خبرهای روز پنجم
جنگ (تمرکز بر
روایت استراتژیک ایرانی):
حمیدرضا عزیزی
🔹 نگرانیها در ایران از اینکه حملات هدفمند به مقامهای عالیرتبه به یک استراتژی جنگی ادامهدار تبدیل شده رو به افزایش است. منابع ایرانی بر این باورند که واشنگتن و تلآویو ممکن است تلاش کنند تا اعضای دولت ایران یا اعضای شورای رهبری موقت را هدف قرار دهند.
🔹 این ترس شامل هر کسی که به عنوان رهبر بعدی تعیین شود نیز میشود، با توجه به سابقه این امر در برخورد با حزبالله که جانشین نصرالله بهزودی پس از به عهده گرفتن رهبری هدف قرار گرفت.
🔹 حملات اسرائیلی و آمریکای به طور مداوم در غرب و مرکز ایران ادامه دارد، از جمله در شهرهایی مانند شیراز، خرمآباد، کرمانشاه، قم، اهواز و تبریز، با تمرکز اصلی بر مناطق غربی و پایتخت.
🔹 منابع ایرانی تأیید میکنند که چندین پایگاه موشکی مورد حمله قرار گرفتهاند، از جمله تأسیسات نزدیک به کرمانشاه. آسیب به نقاط دسترسی و زیرساختها ممکن است بر سرعت پرتاب موشکها تأثیر گذاشته باشد.
🔹 کاهش حملات موشکی ایران به اسرائیل به نظر میرسد که به محدودیتهای عملیاتی ناشی از تسلط هوایی اسرائیل و تلاشهای ایران برای حفظ زرادخانه باقیماندهاش مرتبط باشد.
🔹 ایران همچنان به دنبال حملات به منافع ایالات متحده و زیرساختهای انرژی منطقهای است، با هدف افزایش هزینههای جنگ برای واشنگتن و شرکای منطقهایاش.
🔹 گزارشها حاکی از آن است که موشکهای ایرانی رادارهای هشدار زودهنگام THAAD
را هدف قرار دادهاند، از جمله سیستمهایی در اردن که پس از حملات قبلی در قطر و امارات متحده عربی صورت گرفته است.
🔹 اگر این حملات دقیق باشد، نشاندهنده یک استراتژی است که به تضعیف معماری دفاع موشکی منظور منطقهای که به حفاظت از پایگاههای ایالات متحده و اسرائیل کمک میکند، هدفگذاری شده است.
🔹 منابع ایرانی همچنین ادعا میکنند که زیرساختهای ارتباطی و راداری در چندین پایگاه آمریکایی، از جمله تأسیسات در بحرین، قطر، کویت، عربستان سعودی و امارات متحده عربی، آسیب دیدهاند.
🔹 هدف به نظر میرسد که مختل کردن سیستمهای فرماندهی و کنترل و تضعیف هماهنگی بین شبکههای دفاع هوایی ایالات متحده و اسرائیل باشد.
🔹 در عین حال، به نظر میرسد که دفاع هوایی ایران در هدفگیری پهپادهای شناسایی اسرائیل موفقتر عمل کرده است، از جمله سیستمهای Hermes 900.
🔹 برخی تحلیلگران پیشنهاد میکنند که بهبودها در شبکه دفاع هوایی کوتاهبرد ایران ممکن است دلیل این موفقیتها باشند، حتی اگر سیستمهای بلندبرد همچنان تضعیف شده باشند.
🔹 در جبهه نیابتی، گروههای مسلح عراقی به حملات خود به پایگاههای ایالات متحده ادامه دادهاند، حتی پس از حملات سنگین ایالات متحده و اسرائیل به مواضع حشد شعبی در انبار، دیاله و سامراء.
🔹 حزبالله نیز به عملیات خود ادامه داده است، از جمله حملات موشکی و پهپادی علیه اهداف اسرائیلی در شمال اسرائیل و بلندیهای جولان.
🔹 در همین حال، حوثیها عمدتاً در کنار درگیری باقی ماندهاند. برخی منابع ایرانی ادعا میکنند که آنها به عمد به عنوان بازدارندهای در برابر پیوستن عربستان سعودی یا امارات متحده عربی به جنگ نگه داشته میشوند.
🔹 جنگ انرژی همچنان در مرکز استراتژی ایران قرار دارد. قطرانرژی اعلام وضعیت اضطراری کرده و تولید LNG را پس از حملات به زیرساختهای انرژی متوقف کرده است.
🔹 این اختلالات تلاشهای ایران را برای حفظ فشار بر بازارهای جهانی انرژی تقویت میکند، بهویژه با توجه به عدم قطعیت در مورد اینکه چه مدت تنگه هرمز میتواند بسته خواهد ماند .
🔹 در عین حال، جنگ شروع به ایجاد بیثباتی ثانویه در سراسر منطقه کرده است، از جمله اعتراضات در پاکستان و بحرین در واکنش به کشته شدن خامنهای و درگیریهای جاری.
🔹 در داخل ایران، حامیان جمهوری اسلامی به سازماندهی تظاهرات برای درخواست انتقام و مقاومت ادامه دادهاند.
🔹 مقامات همچنین در مورد نارضایتی داخلی هشدار میدهند. رئیس قوه قضائیه اعلام کرده است که هرگونه اقدام هماهنگ با اهداف ایالات متحده یا اسرائیل به «عنوان همکاری در زمان جنگ» تلقی خواهد
🔹 رهبری ایران به طور همزمان تلاش میکند تا کشورهای خلیج فارس را آرام کند. رئیسجمهور پزشکیان و رئیس مجلس قالیباف تأکید کردهاند که حملات ایرانی متوجه نیروهای ایالات متحده و نه کشورهای میزبان است.
🔹 مقامات ایرانی همچنین تأکید کردهاند که به توافق ۲۰۲۳ پکن با عربستان سعودی پایبند هستند و این نشاندهنده تلاش برای جلوگیری از پیوستن کشورهای خلیج فارس به درگیری است.
🔹 گزارشها حاکی از آن است که چین یک نماینده ویژه به منطقه اعزام کرده است تا گزینههای میانجیگری را بررسی کند و این نشاندهنده نگرانی پکن از اختلالات جریان انرژی از طریق تنگه هرمز است.
جنگ (تمرکز بر
روایت استراتژیک ایرانی):
حمیدرضا عزیزی
🔹 نگرانیها در ایران از اینکه حملات هدفمند به مقامهای عالیرتبه به یک استراتژی جنگی ادامهدار تبدیل شده رو به افزایش است. منابع ایرانی بر این باورند که واشنگتن و تلآویو ممکن است تلاش کنند تا اعضای دولت ایران یا اعضای شورای رهبری موقت را هدف قرار دهند.
🔹 این ترس شامل هر کسی که به عنوان رهبر بعدی تعیین شود نیز میشود، با توجه به سابقه این امر در برخورد با حزبالله که جانشین نصرالله بهزودی پس از به عهده گرفتن رهبری هدف قرار گرفت.
🔹 حملات اسرائیلی و آمریکای به طور مداوم در غرب و مرکز ایران ادامه دارد، از جمله در شهرهایی مانند شیراز، خرمآباد، کرمانشاه، قم، اهواز و تبریز، با تمرکز اصلی بر مناطق غربی و پایتخت.
🔹 منابع ایرانی تأیید میکنند که چندین پایگاه موشکی مورد حمله قرار گرفتهاند، از جمله تأسیسات نزدیک به کرمانشاه. آسیب به نقاط دسترسی و زیرساختها ممکن است بر سرعت پرتاب موشکها تأثیر گذاشته باشد.
🔹 کاهش حملات موشکی ایران به اسرائیل به نظر میرسد که به محدودیتهای عملیاتی ناشی از تسلط هوایی اسرائیل و تلاشهای ایران برای حفظ زرادخانه باقیماندهاش مرتبط باشد.
🔹 ایران همچنان به دنبال حملات به منافع ایالات متحده و زیرساختهای انرژی منطقهای است، با هدف افزایش هزینههای جنگ برای واشنگتن و شرکای منطقهایاش.
🔹 گزارشها حاکی از آن است که موشکهای ایرانی رادارهای هشدار زودهنگام THAAD
را هدف قرار دادهاند، از جمله سیستمهایی در اردن که پس از حملات قبلی در قطر و امارات متحده عربی صورت گرفته است.
🔹 اگر این حملات دقیق باشد، نشاندهنده یک استراتژی است که به تضعیف معماری دفاع موشکی منظور منطقهای که به حفاظت از پایگاههای ایالات متحده و اسرائیل کمک میکند، هدفگذاری شده است.
🔹 منابع ایرانی همچنین ادعا میکنند که زیرساختهای ارتباطی و راداری در چندین پایگاه آمریکایی، از جمله تأسیسات در بحرین، قطر، کویت، عربستان سعودی و امارات متحده عربی، آسیب دیدهاند.
🔹 هدف به نظر میرسد که مختل کردن سیستمهای فرماندهی و کنترل و تضعیف هماهنگی بین شبکههای دفاع هوایی ایالات متحده و اسرائیل باشد.
🔹 در عین حال، به نظر میرسد که دفاع هوایی ایران در هدفگیری پهپادهای شناسایی اسرائیل موفقتر عمل کرده است، از جمله سیستمهای Hermes 900.
🔹 برخی تحلیلگران پیشنهاد میکنند که بهبودها در شبکه دفاع هوایی کوتاهبرد ایران ممکن است دلیل این موفقیتها باشند، حتی اگر سیستمهای بلندبرد همچنان تضعیف شده باشند.
🔹 در جبهه نیابتی، گروههای مسلح عراقی به حملات خود به پایگاههای ایالات متحده ادامه دادهاند، حتی پس از حملات سنگین ایالات متحده و اسرائیل به مواضع حشد شعبی در انبار، دیاله و سامراء.
🔹 حزبالله نیز به عملیات خود ادامه داده است، از جمله حملات موشکی و پهپادی علیه اهداف اسرائیلی در شمال اسرائیل و بلندیهای جولان.
🔹 در همین حال، حوثیها عمدتاً در کنار درگیری باقی ماندهاند. برخی منابع ایرانی ادعا میکنند که آنها به عمد به عنوان بازدارندهای در برابر پیوستن عربستان سعودی یا امارات متحده عربی به جنگ نگه داشته میشوند.
🔹 جنگ انرژی همچنان در مرکز استراتژی ایران قرار دارد. قطرانرژی اعلام وضعیت اضطراری کرده و تولید LNG را پس از حملات به زیرساختهای انرژی متوقف کرده است.
🔹 این اختلالات تلاشهای ایران را برای حفظ فشار بر بازارهای جهانی انرژی تقویت میکند، بهویژه با توجه به عدم قطعیت در مورد اینکه چه مدت تنگه هرمز میتواند بسته خواهد ماند .
🔹 در عین حال، جنگ شروع به ایجاد بیثباتی ثانویه در سراسر منطقه کرده است، از جمله اعتراضات در پاکستان و بحرین در واکنش به کشته شدن خامنهای و درگیریهای جاری.
🔹 در داخل ایران، حامیان جمهوری اسلامی به سازماندهی تظاهرات برای درخواست انتقام و مقاومت ادامه دادهاند.
🔹 مقامات همچنین در مورد نارضایتی داخلی هشدار میدهند. رئیس قوه قضائیه اعلام کرده است که هرگونه اقدام هماهنگ با اهداف ایالات متحده یا اسرائیل به «عنوان همکاری در زمان جنگ» تلقی خواهد
🔹 رهبری ایران به طور همزمان تلاش میکند تا کشورهای خلیج فارس را آرام کند. رئیسجمهور پزشکیان و رئیس مجلس قالیباف تأکید کردهاند که حملات ایرانی متوجه نیروهای ایالات متحده و نه کشورهای میزبان است.
🔹 مقامات ایرانی همچنین تأکید کردهاند که به توافق ۲۰۲۳ پکن با عربستان سعودی پایبند هستند و این نشاندهنده تلاش برای جلوگیری از پیوستن کشورهای خلیج فارس به درگیری است.
🔹 گزارشها حاکی از آن است که چین یک نماینده ویژه به منطقه اعزام کرده است تا گزینههای میانجیگری را بررسی کند و این نشاندهنده نگرانی پکن از اختلالات جریان انرژی از طریق تنگه هرمز است.
🔹 در همین حال، مسأله کردها به عنوان یک نگرانی امنیتی عمده برای تهران در حال ظهور است. گروههای شورشی کرد اخیراً یک ائتلاف وسیعتر تشکیل دادهاند و نگرانیهایی را ایجاد کردهاند که ممکن است به عنوان نیروهای زمینی علیه جمهوری اسلامی استفاده شوند.
🔹 تهران به مقامات اقلیم کردستان هشدار داده است که اگر گروههای کرد از اقلیم کردستان عراق حملاتی انجام دهند، تهران ممکن است مستقیماً هدف قرار دهد.
🔹 جنگ همچنین یک حادثه بالقوه خطرناک در ترکیه را به وجود آورده است. موشکی که از ایران شلیک شده بود، توسط یک سیستم دفاع هوایی ناتو در بالای هاتای در حالی که به سمت پایگاه ایالات متحده در اینجیرلیک در حال حرکت بود، رهگیری شد.
🔹 اگرچه نیت مشخص نیست، یک تفسیر این است که ساختار غیرمتمرکز پرتاب موشکی ایران ممکن است خطر تشدید تصادفی یا حرکتهای غیرهماهنگ را افزایش دهد.
🔹 سازمانهای نظارتی بینالمللی همچنین آسیبهای نزدیک به تأسیسات هستهای ایران را ارزیابی کردهاند. تصاویر ماهوارهای نشاندهنده آسیب محدود نزدیک به سایت اصفهان است، اما آژانس بینالمللی انرژی اتمی گزارش داده که هیچ ماده هستهای تحت تأثیر قرار نگرفته است.
🔹 نگرانیها بهویژه در اطراف نیروگاه هستهای بوشهر بالا است، جایی که پرسنل روسی این تأسیسات را اداره میکنند و انفجارهای نزدیکی گزارش شده است.
🔹 به طور کلی، روز پنجم جنگ نشاندهنده ادامه الگوهای موجود است، نه یک تغییر دراماتیک: عملیات هوایی پایدار اسرائیل در داخل ایران، تلاشهای ایران برای تحمیل هزینههایی بر منافع ایالات متحده و بازارهای انرژی منطقهای و ابعاد منطقهای و نیابتی در حال گسترش در درگیری.
🔹 هر دو طرف در تلاش هستند تا تعادل استراتژیک را در طول زمان تغییر دهند، نه اینکه به پیروزی نظامی سریع دست یابند.
🔹 تهران به مقامات اقلیم کردستان هشدار داده است که اگر گروههای کرد از اقلیم کردستان عراق حملاتی انجام دهند، تهران ممکن است مستقیماً هدف قرار دهد.
🔹 جنگ همچنین یک حادثه بالقوه خطرناک در ترکیه را به وجود آورده است. موشکی که از ایران شلیک شده بود، توسط یک سیستم دفاع هوایی ناتو در بالای هاتای در حالی که به سمت پایگاه ایالات متحده در اینجیرلیک در حال حرکت بود، رهگیری شد.
🔹 اگرچه نیت مشخص نیست، یک تفسیر این است که ساختار غیرمتمرکز پرتاب موشکی ایران ممکن است خطر تشدید تصادفی یا حرکتهای غیرهماهنگ را افزایش دهد.
🔹 سازمانهای نظارتی بینالمللی همچنین آسیبهای نزدیک به تأسیسات هستهای ایران را ارزیابی کردهاند. تصاویر ماهوارهای نشاندهنده آسیب محدود نزدیک به سایت اصفهان است، اما آژانس بینالمللی انرژی اتمی گزارش داده که هیچ ماده هستهای تحت تأثیر قرار نگرفته است.
🔹 نگرانیها بهویژه در اطراف نیروگاه هستهای بوشهر بالا است، جایی که پرسنل روسی این تأسیسات را اداره میکنند و انفجارهای نزدیکی گزارش شده است.
🔹 به طور کلی، روز پنجم جنگ نشاندهنده ادامه الگوهای موجود است، نه یک تغییر دراماتیک: عملیات هوایی پایدار اسرائیل در داخل ایران، تلاشهای ایران برای تحمیل هزینههایی بر منافع ایالات متحده و بازارهای انرژی منطقهای و ابعاد منطقهای و نیابتی در حال گسترش در درگیری.
🔹 هر دو طرف در تلاش هستند تا تعادل استراتژیک را در طول زمان تغییر دهند، نه اینکه به پیروزی نظامی سریع دست یابند.
این گفتوگو با کریم سجادپور (بنیاد کارنگی) درباره این است که جنگ/درگیری آمریکا–اسرائیل با ایران پس از کشتهشدن رهبر جمهوری اسلامی چگونه ممکن است پایان یابد و چرا پیشبینی آن دشوار است. محور بحث، چهار سناریوی اصلی و چند نکته کلیدی درباره منطق تصمیمگیران، ظرفیتهای آمریکا، و دینامیک داخلی ایران است.
چرا این جنگ شروع شد؟ «خطای محاسبه» دو طرف
سجادپور میگوید برای فهم تصمیم ترامپ باید خطای محاسبه ترامپ و خامنهای را دید:
ترامپ تصور میکرد میتواند ایران را شبیه «مدل ونزوئلا» تحت فشار اقتصادی و تهدید نظامی به نقطهای برساند که با «قطع رأس» حکومت، سریعاً با جانشینها معامله کند. او هنوز هم ظاهراً به چنین نتیجهای امید دارد.
خامنهای همواره ترامپ را دستکم گرفته و او را بیشتر «بلوفزن» یا «معاملهگر» تصور کرده بود. نمونههایی مثل ماجرای ۲۰۲۰ و ترور قاسم سلیمانی نشان میدهد این دستکمگرفتن سابقه داشته و اینبار هزینهاش بسیار سنگین شد.
عملیات چه ویژگیای داشت؟
او تأکید میکند این عملیات صرفاً آمریکایی نیست و مشترک آمریکا–اسرائیل است:
به نظر میرسد آمریکا روی اهداف نظامی (توان موشکی، فرماندهی و کنترل، بخشهایی از زیرساختهای سپاه و شاید برخی تأسیسات مرتبط) تمرکز دارد.
اسرائیل بیشتر روی ترورهای هدفمند سیاسی متمرکز است.
هنوز روشن نیست دقیقاً کدام طرف با موشک مستقیم رهبر را زده، اما گزارشهایی درباره نقش اطلاعاتی آمریکا وجود دارد. همچنین ترامپ درباره هدف نهایی حرفهای متناقض زده: گاهی «معامله با رهبران جدید»، گاهی «ادامه جنگ تا چند هفته و فروپاشاندن رژیم».
.
چرا صرف بمباران معمولاً «تغییر رژیم» نمیآورد؟
او به دو قاعده تجربهمحور اشاره میکند:
کارزار هوایی بهتنهایی معمولاً رژیم را ساقط نمیکند چون کنترل سیاسی روی زمین ایجاد نمیشود.
در گذارهای اقتدارگرا، «اغلب» نتیجه به اقتدارگرایی دیگر ختم میشود—خصوصاً اگر گذار با خشونت داخلی/خارجی همراه باشد، چون در خلأ قدرت معمولاً «اهل قلم» بالا نمیآیند، بلکه «اهل سلاح» بالا میآیند.
چهار سناریوی پایان جنگ
سناریوی ۱) فروپاشی رژیم (تغییر رژیم)
راه «امیدوارانه» این است که دستگاه امنیتی از هم بپاشد، شکافها آشکار شود و مردم نهادها را تصرف کنند. اما سجادپور میگوید کلید اصلی این سناریو شکاف در سپاه/نیروهای امنیتی است.
او معتقد است اکنون ایران شاید ۴.۵ از ۵ شرط انقلاب را داشته باشد، اما آن «نیم» حیاتی یعنی شکاف معنادار در سپاه هنوز آشکار نیست. فرماندهان بالا ایدئولوژیکاند و دستچین شدهاند، هرچند بدنه یکدست نیست (سپاه حدود ۱۵۰ هزار نفر است).
نکته مهم دیگر: برای ریزش نیروهای امنیتی باید احساس کنند «بعد از رژیم هم آینده دارند» و قرار نیست «قتلعام/اعدام» شوند؛ و این کار برای اپوزیسیون و جامعه سخت است چون نفرت و خشم بسیار بالاست و تنها رهبران بسیار کمی میتوانند آن را به گذار سازنده تبدیل کنند.
سناریوی ۲) بقای رژیم و بازگشت به وضعیتی شبیه قبل
اگر آمریکا بهدلیل سیاست داخلی (کاهش محبوبیت جنگ، هزینهها، بازار و نفت) زود عقب بکشد، رژیم ممکن است بماند و حتی سرکوب را شدیدتر کند. سجادپور میگوید در افق یکساله، این سناریو میتواند محتمل باشد چون حتی اگر پایگاه اجتماعی رژیم کم باشد، «اقلیت متعهدِ مسلح» میتواند دوام ایجاد کند. او همچنین به عامل ترومای اجتماعی اشاره میکند: جامعه در شوک جنگ و سرکوب ممکن است بهجای قیام فوری، «پناه بگیرد و زنده بماند».
سناریوی ۳) گسترش درگیری به جنگ منطقهای
ایران چون توان ضربه همسطح به آمریکا/اسرائیل ندارد، ممکن است به اهداف آسیبپذیرتر منطقهای (بهویژه در خلیج فارس و زیرساختهای انرژی) حمله کند تا کشورهای عربی به آمریکا فشار بیاورند که جنگ را متوقف کند. اما ممکن است نتیجه معکوس بدهد و همان کشورها به آمریکا بگویند «کار را تمام کن» یا محکم بایستد.
سناریوی ۴) تغییر درونساختاری و ظهور یک رهبر جدید (نه لزوماً دموکراسی)
این سناریو نه فروپاشی کامل است و نه حفظ کامل وضع موجود؛ بلکه ظهور یک چهره قدرتمند جدید (مثلاً از دل امنیتی–نظامی) است: چیزی شبیه «پوتین ایرانی» یا رهبر ملیگرای اقتدارگرا که ممکن است یا ضدآمریکاییتر شود یا بگوید «مرگ بر آمریکا» دیگر اصل سازماندهنده شکستخورده است و باید «زنده باد ایران» را جایگزین کرد. در این مسیر، پوپولیسم اقتصادی هم بهخاطر فقر و سوءمدیریت، میتواند جذاب باشد.
https://open.spotify.com/episode/2nJV1OIIjT8uGeGP637uXu
چرا این جنگ شروع شد؟ «خطای محاسبه» دو طرف
سجادپور میگوید برای فهم تصمیم ترامپ باید خطای محاسبه ترامپ و خامنهای را دید:
ترامپ تصور میکرد میتواند ایران را شبیه «مدل ونزوئلا» تحت فشار اقتصادی و تهدید نظامی به نقطهای برساند که با «قطع رأس» حکومت، سریعاً با جانشینها معامله کند. او هنوز هم ظاهراً به چنین نتیجهای امید دارد.
خامنهای همواره ترامپ را دستکم گرفته و او را بیشتر «بلوفزن» یا «معاملهگر» تصور کرده بود. نمونههایی مثل ماجرای ۲۰۲۰ و ترور قاسم سلیمانی نشان میدهد این دستکمگرفتن سابقه داشته و اینبار هزینهاش بسیار سنگین شد.
عملیات چه ویژگیای داشت؟
او تأکید میکند این عملیات صرفاً آمریکایی نیست و مشترک آمریکا–اسرائیل است:
به نظر میرسد آمریکا روی اهداف نظامی (توان موشکی، فرماندهی و کنترل، بخشهایی از زیرساختهای سپاه و شاید برخی تأسیسات مرتبط) تمرکز دارد.
اسرائیل بیشتر روی ترورهای هدفمند سیاسی متمرکز است.
هنوز روشن نیست دقیقاً کدام طرف با موشک مستقیم رهبر را زده، اما گزارشهایی درباره نقش اطلاعاتی آمریکا وجود دارد. همچنین ترامپ درباره هدف نهایی حرفهای متناقض زده: گاهی «معامله با رهبران جدید»، گاهی «ادامه جنگ تا چند هفته و فروپاشاندن رژیم».
.
چرا صرف بمباران معمولاً «تغییر رژیم» نمیآورد؟
او به دو قاعده تجربهمحور اشاره میکند:
کارزار هوایی بهتنهایی معمولاً رژیم را ساقط نمیکند چون کنترل سیاسی روی زمین ایجاد نمیشود.
در گذارهای اقتدارگرا، «اغلب» نتیجه به اقتدارگرایی دیگر ختم میشود—خصوصاً اگر گذار با خشونت داخلی/خارجی همراه باشد، چون در خلأ قدرت معمولاً «اهل قلم» بالا نمیآیند، بلکه «اهل سلاح» بالا میآیند.
چهار سناریوی پایان جنگ
سناریوی ۱) فروپاشی رژیم (تغییر رژیم)
راه «امیدوارانه» این است که دستگاه امنیتی از هم بپاشد، شکافها آشکار شود و مردم نهادها را تصرف کنند. اما سجادپور میگوید کلید اصلی این سناریو شکاف در سپاه/نیروهای امنیتی است.
او معتقد است اکنون ایران شاید ۴.۵ از ۵ شرط انقلاب را داشته باشد، اما آن «نیم» حیاتی یعنی شکاف معنادار در سپاه هنوز آشکار نیست. فرماندهان بالا ایدئولوژیکاند و دستچین شدهاند، هرچند بدنه یکدست نیست (سپاه حدود ۱۵۰ هزار نفر است).
نکته مهم دیگر: برای ریزش نیروهای امنیتی باید احساس کنند «بعد از رژیم هم آینده دارند» و قرار نیست «قتلعام/اعدام» شوند؛ و این کار برای اپوزیسیون و جامعه سخت است چون نفرت و خشم بسیار بالاست و تنها رهبران بسیار کمی میتوانند آن را به گذار سازنده تبدیل کنند.
سناریوی ۲) بقای رژیم و بازگشت به وضعیتی شبیه قبل
اگر آمریکا بهدلیل سیاست داخلی (کاهش محبوبیت جنگ، هزینهها، بازار و نفت) زود عقب بکشد، رژیم ممکن است بماند و حتی سرکوب را شدیدتر کند. سجادپور میگوید در افق یکساله، این سناریو میتواند محتمل باشد چون حتی اگر پایگاه اجتماعی رژیم کم باشد، «اقلیت متعهدِ مسلح» میتواند دوام ایجاد کند. او همچنین به عامل ترومای اجتماعی اشاره میکند: جامعه در شوک جنگ و سرکوب ممکن است بهجای قیام فوری، «پناه بگیرد و زنده بماند».
سناریوی ۳) گسترش درگیری به جنگ منطقهای
ایران چون توان ضربه همسطح به آمریکا/اسرائیل ندارد، ممکن است به اهداف آسیبپذیرتر منطقهای (بهویژه در خلیج فارس و زیرساختهای انرژی) حمله کند تا کشورهای عربی به آمریکا فشار بیاورند که جنگ را متوقف کند. اما ممکن است نتیجه معکوس بدهد و همان کشورها به آمریکا بگویند «کار را تمام کن» یا محکم بایستد.
سناریوی ۴) تغییر درونساختاری و ظهور یک رهبر جدید (نه لزوماً دموکراسی)
این سناریو نه فروپاشی کامل است و نه حفظ کامل وضع موجود؛ بلکه ظهور یک چهره قدرتمند جدید (مثلاً از دل امنیتی–نظامی) است: چیزی شبیه «پوتین ایرانی» یا رهبر ملیگرای اقتدارگرا که ممکن است یا ضدآمریکاییتر شود یا بگوید «مرگ بر آمریکا» دیگر اصل سازماندهنده شکستخورده است و باید «زنده باد ایران» را جایگزین کرد. در این مسیر، پوپولیسم اقتصادی هم بهخاطر فقر و سوءمدیریت، میتواند جذاب باشد.
https://open.spotify.com/episode/2nJV1OIIjT8uGeGP637uXu
Spotify
The Four Ways That the Iran War Could End
Plain English with Derek Thompson · Episode
خلاصه نکات مهم گزارش نیویورک تایمز درباره آمادهشدن نیروهای کرد ایرانی برای ورود به ایران
@irananalyses
* نیروهای کرد ایرانی مستقر در اقلیم کردستان عراق در حال آمادهسازی واحدهای مسلحی هستند که ممکن است وارد خاک ایران شوند و جبهه جدیدی در جنگ در حال گسترش ایجاد کنند.
* این نیروها شامل گروههای کرد مخالف جمهوری اسلامی هستند که سالها در مناطق مرزی عراق فعالیت داشتهاند.
* بر اساس اطلاعات منابع آگاه، سازمان سیا (CIA) پیش از شروع جنگ کنونی، در قالب یک برنامه محرمانه برای بیثباتسازی ایران به این گروهها سلاحهای سبک داده است.
* این برنامه مخفی مدتها پیش از جنگ فعلی آغاز شده بود و هدف آن سرنگونی مستقیم حکومت ایران نبوده، بلکه ایجاد فشار امنیتی و مشغولکردن حکومت ایران عنوان شده است.
* با این حال، کاخ سفید به طور رسمی اعلام کرده که گزارشها درباره موافقت ترامپ با شروع شورش کردها در ایران «کاملاً نادرست» است.
* در عین حال منابع مختلف میگویند مقامات آمریکایی هنوز در حال بررسی این گزینه هستند که آیا ورود نیروهای کرد به ایران میتواند به عملیات نظامی کمک کند یا نه.
* اگر یک حمله زمینی از سوی نیروهای کرد ایرانی انجام شود:
* ممکن است ارتش ایران مجبور شود نیروهای خود را به مرزها منتقل کند.
* این امر میتواند هدفگیری آن نیروها توسط جنگندههای آمریکا یا اسرائیل را آسانتر کند.
* آمریکا سابقه طولانی در همکاری با نیروهای شبهنظامی کرد در عراق و سوریه دارد، اما در گذشته نیز بارها به ترککردن کردها پس از استفاده از آنها در درگیریها متهم شده است (از جمله پس از جنگ خلیج فارس ۱۹۹۱).
* تحلیلگران و مقامات سابق هشدار دادهاند که:
* نیروهای کرد توان سرنگونی حکومت ایران را ندارند.
* این نیروها تانک یا سلاحهای سنگین ندارند.
* سلاحهایی که سیا داده فقط سلاحهای سبک بوده است.
.*
* برخی منابع میگویند ممکن است تصمیم نهایی نه توسط آمریکا یا اسرائیل، بلکه توسط خود رهبری گروههای کرد گرفته شود.
* ایران در روزهای اخیر به دولت عراق فشار آورده تا مانع عبور نیروهای کرد از مرز شود.
* گزارشها میگویند دونالد ترامپ با دو رهبر مهم کرد عراق، مسعود بارزانی و بافل طالبانی، تماس گرفته و از آنها خواسته امکان حرکت نیروهای کرد ایرانی به داخل ایران را فراهم کنند.
* همچنین گفته شده ترامپ با مصطفی هجری، رهبر حزب دموکرات کردستان ایران (KDPI) نیز درباره این موضوع تماس جداگانه داشته است.
* کاخ سفید تأیید کرده که ترامپ با رهبران کرد گفتوگو کرده، اما جزئیات را توضیح نداده است.
* از زمان شروع جنگ مشترک آمریکا و اسرائیل: بمبارانهای متعددی در غرب ایران و استان کردستان انجام شده است**.
* اهداف شامل پایگاههای سپاه، مراکز پلیس، برجهای مخابراتی و پستهای مرزی بودهاند.
* برخی رهبران کرد معتقدند این حملات برای تسهیل نفوذ نیروهای کرد از عراق به داخل ایران انجام شده است.
* تحلیل تصاویر ماهوارهای نشان میدهد بسیاری از حملات در نزدیکی جادههای اصلی که از مرز عراق وارد ایران میشوند انجام شده است.
* در شهرهای مختلف استان کردستان:
* سنندج: مراکز امنیتی و اداری تخریب شدهاند.
* مریوان: زندان و تأسیسات مجاور آسیب جدی دیدهاند.
* بانه: بخشهایی از مرکز شهر تخریب شده است.
* این حملات تلفات غیرنظامی قابل توجهی نیز داشتهاند و برخی مناطق مسکونی اطراف اهداف نظامی آسیب دیدهاند.
* از زمان شروع جنگ، گروههای نیابتی همسو با ایران نیز به اهداف آمریکایی در اقلیم کردستان عراق حمله کردهاند، از جمله:
* پایگاههای نظامی آمریکا
* فرودگاه بینالمللی اربیل
* تأسیسات نفت و گاز
* پایگاههای نیروهای کرد ایرانی
* دولت مرکزی عراق که روابط نزدیکی با ایران دارد، به اقلیم کردستان دستور داده اجازه عبور نیروهای کرد ایرانی از مرز را ندهد.
* مقامات اقلیم کردستان نیز اعلام کردهاند که نمیخواهند بخشی از درگیری منطقهای باشند و موضع بیطرفی دارند.
* برخی رهبران کرد ایرانی نیز نسبت به همکاری با آمریکا تردید دارند**، زیرا در صورت شکست عملیات، ممکن است **مردم کرد در ایران هزینه سنگینی بپردازند.
* با این حال، برخی از نیروهای کرد مستقر در عراق تصمیم گرفتهاند طرح ورود به ایران را دنبال کنند.
امید آنها این است که پس از شروع شورش، مردم محلی در مناطق کردنشین ایران به آنها بپیوندند, اما هیچ تضمینی برای این موضوع وجود ندارد.
https://www.nytimes.com/2026/03/04/us/politics/kurds-trump-iran-war.html
@irananalyses
* نیروهای کرد ایرانی مستقر در اقلیم کردستان عراق در حال آمادهسازی واحدهای مسلحی هستند که ممکن است وارد خاک ایران شوند و جبهه جدیدی در جنگ در حال گسترش ایجاد کنند.
* این نیروها شامل گروههای کرد مخالف جمهوری اسلامی هستند که سالها در مناطق مرزی عراق فعالیت داشتهاند.
* بر اساس اطلاعات منابع آگاه، سازمان سیا (CIA) پیش از شروع جنگ کنونی، در قالب یک برنامه محرمانه برای بیثباتسازی ایران به این گروهها سلاحهای سبک داده است.
* این برنامه مخفی مدتها پیش از جنگ فعلی آغاز شده بود و هدف آن سرنگونی مستقیم حکومت ایران نبوده، بلکه ایجاد فشار امنیتی و مشغولکردن حکومت ایران عنوان شده است.
* با این حال، کاخ سفید به طور رسمی اعلام کرده که گزارشها درباره موافقت ترامپ با شروع شورش کردها در ایران «کاملاً نادرست» است.
* در عین حال منابع مختلف میگویند مقامات آمریکایی هنوز در حال بررسی این گزینه هستند که آیا ورود نیروهای کرد به ایران میتواند به عملیات نظامی کمک کند یا نه.
* اگر یک حمله زمینی از سوی نیروهای کرد ایرانی انجام شود:
* ممکن است ارتش ایران مجبور شود نیروهای خود را به مرزها منتقل کند.
* این امر میتواند هدفگیری آن نیروها توسط جنگندههای آمریکا یا اسرائیل را آسانتر کند.
* آمریکا سابقه طولانی در همکاری با نیروهای شبهنظامی کرد در عراق و سوریه دارد، اما در گذشته نیز بارها به ترککردن کردها پس از استفاده از آنها در درگیریها متهم شده است (از جمله پس از جنگ خلیج فارس ۱۹۹۱).
* تحلیلگران و مقامات سابق هشدار دادهاند که:
* نیروهای کرد توان سرنگونی حکومت ایران را ندارند.
* این نیروها تانک یا سلاحهای سنگین ندارند.
* سلاحهایی که سیا داده فقط سلاحهای سبک بوده است.
.*
* برخی منابع میگویند ممکن است تصمیم نهایی نه توسط آمریکا یا اسرائیل، بلکه توسط خود رهبری گروههای کرد گرفته شود.
* ایران در روزهای اخیر به دولت عراق فشار آورده تا مانع عبور نیروهای کرد از مرز شود.
* گزارشها میگویند دونالد ترامپ با دو رهبر مهم کرد عراق، مسعود بارزانی و بافل طالبانی، تماس گرفته و از آنها خواسته امکان حرکت نیروهای کرد ایرانی به داخل ایران را فراهم کنند.
* همچنین گفته شده ترامپ با مصطفی هجری، رهبر حزب دموکرات کردستان ایران (KDPI) نیز درباره این موضوع تماس جداگانه داشته است.
* کاخ سفید تأیید کرده که ترامپ با رهبران کرد گفتوگو کرده، اما جزئیات را توضیح نداده است.
* از زمان شروع جنگ مشترک آمریکا و اسرائیل: بمبارانهای متعددی در غرب ایران و استان کردستان انجام شده است**.
* اهداف شامل پایگاههای سپاه، مراکز پلیس، برجهای مخابراتی و پستهای مرزی بودهاند.
* برخی رهبران کرد معتقدند این حملات برای تسهیل نفوذ نیروهای کرد از عراق به داخل ایران انجام شده است.
* تحلیل تصاویر ماهوارهای نشان میدهد بسیاری از حملات در نزدیکی جادههای اصلی که از مرز عراق وارد ایران میشوند انجام شده است.
* در شهرهای مختلف استان کردستان:
* سنندج: مراکز امنیتی و اداری تخریب شدهاند.
* مریوان: زندان و تأسیسات مجاور آسیب جدی دیدهاند.
* بانه: بخشهایی از مرکز شهر تخریب شده است.
* این حملات تلفات غیرنظامی قابل توجهی نیز داشتهاند و برخی مناطق مسکونی اطراف اهداف نظامی آسیب دیدهاند.
* از زمان شروع جنگ، گروههای نیابتی همسو با ایران نیز به اهداف آمریکایی در اقلیم کردستان عراق حمله کردهاند، از جمله:
* پایگاههای نظامی آمریکا
* فرودگاه بینالمللی اربیل
* تأسیسات نفت و گاز
* پایگاههای نیروهای کرد ایرانی
* دولت مرکزی عراق که روابط نزدیکی با ایران دارد، به اقلیم کردستان دستور داده اجازه عبور نیروهای کرد ایرانی از مرز را ندهد.
* مقامات اقلیم کردستان نیز اعلام کردهاند که نمیخواهند بخشی از درگیری منطقهای باشند و موضع بیطرفی دارند.
* برخی رهبران کرد ایرانی نیز نسبت به همکاری با آمریکا تردید دارند**، زیرا در صورت شکست عملیات، ممکن است **مردم کرد در ایران هزینه سنگینی بپردازند.
* با این حال، برخی از نیروهای کرد مستقر در عراق تصمیم گرفتهاند طرح ورود به ایران را دنبال کنند.
امید آنها این است که پس از شروع شورش، مردم محلی در مناطق کردنشین ایران به آنها بپیوندند, اما هیچ تضمینی برای این موضوع وجود ندارد.
https://www.nytimes.com/2026/03/04/us/politics/kurds-trump-iran-war.html
Nytimes
Pro-American Kurdish Forces Are Preparing Possible Iran Incursion
The C.I.A. has given small weapons to Iranian Kurdish forces in Iraq in a covert program that began before the current war.
در تحلیلی که در Forbes منتشر شده، گونِی ییلدیز (Güney Yıldız) — پژوهشگر و تحلیلگر مسائل ژئوپلیتیک، انرژی و فناوری — تلاش میکند تصویری متفاوت از بحث نقش کردهای ایران ارائه دهد. به گفته او، در بسیاری از گزارشهای رسانهای واژه «اپوزیسیون ایران» بهگونهای استفاده میشود که گویی یک ساختار سیاسی منسجم و سازمانیافته وجود دارد؛ در حالی که در واقعیت، بخش بزرگی از اپوزیسیون فارسیزبان بیشتر در فضای شبکههای اجتماعی فعال است و فاقد شبکه سازمانی پایدار در داخل کشور است.
در مقابل، نویسنده تأکید میکند که احزاب کرد ایرانی تنها بخشی از مخالفان حکومت هستند که هم ساختار سیاسی، هم سازمان اجتماعی و هم تجربه نظامی دارند. پنج حزب کرد ایرانی پس از هشت ماه مذاکره در ۲۲ فوریه یک ائتلاف مشترک تشکیل دادند. منشور این ائتلاف شامل اصولی مانند حق تعیین سرنوشت، حکومت دموکراتیک، برابری جنسیتی و ایجاد یک مرکز فرماندهی نظامی مشترک است. این گروهها در ژانویه نیز توانستند اعتصاب عمومی گستردهای در ۳۹ شهر و شهرک کردستان ایران سازماندهی کنند که نشاندهنده شبکه سازماندهی واقعی آنها در داخل کشور است.
از نظر نظامی نیز این گروهها تجربه قابل توجهی دارند. حزب آزادی کردستان (PAK) اعلام کرده در جریان اعتراضات ژانویه به مواضع سپاه پاسداران حمله کرده است. نیروهای این حزب در گذشته توسط ارتش آمریکا آموزش دیدهاند و بین سالهای ۲۰۱۴ تا ۲۰۱۷ در خط مقدم جنگ علیه داعش حضور داشتند. در همین حال حزب حیات آزاد کردستان (PJAK) که مهمترین نیروی نظامی در این ائتلاف محسوب میشود، طبق برآوردها بین سالهای ۲۰۱۴ تا ۲۰۲۵ حدود ۷۰ درصد حملات کردها علیه نیروهای ایرانی را انجام داده است. نویسنده همچنین اشاره میکند که بسیاری از زنان آموزشدیده و سازمانیافتهای که در میان مخالفان جمهوری اسلامی برای جنگ آماده هستند، در نیروهای کردی حضور دارند.
این تحلیل همچنین به تجربه سوریه اشاره میکند. در جریان جنگ داخلی سوریه، اپوزیسیون عربمحور وعدههایی درباره حقوق کردها داد، اما در عمل نتوانست یا نخواست این مطالبات را به رسمیت بشناسد. نتیجه این شد که کردها ساختارهای سیاسی و نظامی مستقل خود را ایجاد کردند، از جمله اداره خودگردان شمال شرق سوریه و نیروهای SDF. همین ساختارها بعدها به مؤثرترین شریک زمینی آمریکا در جنگ علیه داعش تبدیل شدند، زیرا هیچ نیروی مخالف دیگری توان سازمانی لازم برای پر کردن خلأ قدرت را نداشت.
نویسنده همچنین به یک عامل مهم منطقهای اشاره میکند: ترکیه. برای دههها، نگرانی از واکنش آنکارا به هرگونه تقویت نیروهای کرد باعث شده بود غرب در تعامل با گروههای کرد بسیار محتاط باشد. در سال ۲۰۰۹ آمریکا برای آرام کردن ترکیه، PJAK را در فهرست سازمانهای تروریستی قرار داد و آن را مرتبط با پ.ک.ک (PKK) دانست. اما شرایط منطقه در حال تغییر است. در سال ۲۰۲۵ پ.ک.ک پس از فراخوان عبدالله اوجالان برای پایان مبارزه مسلحانه اعلام انحلال کرد و روندی برای اصلاحات و صلح در ترکیه آغاز شد. با این حال PJAK اعلام کرده سلاح خود را زمین نخواهد گذاشت و حتی استراتژی خود را مشابه مدل نیروهای کرد سوریه تنظیم کرده است؛ یعنی آمادگی برای کنترل مناطق کردستان در صورت تضعیف یا فروپاشی حکومت مرکزی ایران.
ییلدیز همچنین به شکاف ساختاری در سیاست ایران اشاره میکند و میگوید مرکزگرایی فارسی در نظام سیاسی ایران — چه در دوره پهلوی و چه در جمهوری اسلامی — باعث شده مطالبات قومی و منطقهای بهطور سیستماتیک نادیده گرفته شود. بسیاری از فعالان کرد میگویند برخی جریانهای اپوزیسیون از آنها میخواهند ابتدا به «ایران یکپارچه» متعهد شوند، بدون اینکه در مقابل هیچ تضمینی درباره خودمختاری، فدرالیسم یا حقوق فرهنگی کردها ارائه دهند.
از نظر آماری نیز وضعیت کردها قابل توجه است. در سال ۲۰۲۵، با وجود اینکه کردها حدود ۸ تا ۱۷ درصد جمعیت ایران را تشکیل میدهند، اما ۱۴ درصد اعدامها و ۴۷ درصد بازداشتهای سیاسی در ایران مربوط به آنها بوده است. به همین دلیل بسیاری از تحلیلگران میگویند مردمی که اکنون از آنها خواسته میشود برای آینده ایران بجنگند، همان کسانی هستند که در دهههای گذشته بیشترین فشار را تجربه کردهاند.
در پایان، میگوید آینده این معادله به سه عامل بستگی دارد: انسجام ائتلاف پنج حزب کردی، میزان تداوم حمایت خارجی، و توان اپوزیسیون ایران برای عبور از مرکزگرایی و پذیرش حقوق اقلیتها. اگر اپوزیسیون نتواند چارچوبی برای آینده ایران ارائه دهد که حدود ۱۵ میلیون کرد ایران آن را بپذیرند، احتمال دارد کردها همان مسیری را دنبال کنند که پیشتر در عراق و سوریه طی کردند و ساختار سیاسی و امنیتی مستقل خود را شکل دهند.
https://www.forbes.com/sites/guneyyildiz/2026/03/03/cia-arms-irans-kurds-for-regime-change---why-is-the-opposition-against-them/
در مقابل، نویسنده تأکید میکند که احزاب کرد ایرانی تنها بخشی از مخالفان حکومت هستند که هم ساختار سیاسی، هم سازمان اجتماعی و هم تجربه نظامی دارند. پنج حزب کرد ایرانی پس از هشت ماه مذاکره در ۲۲ فوریه یک ائتلاف مشترک تشکیل دادند. منشور این ائتلاف شامل اصولی مانند حق تعیین سرنوشت، حکومت دموکراتیک، برابری جنسیتی و ایجاد یک مرکز فرماندهی نظامی مشترک است. این گروهها در ژانویه نیز توانستند اعتصاب عمومی گستردهای در ۳۹ شهر و شهرک کردستان ایران سازماندهی کنند که نشاندهنده شبکه سازماندهی واقعی آنها در داخل کشور است.
از نظر نظامی نیز این گروهها تجربه قابل توجهی دارند. حزب آزادی کردستان (PAK) اعلام کرده در جریان اعتراضات ژانویه به مواضع سپاه پاسداران حمله کرده است. نیروهای این حزب در گذشته توسط ارتش آمریکا آموزش دیدهاند و بین سالهای ۲۰۱۴ تا ۲۰۱۷ در خط مقدم جنگ علیه داعش حضور داشتند. در همین حال حزب حیات آزاد کردستان (PJAK) که مهمترین نیروی نظامی در این ائتلاف محسوب میشود، طبق برآوردها بین سالهای ۲۰۱۴ تا ۲۰۲۵ حدود ۷۰ درصد حملات کردها علیه نیروهای ایرانی را انجام داده است. نویسنده همچنین اشاره میکند که بسیاری از زنان آموزشدیده و سازمانیافتهای که در میان مخالفان جمهوری اسلامی برای جنگ آماده هستند، در نیروهای کردی حضور دارند.
این تحلیل همچنین به تجربه سوریه اشاره میکند. در جریان جنگ داخلی سوریه، اپوزیسیون عربمحور وعدههایی درباره حقوق کردها داد، اما در عمل نتوانست یا نخواست این مطالبات را به رسمیت بشناسد. نتیجه این شد که کردها ساختارهای سیاسی و نظامی مستقل خود را ایجاد کردند، از جمله اداره خودگردان شمال شرق سوریه و نیروهای SDF. همین ساختارها بعدها به مؤثرترین شریک زمینی آمریکا در جنگ علیه داعش تبدیل شدند، زیرا هیچ نیروی مخالف دیگری توان سازمانی لازم برای پر کردن خلأ قدرت را نداشت.
نویسنده همچنین به یک عامل مهم منطقهای اشاره میکند: ترکیه. برای دههها، نگرانی از واکنش آنکارا به هرگونه تقویت نیروهای کرد باعث شده بود غرب در تعامل با گروههای کرد بسیار محتاط باشد. در سال ۲۰۰۹ آمریکا برای آرام کردن ترکیه، PJAK را در فهرست سازمانهای تروریستی قرار داد و آن را مرتبط با پ.ک.ک (PKK) دانست. اما شرایط منطقه در حال تغییر است. در سال ۲۰۲۵ پ.ک.ک پس از فراخوان عبدالله اوجالان برای پایان مبارزه مسلحانه اعلام انحلال کرد و روندی برای اصلاحات و صلح در ترکیه آغاز شد. با این حال PJAK اعلام کرده سلاح خود را زمین نخواهد گذاشت و حتی استراتژی خود را مشابه مدل نیروهای کرد سوریه تنظیم کرده است؛ یعنی آمادگی برای کنترل مناطق کردستان در صورت تضعیف یا فروپاشی حکومت مرکزی ایران.
ییلدیز همچنین به شکاف ساختاری در سیاست ایران اشاره میکند و میگوید مرکزگرایی فارسی در نظام سیاسی ایران — چه در دوره پهلوی و چه در جمهوری اسلامی — باعث شده مطالبات قومی و منطقهای بهطور سیستماتیک نادیده گرفته شود. بسیاری از فعالان کرد میگویند برخی جریانهای اپوزیسیون از آنها میخواهند ابتدا به «ایران یکپارچه» متعهد شوند، بدون اینکه در مقابل هیچ تضمینی درباره خودمختاری، فدرالیسم یا حقوق فرهنگی کردها ارائه دهند.
از نظر آماری نیز وضعیت کردها قابل توجه است. در سال ۲۰۲۵، با وجود اینکه کردها حدود ۸ تا ۱۷ درصد جمعیت ایران را تشکیل میدهند، اما ۱۴ درصد اعدامها و ۴۷ درصد بازداشتهای سیاسی در ایران مربوط به آنها بوده است. به همین دلیل بسیاری از تحلیلگران میگویند مردمی که اکنون از آنها خواسته میشود برای آینده ایران بجنگند، همان کسانی هستند که در دهههای گذشته بیشترین فشار را تجربه کردهاند.
در پایان، میگوید آینده این معادله به سه عامل بستگی دارد: انسجام ائتلاف پنج حزب کردی، میزان تداوم حمایت خارجی، و توان اپوزیسیون ایران برای عبور از مرکزگرایی و پذیرش حقوق اقلیتها. اگر اپوزیسیون نتواند چارچوبی برای آینده ایران ارائه دهد که حدود ۱۵ میلیون کرد ایران آن را بپذیرند، احتمال دارد کردها همان مسیری را دنبال کنند که پیشتر در عراق و سوریه طی کردند و ساختار سیاسی و امنیتی مستقل خود را شکل دهند.
https://www.forbes.com/sites/guneyyildiz/2026/03/03/cia-arms-irans-kurds-for-regime-change---why-is-the-opposition-against-them/
Forbes
Washington Wants Iran’s Kurds In The Fight—Why Is The Opposition Against Them?
CIA arms Iran's Kurdish coalition as Persian nationalism alienates the only organized opposition force — mirroring Syria's decade-long mistake.
👎1
پیش از شروع جنگ اخیر، آقای پهلوی و مشاورانش بارها خواهان حمله آمریکا و اسرائیل به مقامات و نیروهای نظامی و انتظامی در ایران شده بودند. آقای پهلوی میگفت که تضعیف قوای مسلح جمهوری اسلامی برای برقراری «موازنه قوا» بین آنها و مخالفان حکومت ضروری است، چرا که جمهوری اسلامی اعتراضات مخالفان را با بیرحمی سرکوب کرده و هزاران نفر از آنها را کشته است.
بسیار بعید است که او و مشاورانش از این نکته به کلی غافل مانده باشند که در صورت سست شدن تسلط حکومت مرکزی، این تنها پادشاهیخواهان نخواهند بود که میتوانند از فرصت به دست آمده استفاده کنند، بلکه این فرصتی خواهد بود برای تمام گروههای مسلحی که با جمهوری اسلامی درگیر بودهاند، از جیشالعدل (گروه مسلح بلوچ که در سیستان و بلوچستان علیه جمهوری اسلامی فعالیت مسلحانه دارد) و احزاب مسلح کرد گرفته تا هواداران سازمان مجاهدین خلق ایران. حتی اگر خود آقای پهلوی و مشاورانش – به فرض محال – از این احتمال غفلت کرده بودند، باز هم منتقدان آنها این هشدار را بارها تکرار کردند.
آقای پهلوی در آغاز جنگ جاری، در پیامی حمله آمریکا و اسرائیل به ایران را رسیدن «کمکی که رئیس جمهوری آمریکا وعده داده بود»، و یک «مداخله بشر دوستانه» توصیف کرد؛ توصیفی که بسیار بحثبرانگیز شد، بخصوص به این دلیل که در همان روز اول دهها دختر دانشآموز در مدرسهای در میناب کشته شدند و آقای پهلوی در باره آنها و دیگر غیرنظامیان جانباخته سکوت کرد، در حالی که در واکنش به کشته شدن سه نظامی آمریکایی نوشت که دلش ریش شده. او در همان پیام نوشت که «زمان بازگشت به خیابانها نزدیک است» و از هوادارانش خواست که فعلا در خانه بمانند تا او در زمان مناسب آنها را به خیابان فراخواند.
سوال این است که حالا او چه میخواهد بکند؟ قوای مسلح جمهوری اسلامی از یک طرف درگیر جنگند و از طرف دیگر بسیاری از فرماندهان و نفرات خود را از دست دادهاند. قاعدتا اگر این قوا به درجهای از فرسودگی برسند که آقای پهلوی و مشاورانش زمان را برای به خیابان آمدن پادشاهیخواهان، یا نبرد «هستههای گارد جاویدان» با اعضای فعال «دستگاه سرکوب» مناسب تشخیص بدهند، گروههای مسلح رقیب هم میتوانند از آن فرصت استفاده کنند. در چنان شرایطی آیا فرا خواندن هواداران پادشاهی به خیابان به معنای مشغول کردن بخشی از قوای مسلح باقیمانده نخواهد بود و این کار عملا کمکی- ولو ناخواسته - به همان «فرصتطلبانی» محسوب نمیشود که آقای پهلوی امروز در مورد سوءاستفاده آنها از شرایط هشدار داده است؟
به فرض فروپاشیدن ساختار جمهوری اسلامی، بخش قابل توجهی از نیروهای مسلح سازماندهی شده و آموزشدیده آن احتمالا به گروههای شبهنظامی تبدیل خواهند شد که منافع خود را دنبال میکنند، چنانکه افسران و نظامیان عراق پس از اشغال آن کشور و اعلام انحلال ارتش، ناپدید نشدند. اگر تحولات غیرقابل پیشبینی ناشی از جنگ جاری به وقوع یک جنگ داخلی منجر شد، آقای پهلوی چه امکان یا توانی برای توقف آن خواهد داشت؟
https://www.bbc.com/persian/articles/c3ewdepp444o
بسیار بعید است که او و مشاورانش از این نکته به کلی غافل مانده باشند که در صورت سست شدن تسلط حکومت مرکزی، این تنها پادشاهیخواهان نخواهند بود که میتوانند از فرصت به دست آمده استفاده کنند، بلکه این فرصتی خواهد بود برای تمام گروههای مسلحی که با جمهوری اسلامی درگیر بودهاند، از جیشالعدل (گروه مسلح بلوچ که در سیستان و بلوچستان علیه جمهوری اسلامی فعالیت مسلحانه دارد) و احزاب مسلح کرد گرفته تا هواداران سازمان مجاهدین خلق ایران. حتی اگر خود آقای پهلوی و مشاورانش – به فرض محال – از این احتمال غفلت کرده بودند، باز هم منتقدان آنها این هشدار را بارها تکرار کردند.
آقای پهلوی در آغاز جنگ جاری، در پیامی حمله آمریکا و اسرائیل به ایران را رسیدن «کمکی که رئیس جمهوری آمریکا وعده داده بود»، و یک «مداخله بشر دوستانه» توصیف کرد؛ توصیفی که بسیار بحثبرانگیز شد، بخصوص به این دلیل که در همان روز اول دهها دختر دانشآموز در مدرسهای در میناب کشته شدند و آقای پهلوی در باره آنها و دیگر غیرنظامیان جانباخته سکوت کرد، در حالی که در واکنش به کشته شدن سه نظامی آمریکایی نوشت که دلش ریش شده. او در همان پیام نوشت که «زمان بازگشت به خیابانها نزدیک است» و از هوادارانش خواست که فعلا در خانه بمانند تا او در زمان مناسب آنها را به خیابان فراخواند.
سوال این است که حالا او چه میخواهد بکند؟ قوای مسلح جمهوری اسلامی از یک طرف درگیر جنگند و از طرف دیگر بسیاری از فرماندهان و نفرات خود را از دست دادهاند. قاعدتا اگر این قوا به درجهای از فرسودگی برسند که آقای پهلوی و مشاورانش زمان را برای به خیابان آمدن پادشاهیخواهان، یا نبرد «هستههای گارد جاویدان» با اعضای فعال «دستگاه سرکوب» مناسب تشخیص بدهند، گروههای مسلح رقیب هم میتوانند از آن فرصت استفاده کنند. در چنان شرایطی آیا فرا خواندن هواداران پادشاهی به خیابان به معنای مشغول کردن بخشی از قوای مسلح باقیمانده نخواهد بود و این کار عملا کمکی- ولو ناخواسته - به همان «فرصتطلبانی» محسوب نمیشود که آقای پهلوی امروز در مورد سوءاستفاده آنها از شرایط هشدار داده است؟
به فرض فروپاشیدن ساختار جمهوری اسلامی، بخش قابل توجهی از نیروهای مسلح سازماندهی شده و آموزشدیده آن احتمالا به گروههای شبهنظامی تبدیل خواهند شد که منافع خود را دنبال میکنند، چنانکه افسران و نظامیان عراق پس از اشغال آن کشور و اعلام انحلال ارتش، ناپدید نشدند. اگر تحولات غیرقابل پیشبینی ناشی از جنگ جاری به وقوع یک جنگ داخلی منجر شد، آقای پهلوی چه امکان یا توانی برای توقف آن خواهد داشت؟
https://www.bbc.com/persian/articles/c3ewdepp444o
BBC News فارسی
هشدار شاهزاده رضا پهلوی و دوراهی پیش رو
شاهزاده رضا پهلوی امروز در پیامی خطاب به شهروندان استانهای غربی و جنوب غربی ایران، نوشته که اگر به قدرت برسد، تبعیضها را رفع میکند، اما فعلا از آنها خواسته که به «نیروهای فرصتطلبی که همیشه چشم طمع به خاک ایران داشتهاند» اجازه «سوءاستفاده» از شرایط را…
👍5
با اینکه این مقاله لزوماً نماینده موضع دولت اسراییل نیست، اما انتشار چنین نوشتهای در روزنامه یدیوت اهارانوت اهمیت دارد
سایکس پیکو۲۰۲۶، زمان ترسیم دوبارهٔ نقشهٔ خاورمیانه
نویسنده:مئیر سویسا
جنگ اسرائیلی-آمریکایی علیه محور شرارت ایران تنها یک رویارویی نظامی نیست. این ممکن است درگیریای باشد که سرانجام نقشهای را که بریتانیا و فرانسه در سال ۱۹۱۶ ترسیم کردهاند، محو کند.
ما در حال مشاهده، بهطور همزمان، فروپاشی توافقهای سایکس-پیکو و بازگشت به ساختار حقیقی خاورمیانه هستیم — موزاییکی از قبایل، طوایف و امارتهای محلی.
خامنهای، در «پارانویا»ی «موجه» خود، چیزی را درک کرد که غرب نمیتوانست یا نمیخواست بفهمد: امپراتوری شیعهای که او بنا کرده بود، مصنوعی و شکننده بود.
لحظهای که قدرت نظامی نمایندگان ایران شروع به ترک خوردن کرد، ایدئولوژی به تنهایی دیگر نمیتوانست سرزمینی را حفظ کند. بدون حضور سپاه پاسداران در بیروت، دمشق و صنعا، محور شیعه به موقعیت تاریخی خود برمیگردد — اقلیتی تحت تعقیب و تضعیف شده در دریای سنی.
انقلاب اسلامی، که به دنبال صدور شیعه به عنوان نیروی غالب منطقهای بود، دشمن نادرستی را انتخاب کرد — یهودیان — و بدین وسیله ممکن است سرنوشت خود را مهر و موم کرده باشد.
پایان اجتنابناپذیر در حال حاضر در افق قابل مشاهده است. اگر تغییر رژیم در تهران به پایان برسد، ممکن است خود را در آستانه یک کنفرانس صلح تاریخی — سایکس-پیکو ۲۰۲۶ — پیدا کنیم.
این پارادوکس جالب در اینجاست: اسرائیل به طور مؤثری پیمانکار دنیای سنی شده است. کشورهای عربی میانهرو که به آرامی آرزوی تجزیه هلال شیعه را دارند اما از عمل بهطور علنی میترسند، هدف خود را بر روی سینی نقرهای دریافت کردند. اما این پیروزی قیمتی برای نظم قدیمی دارد. کشورهای عربی و مسلمان که خود را به عنوان ملت-دولتهای به سبک غربی معرفی میکنند ممکن است به مدلهایی که در آن قبایل و طوایف دوباره به واحدهای حاکم واقعی تبدیل میشوند، اهمیت خود را از دست بدهند.
در این هرجومرج، تنها یک گروه اهمیتی دارد که هیچ کس دیگری در منطقه ندارد: کردها. آنها داستان ملی منسجمی، سرزمینی پیوسته و عزم آهنین دارند. آنها تنها بازیگران در خاورمیانه در حال ظهور هستند که به ایدئولوژی دینی افراطی یا مرزهای استعمارگرانه وابسته نیستند. آنها ممکن است کسانی باشند که پیشرفت واقعی به سمت تغییر رژیم در ایران و سوریه را ایجاد کنند.
اگر آن تحول اتفاق بیفتد، دیپلماتهای اروپایی با خطکشها و خودنویسها نقشه را ترسیم نخواهند کرد. این آمریکاییها و اسرائیلیها هستند که واقعیتی جدید را شکل خواهند داد که به تجزیه ساختارهای قدیمی و بازسازی آنها اعتراف میکند. لبنان و سوریه احتمالاً اولین آزمایشگاهها خواهند بود.
به طور خلاصه، زمان بهروز رسانی اطلسها فرا رسیده است. فضای بین تهران و مدیترانه ممکن است به مجموعهای از دولتهای جدید و کوچکتر — و شاید پایدارتر — که بر اساس هویت قومی بنا شدهاند، تبدیل شود.
و حماس؟ احتمالاً همچنان یک صدای مزاحم خواهد بود — زخم خونریزی که از بهبودی خودداری میکند — اما بخشی از نظم جدید نخواهد بود. حماس متعلق به چارچوب قدیمی در حال فروپاشی است که سعی کرد دکترین دینی سختگیرانهای را بر واقعیتی در حال تغییر تحمیل کند. با بازسازی منطقه بر اساس منافع، ملل و قبایل، حماس به یک باقیمانده تلخ از یک دوره گذشته تبدیل خواهد شد — همچنین بدون خط حمایتی مالی که قبلاً آن را حفظ میکرد.
https://www.ynetnews.com/opinions-analysis/article/sjvl3tvfwl
سایکس پیکو۲۰۲۶، زمان ترسیم دوبارهٔ نقشهٔ خاورمیانه
نویسنده:مئیر سویسا
جنگ اسرائیلی-آمریکایی علیه محور شرارت ایران تنها یک رویارویی نظامی نیست. این ممکن است درگیریای باشد که سرانجام نقشهای را که بریتانیا و فرانسه در سال ۱۹۱۶ ترسیم کردهاند، محو کند.
ما در حال مشاهده، بهطور همزمان، فروپاشی توافقهای سایکس-پیکو و بازگشت به ساختار حقیقی خاورمیانه هستیم — موزاییکی از قبایل، طوایف و امارتهای محلی.
خامنهای، در «پارانویا»ی «موجه» خود، چیزی را درک کرد که غرب نمیتوانست یا نمیخواست بفهمد: امپراتوری شیعهای که او بنا کرده بود، مصنوعی و شکننده بود.
لحظهای که قدرت نظامی نمایندگان ایران شروع به ترک خوردن کرد، ایدئولوژی به تنهایی دیگر نمیتوانست سرزمینی را حفظ کند. بدون حضور سپاه پاسداران در بیروت، دمشق و صنعا، محور شیعه به موقعیت تاریخی خود برمیگردد — اقلیتی تحت تعقیب و تضعیف شده در دریای سنی.
انقلاب اسلامی، که به دنبال صدور شیعه به عنوان نیروی غالب منطقهای بود، دشمن نادرستی را انتخاب کرد — یهودیان — و بدین وسیله ممکن است سرنوشت خود را مهر و موم کرده باشد.
پایان اجتنابناپذیر در حال حاضر در افق قابل مشاهده است. اگر تغییر رژیم در تهران به پایان برسد، ممکن است خود را در آستانه یک کنفرانس صلح تاریخی — سایکس-پیکو ۲۰۲۶ — پیدا کنیم.
این پارادوکس جالب در اینجاست: اسرائیل به طور مؤثری پیمانکار دنیای سنی شده است. کشورهای عربی میانهرو که به آرامی آرزوی تجزیه هلال شیعه را دارند اما از عمل بهطور علنی میترسند، هدف خود را بر روی سینی نقرهای دریافت کردند. اما این پیروزی قیمتی برای نظم قدیمی دارد. کشورهای عربی و مسلمان که خود را به عنوان ملت-دولتهای به سبک غربی معرفی میکنند ممکن است به مدلهایی که در آن قبایل و طوایف دوباره به واحدهای حاکم واقعی تبدیل میشوند، اهمیت خود را از دست بدهند.
در این هرجومرج، تنها یک گروه اهمیتی دارد که هیچ کس دیگری در منطقه ندارد: کردها. آنها داستان ملی منسجمی، سرزمینی پیوسته و عزم آهنین دارند. آنها تنها بازیگران در خاورمیانه در حال ظهور هستند که به ایدئولوژی دینی افراطی یا مرزهای استعمارگرانه وابسته نیستند. آنها ممکن است کسانی باشند که پیشرفت واقعی به سمت تغییر رژیم در ایران و سوریه را ایجاد کنند.
اگر آن تحول اتفاق بیفتد، دیپلماتهای اروپایی با خطکشها و خودنویسها نقشه را ترسیم نخواهند کرد. این آمریکاییها و اسرائیلیها هستند که واقعیتی جدید را شکل خواهند داد که به تجزیه ساختارهای قدیمی و بازسازی آنها اعتراف میکند. لبنان و سوریه احتمالاً اولین آزمایشگاهها خواهند بود.
به طور خلاصه، زمان بهروز رسانی اطلسها فرا رسیده است. فضای بین تهران و مدیترانه ممکن است به مجموعهای از دولتهای جدید و کوچکتر — و شاید پایدارتر — که بر اساس هویت قومی بنا شدهاند، تبدیل شود.
و حماس؟ احتمالاً همچنان یک صدای مزاحم خواهد بود — زخم خونریزی که از بهبودی خودداری میکند — اما بخشی از نظم جدید نخواهد بود. حماس متعلق به چارچوب قدیمی در حال فروپاشی است که سعی کرد دکترین دینی سختگیرانهای را بر واقعیتی در حال تغییر تحمیل کند. با بازسازی منطقه بر اساس منافع، ملل و قبایل، حماس به یک باقیمانده تلخ از یک دوره گذشته تبدیل خواهد شد — همچنین بدون خط حمایتی مالی که قبلاً آن را حفظ میکرد.
https://www.ynetnews.com/opinions-analysis/article/sjvl3tvfwl
ynetglobal
Sykes-Picot 2026: time to redraw the Middle East map
Opinion: As Iran’s regional power weakens, the old nation-state order may give way to tribal alliances, Kurdish ambitions and a new US-Israeli-shaped reality across the Middle East
ترامپ میگوید باید در انتخاب رهبر بعدی ایران نقش داشته باشد
باراک راوید و زکری باسیو
رئیسجمهور دونالد ترامپ روز پنجشنبه در مصاحبهای با رسانه Axios گفت که باید شخصاً در انتخاب رهبر بعدی ایران نقش داشته باشد — همانطور که به گفته او در ونزوئلا نیز چنین نقشی داشته است.
ترامپ این موضوع را در یک تماس تلفنی هشتدقیقهای با این رسانه مطرح کرد؛ این دومین گفتوگوی او با Axios برای توضیح برنامههای جنگیاش بود.
چرا این موضوع مهم است
ترامپ اذعان کرد که مجتبی خامنهای، پسر آیتالله علی خامنهای که در حملات کشته شد، محتملترین گزینه برای جانشینی است؛ اما تأکید کرد که چنین نتیجهای برای او قابل قبول نیست.
در چند روز گذشته، حکومت ایران اعلام رسمی رهبر جدید را به تعویق انداخته است، اما اظهارات برخی سیاستمداران ایرانی در روز پنجشنبه نشان میدهد که ممکن است این اعلام بهزودی انجام شود.
اظهارات ترامپ
ترامپ گفت:
«آنها وقتشان را تلف میکنند. پسر خامنهای شخصیت مهمی نیست. من باید در روند انتخاب دخالت داشته باشم، همانطور که در مورد دلسی رودریگز در ونزوئلا دخالت داشتم.»
او افزود که حاضر نیست رهبر جدیدی در ایران را بپذیرد که سیاستهای خامنهای را ادامه دهد؛ زیرا به گفته او چنین وضعیتی آمریکا را «پنج سال دیگر دوباره به جنگ» میکشاند.
ترامپ گفت:
«پسر خامنهای برای من قابل قبول نیست. ما کسی را میخواهیم که برای ایران هماهنگی و صلح بیاورد.»
تصویر کلی
اظهارات ترامپ نشاندهنده ادعایی بسیار گسترده درباره نفوذ آمریکا بر آینده سیاسی ایران است و اهداف واقعی کارزار بزرگ نظامی آمریکا را که او شنبه گذشته آغاز کرد، بیش از پیش مبهم میکند.
در مقابل، وزیر دفاع آمریکا پیت هگست و دیگر مقامهای آمریکایی گفتهاند هدف عملیات «تغییر رژیم» نیست و تمرکز آن بر تضعیف توان موشکی، برنامه هستهای و نیروی دریایی ایران است.
زمینه
مجتبی خامنهای، پسر ۵۶ ساله رهبر کشتهشده ایران، بهعنوان یکی از اصلیترین گزینهها برای جانشینی مطرح شده است، هرچند هنوز اعلام رسمی صورت نگرفته است.
او روحانیای تندرو با ارتباطات عمیق با سپاه پاسداران انقلاب اسلامی است و تاکنون هیچ سمت رسمی دولتی نداشته است.
در همین حال، اسرائیل روز سهشنبه ساختمانی در قم را که محل استقرار نهاد روحانی مسئول انتخاب رهبر جدید ایران است بمباران کرد؛ اقدامی که هدف آن مختل کردن روند انتخاب رهبر جدید عنوان شده است.
مقایسه با ونزوئلا
ترامپ روند جانشینی در ایران را با مداخله آمریکا در ونزوئلا مقایسه کرد؛ جایی که پس از آنکه نیروهای آمریکایی نیکلاس مادورو را در ژانویه بازداشت کردند، معاون رئیسجمهور دلسی رودریگز قدرت را به دست گرفت.
ترامپ در سخنرانی وضعیت کشور (State of the Union) ونزوئلا را «دوست و شریک جدید آمریکا» توصیف کرد و گفت ایالات متحده پس از آن عملیات بیش از ۸۰ میلیون بشکه نفت از این کشور دریافت کرده است.
او همچنین روز چهارشنبه از رودریگز تمجید کرد و گفت «نفت دوباره در حال جریان یافتن است»، پس از آنکه وزیر کشور آمریکا داگ برگوم از کاراکاس دیدار کرد و رودریگز برنامه اصلاح قوانین معدن در این کشور را اعلام کرد.
https://www.axios.com/2026/03/05/iran-leader-trump-khamenei
باراک راوید و زکری باسیو
رئیسجمهور دونالد ترامپ روز پنجشنبه در مصاحبهای با رسانه Axios گفت که باید شخصاً در انتخاب رهبر بعدی ایران نقش داشته باشد — همانطور که به گفته او در ونزوئلا نیز چنین نقشی داشته است.
ترامپ این موضوع را در یک تماس تلفنی هشتدقیقهای با این رسانه مطرح کرد؛ این دومین گفتوگوی او با Axios برای توضیح برنامههای جنگیاش بود.
چرا این موضوع مهم است
ترامپ اذعان کرد که مجتبی خامنهای، پسر آیتالله علی خامنهای که در حملات کشته شد، محتملترین گزینه برای جانشینی است؛ اما تأکید کرد که چنین نتیجهای برای او قابل قبول نیست.
در چند روز گذشته، حکومت ایران اعلام رسمی رهبر جدید را به تعویق انداخته است، اما اظهارات برخی سیاستمداران ایرانی در روز پنجشنبه نشان میدهد که ممکن است این اعلام بهزودی انجام شود.
اظهارات ترامپ
ترامپ گفت:
«آنها وقتشان را تلف میکنند. پسر خامنهای شخصیت مهمی نیست. من باید در روند انتخاب دخالت داشته باشم، همانطور که در مورد دلسی رودریگز در ونزوئلا دخالت داشتم.»
او افزود که حاضر نیست رهبر جدیدی در ایران را بپذیرد که سیاستهای خامنهای را ادامه دهد؛ زیرا به گفته او چنین وضعیتی آمریکا را «پنج سال دیگر دوباره به جنگ» میکشاند.
ترامپ گفت:
«پسر خامنهای برای من قابل قبول نیست. ما کسی را میخواهیم که برای ایران هماهنگی و صلح بیاورد.»
تصویر کلی
اظهارات ترامپ نشاندهنده ادعایی بسیار گسترده درباره نفوذ آمریکا بر آینده سیاسی ایران است و اهداف واقعی کارزار بزرگ نظامی آمریکا را که او شنبه گذشته آغاز کرد، بیش از پیش مبهم میکند.
در مقابل، وزیر دفاع آمریکا پیت هگست و دیگر مقامهای آمریکایی گفتهاند هدف عملیات «تغییر رژیم» نیست و تمرکز آن بر تضعیف توان موشکی، برنامه هستهای و نیروی دریایی ایران است.
زمینه
مجتبی خامنهای، پسر ۵۶ ساله رهبر کشتهشده ایران، بهعنوان یکی از اصلیترین گزینهها برای جانشینی مطرح شده است، هرچند هنوز اعلام رسمی صورت نگرفته است.
او روحانیای تندرو با ارتباطات عمیق با سپاه پاسداران انقلاب اسلامی است و تاکنون هیچ سمت رسمی دولتی نداشته است.
در همین حال، اسرائیل روز سهشنبه ساختمانی در قم را که محل استقرار نهاد روحانی مسئول انتخاب رهبر جدید ایران است بمباران کرد؛ اقدامی که هدف آن مختل کردن روند انتخاب رهبر جدید عنوان شده است.
مقایسه با ونزوئلا
ترامپ روند جانشینی در ایران را با مداخله آمریکا در ونزوئلا مقایسه کرد؛ جایی که پس از آنکه نیروهای آمریکایی نیکلاس مادورو را در ژانویه بازداشت کردند، معاون رئیسجمهور دلسی رودریگز قدرت را به دست گرفت.
ترامپ در سخنرانی وضعیت کشور (State of the Union) ونزوئلا را «دوست و شریک جدید آمریکا» توصیف کرد و گفت ایالات متحده پس از آن عملیات بیش از ۸۰ میلیون بشکه نفت از این کشور دریافت کرده است.
او همچنین روز چهارشنبه از رودریگز تمجید کرد و گفت «نفت دوباره در حال جریان یافتن است»، پس از آنکه وزیر کشور آمریکا داگ برگوم از کاراکاس دیدار کرد و رودریگز برنامه اصلاح قوانین معدن در این کشور را اعلام کرد.
https://www.axios.com/2026/03/05/iran-leader-trump-khamenei
Axios
Exclusive: Trump says he must be involved in picking Iran's next leader
"Khamenei's son is unacceptable to me. We want someone that will bring harmony and peace to Iran."
### نکات و اطلاعات مهم جدید از گزارش امروز واشنگتن پست: درخواست ترامپ از کردها برای کمک به تلاش آمریکا در ایران
https://www.washingtonpost.com/national-security/2026/03/05/trump-iran-kurds-iraq/
* دولت دونالد ترامپ در حال بررسی ارتباط با گروههای مخالف داخلی ایران است تا از آنها بهعنوان متحدانی برای ایجاد یک شورش علیه حکومت ایران استفاده کند. این اقدام در حالی مطرح شده که واشینگتن احتمال افزایش تلفات آمریکایی و حتی اعزام نیروهای زمینی به ایران را بررسی میکند.
* ترامپ در تماسهایی با رهبران کرد در ایران و اقلیم کردستان عراق پیشنهاد داده است که آمریکا پوشش هوایی گسترده و حمایتهای دیگر در اختیار نیروهای کرد مخالف حکومت ایران قرار دهد تا بتوانند کنترل بخشهایی از غرب ایران را در دست بگیرند.
* طبق گفته یک مقام ارشد اتحادیه میهنی کردستان (PUK)**، درخواست آمریکا از رهبران کرد عراقی این بوده که **مسیر را برای حرکت گروههای کرد ایرانی باز بگذارند و مانع آنها نشوند و همچنین حمایت لجستیکی از آنها ارائه دهند.
* بر اساس روایت مقامات کرد، ترامپ در تماس با بافل طالبانی گفته است:
«کردها باید در این نبرد یک طرف را انتخاب کنند؛ یا با آمریکا و اسرائیل یا با ایران.»
* ترامپ همچنین با مسعود بارزانی**، رهبر حزب دموکرات کردستان عراق، تماس گرفته است. یک مقام این حزب تأیید کرده که موضوع اصلی این نیست که **کدام گروه نیروهای مسلح بیشتری دارد**، بلکه مهم این است که **کدام طرف از حمایت بیشتری در داخل ایران برخوردار است.
* ترامپ روز سهشنبه با مصطفی هجری**، رهبر **حزب دموکرات کردستان ایران (PDKI) — یکی از قدیمیترین گروههای اپوزیسیون کرد ایرانی — نیز گفتوگو کرده است.
* حزب دموکرات کردستان ایران بخشی از ائتلافی از شش گروه کرد مخالف جمهوری اسلامی است که اخیراً در اقلیم کردستان عراق تشکیل شدهاند.
* این ائتلاف در بیانیهای از سربازان و نیروهای نظامی ایران، بهویژه در مناطق کردستان، خواست که پایگاههای خود را ترک کنند و از نیروهای نظامی و امنیتی حکومت فاصله بگیرند.
* کردهای عراق در وضعیت حساسی قرار دارند. آنها سالها به کردهای ایرانی پناه دادهاند، اما شرط کرده بودند که از خاک اقلیم برای عملیات علیه ایران استفاده نشود. ورود به چنین درگیریای ممکن است روابط شکننده آنها با تهران را نابود کند.
* کردهای عراق نسبت به کردهای ایران سازمانیافتهتر و قدرتمندتر هستند و در حال حاضر کنترل منطقه خودمختار کردستان عراق و اقتصاد آن را در دست دارند.
* در گذشته، بسیاری از گروههای کرد ایرانی بیشتر به دنبال خودمختاری منطقهای بودهاند تا جدایی کامل یا تغییر رژیم در تهران.
* برخی گزارشها درباره آغاز حمله نیروهای کرد از خاک عراق به ایران منتشر شد، اما نمایندگان احزاب کرد ایرانی این گزارشها را تکذیب کردند.
* ترامپ در اظهارات عمومی خود از ایرانیان مخالف حکومت خواسته است علیه دولت قیام کنند**، اما همزمان اشاره کرده که ممکن است **برخی عناصر همکاریکننده از داخل حکومت در ساختار جدید باقی بمانند**؛ مدلی مشابه آنچه آمریکا پس از دستگیری **نیکلاس مادورو در ونزوئلا اعمال کرد.
* کاخ سفید گزارشهایی مبنی بر اینکه سیا قصد دارد به گروههای کرد ایرانی سلاح بدهد را رد کرده است، هرچند تأیید شده که ترامپ با رهبران کرد تماس داشته است.
* هنوز مشخص نیست میزان همکاری واقعی کردها با آمریکا چقدر خواهد بود**؛ زیرا کردها تجربههای زیادی از همکاری با واشینگتن و سپس رها شدن توسط آمریکا داشتهاند.
* یکی از مشکلات مهم اپوزیسیون کرد ایرانی اختلافات داخلی میان گروههای مختلف است که میتواند توانایی آنها برای همکاری در تشکیل یک دولت جدید را محدود کند.
* از میان گروههای مختلف، تنها حزب PJAK (حزب حیات آزاد کردستان) بهطور نسبی دارای نیروی مسلح قابل توجه است که بخشی از آن به ارتباط با حزب کارگران کردستان (PKK) مربوط میشود.
* کارشناسان هشدار میدهند که تعداد نیروهای کرد ایرانی محدود است و احتمالاً در مناطق غیرکردنشین ایران حمایت گستردهای دریافت نخواهند کرد**؛ بنابراین چنین سناریویی ممکن است **به تنشهای قومی در داخل ایران منجر شود.
* برخی تحلیلگران معتقدند صرف مطرح شدن حمایت آمریکا از گروههای کرد ایرانی میتواند توجه سپاه پاسداران را به مناطق کردستان جلب کند و این مناطق را به هدف اصلی حملات حکومت ایران تبدیل کند.
https://www.washingtonpost.com/national-security/2026/03/05/trump-iran-kurds-iraq/
* دولت دونالد ترامپ در حال بررسی ارتباط با گروههای مخالف داخلی ایران است تا از آنها بهعنوان متحدانی برای ایجاد یک شورش علیه حکومت ایران استفاده کند. این اقدام در حالی مطرح شده که واشینگتن احتمال افزایش تلفات آمریکایی و حتی اعزام نیروهای زمینی به ایران را بررسی میکند.
* ترامپ در تماسهایی با رهبران کرد در ایران و اقلیم کردستان عراق پیشنهاد داده است که آمریکا پوشش هوایی گسترده و حمایتهای دیگر در اختیار نیروهای کرد مخالف حکومت ایران قرار دهد تا بتوانند کنترل بخشهایی از غرب ایران را در دست بگیرند.
* طبق گفته یک مقام ارشد اتحادیه میهنی کردستان (PUK)**، درخواست آمریکا از رهبران کرد عراقی این بوده که **مسیر را برای حرکت گروههای کرد ایرانی باز بگذارند و مانع آنها نشوند و همچنین حمایت لجستیکی از آنها ارائه دهند.
* بر اساس روایت مقامات کرد، ترامپ در تماس با بافل طالبانی گفته است:
«کردها باید در این نبرد یک طرف را انتخاب کنند؛ یا با آمریکا و اسرائیل یا با ایران.»
* ترامپ همچنین با مسعود بارزانی**، رهبر حزب دموکرات کردستان عراق، تماس گرفته است. یک مقام این حزب تأیید کرده که موضوع اصلی این نیست که **کدام گروه نیروهای مسلح بیشتری دارد**، بلکه مهم این است که **کدام طرف از حمایت بیشتری در داخل ایران برخوردار است.
* ترامپ روز سهشنبه با مصطفی هجری**، رهبر **حزب دموکرات کردستان ایران (PDKI) — یکی از قدیمیترین گروههای اپوزیسیون کرد ایرانی — نیز گفتوگو کرده است.
* حزب دموکرات کردستان ایران بخشی از ائتلافی از شش گروه کرد مخالف جمهوری اسلامی است که اخیراً در اقلیم کردستان عراق تشکیل شدهاند.
* این ائتلاف در بیانیهای از سربازان و نیروهای نظامی ایران، بهویژه در مناطق کردستان، خواست که پایگاههای خود را ترک کنند و از نیروهای نظامی و امنیتی حکومت فاصله بگیرند.
* کردهای عراق در وضعیت حساسی قرار دارند. آنها سالها به کردهای ایرانی پناه دادهاند، اما شرط کرده بودند که از خاک اقلیم برای عملیات علیه ایران استفاده نشود. ورود به چنین درگیریای ممکن است روابط شکننده آنها با تهران را نابود کند.
* کردهای عراق نسبت به کردهای ایران سازمانیافتهتر و قدرتمندتر هستند و در حال حاضر کنترل منطقه خودمختار کردستان عراق و اقتصاد آن را در دست دارند.
* در گذشته، بسیاری از گروههای کرد ایرانی بیشتر به دنبال خودمختاری منطقهای بودهاند تا جدایی کامل یا تغییر رژیم در تهران.
* برخی گزارشها درباره آغاز حمله نیروهای کرد از خاک عراق به ایران منتشر شد، اما نمایندگان احزاب کرد ایرانی این گزارشها را تکذیب کردند.
* ترامپ در اظهارات عمومی خود از ایرانیان مخالف حکومت خواسته است علیه دولت قیام کنند**، اما همزمان اشاره کرده که ممکن است **برخی عناصر همکاریکننده از داخل حکومت در ساختار جدید باقی بمانند**؛ مدلی مشابه آنچه آمریکا پس از دستگیری **نیکلاس مادورو در ونزوئلا اعمال کرد.
* کاخ سفید گزارشهایی مبنی بر اینکه سیا قصد دارد به گروههای کرد ایرانی سلاح بدهد را رد کرده است، هرچند تأیید شده که ترامپ با رهبران کرد تماس داشته است.
* هنوز مشخص نیست میزان همکاری واقعی کردها با آمریکا چقدر خواهد بود**؛ زیرا کردها تجربههای زیادی از همکاری با واشینگتن و سپس رها شدن توسط آمریکا داشتهاند.
* یکی از مشکلات مهم اپوزیسیون کرد ایرانی اختلافات داخلی میان گروههای مختلف است که میتواند توانایی آنها برای همکاری در تشکیل یک دولت جدید را محدود کند.
* از میان گروههای مختلف، تنها حزب PJAK (حزب حیات آزاد کردستان) بهطور نسبی دارای نیروی مسلح قابل توجه است که بخشی از آن به ارتباط با حزب کارگران کردستان (PKK) مربوط میشود.
* کارشناسان هشدار میدهند که تعداد نیروهای کرد ایرانی محدود است و احتمالاً در مناطق غیرکردنشین ایران حمایت گستردهای دریافت نخواهند کرد**؛ بنابراین چنین سناریویی ممکن است **به تنشهای قومی در داخل ایران منجر شود.
* برخی تحلیلگران معتقدند صرف مطرح شدن حمایت آمریکا از گروههای کرد ایرانی میتواند توجه سپاه پاسداران را به مناطق کردستان جلب کند و این مناطق را به هدف اصلی حملات حکومت ایران تبدیل کند.
The Washington Post
Trump calls on Kurds to aid U.S. effort in Iran, offers support
In calls to Kurdish minority leaders in Iran and neighboring Iraq, President Donald Trump offered U.S. support to insurgent efforts against Tehran.
راهبرد جدید سیاست خارجی دونالد ترامپ، تغییر رژیم دیگر به معنای اشغال نظامی و بازسازی کامل یک کشور نیست. مدل مورد نظر او که برخی در دولت آمریکا آن را «قطع سر و واگذاری» (Decapitate and Delegate) مینامند، بر این فرض استوار است که ایالات متحده با حملات دقیق نظامی رهبران دشمن را حذف میکند و سپس سرنوشت سیاسی کشور را به مردم همان کشور واگذار میکند. به بیان سادهتر، آمریکا ضربه نظامی اولیه را وارد میکند، اما مسئولیت شکل دادن به نظام جدید را بر عهده نمیگیرد.
در این چارچوب، ترامپ در مورد ایران و ونزوئلا تأکید کرده است که سرنوشت این کشورها در نهایت به دست مردم خودشان تعیین میشود، هرچند همزمان آمریکا با فشار نظامی از بالا عمل میکند و حتی درباره جانشینان احتمالی نیز نظر میدهد. هدف این است که منافع ملموس برای آمریکا حاصل شود—مانند دسترسی به نفت، کاهش مهاجرت و قاچاق مواد مخدر، و تضعیف دشمنان—بدون آنکه ایالات متحده مجبور شود نیروهای زمینی گسترده اعزام کند یا وارد جنگهای طولانی شود.
نمونهای که دولت ترامپ از آن به عنوان موفقیت یاد میکند ونزوئلا است. در این روایت، آمریکا با عملیات محدود نیکلاس مادورو را کنار زد اما ساختار دولت را به طور کامل نابود نکرد و انتقال قدرت به دلسی رودریگز انجام شد. نتیجهای که کاخ سفید بر آن تأکید میکند این است که بدون اعزام نیروهای زمینی و بدون تلفات آمریکایی، هم یک دشمن تضعیف شد و هم دسترسی آمریکا به منابع نفتی ونزوئلا افزایش یافت. همین الگو اکنون به عنوان «مدل ونزوئلا» در مورد کشورهایی مانند ایران و حتی کوبا مطرح میشود.
در مورد ایران، این استراتژی پس از کشته شدن علی خامنهای در حملات آمریکا و اسرائیل وارد مرحله آزمایش شده است. ترامپ بهطور علنی از مردم ایران خواسته است که خودشان حکومت را سرنگون کنند. همزمان واشینگتن در حال بررسی حمایت از گروههای داخلی مخالف حکومت و حتی ارائه مصونیت به نیروهای نظامی و امنیتی ایران است اگر از حکومت فاصله بگیرند. هدف این است که فشار نظامی خارجی با شورش داخلی ترکیب شود و بدون مداخله مستقیم نیروهای آمریکایی، تغییر قدرت رخ دهد.
با این حال بسیاری از کارشناسان این رویکرد را بسیار پرریسک میدانند. تجربههایی مانند عراق، لیبی و حتی شورش عراق در سال ۱۹۹۱ نشان داده که حذف یک رهبر لزوماً به فروپاشی یک رژیم منجر نمیشود. حکومتهای اقتدارگرا معمولاً دستگاه امنیتی قدرتمندی دارند و میتوانند اعتراضات را سرکوب کنند. در نتیجه، حذف رهبران ممکن است به جای تغییر رژیم، خلأ قدرت، هرجومرج یا حتی جنگ داخلی ایجاد کند.
در همین حال، در داخل حزب جمهوریخواه نیز نشانههایی از تغییر در نگاه سنتی سیاست خارجی آمریکا دیده میشود. برای دههها اصل معروفی که توسط کالین پاول مطرح شد—معروف به قانون «Pottery Barn»—بر سیاست خارجی سایه انداخته بود: «اگر چیزی را بشکنی، مسئول آن هستی.» یعنی اگر آمریکا با مداخله نظامی حکومتی را سرنگون کند، مسئول مدیریت پیامدهای آن نیز خواهد بود. اما در رویکرد جدید دولت ترامپ، چنین تعهدی الزامی تلقی نمیشود. اگر در ایران جانشین روشنی برای قدرت پیدا نشود یا خشونتهای داخلی آغاز شود، واشینگتن میتواند از صحنه کنار بکشد و مسئولیت را متوجه خود ایرانیان کند و تنها تحولات «روز بعد» را از بیرون رصد کند.
در نهایت، پرسش اصلی درباره این مدل این است که آیا میتوان تنها با قدرت هوایی و فشار خارجی رژیمی را تغییر داد، بدون آنکه آمریکا مسئولیت پیامدهای سیاسی و امنیتی آن را بر عهده بگیرد. دولت ترامپ ظاهراً معتقد است چنین چیزی ممکن است؛ اما بسیاری از تحلیلگران هشدار میدهند که این فرض شباهت زیادی به خوشبینیهایی دارد که در آغاز جنگ عراق نیز وجود داشت—خوشبینیای که بعدها به یکی از طولانیترین درگیریهای آمریکا تبدیل شد.
https://www.wsj.com/politics/national-security/trump-regime-change-model-venezuela-iran-cuba-a8807167?mod=hp_lead_pos9
در این چارچوب، ترامپ در مورد ایران و ونزوئلا تأکید کرده است که سرنوشت این کشورها در نهایت به دست مردم خودشان تعیین میشود، هرچند همزمان آمریکا با فشار نظامی از بالا عمل میکند و حتی درباره جانشینان احتمالی نیز نظر میدهد. هدف این است که منافع ملموس برای آمریکا حاصل شود—مانند دسترسی به نفت، کاهش مهاجرت و قاچاق مواد مخدر، و تضعیف دشمنان—بدون آنکه ایالات متحده مجبور شود نیروهای زمینی گسترده اعزام کند یا وارد جنگهای طولانی شود.
نمونهای که دولت ترامپ از آن به عنوان موفقیت یاد میکند ونزوئلا است. در این روایت، آمریکا با عملیات محدود نیکلاس مادورو را کنار زد اما ساختار دولت را به طور کامل نابود نکرد و انتقال قدرت به دلسی رودریگز انجام شد. نتیجهای که کاخ سفید بر آن تأکید میکند این است که بدون اعزام نیروهای زمینی و بدون تلفات آمریکایی، هم یک دشمن تضعیف شد و هم دسترسی آمریکا به منابع نفتی ونزوئلا افزایش یافت. همین الگو اکنون به عنوان «مدل ونزوئلا» در مورد کشورهایی مانند ایران و حتی کوبا مطرح میشود.
در مورد ایران، این استراتژی پس از کشته شدن علی خامنهای در حملات آمریکا و اسرائیل وارد مرحله آزمایش شده است. ترامپ بهطور علنی از مردم ایران خواسته است که خودشان حکومت را سرنگون کنند. همزمان واشینگتن در حال بررسی حمایت از گروههای داخلی مخالف حکومت و حتی ارائه مصونیت به نیروهای نظامی و امنیتی ایران است اگر از حکومت فاصله بگیرند. هدف این است که فشار نظامی خارجی با شورش داخلی ترکیب شود و بدون مداخله مستقیم نیروهای آمریکایی، تغییر قدرت رخ دهد.
با این حال بسیاری از کارشناسان این رویکرد را بسیار پرریسک میدانند. تجربههایی مانند عراق، لیبی و حتی شورش عراق در سال ۱۹۹۱ نشان داده که حذف یک رهبر لزوماً به فروپاشی یک رژیم منجر نمیشود. حکومتهای اقتدارگرا معمولاً دستگاه امنیتی قدرتمندی دارند و میتوانند اعتراضات را سرکوب کنند. در نتیجه، حذف رهبران ممکن است به جای تغییر رژیم، خلأ قدرت، هرجومرج یا حتی جنگ داخلی ایجاد کند.
در همین حال، در داخل حزب جمهوریخواه نیز نشانههایی از تغییر در نگاه سنتی سیاست خارجی آمریکا دیده میشود. برای دههها اصل معروفی که توسط کالین پاول مطرح شد—معروف به قانون «Pottery Barn»—بر سیاست خارجی سایه انداخته بود: «اگر چیزی را بشکنی، مسئول آن هستی.» یعنی اگر آمریکا با مداخله نظامی حکومتی را سرنگون کند، مسئول مدیریت پیامدهای آن نیز خواهد بود. اما در رویکرد جدید دولت ترامپ، چنین تعهدی الزامی تلقی نمیشود. اگر در ایران جانشین روشنی برای قدرت پیدا نشود یا خشونتهای داخلی آغاز شود، واشینگتن میتواند از صحنه کنار بکشد و مسئولیت را متوجه خود ایرانیان کند و تنها تحولات «روز بعد» را از بیرون رصد کند.
در نهایت، پرسش اصلی درباره این مدل این است که آیا میتوان تنها با قدرت هوایی و فشار خارجی رژیمی را تغییر داد، بدون آنکه آمریکا مسئولیت پیامدهای سیاسی و امنیتی آن را بر عهده بگیرد. دولت ترامپ ظاهراً معتقد است چنین چیزی ممکن است؛ اما بسیاری از تحلیلگران هشدار میدهند که این فرض شباهت زیادی به خوشبینیهایی دارد که در آغاز جنگ عراق نیز وجود داشت—خوشبینیای که بعدها به یکی از طولانیترین درگیریهای آمریکا تبدیل شد.
https://www.wsj.com/politics/national-security/trump-regime-change-model-venezuela-iran-cuba-a8807167?mod=hp_lead_pos9
The Wall Street Journal
‘Decapitate and Delegate’: Trump Tests New Model of U.S.-Led Regime Change
Will taking out the leaders of America’s enemies be enough?
آیا ترامپ در جنگی که خود آغاز کرده به یک دردسر تبدیل شده است؟
سیمور هرش
سیمور هرش (Seymour Hersh) یکی از مشهورترین روزنامهنگاران تحقیقی آمریکا است. او برنده جایزه پولیتزر است و به دلیل افشای کشتار «مای لای» در جنگ ویتنام و همچنین گزارشهایش درباره رسوایی زندان ابوغریب شناخته میشود.
با گسترش جنگ در ایران — جایی که نیروهای هوایی و دریایی آمریکا و اسرائیل تا روز چهارشنبه ۴ مارس برنامههای دقیق حمله به اهداف داخل ایران و زمانبندی آنها را تنظیم کردهاند — نگرانیها در جامعه اطلاعاتی آمریکا در حال افزایش است. این نگرانیها به ناتوانی رئیسجمهور دونالد ترامپ در تشخیص این موضوع مربوط میشود که چه اطلاعاتی محرمانه است و چه اطلاعاتی نیست.
پس از کشته شدن آیتالله علی خامنهای، رهبر جمهوری اسلامی، در حمله هوایی روز شنبه، ترامپ این هفته به طور گسترده نقل قول شد که گفته است «بیشتر افرادی که ما برای رهبری آینده ایران در نظر داشتیم، کشته شدهاند.» او همچنین گفت هر کسی که قدرت را در ایران به دست بگیرد ممکن است «به همان اندازه یا حتی بدتر از خامنهای» باشد.
پیش از آغاز حملات به ایران، عوامل عملیاتی آمریکا و اسرائیل در داخل کشور بهطور مخفیانه و تحت پوشش عمیق تلاش زیادی کرده بودند تا از میان گروههای مختلف، افرادی را به عنوان رهبران آینده ایران جذب کنند؛ از جمله شاید افرادی در داخل سپاه پاسداران انقلاب اسلامی که مسئول حفاظت از رهبر جمهوری اسلامی است. به نظر میرسد رئیسجمهور هنگام بیان این سخنان فراموش کرده بود که این موضوع از اسرار کاملاً محرمانه محسوب میشود.
به من گفته شده است که اظهارات غیررسمی ترامپ باعث شده سپاه پاسداران یک عملیات گسترده برای شناسایی افراد نفوذی که ممکن است به طور مستقیم یا غیرمستقیم با سازمانهای اطلاعاتی آمریکا یا اسرائیل در ارتباط بوده باشند، آغاز کند.
ترامپ همچنین بهطور غیررسمی — ظاهراً در واکنش به پیشنهاد بنیامین نتانیاهو، نخستوزیر اسرائیل — درباره وارد کردن کردها به جنگ صحبت کرده است تا در نبردی که به نظر میرسد به یک جنگ طولانیمدت برای پایان دادن به حکومت مذهبی در تهران تبدیل شود، نقش ایفا کنند.
هیچ نشانهای وجود ندارد که رئیسجمهور یا مشاوران نزدیک او آگاه بوده باشند که کردها — که زمانی کنترل منطقهای در شمالغرب ایران امروزی را در اختیار داشتند — هرگز از آرزوی خود برای ایجاد یک کشور مستقل دست نکشیدهاند؛ آرزویی که در کنار تلاشهای مشابه آنها در عراق، سوریه و ترکیه ادامه داشته است.
یکی از منابع با تجربه در جامعه اطلاعاتی آمریکا به من گفت که کردها در حال حاضر «در مرزها متمرکز شدهاند، مسلح و آماده» هستند. به گفته او، وارد کردن کردها به این درگیری «یکی از مطمئنترین راهها برای آغاز یک جنگ داخلی قومی در ایران خواهد بود.»
این مقام آمریکایی که از انتخاب ترامپ پس از آنچه او «فاجعههای سیاست خارجی دولت بایدن» مینامید خوشحال بود، از اشتباهات اخیر رئیسجمهور در قضاوت بسیار ناامید شده است. او در پایان گفت:
«چطور میتوانیم از خودمان در برابر افرادی مثل او محافظت کنیم؟»
https://seymourhersh.substack.com/p/is-trump-a-liability-in-his-own-war
سیمور هرش
سیمور هرش (Seymour Hersh) یکی از مشهورترین روزنامهنگاران تحقیقی آمریکا است. او برنده جایزه پولیتزر است و به دلیل افشای کشتار «مای لای» در جنگ ویتنام و همچنین گزارشهایش درباره رسوایی زندان ابوغریب شناخته میشود.
با گسترش جنگ در ایران — جایی که نیروهای هوایی و دریایی آمریکا و اسرائیل تا روز چهارشنبه ۴ مارس برنامههای دقیق حمله به اهداف داخل ایران و زمانبندی آنها را تنظیم کردهاند — نگرانیها در جامعه اطلاعاتی آمریکا در حال افزایش است. این نگرانیها به ناتوانی رئیسجمهور دونالد ترامپ در تشخیص این موضوع مربوط میشود که چه اطلاعاتی محرمانه است و چه اطلاعاتی نیست.
پس از کشته شدن آیتالله علی خامنهای، رهبر جمهوری اسلامی، در حمله هوایی روز شنبه، ترامپ این هفته به طور گسترده نقل قول شد که گفته است «بیشتر افرادی که ما برای رهبری آینده ایران در نظر داشتیم، کشته شدهاند.» او همچنین گفت هر کسی که قدرت را در ایران به دست بگیرد ممکن است «به همان اندازه یا حتی بدتر از خامنهای» باشد.
پیش از آغاز حملات به ایران، عوامل عملیاتی آمریکا و اسرائیل در داخل کشور بهطور مخفیانه و تحت پوشش عمیق تلاش زیادی کرده بودند تا از میان گروههای مختلف، افرادی را به عنوان رهبران آینده ایران جذب کنند؛ از جمله شاید افرادی در داخل سپاه پاسداران انقلاب اسلامی که مسئول حفاظت از رهبر جمهوری اسلامی است. به نظر میرسد رئیسجمهور هنگام بیان این سخنان فراموش کرده بود که این موضوع از اسرار کاملاً محرمانه محسوب میشود.
به من گفته شده است که اظهارات غیررسمی ترامپ باعث شده سپاه پاسداران یک عملیات گسترده برای شناسایی افراد نفوذی که ممکن است به طور مستقیم یا غیرمستقیم با سازمانهای اطلاعاتی آمریکا یا اسرائیل در ارتباط بوده باشند، آغاز کند.
ترامپ همچنین بهطور غیررسمی — ظاهراً در واکنش به پیشنهاد بنیامین نتانیاهو، نخستوزیر اسرائیل — درباره وارد کردن کردها به جنگ صحبت کرده است تا در نبردی که به نظر میرسد به یک جنگ طولانیمدت برای پایان دادن به حکومت مذهبی در تهران تبدیل شود، نقش ایفا کنند.
هیچ نشانهای وجود ندارد که رئیسجمهور یا مشاوران نزدیک او آگاه بوده باشند که کردها — که زمانی کنترل منطقهای در شمالغرب ایران امروزی را در اختیار داشتند — هرگز از آرزوی خود برای ایجاد یک کشور مستقل دست نکشیدهاند؛ آرزویی که در کنار تلاشهای مشابه آنها در عراق، سوریه و ترکیه ادامه داشته است.
یکی از منابع با تجربه در جامعه اطلاعاتی آمریکا به من گفت که کردها در حال حاضر «در مرزها متمرکز شدهاند، مسلح و آماده» هستند. به گفته او، وارد کردن کردها به این درگیری «یکی از مطمئنترین راهها برای آغاز یک جنگ داخلی قومی در ایران خواهد بود.»
این مقام آمریکایی که از انتخاب ترامپ پس از آنچه او «فاجعههای سیاست خارجی دولت بایدن» مینامید خوشحال بود، از اشتباهات اخیر رئیسجمهور در قضاوت بسیار ناامید شده است. او در پایان گفت:
«چطور میتوانیم از خودمان در برابر افرادی مثل او محافظت کنیم؟»
https://seymourhersh.substack.com/p/is-trump-a-liability-in-his-own-war
Substack
IS TRUMP A LIABILITY IN HIS OWN WAR?
Trump's loose lips may be undermining the war against Iran he and Netanyahu started
### نکات و استدلالهای اصلی مقاله: «آیا رژیم ایران میتواند زنده بماند؟» – والتر راسل مید
* سرنوشت جمهوری اسلامی در برابر حملات گسترده آمریکا و اسرائیل نامشخص است. حملات شبانهروزی به اهداف نظامی و امنیتی ایران ادامه دارد و هنوز مشخص نیست رژیم میتواند از این مرحله عبور کند یا نه.
* برخلاف عراق صدام یا لیبی قذافی، ایران سابقه طولانی در ایجاد و حفظ قدرت منطقهای دارد و تا سال ۲۰۲۳ به اوج نفوذ خود در خاورمیانه رسیده بود.
* تا پیش از جنگ اخیر، شبکه نفوذ منطقهای ایران بسیار گسترده بود:
* نفوذ در عراق از طریق گروههای متحد
* بقای حکومت بشار اسد در سوریه
* نفوذ حزبالله در لبنان
* قدرت حوثیها برای تهدید کشتیرانی در دریای سرخ
* ایران همچنین روابط بینالمللی مهمی ایجاد کرده بود:
* همکاری نظامی با روسیه (از جمله ارسال پهپاد برای جنگ اوکراین)
* روابط اقتصادی و سیاسی با چین
* همکاری با ونزوئلا در زمینه قاچاق و شبکههای غیررسمی
* جمهوری اسلامی حتی توانسته بود با گروههای سنی تندرو نیز همکاری کند**؛ از جمله حمایت از **حماس به دلیل دشمنی مشترک با اسرائیل.
* این شبکه قدرت منطقهای طی دههها و با ترکیبی از دیپلماسی، فشار، تهدید و عملیات مخفی ساخته شده بود.
-
### سقوط سریع از اوج قدرت
* اگر رسیدن ایران به اوج قدرت منطقهای تدریجی بود، سقوط از آن بسیار سریع رخ داده است.
* پس از حملات اسرائیل و حمایت آمریکا، بسیاری از پایگاههای قدرت منطقهای ایران تضعیف یا نابود شدهاند.
* رهبران باقیمانده جمهوری اسلامی و فرماندهان سپاه اکنون در پناهگاهها مخفی شدهاند و حتی از تلفنهای همراه خود میترسند.
* ائتلافی گسترده علیه ایران شکل گرفته که علاوه بر آمریکا و اسرائیل، کشورهایی مانند آلمان، کانادا و حتی قطر را نیز شامل میشود.
-
### اهداف ایران در جنگ
* ایران وارد این جنگ با دو هدف اصلی شد:
1. گسترش بیثباتی در منطقه
* حمله موشکی و پهپادی به کشورهای منطقه
* ایجاد اختلال در بازار نفت
* فشار اقتصادی بر متحدان آمریکا
* وادار کردن واشینگتن به عقبنشینی
2. وادار کردن آمریکا به انتخابی دشوار
* یا اجازه دادن به بقای رژیم
* یا ورود به یک جنگ زمینی طولانی و پرهزینه
* رهبران ایران معتقدند ترامپ از جنگ زمینی اجتناب خواهد کرد و حتی اگر چنین جنگی آغاز شود، آمریکا ممکن است مانند افغانستان شکست بخورد.
### استراتژی آمریکا و اسرائیل برای تضعیف رژیم
آمریکا و اسرائیل سه مسیر اصلی را دنبال میکنند:
1. تضعیف توان سرکوب داخلی رژیم
* نابودی زیرساختهای امنیتی، نظامی و تسلیحاتی
* استفاده از سلاحهای دقیق و نفوذ اطلاعاتی
2. تحریک اقلیتهای قومی برای شورش
* کردها در شمال
* بلوچها در شرق
* احتمالاً آذریها در صورت طولانی شدن جنگ
* احتمال حمایت نظامی از سوی آذربایجان یا اقلیم کردستان عراق
3. ایجاد شکاف در رهبری ایران
* تلاش برای یافتن چهرههایی در داخل حکومت که حاضر به همکاری با آمریکا باشند
* الگویی مشابه آنچه در ونزوئلا رخ داد
### مشکلات و خطرات این استراتژی
* حملات گسترده ممکن است به زیرساختهای غیرنظامی نیز آسیب بزند و باعث افزایش حمایت داخلی از حکومت شود.
* حمایت از شورشهای قومی ممکن است ملیگرایی ایرانی را تقویت کند و حتی مخالفان حکومت را نیز علیه مداخله خارجی متحد کند.
* پیدا کردن یک رهبر جایگزین در داخل نظام که بتواند با آمریکا همکاری کند بسیار دشوار است و حتی اگر چنین فردی پیدا شود، ممکن است عمر سیاسی یا حتی فیزیکی او کوتاه باشد.
### جمعبندی
* آینده جمهوری اسلامی در هفتههای آینده ممکن است تعیین شود.
* نتیجه جنگ بستگی دارد به این که آیا راهبردهای ایران همچنان هوشمندانه و مؤثر هستند یا نشانهای از اشتباهات و محاسبات غلط.
* نویسنده در پایان امیدوار است که رهبران ایران مسیری را انتخاب کنند که به صلح منجر شود.
https://www.wsj.com/opinion/can-the-iranian-regime-survive-c56d25f8?mod=hp_opin_pos_2
* سرنوشت جمهوری اسلامی در برابر حملات گسترده آمریکا و اسرائیل نامشخص است. حملات شبانهروزی به اهداف نظامی و امنیتی ایران ادامه دارد و هنوز مشخص نیست رژیم میتواند از این مرحله عبور کند یا نه.
* برخلاف عراق صدام یا لیبی قذافی، ایران سابقه طولانی در ایجاد و حفظ قدرت منطقهای دارد و تا سال ۲۰۲۳ به اوج نفوذ خود در خاورمیانه رسیده بود.
* تا پیش از جنگ اخیر، شبکه نفوذ منطقهای ایران بسیار گسترده بود:
* نفوذ در عراق از طریق گروههای متحد
* بقای حکومت بشار اسد در سوریه
* نفوذ حزبالله در لبنان
* قدرت حوثیها برای تهدید کشتیرانی در دریای سرخ
* ایران همچنین روابط بینالمللی مهمی ایجاد کرده بود:
* همکاری نظامی با روسیه (از جمله ارسال پهپاد برای جنگ اوکراین)
* روابط اقتصادی و سیاسی با چین
* همکاری با ونزوئلا در زمینه قاچاق و شبکههای غیررسمی
* جمهوری اسلامی حتی توانسته بود با گروههای سنی تندرو نیز همکاری کند**؛ از جمله حمایت از **حماس به دلیل دشمنی مشترک با اسرائیل.
* این شبکه قدرت منطقهای طی دههها و با ترکیبی از دیپلماسی، فشار، تهدید و عملیات مخفی ساخته شده بود.
-
### سقوط سریع از اوج قدرت
* اگر رسیدن ایران به اوج قدرت منطقهای تدریجی بود، سقوط از آن بسیار سریع رخ داده است.
* پس از حملات اسرائیل و حمایت آمریکا، بسیاری از پایگاههای قدرت منطقهای ایران تضعیف یا نابود شدهاند.
* رهبران باقیمانده جمهوری اسلامی و فرماندهان سپاه اکنون در پناهگاهها مخفی شدهاند و حتی از تلفنهای همراه خود میترسند.
* ائتلافی گسترده علیه ایران شکل گرفته که علاوه بر آمریکا و اسرائیل، کشورهایی مانند آلمان، کانادا و حتی قطر را نیز شامل میشود.
-
### اهداف ایران در جنگ
* ایران وارد این جنگ با دو هدف اصلی شد:
1. گسترش بیثباتی در منطقه
* حمله موشکی و پهپادی به کشورهای منطقه
* ایجاد اختلال در بازار نفت
* فشار اقتصادی بر متحدان آمریکا
* وادار کردن واشینگتن به عقبنشینی
2. وادار کردن آمریکا به انتخابی دشوار
* یا اجازه دادن به بقای رژیم
* یا ورود به یک جنگ زمینی طولانی و پرهزینه
* رهبران ایران معتقدند ترامپ از جنگ زمینی اجتناب خواهد کرد و حتی اگر چنین جنگی آغاز شود، آمریکا ممکن است مانند افغانستان شکست بخورد.
### استراتژی آمریکا و اسرائیل برای تضعیف رژیم
آمریکا و اسرائیل سه مسیر اصلی را دنبال میکنند:
1. تضعیف توان سرکوب داخلی رژیم
* نابودی زیرساختهای امنیتی، نظامی و تسلیحاتی
* استفاده از سلاحهای دقیق و نفوذ اطلاعاتی
2. تحریک اقلیتهای قومی برای شورش
* کردها در شمال
* بلوچها در شرق
* احتمالاً آذریها در صورت طولانی شدن جنگ
* احتمال حمایت نظامی از سوی آذربایجان یا اقلیم کردستان عراق
3. ایجاد شکاف در رهبری ایران
* تلاش برای یافتن چهرههایی در داخل حکومت که حاضر به همکاری با آمریکا باشند
* الگویی مشابه آنچه در ونزوئلا رخ داد
### مشکلات و خطرات این استراتژی
* حملات گسترده ممکن است به زیرساختهای غیرنظامی نیز آسیب بزند و باعث افزایش حمایت داخلی از حکومت شود.
* حمایت از شورشهای قومی ممکن است ملیگرایی ایرانی را تقویت کند و حتی مخالفان حکومت را نیز علیه مداخله خارجی متحد کند.
* پیدا کردن یک رهبر جایگزین در داخل نظام که بتواند با آمریکا همکاری کند بسیار دشوار است و حتی اگر چنین فردی پیدا شود، ممکن است عمر سیاسی یا حتی فیزیکی او کوتاه باشد.
### جمعبندی
* آینده جمهوری اسلامی در هفتههای آینده ممکن است تعیین شود.
* نتیجه جنگ بستگی دارد به این که آیا راهبردهای ایران همچنان هوشمندانه و مؤثر هستند یا نشانهای از اشتباهات و محاسبات غلط.
* نویسنده در پایان امیدوار است که رهبران ایران مسیری را انتخاب کنند که به صلح منجر شود.
https://www.wsj.com/opinion/can-the-iranian-regime-survive-c56d25f8?mod=hp_opin_pos_2
The Wall Street Journal
Opinion | Can the Iranian Regime Survive?
A ground war is unlikely, but the U.S. and Israel have other ideas about how to bring the mullahs down.
«آغاز جنگ ایران با موفقیت اطلاعاتی تعیین شد»
اکونومیست
https://www.economist.com/middle-east-and-africa/2026/03/04/the-start-of-the-iran-war-was-determined-by-spying-success
• آغاز جنگ بر اساس یک فرصت اطلاعاتی دقیق شکل گرفت.
سرویسهای اطلاعاتی آمریکا و اسرائیل سالها حرکات آیتالله علی خامنهای، اطرافیان او و دیگر مقامات ارشد جمهوری اسلامی را رصد میکردند. زمانی که مشخص شد دو نشست مهم رهبران ایران در صبح ۲۸ فوریه در تهران برگزار میشود، این فرصت اطلاعاتی به عنوان لحظه مناسب برای آغاز حمله انتخاب شد.
• خامنهای احتمالاً تحت شدیدترین نظارت اطلاعاتی در جهان قرار داشت.
اطلاعات دقیق درباره محل حضور، زمان جلسات و الگوهای رفتوآمد او و اطرافیانش طی سالها جمعآوری شده بود و همین دادهها امکان حمله دقیق به محل اقامت او را فراهم کرد.
• حمله دقیق با استفاده از دهها موشک انجام شد.
مجموعه محل اقامت خامنهای با حدود ۳۰ موشک اسرائیلی هدف قرار گرفت و بهطور کامل تخریب شد تا هیچ احتمال خطایی در عملیات باقی نماند.
• زمانبندی حمله با دقت بسیار بالا انتخاب شد.
آمریکا و اسرائیل نگران بودند که ایران از حمله قریبالوقوع مطلع شود، بنابراین فرماندهان اسرائیلی حتی برای رفتن به مقر فرماندهی از خودروهای غیرمعمول استفاده کردند تا ردگیری نشوند.
• همزمان با آمادگی نظامی، مذاکرات نیز ادامه داشت.
آمریکا تا حدود ۳۶ ساعت پیش از حمله همچنان با ایران در حال مذاکره بود و حتی گفتوگوهای بیشتری برنامهریزی شده بود؛ موضوعی که به حفظ عنصر غافلگیری کمک کرد.
• همکاری اطلاعاتی آمریکا و اسرائیل در این عملیات بیسابقه بود.
برای نخستین بار آمریکا دسترسی مستقیم به تصاویر زنده ماهوارههای نظارتی خود را در اختیار ارتش اسرائیل قرار داد، در حالی که پیشتر تنها اطلاعات محدود و گزینشی ارائه میکرد.
• نقش کلیدی فناوری و هوش مصنوعی در عملیات اطلاعاتی.
اطلاعات از منابع متعددی جمعآوری شد: تلفنهای همراه مقامات، دستگاههای هوشمند و اپلیکیشنهای ناوبری، دوربینهای خودروهای جدید و سیستمهای ردیابی دیجیتال. حجم عظیم این دادهها با کمک هوش مصنوعی تحلیل شد.
• نقش سیلیکونولی در برتری فناوری آمریکا.
دسترسی جامعه اطلاعاتی آمریکا به فناوریهای پیشرفته شرکتهای فناوری در سیلیکونولی به آنها مزیت مهمی در تحلیل دادهها و نظارت دیجیتال داده است.
• روشهای سنتی جاسوسی دشوارتر شدهاند.
استفاده گسترده از گذرنامههای بیومتریک و پایگاههای داده هویتی جهانی باعث شده عملیات کلاسیک جاسوسی با هویت جعلی سختتر شود. در نتیجه بسیاری از کشفیات اطلاعاتی اکنون توسط تحلیلگران داده و ابزارهای دیجیتال انجام میشود.
• اسرائیل از روشهای متنوع برای ترور استفاده میکند.
علاوه بر عملیات انسانی، از ابزارهایی مانند جنگندهها، پهپادهای مسلح و تجهیزات دستکاریشده (مانند پیجرهایی که در سال ۲۰۲۴ برای هدف قرار دادن اعضای حزبالله استفاده شد) بهره گرفته میشود.
• حتی با اطلاعات دقیق نیز عملیات ترور همیشه موفق نیست.
برای مثال در سال ۲۰۲۵ اسرائیل در حمله به نشست رهبران حماس در دوحه اتاق اشتباهی را هدف قرار داد و اهداف اصلی از حمله جان سالم به در بردند.
• ترور رهبران همیشه نتیجه سیاسی مطلوب ایجاد نمیکند.
تجربههای گذشته نشان میدهد حذف رهبران لزوماً باعث نابودی سازمان یا رژیم نمیشود. اسرائیل بنیانگذار حماس شیخ احمد یاسین را ترور کرد اما حماس همچنان باقی ماند. همچنین ترور عباس موسوی رهبر حزبالله در سال ۱۹۹۲ باعث شد حسن نصرالله که رهبر قدرتمندتری بود جایگزین او شود.
• ترور رهبر یک کشور ریسک بسیار بیشتری دارد.
برخلاف حذف رهبران گروههای مسلح، ترور رهبر یک دولت میتواند پیامدهای غیرقابل پیشبینی و حتی خطرناکتری در سطح داخلی و منطقهای ایجاد کند.
• آمریکا و اسرائیل برنامه روشنی برای «بعد از خامنهای» ندارند.
به گفته یک مقام سابق اطلاعاتی اسرائیل، به نظر میرسد هنوز مشخص نیست چه کسی قرار است جایگزین شود یا چه ساختار سیاسی پس از او شکل خواهد گرفت.
اکونومیست
https://www.economist.com/middle-east-and-africa/2026/03/04/the-start-of-the-iran-war-was-determined-by-spying-success
• آغاز جنگ بر اساس یک فرصت اطلاعاتی دقیق شکل گرفت.
سرویسهای اطلاعاتی آمریکا و اسرائیل سالها حرکات آیتالله علی خامنهای، اطرافیان او و دیگر مقامات ارشد جمهوری اسلامی را رصد میکردند. زمانی که مشخص شد دو نشست مهم رهبران ایران در صبح ۲۸ فوریه در تهران برگزار میشود، این فرصت اطلاعاتی به عنوان لحظه مناسب برای آغاز حمله انتخاب شد.
• خامنهای احتمالاً تحت شدیدترین نظارت اطلاعاتی در جهان قرار داشت.
اطلاعات دقیق درباره محل حضور، زمان جلسات و الگوهای رفتوآمد او و اطرافیانش طی سالها جمعآوری شده بود و همین دادهها امکان حمله دقیق به محل اقامت او را فراهم کرد.
• حمله دقیق با استفاده از دهها موشک انجام شد.
مجموعه محل اقامت خامنهای با حدود ۳۰ موشک اسرائیلی هدف قرار گرفت و بهطور کامل تخریب شد تا هیچ احتمال خطایی در عملیات باقی نماند.
• زمانبندی حمله با دقت بسیار بالا انتخاب شد.
آمریکا و اسرائیل نگران بودند که ایران از حمله قریبالوقوع مطلع شود، بنابراین فرماندهان اسرائیلی حتی برای رفتن به مقر فرماندهی از خودروهای غیرمعمول استفاده کردند تا ردگیری نشوند.
• همزمان با آمادگی نظامی، مذاکرات نیز ادامه داشت.
آمریکا تا حدود ۳۶ ساعت پیش از حمله همچنان با ایران در حال مذاکره بود و حتی گفتوگوهای بیشتری برنامهریزی شده بود؛ موضوعی که به حفظ عنصر غافلگیری کمک کرد.
• همکاری اطلاعاتی آمریکا و اسرائیل در این عملیات بیسابقه بود.
برای نخستین بار آمریکا دسترسی مستقیم به تصاویر زنده ماهوارههای نظارتی خود را در اختیار ارتش اسرائیل قرار داد، در حالی که پیشتر تنها اطلاعات محدود و گزینشی ارائه میکرد.
• نقش کلیدی فناوری و هوش مصنوعی در عملیات اطلاعاتی.
اطلاعات از منابع متعددی جمعآوری شد: تلفنهای همراه مقامات، دستگاههای هوشمند و اپلیکیشنهای ناوبری، دوربینهای خودروهای جدید و سیستمهای ردیابی دیجیتال. حجم عظیم این دادهها با کمک هوش مصنوعی تحلیل شد.
• نقش سیلیکونولی در برتری فناوری آمریکا.
دسترسی جامعه اطلاعاتی آمریکا به فناوریهای پیشرفته شرکتهای فناوری در سیلیکونولی به آنها مزیت مهمی در تحلیل دادهها و نظارت دیجیتال داده است.
• روشهای سنتی جاسوسی دشوارتر شدهاند.
استفاده گسترده از گذرنامههای بیومتریک و پایگاههای داده هویتی جهانی باعث شده عملیات کلاسیک جاسوسی با هویت جعلی سختتر شود. در نتیجه بسیاری از کشفیات اطلاعاتی اکنون توسط تحلیلگران داده و ابزارهای دیجیتال انجام میشود.
• اسرائیل از روشهای متنوع برای ترور استفاده میکند.
علاوه بر عملیات انسانی، از ابزارهایی مانند جنگندهها، پهپادهای مسلح و تجهیزات دستکاریشده (مانند پیجرهایی که در سال ۲۰۲۴ برای هدف قرار دادن اعضای حزبالله استفاده شد) بهره گرفته میشود.
• حتی با اطلاعات دقیق نیز عملیات ترور همیشه موفق نیست.
برای مثال در سال ۲۰۲۵ اسرائیل در حمله به نشست رهبران حماس در دوحه اتاق اشتباهی را هدف قرار داد و اهداف اصلی از حمله جان سالم به در بردند.
• ترور رهبران همیشه نتیجه سیاسی مطلوب ایجاد نمیکند.
تجربههای گذشته نشان میدهد حذف رهبران لزوماً باعث نابودی سازمان یا رژیم نمیشود. اسرائیل بنیانگذار حماس شیخ احمد یاسین را ترور کرد اما حماس همچنان باقی ماند. همچنین ترور عباس موسوی رهبر حزبالله در سال ۱۹۹۲ باعث شد حسن نصرالله که رهبر قدرتمندتری بود جایگزین او شود.
• ترور رهبر یک کشور ریسک بسیار بیشتری دارد.
برخلاف حذف رهبران گروههای مسلح، ترور رهبر یک دولت میتواند پیامدهای غیرقابل پیشبینی و حتی خطرناکتری در سطح داخلی و منطقهای ایجاد کند.
• آمریکا و اسرائیل برنامه روشنی برای «بعد از خامنهای» ندارند.
به گفته یک مقام سابق اطلاعاتی اسرائیل، به نظر میرسد هنوز مشخص نیست چه کسی قرار است جایگزین شود یا چه ساختار سیاسی پس از او شکل خواهد گرفت.
The Economist
The start of the Iran war was determined by spying success
But even when assassinations come off, the long-term consequences are unclear
پس از این رویارویی بزرگ، چه چیزی برای ایران باقی مانده است؟
در جریان جنگ کنونی سه تصویر متفاوت از ایران شکل گرفته است. در داخل کشور، گروهی برای ترور رهبر جمهوری اسلامی عزاداری میکنند و در مقابل گروهی دیگر از همان اتفاق ابراز شادی میکنند. در خارج از کشور نیز ایرانیانی در پایتختهای غربی با در دست داشتن پرچم ایران خبر مرگ او را جشن گرفتهاند؛ صحنهای که تا حدی یادآور شادی بخشی از مهاجران کوبایی در آمریکا پس از مرگ فیدل کاسترو است.
اما در کنار این سه تصویر، گروه بزرگتری نیز وجود دارد که کمتر دیده میشود: اکثریت خاموش. این گروه میان انتقاد از حکومت و ترس از هرجومرج یا مداخله خارجی در نوسان است و هنوز ابتکار عمل یا چشمانداز سیاسی مشخصی ارائه نکرده است. همین امر نشان میدهد که ایران حتی پیش از این جنگ نیز با شکاف عمیق اجتماعی روبهرو بوده است.
تجربه تاریخی نشان میدهد که حکومتها در منطقه معمولاً به دلیل شکست نظامی سقوط نمیکنند؛ بلکه بیشتر از طریق کودتاهای نظامی یا قیامهای مردمی فرو میریزند. بسیاری از رژیمهای عربی در جنگهای مختلف شکست خوردند اما دههها در قدرت باقی ماندند. بنابراین حتی اگر حکومت ایران در این جنگ شکست بخورد، ممکن است همچنان به حیات خود ادامه دهد.
رژیمهای ایدئولوژیک معمولاً دارای دستگاه امنیتی سخت و قدرتمندی هستند که میتواند حتی پس از شکستهای نظامی از فروپاشی جلوگیری کند. نمونه آن رژیم بعث عراق است که پس از شکست در جنگ خلیج فارس در سال ۱۹۹۱ سیزده سال دیگر در قدرت باقی ماند.
در چنین شرایطی، ایران ممکن است بخش بزرگی از نفوذ منطقهای خود—که پیشتر از طریق متحدان و نیروهای نیابتی در یمن، سوریه، عراق و لبنان اعمال میکرد—از دست بدهد و برای حفظ بقا ناچار شود به درون مرزهای خود عقبنشینی کند.
در صورت ایجاد خلأ قدرت در منطقه، احتمالاً چندین قدرت عربی و منطقهای برای پر کردن آن رقابت خواهند کرد. اسرائیل با وجود برتری نظامی نمیتواند بهتنهایی چنین خلأیی را پر کند، زیرا در محیط عربی و اسلامی از پذیرش مردمی برخوردار نیست.
در داخل اسرائیل نیز این تحولات میتواند پیامدهای سیاسی داشته باشد. در حالی که جریان راست افراطی از پیروزیهای نظامی بهره میبرد، جریان چپ اسرائیل با چالشی جدی روبهرو خواهد شد: یا به حاشیه رانده میشود یا تلاش میکند با بازنگری در راهبردهای خود نقش سیاسی تازهای به دست آورد. از آنجا که چنین تحولی زمانبر است، احتمالاً ائتلاف راست افراطی همچنان در قدرت باقی خواهد ماند و سیاستهای خود—از جمله تمرکز بر کرانه باختری—را ادامه خواهد داد.
در نهایت، سقوط حکومت ایران به مجموعهای از عوامل نیاز دارد که همزمان رخ دهند. اما یک واقعیت روشن است: افسانه و روایت ایدئولوژیکی که این نظام بر پایه آن شکل گرفت، در برخورد با واقعیتهای کنونی دچار ترک شده است. با فروپاشی آن روایت، ستونهای ساختاری که طی نزدیک به نیم قرن بر آن بنا شده بودند نیز ممکن است به تدریج تضعیف شوند.
https://english.aawsat.com/opinion/5247334-what-does-iran-have-left-after-major-confrontation
در جریان جنگ کنونی سه تصویر متفاوت از ایران شکل گرفته است. در داخل کشور، گروهی برای ترور رهبر جمهوری اسلامی عزاداری میکنند و در مقابل گروهی دیگر از همان اتفاق ابراز شادی میکنند. در خارج از کشور نیز ایرانیانی در پایتختهای غربی با در دست داشتن پرچم ایران خبر مرگ او را جشن گرفتهاند؛ صحنهای که تا حدی یادآور شادی بخشی از مهاجران کوبایی در آمریکا پس از مرگ فیدل کاسترو است.
اما در کنار این سه تصویر، گروه بزرگتری نیز وجود دارد که کمتر دیده میشود: اکثریت خاموش. این گروه میان انتقاد از حکومت و ترس از هرجومرج یا مداخله خارجی در نوسان است و هنوز ابتکار عمل یا چشمانداز سیاسی مشخصی ارائه نکرده است. همین امر نشان میدهد که ایران حتی پیش از این جنگ نیز با شکاف عمیق اجتماعی روبهرو بوده است.
تجربه تاریخی نشان میدهد که حکومتها در منطقه معمولاً به دلیل شکست نظامی سقوط نمیکنند؛ بلکه بیشتر از طریق کودتاهای نظامی یا قیامهای مردمی فرو میریزند. بسیاری از رژیمهای عربی در جنگهای مختلف شکست خوردند اما دههها در قدرت باقی ماندند. بنابراین حتی اگر حکومت ایران در این جنگ شکست بخورد، ممکن است همچنان به حیات خود ادامه دهد.
رژیمهای ایدئولوژیک معمولاً دارای دستگاه امنیتی سخت و قدرتمندی هستند که میتواند حتی پس از شکستهای نظامی از فروپاشی جلوگیری کند. نمونه آن رژیم بعث عراق است که پس از شکست در جنگ خلیج فارس در سال ۱۹۹۱ سیزده سال دیگر در قدرت باقی ماند.
در چنین شرایطی، ایران ممکن است بخش بزرگی از نفوذ منطقهای خود—که پیشتر از طریق متحدان و نیروهای نیابتی در یمن، سوریه، عراق و لبنان اعمال میکرد—از دست بدهد و برای حفظ بقا ناچار شود به درون مرزهای خود عقبنشینی کند.
در صورت ایجاد خلأ قدرت در منطقه، احتمالاً چندین قدرت عربی و منطقهای برای پر کردن آن رقابت خواهند کرد. اسرائیل با وجود برتری نظامی نمیتواند بهتنهایی چنین خلأیی را پر کند، زیرا در محیط عربی و اسلامی از پذیرش مردمی برخوردار نیست.
در داخل اسرائیل نیز این تحولات میتواند پیامدهای سیاسی داشته باشد. در حالی که جریان راست افراطی از پیروزیهای نظامی بهره میبرد، جریان چپ اسرائیل با چالشی جدی روبهرو خواهد شد: یا به حاشیه رانده میشود یا تلاش میکند با بازنگری در راهبردهای خود نقش سیاسی تازهای به دست آورد. از آنجا که چنین تحولی زمانبر است، احتمالاً ائتلاف راست افراطی همچنان در قدرت باقی خواهد ماند و سیاستهای خود—از جمله تمرکز بر کرانه باختری—را ادامه خواهد داد.
در نهایت، سقوط حکومت ایران به مجموعهای از عوامل نیاز دارد که همزمان رخ دهند. اما یک واقعیت روشن است: افسانه و روایت ایدئولوژیکی که این نظام بر پایه آن شکل گرفت، در برخورد با واقعیتهای کنونی دچار ترک شده است. با فروپاشی آن روایت، ستونهای ساختاری که طی نزدیک به نیم قرن بر آن بنا شده بودند نیز ممکن است به تدریج تضعیف شوند.
https://english.aawsat.com/opinion/5247334-what-does-iran-have-left-after-major-confrontation
Aawsat
What Does Iran Have Left After This Major Confrontation?
Two contrasting images have emerged from inside Iran during the current war, and another from outside it. The first shows women dressed in black mourning the assassination of Supreme Leader Ali Khamenei, while other women are seen ululating in celebration…
👍1
خلاصه تحلیلی مقاله: «آمریکا ممکن است خلیج فارس را از دست بدهد»
• حملات ایران به کشورهای خلیج فارس آنها را ناخواسته وارد جنگی کرده است که تلاش میکردند از آن اجتناب کنند. احتمال ورود امارات، قطر و عربستان به جنگ در کنار آمریکا و اسرائیل نشاندهنده تحقق رؤیای قدیمی واشینگتن برای ائتلاف عربی–اسرائیلی علیه ایران است، اما این روند میتواند همزمان منطقه را به سوی بیثباتی گسترده سوق دهد.
• حملات ایران روند تنشزدایی سه سال اخیر میان تهران و کشورهای خلیج فارس را از بین برد. این روند پس از حملات سال ۲۰۱۹ به تأسیسات نفتی عربستان و در نهایت با احیای روابط دیپلماتیک ایران و عربستان در سال ۲۰۲۳ شکل گرفت؛ توافقی که با میانجیگری چین انجام شد و بخشی از تلاش گستردهتر منطقه برای کاهش درگیریهای نیابتی بود.
• کشورهای خلیج فارس امیدوار بودند جنگ محدود بماند و تنها به تغییر رهبران ایران بدون فروپاشی دولت منجر شود؛ سناریویی که میتوانست ثبات منطقه را حفظ کند. اما ایران این سناریو را نپذیرفت.
• ایران در واکنش به حمله آمریکا و اسرائیل بمباران گسترده و فزایندهای علیه همه همسایگان خلیج فارس آغاز کرد. تمرکز حملات پهپادی و موشکی بهویژه بر امارات و بحرین بود، اما کویت، عربستان و حتی قطر و عمان نیز هدف قرار گرفتند.
• الگوی این حملات نشان میدهد که تهران یک استراتژی مشخص و چندلایه را دنبال میکند. ایران با هدف قرار دادن مراکز غیرنظامی در قلب کشورهای خلیج فارس تلاش کرده است آسیبپذیری بیسابقه این کشورها را به مردم و رهبرانشان نشان دهد. حضور رسانهای رهبران خلیج فارس در مراکز خرید و فضاهای عمومی نیز نشان میدهد که آنها به شدت نگران شوک و ترس عمومی هستند.
• ایران به این نتیجه رسید که مزایای حمله گسترده به کشورهای خلیج فارس بیش از مزایای خویشتنداری است**؛ بهویژه چون در گذشته از خودداری از چنین حملاتی سودی نبرده بود و احساس میکرد در ازای خویشتنداری قبلی هیچ امتیازی دریافت نکرده است.
• یکی از اهداف اصلی ایران ایجاد **فشار اقتصادی جهانی برای وادار کردن طرفها به آتشبس است. ایران عملاً با تهدید بستن تنگه هرمز عبور نفتکشها را مختل کرده است. حتی بدون حملات مستقیم، پالایشگاههای نفت عربستان و تولید گاز مایع قطر دچار اختلال شدهاند و قیمت نفت و گاز به سرعت در حال افزایش است، در حالی که آمریکا به نظر نمیرسد آماده واکنش مؤثر باشد.
• این فشار اقتصادی میتواند به سرعت اقتصاد جهانی را تحت تأثیر قرار دهد، زیرا انرژی خلیج فارس بخشی حیاتی از سیستم عصبی اقتصاد جهانی محسوب میشود.
• حوثیها**—که در جریان جنگ غزه توانستند حملونقل دریایی در دریای سرخ را مختل کنند—هنوز وارد این درگیری نشدهاند، که نشان میدهد ایران هنوز ابزارهای بیشتری برای افزایش سطح تنش در اختیار دارد.
• ایران همچنین با استفاده از **موجهای پهپاد ارزان و موشکهای شاهد تلاش میکند سامانههای دفاع موشکی آمریکا و کشورهای خلیج فارس را فرسوده کند و در عین حال رادارها و شبکههای ارتباطی دفاعی آنها را هدف قرار دهد. موفقیت اولیه دفاع موشکی میتواند گمراهکننده باشد، زیرا آزمون واقعی زمانی رخ میدهد که موشکهای رهگیر گرانقیمت تمام شوند و موشکهای پیشرفتهتر وارد میدان شوند.
• با وجود بمباران شدید ایران و حذف بخش بزرگی از رهبری آن**، به نظر میرسد استراتژی تهران در قبال خلیج فارس در چند سطح در حال تحقق اهداف خود است.
• این حملات ممکن است برخی کشورهای خلیج فارس را بیشتر وارد جنگ کند (هرچند عربستان ظاهراً تلاش میکند از این دام دوری کند)، اما از نظر نظامی احتمالاً تغییر بزرگی در موازنه ایجاد نمیکند. از نگاه ایران، کشاندن کشورهای عربی به **ائتلاف آشکار با اسرائیل—که در منطقه محبوبیت بسیار کمی دارد—مزایای سیاسی و منطقهای قابل توجهی دارد. در حالی که آمریکا و اسرائیل این وضعیت را هزینهای برای ایران میدانند، از دید تهران ممکن است نتیجه کاملاً متفاوتی داشته باشد.
• در عین حال، یکی از مهمترین پیامدهای این جنگ تزلزل اعتماد کشورهای خلیج فارس به تضمینهای امنیتی آمریکا است. بسیاری از رهبران منطقه معتقدند واشینگتن و اسرائیل جنگی را آغاز کردهاند که مستقیماً امنیت و بقای آنها را تهدید میکند، بدون آنکه با آنها مشورت جدی انجام شده باشد.
https://foreignpolicy.com/2026/03/05/iran-israel-united-states-war-gulf-countries-alliances/
• حملات ایران به کشورهای خلیج فارس آنها را ناخواسته وارد جنگی کرده است که تلاش میکردند از آن اجتناب کنند. احتمال ورود امارات، قطر و عربستان به جنگ در کنار آمریکا و اسرائیل نشاندهنده تحقق رؤیای قدیمی واشینگتن برای ائتلاف عربی–اسرائیلی علیه ایران است، اما این روند میتواند همزمان منطقه را به سوی بیثباتی گسترده سوق دهد.
• حملات ایران روند تنشزدایی سه سال اخیر میان تهران و کشورهای خلیج فارس را از بین برد. این روند پس از حملات سال ۲۰۱۹ به تأسیسات نفتی عربستان و در نهایت با احیای روابط دیپلماتیک ایران و عربستان در سال ۲۰۲۳ شکل گرفت؛ توافقی که با میانجیگری چین انجام شد و بخشی از تلاش گستردهتر منطقه برای کاهش درگیریهای نیابتی بود.
• کشورهای خلیج فارس امیدوار بودند جنگ محدود بماند و تنها به تغییر رهبران ایران بدون فروپاشی دولت منجر شود؛ سناریویی که میتوانست ثبات منطقه را حفظ کند. اما ایران این سناریو را نپذیرفت.
• ایران در واکنش به حمله آمریکا و اسرائیل بمباران گسترده و فزایندهای علیه همه همسایگان خلیج فارس آغاز کرد. تمرکز حملات پهپادی و موشکی بهویژه بر امارات و بحرین بود، اما کویت، عربستان و حتی قطر و عمان نیز هدف قرار گرفتند.
• الگوی این حملات نشان میدهد که تهران یک استراتژی مشخص و چندلایه را دنبال میکند. ایران با هدف قرار دادن مراکز غیرنظامی در قلب کشورهای خلیج فارس تلاش کرده است آسیبپذیری بیسابقه این کشورها را به مردم و رهبرانشان نشان دهد. حضور رسانهای رهبران خلیج فارس در مراکز خرید و فضاهای عمومی نیز نشان میدهد که آنها به شدت نگران شوک و ترس عمومی هستند.
• ایران به این نتیجه رسید که مزایای حمله گسترده به کشورهای خلیج فارس بیش از مزایای خویشتنداری است**؛ بهویژه چون در گذشته از خودداری از چنین حملاتی سودی نبرده بود و احساس میکرد در ازای خویشتنداری قبلی هیچ امتیازی دریافت نکرده است.
• یکی از اهداف اصلی ایران ایجاد **فشار اقتصادی جهانی برای وادار کردن طرفها به آتشبس است. ایران عملاً با تهدید بستن تنگه هرمز عبور نفتکشها را مختل کرده است. حتی بدون حملات مستقیم، پالایشگاههای نفت عربستان و تولید گاز مایع قطر دچار اختلال شدهاند و قیمت نفت و گاز به سرعت در حال افزایش است، در حالی که آمریکا به نظر نمیرسد آماده واکنش مؤثر باشد.
• این فشار اقتصادی میتواند به سرعت اقتصاد جهانی را تحت تأثیر قرار دهد، زیرا انرژی خلیج فارس بخشی حیاتی از سیستم عصبی اقتصاد جهانی محسوب میشود.
• حوثیها**—که در جریان جنگ غزه توانستند حملونقل دریایی در دریای سرخ را مختل کنند—هنوز وارد این درگیری نشدهاند، که نشان میدهد ایران هنوز ابزارهای بیشتری برای افزایش سطح تنش در اختیار دارد.
• ایران همچنین با استفاده از **موجهای پهپاد ارزان و موشکهای شاهد تلاش میکند سامانههای دفاع موشکی آمریکا و کشورهای خلیج فارس را فرسوده کند و در عین حال رادارها و شبکههای ارتباطی دفاعی آنها را هدف قرار دهد. موفقیت اولیه دفاع موشکی میتواند گمراهکننده باشد، زیرا آزمون واقعی زمانی رخ میدهد که موشکهای رهگیر گرانقیمت تمام شوند و موشکهای پیشرفتهتر وارد میدان شوند.
• با وجود بمباران شدید ایران و حذف بخش بزرگی از رهبری آن**، به نظر میرسد استراتژی تهران در قبال خلیج فارس در چند سطح در حال تحقق اهداف خود است.
• این حملات ممکن است برخی کشورهای خلیج فارس را بیشتر وارد جنگ کند (هرچند عربستان ظاهراً تلاش میکند از این دام دوری کند)، اما از نظر نظامی احتمالاً تغییر بزرگی در موازنه ایجاد نمیکند. از نگاه ایران، کشاندن کشورهای عربی به **ائتلاف آشکار با اسرائیل—که در منطقه محبوبیت بسیار کمی دارد—مزایای سیاسی و منطقهای قابل توجهی دارد. در حالی که آمریکا و اسرائیل این وضعیت را هزینهای برای ایران میدانند، از دید تهران ممکن است نتیجه کاملاً متفاوتی داشته باشد.
• در عین حال، یکی از مهمترین پیامدهای این جنگ تزلزل اعتماد کشورهای خلیج فارس به تضمینهای امنیتی آمریکا است. بسیاری از رهبران منطقه معتقدند واشینگتن و اسرائیل جنگی را آغاز کردهاند که مستقیماً امنیت و بقای آنها را تهدید میکند، بدون آنکه با آنها مشورت جدی انجام شده باشد.
https://foreignpolicy.com/2026/03/05/iran-israel-united-states-war-gulf-countries-alliances/
Foreign Policy
The United States Could Lose the Gulf
Iran’s attacks on its neighbors are a reminder that the United States cannot protect them.
روز ششم جنگ ایران با آمریکا و اسرائیل
(با تمرکز بر روایت راهبردی ایران) - حمیدرضا عزیزی
🔹 به نظر میرسد کشورهای خلیج فارس در حال بازنگری در میزان آسیبپذیری خود هستند. روزنامه فایننشال تایمز گزارش داده است که عربستان سعودی، امارات، کویت و قطر در حال بررسی بازنگری یا حتی کاهش بخشی از سرمایهگذاریهای خارجی خود (از جمله در ایالات متحده) هستند، زیرا فشارهای مالی ناشی از جنگ در حال افزایش است.
🔹 ایران در اواخر شب دوباره حملات موشکی به سوی اسرائیل را از سر گرفت و همزمان موشکهایی به سمت یک پایگاه آمریکایی در کویت شلیک کرد. گزارشها حاکی از وارد شدن خسارت به برخی تأسیسات آمریکا است.
🔹 حمایت علنی دونالد ترامپ از اقدام شورشیان کرد علیه تهران توسط مقامهای ایرانی برای تقویت فضای «همبستگی ملی» استفاده میشود. در روایت رسمی ایران، جنگ نه فقط درباره تغییر رژیم، بلکه درباره تجزیه کشور و فروپاشی داخلی معرفی میشود.
🔹 این چارچوب تحلیلی اکنون در میان طیفهای مختلف سیاسی ایران نیز دیده میشود. جبهه اصلاحات ایران در بیانیهای هشدار داده است که کشور ممکن است با خطر جنگ داخلی یا تجزیه روبهرو شود. در عین حال این جریان خواستار پایان جنگ شده و تلویحاً اشاره کرده که مسئله جانشینی میتواند زمینهای برای تغییرات سیاسی فراهم کند.
🔹 مسئله دفاع غیرنظامی بهتدریج به یک چالش جدی تبدیل شده است. مقامهای تهران اعلام کردهاند دهها ایستگاه مترو برای استفاده بهعنوان پناهگاه آماده شدهاند؛ موضوعی که نشان میدهد زیرساختهای پناهگاه شهری در ایران محدود است، در حالی که حملات به مناطق شهری در حال افزایش است.
🔹 پیامرسانی نظامی ایران بیش از پیش بر راهبرد فرسایشی تأکید میکند. یک فرمانده ارشد ارتش جمهوری اسلامی (آرتش) ادعا کرده است که ذخایر موشکهای رهگیر آمریکا ممکن است ظرف چند روز کاهش یابد. این ادعا در چارچوب استراتژی ایران برای هدف قرار دادن لایههای دفاعی آمریکا و کشورهای خلیج فارس مطرح شده است تا در مراحل بعدی از اسرائیل حفاظت کمتری باقی بماند.
🔹 موج جدید حملات ایران به اسرائیل بار دیگر شامل استفاده احتمالی از مهمات خوشهای بوده است. انتشار ویدئوهایی که نشان میدهد برخی موشکها نسبتاً آسان به اهداف رسیدهاند، گمانهزنیهایی درباره کاهش ذخایر موشکهای رهگیر یا افت عملکرد سامانههای دفاعی را افزایش داده است.
🔹 حوثیها در یمن همچنان آمادگی خود را برای ورود به جنگ اعلام میکنند، اما فعلاً در حالت ذخیره نگه داشته شدهاند. عبدالملک الحوثی حمایت از ایران را بخشی از «مبارزه امت اسلامی» توصیف کرده و احتمال استفاده از این نیروها در مرحلهای بعدی از تشدید درگیری را مطرح کرده است.
🔹 مسئله رهبری سیاسی در ایران همچنان حلنشده باقی مانده است. شورای موقت رهبری چهارمین نشست خود را برگزار کرد و در آن علی لاریجانی گزارشی از وضعیت جنگ ارائه داد. همزمان بحثها درباره نحوه آمادهسازی مجلس خبرگان برای انتخاب رهبر جدید ادامه دارد.
🔹 گزارشها نشان میدهد شورای موقت اختیارات بیشتری دریافت کرده است؛ از جمله امکان انتصاب یا برکناری فرماندهان ارشد نظامی و اعلام جنگ یا صلح. این موضوع نشان میدهد روند جانشینی هنوز محل اختلاف است و بهسرعت تعیین تکلیف نخواهد شد.
🔹 شایعات درباره احتمال جانشینی مجتبی خامنهای همچنان ادامه دارد، اما گسترش اختیارات شورای موقت نشان میدهد میان بازیگران قدرت—از جمله در میان حلقههای امنیتی و سپاه—هنوز توافقی شکل نگرفته است.
🔹 حملات ایران به مواضع گروههای مسلح کرد در اقلیم کردستان عراق ادامه یافته است و همزمان گزارشها از افزایش آمادگی گروههای کردی حکایت دارد. بعد مرزی و شورشی جنگ در حال تبدیل شدن به یکی از خطرناکترین مسیرهای تشدید درگیری است.
🔹 ترامپ بهطور علنی اعلام کرده است که از حمله شورشیان کرد علیه تهران حمایت میکند. این اظهارات نگرانی تهران را تشدید کرده و مسعود پزشکیان دستور داده است که مقامهای استانی و فرماندهان با هرگونه حرکت «تجزیهطلبانه» با قاطعیت برخورد کنند.
🔹 رهبران اقلیم کردستان عراق نیز تلاش میکنند از گرفتار شدن در جنگ اجتناب کنند. نچیروان بارزانی و مسعود بارزانی تأکید کردهاند که اقلیم کردستان عراق نباید به میدان درگیری میان ایران، نیروهای آمریکا و گروههای شورشی تبدیل شود.
🔹 وزارت اطلاعات ایران اعلام کرده است که همراه با سپاه پاسداران یک عملیات «پیشدستانه» برای جلوگیری از نفوذ گروههای تجزیهطلب انجام داده است. این موضوع نشان میدهد تهران این مسئله را یک خط قرمز امنیتی میداند.
🔹 گزارشهای غربی نیز به فشار فزاینده بر سامانههای دفاع هوایی منطقه اشاره میکنند. شبکه CBS گزارش داده است که کشورهای خلیج فارس با کاهش ذخایر موشکهای رهگیر روبهرو هستند و از آمریکا خواستهاند روند ارسال مجدد این تجهیزات را تسریع کند.
(با تمرکز بر روایت راهبردی ایران) - حمیدرضا عزیزی
🔹 به نظر میرسد کشورهای خلیج فارس در حال بازنگری در میزان آسیبپذیری خود هستند. روزنامه فایننشال تایمز گزارش داده است که عربستان سعودی، امارات، کویت و قطر در حال بررسی بازنگری یا حتی کاهش بخشی از سرمایهگذاریهای خارجی خود (از جمله در ایالات متحده) هستند، زیرا فشارهای مالی ناشی از جنگ در حال افزایش است.
🔹 ایران در اواخر شب دوباره حملات موشکی به سوی اسرائیل را از سر گرفت و همزمان موشکهایی به سمت یک پایگاه آمریکایی در کویت شلیک کرد. گزارشها حاکی از وارد شدن خسارت به برخی تأسیسات آمریکا است.
🔹 حمایت علنی دونالد ترامپ از اقدام شورشیان کرد علیه تهران توسط مقامهای ایرانی برای تقویت فضای «همبستگی ملی» استفاده میشود. در روایت رسمی ایران، جنگ نه فقط درباره تغییر رژیم، بلکه درباره تجزیه کشور و فروپاشی داخلی معرفی میشود.
🔹 این چارچوب تحلیلی اکنون در میان طیفهای مختلف سیاسی ایران نیز دیده میشود. جبهه اصلاحات ایران در بیانیهای هشدار داده است که کشور ممکن است با خطر جنگ داخلی یا تجزیه روبهرو شود. در عین حال این جریان خواستار پایان جنگ شده و تلویحاً اشاره کرده که مسئله جانشینی میتواند زمینهای برای تغییرات سیاسی فراهم کند.
🔹 مسئله دفاع غیرنظامی بهتدریج به یک چالش جدی تبدیل شده است. مقامهای تهران اعلام کردهاند دهها ایستگاه مترو برای استفاده بهعنوان پناهگاه آماده شدهاند؛ موضوعی که نشان میدهد زیرساختهای پناهگاه شهری در ایران محدود است، در حالی که حملات به مناطق شهری در حال افزایش است.
🔹 پیامرسانی نظامی ایران بیش از پیش بر راهبرد فرسایشی تأکید میکند. یک فرمانده ارشد ارتش جمهوری اسلامی (آرتش) ادعا کرده است که ذخایر موشکهای رهگیر آمریکا ممکن است ظرف چند روز کاهش یابد. این ادعا در چارچوب استراتژی ایران برای هدف قرار دادن لایههای دفاعی آمریکا و کشورهای خلیج فارس مطرح شده است تا در مراحل بعدی از اسرائیل حفاظت کمتری باقی بماند.
🔹 موج جدید حملات ایران به اسرائیل بار دیگر شامل استفاده احتمالی از مهمات خوشهای بوده است. انتشار ویدئوهایی که نشان میدهد برخی موشکها نسبتاً آسان به اهداف رسیدهاند، گمانهزنیهایی درباره کاهش ذخایر موشکهای رهگیر یا افت عملکرد سامانههای دفاعی را افزایش داده است.
🔹 حوثیها در یمن همچنان آمادگی خود را برای ورود به جنگ اعلام میکنند، اما فعلاً در حالت ذخیره نگه داشته شدهاند. عبدالملک الحوثی حمایت از ایران را بخشی از «مبارزه امت اسلامی» توصیف کرده و احتمال استفاده از این نیروها در مرحلهای بعدی از تشدید درگیری را مطرح کرده است.
🔹 مسئله رهبری سیاسی در ایران همچنان حلنشده باقی مانده است. شورای موقت رهبری چهارمین نشست خود را برگزار کرد و در آن علی لاریجانی گزارشی از وضعیت جنگ ارائه داد. همزمان بحثها درباره نحوه آمادهسازی مجلس خبرگان برای انتخاب رهبر جدید ادامه دارد.
🔹 گزارشها نشان میدهد شورای موقت اختیارات بیشتری دریافت کرده است؛ از جمله امکان انتصاب یا برکناری فرماندهان ارشد نظامی و اعلام جنگ یا صلح. این موضوع نشان میدهد روند جانشینی هنوز محل اختلاف است و بهسرعت تعیین تکلیف نخواهد شد.
🔹 شایعات درباره احتمال جانشینی مجتبی خامنهای همچنان ادامه دارد، اما گسترش اختیارات شورای موقت نشان میدهد میان بازیگران قدرت—از جمله در میان حلقههای امنیتی و سپاه—هنوز توافقی شکل نگرفته است.
🔹 حملات ایران به مواضع گروههای مسلح کرد در اقلیم کردستان عراق ادامه یافته است و همزمان گزارشها از افزایش آمادگی گروههای کردی حکایت دارد. بعد مرزی و شورشی جنگ در حال تبدیل شدن به یکی از خطرناکترین مسیرهای تشدید درگیری است.
🔹 ترامپ بهطور علنی اعلام کرده است که از حمله شورشیان کرد علیه تهران حمایت میکند. این اظهارات نگرانی تهران را تشدید کرده و مسعود پزشکیان دستور داده است که مقامهای استانی و فرماندهان با هرگونه حرکت «تجزیهطلبانه» با قاطعیت برخورد کنند.
🔹 رهبران اقلیم کردستان عراق نیز تلاش میکنند از گرفتار شدن در جنگ اجتناب کنند. نچیروان بارزانی و مسعود بارزانی تأکید کردهاند که اقلیم کردستان عراق نباید به میدان درگیری میان ایران، نیروهای آمریکا و گروههای شورشی تبدیل شود.
🔹 وزارت اطلاعات ایران اعلام کرده است که همراه با سپاه پاسداران یک عملیات «پیشدستانه» برای جلوگیری از نفوذ گروههای تجزیهطلب انجام داده است. این موضوع نشان میدهد تهران این مسئله را یک خط قرمز امنیتی میداند.
🔹 گزارشهای غربی نیز به فشار فزاینده بر سامانههای دفاع هوایی منطقه اشاره میکنند. شبکه CBS گزارش داده است که کشورهای خلیج فارس با کاهش ذخایر موشکهای رهگیر روبهرو هستند و از آمریکا خواستهاند روند ارسال مجدد این تجهیزات را تسریع کند.
👍1
🔹 در تحلیلهای ایرانی گفته میشود مرکز ثقل عملیاتی جنگ اکنون در دست گروه کوچکی از فرماندهان ارشد قرار دارد که رویکردی با شعار «بدون خط قرمز» را دنبال میکنند؛ موضوعی که میتواند نشان دهد تهران در صورت طولانی شدن جنگ به اقدامات تهاجمیتر روی خواهد آورد.
🔹 مقامهای ایرانی اعلام کردهاند از آغاز جنگ تاکنون حدود ۵۰۰ موشک و ۲۰۰۰ پهپاد شلیک شده است. گفته میشود بخش عمده این حملات علیه اهداف آمریکایی انجام شده و نه اسرائیل، که نشان میدهد در این مرحله واشنگتن هدف اصلی تهران محسوب میشود.
🔹 ایران همچنان شبکههای هشدار زودهنگام منطقه را هدف قرار میدهد. گزارشهایی منتشر شده که نشان میدهد رادارهای مرتبط با سامانه THAAD نیز هدف قرار گرفتهاند؛ از جمله حملهای گزارششده در اردن.
🔹 لبنان تلاش میکند از سرایت جنگ جلوگیری کند. دولت لبنان برای شهروندان ایرانی الزام دریافت ویزا وضع کرده است؛ اقدامی که احتمالاً برای محدود کردن جابهجایی نیروهای مرتبط با حزبالله انجام شده است.
🔹 جنگ انرژی نیز در حال گسترش است. برخی برآوردها نشان میدهد بسته شدن طولانیمدت تنگه هرمز میتواند ظرف چند روز صادرات نفت عراق را متوقف کند و اندکی بعد صادرات کویت را نیز بهشدت مختل کند؛ فشاری که به نظر میرسد بخشی از محاسبات راهبردی ایران باشد.
🔹 عربستان سعودی در حال افزایش صادرات نفت از مسیر دریای سرخ است، اما نقش حوثیها همچنان یک عامل تعیینکننده باقی میماند. اگر ایران به دنبال ایجاد نوعی محاصره گسترده انرژی باشد، مسیرهای دریای سرخ نیز ممکن است امن باقی نمانند.
🔹 تصاویر ماهوارهای از بندرعباس نشان میدهد برخی تأسیسات دریایی ایران آسیب قابلتوجهی دیدهاند؛ از جمله آتشسوزی و خسارت به سکوهای مهم. این موضوع نشان میدهد آمریکا و اسرائیل همچنان بر تضعیف توان دریایی ایران—که پایه فشار در تنگه هرمز است—تمرکز دارند.
🔹 جابهجایی جمعیت در حال افزایش است. کمیساریای عالی پناهندگان سازمان ملل (UNHCR) گزارش داده است که از آغاز جنگ تاکنون حدود ۱۰۰ هزار نفر تهران را ترک کردهاند.
🔹 ایران مدعی شده است برای نخستین بار از موشک فراصوت خرمشهر-۴ با کلاهک هزار کیلوگرمی استفاده کرده است؛ اقدامی که نشاندهنده تشدید کیفی درگیری است، حتی اگر تعداد حملات کلی کاهش یافته باشد.
🔹 مسئله پهپادها نیز بهطور علنی مطرح شده است. گزارشها نشان میدهد مقامهای آمریکایی اذعان کردهاند که پهپادهای انتحاری ایران بهطور کامل قابل رهگیری نیستند. همین موضوع آمریکا و کشورهای خلیج فارس را به سمت مذاکره برای خرید سامانههای رهگیر پهپاد ساخت اوکراین سوق داده است.
🔹 تلاشهای میانجیگری از سوی چین، عمان و روسیه در حال افزایش است، اما تاکنون نشانهای از پیشرفت ملموس دیده نمیشود.
🔹 چین فعالیتهای دیپلماتیک خود را افزایش داده است. پکن اعلام کرده در حال میانجیگری است و گزارشها حاکی از آن است که چین در حال تنظیم صادرات پالایشگاهی خود در واکنش به نااطمینانی در عرضه انرژی است؛ موضوعی که نشان میدهد تشدید بحران انرژی برای چین نیز چالش ایجاد کرده است.
🔹 پس از رهگیری یک موشک بر فراز ترکیه و حملات پهپادی در نخجوان جمهوری آذربایجان**، رئیس ستاد مشترک نیروهای مسلح ایران بهطور غیرمعمولی صریح تأکید کرد که ایران به حاکمیت ترکیه و آذربایجان احترام میگذارد. چنین تکذیبهای سطح بالایی نشان میدهد تهران نسبت به خطر سرایت ناخواسته جنگ به این کشورها بسیار حساس است.
🔹 نگرانی اصلی اکنون مسئله **فرماندهی و کنترل عملیات است. اگر بخشی از حملات موشکی یا پهپادی ایران در شرایط جنگی بهصورت غیرمتمرکز انجام شود، احتمال حملات ناهماهنگ یا خطاهای ناوبری افزایش مییابد؛ مسئلهای که میتواند به تشدید ناخواسته جنگ منجر شود.
🔹 در مجموع، ایران همچنان تلاش میکند هزینههای جنگ را در زیرساختهای منطقهای آمریکا و جریان انرژی جهانی افزایش دهد**، در حالی که همزمان با شکنندگی داخلی و تهدیدهای مرزی نیز مواجه است. در سوی مقابل، آمریکا و اسرائیل ظاهراً خود را برای **یک کارزار طولانیتر آماده میکنند، نه یک پیروزی سریع و قاطع.
🔹 مقامهای ایرانی اعلام کردهاند از آغاز جنگ تاکنون حدود ۵۰۰ موشک و ۲۰۰۰ پهپاد شلیک شده است. گفته میشود بخش عمده این حملات علیه اهداف آمریکایی انجام شده و نه اسرائیل، که نشان میدهد در این مرحله واشنگتن هدف اصلی تهران محسوب میشود.
🔹 ایران همچنان شبکههای هشدار زودهنگام منطقه را هدف قرار میدهد. گزارشهایی منتشر شده که نشان میدهد رادارهای مرتبط با سامانه THAAD نیز هدف قرار گرفتهاند؛ از جمله حملهای گزارششده در اردن.
🔹 لبنان تلاش میکند از سرایت جنگ جلوگیری کند. دولت لبنان برای شهروندان ایرانی الزام دریافت ویزا وضع کرده است؛ اقدامی که احتمالاً برای محدود کردن جابهجایی نیروهای مرتبط با حزبالله انجام شده است.
🔹 جنگ انرژی نیز در حال گسترش است. برخی برآوردها نشان میدهد بسته شدن طولانیمدت تنگه هرمز میتواند ظرف چند روز صادرات نفت عراق را متوقف کند و اندکی بعد صادرات کویت را نیز بهشدت مختل کند؛ فشاری که به نظر میرسد بخشی از محاسبات راهبردی ایران باشد.
🔹 عربستان سعودی در حال افزایش صادرات نفت از مسیر دریای سرخ است، اما نقش حوثیها همچنان یک عامل تعیینکننده باقی میماند. اگر ایران به دنبال ایجاد نوعی محاصره گسترده انرژی باشد، مسیرهای دریای سرخ نیز ممکن است امن باقی نمانند.
🔹 تصاویر ماهوارهای از بندرعباس نشان میدهد برخی تأسیسات دریایی ایران آسیب قابلتوجهی دیدهاند؛ از جمله آتشسوزی و خسارت به سکوهای مهم. این موضوع نشان میدهد آمریکا و اسرائیل همچنان بر تضعیف توان دریایی ایران—که پایه فشار در تنگه هرمز است—تمرکز دارند.
🔹 جابهجایی جمعیت در حال افزایش است. کمیساریای عالی پناهندگان سازمان ملل (UNHCR) گزارش داده است که از آغاز جنگ تاکنون حدود ۱۰۰ هزار نفر تهران را ترک کردهاند.
🔹 ایران مدعی شده است برای نخستین بار از موشک فراصوت خرمشهر-۴ با کلاهک هزار کیلوگرمی استفاده کرده است؛ اقدامی که نشاندهنده تشدید کیفی درگیری است، حتی اگر تعداد حملات کلی کاهش یافته باشد.
🔹 مسئله پهپادها نیز بهطور علنی مطرح شده است. گزارشها نشان میدهد مقامهای آمریکایی اذعان کردهاند که پهپادهای انتحاری ایران بهطور کامل قابل رهگیری نیستند. همین موضوع آمریکا و کشورهای خلیج فارس را به سمت مذاکره برای خرید سامانههای رهگیر پهپاد ساخت اوکراین سوق داده است.
🔹 تلاشهای میانجیگری از سوی چین، عمان و روسیه در حال افزایش است، اما تاکنون نشانهای از پیشرفت ملموس دیده نمیشود.
🔹 چین فعالیتهای دیپلماتیک خود را افزایش داده است. پکن اعلام کرده در حال میانجیگری است و گزارشها حاکی از آن است که چین در حال تنظیم صادرات پالایشگاهی خود در واکنش به نااطمینانی در عرضه انرژی است؛ موضوعی که نشان میدهد تشدید بحران انرژی برای چین نیز چالش ایجاد کرده است.
🔹 پس از رهگیری یک موشک بر فراز ترکیه و حملات پهپادی در نخجوان جمهوری آذربایجان**، رئیس ستاد مشترک نیروهای مسلح ایران بهطور غیرمعمولی صریح تأکید کرد که ایران به حاکمیت ترکیه و آذربایجان احترام میگذارد. چنین تکذیبهای سطح بالایی نشان میدهد تهران نسبت به خطر سرایت ناخواسته جنگ به این کشورها بسیار حساس است.
🔹 نگرانی اصلی اکنون مسئله **فرماندهی و کنترل عملیات است. اگر بخشی از حملات موشکی یا پهپادی ایران در شرایط جنگی بهصورت غیرمتمرکز انجام شود، احتمال حملات ناهماهنگ یا خطاهای ناوبری افزایش مییابد؛ مسئلهای که میتواند به تشدید ناخواسته جنگ منجر شود.
🔹 در مجموع، ایران همچنان تلاش میکند هزینههای جنگ را در زیرساختهای منطقهای آمریکا و جریان انرژی جهانی افزایش دهد**، در حالی که همزمان با شکنندگی داخلی و تهدیدهای مرزی نیز مواجه است. در سوی مقابل، آمریکا و اسرائیل ظاهراً خود را برای **یک کارزار طولانیتر آماده میکنند، نه یک پیروزی سریع و قاطع.
X (formerly Twitter)
Hamidreza Azizi (@HamidRezaAz) on X
Day 6 of Iran vs. U.S./Israel conflict (focus on Iranian strategic narrative):
🔹Gulf states appear to be reassessing their exposure. The Financial Times reports that Saudi Arabia, the UAE, Kuwait, and Qatar are considering reviewing or reducing some overseas…
🔹Gulf states appear to be reassessing their exposure. The Financial Times reports that Saudi Arabia, the UAE, Kuwait, and Qatar are considering reviewing or reducing some overseas…
👍2
ترور رهبر جمهوری اسلامی و جنگ نفوذ اطلاعاتی اسرائیل در ایران
بخش عمده این عملیات اطلاعاتی توسط واحد ۸۲۰۰ اسرائیل انجام شد؛ واحدی که معادل آژانس امنیت ملی آمریکا (NSA) محسوب میشود و در خط مقدم جنگ اطلاعاتی اسرائیل علیه ایران قرار دارد. این واحد با استفاده از دادههای جمعآوریشده از دوربینهای شهری، تلفنهای همراه و شبکههای ارتباطی و تحلیل آنها با هوش مصنوعی و یادگیری ماشین، تصویری زنده از اهداف کلیدی و الگوهای رفتاری آنها ایجاد کرده بود. این تحلیلها یک نقشه پیشبینیکننده فراهم کرد که میتوانست زمانهای مناسب برای هدف قرار دادن مقامات ارشد را شناسایی کند.
واحد ۸۲۰۰ همچنین توانسته بود به شبکه تلفن همراه تهران نفوذ کند. در صبح حمله، سرویس تلفن همراه در خیابان پاستور بهطور هدفمند دستکاری شد؛ تلفنها قطع نشدند اما تماسها با سیگنال اشغال مواجه میشدند و در نتیجه هیچکس نتوانست به تیم امنیتی خامنهای هشدار دهد. نفوذ به ۱۲ آنتن مخابراتی به اسرائیل امکان میداد الگوهای تماس میان مقامات—از جمله تماسهایی که پیش از یک جلسه مهم انجام میشود—را رصد کند و از طریق آن نقشهای از شبکه ارتباطی مقامات بسازد.
در مرحله نهایی، سازمان اطلاعات مرکزی آمریکا (CIA) نیز نقش مهمی داشت. یک منبع اطلاعات انسانی تأیید کرد که علی خامنهای آن صبح در مجتمع پاستور حضور دارد و چه کسانی در جلسه شرکت خواهند کرد. پس از تأیید این اطلاعات، حمله آغاز شد و ۳۰ موشک به مجتمع اصابت کرد. علاوه بر خامنهای، چند مقام ارشد از جمله عزیز نصیرزاده، محمد پاکپور، عبدالرحیم موسوی و علی شمخانی نیز کشته شدند. گزارشها همچنین از تلاش برای هدف قرار دادن مجتبی خامنهای و محمود احمدینژاد بهعنوان چهرههای بالقوه در بازآرایی قدرت خبر میدهند.
این حمله تنها یک عملیات ترور نبود بلکه بخشی از یک عملیات نظامی گستردهتر بود. حدود ۲۰۰ جنگنده اسرائیلی در عملیات شرکت داشتند و در ۲۴ ساعت نخست بیش از ۱۲۰۰ بمب بر حدود ۵۰۰ هدف نظامی در ایران فرود آمد. همچنین آمریکا با بمبافکنهای B-2، موشکهای تاماهاوک، سامانه HIMARS و پهپادهای تهاجمی از این عملیات پشتیبانی کرد. انتخاب زمان حمله در صبح نیز یک عنصر غافلگیری مهم بود، زیرا ایران انتظار داشت هر حمله بزرگی در شب انجام شود.
یکی از پرسشهای مهم این بود که چرا خامنهای در زمان حمله در پناهگاه حضور نداشت. گزارشها نشان میدهد که در حملات قبلی اسرائیل حتی پناهگاهها نیز هدف قرار گرفته بودند و زندگی دائمی در پناهگاه ممکن بود خود به نوعی تله تبدیل شود. علاوه بر این، نفوذ اسرائیل در ارتباطات الکترونیک باعث شده بود مقامات برای هماهنگی بیشتر جلسات حضوری برگزار کنند. در نهایت، این عملیات نشان داد که موفقیت اسرائیل نتیجه یک اقدام ناگهانی نبود، بلکه حاصل دههها نفوذ اطلاعاتی، جذب منابع انسانی و نقشهبرداری از شبکه قدرت در ایران بوده است؛ کارزاری طولانی که اکنون به یک ضربه تعیینکننده تبدیل شد.
https://en.majalla.com/node/329961/politics/israel%E2%80%99s-long-penetration-war-pays
بخش عمده این عملیات اطلاعاتی توسط واحد ۸۲۰۰ اسرائیل انجام شد؛ واحدی که معادل آژانس امنیت ملی آمریکا (NSA) محسوب میشود و در خط مقدم جنگ اطلاعاتی اسرائیل علیه ایران قرار دارد. این واحد با استفاده از دادههای جمعآوریشده از دوربینهای شهری، تلفنهای همراه و شبکههای ارتباطی و تحلیل آنها با هوش مصنوعی و یادگیری ماشین، تصویری زنده از اهداف کلیدی و الگوهای رفتاری آنها ایجاد کرده بود. این تحلیلها یک نقشه پیشبینیکننده فراهم کرد که میتوانست زمانهای مناسب برای هدف قرار دادن مقامات ارشد را شناسایی کند.
واحد ۸۲۰۰ همچنین توانسته بود به شبکه تلفن همراه تهران نفوذ کند. در صبح حمله، سرویس تلفن همراه در خیابان پاستور بهطور هدفمند دستکاری شد؛ تلفنها قطع نشدند اما تماسها با سیگنال اشغال مواجه میشدند و در نتیجه هیچکس نتوانست به تیم امنیتی خامنهای هشدار دهد. نفوذ به ۱۲ آنتن مخابراتی به اسرائیل امکان میداد الگوهای تماس میان مقامات—از جمله تماسهایی که پیش از یک جلسه مهم انجام میشود—را رصد کند و از طریق آن نقشهای از شبکه ارتباطی مقامات بسازد.
در مرحله نهایی، سازمان اطلاعات مرکزی آمریکا (CIA) نیز نقش مهمی داشت. یک منبع اطلاعات انسانی تأیید کرد که علی خامنهای آن صبح در مجتمع پاستور حضور دارد و چه کسانی در جلسه شرکت خواهند کرد. پس از تأیید این اطلاعات، حمله آغاز شد و ۳۰ موشک به مجتمع اصابت کرد. علاوه بر خامنهای، چند مقام ارشد از جمله عزیز نصیرزاده، محمد پاکپور، عبدالرحیم موسوی و علی شمخانی نیز کشته شدند. گزارشها همچنین از تلاش برای هدف قرار دادن مجتبی خامنهای و محمود احمدینژاد بهعنوان چهرههای بالقوه در بازآرایی قدرت خبر میدهند.
این حمله تنها یک عملیات ترور نبود بلکه بخشی از یک عملیات نظامی گستردهتر بود. حدود ۲۰۰ جنگنده اسرائیلی در عملیات شرکت داشتند و در ۲۴ ساعت نخست بیش از ۱۲۰۰ بمب بر حدود ۵۰۰ هدف نظامی در ایران فرود آمد. همچنین آمریکا با بمبافکنهای B-2، موشکهای تاماهاوک، سامانه HIMARS و پهپادهای تهاجمی از این عملیات پشتیبانی کرد. انتخاب زمان حمله در صبح نیز یک عنصر غافلگیری مهم بود، زیرا ایران انتظار داشت هر حمله بزرگی در شب انجام شود.
یکی از پرسشهای مهم این بود که چرا خامنهای در زمان حمله در پناهگاه حضور نداشت. گزارشها نشان میدهد که در حملات قبلی اسرائیل حتی پناهگاهها نیز هدف قرار گرفته بودند و زندگی دائمی در پناهگاه ممکن بود خود به نوعی تله تبدیل شود. علاوه بر این، نفوذ اسرائیل در ارتباطات الکترونیک باعث شده بود مقامات برای هماهنگی بیشتر جلسات حضوری برگزار کنند. در نهایت، این عملیات نشان داد که موفقیت اسرائیل نتیجه یک اقدام ناگهانی نبود، بلکه حاصل دههها نفوذ اطلاعاتی، جذب منابع انسانی و نقشهبرداری از شبکه قدرت در ایران بوده است؛ کارزاری طولانی که اکنون به یک ضربه تعیینکننده تبدیل شد.
https://en.majalla.com/node/329961/politics/israel%E2%80%99s-long-penetration-war-pays
Majalla
Israel’s long penetration war pays off
Its killing of Iran's Supreme Leader shows how patient recruitment and mapping created an opportunity for a decisive blow
خلاصه مقاله «جنون جنگ» – آرمین خامه
نویسنده از پدیدهای سخن میگوید که آن را جنون جنگ مینامد؛ حالتی که در میان بخشی از ایرانیان شکل گرفته و در آن جنگ نه بهعنوان یک فاجعه انسانی، بلکه بهعنوان راهی برای رهایی از جمهوری اسلامی تصور میشود. به گفته او، برای بسیاری از مخالفان حکومت، نفرت عمیق از جمهوری اسلامی با امید به آزادی در هم آمیخته و در نتیجه جنگ به نمادی از پایان سرکوب و بنبست سیاسی تبدیل شده است. در چنین شرایطی رابطه افراد با جنگ دیگر صرفاً عقلانی نیست، بلکه نوعی وابستگی عاطفی به آن شکل میگیرد.
نویسنده توضیح میدهد که در این فضا هرگونه تلاش برای طرح پرسشهای اخلاقی یا سیاسی درباره جنگ—از جمله درباره تلفات غیرنظامیان، کشته شدن کودکان، یا مشروعیت حقوقی آغاز جنگ**—اغلب با واکنشهای تند مواجه میشود. به گفته او، برخی افراد حتی واقعیتهای دردناک جنگ را انکار میکنند یا با مقایسه آن با خشونتهای داخلی حکومت از کنار آن میگذرند. در این فضای احساسی، هرکس که درباره پیامدهای جنگ پرسش کند ممکن است **به دفاع از جمهوری اسلامی متهم شود.
به باور نویسنده، یکی از عوامل مهم شکلگیری این ذهنیت، دوگانهسازی سادهانگارانه «جنگ یا جمهوری اسلامی» است. در این چارچوب گویی فقط دو انتخاب وجود دارد: یا از جنگ حمایت میکنی و در کنار مردم ایران هستی، یا با جنگ مخالفت میکنی و در نتیجه در کنار حکومت قرار میگیری. نویسنده برای توضیح این ذهنیت از استعاره «مجنون و لیلی» استفاده میکند: همانگونه که مجنون تنها زیباییهای لیلی را میبیند، برخی طرفداران جنگ نیز تنها جنبههای امیدبخش آن را میبینند و هر نقدی را نوعی توهین یا خیانت تلقی میکنند.
در بخش دیگری از مقاله، نویسنده به نقش رسانهها و روایتهای سیاسی اشاره میکند و از نظریه «تولید رضایت» نوآم چامسکی و ادوارد هرمن استفاده میکند. به گفته او، در جوامع مدرن قدرت سیاسی اغلب از طریق شکل دادن به افکار عمومی عمل میکند. رسانهها با انتخاب موضوعها، چارچوببندی خبرها، تکرار روایتهای خاص و حذف صداهای مخالف میتوانند تصویری ساده از واقعیت بسازند. در این تصویر سادهشده، جنگ به صورت نبردی اخلاقی میان یک حکومت سرکوبگر و مردمی که باید آزاد شوند روایت میشود.
در نتیجه، پیچیدگیهای واقعی جامعه ایران—از جمله ساختار قدرت، بوروکراسی دولت، و روابط پیچیده میان جامعه و حکومت**—نادیده گرفته میشود و دولت ایران مانند یک **نیروی اشغالگر تصویر میشود. وقتی چنین روایتی تثبیت شود، مداخله خارجی نیز میتواند به شکل «جنگ آزادیبخش» تعبیر شود. نویسنده هشدار میدهد که این نوع روایتها واقعیت چندلایه جنگ را به داستانی ساده از نبرد خیر و شر تبدیل میکنند.
در پایان، نویسنده تأکید میکند که جامعه برای مواجهه با پدیده جنگ نیازمند بازسازی فضای گفتوگوی عقلانی است؛ فضایی که در آن پرسش درباره جنگ بهعنوان خیانت تلقی نشود و افراد بتوانند درباره علل جنگ، پیامدهای انسانی آن و اثرات بلندمدت آن بر آینده کشور بحث کنند. به باور او، تنها از طریق چنین گفتوگویی است که میتوان به درکی واقعبینانه از حقیقت رسید و مسیر واقعی رهایی را جستوجو کرد.
https://www.radiozamaneh.com/881469
نویسنده از پدیدهای سخن میگوید که آن را جنون جنگ مینامد؛ حالتی که در میان بخشی از ایرانیان شکل گرفته و در آن جنگ نه بهعنوان یک فاجعه انسانی، بلکه بهعنوان راهی برای رهایی از جمهوری اسلامی تصور میشود. به گفته او، برای بسیاری از مخالفان حکومت، نفرت عمیق از جمهوری اسلامی با امید به آزادی در هم آمیخته و در نتیجه جنگ به نمادی از پایان سرکوب و بنبست سیاسی تبدیل شده است. در چنین شرایطی رابطه افراد با جنگ دیگر صرفاً عقلانی نیست، بلکه نوعی وابستگی عاطفی به آن شکل میگیرد.
نویسنده توضیح میدهد که در این فضا هرگونه تلاش برای طرح پرسشهای اخلاقی یا سیاسی درباره جنگ—از جمله درباره تلفات غیرنظامیان، کشته شدن کودکان، یا مشروعیت حقوقی آغاز جنگ**—اغلب با واکنشهای تند مواجه میشود. به گفته او، برخی افراد حتی واقعیتهای دردناک جنگ را انکار میکنند یا با مقایسه آن با خشونتهای داخلی حکومت از کنار آن میگذرند. در این فضای احساسی، هرکس که درباره پیامدهای جنگ پرسش کند ممکن است **به دفاع از جمهوری اسلامی متهم شود.
به باور نویسنده، یکی از عوامل مهم شکلگیری این ذهنیت، دوگانهسازی سادهانگارانه «جنگ یا جمهوری اسلامی» است. در این چارچوب گویی فقط دو انتخاب وجود دارد: یا از جنگ حمایت میکنی و در کنار مردم ایران هستی، یا با جنگ مخالفت میکنی و در نتیجه در کنار حکومت قرار میگیری. نویسنده برای توضیح این ذهنیت از استعاره «مجنون و لیلی» استفاده میکند: همانگونه که مجنون تنها زیباییهای لیلی را میبیند، برخی طرفداران جنگ نیز تنها جنبههای امیدبخش آن را میبینند و هر نقدی را نوعی توهین یا خیانت تلقی میکنند.
در بخش دیگری از مقاله، نویسنده به نقش رسانهها و روایتهای سیاسی اشاره میکند و از نظریه «تولید رضایت» نوآم چامسکی و ادوارد هرمن استفاده میکند. به گفته او، در جوامع مدرن قدرت سیاسی اغلب از طریق شکل دادن به افکار عمومی عمل میکند. رسانهها با انتخاب موضوعها، چارچوببندی خبرها، تکرار روایتهای خاص و حذف صداهای مخالف میتوانند تصویری ساده از واقعیت بسازند. در این تصویر سادهشده، جنگ به صورت نبردی اخلاقی میان یک حکومت سرکوبگر و مردمی که باید آزاد شوند روایت میشود.
در نتیجه، پیچیدگیهای واقعی جامعه ایران—از جمله ساختار قدرت، بوروکراسی دولت، و روابط پیچیده میان جامعه و حکومت**—نادیده گرفته میشود و دولت ایران مانند یک **نیروی اشغالگر تصویر میشود. وقتی چنین روایتی تثبیت شود، مداخله خارجی نیز میتواند به شکل «جنگ آزادیبخش» تعبیر شود. نویسنده هشدار میدهد که این نوع روایتها واقعیت چندلایه جنگ را به داستانی ساده از نبرد خیر و شر تبدیل میکنند.
در پایان، نویسنده تأکید میکند که جامعه برای مواجهه با پدیده جنگ نیازمند بازسازی فضای گفتوگوی عقلانی است؛ فضایی که در آن پرسش درباره جنگ بهعنوان خیانت تلقی نشود و افراد بتوانند درباره علل جنگ، پیامدهای انسانی آن و اثرات بلندمدت آن بر آینده کشور بحث کنند. به باور او، تنها از طریق چنین گفتوگویی است که میتوان به درکی واقعبینانه از حقیقت رسید و مسیر واقعی رهایی را جستوجو کرد.
https://www.radiozamaneh.com/881469
Radiozamaneh
جنون جنگ
آرمین خامه ـ مجنونهای جنگ احساس میکنند در حال دفاع از حقیقتی هستند که برایشان حیاتی است: حقیقت رهایی از جمهوری اسلامی. در چنین وضعیتی جنگ، در ذهن آنان، صرفاً یک رویداد سیاسی نیست. به نشانهای از امید تبدیل میشود؛ امیدی برای پایان دادن به سالها سرکوب و…
ترامپ خواستار «تسلیم بیقید و شرط» ایران شد
باراک راوید
دونالد ترامپ، رئیسجمهور ایالات متحده، روز جمعه از حکومت ایران خواست «تسلیم بیقید و شرط» شود؛ صریحترین بیان اهداف جنگی آمریکا از زمان آغاز عملیات هفت روز پیش تاکنون.
اهمیت موضوع: این درخواست عملاً هیچ مسیر خروجی آشکاری باقی نمیگذارد. اگر ایران از تسلیم شدن خودداری کند — و تاکنون نشانهای از پذیرش آن دیده نمیشود — جنگ ممکن است تا فروپاشی حکومت ایران یا عقبنشینی ترامپ ادامه یابد.
تحولات اخیر: چند ساعت پیش از اظهارات ترامپ، مسعود پزشکیان، رئیسجمهور ایران، در شبکه اجتماعی ایکس نوشت که «برخی کشورها تلاشهای میانجیگری برای توقف جنگ را آغاز کردهاند.»
او نوشت:
«اجازه دهید روشن بگویم: ما متعهد به صلح پایدار در منطقه هستیم، اما در دفاع از عزت و حاکمیت ملت خود هیچ تردیدی نداریم. میانجیگری باید متوجه کسانی باشد که مردم ایران را دستکم گرفتند و این درگیری را آغاز کردند.»
اظهارات ترامپ:
ترامپ صبح جمعه در شبکه اجتماعی تروث سوشال نوشت:
«هیچ توافقی با ایران وجود نخواهد داشت مگر **تسلیم بیقید و شرط!**»
او افزود که پس از تسلیم حکومت فعلی، «رهبر یا رهبران بزرگ و قابل قبولی» باید برای اداره کشور انتخاب شوند.
ترامپ همچنین وعده داد که آمریکا و متحدانش پس از پایان جنگ به بازسازی ایران و تبدیل آن به کشوری شکوفا کمک خواهند کرد. او نوشت:
«ایران آیندهای بزرگ خواهد داشت. ایران را دوباره عظیم کنیم (MIGA).»
نگاه کلان:
ترامپ روز پنجشنبه به پایگاه خبری Axios گفت که میخواهد شخصاً در انتخاب رهبر بعدی ایران نقش داشته باشد تا مطمئن شود جانشین او سیاستهایی را دنبال نکند که به جنگ دیگری منجر شود.
میان خطوط:
دنی سیترینوویچ، کارشناس ایران در مؤسسه مطالعات امنیت ملی اسرائیل و شورای آتلانتیک، گفت:
«اگر این موضع رسمی دولت آمریکا باشد، و با توجه به اینکه حکومت فعلی ایران تسلیم نخواهد شد، این کارزار نظامی باید تا فروپاشی حکومت کنونی ایران ادامه یابد.»
او افزود:
«هر نتیجهای کمتر از آن، با وجود موفقیتهای عملیاتی گسترده، عملاً شکست تلقی خواهد شد.»
**پشت صحنه:**
مارکو روبیو، وزیر امور خارجه آمریکا، در تماسهای تلفنی با چند وزیر خارجه کشورهای عربی در روز پنجشنبه گفته است که **جنگ احتمالاً چند هفته دیگر ادامه خواهد داشت**. این موضوع را منابعی که از محتوای این تماسها آگاه هستند تأیید کردهاند.
روبیو گفته است تمرکز نظامی فعلی بر **پرتابگرهای موشکی ایران، ذخایر موشکی و کارخانههای تولید موشک** است.
به گفته منابع، روبیو به وزیران عرب گفته که هدف آمریکا **تغییر رژیم نیست**؛ اما در عین حال تأکید کرده واشینگتن میخواهد **افراد متفاوتی اداره کشور را در دست بگیرند**.
او همچنین گفته است که در حال حاضر **هیچ گفتوگویی میان آمریکا و حکومت ایران وجود ندارد** و هرگونه مذاکره در این مرحله میتواند اهداف نظامی جاری را تضعیف کند.
ترامپ روز پنجشنبه نیز گفت ایران تمایل به مذاکره دارد، اما به آنها گفته است که «خیلی دیر شده است.»
وزارت خارجه آمریکا بلافاصله به درخواست برای اظهار نظر درباره این موضوع پاسخ نداد.
وضعیت فعلی جنگ:
حملات آمریکا و اسرائیل روز جمعه وارد هفتمین روز خود شد و شدت آن افزایش یافته است. در مقابل، ایران و متحدانش — از جمله حزبالله لبنان و شبهنظامیان شیعه در عراق — همچنان موشکها و پهپادهایی را به سمت پایگاههای آمریکا، اسرائیل و برخی کشورهای خلیج فارس شلیک میکنند.
با این حال، سرعت و گستره حملات ایران بهطور قابل توجهی کاهش یافته است. فرمانده سنتکام، دریادار برد کوپر، اعلام کرد که حملات موشکی ایران نسبت به روز نخست جنگ ۹۰ درصد کاهش یافته است.
مقامهای آمریکایی و اسرائیلی همچنین اعلام کردند که ۶۰ درصد از پرتابگرها و ذخایر موشکی ایران نابود شدهاند.
روز جمعه نیز جنگندههای اسرائیلی یک پناهگاه بسیار مستحکم زیر مجموعه اقامتگاه رهبر فقید ایران، علی خامنهای را هدف قرار دادند؛ پناهگاهی که به عنوان مرکز فرماندهی اضطراری استفاده میشد.
افی دفرین، سخنگوی ارتش اسرائیل، گفت اسرائیل معتقد است مقامات ارشد ایرانی در روزهای اخیر از این پناهگاه استفاده میکردند و هنوز در حال بررسی است که آیا هنگام حمله کسی در داخل آن حضور داشته است یا نه.
https://www.axios.com/2026/03/06/trump-iran-war-unconditional-surrender
باراک راوید
دونالد ترامپ، رئیسجمهور ایالات متحده، روز جمعه از حکومت ایران خواست «تسلیم بیقید و شرط» شود؛ صریحترین بیان اهداف جنگی آمریکا از زمان آغاز عملیات هفت روز پیش تاکنون.
اهمیت موضوع: این درخواست عملاً هیچ مسیر خروجی آشکاری باقی نمیگذارد. اگر ایران از تسلیم شدن خودداری کند — و تاکنون نشانهای از پذیرش آن دیده نمیشود — جنگ ممکن است تا فروپاشی حکومت ایران یا عقبنشینی ترامپ ادامه یابد.
تحولات اخیر: چند ساعت پیش از اظهارات ترامپ، مسعود پزشکیان، رئیسجمهور ایران، در شبکه اجتماعی ایکس نوشت که «برخی کشورها تلاشهای میانجیگری برای توقف جنگ را آغاز کردهاند.»
او نوشت:
«اجازه دهید روشن بگویم: ما متعهد به صلح پایدار در منطقه هستیم، اما در دفاع از عزت و حاکمیت ملت خود هیچ تردیدی نداریم. میانجیگری باید متوجه کسانی باشد که مردم ایران را دستکم گرفتند و این درگیری را آغاز کردند.»
اظهارات ترامپ:
ترامپ صبح جمعه در شبکه اجتماعی تروث سوشال نوشت:
«هیچ توافقی با ایران وجود نخواهد داشت مگر **تسلیم بیقید و شرط!**»
او افزود که پس از تسلیم حکومت فعلی، «رهبر یا رهبران بزرگ و قابل قبولی» باید برای اداره کشور انتخاب شوند.
ترامپ همچنین وعده داد که آمریکا و متحدانش پس از پایان جنگ به بازسازی ایران و تبدیل آن به کشوری شکوفا کمک خواهند کرد. او نوشت:
«ایران آیندهای بزرگ خواهد داشت. ایران را دوباره عظیم کنیم (MIGA).»
نگاه کلان:
ترامپ روز پنجشنبه به پایگاه خبری Axios گفت که میخواهد شخصاً در انتخاب رهبر بعدی ایران نقش داشته باشد تا مطمئن شود جانشین او سیاستهایی را دنبال نکند که به جنگ دیگری منجر شود.
میان خطوط:
دنی سیترینوویچ، کارشناس ایران در مؤسسه مطالعات امنیت ملی اسرائیل و شورای آتلانتیک، گفت:
«اگر این موضع رسمی دولت آمریکا باشد، و با توجه به اینکه حکومت فعلی ایران تسلیم نخواهد شد، این کارزار نظامی باید تا فروپاشی حکومت کنونی ایران ادامه یابد.»
او افزود:
«هر نتیجهای کمتر از آن، با وجود موفقیتهای عملیاتی گسترده، عملاً شکست تلقی خواهد شد.»
**پشت صحنه:**
مارکو روبیو، وزیر امور خارجه آمریکا، در تماسهای تلفنی با چند وزیر خارجه کشورهای عربی در روز پنجشنبه گفته است که **جنگ احتمالاً چند هفته دیگر ادامه خواهد داشت**. این موضوع را منابعی که از محتوای این تماسها آگاه هستند تأیید کردهاند.
روبیو گفته است تمرکز نظامی فعلی بر **پرتابگرهای موشکی ایران، ذخایر موشکی و کارخانههای تولید موشک** است.
به گفته منابع، روبیو به وزیران عرب گفته که هدف آمریکا **تغییر رژیم نیست**؛ اما در عین حال تأکید کرده واشینگتن میخواهد **افراد متفاوتی اداره کشور را در دست بگیرند**.
او همچنین گفته است که در حال حاضر **هیچ گفتوگویی میان آمریکا و حکومت ایران وجود ندارد** و هرگونه مذاکره در این مرحله میتواند اهداف نظامی جاری را تضعیف کند.
ترامپ روز پنجشنبه نیز گفت ایران تمایل به مذاکره دارد، اما به آنها گفته است که «خیلی دیر شده است.»
وزارت خارجه آمریکا بلافاصله به درخواست برای اظهار نظر درباره این موضوع پاسخ نداد.
وضعیت فعلی جنگ:
حملات آمریکا و اسرائیل روز جمعه وارد هفتمین روز خود شد و شدت آن افزایش یافته است. در مقابل، ایران و متحدانش — از جمله حزبالله لبنان و شبهنظامیان شیعه در عراق — همچنان موشکها و پهپادهایی را به سمت پایگاههای آمریکا، اسرائیل و برخی کشورهای خلیج فارس شلیک میکنند.
با این حال، سرعت و گستره حملات ایران بهطور قابل توجهی کاهش یافته است. فرمانده سنتکام، دریادار برد کوپر، اعلام کرد که حملات موشکی ایران نسبت به روز نخست جنگ ۹۰ درصد کاهش یافته است.
مقامهای آمریکایی و اسرائیلی همچنین اعلام کردند که ۶۰ درصد از پرتابگرها و ذخایر موشکی ایران نابود شدهاند.
روز جمعه نیز جنگندههای اسرائیلی یک پناهگاه بسیار مستحکم زیر مجموعه اقامتگاه رهبر فقید ایران، علی خامنهای را هدف قرار دادند؛ پناهگاهی که به عنوان مرکز فرماندهی اضطراری استفاده میشد.
افی دفرین، سخنگوی ارتش اسرائیل، گفت اسرائیل معتقد است مقامات ارشد ایرانی در روزهای اخیر از این پناهگاه استفاده میکردند و هنوز در حال بررسی است که آیا هنگام حمله کسی در داخل آن حضور داشته است یا نه.
https://www.axios.com/2026/03/06/trump-iran-war-unconditional-surrender
Axios
Trump to Axios: "Unconditional surrender" is when Iran "can't fight any longer"
It's the most unambiguous statement of U.S. war aims since the operation began seven days ago.
نکات اصلی گزارش: «روسیه اطلاعات هدفگیری به ایران برای حمله به نیروهای آمریکا میدهد»
* انتقال اطلاعات هدفگیری توسط روسیه به ایران:
مقامات آمریکایی میگویند روسیه اطلاعاتی در اختیار ایران قرار داده که برای هدف قرار دادن نیروها و تجهیزات نظامی آمریکا در خاورمیانه استفاده میشود.
* نوع اطلاعات منتقلشده:
این اطلاعات شامل موقعیت ناوهای جنگی آمریکا، هواپیماها و سایر داراییهای نظامی آمریکا در منطقه بوده است.
* نشانهای از گسترش جنگ:
این نخستین نشانه از آن است که یکی از رقبای بزرگ هستهای آمریکا (روسیه) بهطور غیرمستقیم در این جنگ درگیر شده است.
* زمان شروع انتقال اطلاعات:
طبق گفته مقامات، از زمان آغاز جنگ در روز شنبه گذشته روسیه اطلاعات مربوط به موقعیت نیروهای آمریکایی را به ایران منتقل کرده است.
* تلفات حملات ایران:
در یک حمله پهپادی ایران در کویت، ۶ سرباز آمریکایی کشته و چند نفر زخمی شدند.
* حجم حملات ایران:
ایران تا کنون هزاران پهپاد انتحاری و صدها موشک به سمت پایگاههای نظامی آمریکا، سفارتخانهها و اهداف دیگر شلیک کرده است.
* پاسخ نظامی آمریکا و اسرائیل:
در مقابل، عملیات مشترک آمریکا و اسرائیل بیش از ۲۰۰۰ هدف در ایران را هدف قرار داده است، از جمله:
* سایتهای موشک بالستیک
* تجهیزات دریایی
* مراکز فرماندهی
* رهبران نظام
* کاهش توان حملات ایران:
فرمانده سنتکام اعلام کرده که حملات موشکی ایران نسبت به روز اول جنگ ۹۰٪ کاهش یافته است.
* خسارات به توان موشکی ایران:
مقامات آمریکا و اسرائیل میگویند ۶۰٪ از پرتابگرها و ذخایر موشکی ایران نابود شدهاند.
* احتمال استفاده ایران از اطلاعات ماهوارهای روسیه:
ایران تنها تعداد محدودی ماهواره نظامی دارد؛ بنابراین تصاویر ماهوارهای و توان اطلاعات فضایی روسیه میتواند برای هدفگیری دقیق بسیار ارزشمند باشد.
* دقت بالای برخی حملات ایران:
تحلیلگران میگویند حملات ایران در برخی موارد بهطور دقیق رادارهای هشدار اولیه، سامانههای فرماندهی و کنترل و زیرساختهای کلیدی را هدف قرار داده است.
* عبور برخی حملات ایران از پدافند هوایی:
برخی از حملات موشکی و پهپادی ایران توانستهاند از سامانههای دفاعی آمریکا و متحدانش عبور کنند.
* فشار بر ذخایر تسلیحاتی آمریکا:
پنتاگون به سرعت در حال مصرف موشکهای دقیق و رهگیرهای پدافند هوایی است، موضوعی که نگرانیهایی درباره ذخایر تسلیحاتی آمریکا ایجاد کرده است.
* حمایت نکردن چین از ایران در حوزه نظامی:
مقامات آمریکایی میگویند **چین تاکنون کمک نظامی مستقیمی به ایران نکرده است**، هرچند روابط نزدیکی با تهران دارد.
* زمینه سیاسی همکاری روسیه و ایران:
همکاری اطلاعاتی روسیه با ایران میتواند نوعی پاسخ به حمایت آمریکا از اوکراین در جنگ با روسیه تلقی شود.
* کمک ایران به روسیه در جنگ اوکراین:
ایران در جنگ اوکراین به روسیه فناوری تولید پهپادهای انتحاری ارزان را داده است که در حملات علیه اوکراین استفاده شدهاند.
* محاسبات راهبردی روسیه:
کرملین ممکن است از طولانی شدن جنگ میان آمریکا و ایران سود ببرد، زیرا:
* قیمت نفت افزایش مییابد
* توجه آمریکا و اروپا از جنگ اوکراین منحرف میشود
* با این حال روسیه مستقیماً وارد جنگ نشده است:
تحلیلگران میگویند روسیه هنوز درگیر مستقیم نظامی نشده زیرا تمرکز اصلی آن همچنان جنگ در اوکراین است.
https://www.washingtonpost.com/national-security/2026/03/06/russia-iran-intelligence-us-targets/
* انتقال اطلاعات هدفگیری توسط روسیه به ایران:
مقامات آمریکایی میگویند روسیه اطلاعاتی در اختیار ایران قرار داده که برای هدف قرار دادن نیروها و تجهیزات نظامی آمریکا در خاورمیانه استفاده میشود.
* نوع اطلاعات منتقلشده:
این اطلاعات شامل موقعیت ناوهای جنگی آمریکا، هواپیماها و سایر داراییهای نظامی آمریکا در منطقه بوده است.
* نشانهای از گسترش جنگ:
این نخستین نشانه از آن است که یکی از رقبای بزرگ هستهای آمریکا (روسیه) بهطور غیرمستقیم در این جنگ درگیر شده است.
* زمان شروع انتقال اطلاعات:
طبق گفته مقامات، از زمان آغاز جنگ در روز شنبه گذشته روسیه اطلاعات مربوط به موقعیت نیروهای آمریکایی را به ایران منتقل کرده است.
* تلفات حملات ایران:
در یک حمله پهپادی ایران در کویت، ۶ سرباز آمریکایی کشته و چند نفر زخمی شدند.
* حجم حملات ایران:
ایران تا کنون هزاران پهپاد انتحاری و صدها موشک به سمت پایگاههای نظامی آمریکا، سفارتخانهها و اهداف دیگر شلیک کرده است.
* پاسخ نظامی آمریکا و اسرائیل:
در مقابل، عملیات مشترک آمریکا و اسرائیل بیش از ۲۰۰۰ هدف در ایران را هدف قرار داده است، از جمله:
* سایتهای موشک بالستیک
* تجهیزات دریایی
* مراکز فرماندهی
* رهبران نظام
* کاهش توان حملات ایران:
فرمانده سنتکام اعلام کرده که حملات موشکی ایران نسبت به روز اول جنگ ۹۰٪ کاهش یافته است.
* خسارات به توان موشکی ایران:
مقامات آمریکا و اسرائیل میگویند ۶۰٪ از پرتابگرها و ذخایر موشکی ایران نابود شدهاند.
* احتمال استفاده ایران از اطلاعات ماهوارهای روسیه:
ایران تنها تعداد محدودی ماهواره نظامی دارد؛ بنابراین تصاویر ماهوارهای و توان اطلاعات فضایی روسیه میتواند برای هدفگیری دقیق بسیار ارزشمند باشد.
* دقت بالای برخی حملات ایران:
تحلیلگران میگویند حملات ایران در برخی موارد بهطور دقیق رادارهای هشدار اولیه، سامانههای فرماندهی و کنترل و زیرساختهای کلیدی را هدف قرار داده است.
* عبور برخی حملات ایران از پدافند هوایی:
برخی از حملات موشکی و پهپادی ایران توانستهاند از سامانههای دفاعی آمریکا و متحدانش عبور کنند.
* فشار بر ذخایر تسلیحاتی آمریکا:
پنتاگون به سرعت در حال مصرف موشکهای دقیق و رهگیرهای پدافند هوایی است، موضوعی که نگرانیهایی درباره ذخایر تسلیحاتی آمریکا ایجاد کرده است.
* حمایت نکردن چین از ایران در حوزه نظامی:
مقامات آمریکایی میگویند **چین تاکنون کمک نظامی مستقیمی به ایران نکرده است**، هرچند روابط نزدیکی با تهران دارد.
* زمینه سیاسی همکاری روسیه و ایران:
همکاری اطلاعاتی روسیه با ایران میتواند نوعی پاسخ به حمایت آمریکا از اوکراین در جنگ با روسیه تلقی شود.
* کمک ایران به روسیه در جنگ اوکراین:
ایران در جنگ اوکراین به روسیه فناوری تولید پهپادهای انتحاری ارزان را داده است که در حملات علیه اوکراین استفاده شدهاند.
* محاسبات راهبردی روسیه:
کرملین ممکن است از طولانی شدن جنگ میان آمریکا و ایران سود ببرد، زیرا:
* قیمت نفت افزایش مییابد
* توجه آمریکا و اروپا از جنگ اوکراین منحرف میشود
* با این حال روسیه مستقیماً وارد جنگ نشده است:
تحلیلگران میگویند روسیه هنوز درگیر مستقیم نظامی نشده زیرا تمرکز اصلی آن همچنان جنگ در اوکراین است.
https://www.washingtonpost.com/national-security/2026/03/06/russia-iran-intelligence-us-targets/
The Washington Post
Russia is providing Iran intelligence to target U.S. forces, officials say
The targeting information has included the locations of American warships and aircraft in the Middle East, the officials said.