Iran 2026
1.36K subscribers
27 photos
2 videos
5 files
654 links
تحلیل‌های منتشر شده در این صفحه جهت بازتاب نظرات رسانه‌ها و تحلیل‌گران متفاوت است و‌ نه الزاما تایید مقالات و نظرات
Download Telegram
عباس امانت که کتاب مرجع «ایران، تاریخ مدرن» را نوشته است، در مقایسهٔ شرایط کنونی ایران با دوره‌های تاریخی مختلف، می گوید: «جامعه ایران بسیار متفاوت از هر زمان دیگر است، جامعه نود میلیونی که فرهیخته تراست، شهر نشین است، اما وابسته به درآمد نفت و بسیاری حقوق بگیر دولت، امکان رستگاری خیلی بیشتر است اما ضربه های بزرگتری هم خواهد خورد». عباس امانت در گفت‌وگو با فرناز قاضی‌زاده در برنامهٔ گفت‌وگوی ویژه تصریح می‌کند: «در تاریخ مدرن ایران، هیچ کشتاری با این بزرگی نداشته‌ایم؛ ممکن است در دورهٔ نادرشاه یا آقامحمدخان، اعداد به این رقم‌ها نزدیک شود... این رژیم ماهیت انتحاری دارد، حاضر است برای بقا هزاران نفر را قربانی کند».
او در پاسخ به سؤالی دربارهٔ شعارها برای بازگشت پهلوی تاکید می کند جامعهٔ ایران درحال پیوند دادن آرزومندی یا نوستالژی به آینده است و ضمن توضیح واژهٔ «شاه» می‌گوید: «شاه به مفهومی که در فرهنگ ایران هست، در هیچ بخشی از دنیای هندواروپایی وجود ندارد؛ یعنی کسی که جایگاهش را از هیچ مقام زمینیِ دیگری نمی‌گیرد و از فرّ یزدانی می‌گیرد.» و تأکید می‌کند شناختن این مفهوم در ادبیات سیاسی ایران بسیار مهم است.
او با اشاره به اینکه در صد سال اخیر، به دلیل اختناق، امکان پدید آمدن چهره‌هایی که بتوانند جامعه را به سمت دموکراسی ببرند وجود ندارد، مصاحبه را با ابراز امیدواری به جامعهٔ ایران، به‌خصوص زنان جامعه، به پایان می‌برد.
https://youtu.be/5twaRO26hQ4?si=8_irMiTsDbmtkk2s
👍1
ایران پس از خامنه‌ای در نگاه اندیشکده‌های آمریکا

@irananalyses

در سیاست ایالات متحده، اندیشکده‌ها صرفاً نهادهای پژوهشی نیستند؛ آن‌ها بخشی از سازوکار واقعی تصمیم‌سازی‌اند. گزارش‌هایی که در RAND Corporation، Brookings Institution، Council on Foreign Relations، Atlantic Council، Carnegie Endowment for International Peace، International Crisis Group و…تولید می‌شود، مستقیماً وارد گفت‌وگوهای کنگره، اتاق‌های فکر کاخ سفید و رسانه‌های جریان اصلی می‌گردد. به همین دلیل، وقتی این مراکز درباره «ایرانِ پس از خامنه‌ای» سناریوسازی می‌کنند، در واقع نقشه‌های احتمالی سیاست خارجی آینده آمریکا را ترسیم می‌کنند. در ادبیات آن‌ها یک احتیاط مشترک دیده می‌شود: سقوط یک نظام اقتدارگرا الزاماً به دموکراسی نمی‌انجامد. در پژوهش‌های تطبیقی که بارها در این محافل نقل می‌شود، تأکید شده است که تنها اقلیتی از فروپاشی‌های اقتدارگرایانه به گذار دموکراتیک پایدار ختم شده‌اند.
در میان سناریوهای آینده، بیشترین اجماع بر احتمال شکل‌گیری یک دولت امنیتی–نظامی دیده می‌شود. تحلیل‌گران امنیتی در رَند و مراکز مشابه استدلال می‌کنند که در شرایط خلأ قدرت، منسجم‌ترین نهاد مسلح—یعنی سپاه—بیشترین ظرفیت را برای قبضه کنترل خواهد داشت. در برخی گزارش‌های سیاستی تصریح شده که محتمل‌ترین پیامد تغییر رژیم، تسلط ساختار نظامی است. حتی در برآوردهای محتاطانه‌تر نیز گفته می‌شود که چنین نظمی می‌تواند توسط چهره‌ای غیرروحانی و عمل‌گراتر ایجاد گردد، اما الزاماً به گشایش سیاسی منجر نخواهد شد. در کنار این، تحلیل‌های بروکینگز و کارنگی بر سناریوی انتقال کنترل‌شده درون نخبگان تأکید دارند—ائتلافی از نیروهای امنیتی، بوروکراتیک و روحانیون عمل‌گرا که برای حفظ ساختار، در رأس قدرت بازآرائی ایجاد می‌کنند. در یکی از تحلیل‌های کارنگی هشدار داده شده که گزینه اقتدارگرایانه برای به‌دست‌گرفتن قدرت، موقعیت بهتری نسبت به گزینه دموکراتیک دارد.
اما بحث آلترناتیو، بدون بررسی اپوزیسیون—چه در داخل و چه در خارج—کامل نمی‌شود. در گزارش‌های Council on Foreign Relations درباره مجاهدین خلق آمده که این گروه «سازمانی بحث‌برانگیز است که زمانی در فهرست تروریستی قرار داشت»—اشاره‌ای به محدودیت مشروعیت داخلی آن. در میزگردهای Atlantic Council، نقش رضا پهلوی بیشتر به‌عنوان چهره‌ای نمادین در دوران گذار بررسی می‌شود تا رهبر اجرایی محتمل؛ برخی تحلیل‌ها تصریح می‌کنند که استقرار سلطنت نیازمند حمایت نظامی خارجی قابل‌توجه خواهد بود. در مقابل، نهادهایی چون National Endowment for Democracy و Freedom House بر پویایی جامعه مدنی، جنبش زنان و ظرفیت اعتراضی نسل جوان تأکید دارند، اما همزمان اذعان می‌کنند که بدون شکاف در نیروهای مسلح، این ظرفیت به تغییر ساختاری فوری منجر نمی‌شود. در برخی تحلیل‌های اوراسیا گروپ نیز اشاره شده که اپوزیسیون خارج کشور از نظر رسانه‌ای فعال است، اما فاقد سازمان میدانی منسجم در داخل است—شکافی که هر سناریوی گذار را پیچیده می‌کند.
در کنار سناریوسازی، توصیه‌های سیاستی این اندیشکده‌ها نیز قابل‌توجه است. اجماع غالب این است که واشنگتن نباید بر مهندسی تغییر رژیم از بیرون شرط‌بندی کند. توصیه می‌شود بازدارندگی نظامی حفظ شود، اما کانال دیپلماسی باز بماند؛ از جامعه مدنی حمایت شود، بدون آن‌که رهبری خاصی تحمیل گردد؛ و همزمان برای سناریوهای بی‌ثباتی—از اختلال انرژی تا موج پناهجویان—برنامه‌ریزی شود. به بیان دیگر، هدف سیاستی «مدیریت ریسک» است، نه «ساختن آلترناتیو».

در نگاه غالب اندیشکده‌های آمریکایی، آینده ایران پس از خامنه‌ای—اگر با گسست ناگهانی همراه باشد—بیش از آن‌که به یک گذار آرمان‌گرایانه منتهی شود، به بازآرایی قدرت درون ساختارهای سخت امنیتی یا ائتلاف نخبگان خواهد انجامید. سناریوهای جایگزینی جمهوری یا سلطنتی در حاشیه طیف احتمالات قرار می‌گیرند و بیشتر به شرایط استثنایی وابسته‌اند. اجماع تحلیلی بر این است که منطق بقا، انسجام نهادی و کنترل امنیتی، تعیین‌کننده‌ترین عوامل شکل‌دهنده آلترناتیو خواهند بود—نه صرفاً اراده اپوزیسیون یا فشار خارجی.
گروه هشت کنگره در آمریکا چیست؟ و‌ دعوت اعضای آن به کاخ سفید چه اهمیتی دارد؟

@irananalyses

در پی تجمع نیروهای نظامی ایالات متحده در نزدیکی ایران، مارکو روبیو، وزیر امور خارجه، روز سه‌شنبه، ۲۴ فوریه ۲۰۲۶، با "گروه هشت" دیدار کرد. این گروه، شامل رهبران اصلی کنگره است، به طور معمول از سوی کاخ سفید در مورد اقدام‌های نظامی قریب‌الوقوع مطلع می‌شوند.

دعوت از گروه هشت به کاخ سفید به طور سنتی در زمان‌های بحرانی و پیش از اقدام‌های نظامی مهم انجام می‌شود. این دعوت‌ها معمولاً به دلایل زیر صورت می‌گیرند:

- اطلاع‌رسانی در مورد خطرات و تهدیدات:زمانی که تهدیدی فوری وجود دارد، مانند حملات تروریستی یا تنش‌های نظامی بین‌المللی، کاخ سفید به این گروه اطلاع می‌دهد.
- مشاوره و هماهنگی: مشاوره با گروه هشت به رئیس‌جمهور کمک می‌کند تا نظر کلی کنگره را در مورد اقدامات نظامی و استراتژی‌های امنیتی درک کند.
- تقویت حمایت سیاسی:دعوت از این گروه می‌تواند به رئیس‌جمهور کمک کند تا حمایت دو حزب را برای اقدام‌های نظامی به دست آورد و از نگرانی‌های سیاسی جلوگیری کند.

اهمیت دعوت کنونی در مورد ایران

دعوت اخیر گروه هشت برای گفتگو درباره ایران نشان‌دهنده این است که وضعیت به طور جدی‌تری در حال بررسی است. این دعوت به چند دلیل اهمیت دارد:

- تنش‌های فزاینده: با توجه به تحرکات نظامی اخیر ایالات متحده و تهدیدات متقابل ایران، این دعوت نشان‌دهنده نگرانی‌های جدی در مورد احتمال اقدام نظامی علیه ایران است.
- شواهدی از افزایش اقدامات نظامی: دعوت از گروه هشت می‌تواند به عنوان نشانه‌ای از این باشد که دولت در حال بررسی گزینه‌های نظامی جدی‌تری است و این اقدام ممکن است به یک جنگ گسترده‌تر منجر شود.
- نیاز به حمایت کنگره: رئیس‌جمهور ممکن است بخواهد قبل از هر گونه اقدام نظامی، حمایت کنگره را جلب کند، به‌ویژه با توجه به انتقادات دموکرات‌ها از دور زدن قانون اختیارات جنگی.

اعضای کنونی گروه هشت در سال ۲۰۲۶

اعضای فعلی گروه هشت شامل موارد زیر هستند:

- جان تون (R-SD): رهبر اکثریت سنا
- چاک شومر (D-NY): رهبر اقلیت سنا
- مایک جانسون (R-LA): رئیس مجلس نمایندگان
- هاکیم جفرسون (D-NY): رهبر اقلیت مجلس نمایندگان
- تام کاتن (R-AR): رئیس کمیته اطلاعات سنا
- مارک وارنر (D-VA): عضو ارشد کمیته اطلاعات سنا
- ریک کراوورد (R-AR): رئیس کمیته اطلاعات مجلس نمایندگان
- جیم هایمز (D-CT): عضو ارشد کمیته اطلاعات مجلس نمایندگان

واکنش‌ها به جلسه با روبیو

پس از جلسه با مارکو روبیو، اعضای گروه هشت واکنش‌های متفاوتی به اوضاع ایران و احتمال اقدام نظامی نشان داده‌اند:

- چاک شومر به طور خاص ابراز نگرانی کرد که دولت ممکن است درصدد دور زدن قانون اختیارات جنگی باشد و بر لزوم شفافیت درباره اهداف و استراتژی‌ها تأکید کرد.
- تام کاتن و مارک وارنر نیز به اهمیت همکاری دو حزبی در اتخاذ هرگونه تصمیم نظامی اشاره کردند و بر لزوم حفظ امنیت ملی تأکید کردند.


گروه هشت نه تنها نمایانگر رهبران کلیدی کنگره است، بلکه به عنوان یک نهاد مهم در فرآیند تصمیم‌گیری نظامی به شمار می‌رود. دعوت از این گروه به کاخ سفید در زمان‌های حساس نشان‌دهنده این است که دولت به دنبال مشاوره و هماهنگی با کنگره است تا از حمایت سیاسی لازم برای هرگونه اقدام بالقوه برخوردار شود.
https://www.politico.com/news/magazine/2026/02/24/iran-us-strikes-expert-forum-roundup-00794832

خطر گسترش جنگ با ایران از نگاه کارشناسان سیاست خارجی آمریکا


دیدگاه و استدلال کارشناسان
۱. رایان کروکر

وابستگی سازمانی: مؤسسه RAND — رئیس کرسی دیپلماسی و امنیت / سفیر پیشین آمریکا

کروکر معتقد است ایران هرگز شروط حداکثری آمریکا—از جمله توقف کامل غنی‌سازی و برنامه موشکی—را نمی‌پذیرد، زیرا این مؤلفه‌ها ستون‌های بقای رژیم‌اند. او پیش‌بینی می‌کند در نبود توافق، ترامپ ابتدا حمله‌ای محدود انجام می‌دهد، اما در صورت ناکامی، دامنه عملیات را برای حذف رهبری سیاسی و نظامی گسترش می‌دهد. به باور او، آمریکا نیروی زمینی اعزام نخواهد کرد و در صورت فروپاشی رأس نظام، خلأ قدرت می‌تواند به قدرت‌گیری نظامیان و خشونت داخلی منجر شود.

۲. جاناتان پانیکوف

وابستگی سازمانی: آتلانتیک کانسیل — مدیر ابتکار امنیت خاورمیانه اسکوکرافت / مقام پیشین اطلاعات ملی آمریکا

پانیکوف استدلال می‌کند مشکل اصلی در تصمیم‌گیری ترامپ، نبود اهداف و استراتژی روشن است. او می‌گوید تجربه‌های قبلی باعث شده ترامپ هزینه‌های اقدام نظامی را دست‌کم بگیرد. اما اگر ایران احساس کند بقای رژیم تهدید شده، ممکن است واکنشی گسترده نشان دهد—از حملات موشکی منطقه‌ای تا عملیات سایبری و تروریستی جهانی. او همچنین تأکید می‌کند نه اعتراضات مردمی و نه حملات هوایی به‌تنهایی رژیم را ساقط نمی‌کنند مگر آن‌که شکافی در ساختار امنیتی ایجاد شود.

۳. دنیس راس

وابستگی سازمانی: مؤسسه واشنگتن برای سیاست خاور نزدیک — دیپلمات ارشد و نماینده ویژه پیشین آمریکا

راس وضعیت را «بازی مرغ» توصیف می‌کند؛ جایی که هر دو طرف جنگ گسترده را پرهزینه می‌دانند، اما تصور می‌کنند طرف مقابل عقب‌نشینی خواهد کرد. او معتقد است ترامپ احتمالاً از حمله محدود برای فشار جهت توافق استفاده می‌کند، اما سوءبرداشت متقابل می‌تواند بحران را به سمت تشدید ناخواسته سوق دهد. از نظر او، کلید مسئله این است که آیا بقای رژیم بر سرسختی ایدئولوژیک غلبه خواهد کرد یا نه.

۴. ری تکیه

وابستگی سازمانی: شورای روابط خارجی آمریکا (CFR) — پژوهشگر ارشد

تکیه هشدار می‌دهد جنگ پس از آغاز، دینامیک مستقل پیدا می‌کند. حتی اگر ایران در موقعیت ضعف باشد، ممکن است برای بازدارندگی یا انتقام، نیروهای آمریکایی را هدف قرار دهد. چنین واکنشی آمریکا را به حملات بیشتر سوق می‌دهد و چرخه‌ای از تلافی شکل می‌گیرد. او همچنین به فقدان اهداف استراتژیک روشن در طرح حمله اشاره می‌کند و آن را عاملی برای خطر تشدید می‌داند.

۵. رابین رایت

وابستگی سازمانی: تحلیلگر سیاست خارجی — همکار مؤسسه ویلسون و نویسنده ارشد مسائل خاورمیانه

رایت تمرکز تحلیل را از میدان جنگ به پیامدهای سیاسی و راهبردی پس از جنگ منتقل می‌کند. او استدلال می‌کند ترامپ نه مخالفت داخلی و نه مخالفت بین‌المللی با جنگ را به‌درستی درک نکرده است. به گفته او، اکثریت افکار عمومی آمریکا مخالف اقدام نظامی‌اند و بسیاری از اعضای کنگره نیز مشروعیت حقوقی آن را زیر سؤال برده‌اند. متحدان کلیدی—از جمله بریتانیا—نیز تمایلی به همراهی نشان نداده‌اند.

رایت هشدار می‌دهد تجربه‌های عراق و افغانستان نشان داد سرنگونی رژیم‌ها نه‌تنها دموکراسی نیاورد، بلکه هزینه‌های انسانی و مالی عظیمی ایجاد کرد. او با اشاره به بهار عربی می‌گوید سقوط دیکتاتورها در تونس، مصر، لیبی و یمن به بی‌ثباتی یا اقتدارگرایی جدید انجامید. از نظر او، واشنگتن هنوز پاسخ روشنی برای «روز بعد از جنگ» ندارد: اگر رژیم تضعیف شود اما بماند چه؟ اگر فروبپاشد چه جایگزینی وجود دارد؟ بنابراین خطر اصلی نه صرفاً جنگ، بلکه بی‌ثباتی پساجنگ است که می‌تواند منطقه را وارد بحران عمیق‌تری کند.

۶. ایان برمر

وابستگی سازمانی: گروه اوراسیا — رئیس و بنیان‌گذار

برمر معتقد است ترامپ این بار اعتمادبه‌نفس بیشتری برای حمله دارد. او ریسک حمله محدود را نسبتاً پایین می‌بیند، زیرا اسرائیل برتری بازدارندگی منطقه‌ای ایجاد کرده و رژیم ایران نیز در آستانه سقوط داخلی نیست. اما اگر هدف حذف کامل رهبری باشد، ایران ممکن است به پایگاه‌های آمریکا، زیرساخت انرژی و تنگه هرمز حمله کند—سناریویی که پیامدهای جهانی برای بازار نفت خواهد داشت. از نظر او، محتمل‌ترین گزینه، آغاز با حملات محدود است.

جمع‌بندی تحلیلی

در میان کارشناسان، اختلاف نظر درباره میزان ریسک تشدید وجود دارد، اما چند نقطه اجماع روشن دیده می‌شود:

هیچ‌یک جنگ گسترده را مطلوب نمی‌دانند

همه بر خطر محاسبه غلط تأکید دارند

نبود استراتژی روشن آمریکا عامل تشدید ریسک تلقی می‌شود

واکنش ایران می‌تواند نامتقارن و منطقه‌ای باشد
👍1
در صورت شکست مذاکرات میان تهران و واشنگتن، احتمال درگیری نظامی افزایش می‌یابد؛ اما مسئله اصلی این است که ایران چگونه به حمله احتمالی آمریکا پاسخ خواهد داد. از نظر نظامی، ایران توان مقابله مستقیم با ارتش آمریکا را ندارد و گزینه‌هایش محدود به حملات موشکی به پایگاه‌های آمریکا و متحدانش، اختلال در تنگه هرمز، عملیات سایبری یا اقدامات نامتقارن خواهد بود. با این حال، مزیت اصلی تهران نه در قدرت نظامی، بلکه در توانایی تحمل هزینه‌های انسانی و سیاسی یک جنگ فرسایشی نهفته است؛ تجربه جنگ هشت‌ساله با عراق و سرکوب‌های داخلی نشان می‌دهد که حاکمیت ایران ظرفیت بالایی برای تحمل فشار دارد.

راهبرد احتمالی ایران بر «بقا و فرسایش» استوار است: تحمل ضربه اول، وارد کردن تلفات نمادین به نیروها و منافع آمریکا در منطقه، و طولانی‌کردن درگیری با هدف افزایش هزینه سیاسی برای ترامپ در داخل آمریکا. مشابه الگوی حماس و حزب‌الله در برابر اسرائیل، هدف تهران شکست نظامی آمریکا نیست، بلکه جلوگیری از تحقق اهداف آن و تبدیل جنگ به یک بحران سیاسی داخلی برای کاخ سفید است. از آنجا که حمایت افکار عمومی آمریکا از یک جنگ جدید محدود است، طولانی شدن درگیری می‌تواند موقعیت سیاسی ترامپ را تضعیف کند.

با این حال، این راهبرد تضمین‌شده نیست. جنگ می‌تواند مسیرهای پیش‌بینی‌نشده‌ای طی کند و سناریوهایی مانند تشدید نارضایتی داخلی در ایران، حذف رهبری سیاسی یا شکاف در ساختار قدرت می‌تواند معادلات را تغییر دهد. اما با توجه به انسجام نسبی حاکمیت و ضعف اپوزیسیون داخلی، به نظر می‌رسد ایران در صورت حمله آمریکا به‌سرعت فرو نخواهد پاشید. بنابراین هرچه جنگ طولانی‌تر شود، هزینه سیاسی و راهبردی آن برای واشنگتن افزایش خواهد یافت.
https://en.majalla.com/node/329830/politics/iran%E2%80%99s-strategy-war-us
👍1
این گزارش استدلال می‌کند که چین در آستانه یک درگیری احتمالی میان آمریکا و ایران، در حال تقویت «تاب‌آوری راهبردی» تهران است؛ نه از طریق ورود مستقیم به جنگ، بلکه با ابزارهای اطلاعاتی، فناورانه و نظامی. انگیزه اصلی پکن، حفاظت از منافع کلان خود است: توافق راهبردی ۲۵ ساله با ایران، امنیت انرژی، و پروژه‌های کلیدی ابتکار کمربند و جاده. بی‌ثباتی ایران می‌تواند سرمایه‌گذاری‌های چندصد میلیارد دلاری چین و مسیرهای حیاتی ترانزیتی را تهدید کند، بنابراین تقویت توان دفاعی ایران برای پکن نوعی بیمه ژئوپلیتیکی محسوب می‌شود. چین تلاش می‌کند هزینه هرگونه حمله آمریکا یا اسرائیل را افزایش دهد، بدون آن‌که مستقیماً وارد تقابل نظامی با واشنگتن شود.

در سطح عملیاتی، این حمایت ابعاد ملموسی پیدا کرده است. در بحران جاری، کشتی «تحقیقاتی» چینی دا یانگ یی هائو از ژانویه ۲۰۲۶ در دریای عرب حضور دارد و ناوگروه هواپیمابر USS Abraham Lincoln را زیر نظر گرفته است. همچنین کشتی ردیاب فضایی «لیائووانگ-۱» به همراه ناوشکن‌های کلاس Type 055 و Type 052D وارد دریای عمان شده و به‌همراه ناوهای روسی و چینی در رزمایش‌های مشترک با ایران مشارکت خواهد کرد. این شناورهای اطلاعاتی تحرکات دریایی غرب، فعالیت سامانه‌های دفاع موشکی آمریکا و جابه‌جایی نیروها را رصد می‌کنند. تصاویر ماهواره‌ای تجاری چین استقرار سامانه‌های THAAD آمریکا در اردن را افشا کرده و گزارش‌ها حاکی از آن است که سپاه پاسداران برای دسترسی به ماهواره‌های سنجشی چینی با هدف هشدار زودهنگام و بهبود دقت موشک‌های بالستیک مذاکره کرده است. علاوه بر این، دو کشور در آستانه توافق بر سر موشک‌های ضدکشتی مافوق‌صوت CM-302 قرار دارند.

در سطح کلان، این تحرکات بخشی از رقابت قدرت‌های بزرگ است. چین و روسیه تغییر رژیم در ایران را تهدیدی مستقیم برای موازنه منطقه‌ای و منافع خود می‌دانند. از دید پکن، حذف ایران به‌عنوان بازیگر مستقل می‌تواند نفوذ آمریکا را تا آسیای مرکزی و مرزهای روسیه گسترش دهد. با این حال، چین همچنان از ورود مستقیم به جنگ پرهیز می‌کند و رویکرد «درگیری کم‌تنش» را دنبال می‌کند: ارائه پشتیبانی راهبردی، اقتصادی و اطلاعاتی برای حذف عنصر غافلگیری از محاسبات آمریکا و اسرائیل، در حالی که تلاش می‌کند جنگی فراگیر رخ ندهد؛ زیرا بی‌ثباتی گسترده خاورمیانه برای اقتصاد و امنیت انرژی چین زیان‌بار خواهد بود.
https://nationalinterest.org/feature/iran-china-cooperation-us-attack
👎3👍1
ویتکاف: دولت ترامپ می‌خواهد هر توافق هسته‌ای آینده با ایران بدون محدودیت زمانی و دائمی باشد


نوشته: باراک راوید – N12
تاریخ انتشار: ۲۵ فوریه ۲۰۲۶

فرستاده کاخ سفید، استیو ویتکاف، در دیدار با حامیان آیپک در واشنگتن اعلام کرد که دولت ترامپ خواهان آن است که هر توافق هسته‌ای آینده با ایران فاقد تاریخ انقضا بوده و بدون محدودیت زمانی معتبر باشد. این موضوع به گفته یک مقام آمریکایی و دو منبع مطلع مطرح شده است.

چرا این موضوع مهم است؟

رئیس‌جمهور ترامپ، نخست‌وزیر اسرائیل نتانیاهو و دیگر منتقدان توافق هسته‌ای ۲۰۱۵ (دوران اوباما) «بندهای غروب» (Sunset Clauses) را یکی از نقص‌های اصلی آن می‌دانستند. طبق توافق ۲۰۱۵، بسیاری از محدودیت‌های برنامه هسته‌ای ایران قرار بود طی ۸ تا ۲۵ سال به‌تدریج منقضی شود. توافقی بدون بندهای غروب، به‌مراتب برای ترامپ مطلوب‌تر بوده و دفاع از آن در داخل آمریکا را برایش آسان‌تر می‌کند.

وزیر خارجه ایران، عباس عراقچی، در گفت‌وگویی با CBS در پایان هفته گذشته اشاره کرد که هر توافق جدیدی بهتر از توافق قبلی خواهد بود و تضمین می‌کند برنامه هسته‌ای ایران «برای همیشه صلح‌آمیز باقی بماند».

پشت‌پرده مذاکرات

به گفته منابع، ویتکاف گفته است:
«فرض اولیه ما در آغاز مذاکرات با ایرانی‌ها این است که هیچ بند غروبی وجود ندارد. چه به توافق برسیم چه نرسیم، فرض ما این است: شما باید تا ابد رفتار خوبی داشته باشید.»

او تأکید کرد دو موضوع کلیدی دیگر نیز در مذاکرات مطرح است:

غنی‌سازی اورانیوم ایران

ذخیره حدود ۱۰ هزار کیلوگرمی اورانیوم با غنای پایین و بالا

ویتکاف گفت مذاکرات فعلاً فقط میان آمریکا و ایران جریان دارد، اما اگر توافق حاصل شود، دولت ترامپ خواهان گفت‌وگوهای بعدی درباره حمایت ایران از گروه‌های مسلح و برنامه موشکی با مشارکت کشورهای منطقه خواهد بود. کاخ سفید به درخواست اظهارنظر رسمی پاسخ نداده است.


اما موانع همچنان باقی است

حتی اگر ایران با حذف بندهای غروب موافقت کند، موانع جدی دیگری وجود دارد — به‌ویژه اصرار تهران بر ادامه غنی‌سازی در خاک خود. مقامات آمریکایی گفته‌اند ترامپ ممکن است با «غنی‌سازی نمادین» در ایران موافقت کند، مشروط بر آن‌که ثابت شود به ساخت سلاح هسته‌ای منجر نخواهد شد.

همچنین گفته می‌شود ایران تحت فشار میانجی‌ها — عمان، قطر، مصر و ترکیه — برای حرکت به‌سوی توافق و جلوگیری از جنگ قرار دارد، هرچند تردیدهایی درباره آمادگی تهران برای پذیرش شروط سخت ترامپ وجود دارد.

در کانون خبر

قرار است ویتکاف و جرد کوشنر (مشاور و داماد ترامپ) روز پنجشنبه در ژنو با عباس عراقچی دیدار کنند تا پیشنهاد تفصیلی ایران درباره توافق هسته‌ای را بررسی کنند. منبعی آگاه گفته رهبری سیاسی ایران این پیشنهاد را «تأیید» کرده، اما مشخص نیست پیش از نشست ژنو به آمریکا ارائه شده یا نه.

این نشست احتمالاً آخرین فرصت برای دستیابی به پیشرفت دیپلماتیک است و ارزیابی ویتکاف و کوشنر نقش مهمی در تصمیم ترامپ برای حرکت به‌سوی توافق یا اقدام نظامی خواهد داشت.

ترامپ در سخنرانی وضعیت کشور گفت راه‌حل دیپلماتیک را ترجیح می‌دهد، اما هم‌زمان استدلال‌هایی برای توجیه جنگ نیز مطرح کرد.

معاون رئیس‌جمهور آمریکا، جی‌دی ونس، به فاکس‌نیوز گفت:
«نمی‌توانیم اجازه دهیم بدترین رژیم جهان به سلاح هسته‌ای دست یابد. رئیس‌جمهور ابتدا راه دیپلماتیک را امتحان می‌کند، اما ابزارهای دیگری هم در اختیار دارد و آماده استفاده از آن‌هاست.»

دیدگاه ایران

عراقچی در گفت‌وگو با India Today گفت هدفش از مذاکرات ژنو جلوگیری از جنگ است:
«در دور قبلی پیشرفت داشتیم و به نوعی تفاهم رسیدیم. فکر می‌کنم بر اساس همان تفاهم‌ها بتوان به توافقی دست یافت.»
https://www.mako.co.il/news-world/2026_q1/Article-5309269d4c59c91027.htm?utm_source=AndroidNews12&utm_medium=Share
آمادگی برای «روز واقعه»؛ اردوگاه رضا پهلوی چه تصویری از فردای حمله احتمالی به ایران دارد؟

شاهزاده رضا پهلوی در یکی از پیام‌های اخیر خود برای بار چندم گفته است که حمله احتمالی به ایران از این جهت ضروری است که می‌تواند میان مخالفان و نیروهای مسلح حکومت ایران «توازن قوا» برقرار کند. معنی این حرف چیست و اردوگاه پادشاهی‌خواهان چه انتظاری از فضای پس از حمله احتمالی دارند؟

سعید قاسمی‌نژاد، از مشاوران بسیار نزدیک آقای پهلوی، در توضیح پیام او نوشته است: «پس از دخالت نظامی آمریکا و اسرائیل وقتی دستگاه سرکوب جمهوری اسلامی تضعیف می‌شود، کار را مردم ایران بایستی تمام کنند... در مقابله با نظام جمهوری اسلامی که ده‌ها هزار نفر را در دو‌ روز به قتل رسانده است، استفاده از هر ابزاری مشروع است و مقابله با هر عضو فعال دستگاه سرکوب در هر زمان و مکان و وضعیتی، دفاع مشروع محسوب می‌شود.»

آقای قاسمی‌نژاد - که تهیه‌کنندهٔ دفترچهٔ دوران اضطرار یا گذار هم هست - و آقای پهلوی هر دو بر ضرورت حملهٔ نظامی آمریکا، اسرائیل «یا هر کس دیگر» علیه «جمهوری اسلامی» در ایران تأکید دارند. آقای قاسمی‌نژاد چندی پیش در مقاله‌ای در روزنامه «جروزالم پست» استدلال کرده بود که اسرائیل باید اطمینان حاصل کند که حکومت جمهوری اسلامی در اثر چنین حمله‌ای حذف می‌شود و گذار به حکومت بعدی از طریق رهبری آقای پهلوی انجام می‌گیرد که روابط گرمی با اسرائیل دارد.

پست‌هایی که آقای قاسمی‌نژاد در روزهای اخیر در شبکه اجتماعی ایکس (توییتر سابق) منتشر یا بازنشر کرده است، تا حدودی روشن می‌کند که او چه تصویری از نتیجهٔ حملهٔ نظامی علیه حکومت «جمهوری اسلامی» در ذهن دارد و معتقد است که اردوگاه پادشاهی‌خواهان باید خود را برای چه شرایطی آماده کند.

آقای قاسمی‌نژاد رشته‌پستی از اکانت جوناس بلین «بازنشر» کرده (*) و دربارهٔ آن نوشته است: «اینجا نکات خوبی مطرح شده». جوناس بلین نام کاربری تحلیلگری فارسی‌زبان است که عمدتا در حوزه‌ نظامی و ژئوپولتیک در ایکس می‌نویسد و به ارائه تحلیل‌های داده‌محور شهرت دارد. نام و هویت واقعی او طبعا شناخته‌شده نیست.


در پستی که آقای قاسمی‌نژاد بازنشر کرده است، از ضرورت آمادگی مردم برای «قطع برق، انهدام تأسیسات مخابراتی، نبود سوخت یا کمبود مواد غذایی» و ناتوانی حکومت از تأمین امنیت سخن رفته و چنین آمده: «آمادگی برای تعطیلی کامل زندگی عادی، علیرغم غیرممکن بودن آن برای بسیاری از نان‌آوران، ممکن است جان بسیاری را نجات دهد.» و به شهروندان توصیه کرده که در جریان حمله، از نزدیک شدن به ادارات دولتی، حتی اداره آب و برق خودداری کنند، چون احتمالا این ادارات هم از اهداف احتمالی خواهند بود.

در مورد خیزش عمومی در آن شرایط نیز گفته شده که همه باید منتظر فرمان «شاه» (یعنی شاهزاده رضا پهلوی) باشند: «در صورت وجود نیروهای مسلحِ پیش‌قراولِ متصل به اپوزیسیون، راه‌هایی برای تسلیح (مسلح کردن) عمومی وجود خواهد داشت» و در پایان هم نوشته شده است: «ترحم بر پلنگِ تیزدندان، ستمکاری بود بر همگان».

خود آقای قاسمی‌نژاد، کمی بعد، نوشته است که «اعضای فعال دستگاه سرکوب وقتی منفرد و غیرمسلح‌اند، در مقابل هسته‌های گارد جاویدان در موضع ضعف قرار دارند». او پیشتر هم نوشته بود که «در روز واقعه‌ای که در پیش است» از مأموران نظامی و انتظامی که از حکومت جدا می‌شوند انتظار می‌رود که «سلاح‌هایشان را علیه عاملین و آمرین سرکوب به کار بگیرند.»

بدون درنظر گرفتن نیروی انتظامی و ارتش، و با صرف‌نظر کردن از سربازان وظیفه در سپاه، حکومت ایران دست‌کم روی حمایت درجه‌داران و افسران رسمی سپاه و اعضای فعال و ویژه بسیج حساب می‌کند که شمار آن‌ها در مجموع بیش از یک میلیون نفر تخمین زده می‌شود. آنها مسلح، آموزش‌دیده و سازماندهی شده‌اند؛ سلسله مراتب فرماندهی روشن دارند و بسیاری از آن‌ها در سوریه و عراق جنگیده‌اند. پادشاهی‌خواهان می‌توانند امیدوار باشند که بخشی از این نیرو ریزش کند، اما قاعدتا همزمان باید خود را برای شرایطی هم آماده کنند که ریزش معناداری اتفاق نیفتد.

از مجموعه این داده‌ها چنین برمی آید که اردوگاه آقای پهلوی، خود را برای درگیری یا جنگ با نیروهای مسلح وفادار به جمهوری اسلامی آماده می‌کند؛ جنگی که عواقب حمله احتمالی آمریکا یا اسرائیل می‌تواند زمینه وقوع آن را فراهم کند.

حتی از یک نیروی مسلحِ پیش‌رو سخن می‌رود که به اپوزیسیون متصل باشد و مخالفان حکومت را مسلح کند؛ که چنین نیرویی قاعدتا می‌باید روی زمین باشد، وگرنه پیش‌قراول نامیده نمی‌شد. اما از اینکه هویت این نیرو چیست و از کجا قرار است بیاید، از نوشته‌های آن‌ها چیز بیشتری نمی‌توان دریافت


https://www.bbc.com/persian/articles/c7vj17llng3o
👎4
برای رژیم ایران، تحمل ضربه بهتر از تسلیم شدن است
تانیا گودسوزیان و ابراهیم المراشی
۲۶ فوریه ۲۰۲۶

به‌طور طبیعی تصور می‌شود که فشار بی‌امان، رهبران اقتدارگرا را وادار به عقب‌نشینی می‌کند؛ اما اغلب عکس این موضوع صادق است. زمانی که بقا در خطر باشد، عقب‌نشینی می‌تواند خطرناک‌تر از ایستادگی باشد. این منطق به‌ظاهر متناقض بارها در خلیج فارس دیده شده است. صدام حسین در سال ۱۹۹۱ حاضر نشد برای اجتناب از تحقیر، ریزش نیروها و خطر کودتا از کویت خارج شود. امروز آیت‌الله علی خامنه‌ای، رهبر جمهوری اسلامی ایران، با تله‌ای مشابه روبه‌روست؛ زیرا تسلیم در برابر فشار آمریکا می‌تواند موقعیت او را در داخل تضعیف کند. تاریخ نشان می‌دهد فشار شدید می‌تواند سرسختی را تقویت کند و تحمل ضربه، از نظر سیاسی امن‌تر از تسلیم است.

در سخنرانی وضعیت کشور در ۲۴ فوریه، دونالد ترامپ ادعا کرد عملیات «چکش نیمه‌شب» در ژوئن ۲۰۲۵ برنامه هسته‌ای ایران را «نابود» کرده است. اما چند روز پیش از آن، استیو ویتکاف، نماینده ویژه او در خاورمیانه، در مصاحبه با فاکس‌نیوز ناخواسته فاش کرد که برنامه به‌طور کامل از بین نرفته و با گلایه پرسید چرا رهبران ایران «با این حجم از قدرت دریایی» تسلیم نشده‌اند. رؤسای‌جمهور جمهوری‌خواه پیشین نیز همین پرسش را درباره صدام مطرح می‌کردند—و شاید پاسخ در تجربه عراق باشد.

در سال‌های ۱۹۹۱ و ۲۰۰۳، نیروهای عظیم آمریکایی در خلیج فارس مستقر شدند تا صدام را وادار به کنار گذاشتن سلاح‌های کشتارجمعی و خروج از کویت کنند. با این حال، او پس از پایان ضرب‌الاجل سازمان ملل در ۱۵ ژانویه ۱۹۹۱ عقب‌نشینی نکرد، زیرا عقب‌نشینی می‌توانست نشانه ضعف داخلی و زمینه‌ساز کودتا باشد.

ایران امروز با معضل مشابهی روبه‌روست. اگر خامنه‌ای تسلیم دیده شود، اقتدارش نه‌تنها نزد معترضان خیابانی بلکه در میان سپاه پاسداران نیز تضعیف می‌شود. همان‌گونه که نیویورک‌تایمز نوشت، برای حاکمان ایران رد مطالبات آمریکا «ریسکی قابل‌پذیرش» است، زیرا امتیازدهی تهدید بزرگ‌تری برای بقای رژیم محسوب می‌شود.

اسناد به‌دست‌آمده از عراق نشان می‌دهد صدام پیش از جنگ خلیج فارس می‌دانست ارتش عراق توان مقابله با برتری نظامی آمریکا را ندارد—درسی که نخبگان ایرانی نیز پس از حملات ۱۲روزه ژوئن ۲۰۲۵ دریافته‌اند. بااین‌حال، صدام جنگ را ترجیح داد تا شاید تلفات آمریکایی ایجاد کرده و هزینه سیاسی جنگ را برای واشنگتن بالا ببرد؛ همان منطقی که در ویتنام دیده شد.

به‌همین شکل، ایران ممکن است تحمل دور دیگری از حملات را به تسلیم در برابر مطالبات ترامپ ترجیح دهد. طولانی شدن درگیری می‌تواند قیمت نفت را بالا ببرد و محاسبات سیاسی آمریکا را پیچیده کند.

حتی دیپلماسی لحظه آخری نیز تحت همین منطق بقا محدود می‌شود. در ژانویه ۱۹۹۱، مذاکرات ژنو نتوانست جنگ را متوقف کند، زیرا آمریکا حاضر به ارائه امتیازاتی—مانند کاهش تحریم‌ها—که به صدام امکان حفظ آبرو بدهد، نشد.

امروز نیز مذاکرات آمریکا و ایران در همان شهر، بدون کاهش واقعی تحریم‌ها، با محدودیت مشابهی روبه‌روست. همان‌گونه که در ۱۹۹۱ هیچ‌یک نمی‌توانست عقب‌نشینی کند، در ۲۰۲۶ نیز بعید است تهران یا واشنگتن آغازگر امتیازدهی باشند—و همین امر نشان می‌دهد تحمل فشار از نظر سیاسی امن‌تر از عقب‌نشینی است.

تاریخ باید برای واشنگتن درس باشد. صدام پس از جنگ ۱۹۹۱ با وجود شکست نظامی، «پیروزی شرافتمندانه» اعلام کرد، چون در قدرت باقی ماند؛ در حالی که جرج بوش پدر در داخل با رکود اقتصادی مواجه شد و انتخابات را باخت. حتی با نابودی ارتش عراق، بقای رژیم به‌عنوان موفقیت بازنمایی شد.

خامنه‌ای نیز با پویایی مشابهی روبه‌روست. میزان خسارت نظامی یا هسته‌ای از نظر سیاسی کمتر از اصل بقا اهمیت دارد. تحریم‌ها اقتصاد را فرسوده می‌کند، اما نخبگان می‌توانند آن را مدیریت کنند، در حالی که هزینه اصلی بر دوش مردم است. صدام نیز پس از شش هفته بمباران، تهاجم زمینی و قیام سراسری ۱۹۹۱ در قدرت ماند.

نتیجه اینکه برتری نظامی لزوماً به تغییر رژیم منجر نمی‌شود. مداخلات در خلیج فارس—چه در ۱۹۹۱ و چه امروز—خطر جنگ طولانی، بی‌ثباتی منطقه‌ای و شوک اقتصادی را در پی دارد. آمریکا ممکن است قدرت آتش بی‌نظیری داشته باشد، اما تاریخ نشان می‌دهد زور نظامی به‌ندرت نتایج سیاسی سریع و قاطع در خلیج فارس ایجاد می‌کند.

درباره نویسندگان:
تانیا گودسوزیان روزنامه‌نگار کانادایی با بیش از دو دهه پوشش افغانستان و خاورمیانه است.
ابراهیم المراشی استاد تاریخ خاورمیانه در دانشگاه ایالتی کالیفرنیاست و آثار متعددی درباره تاریخ و نیروهای مسلح عراق منتشر کرده است.
https://warontherocks.com/2026/02/for-irans-regime-better-to-take-a-beating-than-capitulate/
👍5
ترامپ و ایران در حال انجام یک «Game of Chicken» هستند
نویسنده: دنیس راس
۲۴ فوریه ۲۰۲۶

(بازی مرغ:دو طرف وارد تقابل می‌شوند و هرکدام تهدید می‌کند که تا آخر می‌ایستد. برنده کسی است که طرف مقابل اول عقب‌نشینی کند. اما اگر هیچ‌کدام عقب نکشند، برخورد مستقیم رخ می‌دهد و هر دو خسارت سنگین می‌بینند.)
درباره نویسنده

دنیس راس دیپلمات باسابقه آمریکایی و فرستاده ویژه پیشین ایالات متحده در خاورمیانه است.
—-

به نظر می‌رسد هیچ‌یک از دو طرف خواهان جنگ نیستند، اما هر دو از هزینه‌های عقب‌نشینی هراس دارند و ظاهراً متقاعد شده‌اند که طرف مقابل زودتر عقب خواهد نشست.

پیش از آنکه دونالد ترامپ دستور حمله به تأسیسات هسته‌ای فوردو، نطنز و اصفهان—مهم‌ترین زیرساخت هسته‌ای ایران—را صادر کند، من پیش‌بینی کرده بودم که اگر حمله محدود باشد، درگیری مهار می‌شود؛ اما اگر گسترده و با هدف تغییر رژیم تلقی شود، تشدید شده و مهارناپذیر خواهد شد. گرچه هر سه سایت هدف قرار گرفتند، نیت ترامپ محدود به برنامه هسته‌ای بود و ایران نیز مشابه واکنشش به ترور قاسم سلیمانی عمل کرد: پیشاپیش درباره حمله به پایگاه العدید سیگنال داد تا خسارت محدود بماند و نشان دهد به دنبال تشدید تنش نیست.

آیا درس ترامپ همین بوده است؟ اینکه می‌توان از زور محدود برای هدف محدود استفاده کرد و ایران هم متناسب پاسخ می‌دهد؟

اینکه رئیس‌جمهور اکنون از حمله محدودتر برای رسیدن به توافق سخن می‌گوید—و تنها در صورت شکست، به گزینه بزرگ‌تر با هدف فروپاشی رژیم فکر می‌کند—نشان می‌دهد:
اول، او معتقد است می‌تواند با زور محدود امتیاز بگیرد و ایران نیز خواهان محدود ماندن درگیری است.
دوم، اگر به توافق هسته‌ای نرسد—که دغدغه اصلی اوست—بعداً سطح تنش را بالا خواهد برد.

مشکل اینجاست که ایران ظاهراً فکر می‌کند می‌تواند ترامپ را با تهدید به حمله به نیروها و منافع آمریکا در منطقه بازدارد. آنان او را خواهان جنگ محدود می‌بینند و در مقابل، تهدید به جنگ گسترده‌تر می‌کنند.

طنز ماجرا این است که هیچ‌یک واقعاً جنگ بزرگ نمی‌خواهند. ترامپ جنگی نمی‌خواهد که از کنترل خارج شود و قیمت نفت را جهش دهد، به‌ویژه در شرایط بحران هزینه‌های زندگی در آمریکا. ایران نیز با وجود لفاظی‌ها می‌داند بسیار آسیب‌پذیر است—با پدافند هوایی ضعیف و خطر تضعیف شدید سپاه و ابزارهای کنترلی داخلی. در شرایط نارضایتی گسترده مردمی، جنگ گسترده می‌تواند رژیم را بیشتر تضعیف کند.

بنابراین، هیچ‌کدام جنگ وسیع نمی‌خواهند، اما هر دو تصور می‌کنند طرف مقابل عقب می‌نشیند و خودشان نمی‌توانند بدون هزینه سنگین عقب‌نشینی کنند—و عملاً وارد «بازی مرغ» شده‌اند.

برای ترامپ، موضوع به تعریف هدف بازمی‌گردد. به‌گمان من هدف او محدود است: ایران نتواند برنامه هسته‌ای را بازسازی کند و به‌طور غیرقابل‌انکار از سلاح هسته‌ای صرف‌نظر کند.

اما برای آیت‌الله خامنه‌ای، آیا چنین نتیجه‌ای نشانه ضعف رژیم و تهدید بقای آن تلقی می‌شود؟ یا افرادی در اطراف او می‌توانند راه خروجی بیابند—همان‌گونه که در سال ۱۹۸۸ میرحسین موسوی و هاشمی رفسنجانی آیت‌الله خمینی را قانع کردند که ادامه جنگ با آمریکا و عراق بقای رژیم را تهدید می‌کند و باید جنگ پایان یابد؟

پرسش اصلی امروز این است که آیا مانند ۱۹۸۸، «بقای رژیم» بار دیگر بر «ایستادگی انقلابی» غلبه خواهد کرد یا نه.
https://www.washingtoninstitute.org/policy-analysis/trump-and-iran-are-playing-game-chicken
👍1
نگاه پکن و پایتخت‌های عربی به بحران ایران و آمریکا

مروری بر تحلیل اندیشکده‌های چینی و عربی

@irananalyses

بحران میان آمریکا و ایران در نگاه پکن و اندیشکده‌های جهان عرب صرفاً یک مناقشه هسته‌ای دوجانبه نیست؛ بلکه گرهی تعیین‌کننده در معماری امنیتی خاورمیانه تلقی می‌شود. از دید آنان، هم‌زمانی دیپلماسی فشرده با آرایش کم‌سابقه نیروهای نظامی آمریکا، منطقه را وارد مرحله‌ای از «تعلیق راهبردی» کرده است؛ وضعیتی که نه صلح تثبیت شده و نه جنگ آغاز شده، اما هر لحظه امکان لغزش به درگیری وجود دارد. این شرایط برای بازار انرژی، کشتیرانی و سرمایه‌گذاری خارجی به‌شدت نگران‌کننده ارزیابی می‌شود.

از منظر اندیشکده‌های چینی، بحران در چارچوب رقابت بلوک‌های منطقه‌ای تحلیل می‌شود. آنان خاورمیانه را متشکل از سه اردوگاه می‌دانند: کشورهای همسو با توافق‌های ابراهیم؛ «محور مقاومت» با مرکزیت ایران؛ و بلوک میانه شامل عربستان، امارات، قطر، عمان، مصر و ترکیه که بر دیپلماسی و موازنه تکیه دارند. در این نگاه، حمله به ایران تنها یک اقدام نظامی نیست، بلکه می‌تواند توازن میان این سه اردوگاه را برهم بزند. برنامه هسته‌ای ایران با مفهوم «حیثیت ملی» گره خورده و توان موشکی آن ستون اصلی بازدارندگی تلقی می‌شود؛ بنابراین امتیازدهی اساسی تحت فشار نظامی بعید ارزیابی می‌شود.

پکن همچنین نگران پیامدهای اقتصادی جنگ است. هرگونه درگیری در خلیج فارس می‌تواند قیمت نفت را افزایش داده و امنیت انرژی چین را تهدید کند. به همین دلیل، رویکرد پیشنهادی اندیشکده‌های چینی «مهار چندجانبه» است: کاهش تنش تهران–واشنگتن، مهار اقدامات یک‌جانبه اسرائیل، و تقویت میانجی‌گری بازیگرانی مانند عمان. از این منظر، کنترل بحران زمانی معتبر است که همه بازیگران مهار شوند، نه فقط ایران.

در جهان عرب، ارزیابی تهدید دستخوش تحول شده است. ایران همچنان یک چالش امنیتی محسوب می‌شود، اما دیگر تنها تهدید نیست. بی‌ثباتی ناشی از جنگ‌های نیابتی و اقدامات نظامی یک‌جانبه اسرائیل باعث شده برخی دولت‌های خلیج فارس، خطر بی‌ثباتی منطقه‌ای را فوری‌تر بدانند. حمله به ایران می‌تواند زیرساخت‌های انرژی و مسیرهای صادراتی آنان را در معرض تلافی قرار دهد؛ سناریویی پرهزینه برای اقتصادهای وابسته به نفت و گاز.

روند تنش‌زدایی ایران و عربستان نیز بر این محاسبات اثر گذاشته است. بسیاری از تحلیلگران عرب اکنون ثبات نسبی ایران را به فروپاشی آن ترجیح می‌دهند؛ زیرا بی‌ثباتی داخلی ایران می‌تواند رقابت قدرت‌ها و گسترش بازیگران غیردولتی را تشدید کند. از این رو، حتی یک توافق محدود هسته‌ای نیز به‌عنوان ابزار «خرید زمان» و جلوگیری از جنگ حمایت می‌شود.

اندیشکده‌های عرب سه سناریو را محتمل می‌دانند: توافق محدود و کاهش تنش؛ درگیری محدود و بازگشت به مذاکره؛ یا جنگ منطقه‌ای فراگیر. سناریوی سوم، اگرچه کم‌مطلوب است، اما در صورت خطای محاسباتی می‌تواند به اختلال در تنگه هرمز، جهش قیمت انرژی و توقف پروژه‌های توسعه‌ای منطقه منجر شود.

در جمع‌بندی، اشتراک دیدگاه چینی و عربی در اولویت «مدیریت بحران» بر «حل نهایی» است. آنان محتمل‌ترین مسیر را «تشدید مدیریت‌شده» می‌دانند: فشار نظامی برای اهرم‌سازی، همراه با حفظ مسیر دیپلماسی. در این چارچوب، نه جنگ گسترده راه‌حل تلقی می‌شود و نه فروپاشی مذاکرات؛ بلکه هدف، مهار بحران پیش از عبور از نقطه بی‌بازگشت است.
👍1
کشتار جمعی مردم، ردیابی پروتکل سرکوب و فراگیری دادخواهی

پرستو فروهر


 استناد به این اعتراف رسمی می‌توان دریافت که در آن شب‌های فاجعه‌بار دی‌ماه ۱۴۰۴، که اجرای پروتکل کشتار به گماشتگان گوناگون دستگاه سرکوب دستور داده شد، مردمی که در خیابان بودند، نه معترضانی که برای بازپس‌گیری حق تعیین سرنوشت قیام کرده‌اند، که یکسره در زمره‌‌ی «دشمن» محسوب شده‌اند، از زن و مرد و پیر و جوان و حتی کودک. 
ردیابی واژه «دشمن» در روایت‌های حکومتی و در طی دهه‌ها ما را به کاربرد دیگری از آن نیز می‌رساند؛ به رفتار پیشینه‌دار حکومت در لاپوشانی و دروغ و فرافکنی مسئولیت. مانند آنجا که در ریشه‌یابی قتل‌های سیاسی پاییز ۷۷ گفته شد که این قتل‌ها کار «دشمنان نظام» و کسانی بوده است که از سرویس‌های اطلاعاتی موساد و سی‌آی‌اِی دستور گرفته‌اند. برای اثبات این دروغ هم متهمان پرونده‌ (کارمندان وزارت اطلاعات) و حتی بستگانشان را چنان شکنجه کردند تا اعتراف کردند که مزدور موساد بوده‌اند. اینگونه فرافکنی و ساختن روایت‌های دروغ برای گریز از مسئولیت جنایت‌های حکومتی نمونه‌های فراوان داشته است. واژه‌ای که متهمان پرونده قتل‌های سیاسی پاییز ۷۷ برای نامیدن این روایت‌های دروغ به کار برده‌اند «سناریو» ست. همین واژه نیز افشاگر سازوکار ذهنی و عملی دستگاه امنیتی برای فریب افکار عمومی و خدش واقعیت است: «ایشان [وزیر وقت اطلاعات] همه تلاش‌شان این بود که کاری کنند تا با سناریو این کار ختم شود و دستگیری انجام نشود.»   
اما برای جا زدن «سناریو» به جای واقعیت، دستگاه‌های امنیتی کافی نیستند. همواره طیفی از چهره‌ها به هم‌صدایی با کلیت یا بخش‌هایی از آن «سناریو»ها برخاسته‌اند و دروغ‌ها را در زرورقی از لفاظی‌های خوش‌خط ‌وخال به خورد مردم داده‌‌اند. و البته بخشی از مردم هم ترجیح داده‌اند با استناد به این چهره‌ها و حرافی‌هایشان، یا از سر ترس و عافیت‌جویی، چشم‌پوشی و مماشات کنند. شاید از این منظر نیز کشتار دی‌ماه ۱۴۰۴، سبب‌ساز یک گسست تاریخی باشد برای طرد هرگونه دروغ و مماشات، برای بستن عهدی بی‌چون‌وچرا برای دادخواهی جمعی. آنگونه که خواهر یکی از کشته‌شدگان قیام سراسری، علیرضا امانی، در آیین چهلم برادرش گفت: «به نام وطن، به نام ایران و به نام خون آنانی که به خاک افتادند تا ما بایستیم.»


https://www.radiozamaneh.com/880123/
👍2
مروری بر خبرهای امروز درباره مذاکرات
لاورا روزن
۲۶ فوریه ۲۰۲۶

ایالات متحده تا کنون درباره دور جدید مذاکرات آمریکا و ایران که امروز در ژنو برگزار شد و میانجی عمانی آن را به عنوان دستیابی به "پیشرفت‌های قابل توجه" توصیف کرد و وزیر خارجه ایران آن را یکی از جدی‌ترین مذاکرات تا به امروز دانست، اطلاعات چندانی ارائه نکرده است.

به نظر می‌رسد که احتیاط ایالات متحده عمدتاً برای این است که به رئیس‌جمهور ترامپ فضای بیشتری بدهد تا تصمیم بگیرد که آیا می‌خواهد به دنبال دیپلماسی ادامه دهد یا، همان‌طور که انبوهی از نیروهای نظامی آمریکا در منطقه نشان می‌دهد، به ایران حمله کند تا سعی کند معامله بهتری به دست آورد.

فرستاده‌های آمریکا، استیون ویتکاف و جارِد کُشْنِر، امروز دو دور مذاکرات با ایرانیان را تحت میانجی‌گری وزیر خارجه عمان در اقامتگاه سفیر عمان در ژنو برگزار کردند، با یک وقفه طولانی بین جلسات صبح و بعدازظهر که در آن ملاقات‌هایی با اوکراینی‌ها و همچنین نماینده کرملین، کیریل دیمیتریف، در یک هتل در ژنو داشتند. همچنین، مدیرکل آژانس بین‌المللی انرژی اتمی، رافائل گروسی، در مذاکرات ایران حضور داشت.

یک مقام آمریکایی به من در پاسخ به درخواست من برای دریافت گزارشی از مذاکرات پس از پایان آن گفت: "در حال حاضر هیچ چیز" .

موضع ایالات متحده در مورد مذاکرات ایران امروز از "ناامیدکننده" به "مثبت" تغییر یافته است، طبق گزارش‌های آکسیوس.

وزیر خارجه عمان، بدر ال-busaidi، با اشاره به "پیشرفت‌های قابل توجه" در مذاکرات امروز، گفت که مذاکرات "به زودی پس از مشاوره در پایتخت‌های مربوطه از سر گرفته خواهد شد" و در توییتر نوشت: "بحث‌های فنی هفته آینده در وین برگزار خواهد شد."

گزارش شده که البوسعیدی در حال سفر به واشنگتن است تا به معاون رئیس‌جمهور ونز و وزیر خارجه مارکو روبیو در مورد آخرین مذاکرات گزارشی ارائه دهد.

وزیر خارجه ایران، عباس عراقچی، پس از مذاکرات گفت: "امروز یکی از جدی‌ترین و طولانی‌ترین دورهای مذاکرات بود." به گفته وزارت خارجه ایران، "در این ساعت‌های طولانی و فشرده، پیشرفت خوبی داشتیم." عراقچی افزود: "در مورد برخی مسائل، اکنون درک متقابل وجود دارد و در مورد دیگر مسائل، طبیعی است که اختلاف‌نظرهایی داشته باشیم. با این حال، شاید در هر دو طرف جدیت بیشتری نسبت به قبل وجود داشته باشد، با هدف رسیدن به یک راه‌حل توافقی."

طرفین قرار است هفته آینده در وین مذاکرات فنی برگزار کنند، به گفته عمانی‌ها و ایرانی‌ها. همچنین هفته آینده، هیئت مدیره آژانس بین‌المللی انرژی اتمی نیز قرار است در وین تشکیل جلسه دهد.

همچنین گفته می‌شود که روبیو هفته آینده به اسرائیل سفر خواهد کرد تا به رهبران اسرائیلی در مورد ایران گزارشی ارائه دهد.

انتظار می‌رود که هر دو مجلس نمایندگان و سنا هفته آینده رأی‌گیری در مورد قطعنامه‌های قدرت جنگ ایران را انجام دهند که توانایی کاخ سفید برای ورود به جنگ بدون کسب موافقت کنگره را محدود خواهد کرد.

مقامات نظامی ایالات متحده از طریق گزارش‌های رسانه‌ای نگرانی‌هایی را درباره آنچه ممکن است از آنها خواسته شود تا در یک کمپین نظامی علیه ایران به دست آورند، اعلام کرده‌اند.

"دو مقام نظامی آمریکایی گفتند که با وجود انباشت نظامی در منطقه، پنتاگون نیروها یا مهمات لازم برای یک کمپین بمباران طولانی‌مدت را ندارد،" نیویورک تایمز امروز گزارش داد. "یکی از مقامات گفت که هفت تا ده روز، تقریباً زمان ادامه حملات توسط نیروی نظامی آمریکا مستقر در منطقه خواهد بود."

فرمانده فرماندهی مرکزی ایالات متحده، دریادار برد کوپر، امروز به ترامپ در مورد گزینه‌های نظامی برای ایران گزارشی ارائه داد، به گزارش ABC News، و افزود که رئیس ستاد مشترک، دن کین، نیز حضور داشت.

در مورد محتوای مذاکرات آمریکا و ایران، طرفین در حال کار بر روی یک سند چارچوبی هستند که شامل شش "اصل راهنما" است، پیش از پرداختن به جزئیات فنی. این اصول راهنما شامل "آینده غنی‌سازی اورانیوم در ایران، بازرسی‌ها، کاهش تحریم‌ها و ... 'همزیستی مسالمت‌آمیز' با ایالات متحده" است، به گزارش Amwaj.media.

"'این اصول راهنما برای تأمین تولید سوخت هسته‌ای در حالی طراحی شده‌اند که هیچ سلاح هسته‌ای از طریق اقداماتی نظیر تأیید کامل و عدم انباشت [اورانیوم غنی‌شده] ایجاد نشود،' یک منبع سیاسی ارشد ایرانی به Amwaj.media گفت."

https://x.com/lrozen/status/2027165226840318075?s=46&t=j9UDnQyxRCXg7Nuf3F_83w
👍2
خلاصه‌ای از "در جنگ با ایران: تقسیم کار ایالات متحده و اسرائیل" نوشته مایکل هرزوگ

*: مایکل هرزوگ، ژنرال بازنشسته در نیروهای دفاعی اسرائیل (IDF) و سفیر پیشین اسرائیل در ایالات متحده است. او در حال حاضر به عنوان یک پژوهشگر در مؤسسه واشنگتن فعالیت می‌کند

استدلال‌های اصلی

- انتظار درگیری نظامی: مقاله بر این باور است که اسرائیل معتقد است درگیری نظامی با ایران محتمل‌تر از یک راه‌حل دیپلماتیک است و این امر منجر به همکاری نزدیک با ایالات متحده در زمینه برنامه‌ریزی نظامی شده است.

- ایران به عنوان یک تهدید بزرگ: با وجود مشکلات اخیر، اسرائیل همچنان ایران را به عنوان بزرگ‌ترین دشمن خود می‌داند و این نیاز به مشارکت فعال آن در تنش‌های ژئوپولیتیکی جاری را ضروری می‌سازد.

- استراتژی نظامی پیشگیرانه: اسرائیل به این نتیجه رسیده است که نمی‌تواند منتظر بماند و تهدیدات استراتژیک را از ایران مهار کند؛ بلکه باید به‌طور پیشگیرانه برای خنثی‌سازی این تهدیدات اقدام کند.

- بدبینی به دیپلماسی: اسرائیل در خصوص دستیابی به یک توافق دیپلماتیک معنادار بین ایالات متحده و ایران تردید دارد، به‌ویژه با توجه به احتمال رد درخواست‌های ایالات متحده توسط مقام معظم رهبری، خامنه‌ای.

- فرضیه اقدام نظامی: اسرائیل بر این باور است که ایالات متحده در نهایت به اقدام نظامی علیه ایران روی خواهد آورد و برای پاسخ‌گویی قوی در صورت تحریک آماده می‌شود.

- تحولات داخلی ایران: مقاله تأکید می‌کند که عملیات نظامی به تنهایی منجر به تغییر رژیم نخواهد شد، اما می‌تواند نارضایتی‌های داخلی را علیه دولت ایران تقویت کند.

### اطلاعات جدید

- نقش رهبری ایالات متحده: ایالات متحده پس از اعتراضات قابل توجه در دسامبر، نقش رهبری را در برابر ایران به عهده گرفته و این امر، دینامیک‌های هماهنگی نظامی بین دو کشور را تغییر داده است.

- استراتژی هدف‌گذاری وسیع: اسرائیل اکنون آماده است تا در عملیات نظامی آینده، اهداف وسیع‌تری از جمله اهداف اقتصادی و رژیمی را هدف قرار دهد.

- قابلیت‌های موشکی ایران: اطلاعات اخیر نشان می‌دهد که ایران به‌طور فعال در حال تقویت قابلیت‌های موشکی بالستیک خود است که توسط اسرائیل به عنوان یک تهدید استراتژیک بزرگ تلقی می‌شود.

- تولید موشک‌های بالستیک: گزارش‌ها حاکی از آن است که ایران حدود 100 موشک بالستیک در ماه تولید می‌کند و زرادخانه آن به 2,000 موشک نزدیک می‌شود که باعث ایجاد نگرانی در اسرائیل شده است.

- درخواست‌های اسرائیل از ایالات متحده: اسرائیل درخواست کرده است که هر توافق ایالات متحده با ایران شامل محدودیت‌هایی بر کمیت و دامنه موشک‌های ایرانی باشد تا اطمینان حاصل شود که اسرائیل آزادی عمل خود را در برابر این تهدید حفظ کند.

- مشارکت نیابتی: مقاله به تلاش‌های ایران برای درگیر کردن پروکسی‌های منطقه‌ای، به‌ویژه حزب‌الله، و افزایش اقدامات نظامی اسرائیل علیه این گروه‌ها اشاره می‌کند.

- نیاز به استراتژی بلندمدت: ضرورت توسعه یک استراتژی جامع و بلندمدت برای اسرائیل و ایالات متحده تأکید شده است که شامل حمایت از نارضایتی‌های داخلی در ایران و مقابله با تهدیدات هسته‌ای و موشکی است.

- تمرکز بر تغییر رژیم: بحث‌ها بین ایالات متحده و اسرائیل همچنین بر روی استراتژی‌های تغییر رژیم در ایران، از جمله حمایت از اعتراضات داخلی و شناسایی رهبران بالقوه جنبش‌های مخالف متمرکز است.

### تفسیر

به نظر می‌رسد که برای اسرائیل در حال حاضر، تمرکز فوری بر روی تهدید موشکی ایران است و نه تغییر رژیم. در حالی که هر دو هدف بخشی از گفت‌وگوی استراتژیک گسترده‌تر هستند، تأکید فعلی به نظر می‌رسد بر خنثی‌سازی قابلیت‌های موشکی ایران باشد تا امنیت ملی حفظ شود.


https://www.washingtoninstitute.org/policy-analysis/war-iran-us-israeli-division-labor
👍1
جمعه، 28 فوریه. واشنگتن. دو جلسه. یک نتیجه. تمام بحران در یک بعدازظهر واحد متمرکز می‌شود.

ترامپ با همه طرف‌ها در موضوع ایران دیدار خواهد کرد و تا ساعت 3 بعدازظهر به وقت شرق، یک ساعت قبل از بسته شدن وال استریت، تصمیم‌گیری می‌کند. در همان زمان، وزیر خارجه عمان، بدر البوسعیدی، با معاون رئیس‌جمهور جی دی ونس دیدار می‌کند و هر پیشنهادی را که ایران به او اجازه داده است تا پس از مذاکرات ژنو ارائه دهد، با خود به همراه دارد.

مذاکرات ژنو دیروز به پایان رسید. شش ساعت و نیم.
این طولانی‌ترین و شدیدترین جلسه از زمان آغاز بحران بود. چهار ساعت در صبح و بیش از دو ساعت در بعدازظهر. برای اولین بار، مبادلات فراتر از میانجی‌گری غیرمستقیم عمانی به گفت‌وگوی مستقیم بین مقامات آمریکایی و ایرانی منتقل شد. عراقچی آن را «پیشرفت قابل توجهی» نامید. وال استریت ژورنال می‌گوید که آنها در مسائل کلیدی «بسیار دور از هم» هستند و ایران همچنان از غنی‌سازی صفر دائمی خودداری می‌کند.

آمریکا همچنان خواستار آن است. هر دو طرف توافق کردند که مذاکرات فنی را هفته آینده در وین برگزار کنند. اما هفته آینده بی‌اهمیت است اگر جمعه به نتیجه نرسد.

وینس و روبیو قبل از ژنو به رسانه‌ها هشدار دادند که ایران «به طور فعال» برنامه تسلیحات هسته‌ای خود را بازسازی می‌کند.
شما صبح روزی که دیپلمات‌های شما دور هم می‌نشینند، به طرف مقابل خود به‌طور علنی اتهام ساخت سلاح نمی‌زنید، مگر اینکه بخواهید روایت توجیهی را از پیش آماده کنید. این جلسه خبری برای تهران هدف‌گذاری نشده بود، بلکه مخاطب کنگره، افکار عمومی آمریکا و تاریخ بود که می‌گوید: ما به آنها هشدار دادیم، ما مذاکره کردیم، آنها رد کردند، ما عمل کردیم.

پولیتیکو تأیید کرد که مشاوران ارشد ترامپ ترجیح می‌دهند اسرائیل ابتدا حمله کند.
منابع پنتاگون به پولیتیکو گفتند که مهمات تنها 7 تا 10 روز می‌توانند حملات را ادامه دهند. پهپادهای کماکازه نیروی Task Force Scorpion آماده‌اند تا فراتر از این زمان عمل کنند. ناو هواپیمابر فورد وارد منطقه می‌شود و یازده فروند F-22 بر روی باند اسرائیل نشسته‌اند. یک پهپاد تریتون به ارزش 220 میلیون دلار پنج روز پیش بر فراز هرمز ناپدید شد و پنتاگون هنوز واکنشی نشان نداده است. چین به ایران موشک‌های ضد کشتی می‌فروشد و از هر پایگاه آمریکایی عکاسی می‌کند.

همه اینها جمعه ساعت 3 بعدازظهر به پایان می‌رسد.

اگر البوسعیدی پیشنهادات کافی از طرف تهران ارائه دهد تا ترامپ زمان مذاکرات را تمدید کند، جلسه وین برگزار خواهد شد. ناوها باقی می‌مانند و حق بیمه نفت کاهش می‌یابد. اگر چنین نکند، ترامپ قبل از بسته شدن بازار اعلام جنگ می‌کند. نهادها برای آخر هفته دوباره موقعیت‌یابی می‌کنند و بازار دوشنبه در دنیای متفاوتی آغاز می‌شود.

زمان ساعت 3 بعدازظهر نشانه‌ای است.
شما پس از بسته شدن بازار اعلام جنگ می‌کنید تا از وحشت جلوگیری کنید. شما یک پنجره تصمیم‌گیری قبل از بسته شدن اعلام می‌کنید تا به پول‌های هوشمند اجازه دهید تا ریسک کنند. جمعه ساعت 3 بعدازظهر یک مهلت نیست؛ این یک تایمر انفجاری است با یک ساعت فشنگ که برای تصفیه منظم طراحی شده است.

هر ناو، هر F-22، هر پهپاد، هر بندر خالی، هر سفارت تخلیه شده، هر تصویر ماهواره‌ای که چین منتشر کرده، هر موشکی که پکن فروخته، هر ساعت از مذاکرات ژنو، هر درخواست رد شده و هر پیشنهاد متقابلی که خامنه‌ای تأیید کرده، برای این ساعت واحد در این جمعه واحد آماده شده است.

مذاکرات هشت روز زمان خریدند. بعدازظهر جمعه خواهیم فهمید آیا آن هشت روز صلح خریدند یا یک آخر هفته قبل از جنگ.

https://x.com/shanaka86/status/2027246360052040062?s=46&t=j9UDnQyxRCXg7Nuf3F_83w
👍4
با همه این‌ها «واقعا به نظرت جنگ می‌شه؟»
ترامپ الان مردی است که دیوان عالی، با قاضی‌هایی که خودش منصوب کرده، سیاست اقتصادی محوری‌اش را غیرقانونی اعلام کرده. مردی که مأموران تحت فرمانش شهروندان آمریکایی را در خیابان‌های مینیاپولیس کشته‌اند. مردی که نامش بیش از هر چهره عمومی دیگری در پرونده‌های یک قاچاق‌چی جنسی کودکان تکرار شده. مردی که محبوبیتش در میان مستقلین به ۲۶ درصد رسیده و بدتر از هر رئیس‌جمهور دوره‌دومی در تاریخ مدرن آمریکاست. مردی که وزارت دادگستری تحت کنترلش اسنادی را از دید عموم پنهان کرده که به اتهامات آزار جنسی علیه خودش مربوط می‌شوند.
و این همان مردی است که الان باید تصمیم بگیرد یک جنگ جدید در خاورمیانه شروع کند یا نه.
سناتور اندی کیم، دموکرات نیوجرسی که سابقه کار در عراق و افغانستان دارد، خلاصه‌اش کرد: «ترامپ تاکتیک‌های مافیایی به کار می‌برد و حالا می‌بینیم این تاکتیک‌ها از سیاست داخلی به سیاست خارجی گسترش پیدا کرده.»
آیا ترامپ به ایران حمله می‌کند؟ شاید. آیا انگیزه‌های امنیتی واقعی دارد؟ قطعاً بله. اما آیا می‌توان نقش بحران‌های داخلی‌اش را نادیده گرفت؟ تاریخ نشان داده که نمی‌توان. همان‌طور که در مورد کلینتون در ۱۹۹۸نتوانستند.
و وقتی ۷۰ درصد مردم آمریکا با حمله نظامی مخالف‌اند، اما یک مشاور بگوید ۹۰ درصد احتمال حمله وجود دارد، یعنی چیزی غیر از منطق امنیت ملی در کار است. هدف لزوماً جلب رضایت افکار عمومی نیست. هدف تغییر موضوع، بازسازی پایگاه رأی، و فلج کردن مخالفان است.
ایرانی‌ها باید بدانند: تصمیم‌گیرنده‌ای که روبه‌رویشان نشسته، فقط به نقشه خاورمیانه نگاه نمی‌کند. او به نظرسنجی‌ها، پرونده‌های دادگاه، و سایه اپستین هم نگاه می‌کند.


https://x.com/panahfb/status/2027026877823467966?s=46&t=j9UDnQyxRCXg7Nuf3F_83w
👍5
ترامپ از ایران ناامید است — اما می‌گوید هنوز تصمیم نگرفته که حمله کند

باراک راوید

رئیس‌جمهور دونالد ترامپ روز جمعه از مذاکرات هسته‌ای با ایران ابراز ناامیدی کرد، اما گفت هنوز تصمیم نهایی برای آغاز یک کمپین نظامی نگرفته است.

چرا این موضوع اهمیت دارد: با بالا بودن سطح هشدار در منطقه و نشانه‌های فزاینده‌ای که نشان می‌دهد جنگ ممکن است قریب‌الوقوع باشد، ترامپ ابهام را حفظ کرده و پیام‌هایی ارسال می‌کند که می‌تواند به عنوان هشداردهنده یا تسلی‌بخش تعبیر شود. با این حال، چندین نشانه به سمت جنگ اشاره دارد: افزایش نظامی ایالات متحده در خاورمیانه، گزارش‌های نظامی ترامپ، تخلیه کارکنان از سفارت ایالات متحده در اسرائیل (هدف احتمالی تلافی‌جویی ایران) و ناامیدی نمایندگان ترامپ، جارد کوشنر و استیو ویتکاف، پس از مذاکرات دیروز در ژنو.

او چه می‌گوید: ترامپ به خبرنگاران روز جمعه گفت که هنوز تصمیم نهایی برای حمله به ایران نگرفته، اما این گزینه را رد نکرده است.

در حالی که بر این نکته تأکید کرد که هر حمله نظامی خطر دارد، ترامپ خاطرنشان کرد که عملیات‌های نظامی قبلی‌اش علیه ایران موفقیت‌آمیز بوده‌اند. او گفت: "خوب است که بتوانیم بدون [نیروی نظامی] این کار را انجام دهیم، اما گاهی اوقات باید این کار را کرد." او این اظهارات را در حین ترک کاخ سفید به مقصد تگزاس بیان کرد.

ترامپ ناامیدی تیمش از مواضع ایران در مذاکرات هسته‌ای در ژنو را تکرار کرد و گفت که از نحوه مذاکرات ایرانی‌ها "خوشحال نیست."

"من از این واقعیت که آنها حاضر به ارائه آنچه که باید باشند، راضی نیستم. خواهیم دید چه اتفاقی می‌افتد. من از نحوه پیشرفت آنها خوشحال نیستم ... فوق‌العاده خواهد بود اگر آنها با حسن نیت و وجدان مذاکره کنند — اما تاکنون به آنجا نرسیده‌اند."

در پشت صحنه: دو نفر که در دو روز گذشته با ترامپ صحبت کرده‌اند، می‌گویند او پیام‌های متضادی را ارائه کرده است.

یکی شنیده که ترامپ درک می‌کند که رژیم ایرانی از همیشه ضعیف‌تر است و پنجره‌ای از فرصت موجود است. دیگری شنیده که ترامپ هنوز خواهان توافق است.

آنچه در حال تماشا هستیم: ترامپ گفت که مذاکرات بیشتری در روز جمعه در حال انجام است.

معاون رئیس‌جمهور، جی. دی. ونس، روز جمعه در واشنگتن با وزیر امور خارجه عمان، بدر البوسعیدی، که میانجی کلیدی بین ایالات متحده و ایران است، ملاقات کرد. البوسعیدی پس از این دیدار در X گفت: "جزئیات مذاکرات در حال انجام بین ایالات متحده و ایران و پیشرفت‌های حاصل‌شده را با معاون رئیس‌جمهور به اشتراک گذاشتم. از مشارکت آنها سپاسگزارم و منتظر پیشرفت‌های بیشتر و قاطع در روزهای آینده هستم. صلح در دسترس ماست."

نمایندگان ایالات متحده، ویتکاف و کوشنر، از این جلسه که تلاشی آخرین برای جلوگیری از فروپاشی مذاکرات بود، غیبت کردند.

آنچه در پیش است: انتظار می‌رود وزیر امور خارجه، مارکو روبیو، روز دوشنبه به اسرائیل سفر کند — اما برخی از مقامات ایالات متحده و اسرائیل فکر می‌کنند اگر ترامپ دستور حمله به ایران را بدهد، او ممکن است نرود.

نکته پایانی: در حالی که مذاکرات بیشتری برای هفته آینده برنامه‌ریزی شده است، جنگ ممکن است زودتر آغاز شود.

https://www.axios.com/2026/02/27/trump-iran-strikes-decision
👍1
وزیر امور خارجه عمان که در حال میانجی‌گری مذاکرات هسته‌ای ایران است، در مصاحبه‌ای با مارگارت برنان از شبکه CBS می‌گوید ایران قبلاً موافقت کرده که هیچ ماده غنی‌شده‌ای انباشته نکند:

وزیر البوسعیدی:
مهم‌ترین دستاورد، به نظر من، توافقی است که ایران هرگز، هرگز ماده هسته‌ای نخواهد داشت که بتواند بمب بسازد. به نظر من، این یک دستاورد بزرگ است. این چیزی است که در توافق قدیمی که در زمان رئیس‌جمهور اوباما مذاکره شده بود، وجود نداشت. این چیزی کاملاً جدید است. این واقعاً بحث غنی‌سازی را کمتر مرتبط می‌کند، زیرا اکنون ما در مورد انباشت صفر صحبت می‌کنیم. و این بسیار، بسیار مهم است، زیرا اگر نتوانید ماده غنی‌شده‌ای انباشته کنید، دیگر هیچ راهی برای ساخت بمب وجود نخواهد داشت، چه غنی‌سازی کنید و چه نکنید. و فکر می‌کنم این واقعاً چیزی است که رسانه‌ها به آن توجه زیادی نکرده‌اند و می‌خواهم این را از دیدگاه یک میانجی روشن کنم.

مارگارت برنان:
پس این را توضیح دهید. پس ماده غنی‌شده، چیزهایی که می‌توانند به عنوان سوخت هسته‌ای برای یک بمب استفاده شوند، شما می‌گویید ایران آن را در خاک خود نگه نمی‌دارد؟

وزیر البوسعیدی:
آن‌ها آن را واگذار خواهند کرد.

مارگارت برنان:
آن‌ها آن را واگذار خواهند کرد؟

وزیر البوسعیدی:
آن‌ها نمی‌توانند واقعاً آن ماده‌ای را که به آن‌ها اجازه می‌دهد بمب بسازند، جمع‌آوری کنند--

مارگارت برنان:
--کجا--

بدر البوسعیدی:
هیچ انباشت وجود نخواهد داشت، بنابراین انباشت صفر، انباشت صفر و تأیید کامل وجود خواهد داشت. من فکر می‌کنم این نیز یک دستاورد مهم است. تأیید کامل و جامع توسط آژانس بین‌المللی انرژی اتمی، که نهاد مسئول این پرونده است.

https://www.cbsnews.com/amp/news/us-iran-deal-within-our-reach-oman-mediator-says/
👎3👍1
Trump, in a video posted on Truth Social, said: “Our objective is to the defend the American people by eliminating imminent threats from the Iranian regime, a vicious group of very hard, terrible people. Its menacing activities directly endanger the United States, our troops, our bases overseas and our allies throughout the world.”

ترامپ در ویدئویی که در شبکه اجتماعی Truth Social منتشر شد، گفت: "هدف ما دفاع از مردم آمریکا با حذف تهدیدات قریب‌الوقوع از رژیم ایران است، گروهی بدجنس و بسیار سخت و وحشتناک. فعالیت‌های تهدیدآمیز آن به طور مستقیم ایالات متحده، نیروهای ما، پایگاه‌های ما در خارج و متحدان‌مان در سرتاسر جهان را به خطر می‌اندازد."
براساس گفته‌های دو مقام ارشد دفاعی اسرائیلی، حمله اسرائیل به ایران از ساعت ۰۸:۱۰ صبح به وقت محلی آغاز شد. به گفته این مقام‌ها، اهداف ترکیبی شامل شخصیت‌های کلیدی در ایران است و این یک حمله گسترده است که انتظار می‌رود حداقل چند روز به طول بینجامد.

تهدید اصلی که اسرائیل در حال حاضر از سوی ایران می‌بیند، موشک‌های با برد بلند است. طبق طرح ارائه شده به رئیس‌جمهور ترامپ، اسرائیل بیشتر تلاش‌های خود را بر روی مکان‌های ذخیره‌سازی موشک، تأسیسات تولید و پرتابگرها متمرکز خواهد کرد، در حالی که نیروهای آمریکایی انتظار می‌رود بیشتر بر روی پروژه هسته‌ای ایران و اهداف مرتبط با سپاه پاسداران و دولت تمرکز کنند.