تخیل جمعی "ایران آینده"
امیر مازیار
آنچه تصاویر و روایتهای شگفت این روزها از جای جای ایران در شهرها و روستاها به ما میگویند این است که تخیل جمعی تازهای از ایران در ایران شکل گرفتهاست. تخیلی که زبانی خاص خود دارد، استعارههایی از آن خود دارد، توانایی نامسازی و نامگذاری دارد، به روایتی از تاریخ ایران مجهز است و از اساطیر و حماسههای آن تغذیه میکند و آیندهای را برای صاحبان این تخیل ملموس و محسوس کردهاست.
این تخیل چنان قدرتمند است که توانسته آیینهای مرسوم را تغییر شکل دهد، عزا را به جشن و حماسه بدل کند و تا بسیاری ویژگیهای جزئی و فردی ،از پوشیدن لباس تا آراستن مو، امتداد یابد. امر محوری در این تخیل "ایران" است و درست در تقابل با تخیل جمعی "اسلام سیاسی" شکل گرفته که انقلاب ۵۷ را شکل داد. همین تخیل وقایع دیماه را از شورشی خیابانی یا اعتراضی اقتصادی جدا میکند.
تغییرات بنیادین با اتکا به تخیل جمعی گسترده ممکن میشوند، امری که جریانهای سیاسی دهههای اخیر فاقد آن بودهاند و هنگام که چنین تخیلی شکل گرفت امری همسنخ آن میتواند آن را کنار بزند نه سرکوب و گلوله.
تخیل گرم است و قوی و در جانها رسوخ میکند آنها را به حرکت در میآورد، میتواند بر ترس غلبه کند و حتی به نثار و ایثار جان بینجامد.
فردای ایران در این نالهها و فریادها و نغمهها و هلهلهها و دستافشانیها در حال ساختهشدن است. باید به آنها خوب نگریست.
@amirmaziar1
امیر مازیار
آنچه تصاویر و روایتهای شگفت این روزها از جای جای ایران در شهرها و روستاها به ما میگویند این است که تخیل جمعی تازهای از ایران در ایران شکل گرفتهاست. تخیلی که زبانی خاص خود دارد، استعارههایی از آن خود دارد، توانایی نامسازی و نامگذاری دارد، به روایتی از تاریخ ایران مجهز است و از اساطیر و حماسههای آن تغذیه میکند و آیندهای را برای صاحبان این تخیل ملموس و محسوس کردهاست.
این تخیل چنان قدرتمند است که توانسته آیینهای مرسوم را تغییر شکل دهد، عزا را به جشن و حماسه بدل کند و تا بسیاری ویژگیهای جزئی و فردی ،از پوشیدن لباس تا آراستن مو، امتداد یابد. امر محوری در این تخیل "ایران" است و درست در تقابل با تخیل جمعی "اسلام سیاسی" شکل گرفته که انقلاب ۵۷ را شکل داد. همین تخیل وقایع دیماه را از شورشی خیابانی یا اعتراضی اقتصادی جدا میکند.
تغییرات بنیادین با اتکا به تخیل جمعی گسترده ممکن میشوند، امری که جریانهای سیاسی دهههای اخیر فاقد آن بودهاند و هنگام که چنین تخیلی شکل گرفت امری همسنخ آن میتواند آن را کنار بزند نه سرکوب و گلوله.
تخیل گرم است و قوی و در جانها رسوخ میکند آنها را به حرکت در میآورد، میتواند بر ترس غلبه کند و حتی به نثار و ایثار جان بینجامد.
فردای ایران در این نالهها و فریادها و نغمهها و هلهلهها و دستافشانیها در حال ساختهشدن است. باید به آنها خوب نگریست.
@amirmaziar1
https://www.project-syndicate.org/onpoint/will-iran-protests-and-trump-pressure-bring-down-islamic-republic-by-shlomo-ben-ami-2026-02
شلومو بن-آمی، وزیر امور خارجه سابق اسرائیل، معاون رئیس مرکز بینالمللی صلح تولدو
طیفهای مختلف میانهرو در میان مخالفان وضع موجود، معضل اصلی هر گذار به دموکراسی را برجسته میکند: آیا این گذار، همانطور که موسوی و محمدی طرفدار آن هستند، در مورد گسست است، یا صرفاً اصلاح مسیر در درون سیستم، همانطور که حسن روحانی ترجیح میدهد؟ شایان ذکر است که گذارها اغلب به نیروهای درون رژیم دیکتاتوری متکی هستند. در اسپانیا، آدولفو سوارز، دبیرکل حزب حاکم فرانسیسکو فرانکو، گذار به دموکراسی را رهبری کرد. اروپای شرقی، پس از سقوط دیوار برلین، کمونیستهای زیادی داشت که برای جا افتادن در رژیم جدید، لباسهای خود را عوض کردند. «میزگردهای» لهستان بین جنبش همبستگی مخالفان و رژیم کمونیستی در مورد تقسیم قدرت بود. «رئیس جمهور شما، نخست وزیر ما» این جمله را آدام میچنیک، یکی از رهبران جنبش همبستگی، پس از انتخابات ژوئن ۱۹۸۹ در روزنامه رسمی این جنبش، گازتا ویبورچا، نوشت.
عامل ترامپ
به همه اینها بحران جانشینی را هم اضافه کنید، و به نظر میرسد که شانس پیروزی جمهوری اسلامی کم است. اما خامنهای (مانند شیجیپینگ) هر چقدر هم که ضعیف باشد، در یک مورد کاملاً مطمئن است: اتحاد جماهیر شوروی نه به دلیل اعتراضات مردمی، بلکه به دلیل اختلاف بین نخبگان حاکم فروپاشید. علاوه بر این، پیوستن ارتش به جبهه مقاومت، بوسه مرگ برای رژیم است ـــ درسی که در فرانسه در سال ۱۸۴۸ و در ایران در سال ۱۹۷۹ نیز آموخته شد. تا زمانی که ارتش، سپاه پاسداران انقلاب اسلامی و روحانیون متحد بمانند ـــ همانطور که هنوز هم به نظر میرسد ـــ رژیم ایران دست نخورده باقی خواهد ماند، یا منطق این را میگوید.
اما اعتراضات امروز تنها منبع فشار بر جمهوری اسلامی نیستند. دونالد ترامپ، رئیس جمهور ایالات متحده، مجموعهای عظیم از تجهیزات نظامی را برای حمله مستقر کرده است. اگرچه ترامپ در ابتدا گفت که هدف محافظت از معترضان طرفدار دموکراسی در برابر سرکوب است، اما از آن زمان تمرکز خود را به یک توافق هستهای جدید تغییر داده است، و نمایش قدرت آشکارا با هدف جلب توجه ایرانیان در طول مذاکرات جاری در ژنو انجام میشود.
همانطور که تجربیات افغانستان، عراق و لیبی نشان داده است، حملات نظامی ایالات متحده به سختی میتوانند دستورالعملی برای گذار منظم به دموکراسی باشند. با این حال، این حملات میتوانند باعث فروپاشی رژیم شوند و احتمالاً به یک جنگ داخلی به سبک سوریه منجر شوند که کل منطقه را بیثبات میکند، زیرا دستگاه رژیم در تهران با سماجت از داراییهای خود دفاع میکند. سپس ممکن است یک فرد قدرتمند در سپاه پاسداران یا ارتش به قدرت برسد و احتمالاً هسته اصلی رژیم را حفظ کند، حتی اگر تحت پوشش دیگری باشد.
این چشمانداز ترامپ را متوقف نخواهد کرد. او اهمیتی نمیدهد که چه کسی مسئول ایران است، تا زمانی که کسی باشد که بتواند با او تجارت کند. اگر ترامپ ارتش ایالات متحده را برای ربودن نیکولاس مادورو، رئیس جمهور ونزوئلا، در کاراکاس فرستاده بود، زیرا میخواست دموکراسی را احیا کند، معاون رئیس جمهور مادورو، دلسی رودریگز، را مسئول نمیگذاشت. آنچه برای او مهم بود دسترسی به ذخایر عظیم نفت ونزوئلا بود.
اما ایران نیازی ندارد خود را در معرض سیاست خارجی طمعکارانه ترامپ قرار دهد. میتواند به سمت رهبری میانهروتری حرکت کند که بیشتر نمایانگر روح اصلی انقلاب باشد. حتی در غیاب حمله آمریکا، تنها چیزی که ایران میتواند انتظار داشته باشد، موجهای جدیدی از اعتراضات خونین و رکود اقتصادی بیرحمانه است. تنها با اتخاذ موضعی میانهروتر ـــ موضعی که شامل توافق با غرب برای کنار گذاشتن جاهطلبیهای هستهای و پایان دادن به رژیم تحریمها باشد ـــ رژیم میتواند زمینه را برای آیندهای روشنتر برای ایرانیان فراهم کند و بقای خود را تضمین کند.
شلومو بن-آمی، وزیر امور خارجه سابق اسرائیل، معاون رئیس مرکز بینالمللی صلح تولدو
طیفهای مختلف میانهرو در میان مخالفان وضع موجود، معضل اصلی هر گذار به دموکراسی را برجسته میکند: آیا این گذار، همانطور که موسوی و محمدی طرفدار آن هستند، در مورد گسست است، یا صرفاً اصلاح مسیر در درون سیستم، همانطور که حسن روحانی ترجیح میدهد؟ شایان ذکر است که گذارها اغلب به نیروهای درون رژیم دیکتاتوری متکی هستند. در اسپانیا، آدولفو سوارز، دبیرکل حزب حاکم فرانسیسکو فرانکو، گذار به دموکراسی را رهبری کرد. اروپای شرقی، پس از سقوط دیوار برلین، کمونیستهای زیادی داشت که برای جا افتادن در رژیم جدید، لباسهای خود را عوض کردند. «میزگردهای» لهستان بین جنبش همبستگی مخالفان و رژیم کمونیستی در مورد تقسیم قدرت بود. «رئیس جمهور شما، نخست وزیر ما» این جمله را آدام میچنیک، یکی از رهبران جنبش همبستگی، پس از انتخابات ژوئن ۱۹۸۹ در روزنامه رسمی این جنبش، گازتا ویبورچا، نوشت.
عامل ترامپ
به همه اینها بحران جانشینی را هم اضافه کنید، و به نظر میرسد که شانس پیروزی جمهوری اسلامی کم است. اما خامنهای (مانند شیجیپینگ) هر چقدر هم که ضعیف باشد، در یک مورد کاملاً مطمئن است: اتحاد جماهیر شوروی نه به دلیل اعتراضات مردمی، بلکه به دلیل اختلاف بین نخبگان حاکم فروپاشید. علاوه بر این، پیوستن ارتش به جبهه مقاومت، بوسه مرگ برای رژیم است ـــ درسی که در فرانسه در سال ۱۸۴۸ و در ایران در سال ۱۹۷۹ نیز آموخته شد. تا زمانی که ارتش، سپاه پاسداران انقلاب اسلامی و روحانیون متحد بمانند ـــ همانطور که هنوز هم به نظر میرسد ـــ رژیم ایران دست نخورده باقی خواهد ماند، یا منطق این را میگوید.
اما اعتراضات امروز تنها منبع فشار بر جمهوری اسلامی نیستند. دونالد ترامپ، رئیس جمهور ایالات متحده، مجموعهای عظیم از تجهیزات نظامی را برای حمله مستقر کرده است. اگرچه ترامپ در ابتدا گفت که هدف محافظت از معترضان طرفدار دموکراسی در برابر سرکوب است، اما از آن زمان تمرکز خود را به یک توافق هستهای جدید تغییر داده است، و نمایش قدرت آشکارا با هدف جلب توجه ایرانیان در طول مذاکرات جاری در ژنو انجام میشود.
همانطور که تجربیات افغانستان، عراق و لیبی نشان داده است، حملات نظامی ایالات متحده به سختی میتوانند دستورالعملی برای گذار منظم به دموکراسی باشند. با این حال، این حملات میتوانند باعث فروپاشی رژیم شوند و احتمالاً به یک جنگ داخلی به سبک سوریه منجر شوند که کل منطقه را بیثبات میکند، زیرا دستگاه رژیم در تهران با سماجت از داراییهای خود دفاع میکند. سپس ممکن است یک فرد قدرتمند در سپاه پاسداران یا ارتش به قدرت برسد و احتمالاً هسته اصلی رژیم را حفظ کند، حتی اگر تحت پوشش دیگری باشد.
این چشمانداز ترامپ را متوقف نخواهد کرد. او اهمیتی نمیدهد که چه کسی مسئول ایران است، تا زمانی که کسی باشد که بتواند با او تجارت کند. اگر ترامپ ارتش ایالات متحده را برای ربودن نیکولاس مادورو، رئیس جمهور ونزوئلا، در کاراکاس فرستاده بود، زیرا میخواست دموکراسی را احیا کند، معاون رئیس جمهور مادورو، دلسی رودریگز، را مسئول نمیگذاشت. آنچه برای او مهم بود دسترسی به ذخایر عظیم نفت ونزوئلا بود.
اما ایران نیازی ندارد خود را در معرض سیاست خارجی طمعکارانه ترامپ قرار دهد. میتواند به سمت رهبری میانهروتری حرکت کند که بیشتر نمایانگر روح اصلی انقلاب باشد. حتی در غیاب حمله آمریکا، تنها چیزی که ایران میتواند انتظار داشته باشد، موجهای جدیدی از اعتراضات خونین و رکود اقتصادی بیرحمانه است. تنها با اتخاذ موضعی میانهروتر ـــ موضعی که شامل توافق با غرب برای کنار گذاشتن جاهطلبیهای هستهای و پایان دادن به رژیم تحریمها باشد ـــ رژیم میتواند زمینه را برای آیندهای روشنتر برای ایرانیان فراهم کند و بقای خود را تضمین کند.
Project Syndicate
A New Iranian Revolution?
Shlomo Ben-Ami surveys revolutionary history to show why the Islamic Republic's options are severely limited, but not all bad.
👍2
تحلیلی بر چرائی درز اخبار متناوب از اهداف نظامی ترامپ
در روزهای اخیر، اخبار متعددی درباره اهداف نظامی ترامپ به رسانهها درز پیدا کرده است. این اخبار شامل حملات به سایتهای موشکی، هدف قرار دادن سید علی خامنهای و پسرش مجتبی و همچنین مقرهای سپاه پاسداران انقلاب اسلامی وغیره است. این درز پیوسته اخبار متفاوت، سؤال مهمی را ایجاد میکند: چرا باید حمله نظامی را از قبل اعلام کرد؟
هیچ هشدار مشابهی یا درز خبر به رسانهها قبل از حملات ژوئن ۲۰۲۵ وجود نداشت. این بدان معنا نیست که اقدام نظامی انجام نخواهد شد،ولی اگر واقعا هدف حمله به افرادی به مانند خامنهای یا رهبران ارشد سپاه بود، این اخبار به رسانهها درز پیدا میکرد؟
به نظر میرسد این درز اخبار، خود بیشتر شبیه به فشار حسابشده و سیستماتیک است تا آمادگی عملیاتی. کاخ سفید با درز اخبار قصد بهرهبرداری از شکافهای داخلی در رهبری تهران را دارد و سعی دارد اعتقاد تصمیمگیران جمهوری اسلامی به اینکه رژیم میتواند به سادگی از طوفان عبور کند و از ارائه امتیازات بزرگ خودداری کند را تضعیف کند.
این نوع پیامرسانی ودرز اطلاعات باعث ایجاد یک بحث داخلی در میان تصمیمگیرندگان تهران میشود. برخی از نخبگان حاکم ممکن است بر این باور باشند که ترامپ در حال بلوف زدن است، در حالی که دیگران ممکن است بپرسند: "اگر اینها بلوف نباشد چه؟" هدف این است که به اندازه کافی عدم قطعیت ایجاد شود تا ایران بیشترین امتیاز ممکن را در میز مذاکره بدهد.
و اگر دیپلماسی متوقف شود، قاعدتا روند به سمت تشدید تدریجی پیش میرود: ابتدا حمله، سپس پرسش "آیا حالا آمادهاید؟" و اگر نه، دوباره حمله. این روند ادامه مییابد تا با فشار
نظامیبیترین اکتبر در مذاکرات دیپلماتیک گرفته شود. این رویکرد با گزارشهای اخیر که نشان میدهد واشنگتن در حال بررسی حملات محدود و نقطه زنی برای وادار کردن جمهوری اسلامی به ارائه امتیازات است، همخوانی دارد.
اما استفاده از نیروی نظامی
میتواند رژیم را به حدی بیثبات کند که هیچ شریک مذاکره معتبر که دارای قدرت تصمیمکیری باشد، باقی نماند. این میتواند به یک وضعیت بحرانی در منطقه منجر شود و عواقب جدی برای همه طرفها به همراه داشته باشد.
گزینه نظامی - با استفاده از شیوه مدل ونزوئلا - لزوماً به معنای تغییر رژیم نیست، بلکه مربوط به اجبار برای امتیازگیری است: هدف قرار دادن بازیگرانی است که مانع توافق هستند و در عین حال تقویت کسانی که آماده مذاکرهاند.
اما پیادهسازی این استراتژی به اطلاعات زیاد و توانایی تنظیم حملات با دقت بالا برای شکلدهی به یک نتیجه سیاسی ملموس نیاز دارد.
و در همه این موارد چگونگی پاسخ جمهوری اسلامی ممکن است معادلات را عوض کند.
@irananalyses
در روزهای اخیر، اخبار متعددی درباره اهداف نظامی ترامپ به رسانهها درز پیدا کرده است. این اخبار شامل حملات به سایتهای موشکی، هدف قرار دادن سید علی خامنهای و پسرش مجتبی و همچنین مقرهای سپاه پاسداران انقلاب اسلامی وغیره است. این درز پیوسته اخبار متفاوت، سؤال مهمی را ایجاد میکند: چرا باید حمله نظامی را از قبل اعلام کرد؟
هیچ هشدار مشابهی یا درز خبر به رسانهها قبل از حملات ژوئن ۲۰۲۵ وجود نداشت. این بدان معنا نیست که اقدام نظامی انجام نخواهد شد،ولی اگر واقعا هدف حمله به افرادی به مانند خامنهای یا رهبران ارشد سپاه بود، این اخبار به رسانهها درز پیدا میکرد؟
به نظر میرسد این درز اخبار، خود بیشتر شبیه به فشار حسابشده و سیستماتیک است تا آمادگی عملیاتی. کاخ سفید با درز اخبار قصد بهرهبرداری از شکافهای داخلی در رهبری تهران را دارد و سعی دارد اعتقاد تصمیمگیران جمهوری اسلامی به اینکه رژیم میتواند به سادگی از طوفان عبور کند و از ارائه امتیازات بزرگ خودداری کند را تضعیف کند.
این نوع پیامرسانی ودرز اطلاعات باعث ایجاد یک بحث داخلی در میان تصمیمگیرندگان تهران میشود. برخی از نخبگان حاکم ممکن است بر این باور باشند که ترامپ در حال بلوف زدن است، در حالی که دیگران ممکن است بپرسند: "اگر اینها بلوف نباشد چه؟" هدف این است که به اندازه کافی عدم قطعیت ایجاد شود تا ایران بیشترین امتیاز ممکن را در میز مذاکره بدهد.
و اگر دیپلماسی متوقف شود، قاعدتا روند به سمت تشدید تدریجی پیش میرود: ابتدا حمله، سپس پرسش "آیا حالا آمادهاید؟" و اگر نه، دوباره حمله. این روند ادامه مییابد تا با فشار
نظامیبیترین اکتبر در مذاکرات دیپلماتیک گرفته شود. این رویکرد با گزارشهای اخیر که نشان میدهد واشنگتن در حال بررسی حملات محدود و نقطه زنی برای وادار کردن جمهوری اسلامی به ارائه امتیازات است، همخوانی دارد.
اما استفاده از نیروی نظامی
میتواند رژیم را به حدی بیثبات کند که هیچ شریک مذاکره معتبر که دارای قدرت تصمیمکیری باشد، باقی نماند. این میتواند به یک وضعیت بحرانی در منطقه منجر شود و عواقب جدی برای همه طرفها به همراه داشته باشد.
گزینه نظامی - با استفاده از شیوه مدل ونزوئلا - لزوماً به معنای تغییر رژیم نیست، بلکه مربوط به اجبار برای امتیازگیری است: هدف قرار دادن بازیگرانی است که مانع توافق هستند و در عین حال تقویت کسانی که آماده مذاکرهاند.
اما پیادهسازی این استراتژی به اطلاعات زیاد و توانایی تنظیم حملات با دقت بالا برای شکلدهی به یک نتیجه سیاسی ملموس نیاز دارد.
و در همه این موارد چگونگی پاسخ جمهوری اسلامی ممکن است معادلات را عوض کند.
@irananalyses
👍1
سیمور هرش — روزنامهنگار تحقیقی سرشناس آمریکایی، برنده جایزه پولیتزر و از افشاگران شناختهشده در حوزه جنگها و سیاست خارجی ایالات متحده — در این گزارش به پشتپرده دیدار دونالد ترامپ و بنیامین نتانیاهو درباره ایران میپردازد و از احتمال تشدید حملات نظامی و حتی سناریوی تغییر رژیم سخن میگوید.
بهنوشته هرش، نتانیاهو در ۱۱ فوریه با فوریتی محسوس به واشنگتن رفت . محور اصلی گفتوگوها، بنا بر گزارش هرش، نگرانی اسرائیل از وضعیت برنامه هستهای ایران پس از حملات آمریکا در ژوئن گذشته بوده است.
بر اساس اطلاعاتی که منابع اسرائیلی در اختیار هرش گذاشتهاند، ایران پیش از آن حملات حدود ۴۴۰ کیلوگرم اورانیوم با غنای ۶۰ درصد را به شبکهای از تونلهای زیرزمینی در مجتمع تحقیقاتی اصفهان منتقل کرده است. این تونلها بهگفته اسرائیلیها ساختاری بسیار پیچیده و مارپیچ دارند — «مانند بازوهای اختاپوس» — و میتوانند مواد هستهای را از حملات هوایی محافظت کنند. در صورت صحت این ادعا، با استفاده از سانتریفیوژهای پیشرفته، ارتقای غنیسازی به سطح بالای ۹۰ درصد — سطح مورد نیاز برای سلاح هستهای — تنها چند روز زمان میبرد. هرش مینویسد برای راستیآزمایی این اطلاعات، حتی سناریوی نفوذ یگان ویژه «سایرت متکل» به این تونلها مطرح شده است.
بهگفته او، واکنش ترامپ به این ارزیابیها، استقرار گسترده ناوگان دریایی آمریکا در خلیج فارس، مدیترانه شرقی و دریای سرخ بوده و او تغییر رژیم در ایران را «بهترین اتفاق ممکن» توصیف کرده است. همچنین گزارش شده که واشنگتن و تلآویو در حال بررسی ایجاد کانالهای ارتباطی با برخی فرماندهان ارتش ایران هستند، با این فرض که در صورت بروز سناریوی سرنگونی حکومت، ارتش میتواند در مقابل سپاه پاسداران نقشی تعیینکننده ایفا کند — بهویژه در شرایطی که کشور هنوز تحت تأثیر سرکوب خونین اعتراضات داخلی قرار دارد.
با این حال، هرش به اختلاف دیدگاهها در داخل آمریکا نیز اشاره میکند. بهگفته یک مقام آمریکایی، جامعه اطلاعاتی ایالات متحده بر این باور است که ایران در حال حاضر «توان عملیاتی مؤثر برای حمله هستهای» در اختیار ندارد. در مقابل، نگرانی اسرائیل بیشتر بر توان موشکی ایران متمرکز است. هرچند این توان در حملات مشترک سال گذشته آسیب دید، اما بهسرعت در حال بازسازی است. در جنگ تابستان گذشته، ایران حدود ۵۵۰ موشک شلیک کرد که تنها حدود ۱۰ درصد آنها از سامانههای دفاعی اسرائیل عبور کردند، اما همان تعداد نیز خسارات و شوک روانی قابلتوجهی ایجاد کردند.
هرش به نقل از منابع خود میافزاید که موشکهای ارتقایافتهای که اکنون در کارخانههای مختلف ایران در حال تولید هستند، بردی خواهند داشت که میتواند اهدافی در جنوبشرقی اروپا را هدف قرار دهد — مناطقی که بهگفته او از پوشش دفاع هوایی مؤثر چندانی برخوردار نیستند..
در ادامه گزارش، هرش مینویسد نتانیاهو بهدنبال جلب مشارکت آمریکا در «حملهای گسترده و فلجکننده در چند جبهه» علیه ایران است؛ حملهای که هدف آن نابودی دائمی ظرفیت تهدید ایران عنوان میشود. در این سناریو، اسرائیل احتمالاً ناچار خواهد شد همزمان حمله پیشدستانه تازهای علیه حزبالله لبنان نیز آغاز کند تا از گشوده شدن جبهه دوم جلوگیری کند.
جمعبندی هرش هشدارآمیز است: اگر همراستایی کامل واشنگتن و تلآویو در این مسیر شکل بگیرد — مسیری که شامل حملات تازه، گسترش جنگ منطقهای و حتی تلاش برای تغییر رژیم است — آنچه در پیش خواهد بود میتواند مرحلهای بسیار خشنتر از درگیریهای پیشین باشد؛ وضعیتی که او از آن بهعنوان «جهنمی تازه بر زمین» یاد میکند.
https://seymourhersh.substack.com/p/inside-trump-and-netanyahus-meeting
بهنوشته هرش، نتانیاهو در ۱۱ فوریه با فوریتی محسوس به واشنگتن رفت . محور اصلی گفتوگوها، بنا بر گزارش هرش، نگرانی اسرائیل از وضعیت برنامه هستهای ایران پس از حملات آمریکا در ژوئن گذشته بوده است.
بر اساس اطلاعاتی که منابع اسرائیلی در اختیار هرش گذاشتهاند، ایران پیش از آن حملات حدود ۴۴۰ کیلوگرم اورانیوم با غنای ۶۰ درصد را به شبکهای از تونلهای زیرزمینی در مجتمع تحقیقاتی اصفهان منتقل کرده است. این تونلها بهگفته اسرائیلیها ساختاری بسیار پیچیده و مارپیچ دارند — «مانند بازوهای اختاپوس» — و میتوانند مواد هستهای را از حملات هوایی محافظت کنند. در صورت صحت این ادعا، با استفاده از سانتریفیوژهای پیشرفته، ارتقای غنیسازی به سطح بالای ۹۰ درصد — سطح مورد نیاز برای سلاح هستهای — تنها چند روز زمان میبرد. هرش مینویسد برای راستیآزمایی این اطلاعات، حتی سناریوی نفوذ یگان ویژه «سایرت متکل» به این تونلها مطرح شده است.
بهگفته او، واکنش ترامپ به این ارزیابیها، استقرار گسترده ناوگان دریایی آمریکا در خلیج فارس، مدیترانه شرقی و دریای سرخ بوده و او تغییر رژیم در ایران را «بهترین اتفاق ممکن» توصیف کرده است. همچنین گزارش شده که واشنگتن و تلآویو در حال بررسی ایجاد کانالهای ارتباطی با برخی فرماندهان ارتش ایران هستند، با این فرض که در صورت بروز سناریوی سرنگونی حکومت، ارتش میتواند در مقابل سپاه پاسداران نقشی تعیینکننده ایفا کند — بهویژه در شرایطی که کشور هنوز تحت تأثیر سرکوب خونین اعتراضات داخلی قرار دارد.
با این حال، هرش به اختلاف دیدگاهها در داخل آمریکا نیز اشاره میکند. بهگفته یک مقام آمریکایی، جامعه اطلاعاتی ایالات متحده بر این باور است که ایران در حال حاضر «توان عملیاتی مؤثر برای حمله هستهای» در اختیار ندارد. در مقابل، نگرانی اسرائیل بیشتر بر توان موشکی ایران متمرکز است. هرچند این توان در حملات مشترک سال گذشته آسیب دید، اما بهسرعت در حال بازسازی است. در جنگ تابستان گذشته، ایران حدود ۵۵۰ موشک شلیک کرد که تنها حدود ۱۰ درصد آنها از سامانههای دفاعی اسرائیل عبور کردند، اما همان تعداد نیز خسارات و شوک روانی قابلتوجهی ایجاد کردند.
هرش به نقل از منابع خود میافزاید که موشکهای ارتقایافتهای که اکنون در کارخانههای مختلف ایران در حال تولید هستند، بردی خواهند داشت که میتواند اهدافی در جنوبشرقی اروپا را هدف قرار دهد — مناطقی که بهگفته او از پوشش دفاع هوایی مؤثر چندانی برخوردار نیستند..
در ادامه گزارش، هرش مینویسد نتانیاهو بهدنبال جلب مشارکت آمریکا در «حملهای گسترده و فلجکننده در چند جبهه» علیه ایران است؛ حملهای که هدف آن نابودی دائمی ظرفیت تهدید ایران عنوان میشود. در این سناریو، اسرائیل احتمالاً ناچار خواهد شد همزمان حمله پیشدستانه تازهای علیه حزبالله لبنان نیز آغاز کند تا از گشوده شدن جبهه دوم جلوگیری کند.
جمعبندی هرش هشدارآمیز است: اگر همراستایی کامل واشنگتن و تلآویو در این مسیر شکل بگیرد — مسیری که شامل حملات تازه، گسترش جنگ منطقهای و حتی تلاش برای تغییر رژیم است — آنچه در پیش خواهد بود میتواند مرحلهای بسیار خشنتر از درگیریهای پیشین باشد؛ وضعیتی که او از آن بهعنوان «جهنمی تازه بر زمین» یاد میکند.
https://seymourhersh.substack.com/p/inside-trump-and-netanyahus-meeting
Substack
INSIDE TRUMP AND NETANYAHU’S MEETING ON IRAN
Further attacks and regime change are on the table
👎1
اختلاف در سیاست طبیعی است. اما آنچه این صحنههای اعتراض برخی از ایرانیان در خیابانهای شهرهای خارج از ایران را برای ناظران نگرانکننده میکند، خود اختلاف نیست؛ شیوهٔ مواجهه با اختلاف است. چرا که سقوط یک نظام آسانتر از ساختن فرهنگ دموکراتیک است؛ دموکراسی پیش از صندوق رأی، در تحمل رقیب تمرین میشود.
هانا آرنت، نظریهپرداز سیاسی نامدار آلمانی، هشدار میداد که توتالیتاریسم فقط یک نظام سیاسی نیست؛ یک عادت فکری است: عادت به تکصدا کردن جهان و حذف پیچیدگی انسان…
صحنههایی از اختلافات سیاسی و فکری، اگرچه فراگیر نیست، اما چهرهٔ خیابانهای اعتراضی خارج از ایران را زشت، پرابهام و نگران میکند. همانند چند نفری که در وینِ اتریش جلو مغازهها یا رستورانهای ایرانی میرفتند و با تندی به آنها فشار میآوردند که باید پرچم شیر و خورشید را نصب کنند.
…
چرا که اختلاف همیشه با فریاد شروع نمیشود؛ گاهی با الزام آغاز میشود؛ آنجا که یک نماد سیاسی از انتخاب شخصی، به یک اجبار تبدیل میشود. هرگاه «آزمون وفاداری» جای «گفتوگو» را بگیرد، جامعه وارد مسیر بستهشدن میشود؛ حتی اگر نامش آزادی باشد.
اینجا مسئله فقط یک درگیری خیابانی یا گروهی نیست. مسئله بازتولید یک الگوست: الگوی «یا با ما، یا علیه ما». همان دوگانهای که سالها سیاست رسمی جمهوری اسلامی را شکل داده است: یا طاغوتی هستی یا خط امامی! یا خودی هستی یا غیرخودی! یا ولایی هستی یا ضد ولایت! یا انقلابی هستی یا ضد انقلاب!
در زبان اقتدار همانند جمهوری اسلامی، «حریف» یا «رقیب» وجود ندارد؛ فقط «دشمن» وجود دارد. وقتی سیاست به دشمنسازی تقلیل پیدا کند، دموکراسی هنوز شروع نشده، تمام میشود.
همچنان که وقتی «همبستگی» تبدیل به «همسانسازی» میشود، مبارزه با استبداد، معنای خود را از دست میدهد
https://www.radiofarda.com/a/33684148.html
هانا آرنت، نظریهپرداز سیاسی نامدار آلمانی، هشدار میداد که توتالیتاریسم فقط یک نظام سیاسی نیست؛ یک عادت فکری است: عادت به تکصدا کردن جهان و حذف پیچیدگی انسان…
صحنههایی از اختلافات سیاسی و فکری، اگرچه فراگیر نیست، اما چهرهٔ خیابانهای اعتراضی خارج از ایران را زشت، پرابهام و نگران میکند. همانند چند نفری که در وینِ اتریش جلو مغازهها یا رستورانهای ایرانی میرفتند و با تندی به آنها فشار میآوردند که باید پرچم شیر و خورشید را نصب کنند.
…
چرا که اختلاف همیشه با فریاد شروع نمیشود؛ گاهی با الزام آغاز میشود؛ آنجا که یک نماد سیاسی از انتخاب شخصی، به یک اجبار تبدیل میشود. هرگاه «آزمون وفاداری» جای «گفتوگو» را بگیرد، جامعه وارد مسیر بستهشدن میشود؛ حتی اگر نامش آزادی باشد.
اینجا مسئله فقط یک درگیری خیابانی یا گروهی نیست. مسئله بازتولید یک الگوست: الگوی «یا با ما، یا علیه ما». همان دوگانهای که سالها سیاست رسمی جمهوری اسلامی را شکل داده است: یا طاغوتی هستی یا خط امامی! یا خودی هستی یا غیرخودی! یا ولایی هستی یا ضد ولایت! یا انقلابی هستی یا ضد انقلاب!
در زبان اقتدار همانند جمهوری اسلامی، «حریف» یا «رقیب» وجود ندارد؛ فقط «دشمن» وجود دارد. وقتی سیاست به دشمنسازی تقلیل پیدا کند، دموکراسی هنوز شروع نشده، تمام میشود.
همچنان که وقتی «همبستگی» تبدیل به «همسانسازی» میشود، مبارزه با استبداد، معنای خود را از دست میدهد
https://www.radiofarda.com/a/33684148.html
رادیو فردا
روایت تنش و خشم هواداران؛ «بگو با مایی یا بر ما»؟
👍4
از صفحه X دکتر رابرت پیپ، استاد دانشگاه شیکاگو و از متخصصان برجستهٔ مسائل امنیتی درآمریکا:
این حجم از نیروهای هوائی در اطراف ایران، نمایانگر ۴۰٪ تا ۵۰٪ از قدرت هوایی قابل استقرار ایالات متحده در جهان است. قدرتی هوایی در مقیاس جنگهای عراق در سالهای ۱۹۹۱ و ۲۰۰۳ . و این نیروها در منطقه در حال افزایش هستند. هرگز ایالات متحده این مقدار نیرو را علیه یک دشمن بالقوه مستقر نکرده بدون اینکه حملهای انجام دهد.
این حجم از نیروهای هوائی در اطراف ایران، نمایانگر ۴۰٪ تا ۵۰٪ از قدرت هوایی قابل استقرار ایالات متحده در جهان است. قدرتی هوایی در مقیاس جنگهای عراق در سالهای ۱۹۹۱ و ۲۰۰۳ . و این نیروها در منطقه در حال افزایش هستند. هرگز ایالات متحده این مقدار نیرو را علیه یک دشمن بالقوه مستقر نکرده بدون اینکه حملهای انجام دهد.
گزارش امروز نیویورک تایمز درباره طرحهای داخلی جمهوری اسلامی در صورت حذف شدن خامنهای، نقش لاریجانی و..
آیتالله علی خامنهای، رهبر جمهوری اسلامی، قرار دارد که به گفته منابع آگاه، مجموعهای از تدابیر راهبردی را برای تضمین تداوم حاکمیت در شرایط جنگ، ترور رهبری یا فروپاشی زنجیره فرماندهی اتخاذ کرده است.
این گزارش بر اساس گفتوگو با شش مقام ارشد ایرانی ـ از جمله یک مقام نزدیک به دفتر رهبری ـ سه عضو سپاه پاسداران، دو دیپلمات پیشین و نیز گزارشهای رسانههای داخلی تهیه شده است.
در اوایل ژانویه و همزمان با اوجگیری اعتراضات داخلی و افزایش تهدیدهای آمریکا، رهبر جمهوری اسلامی اداره شرایط بحرانی را به یکی از نزدیکترین و مورد اعتمادترین چهرههای خود واگذار کرد: علی لاریجانی. این سیاستمدار باسابقه، فرمانده پیشین سپاه و دبیر شورای عالی امنیت ملی، بهتدریج به مدیر اجرایی شرایط بحران تبدیل شده است.
دامنه مسئولیتهای او به شکل چشمگیری گسترش یافته و شامل سرکوب و مهار اعتراضات داخلی، هماهنگی میان نهادهای نظامی و امنیتی، ارتباط با متحدان خارجی بهویژه روسیه، تعامل با بازیگران منطقهای مانند قطر و عمان، نظارت بر مذاکرات هستهای با واشنگتن و طراحی سازوکار اداره کشور در شرایط جنگ میشود. افزایش حضور رسانهای و دیپلماتیک او نشان میدهد که لاریجانی نهتنها مدیر امنیتی بحران، بلکه گزینهای برای مدیریت انتقال قدرت در شرایط اضطراری نیز تلقی میشود.
همزمان، نقش رئیسجمهور مسعود پزشکیان کمرنگتر شده و حتی در برخی تصمیمات اجرایی نیازمند هماهنگی با لاریجانی بوده است؛ نشانهای از انتقال مرکز ثقل تصمیمگیری به ساختار امنیتی.
حلقه نزدیکان و معتمدین رهبر
در مدیریت شرایط جنگی، تصمیمسازی در حلقهای محدود از نزدیکان رهبر انجام میشود. این دایره شامل علی لاریجانی، محمدباقر قالیباف، یحیی رحیم صفوی، علیاصغر حجازی و برخی فرماندهان ارشد سپاه است. این حلقه مسئول تصمیمگیری در صورت اختلال در ارتباط با رهبر یا وقوع حملات گسترده خواهد بود و عملاً هسته مرکزی مدیریت بحران را تشکیل میدهد.
برای جلوگیری از خلأ قدرت، رهبر جمهوری اسلامی دستور داده است چهار سطح جانشینی برای هر سمت کلیدی نظامی و حکومتی تعیین شود. مقامات موظف به معرفی جانشینهای اضطراری شدهاند و اختیارات تصمیمگیری در صورت کشتهشدن رهبر یا مقامات ارشد به حلقهای محدود واگذار شده است. این سازوکار برای تضمین تداوم اداره کشور حتی در صورت فروپاشی زنجیره فرماندهی طراحی شده است.
در سطح نظامی، ایران نیروهای مسلح خود را در بالاترین سطح آمادهباش قرار داده است. استقرار پرتابگرهای موشک بالستیک در مرزهای غربی و سواحل خلیج فارس، آزمایشهای موشکی، رزمایشهای دریایی و بستن موقت حریم هوایی بخشی از این آمادگیهاست. برخی گزارشها از ارتقای برد موشکها تا سطوح فرامنطقهای حکایت دارد. در صورت جنگ، نیروهای ویژه، اطلاعاتی و یگانهای بسیج برای کنترل شهرها و جلوگیری از ناآرامی داخلی مستقر خواهند شد.
برنامهریزی برای بقای سیاسی نظام
رهبری ایران تنها به آمادگی نظامی بسنده نکرده و همزمان برای بقای سیاسی نظام نیز برنامهریزی میکند. در این چارچوب، این پرسش کلیدی مطرح شده که اگر رهبر و مقامات ارشد کشته شوند، چه کسی اداره کشور را برعهده خواهد گرفت و چه فردی میتواند نقش انتقال قدرت را ایفا کند.
در این بحث از مفهوم غیررسمی «دلسی ایران» یاد شده است؛ اشارهای به تجربه ونزوئلا که پس از بازداشت رئیسجمهور، معاون او اداره کشور را به دست گرفت و با آمریکا وارد تعامل شد.
گزینههای اداره کشور در شرایط اضطراری
بر اساس اطلاعات منابع:
علی لاریجانی در صدر فهرست قرار دارد.
محمدباقر قالیباف، رئیس مجلس و فرمانده پیشین سپاه، در رتبه بعدی است
حسن روحانی، رئیسجمهور پیشین، بهطور غافلگیرکننده در فهرست قرار گرفته است
با وجود این طراحیهای ساختاری، پذیرش عمومی این چهرهها با تردید جدی مواجه است. اتهامات فساد و نقش در سرکوب اعتراضات میتواند مشروعیت آنان را محدود کند.
ایران برای تقویت موقعیت خود بر همکاری با روسیه، توافق راهبردی با چین، میانجیگری قطر و عمان و ادامه مذاکرات هستهای تکیه دارد. این راهبرد ترکیبی با هدف مدیریت فشار بینالمللی و خرید زمان در شرایط بحران دنبال میشود.
https://www.nytimes.com/2026/02/22/world/middleeast/iran-larijani-khamenei-pezeshkian.html
آیتالله علی خامنهای، رهبر جمهوری اسلامی، قرار دارد که به گفته منابع آگاه، مجموعهای از تدابیر راهبردی را برای تضمین تداوم حاکمیت در شرایط جنگ، ترور رهبری یا فروپاشی زنجیره فرماندهی اتخاذ کرده است.
این گزارش بر اساس گفتوگو با شش مقام ارشد ایرانی ـ از جمله یک مقام نزدیک به دفتر رهبری ـ سه عضو سپاه پاسداران، دو دیپلمات پیشین و نیز گزارشهای رسانههای داخلی تهیه شده است.
در اوایل ژانویه و همزمان با اوجگیری اعتراضات داخلی و افزایش تهدیدهای آمریکا، رهبر جمهوری اسلامی اداره شرایط بحرانی را به یکی از نزدیکترین و مورد اعتمادترین چهرههای خود واگذار کرد: علی لاریجانی. این سیاستمدار باسابقه، فرمانده پیشین سپاه و دبیر شورای عالی امنیت ملی، بهتدریج به مدیر اجرایی شرایط بحران تبدیل شده است.
دامنه مسئولیتهای او به شکل چشمگیری گسترش یافته و شامل سرکوب و مهار اعتراضات داخلی، هماهنگی میان نهادهای نظامی و امنیتی، ارتباط با متحدان خارجی بهویژه روسیه، تعامل با بازیگران منطقهای مانند قطر و عمان، نظارت بر مذاکرات هستهای با واشنگتن و طراحی سازوکار اداره کشور در شرایط جنگ میشود. افزایش حضور رسانهای و دیپلماتیک او نشان میدهد که لاریجانی نهتنها مدیر امنیتی بحران، بلکه گزینهای برای مدیریت انتقال قدرت در شرایط اضطراری نیز تلقی میشود.
همزمان، نقش رئیسجمهور مسعود پزشکیان کمرنگتر شده و حتی در برخی تصمیمات اجرایی نیازمند هماهنگی با لاریجانی بوده است؛ نشانهای از انتقال مرکز ثقل تصمیمگیری به ساختار امنیتی.
حلقه نزدیکان و معتمدین رهبر
در مدیریت شرایط جنگی، تصمیمسازی در حلقهای محدود از نزدیکان رهبر انجام میشود. این دایره شامل علی لاریجانی، محمدباقر قالیباف، یحیی رحیم صفوی، علیاصغر حجازی و برخی فرماندهان ارشد سپاه است. این حلقه مسئول تصمیمگیری در صورت اختلال در ارتباط با رهبر یا وقوع حملات گسترده خواهد بود و عملاً هسته مرکزی مدیریت بحران را تشکیل میدهد.
برای جلوگیری از خلأ قدرت، رهبر جمهوری اسلامی دستور داده است چهار سطح جانشینی برای هر سمت کلیدی نظامی و حکومتی تعیین شود. مقامات موظف به معرفی جانشینهای اضطراری شدهاند و اختیارات تصمیمگیری در صورت کشتهشدن رهبر یا مقامات ارشد به حلقهای محدود واگذار شده است. این سازوکار برای تضمین تداوم اداره کشور حتی در صورت فروپاشی زنجیره فرماندهی طراحی شده است.
در سطح نظامی، ایران نیروهای مسلح خود را در بالاترین سطح آمادهباش قرار داده است. استقرار پرتابگرهای موشک بالستیک در مرزهای غربی و سواحل خلیج فارس، آزمایشهای موشکی، رزمایشهای دریایی و بستن موقت حریم هوایی بخشی از این آمادگیهاست. برخی گزارشها از ارتقای برد موشکها تا سطوح فرامنطقهای حکایت دارد. در صورت جنگ، نیروهای ویژه، اطلاعاتی و یگانهای بسیج برای کنترل شهرها و جلوگیری از ناآرامی داخلی مستقر خواهند شد.
برنامهریزی برای بقای سیاسی نظام
رهبری ایران تنها به آمادگی نظامی بسنده نکرده و همزمان برای بقای سیاسی نظام نیز برنامهریزی میکند. در این چارچوب، این پرسش کلیدی مطرح شده که اگر رهبر و مقامات ارشد کشته شوند، چه کسی اداره کشور را برعهده خواهد گرفت و چه فردی میتواند نقش انتقال قدرت را ایفا کند.
در این بحث از مفهوم غیررسمی «دلسی ایران» یاد شده است؛ اشارهای به تجربه ونزوئلا که پس از بازداشت رئیسجمهور، معاون او اداره کشور را به دست گرفت و با آمریکا وارد تعامل شد.
گزینههای اداره کشور در شرایط اضطراری
بر اساس اطلاعات منابع:
علی لاریجانی در صدر فهرست قرار دارد.
محمدباقر قالیباف، رئیس مجلس و فرمانده پیشین سپاه، در رتبه بعدی است
حسن روحانی، رئیسجمهور پیشین، بهطور غافلگیرکننده در فهرست قرار گرفته است
با وجود این طراحیهای ساختاری، پذیرش عمومی این چهرهها با تردید جدی مواجه است. اتهامات فساد و نقش در سرکوب اعتراضات میتواند مشروعیت آنان را محدود کند.
ایران برای تقویت موقعیت خود بر همکاری با روسیه، توافق راهبردی با چین، میانجیگری قطر و عمان و ادامه مذاکرات هستهای تکیه دارد. این راهبرد ترکیبی با هدف مدیریت فشار بینالمللی و خرید زمان در شرایط بحران دنبال میشود.
https://www.nytimes.com/2026/02/22/world/middleeast/iran-larijani-khamenei-pezeshkian.html
NY Times
Inside Iran’s Preparations for War and Plans for Survival
Ayatollah Ali Khamenei has entrusted Ali Larijani, the top national security official, to ensure the Islamic Republic endures any military attacks and targeted killings.
https://www.radiozamaneh.com/879311
اکنون به طور کلی دو گرایش اصلی در میان مخالفان جمهوری اسلامی در داخل قابل تشخیص است. یکی سرنگونیطلبانی هستند که به شکلی کاملاً سلبی، صرفاً خواستار برچیدن نظام جمهوری اسلامیاند، بدون در نظر داشتن راهحلهای بازسازی جامعه و امر سیاسی. گرایش دوم از آنِ آنهایی است که همزمان با نفی جمهوری اسلامی، به جایگزینهای آن و خطرات و فرصتهای پیشِرو میاندیشند. به نظر میرسد این گرایش است که میتواند در آیندهٔ سیاسی کشور اثرگذاری بیشتری داشته باشد.
اما بحث و نزاع اصلی میان همین دستهٔ اخیر است. واقعیت این است که جمعیت بزرگی از همین دسته، بازگشت نهاد سلطنت به قدرت را راهحل عبور از مشکلات میدانند. اینان در اصل، خواستار حفظ مناسبات نابرابر قدرت و توزیع ثروت هستند و راهحلی برای دگرگونی ساختاری جامعه ندارند. تنها چیزی که میدانند و میخواهند، دستبهدست شدن قدرت از «ولایت فقیه» به «شاهنشاه» است؛ بدون دستکاری امر اجتماعی یا دگرگونی سیاسی معناداری. این جریان در حال حاضر با تکیه بر قدرت رسانهای قوی در خارج از کشور، در گروکشیهای خیابانی و شعارها تا این لحظه و در دورهٔ اخیر اعتراضات، دست بالا را داشته است؛ برخلافِ جنبش «زن، زندگی، آزادی» که شعارها به نفع نفی همزمان سلطنت و ولایتمحوری غالب بود. تحلیلگران سیاسی معمولاً محبوبیت یافتن تودهای چنین جریانهایی را در غیاب تشکلیابی اجتماعی و مستقل گروههای مردمی، وضعیتی نزدیک به ظهور و غلبهٔ فاشیسم در فضای سیاسی میدانند.
در مقابل اما آن دسته از گروهها و تشکلهایی که از خودآگاهی سیاسی بالاتری برخوردارند، در جبههٔ مخالف طرفداران سلطنت قرار میگیرند. دانشجویان، گروههای اتنیکی در حاشیه، تشکلهای زنان، معلمان، کارگران و جمعیتهای متفرقهای از شهروندان عادی هم سلطنت را راهحل عبور از وضعیت فعلی نمیدانند. اینان فراتر از این، مخالف چنین نهادی و تمام متعلقات و موضعگیریهای آن در رابطه با تشویق قدرتهای خارجی به حمله به کشور و امید بستن به دخالت خارجی هستند.
در میان منتقدان و مخالفان جریان پادشاهیخواه هم دو دیدگاه مطرح است. عدهای معتقدند این جریان بهزودی در قضاوت تاریخ بیاعتبار میشود و توانش را برای بسیج تودهای و اثرگذاری از دست میدهد. عدهای اما همچنان نگراناند که با سرکوب نیروهای دگراندیش، تضاد موجود در جامعه به تقابل جعلی سلطنت و ولایت تقلیل یابد. اما همزمان امیدی در جریان است که راهحلهای خردمندانهتر فرصتی برای ظهور و پذیرش عمومی بیابند.
اکنون به طور کلی دو گرایش اصلی در میان مخالفان جمهوری اسلامی در داخل قابل تشخیص است. یکی سرنگونیطلبانی هستند که به شکلی کاملاً سلبی، صرفاً خواستار برچیدن نظام جمهوری اسلامیاند، بدون در نظر داشتن راهحلهای بازسازی جامعه و امر سیاسی. گرایش دوم از آنِ آنهایی است که همزمان با نفی جمهوری اسلامی، به جایگزینهای آن و خطرات و فرصتهای پیشِرو میاندیشند. به نظر میرسد این گرایش است که میتواند در آیندهٔ سیاسی کشور اثرگذاری بیشتری داشته باشد.
اما بحث و نزاع اصلی میان همین دستهٔ اخیر است. واقعیت این است که جمعیت بزرگی از همین دسته، بازگشت نهاد سلطنت به قدرت را راهحل عبور از مشکلات میدانند. اینان در اصل، خواستار حفظ مناسبات نابرابر قدرت و توزیع ثروت هستند و راهحلی برای دگرگونی ساختاری جامعه ندارند. تنها چیزی که میدانند و میخواهند، دستبهدست شدن قدرت از «ولایت فقیه» به «شاهنشاه» است؛ بدون دستکاری امر اجتماعی یا دگرگونی سیاسی معناداری. این جریان در حال حاضر با تکیه بر قدرت رسانهای قوی در خارج از کشور، در گروکشیهای خیابانی و شعارها تا این لحظه و در دورهٔ اخیر اعتراضات، دست بالا را داشته است؛ برخلافِ جنبش «زن، زندگی، آزادی» که شعارها به نفع نفی همزمان سلطنت و ولایتمحوری غالب بود. تحلیلگران سیاسی معمولاً محبوبیت یافتن تودهای چنین جریانهایی را در غیاب تشکلیابی اجتماعی و مستقل گروههای مردمی، وضعیتی نزدیک به ظهور و غلبهٔ فاشیسم در فضای سیاسی میدانند.
در مقابل اما آن دسته از گروهها و تشکلهایی که از خودآگاهی سیاسی بالاتری برخوردارند، در جبههٔ مخالف طرفداران سلطنت قرار میگیرند. دانشجویان، گروههای اتنیکی در حاشیه، تشکلهای زنان، معلمان، کارگران و جمعیتهای متفرقهای از شهروندان عادی هم سلطنت را راهحل عبور از وضعیت فعلی نمیدانند. اینان فراتر از این، مخالف چنین نهادی و تمام متعلقات و موضعگیریهای آن در رابطه با تشویق قدرتهای خارجی به حمله به کشور و امید بستن به دخالت خارجی هستند.
در میان منتقدان و مخالفان جریان پادشاهیخواه هم دو دیدگاه مطرح است. عدهای معتقدند این جریان بهزودی در قضاوت تاریخ بیاعتبار میشود و توانش را برای بسیج تودهای و اثرگذاری از دست میدهد. عدهای اما همچنان نگراناند که با سرکوب نیروهای دگراندیش، تضاد موجود در جامعه به تقابل جعلی سلطنت و ولایت تقلیل یابد. اما همزمان امیدی در جریان است که راهحلهای خردمندانهتر فرصتی برای ظهور و پذیرش عمومی بیابند.
Radiozamaneh
در جستوجوی بدیلها؛ مردم چه آیندهای برای ایران تصور میکنند؟
پس از اعتراضات و سرکوب خونین، سیاست دوباره به گفتوگوهای روزمره مردم بازگشته است. از پارکها و کافهها تا جمعهای دوستانه، بحث درباره آینده و بدیلهای سیاسی به موضوع اصلی بدل شده است. این گزارش میدانی نشان میدهد جامعه ایران چگونه میان امید، خشم و سردرگمی،…
👍1👎1
این گزارش با هدف ارائه مروری فشرده بر تحلیل درونحاکمیتی ایران نسبت به تشدید تنش با ایالات متحده و اسرائیل تنظیم شده است و نشان میدهد نهادهای سیاسی، نظامی و امنیتی جمهوری اسلامی چگونه وضعیت کنونی را تفسیر میکنند. از نگاه تهران، استقرار گسترده نیروهای آمریکایی در خلیج فارس نه نشانه جنگی تمامعیار و نه صرفاً نمایش قدرت است، بلکه مقدمه یک کارزار نظامی کوتاهمدت و پرضربه تلقی میشود؛ حملهای که هدف آن فلجسازی زیرساخت موشکی ایران، تضعیف بازدارندگی و بازتنظیم موازنه قوا پس از جنگ ۱۲ روزه با اسرائیل در سال ۲۰۲۵ است. در این چارچوب، تحلیلگران نزدیک به حاکمیت معتقدند اهداف واشینگتن فراتر از پرونده هستهای رفته و شامل راهبردی چندلایه برای محدودسازی غنیسازی، برچیدن توان موشکی، تضعیف شبکه منطقهای ایران و در نهایت قرار دادن جمهوری اسلامی در وضعیت ضعف ساختاری بلندمدت میشود.
در پاسخ به این برداشت، ایران خود را در مسیر تغییر دکترین نظامی میبیند؛ گذار از بازدارندگی صرف دفاعی به راهبرد «تهاجم و تشدید حسابشده». فرماندهان ارشد نظامی اعلام کردهاند که پاسخ ایران الزاماً پس از حمله نخواهد بود و نشانههای تهدید نیز میتواند مبنای اقدام قرار گیرد. در این چارچوب، تهران تهدید کرده هر جنگی میتواند به سطح منطقهای گسترش یابد و زیرساختهای انرژی، پایگاههای آمریکا و خطوط کشتیرانی در تیررس قرار گیرند. هدف این راهبرد شکست نظامی آمریکا نیست، بلکه افزایش شدید هزینههای تداوم جنگ است تا واشینگتن از تشدید بیشتر منصرف شود. با وجود برخی صداهای هشداردهنده داخلی درباره خطر خطای محاسباتی، گفتمان غالب در حاکمیت، تقابل پیشرو را «وجودی» توصیف میکند و عقبنشینی تحت فشار را تهدیدی برای بقای نظام میداند.
در حوزه دیپلماسی، مسیرهای خروج همچنان وجود دارد اما محدود و شکننده است. ایران ممکن است کاهش سطح غنیسازی یا همکاریهای فنی محدود با آژانس را بپذیرد، اما مذاکره درباره برنامه موشکی و شبکه منطقهای را رد میکند مگر در ازای رفع تحریمها با تضمین معتبر. در عین حال، بیاعتمادی عمیق به آژانس و نگرانی از استفاده سیاسی از بازرسیها پابرجاست. بسیاری از تحلیلگران نزدیک به حاکمیت محتملترین سناریو را درگیری کوتاه اما شدید میدانند که در آن هر طرف بدون ورود به جنگی فراگیر، اهداف حداقلی خود را محقق کند. با این حال، بزرگترین نگرانی تهران سناریوی «جنگ ترکیبی» است؛ یعنی همزمانی حمله نظامی با بیثباتسازی داخلی. در مجموع، از نگاه حاکمیت ایران، بحران کنونی نه صرفاً یک تقابل مقطعی، بلکه نبردی بر سر بقا تعریف میشود.
https://mei.edu/publication/iran-considers-its-response-to-potential-renewed-us-israeli-strikes/
در پاسخ به این برداشت، ایران خود را در مسیر تغییر دکترین نظامی میبیند؛ گذار از بازدارندگی صرف دفاعی به راهبرد «تهاجم و تشدید حسابشده». فرماندهان ارشد نظامی اعلام کردهاند که پاسخ ایران الزاماً پس از حمله نخواهد بود و نشانههای تهدید نیز میتواند مبنای اقدام قرار گیرد. در این چارچوب، تهران تهدید کرده هر جنگی میتواند به سطح منطقهای گسترش یابد و زیرساختهای انرژی، پایگاههای آمریکا و خطوط کشتیرانی در تیررس قرار گیرند. هدف این راهبرد شکست نظامی آمریکا نیست، بلکه افزایش شدید هزینههای تداوم جنگ است تا واشینگتن از تشدید بیشتر منصرف شود. با وجود برخی صداهای هشداردهنده داخلی درباره خطر خطای محاسباتی، گفتمان غالب در حاکمیت، تقابل پیشرو را «وجودی» توصیف میکند و عقبنشینی تحت فشار را تهدیدی برای بقای نظام میداند.
در حوزه دیپلماسی، مسیرهای خروج همچنان وجود دارد اما محدود و شکننده است. ایران ممکن است کاهش سطح غنیسازی یا همکاریهای فنی محدود با آژانس را بپذیرد، اما مذاکره درباره برنامه موشکی و شبکه منطقهای را رد میکند مگر در ازای رفع تحریمها با تضمین معتبر. در عین حال، بیاعتمادی عمیق به آژانس و نگرانی از استفاده سیاسی از بازرسیها پابرجاست. بسیاری از تحلیلگران نزدیک به حاکمیت محتملترین سناریو را درگیری کوتاه اما شدید میدانند که در آن هر طرف بدون ورود به جنگی فراگیر، اهداف حداقلی خود را محقق کند. با این حال، بزرگترین نگرانی تهران سناریوی «جنگ ترکیبی» است؛ یعنی همزمانی حمله نظامی با بیثباتسازی داخلی. در مجموع، از نگاه حاکمیت ایران، بحران کنونی نه صرفاً یک تقابل مقطعی، بلکه نبردی بر سر بقا تعریف میشود.
https://mei.edu/publication/iran-considers-its-response-to-potential-renewed-us-israeli-strikes/
یادداشت گوستافسون ررئیس اطلاعات کاخ سفید (۲۰۲۱–۲۰۲۲) و رئیس اتاق وضعیت اضطراری کاخ سفید (۲۰۲۲–۲۰۲۵) .
اوایل صبح یک شنبه، دو سال پیش، بیرون از خانه رئیسجمهور بایدن در ریهاباث بیچِ ایالت دلاور ایستاده بودم؛ با این اطلاعات که ایران در آستانه آغاز یک حمله موشکی بیسابقه علیه اسرائیل است. اهمیت ماجرا بسیار بزرگ بود، با این حال پیش از آنکه او را بیدار کنم، لحظهای درنگ کردم.
نگرانی من این بود که منطقه به سوی هرجومرج کشیده شود. بسیاری از دوستانم در پایگاههایی مستقر بودند که میتوانستند هدف قرار گیرند. در دوران پس از ۱۱ سپتامبر که در سازمان اطلاعات مرکزی آمریکا (سیا) کار میکردم، سالها درباره ایران و این احتمال که یک اشتباه آمریکا جرقه آشوبی گسترده را بزند، نگران بودم.
در این دو سال، چیزهای زیادی تغییر کرده است. خطر جنگ منطقهای بهطور چشمگیری کاهش یافته است. چند عامل رژیم را در موضع ضعف قرار دادهاند:
• قدرت منطقهای ایران تضعیف شده است. حملات مداوم اسرائیل و آمریکا شبکه نیابتیهای ایران شامل حوثیها، حزبالله، حماس و شبهنظامیان شیعه عراق — که ستون اصلی راهبرد بازدارندگی تهران بودند — را بهشدت تضعیف کرده است. ایران در تأمین دوباره آنها با مشکل روبهرو شده و این مسئله تواناییاش برای انجام تلافی هماهنگ را محدود کرده است.
• رژیم با فشار عمیق داخلی روبهروست. اقتصاد در سقوط آزاد قرار دارد. ارزش ریال از سال ۲۰۱۸ بیش از ۹۰ درصد کاهش یافته است. نرخ تورم سالانه نزدیک به ۵۰ درصد بوده است. فساد، شور و حرارت انقلابیای را که مشروعیت حکومت را حفظ میکرد، فرسوده کرده است. ماه گذشته رژیم در عرض چند روز هزاران معترض را کشت.
• توانمندیهای نظامی آمریکا بهطور قابلتوجهی پیشرفت کرده است. سامانههای حمله دقیق، ابزارهای سایبری، دفاع موشکی و پهپادهای تهاجمی میتوانند بدون نیاز به تهاجم زمینی هزینه تحمیل کنند. ماه گذشته در ونزوئلا، ابزارهای جدید برای از کار انداختن شبکه برق، نابود کردن سامانههای دفاع موشکی و تسهیل حملات سایبری به موفقیت عملیات کمک کردند.
• رهبری ایران دچار شکاف است. سال گذشته عملیات اسرائیل بسیاری از مقامهای امنیتی وفادار به علی خامنهای را از میان برد و اتحادهایی سست و رهبریای که اکنون نزدیک به ۸۷ سال دارد، بر جا گذاشت.
• توانمندیهای نظامی ایران محدود شده است. سال گذشته اسرائیل بخش عمدهای از زیرساختهای موشکهای دوربرد، سامانههای پیشرفته دفاع هوایی، انبارهای مهمات و سایتهای راداری ایران را نابود کرد.
• واکنش تهران به حملات اسرائیل و آمریکا در سال گذشته کمرمق بود. ایران تنها توانست یک حمله موشکی علیه یک پایگاه آمریکایی که بهخوبی محافظت میشد در قطر انجام دهد. این بار آمریکا سامانههای دفاع هوایی پیشرفتهتری برای حفاظت از پایگاههای خود مستقر کرده و داراییهای دریایی و هوایی خود را تقریباً دو برابر سال گذشته افزایش داده است.
برای دولت ترامپ، مزیت اقدام در مقطعی که ایران آسیبپذیر است، آشکارا جذاب است. چنین اقدامی میتواند شبکههای نیابتی را بیش از پیش تضعیف کند، تهدید هستهای را مهار سازد و توازن قدرت جهانی را به سود آمریکا تغییر دهد.
با این حال، حمله به ایران همچنان با خطر همراه است. هویت رژیم بر پایه مقاومت در برابر مداخله خارجی شکل گرفته است. یک حمله خارجی میتواند واکنشهای شدید و پراکندهای را برانگیزد. نیروهای آمریکایی همچنان در برد هزاران موشک کوتاهبرد ایران قرار دارند. اگر تهران کشتیرانی در خلیج فارس را مختل کند، بازارهای نفت میتوانند دچار آشفتگی شدید شوند.
تجربه تلخ جنگهای گذشته خاورمیانه، دههها سیاست واشینگتن در قبال ایران را شکل داده است. اما امروز نیابتیهای ایران تضعیف شدهاند، اقتصاد آن شکننده است، جمعیتش بیقرار است و رهبریاش سالخورده. خطرات تشدید تنش نسبت به سال ۲۰۲۴ — زمانی که من پشت در خانه رئیسجمهور تردید کردم — کمتر به نظر میرسد
https://www.wsj.com/opinion/the-diminishing-risk-of-an-iran-attack-4adae3a5?mod=Searchresults&pos=1&page=1.
اوایل صبح یک شنبه، دو سال پیش، بیرون از خانه رئیسجمهور بایدن در ریهاباث بیچِ ایالت دلاور ایستاده بودم؛ با این اطلاعات که ایران در آستانه آغاز یک حمله موشکی بیسابقه علیه اسرائیل است. اهمیت ماجرا بسیار بزرگ بود، با این حال پیش از آنکه او را بیدار کنم، لحظهای درنگ کردم.
نگرانی من این بود که منطقه به سوی هرجومرج کشیده شود. بسیاری از دوستانم در پایگاههایی مستقر بودند که میتوانستند هدف قرار گیرند. در دوران پس از ۱۱ سپتامبر که در سازمان اطلاعات مرکزی آمریکا (سیا) کار میکردم، سالها درباره ایران و این احتمال که یک اشتباه آمریکا جرقه آشوبی گسترده را بزند، نگران بودم.
در این دو سال، چیزهای زیادی تغییر کرده است. خطر جنگ منطقهای بهطور چشمگیری کاهش یافته است. چند عامل رژیم را در موضع ضعف قرار دادهاند:
• قدرت منطقهای ایران تضعیف شده است. حملات مداوم اسرائیل و آمریکا شبکه نیابتیهای ایران شامل حوثیها، حزبالله، حماس و شبهنظامیان شیعه عراق — که ستون اصلی راهبرد بازدارندگی تهران بودند — را بهشدت تضعیف کرده است. ایران در تأمین دوباره آنها با مشکل روبهرو شده و این مسئله تواناییاش برای انجام تلافی هماهنگ را محدود کرده است.
• رژیم با فشار عمیق داخلی روبهروست. اقتصاد در سقوط آزاد قرار دارد. ارزش ریال از سال ۲۰۱۸ بیش از ۹۰ درصد کاهش یافته است. نرخ تورم سالانه نزدیک به ۵۰ درصد بوده است. فساد، شور و حرارت انقلابیای را که مشروعیت حکومت را حفظ میکرد، فرسوده کرده است. ماه گذشته رژیم در عرض چند روز هزاران معترض را کشت.
• توانمندیهای نظامی آمریکا بهطور قابلتوجهی پیشرفت کرده است. سامانههای حمله دقیق، ابزارهای سایبری، دفاع موشکی و پهپادهای تهاجمی میتوانند بدون نیاز به تهاجم زمینی هزینه تحمیل کنند. ماه گذشته در ونزوئلا، ابزارهای جدید برای از کار انداختن شبکه برق، نابود کردن سامانههای دفاع موشکی و تسهیل حملات سایبری به موفقیت عملیات کمک کردند.
• رهبری ایران دچار شکاف است. سال گذشته عملیات اسرائیل بسیاری از مقامهای امنیتی وفادار به علی خامنهای را از میان برد و اتحادهایی سست و رهبریای که اکنون نزدیک به ۸۷ سال دارد، بر جا گذاشت.
• توانمندیهای نظامی ایران محدود شده است. سال گذشته اسرائیل بخش عمدهای از زیرساختهای موشکهای دوربرد، سامانههای پیشرفته دفاع هوایی، انبارهای مهمات و سایتهای راداری ایران را نابود کرد.
• واکنش تهران به حملات اسرائیل و آمریکا در سال گذشته کمرمق بود. ایران تنها توانست یک حمله موشکی علیه یک پایگاه آمریکایی که بهخوبی محافظت میشد در قطر انجام دهد. این بار آمریکا سامانههای دفاع هوایی پیشرفتهتری برای حفاظت از پایگاههای خود مستقر کرده و داراییهای دریایی و هوایی خود را تقریباً دو برابر سال گذشته افزایش داده است.
برای دولت ترامپ، مزیت اقدام در مقطعی که ایران آسیبپذیر است، آشکارا جذاب است. چنین اقدامی میتواند شبکههای نیابتی را بیش از پیش تضعیف کند، تهدید هستهای را مهار سازد و توازن قدرت جهانی را به سود آمریکا تغییر دهد.
با این حال، حمله به ایران همچنان با خطر همراه است. هویت رژیم بر پایه مقاومت در برابر مداخله خارجی شکل گرفته است. یک حمله خارجی میتواند واکنشهای شدید و پراکندهای را برانگیزد. نیروهای آمریکایی همچنان در برد هزاران موشک کوتاهبرد ایران قرار دارند. اگر تهران کشتیرانی در خلیج فارس را مختل کند، بازارهای نفت میتوانند دچار آشفتگی شدید شوند.
تجربه تلخ جنگهای گذشته خاورمیانه، دههها سیاست واشینگتن در قبال ایران را شکل داده است. اما امروز نیابتیهای ایران تضعیف شدهاند، اقتصاد آن شکننده است، جمعیتش بیقرار است و رهبریاش سالخورده. خطرات تشدید تنش نسبت به سال ۲۰۲۴ — زمانی که من پشت در خانه رئیسجمهور تردید کردم — کمتر به نظر میرسد
https://www.wsj.com/opinion/the-diminishing-risk-of-an-iran-attack-4adae3a5?mod=Searchresults&pos=1&page=1.
The Wall Street Journal
Opinion | The Diminishing Risk of an Iran Attack
Two years ago, there was a strong possibility the region would spiral out of control. Not anymore.
این مقاله به بررسی وضعیت روابط نظامی ایران با روسیه و چین در شرایط افزایش تهدیدهای ایالات متحده میپردازد و نشان میدهد که برخلاف انتظار تهران، این دو قدرت شرقی تمایل چندانی به حمایت نظامی مستقیم از ایران ندارند. هرچند رزمایشهای مشترکی مانند مانور دریایی اخیر ایران و روسیه در دریای عمان یا رزمایش برنامهریزیشده با حضور چین در تنگه هرمز برگزار میشود، اما این اقدامات بیشتر نمادین تلقی میشوند و در برابر آرایش گسترده نیروهای آمریکا در منطقه وزن بازدارنده قابلتوجهی ندارند. پس از جنگ ۱۲ روزه با اسرائیل و آمریکا که خسارات سنگینی به زیرساختهای موشکی و پدافندی ایران وارد کرد، تهران تلاش کرده با کمک مسکو و پکن توان نظامی خود را بازسازی کند؛ از جمله از طریق دریافت قطعات موشکی و مواد سوختی از چین و تجهیزات جنگ الکترونیک از روسیه. با این حال سطح این همکاریها محدود و عمدتاً فنی باقی مانده است.
در سطح راهبردی، هر دو کشور ملاحظات ژئوپلیتیک مهمی دارند که مانع حمایت مستقیم از ایران میشود. چین اگرچه بزرگترین خریدار نفت ایران است و از نظر اقتصادی نقشی حیاتی در بقای اقتصاد تحریمشده تهران دارد، اما نمیخواهد با همراستایی آشکار نظامی با ایران، روابط خود با آمریکا یا کشورهای عرب خلیج فارس را به خطر اندازد—بهویژه در شرایطی که قرار است در ماه مارس دیداری میان دونالد ترامپ و شی جینپینگ برگزار شود. پکن نگران است هرگونه نزدیکی نظامی علنی به تهران این دیدار و معادلات گستردهترش با واشینگتن را تحت تأثیر قرار دهد. روسیه نیز ایران را شریک مهمی میداند، اما اولویتهای فوریتری مانند جنگ اوکراین و مدیریت رابطه با دولت ترامپ دارد و نمیخواهد با ورود به یک درگیری جدید در خاورمیانه، هزینههای ژئوپلیتیک خود را افزایش دهد. از این رو، محاسبات مسکو و پکن بر پرهیز از تقابل مستقیم با آمریکا استوار است.
در نتیجه، روابط امنیتی ایران با روسیه و چین بیش از آنکه یک ائتلاف نظامی راهبردی باشد، ماهیتی عملگرایانه و معاملهمحور دارد. این کشورها مایلاند جمهوری اسلامی تضعیف یا سرنگون نشود، اما حاضر نیستند برای بقای آن وارد جنگ با ایالات متحده شوند. حتی در سناریوی حمله محدود آمریکا برای وادار کردن تهران به توافق هستهای، پیشبینی میشود چین بر حفظ جریان نفت و ارتباط با هر دولت احتمالی آینده تمرکز کند و روسیه نیز به حمایت سیاسی و فنی بسنده نماید. بنابراین، مقاله نتیجه میگیرد که ایران در صورت تشدید درگیری، بیش از هر چیز ناچار به اتکا بر توان داخلی و ظرفیتهای منطقهای خود خواهد بود، نه مداخله مستقیم قدرتهای شرقی.
https://www.wsj.com/politics/national-security/under-trump-pressure-iran-finds-its-friends-are-of-little-help-1cd57bb2?mod=Searchresults&pos=3&page=1
در سطح راهبردی، هر دو کشور ملاحظات ژئوپلیتیک مهمی دارند که مانع حمایت مستقیم از ایران میشود. چین اگرچه بزرگترین خریدار نفت ایران است و از نظر اقتصادی نقشی حیاتی در بقای اقتصاد تحریمشده تهران دارد، اما نمیخواهد با همراستایی آشکار نظامی با ایران، روابط خود با آمریکا یا کشورهای عرب خلیج فارس را به خطر اندازد—بهویژه در شرایطی که قرار است در ماه مارس دیداری میان دونالد ترامپ و شی جینپینگ برگزار شود. پکن نگران است هرگونه نزدیکی نظامی علنی به تهران این دیدار و معادلات گستردهترش با واشینگتن را تحت تأثیر قرار دهد. روسیه نیز ایران را شریک مهمی میداند، اما اولویتهای فوریتری مانند جنگ اوکراین و مدیریت رابطه با دولت ترامپ دارد و نمیخواهد با ورود به یک درگیری جدید در خاورمیانه، هزینههای ژئوپلیتیک خود را افزایش دهد. از این رو، محاسبات مسکو و پکن بر پرهیز از تقابل مستقیم با آمریکا استوار است.
در نتیجه، روابط امنیتی ایران با روسیه و چین بیش از آنکه یک ائتلاف نظامی راهبردی باشد، ماهیتی عملگرایانه و معاملهمحور دارد. این کشورها مایلاند جمهوری اسلامی تضعیف یا سرنگون نشود، اما حاضر نیستند برای بقای آن وارد جنگ با ایالات متحده شوند. حتی در سناریوی حمله محدود آمریکا برای وادار کردن تهران به توافق هستهای، پیشبینی میشود چین بر حفظ جریان نفت و ارتباط با هر دولت احتمالی آینده تمرکز کند و روسیه نیز به حمایت سیاسی و فنی بسنده نماید. بنابراین، مقاله نتیجه میگیرد که ایران در صورت تشدید درگیری، بیش از هر چیز ناچار به اتکا بر توان داخلی و ظرفیتهای منطقهای خود خواهد بود، نه مداخله مستقیم قدرتهای شرقی.
https://www.wsj.com/politics/national-security/under-trump-pressure-iran-finds-its-friends-are-of-little-help-1cd57bb2?mod=Searchresults&pos=3&page=1
The Wall Street Journal
Under Trump Pressure, Iran Finds Its Friends Are of Little Help
China and Russia have forged closer ties with Tehran but have shown little willingness to provide military aid in a conflict with the U.S.
خلاصهٔ گزارش امروز نیویورک تایمز درباره طرحهای نظامی ترامپ
- بررسی اقدام نظامی: ترامپ در حال بررسی حملات هدفمند به ایران است و اگر دیپلماسی موفق نشود، به حمله نظامی بزرگتری برای از بین بردن رهبری ایران و وادار کردن آن به رعایت خواستههای هستهای فکر میکند.
- خواستههای برنامه هستهای: هدف اصلی وادار کردن ایران به رها کردن کامل برنامه هستهایاش است.
### مرور جلسه
- شرکتکنندگان اصلی: ترامپ با مقامات ارشد، از جمله معاون رئیسجمهور جی دی ونس، وزیر امور خارجه مارکو روبیو، ژنرال دان کین و رئیس سیا جان راتفلیف دیدار کرد.
- تمرکز بحث: جلسه بر روی استراتژی نظامی در ایران متمرکز بود و ترامپ به دنبال دریافت نظرات درباره قابلیتهای عملیاتی و نتایج بالقوه بود.
### گزینههای بررسی شده
- حملات اولیه: ترامپ به انجام حملات اولیه در آینده نزدیک تمایل دارد تا جدیت خواستههای آمریکا در خصوص برنامه هستهای ایران را نشان دهد.
- مقاصد مورد نظر: مقاصد احتمالی شامل مقر سپاه پاسداران انقلاب اسلامی و سایتهای هستهای مختلف است.
- حملات ویژه: بحثهایی درباره به کارگیری نیروهای ویژه برای حملات وجود داشت، اما این طرحها به دلیل خطرات و پیچیدگیهای بالا کنار گذاشته شده است.
### اگر حملات اولیه موفق نشود
- طرحهای تشدید: اگر حملات اولیه به نتایج مطلوب نرسد، ترامپ اعلام کرده ممکن است به فکر یک حمله نظامی بزرگتر در ماههای آینده باشد که به ادامه بیثباتی رژیم ایران هدفگذاری کند.
- فشار نظامی مداوم: دولت ممکن است فشار نظامی را حفظ کند، از جمله حضور نیروهای آمریکایی در منطقه، در حالی که گزینههای دیگری برای وادار کردن ایران به رعایت خواستهها را بررسی کند.
### نتیجهگیری
- شک و تردید درباره مؤثر بودن: نگرانیهایی در درون دولت درباره اینکه آیا فقط با حملات هوایی میتوان به هدف تغییر رژیم دست یافت وجود دارد.
- تلاشهای دیپلماتیک: مذاکرات همچنان ادامه دارد و هر دو طرف در حال بررسی پیشنهادی برای غنیسازی هستهای محدود برای مقاصد پزشکی به عنوان یک سازش بالقوه هستند.
- پیامدهای ژئوپولیتیکی: فشار نظامی از سوی ایالات متحده قابل توجه است، اما نگرانیهایی وجود دارد که ممکن است واکنش ملیگرایانهای را در ایران برانگیزد و روابط منطقهای را پیچیده کند.
- آینده نامشخص: احتمال دستیابی به یک راهحل دیپلماتیک هنوز روشن نیست و هر دو طرف در حال سختتر کردن مواضع خود در حین پیشرفت مذاکرات هستند.
https://www.nytimes.com/2026/02/22/us/politics/trump-iran-strike-attack.html?smid=nytcore-ios-share
- بررسی اقدام نظامی: ترامپ در حال بررسی حملات هدفمند به ایران است و اگر دیپلماسی موفق نشود، به حمله نظامی بزرگتری برای از بین بردن رهبری ایران و وادار کردن آن به رعایت خواستههای هستهای فکر میکند.
- خواستههای برنامه هستهای: هدف اصلی وادار کردن ایران به رها کردن کامل برنامه هستهایاش است.
### مرور جلسه
- شرکتکنندگان اصلی: ترامپ با مقامات ارشد، از جمله معاون رئیسجمهور جی دی ونس، وزیر امور خارجه مارکو روبیو، ژنرال دان کین و رئیس سیا جان راتفلیف دیدار کرد.
- تمرکز بحث: جلسه بر روی استراتژی نظامی در ایران متمرکز بود و ترامپ به دنبال دریافت نظرات درباره قابلیتهای عملیاتی و نتایج بالقوه بود.
### گزینههای بررسی شده
- حملات اولیه: ترامپ به انجام حملات اولیه در آینده نزدیک تمایل دارد تا جدیت خواستههای آمریکا در خصوص برنامه هستهای ایران را نشان دهد.
- مقاصد مورد نظر: مقاصد احتمالی شامل مقر سپاه پاسداران انقلاب اسلامی و سایتهای هستهای مختلف است.
- حملات ویژه: بحثهایی درباره به کارگیری نیروهای ویژه برای حملات وجود داشت، اما این طرحها به دلیل خطرات و پیچیدگیهای بالا کنار گذاشته شده است.
### اگر حملات اولیه موفق نشود
- طرحهای تشدید: اگر حملات اولیه به نتایج مطلوب نرسد، ترامپ اعلام کرده ممکن است به فکر یک حمله نظامی بزرگتر در ماههای آینده باشد که به ادامه بیثباتی رژیم ایران هدفگذاری کند.
- فشار نظامی مداوم: دولت ممکن است فشار نظامی را حفظ کند، از جمله حضور نیروهای آمریکایی در منطقه، در حالی که گزینههای دیگری برای وادار کردن ایران به رعایت خواستهها را بررسی کند.
### نتیجهگیری
- شک و تردید درباره مؤثر بودن: نگرانیهایی در درون دولت درباره اینکه آیا فقط با حملات هوایی میتوان به هدف تغییر رژیم دست یافت وجود دارد.
- تلاشهای دیپلماتیک: مذاکرات همچنان ادامه دارد و هر دو طرف در حال بررسی پیشنهادی برای غنیسازی هستهای محدود برای مقاصد پزشکی به عنوان یک سازش بالقوه هستند.
- پیامدهای ژئوپولیتیکی: فشار نظامی از سوی ایالات متحده قابل توجه است، اما نگرانیهایی وجود دارد که ممکن است واکنش ملیگرایانهای را در ایران برانگیزد و روابط منطقهای را پیچیده کند.
- آینده نامشخص: احتمال دستیابی به یک راهحل دیپلماتیک هنوز روشن نیست و هر دو طرف در حال سختتر کردن مواضع خود در حین پیشرفت مذاکرات هستند.
https://www.nytimes.com/2026/02/22/us/politics/trump-iran-strike-attack.html?smid=nytcore-ios-share
NY Times
Trump Considers Targeted Strike Against Iran, Followed by Larger Attack
The top negotiators plan to meet in Geneva on Thursday for last-ditch talks, debating a new proposal that could create an off-ramp as two carrier groups massed within striking distance of Iran.
انحلال روشنفکری
علی اصغر سیدآبادی
فضا وقتی اعتراضی-انقلابی میشود، موجهای سیاسیای از راه میرسند که معمولا تفاوتهای فردی را برنمیتابند. برای ساختن یک «کل یکپارچه»، صداهای متنوع را حذف میکنند، استقلال فردی را نادیده میگیرند و با برچسبهای گوناگون آدمهای مستقل را از صحنه بیرون میرانند. اگر به قدرت برسند، با احضار و بازداشت و زور اسلحه میکوشند افراد متفاوت با خود را ساکت کنند و اگر هنوز قدرت را به دست نیاورده باشند و خود را در آستانه ببینند، با تهدید، تخریب، ناسزا و ارعاب، صداها را خفه میکنند.
این روزها بسیاری از کسانی که باید بنویسند و حرف بزنند، سکوت کردهاند و این سکوت به زیان ایران است. این یاداشت دعوتی است از همهی اهل فکر به نوشتن و گفتن و مرعوب نشدن از جریانهای مسلط درون و بیرون حکومت و نهراسیدن از برچسبها و توهینها و احضارها
https://www.sharghdaily.com/fa/tiny/news-1085471
علی اصغر سیدآبادی
فضا وقتی اعتراضی-انقلابی میشود، موجهای سیاسیای از راه میرسند که معمولا تفاوتهای فردی را برنمیتابند. برای ساختن یک «کل یکپارچه»، صداهای متنوع را حذف میکنند، استقلال فردی را نادیده میگیرند و با برچسبهای گوناگون آدمهای مستقل را از صحنه بیرون میرانند. اگر به قدرت برسند، با احضار و بازداشت و زور اسلحه میکوشند افراد متفاوت با خود را ساکت کنند و اگر هنوز قدرت را به دست نیاورده باشند و خود را در آستانه ببینند، با تهدید، تخریب، ناسزا و ارعاب، صداها را خفه میکنند.
این روزها بسیاری از کسانی که باید بنویسند و حرف بزنند، سکوت کردهاند و این سکوت به زیان ایران است. این یاداشت دعوتی است از همهی اهل فکر به نوشتن و گفتن و مرعوب نشدن از جریانهای مسلط درون و بیرون حکومت و نهراسیدن از برچسبها و توهینها و احضارها
https://www.sharghdaily.com/fa/tiny/news-1085471
شرق
انحلال روشنفکری
ما امروز با پدیدهای نگرانکننده روبهرو هستیم: نوعی انحلال روشنفکری. بخشی از کسانی که زمانی خود را حامل تفکر انتقادی میدانستند، همرنگ جماعتی پرسروصدا شدهاند و رسالت خود را در یکسانسازی و دعوت به این همرنگی میدانند، گروهی بیشتر مرعوب این سروصداهای…
👍8
امروز بسیاری از ما شبیه شخصیتهای درمانده و زیادی رمانهای اجتماعی و سیاسی شدهایم: آرمان داریم، اما کنش مؤثر نداریم. نقد میکنیم، اما بدیل منسجم و متصل به زیست روزمره مردم ارائه نمیدهیم. آرمانها به گفتوگوهای کافهای و واکنشهای مجازی تقلیل یافته است. آدم هایی که به این نتیجه رسیده اند که کاری نمی شود کرد و در نتیجه هیچ کاری نمی کنند و باورشان این شده کمترین تغییری روی نخواهد داد و همین را در غالب یاس و ناامیدی به جامعه تزریق می کنند.
طبیعی است که در چنین وضعی، اقبال عمومی کاهش یابد. مردمی که میگویند: «با شما همه راهها را رفتیم، هزینه دادیم، اما سفرهمان کوچکتر شد و کرامتمان آسیب دید.» وقتی اعتماد فرسوده شود، جامعه ممکن است به قمار دیگری تن دهد؛ حتی اگر بداند پرمخاطره است. از این رو، هشدارها درباره پیامدهای ویرانگر برخی انتخابها، دیگر اثر ندارد. دیگر نه می خواهد با ما به گفتگو بنشیند و نه حال و حوصله دارد از دل گفتگو راه حلی نشان داده شود. خسته است و مستاصل و عجله دارد و نیازهایش هم هر روز بی پاسختر می شوند و در ما و ناصیه مان هم چیز ی برای فردای خود نمی بیند. این است که تن به هر حقارتی می دهد. برای بمباران کشورش به التماس و گدایی شریرترین آدم ها و دولت می افتد.
بیتردید نقش رسانههای برونمرزی و روایتهای جهتدار در شکلگیری این ذهنیت قابل انکار نیست و نیازمند بررسی مستقل است؛ اما پیش از آن باید به سهم خود در این بیگانگی بیندیشیم. ما از واقعیتهای معیشتی و اولویتهای ملموس اکثریت جامعه فاصله گرفتیم و در نتیجه، پیوند نمایندگی را از دست دادیم.
اگر امروز کسی پای گفتوگو با ما نمینشیند، بخشی از پاسخ در همین گسست نهفته است. بازسازی این رابطه نه با سرزنش مردم، بلکه با بازگشت به مطالبات عینی، پذیرش مسئولیت تاریخی و بازتعریف صادقانه نقش خود ممکن خواهد بود.
https://telegra.ph/%D8%AE%D9%88%D8%AF%D9%81%D8%B1%DB%8C%D8%A8%DB%8C-%D9%88-%D8%A8%DB%8C%DA%AF%D8%A7%D9%86%DA%AF%DB%8C-%D8%A7%D8%B2-%D8%AC%D8%A7%D9%85%D8%B9%D9%
طبیعی است که در چنین وضعی، اقبال عمومی کاهش یابد. مردمی که میگویند: «با شما همه راهها را رفتیم، هزینه دادیم، اما سفرهمان کوچکتر شد و کرامتمان آسیب دید.» وقتی اعتماد فرسوده شود، جامعه ممکن است به قمار دیگری تن دهد؛ حتی اگر بداند پرمخاطره است. از این رو، هشدارها درباره پیامدهای ویرانگر برخی انتخابها، دیگر اثر ندارد. دیگر نه می خواهد با ما به گفتگو بنشیند و نه حال و حوصله دارد از دل گفتگو راه حلی نشان داده شود. خسته است و مستاصل و عجله دارد و نیازهایش هم هر روز بی پاسختر می شوند و در ما و ناصیه مان هم چیز ی برای فردای خود نمی بیند. این است که تن به هر حقارتی می دهد. برای بمباران کشورش به التماس و گدایی شریرترین آدم ها و دولت می افتد.
بیتردید نقش رسانههای برونمرزی و روایتهای جهتدار در شکلگیری این ذهنیت قابل انکار نیست و نیازمند بررسی مستقل است؛ اما پیش از آن باید به سهم خود در این بیگانگی بیندیشیم. ما از واقعیتهای معیشتی و اولویتهای ملموس اکثریت جامعه فاصله گرفتیم و در نتیجه، پیوند نمایندگی را از دست دادیم.
اگر امروز کسی پای گفتوگو با ما نمینشیند، بخشی از پاسخ در همین گسست نهفته است. بازسازی این رابطه نه با سرزنش مردم، بلکه با بازگشت به مطالبات عینی، پذیرش مسئولیت تاریخی و بازتعریف صادقانه نقش خود ممکن خواهد بود.
https://telegra.ph/%D8%AE%D9%88%D8%AF%D9%81%D8%B1%DB%8C%D8%A8%DB%8C-%D9%88-%D8%A8%DB%8C%DA%AF%D8%A7%D9%86%DA%AF%DB%8C-%D8%A7%D8%B2-%D8%AC%D8%A7%D9%85%D8%B9%D9%
Telegraph
خودفریبی و بیگانگی از جامعه
مسئله اصلی امروز بخشی از نیروهای چپ، اصلاحطلبان منتقد، مدافعان گذار خشونتپرهیز و بسیاری از دغدغهمندان آینده ایران این است: چرا جامعه دیگر به هشدارها و توصیههای آنان گوش نمیدهد و حتی حاضر است برای پایان دادن به وضع موجود، هر هزینهای را بپذیرد و عصیان…
👍5
مایکل دوران، پژوهشگر ارشد سیاست خارجی آمریکا و از مقامات پیشین شورای امنیت ملی در دوره ریاستجمهوری جورج بوش، در یادداشت خود با عنوان «تله ایرانِ ترامپ» به بررسی تقابل فزاینده میان واشنگتن و تهران میپردازد و هشدار میدهد که رئیسجمهور آمریکا در مسیری قرار گرفته که میتواند به برخوردی راهبردی منجر شود. به باور او، دونالد ترامپ با وجود وعدههایش برای پایان دادن به جنگهای بیپایان خاورمیانه، اکنون در مسیری قرار گرفته که شباهت زیادی به سیاستهای مداخلهگرایانه گذشته دارد. پس از جنگ ۱۲ روزه ژوئن گذشته و حملات آمریکا به تأسیسات هستهای ایران، ترامپ این تحولات را نشانه موفقیت فشار نظامی و بازگشت ایران به میز مذاکره دانست. اما از نگاه رهبر جمهوری اسلامی، علی خامنهای، ایران نهتنها شکست نخورده بلکه با حفظ ساختار نظام، توان موشکی و دانش هستهای خود، پیروز شده است. همین اختلاف در روایت، به باور نویسنده، ریشه در «نظریه پیروزی» متفاوت تهران دارد.
دوران توضیح میدهد که در نگاه جمهوری اسلامی، بقای نظام بهتنهایی معادل پیروزی است؛ حتی اگر خساراتی وارد شده باشد. ایران معتقد است آمریکا برای آتشبس پیشقدم شد، اسرائیل آسیب دید و برنامه هستهای نیز با بمباران از بین نرفته است. به اعتقاد نویسنده، ترامپ اشتباه کرد که تصور داشت نمایش قدرت سریعاً به مصالحه منجر میشود، در حالی که تهران جنگ را یک تقابل ایدئولوژیک و فرسایشی میبیند و زمان را به سود خود میداند. خامنهای با توجه به شکافهای داخلی آمریکا، خستگی از جنگ، فشار بر ائتلافهای منطقهای و نیز حمایت ضمنی چین، گمان میکند میتواند فشارها را پشت سر بگذارد و از امتیازدهی راهبردی پرهیز کند.
در جمعبندی، دوران معتقد است ترامپ در یک تنگنای راهبردی قرار دارد: تغییر رژیم مستقیم میتواند به تکرار تجربه عراق منجر شود و حمله محدود نیز تنها به اعلام «پیروزی» از سوی تهران خواهد انجامید. توصیه او این است که اگر آمریکا قصد استفاده از فشار نظامی را دارد، باید هدف سیاسی روشنی تعیین کند که به تغییر در رأس ساختار قدرت منجر شود. بهطور مشخص، او پیشنهاد میکند رهبر جمهوری اسلامی و خانواده نزدیکش کشور را ترک کنند و یک دولت موقت — به رهبری چهرهای مانند حسن روحانی یا فردی با رویکرد اصلاح داخلی و کاهش تنش خارجی — قدرت را در دست بگیرد. این دولت انتقالی باید بهطور علنی شروطی مانند توقف کامل غنیسازی اورانیوم، محدودیت سختگیرانه برنامه موشکهای بالستیک، پایان حمایت مالی و نظامی از نیروهای نیابتی منطقهای و آزادی زندانیان سیاسی را بپذیرد. از نظر نویسنده، اگر خامنهای در قدرت باقی بماند، بقای نظام بار دیگر بهعنوان «پیروزی» تعبیر خواهد شد و هرگونه مصالحه با آمریکا معادل شکست تلقی میشود؛ بنابراین سیاستی که صرفاً به نرمکردن او متکی باشد، تنها به تکرار یک «پیروزی» دیگر برای تهران خواهد انجامید
https://www.hudson.org/arms-control-nonproliferation/donald-trumps-iran-trap-michael-doran
دوران توضیح میدهد که در نگاه جمهوری اسلامی، بقای نظام بهتنهایی معادل پیروزی است؛ حتی اگر خساراتی وارد شده باشد. ایران معتقد است آمریکا برای آتشبس پیشقدم شد، اسرائیل آسیب دید و برنامه هستهای نیز با بمباران از بین نرفته است. به اعتقاد نویسنده، ترامپ اشتباه کرد که تصور داشت نمایش قدرت سریعاً به مصالحه منجر میشود، در حالی که تهران جنگ را یک تقابل ایدئولوژیک و فرسایشی میبیند و زمان را به سود خود میداند. خامنهای با توجه به شکافهای داخلی آمریکا، خستگی از جنگ، فشار بر ائتلافهای منطقهای و نیز حمایت ضمنی چین، گمان میکند میتواند فشارها را پشت سر بگذارد و از امتیازدهی راهبردی پرهیز کند.
در جمعبندی، دوران معتقد است ترامپ در یک تنگنای راهبردی قرار دارد: تغییر رژیم مستقیم میتواند به تکرار تجربه عراق منجر شود و حمله محدود نیز تنها به اعلام «پیروزی» از سوی تهران خواهد انجامید. توصیه او این است که اگر آمریکا قصد استفاده از فشار نظامی را دارد، باید هدف سیاسی روشنی تعیین کند که به تغییر در رأس ساختار قدرت منجر شود. بهطور مشخص، او پیشنهاد میکند رهبر جمهوری اسلامی و خانواده نزدیکش کشور را ترک کنند و یک دولت موقت — به رهبری چهرهای مانند حسن روحانی یا فردی با رویکرد اصلاح داخلی و کاهش تنش خارجی — قدرت را در دست بگیرد. این دولت انتقالی باید بهطور علنی شروطی مانند توقف کامل غنیسازی اورانیوم، محدودیت سختگیرانه برنامه موشکهای بالستیک، پایان حمایت مالی و نظامی از نیروهای نیابتی منطقهای و آزادی زندانیان سیاسی را بپذیرد. از نظر نویسنده، اگر خامنهای در قدرت باقی بماند، بقای نظام بار دیگر بهعنوان «پیروزی» تعبیر خواهد شد و هرگونه مصالحه با آمریکا معادل شکست تلقی میشود؛ بنابراین سیاستی که صرفاً به نرمکردن او متکی باشد، تنها به تکرار یک «پیروزی» دیگر برای تهران خواهد انجامید
https://www.hudson.org/arms-control-nonproliferation/donald-trumps-iran-trap-michael-doran
Hudson Institute
Donald Trump’s Iran Trap
For years, Donald Trump defined himself against the architects of the Iraq War. He cast Middle Eastern interventions as moral vanity projects paid for in American blood and treasure. He promised no more regime change. No more endless wars. Yet as nuclear…
👍3
دیوید پترائوس، رئیس پیشین سازمان سیا، اعلام کرد که اگر دولت ترامپ در بحبوحه افزایش تنشها و تهدیدات میان دونالد ترامپ و آیتالله علی خامنهای تصمیم به حمله به ایران بگیرد، این اقدام «متأسفانه به تغییر رژیم منجر نخواهد شد».
این ژنرال بازنشسته در مصاحبهای که روز یکشنبه از برنامه رادیویی «Cats Roundtable» به میزبانی جان کتسیماتیدیس از شبکه WABC 770 AM پخش شد، گفت خامنهای «چنان ایدئولوژیک و سختگیر است که به نظر میرسد در موضوعات اساسی انعطاف نشان ندهد» و همین مسئله ممکن است ترامپ را به اقدام نظامی سوق دهد.
پترائوس افزود: «صادقانه بگویم، من کاملاً موافقم که برنامه موشکی بیشتر تضعیف شود یا به نیروهای امنیتی آسیب وارد شود، اما باید واقعبین باشیم. این کار به تغییر رژیم منجر نخواهد شد، متأسفانه.»
او رهبر جمهوری اسلامی را متهم کرد که قادر به «مذاکره جدی» درباره برنامه هستهای کشور نیست. دیپلماتهای آمریکا و ایران روز سهشنبه در ژنو سوئیس درباره برنامه هستهای مذاکره کردند، اما تا اوایل یکشنبه هیچ توافقی حاصل نشده بود.
به گفته پترائوس، توانمندیهای هستهای ایران «برای شرکا و متحدان ما در منطقه، از جمله اسرائیل، بسیار تهدیدکننده است» و همچنین به حمایت ایران از «نیروهای نیابتی مرگبار مانند حزبالله، حماس، حوثیها و شبهنظامیان شیعه در عراق» اشاره کرد.
او هشدار داد: «بنابراین اگر او انعطافپذیری نشان ندهد، فکر میکنم آنها در معرض نمایش بسیار گسترده قدرت نظامی آمریکا قرار خواهند گرفت.»
پترائوس همچنین به مهلت ۱۰ روزه ترامپ برای دستیابی ایران به توافق با آمریکا اشاره کرد و گفت واشنگتن انتظار «امتیازات جدی» دارد که تهران پیشتر حاضر به ارائه آنها نبوده است.
ترامپ روز پنجشنبه هشدار داد در صورت شکست مذاکرات، «پیامدهای شدیدی» در انتظار ایران خواهد بود و پیشتر نیز گفته بود چنین سناریویی «روز بدی برای ایران، بسیار بد» خواهد بود.
این جدول زمانی شباهت زیادی به شرایط ژوئن گذشته دارد؛ زمانی که بمبافکنهای رادارگریز آمریکا در چارچوب «عملیات چکش نیمهشب» به سه سایت غنیسازی اورانیوم ایران حمله کردند؛ حملهای که به گفته آمریکا برنامه هستهای ایران را بهشدت آسیب زد، هرچند تهران این ادعا را رد کرد.
ترامپ روز جمعه نیز گفت در حال بررسی اجرای یک حمله محدود به ایران است.
ایالات متحده دو ناو هواپیمابر به منطقه اعزام کرده و رهگیریهای هوایی نشان میدهد دهها جنگنده و هواپیمای سوخترسان آمریکایی نیز در مسیر اروپا و خاورمیانه قرار دارند.
در داخل آمریکا، برخی اعضای کنگره نسبت به افزایش تنشها واکنش نشان دادهاند. رو خانا (دموکرات از کالیفرنیا) و توماس مَسی (جمهوریخواه از کنتاکی) اعلام کردند این هفته رأیگیری درباره قطعنامه «اختیارات جنگ» را به مجلس تحمیل خواهند کرد تا ترامپ پیش از هرگونه حمله، مجوز کنگره را دریافت کند.
خانا در شبکه اجتماعی ایکس نوشت: «مقامات ترامپ میگویند ۹۰ درصد احتمال حمله به ایران وجود دارد. او بدون کنگره نمیتواند این کار را انجام دهد.»
در مقابل، مایک لاولر (جمهوریخواه از نیویورک) و جاش گاتهایمر (دموکرات از نیوجرسی) با این قطعنامه مخالفت کردند و گفتند: «ما نقش قانون اساسی کنگره در موضوع جنگ را محترم میشماریم، اما این قطعنامه انعطاف لازم برای پاسخ به تهدیدات واقعی و در حال تحول را محدود میکند و ممکن است در لحظهای خطرناک نشانه ضعف ارسال کند.»
https://thehill.com/blogs/in-the-know/5749330-petraeus-says-iran-strikes-wont-work/
این ژنرال بازنشسته در مصاحبهای که روز یکشنبه از برنامه رادیویی «Cats Roundtable» به میزبانی جان کتسیماتیدیس از شبکه WABC 770 AM پخش شد، گفت خامنهای «چنان ایدئولوژیک و سختگیر است که به نظر میرسد در موضوعات اساسی انعطاف نشان ندهد» و همین مسئله ممکن است ترامپ را به اقدام نظامی سوق دهد.
پترائوس افزود: «صادقانه بگویم، من کاملاً موافقم که برنامه موشکی بیشتر تضعیف شود یا به نیروهای امنیتی آسیب وارد شود، اما باید واقعبین باشیم. این کار به تغییر رژیم منجر نخواهد شد، متأسفانه.»
او رهبر جمهوری اسلامی را متهم کرد که قادر به «مذاکره جدی» درباره برنامه هستهای کشور نیست. دیپلماتهای آمریکا و ایران روز سهشنبه در ژنو سوئیس درباره برنامه هستهای مذاکره کردند، اما تا اوایل یکشنبه هیچ توافقی حاصل نشده بود.
به گفته پترائوس، توانمندیهای هستهای ایران «برای شرکا و متحدان ما در منطقه، از جمله اسرائیل، بسیار تهدیدکننده است» و همچنین به حمایت ایران از «نیروهای نیابتی مرگبار مانند حزبالله، حماس، حوثیها و شبهنظامیان شیعه در عراق» اشاره کرد.
او هشدار داد: «بنابراین اگر او انعطافپذیری نشان ندهد، فکر میکنم آنها در معرض نمایش بسیار گسترده قدرت نظامی آمریکا قرار خواهند گرفت.»
پترائوس همچنین به مهلت ۱۰ روزه ترامپ برای دستیابی ایران به توافق با آمریکا اشاره کرد و گفت واشنگتن انتظار «امتیازات جدی» دارد که تهران پیشتر حاضر به ارائه آنها نبوده است.
ترامپ روز پنجشنبه هشدار داد در صورت شکست مذاکرات، «پیامدهای شدیدی» در انتظار ایران خواهد بود و پیشتر نیز گفته بود چنین سناریویی «روز بدی برای ایران، بسیار بد» خواهد بود.
این جدول زمانی شباهت زیادی به شرایط ژوئن گذشته دارد؛ زمانی که بمبافکنهای رادارگریز آمریکا در چارچوب «عملیات چکش نیمهشب» به سه سایت غنیسازی اورانیوم ایران حمله کردند؛ حملهای که به گفته آمریکا برنامه هستهای ایران را بهشدت آسیب زد، هرچند تهران این ادعا را رد کرد.
ترامپ روز جمعه نیز گفت در حال بررسی اجرای یک حمله محدود به ایران است.
ایالات متحده دو ناو هواپیمابر به منطقه اعزام کرده و رهگیریهای هوایی نشان میدهد دهها جنگنده و هواپیمای سوخترسان آمریکایی نیز در مسیر اروپا و خاورمیانه قرار دارند.
در داخل آمریکا، برخی اعضای کنگره نسبت به افزایش تنشها واکنش نشان دادهاند. رو خانا (دموکرات از کالیفرنیا) و توماس مَسی (جمهوریخواه از کنتاکی) اعلام کردند این هفته رأیگیری درباره قطعنامه «اختیارات جنگ» را به مجلس تحمیل خواهند کرد تا ترامپ پیش از هرگونه حمله، مجوز کنگره را دریافت کند.
خانا در شبکه اجتماعی ایکس نوشت: «مقامات ترامپ میگویند ۹۰ درصد احتمال حمله به ایران وجود دارد. او بدون کنگره نمیتواند این کار را انجام دهد.»
در مقابل، مایک لاولر (جمهوریخواه از نیویورک) و جاش گاتهایمر (دموکرات از نیوجرسی) با این قطعنامه مخالفت کردند و گفتند: «ما نقش قانون اساسی کنگره در موضوع جنگ را محترم میشماریم، اما این قطعنامه انعطاف لازم برای پاسخ به تهدیدات واقعی و در حال تحول را محدود میکند و ممکن است در لحظهای خطرناک نشانه ضعف ارسال کند.»
https://thehill.com/blogs/in-the-know/5749330-petraeus-says-iran-strikes-wont-work/
The Hill
Former CIA director: Potential Iran strikes ‘will not bring about a regime change, sadly’
Former CIA Director David Petraeus said if the Trump administration decides to carry out strikes on Iran amid escalating tensions and threats between President Trump and Ayatollah Ali Khamenei, it …
«زمستان سرخ: گزارشی از پنجاه روز نخست پس از آغاز اعتراضات سراسری در ایران (۷ دیماه تا ۲۶ بهمنماه ۱۴۰۴)» امروز منتشر شد. این گزارش توسط مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران تهیه شده و پنجاه روز نخست پس از آغاز اعتراضات از ۷ دیماه را مستند میکند.
محتوای گزارش
این گزارش پنجاه روز نخست اعتراضات را با تمرکز بر پرسشهای محوری پاسخگویی بررسی میکند:
۱. اعتراضات چگونه شکل گرفت و از نظر جغرافیایی چگونه گسترش یافت؟ ۲. نیروهای حکومتی چگونه و از طریق چه ساختارهایی واکنش نشان دادند؟ ۳. چه اشکالی از آسیب و نقض رخ داد؟ ۴. شرایط قطع ارتباطات چگونه بر دسترسی، کیفیت و راستیآزمایی اطلاعات تأثیر گذاشت؟ ۵. در محیطی همراه با نظارت گسترده و محدودیت دسترسی، محتوا چگونه احراز هویت و تطبیق داده شد؟ ۶. چگونه خطر محتوای دستکاریشده، جعلی یا تولیدشده با هوش مصنوعی شناسایی و مدیریت شد؟ ۷. الگوهای مستندشده چگونه از منظر حقوقی قابل تحلیل هستند؟ ۸. چگونه میتوان سوابق بهویژه هویت قربانیان و بازداشتشدگان را بدون افزایش خطر حفظ کرد؟
بخشهای مختلف گزارش به روندهای اعتراضی و جغرافیای آنها، اعتراضات دانشگاهی، شعارها، ساختار و ابزارهای سرکوب، الگوهای نقض (از جمله کشتار، جراحات، بازداشتها، اعترافات اجباری، فشار بر خانوادهها و نقض بیطرفی پزشکی)، تحلیل حقوقی، واکنشهای بینالمللی و نحوه بسیج سازوکارهای مستندسازی مجموعه فعالان میپردازد.
یافتههای کلیدی
گستره جغرافیایی
▫️تعداد کل محلهای اعتراض: ۶۸۲ ▫️تعداد شهرهای منحصربهفرد: ۲۰۳ ▫️تعداد استانهای منحصربهفرد: ۳۱
توزیع جغرافیایی نشان میدهد که هم اعتراضات و هم واکنش حکومت، ماهیتی سراسری داشتهاند.
اعتراضات دانشجویی
▫️اعتراضات دانشگاهی مستندشده: ۵۵ ▫️دانشگاههای درگیر در اعتراض: ۳۶
دانشگاهها به فضاهای مدنی محوری در بطن جنبش اعتراضی و همچنین در واکنش حکومتی تبدیل شدند.
تلفات: ابعاد و ترکیب
در پنجاه روز نخست مورد پوشش این گزارش، مستندسازی تجمیعشده موارد زیر را ثبت کرده است:
▫️معترضان کشتهشده: ۶،۴۸۸ نفر ▫️کودکان کشتهشده (جداگانه و بدون احتساب در معترضان): ۲۳۶ نفر ▫️غیرنظامیان کشتهشده (غیرمعترض): 76 نفر ▫️نیروهای نظامی و حکومتی کشتهشده: ۲۰۷ نفر ▫️مجموع تلفات: 7،007 نفر
علاوه بر این، ۱۱,۷۴۴ پرونده همچنان در دست بررسی است و در آمار نهایی تأییدشده لحاظ نشدهاند.
جراحات
▫️نیروهای نظامی و امنیتی مجروح: ۴,۸۸۴ نفر ▫️غیرنظامیان مجروح: ۲۵,۸۴۶ نفر
این آمار گستره خشونت را فراتر از تلفات قطعی نشان میدهد و ابعاد کلی آسیب را ترسیم میکند.
بازداشتها
▫️مجموع بازداشتها: ۵۳,۷۷۷ مورد ▫️کودکان، نوجوانان و دانشآموزان بازداشتشده: ۵۵۵ نفر ▫️دانشجویان بازداشتشده: ۱۴۷ نفر
آمار بازداشت شامل مواردی است که هویت افراد بهطور مشخص ثبت شده و همچنین بازداشتهای گروهی تأییدشده را دربر میگیرد؛ در بسیاری موارد، انتشار نام افراد ممکن نبوده یا خطرآفرین بوده است.
فهرست جانباختگان: روششناسی و حفاظت
پیوست «الف» شامل فهرست جانباختگان است. تصمیم درباره انتشار اطلاعات بر اساس یک رویکرد حفاظتمحور گرفته میشود؛ به این معنا که منفعت عمومی انتشار اطلاعات در برابر خطر تلافیجویی علیه خانوادهها، شاهدان و گزارشگران سنجیده و توازن لازم رعایت میشود.
در مواردی که نامها منتشر شدهاند، تا حد امکان اطلاعات زیر نیز درج شده است:
▫️سن ▫️محل وقوع ▫️شاخصهای مستندسازی مورد استفاده در راستیآزمایی ▫️منابع
در صورتی که یک منبع ثالث بهعنوان منبع اصلی ذکر شده باشد، هرانا اطلاعات را از طریق شبکه گزارشگری خود بهطور مستقل راستیآزمایی کرده است.
در مواردی که انتشار اطلاعات میتواند خطر غیرقابلقبول ایجاد کند، این موارد در آمارهای تأییدشده لحاظ شده و برای اهداف پاسخگویی در سامانههای امن مستندسازی، نگهداری میشوند.
این فهرست حاصل یک فرآیند ساختاریافته و چندمرحلهای راستیآزمایی است که با هدف حفظ یک سند عمومی دقیق و در عین حال جلوگیری از افزایش خطر برای افراد داخل کشور طراحی شده است.
https://www.hra-iran.org/wp-content/uploads/2026/02/The-Crimson-Winter-Persian.pdf
محتوای گزارش
این گزارش پنجاه روز نخست اعتراضات را با تمرکز بر پرسشهای محوری پاسخگویی بررسی میکند:
۱. اعتراضات چگونه شکل گرفت و از نظر جغرافیایی چگونه گسترش یافت؟ ۲. نیروهای حکومتی چگونه و از طریق چه ساختارهایی واکنش نشان دادند؟ ۳. چه اشکالی از آسیب و نقض رخ داد؟ ۴. شرایط قطع ارتباطات چگونه بر دسترسی، کیفیت و راستیآزمایی اطلاعات تأثیر گذاشت؟ ۵. در محیطی همراه با نظارت گسترده و محدودیت دسترسی، محتوا چگونه احراز هویت و تطبیق داده شد؟ ۶. چگونه خطر محتوای دستکاریشده، جعلی یا تولیدشده با هوش مصنوعی شناسایی و مدیریت شد؟ ۷. الگوهای مستندشده چگونه از منظر حقوقی قابل تحلیل هستند؟ ۸. چگونه میتوان سوابق بهویژه هویت قربانیان و بازداشتشدگان را بدون افزایش خطر حفظ کرد؟
بخشهای مختلف گزارش به روندهای اعتراضی و جغرافیای آنها، اعتراضات دانشگاهی، شعارها، ساختار و ابزارهای سرکوب، الگوهای نقض (از جمله کشتار، جراحات، بازداشتها، اعترافات اجباری، فشار بر خانوادهها و نقض بیطرفی پزشکی)، تحلیل حقوقی، واکنشهای بینالمللی و نحوه بسیج سازوکارهای مستندسازی مجموعه فعالان میپردازد.
یافتههای کلیدی
گستره جغرافیایی
▫️تعداد کل محلهای اعتراض: ۶۸۲ ▫️تعداد شهرهای منحصربهفرد: ۲۰۳ ▫️تعداد استانهای منحصربهفرد: ۳۱
توزیع جغرافیایی نشان میدهد که هم اعتراضات و هم واکنش حکومت، ماهیتی سراسری داشتهاند.
اعتراضات دانشجویی
▫️اعتراضات دانشگاهی مستندشده: ۵۵ ▫️دانشگاههای درگیر در اعتراض: ۳۶
دانشگاهها به فضاهای مدنی محوری در بطن جنبش اعتراضی و همچنین در واکنش حکومتی تبدیل شدند.
تلفات: ابعاد و ترکیب
در پنجاه روز نخست مورد پوشش این گزارش، مستندسازی تجمیعشده موارد زیر را ثبت کرده است:
▫️معترضان کشتهشده: ۶،۴۸۸ نفر ▫️کودکان کشتهشده (جداگانه و بدون احتساب در معترضان): ۲۳۶ نفر ▫️غیرنظامیان کشتهشده (غیرمعترض): 76 نفر ▫️نیروهای نظامی و حکومتی کشتهشده: ۲۰۷ نفر ▫️مجموع تلفات: 7،007 نفر
علاوه بر این، ۱۱,۷۴۴ پرونده همچنان در دست بررسی است و در آمار نهایی تأییدشده لحاظ نشدهاند.
جراحات
▫️نیروهای نظامی و امنیتی مجروح: ۴,۸۸۴ نفر ▫️غیرنظامیان مجروح: ۲۵,۸۴۶ نفر
این آمار گستره خشونت را فراتر از تلفات قطعی نشان میدهد و ابعاد کلی آسیب را ترسیم میکند.
بازداشتها
▫️مجموع بازداشتها: ۵۳,۷۷۷ مورد ▫️کودکان، نوجوانان و دانشآموزان بازداشتشده: ۵۵۵ نفر ▫️دانشجویان بازداشتشده: ۱۴۷ نفر
آمار بازداشت شامل مواردی است که هویت افراد بهطور مشخص ثبت شده و همچنین بازداشتهای گروهی تأییدشده را دربر میگیرد؛ در بسیاری موارد، انتشار نام افراد ممکن نبوده یا خطرآفرین بوده است.
فهرست جانباختگان: روششناسی و حفاظت
پیوست «الف» شامل فهرست جانباختگان است. تصمیم درباره انتشار اطلاعات بر اساس یک رویکرد حفاظتمحور گرفته میشود؛ به این معنا که منفعت عمومی انتشار اطلاعات در برابر خطر تلافیجویی علیه خانوادهها، شاهدان و گزارشگران سنجیده و توازن لازم رعایت میشود.
در مواردی که نامها منتشر شدهاند، تا حد امکان اطلاعات زیر نیز درج شده است:
▫️سن ▫️محل وقوع ▫️شاخصهای مستندسازی مورد استفاده در راستیآزمایی ▫️منابع
در صورتی که یک منبع ثالث بهعنوان منبع اصلی ذکر شده باشد، هرانا اطلاعات را از طریق شبکه گزارشگری خود بهطور مستقل راستیآزمایی کرده است.
در مواردی که انتشار اطلاعات میتواند خطر غیرقابلقبول ایجاد کند، این موارد در آمارهای تأییدشده لحاظ شده و برای اهداف پاسخگویی در سامانههای امن مستندسازی، نگهداری میشوند.
این فهرست حاصل یک فرآیند ساختاریافته و چندمرحلهای راستیآزمایی است که با هدف حفظ یک سند عمومی دقیق و در عین حال جلوگیری از افزایش خطر برای افراد داخل کشور طراحی شده است.
https://www.hra-iran.org/wp-content/uploads/2026/02/The-Crimson-Winter-Persian.pdf
نویسنده این تحلیل یکی از چهرههای باسابقه سیاست خارجی آمریکا است که سابقه فعالیت در شورای امنیت ملی و وزارت دفاع را دارد . او رویکردی امنیتمحور و متمایل به اعمال فشار حداکثری دارد و پیشتر نیز از حملات هدفمند علیه زیرساختهای هستهای و نظامی ایران حمایت کرده است. در این مقاله، او استدلال میکند که مسیر دیپلماسی عملاً در حال بسته شدن است، زیرا نه رهبر جمهوری اسلامی آماده پذیرش توقف کامل غنیسازی و محدودسازی توان موشکی است و نه ترامپ—پس از تجربه مذاکرات فرسایشی—مایل به پذیرش توافقی ضعیف خواهد بود. از این رو، خطر حرکت به سمت اقدام نظامی افزایش یافته و حتی احتمال اقدام پیشدستانه اسرائیل نیز مطرح میشود.
به باور نویسنده، در صورت شکست مذاکرات، سه گزینه اصلی پیش روی ترامپ قرار میگیرد: «اعمال» (حملات محدود تنبیهی علیه نهادهای امنیتی و سرکوبگر)، «تضعیف» (حملات گستردهتر به زیرساختهای هستهای، موشکی و صنعتی)، و «حذف» (هدف قرار دادن رهبری سیاسی–نظامی و فلج کردن ساختار فرماندهی). او احتمال میدهد ترامپ برای حفظ اعتبار خود اما پرهیز از جنگی طولانی، ابتدا گزینه محدود را انتخاب کند و ایران نیز پاسخی نمادین بدهد؛ اما هرگونه خطای محاسباتی، تلفات آمریکایی یا سرکوب گسترده داخلی میتواند واشنگتن را به سمت گزینههای شدیدتر سوق دهد و دامنه درگیری را گسترش دهد.
در بحث «جایگزینی رژیم»، نویسنده تأکید میکند که حتی در صورت اجرای گزینه «حذف»، تغییر رژیم از طریق حملات نظامی تضمینشده نیست. با این حال، حامیان این رویکرد معتقدند که ضربه همزمان به رهبری سیاسی، فرماندهان سپاه، زیرساختهای فرماندهی و نمادهای مشروعیت نظام میتواند انسجام قدرت را فروبپاشد و شکافهای درونی را فعال کند. در چنین شرایطی ممکن است فرصت محدودی برای نیروهای داخلی یا اپوزیسیون ایجاد شود. اما او تصریح میکند که پیشبینی پیامد سیاسی چنین رویاروییای بهمراتب دشوارتر است. به باور بسیاری از کارشناسان، محتملترین نتیجه تغییر رژیم، شکلگیری حکومتی غیرروحانی اما بهشدت ضدآمریکایی تحت سلطه سپاه—موسوم به «IRGC-istan»—خواهد بود که حتی سرکوبگرتر عمل میکند.
در عین حال سناریوهای دیگری نیز مطرح است: فروپاشی حکومت مرکزی و آغاز جنگ داخلی با مداخله بازیگران خارجی و شکافهای قومی؛ بقای بخشی از ساختار فعلی در قالبی تعدیلشده؛ بازگشت سلطنت و نقشآفرینی رضا پهلوی؛ یا قدرتگیری سازمان مجاهدین خلق (شورای ملی مقاومت). با این حال، نویسنده تأکید میکند که بسیار اندکاند کارشناسانی که بتوانند مسیر روشنی بهسوی دموکراسی در ایران پیشبینی کنند. او نتیجه میگیرد هرگونه پیشبینی قطعی در این باره بیهوده است—همانگونه که هیچکس پیشبینی نمیکرد جنگ جهانی اول به قدرتگیری بلشویکها در روسیه بینجامد. بنابراین، در صورت وقوع جنگی گسترده، مشخص نیست کدام نیرو در نهایت قدرت را در ایران به دست خواهد گرفت
https://www.atlanticcouncil.org/dispatches/ten-predictions-for-the-potential-us-strikes-on-iran/
به باور نویسنده، در صورت شکست مذاکرات، سه گزینه اصلی پیش روی ترامپ قرار میگیرد: «اعمال» (حملات محدود تنبیهی علیه نهادهای امنیتی و سرکوبگر)، «تضعیف» (حملات گستردهتر به زیرساختهای هستهای، موشکی و صنعتی)، و «حذف» (هدف قرار دادن رهبری سیاسی–نظامی و فلج کردن ساختار فرماندهی). او احتمال میدهد ترامپ برای حفظ اعتبار خود اما پرهیز از جنگی طولانی، ابتدا گزینه محدود را انتخاب کند و ایران نیز پاسخی نمادین بدهد؛ اما هرگونه خطای محاسباتی، تلفات آمریکایی یا سرکوب گسترده داخلی میتواند واشنگتن را به سمت گزینههای شدیدتر سوق دهد و دامنه درگیری را گسترش دهد.
در بحث «جایگزینی رژیم»، نویسنده تأکید میکند که حتی در صورت اجرای گزینه «حذف»، تغییر رژیم از طریق حملات نظامی تضمینشده نیست. با این حال، حامیان این رویکرد معتقدند که ضربه همزمان به رهبری سیاسی، فرماندهان سپاه، زیرساختهای فرماندهی و نمادهای مشروعیت نظام میتواند انسجام قدرت را فروبپاشد و شکافهای درونی را فعال کند. در چنین شرایطی ممکن است فرصت محدودی برای نیروهای داخلی یا اپوزیسیون ایجاد شود. اما او تصریح میکند که پیشبینی پیامد سیاسی چنین رویاروییای بهمراتب دشوارتر است. به باور بسیاری از کارشناسان، محتملترین نتیجه تغییر رژیم، شکلگیری حکومتی غیرروحانی اما بهشدت ضدآمریکایی تحت سلطه سپاه—موسوم به «IRGC-istan»—خواهد بود که حتی سرکوبگرتر عمل میکند.
در عین حال سناریوهای دیگری نیز مطرح است: فروپاشی حکومت مرکزی و آغاز جنگ داخلی با مداخله بازیگران خارجی و شکافهای قومی؛ بقای بخشی از ساختار فعلی در قالبی تعدیلشده؛ بازگشت سلطنت و نقشآفرینی رضا پهلوی؛ یا قدرتگیری سازمان مجاهدین خلق (شورای ملی مقاومت). با این حال، نویسنده تأکید میکند که بسیار اندکاند کارشناسانی که بتوانند مسیر روشنی بهسوی دموکراسی در ایران پیشبینی کنند. او نتیجه میگیرد هرگونه پیشبینی قطعی در این باره بیهوده است—همانگونه که هیچکس پیشبینی نمیکرد جنگ جهانی اول به قدرتگیری بلشویکها در روسیه بینجامد. بنابراین، در صورت وقوع جنگی گسترده، مشخص نیست کدام نیرو در نهایت قدرت را در ایران به دست خواهد گرفت
https://www.atlanticcouncil.org/dispatches/ten-predictions-for-the-potential-us-strikes-on-iran/
Atlantic Council
Ten predictions for the potential US strikes on Iran
There are more likely and less likely possibilities for what will happen if US President Donald Trump decides to launch an attack on Iran.
👍3👎1
این مقاله به بررسی افزایش جایگاه و دیدهشدن رضا پهلوی در میان بخشی از اپوزیسیون ایران و دلایل و پیامدهای آن میپردازد.
نکات اصلی
تا چند سال پیش، رضا پهلوی در سطح بینالمللی چهرهای نسبتاً حاشیهای در اپوزیسیون محسوب میشد و رهبری یک جنبش قدرتمند به او نسبت داده نمیشد.
در سالهای اخیر، با فعالتر شدن تیم و حامیانش، نفوذ و حضور رسانهای و سیاسی او افزایش یافته است.
طبق مقاله، برخی از حامیان و دستیاران او از تاکتیکهای تهاجمی — بهویژه در فضای آنلاین — برای تقویت جایگاه او و به حاشیه راندن رقبا استفاده کردهاند.
منتقدان میگویند این رویکرد باعث فشار، تهدید یا تضعیف دیگر چهرههای مخالف شده و حتی به فروپاشی برخی ائتلافهای اپوزیسیون انجامیده است.
حامیان این روش را راهبردی میدانند، چون رهبری را متمرکز و پیام اپوزیسیون را یکدست میکند.
میزان حمایت
محبوبیت پهلوی افزایش یافته و در تجمعات خارج از کشور جمعیت قابلتوجهی جذب کرده است.
برخی نظرسنجیها از حمایت قابلتوجه در داخل ایران حکایت دارند، هرچند سنجش دقیق افکار عمومی دشوار است.
تحلیلگران میگویند بخشی از این حمایت ناشی از ناامیدی شدید مردم از حکومت و نبود گزینههای جایگزین قوی است.
نگرانیها و انتقادها
برخی فعالان نسبت به لحن تند جنبش او و تمرکز قدرت در طرحهای دوران گذار ابراز نگرانی کردهاند.
همچنین درباره میزان سازماندهی واقعی او در داخل ایران تردیدهایی مطرح شده است.
در همین زمینه، Suzanne Maloney، پژوهشگر مسائل ایران، میگوید:
«نحوه اداره سازمانش نشان میدهد که ممکن است یک کشور را چگونه اداره کند.»
این نقلقول بهعنوان هشداری مطرح میشود درباره اینکه سبک مدیریت سیاسی در اپوزیسیون میتواند نشانهای از شیوه حکمرانی احتمالی در آینده باشد.
نقش عوامل بینالمللی
تحولات ژئوپولیتیک، از جمله تنشهای ایران با آمریکا و اسرائیل و مواضع چهرههایی مانند Donald Trump، میتواند بر آینده سیاسی پهلوی اثر بگذارد.
احتمال نقشآفرینی یا بازگشت او به ایران تا حدی به تحولات خارجی گره خورده توصیف شده است.
مقاله نتیجه میگیرد که افزایش توجه به رضا پهلوی حاصل ترکیبی از عوامل است:
ناامیدی عمومی، فعالیت سازمانیافتهتر تیم او، ضعف سایر مخالفان، و شرایط بینالمللی — در کنار نگرانیهایی درباره روشها، لحن سیاسی و آینده ساختار قدرت.
https://www.politico.com/news/magazine/2026/02/24/reza-pahlavi-iran-trump-00793877
نکات اصلی
تا چند سال پیش، رضا پهلوی در سطح بینالمللی چهرهای نسبتاً حاشیهای در اپوزیسیون محسوب میشد و رهبری یک جنبش قدرتمند به او نسبت داده نمیشد.
در سالهای اخیر، با فعالتر شدن تیم و حامیانش، نفوذ و حضور رسانهای و سیاسی او افزایش یافته است.
طبق مقاله، برخی از حامیان و دستیاران او از تاکتیکهای تهاجمی — بهویژه در فضای آنلاین — برای تقویت جایگاه او و به حاشیه راندن رقبا استفاده کردهاند.
منتقدان میگویند این رویکرد باعث فشار، تهدید یا تضعیف دیگر چهرههای مخالف شده و حتی به فروپاشی برخی ائتلافهای اپوزیسیون انجامیده است.
حامیان این روش را راهبردی میدانند، چون رهبری را متمرکز و پیام اپوزیسیون را یکدست میکند.
میزان حمایت
محبوبیت پهلوی افزایش یافته و در تجمعات خارج از کشور جمعیت قابلتوجهی جذب کرده است.
برخی نظرسنجیها از حمایت قابلتوجه در داخل ایران حکایت دارند، هرچند سنجش دقیق افکار عمومی دشوار است.
تحلیلگران میگویند بخشی از این حمایت ناشی از ناامیدی شدید مردم از حکومت و نبود گزینههای جایگزین قوی است.
نگرانیها و انتقادها
برخی فعالان نسبت به لحن تند جنبش او و تمرکز قدرت در طرحهای دوران گذار ابراز نگرانی کردهاند.
همچنین درباره میزان سازماندهی واقعی او در داخل ایران تردیدهایی مطرح شده است.
در همین زمینه، Suzanne Maloney، پژوهشگر مسائل ایران، میگوید:
«نحوه اداره سازمانش نشان میدهد که ممکن است یک کشور را چگونه اداره کند.»
این نقلقول بهعنوان هشداری مطرح میشود درباره اینکه سبک مدیریت سیاسی در اپوزیسیون میتواند نشانهای از شیوه حکمرانی احتمالی در آینده باشد.
نقش عوامل بینالمللی
تحولات ژئوپولیتیک، از جمله تنشهای ایران با آمریکا و اسرائیل و مواضع چهرههایی مانند Donald Trump، میتواند بر آینده سیاسی پهلوی اثر بگذارد.
احتمال نقشآفرینی یا بازگشت او به ایران تا حدی به تحولات خارجی گره خورده توصیف شده است.
مقاله نتیجه میگیرد که افزایش توجه به رضا پهلوی حاصل ترکیبی از عوامل است:
ناامیدی عمومی، فعالیت سازمانیافتهتر تیم او، ضعف سایر مخالفان، و شرایط بینالمللی — در کنار نگرانیهایی درباره روشها، لحن سیاسی و آینده ساختار قدرت.
https://www.politico.com/news/magazine/2026/02/24/reza-pahlavi-iran-trump-00793877
POLITICO
Why Iranians Are Increasingly Willing to Settle for Reza Pahlavi
Iranians are so desperate to oust the Islamist regime that some are willing to put up with divisive tactics.
نیت سوانسون (Nate Swanson)، پژوهشگر ارشد مقیم و مدیر «پروژه راهبرد ایران» در اندیشکده آتلانتیک کانسیل است. او بین سالهای ۲۰۲۲ تا ۲۰۲۵ مدیر امور ایران در شورای امنیت ملی آمریکا بود و در بهار و تابستان ۲۰۲۵ نیز در تیم مذاکرهکننده دولت ترامپ با ایران فعالیت داشت. او در این مقاله استدلال میکند که برخلاف تصور برخی در واشنگتن، حمله نظامی آمریکا به ایران لزوماً به عقبنشینی تهران منجر نمیشود و حتی میتواند باعث تشدید تنش و درگیری طولانیتر شود. تجربه اقدامهای قبلی — مانند انتقال سفارت آمریکا به اورشلیم یا حملات پیشین — باعث شده در کاخ سفید این اعتماد شکل بگیرد که پیامدهای هر حملهای قابل مدیریت است.
با این حال، نویسنده تأکید میکند شرایط امروز متفاوت است. به باور او، ضعف فعلی ایران فضای مصالحه را کمتر کرده و تهران اکنون معتقد است آمریکا و اسرائیل قصد دارند بهطور مکرر زیرساختهای دفاعی، بهویژه برنامه موشکیاش را هدف بگیرند؛ موضوعی که از نگاه جمهوری اسلامی برای بقای نظام حیاتی است. به همین دلیل، ایران ممکن است برای جلوگیری از تداوم حملات، رویکردی تهاجمیتر اتخاذ کند.
مقاله همچنین به اهداف چندگانه ترامپ اشاره میکند — از نمایش قدرت نظامی و گرفتن امتیاز در مذاکرات گرفته تا تمایزگذاری با سیاستهای اوباما و ثبت خود بهعنوان صلحساز. این پراکندگی اهداف میتواند مدیریت بحران را دشوارتر کند. از سوی دیگر، رهبران ایران تمایلی به دادن «پیروزی نمادین» به ترامپ ندارند و بعید است برنامههایی مانند توان موشکی یا غنیسازی را کنار بگذارند؛ تصمیمی که در نهایت زیر نظر رهبر ایران، Ali Khamenei، اتخاذ میشود.
در صورت حمله، نویسنده سناریوهای مختلف واکنش ایران را مطرح میکند: هدف قرار دادن نیروها و پایگاههای آمریکا، استفاده از نیروهای نیابتی، حمله به اسرائیل، اخلال در کشتیرانی و انرژی خلیج فارس یا فشار بر زیرساخت نفتی منطقه. چنین اقداماتی میتواند هزینههای اقتصادی و سیاسی قابلتوجهی برای آمریکا ایجاد کند، از جمله افزایش قیمت جهانی نفت و تلفات انسانی.
جمعبندی مقاله این است که حمله محدود ممکن است آمریکا را وارد یک درگیری طولانی و پرهزینه کند — «باتلاقی» که نه پیروزی سریع، بلکه پیامدهای پیشبینینشده برای واشنگتن به همراه داشته باشد.
https://www.foreignaffairs.com/middle-east/why-iran-will-escalate
با این حال، نویسنده تأکید میکند شرایط امروز متفاوت است. به باور او، ضعف فعلی ایران فضای مصالحه را کمتر کرده و تهران اکنون معتقد است آمریکا و اسرائیل قصد دارند بهطور مکرر زیرساختهای دفاعی، بهویژه برنامه موشکیاش را هدف بگیرند؛ موضوعی که از نگاه جمهوری اسلامی برای بقای نظام حیاتی است. به همین دلیل، ایران ممکن است برای جلوگیری از تداوم حملات، رویکردی تهاجمیتر اتخاذ کند.
مقاله همچنین به اهداف چندگانه ترامپ اشاره میکند — از نمایش قدرت نظامی و گرفتن امتیاز در مذاکرات گرفته تا تمایزگذاری با سیاستهای اوباما و ثبت خود بهعنوان صلحساز. این پراکندگی اهداف میتواند مدیریت بحران را دشوارتر کند. از سوی دیگر، رهبران ایران تمایلی به دادن «پیروزی نمادین» به ترامپ ندارند و بعید است برنامههایی مانند توان موشکی یا غنیسازی را کنار بگذارند؛ تصمیمی که در نهایت زیر نظر رهبر ایران، Ali Khamenei، اتخاذ میشود.
در صورت حمله، نویسنده سناریوهای مختلف واکنش ایران را مطرح میکند: هدف قرار دادن نیروها و پایگاههای آمریکا، استفاده از نیروهای نیابتی، حمله به اسرائیل، اخلال در کشتیرانی و انرژی خلیج فارس یا فشار بر زیرساخت نفتی منطقه. چنین اقداماتی میتواند هزینههای اقتصادی و سیاسی قابلتوجهی برای آمریکا ایجاد کند، از جمله افزایش قیمت جهانی نفت و تلفات انسانی.
جمعبندی مقاله این است که حمله محدود ممکن است آمریکا را وارد یک درگیری طولانی و پرهزینه کند — «باتلاقی» که نه پیروزی سریع، بلکه پیامدهای پیشبینینشده برای واشنگتن به همراه داشته باشد.
https://www.foreignaffairs.com/middle-east/why-iran-will-escalate
Foreign Affairs
Why Iran Will Escalate
U.S. military strikes and the risk of a quagmire.
👍3
عباس کاظمی
۶ اسفند ۱۴۰۴
🔻گرایش به راست،و افتادن در دام خوشبینیظالمانه،بازگشت به پهلوی،و روی آوردن به ایدهی سلطنت، شکل نوظهور جامعه در ابتدای دهه ۱۴۰۰ است که ما آن را پیش از این گوشزد کرده بودیم،( ۲۸ دی ۱۴۰۱ در سخنرانی فردا که بهار آید، ۳۰ آذر ۱۴۰۲ در سخنرانی جامعهشناس به مثابه قصهگو، سوم آذر ۱۴۰۳ در ایدئولوژی وفاق و نومحافظهکاران، ۲۰ اسفند ۱۴۰۳،جامعهی ایران در مسیر راستگرایی،). اکنون که برخی از گروههای حاکم،و برخی دیگر از منتقدین مستقل جمهوریخواه هنوز قدرتیابی ایده سلطنت را باور نکردند به سرعت شاهد شعلهور شدنآتش اشتیاق بازگشت به پهلوی در اطرافیانشان خواهند بود. اگر سایهی جنگ و تهدید زودهنگام بر تغییر رژیم بر سر جامعه نبود، گرایش به سلطنت بیتردید به فضای مسلط با دوام بدل میشد. چیزی که احتمالا، راستگرایی افراطی را تمایلی مستعجل میسازد، تجربهی ویرانی عظیمی است که در نتیجهی جنگ نصیب ما میشود. امروزه که جنگطلبان داخلی و خارجی ظفرمندانه به جشن زودهنگام مشغول شدهاند،دیری نخواهد گذشت که در صورت وقوع جنگ ویرانگر باید پاسخگویی سادهلوحیشان در درک از جنگ باشند.
🔺به همان سرعتی که این تمایل به راست ضدانقلاب ( اما در ظاهر دگرگونخواه) و ارتجاعی گسترش یافت، با آشکار شدن آثار زیانبار جنگطلبی برخی هموطنان ما و برملا شدن معنی واقعی جمله" کمک در راه است"،میتواند به سرخوردگی ملی و سربرآوردن و قدرت گرفتن مجدد نیروهای چپ منجر شود. اکنون ،باید منتظر اشکال نوظهورتری بود که از پس ویرانهی این "امیدواری استعماری" و "خوشبینی ظالمانه" سر بر خواهد آورد.
۶ اسفند ۱۴۰۴
🔻گرایش به راست،و افتادن در دام خوشبینیظالمانه،بازگشت به پهلوی،و روی آوردن به ایدهی سلطنت، شکل نوظهور جامعه در ابتدای دهه ۱۴۰۰ است که ما آن را پیش از این گوشزد کرده بودیم،( ۲۸ دی ۱۴۰۱ در سخنرانی فردا که بهار آید، ۳۰ آذر ۱۴۰۲ در سخنرانی جامعهشناس به مثابه قصهگو، سوم آذر ۱۴۰۳ در ایدئولوژی وفاق و نومحافظهکاران، ۲۰ اسفند ۱۴۰۳،جامعهی ایران در مسیر راستگرایی،). اکنون که برخی از گروههای حاکم،و برخی دیگر از منتقدین مستقل جمهوریخواه هنوز قدرتیابی ایده سلطنت را باور نکردند به سرعت شاهد شعلهور شدنآتش اشتیاق بازگشت به پهلوی در اطرافیانشان خواهند بود. اگر سایهی جنگ و تهدید زودهنگام بر تغییر رژیم بر سر جامعه نبود، گرایش به سلطنت بیتردید به فضای مسلط با دوام بدل میشد. چیزی که احتمالا، راستگرایی افراطی را تمایلی مستعجل میسازد، تجربهی ویرانی عظیمی است که در نتیجهی جنگ نصیب ما میشود. امروزه که جنگطلبان داخلی و خارجی ظفرمندانه به جشن زودهنگام مشغول شدهاند،دیری نخواهد گذشت که در صورت وقوع جنگ ویرانگر باید پاسخگویی سادهلوحیشان در درک از جنگ باشند.
🔺به همان سرعتی که این تمایل به راست ضدانقلاب ( اما در ظاهر دگرگونخواه) و ارتجاعی گسترش یافت، با آشکار شدن آثار زیانبار جنگطلبی برخی هموطنان ما و برملا شدن معنی واقعی جمله" کمک در راه است"،میتواند به سرخوردگی ملی و سربرآوردن و قدرت گرفتن مجدد نیروهای چپ منجر شود. اکنون ،باید منتظر اشکال نوظهورتری بود که از پس ویرانهی این "امیدواری استعماری" و "خوشبینی ظالمانه" سر بر خواهد آورد.
Telegram
عباس وریج کاظمی
✅عباس کاظمی
🔷عنوان:فردا که بهار آید
🗣سخنرانی در انجمن جامعهشناسی ایران
📢زمان سخنرانی: ۲۸ دی ۱۴۰۱
⏰زمان شنیدن: ۳۷ دقیقه
✅جدای از دو نوع نوشتار ستایشگرانه و نظریهزده اغلب نوشتار اصحاب علوم اجتماعی ارزشمند و نشانه به سخن آمدن علوم اجتماعی در ایران بوده…
🔷عنوان:فردا که بهار آید
🗣سخنرانی در انجمن جامعهشناسی ایران
📢زمان سخنرانی: ۲۸ دی ۱۴۰۱
⏰زمان شنیدن: ۳۷ دقیقه
✅جدای از دو نوع نوشتار ستایشگرانه و نظریهزده اغلب نوشتار اصحاب علوم اجتماعی ارزشمند و نشانه به سخن آمدن علوم اجتماعی در ایران بوده…
👍1