Iran 2026
1.41K subscribers
27 photos
2 videos
5 files
683 links
تحلیل‌های منتشر شده در این صفحه جهت بازتاب نظرات رسانه‌ها و تحلیل‌گران متفاوت است و‌ نه الزاما تایید مقالات و نظرات
Download Telegram
پیامد چرخش برای میدان سیاسی ایران
موضع‌گیری شمس‌‌‌الواعظین در ۱۹ دی، همزمان با صدور فرمان کشتار، پایان نمادین پروژه اصلاحات درون‌حکومتی به شکل کلاسیک آن است. از این پس، هرگونه انتقاد یا تفاوت دیدگاه، نه «اصلاح‌طلبی»، که ممکن است «همکاری با جنگ دشمن» تعبیر شود. این تحلیل، به حکومت مشروعیت ایدئولوژیک کامل برای سرکوب می‌دهد. اگر این یک «جنگ» است، پس همه ابزارها از جمله حذف فیزیکی معترضان حتی با بستن آن‌ها به رگبار مسلسل مجاز است.

چرخش شمس‌الواعظین نشان می‌دهد که حلقه قدرت به سرعت پیرامون هسته امنیتی ـ نظامی (سپاه) و رهبری در حال تنگ‌تر شدن است. نیروهای میانی و اصلاح‌طلب، یا سکوت کرده‌اند یا مانند شمس‌الواعظین به‌طور کامل جذب و هم‌سو شده‌اند. این، همان بناپارتیسم درون‌حکومتی‌ست که در حال شکل‌گیری است و در مقاله دیگری بدان اشاره کردم. بناپارتیسم نه الزاماً با یک فرد، بلکه با حاکمیت بی‌چون‌وچرای یک گفتمان واحد.

https://www.radiozamaneh.com/874622
https://www.reuters.com/world/china/death-toll-iran-approaches-2600-rights-group-reports-2026-01-14/

یک مقام آمریکایی که نخواست نامش فاش شود، گفت ایالات متحده به‌دلیل افزایش تنش‌های منطقه‌ای، به‌عنوان اقدامی احتیاطی در حال خارج کردن بخشی از نیروهای خود از پایگاه‌های کلیدی در منطقه است.
روزنامه آی گزارش داد که بریتانیا نیز در آستانه احتمال حملات آمریکا، برخی از نیروهای خود را از یک پایگاه هوایی در قطر خارج کرده است. وزارت دفاع بریتانیا در این باره اظهارنظر فوری نداشت.

یک مقام نظامی غربی روز چهارشنبه به رویترز گفت: «همه نشانه‌ها حاکی از آن است که حمله آمریکا قریب‌الوقوع است، اما این همچنین شیوه رفتاری این دولت است تا همه را در حالت آماده‌باش نگه دارد. غیرقابل‌پیش‌بینی بودن بخشی از راهبرد است.»

دو مقام اروپایی گفتند مداخله نظامی آمریکا ممکن است ظرف ۲۴ ساعت آینده رخ دهد. یک مقام اسرائیلی نیز گفت به نظر می‌رسد ترامپ تصمیم به مداخله گرفته است، هرچند دامنه و زمان آن هنوز مشخص نیست.


قطر اعلام کرد کاهش نیروها از پایگاه هوایی العدید، بزرگ‌ترین پایگاه آمریکا در خاورمیانه، «در پاسخ به تنش‌های فعلی منطقه‌ای» در حال انجام است.
سه دیپلمات گفتند به برخی از نیروها دستور داده شده پایگاه را ترک کنند، هرچند نشانه فوری از خروج گسترده نیروها ــ مانند انتقال آن‌ها با اتوبوس به ورزشگاه یا مرکز خرید، همان‌طور که ساعاتی پیش از حمله موشکی ایران در سال گذشته رخ داد ــ دیده نمی‌شود.
https://www.reuters.com/world/middle-east/armed-kurdish-groups-sought-cross-into-iran-iraq-sources-say-2026-01-14/

(رویترز) – به گفته سه منبع آگاه، گروه‌های مسلح جدایی‌طلب کُرد تلاش کرده‌اند از عراق وارد خاک ایران شوند؛ امری که نشانه‌ای از تلاش بازیگران خارجی برای بهره‌برداری از بی‌ثباتی پس از چندین روز سرکوب اعتراضات علیه تهران تلقی می‌شود.

این سه منبع که شامل یک مقام ارشد ایرانی نیز بودند و همگی به شرط ناشناس ماندن صحبت کردند، گفتند سازمان اطلاعات ترکیه به سپاه پاسداران انقلاب اسلامی ایران هشدار داده است که نیروهای کُرد طی روزهای اخیر در حال عبور از مرز بوده‌اند.

خبرنامه «گلف کارنتس» رویترز آخرین تحولات ژئوپلیتیک، انرژی و مالی منطقه را پوشش می‌دهد.

به گفته مقام ایرانی، سپاه پاسداران با این نیروهای کُرد درگیر شده است؛ نیروهایی که به گفته او قصد داشتند با ایجاد بی‌ثباتی از اعتراضات داخلی سوءاستفاده کنند. سپاه پاسداران نیرویی نخبه است که در گذشته نیز اعتراضات و ناآرامی‌های مشابه را در ایران سرکوب کرده است.

سازمان اطلاعات ترکیه (میت) و همچنین ریاست‌جمهوری ترکیه در آنکارا بلافاصله در این‌باره اظهارنظر نکردند. ترکیه که گروه‌های مسلح کُرد در شمال عراق را تروریستی می‌داند، در روزهای اخیر هشدار داده است که هرگونه مداخله خارجی در ایران می‌تواند بحران‌های منطقه‌ای را تشدید کند.

به گفته مقام ایرانی، این نیروها از عراق و ترکیه اعزام شده بودند و تهران از این کشورها خواسته است هرگونه انتقال نیرو یا سلاح به داخل ایران را متوقف کنند.
وبسایت اندیشکده پرنفوذ RAND با پژوهشگران امور ایران و خاورمیانه این مرکز مصاحبه کرده است . برآیند نظرات کارشناسان این مرکز در زیر آمده است:

خلاصهٔ تحلیلی بحران ایران
هدر ویلیامز

جمع‌بندی: این موج اعتراضات از گذشته خطرناک‌تر است، زیرا امید به اصلاحات درون‌سیستمی از میان رفته و شکست‌های سیاست خارجی (هسته‌ای و شبکهٔ نیابتی) مشروعیت و اقتدار حکومت را تضعیف کرده است. با این حال، دستگاه امنیتی همچنان ظرفیت بالایی برای خشونت دارد.
پیش‌بینی: تغییر واقعی بیشتر از مسیر شکاف نخبگان یا جانشینی رهبری رخ می‌دهد تا صرفاً فشار خیابانی.
نظر درباره رضا پهلوی: او را نماد نارضایتی می‌داند، نه عامل تعیین‌کنندهٔ فروپاشی؛ بدون حمایت نخبگان، نقش او نمادین می‌ماند.

میشل گریزه

جمع‌بندی: تفاوت اصلی این بحران، هم‌زمانی ناآرامی داخلی با آسیب‌پذیری خارجی است؛ توان هسته‌ای، نظامی و نیابتی ایران تضعیف شده و رژیم ابزار کمتری برای مهار شوک‌ها دارد.
پیش‌بینی: در کوتاه‌مدت سرکوب و تثبیت موقت محتمل است، اما بقای بلندمدت نامطمئن‌تر از قبل شده است.
نظر درباره رضا پهلوی: او را نماد همگرایی هویتی اپوزیسیون می‌بیند، نه یک آلترناتیو آمادهٔ حکمرانی.

هاوارد شاتز

جمع‌بندی: بحران اقتصادی ساختاری و عمیق است؛ سقوط شدید ارزش پول، تورم بالا و تشدید تحریم‌ها امکان بهبود سریع را از بین برده است.
پیش‌بینی: حکومت فقط می‌تواند اقتصاد را در سطحی پایین‌تر تثبیت کند و بهبود معناداری در یک سال آینده بعید است.
نظر درباره رضا پهلوی: از نظر اقتصادی نقش تعیین‌کننده‌ای در کوتاه‌مدت ندارد و نمی‌تواند فوراً شرایط معیشتی را تغییر دهد.

رافائل کوهن

جمع‌بندی: سرنوشت اعتراضات به انسجام نیروهای امنیتی بستگی دارد؛ اگر شکاف یا ریزش در ارتش/سپاه/بسیج رخ دهد، مسیر فروپاشی باز می‌شود.
پیش‌بینی: بدون شکاف امنیتی، احتمال مهار اعتراضات بالاست.
نظر درباره رضا پهلوی: بدبینانه؛ محبوبیت خارجی الزاماً به پایگاه واقعی داخلی تبدیل نمی‌شود.

کارن سودکمپ

جمع‌بندی: معترضان امروز ترس کمتری دارند و گزینه‌های تلافی‌جویانه ایران محدود شده است؛ تشدید تنش دریایی نشانهٔ اضطراب بقای رژیم خواهد بود.
پیش‌بینی: افزایش تحرکات در خلیج فارس می‌تواند علامت نگرانی وجودی حکومت باشد.
نظر درباره رضا پهلوی: او را نماد گسست کامل از جمهوری اسلامی می‌داند، نه بازگشت به سلطنت؛ رهبر وحدت‌بخشِ بلندمدت نیست.

مارزیا جیامبرتونـی

جمع‌بندی: قطع گستردهٔ اینترنت و تلفن نشان می‌دهد حکومت این بحران را وجودی تلقی می‌کند؛ هم برای جلوگیری از هماهنگی معترضان و هم پنهان‌سازی سرکوب.
پیش‌بینی: تداوم قطع ارتباطات نشانهٔ تشدید هراس حکومت است.
نظر درباره رضا پهلوی: صدای او در فضای رسانه‌ای خارج پررنگ‌تر می‌شود، اما داخل کشور دسترسی و سازماندهی محدود است.

جولیا مسترسون

جمع‌بندی: دکترین راهبردی ایران تحت فشار در حال تغییر است و لحن پیش‌دستانه‌تر شده، اما حرکت به‌سوی سلاح هسته‌ای بعید است.
پیش‌بینی: پیشنهاد مذاکره بیشتر تلاش برای مهار مداخلهٔ آمریکا است تا حل پایدار اختلافات.
نظر درباره رضا پهلوی: برای خارج جذاب نمادین است، اما در محاسبات هسته‌ای و راهبردی تهران نقش مستقیمی ندارد.

جمع‌بندی کلی

بحران کنونی عمیق‌تر و خطرناک‌تر از موج‌های قبلی است، اما هنوز تعیین‌کننده نشده.

اقتصاد توان بهبود سریع ندارد؛ انسجام امنیتی کلید سرنوشت است.

رضا پهلوی در نگاه تحلیلگران عمدتاً نماد اعتراض و گسست است، نه رهبر آمادهٔ گذار؛ بدون شکاف نخبگان یا امنیتی، نقش او تعیین‌کننده نخواهد بود.

https://www.rand.org/pubs/commentary/2026/01/protests-in-iran-qa-with-rand-experts.html
دنی (دنیس) سیترینوویچ :

ایران در حال اجرای یک کارزار «پیش‌دستانه» سیاسی ـ اطلاعاتی است تا هرگونه اقدام نظامی احتمالی ایالات متحده را بازدارده کرده و از آن جلوگیری کند:

الف) تشدید لفاظی‌های تنش‌آمیز از سوی مقامات ارشد ایرانی و افزایش سطح آماده‌باش راهبردی با هدف بازدارندگی از هرگونه حمله.

ب) چارچوب‌بندی فعال اسرائیل به‌عنوان عامل اصلی تشدید تنش‌ها، با هدف افزایش هزینه‌های سیاسی داخلی برای مداخله آمریکا.

ج) استفاده از قطر و عربستان سعودی به‌عنوان میانجی برای سوق دادن واشنگتن به خویشتنداری.

د) تلاش برای احیای کانال پیام‌رسانی مستقیم با نماینده ویژه، ویتکاف.

تمرکز اصلی رژیم همچنان بر ثبات داخلی و سرکوب اعتراضات است. ایران به‌دنبال کاهش تنش است، نه رویارویی مستقیم با ایالات متحده، تا بتواند بر این هدف متمرکز بماند.
ترامپ در مصاحبه با رویترز درباره رضا پهلوی گفت: "
"به نظر می‌رسد او آدم خیلی خوبیه
، اما نمی‌دانم چگونه در کشور خودش عمل خواهد کرد،" ترامپ گفت. "و ما واقعاً هنوز به آن نقطه نرسیده‌ایم.

"نمی‌دانم آیا کشور او رهبری‌اش را می‌پذیرد یا نه، و مطمئناً اگر بپذیرند، من مشکلی ندارم."

ا ترامپ همچنین به تردید در توانایی پهلوی برای رهبری ایران پرداخت، پس از اینکه هفته گذشته گفت برنامه‌ای برای ملاقات با او ندارد.

https://www.reuters.com/world/americas/trump-questions-reza-pahlavis-ability-garner-support-iran-2026-01-15/?utm_sf_cserv_ref=114050161948682&utm_source=Facebook&utm_medium=Social&utm_sf_post_ref=651614959&brid=eCZrtDru79hwxOvGUl8Vuw
https://www.youtube.com/watch?v=HDB2SDdzoX8

وزیر خزانه‌داری آمریکا، اسکات بسنت، روز چهارشنبه گفت واشنگتن در حال پیگیری روند افزایش فرار سرمایه از سوی هیات حاکمهٔ ایران است.

"به عنوان خزانه‌داری که تحریم‌ها را اجرا می‌کند، می‌توانیم ببینیم که اکنون موش‌ها در حال ترک کشتی هستند، زیرا می‌توانیم ببینیم میلیون‌ها، ده‌ها میلیون دلار از کشور خارج می‌شود و توسط حاکمان ایران به طور غیرقانونی خارج می‌شود,"
.

"بنابراین آنها در حال ترک کشتی هستند و ما می‌بینیم که این پول‌ها به بانک‌ها و مؤسسات مالی در سرتاسر جهان واریز می‌شوند,"

"ما در خزانه‌داری رد این پولها را دنبال خواهیم کرد، چه از طریق سیستم بانکی و چه از طریق دارایی‌های دیجیتال. ما این دارایی‌ها را ردیابی خواهیم کرد و آنها نخواهند توانست آن‌ها را نگه دارند."
https://www.project-syndicate.org/commentary/iran-protests-starting-december-28-response-to-economic-pressures-by-djavad-salehi-isfahani-2026-01

مقاله "ریشه‌های اقتصادی اعتراضات ایران" نوشته جواد صالحی‌اصفهانی به بررسی عوامل اقتصادیی می‌پردازد که منجر به بروز اعتراضات اخیر در ایران شده است. در اینجا نکات اصلی با جزئیات بیشتر آورده شده است:

رویدادهای محرک
- سقوط ارز: اعتراضات از ۲۸ دسامبر ۲۰۲۵ آغاز شد و به‌دلیل کاهش شدید ارزش ریال، که در دسامبر ۱۶٪ افت کرده و در طول یک سال گذشته ۸۴٪ کاهش یافته، شکل گرفت. این کاهش ارز به‌سرعت قیمت‌ها را افزایش داد و قدرت خرید مردم را کاهش داد.
- تورم سرسام‌آور: نرخ تورم غذایی به ۷۲٪ رسید که تقریباً دو برابر میانگین اخیر است. این وضعیت به‌ویژه برای افرادی که دستمزدهای آن‌ها سالانه تعیین می‌شود، ضربه‌ای بزرگ به حساب می‌آید.

زمینه تاریخی
- انزوای اقتصادی: ایران با تحریم‌های اقتصادی به‌ویژه در حوزه نفت، از سال ۲۰۱۱ به‌طور قابل توجهی درآمدهای ارزی خود را کاهش داده و رشد GDP را به کمتر از ۳٪ رسانده است، در حالی که در اوایل ۲۰۰۰ رشد ۵-۹٪ را تجربه کرده بود.
- کسری بودجه و گسترش پولی: دولت به‌دلیل کاهش درآمدهای نفتی با کسری‌های مزمن بودجه مواجه شده و آن را از طریق گسترش پولی تأمین کرده که به‌طور مستقیم عامل تورم بالا بوده است.

درگیری‌های اخیر
- جنگ با اسرائیل و ایالات متحده؛: در ژوئن ۲۰۲۵، جنگ با اسرائیل و ایالات متحده، هرچند از نظر آسیب فیزیکی محدود بود، اما آسیب‌پذیری ایران را در برابر تشدید تنش‌ها نشان داد و ریسک سرمایه‌گذاری را افزایش داد.

تدابیر ریاضتی
- اصلاحات پیشنهادی: رئیس‌جمهور مسعود پزشکیان در بودجه جدید خود، مالیات‌ها را از ۴۲٪ به ۵۷٪ از درآمدهای دولت افزایش داده و این اقدام نشان‌دهنده کاهش شدید درآمد نفتی است.
- افزایش حقوق: دولت برنامه‌ای برای افزایش حقوق بخش عمومی ارائه کرده بود که کمتر از نصف نرخ تورم پیش‌بینی‌شده ۴۶٪ بود. این پیام ریاضت اقتصادی به‌طور واضحی به جامعه منتقل شد.

احساسات عمومی
- فساد و نابرابری: فساد گسترده و نابرابری اقتصادی به‌ویژه با وجود سیستم چندنرخی ارز، منجر به رفتارهای رانت‌جویانه و خروج سرمایه شده است. این سیستم به اقشار خاصی اجازه می‌دهد تا از مزایای نرخ‌های ارز پایین‌تر بهره‌برداری کنند.
- تأثیر ریاضت اقتصادی: پیام ریاضت اقتصادی در جامعه‌ای که فساد عمومی را به وضوح مشاهده می‌کند، به شدت حساس و خطرناک است.

پاسخ‌های دولتی
- انتقال‌های نقدی: دولت برای جبران فشارهای اقتصادی، انتقال‌های نقدی ماهانه به ارزش ۱۰ میلیون ریال (تقریباً ۷ دلار یا ۴۰ دلار به‌صورت قدرت خرید) را برای حدود ۸۰ میلیون نفر از شهروندان در نظر گرفته است.
- شک و تردید در مورد اصلاحات: با وجود این تلاش‌ها، مردم نسبت به مؤثر بودن این اقدامات و توانایی دولت برای کنترل اوضاع تردید دارند.
https://www.aljazeera.com/opinions/2026/1/13/why-iran-is-not-repeating-1979

این مقاله استدلال می‌کند که با وجود آن‌که ایران در حال تجربه یکی از خطرناک‌ترین و گسترده‌ترین موج‌های اعتراضات پس از انقلاب ۱۳۵۷ است، کشور در آستانه تکرار انقلاب قرار ندارد؛ زیرا شرایط ساختاری‌ای که در آن زمان به فروپاشی رژیم انجامید، امروز وجود ندارد. در سال ۱۳۵۷، بیماری و تردید محمدرضا شاه، خروج‌های مکرر او از کشور، و همچنین دستگاه سرکوبی پراکنده و فاقد انسجام ایدئولوژیک باعث فلج‌شدن نخبگان حاکم و ریزش نیروها شد و همین امر راه را برای پیروزی اعتراضات مردمی هموار کرد. در مقابل، جمهوری اسلامی امروز تحت رهبری آیت‌الله علی خامنه‌ای به یک «دولت امنیتی ـ الهیاتی» به‌شدت متمرکز تبدیل شده است که بر دستگاه سرکوبی منسجم، ایدئولوژیک و عمیقاً ذی‌نفع (شامل سپاه پاسداران، بسیج، پلیس و نهادهای اطلاعاتی) تکیه دارد؛ نیروهایی که بقا، هویت اجتماعی و امنیت اقتصادی‌شان به بقای نظام گره خورده است. بنابراین، حتی اعتراضاتی بزرگ‌تر و گسترده‌تر از سال ۱۳۵۷ نیز به احتمال زیاد نه به فروپاشی، بلکه به سرکوب شدیدتر منجر خواهد شد، زیرا انقلاب‌ها زمانی رخ می‌دهند که اعتراضات مردمی با شکاف یا فلج‌شدن نخبگان حاکم تلاقی پیدا کند. نتیجه‌گیری مقاله این است که تنها یک شوک مستقیم به ساختار رهبری نظام ـ به‌ویژه حذف خودِ خامنه‌ای ـ می‌تواند انسجام نخبگان را بر هم بزند و زمینه یک بحران واقعی در حاکمیت را فراهم کند.
راز زیمت، مدیر برنامه‌ی «ایران و محور شیعه» در مؤسسه‌ی مطالعات امنیت ملی در تل‌آویو، در X:
روزی از من پرسیدند نهادهای امنیتی (چه در اسرائیل و چه در آمریکا) چه کارهایی می‌توانند بکنند تا رژیم ایران را سرنگون کنند. پاسخ دادم که اگر اصولاً شانسی برای تحقق چنین هدفی از طریق مداخله خارجی وجود داشته باشد، فقط در وضعیتی است که میلیون‌ها ایرانی از پیش به خیابان‌ها آمده باشند؛ در آن صورت می‌توان همه ابزارهایی را که از قبل آماده شده فعال کرد. این ابزارها می‌تواند شامل صندوقی برای حمایت از کارگران اعتصابی باشد که باید معاش خانواده‌هایشان را تأمین کنند تا بتوانند صنایع حیاتی را تعطیل کنند؛ توانمندی‌های سایبری، عمدتاً با هدف قرار دادن سامانه‌های اقتصادی و دستگاه سرکوب رژیم؛ و در صورت لزوم، حملات فیزیکی به اهداف مرتبط.

مشکل این است که در کشوری مانند ایران که حاضر است برای سرکوب معترضان از خشونت عریان استفاده کند، پنجره فرصت معمولاً بسیار کوتاه است و همین که رژیم موفق شود با زور تظاهرات را پراکنده کند، این پنجره بسته می‌شود. با توجه به تداوم قطع اینترنت، به نظر می‌رسد سرکوب خونین توانسته معترضان را مرعوب کند. دست‌کم بنا بر یک گزارش، مردم اکنون به دلیل حضور غیرعادی نیروهای امنیتی در خیابان‌ها از ترک خانه‌هایشان می‌ترسند.

آیا اوضاع ناامیدکننده است؟ مطلقاً نه. نه فقط به این دلیل که هیچ‌یک از مشکلاتی که موج اعتراض‌ها را برانگیخت حل نشده و وضعیت رژیم در نتیجه همین سرکوب خشن حتی بدتر هم شده است، بلکه همچنین به این دلیل که ممکن است در آغاز دوره‌ای از نافرمانی مدنی (یک وضعیت انقلابی طولانی‌مدت) باشیم که با فوران‌های پراکنده، مثلاً پیرامون مراسم تشییع و یادبود هزاران کشته‌شده، مشخص می‌شود. در سال انقلاب اسلامی (۱۹۷۸–۱۹۷۹) چنین فوران‌هایی اغلب در چرخه‌های چهل‌روزه و متناسب با آیین‌های سوگواری رخ می‌داد.

با این حال، در مرحله کنونی که ظاهراً توده‌های مردم در خیابان‌ها حضور ندارند، برای تضعیف توان بقای رژیم ـ چه از راه انقلاب از پایین و چه با تشویق برخی عناصر به ایجاد تغییر از درون نظام ـ به اقدامی بسیار گسترده و یکپارچه از سوی آمریکا نیاز است؛ از جمله حذف فیزیکی مقام‌های ارشد، حمله به ده‌ها مقر نیروهای امنیتی، عملیات سایبری، و اخلال در سامانه‌های فرماندهی و کنترل و موارد مشابه. هر اقدامی کمتر از این را می‌توان صرفاً تنبیهی یا بازدارنده دانست و بعید است به تغییر معناداری بینجامد. پرسش اصلی البته این است که آیا ترامپ حاضر است دست به چنین اقدام گسترده‌ای بزند؛ اقدامی که با خطرات قابل‌توجهی همراه است و لزوماً تضمینی برای تحقق هدف نهایی ندارد.
مقاله امروز نیویورک تایمز درباره برآورد اطلاعاتی اسراییل:

اسرائیل اعتراضات ایران را بسیار جدی دنبال می‌کند، اما حکومت ایران را دور از فروپاشی می‌بیند. به‌دلیل انسجام دستگاه سرکوب و نبود رهبری و سازمان‌دهی مؤثر در میان معترضان، احتمال موفقیت انقلاب پایین ارزیابی می‌شود. اسرائیل مداخله را تنها در چارچوب یک اقدام گسترده و رهبری‌شده توسط آمریکا محتمل می‌داند و حتی در آن صورت نیز نسبت به پیامدها بدبین است.

نظر کارشناسان و مقام‌ها

Sima Shine

می‌گوید اعتراضات فعلی به «میلیون‌ها نفر در خیابان» نرسیده است.

تأکید می‌کند رژیم ایران می‌داند چگونه اعتراضات در مقیاس هزاران نفر را با کشتار و ایجاد رعب مهار کند.

هشدار می‌دهد اقدام نمادین آمریکا (مثلاً حمله محدود و سپس مذاکره) می‌تواند به خیانت به معترضان تعبیر شود، مگر آن‌که با شروطی مثل بازگرداندن اینترنت همراه باشد.

Zohar Palti

می‌گوید سپاه پاسداران و بسیج به‌شدت به بقای رژیم وابسته‌اند و تغییر رژیم برایشان تهدید وجودی است.

معتقد است به همین دلیل این نیروها حاضرند با خشونت عریان سرکوب کنند.

تأکید می‌کند ابزارهایی مثل حملات سایبری به‌تنهایی توان سرنگونی یک حکومت را ندارند.

Eyal Hulata

می‌گوید موفقیت یک قیام نیازمند اپوزیسیون سازمان‌یافته و پایدار است که بتواند زیر سرکوب شدید هم فشار را حفظ کند؛ چیزی که در ایران فعلاً وجود ندارد.

تصریح می‌کند اسرائیل نمی‌تواند رژیم ایران را تغییر دهد؛ کمک‌های محدود یا نفوذ غیرمستقیم کافی نیست.

تنها عامل بالقوه مؤثر را اقدام نظامی بسیار گسترده می‌داند، آن هم با تردید نسبت به امکان‌پذیری و پیامدها.

Danny Citrinowicz

می‌گوید تقریباً همه گزینه‌های مداخله برای اسرائیل بد و پرهزینه هستند.

هشدار می‌دهد هر اقدام آشکار اسرائیل می‌تواند روایت حکومت ایران درباره «دخالت خارجی» را تقویت کرده و سرکوب را توجیه کند.

همچنین برجسته‌سازی رضا پهلوی توسط اسرائیل را اشتباه راهبردی می‌داند، چون می‌تواند بخشی از معترضان را دور کند.

جمع‌بندی نهایی

کارشناسان اسرائیلی تقریباً هم‌نظرند که اعتراض بدون شکاف در رأس قدرت یا اقدام خارجی بسیار گسترده، به تغییر رژیم منجر نمی‌شود. اسرائیل ترجیح می‌دهد ناظر بماند، زیرا خطر جنگ، تشدید بحران منطقه‌ای و بی‌نتیجه‌بودن مداخله، بسیار بیشتر از منافع احتمالی آن است.

https://www.nytimes.com/2026/01/15/world/middleeast/israel-iran-protests-netanyahu.html
یه کزارش NBC مقام‌های اسرائیلی به دولت ترامپ گفته‌اند که در حالی که به‌طور کامل از تغییر رژیم در ایران و تلاش‌های ایالات متحده برای تسهیل آن حمایت می‌کنند، نگران‌اند که مداخله نظامی خارجی در مقطع کنونی نتواند کاری را که معترضان آغاز کرده‌اند به سرانجام برساند؛ به گفته یک مقام فعلی آمریکا، یک مقام پیشین آمریکایی و فردی آگاه از دیدگاه‌های رهبری اسرائیل.

آن‌ها گفته‌اند اسرائیلی‌ها پیشنهاد داده‌اند که انواع دیگری از اقدامات ایالات متحده با هدف بی‌ثبات‌سازی رژیم و حمایت از معترضان می‌تواند به تضعیف بیشتر رژیم کمک کند، تا جایی که در آن مرحله حملات گسترده‌تر بتواند تعیین‌کننده باشد.

به گفته منابع، این اقدامات احتمالی شامل تقویت ارتباطات برای ایرانیان در سراسر کشور به‌منظور دور زدن قطع اینترنت توسط رژیم، افزایش یا تشدید تحریم‌های اقتصادی، انجام حملات سایبری، یا حتی اقدام نظامی بسیار هدفمند علیه برخی رهبران مشخص ایرانی است؛ اقداماتی که می‌تواند به تسهیل فروپاشی گسترده‌تر رژیم کمک کند.

https://www.nbcnews.com/politics/white-house/israeli-arab-officials-privately-suggested-us-hold-iran-strikes-rcna253718
کشورهای عرب حوزه خلیج فارس چرا از اقدام نظامی آمریکا علیه ایران نگران‌اند؟
با وجود آن‌که کشورهای عرب خلیج فارس از زمان انقلاب اسلامی ۱۹۷۹ تقریباً همگی ایران را به‌عنوان یک رقیب و تهدید منطقه‌ای جدی تلقی کرده‌اند، اما در شرایط کنونی با تهدیدهای دونالد ترامپ برای اقدام نظامی علیه تهران همراهی نمی‌کنند. برعکس، آن‌ها در حال هشدار دادن نسبت به آغاز یک جنگ جدید در همسایگی مستقیم خود هستند؛ حتی در حالی که می‌پذیرند رژیمی که سال‌ها با آن دشمن بوده‌اند، اکنون بیش از هر زمان دیگری آسیب‌پذیر به نظر می‌رسد.

یکی از دلایل این نگرانی روشن است: هرگونه جنگ می‌تواند به خاک خود این کشورها کشیده شود. همین خطر باعث شده است دولت‌های خلیج فارس همواره سیاست مهار و فشار بر ایران را به جنگ آشکار ترجیح دهند. اما امروز عامل مهم‌تری نیز وجود دارد: تصویر راهبردی منطقه به‌شدت تغییر کرده است. برای چندین کشور عربی ــ به‌جز احتمالاً امارات متحده عربی ــ اسرائیل اکنون به‌عنوان تهدید راهبردی بزرگ‌تری نسبت به ایران دیده می‌شود. از این رو، برخی دولت‌های عرب نگران‌اند که فروپاشی رژیم در تهران نه‌تنها اقتصاد و امنیت آن‌ها را متأثر کند، بلکه اسرائیل را به بزرگ‌ترین برنده راهبردی منطقه تبدیل کند، آن هم به بهای منافع آن‌ها.

این نگرانی‌ها در بستر تشدید رقابت میان عربستان سعودی (با حمایت مصر و دیگر کشورهای عربی) و امارات متحده عربی در یمن، سومالی و سودان پررنگ‌تر شده است. سیاست‌گذاران سعودی به‌طور فزاینده‌ای مداخلات منطقه‌ای امارات را بخشی از هم‌سویی راهبردی رو به گسترش با اسرائیل تفسیر می‌کنند؛ هم‌سویی‌ای که به‌زعم آن‌ها خطر محاصره راهبردی عربستان را در زمانی افزایش می‌دهد که از هژمونی منطقه‌ای اسرائیل بیم دارند. اگرچه عربستان همچنان امیدوار است در آینده روابط بهتری با اسرائیل داشته باشد، اما این نگرانی واقعی وجود دارد که فارغ از هزینه‌های یک تقابل نظامی آمریکا و ایران، نتیجه نهایی آن تقویت جایگاه اسرائیل به‌عنوان قدرت مسلط منطقه باشد.

در نهایت، مقاله تأکید می‌کند که دشوار است باور کنیم انگیزه ترامپ از تهدید به اقدام نظامی، دلسوزی برای مردم ایران باشد؛ به‌ویژه با توجه به این‌که دولت او اجازه داده فجایع بسیار گسترده‌تری طی دو سال در غزه رخ دهد. تلاش واشنگتن برای ارائه اقدام نظامی احتمالی علیه ایران در قالبی «انسان‌دوستانه»، تنها بر نگرانی‌های منطقه‌ای می‌افزاید، زیرا حکومت‌های اقتدارگرای عرب بیم آن دارند که چنین توجیهاتی روزی علیه خود آن‌ها نیز به کار گرفته شود.

استدلال اصلی مقاله این است که مخالفت کشورهای عرب خلیج فارس با اقدام نظامی آمریکا علیه ایران نه از حمایت از جمهوری اسلامی، بلکه از ترس پیامدهای راهبردی آن ناشی می‌شود: گسترش جنگ به خاک آن‌ها، برهم خوردن موازنه امنیتی منطقه و مهم‌تر از همه، تقویت موقعیت اسرائیل به‌عنوان برنده اصلی فروپاشی احتمالی ایران، در شرایطی که بسیاری از این کشورها اسرائیل را اکنون تهدیدی بزرگ‌تر از ایران می‌داننند.
https://www.brookings.edu/articles/is-iran-on-the-brink-of-change/
https://www.radiozamaneh.com/874900/

از «کاش» تا کشتار؛ یادداشتی از دل
فاجعه جاری

 پرستو فروهر

وای از شر این جماعت و دردی که بر دل ما نشانده‌اند. هربار که سلاحشان را به سوی هم‌وطنی می‌گیرند، انگار تمام کشتارهای دهه‌های گذشته در یک لحظه نمود می‌یابد. این لحظاتْ تداعیِ تاریخ سرکوب ماست، تداعیِ قتل عزیزانمان به دست اینان و اسلافشان. با هر ضربه‌ای که فرود می‌آورند، دردِ مرگ در سینه‌ی پدرم دوباره فوران می‌کند و دستی گلویم را می‌فشارد تا مادرم را خفه کند، طناب بر گلوی نوید بیندازد، به سینه‌ی ندا شلیک کند، در نیزار ماهشهر معترضان را به رگبار ببندد، در آن تابستانِ شومِ ۶۷ چندهزار زندانی را قتل‌عام کند، موشک‌ها را شلیک کند تا سرنشینان پرواز اوکراینی را بکشد... با هر زخمِ تازه، همه‌ی زخم‌های کهنه‌ی ما باز می‌شوند. و هربار فکر می‌کنی کاش بتوان کاری کرد تا رنج ما پیش چشم آنان که آماده‌ی ضربه زدن هستند، پدیدار شود. کاش سنگینی این بار چنان بر شانه‌شان فرود آید که دستشان از روی ماشه سُر بخورد و آن تنِ جسوری که آزادی را فریاد می‌زند، از تله بجهد و زنده بماند.»
تنها پنج روز از نوشتن آن سطرها گذشته، اما انگار کمرِ ادراک ما زیر بار رنجِ این چند روز شکسته است. حالا واژه‌ی «کاش» بسانِ موجودی ساده‌لوح در میان جمله‌ها نشسته، چرا که واقعیت مسیری واژگون پیموده، زندگی پایمال خشونت شده و هزاران هم‌وطن کشته شده‌اند. شهرهای به‌پاخاسته‌ی این قیام  به صحنه‌ی جنگ بدل گشته‌اند، آن هم جنگِ نابرابرِ «بدن» با «گلوله». 
💔1
 آغازگر یک جنگ منطقه‌ای تازه. حتی اگر حمله محبوبیت کوتاه‌مدت ایجاد می‌کرد، تبعات اقتصادی، انرژی، امنیتی و انسانی آن می‌توانست در نهایت هزینه‌ای انتخاباتی برای او به همراه داشته باشد.
لذا شواهد نشان می‌دهد آقای ترامپ به دلیل برداشتی که از مخالفت افکار عمومی آمریکا در مخالفت با آغاز جنگ تازه دارد، به دنبال طرحی نظامی است که الزاما به جنگی کلاسیک و طولانی منجر نشود، بلکه در کوتاه‌مدت رژیم ایران را به نقطه فروپاشی برساند؛ رسیدن به چنین اطمینانی، به‌ویژه در کشوری با ساختار پیچیده ایران، نیازمند زمان، آزمون و ارزیابی‌های چندمرحله‌ای است.
https://parsi.euronews.com/2026/01/15/behind-scenes-wednesday-night-retreat-iran-why-did-not-trump-fire-at-the-last-minute
https://www.theatlantic.com/international/2026/01/trump-iran-protests-irgc-khamenei/685648/?gift=qXjqwUsXcHZWmnhI5mWkNf7ZnHv5GHL1zf9c3eq0bGo&utm_source=copy-link&utm_medium=social&utm_campaign=share

یادداشت کریم سجادپور در آتلانتیک:

درباره نكته سوم، من باسه دوست در جامعه نظامى و اطلاعاتى آمريكا مشورت كردم كه مجموعاً يك قرن تجربه كار با ايران دارند. جانى كَنون، كه فارسى دان واز كهنه كاران سازمان سيا است، توصيه كرد كه هر اقدام آمريكا بايد در خدمتٍ «تضعيف روحيه، آسيب زدن، و تحقير» دشمن باشد. او توصيه ماكياولى به «شهريار» را درباره خطرِ نيمه كاركَى اين طور بازكَو كرد: «يا بايد با يك آدم مهربانى كنى يا نابودش كنى. اكر به او آسيب بزنى، بايد طورى آسيب بزنى كه از انتقامش نترسى.» اكر هدف تو رهبر جمهورى اسلامى است، بهتر است خطا نكنى.
يك مقام ارشد بازنشستهُ نظامى آمريكا كه ده‌ها سال سياه پإسداران را مطالعه كرده است، پيشنهاد داد توان موشكى كشور هدف قرار بكَيرد و همجنين مراكز فرماندهى زده شوند، تا حكومت نتواند در داخل هماهنگ عمل كند و معترضان بتوانند بدون ترس دوباره ظاهر شوند. به كَفته يك مقام اطلاعاتى سابق ديكر، اقدام ترامپ بايد سپاه را متقاعد كندكه فقط سه گزینه دارد:
داوطلبانه تغيير كند، با فشار مردم تغيير كند، يا با فشار دونالد ترامپ تغيير كند.
جمهورى اسلامى شايد در اين نبرد اخير پيروز شده باشد، اما سرنوشتش اين است كه جنكگ را در برابر جامعه خودش ببازد. در ميان مدت، اينكه جه كسى
بين يك ديكتاتور ۸۶ ساله و يك جامعه جوان پيروز مى شود، روشن است.
خامنه اى به زودى با كَذر زمان شكست مى خورد، و ٢٧ سال قدرت سخت جمهورى اسلامى نهايتاً در برابر قدرت نرمٍ يك ملت ٢٥٠٠ ساله كه مى خواهد تاريخ پرافتخارش را پس بكَيرد، شكست خواهد خورد.
یادداشت صنم وکیل، مدیر برنامه شمال آفریقا و خاورمیانه در چتم هاوس در توضیح استراتژی دولت ترامپ در برابر جمهوری اسلامی

https://www.chathamhouse.org/2026/01/trumps-objective-force-iran-strategic-submission

«در دوره دوم ریاست‌جمهوری خود، سیاست آقای ترامپ نسبت به ایران ترکیبی از تفکر استراتژیک و اعتقاد غریزی به فشار و پیش‌بینی‌ناپذیری است. این رویکرد نه تنها بی‌برنامه یا ایدئولوژیک است بلکه بر اصول اصلی مطرح شده در استراتژی امنیت ملی دولت تأکید دارد، از جمله رقابت استراتژیک، بازدارندگی از طریق قدرت و رد محدودیت‌ها در پیگیری اهداف
. هدف تغییر رژیم به معنای کلاسیک آن نیست، بلکه تسلیم استراتژیک است که رهبران ایران را وادار به پذیرش محدودیت‌های دائمی در اهداف هسته‌ای و نقش کاهش‌یافته در منطقه می‌کند و به آن‌ها یادآوری می‌کند که ایالات متحده آماده است که به‌طور ناگهانی اقدامات خود را تشدید کند اگر خطوط قرمز آن‌ها عبور شود.

به‌، مسیر آینده ایران – چه دوره‌های جدیدی از اعتراضات با سرکوب مواجه شود، چه دوره‌ای از تغییرات درونی را تجربه کند، یا چه دچار فروپاشی شود – به‌طور فزاینده‌ای به این وابسته است که ایالات متحده چگونه به اعمال یا عدم اعمال فشار در ماه‌های آینده بپردازد.

یکی از تغییرات مهم، تلاش صریح برای پیوند دادن سرکوب داخلی ایران به پیامدهای خارجی بوده است. از زمان آغاز اعتراضات، آقای ترامپ بارها به تهران هشدار داده است که کشتارهای جمعی یا اعدام‌ها پیامدهایی به همراه خواهد داشت، از جمله احتمال استفاده از نیرو. این تهدیدات نشان می‌دهد که سرکوب داخلی اکنون هزینه‌های بین‌المللی به همراه دارد، به‌ویژه در زمانی که رژیم به‌خاطر زیان‌های منطقه‌ای و فشارهای اقتصادی تحت فشار است. به این ترتیب، واشنگتن به‌طور عمدی مرزهایی را که ایران به آن‌ها تکیه کرده، بین سرکوب داخلی و مسئولیت‌پذیری خارجی محو کرده است.

برنامه هسته‌ای ایران همچنان یکی از ارکان محاسبات استراتژیک آقای ترامپ است. در ۲۲ ژوئن سال گذشته، در عملیات "چکش نیمه‌شب"، ایالات متحده حملات مستقیم به تأسیسات هسته‌ای ایران انجام داد که نشان‌دهنده یک تشدید قاطع در تلاش‌های واشنگتن برای جلوگیری از هرگونه مسیر قابل اجرایی برای دستیابی ایران به سلاح هسته‌ای بود. آقای ترامپ بعداً اعلام کرد که برنامه هسته‌ای ایران به‌طور مؤثری دفن شده است، که نشان‌دهنده اعتقاد دولت به این است که فشار مستمر – همراه با اقدامات نظامی اسرائیل در طول جنگ ژوئن، عملیات‌های مخفی و اختلالات سایبری – تهران را به موقعیتی استراتژیک محدود کرده است.

فشار اقتصادی، که همیشه یکی از ارکان سیاست آقای ترامپ در قبال ایران بوده است، اکنون شکلی وسیع‌تر و تنبیهی‌تر به خود گرفته است. فراتر از تحریم‌های حداکثری که از زمان خروج ایالات متحده از توافق هسته‌ای ایران در سال ۲۰۱۸ به‌دست آقای ترامپ اعمال شده، دولت پیشنهادی برای اعمال تعرفه ۲۵ درصدی بر هر کشور یا شرکتی که با تهران تجارت می‌کند، ارائه داده است که نشان‌دهنده تغییر از فشار مالی به تنبیه تجاری است. با تهدید به محدود کردن دسترسی به بازار ایالات متحده، واشنگتن در تلاش است تا از اقدام طرف‌های سوم به‌عنوان منابع اقتصادی برای ایران جلوگیری کند و هزینه‌های تجمعی را تحمیل کند که هم به زیان‌های منطقه‌ای و هم به فشارهای اقتصادی داخلی افزوده شود.

سیگنال‌دهی نظامی نیز همچنان در کانون توجه قرار دارد. اکنون گزارش‌هایی وجود دارد مبنی بر اینکه گروه ضربت ناو هواپیمابر ایالات متحده، یعنی USS Lincoln، به سمت منطقه در حال حرکت است، هرچند زمان، دامنه و هدف هرگونه اقدام نظامی بعدی همچنان مبهم است. رویکرد آقای ترامپ تحت تأثیر این باور شکل گرفته که ایران به‌طور مکرر اراده آمریکا را اشتباه ارزیابی کرده است، از فرض آن در سال ۲۰۱۸ که واشنگتن توافق هسته‌ای را رها نخواهد کرد، تا محاسبه نادرست آن در سال ۲۰۲۰ زمانی که ایالات متحده قاسم سلیمانی را کشت، و دوباره در طول جنگ تابستان گذشته. بنابراین، تنظیمات فعلی نیروی نظامی ایالات متحده به‌گونه‌ای طراحی شده‌اند که از پایان‌گیری تهران به این نتیجه که وضعیت تثبیت شده است، جلوگیری کنند.

با این حال، حتی در حالی که فشارها تشدید می‌شود، آقای ترامپ با احتیاط درها را به روی یک نتیجه مذاکره‌ای باز نگه‌داشته است. اشاره‌های او به تمایل برای رسیدن به توافق و "عظیم کردن دوباره ایران" سیگنال‌های معاملاتی برای رهبری است نه برای جامعه ایران. در این چارچوب، تسکین اقتصادی و ادغام مجدد در بازار ممکن است، اما تنها پس از آنکه ایران محدودیت‌های دائمی و قابل راستی‌آزمایی را در مورد برنامه‌های هسته‌ای و موشکی خود بپذیرد و تغییراتی در رفتار منطقه‌ای خود ایجاد کند.
مداخله نظامی در حمایت از معترضان ایران؟ اختلاف کم‌سابقه در اردوی ترامپ
January 17, 2026
مطلب زیر ترجمه گزارشی است از روزنامه راستگرای آلمانی "دی ولت" در باره چند و چون اختلافات کم‌سابقه در اردوی ترامپ بر سر نوع رویکرد در قبال تحولات اخیر ایران. از جناح‌بندی‌ها، چهره‌های شاخص آنها و استدلال‌ها و دغدغه‌هایشان می‌گوید، به جایگاه و نقش اسرائیل در این اختلافات اشاره می‌کند و ...
ترجمه از حبیب حسینی‌فرد

رئیس‌جمهور آمریکا ادعا می‌کند که حامیانش پشت سیاست خارجی او ایستاده‌اند. اما در واقع، بسیاری این سیاست‌ها را خیانت به شعار «اول آمریکا» می‌دانند. تحولات ایران نشان می‌دهد که ترامپ بیش از همه به حرف چه کسانی گوش می‌دهد.
دونالد ترامپ طوری رفتار می‌کند که گویی فراتر از هر تردیدی قرار دارد. او در پاسخ به این پرسش که آیا پایگاه اجتماعی‌اش سیاست خارجی مبتنی بر مداخله‌های نظامی و تهدیدهای او را تأیید می‌کند یا نه، گفت: «نه، مگا عاشقش است.» و افزود: «مگا هر کاری را که من می‌کنم دوست دارد و من هم آن را دوست دارم.» او با این سخنان می‌کوشد به بحث‌ها درباره این‌که آیا هوادارانش همچنان مانند دوره نخست ریاست‌جمهوری‌اش بی‌قیدوشرط از او پیروی می‌کنند یا نه، پایان دهد.
اما بسیاری با تعجب به سیاست خارجی رئیس‌جمهورشان نگاه می‌کنند. آن‌ها با انتخاب دوباره ترامپ امیدوار بودند که او بر مشکلات داخلی کشور تمرکز کند. بالاخره شعار انتخاباتی‌اش «اول آمریکا» بود. با این حال، ترامپ تنها در عرض یک سال حضور در قدرت، دستور حملات نظامی علیه حوثی‌ها در یمن، برنامه هسته‌ای ایران، تروریست‌های داعش در سوریه، گروه بوکوحرام در نیجریه و همچنین قایق‌هایی در نزدیکی ونزوئلا را صادر کرده است. نیکلاس مادورو، رئیس‌جمهور ونزوئلا، بازداشت شده، یک نفتکش روسی توقیف شده و اکنون بار دیگر حمله‌ای تازه به ایران در دستور کار قرار دارد.
در این میان، بخشی از ائتلاف «مگا» به‌طور فزاینده‌ای صدای اعتراض خود را بلند کرده است. این موضوع به یک مناقشه جدی با آن جناحی انجامیده که از سیاست خارجی رئیس‌جمهور حمایت می‌کند. حمله‌ای احتمالی به تهران می‌تواند این اختلاف را به‌طور کامل شعله‌ور کند. حتی بازداشت مادورو نیز شکاف‌ها در میان حامیان ترامپ را آشکار کرده بود.
چگونه حمایت از اسرائیل اردوگاه ترامپ را دچار شکاف می‌کند
در یک سو، جناح انزواطلب قرار دارد که تفسیر لفظی شعار «اول آمریکا» را ترجیح می‌دهد. یکی از پرصداترین چهره‌های این جناح، تاکر کارلسون، مجری سابق فاکس‌نیوز و پادکستر کنونی است. او در برابر میلیون‌ها مخاطب خود، مداخله آمریکا در ونزوئلا را با این استدلال نقد کرد که مادورو یک سیاستمدار محافظه‌کار اجتماعی است. کارلسون گفت: «این برای من ارزش زیادی دارد»، و سپس به آنچه دستاوردهای او می‌دانست اشاره کرد: این‌که مادورو سقط جنین، پورنوگرافی، ازدواج همجنس‌گرایان و جراحی‌های تغییر جنسیت را ممنوع کرده است.
در مقابل، بن شاپیرو، پادکستر و کارآفرین رسانه‌ای، از ترامپ بابت این مداخله تمجید کرد. او در واکنش به توصیف کارلسون از مادورو به‌عنوان یک محافظه‌کار اجتماعی گفت: «این چه اهمیتی دارد؟ او یک دیکتاتور کمونیست است.»
اما شاپیرو نماینده جناحی است که هر روز در درون جنبش مگا کوچک‌تر می‌شود. این اختلاف مسیر به‌تازگی در یک درگیری علنی بالا گرفت، زمانی که نمایندگان هر دو طرف در همایشی از سازمان «ترنینگ پوینت یو‌اس‌ای» یکدیگر را متهم کردند که «محافظه‌کار واقعی» نیستند.
مخالفان مداخلات نظامی صدای بلندتری پیدا می‌کنند
در مرکز این مناقشه، این پرسش قرار داشت که آیا حمایت از اسرائیل در راستای منافع آمریکا است و آیا حمله آمریکا به ایران در ژوئن ۲۰۲۵ موجه بوده یا نه. نمایندگان جناح انزواطلب گاه با لحنی یهودستیزانه استدلال می‌کردند و مدعی بودند که اسرائیل نخبگان سیاسی واشینگتن را کنترل می‌کند. برخی حتی پا را فراتر گذاشته و ادعا کردند که سازمان اطلاعات خارجی اسرائیل، موساد، در ترور چارلی کرک دست داشته است. شاپیرو که خود یهودی است، از جمله تاکر کارلسون را متهم کرد که چنین ادعاهای نادرستی را ترویج می‌کند.
همچنین مارجری تیلور گرین، نماینده جمهوری‌خواه که اکنون کناره‌گیری کرده و به‌دلیل پرونده اپستین با ترامپ دچار اختلاف شده بود، او را متهم کرد که بیش از منافع آمریکا، در راستای منافع اسرائیل عمل می‌کند. او گفت: «خائن کسی است که به کشورهای خارجی و به خودش خدمت کند»، آن هم پس از آنکه ترامپ خود او را خائن خوانده بود.
در بحث درباره حمله‌ای دیگر به رژیم تهران، حاشیه راست پایگاه مگا بار دیگر ترامپ را متهم می‌کند که می‌خواهد به نفع اسرائیل عمل کند.
برای نمونه، اینفلوئنسر کندیس اوونز روز چهارشنبه در پخش زنده یوتیوب خود گفت: «هر وقت بنیامین نتانیاهو در میان باشد، رسانه‌ها شروع می‌کنند به این‌که به ما بگویند ایرانی‌ها چقدر آزادی می‌خواهند.» پادکستر مگین کلی نیز این هفته در برنامه‌اش با چهره محافظه‌کار رسانه‌ای، امیلی جاشینسکی، بحث کرد که آیا آمار کشته‌شدگان معترضان اصلاً واقعی است یا نه. جاشینسکی ادعا کرد: «این‌ها بهانه‌ای برای مداخله هستند.»
این جناح انزواطلبِ رو به گسترش در پایگاه مگا معتقد است که ترامپ باید انرژی خود را صرف مشکلات داخلی کشور کند. کلی گفت: «در مورد ایران، این می‌شود دومین مداخله در یک کشور خارجی ظرف یک هفته. ما باید مشکلات خودمان را حل کنیم.»
منظور از این مشکلات، بیش از همه تورم است. استیو بنن، رئیس دفتر سابق ترامپ و معمار پوپولیسم اقتصادی او، مرتباً از تمرکز ناکافی رئیس‌جمهور پیشین بر وضعیت اقتصادی انتقاد می‌کند. او تهدیدهای ترامپ علیه ایران را «مستقیماً برگرفته از دفترچه بازی هیلاری کلینتون» توصیف کرده است. هرچند نرخ تورم در آمریکا در ماه‌های گذشته با ۲٫۷ درصد ثابت بوده، اما مردم بهبودی را احساس نمی‌کنند. به گفته توماس ادسال، اقتصاددان نیویورک تایمز، میانگین کاهش قدرت خرید خالص خانوارها در سال گذشته ۲۲۵۰ دلار بوده است.
ترامپ تاکنون با ترکیبی از تمجید از سیاست‌های خود و انکار این مشکل به آن واکنش نشان داده است. او در دسامبر گفت «قابلیت پرداخت» یک «توطئه دموکرات‌ها» است؛ این در حالی است که در گردهمایی‌های انتخاباتی خودش بنرهایی با شعار «دوباره آمریکا را قابل پرداخت کنیم» دیده می‌شد.
در کاخ سفید، هر دو جناح پایگاه اجتماعی در تلاش‌اند نظر رئیس‌جمهور را به‌سوی خود جلب کنند. مداخله‌گرایان به رهبری شاپیرو ـ که حمله به ایران را «دگرگونی ژئوپولیتیکی» توصیف کرده و حتی احتمال پیوستن ایران به توافق‌های ابراهیم را مطرح کرده ـ بیش از همه به وزیر خارجه مارکو روبیو و سناتورهایی مانند لیندسی گراهام تکیه دارند. انزواطلبان نیز توسط معاون رئیس‌جمهور، جی.دی. ونس، نمایندگی می‌شوند. به گزارش وال‌استریت ژورنال به نقل از منابع آگاه، ونس یکی از تأثیرگذارترین صداها در کاخ سفید است که از اوایل هفته خواستار راه‌حل دیپلماتیک بوده است. او حامیان مهمی هم دارد: قطر و عربستان سعودی که ترامپ روابط نزدیکی با آن‌ها دارد، در طول هفته در واشینگتن علیه حمله نظامی آمریکا به تهران لابی کرده‌اند — تا این لحظه با موفقیت.
*****
گرگور شوونگ به‌عنوان خبرنگار سیاست خارجی درباره روابط فرا‌آتلانتیک، تحولات بین‌المللی و دگرگونی‌های ژئوپولیتیکی، با تمرکز ویژه بر اوکراین و ایالات متحده گزارش می‌دهد.

https://www.welt.de/politik/ausland/plus696a18c604401bff3baa4edf/venezuela-und-iran-todeszahlen-im-iran-sind-nur-vorwand-im-trump-lager-waechst-die-kritik-an-us-militaereinsaetzen.ht