Iran 2026
1.36K subscribers
27 photos
2 videos
5 files
654 links
تحلیل‌های منتشر شده در این صفحه جهت بازتاب نظرات رسانه‌ها و تحلیل‌گران متفاوت است و‌ نه الزاما تایید مقالات و نظرات
Download Telegram
آمادگی برای «روز واقعه»؛ اردوگاه رضا پهلوی چه تصویری از فردای حمله احتمالی به ایران دارد؟

شاهزاده رضا پهلوی در یکی از پیام‌های اخیر خود برای بار چندم گفته است که حمله احتمالی به ایران از این جهت ضروری است که می‌تواند میان مخالفان و نیروهای مسلح حکومت ایران «توازن قوا» برقرار کند. معنی این حرف چیست و اردوگاه پادشاهی‌خواهان چه انتظاری از فضای پس از حمله احتمالی دارند؟

سعید قاسمی‌نژاد، از مشاوران بسیار نزدیک آقای پهلوی، در توضیح پیام او نوشته است: «پس از دخالت نظامی آمریکا و اسرائیل وقتی دستگاه سرکوب جمهوری اسلامی تضعیف می‌شود، کار را مردم ایران بایستی تمام کنند... در مقابله با نظام جمهوری اسلامی که ده‌ها هزار نفر را در دو‌ روز به قتل رسانده است، استفاده از هر ابزاری مشروع است و مقابله با هر عضو فعال دستگاه سرکوب در هر زمان و مکان و وضعیتی، دفاع مشروع محسوب می‌شود.»

آقای قاسمی‌نژاد - که تهیه‌کنندهٔ دفترچهٔ دوران اضطرار یا گذار هم هست - و آقای پهلوی هر دو بر ضرورت حملهٔ نظامی آمریکا، اسرائیل «یا هر کس دیگر» علیه «جمهوری اسلامی» در ایران تأکید دارند. آقای قاسمی‌نژاد چندی پیش در مقاله‌ای در روزنامه «جروزالم پست» استدلال کرده بود که اسرائیل باید اطمینان حاصل کند که حکومت جمهوری اسلامی در اثر چنین حمله‌ای حذف می‌شود و گذار به حکومت بعدی از طریق رهبری آقای پهلوی انجام می‌گیرد که روابط گرمی با اسرائیل دارد.

پست‌هایی که آقای قاسمی‌نژاد در روزهای اخیر در شبکه اجتماعی ایکس (توییتر سابق) منتشر یا بازنشر کرده است، تا حدودی روشن می‌کند که او چه تصویری از نتیجهٔ حملهٔ نظامی علیه حکومت «جمهوری اسلامی» در ذهن دارد و معتقد است که اردوگاه پادشاهی‌خواهان باید خود را برای چه شرایطی آماده کند.

آقای قاسمی‌نژاد رشته‌پستی از اکانت جوناس بلین «بازنشر» کرده (*) و دربارهٔ آن نوشته است: «اینجا نکات خوبی مطرح شده». جوناس بلین نام کاربری تحلیلگری فارسی‌زبان است که عمدتا در حوزه‌ نظامی و ژئوپولتیک در ایکس می‌نویسد و به ارائه تحلیل‌های داده‌محور شهرت دارد. نام و هویت واقعی او طبعا شناخته‌شده نیست.


در پستی که آقای قاسمی‌نژاد بازنشر کرده است، از ضرورت آمادگی مردم برای «قطع برق، انهدام تأسیسات مخابراتی، نبود سوخت یا کمبود مواد غذایی» و ناتوانی حکومت از تأمین امنیت سخن رفته و چنین آمده: «آمادگی برای تعطیلی کامل زندگی عادی، علیرغم غیرممکن بودن آن برای بسیاری از نان‌آوران، ممکن است جان بسیاری را نجات دهد.» و به شهروندان توصیه کرده که در جریان حمله، از نزدیک شدن به ادارات دولتی، حتی اداره آب و برق خودداری کنند، چون احتمالا این ادارات هم از اهداف احتمالی خواهند بود.

در مورد خیزش عمومی در آن شرایط نیز گفته شده که همه باید منتظر فرمان «شاه» (یعنی شاهزاده رضا پهلوی) باشند: «در صورت وجود نیروهای مسلحِ پیش‌قراولِ متصل به اپوزیسیون، راه‌هایی برای تسلیح (مسلح کردن) عمومی وجود خواهد داشت» و در پایان هم نوشته شده است: «ترحم بر پلنگِ تیزدندان، ستمکاری بود بر همگان».

خود آقای قاسمی‌نژاد، کمی بعد، نوشته است که «اعضای فعال دستگاه سرکوب وقتی منفرد و غیرمسلح‌اند، در مقابل هسته‌های گارد جاویدان در موضع ضعف قرار دارند». او پیشتر هم نوشته بود که «در روز واقعه‌ای که در پیش است» از مأموران نظامی و انتظامی که از حکومت جدا می‌شوند انتظار می‌رود که «سلاح‌هایشان را علیه عاملین و آمرین سرکوب به کار بگیرند.»

بدون درنظر گرفتن نیروی انتظامی و ارتش، و با صرف‌نظر کردن از سربازان وظیفه در سپاه، حکومت ایران دست‌کم روی حمایت درجه‌داران و افسران رسمی سپاه و اعضای فعال و ویژه بسیج حساب می‌کند که شمار آن‌ها در مجموع بیش از یک میلیون نفر تخمین زده می‌شود. آنها مسلح، آموزش‌دیده و سازماندهی شده‌اند؛ سلسله مراتب فرماندهی روشن دارند و بسیاری از آن‌ها در سوریه و عراق جنگیده‌اند. پادشاهی‌خواهان می‌توانند امیدوار باشند که بخشی از این نیرو ریزش کند، اما قاعدتا همزمان باید خود را برای شرایطی هم آماده کنند که ریزش معناداری اتفاق نیفتد.

از مجموعه این داده‌ها چنین برمی آید که اردوگاه آقای پهلوی، خود را برای درگیری یا جنگ با نیروهای مسلح وفادار به جمهوری اسلامی آماده می‌کند؛ جنگی که عواقب حمله احتمالی آمریکا یا اسرائیل می‌تواند زمینه وقوع آن را فراهم کند.

حتی از یک نیروی مسلحِ پیش‌رو سخن می‌رود که به اپوزیسیون متصل باشد و مخالفان حکومت را مسلح کند؛ که چنین نیرویی قاعدتا می‌باید روی زمین باشد، وگرنه پیش‌قراول نامیده نمی‌شد. اما از اینکه هویت این نیرو چیست و از کجا قرار است بیاید، از نوشته‌های آن‌ها چیز بیشتری نمی‌توان دریافت


https://www.bbc.com/persian/articles/c7vj17llng3o
👎4
برای رژیم ایران، تحمل ضربه بهتر از تسلیم شدن است
تانیا گودسوزیان و ابراهیم المراشی
۲۶ فوریه ۲۰۲۶

به‌طور طبیعی تصور می‌شود که فشار بی‌امان، رهبران اقتدارگرا را وادار به عقب‌نشینی می‌کند؛ اما اغلب عکس این موضوع صادق است. زمانی که بقا در خطر باشد، عقب‌نشینی می‌تواند خطرناک‌تر از ایستادگی باشد. این منطق به‌ظاهر متناقض بارها در خلیج فارس دیده شده است. صدام حسین در سال ۱۹۹۱ حاضر نشد برای اجتناب از تحقیر، ریزش نیروها و خطر کودتا از کویت خارج شود. امروز آیت‌الله علی خامنه‌ای، رهبر جمهوری اسلامی ایران، با تله‌ای مشابه روبه‌روست؛ زیرا تسلیم در برابر فشار آمریکا می‌تواند موقعیت او را در داخل تضعیف کند. تاریخ نشان می‌دهد فشار شدید می‌تواند سرسختی را تقویت کند و تحمل ضربه، از نظر سیاسی امن‌تر از تسلیم است.

در سخنرانی وضعیت کشور در ۲۴ فوریه، دونالد ترامپ ادعا کرد عملیات «چکش نیمه‌شب» در ژوئن ۲۰۲۵ برنامه هسته‌ای ایران را «نابود» کرده است. اما چند روز پیش از آن، استیو ویتکاف، نماینده ویژه او در خاورمیانه، در مصاحبه با فاکس‌نیوز ناخواسته فاش کرد که برنامه به‌طور کامل از بین نرفته و با گلایه پرسید چرا رهبران ایران «با این حجم از قدرت دریایی» تسلیم نشده‌اند. رؤسای‌جمهور جمهوری‌خواه پیشین نیز همین پرسش را درباره صدام مطرح می‌کردند—و شاید پاسخ در تجربه عراق باشد.

در سال‌های ۱۹۹۱ و ۲۰۰۳، نیروهای عظیم آمریکایی در خلیج فارس مستقر شدند تا صدام را وادار به کنار گذاشتن سلاح‌های کشتارجمعی و خروج از کویت کنند. با این حال، او پس از پایان ضرب‌الاجل سازمان ملل در ۱۵ ژانویه ۱۹۹۱ عقب‌نشینی نکرد، زیرا عقب‌نشینی می‌توانست نشانه ضعف داخلی و زمینه‌ساز کودتا باشد.

ایران امروز با معضل مشابهی روبه‌روست. اگر خامنه‌ای تسلیم دیده شود، اقتدارش نه‌تنها نزد معترضان خیابانی بلکه در میان سپاه پاسداران نیز تضعیف می‌شود. همان‌گونه که نیویورک‌تایمز نوشت، برای حاکمان ایران رد مطالبات آمریکا «ریسکی قابل‌پذیرش» است، زیرا امتیازدهی تهدید بزرگ‌تری برای بقای رژیم محسوب می‌شود.

اسناد به‌دست‌آمده از عراق نشان می‌دهد صدام پیش از جنگ خلیج فارس می‌دانست ارتش عراق توان مقابله با برتری نظامی آمریکا را ندارد—درسی که نخبگان ایرانی نیز پس از حملات ۱۲روزه ژوئن ۲۰۲۵ دریافته‌اند. بااین‌حال، صدام جنگ را ترجیح داد تا شاید تلفات آمریکایی ایجاد کرده و هزینه سیاسی جنگ را برای واشنگتن بالا ببرد؛ همان منطقی که در ویتنام دیده شد.

به‌همین شکل، ایران ممکن است تحمل دور دیگری از حملات را به تسلیم در برابر مطالبات ترامپ ترجیح دهد. طولانی شدن درگیری می‌تواند قیمت نفت را بالا ببرد و محاسبات سیاسی آمریکا را پیچیده کند.

حتی دیپلماسی لحظه آخری نیز تحت همین منطق بقا محدود می‌شود. در ژانویه ۱۹۹۱، مذاکرات ژنو نتوانست جنگ را متوقف کند، زیرا آمریکا حاضر به ارائه امتیازاتی—مانند کاهش تحریم‌ها—که به صدام امکان حفظ آبرو بدهد، نشد.

امروز نیز مذاکرات آمریکا و ایران در همان شهر، بدون کاهش واقعی تحریم‌ها، با محدودیت مشابهی روبه‌روست. همان‌گونه که در ۱۹۹۱ هیچ‌یک نمی‌توانست عقب‌نشینی کند، در ۲۰۲۶ نیز بعید است تهران یا واشنگتن آغازگر امتیازدهی باشند—و همین امر نشان می‌دهد تحمل فشار از نظر سیاسی امن‌تر از عقب‌نشینی است.

تاریخ باید برای واشنگتن درس باشد. صدام پس از جنگ ۱۹۹۱ با وجود شکست نظامی، «پیروزی شرافتمندانه» اعلام کرد، چون در قدرت باقی ماند؛ در حالی که جرج بوش پدر در داخل با رکود اقتصادی مواجه شد و انتخابات را باخت. حتی با نابودی ارتش عراق، بقای رژیم به‌عنوان موفقیت بازنمایی شد.

خامنه‌ای نیز با پویایی مشابهی روبه‌روست. میزان خسارت نظامی یا هسته‌ای از نظر سیاسی کمتر از اصل بقا اهمیت دارد. تحریم‌ها اقتصاد را فرسوده می‌کند، اما نخبگان می‌توانند آن را مدیریت کنند، در حالی که هزینه اصلی بر دوش مردم است. صدام نیز پس از شش هفته بمباران، تهاجم زمینی و قیام سراسری ۱۹۹۱ در قدرت ماند.

نتیجه اینکه برتری نظامی لزوماً به تغییر رژیم منجر نمی‌شود. مداخلات در خلیج فارس—چه در ۱۹۹۱ و چه امروز—خطر جنگ طولانی، بی‌ثباتی منطقه‌ای و شوک اقتصادی را در پی دارد. آمریکا ممکن است قدرت آتش بی‌نظیری داشته باشد، اما تاریخ نشان می‌دهد زور نظامی به‌ندرت نتایج سیاسی سریع و قاطع در خلیج فارس ایجاد می‌کند.

درباره نویسندگان:
تانیا گودسوزیان روزنامه‌نگار کانادایی با بیش از دو دهه پوشش افغانستان و خاورمیانه است.
ابراهیم المراشی استاد تاریخ خاورمیانه در دانشگاه ایالتی کالیفرنیاست و آثار متعددی درباره تاریخ و نیروهای مسلح عراق منتشر کرده است.
https://warontherocks.com/2026/02/for-irans-regime-better-to-take-a-beating-than-capitulate/
👍5
ترامپ و ایران در حال انجام یک «Game of Chicken» هستند
نویسنده: دنیس راس
۲۴ فوریه ۲۰۲۶

(بازی مرغ:دو طرف وارد تقابل می‌شوند و هرکدام تهدید می‌کند که تا آخر می‌ایستد. برنده کسی است که طرف مقابل اول عقب‌نشینی کند. اما اگر هیچ‌کدام عقب نکشند، برخورد مستقیم رخ می‌دهد و هر دو خسارت سنگین می‌بینند.)
درباره نویسنده

دنیس راس دیپلمات باسابقه آمریکایی و فرستاده ویژه پیشین ایالات متحده در خاورمیانه است.
—-

به نظر می‌رسد هیچ‌یک از دو طرف خواهان جنگ نیستند، اما هر دو از هزینه‌های عقب‌نشینی هراس دارند و ظاهراً متقاعد شده‌اند که طرف مقابل زودتر عقب خواهد نشست.

پیش از آنکه دونالد ترامپ دستور حمله به تأسیسات هسته‌ای فوردو، نطنز و اصفهان—مهم‌ترین زیرساخت هسته‌ای ایران—را صادر کند، من پیش‌بینی کرده بودم که اگر حمله محدود باشد، درگیری مهار می‌شود؛ اما اگر گسترده و با هدف تغییر رژیم تلقی شود، تشدید شده و مهارناپذیر خواهد شد. گرچه هر سه سایت هدف قرار گرفتند، نیت ترامپ محدود به برنامه هسته‌ای بود و ایران نیز مشابه واکنشش به ترور قاسم سلیمانی عمل کرد: پیشاپیش درباره حمله به پایگاه العدید سیگنال داد تا خسارت محدود بماند و نشان دهد به دنبال تشدید تنش نیست.

آیا درس ترامپ همین بوده است؟ اینکه می‌توان از زور محدود برای هدف محدود استفاده کرد و ایران هم متناسب پاسخ می‌دهد؟

اینکه رئیس‌جمهور اکنون از حمله محدودتر برای رسیدن به توافق سخن می‌گوید—و تنها در صورت شکست، به گزینه بزرگ‌تر با هدف فروپاشی رژیم فکر می‌کند—نشان می‌دهد:
اول، او معتقد است می‌تواند با زور محدود امتیاز بگیرد و ایران نیز خواهان محدود ماندن درگیری است.
دوم، اگر به توافق هسته‌ای نرسد—که دغدغه اصلی اوست—بعداً سطح تنش را بالا خواهد برد.

مشکل اینجاست که ایران ظاهراً فکر می‌کند می‌تواند ترامپ را با تهدید به حمله به نیروها و منافع آمریکا در منطقه بازدارد. آنان او را خواهان جنگ محدود می‌بینند و در مقابل، تهدید به جنگ گسترده‌تر می‌کنند.

طنز ماجرا این است که هیچ‌یک واقعاً جنگ بزرگ نمی‌خواهند. ترامپ جنگی نمی‌خواهد که از کنترل خارج شود و قیمت نفت را جهش دهد، به‌ویژه در شرایط بحران هزینه‌های زندگی در آمریکا. ایران نیز با وجود لفاظی‌ها می‌داند بسیار آسیب‌پذیر است—با پدافند هوایی ضعیف و خطر تضعیف شدید سپاه و ابزارهای کنترلی داخلی. در شرایط نارضایتی گسترده مردمی، جنگ گسترده می‌تواند رژیم را بیشتر تضعیف کند.

بنابراین، هیچ‌کدام جنگ وسیع نمی‌خواهند، اما هر دو تصور می‌کنند طرف مقابل عقب می‌نشیند و خودشان نمی‌توانند بدون هزینه سنگین عقب‌نشینی کنند—و عملاً وارد «بازی مرغ» شده‌اند.

برای ترامپ، موضوع به تعریف هدف بازمی‌گردد. به‌گمان من هدف او محدود است: ایران نتواند برنامه هسته‌ای را بازسازی کند و به‌طور غیرقابل‌انکار از سلاح هسته‌ای صرف‌نظر کند.

اما برای آیت‌الله خامنه‌ای، آیا چنین نتیجه‌ای نشانه ضعف رژیم و تهدید بقای آن تلقی می‌شود؟ یا افرادی در اطراف او می‌توانند راه خروجی بیابند—همان‌گونه که در سال ۱۹۸۸ میرحسین موسوی و هاشمی رفسنجانی آیت‌الله خمینی را قانع کردند که ادامه جنگ با آمریکا و عراق بقای رژیم را تهدید می‌کند و باید جنگ پایان یابد؟

پرسش اصلی امروز این است که آیا مانند ۱۹۸۸، «بقای رژیم» بار دیگر بر «ایستادگی انقلابی» غلبه خواهد کرد یا نه.
https://www.washingtoninstitute.org/policy-analysis/trump-and-iran-are-playing-game-chicken
👍1
نگاه پکن و پایتخت‌های عربی به بحران ایران و آمریکا

مروری بر تحلیل اندیشکده‌های چینی و عربی

@irananalyses

بحران میان آمریکا و ایران در نگاه پکن و اندیشکده‌های جهان عرب صرفاً یک مناقشه هسته‌ای دوجانبه نیست؛ بلکه گرهی تعیین‌کننده در معماری امنیتی خاورمیانه تلقی می‌شود. از دید آنان، هم‌زمانی دیپلماسی فشرده با آرایش کم‌سابقه نیروهای نظامی آمریکا، منطقه را وارد مرحله‌ای از «تعلیق راهبردی» کرده است؛ وضعیتی که نه صلح تثبیت شده و نه جنگ آغاز شده، اما هر لحظه امکان لغزش به درگیری وجود دارد. این شرایط برای بازار انرژی، کشتیرانی و سرمایه‌گذاری خارجی به‌شدت نگران‌کننده ارزیابی می‌شود.

از منظر اندیشکده‌های چینی، بحران در چارچوب رقابت بلوک‌های منطقه‌ای تحلیل می‌شود. آنان خاورمیانه را متشکل از سه اردوگاه می‌دانند: کشورهای همسو با توافق‌های ابراهیم؛ «محور مقاومت» با مرکزیت ایران؛ و بلوک میانه شامل عربستان، امارات، قطر، عمان، مصر و ترکیه که بر دیپلماسی و موازنه تکیه دارند. در این نگاه، حمله به ایران تنها یک اقدام نظامی نیست، بلکه می‌تواند توازن میان این سه اردوگاه را برهم بزند. برنامه هسته‌ای ایران با مفهوم «حیثیت ملی» گره خورده و توان موشکی آن ستون اصلی بازدارندگی تلقی می‌شود؛ بنابراین امتیازدهی اساسی تحت فشار نظامی بعید ارزیابی می‌شود.

پکن همچنین نگران پیامدهای اقتصادی جنگ است. هرگونه درگیری در خلیج فارس می‌تواند قیمت نفت را افزایش داده و امنیت انرژی چین را تهدید کند. به همین دلیل، رویکرد پیشنهادی اندیشکده‌های چینی «مهار چندجانبه» است: کاهش تنش تهران–واشنگتن، مهار اقدامات یک‌جانبه اسرائیل، و تقویت میانجی‌گری بازیگرانی مانند عمان. از این منظر، کنترل بحران زمانی معتبر است که همه بازیگران مهار شوند، نه فقط ایران.

در جهان عرب، ارزیابی تهدید دستخوش تحول شده است. ایران همچنان یک چالش امنیتی محسوب می‌شود، اما دیگر تنها تهدید نیست. بی‌ثباتی ناشی از جنگ‌های نیابتی و اقدامات نظامی یک‌جانبه اسرائیل باعث شده برخی دولت‌های خلیج فارس، خطر بی‌ثباتی منطقه‌ای را فوری‌تر بدانند. حمله به ایران می‌تواند زیرساخت‌های انرژی و مسیرهای صادراتی آنان را در معرض تلافی قرار دهد؛ سناریویی پرهزینه برای اقتصادهای وابسته به نفت و گاز.

روند تنش‌زدایی ایران و عربستان نیز بر این محاسبات اثر گذاشته است. بسیاری از تحلیلگران عرب اکنون ثبات نسبی ایران را به فروپاشی آن ترجیح می‌دهند؛ زیرا بی‌ثباتی داخلی ایران می‌تواند رقابت قدرت‌ها و گسترش بازیگران غیردولتی را تشدید کند. از این رو، حتی یک توافق محدود هسته‌ای نیز به‌عنوان ابزار «خرید زمان» و جلوگیری از جنگ حمایت می‌شود.

اندیشکده‌های عرب سه سناریو را محتمل می‌دانند: توافق محدود و کاهش تنش؛ درگیری محدود و بازگشت به مذاکره؛ یا جنگ منطقه‌ای فراگیر. سناریوی سوم، اگرچه کم‌مطلوب است، اما در صورت خطای محاسباتی می‌تواند به اختلال در تنگه هرمز، جهش قیمت انرژی و توقف پروژه‌های توسعه‌ای منطقه منجر شود.

در جمع‌بندی، اشتراک دیدگاه چینی و عربی در اولویت «مدیریت بحران» بر «حل نهایی» است. آنان محتمل‌ترین مسیر را «تشدید مدیریت‌شده» می‌دانند: فشار نظامی برای اهرم‌سازی، همراه با حفظ مسیر دیپلماسی. در این چارچوب، نه جنگ گسترده راه‌حل تلقی می‌شود و نه فروپاشی مذاکرات؛ بلکه هدف، مهار بحران پیش از عبور از نقطه بی‌بازگشت است.
👍1
کشتار جمعی مردم، ردیابی پروتکل سرکوب و فراگیری دادخواهی

پرستو فروهر


 استناد به این اعتراف رسمی می‌توان دریافت که در آن شب‌های فاجعه‌بار دی‌ماه ۱۴۰۴، که اجرای پروتکل کشتار به گماشتگان گوناگون دستگاه سرکوب دستور داده شد، مردمی که در خیابان بودند، نه معترضانی که برای بازپس‌گیری حق تعیین سرنوشت قیام کرده‌اند، که یکسره در زمره‌‌ی «دشمن» محسوب شده‌اند، از زن و مرد و پیر و جوان و حتی کودک. 
ردیابی واژه «دشمن» در روایت‌های حکومتی و در طی دهه‌ها ما را به کاربرد دیگری از آن نیز می‌رساند؛ به رفتار پیشینه‌دار حکومت در لاپوشانی و دروغ و فرافکنی مسئولیت. مانند آنجا که در ریشه‌یابی قتل‌های سیاسی پاییز ۷۷ گفته شد که این قتل‌ها کار «دشمنان نظام» و کسانی بوده است که از سرویس‌های اطلاعاتی موساد و سی‌آی‌اِی دستور گرفته‌اند. برای اثبات این دروغ هم متهمان پرونده‌ (کارمندان وزارت اطلاعات) و حتی بستگانشان را چنان شکنجه کردند تا اعتراف کردند که مزدور موساد بوده‌اند. اینگونه فرافکنی و ساختن روایت‌های دروغ برای گریز از مسئولیت جنایت‌های حکومتی نمونه‌های فراوان داشته است. واژه‌ای که متهمان پرونده قتل‌های سیاسی پاییز ۷۷ برای نامیدن این روایت‌های دروغ به کار برده‌اند «سناریو» ست. همین واژه نیز افشاگر سازوکار ذهنی و عملی دستگاه امنیتی برای فریب افکار عمومی و خدش واقعیت است: «ایشان [وزیر وقت اطلاعات] همه تلاش‌شان این بود که کاری کنند تا با سناریو این کار ختم شود و دستگیری انجام نشود.»   
اما برای جا زدن «سناریو» به جای واقعیت، دستگاه‌های امنیتی کافی نیستند. همواره طیفی از چهره‌ها به هم‌صدایی با کلیت یا بخش‌هایی از آن «سناریو»ها برخاسته‌اند و دروغ‌ها را در زرورقی از لفاظی‌های خوش‌خط ‌وخال به خورد مردم داده‌‌اند. و البته بخشی از مردم هم ترجیح داده‌اند با استناد به این چهره‌ها و حرافی‌هایشان، یا از سر ترس و عافیت‌جویی، چشم‌پوشی و مماشات کنند. شاید از این منظر نیز کشتار دی‌ماه ۱۴۰۴، سبب‌ساز یک گسست تاریخی باشد برای طرد هرگونه دروغ و مماشات، برای بستن عهدی بی‌چون‌وچرا برای دادخواهی جمعی. آنگونه که خواهر یکی از کشته‌شدگان قیام سراسری، علیرضا امانی، در آیین چهلم برادرش گفت: «به نام وطن، به نام ایران و به نام خون آنانی که به خاک افتادند تا ما بایستیم.»


https://www.radiozamaneh.com/880123/
👍2
مروری بر خبرهای امروز درباره مذاکرات
لاورا روزن
۲۶ فوریه ۲۰۲۶

ایالات متحده تا کنون درباره دور جدید مذاکرات آمریکا و ایران که امروز در ژنو برگزار شد و میانجی عمانی آن را به عنوان دستیابی به "پیشرفت‌های قابل توجه" توصیف کرد و وزیر خارجه ایران آن را یکی از جدی‌ترین مذاکرات تا به امروز دانست، اطلاعات چندانی ارائه نکرده است.

به نظر می‌رسد که احتیاط ایالات متحده عمدتاً برای این است که به رئیس‌جمهور ترامپ فضای بیشتری بدهد تا تصمیم بگیرد که آیا می‌خواهد به دنبال دیپلماسی ادامه دهد یا، همان‌طور که انبوهی از نیروهای نظامی آمریکا در منطقه نشان می‌دهد، به ایران حمله کند تا سعی کند معامله بهتری به دست آورد.

فرستاده‌های آمریکا، استیون ویتکاف و جارِد کُشْنِر، امروز دو دور مذاکرات با ایرانیان را تحت میانجی‌گری وزیر خارجه عمان در اقامتگاه سفیر عمان در ژنو برگزار کردند، با یک وقفه طولانی بین جلسات صبح و بعدازظهر که در آن ملاقات‌هایی با اوکراینی‌ها و همچنین نماینده کرملین، کیریل دیمیتریف، در یک هتل در ژنو داشتند. همچنین، مدیرکل آژانس بین‌المللی انرژی اتمی، رافائل گروسی، در مذاکرات ایران حضور داشت.

یک مقام آمریکایی به من در پاسخ به درخواست من برای دریافت گزارشی از مذاکرات پس از پایان آن گفت: "در حال حاضر هیچ چیز" .

موضع ایالات متحده در مورد مذاکرات ایران امروز از "ناامیدکننده" به "مثبت" تغییر یافته است، طبق گزارش‌های آکسیوس.

وزیر خارجه عمان، بدر ال-busaidi، با اشاره به "پیشرفت‌های قابل توجه" در مذاکرات امروز، گفت که مذاکرات "به زودی پس از مشاوره در پایتخت‌های مربوطه از سر گرفته خواهد شد" و در توییتر نوشت: "بحث‌های فنی هفته آینده در وین برگزار خواهد شد."

گزارش شده که البوسعیدی در حال سفر به واشنگتن است تا به معاون رئیس‌جمهور ونز و وزیر خارجه مارکو روبیو در مورد آخرین مذاکرات گزارشی ارائه دهد.

وزیر خارجه ایران، عباس عراقچی، پس از مذاکرات گفت: "امروز یکی از جدی‌ترین و طولانی‌ترین دورهای مذاکرات بود." به گفته وزارت خارجه ایران، "در این ساعت‌های طولانی و فشرده، پیشرفت خوبی داشتیم." عراقچی افزود: "در مورد برخی مسائل، اکنون درک متقابل وجود دارد و در مورد دیگر مسائل، طبیعی است که اختلاف‌نظرهایی داشته باشیم. با این حال، شاید در هر دو طرف جدیت بیشتری نسبت به قبل وجود داشته باشد، با هدف رسیدن به یک راه‌حل توافقی."

طرفین قرار است هفته آینده در وین مذاکرات فنی برگزار کنند، به گفته عمانی‌ها و ایرانی‌ها. همچنین هفته آینده، هیئت مدیره آژانس بین‌المللی انرژی اتمی نیز قرار است در وین تشکیل جلسه دهد.

همچنین گفته می‌شود که روبیو هفته آینده به اسرائیل سفر خواهد کرد تا به رهبران اسرائیلی در مورد ایران گزارشی ارائه دهد.

انتظار می‌رود که هر دو مجلس نمایندگان و سنا هفته آینده رأی‌گیری در مورد قطعنامه‌های قدرت جنگ ایران را انجام دهند که توانایی کاخ سفید برای ورود به جنگ بدون کسب موافقت کنگره را محدود خواهد کرد.

مقامات نظامی ایالات متحده از طریق گزارش‌های رسانه‌ای نگرانی‌هایی را درباره آنچه ممکن است از آنها خواسته شود تا در یک کمپین نظامی علیه ایران به دست آورند، اعلام کرده‌اند.

"دو مقام نظامی آمریکایی گفتند که با وجود انباشت نظامی در منطقه، پنتاگون نیروها یا مهمات لازم برای یک کمپین بمباران طولانی‌مدت را ندارد،" نیویورک تایمز امروز گزارش داد. "یکی از مقامات گفت که هفت تا ده روز، تقریباً زمان ادامه حملات توسط نیروی نظامی آمریکا مستقر در منطقه خواهد بود."

فرمانده فرماندهی مرکزی ایالات متحده، دریادار برد کوپر، امروز به ترامپ در مورد گزینه‌های نظامی برای ایران گزارشی ارائه داد، به گزارش ABC News، و افزود که رئیس ستاد مشترک، دن کین، نیز حضور داشت.

در مورد محتوای مذاکرات آمریکا و ایران، طرفین در حال کار بر روی یک سند چارچوبی هستند که شامل شش "اصل راهنما" است، پیش از پرداختن به جزئیات فنی. این اصول راهنما شامل "آینده غنی‌سازی اورانیوم در ایران، بازرسی‌ها، کاهش تحریم‌ها و ... 'همزیستی مسالمت‌آمیز' با ایالات متحده" است، به گزارش Amwaj.media.

"'این اصول راهنما برای تأمین تولید سوخت هسته‌ای در حالی طراحی شده‌اند که هیچ سلاح هسته‌ای از طریق اقداماتی نظیر تأیید کامل و عدم انباشت [اورانیوم غنی‌شده] ایجاد نشود،' یک منبع سیاسی ارشد ایرانی به Amwaj.media گفت."

https://x.com/lrozen/status/2027165226840318075?s=46&t=j9UDnQyxRCXg7Nuf3F_83w
👍2
خلاصه‌ای از "در جنگ با ایران: تقسیم کار ایالات متحده و اسرائیل" نوشته مایکل هرزوگ

*: مایکل هرزوگ، ژنرال بازنشسته در نیروهای دفاعی اسرائیل (IDF) و سفیر پیشین اسرائیل در ایالات متحده است. او در حال حاضر به عنوان یک پژوهشگر در مؤسسه واشنگتن فعالیت می‌کند

استدلال‌های اصلی

- انتظار درگیری نظامی: مقاله بر این باور است که اسرائیل معتقد است درگیری نظامی با ایران محتمل‌تر از یک راه‌حل دیپلماتیک است و این امر منجر به همکاری نزدیک با ایالات متحده در زمینه برنامه‌ریزی نظامی شده است.

- ایران به عنوان یک تهدید بزرگ: با وجود مشکلات اخیر، اسرائیل همچنان ایران را به عنوان بزرگ‌ترین دشمن خود می‌داند و این نیاز به مشارکت فعال آن در تنش‌های ژئوپولیتیکی جاری را ضروری می‌سازد.

- استراتژی نظامی پیشگیرانه: اسرائیل به این نتیجه رسیده است که نمی‌تواند منتظر بماند و تهدیدات استراتژیک را از ایران مهار کند؛ بلکه باید به‌طور پیشگیرانه برای خنثی‌سازی این تهدیدات اقدام کند.

- بدبینی به دیپلماسی: اسرائیل در خصوص دستیابی به یک توافق دیپلماتیک معنادار بین ایالات متحده و ایران تردید دارد، به‌ویژه با توجه به احتمال رد درخواست‌های ایالات متحده توسط مقام معظم رهبری، خامنه‌ای.

- فرضیه اقدام نظامی: اسرائیل بر این باور است که ایالات متحده در نهایت به اقدام نظامی علیه ایران روی خواهد آورد و برای پاسخ‌گویی قوی در صورت تحریک آماده می‌شود.

- تحولات داخلی ایران: مقاله تأکید می‌کند که عملیات نظامی به تنهایی منجر به تغییر رژیم نخواهد شد، اما می‌تواند نارضایتی‌های داخلی را علیه دولت ایران تقویت کند.

### اطلاعات جدید

- نقش رهبری ایالات متحده: ایالات متحده پس از اعتراضات قابل توجه در دسامبر، نقش رهبری را در برابر ایران به عهده گرفته و این امر، دینامیک‌های هماهنگی نظامی بین دو کشور را تغییر داده است.

- استراتژی هدف‌گذاری وسیع: اسرائیل اکنون آماده است تا در عملیات نظامی آینده، اهداف وسیع‌تری از جمله اهداف اقتصادی و رژیمی را هدف قرار دهد.

- قابلیت‌های موشکی ایران: اطلاعات اخیر نشان می‌دهد که ایران به‌طور فعال در حال تقویت قابلیت‌های موشکی بالستیک خود است که توسط اسرائیل به عنوان یک تهدید استراتژیک بزرگ تلقی می‌شود.

- تولید موشک‌های بالستیک: گزارش‌ها حاکی از آن است که ایران حدود 100 موشک بالستیک در ماه تولید می‌کند و زرادخانه آن به 2,000 موشک نزدیک می‌شود که باعث ایجاد نگرانی در اسرائیل شده است.

- درخواست‌های اسرائیل از ایالات متحده: اسرائیل درخواست کرده است که هر توافق ایالات متحده با ایران شامل محدودیت‌هایی بر کمیت و دامنه موشک‌های ایرانی باشد تا اطمینان حاصل شود که اسرائیل آزادی عمل خود را در برابر این تهدید حفظ کند.

- مشارکت نیابتی: مقاله به تلاش‌های ایران برای درگیر کردن پروکسی‌های منطقه‌ای، به‌ویژه حزب‌الله، و افزایش اقدامات نظامی اسرائیل علیه این گروه‌ها اشاره می‌کند.

- نیاز به استراتژی بلندمدت: ضرورت توسعه یک استراتژی جامع و بلندمدت برای اسرائیل و ایالات متحده تأکید شده است که شامل حمایت از نارضایتی‌های داخلی در ایران و مقابله با تهدیدات هسته‌ای و موشکی است.

- تمرکز بر تغییر رژیم: بحث‌ها بین ایالات متحده و اسرائیل همچنین بر روی استراتژی‌های تغییر رژیم در ایران، از جمله حمایت از اعتراضات داخلی و شناسایی رهبران بالقوه جنبش‌های مخالف متمرکز است.

### تفسیر

به نظر می‌رسد که برای اسرائیل در حال حاضر، تمرکز فوری بر روی تهدید موشکی ایران است و نه تغییر رژیم. در حالی که هر دو هدف بخشی از گفت‌وگوی استراتژیک گسترده‌تر هستند، تأکید فعلی به نظر می‌رسد بر خنثی‌سازی قابلیت‌های موشکی ایران باشد تا امنیت ملی حفظ شود.


https://www.washingtoninstitute.org/policy-analysis/war-iran-us-israeli-division-labor
👍1
جمعه، 28 فوریه. واشنگتن. دو جلسه. یک نتیجه. تمام بحران در یک بعدازظهر واحد متمرکز می‌شود.

ترامپ با همه طرف‌ها در موضوع ایران دیدار خواهد کرد و تا ساعت 3 بعدازظهر به وقت شرق، یک ساعت قبل از بسته شدن وال استریت، تصمیم‌گیری می‌کند. در همان زمان، وزیر خارجه عمان، بدر البوسعیدی، با معاون رئیس‌جمهور جی دی ونس دیدار می‌کند و هر پیشنهادی را که ایران به او اجازه داده است تا پس از مذاکرات ژنو ارائه دهد، با خود به همراه دارد.

مذاکرات ژنو دیروز به پایان رسید. شش ساعت و نیم.
این طولانی‌ترین و شدیدترین جلسه از زمان آغاز بحران بود. چهار ساعت در صبح و بیش از دو ساعت در بعدازظهر. برای اولین بار، مبادلات فراتر از میانجی‌گری غیرمستقیم عمانی به گفت‌وگوی مستقیم بین مقامات آمریکایی و ایرانی منتقل شد. عراقچی آن را «پیشرفت قابل توجهی» نامید. وال استریت ژورنال می‌گوید که آنها در مسائل کلیدی «بسیار دور از هم» هستند و ایران همچنان از غنی‌سازی صفر دائمی خودداری می‌کند.

آمریکا همچنان خواستار آن است. هر دو طرف توافق کردند که مذاکرات فنی را هفته آینده در وین برگزار کنند. اما هفته آینده بی‌اهمیت است اگر جمعه به نتیجه نرسد.

وینس و روبیو قبل از ژنو به رسانه‌ها هشدار دادند که ایران «به طور فعال» برنامه تسلیحات هسته‌ای خود را بازسازی می‌کند.
شما صبح روزی که دیپلمات‌های شما دور هم می‌نشینند، به طرف مقابل خود به‌طور علنی اتهام ساخت سلاح نمی‌زنید، مگر اینکه بخواهید روایت توجیهی را از پیش آماده کنید. این جلسه خبری برای تهران هدف‌گذاری نشده بود، بلکه مخاطب کنگره، افکار عمومی آمریکا و تاریخ بود که می‌گوید: ما به آنها هشدار دادیم، ما مذاکره کردیم، آنها رد کردند، ما عمل کردیم.

پولیتیکو تأیید کرد که مشاوران ارشد ترامپ ترجیح می‌دهند اسرائیل ابتدا حمله کند.
منابع پنتاگون به پولیتیکو گفتند که مهمات تنها 7 تا 10 روز می‌توانند حملات را ادامه دهند. پهپادهای کماکازه نیروی Task Force Scorpion آماده‌اند تا فراتر از این زمان عمل کنند. ناو هواپیمابر فورد وارد منطقه می‌شود و یازده فروند F-22 بر روی باند اسرائیل نشسته‌اند. یک پهپاد تریتون به ارزش 220 میلیون دلار پنج روز پیش بر فراز هرمز ناپدید شد و پنتاگون هنوز واکنشی نشان نداده است. چین به ایران موشک‌های ضد کشتی می‌فروشد و از هر پایگاه آمریکایی عکاسی می‌کند.

همه اینها جمعه ساعت 3 بعدازظهر به پایان می‌رسد.

اگر البوسعیدی پیشنهادات کافی از طرف تهران ارائه دهد تا ترامپ زمان مذاکرات را تمدید کند، جلسه وین برگزار خواهد شد. ناوها باقی می‌مانند و حق بیمه نفت کاهش می‌یابد. اگر چنین نکند، ترامپ قبل از بسته شدن بازار اعلام جنگ می‌کند. نهادها برای آخر هفته دوباره موقعیت‌یابی می‌کنند و بازار دوشنبه در دنیای متفاوتی آغاز می‌شود.

زمان ساعت 3 بعدازظهر نشانه‌ای است.
شما پس از بسته شدن بازار اعلام جنگ می‌کنید تا از وحشت جلوگیری کنید. شما یک پنجره تصمیم‌گیری قبل از بسته شدن اعلام می‌کنید تا به پول‌های هوشمند اجازه دهید تا ریسک کنند. جمعه ساعت 3 بعدازظهر یک مهلت نیست؛ این یک تایمر انفجاری است با یک ساعت فشنگ که برای تصفیه منظم طراحی شده است.

هر ناو، هر F-22، هر پهپاد، هر بندر خالی، هر سفارت تخلیه شده، هر تصویر ماهواره‌ای که چین منتشر کرده، هر موشکی که پکن فروخته، هر ساعت از مذاکرات ژنو، هر درخواست رد شده و هر پیشنهاد متقابلی که خامنه‌ای تأیید کرده، برای این ساعت واحد در این جمعه واحد آماده شده است.

مذاکرات هشت روز زمان خریدند. بعدازظهر جمعه خواهیم فهمید آیا آن هشت روز صلح خریدند یا یک آخر هفته قبل از جنگ.

https://x.com/shanaka86/status/2027246360052040062?s=46&t=j9UDnQyxRCXg7Nuf3F_83w
👍4
با همه این‌ها «واقعا به نظرت جنگ می‌شه؟»
ترامپ الان مردی است که دیوان عالی، با قاضی‌هایی که خودش منصوب کرده، سیاست اقتصادی محوری‌اش را غیرقانونی اعلام کرده. مردی که مأموران تحت فرمانش شهروندان آمریکایی را در خیابان‌های مینیاپولیس کشته‌اند. مردی که نامش بیش از هر چهره عمومی دیگری در پرونده‌های یک قاچاق‌چی جنسی کودکان تکرار شده. مردی که محبوبیتش در میان مستقلین به ۲۶ درصد رسیده و بدتر از هر رئیس‌جمهور دوره‌دومی در تاریخ مدرن آمریکاست. مردی که وزارت دادگستری تحت کنترلش اسنادی را از دید عموم پنهان کرده که به اتهامات آزار جنسی علیه خودش مربوط می‌شوند.
و این همان مردی است که الان باید تصمیم بگیرد یک جنگ جدید در خاورمیانه شروع کند یا نه.
سناتور اندی کیم، دموکرات نیوجرسی که سابقه کار در عراق و افغانستان دارد، خلاصه‌اش کرد: «ترامپ تاکتیک‌های مافیایی به کار می‌برد و حالا می‌بینیم این تاکتیک‌ها از سیاست داخلی به سیاست خارجی گسترش پیدا کرده.»
آیا ترامپ به ایران حمله می‌کند؟ شاید. آیا انگیزه‌های امنیتی واقعی دارد؟ قطعاً بله. اما آیا می‌توان نقش بحران‌های داخلی‌اش را نادیده گرفت؟ تاریخ نشان داده که نمی‌توان. همان‌طور که در مورد کلینتون در ۱۹۹۸نتوانستند.
و وقتی ۷۰ درصد مردم آمریکا با حمله نظامی مخالف‌اند، اما یک مشاور بگوید ۹۰ درصد احتمال حمله وجود دارد، یعنی چیزی غیر از منطق امنیت ملی در کار است. هدف لزوماً جلب رضایت افکار عمومی نیست. هدف تغییر موضوع، بازسازی پایگاه رأی، و فلج کردن مخالفان است.
ایرانی‌ها باید بدانند: تصمیم‌گیرنده‌ای که روبه‌رویشان نشسته، فقط به نقشه خاورمیانه نگاه نمی‌کند. او به نظرسنجی‌ها، پرونده‌های دادگاه، و سایه اپستین هم نگاه می‌کند.


https://x.com/panahfb/status/2027026877823467966?s=46&t=j9UDnQyxRCXg7Nuf3F_83w
👍5
ترامپ از ایران ناامید است — اما می‌گوید هنوز تصمیم نگرفته که حمله کند

باراک راوید

رئیس‌جمهور دونالد ترامپ روز جمعه از مذاکرات هسته‌ای با ایران ابراز ناامیدی کرد، اما گفت هنوز تصمیم نهایی برای آغاز یک کمپین نظامی نگرفته است.

چرا این موضوع اهمیت دارد: با بالا بودن سطح هشدار در منطقه و نشانه‌های فزاینده‌ای که نشان می‌دهد جنگ ممکن است قریب‌الوقوع باشد، ترامپ ابهام را حفظ کرده و پیام‌هایی ارسال می‌کند که می‌تواند به عنوان هشداردهنده یا تسلی‌بخش تعبیر شود. با این حال، چندین نشانه به سمت جنگ اشاره دارد: افزایش نظامی ایالات متحده در خاورمیانه، گزارش‌های نظامی ترامپ، تخلیه کارکنان از سفارت ایالات متحده در اسرائیل (هدف احتمالی تلافی‌جویی ایران) و ناامیدی نمایندگان ترامپ، جارد کوشنر و استیو ویتکاف، پس از مذاکرات دیروز در ژنو.

او چه می‌گوید: ترامپ به خبرنگاران روز جمعه گفت که هنوز تصمیم نهایی برای حمله به ایران نگرفته، اما این گزینه را رد نکرده است.

در حالی که بر این نکته تأکید کرد که هر حمله نظامی خطر دارد، ترامپ خاطرنشان کرد که عملیات‌های نظامی قبلی‌اش علیه ایران موفقیت‌آمیز بوده‌اند. او گفت: "خوب است که بتوانیم بدون [نیروی نظامی] این کار را انجام دهیم، اما گاهی اوقات باید این کار را کرد." او این اظهارات را در حین ترک کاخ سفید به مقصد تگزاس بیان کرد.

ترامپ ناامیدی تیمش از مواضع ایران در مذاکرات هسته‌ای در ژنو را تکرار کرد و گفت که از نحوه مذاکرات ایرانی‌ها "خوشحال نیست."

"من از این واقعیت که آنها حاضر به ارائه آنچه که باید باشند، راضی نیستم. خواهیم دید چه اتفاقی می‌افتد. من از نحوه پیشرفت آنها خوشحال نیستم ... فوق‌العاده خواهد بود اگر آنها با حسن نیت و وجدان مذاکره کنند — اما تاکنون به آنجا نرسیده‌اند."

در پشت صحنه: دو نفر که در دو روز گذشته با ترامپ صحبت کرده‌اند، می‌گویند او پیام‌های متضادی را ارائه کرده است.

یکی شنیده که ترامپ درک می‌کند که رژیم ایرانی از همیشه ضعیف‌تر است و پنجره‌ای از فرصت موجود است. دیگری شنیده که ترامپ هنوز خواهان توافق است.

آنچه در حال تماشا هستیم: ترامپ گفت که مذاکرات بیشتری در روز جمعه در حال انجام است.

معاون رئیس‌جمهور، جی. دی. ونس، روز جمعه در واشنگتن با وزیر امور خارجه عمان، بدر البوسعیدی، که میانجی کلیدی بین ایالات متحده و ایران است، ملاقات کرد. البوسعیدی پس از این دیدار در X گفت: "جزئیات مذاکرات در حال انجام بین ایالات متحده و ایران و پیشرفت‌های حاصل‌شده را با معاون رئیس‌جمهور به اشتراک گذاشتم. از مشارکت آنها سپاسگزارم و منتظر پیشرفت‌های بیشتر و قاطع در روزهای آینده هستم. صلح در دسترس ماست."

نمایندگان ایالات متحده، ویتکاف و کوشنر، از این جلسه که تلاشی آخرین برای جلوگیری از فروپاشی مذاکرات بود، غیبت کردند.

آنچه در پیش است: انتظار می‌رود وزیر امور خارجه، مارکو روبیو، روز دوشنبه به اسرائیل سفر کند — اما برخی از مقامات ایالات متحده و اسرائیل فکر می‌کنند اگر ترامپ دستور حمله به ایران را بدهد، او ممکن است نرود.

نکته پایانی: در حالی که مذاکرات بیشتری برای هفته آینده برنامه‌ریزی شده است، جنگ ممکن است زودتر آغاز شود.

https://www.axios.com/2026/02/27/trump-iran-strikes-decision
👍1
وزیر امور خارجه عمان که در حال میانجی‌گری مذاکرات هسته‌ای ایران است، در مصاحبه‌ای با مارگارت برنان از شبکه CBS می‌گوید ایران قبلاً موافقت کرده که هیچ ماده غنی‌شده‌ای انباشته نکند:

وزیر البوسعیدی:
مهم‌ترین دستاورد، به نظر من، توافقی است که ایران هرگز، هرگز ماده هسته‌ای نخواهد داشت که بتواند بمب بسازد. به نظر من، این یک دستاورد بزرگ است. این چیزی است که در توافق قدیمی که در زمان رئیس‌جمهور اوباما مذاکره شده بود، وجود نداشت. این چیزی کاملاً جدید است. این واقعاً بحث غنی‌سازی را کمتر مرتبط می‌کند، زیرا اکنون ما در مورد انباشت صفر صحبت می‌کنیم. و این بسیار، بسیار مهم است، زیرا اگر نتوانید ماده غنی‌شده‌ای انباشته کنید، دیگر هیچ راهی برای ساخت بمب وجود نخواهد داشت، چه غنی‌سازی کنید و چه نکنید. و فکر می‌کنم این واقعاً چیزی است که رسانه‌ها به آن توجه زیادی نکرده‌اند و می‌خواهم این را از دیدگاه یک میانجی روشن کنم.

مارگارت برنان:
پس این را توضیح دهید. پس ماده غنی‌شده، چیزهایی که می‌توانند به عنوان سوخت هسته‌ای برای یک بمب استفاده شوند، شما می‌گویید ایران آن را در خاک خود نگه نمی‌دارد؟

وزیر البوسعیدی:
آن‌ها آن را واگذار خواهند کرد.

مارگارت برنان:
آن‌ها آن را واگذار خواهند کرد؟

وزیر البوسعیدی:
آن‌ها نمی‌توانند واقعاً آن ماده‌ای را که به آن‌ها اجازه می‌دهد بمب بسازند، جمع‌آوری کنند--

مارگارت برنان:
--کجا--

بدر البوسعیدی:
هیچ انباشت وجود نخواهد داشت، بنابراین انباشت صفر، انباشت صفر و تأیید کامل وجود خواهد داشت. من فکر می‌کنم این نیز یک دستاورد مهم است. تأیید کامل و جامع توسط آژانس بین‌المللی انرژی اتمی، که نهاد مسئول این پرونده است.

https://www.cbsnews.com/amp/news/us-iran-deal-within-our-reach-oman-mediator-says/
👎3👍1
Trump, in a video posted on Truth Social, said: “Our objective is to the defend the American people by eliminating imminent threats from the Iranian regime, a vicious group of very hard, terrible people. Its menacing activities directly endanger the United States, our troops, our bases overseas and our allies throughout the world.”

ترامپ در ویدئویی که در شبکه اجتماعی Truth Social منتشر شد، گفت: "هدف ما دفاع از مردم آمریکا با حذف تهدیدات قریب‌الوقوع از رژیم ایران است، گروهی بدجنس و بسیار سخت و وحشتناک. فعالیت‌های تهدیدآمیز آن به طور مستقیم ایالات متحده، نیروهای ما، پایگاه‌های ما در خارج و متحدان‌مان در سرتاسر جهان را به خطر می‌اندازد."
براساس گفته‌های دو مقام ارشد دفاعی اسرائیلی، حمله اسرائیل به ایران از ساعت ۰۸:۱۰ صبح به وقت محلی آغاز شد. به گفته این مقام‌ها، اهداف ترکیبی شامل شخصیت‌های کلیدی در ایران است و این یک حمله گسترده است که انتظار می‌رود حداقل چند روز به طول بینجامد.

تهدید اصلی که اسرائیل در حال حاضر از سوی ایران می‌بیند، موشک‌های با برد بلند است. طبق طرح ارائه شده به رئیس‌جمهور ترامپ، اسرائیل بیشتر تلاش‌های خود را بر روی مکان‌های ذخیره‌سازی موشک، تأسیسات تولید و پرتابگرها متمرکز خواهد کرد، در حالی که نیروهای آمریکایی انتظار می‌رود بیشتر بر روی پروژه هسته‌ای ایران و اهداف مرتبط با سپاه پاسداران و دولت تمرکز کنند.
- دولت ترامپ این عملیات را "خشم حماسی" نامید.
- ترامپ و نتانیاهو در پیام‌های ویدیویی به مردم ایران اعلام کردند که این حمله به منظور کمک به آنها برای بازپس‌گیری کشور است و هدف از آن تغییر رژیم است.
- رضا پهلوی با تشکر از حمله آمریکا و اسرائیل از مردم خواست تا در فرصت مناسب به خیابان‌ها بیایند.
- قصد موج اول حمله ترور رهبران بوده است.
- تا این لحظه، خامنه‌ای، پزشکیان و اژه‌ای سالم هستند و گزارشی از کشته شدن فرماندهان نظامی منتشر نشده است.
- ترامپ تأکید کرد که علاوه بر پایگاه‌های موشکی، نیروی دریایی ایران نیز بمباران خواهد شد.
- حوثی‌ها نیز اعلام کردند که در حمایت از جمهوری اسلامی وارد عمل خواهند شد.
👎1
ساعات اولیه حملات کنونی علیه #ایران نشان‌دهنده تفاوت‌های مهمی با جنگ ۱۲ روزه است؛ از جمله در زمان‌بندی، اهداف، هماهنگی و مقیاس تشدید.

آنچه تا کنون می‌دانیم:

🔹 حملات با انفجارهایی که در سراسر تهران گزارش شده، آغاز شد. گزارش‌های اولیه نشان می‌دهد که در موج اول تقریباً ۳۰ هدف وجود داشته است، از جمله محل‌های اقامت رهبری، تأسیسات اطلاعاتی و به‌طور گزارش شده دفتر رهبری.

🔹 برخلاف جنگ ۱۲ روزه که با حملات شبانه آغاز شد، این عملیات از صبح زود، در اولین روز هفته تقویمی ایران شروع شد. زمان‌بندی نشان‌دهنده تلاشی برای حداکثر کردن اختلال عملیاتی و نمایش رهبری از ابتدا است.

🔹 انتخاب اهداف به یک استراتژی بریدن سر اشاره دارد. حملات اولیه به نظر می‌رسد که به رهبری و دستگاه امنیتی ایران معطوف شده‌اند و نه صرفاً زیرساخت‌های نظامی.

🔹 مشارکت ایالات متحده نشانه‌ای از یک تغییر عمده است. این بار، به نظر می‌رسد واشنگتن از ابتدا به‌طور مستقیم درگیر است و مقامات آمریکایی این کمپین را به‌عنوان همکاری گسترده و هماهنگ با اسرائیل توصیف می‌کنند.

🔹 ترامپ این عملیات را به‌عنوان دفاع از آمریکایی‌ها و حذف تهدیدات فوری معرفی کرد، اما اظهارات او که از مردم ایران در برابر رژیم حمایت می‌کند، نشان می‌دهد که تغییر رژیم یک هدف زیرین است.

🔹 مفهوم عملیاتی به‌صورت مرحله‌ای به نظر می‌رسد: حملات موشکی اولیه که به رهبری و دفاع هوایی هدف‌گیری می‌شود، از جمله سایت‌هایی در جنوب ایران مانند چابهار، احتمالاً با هدف باز کردن مسیر برای عملیات‌های بعدی نیروی هوایی علیه پایگاه‌های موشکی و دارایی‌های استراتژیک.

🔹 واکنش ایران به‌طور غیرمعمول سریع بوده است. گزارش‌ها حاکی از آن است که پرتاب موشک‌ها در عرض چند ساعت آغاز شده و حملات در تل‌آویو و حیفا گزارش شده است. بیانیه‌های ایرانی نشان می‌دهد که هیچ "خط قرمزی" باقی نمانده و تلافی با تمام قدرت در حال انجام است.

🔹 این نشان‌دهنده اختیارات پاسخ‌دهی از پیش تخصیص یافته است: به‌جای انتظار برای هماهنگی متمرکز، به‌نظر می‌رسد که نیروهای ایرانی از ابتدا دستور حفظ آتش‌افروزی مداوم علیه اسرائیل را دریافت کرده‌اند.

🔹 تفاوت کلیدی دیگر: ایران قبلاً درگیری را فراتر از اسرائیل گسترش داده است. گزارش‌های انفجار در کشورهای حاشیه خلیج فارس نشان‌دهنده حملات به پایگاه‌های آمریکایی است و از آغاز، نشان‌دهنده درگیری مستقیم با واشنگتن است.

🔹 این با جون ۲۰۲۵ که حمله ایران به العودید در قطر عمدتاً نمادین و برای تسهیل کاهش تنش قبل از آتش‌بس طراحی شده بود، در تضاد است.

🔹 در همین حال، حوثی‌های یمن حملات را در دریای سرخ اعلام آغاز مجدد کرده‌اند، ب درگیری در حال حاضر در حال تبدیل به یک درگیری منطقه‌ای چند جبهه‌ای است.

🔹 به‌طور کلی، الگوی اولیه نشان‌دهنده یک درگیری بسیار هماهنگ‌تر، گسترده‌تر و تشدیدشده‌تر از جنگ ۱۲ روزه است، با بریدن سر رژیم، مشارکت مستقیم ایالات متحده، تلافی سریع ایرانی و سرریز فوری منطقه‌ای.

🔹 سؤال کلیدی اکنون این است: آیا تشدید حملات از دو‌سو به تبادل‌های این کنترل‌شده منتهی می‌شود یا اینکه حذف "خطوط قرمز" قبلی درگیری را به یک جنگ منطقه‌ای طولانی‌مدت می‌کشاند؟
👍1
https://www.theatlantic.com/international/2026/02/trump-khamenei-hubris-iran/686182/


محاسبات اشتباه بزرگ ترامپ و خامنه‌ای**

غرور بر تصمیمات استراتژیک آن‌ها تأثیر گذاشته است.
نویسنده: کریم سجادپور

“در آستانه هر جنگ، حداقل یکی از ملت‌ها قدرت چانه‌زنی خود را اشتباه محاسبه کرده است”، این جمله‌ای است از مورخ جفری بلینی در کتابش "علل جنگ". “از این نظر، هر جنگ ناشی از یک سوءتفاهم است و به این معنا، هر جنگ یک حادثه است.”

جنگ ایالات متحده و ایران—یا به‌طور دقیق‌تر، جدیدترین و دراماتیک‌ترین نسخه آن—از تبادل خطرناک محاسبات اشتباه میان دونالد ترامپ و علی خامنه‌ای نشأت گرفته است. این دو رهبر، جز غرور خودخواهانه‌ای که انتخاب‌های استراتژیک آن‌ها را تحریف کرده، چیز دیگری شبیه به‌ هم ندارند. برای ترامپ، این درگیری یک قمار با ریسک بالا و پاداش‌های کلان است—معامله نهایی. در حالی که برای خامنه‌ای، که دفتر رسمی‌اش هدف حملات هوایی قرار گرفت، موضوعی ساده‌تر و قدیمی‌تر وجود دارد: مبارزه برای بقا.

غرور ترامپ به‌عنوان قدرت نمایشی خود را نشان می‌دهد. او برند خود را بر پایه بهترین معامله‌گر بودن بنا کرده و عمل نظامی را برای خود از حتی ظاهر عدم توانایی در چانه‌زنی، قابل قبول‌تر می‌داند. در مقابل، غرور خامنه‌ای به سخت‌گیری ایدئولوژیک مربوط می‌شود. او تئوکراسی خود را مأموریتی الهی می‌بیند و به‌تازگی بر یک قتل‌عام تاریخی ریاست کرده تا حکمرانی خود را تأمین کند. تمرکز او بر ظواهر نیست، بلکه بر مکانیک‌های سرد بقا است.

ترامپ مدت‌هاست که با اطمینان یک آماتور به ژئوپولیتیک‌های پرریسک نزدیک شده است. بر اساس گزارشی در سال ۲۰۱۶ در نیویورکر، از سال ۱۹۹۰، او به یک مذاکره‌کننده هسته‌ای آمریکایی مشاوره‌ای غیرخواسته درباره نحوه برخورد با شوروی‌ها ارائه داد: با تأخیر رسیدن، بالای طرف مقابل ایستادن، انگشتش را بر سینه‌اش فشار دادن و گفتن: "برو به جهنم!"

ترامپ پیچیدگی‌های اورانیوم غنی‌شده و موشک‌های بالستیک را ثانویه به تئاتر و نمایش تسلط خود می‌دید. او باور دارد که در این عرصه برتر از ایران است—نظری که تجربه‌اش، از جمله خروج از توافق هسته‌ای اوباما در ۲۰۱۸، قتل ژنرال ارشد ایران در ۲۰۲۰ و بمباران سایت‌های هسته‌ای ایران در ۲۰۲۵، که هزینه کمی برای او داشت، تقویت کرده است.

آنچه ترامپ با جایگزینی نیکلاس مادورو در ونزوئلا در ژانویه انجام داد، ممکن است این تصور را نیز تقویت کرده باشد. همانطور که ژنرال دیوید پترائوس به‌تازگی هشدار داده است، سقوط سریع طالبان در ۲۰۰۱ انتظارات غیرواقعی برای تغییر رژیم در عراق را تقویت کرد و تصرف برق‌آسا مادورو—و انتقال ظاهراً بی‌دردسر به دلسا رویدریگز—ممکن است ترامپ را به این باور برساند که چنین سناریویی به‌راحتی در ایران قابل تکرار است.

اگر غرور ترامپ با تجربه تقویت شده باشد، غرور خامنه‌ای علیرغم آن ادامه یافته است. مدت‌ها پس از آنکه پروکسی‌های منطقه‌ای ایران و برنامه هسته‌ای آن به‌طور قابل توجهی توسط اسرائیل و ایالات متحده تضعیف شدند، خامنه‌ای همچنان به سخن گفتن به‌عنوان کسی که مطمئن است خدا در کنار اوست و بحران کنونی را می‌توان به‌سادگی تحمل کرد، ادامه داد. او ایالات متحده را "امپراتوری فاسد، سرکوب‌گر، بی‌منطق" و "در حال فروپاشی" توصیف کرد و جزیره "شیطانی" جفری اپستین را به‌عنوان اوج شوم ۳۰۰ سال تمدن غربی ذکر کرد. خامنه‌ای گفت واشنگتن فاقد "قدرت ماندگاری" برای یک رویارویی واقعی با ایران است. او به ترامپ طعنه زد که "خطرناک‌تر از هر ناو جنگی آمریکایی، سلاحی است که می‌تواند آن ناو را به قعر دریا بفرستد."

باربارا تاکمن، مورخ، چهار نوع سوءمدیریت ناشی از غرور یک رهبر را توصیف کرده است: استبداد، جاه‌طلبی بیش از حد، ناکارآمدی و "حماقت"—پیگیری سیاست‌هایی که برخلاف منافع ملت است. جمهوری اسلامی خامنه‌ای هر یک از این موارد را دارا است. در برابر دهه‌ها شواهدی که ناکامی جهان‌بینی او را نشان می‌دهد، ایمان او به درستی آن بی‌تزلزل مانده است؛ او به‌نظر می‌رسد بیشتر آماده است که به‌عنوان یک شهید بمیرد تا تسلیم شود و هدف نهایی او به سادگی روشنایی زندگی برای جنگ دوباره علیه آمریکا کاهش یافته است.

در مقابل، ترامپ غرور جاه‌طلبی بیش از حد را نمایش می‌دهد، حتی اگر نه برای یک نتیجه خاص، بلکه برای توانایی خود در به‌وجود آوردن یک پیامد تاریخ‌ساز. دامنه گزینه‌هایی که او در طول مذاکرات بررسی کرد—از یک توافق دیپلماتیک گسترده تا یک عملیات نظامی با هدف سرنگونی رژیم—نشان‌دهنده مردی بود که حس نامشخصی از اشتهای خود داشت، بین سفارش سالاد جانبی یا استیک تامهاک ۳۲ اونسی در تردید بود.
۲/۲

انتخاب او از نمایندگان—دامادش جارد کوشنر و فرستاده ویژه به خاورمیانه، استیون ویتکوف—به‌نظر می‌رسید که بیشتر مناسب یک مذاکره املاک و مستغلات پاره‌وقت باشد که بین دورهای گلف و معاملات تجاری انجام می‌شود. حتی سخنرانی ترامپ به نیروهای ایرانی در شب حملات نیز به‌نظر می‌رسید که مانند یک استدلال پایانی در یک میز مذاکره است: "سلاح‌های خود را زمین بگذارید و مصونیت کامل داشته باشید. یا، در غیر این صورت، با مرگ حتمی مواجه خواهید شد."

برای جمهوری اسلامی، این ایستادگی یک جنگ ایدئولوژیک تمام‌عیار برای بقا شخصی و رژیمی است. این دو تحریف بنیادی مختلف از واقعیت هستند: یک رهبر، جهان را به‌عنوان یک زمین بازی معاملاتی می‌بیند که همه چیز برای فروش است، در حالی که دیگری بقا خود را به‌عنوان یک ضرورت تاریخی جهانی می‌بیند، بدون توجه به ویرانی که برای مردمش به ارمغان می‌آورد.

برتری نظامی آمریکا فوق‌العاده است، اما در این مسابقه، لزوماً تعیین‌کننده نیست. دو طرف برای ریسک‌های متفاوتی بازی می‌کنند: واشنگتن به دنبال یک پیروزی متحول‌کننده است، در حالی که تهران فقط به‌دنبال بقا است. همان‌طور که هنری کیسینجر درباره جنگ‌های چریکی اشاره کرده است، چریک با زنده ماندن پیروز است در حالی‌که دولت مقابل اگر پیروز‌نشود باخته.

در تعداد بسیار کمی از صحنه‌ها، ارزش‌ها و منافع آمریکایی به‌طور بی‌نقصی همانند ایران همپوشانی دارند. یک دولت ایرانی تحمل‌کننده و نماینده نه تنها زندگی شهروندانش را تغییر می‌دهد بلکه جغرافیای سیاسی خاورمیانه را به سمت ثبات و رفاه اساسی دوباره سازماندهی می‌کند. اما واشنگتن به‌تازگی در تعهد خود به این ارزش‌ها تردید کرده و در انجام این کار، خود را از مؤثرترین ابزارهای نفوذش محروم کرده است. قدرت سخت به تنهایی می‌تواند یک رژیم را سرنگون کند، اما به‌طور مشهور از پرورش یک جانشین بهتر ناتوان است. هشدار ساده ترامپ به مردم ایران در شب حملات این شکاف میان ظرفیت ویرانگر و چشم‌انداز استراتژیک را منعکس کرد: “وقتی کارمان تمام شد، دولت خود را در دست بگیرید. این حق شماست که آن را به‌دست آورید.”

محرک فوری این بحران، قتل‌عام ده‌ها هزار ایرانی بود که ترامپ آن‌ها را تحریک کرد و سپس رها کرد و اکنون از آن‌ها خواسته تا قیام کنند. او اقدام نظامی را با هدف‌گذاری نامشخص انتخاب کرده و ارتش ایالات متحده، شرکای منطقه‌ای و ۹۲ میلیون ایرانی را به شرکت‌کنندگان نگران در یک درام ژئوپولیتیکی بی سناریو تبدیل کرده است. این نهایی‌ترین شکل غرور است: رئیس‌جمهوری که بیشتر بر نمایش قدرت تمرکز دارد تا پیامدهای آن، در برابر یک تئوکرات مشتاق شهادت که راضی است حتی ملت بسوزند ولی قدرتش را از دست ندهد.
ترور خامنه‌ای – پیامدهای اولیه

الف. یک رویداد بنیادی برای رژیم

بیش از سه دهه، خامنه‌ای شخصیت ایدئولوژیک، نهادی و استراتژیک جمهوری اسلامی را شکل داده است. مرگ او تنها یک انتقال رهبری نیست بلکه یک رویداد بنیادی است که می‌تواند کل ساختار رژیم را به لرزه درآورد.

ب. مکانیزم جانشینی – نظریه در مقابل واقعیت

بر اساس قانون اساسی، شورای نگهبان مسؤول برگزاری و انتصاب رهبر جدید است. در عمل، این تنها یک بار (۱۹۸۹) اتفاق افتاده و حتی در آن زمان، تصمیم به‌طور مؤثری از طریق درک‌های سیاسی در پشت صحنه بین قدرت‌های کلیدی شکل گرفته است. بنابراین، احتمالاً تصمیم واقعی دوباره در یک دایره محدود از نخبگان اتخاذ خواهد شد نه از طریق یک فرآیند کاملاً رسمی.

ج. آینده دکترین ولایت فقیه

فراتر از هویت جانشین، سؤال عمیق‌تری وجود دارد: وضعیت آینده دکترین ولایت فقیه. آیا ایران مدل رهبر مرکزی قوی که خامنه‌ای شکل داده را حفظ خواهد کرد یا ممکن است سیستم به سمت ساختار رهبری جمعی یا محدودتر تکامل یابد؟ این یک آزمون حیاتی برای استمرار ایدئولوژیک رژیم خواهد بود.

د. خلأ جانشینی

مرگ رئیس‌جمهور ابراهیم رئیسی — که به‌طور گسترده‌ای به‌عنوان یک نامزد برتر برای جانشینی دیده می‌شود — عدم قطعیت‌ها را عمیق‌تر کرده است. نام‌هایی که قبلاً به‌عنوان جانشین‌های احتمالی ذکر شده‌اند شامل:
- حسن خمینی – نوه آیت‌الله خمینی، که به‌عنوان نسبتا معتدل شناخته می‌شود.
- صادق لاریجانی – یک چهره بلندپایه نهادی.
- حسن روحانی – رئیس‌جمهور سابق، هرچند رابطه او با خامنه‌ای پیچیده بود.
- مجتبی خامنه‌ای – پسر رهبر، که مدت‌ها به‌عنوان یک نامزد ممکن مطرح شده است.
در حال حاضر، هیچ نامزد توافق شده‌ای وجود ندارد.

ه. شوک بزرگ — اما لزوماً سقوط رژیم نیست

خامنه‌ای ستون مرکزی سیستم بود، اما رژیم بر چندین مرکز قدرت تکیه دارد که مهم‌ترین آن‌ها سپاه پاسداران انقلاب اسلامی (IRGC) است. سپاه دارای منافع سیاسی، نظامی و اقتصادی قابل توجهی در حفظ نظم کنونی است و توانایی تثبیت سیستم در صورت نیاز را دارد.

و. احتمال کم تغییرات دراماتیک فوری

در غیاب یک مخالف سازمان‌یافته و توانمند و با توجه به انسجام نسبی نخبگان امنیتی ایران، بیشتر ارزیابی‌ها نشان می‌دهد که حتی چنین رویداد دراماتیکی احتمالاً تغییر انقلابی فوری را به‌دنبال نخواهد داشت. بلکه ممکن است به یک فرآیند تنظیم داخلی منجر شود.

ز. رهبری موقت یا انتصاب سریع؟

سؤال حیاتی این است که آیا یک شخصیت هماهنگ موقت منصوب خواهد شد تا زمانی که جانشین دائمی انتخاب شود یا اینکه انتصاب سریع انجام خواهد شد تا ثبات و استمرار را نشان دهد. تصمیم به تعادل قدرت بین جناح‌های رقیب بستگی دارد.

ح. پیامدهای منطقه‌ای و مذهبی

آیا پروکسی‌های منطقه‌ای ایران، به‌ویژه حزب‌الله، به‌عنوان بخشی از یک اقدام انتقام‌جویانه تشدید خواهند شد؟
آیا مقامات ارشد روحانی شیعه — مانند آیت‌الله سیستانی در عراق — فتاوای مذهبی صادر خواهند کرد که انتقام را به‌عنوان یک وظیفه تأکید کند؟
واکنش آنچه به‌عنوان "محور مقاومت" شناخته می‌شود، به‌عنوان یک شاخص مهم از انسجام و کنترل رژیم پس از این رویداد عمل خواهد کرد.

ط. پیامدها برای مذاکرات با غرب

اگر رژیم زنده بماند و تثبیت شود، احتمالاً در کوتاه‌مدت انعطاف‌پذیری را نشان نخواهد داد. برعکس، ممکن است موضع سخت‌تری را اتخاذ کند تا قدرت را نشان دهد و مشروعیت داخلی را تحکیم کند.

ی. آغاز یک دوره متفاوت

مرگ خامنه‌ای به‌عنوان پایان تاریخی یک دوره متمایز شناخته خواهد شد — اما هنوز مشخص نیست که آیا هیچ یک از بازیگران داخلی قادر یا مایل خواهند بود از این لحظه برای تحول ساختاری استفاده کنند. اما حتی اگر رژیم ادامه یابد، ایران ممکن است متفاوت شود و با توازن قدرت داخلی تنظیم‌شده و دینامیک‌های رهبری تغییر یافته مواجه گردد.

### نتیجه‌گیری:
این یک رویداد دراماتیک خواهد بود که پتانسیل تغییر نظم سیاسی داخلی ایران و چشم‌انداز منطقه‌ای وسیع‌تر را دارد. با این حال، قدرت نهادهای دولتی، سپاه پاسداران و عدم وجود یک نیروی سیاسی جایگزین قابل‌عمل نشان می‌دهد که هر تغییری — اگر رخ دهد — بیشتر به‌صورت تدریجی و مدیریت‌شده خواهد بود تا فوری و انقلابی.

https://x.com/citrinowicz/status/2027841576261521492?s=46&t=j9UDnQyxRCXg7Nuf3F_83w
اختصاصی: ترامپ پس از حمله به ایران از «راه‌های خروج» سخن می‌گوید
باراک راوید

رئیس‌جمهور دونالد ترامپ روز شنبه به آکسیوس گفت که چندین «راه خروج» از عملیات «خشم حماسی» (Operation Epic Fury) در اختیار دارد؛ کارزار نظامی بی‌سابقه آمریکا علیه ایران که بامداد شنبه آغاز کرد.

آنچه گفته شد:
ترامپ در یک گفت‌وگوی تلفنی پنج دقیقه‌ای از مارالاگو به آکسیوس گفت:
«می‌توانم طولانی‌مدت ادامه بدهم و کل ماجرا را در دست بگیرم، یا اینکه ظرف دو یا سه روز آن را تمام کنم و به ایرانی‌ها بگویم: اگر دوباره شروع به بازسازی برنامه‌های هسته‌ای و موشکی‌تان کردید، چند سال دیگر دوباره می‌بینمتان.»

او پیش‌بینی کرد: «در هر صورت، چندین سال طول می‌کشد تا از این حمله بازیابی شوند.»

چرا مهم است:
این اظهارات نخستین تصویر جدی از نحوه پایان این بحران از نگاه ترامپ را ارائه می‌دهد — و نشان می‌دهد که او حتی پس از فروپاشی مذاکرات هسته‌ای آمریکا و ایران در ژنو، همچنان به یک راه‌حل دیپلماتیک باز است.

یک عملیات کوتاه‌مدت همراه با اولتیماتوم‌های جدید، نتیجه‌ای کاملاً متفاوت با «تغییر رژیم» خواهد بود؛ هدفی که برخی مقام‌های آمریکایی و اسرائیلی از آن سخن گفته‌اند.

ترامپ همچنین با فشار داخلی، از جمله از سوی پایگاه هواداران مگا (MAGA)، روبه‌رو است تا از مداخله‌ای طولانی در خاورمیانه پرهیز کند.

زمینه خبر:
ترامپ دو دلیل اصلی برای آغاز حملات مطرح کرد — نخست شکست مذاکرات این هفته که به رهبری نمایندگانش، استیو ویتکاف و جرد کوشنر، انجام شد.

او گفت: «ایرانی‌ها نزدیک شدند و بعد عقب کشیدند — دوباره نزدیک شدند و باز عقب کشیدند. از این فهمیدم که واقعاً خواهان توافق نیستند.»

دلیل دوم، رفتار ایران در چند دهه گذشته بود.

ترامپ گفت هنگام نگارش سخنرانی خود در روز جمعه برای اعلام حمله، از تیمش خواست فهرستی از تمام حملات مرتبط با ایران در سراسر جهان طی ۲۵ سال گذشته تهیه کنند.

او به آکسیوس گفت: «دیدم که تقریباً هر ماه کاری بد انجام داده‌اند، چیزی را منفجر کرده‌اند یا کسی را کشته‌اند.»

بین خطوط:
ترامپ همچنین ادعا کرد ایران شروع به بازسازی برخی تأسیسات هسته‌ای کرده بود که آمریکا و اسرائیل در جنگ ۱۲روزه ژوئن گذشته هدف قرار داده بودند. تحلیلگران مستقل به فعالیت‌های ساختمانی در برخی سایت‌های هسته‌ای اشاره کردند، اما به این نتیجه نرسیدند که ایران فعالیت هسته‌ای را از سر گرفته است.

ترامپ چندین بار تأکید کرد که تصمیم او برای اجرای «عملیات چکش نیمه‌شب» (Operation Midnight Hammer) — که سه تأسیسات هسته‌ای ایران را نابود یا به‌شدت تخریب کرد — زمینه را برای عملیات فعلی فراهم کرد.

او استدلال کرد که اگر در ژوئن به تأسیسات هسته‌ای حمله نکرده بود، ایران ممکن بود تاکنون به سلاح هسته‌ای دست یافته باشد و در آن صورت حمله تقریباً غیرممکن می‌شد.

تصویر کلان:
آمریکا و اسرائیل بلندپروازانه‌ترین عملیات نظامی خود در خاورمیانه طی یک نسل اخیر را آغاز کرده‌اند — عملیاتی که صراحتاً نه‌تنها برای تضعیف توانمندی‌های نظامی ایران، بلکه برای ایجاد شرایطی طراحی شده که بتواند به سقوط نظام منجر شود.

طبق گفته یک مقام ارشد آمریکایی، طرح عملیاتی مشترک آمریکا و اسرائیل پیش‌بینی می‌کند کارزار بمباران گسترده دست‌کم پنج روز ادامه یابد.

اما همان‌طور که ترامپ به آکسیوس گفت، این جدول زمانی می‌تواند بر اساس تحولات میدانی تغییر کند — از جمله سرنوشت رهبر جمهوری اسلامی، علی خامنه‌ای، که اسرائیل او را همراه با دیگر مقامات ارشد هدف ترور قرار داده است.

بنیامین نتانیاهو، نخست‌وزیر اسرائیل، بعدازظهر شنبه اعلام کرد «نشانه‌ها در حال افزایش است» که خامنه‌ای در پی حمله اسرائیل به محل اقامتش کشته شده باشد.

ترامپ گفت پس از آغاز عملیات مشترک دو کشور، روز شنبه با نتانیاهو گفت‌وگو کرده است. او افزود: «گفت‌وگوی بسیار خوبی با بیبی داشتم — ما کاملاً هم‌نظر هستیم.»

سخنگوی کاخ سفید، کارولین لیویت، اعلام کرد ترامپ همچنین با رهبران عربستان سعودی، قطر، امارات متحده عربی و دبیرکل ناتو، مارک روته، گفت‌وگو کرده است.
https://www.axios.com/2026/02/28/trump-iran-war-israel-off-ramps
محدودیت توان آمریکا در تعیین آینده سیاسی ایران پس از حمله مشترک با اسرائیل

پس از حمله مشترک آمریکا و اسرائیل به اهداف نظامی و مقامات ارشد ایران، ارزیابی‌های اطلاعاتی آمریکا سناریوهای متعددی را درباره آینده سیاسی ایران بررسی کرده‌اند. بر اساس این ارزیابی‌ها، تغییر کامل نظام سیاسی ایران چندان محتمل ارزیابی نشده است. یکی از سناریوهای اصلی پیش‌بینی می‌کند که در صورت تضعیف رهبری فعلی، سپاه پاسداران انقلاب اسلامی نقش پررنگ‌تری در اداره کشور ایفا خواهد کرد. با این حال، برخی تحلیل‌ها احتمال می‌دهند که چنین ساختاری ممکن است برای حفظ ثبات و منافع اقتصادی خود، رویکردی عمل‌گرایانه‌تر اتخاذ کرده و حتی در قبال برنامه هسته‌ای یا روابط با آمریکا انعطاف بیشتری نشان دهد.

در عین حال، اظهارات دونالد ترامپ مبنی بر دعوت از مردم ایران برای «به دست گرفتن حکومت» نشان‌دهنده تمایل او به تغییر رژیم است. با این وجود، کارشناسان امنیتی تأکید می‌کنند که بدون حضور نیروی زمینی آمریکا در ایران — گزینه‌ای که دولت ترامپ اعلام کرده تمایلی به آن ندارد — توان واشنگتن برای شکل‌دهی مستقیم به تحولات داخلی ایران بسیار محدود خواهد بود. همچنین سازمان‌های اطلاعاتی آمریکا معتقدند اپوزیسیون سازمان‌یافته داخل و خارج از ایران هنوز از انسجام و قدرت کافی برای هدایت یک تغییر ساختاری برخوردار نیست. حتی در صورت حذف رهبر جمهوری اسلامی، پیش‌بینی می‌شود جانشین او نیز احتمالاً از طیف تندرو باشد و مشخص نیست چه میزان اختیار واقعی در ساختار قدرت خواهد داشت.

برخی مقامات آمریکایی معتقدند که پس از یک حمله گسترده، قدرت واقعی ممکن است در اختیار فرماندهان باقی‌مانده سپاه قرار گیرد؛ گروهی که احتمال دارد برای حفظ کنترل داخلی و منافع اقتصادی خود، از درگیری مستقیم با آمریکا و اسرائیل پرهیز کند. اما در مقابل، برخی تحلیلگران هشدار می‌دهند که اظهارات ترامپ درباره «فرصت تاریخی برای سرنگونی حکومت» می‌تواند موجب انسجام داخلی و شکل‌گیری پدیده «همبستگی حول پرچم» در ایران شود. بررسی داده‌های شبکه‌های اجتماعی نیز نشان می‌دهد که در کوتاه‌مدت، فضای عمومی بیشتر به سمت حمایت از واکنش تلافی‌جویانه و تقویت موضع ملی‌گرایانه حرکت کرده است. کارشناسان معتقدند اگرچه نارضایتی‌های داخلی وجود دارد، اما نباید انتظار یک قیام فوری را داشت و ساختار حاکمیت ایران همچنان از ظرفیت بقا و اعمال سرکوب شدید برخوردار است.

در مجموع، اگرچه حمله اخیر عدم‌قطعیت گسترده‌ای ایجاد کرده، اما بسیاری از تحلیلگران بر این باورند که توان آمریکا برای مهندسی مستقیم آینده سیاسی ایران محدود است و هرگونه تغییر اساسی در ساختار قدرت، به عوامل داخلی پیچیده و بلندمدت وابسته خواهد بود.
https://www.nytimes.com/2026/02/28/us/politics/trump-iran-intelligence.html?searchResultPosition=2