گفتمان آب، توسعه و محیط زیست؛ صابر معصومی
184 subscribers
81 photos
11 videos
6 files
279 links
کارشناس ارشد امنیت آب، توسعه بین الملل و محیط زیست و دانش آموز روابط بین الملل دانشگاه تافتز آمریکا هستم.
اینجا از مسائل محیط زیست و توسعه ایران و نیز اندیشه ها و تجربیاتم از فعالیت در سازمانهای بین المللی توسعه و محیط زیست در کشورهای مختلف می نویسم.
Download Telegram
ما "اوموگاندا" می خواهیم

✍🏻 صابر معصومی

▪️ ذهنیت نادرستی در سطح جهانی هست و آن اینکه همه خوبی های تمدن در جوامع توسعه یافته جمع شده اند. این ذهنیت صرفا ریشه در افکار نادرست مردم، یا پروپاگاندای غربی ندارد، بلکه بسیاری از حکومتها در کشورهای درحال توسعه نیز با ترک فعل و قصور در دستیابی به "نشانه های عمومی تمدن" نشان می دهند که آن ذهنیت واقعا درست است.

🔸[اخیرا در جایی کامنتی خواندم: حکومتی که این توانایی را دارد که بهترین و کم نقص ترین خدمات را برای راهپیمایی غیرضروری و مناسک-زده ی اربعین ارائه دهد، پس حتما می تواند همان سطح از خدمات را برای بهبود شرایط عمومی کشور نیز ارائه کند - و "نمی کند!" پس ما امکان توسعه یافتگی داریم و اما حکومت نمی کند.]

🔹 یکی از این ذهنیتهای نادرست این است که پاکیزگی و آراستگی شهرها و اماکن عمومی، نتیجه توسعه یافتگی و ثروت کشورهاست. از همین روست که وقتی شهروند کشور درحال توسعه به شهری چون پاریس سفر می کند، از میزان کثیف بودن آن شهر دچار "شوک هویتی" می شود!

♻️اما کشورهایی هستند که این ذهنیت را شکسته اند: کشور روآندا همان جایی است که آن را با جنگ داخلی و قتل عام توتسی ها در حدود 30 سال پیش به یاد داریم. این کشور با اجرای چند برنامه ساده، اکنون به تمیزترین کشور آفریقا تبدیل شده است:

1️⃣ ممنوعیت کیسه‌های پلاستیکی
رواندا از سال ۲۰۰۸ استفاده از کیسه‌های پلاستیکی غیرقابل تجزیه را ممنوع کرده است. واردات، تولید و استفاده از این نوع کیسه‌ها جرم محسوب می‌شود و جریمه یا حتی زندان در پی دارد. به جای آن، از جایگزین‌هایی مانند کاغذ، پارچه و برگ گیاهان استفاده می‌شود.

2️⃣ اوموگاندا (Umuganda): خدمات اجتماعی عمومی
در آخرین شنبه هر ماه، همه شهروندان بین ۱۸ تا ۶۵ سال (مشتمل بر خود رئیس جمهور) در فعالیت‌های اجتماعی مانند نظافت خیابان‌ها، کاشت درخت، تعمیرات عمومی یا کمک به افراد نیازمند شرکت می کنند. این سنت اکنون به صورت قانونی اجرا می‌شود و عدم شرکت جریمه دارد.

3️⃣ برنامه‌ریزی شهری و توسعه زیرساخت‌ها
رواندا مخصوصاً در شهر کیگالی، مناطق فقیرنشین را تخریب کرده و به جای آن خانه‌ها و خیابان‌های مدرن، فضاهای سبز، و زیرساخت‌های حمل‌ونقل عمومی ایجاد کرده است. این تحولات محیطی تمیز و منظم پدید آورده‌اند.

4️⃣ اجرای قوانین سختگیرانه
در رواندا با جدیت با ریختن زباله، آلودگی محیط، و تخلفات زیست‌محیطی برخورد می شود. افرادی که قوانین پاکیزگی را رعایت نکنند، با جریمه یا برخورد قانونی مواجه می‌شوند.

5️⃣ مدیریت مؤثر پسماند و بازیافت
در رواندا سیستم‌های جمع‌آوری زباله از درب منازل، تفکیک زباله، مراکز بازیافت و کمپوست‌سازی فعال هستند. برخی مناطق حتی طرح‌هایی برای تبدیل زباله به انرژی در دست اجرا دارند.

6️⃣ آموزش زیست‌محیطی و تقویت فرهنگ عمومی
پاکیزگی به عنوان بخشی از فرهنگ ملی شناخته شده و در مدارس آموزش داده می‌شود. همچنین از طریق کمپین‌های عمومی، مردم به مسئولیت‌پذیری زیست‌محیطی تشویق می‌شوند.

7️⃣ بازسازی طبیعت
رواندا با اجرای پروژه‌های گسترده کاشت درخت، احیای تالاب‌ها، و محافظت از پارک‌های ملی مانند نیونگووه، به توسعه و جذب گردشگری زیست‌محیطی کمک کرده است.


♻️ در نوشتاری پیشین، به استعاره نوشتم که نجات ایران از نازیبایی زباله، نیازمند ورود و ابتکار عمل رهبر حکومت آن است. اگر برای ایشان، بهبود وجهه در میان آحاد مردم، بعنوان رئیس حکومتی که دغدغه عملی -و نه صرفا زبانی- کشور و محیط زیست و آینده آن را دارد مهم است، پیشنهاد من این است که به آغاز یک "اومگاندا"ی ایرانی بصورت جدی فکر کنند (بخصوص که در رئیس سازمان محیط زیست کشور این عزم و درایت و جسارت و همت را نمی بینم که چنین پیشنهادهایی به ایشان ارائه کنند).

❇️ یا به بیان دیگر، هر سردمدار ایرانی که می خواهد حمایت و اعتماد عمومی را به خود جلب کند، بهتر است تماسی با رئیس جمهور روآندا داشته باشد.



گفتمان آب، توسعه و محیط زیست
2👍2
جفر و توسعه

✍🏻 صابر معصومی

بیر دانا یوخ آلماندا حتا فرنگستاندا / فالچی دارالفنونی مین دانا وار ایراندا
[در آلمان و فرانسه، یک مکتب آموزش فالبینی پیدا نمی کنی، اما هزاران در ایران هستند]
میرزا علی معجز شبستری - 100 سال پیش!

🔹 در فیلم گشت ارشاد 2، واقعیتی در مورد ذهنیت حاکم بر -دست کم- بخشی از مدیران و تصمیم سازان این کشور به تصویر کشیده می شود که متاسفانه کمتر مورد نقد و تدقیق قرار گرفته شده است: مراجعه "حاج آقا" (مقام بلندپایه مسئول) به فال بین و رمال برای حل مشکلش.

🔸کاش مشکل کشور ما در همین حد می ماند. تجربه شخصی ام از مراودات با برخی عزیزان می گوید که میزان باورمندی به تداخلات ماورایی (به عقیده برخی منتقدین: خرافی) در تصمیم گیری ها و سوگیری ها و موضع گیری های این عزیزان تا حد نگران کننده ای بالاست.

🔹 اما خطرناک تر از "ماورا" و نیروهای غیبی، علاقه غیرقابل وصف این عزیزان به نشانه شناسی، دشمن شناسی از طریق این نشانه ها، کشیدن حقایق از اعماق تاریک تاریخ از طریق نشانه ها و ارتباط دادن نرگس و شقیقه به هم از این راه است. معمای غیرقابل حل این دوستان، "چگونگی خارج کردن کشور از این گرفتاریها و منجلاب" نیست، بلکه دستیابی به علوم غریبه جِفر و کیمیا و ابجد، و از این راه، حل مشکل (کدام مشکل؟!) است.

▪️ظاهرا این ذهنیت ها توسط مجموعه حاکمیت هم (اگر تشویق نشوند- که شده و می شود) تقبیح نمی شوند.

⁉️اما مشکل بنیادی این ذهنیت چیست؟

شانه حاکمیت را از مسئولیت خالی، و آن را متصل به نبرد ماورایی نیروهای خیر و شر می کند (که لابد این عزیزان در جبهه خیر آن قرار دارند) و کلید حل مشکلات را در فهم و درک نشانه های واقعی یا متوهمانه خارج از چارچوب عقل و زمان و مکان می کند. در این دیدگاه آنها فقط بازیگر یک بازی از پیش تعریف شده هستند، نه عاملان تباهی یا خوشبختی یک ملت.

🔹به نظرم رخنه افراد دارای این طرز تفکر در ارکان تصمیم سازی یک کشور، از رخنه هر عامل خارجی زیانبار تر است: آنها دشمن نیستند، بلکه دوستانی -قابل اعتماد و دارای قدرت تصمیم- با چارچوب ذهنی ویرانگر و افکار انحرافی هستند. آنها را نمی شود به جرم خیانت به کشور و همکاری با عامل بیگانه محاکمه کرد. در حقیقت، باور به ماورا/خرافات یک جرم نیست.

🔸 بسیار بعید می دانم که در نظام گزینشی سفت و سخت کنونی هم، ردیفی برای بررسی افکار و ذهنیات خرافی یا ماورایی افراد در نظر گرفته باشند. بخصوص حضور این افراد در نهادهای حساس امنیتی و سیاستگذاری کلان، حرکت کشور به سمت توسعه را بطور قطع فلج خواهد کرد.

❇️ به نظر شما در کشوری که در منطقه ای واقع شده که اعتقاد به مبارزه نیروهای ماورایی (بعنوان عامل اصلی خیر و شر ما)، خرافات، سحر و جادو، علوم غریبه، و ... جزو لاینفک زندگی است، چگونه می توان گروهی برای حکمرانی تربیت/انتخاب کرد که مسائل را از پنجره منطق و نه ماورا و خرافات ببینند؟

❇️ به نظر شما، آیا با این حجم بالا از اعتقاد به اثر ماورا و علوم غریبه و خرافات در زندگی های ما، چقدر می شود به توسعه کشور امیدوار بود؟


گفتمان آب، توسعه و محیط زیست
کارت ملی و آرایش آفندی


❇️ اینگیلیس لر ایمانسیز، ایتالیانلار قورآنسیز / بیزه ایگنه وئرمه‌سه لر، بیز قالاریق تومانسیز
[انگلیسی ها ایمان ندارند و ایتالیایی ها قرآن/ اگر به ما سوزن ندهند، ما لخت و بی لباس خواهیم ماند].
میرزا علی معجز شبستری - 100 سال پیش!

🔹 به دلیل مفقودی کارت ملی، امروز اقدام به درخواست صدور المثنی کردم. در پاسخ به سوالم که چقدر زمان می برد، متصدی باجه گفتند 3 سال!! یا للعجب!

▪️ از پیران خارج از رده که سرگین بز را رها نمی کنند و بخش بزرگی از سیاه بختی های ما مدیون افکار نادرست ایشان و همگروهی هایشان است، بدون آنکه بخندند، فرموده اند باید استراتژی هجوم اتخاذ کنیم.

🔸 حاجی شما فعلا لطف بفرمایید یک استراتژی هجوم اتخاذ کنید که همین یک کارت ملی را از بی دین و قرآن های آن ور مرز بتوانیم وارد کنیم، نمی خواهد از جایتان بلند شوید. خدای نکرده سر پیری، استخوانهایتان ترک بر می دارد، کادر بهداشت و درمان هم که [به دلیل علاقه وافر به افکار و مشاهده چهره شما و از ترس الهی شدن جامعه] بیشترشان مهاجرت کرده اند، می مانید روی دستمان.

بی احترام
حکایت این روزهای ما و آرزوهای خام دور و دراز آنها که در سر، سودای مدیریت جهان دارند!
چطور یک اپلیکیشن اینترنتی مدل کسب و کار خود را بر روی کمک به جلوگیری از هدررفت غذا بنا کرده است؟

✍🏻 صابر معصومی

🔹 در دنیای امروز، هدررفت غذا به یکی از جدی‌ترین بحران‌های جهانی تبدیل شده است. هر سال حدود ۱.۳ میلیارد تُن غذا دور ریخته می‌شود که تقریباً معادل یک‌سوم کل غذای تولید شده در جهان است. این حجم از هدررفت، نه تنها موجب ۱ تریلیون دلار ضرر اقتصادی است، بلکه منبع ۸ تا ۱۰ درصد از انتشار گازهای گلخانه‌ای است و منابع ارزشمندی مثل آب، زمین و انرژی را هدر می‌دهد، در حالی که میلیون‌ها نفر هنوز به غذای کافی دسترسی ندارند.

♻️ در میان این بحران، برخی کارآفرینان به جای تماشای ماجرا، این معضل را یک فرصت اقتصادی دیده اند: یکی از موفق‌ترین آن‌ها اپلیکیشنی به نام Too Good To Go است که در سال ۲۰۱۵ در دانمارک راه‌اندازی شد. ایده‌اش ساده و در عین حال جذاب است: غذاهای اضافه و فروش‌نرفته هر روزه رستوران ها و کافه ها که قرار است دور ریخته شوند، با قیمتی خیلی کمتر (معمولاً تا ۷۰٪ تخفیف) در قالب «بسته‌های سورپرایزی» به کاربران فروخته می‌شود.
کاربران بسته را از رستوران یا فروشگاه در زمان مشخص تحویل می‌گیرند؛ هم غذا اسراف نمی شود، هم مشتری سود می‌کند، و هم فروشنده درآمدی به‌دست می‌آورد.

❇️ مدل کسب‌وکار و درآمدزایی چگونه است؟
این کسب و کار با مدل B2B2C کار می‌کند؛ یعنی به کسب‌وکارها کمک می‌کند مستقیماً به مصرف‌کنندگان متصل شوند. درآمد اصلی اپلیکیشن از دو راه تأمین می‌شود:
💵 دریافت کارمزد ثابت از هر سفارش (حدود ۱.۷۹ دلار آمریکا)
💵 اشتراک ماهانه (حدود 89 دلار) یا خدمات ویژه برای کسب‌وکارهایی که امکانات بیشتری می‌خواهند.

برای کاربران، استفاده از اپلیکیشن رایگان است. همین موضوع باعث شده تا تعداد کاربران با سرعت زیادی رشد کند و مدل کسب‌وکار بدون داشتن هزینه‌های انبارداری یا ارسال، بسیار مقیاس‌پذیر و سودآور باشد.

❇️ آمار، عملکرد و آینده
▫️ تا سال ۲۰۲۴، این اپ بیش از ۱۶۰ میلیون دلار درآمد سالانه داشته است
▫️بیش از ۱۰۰ میلیون کاربر ثبت‌نام‌شده دارد
▫️ با بیش از ۱۷۵ هزار کسب‌وکار همکاری می‌کند
▫️تا امروز توانسته بیش از ۵۰۰ میلیون وعده غذایی را از هدررفت نجات دهد


🔹اپلیکیشن Too Good To Go در حال حاضر در ۱۹ کشور فعالیت دارد، از جمله اغلب کشورهای اروپایی، ایالات متحده، کانادا و استرالیا. شهرهایی مانند نیویورک، پاریس، لندن، برلین، تورنتو و سیدنی از مراکز اصلی آن هستند.

🔸 با توجه به رشد آگاهی جهانی درباره محیط زیست، امنیت غذایی، و اقتصاد چرخشی، آینده این اپ و کسب و کارهای مشابهی چون OLIO و KARMA بسیار روشن به نظر می‌رسد. ترکیب هوشمندانه‌ای از نوآوری اجتماعی، مدل درآمدی سبز، و گسترش جهانی باعث شده Too Good To Go تبدیل به الگویی شود برای اینکه چگونه می‌توان با یک ایده ساده، هم دنیا را کمی بهتر کرد و هم کسب‌وکاری موفق ساخت.


گفتمان آب، توسعه و محیط زیست
2👍1
Forwarded from عکس نگار
به حس مدنی خود چه نمره ای می دهید؟

✍🏻 صابر معصومی

❤️ از مرحوم مادربزرگ من جمله ای بسیار آموزنده نقل می کنند: حتی اگر به خاطر فقر لباست پاره بود، سعی کن همان را هم تمیز نگاه داری و در انظار عموم مرتب ظاهر شوی. [= ظاهر خوب و آراسته، فرصتهای بیشتری برایت فراهم می کند].

❇️ برای آنهایی که در زمینه امور اجتماعی و توسعه محلی فعالیت می کنند، یکی از روشهای غیرمستقیم (قرائن) ایجاد شناخت از جامعه هدف، توجه به میزان نظم و ترتیب فضای عمومی، تمیزی و آراستگی معابر و مبلمان شهری و حتی کیفیت پوشش لباس آن جامعه است. این ارزیابی به آنان می گوید که آیا جامعه هدف، نظم پذیر و دارای روحیه مشارکت جمعی و برخوردار از رهبری قدرتمند هست یا نه. آیا حس "احترام به خود" و میل به بهبود و پیشرفت در بین آنها بالاست یا نه. آیا سرمایه گذاری توسعه ای در آن جامعه منتج به اثرات بلندمدت و تحول اجتماعی می شود یا ممکن است حتی آشوب اجتماعی را بیشتر کند؟ و ...

🔹 این یک تجربه مشترک بین همه ماست. در ایران، برخی شهرها (و مردمانشان) را به نظم و تمیزی و آراستگی معروف می دانیم: از قوجامان تبریز بگیر تا اصفهان و بروجرد. در سفری که اخیرا به استان فارس هم داشتم، مناظر شهرهای لار و گراش و جهرم چشمانم را می نواخت. به نظرم سکونتگاهای روستایی مسیر فومن تا ماسوله هم هم این حس را به ببینده می دهند که اینجا هرچیزی با نظم و در یک جای مشخص و مرتب قرار گرفته شده است.

🔹 در سفر توسعه ای که به روستاهای شرق کشور داشتم هم رابطه بین توسعه روستا (به واسطه سرمایه گذاری و تسهیل گری پروژه های بین المللی چون منارید، ترسیب کربن و ...) و میزان نظم و ترتیب آن کاملا مشهود بود: در روستاهایی چون ده سیف (شهداد، کرمان)، حجت آباد (سربیشه، خراسان جنوبی)، کیخا (زابل)، بسطاق (سرایان، خراسان جنوبی)، و نیز روستایی چون شاهکوه سفلی در گلستان، وقتی برای اولین بار وارد روستا می شدی، نظم و ترتیب امور به چشم می آمد. در پشت پرده این نظم، یک گروه رهبری قوی، امور روستا را تمشیت می کردند و از همین رو، تفاوت میان اثر سرمایه گذاری های توسعه ای در آنها با دیگر روستاهای بازدید شده مشهود بود.

🔸 یکی از مباحث مطرح در کشورهای جنوب جهانی (کمتر پیشرفته)، مرتبط کردن مبحث "حس مدنی" Civic Sense (یا به بیان دیگر حس مسئولیت شهروندی) به میزان توسعه این کشورهاست. از آنجایی که برخی از این کشورها، در رده تمدنهای درخشان و منظم باستانی قرار دارند، مساله در مورد آنها پیچیده می شود:
گروهی در این کشورها، با ارجاع به تمدنهای تاریخی اعلام می کنند که هیچ کشور و تمدن نوظهوری اجازه ندارد که در مورد مدنیت برای اینها تعیین تکلیف کند. این جوامع از همان قدیم همینطوری بوده و همینطوری هم تمدن بزرگ بوده اند، پس نیازی به تغییر و تحول نیست.
در مقابل، یکی از نظریات محبوب این است که اگر ما تا نتوانیم جامعه را با "مدنیت نوین" و مظاهر آن و رفتار و مسئولیت شهروندی در جهان جدید مطابق کنیم، عملا راه به جایی نخواهیم برد. جهان قدیم تمام شده و اکنون ما باید خود را با مظاهر تمدن جدید منطبق کنیم وگرنه، هزینه مادی و معنوی آشفتگی و بی نظمی و شلختگلی و بی مسئولیتی شهروندان را باید از جیب توسعه کشور بپردازیم.

🔹 آنچنان که در متن جامعه می بینیم، بخشی از جامعه و حکومت ما، نه تنها با شلختگی و به هم ریختگی و بی نظمی و کثیفی مشکلی ندارند، بلکه در کمال ناباوری به آن افتخار هم می کنند:
اگر تجربه پاکسازی طبیعت را داشته باشید، شاید با موارد تمسخر توسط دیگران مواجه شده باشید. یا کافی است به ریخت و شکل ساختمانهای اداری و تابلوها و شیشه های آنها نگاهی بیاندازید. لک و بی نظمی و به هم ریختگی آنها روان انسان را آزار می دهد. زباله ریختن، تخریب آثار فرهنگی، بی ریختی معماری و دکوراسیون شهری ما، سعی بر احترام نگذاشتن به همدیگر در امور اجتماعی، رعایت نکردن حق تقدم عابر پیاده و .... مثالهایی هستند که هرروز در جامعه شاهد آنها هستیم و متاسفانه به نظر می رسد این شرایط در حال وخیم تر شدن است.

🔸 از نظر شما، با وجود این میزان از شلختگی و عدم رعایت اصول و پروتکل ها و مبانی آداب اجتماعی و شهروندی، این جامعه می تواند به توسعه فکر کند؟


گفتمان آب، توسعه و محیط زیست
👏1
از این قهرمانهای کوچولویی که ما داریم

✍🏻 صابر معصومی

❇️ فرض کنید شما رهبر یک کشور مبتلا به مشکلات فراوان حکمرانی و محیط زیستی و اقتصادی و فساد و انزوای بین المللی هستید. بعد از دهه ها تصمیم گیری برمبنای مشورتهای اطرافیان نزدیک، جلسه ای ترتیب داده اید تا نظرات کارشناسان [کمی دورتر - کمی مستقل تر] در حوزه های مختلف در مورد مسائل و مشکلات کشور را بشنوید تا [احتمالا] براساس آن نظرات، تدبیرهایی بیاندیشید.

🔹 هرکسی هم به فراخور زمینه تخصصی اش چند دقیقه ای به تشریح و تحلیل بحرانها پرداخته و راه حل ارائه می کند. متخصص آب با مدرک دکترا از دانشگاه دلفت هلند نیز برای بیان مسائل آب، هشت دقیقه ای صحبت می کند. چیز خاص و دندانگیری از اون نمی شنوید:
▫️ امنیت آب مهم است چون بر امنیت شرب، انرژی، غذا، زیستی و توسعه اثر دارد.
▫️مسائل آب ما به داخلی و خارجی تقسیم می شود.
▫️ باید از نگاه فن سالارانه در کشور به نگاه جامع شبکه ای آب برسیم.
▫️به جای دادن اولویت دادن به دستگاه تولید کننده 2 لیتر آب در ثانیه باید به ارتقای حکمرانی و نهادی آب توجه کرد.
▫️ دکترین امنیت آبی کشور باید عوض شود.
▫️بازار آب به تنهایی راهکاری نیست و باید آب را یک سیستم انسانی-طبیعی دید.
▫️عدالت آبی مهم ترین رکن است.
▫️ تعارض منافع و تخصیص بودجه های کلان برای پروژه های ضد امنیت آبی باید متوقف شود.
▫️ دیپلماسی آب در کشور محدود به مذاکره شده و ما از ابزارهای نوین غافل هستیم و باید به ابزارهای قدرت نرم مجهز بشویم.
▫️نیاز به رویکرد همبست آب و انرژی و کریدورها در دیپلماسی آب داریم و باید از ظرفیت سازمان شانگهای و همکاری های اسلامی استفاده کنیم.

🔸 شما احتمالا پیش خود فکر کنید:
▪️خب من اگر براساس همین گفته ها، همین الان یک حکم حکومتی بدهم و برنامه های توسعه و آب کشور را ارتقا بدهم، مشکل آب مملکت حل می شود؟ چقدر حل می شود؟ تا کی حل می شود؟
▪️ این حرفها آخر آنقدرها هم با چیزهایی که من قبلا شنیده بودم و سعی کرده بودیم برایشان برنامه و راه حل بدهیم فرق زیادی نمی کنند. پس الان چرا باید مشکل آب داشته باشیم؟
▪️تازه در اینها هیچ تحلیل ژئوپولتیکی نبود. من رهبر مملکت هستم نه وزیر آب. حرفهایی که به من می زنند باید جنس عمیقا استراتژیک و بنیادی داشته باشند، نه اینکه خطاب به سازمان برنامه و مرکز تحول و الگوی ایرانی-اسلامی باشند! این چیزهایی که این جوان گفت را احتمالا آنها هم می دانند و برایش برنامه داشته اند. من، بعنوان رهبر چه تحول استراتژیکی را باید رقم بزنم؟
▪️شاید چیزهایی هست که این جوان متخصص به من نمی گوید .... شاید ملاحظاتی دارد ...
▪️ این جوان باید خیلی برگزیده و خاص باشد که برای ارائه مسائل آب انتخابش کرده اند. آفرین بر تخصص و دانش او! اما اگر او آن چیزی را که باید (از روی ترس یا ملاحظه یا فشار) به من نمی گوید، یا اگر اصلا سطح درکش از مسائل اینقدر باشد، خب من با این لشکر ملاحظه کار، بیمناک، با درک پایین استراتژیک، چطور این مملکت را بچرخانم؟

🔻 واقعیت تلخ جوامعی همچون ما که در جایشان محکم و استوار میخکوب شده اند، این است که حتی اگر رهبران آنان بخواهند تحول و تحرکی را آغاز کنند، عموما با لشکری از زیردستان ملاحظه کار، کم فهم و غرق در حفاظت از منافع فردی و ملاحظات بی پایان مواجهند. در این جوامع، برای رهبر آن بسیار بسیار بسیار سخت خواهد بود تا با جهاد اکبر، جلوی طاغوتی شدن خود را بگیرد و جامعه را به سمت فلاح هدایت کند.

❗️آقای حجت میان آبادی، برای تمام آن 8 دقیقه طلایی که می توانستی به جای کلی گویی های روزنامه ای، با یک تحلیل درست و ارائه ارقام و حقایق، بحرانهای داخلی و خارجی آب کشور را که ناشی از انزوای سیاسی ماست [و کلید حل آن در دست شخص اول ممکلت بود] تشریح کنی، برایت متاسفم. تو فرصت یک کشور را به خشکی کشاندی.


گفتمان آب، توسعه و محیط زیست
👌2👎1
از دست دادن فرصت مرد ۳.۴ میلیارد دلاری: آیا مسیر توسعه‌مان را قربانی ایدئولوژی می‌کنیم؟

✍🏻 صابر معصومی

🔹 دونالد ترامپ اغلب به‌عنوان فردی دیوانه، غیرقابل پیش‌بینی یا بی‌ثبات توصیف می‌شود. شاید اگر کسی این را در حضورش بگوید، او تنها نگاهی "عاقل اندر سفیه" به گوینده بیاندازد: او می‌داند چطور قدرت را به پول تبدیل کند و دارد این کار را در مقیاسی بی سابقه انجام می‌دهد.

🔸 طبق گزارش نیویورکر، انتظار می‌رود ترامپ در دوره کنونی ریاست‌جمهوری‌اش [چه در حین مسئولیت و چه پس از آن] از قِبَل این مسئولیت، حدود ۳.۴ میلیارد دلار سود شخصی کسب کند. بِرند ترامپ بر پایه تصویر فردی "سخت‌گیر و تندرو" ساخته شده، اما در واقعیت، او یک معامله‌گر حرفه‌ای است، که نتیجه گرایی را به ایدئولوژی، پول را به اخلاق، و عناوین کنونی را به تاریخ ترجیح می‌دهد.

🔹 آنچه تاکنون بر همه ما مسلم شده است که او گرفتارتر و باهوش تر از آن است که بخواهد خاورمیانه را تغییر دهد یا جنگی راه بیاندازد. او دنبال فرصت عکس گرفتن، دست دادن، و پیروزی‌ای است که بتواند "بفروشد". این فرد کسی است که با کیم جونگ‌اون وارد مذاکره شد، با عربستان قراردادهای کلان بست، از برجام خارج شد، اما بارها گفت آماده "توافقی بهتر" است.

🔸 برای ایران، این شاید غیرسیاسی‌ترین دولت آمریکا در چند دهه اخیر باشد که فرصتی نادر برای کاهش تنش، بستن یک توافق، و بازسازی اقتصاد بدون نیاز به تغییرات سیاسی بنیادی فراهم می کند. ترامپ پلیس اخلاقی خوبی نیست و رویکردش در قبال کشورها هیچگاه با اولویت مسائل سیاسی یا اخلاقی نبوده است. او فقط یک نمایش پیروزی می‌خواهد و این به ما فضا می‌دهد که از سیاهچاله کنونی به در آییم، البته اگر هنوز ذره ای فراست در ما وجود داشته باشد.

❇️ سؤال اینجاست: آیا ما به اندازه کافی هوشمند هستیم که این فرصت را ببینیم؟ یا در تاریکخانه ایدئولوژی و امید به آینده مبهم خود را محبوس کرده ایم؟
آیا برای ایرانِ در آستانه ورشکستگی و دست به گریبان ناترازی و از هم پاشیدگی اجتماعی (توسعه پیشکش!)، راهی به جز عادی سازی روابط مانده است که اینقدر در آن تاخیر می کنیم؟

▪️ ما، آکتورهای خوبی نبوده ایم. باختیم و یک ملت را بازنده کردیم. آیا زمان آن نرسیده است سرنوشت توسعه یک ملت را از بند تئاتر و نمایش آزاد کنیم؟

گفتمان آب، توسعه و محیط زیست
آگهی استخدام دستیار بخش آسیا و اقیانوسیه دبیرخانه کنوانسیون رامسر در سوئیس

❇️ دبیرخانه کنوانسیون رامسر در حال جذب یک متخصص جوان (تا سن 35 سال) با حداقل 6 ماه تجربه کاری در زمینه تالابها و ترجیحا از منطقه آسیا و اقیانوسیه (مشتمل بر ایران) است.

📅 مهلت ارسال مدارک برای این فرصت، 14 سپتامبر است.

▪️ برای ارسال مدارک می توانید از طریق این لینک اقدام کنید یا به بخش آگهی های استخدام اتحادیه جهانی حفاظت (IUCN) مراجعه نمایید.

اگر برای بررسی نسخه نهایی رزومه و نامه تان، پیش از ارسال مدارک نیاز به کمک داشتید، می توانید با من در تماس باشید. [@El_Saber]

صابر معصومی

گفتمان آب، توسعه و محیط زیست
پای توسعه که به میان بیاید، تاریخ لزوما معلم خوبی نیست بلکه می تواند زندان ذهنی ما باشد

✍🏻 صابر معصومی
[اقتباسی از کتاب هند و جهانِ قرن بیست و یکم]

🔹مفاهیمی چون سرمایه داری و امپریالیسم لزوما برای همه حس و معنی یکسان ندارند: در حالی که برای یک شهروند کشورهای شمال جهانی (ثروتمندان)، سرمایه داری مساوی است با آزادی فردی و حقوق بشر و دموکراسی، برای شهروند جنوب جهان (اصطلاحا در حال توسعه ها)، سرمایه داری یعنی خاطره استعمار و بهره کشی و بردگی.

🔸 همین خاطره دردناک است که سمت و سوی سیاستگذاری عمومی این کشورها را شکل داده است: "ما برای قوی شدن باید خودکفا شویم و روی پای خودمان بایستیم" و از آنها فاصله بگیریم. این ذهنیت صرفا مخصوص سیاستگذار ایرانی (چه در زمان پهلوی و چه اکنون) نیست بلکه، ذهنیت غالب در کشورهایی همچون ماست. معدود کشورهایی (ذاتا متعلق به جنوب) وجود دارند که از این ذهنیت گذشته اند (مثل سنگاپور) و انرژی خود را مصروف توسعه نموده اند، اما حتی بیشتر کشورهایی از جنس ما که ثروتمند هستند، در اعماق ذهنشان همچنان به سرمایه داری بی اعتمادند.

🔹 ذهنیت خوداتکایی به خودی خود مشکل ساز نیست اما در جهانی که هر روز بیش از دیروز، درهم تنیدگی اجزایش، یک کلاف پیچیده ماوراء تصورات و تحلیلهای ما ایجاد کرده است، ابرام لجوجانه بر خودکفایی نشان از نبود بلوغ فکری و عدم فهم روندهای جهانی است. چند دهه پیش تر، جریان اثر جهانی، یک جاده یک طرفه بود: تصمیمات در واشنگتن و لندن و پاریس اخذ می شد و اثرات آن در لاگوس و بانگکوک و کیپ تاون به چشم می آمد. امروز اما، حرکتی در پورت مورسبی کشور پاپوآ گینه نو، ممکن است ارکان سیاست و اقتصاد در نیویورک را به لرزه در بیاورد.

🔸 در حقیقت این نهایت نادانی یا ضعف و یا انجماد در گذشته راهبران و سیاستمداران این جوامع است که بگویند: باید از تاریخ درس گرفت و دیوارهای قلعه اقتصاد و فرهنگ کشور را بالا برد چرا که این روش، ما را از آسیب آن دزدان امپریالیست استعمارگر در امان نگاه خواهد داشت.

🔹 خب شاید اصلا نباید از تاریخ درس گرفت. مثلا اگر قرار به درس گرفتن از تاریخ باشد، باید بیش از نصف کشورهای همسایه ما، به دلیل بلاهایی که ما بر سرشان آورده ایم و از کله مناره ساخته ایم، در قهر کامل با ما باشند و ما را یک تهدید دائم علیه خودشان بدانند.

🔸 مگر ناموس و شرف آنهایی که از نشستن بر سر کلاس تاریخ امتناع کرده و تصمیم گرفته اند که با سیستم جهان مدرن پسا-استعماری سرمایه دار وارد تعامل شوند، و تجارت و سرمایه گذاری را به کشور خود جلب کنند به باد فنا رفته؟ یا آنها آنقدر قوی شده اند که امروزه روز اصولا خارج کردن آنها از بازی یعنی فروپاشی اقتصاد جهانی؟

🔹ما در چنان جهان در هم تنیده ای زندگی می کنیم که نادانی و جهل و نگاه سنتی و عقب مانده به تاریخ و آینده، دیگر نمی تواند سپر ما در برابر بلاهای مشترک جهانی باشد. حتی بدتر، نادانی و جهل و لجاجت نمی تواند بهانه ای برای عقب افتادگی و عزلت گزینی ما و طلاق گرفتنمان از دنیا باشد. دنیای امروز دنیای فراوانی است و من سیاه بخت تر از کسی که خود به دست خود، از این نعمت محروم باشد نمی شناسم. بدتر اینکه این فکر و فرد، در رده هدایت یک ملت نشسته باشد.

❇️ ما از استعمار و جهان امپریالیست زخم خورده‌ایم و خشم‌مان از آن گذشته‌ی تحقیرآمیز، پاک‌نشدنی‌ست. این خشم، بخشی از حافظه‌ی جمعی ماست و انکارش، انکار رنجی تاریخی است. اما ما نسل تکرار گذشته نیستیم. راه ما از پیر-کودکان نابالغ لجوج که در زوال عقل تاریخی گرفتارند، جداست. ما به جای قفل‌شدن در کینه، به تعامل می‌اندیشیم؛ نه به‌عنوان تسلیم، بلکه به‌عنوان هوشمندانه‌ترین شیوه‌ی مقاومت و بازسازی. بهترین شکل مبارزه با میراث استعمار، این نیست که خود را از دنیا کنار بکشیم، بلکه این است که در همان جهانی که روزی ابزار بهره‌کشی بود، امروز صحنه‌گردان رشد و عدالت و توسعه باشیم.


گفتمان آب، توسعه و محیط زیست
2👏1
از اسلامی به ولایی

🔹در میان چاکران بارگاه و ولایتمداران، من کسی را نمی شناسم که به اندازه اقتصاد، الگو و مصداق اتمّ و اکمل و خالصانه و بی ریایِ "از تو به یک اشارت از ما به سر دویدن" باشد. حالا اینکه جهت دویدنش برخلاف خواست یک ملت و موجب سیاه روزی آنان است مهم نیست. آنچه باید مورد توجه باشد، این است که آن اشارت های داهیانه، اقتصادِ حرف گوش کن ما را چون یوزپلنگی به دویدن وا می دارد.

🔸البته خب، اقتصاد هم با تمام خلوص نیت و سرسپردگی که دارد، نتوانسته است 100% انتظارات را برآورده کند و هنوز 5 اقتصاد دیگر از ما جلوتر هستند که به حول و قوه الهی و با نبوغ و بلوغ مسئولین، به زودی این پیچ تاریخی را هم رد خواهیم کرد.

🔹چند سال پیش که آقای غنی نژاد داشت در ردّ وجود اقتصاد اسلامی محاجّه می کرد، در دل افسوس می خوردم که این متخصص بیچاره اقتصاد، خبر ندارد که ما دهه هاست که از اقتصاد اسلامی گذشته و به اقتصاد ولایی وارد شده ایم.

▪️دیشب عزیزی گفت: خبر پیر شدنم را دادند بی آن که جوانی کرده باشم. آن عزیز را همه تان می شناسید. کافی است به آینه نگاهی بیاندازید.
3👍2
و اما پاکستان

✍🏻 صابر معصومی

🔹 در مقایسه پاکستان با دیگر کشورهای دنیا این جمله مشهور است که در همه دنیا هر کشوری یک ارتش دارد. اما در مورد پاکستان، این ارتش است که یک کشور دارد.
به قول “شاشی ثارور” در پاکستان کسی برای دفاع از کشور به ارتش نمی‌پیوندد بلکه برای مدیریت کشور وارد ارتش می‌شود.

🔸 توصیفات زیر از تعاملات حکمرانی در پاکستان را از زبان نویسنده مذکور برایتان ترجمه می کنم:

ارتش پاکستان، در بیشتر سال‌های موجودیت خود، به طور مستقیم بر کشور حکومت کرده است و در باقی سال‌ها نیز به طور غیرمستقیم نقش داشته است. هیچ دولت غیرنظامی منتخب اجازه نیافته دوره کامل خود را به پایان برساند، به جز ذوالفقار علی بوتو که ابتدا توسط حکومت نظامی قبلی منصوب شد، سپس با رأی مردم به قدرت رسید و در اولین تلاش خود برای انتخاب مجدد، توسط ژنرال‌هایش سرنگون شد. ارتش خطوط قرمزی را تعیین می‌کند که هیچ رهبر غیرنظامی، حتی رسانه‌های «آزاد»، جرئت عبور از آنها را ندارند. در عوض، ساختار نظامی از امتیازاتی برخوردار است که در هند تصور آن غیرممکن است. علاوه بر این، افسران نظامی بازنشسته و شاغل، مراکز خرید وابسته به ارتش، پمپ‌بنزین‌ها، پروژه‌های املاک و مستغلات، شرکت‌های واردات و صادرات و حتی دانشگاه‌ها و اندیشکده‌ها را اداره می‌کنند. از آنجا که تنها راه توجیه این سلطه نامتناسب بر دولت و جامعه پاکستان، حفظ افسانه «تهدید هندی» است، بسیاری از مردم هند معتقدند که ارتش پاکستان همچنان مایل است تنش‌ها را حفظ کند، حتی اگر کشمیر به راحتی و بدون هیچ مقاومتی تقدیم شود.
در تحلیل ارائه شده توسط منتقد پاکستانی “سیریل آلمیدا”، ارتش پاکستان بصورت استراتژیک به صلح علاقه ای ندارد؛ این ارتش ممکن است از جنگ استقبال نکند (کدام ژنرال است که حال و حوصله مردن داشته باشد؟) اما در عین حال، صلح هم نمی خواهد
.

❇️ این توصیفات برایتان آشنا نمی‌آید؟ جای دیگری از این کره خاکی شرایط مشابه را نشنیده‌اید؟

به نظر شما، آیا توسعه‌چی سیاه‌بخت دغدغه‌مند در این فضا، می‌تواند مدل توسعه‌ای ارائه دهد؟

⁉️ آیا برای چنین کشوری، امنیت آب و محیط زیست و زیستی قابل تصور است؟

گفتمان آب، توسعه و محیط زیست
Forwarded from عکس نگار
اینا رو کی اینجا راه داده؟ (آیا همه حق حیات و بهره مندی از توسعه و طبیعت را دارند؟)

✍🏻 صابر معصومی

🔹 احتمالا برایتان این تجربه پیش آمده که با جمعی فرهیخته (یا با تصور فرهیختگی) برای دیدن جاذبه‌های گردشگری سفر کرده باشید و با دیدن خانواده ای که تمام اسباب سفر را بر سقف اتومبیل وطنی درب و داغان گذاشته یا ظاهر و رفتاری ناخوش‌آیند دارند و زباله می‌ریزند و روی آثار باستانی یادگاری می نویسند و “همه جا را به گند کشیده‌اند”، فردی از جمع شما احتمالا گفته باشد: آخه اینا رو کی راه داده اینجا؟ خب نه فرهنگش رو داری، نه پولش رو، مگه مجبوری بیای سفر؟ …

🔸 این سوال از جنس سوالهای ایرانی نیست بلکه ریشه ای بسیار عمیق‌تر و ایعادی بسیار گسترده‌تر پیدا می کند که اتفاقا پیوند عمیقی با مکاتب حکمرانی توسعه و محیط زیست نیز دارد:

🔹 پارکها و تفرجگاه‌های شهری (مثل هایدپارک لندن یا پارک مرکزی نیویورک) یا توسط اشراف و برای اشراف ایجاد و استفاده می‌شد یا چنان قوانینی از طرف آنان (که قدرت را در دست داشتند) اعمال می‌شد که عملا حضور طبقه متوسط و پایین آلاینده نیمه متمدن مزاحم را محدود می کرد. ایجاد و اداره پارکهای ملی در آمریکا هم چنان بود که الیت سفیدپوست -که فضاهای طبیعی را مکانهایی تمیز و دور از آلایشی برای تفرج سفیدها می‌دانستند- از ورود نژادهای آلوده‌کننده کم‌فرهنگ به آنها جلوگیری کنند.
در همین سرزمین (یا همین اطراف)، مساله تاریخی عدم اجازه به برخی طبقات اجتماعی برای تحصیل، یا کثیف و غیرقابل لمس دانستن برخی کاست ها (دالیت ها) در هند، جلوه هایی دیگر از همین تفکر هستند.

▪️ این نگاه ممکن است از نظر برخی، کاملا مضر و غیرانسانی شناخته شود اما طرفدارانش نیز توجیهات مستحکم خود را دارند. بنابراین بایستی بدان، فارغ از جنبه احساسات پرداخت.

▫️ همچنین ممکن است عده ای این افکار را منسوخ بدانند اما با کمی دقت در تعاملات قدرت جهانی در زمینه محیط زیست و توسعه، به راحتی آشکار می‌شود که نگاه شمال جهانی به جنوب، اگرچه در ظاهر نگاهی دربرگیرنده (Inclusive)، اما عملا تداعی کننده این سوال است: آیا کشورهای فقیر و عقب‌مانده حق محیط زیست و توسعه دارند؟

🔹 در خصوص ایران به نظرم مشکل یک پله عقب تر است: سیستم حکومت، نه تنها درخصوص حق توسعه و حق محیط زیست (شاید غیر از چند کلی گویی) تعیین تکلیف نکرده، بلکه اصلا کلا به آن -از منظر فلسفی و پارادایمی- نپرداخته است و تکلیفش معلوم نیست. در حقیقت بخش بزرگی از هرج و مرج توسعه ای، محیط زیست و فرهنگی ما ناشی از همین بلاتکلیفی حکومت است.

🔸 اما این سردرگمی صرفا در سطح سیاستگذاری نیست:
1️⃣ در سطح جامعه نیز، پاسخ به این گونه سوالات انشقاقی بزرگ بین مردم ایجاد می کند: در گفتگوهایم با مردم عادی در این خصوص، برخی به جدٌ معتقد بودند که آن گونه افراد [که عموما مساوی است با فقرا] را باید از طبیعت و آثار باستانی و نشانه های توسعه دور نگاه داشت یا دستکم دسترسی آنها را مشروط و محدود کرد (رویکرد کارکردگرا Functionalist یا نخبه‌گرایانه) چرا که بدون این محدودیت ها، عملا دیگر اثری از طبیعت و توسعه و فرهنگ باقی نمی ماند.
2️⃣ برخی دیگر می گفتند که بهره مندی از توسعه و محیط زیست و مظاهر تمدن حق همه -حتی تخریب گران و فقرا و کم فرهنگ ها- نیز هست (رویکرد حقوق‌محور Rights-Based) و تخریب‌گری آنان را باید از طریق فرهنگ سازی حل کرد. اما همین دسته، بالاتفاق معتقد بودند که هیچگاه چنان افراد مخربی را به خانه و باغ خود راه نمی دهند [اما خرج از جیب طبیعت و آثار باستانی، برایشان محل ایراد نبود].

❇️ نظر شما چیست؟ فارغ از ایده آل گرایی و "این طور یا آن طور باید بشود"، با توجه به واقعیت فعلی و بحرانهای محیط زیستی که با آنها مواجه هستیم، آیا همه مردم باید بصورت مساوی به مواهب طبیعت و آثار باستانی و توسعه دسترسی داشته باشند؟


گفتمان آب، توسعه و محیط زیست
1👍1
پیامدهای راهبردی انزوای بین‌المللی ایران بر حکمرانی محیط زیست و وضعیت منابع کشور

✍🏻 صابر معصومی

🔹 فهم اینکه چگونه یک ملت، در همدستی با حکومت خود، بدترین دوره تاریخ حیات بشریت را برای انزواطلبی سلحشورانه از جهانِ درهم تنیده برگزیده، مساله ای ست که در نوشتاری دیگر بدان خواهم پرداخت، اما در اینجا، شمه ای از عوارض این انتخاب هولناک بر محیط زیست کشور را ذکر خواهم کرد. اگرچه ضعف ساختاری سازمان محیط زیست و ترک فعل آشکار آن، در بحران فعلی محیط زیست کشور نیز موثر است، اما در آینده ای نزدیک بصورت جداگانه در مورد آن نیز مطلبی تقدیم می کنم.

♦️محرومیت از منابع مالی اقلیمی و زیست‌محیطی جهانی
▪️ تسهیلات جهانی محیط‌زیست (GEF): درحالی که کشورهای منطقه مانند اردن، مراکش و ترکیه هرکدام بین ۳۰ تا ۷۰ میلیون دلار از این صندوق برای پروژه‌های گوناگون دریافت کرده‌اند، تحریم ها و انزوای ایران سبب شده که بیش از 30 میلیون دلار بودجه مصوب برای ایران، به کشور وارد نشود و این بدان معناست که ایران از اجرای حدود 10 پروژه بزرگ-مقیاس برای بهبود حکمرانی محیط زیست محروم مانده است.
▪️صندوق اقلیم سبز (GCF): ایران با وجود احراز صلاحیت رسمی، هیچ بودجه‌ قابل توجهی دریافت نکرده، در حالی که کشورهای هم‌تراز ایران، پروژه‌هایی با ارزش ۵۰ تا ۱۰۰ میلیون دلار در زمینه‌هایی مانند امنیت آبی و انرژی پاک اجرا کرده‌اند.
▪️به همین ترتیب بسیاری از صندوقها و تسهیلات یا فرصتهای جهانی دیگر برای ایران غیرقابل دسترس هستند که بصورت تخمینی می توانستند سالانه بیش از 100 میلیون دلار به سیستم حکمرانی محیط زیست کشور بودجه بین المللی تزریق نمایند.
❗️بدین ترتیب در یک دهه گذشته، ایران دست‌کم از دسترسی به حدود ۲۵۰ تا ۴۰۰ میلیون دلار منابع مالی چندجانبه زیست‌محیطی محروم مانده است.

♦️ تضعیف قدرت چانه‌زنی در دیپلماسی زیست‌محیطی جهانی
دیپلماسی زیست‌محیطی ایران اغلب منفعل، ناهماهنگ و فاقد اولویت در سیاست خارجی است و نبود حضور مؤثر ایران در روندهای بین‌المللی محیط‌زیست، جایگاه و نفوذ راهبردی کشور را تضعیف کرده است:
▫️عدم الحاق به توافق‌نامه پاریس (بر خلاف بیش از ۱۹۵ کشور) موجب افزایش فشار سیاسی و سرزنش بین‌المللی علیه ایران شده است.
▫️عدم مشارکت فعال در نشست‌های بین‌المللی مانند کاپ های تغییر اقلیم، کنوانسیون تنوع زیستی، و سایر معاهدات چندجانبه موجب انزوای راهبردی ایران در تصمیم‌سازی‌های جهانی شده است. همچنین عدم اهتمام برای تولید یا به روز رسانی اسناد مهم بین المللی مرتبط با محیط زیست و تغییر اقلیم، راه را برای انتقال منابع به ایران دشوار کرده است.
▫️نبود هیچ برنامه و رویکردی برای حمایت از حضور تشکل های محیط زیستی ایران در کشورهای دیگر، دست ما را در تامین منافع ملی بسته است.

♦️از دست رفتن فرصت‌های همکاری منطقه‌ای
چالش‌هایی مانند ریزگردها، منابع آب مشترک و آلودگی دریاها نیازمند همکاری منطقه‌ای است. اما انزوای سیاسی ایران مانع از تحقق چنین همکاری‌هایی شده است:
▪️عدم مشارکت مالی و سرمایه گذاری ایران برای مقابله با بحرانهای منطقه ای چون گرد و غبار، ما را قربانی این پدیده ها کرده است.
▪️تنهایی ژئوپولتیک ایران و ناتوانی در تنظیم یا پیوستن به مکانیسم‌های چندجانبه مدیریت منابع مشترک آبی (مثلاً با عراق یا افغانستان)، ما را از دستیابی به حق مسلم آبی خود محروم کرده است.

♦️تضعیف ظرفیت داخلی از طریق امنیتی‌سازی متخصصان و کنشگران محیط‌زیست
▫️حبس فعالان برجسته به اتهامات امنیتی، موجب ایجاد فضای ترس و خودسانسوری در نهادهای علمی، دولتی و مدنی شده است. همچنین فشار مجامع و افکار بین المللی بر ایران را دوچندان نموده است.
▫️همکاری‌های بین‌المللی به دلیل نگرانی‌های امنیتی، محدود یا ممنوع شده‌اند.
▫️مهاجرت متخصصان، منجر به فرار مغزها و ضعف ظرفیت مدیریتی کشور شده است.
❗️در نتیجه، کشور با ضعف زیرساخت فنی، مدیریتی و دیپلماتیک کشور در حوزه محیط‌زیست دست به گریبان است.

♦️انسداد دسترسی به ابزارهای مالی نوین و بازارهای سبز

▪️عدم امکان مشارکت در بازار کربن، اوراق قرضه سبز و سایر ابزارهای مالی سبز [بنا بر تخمین غیررسمی شرکت آپام، حجم بازار داوطلبانه کربن ایران چیزی حدود 875 میلیون دلار است که برای بازار اجباری -که به دلیل نپیوستن ایران به توافقنامه پاریس، غیر قابل اجراست- این رقم تا چندبرابر قابلیت رشد دارد).

♦️خسارت حیثیتی و افزایش فشار سیاسی
▫️خارج ماندن ایران از معاهدات کلیدی مانند توافق پاریس منجر به افزایش فشارهای سیاسی و رسانه‌ای از سوی دیگر کشورها، طرح اتهامات بین‌المللی مبنی بر بی‌مسئولیتی زیست‌محیطی علیه ایران و کاهش احتمال جلب همکاری‌های فنی و دیپلماتیک شده است.

خلاصه اینکه، تا این پیرمردهای لجوج نابالغ هپروتی سرنوشت ما را در دست دارند، محیط زیست ما روی بهبود نخواهد دید.

گفتمان آب، توسعه و محیط زیست
👍2
از چه می هراسید، جناب رئیس الوزراء؟

✍🏻 صابر معصومی

▪️تشریف برده اند به اردبیل، مهد سلسله ترکان صفوی، و بنیانگذار مکتب تشیع در ایران، و در آن جمع که همه ترک هستند، به زبان شیرین فارسی، افاضات تکراری خود را تکرار و تکرار کرده اند.

🔹 بهتر از آن، تازه بر استفاده از واژه فارسی (بومی) به جای انگلیسی اصرار ورزیده اند.

▪️ این در حالی است که مناطق قومیت نشین غیرفارس زبان کشور، سالهاست که از سوی حکومتی که ایشان بدان منتسب هستند، مورد هجمه و فشار فرهنگی بوده و اسامی اماکن آن در حال فارسی سازی است و در بسیاری از موارد، امکان نامگذاری فرزندان به اسامی آن زبان (بویژه زبان ترکی) از هموطنان سلب شده است. توجه و اهتمام به فرهنگ قومی، مساوی با تهدید امنیت ملی تلقی شده و تا حد ممکن تحدید و تهدید شده است.

🔹اما کار که به اینجا می رسد دیگر رئیس الوزرای محترم، بر احترام به زبان بومی اصرار ندارند. حد بومی برای ایشان ظاهرا، همان زبان شیرین فارسی است و بقیه محلی از اعراب و توجه ندارند.

▪️جناب رئیس الوزرا: بازهم در این جلسه به دروغ تعارفی زده اید و دست یاری برای حل مشکلات کشور طلب کرده اید؟ بسیار خب، قدم اول این است که به هویت قومیتها و اقوام و مذاهب کشور احترام بگذارید و آنها را پاس بدارید و آنان را از هجمه وحشیانه ایرانشهری گری و پان -فارسی گری محافظت کنید. تا مردم به شما اعتماد کنند و با شما همکاری کنند.

🔹 در اردبیل و تبریز و اورمیه و زنجان و قزوین به ترکی -به زبان مادری خودتان- سخن بگویید. به اقلیتها نشان دهید که به هرآنچه که هستند احترام می گذارید و جزو گروه هجمه کننده ظالمین نیستید. به آنها نشان دهید که حکومت شما، آنها را بعنوان ایرانی می پذیرد و آنها را تهدید نمی بیند.

آیا توان این را دارید که زبان ترکی را بعنوان دومین زبان رسمی کشور معظم ایران، جا بیاندازید؟ آیا توان این را دارید که از پتانسیل ترکهای ایران، برای افزایش نفوذ ایران در قفقاز و اتحادیه کشورهای ترک بهره ببرید؟ آیا این توان را دارید که دره بی اعتمادی بین اقوام و حکومت را پر کنید؟ یا شما هم تحت تاثیر - یا از ترس و هراس - افکار فاشیستی برخی از اطرافیانتان، هرگونه توجه به پتانسیلهای قومیتها را زمینه سازی برای توهم تجزیه می دانید و قرار است سیل سرمایه گذاری و امکانات و توجهات را به سمت کویر بی انتهای ایرانشهری گری روانه کنید؟

❇️ ما، که در دریا و کوهستان، ایران شما را محافظت می کنیم، برای شما چه جایگاه و ارزشی داریم؟ یا آیا صرفا این معادن و منابع ماست که باید کارخانجات کویر را زنده نگاه دارد؟ یا ترک و عرب و کرد و بلوچ و ترکمن و ارمنی و آسوری و ... را بصورت مساوی بعنوان ایرانی می پذیرید؟
Forwarded from عکس نگار
اینهمه غوغا از برای چیست؟ برنده کیست؟

✍🏻 صابر معصومی

🔹 گروهی از متفکران اعتقاد دارند که اگر استعمار و چپاول ثروت ملل و تجمیع آن در کشورهای اروپایی نبود، اصولا کشورهای قدرتمند و ثروتمند آن زمان همچون چین و هند و عثمانی، ظرفیت ساختاری توسعه جهانی نداشتند و بشریت همچنان داشت اموراتش را با گاری و چاپار و داس می گذراند و به دلیل بهداشت پایین و فشار کاری، حداکثر در سن 35 سالگی دار فانی را وداع می گفت.

بررسی این دیدگاه، مجالی دیگر می طلبد، اما بیایید باهم به پروفایل یک سرزمین شدیدا تحت استعمار نگاهی بیاندازیم:

به خاطر استعمار و چپاول منابع در عرض 250 سال:

▪️ با از دست دادن 16 تا 20 میلیارد دلار سالانه (که مستقیما به جیب استعمارگر می رفت)، سهم 25% تولید ناخالص این کشور از اقتصاد جهان به حدود 2% رسید. برخی تخمین ها، از چپاول مجموع 65 تریلیون دلار (در مقیاس امروزی) سخن می گویند که معادل 1750% اقتصاد کنونی این کشور است.

▪️ این کشور بیش از 10 قحطی بزرگ را تجربه کرد که در یک نمونه، بیش از 3 میلیون نفر کشته شدند. تعداد کشتگان قحطی ها در مجموع حدود 10% جمعیت را تشکیل می دادند! به دلیل فشار استعمارگران و قحطی های فراوان، رشد جمعیت این سرزمین بسیار محدود ماند.

▪️این کشور به مرکز جهانی تولید خشخاش و مواد مخدر تبدیل شد.

▪️ سیستم حکمرانی و قضایی دموکراتیک و مردم-محور این سرزمین که هزاران سال قدمت داشت و به واسطه آن قومیت ها و ادیان مختلف کنار هم می زیستند، برچیده شده و جای آن را سیستم چپاول گر و ظالمانه ی "تفرقه بیانداز حکومت کن" تحمیلی توسط استعمارگر را گرفت. سیستم خراج گیری سنگین، باعث شد که این سرزمین در فقر گرفتار شده و امکان پیشرفت نداشته باشد.

▪️ با نابودی سه صنعت مهم نساجی، فولاد و کشتی سازی و انتقال دانش به کارخانه های کشور استعمارگر، این سرزمین تبدیل به بازار بلامنازع محصولات فرآوری شده تولیدی در کارخانجات کشور استعمارگر شد.

احتمالا تا اینجا حدس زده باشید که از همسایه خوبمان، کشور کبیر هند سخن می گفتم.

اما در مقابل، هند چه رویکردی اتخاذ کرده است؟

🔹 آیا ما بیشتر از استعمار ضربه دیده ایم یا هند؟ آیا دردها و آلام ما از چپاول استعمار، حتی چیزی نزدیک به درد و رنج های هند بوده است؟ (در مقایسه با هند، ما مجموعا 1.2 تریلیون دلار به استعمار باخته ایم که معادل 290% اقتصاد کنونی ماست در مقایسه با هند: 1750%). اصلا مگر این نبوده که ما به مصلحت همان استعمارگران، اصلا مستعمره نشدیم و فقط سرزمین مان اشغال شد و برخی منابعمان برای چند دهه به تاراج رفت؟!!

🔸 آیا به آن میزان که ما در مورد استعمار و استکبار و امپریالیسم سر و صدا راه انداخته ایم و گرد و خاک می کنیم، هند هم چنین رفتاری داشته است؟ کدام یک از ما مستحق داد و هوار بیشتر هستیم؟

🔹 آیا هند نیز همانند ما درهای کشور را به روی همگان بسته است و چشم بسته "هل من مبارز" می طلبد؟ (به فرض که اصلا قد و قواره ما با این شبهه قاره یکی باشد!)

🔸 در عرصه زورآزمایی و سیاست و تجارت جهانی، کدام یک از ما موفق تر است؟ هند یا ایران؟

🔹 کدام یک از ما دوستان استراتژیک و حامیان قابل اعتماد دارد؟ کدام یک تنهای مطلق است؟ حرف کدام شنیده می شود؟ کدام کشور دور زده شده و به گوشه انزوا پرتاب شده است؟

🔸 آیا متفکرین بزرگ و معماران سیاست هندی، درکی از خرابی ها و جنایتهای زمان استعمار نداشته اند و از روی سرخوشی و بی توجهی به ملت خود، با دنیا تعامل می کنند؟

🔹 آیا هند، که توانمندی هایش در همه ابعاد، چندین برابر بیشتر از ماست، نمی داند یا نمی تواند که مثل ما رفتار کند و کافه را به هم بریزد و انقلاب صادر کند و به این و آن بتازد؟ پس چرا چنین نیت و رویکردی ندارد؟

آیا زمان آن نرسیده است که افسار سیاست و سرنوشت و توسعه میلیونها ایرانی را از دست پیرمردان نابالغ جا مانده در انجماد تاریخی جنگ سرد و جنبش عدم تعهد در بیاوریم و به آینده و ته نوشت این کشور توجه کنیم؟

آیا بهتر نیست آدم گاهی از رفتار برادرهای بزرگ تر از خودش هم درس بگیرد و خود را عقل کل و تنها قهرمان بلامناع میدان نداند؟



گفتمان آب، توسعه و محیط زیست
1
کدام سازمان های مذهب-نهاد در صدر ثروتمندترین ها در جهان هستند؟

✍🏻 صابر معصومی

❇️ من همواره با یک چالش شخصی روبرو بوده ام: اگر روزی آنقدر ثروتمند شوم که دم و دستگاه و تشکیلات پولسازی ایجاد کنم، چقدر برای نوشتن و فکر کردن در مورد توسعه و محیط زیست وقت خواهم گذاشت؟ آیا به همین روال ادامه خواهم داد یا به "بیزینس"ام می چسبم؟

⁉️ حال خودتان را جای فرد/مجموعه مالک برخی از بزرگترین بنگاه های اقتصادی مذهبی جهانی بگذارید که همزمان اداره مملکتی نیز بر عهده شما است. بصورت طبیعی، آیا وقت و علاقه شما صرف مدیریت بنگاه می شود یا صرف مدیریت و توسعه مملکت؟
👍2
Forwarded from عکس نگار
درویش، کمندت چه شد؟

✍🏻 صابر معصومی

🔹 اکثریت جامعه محیط زیست ما شدیدا در معرض تاثیرات مخرب شارلاتانیسم پنهان در تار و پود طیف اصلاح طلب هستند. این شارلاتانها [یا شارلاتان بازی های این طیف] متاسفانه در بین حامیان محیط زیست طرفداران و خریداران بیشماری دارند. مقایسه ای گذرا بر میزان و کیفیت تعاملات فعالان و تشکل های محیط زیستی با دولت در زمان حاکمیت طیف اصلاح طلب و طیف مقابل، این دلدادگی را آشکار می کند.

🔸 بطور مثال با اینکه یک سال از دست یافتن مجدد این طیف (حتی بصورت نیابتی) بر مدیریت نهاد محیط زیست کشور می گذرد بی آن که تغییر مثبتی به دست رئیس کارمند-منش این سازمان دیده شود، چندان انتقاد و هجمه ای از سوی فعالان محیط زیست به این رئیس ضعیف و تیم اش مشاهده نمی شود: کافی است مساله دلی شود، آنگاه شارلاتانها بی تقصیر هستند، حتی گاهی اگر خلافشان اثبات شود.
بهانه های فعالان برای عدم انتقاد و حمله زیاد است، اما نهایتا هرچه که باشد، محیط زیست، قربانی این دلدادگی بیمارگونه و بی منطق می شود.

🔹 مدتی است که در نوشته ها و در گفتگوهایم با دوستان در مورد آثار مخرب سلبریتی گری محیط زیستی، که پیش قراول آن محمد درویش است، مستقیم و غیرمستقیم صحبت کرده ام. این "پروژه حکومتی" با در اختیار داشتن تریبون، "اینجا، آنجا و همه جا" هست، در مورد هر چیزی از محیط زیست گرفته تا بمب اتم اظهار نظر می کند، و در عین این که خود، زمانی بعنوان یکی از مسئولین حکومت، مسبب شرایط فعلی بوده، امروز در کسوت منتقد و مخالف، هنرنمایی می کند، توانسته است یک تنه، سطح کنشگری و مطالبه گری محیط زیستی در کشور را از پرداختن به ریشه ها و جامعیت پدیده ها و تحلیل اقتصاد سیاسی و اکولوژی سیاسی معضلات محیط زیستی، به سطح دوچرخه سواری و فریاد از فرونشست زمین در اصفهان تقلیل دهد.

🔸 اگر شهروندی از کشوری دیگر به سخنان او گوش دهد، احتمالا گمان خواهد برد که یا آنقدر این کشور بدون معضل است که همین یک دوچرخه سواری در سه شنبه برایش مانده است، یا مردم و فعالان محیط زیست اش آنقدر سطح درک پایینی از ریشه های معضلات دارند که محمد درویش پیشرو و پادشاه شان است.

🔹 محمد درویش، هیچگاه به ریشه معضلات نمی پردازد. او به رهجوی جوان محیط زیست می آموزد که اگر دوچرخه براند و آب کمتر مصرف کند، معضلات ما حل می شود و بدین ترتیب سطح کنشگری و مطالبه گری را در سطح شعار و نمایش نگاه می دارد: انگشت تحلیل درویش (که خود از این حکومت است) هیچگاه به سمت تحلیل مسائل بنیادی کشور ناشی از نظام حکمرانی غلط ما برنمی گردد. ماموریت او، ایجاد "سطح تراز و مقبول و قابل تحمل کنش گری" محیط زیستی و ترویج آن در جامعه (مهندسی جریان ها) است، نه حل مشکلات محیط زیستی.

🔸 یکی از نگرانی های من از شیوع تفکر حامی درویش، تسلط تقلیل گرایی مساله محیط زیست در کشور است. نقطه اوج خیانت این تفکر به محیط زیست ما، لابی گری این فرد در کمیته بازی های نمایشی سال قبل بود که منجر به انتصاب فردی ضعیف و ناشایست و با روحیه کارمندی و بدون استراتژی و تحلیل و بدون روحیه کاریزماتیک و رهبری و چانه زنی بر مسند مدیریت سازمان محیط زیست شد.

🔹 کمند را خاطرتان هست؟ کمیته مردمی نظارت بر دولت؟ از همان نوع شارلاتان بازی ها و عوامفریبی ها که هنر اختصاصی طیف اصلاح طلب است؟ همان که شارلاتان اعظم، محمد جواد ظریف راه انداخت و محمد درویش هم ستون محیط زیست اش شد؟ (این لوس بازی، همان ماه اول تولدش، جان باخت: اینستاگرام و توئیتر. آیا هرگز شنیده اید درویش و آن خدعه گر دیگر، رنانی از کمند و از عهد و میثاقی که برای نظارت بر دولت بست حرفی بزنند؟ خدعه گران! مطالبه چه شد؟ قول به مردم برای صیانت از آرایشان چه شد؟ بر مسند نشستید و آن خیالات را لولو برد؟!).

❇️ خب جناب درویش، بسم الله! این گوی و این میدان و این کمند:
یک سال از شاهکارت گذشت و شینا انصاری را بر مسند نشاندی.
اکنون گزارش بده که کدام مدیر نالایق محیط زیستی را در این مدت به کمند گرفتار کرده ای؟ یا این هم مثل بقیه کارهای خودت و همفکرانت، شیره ای بود که بر سر ملت مالیدی؟


گفتمان آب، توسعه و محیط زیست
4👍3👎2
چگونه یک ایده زیست‌محیطی به کسب‌وکاری میلیارد دلاری تبدیل شد؟
معرفی استارتاپ Misfits
Market - مدلی نو برای کاهش ضایعات و ساختن زنجیره تأمین آینده

✍🏻 صابر معصومی

♻️ در جهانی که سالانه میلیاردها دلار غذا تنها به دلیل ظاهر نازیبا، ابعاد غیرمعمول یا بسته‌بندی غیراستاندارد دور ریخته می‌شود، Misfits Market از دل یک مسئله جهانی، فرصتی اقتصادی و اجتماعی خلق کرده است. این استارتاپ آمریکایی با نگاهی رادیکال به ضایعات مواد غذایی، مدلی ارائه داده که هم به نفع کشاورزان و مصرف‌کنندگان است، هم در خدمت محیط‌زیست، و هم به کسب‌وکاری با ارزش بیش از ۱ میلیارد دلار تبدیل شده است.

ایده اصلی: نجات غذای سالم از نابودی
🔹هسته‌ی مدل Misfits Market ساده اما تحول‌ساز است: جمع‌آوری و فروش محصولات غذایی سالمی که به دلیل ظاهر غیرمعمول، تولید مازاد یا نقص بسته‌بندی، در خطر دور ریخته شدن بوده و مشتری-ناپسند هستند. این کالاها مستقیماً از کشاورزان و تولیدکنندگان خریداری می‌شوند و با قیمتی پایین‌تر از بازار بدون واسطه‌های سنتی، بدون پیچیدگی، و با شفافیت کامل به مصرف‌کنندگان فروخته می‌شوند.

مدل درآمدی: سادگی در خدمت محیط زیست
💵 درآمد Misfits Market بر پایه‌ی فروش مستقیم (DTC) از طریق پلتفرم دیجیتال آن است:
• اشتراک منعطف یا خرید موردی بر اساس نیاز مصرف‌کننده
• ترکیبی از محصولات تازه، خشک، لبنی، پروتئینی و دوستدار محیط زیست
• لجستیک منطقه‌ای برای کاهش هزینه و ردپای کربنی
• و اخیراً توسعه‌ی زیرساخت توزیع برای برندهای دیگر (B2B) از طریق پلتفرم Fulfilled by Misfits

تا سال ۲۰۲۱، Misfits Market توانست با جذب ۲۰۰ میلیون دلار سرمایه در سری C و فعالیت در ۴۸ ایالت آمریکا، به یکی از سریع‌الرشدترین استارتاپ‌های مواد غذایی تبدیل شود.

مدل کسب‌وکار: بازطراحی زنجیره تأمین مواد غذایی
🔸 موفقیت Misfits Market تنها به دلیل فروش محصولات غیرمتعارف نیست، بلکه به این خاطر است که توانسته ساختار سنتی زنجیره تأمین را بازتعریف کند:
• تأمین هدفمند از منابع بلااستفاده یا کم‌استفاده
• بسته‌بندی و ارسال در مقیاس منطقه‌ای با تمرکز بر بهره‌وری
• تحویل مستقیم به مشتری بدون حضور فروشگاه فیزیکی یا واسطه
• و استفاده از داده و هوش مصنوعی برای بهینه‌سازی تقاضا و موجودی
این مدل نه‌تنها به محیط زیست کمک می کند، بلکه مقیاس‌پذیر، سودآور و قابل گسترش در بازارهای مختلف است.

تأثیر زیست‌محیطی و اجتماعی
🔹استارتاپ Misfits Market موفق شده است هزاران تُن غذا را از نابودی نجات دهد، به کاهش چشم‌گیر انتشار گازهای گلخانه‌ای کمک کند و در عین حال، غذای سالم را با قیمتی منصفانه در دسترس خانواده‌های بیشتری قرار دهد. استفاده از بسته‌بندی‌های قابل بازیافت، فرآیندهای لجستیکی با حداقل ردپای کربنی، و آموزش مصرف‌کنندگان درباره انتخاب آگاهانه، همگی بخش جدایی‌ناپذیر از مأموریت این برند هستند.

چشم‌انداز رشد: از نجات یک باغ سیب تا تغییر صنعت غذا
🔸 امروز Misfits Market تنها یک فروشگاه آنلاین نیست، بلکه یک زیرساخت هوشمند و انعطاف‌پذیر است که می‌تواند در هر بازار جدیدی پیاده‌سازی شود.
• ورود به بازار B2B و لجستیک دوستدار محیط زیست
• توسعه خدمات زیرساختی برای برندهای غذایی کوچک‌تر
• استفاده پیشرفته از هوش مصنوعی برای کاهش هدررفت
• و در نهایت، حرکت به سمت یک خرده‌فروشی بدون ضایعات

نکته ای برای ایران: کسی به محیط های روستایی و سیستم تولید کشاورزی چندپاره و کوچک مقیاس ما آشنا باشد می داند که به چه میزان از انواع محصولات کشاورزی ما هرساله به دلیل عدم دسترسی به بازار از بین رفته و موجب نابودی منابع آبی می شود. جای خالی اینگونه استارتاپها در ایران به خوبی حس می شود.


گفتمان آب، توسعه و محیط زیست