار نیست.
⬅️ مردم فلان منطقه اصلا از راه تمارض و نمایش فقر ارتزاق می کنند. اینطوری سیل کمک از سراسر ایران به سمت آنها جاری شده و این باعث شده اصلا دل به کار ندهند.
⬅️ مردم فلان منطقه انگار علاقه خاصی به شرارت یا بی نظمی و بی قانونی و یاغی گری دارند. اصلا نه حرف حساب متوجه می شوند، نه ریش سفیدی و نه قانون. من با چه اطمینانی در آن منطقه کار کنم؟
⬅️ مردم فلان منطقه کار یدی و سخت را افت شأن خود می دانند. فکر می کنند کارگری مختص دیگران (مثلا افغانی ها) ست. آنجا همه می خواهند پشت میز بنشینند و رئیس باشند. بیشتر به عیش و خوشگذرانی علاقه دارند تا کار سخت.
⬅️ در رسانه ها دیدم که مردم فلان منطقه، بار کامیونی که چپ کرده بود را غارت کردند. من با چه اطمینانی آنجا سرمایه گذاری کنم؟
❇️ به نظر شما تکلیف مساله توسعه در این مناطق چیست؟ آیا صرف مداخله دولت می تواند مشکل را حل کند؟ آیا صرف داشتن پتانسیل، مساوی شده است با توسعه؟ آیا به زور می شود جامعه ای را توسعه داد؟
❇️ در منطقه ما چند روستا هستند که اهالی آنها علاقه خاصی به اشتغال در نهادهایی چون نیروی انتظامی و دادگاه و ... دارند [دلیل: اهالی این روستاها خیلی اهل نزاع و دعوا هستند!!]. در مقابل، برخی دیگر مناطق بیشترین میزان تحصیل کردگان را دارند. آیا می توان انتظار داشت این دو گروه بطور مساوی توسعه بیابند؟
✅ به نظر من توسعه اتفاقی و زوری نیست: اگر جایی توسعه یافته است، دلیل [اجتماعی] دارد و اگر توسعه نیافته است نیز همینطور. بدین ترتیب، نقش پیشگامان محلی و قومیتی در هدایت جامعه به سمت "توسعه پذیری" پررنگ می شود، به شرطی که الیت آن جامعه خود به فساد، شارلاتانیسم و منبع-خواری مبتلا نباشند.
✅ من اینجا قصد ایجاد تقابل بین دو مکتب درونزا و برونزا در مورد توسعه ندارم، چرا که فکر می کنم پیچیدگی توسعه بسیار بیشتر از این است که بتوان آن را از یک بعد تحلیل و برنامه ریزی کرد. اما معتقدم که حتی اگر جامعه ای از روی بخت به توسعه فیزیکی دست یابد، بدون ترقی خواهی و اراده برای توسعه معنوی، میزان فساد، آسیب پذیری و شکنندگی بیشتری نسبت به جامعه ی مشابه خود اما کمتر توسعه-یافته خواهد داشت.
⁉️ آیا کشور و جامعه ای که به دنبال سلحشوری و مدیریت جهان و مقابله با عالم هستی و ماجراجویی است، رنگ و بوی توسعه به خود می بیند؟
گفتمان آب، توسعه و محیط زیست
Telegram
گفتمان آب، توسعه و محیط زیست؛ صابر معصومی
کارشناس ارشد امنیت آب، توسعه بین الملل و محیط زیست و دانش آموز روابط بین الملل دانشگاه تافتز آمریکا هستم.
اینجا از مسائل محیط زیست و توسعه ایران و نیز اندیشه ها و تجربیاتم از فعالیت در سازمانهای بین المللی توسعه و محیط زیست در کشورهای مختلف می نویسم.
اینجا از مسائل محیط زیست و توسعه ایران و نیز اندیشه ها و تجربیاتم از فعالیت در سازمانهای بین المللی توسعه و محیط زیست در کشورهای مختلف می نویسم.
👏1
مدرسه محیط زیستی کمپین مردمی حمایت از زاگرس مهربان با حضور سخنگوی آب کشور و جمعی از اصحاب علوم انسانی و فعالان آب و محیط زیست برگزار می کند
*یک جرعه علوم انسانی*
عنوان جلسه:
*توسعه و اصلاحات نهادی در بخش آب*
*مدرسه محیط زیستی کمپین مردمی حمایت از زاگرس مهربان*، به عنوان یکی از ابتکارهای مردمی پیشرو در حوزه حفاظت از محیط زیست، برنامهای نوآورانه با عنوان *«یک جرعه علوم انسانی»* را برگزار میکند. این برنامه با هدف تقویت پیوند میان سیاستگذاریهای زیستمحیطی و دیدگاههای عمیق علوم انسانی، فضایی برای گفتگوهای سازنده فراهم میآورد.
*مهمانان به ترتیب حروف الفبا :*
میترا ابراهیمی
مسعود امیرزاده
محمود اولاد
عیسی بزرگزاده
ستاره حجتی
نوروز رجبی
ارش رئیسی
مسلم زمانی
مجید سیاری
سروش طالبی
یوسف فرهادی
عباس محمدی
صابر معصومی
علی هداوند
*یک جرعه علوم انسانی*
عنوان جلسه:
*توسعه و اصلاحات نهادی در بخش آب*
*مدرسه محیط زیستی کمپین مردمی حمایت از زاگرس مهربان*، به عنوان یکی از ابتکارهای مردمی پیشرو در حوزه حفاظت از محیط زیست، برنامهای نوآورانه با عنوان *«یک جرعه علوم انسانی»* را برگزار میکند. این برنامه با هدف تقویت پیوند میان سیاستگذاریهای زیستمحیطی و دیدگاههای عمیق علوم انسانی، فضایی برای گفتگوهای سازنده فراهم میآورد.
*مهمانان به ترتیب حروف الفبا :*
میترا ابراهیمی
مسعود امیرزاده
محمود اولاد
عیسی بزرگزاده
ستاره حجتی
نوروز رجبی
ارش رئیسی
مسلم زمانی
مجید سیاری
سروش طالبی
یوسف فرهادی
عباس محمدی
صابر معصومی
علی هداوند
👍1🤔1
مدیریت محیط زیست و پای لنگ فلسفه حفاظت از طبیعت
◾️ یکی دو هفته پیش، جامعه جهانی حفاظت از طبیعت شاهد برگزاری یکی از بزرگترین رویدادهای خود یعنی کنگره جهانی حفاظت، با برنامه ریزی اتحادیه جهانی حفاظت (IUCN) در ابوظبی بود.
▫️این رویداد اگرچه در مقایسه با دیگر رویدادهای بیزینس-محور محیط زیستی مثل نشست های اقلیم -با چند ده هزار نفر شرکت کننده- کوچک به نظر می آید اما معمولا با حضور بین ۵ تا ۱۰ هزار نفره خود، رویداد بزرگی محسوب می شود.
▪️من همواره -مثل بسیاری دیگر- مخالف این رویداد (و رویدادهای مشابه مثل ساعت زمین و ...) بوده ام و مستقیم و غیرمستقیم اعتراض خود به چنین رویداد بی فایده و پارادوکیسکال را به گوش مسئولان IUCN رسانده ام.
▫️امروز هم که فرصتی داشتم تا با دو نفر از دوستانم از مدیران IUCN در سوئیس صحبتی داشته باشم، در میانه صحبت پر شور و حرارت یکی از آنها در مورد کنگره ابوظبی، مجبور شدم به قول معروف حالش را بگیرم و از ایشان بخواهم: می شه از رؤسات خواهش کنی دیگه این رویداد بی فایده و مسخره رو برگزار نکنن؟
لحظه ای شوکه شد:
- آیا این رو می گی چون برای برگزاری این همایشها کلی سفر هوایی انجام می شه و آلودگی و اتلاف منابع و اینا؟
+ بله ولی کلی چیز بیشتر: وقتی ما عملا هیچ وقت دستاوردی نداریم و حیات وحش و طبیعت رو به فناست، و وقتی به خاطر نداشتن بودجه این سازمانها دارن کارمندهاشون رو اخراج می کنن (دوست دیگر حاضر در صحبت، به خاطر نبود منابع در حال اخراج بود!!) و وقتی هیچ حرف تازه ای برای گفتن نیست، برای چی باید جلسه برگزار کنیم؟ آیا این دورویی و پارادوکس نیست؟
عمیقتر شد:
- راست می گی، واقعا با این حال و اوضاع اصلا دور هم جمع شدن چه فایده ای داره. تازه IUCN می خواد برای دور بعد جلسه ها رو با هوش مصنوعی بطور مجازی برگزار کنه!
+ حالا اینها که گفتم به کنار، ولی می دونی چرا هیچ وقت کنگره های حفاظت از محیط زیست ذاتا نمی تونن موفق باشن و به جایی برسن؟
- چرا؟
+ برای اینکه تکلیف جامعه حفاظت و سازمانهای بزرگ با حد و مرز حفاظت (محیط انسانی و محیط طبیعی، چیستی انسانی و چیستی طبیعی، طبیعت و طبیعی، و اینکه اصلا کجا رو باید حفاظت کرد و چی و کجا رو نه، و اینکه اصلا آیا بشر دوست طبیعت هست یا دشمنش) اصلا مشخص نیست.
اگر یک منطقه شهر که تا دیروز تالاب بوده و امروز به خاطر توسعه تبدیل به شهر شده، و امروز همون جناب حافظ محیط زیست اونجا ساکن هست، آیا زمان صفر حفاظت و کنشگری از زمانی هست که ایشون اونجا ساکن شده یا زمانی هست که اونجا تالاب بوده؟ اگه ۲۰ سال بعد یک تالاب دیگه تبدیل به شهر بشه، و یک فعال محیط زیست دیگه اونجا ساکن باشه، آیا فعال اولی می تونه به فعال دومی اعتراض کنه که خونه تو، روی تالاب بنا شده پس شرم بر تو باد؟!
آیا این نبوده که بشر برای فرار از طبیعت اینهمه تکنولوژی ساخته و طبیعت رو خراب کرده و خودش رو تا حد امکان از طبیعت خشن قهار دور کرده؟ الان کدوم فعال محیط زیست رو می تونی پیدا کنی که بگه من از ابزار تکنولوژی (مثل موبایل) استفاده نمی کنم و می خوام برای عشقم به طبیعت برم توی غار (یا اصلا روستا)زندگی کنم؟ آیا این یک نفاق ناخودآگاه نیست؟
وقتی خود سازمانهای جهانی محیط زیست تکلیف خودشون در مورد این سوالها با خودشون معلوم نیست، اینها دقیقا دارن از چه چیزی و با چه چشم اندازی محافظت می کنن،
- آره به این فکر نکرده بودم، درست می گی.
+ پس آیا بهتر نیست به جای کار بی فایده برگزاری کنگره جهانی حفاظت، IUCN اول یک نشست هم اندیشی برگزار کنه برای تعیین موضع رسمی خودش در زمینه فلسفه و حد و مرزهای حفاظت؟ [با شوخی:] اصلا نظرت چیه بهشون پیشنهاد بدی یک بخش «فلسفه حفاظت» توی IUCN راه اندازی کنن؟ منم حاضرم بیام اونجا باهات همکار بشم!
▪️حقیقت امر این که یکی از دلایل شکست اکثریت برنامه های حفاظت (که از نظر مادی یا فنی توسط این سازمانهای بین المللی حمایت می شوند) این است که این سازمانها اصولا یادشان رفته است که نابودی طبیعت یک مساله فلسفی است و این سازمانها در وهله اول وظیفه دارند موضع فلسفی خود را در مورد حدود و ثغور حفاظت و طبیعت تعیین کنند وگرنه با شکست مواجه شده و خود تبدیل به «بیزینس حفاظت» می شوند.
▫️متاسفانه از آنجایی که این سازمانها بیشتر تبدیل به بنگاه های خرج کردن پولهای اعانه بین المللی دولتها و بخش خصوصی و ... شده اند، دیگر کمتر مجال و تمایلی دارند که بصورت عمقی به مساله فلسفه حیات بشری و ارتباط او با طبیعت بپردازند، اگرنه احتمال کساد شدن بازارشان کم نیست.
▪️کافی است نگاهی به مراسم پر زرق و برق «کنگره جهانی حفاظت» بیاندازید تا متوجه شوید که دیگر امر حفاظت نه امری اخلاقی، بلکه یک بیزنس است. در این همایشها دیگر طبیعت حفظ نمی شود، بلکه آینده بیزینسی این سازمانهاست که تعیین می شود.
گفتمان آب، توسعه و محیط زیست
◾️ یکی دو هفته پیش، جامعه جهانی حفاظت از طبیعت شاهد برگزاری یکی از بزرگترین رویدادهای خود یعنی کنگره جهانی حفاظت، با برنامه ریزی اتحادیه جهانی حفاظت (IUCN) در ابوظبی بود.
▫️این رویداد اگرچه در مقایسه با دیگر رویدادهای بیزینس-محور محیط زیستی مثل نشست های اقلیم -با چند ده هزار نفر شرکت کننده- کوچک به نظر می آید اما معمولا با حضور بین ۵ تا ۱۰ هزار نفره خود، رویداد بزرگی محسوب می شود.
▪️من همواره -مثل بسیاری دیگر- مخالف این رویداد (و رویدادهای مشابه مثل ساعت زمین و ...) بوده ام و مستقیم و غیرمستقیم اعتراض خود به چنین رویداد بی فایده و پارادوکیسکال را به گوش مسئولان IUCN رسانده ام.
▫️امروز هم که فرصتی داشتم تا با دو نفر از دوستانم از مدیران IUCN در سوئیس صحبتی داشته باشم، در میانه صحبت پر شور و حرارت یکی از آنها در مورد کنگره ابوظبی، مجبور شدم به قول معروف حالش را بگیرم و از ایشان بخواهم: می شه از رؤسات خواهش کنی دیگه این رویداد بی فایده و مسخره رو برگزار نکنن؟
لحظه ای شوکه شد:
- آیا این رو می گی چون برای برگزاری این همایشها کلی سفر هوایی انجام می شه و آلودگی و اتلاف منابع و اینا؟
+ بله ولی کلی چیز بیشتر: وقتی ما عملا هیچ وقت دستاوردی نداریم و حیات وحش و طبیعت رو به فناست، و وقتی به خاطر نداشتن بودجه این سازمانها دارن کارمندهاشون رو اخراج می کنن (دوست دیگر حاضر در صحبت، به خاطر نبود منابع در حال اخراج بود!!) و وقتی هیچ حرف تازه ای برای گفتن نیست، برای چی باید جلسه برگزار کنیم؟ آیا این دورویی و پارادوکس نیست؟
عمیقتر شد:
- راست می گی، واقعا با این حال و اوضاع اصلا دور هم جمع شدن چه فایده ای داره. تازه IUCN می خواد برای دور بعد جلسه ها رو با هوش مصنوعی بطور مجازی برگزار کنه!
+ حالا اینها که گفتم به کنار، ولی می دونی چرا هیچ وقت کنگره های حفاظت از محیط زیست ذاتا نمی تونن موفق باشن و به جایی برسن؟
- چرا؟
+ برای اینکه تکلیف جامعه حفاظت و سازمانهای بزرگ با حد و مرز حفاظت (محیط انسانی و محیط طبیعی، چیستی انسانی و چیستی طبیعی، طبیعت و طبیعی، و اینکه اصلا کجا رو باید حفاظت کرد و چی و کجا رو نه، و اینکه اصلا آیا بشر دوست طبیعت هست یا دشمنش) اصلا مشخص نیست.
اگر یک منطقه شهر که تا دیروز تالاب بوده و امروز به خاطر توسعه تبدیل به شهر شده، و امروز همون جناب حافظ محیط زیست اونجا ساکن هست، آیا زمان صفر حفاظت و کنشگری از زمانی هست که ایشون اونجا ساکن شده یا زمانی هست که اونجا تالاب بوده؟ اگه ۲۰ سال بعد یک تالاب دیگه تبدیل به شهر بشه، و یک فعال محیط زیست دیگه اونجا ساکن باشه، آیا فعال اولی می تونه به فعال دومی اعتراض کنه که خونه تو، روی تالاب بنا شده پس شرم بر تو باد؟!
آیا این نبوده که بشر برای فرار از طبیعت اینهمه تکنولوژی ساخته و طبیعت رو خراب کرده و خودش رو تا حد امکان از طبیعت خشن قهار دور کرده؟ الان کدوم فعال محیط زیست رو می تونی پیدا کنی که بگه من از ابزار تکنولوژی (مثل موبایل) استفاده نمی کنم و می خوام برای عشقم به طبیعت برم توی غار (یا اصلا روستا)زندگی کنم؟ آیا این یک نفاق ناخودآگاه نیست؟
وقتی خود سازمانهای جهانی محیط زیست تکلیف خودشون در مورد این سوالها با خودشون معلوم نیست، اینها دقیقا دارن از چه چیزی و با چه چشم اندازی محافظت می کنن،
- آره به این فکر نکرده بودم، درست می گی.
+ پس آیا بهتر نیست به جای کار بی فایده برگزاری کنگره جهانی حفاظت، IUCN اول یک نشست هم اندیشی برگزار کنه برای تعیین موضع رسمی خودش در زمینه فلسفه و حد و مرزهای حفاظت؟ [با شوخی:] اصلا نظرت چیه بهشون پیشنهاد بدی یک بخش «فلسفه حفاظت» توی IUCN راه اندازی کنن؟ منم حاضرم بیام اونجا باهات همکار بشم!
▪️حقیقت امر این که یکی از دلایل شکست اکثریت برنامه های حفاظت (که از نظر مادی یا فنی توسط این سازمانهای بین المللی حمایت می شوند) این است که این سازمانها اصولا یادشان رفته است که نابودی طبیعت یک مساله فلسفی است و این سازمانها در وهله اول وظیفه دارند موضع فلسفی خود را در مورد حدود و ثغور حفاظت و طبیعت تعیین کنند وگرنه با شکست مواجه شده و خود تبدیل به «بیزینس حفاظت» می شوند.
▫️متاسفانه از آنجایی که این سازمانها بیشتر تبدیل به بنگاه های خرج کردن پولهای اعانه بین المللی دولتها و بخش خصوصی و ... شده اند، دیگر کمتر مجال و تمایلی دارند که بصورت عمقی به مساله فلسفه حیات بشری و ارتباط او با طبیعت بپردازند، اگرنه احتمال کساد شدن بازارشان کم نیست.
▪️کافی است نگاهی به مراسم پر زرق و برق «کنگره جهانی حفاظت» بیاندازید تا متوجه شوید که دیگر امر حفاظت نه امری اخلاقی، بلکه یک بیزنس است. در این همایشها دیگر طبیعت حفظ نمی شود، بلکه آینده بیزینسی این سازمانهاست که تعیین می شود.
گفتمان آب، توسعه و محیط زیست
Telegram
گفتمان آب، توسعه و محیط زیست؛ صابر معصومی
خواجه گان، در بند نقش ایوان
[در نقد مناسک-زدگی جنبش محیط زیست]
✍🏻 صابر معصومی
🔹 پارسال در نقد و مخالفت با "ساعت زمین" مطلبی نگاشته بودم.
🔸امروز در سرتاسر جهان تشکل های محیط زیستی ساعت زمین را جشن میگیرند. در این ساعت که از سال ٢٠٠٧ و توسط صندوق جهانی حیات…
[در نقد مناسک-زدگی جنبش محیط زیست]
✍🏻 صابر معصومی
🔹 پارسال در نقد و مخالفت با "ساعت زمین" مطلبی نگاشته بودم.
🔸امروز در سرتاسر جهان تشکل های محیط زیستی ساعت زمین را جشن میگیرند. در این ساعت که از سال ٢٠٠٧ و توسط صندوق جهانی حیات…
❤4
لوپ جوانمردی را کامل کنید
✍🏻 صابر معصومی
❇️ حکایت است که اسبسواری در راهی میرفت که به فردی برخورد که نالان در کنار جاده روی زمین دراز کشیده بود. تا اسبسوار پیاده شد و برای کمک به سمت او رفت، مرد از جا برخواست، او را بر زمین زد، دست و پایش را بست و اسب را دزدید.
دزد زیاد دور نشده بود که صاحب اسب از او خواهش کرد به قدر شنیدن جملهای صبر کند:
اسب را دزدیدی و بردی، حلالت باشد، اما از تو میخواهم این ماجرا را برای هیچ کس تعریف نکنی، چرا که میترسم رسم جوانمردی و کمک به ناتوانان از این سرزمین رخت بربندد.
🔹یکی از موضوعاتی که هنوز در گفتگوهای دوستان محیط زیستی مطرح می شود، وضعیت متهمان محیط زیستی [پرونده یوزپلنگ ایرانی] بعد از آزادی آنهاست. قطعا برای آنها و اطرافیانشان ضربه روحی سنگینی بوده است که زدودن آثار آن -اگر ممکن باشد- سالهای سال طول خواهد کشید. اما دست کم از نظر کاری، خوشبختانه آرام آرام در حال بازگشت به شرایط عادی هستند.
🔸 اما مساله ای که توسط همه عزیزان مطرح شد، این است که ظاهرا دوستان زندان رفته، تقریبا بطور کامل ارتباط خود را با این افراد قطع یا محدود کرده اند و به نوعی دوستان و حامیان خود را نادیده گرفتهاند. این در حالی است که در آن سالها، تنها مجموعه ای بسیار محدود از علاقمندان به محیط زیست بودند که پنهان یا آشکار، سعی در پیگیری وضعیت این افراد، اعتراض و مطالبه از نهادهای مسئول، پیگیری حال خانواده های آنان، و امید دادن به این افراد بوده اند.
با در نظر گرفتن این که اتهامات وارده به این عزیزان به قدری سنگین بود که کمتر کسی شجاعت این را داشت که شائبه ارتباط و انتصاب به آنان را به جان بخرد.
🔹 بدتر از آن، کم نبودند افراد محیط زیستی که در همان دوران -قبل از اثبات هر اتهامی-، بصورت آشکار و در محافل محیط زیستی از دستگیر شدن این افراد ابراز خوشحالی می کردند، چنان که گویی خودشان هم در زمره طرف مقابل بوده اند. افرادی که رقابت های بیمارگونه و حسادت ها و بی اخلاقی ها را، مقدم بر مساله یکپارچگی صنفی و محیط زیست می دانستند. [اخلاقی ترین تفسیری که از رفتار آنان می شد داشت: دستگیر شدند، بهتر! رقیب ما برای گرفتن قراردادها و انجام کار کمتر!!]
🔸 القصه، با درنظر گرفتن تمامی جوانب (و مسائل روحی که احتمالا این عزیزان همچنان به آنها مبتلا هستند)، فکر می کنم دیگر زمان آن رسیده است که آنان چه مستقیم و یا غیرمستقیم، هرچند لفظی، از حامیان و کسانی که بصورت عملی تلاشی برای بهبود وضعیت آنان داشته اند، قدردانی کنند. این مساله، یک انتظار در سطح شخصی نیست، بلکه نشان می دهد که اخلاق و جوانمردی مبنای بنیادین هر فعالیت محیط زیستی است، چرا که -دست کم در ساحت نظر- توجه و حفاظت از محیط زیست در حیطه تعهد اخلاقی انسان قرار دارد و فعالان این حوزه، باید بیشترین اهتمام را به این مساله داشته باشند.
گفتمان آب، توسعه و محیط زیست
✍🏻 صابر معصومی
❇️ حکایت است که اسبسواری در راهی میرفت که به فردی برخورد که نالان در کنار جاده روی زمین دراز کشیده بود. تا اسبسوار پیاده شد و برای کمک به سمت او رفت، مرد از جا برخواست، او را بر زمین زد، دست و پایش را بست و اسب را دزدید.
دزد زیاد دور نشده بود که صاحب اسب از او خواهش کرد به قدر شنیدن جملهای صبر کند:
اسب را دزدیدی و بردی، حلالت باشد، اما از تو میخواهم این ماجرا را برای هیچ کس تعریف نکنی، چرا که میترسم رسم جوانمردی و کمک به ناتوانان از این سرزمین رخت بربندد.
🔹یکی از موضوعاتی که هنوز در گفتگوهای دوستان محیط زیستی مطرح می شود، وضعیت متهمان محیط زیستی [پرونده یوزپلنگ ایرانی] بعد از آزادی آنهاست. قطعا برای آنها و اطرافیانشان ضربه روحی سنگینی بوده است که زدودن آثار آن -اگر ممکن باشد- سالهای سال طول خواهد کشید. اما دست کم از نظر کاری، خوشبختانه آرام آرام در حال بازگشت به شرایط عادی هستند.
🔸 اما مساله ای که توسط همه عزیزان مطرح شد، این است که ظاهرا دوستان زندان رفته، تقریبا بطور کامل ارتباط خود را با این افراد قطع یا محدود کرده اند و به نوعی دوستان و حامیان خود را نادیده گرفتهاند. این در حالی است که در آن سالها، تنها مجموعه ای بسیار محدود از علاقمندان به محیط زیست بودند که پنهان یا آشکار، سعی در پیگیری وضعیت این افراد، اعتراض و مطالبه از نهادهای مسئول، پیگیری حال خانواده های آنان، و امید دادن به این افراد بوده اند.
با در نظر گرفتن این که اتهامات وارده به این عزیزان به قدری سنگین بود که کمتر کسی شجاعت این را داشت که شائبه ارتباط و انتصاب به آنان را به جان بخرد.
🔹 بدتر از آن، کم نبودند افراد محیط زیستی که در همان دوران -قبل از اثبات هر اتهامی-، بصورت آشکار و در محافل محیط زیستی از دستگیر شدن این افراد ابراز خوشحالی می کردند، چنان که گویی خودشان هم در زمره طرف مقابل بوده اند. افرادی که رقابت های بیمارگونه و حسادت ها و بی اخلاقی ها را، مقدم بر مساله یکپارچگی صنفی و محیط زیست می دانستند. [اخلاقی ترین تفسیری که از رفتار آنان می شد داشت: دستگیر شدند، بهتر! رقیب ما برای گرفتن قراردادها و انجام کار کمتر!!]
🔸 القصه، با درنظر گرفتن تمامی جوانب (و مسائل روحی که احتمالا این عزیزان همچنان به آنها مبتلا هستند)، فکر می کنم دیگر زمان آن رسیده است که آنان چه مستقیم و یا غیرمستقیم، هرچند لفظی، از حامیان و کسانی که بصورت عملی تلاشی برای بهبود وضعیت آنان داشته اند، قدردانی کنند. این مساله، یک انتظار در سطح شخصی نیست، بلکه نشان می دهد که اخلاق و جوانمردی مبنای بنیادین هر فعالیت محیط زیستی است، چرا که -دست کم در ساحت نظر- توجه و حفاظت از محیط زیست در حیطه تعهد اخلاقی انسان قرار دارد و فعالان این حوزه، باید بیشترین اهتمام را به این مساله داشته باشند.
گفتمان آب، توسعه و محیط زیست
Telegram
گفتمان آب، توسعه و محیط زیست؛ صابر معصومی
کارشناس ارشد امنیت آب، توسعه بین الملل و محیط زیست و دانش آموز روابط بین الملل دانشگاه تافتز آمریکا هستم.
اینجا از مسائل محیط زیست و توسعه ایران و نیز اندیشه ها و تجربیاتم از فعالیت در سازمانهای بین المللی توسعه و محیط زیست در کشورهای مختلف می نویسم.
اینجا از مسائل محیط زیست و توسعه ایران و نیز اندیشه ها و تجربیاتم از فعالیت در سازمانهای بین المللی توسعه و محیط زیست در کشورهای مختلف می نویسم.
نخبه های آبی کشور، در بند معلولها و فارغ از علتها
✍️ صابر معصومی
🔹 در ویدئویی دیدم که نخبه عزیزی سیاستهای خودکفایی گندم و کشاورزی را یکی از عوامل اصلی وضعیت کنونی آب کشور برشمرده و ذهنیت زیربنایی “تولید همه چیز در داخل” را از منظر فنی نقد کردهاند که: ما ضرورتی ندارد همه آب کشور را بدهیم برای اینکه وابستگی غذایی نداشته باشیم. بلکه میتوانیم این گندم را از جای دیگر بخریم و به جای آن، با مصرف آب کمتر، کالاهای ارزشمندتر برای صادرات تولید کنیم.
🔸 این استدلال در ظاهر درست است. من هم با آن موافقم. اما برای یک حکومت در جنوب جهانی، این رویکرد و این محاجّه فایده ای ندارد، چرا که نخبه ما جای اشتباهی را هدف قرار داده است.
🔹 نخبه ما کمتر به این موضوع میپردازد و توجه می کند که ما با یک نظام تصمیمگیر استعمارستیز و استکبارستیز مواجه هستیم و همانند همه حکومتهای زخم خورده از استعمار و استکبار، اولین راه حلی که برای حفظ استقلال، به ذهن حکمرانان (و حتی مردم!) خطور میکند، “خودکفایی” است: و اعدّوا لهم ماستطعتم من قوّه
🔸 این خودکفایی گرایی نه مخصوص ایران است و نه مخصوص جمهوری اسلامیاش. هم شاهان فقید سلسله پهلوی همین رویکرد را به نوعی دیگر دنبال میکردند و هم سیاست تمام کشورهای عضو جنش عدم تعهد بر همین محور [بوده] است.
🔹 بطور کل دو گروه عمده در اتاق جهان داریم: برونگرایانی که بیشترشان باور دارند روزیشان را از هر طریق (بویژه چپاول دیگران) میتوانند به دست آورند و این دسته بیشتر موافق و حامی تجارت آزاد و مزیت های نسبی هستند و عموما بی هیچ ترس و واهمه و خجالتی از هیچ چیزی دارند زندگی شان را پیش می برند و هر موقعیت مثبت و منفی را برای خود فرصت تلقی می کنند. و دسته دیگر، گروهی درونگرا که عمدتا از آن اولی ها آسیب دیده اند و زخم خورده اند و خجالتی و محاسباتی هستند و فکر می کنند اگر همینی را که دارند از دست بدهند، جهان به اتمام می رسد و اینها نابود می شوند پس خیلی تمایلی به روابط آزاد و بده بستان ندارند، بسته تر هستند و تمرکز بر استقلال و خودکفایی دارند. اینها به همه چیز از منظر بدبینی و خطر و توطئه می نگرند و سیاست درهای بسته یا نیمه-بسته را دنبال می کنند.
🔸 قطعا مخاطب محترم می داند که ما در کدام دسته هستیم. (این ما، صرفا حکومت نیست بلکه مجموعه همه ما هستیم.)
🔹 به این اضافه بفرمایید (در مرحله بعد) فشار گروه های ذینفع مثل تمامی افرادی که منافع آنها در گرو دمیدن بر آتش خودکفایی است که آن را با بهانه ضرورتهای امنیتی و استقلال کشور به سیاستگذاران قالب می کنند.
🔸 این گمان که حکمرانان ما نمی دانند که چه بلایی دارد سر منابع آبی ما می آید یا عامدانه تصمیم بر نابودی آب کشور گرفته اند، البته برای خود طرفداران زیادی دارد اما اینکه بنانهادن بنیان کنشگری آبی بر این دیدگاه به چه میزان می تواند موثر باشد، فرصت دیگری می طلبد.
❇️ همچنین، این که کنشگر آبی ما، ماشین حساب و متر در دست گرفته باشد که با محاسبات ثابت نماید که این رویکرد خودکفایی-محور ما را به نابودی کشانده است، ظاهرا خیلی هم موثر نبوده است. در عوض، با توجه به اینکه رویکرد خودکفایی-محور یک رویکرد مبتنی بر ویژگی ها و دیدگاه های روانشناختی جمعی یک ملت است، شاید موثرتر باشد اگر نخبه ما، روی این مساله تاکید کند که مدلهای پیشین تعاملات مستعمره-استعمارگر یا ضعیف و مستکبر در جهان کنونی رنگ باخته اند و اگر حکومت محترم بخواهد همچنان با دیدگاه ها و بدبینی های دوران جنگ سرد به مسائل جهانی و خودکفایی نگاه کند، خودش قافیه را خواهد باخت. شاید موثرتر باشد اگر کنشگر نخبه محترم، به جای حمله و نفی ذهنیت خودکفایی، تلاش کند مدلهای دیگری از خودکفایی ارائه کند که با منافع یک کشور جنوب جهانی هماهنگ باشد.
گفتمان آب، توسعه و محیط زیست
✍️ صابر معصومی
🔹 در ویدئویی دیدم که نخبه عزیزی سیاستهای خودکفایی گندم و کشاورزی را یکی از عوامل اصلی وضعیت کنونی آب کشور برشمرده و ذهنیت زیربنایی “تولید همه چیز در داخل” را از منظر فنی نقد کردهاند که: ما ضرورتی ندارد همه آب کشور را بدهیم برای اینکه وابستگی غذایی نداشته باشیم. بلکه میتوانیم این گندم را از جای دیگر بخریم و به جای آن، با مصرف آب کمتر، کالاهای ارزشمندتر برای صادرات تولید کنیم.
🔸 این استدلال در ظاهر درست است. من هم با آن موافقم. اما برای یک حکومت در جنوب جهانی، این رویکرد و این محاجّه فایده ای ندارد، چرا که نخبه ما جای اشتباهی را هدف قرار داده است.
🔹 نخبه ما کمتر به این موضوع میپردازد و توجه می کند که ما با یک نظام تصمیمگیر استعمارستیز و استکبارستیز مواجه هستیم و همانند همه حکومتهای زخم خورده از استعمار و استکبار، اولین راه حلی که برای حفظ استقلال، به ذهن حکمرانان (و حتی مردم!) خطور میکند، “خودکفایی” است: و اعدّوا لهم ماستطعتم من قوّه
🔸 این خودکفایی گرایی نه مخصوص ایران است و نه مخصوص جمهوری اسلامیاش. هم شاهان فقید سلسله پهلوی همین رویکرد را به نوعی دیگر دنبال میکردند و هم سیاست تمام کشورهای عضو جنش عدم تعهد بر همین محور [بوده] است.
🔹 بطور کل دو گروه عمده در اتاق جهان داریم: برونگرایانی که بیشترشان باور دارند روزیشان را از هر طریق (بویژه چپاول دیگران) میتوانند به دست آورند و این دسته بیشتر موافق و حامی تجارت آزاد و مزیت های نسبی هستند و عموما بی هیچ ترس و واهمه و خجالتی از هیچ چیزی دارند زندگی شان را پیش می برند و هر موقعیت مثبت و منفی را برای خود فرصت تلقی می کنند. و دسته دیگر، گروهی درونگرا که عمدتا از آن اولی ها آسیب دیده اند و زخم خورده اند و خجالتی و محاسباتی هستند و فکر می کنند اگر همینی را که دارند از دست بدهند، جهان به اتمام می رسد و اینها نابود می شوند پس خیلی تمایلی به روابط آزاد و بده بستان ندارند، بسته تر هستند و تمرکز بر استقلال و خودکفایی دارند. اینها به همه چیز از منظر بدبینی و خطر و توطئه می نگرند و سیاست درهای بسته یا نیمه-بسته را دنبال می کنند.
🔸 قطعا مخاطب محترم می داند که ما در کدام دسته هستیم. (این ما، صرفا حکومت نیست بلکه مجموعه همه ما هستیم.)
🔹 به این اضافه بفرمایید (در مرحله بعد) فشار گروه های ذینفع مثل تمامی افرادی که منافع آنها در گرو دمیدن بر آتش خودکفایی است که آن را با بهانه ضرورتهای امنیتی و استقلال کشور به سیاستگذاران قالب می کنند.
🔸 این گمان که حکمرانان ما نمی دانند که چه بلایی دارد سر منابع آبی ما می آید یا عامدانه تصمیم بر نابودی آب کشور گرفته اند، البته برای خود طرفداران زیادی دارد اما اینکه بنانهادن بنیان کنشگری آبی بر این دیدگاه به چه میزان می تواند موثر باشد، فرصت دیگری می طلبد.
❇️ همچنین، این که کنشگر آبی ما، ماشین حساب و متر در دست گرفته باشد که با محاسبات ثابت نماید که این رویکرد خودکفایی-محور ما را به نابودی کشانده است، ظاهرا خیلی هم موثر نبوده است. در عوض، با توجه به اینکه رویکرد خودکفایی-محور یک رویکرد مبتنی بر ویژگی ها و دیدگاه های روانشناختی جمعی یک ملت است، شاید موثرتر باشد اگر نخبه ما، روی این مساله تاکید کند که مدلهای پیشین تعاملات مستعمره-استعمارگر یا ضعیف و مستکبر در جهان کنونی رنگ باخته اند و اگر حکومت محترم بخواهد همچنان با دیدگاه ها و بدبینی های دوران جنگ سرد به مسائل جهانی و خودکفایی نگاه کند، خودش قافیه را خواهد باخت. شاید موثرتر باشد اگر کنشگر نخبه محترم، به جای حمله و نفی ذهنیت خودکفایی، تلاش کند مدلهای دیگری از خودکفایی ارائه کند که با منافع یک کشور جنوب جهانی هماهنگ باشد.
گفتمان آب، توسعه و محیط زیست
Telegram
گفتمان آب، توسعه و محیط زیست؛ صابر معصومی
کارشناس ارشد امنیت آب، توسعه بین الملل و محیط زیست و دانش آموز روابط بین الملل دانشگاه تافتز آمریکا هستم.
اینجا از مسائل محیط زیست و توسعه ایران و نیز اندیشه ها و تجربیاتم از فعالیت در سازمانهای بین المللی توسعه و محیط زیست در کشورهای مختلف می نویسم.
اینجا از مسائل محیط زیست و توسعه ایران و نیز اندیشه ها و تجربیاتم از فعالیت در سازمانهای بین المللی توسعه و محیط زیست در کشورهای مختلف می نویسم.
👍4💩1
دعوت به شرکت در نمایش آنلاین فیلم: جوانان و رهبری اقدامات اقلیمی
🎥 نمایش فیلم مستند Generation Trust در طول نشست اقلیمی ۳۰ (برزیل)
فیلم، داستان پنج رهبر جوان اقلیمی از لیبریا، اوگاندا، پاکستان، کلمبیا و بولیوی را روایت می کند که با چالشهای حیاتی در جوامع خود، از حمل و نقل پاک گرفته تا امنیت غذایی، مقابله میکنند، و نشان میدهد چه اتفاقی میافتد وقتی که به جوانان نه تنها گوش داده میشود، بلکه برای رهبری اعتماد میشود.
زمان: ۲۱ نوامبر (۳۰ آبان) - ساعت ۱۰ تا ۱۱.۵ صبح به وقت برزیل (۱۶۳۰ تا ۱۸۰۰ به وقت ایران)
راهنمایی: با توجه به اینکه ایران در فهرست نرم افزار زوم قرار ندارد، [متاسفانه] می توانید برای ثبت نام کشور دیگری را انتخاب کنید.
Generation Trust: COP30 Documentary Screening
📅 21 November 2025
🕙 10:00-11:30 (Belém, Brazil time)
📍 COP30 virtual screening – Zoom
Description: Join us for the COP30 virtual screening of 'Generation Trust: A Climate Story in the Making', a new documentary from Youth4Climate.
Filmed across five countries, Bolivia, Colombia, Liberia, Pakistan, and Uganda, the 70-minute film follows young climate leaders turning bold ideas into real solutions, from clean mobility to food security. Generation Trust explores what happens when youth are not just heard, but trusted to lead.
Youth4Climate is an initiative co-led by UNDP and the Italian Ministry of the Environment and Energy Security, with support from the 8x1000 funds of the Italian Buddhist Soka Gakkai Institute.
https://undp.zoom.us/webinar/register/WN_yiSKJ2ACTAKrH77DJcm6-Q#/registration
🎥 نمایش فیلم مستند Generation Trust در طول نشست اقلیمی ۳۰ (برزیل)
فیلم، داستان پنج رهبر جوان اقلیمی از لیبریا، اوگاندا، پاکستان، کلمبیا و بولیوی را روایت می کند که با چالشهای حیاتی در جوامع خود، از حمل و نقل پاک گرفته تا امنیت غذایی، مقابله میکنند، و نشان میدهد چه اتفاقی میافتد وقتی که به جوانان نه تنها گوش داده میشود، بلکه برای رهبری اعتماد میشود.
زمان: ۲۱ نوامبر (۳۰ آبان) - ساعت ۱۰ تا ۱۱.۵ صبح به وقت برزیل (۱۶۳۰ تا ۱۸۰۰ به وقت ایران)
راهنمایی: با توجه به اینکه ایران در فهرست نرم افزار زوم قرار ندارد، [متاسفانه] می توانید برای ثبت نام کشور دیگری را انتخاب کنید.
Generation Trust: COP30 Documentary Screening
📅 21 November 2025
🕙 10:00-11:30 (Belém, Brazil time)
📍 COP30 virtual screening – Zoom
Description: Join us for the COP30 virtual screening of 'Generation Trust: A Climate Story in the Making', a new documentary from Youth4Climate.
Filmed across five countries, Bolivia, Colombia, Liberia, Pakistan, and Uganda, the 70-minute film follows young climate leaders turning bold ideas into real solutions, from clean mobility to food security. Generation Trust explores what happens when youth are not just heard, but trusted to lead.
Youth4Climate is an initiative co-led by UNDP and the Italian Ministry of the Environment and Energy Security, with support from the 8x1000 funds of the Italian Buddhist Soka Gakkai Institute.
https://undp.zoom.us/webinar/register/WN_yiSKJ2ACTAKrH77DJcm6-Q#/registration
Zoom
Welcome! You are invited to join a webinar: Generation Trust: COP30 Documentary Screening. After registering, you will receive…
Join us for the COP30 virtual screening of 'Generation Trust: A Climate Story in the Making', a new documentary from Youth4Climate.
Filmed across five countries, Bolivia, Colombia, Liberia, Pakistan, and Uganda, the 70-minute film follows young climate leaders…
Filmed across five countries, Bolivia, Colombia, Liberia, Pakistan, and Uganda, the 70-minute film follows young climate leaders…
BC4T Proposal Guidelines.docx.pdf
506.4 KB
آگهی تسهیلات کوچک پروژه های محلی مطالعات در مورد لاکپشت های دریایی
انجمن جهانی لاکپشت های دریایی با همکاری صندوق جهانی حیات وحش به طرحهای محلی که در یکی از زمینه های زیر صورت گیرند، تا مبلغ ۳۵۰۰ دلار کمک مالی می نماید و یا ردیابهای ماهواره ای برای بررسی مسیرهای حرکتی لاکپشتها اهدا می کند:
🐢 مطالعه و تعیین سایتهای لانه گذاری و تغذیه
🐢 مطالعه جمعیت های کمتر مطالعه شده توسط ردیابی ماهواره ای
🐢کمک به تکمیل بانک اطلاعات ژنتیک
مهلت ارسال پروپوزال: ۳۱ ژانویه ۲۰۲۶
برای اطلاعات بیشتر به این وبسایت مراجعه بفرمایید.
گفتمان آب، توسعه و محیط زیست
انجمن جهانی لاکپشت های دریایی با همکاری صندوق جهانی حیات وحش به طرحهای محلی که در یکی از زمینه های زیر صورت گیرند، تا مبلغ ۳۵۰۰ دلار کمک مالی می نماید و یا ردیابهای ماهواره ای برای بررسی مسیرهای حرکتی لاکپشتها اهدا می کند:
🐢 مطالعه و تعیین سایتهای لانه گذاری و تغذیه
🐢 مطالعه جمعیت های کمتر مطالعه شده توسط ردیابی ماهواره ای
🐢کمک به تکمیل بانک اطلاعات ژنتیک
مهلت ارسال پروپوزال: ۳۱ ژانویه ۲۰۲۶
برای اطلاعات بیشتر به این وبسایت مراجعه بفرمایید.
گفتمان آب، توسعه و محیط زیست
ما، حکومت، FOMO و مسئولیت کنشگران اجتماعی
✍️ صابر معصومی
مقدمه:
1️⃣چندی پیش سرکار خانم دکتری که متخصص مسائل اجتماعی آب هستند، در مورد نگاه مردسالارانه حکومت و بیعدالتی جنسیتی در توزیع قدرت [در مدیریت آب] صحبت می کردند.
نکته من این بود که ضمن قبول اینکه بیشتر موقعیت های مدیریتی در اختیار مردان است [که دلایل پیچیده دارد]، پاسخ ایشان به این مساله که با وجود همین مردسالاری، تفاوت آشکاری در نسبت بین فارغ التحصیلان مرد و زن دانشگاه وجود دارد (= که می توان آن را مقدمه ای برای کسب موقعیت های مدیریتی دانست) چیست؟ همچنین، آیا ایشان به این نکته توجه کرده اند که اصولا به خاطر همین حکومت بود که بسیاری از مردم اجازه تحصیل به دخترانشان دادند؟ (تفاوت نرخ باسوادی بین دو جنس در آستانه انقلاب ۳۳.۵٪ و در سال ۲۰۱۶ میلادی، ۵.۵٪ بوده است.)
2️⃣ عزیزی که به واسطه شغلشان در کشورهای مختلف زندگی کرده اند، گفت کاش میتوانستم برای هر ایرانی یک سفر به کشورهای عقب افتاده تدارک ببینم تا بروند و تفاوت ها را احساس کنند. هیجان زده گفتم اتفاقا من هم سالهاست به این فکر می کنم که اگر رئیس مملکت بودم، به هر خانواده، یک سهمیه سفر به یک کشور عقب مانده و یک سفر به یک کشور پیشرفته اختصاص می دادم، تا شاید در نوع نگاهشان به ایران تغییری حاصل شود.
3️⃣ اولین باری که -پس از شش ماه اقامت در کامبوج- به ایران بازگشتم، پس از پیاده شدن از هواپیما در فرودگاه تبریز، خاک وطنم را بوسیدم. باور بکنید یا نه، ما در مقایسه با دو سوم مردم دنیا (حتی با وجود نابخردی ها و خطاهای عمدی و سهوی حکومتمان) در بهشت زندگی میکنیم.
🟰🟰🟰
🔹در فضای کنشگری سیاسی-اجتماعی ایران، حذف، بایکوت و خودکشی کامل، نتیجه ارتکاب دو خطا می تواند باشد:
۱. قطعا: اگر در مباحثه ای سیاسی (که عموما حول انتقاد از حاکمیت است)، فرد از خوبی ها و نکات مثبت حاکمیت صحبتی کند.
۲. احتمال زیاد: اگر فردی از خوبی ها و مزایای جامعه ایران در مقایسه با دیگر کشورها سخنی بگوید.
🔸فرض کنید در محفلی فردی از شرایط یا عملکرد حکومت انتقاد کند. فرد دوم، اگر در تایید، به فاجعه بزرگتری اشاره نکرده و به جایش بگوید اوضاع آنقدرها هم بد نیست، یا باز اینجا از جاهای دیگر بهتر است، یا اینکه درست است که حکومت فلان کار ناصواب را انجام داده ولی در عوض این کار مفید را هم انجام داده، این فرد دوم، حکم بایکوت و اتهام حکومتی بودن خود را امضا کرده است. از این رو، افراد از ترس عقب نماندن از جمع یا طرد نشدن (= Fear Of Missing Out - FOMO) دم به دم آتش می دهند و بسوزان که رفتیم.
🔹 کنشگر ما هم عموما از روی ترس یا ناخودآگاه یا تن دادن به ذائقه عمومی به این بیماری مبتلاست. در حقیقت کنشگری ما در ایران، نه در حکم مصلح و طبیب شافی بیماری (که خود عاری از آن مرض است) بلکه در حکم اکو و فزاینده همان خلقیات و خواسته عوام و عموم صورت می گیرد. اینجا هرچقدر چریک تر، مخالف تر، چپ تر و منتقد تر باشی، واقعی تر و خواستنی تر هستی.
🔸طُرفه آنکه، کنشگر ما -با هر توجیه مقبول یا نامقبولی- بر خود روا می دارد که با حکومت وارد تعامل، گفتگو یا همکاری شود، اما عموما اگر کنشگر دیگری کاری مشابه کند، او را متهم به «از خودشان بودن» خواهد کرد. حال آنکه -غیر از مواردی آشکار و معدود- همه ما از یک قماشیم و تلاش داریم یک شرایط مشابه را مدیریت کنیم.
🔹اصولا در فضای کنش سیاسی ایران، حکومت و حاکم، شر مطلق است. خواه این حکومت، طاغوت پهلوی باشد، خواه، عدل جمهوری اسلامی. خنده دار این که امروز اگرچه بسیاری اذعان می کنند که پهلوی آنقدرها هم بد نبود و نباید چنین هجمه ای به آن می شد، اما با اینحال همچنان همان مدل برخورد و هجمه در مورد حکومت فعلی صورت می گیرد.
◾️به نظر من این میزان از زیست چریکی و چپ-محور قاطبه کنشگران ما، از زمان پهلوی مخزن اصلی تزریق سم بدبینی و سیاه-بینی و هیجان زدگی و پریشانی ذهنی جامعه ایرانی شده است. وقتی که اعتمادی بین طرفهای یک ماجرا نیست، چه امیدی به تعمیر و توسعه؟ وقتی جامعه، داد زدن و کافه برهم زدن را راه حل می داند (چنانکه ۵ دهه پیش انقلاب کرد)، چه نیازی به زحمت بیل زدن؟
◻️من/ما (معتدل هایی که نه باور داریم که ایران در بدبختی مطلق است و نه «به هیچ قله قابل اعتنایی» نزدیک شده بلکه برآیند کنش جمعی همه ماست)، امیدواریم فرصتی پیش آید که سخنانمان شنیده شود تا جامعه بین خجستگان سفید-بین طرفدار حکومت، و کنشگران سیاه-بین، دوپارچه نشود.
❇️امیدواریم که روزی، جای چریک های ضدساختار، و جای آنهایی که چشم بسته به حکومت چک سفید امضا می دهند، با انسانهای معتدل تر و واقعیت پذیر تر و خودآگاه تر گرفته شود.
❇️ گفتمانی که تا اکنون داشتیم حاصلش جز تباهی نبوده. ما برای هر تغییر و توسعه ای نیاز به تغییر رویکرد کنشگری داریم.
گفتمان آب، توسعه و محیط زیست
✍️ صابر معصومی
مقدمه:
1️⃣چندی پیش سرکار خانم دکتری که متخصص مسائل اجتماعی آب هستند، در مورد نگاه مردسالارانه حکومت و بیعدالتی جنسیتی در توزیع قدرت [در مدیریت آب] صحبت می کردند.
نکته من این بود که ضمن قبول اینکه بیشتر موقعیت های مدیریتی در اختیار مردان است [که دلایل پیچیده دارد]، پاسخ ایشان به این مساله که با وجود همین مردسالاری، تفاوت آشکاری در نسبت بین فارغ التحصیلان مرد و زن دانشگاه وجود دارد (= که می توان آن را مقدمه ای برای کسب موقعیت های مدیریتی دانست) چیست؟ همچنین، آیا ایشان به این نکته توجه کرده اند که اصولا به خاطر همین حکومت بود که بسیاری از مردم اجازه تحصیل به دخترانشان دادند؟ (تفاوت نرخ باسوادی بین دو جنس در آستانه انقلاب ۳۳.۵٪ و در سال ۲۰۱۶ میلادی، ۵.۵٪ بوده است.)
2️⃣ عزیزی که به واسطه شغلشان در کشورهای مختلف زندگی کرده اند، گفت کاش میتوانستم برای هر ایرانی یک سفر به کشورهای عقب افتاده تدارک ببینم تا بروند و تفاوت ها را احساس کنند. هیجان زده گفتم اتفاقا من هم سالهاست به این فکر می کنم که اگر رئیس مملکت بودم، به هر خانواده، یک سهمیه سفر به یک کشور عقب مانده و یک سفر به یک کشور پیشرفته اختصاص می دادم، تا شاید در نوع نگاهشان به ایران تغییری حاصل شود.
3️⃣ اولین باری که -پس از شش ماه اقامت در کامبوج- به ایران بازگشتم، پس از پیاده شدن از هواپیما در فرودگاه تبریز، خاک وطنم را بوسیدم. باور بکنید یا نه، ما در مقایسه با دو سوم مردم دنیا (حتی با وجود نابخردی ها و خطاهای عمدی و سهوی حکومتمان) در بهشت زندگی میکنیم.
🟰🟰🟰
🔹در فضای کنشگری سیاسی-اجتماعی ایران، حذف، بایکوت و خودکشی کامل، نتیجه ارتکاب دو خطا می تواند باشد:
۱. قطعا: اگر در مباحثه ای سیاسی (که عموما حول انتقاد از حاکمیت است)، فرد از خوبی ها و نکات مثبت حاکمیت صحبتی کند.
۲. احتمال زیاد: اگر فردی از خوبی ها و مزایای جامعه ایران در مقایسه با دیگر کشورها سخنی بگوید.
🔸فرض کنید در محفلی فردی از شرایط یا عملکرد حکومت انتقاد کند. فرد دوم، اگر در تایید، به فاجعه بزرگتری اشاره نکرده و به جایش بگوید اوضاع آنقدرها هم بد نیست، یا باز اینجا از جاهای دیگر بهتر است، یا اینکه درست است که حکومت فلان کار ناصواب را انجام داده ولی در عوض این کار مفید را هم انجام داده، این فرد دوم، حکم بایکوت و اتهام حکومتی بودن خود را امضا کرده است. از این رو، افراد از ترس عقب نماندن از جمع یا طرد نشدن (= Fear Of Missing Out - FOMO) دم به دم آتش می دهند و بسوزان که رفتیم.
🔹 کنشگر ما هم عموما از روی ترس یا ناخودآگاه یا تن دادن به ذائقه عمومی به این بیماری مبتلاست. در حقیقت کنشگری ما در ایران، نه در حکم مصلح و طبیب شافی بیماری (که خود عاری از آن مرض است) بلکه در حکم اکو و فزاینده همان خلقیات و خواسته عوام و عموم صورت می گیرد. اینجا هرچقدر چریک تر، مخالف تر، چپ تر و منتقد تر باشی، واقعی تر و خواستنی تر هستی.
🔸طُرفه آنکه، کنشگر ما -با هر توجیه مقبول یا نامقبولی- بر خود روا می دارد که با حکومت وارد تعامل، گفتگو یا همکاری شود، اما عموما اگر کنشگر دیگری کاری مشابه کند، او را متهم به «از خودشان بودن» خواهد کرد. حال آنکه -غیر از مواردی آشکار و معدود- همه ما از یک قماشیم و تلاش داریم یک شرایط مشابه را مدیریت کنیم.
🔹اصولا در فضای کنش سیاسی ایران، حکومت و حاکم، شر مطلق است. خواه این حکومت، طاغوت پهلوی باشد، خواه، عدل جمهوری اسلامی. خنده دار این که امروز اگرچه بسیاری اذعان می کنند که پهلوی آنقدرها هم بد نبود و نباید چنین هجمه ای به آن می شد، اما با اینحال همچنان همان مدل برخورد و هجمه در مورد حکومت فعلی صورت می گیرد.
◾️به نظر من این میزان از زیست چریکی و چپ-محور قاطبه کنشگران ما، از زمان پهلوی مخزن اصلی تزریق سم بدبینی و سیاه-بینی و هیجان زدگی و پریشانی ذهنی جامعه ایرانی شده است. وقتی که اعتمادی بین طرفهای یک ماجرا نیست، چه امیدی به تعمیر و توسعه؟ وقتی جامعه، داد زدن و کافه برهم زدن را راه حل می داند (چنانکه ۵ دهه پیش انقلاب کرد)، چه نیازی به زحمت بیل زدن؟
◻️من/ما (معتدل هایی که نه باور داریم که ایران در بدبختی مطلق است و نه «به هیچ قله قابل اعتنایی» نزدیک شده بلکه برآیند کنش جمعی همه ماست)، امیدواریم فرصتی پیش آید که سخنانمان شنیده شود تا جامعه بین خجستگان سفید-بین طرفدار حکومت، و کنشگران سیاه-بین، دوپارچه نشود.
❇️امیدواریم که روزی، جای چریک های ضدساختار، و جای آنهایی که چشم بسته به حکومت چک سفید امضا می دهند، با انسانهای معتدل تر و واقعیت پذیر تر و خودآگاه تر گرفته شود.
❇️ گفتمانی که تا اکنون داشتیم حاصلش جز تباهی نبوده. ما برای هر تغییر و توسعه ای نیاز به تغییر رویکرد کنشگری داریم.
گفتمان آب، توسعه و محیط زیست
Telegram
گفتمان آب، توسعه و محیط زیست؛ صابر معصومی
کارشناس ارشد امنیت آب، توسعه بین الملل و محیط زیست و دانش آموز روابط بین الملل دانشگاه تافتز آمریکا هستم.
اینجا از مسائل محیط زیست و توسعه ایران و نیز اندیشه ها و تجربیاتم از فعالیت در سازمانهای بین المللی توسعه و محیط زیست در کشورهای مختلف می نویسم.
اینجا از مسائل محیط زیست و توسعه ایران و نیز اندیشه ها و تجربیاتم از فعالیت در سازمانهای بین المللی توسعه و محیط زیست در کشورهای مختلف می نویسم.
👏2🖕2👍1
کلاف اقلیم و رویکرد پیشنهادی به حاکمیت
✍️ صابر معصومی
🔹در سالیان اخیر، آنچنان در فضای عمومی دربارهی «تغییرات اقلیم» با زبان قطعیت سخن گفته شده که گویی مخاطب باید بدون چونوچرا بپذیرد با حقیقتی مسلم و غیرقابلجدل روبهروست. رسانهها و نهادهای مختلف جهانی آن را چنان قطعی در این مورد صحبت می کنند که برای یک شهروند عادی شاید این تصور شکل بگیرد که همهی جامعهی علمی و محیطزیستی، بیهیچ اختلافی، در مورد نهفقط وقوع تغییر اقلیم، بلکه دربارهی منشأ آن، شیوهی مواجهه با آن و پیامدهای آیندهاش اتفاقنظر کامل دارند.
🔸اما واقعیت در دنیای علم پیچیدهتر از این تصویر سادهسازیشده است.
مسئلهی اقلیم از بحثانگیزترین، چندلایهترین و پرابهامترین حوزههای علمی دوران ماست. درست است که دربارهی گرمشدن زمین و تأثیر فعالیت انسانی بر آن اجماعی گسترده وجود دارد، اما این بههیچوجه به معنای نبودِ اختلاف در بخشهای مهم دیگر نیست. در میان خودِ فعالان محیط زیست و پژوهشگران، دربارهی اتفاق یا عدم اتفاق تغییرات اقلیمی، ابعاد دقیق این تغییرات، شدت و زمانبندی پیامدها، سناریوهای آینده، میزان ریسکها و حتی شیوهی آمادهسازی جوامع اختلافنظرهای ملموسی وجود دارد.
🔹آنچه این مسائل را بغرنجتر میکند، همپوشانی علم با سیاست، اقتصاد، رسانه و منافع گروههای مختلف چه در کشورهای شمال و چه جنوب جهانی است؛ ترکیبی که باعث شده مناقشه نهفقط علمی، بلکه فرهنگی و سیاسی شود. در چنین فضایی، گاه قطبیسازی رسانهای فضای بحث را چنان مسطح میکند که یا «قطعیت مطلق» به چشم میآید، یا «تردید مطلق»؛ در حالی که حقیقت، جایی میان این دو قرار دارد.
🔸تغییر اقلیم نه یک حقیقت صددرصد یکپارچه و بیچالش است، نه پدیدهای مبهم که بتوان بهسادگی از کنار آن گذشت. فهم این مرز میان قطعیتها و عدمقطعیتهاست که گفتوگو دربارهی آیندهی اقلیم را دشوار [و در عین حال ضروری] کرده است.
🔹بازهم تاکید می کنم که این تضاد و پیچیدگی صرفا مخصوص ایران نیست و همه کشورها به نحوی با آن مواجه هستند. شاید تنها تفاوت ایران این باشد که مساله تغییر اقلیم مثل هر مساله ی دیگری در آن در مواجهه با رویکرد ایدئولوژیک برخی گروه های سیاسی، به سطح دیگری از بلبشو و پیچیدگی وارد شده و عملا هر حرکتی در مورد آن قفل و بایکوت می شود و حتی بدتر، با ایدئولوژیک کردن، آن مساله به ابتذال کشیده می شود. چنانکه همین الان که دارم این متن را می نویسم به واسطه فشار برخی گروه های قدرت و نیز کم کاری و ضعف سازمان محیط زیست، تنها بودجه ای که از طرف صندوق اقلیم سبز جهانی بعد از سالها به ایران اختصاص پیدا کرده بود، قفل شده و از احتمال بازگشت دادن آن به این صندوق صحبت می شود.
🔸شاید اشکال ما این است که وقتی چیزی به مذاقمان خوش نمی آید و حال نداریم به جزئیاتش بپردازیم، بطور کلی نفی اش می کنیم و با بهانه تراشی های ایدئولوژیک با پاک کردن صورت مساله خیال خودمان را راحت می کنیم (این اتفاقی است که برای تصمیم گیری در مورد بیشتر مسائل بین المللی در هسته مرکزی قدرت می افتد). حال آنکه توجه نمی کنیم که مساله تغییر اقلیم صرفا علمی یا ایدئولوژیک نیست بلکه عدم همراهی با جامعه جهانی در این زمینه، همانند FATF ایران را با محدودیتهای شدید تجاری بین المللی مواجه خواهد کرد.
🔹بنابراین در کنار اینکه حکومت باید با سرمایه گذاری بسیار زیاد در مورد تحقیقات تغییرات اقلیمی، بتواند یک مبنای علمی موثق برای پشتیبانی موضع سیاسی خود در این زمینه ایجاد کند، گفتمان تغییر اقلیم در کشور بایستی یک گفتمان نقد-محور و نه نفی-محور باشد اما یک «کوچه باریک» برای تعامل حداقلی با جامعه جهانی در این زمینه باید باز نگاه داشته شود.
🔸تعطیلی بوجه اختصاصی تغییر اقلیم و بازگرداندن آن به صندوق جهانی، متاسفانه نشانگر این خواهد بود که ایران حتی به آن کوچه باریک هم اعتقادی نداشته و مسائل را صرفا از منظر ایدئولوژیک یا احساسی می بیند.
گفتمان آب، توسعه و محیط زیست
✍️ صابر معصومی
🔹در سالیان اخیر، آنچنان در فضای عمومی دربارهی «تغییرات اقلیم» با زبان قطعیت سخن گفته شده که گویی مخاطب باید بدون چونوچرا بپذیرد با حقیقتی مسلم و غیرقابلجدل روبهروست. رسانهها و نهادهای مختلف جهانی آن را چنان قطعی در این مورد صحبت می کنند که برای یک شهروند عادی شاید این تصور شکل بگیرد که همهی جامعهی علمی و محیطزیستی، بیهیچ اختلافی، در مورد نهفقط وقوع تغییر اقلیم، بلکه دربارهی منشأ آن، شیوهی مواجهه با آن و پیامدهای آیندهاش اتفاقنظر کامل دارند.
🔸اما واقعیت در دنیای علم پیچیدهتر از این تصویر سادهسازیشده است.
مسئلهی اقلیم از بحثانگیزترین، چندلایهترین و پرابهامترین حوزههای علمی دوران ماست. درست است که دربارهی گرمشدن زمین و تأثیر فعالیت انسانی بر آن اجماعی گسترده وجود دارد، اما این بههیچوجه به معنای نبودِ اختلاف در بخشهای مهم دیگر نیست. در میان خودِ فعالان محیط زیست و پژوهشگران، دربارهی اتفاق یا عدم اتفاق تغییرات اقلیمی، ابعاد دقیق این تغییرات، شدت و زمانبندی پیامدها، سناریوهای آینده، میزان ریسکها و حتی شیوهی آمادهسازی جوامع اختلافنظرهای ملموسی وجود دارد.
🔹آنچه این مسائل را بغرنجتر میکند، همپوشانی علم با سیاست، اقتصاد، رسانه و منافع گروههای مختلف چه در کشورهای شمال و چه جنوب جهانی است؛ ترکیبی که باعث شده مناقشه نهفقط علمی، بلکه فرهنگی و سیاسی شود. در چنین فضایی، گاه قطبیسازی رسانهای فضای بحث را چنان مسطح میکند که یا «قطعیت مطلق» به چشم میآید، یا «تردید مطلق»؛ در حالی که حقیقت، جایی میان این دو قرار دارد.
🔸تغییر اقلیم نه یک حقیقت صددرصد یکپارچه و بیچالش است، نه پدیدهای مبهم که بتوان بهسادگی از کنار آن گذشت. فهم این مرز میان قطعیتها و عدمقطعیتهاست که گفتوگو دربارهی آیندهی اقلیم را دشوار [و در عین حال ضروری] کرده است.
🔹بازهم تاکید می کنم که این تضاد و پیچیدگی صرفا مخصوص ایران نیست و همه کشورها به نحوی با آن مواجه هستند. شاید تنها تفاوت ایران این باشد که مساله تغییر اقلیم مثل هر مساله ی دیگری در آن در مواجهه با رویکرد ایدئولوژیک برخی گروه های سیاسی، به سطح دیگری از بلبشو و پیچیدگی وارد شده و عملا هر حرکتی در مورد آن قفل و بایکوت می شود و حتی بدتر، با ایدئولوژیک کردن، آن مساله به ابتذال کشیده می شود. چنانکه همین الان که دارم این متن را می نویسم به واسطه فشار برخی گروه های قدرت و نیز کم کاری و ضعف سازمان محیط زیست، تنها بودجه ای که از طرف صندوق اقلیم سبز جهانی بعد از سالها به ایران اختصاص پیدا کرده بود، قفل شده و از احتمال بازگشت دادن آن به این صندوق صحبت می شود.
🔸شاید اشکال ما این است که وقتی چیزی به مذاقمان خوش نمی آید و حال نداریم به جزئیاتش بپردازیم، بطور کلی نفی اش می کنیم و با بهانه تراشی های ایدئولوژیک با پاک کردن صورت مساله خیال خودمان را راحت می کنیم (این اتفاقی است که برای تصمیم گیری در مورد بیشتر مسائل بین المللی در هسته مرکزی قدرت می افتد). حال آنکه توجه نمی کنیم که مساله تغییر اقلیم صرفا علمی یا ایدئولوژیک نیست بلکه عدم همراهی با جامعه جهانی در این زمینه، همانند FATF ایران را با محدودیتهای شدید تجاری بین المللی مواجه خواهد کرد.
🔹بنابراین در کنار اینکه حکومت باید با سرمایه گذاری بسیار زیاد در مورد تحقیقات تغییرات اقلیمی، بتواند یک مبنای علمی موثق برای پشتیبانی موضع سیاسی خود در این زمینه ایجاد کند، گفتمان تغییر اقلیم در کشور بایستی یک گفتمان نقد-محور و نه نفی-محور باشد اما یک «کوچه باریک» برای تعامل حداقلی با جامعه جهانی در این زمینه باید باز نگاه داشته شود.
🔸تعطیلی بوجه اختصاصی تغییر اقلیم و بازگرداندن آن به صندوق جهانی، متاسفانه نشانگر این خواهد بود که ایران حتی به آن کوچه باریک هم اعتقادی نداشته و مسائل را صرفا از منظر ایدئولوژیک یا احساسی می بیند.
گفتمان آب، توسعه و محیط زیست
🖕1
درونگرا یا برونگرا؟
✍🏻 صابر معصومی
✅ فرض کنید شما یک فعال محیط زیست هستید که سفری به مالدیو داشتهاید و چنان از فرهنگ و طبیعت آنجا خوشتان آمده که یک تشکل محیط زیستی در ایران ثبت می کنید که برگردید و در مالدیو مستقر شوید و فعالیت کنید.
با چند نفر از دوستانتان هم صحبت می کنید که با شما همراه شوند.
همچنین به سراغ “سازمان همکاری های توسعه بین الملل ایران” و نیز اتاق بازرگانی میروید تا بتوانید از آنها کمک مالی بگیرید.
النهایه، به سفارت ایران در مالدیو اطلاع میدهید که در این کشور مستقر شده اید و بدین ترتیب از حمایتهای آنان بهره میبرید.
🔹 این یکی از مثال یک حلقه کامل آفندی در سیاست نرم خارجی یک کشور است که در آن علائق دستاندرکاران و ذینفعان بر هم منطبق شده و در نهایت منجر به انتفاع سیاسی، اقتصادی و [شاید] امنیتی آن کشور می شوند. [این مثال، غیر واقعی هم نیست. بلکه یک تجربه عادی برای بسیاری از کشورهای “شمال جهانی” است].
🔸 متخصصین ژئوپولتیک، آنگاه که به تحلیل روابط بین کشورها می پردازند، آن را از لنز آفند و پدافند می بینند: کشورها در مقابل هم و در بستر سیاست بین الملل، چه در جنگ باشند و چه در صلح، نسبت به یکدیگر یا در موقعیت آفندی (دست بالا) قرار دارند یا پدافندی (دست زیر ساطور یا عکس العمل).
🔹 برای متخصص ژئوپولتیک، در پرداختن به آفند، نقش حکومتها به قدری پررنگ میشود که گاه حتی نقش مردم یا بخش خصوصی (دوبال دیگر حکمرانی) را از یاد می برند. از منظر آنان، حکومتها برای تامین منافع ملی، و برای گسترش حوزه اثر و نفوذ در دیگر کشورها، موظفند یا از مزیتهای نسبی آفندی موجود کشور بهره ببرند یا چنین مزیتهایی را ایجاد کنند.
🔸 در میان محورهای تشکیل دهنده موقعیت آفندی کشورها (همانند توان نظامی، موقعیت جغرافیایی، قدرت اقتصادی، شراکتهای دیپلماتیک، و ...) یک مورد هست که جنش با بقیه متفاوت است. بیشتر آنهایی که نام بردم، آثارشان به نحوی و عموما بطور مستقیم بر روی زمین قابل مشاهده هستند. اما یک مورد ناملموس است که -برخلاف بالایی ها- جنس ابزاری یا فیزیکی ندارد اما از نظر من تعیین می کند که آیا محورهای دیگر بطور درست و موثر استفاده می شوند یا نه:
🏇 فرض کنید که سوارکاری، افسرده یا بیحال یا ناامید و یا بدبین باشد بطوری که دیگر میل به شرکت در هیچ مسابقه ای نداشته باشد. در این صورت دیگر چه فرق می کند که آنچه زیر پایش است، اسب اصیل عربی (ابزار آفندی و هژمونی) یا یک الاغ باشد؟
▪️ از آنچه گفتم، می خواهم به مثال تشکل محیط زیستی ایرانی در مالدیو برگردم. برخی ممکن است با شنیدن این داستان فرضی (و تقریبا ناممکن یا اتفاق نیفتاده برای ماها) بگویند که دلیل اینکه چنین سناریویی برای ما ایرانی ها اتفاق نمی افتد این است که اولا چنین چیزهایی اولویت سیاست خارجی ما نیست، دوم آنقدر پول نداریم، سوم چنین نهادسازی ای نشده است (مثلا ما اصلا “سازمان همکاری های توسعه بین الملل ایران” نداریم و این ساخته پرداخته ذهن من یا بهتر بگویم تشکیل آن آرزوی من است!).
▪️ اما -همچنان که با پاسخ بالا موافق هستم- به نظرم کمی عمیق تر که به ماجرا بنگریم، احتمالا متوجه شویم که اصولا تعداد کمی از ایرانیان هستند که دلشان بخواهد در کشورهای عقب مانده تر از ایران زندگی کنند، و یا اصلا به ذهنشان خطور کرده باشد که چنین نیاز یا بستر/فرصت فعالیتی نیز هست تا درباره آن مطالبه کنند (دستکم تجربه شخصی ام با فعالان توسعه و محیط زیست این بوده که طرح ایده فعالیتی اینچنین در کشورهای عقب مانده تر - یا حتی فراهم کرده اسباب آن-، باعث جرقه زدن برق هیجان در چشمانشان نبوده است).
▪️ پس می بینیم که مساله فقط رویکرد حاکمیت به سیاست خارجی نیست. در حقیقت، فارغ از اینکه ما به چه میزان از ابزار آفندی در اختیار داریم، ذهنیت و طرز نگاه جامعه ما به تمایل یا عدم تمایل به استفاده از این ابزارهاست که تعیین کننده است.
بلکه، به نظر می رسد این عدم علاقه، ریشه در درونگرایی جمعی جامعه ایرانی دارد که النهایه در رویکردهای حکمرانی ما به منصه ظهور می رسد و مثلا باعث می شود ما (نه حکومت، بلکه همه ما) با یک انزوای بین المللی مواجه شویم، "دیگران" را بیشتر تهدید و نه فرصت ببینیم، به تک روی مشهور باشیم، علاقه و نهادسازی ای برای حضور در دیگر کشورها نداشته باشیم، همواره با مسائل توی چاردیواری خودمان مشغول باشیم، بخش خصوصیمان برای حضور در بازار جهانی صیقل نخورده باشد، و تشکلهای غیردولتی مان به ندرت پایشان را از محدوده مرزهایمان فراتر گذاشته باشند یا اجازه داشته باشند شبکه ای جهانی ایجاد کنند.
✅ با همه اینها که گفتم، من هنوز معتقدم که حضور تشکلهای محیط زیستی ایرانی در دیگر کشورها بعنوان بخشی از دیپلماسی نرم کشور بایستی پذیرفته شده و نهادسازی لازم در این خصوص صورت گیرد.
گفتمان آب، توسعه و محیط زیست
✍🏻 صابر معصومی
✅ فرض کنید شما یک فعال محیط زیست هستید که سفری به مالدیو داشتهاید و چنان از فرهنگ و طبیعت آنجا خوشتان آمده که یک تشکل محیط زیستی در ایران ثبت می کنید که برگردید و در مالدیو مستقر شوید و فعالیت کنید.
با چند نفر از دوستانتان هم صحبت می کنید که با شما همراه شوند.
همچنین به سراغ “سازمان همکاری های توسعه بین الملل ایران” و نیز اتاق بازرگانی میروید تا بتوانید از آنها کمک مالی بگیرید.
النهایه، به سفارت ایران در مالدیو اطلاع میدهید که در این کشور مستقر شده اید و بدین ترتیب از حمایتهای آنان بهره میبرید.
🔹 این یکی از مثال یک حلقه کامل آفندی در سیاست نرم خارجی یک کشور است که در آن علائق دستاندرکاران و ذینفعان بر هم منطبق شده و در نهایت منجر به انتفاع سیاسی، اقتصادی و [شاید] امنیتی آن کشور می شوند. [این مثال، غیر واقعی هم نیست. بلکه یک تجربه عادی برای بسیاری از کشورهای “شمال جهانی” است].
🔸 متخصصین ژئوپولتیک، آنگاه که به تحلیل روابط بین کشورها می پردازند، آن را از لنز آفند و پدافند می بینند: کشورها در مقابل هم و در بستر سیاست بین الملل، چه در جنگ باشند و چه در صلح، نسبت به یکدیگر یا در موقعیت آفندی (دست بالا) قرار دارند یا پدافندی (دست زیر ساطور یا عکس العمل).
🔹 برای متخصص ژئوپولتیک، در پرداختن به آفند، نقش حکومتها به قدری پررنگ میشود که گاه حتی نقش مردم یا بخش خصوصی (دوبال دیگر حکمرانی) را از یاد می برند. از منظر آنان، حکومتها برای تامین منافع ملی، و برای گسترش حوزه اثر و نفوذ در دیگر کشورها، موظفند یا از مزیتهای نسبی آفندی موجود کشور بهره ببرند یا چنین مزیتهایی را ایجاد کنند.
🔸 در میان محورهای تشکیل دهنده موقعیت آفندی کشورها (همانند توان نظامی، موقعیت جغرافیایی، قدرت اقتصادی، شراکتهای دیپلماتیک، و ...) یک مورد هست که جنش با بقیه متفاوت است. بیشتر آنهایی که نام بردم، آثارشان به نحوی و عموما بطور مستقیم بر روی زمین قابل مشاهده هستند. اما یک مورد ناملموس است که -برخلاف بالایی ها- جنس ابزاری یا فیزیکی ندارد اما از نظر من تعیین می کند که آیا محورهای دیگر بطور درست و موثر استفاده می شوند یا نه:
🏇 فرض کنید که سوارکاری، افسرده یا بیحال یا ناامید و یا بدبین باشد بطوری که دیگر میل به شرکت در هیچ مسابقه ای نداشته باشد. در این صورت دیگر چه فرق می کند که آنچه زیر پایش است، اسب اصیل عربی (ابزار آفندی و هژمونی) یا یک الاغ باشد؟
▪️ از آنچه گفتم، می خواهم به مثال تشکل محیط زیستی ایرانی در مالدیو برگردم. برخی ممکن است با شنیدن این داستان فرضی (و تقریبا ناممکن یا اتفاق نیفتاده برای ماها) بگویند که دلیل اینکه چنین سناریویی برای ما ایرانی ها اتفاق نمی افتد این است که اولا چنین چیزهایی اولویت سیاست خارجی ما نیست، دوم آنقدر پول نداریم، سوم چنین نهادسازی ای نشده است (مثلا ما اصلا “سازمان همکاری های توسعه بین الملل ایران” نداریم و این ساخته پرداخته ذهن من یا بهتر بگویم تشکیل آن آرزوی من است!).
▪️ اما -همچنان که با پاسخ بالا موافق هستم- به نظرم کمی عمیق تر که به ماجرا بنگریم، احتمالا متوجه شویم که اصولا تعداد کمی از ایرانیان هستند که دلشان بخواهد در کشورهای عقب مانده تر از ایران زندگی کنند، و یا اصلا به ذهنشان خطور کرده باشد که چنین نیاز یا بستر/فرصت فعالیتی نیز هست تا درباره آن مطالبه کنند (دستکم تجربه شخصی ام با فعالان توسعه و محیط زیست این بوده که طرح ایده فعالیتی اینچنین در کشورهای عقب مانده تر - یا حتی فراهم کرده اسباب آن-، باعث جرقه زدن برق هیجان در چشمانشان نبوده است).
▪️ پس می بینیم که مساله فقط رویکرد حاکمیت به سیاست خارجی نیست. در حقیقت، فارغ از اینکه ما به چه میزان از ابزار آفندی در اختیار داریم، ذهنیت و طرز نگاه جامعه ما به تمایل یا عدم تمایل به استفاده از این ابزارهاست که تعیین کننده است.
بلکه، به نظر می رسد این عدم علاقه، ریشه در درونگرایی جمعی جامعه ایرانی دارد که النهایه در رویکردهای حکمرانی ما به منصه ظهور می رسد و مثلا باعث می شود ما (نه حکومت، بلکه همه ما) با یک انزوای بین المللی مواجه شویم، "دیگران" را بیشتر تهدید و نه فرصت ببینیم، به تک روی مشهور باشیم، علاقه و نهادسازی ای برای حضور در دیگر کشورها نداشته باشیم، همواره با مسائل توی چاردیواری خودمان مشغول باشیم، بخش خصوصیمان برای حضور در بازار جهانی صیقل نخورده باشد، و تشکلهای غیردولتی مان به ندرت پایشان را از محدوده مرزهایمان فراتر گذاشته باشند یا اجازه داشته باشند شبکه ای جهانی ایجاد کنند.
✅ با همه اینها که گفتم، من هنوز معتقدم که حضور تشکلهای محیط زیستی ایرانی در دیگر کشورها بعنوان بخشی از دیپلماسی نرم کشور بایستی پذیرفته شده و نهادسازی لازم در این خصوص صورت گیرد.
گفتمان آب، توسعه و محیط زیست
Telegram
گفتمان آب، توسعه و محیط زیست؛ صابر معصومی
کارشناس ارشد امنیت آب، توسعه بین الملل و محیط زیست و دانش آموز روابط بین الملل دانشگاه تافتز آمریکا هستم.
اینجا از مسائل محیط زیست و توسعه ایران و نیز اندیشه ها و تجربیاتم از فعالیت در سازمانهای بین المللی توسعه و محیط زیست در کشورهای مختلف می نویسم.
اینجا از مسائل محیط زیست و توسعه ایران و نیز اندیشه ها و تجربیاتم از فعالیت در سازمانهای بین المللی توسعه و محیط زیست در کشورهای مختلف می نویسم.
ایران و رودهای بزرگ جهان
✍️ صابر معصومی
❇️ این یکی از زیباترین مستندهایی است که در مورد زیبایی های مسحور کننده سرچشمههای رود نیل بزرگ، طولانیترین رود جهان دیدهام. امیدوارم از دیدن آن لذت ببرید.
🔸همچنین امیدوارم مخاطبان گرامی این پست که به مراکز قدرت و تصمیمسازی کشور از شعام و وزارت خارجه گرفته تا وزارتین نیرو و کشاورزی نزدیک هستند، در حین تماشا این سوالات را از خود بپرسند:
⁉️ ما که حکومتمان [درست و غلط] داعیه هدایت جهانی دارد و خود را سری میان سرهای جهان حساب می کند:
1️⃣ چند اندیشکده غیردولتی و چند دفتر دولتی آن تخصصا در مورد تحلیل مسائل نیل و دیگر رودهای بزرگ جهان همچون مکونگ و آمازون و سند و … متمرکز هستند؟
2️⃣ چند نفر از متخصصان ما -با حمایت حکومت- در فرآیندها و نهادهای بینالمللی مربوط به مناقشات این رودها حاضر هستند و منافع ایران را تامین میکنند؟
3️⃣ در کدام یک از مناقشات آبهای بینالمللی، دولت ایران بعنوان واسطه و میانجی حضور پیدا کرده است؟
4️⃣ اولویت منافع بلندمدت استراتژیک ایران در کدام یک از حوزه های آبخیز رودهای بزرگ جهان است؟ و اصولا برنامه حکومت برای حضور و اثرگذاری در این حوزه های آبخیز چیست؟
🔸دولت سرگردان خجالتی درونگرا در این روزگار، نمی تواند تامین کننده منافع کشور باشد. رویکرد پیشدستانه فعالانه آفندی ضرورت بقای کشوری مثل ایران در این زمانه است.
‼️این حکومت متاسفانه چنان از «خیس شدن در آبهای بین الملل» گریزان و هراسان است که همین دو سه دفتر نیم بند بین المللی محیط زیستی که در کشور میزبانی کرده است (مثل دفتر منطقه ای کنوانسیون رامسر، یا راپمی، یا کنوانسیون خزر، یا دفتر محیط زیست اکو) تبدیل به خجالت بین المللی برای کشور شده اند: نه بودجه می دهند و حمایت می کنند و برنامه می ریزند که این دفاتر کار کنند، و نه از خیر میزبانی شان می گذرند که لااقل کشور دیگری از فرصت این دفترها استفاده کند. الان هم که اوضاع چنان به قهقرا رفته که ایرانِ ثروتمندٍ داعیه دار جهانی، مدتهای طولانی است که دیگر حتی حق عضویت خود در بسیاری از سازمانهای بین المللی را نمی پردازد و از این رو از امتیازات خود در این محافل محروم شده است. اما این تازه جای پر سوز و گداز ماجرا نیست، بلکه آدم آن زمان می سوزد که وزیر خارجه (سابق مرحوم) این مملکت، با گلایه می گفت که چرا این سازمانها باید ابزار دست قدرتها باشند و کسی ما را به بازی نمی گیرد. آدم نمی داند از پریشانی این طرز افکار بگرید یا بخندد: خب اخوی، شما هرچقدر پول بدهی آش می خوری. با حرف و ادعا که نمی شود «جهانداری» کرد. باید خرج کنی!!
🔹 شاید موثر تر باشد اگر به جای مخالفت با همه جهان، با آنها در حل مشکلاتشان، بخصوص منازعات آبی، همراهی کنیم.
گفتمان آب، توسعه و محیط زیست
✍️ صابر معصومی
❇️ این یکی از زیباترین مستندهایی است که در مورد زیبایی های مسحور کننده سرچشمههای رود نیل بزرگ، طولانیترین رود جهان دیدهام. امیدوارم از دیدن آن لذت ببرید.
🔸همچنین امیدوارم مخاطبان گرامی این پست که به مراکز قدرت و تصمیمسازی کشور از شعام و وزارت خارجه گرفته تا وزارتین نیرو و کشاورزی نزدیک هستند، در حین تماشا این سوالات را از خود بپرسند:
⁉️ ما که حکومتمان [درست و غلط] داعیه هدایت جهانی دارد و خود را سری میان سرهای جهان حساب می کند:
1️⃣ چند اندیشکده غیردولتی و چند دفتر دولتی آن تخصصا در مورد تحلیل مسائل نیل و دیگر رودهای بزرگ جهان همچون مکونگ و آمازون و سند و … متمرکز هستند؟
2️⃣ چند نفر از متخصصان ما -با حمایت حکومت- در فرآیندها و نهادهای بینالمللی مربوط به مناقشات این رودها حاضر هستند و منافع ایران را تامین میکنند؟
3️⃣ در کدام یک از مناقشات آبهای بینالمللی، دولت ایران بعنوان واسطه و میانجی حضور پیدا کرده است؟
4️⃣ اولویت منافع بلندمدت استراتژیک ایران در کدام یک از حوزه های آبخیز رودهای بزرگ جهان است؟ و اصولا برنامه حکومت برای حضور و اثرگذاری در این حوزه های آبخیز چیست؟
🔸دولت سرگردان خجالتی درونگرا در این روزگار، نمی تواند تامین کننده منافع کشور باشد. رویکرد پیشدستانه فعالانه آفندی ضرورت بقای کشوری مثل ایران در این زمانه است.
‼️این حکومت متاسفانه چنان از «خیس شدن در آبهای بین الملل» گریزان و هراسان است که همین دو سه دفتر نیم بند بین المللی محیط زیستی که در کشور میزبانی کرده است (مثل دفتر منطقه ای کنوانسیون رامسر، یا راپمی، یا کنوانسیون خزر، یا دفتر محیط زیست اکو) تبدیل به خجالت بین المللی برای کشور شده اند: نه بودجه می دهند و حمایت می کنند و برنامه می ریزند که این دفاتر کار کنند، و نه از خیر میزبانی شان می گذرند که لااقل کشور دیگری از فرصت این دفترها استفاده کند. الان هم که اوضاع چنان به قهقرا رفته که ایرانِ ثروتمندٍ داعیه دار جهانی، مدتهای طولانی است که دیگر حتی حق عضویت خود در بسیاری از سازمانهای بین المللی را نمی پردازد و از این رو از امتیازات خود در این محافل محروم شده است. اما این تازه جای پر سوز و گداز ماجرا نیست، بلکه آدم آن زمان می سوزد که وزیر خارجه (سابق مرحوم) این مملکت، با گلایه می گفت که چرا این سازمانها باید ابزار دست قدرتها باشند و کسی ما را به بازی نمی گیرد. آدم نمی داند از پریشانی این طرز افکار بگرید یا بخندد: خب اخوی، شما هرچقدر پول بدهی آش می خوری. با حرف و ادعا که نمی شود «جهانداری» کرد. باید خرج کنی!!
🔹 شاید موثر تر باشد اگر به جای مخالفت با همه جهان، با آنها در حل مشکلاتشان، بخصوص منازعات آبی، همراهی کنیم.
گفتمان آب، توسعه و محیط زیست
💩3👍2