Iran 2026
1.4K subscribers
27 photos
2 videos
5 files
683 links
تحلیل‌های منتشر شده در این صفحه جهت بازتاب نظرات رسانه‌ها و تحلیل‌گران متفاوت است و‌ نه الزاما تایید مقالات و نظرات
Download Telegram
یادداشت روزنامه اورشلیم‌پست، پرتیراژترین روزنامه انگلیسی‌زبان اسرائیل درباره رضا پهلوی


نادیده گرفتن نقش پهلوی در گفت‌وگو درباره آینده ایران، درست نیست. حضور او، چه در خارج و چه در داخل کشور، نشان می‌دهد که او شخصیتی با اهمیت در میان اپوزیسیون گسترده ایرانی است.

با این حال، برای ناظران خارجی اشتباه است که به سرعت به سمت تاج‌گذاری او به‌عنوان فرمانروای آینده تهران، چه به‌طور واقعی و چه به‌طور نمادین، پیش بروند. چنین کاری خطر کاهش اعتبار اعتراضات، بیگانه کردن بخش‌هایی از ایرانیان و تقویت روایت‌هایی که توسط رژیم منتشر می‌شود را به همراه دارد،که اعتراضات تحت کنترل بازیگران خارجی هستند.

پهلوی ممکن است و شاید هم باید در فرآیند ایجاد یک نظام جدید حکومتی نقشی ایفا کند. اما این تصمیم، همان‌طور که باید باشد، در دستان
مردم ایران است.

https://www.jpost.com/opinion/article-883132
وال‌استریت ژورنال: کشورهای عرب حاشیه خلیج فارس برای جلوگیری از حمله به ایران با آمریکا رایزنی می‌کنند

به گزارش «وال‌استریت ژورنال»، ایالات متحده به کشورهای عرب خلیج فارس هشدار داده است که برای حمله احتمالی آمریکا به ایران آماده باشند. بنابر این گزارش، در پی این اقدام، این کشورها به رهبری عربستان سعودی در حال رایزنی با دولت ترامپ علیه این حمله هستند.
به گزارش این روزنامه آمریکایی، اگرچه این کشورها در عرصه عمومی عمدتا به اعتراضات گسترده در ایران واکنش نشان نداده‌اند، اما به گفته مقامات عرب حوزه خلیج فارس، عربستان سعودی، عمان و قطر در پشت‌پرده به کاخ سفید گفته‌اند که تلاش برای سرنگونی رژیم ایران می‌تواند بازارهای نفت را متلاطم کند و در نهایت به اقتصاد آمریکا آسیب بزند. مهم‌تر از همه، آن‌ها نگران بازتاب و پیامدهای داخلی چنین اقدامی در کشورهای خود هستند.
به گفته این مقامات، دولت ترامپ هنوز روشن نکرده که چه نوع اقدام نظامی‌ای را علیه ایران در نظر دارد، اما گفته است که احتمال حمله بیش از انجام ندادن آن است.

https://www.wsj.com/world/middle-east/irans-gulf-rivals-warn-u-s-against-strike-on-iran-1388236e?reflink=desktopwebshare_permalink
این مقاله وضعیت کنونی گزینه‌های نظامی ایالات متحده در خصوص ایران را در میان اعتراضات جاری علیه رژیم بررسی می‌کند. دولت ترامپ ادعا می‌کند که گزینه‌های نظامی برای مقابله با ایران در دسترس است، اما این گزینه‌ها به‌طور قابل‌توجهی نسبت به سال گذشته کاهش یافته‌اند. نیروها و کشتی‌های آمریکایی که قبلاً برای پاسخ به ایران در منطقه مستقر بودند، به کارائیب منتقل شده‌اند و سیستم‌های دفاعی اصلی به کره جنوبی بازگشته‌اند. در حالی که حملات هوایی علیه رهبری یا تأسیسات نظامی ایران هنوز امکان‌پذیر است، اما انتخاب‌ها نسبت به گذشته محدودتر شده‌اند.

نگرانی‌هایی از سوی قانونگذاران وجود دارد که در مورد اثر بخشی حملات نظامی در کمک به معترضان ایرانی و احتمال تشدید تنش‌ها سوالاتی مطرح می‌کنند. عملیات‌های نظامی مداوم، ذخایر تسلیحاتی ایالات متحده را کاهش داده است، به خصوص سیستم‌های دفاع هوایی که برای حفاظت از نیروها در برابر انتقام‌جویی ایرانیان ضروری هستند.

ایالات متحده ممکن است از گزینه‌های مختلفی استفاده کند، از جمله:

- حملات هوایی: تمرکز بر روی مکان‌های کلیدی مانند پناهگاه‌های فرماندهی، سایت‌های نظامی و گره‌های ارتباطی.
- حملات سایبری: در صورت ناکامی دیپلماسی، انجام حملات سایبری به عنوان یک گزینه.
- ضربات سریع از پایگاه‌های منطقه‌ای: به جای تجمیع نیروها، استفاده از پایگاه‌های موجود در خلیج فارس برای عملیات‌های سریع.
- تحریم‌ها و فشارهای اقتصادی: استفاده از راه‌حل‌های غیرنظامی مانند تحریم‌های بیشتر و فشار اقتصادی هماهنگ با متحدان.

https://www.politico.com/news/2026/01/13/trump-iron-military-option-00725872
انجمن نفت آمریکا (API) اعلام کرده است که تولیدکنندگان نفت این کشور آماده‌اند تا در صورت سقوط رژیم فعلی ایران به عنوان یک "نیروی تثبت‌کننده" عمل کنند و سریعا در بازار ایران سرمایه‌گذاری کنند. مایک سامرز، رئیس API، آمادگی صنعت نفت برای حمایت از انتقال به یک دولت مطلوب‌تر را تأکید کرده و بر پتانسیل ایران به عنوان یک تولیدکننده بزرگ نفت علیرغم تحریم‌های ایالات متحده تأکید کرده است. او‌گفت بر خلاف ونزوئلا که با مشکلات زیرساختی روبرو است، بخش نفت ایران از نظر ساختاری سالم باقی مانده و نشان می‌دهد که سرمایه‌گذاری آمریکایی می‌تواند به سرعت تولید را افزایش دهد..

https://www.politico.com/news/2026/01/13/u-s-oil-producers-iran-00726363
اسرائیل:
اسرائیل با امیدی محتاطانه به اعتراضات در ایران می‌نگرد. احتمال فروپاشی جمهوری اسلامی می‌تواند به دهه‌ها خصومت ناشی از ایدئولوژی ضداسرائیلی ایران، برنامه هسته‌ای و حمایت از گروه‌هایی مانند حزب‌الله و حماس پایان دهد. اسرائیلی‌ها از نارضایتی آشکار مردم ایران از رژیم و خاطرات همکاری دوران شاه دلگرم می‌شوند، اما تجربه، خوش‌بینی را محدود می‌کند. قیام‌های پیشین به‌طرز خشونت‌باری سرکوب شده‌اند و این نگرانی وجود دارد که هر رژیم جایگزین—چه نظامی و چه غیرنظامی—همچنان دشمن اسرائیل باقی بماند. همچنین اسرائیل نگران ازسرگیری مذاکرات آمریکا و ایران است که ممکن است بدون مهار رفتار منطقه‌ای تهران، به تثبیت و ثروتمندتر شدن رژیم کنونی بینجامد.

کشورهای حاشیه خلیج فارس:
کشورهای خلیج فارس، به‌ویژه عربستان سعودی، امارات متحده عربی و قطر، عمدتاً موضعی کم‌سر و صدا اتخاذ کرده‌اند و انتظار دارند که رهبری ایران علی‌رغم شدت گرفتن اعتراضات، احتمالاً دوام بیاورد. هرچند تضعیف یا سقوط رژیم ایران می‌تواند به سود آنها باشد، اما هم‌زمان از بی‌ثباتی و پیامدهای منطقه‌ای آشوب در ایران هراس دارند. بهبود روابط اخیر با تهران تنش‌ها را کاهش داده است، از جمله حملات نیروهای نیابتی ایران، و رهبران خلیج فارس نمی‌خواهند این ثبات شکننده را به خطر اندازند. اولویت اصلی آنها حفظ امنیت داخلی، مدیریت روابط با ایرانی ضعیف‌تر و پرهیز از اقداماتی است که می‌تواند واکنش تلافی‌جویانه برانگیزد.

لبنان:
برای لبنان، اعتراضات ایران چالشی وجودی برای حزب‌الله به شمار می‌رود. معترضان ایرانی آشکارا با صرف منابع کشور برای نیروهای نیابتی خارجی مانند حزب‌الله مخالفت می‌کنند؛ آن هم در زمانی که این گروه از نظر نظامی توسط اسرائیل تضعیف شده و در داخل لبنان نیز فشارها برای خلع سلاح آن افزایش یافته است. با تشدید بحران داخلی ایران، حزب‌الله در معرض از دست دادن حمایت مالی و سیاسی قرار می‌گیرد و هم‌زمان ممکن است برای انحراف افکار عمومی به تشدید درگیری‌ها وسوسه شود. اکنون حزب‌الله با انتخابی دشوار روبه‌روست: سازگاری و بقا بدون سلاح یا باقی ماندن در کنار ایران و ادامه هدف قرار گرفتن توسط حملات اسرائیل، در حالی که بسیاری از شهروندان لبنانی از مطالبات معترضان ایرانی حمایت می‌کنند.

ترکیه:
ترکیه موضعی محتاطانه اتخاذ کرده و تأکید دارد که مشکلات ایران باید در داخل این کشور حل‌وفصل شود و نسبت به مداخله خارجی هشدار می‌دهد. این رویکرد بازتاب‌دهنده منافع متضاد آنکاراست: تضعیف ایران نفوذ منطقه‌ای ترکیه—به‌ویژه در سوریه—را افزایش داده، اما فروپاشی یا جنگ داخلی در ایران می‌تواند موجی از پناهجویان، ناآرامی‌های کردی و بی‌ثباتی منطقه‌ای را به‌دنبال داشته باشد که مستقیماً ترکیه را تحت تأثیر قرار می‌دهد. از سوی دیگر، ظهور یک دولت جدید و غرب‌گرا در تهران می‌تواند به رقیبی تازه برای رهبری منطقه‌ای ترکیه بدل شود. در نتیجه، به نظر می‌رسد آنکارا تغییرات محدود در ایران را ترجیح می‌دهد و میان منافع ناشی از تضعیف همسایه و خطرات دگرگونی‌های بزرگ توازن برقرار می‌کند.

https://www.cfr.org/expert-brief/what-irans-protests-mean-countries-middle-east
پیامد چرخش برای میدان سیاسی ایران
موضع‌گیری شمس‌‌‌الواعظین در ۱۹ دی، همزمان با صدور فرمان کشتار، پایان نمادین پروژه اصلاحات درون‌حکومتی به شکل کلاسیک آن است. از این پس، هرگونه انتقاد یا تفاوت دیدگاه، نه «اصلاح‌طلبی»، که ممکن است «همکاری با جنگ دشمن» تعبیر شود. این تحلیل، به حکومت مشروعیت ایدئولوژیک کامل برای سرکوب می‌دهد. اگر این یک «جنگ» است، پس همه ابزارها از جمله حذف فیزیکی معترضان حتی با بستن آن‌ها به رگبار مسلسل مجاز است.

چرخش شمس‌الواعظین نشان می‌دهد که حلقه قدرت به سرعت پیرامون هسته امنیتی ـ نظامی (سپاه) و رهبری در حال تنگ‌تر شدن است. نیروهای میانی و اصلاح‌طلب، یا سکوت کرده‌اند یا مانند شمس‌الواعظین به‌طور کامل جذب و هم‌سو شده‌اند. این، همان بناپارتیسم درون‌حکومتی‌ست که در حال شکل‌گیری است و در مقاله دیگری بدان اشاره کردم. بناپارتیسم نه الزاماً با یک فرد، بلکه با حاکمیت بی‌چون‌وچرای یک گفتمان واحد.

https://www.radiozamaneh.com/874622
https://www.reuters.com/world/china/death-toll-iran-approaches-2600-rights-group-reports-2026-01-14/

یک مقام آمریکایی که نخواست نامش فاش شود، گفت ایالات متحده به‌دلیل افزایش تنش‌های منطقه‌ای، به‌عنوان اقدامی احتیاطی در حال خارج کردن بخشی از نیروهای خود از پایگاه‌های کلیدی در منطقه است.
روزنامه آی گزارش داد که بریتانیا نیز در آستانه احتمال حملات آمریکا، برخی از نیروهای خود را از یک پایگاه هوایی در قطر خارج کرده است. وزارت دفاع بریتانیا در این باره اظهارنظر فوری نداشت.

یک مقام نظامی غربی روز چهارشنبه به رویترز گفت: «همه نشانه‌ها حاکی از آن است که حمله آمریکا قریب‌الوقوع است، اما این همچنین شیوه رفتاری این دولت است تا همه را در حالت آماده‌باش نگه دارد. غیرقابل‌پیش‌بینی بودن بخشی از راهبرد است.»

دو مقام اروپایی گفتند مداخله نظامی آمریکا ممکن است ظرف ۲۴ ساعت آینده رخ دهد. یک مقام اسرائیلی نیز گفت به نظر می‌رسد ترامپ تصمیم به مداخله گرفته است، هرچند دامنه و زمان آن هنوز مشخص نیست.


قطر اعلام کرد کاهش نیروها از پایگاه هوایی العدید، بزرگ‌ترین پایگاه آمریکا در خاورمیانه، «در پاسخ به تنش‌های فعلی منطقه‌ای» در حال انجام است.
سه دیپلمات گفتند به برخی از نیروها دستور داده شده پایگاه را ترک کنند، هرچند نشانه فوری از خروج گسترده نیروها ــ مانند انتقال آن‌ها با اتوبوس به ورزشگاه یا مرکز خرید، همان‌طور که ساعاتی پیش از حمله موشکی ایران در سال گذشته رخ داد ــ دیده نمی‌شود.
https://www.reuters.com/world/middle-east/armed-kurdish-groups-sought-cross-into-iran-iraq-sources-say-2026-01-14/

(رویترز) – به گفته سه منبع آگاه، گروه‌های مسلح جدایی‌طلب کُرد تلاش کرده‌اند از عراق وارد خاک ایران شوند؛ امری که نشانه‌ای از تلاش بازیگران خارجی برای بهره‌برداری از بی‌ثباتی پس از چندین روز سرکوب اعتراضات علیه تهران تلقی می‌شود.

این سه منبع که شامل یک مقام ارشد ایرانی نیز بودند و همگی به شرط ناشناس ماندن صحبت کردند، گفتند سازمان اطلاعات ترکیه به سپاه پاسداران انقلاب اسلامی ایران هشدار داده است که نیروهای کُرد طی روزهای اخیر در حال عبور از مرز بوده‌اند.

خبرنامه «گلف کارنتس» رویترز آخرین تحولات ژئوپلیتیک، انرژی و مالی منطقه را پوشش می‌دهد.

به گفته مقام ایرانی، سپاه پاسداران با این نیروهای کُرد درگیر شده است؛ نیروهایی که به گفته او قصد داشتند با ایجاد بی‌ثباتی از اعتراضات داخلی سوءاستفاده کنند. سپاه پاسداران نیرویی نخبه است که در گذشته نیز اعتراضات و ناآرامی‌های مشابه را در ایران سرکوب کرده است.

سازمان اطلاعات ترکیه (میت) و همچنین ریاست‌جمهوری ترکیه در آنکارا بلافاصله در این‌باره اظهارنظر نکردند. ترکیه که گروه‌های مسلح کُرد در شمال عراق را تروریستی می‌داند، در روزهای اخیر هشدار داده است که هرگونه مداخله خارجی در ایران می‌تواند بحران‌های منطقه‌ای را تشدید کند.

به گفته مقام ایرانی، این نیروها از عراق و ترکیه اعزام شده بودند و تهران از این کشورها خواسته است هرگونه انتقال نیرو یا سلاح به داخل ایران را متوقف کنند.
وبسایت اندیشکده پرنفوذ RAND با پژوهشگران امور ایران و خاورمیانه این مرکز مصاحبه کرده است . برآیند نظرات کارشناسان این مرکز در زیر آمده است:

خلاصهٔ تحلیلی بحران ایران
هدر ویلیامز

جمع‌بندی: این موج اعتراضات از گذشته خطرناک‌تر است، زیرا امید به اصلاحات درون‌سیستمی از میان رفته و شکست‌های سیاست خارجی (هسته‌ای و شبکهٔ نیابتی) مشروعیت و اقتدار حکومت را تضعیف کرده است. با این حال، دستگاه امنیتی همچنان ظرفیت بالایی برای خشونت دارد.
پیش‌بینی: تغییر واقعی بیشتر از مسیر شکاف نخبگان یا جانشینی رهبری رخ می‌دهد تا صرفاً فشار خیابانی.
نظر درباره رضا پهلوی: او را نماد نارضایتی می‌داند، نه عامل تعیین‌کنندهٔ فروپاشی؛ بدون حمایت نخبگان، نقش او نمادین می‌ماند.

میشل گریزه

جمع‌بندی: تفاوت اصلی این بحران، هم‌زمانی ناآرامی داخلی با آسیب‌پذیری خارجی است؛ توان هسته‌ای، نظامی و نیابتی ایران تضعیف شده و رژیم ابزار کمتری برای مهار شوک‌ها دارد.
پیش‌بینی: در کوتاه‌مدت سرکوب و تثبیت موقت محتمل است، اما بقای بلندمدت نامطمئن‌تر از قبل شده است.
نظر درباره رضا پهلوی: او را نماد همگرایی هویتی اپوزیسیون می‌بیند، نه یک آلترناتیو آمادهٔ حکمرانی.

هاوارد شاتز

جمع‌بندی: بحران اقتصادی ساختاری و عمیق است؛ سقوط شدید ارزش پول، تورم بالا و تشدید تحریم‌ها امکان بهبود سریع را از بین برده است.
پیش‌بینی: حکومت فقط می‌تواند اقتصاد را در سطحی پایین‌تر تثبیت کند و بهبود معناداری در یک سال آینده بعید است.
نظر درباره رضا پهلوی: از نظر اقتصادی نقش تعیین‌کننده‌ای در کوتاه‌مدت ندارد و نمی‌تواند فوراً شرایط معیشتی را تغییر دهد.

رافائل کوهن

جمع‌بندی: سرنوشت اعتراضات به انسجام نیروهای امنیتی بستگی دارد؛ اگر شکاف یا ریزش در ارتش/سپاه/بسیج رخ دهد، مسیر فروپاشی باز می‌شود.
پیش‌بینی: بدون شکاف امنیتی، احتمال مهار اعتراضات بالاست.
نظر درباره رضا پهلوی: بدبینانه؛ محبوبیت خارجی الزاماً به پایگاه واقعی داخلی تبدیل نمی‌شود.

کارن سودکمپ

جمع‌بندی: معترضان امروز ترس کمتری دارند و گزینه‌های تلافی‌جویانه ایران محدود شده است؛ تشدید تنش دریایی نشانهٔ اضطراب بقای رژیم خواهد بود.
پیش‌بینی: افزایش تحرکات در خلیج فارس می‌تواند علامت نگرانی وجودی حکومت باشد.
نظر درباره رضا پهلوی: او را نماد گسست کامل از جمهوری اسلامی می‌داند، نه بازگشت به سلطنت؛ رهبر وحدت‌بخشِ بلندمدت نیست.

مارزیا جیامبرتونـی

جمع‌بندی: قطع گستردهٔ اینترنت و تلفن نشان می‌دهد حکومت این بحران را وجودی تلقی می‌کند؛ هم برای جلوگیری از هماهنگی معترضان و هم پنهان‌سازی سرکوب.
پیش‌بینی: تداوم قطع ارتباطات نشانهٔ تشدید هراس حکومت است.
نظر درباره رضا پهلوی: صدای او در فضای رسانه‌ای خارج پررنگ‌تر می‌شود، اما داخل کشور دسترسی و سازماندهی محدود است.

جولیا مسترسون

جمع‌بندی: دکترین راهبردی ایران تحت فشار در حال تغییر است و لحن پیش‌دستانه‌تر شده، اما حرکت به‌سوی سلاح هسته‌ای بعید است.
پیش‌بینی: پیشنهاد مذاکره بیشتر تلاش برای مهار مداخلهٔ آمریکا است تا حل پایدار اختلافات.
نظر درباره رضا پهلوی: برای خارج جذاب نمادین است، اما در محاسبات هسته‌ای و راهبردی تهران نقش مستقیمی ندارد.

جمع‌بندی کلی

بحران کنونی عمیق‌تر و خطرناک‌تر از موج‌های قبلی است، اما هنوز تعیین‌کننده نشده.

اقتصاد توان بهبود سریع ندارد؛ انسجام امنیتی کلید سرنوشت است.

رضا پهلوی در نگاه تحلیلگران عمدتاً نماد اعتراض و گسست است، نه رهبر آمادهٔ گذار؛ بدون شکاف نخبگان یا امنیتی، نقش او تعیین‌کننده نخواهد بود.

https://www.rand.org/pubs/commentary/2026/01/protests-in-iran-qa-with-rand-experts.html
دنی (دنیس) سیترینوویچ :

ایران در حال اجرای یک کارزار «پیش‌دستانه» سیاسی ـ اطلاعاتی است تا هرگونه اقدام نظامی احتمالی ایالات متحده را بازدارده کرده و از آن جلوگیری کند:

الف) تشدید لفاظی‌های تنش‌آمیز از سوی مقامات ارشد ایرانی و افزایش سطح آماده‌باش راهبردی با هدف بازدارندگی از هرگونه حمله.

ب) چارچوب‌بندی فعال اسرائیل به‌عنوان عامل اصلی تشدید تنش‌ها، با هدف افزایش هزینه‌های سیاسی داخلی برای مداخله آمریکا.

ج) استفاده از قطر و عربستان سعودی به‌عنوان میانجی برای سوق دادن واشنگتن به خویشتنداری.

د) تلاش برای احیای کانال پیام‌رسانی مستقیم با نماینده ویژه، ویتکاف.

تمرکز اصلی رژیم همچنان بر ثبات داخلی و سرکوب اعتراضات است. ایران به‌دنبال کاهش تنش است، نه رویارویی مستقیم با ایالات متحده، تا بتواند بر این هدف متمرکز بماند.
ترامپ در مصاحبه با رویترز درباره رضا پهلوی گفت: "
"به نظر می‌رسد او آدم خیلی خوبیه
، اما نمی‌دانم چگونه در کشور خودش عمل خواهد کرد،" ترامپ گفت. "و ما واقعاً هنوز به آن نقطه نرسیده‌ایم.

"نمی‌دانم آیا کشور او رهبری‌اش را می‌پذیرد یا نه، و مطمئناً اگر بپذیرند، من مشکلی ندارم."

ا ترامپ همچنین به تردید در توانایی پهلوی برای رهبری ایران پرداخت، پس از اینکه هفته گذشته گفت برنامه‌ای برای ملاقات با او ندارد.

https://www.reuters.com/world/americas/trump-questions-reza-pahlavis-ability-garner-support-iran-2026-01-15/?utm_sf_cserv_ref=114050161948682&utm_source=Facebook&utm_medium=Social&utm_sf_post_ref=651614959&brid=eCZrtDru79hwxOvGUl8Vuw
https://www.youtube.com/watch?v=HDB2SDdzoX8

وزیر خزانه‌داری آمریکا، اسکات بسنت، روز چهارشنبه گفت واشنگتن در حال پیگیری روند افزایش فرار سرمایه از سوی هیات حاکمهٔ ایران است.

"به عنوان خزانه‌داری که تحریم‌ها را اجرا می‌کند، می‌توانیم ببینیم که اکنون موش‌ها در حال ترک کشتی هستند، زیرا می‌توانیم ببینیم میلیون‌ها، ده‌ها میلیون دلار از کشور خارج می‌شود و توسط حاکمان ایران به طور غیرقانونی خارج می‌شود,"
.

"بنابراین آنها در حال ترک کشتی هستند و ما می‌بینیم که این پول‌ها به بانک‌ها و مؤسسات مالی در سرتاسر جهان واریز می‌شوند,"

"ما در خزانه‌داری رد این پولها را دنبال خواهیم کرد، چه از طریق سیستم بانکی و چه از طریق دارایی‌های دیجیتال. ما این دارایی‌ها را ردیابی خواهیم کرد و آنها نخواهند توانست آن‌ها را نگه دارند."
https://www.project-syndicate.org/commentary/iran-protests-starting-december-28-response-to-economic-pressures-by-djavad-salehi-isfahani-2026-01

مقاله "ریشه‌های اقتصادی اعتراضات ایران" نوشته جواد صالحی‌اصفهانی به بررسی عوامل اقتصادیی می‌پردازد که منجر به بروز اعتراضات اخیر در ایران شده است. در اینجا نکات اصلی با جزئیات بیشتر آورده شده است:

رویدادهای محرک
- سقوط ارز: اعتراضات از ۲۸ دسامبر ۲۰۲۵ آغاز شد و به‌دلیل کاهش شدید ارزش ریال، که در دسامبر ۱۶٪ افت کرده و در طول یک سال گذشته ۸۴٪ کاهش یافته، شکل گرفت. این کاهش ارز به‌سرعت قیمت‌ها را افزایش داد و قدرت خرید مردم را کاهش داد.
- تورم سرسام‌آور: نرخ تورم غذایی به ۷۲٪ رسید که تقریباً دو برابر میانگین اخیر است. این وضعیت به‌ویژه برای افرادی که دستمزدهای آن‌ها سالانه تعیین می‌شود، ضربه‌ای بزرگ به حساب می‌آید.

زمینه تاریخی
- انزوای اقتصادی: ایران با تحریم‌های اقتصادی به‌ویژه در حوزه نفت، از سال ۲۰۱۱ به‌طور قابل توجهی درآمدهای ارزی خود را کاهش داده و رشد GDP را به کمتر از ۳٪ رسانده است، در حالی که در اوایل ۲۰۰۰ رشد ۵-۹٪ را تجربه کرده بود.
- کسری بودجه و گسترش پولی: دولت به‌دلیل کاهش درآمدهای نفتی با کسری‌های مزمن بودجه مواجه شده و آن را از طریق گسترش پولی تأمین کرده که به‌طور مستقیم عامل تورم بالا بوده است.

درگیری‌های اخیر
- جنگ با اسرائیل و ایالات متحده؛: در ژوئن ۲۰۲۵، جنگ با اسرائیل و ایالات متحده، هرچند از نظر آسیب فیزیکی محدود بود، اما آسیب‌پذیری ایران را در برابر تشدید تنش‌ها نشان داد و ریسک سرمایه‌گذاری را افزایش داد.

تدابیر ریاضتی
- اصلاحات پیشنهادی: رئیس‌جمهور مسعود پزشکیان در بودجه جدید خود، مالیات‌ها را از ۴۲٪ به ۵۷٪ از درآمدهای دولت افزایش داده و این اقدام نشان‌دهنده کاهش شدید درآمد نفتی است.
- افزایش حقوق: دولت برنامه‌ای برای افزایش حقوق بخش عمومی ارائه کرده بود که کمتر از نصف نرخ تورم پیش‌بینی‌شده ۴۶٪ بود. این پیام ریاضت اقتصادی به‌طور واضحی به جامعه منتقل شد.

احساسات عمومی
- فساد و نابرابری: فساد گسترده و نابرابری اقتصادی به‌ویژه با وجود سیستم چندنرخی ارز، منجر به رفتارهای رانت‌جویانه و خروج سرمایه شده است. این سیستم به اقشار خاصی اجازه می‌دهد تا از مزایای نرخ‌های ارز پایین‌تر بهره‌برداری کنند.
- تأثیر ریاضت اقتصادی: پیام ریاضت اقتصادی در جامعه‌ای که فساد عمومی را به وضوح مشاهده می‌کند، به شدت حساس و خطرناک است.

پاسخ‌های دولتی
- انتقال‌های نقدی: دولت برای جبران فشارهای اقتصادی، انتقال‌های نقدی ماهانه به ارزش ۱۰ میلیون ریال (تقریباً ۷ دلار یا ۴۰ دلار به‌صورت قدرت خرید) را برای حدود ۸۰ میلیون نفر از شهروندان در نظر گرفته است.
- شک و تردید در مورد اصلاحات: با وجود این تلاش‌ها، مردم نسبت به مؤثر بودن این اقدامات و توانایی دولت برای کنترل اوضاع تردید دارند.
https://www.aljazeera.com/opinions/2026/1/13/why-iran-is-not-repeating-1979

این مقاله استدلال می‌کند که با وجود آن‌که ایران در حال تجربه یکی از خطرناک‌ترین و گسترده‌ترین موج‌های اعتراضات پس از انقلاب ۱۳۵۷ است، کشور در آستانه تکرار انقلاب قرار ندارد؛ زیرا شرایط ساختاری‌ای که در آن زمان به فروپاشی رژیم انجامید، امروز وجود ندارد. در سال ۱۳۵۷، بیماری و تردید محمدرضا شاه، خروج‌های مکرر او از کشور، و همچنین دستگاه سرکوبی پراکنده و فاقد انسجام ایدئولوژیک باعث فلج‌شدن نخبگان حاکم و ریزش نیروها شد و همین امر راه را برای پیروزی اعتراضات مردمی هموار کرد. در مقابل، جمهوری اسلامی امروز تحت رهبری آیت‌الله علی خامنه‌ای به یک «دولت امنیتی ـ الهیاتی» به‌شدت متمرکز تبدیل شده است که بر دستگاه سرکوبی منسجم، ایدئولوژیک و عمیقاً ذی‌نفع (شامل سپاه پاسداران، بسیج، پلیس و نهادهای اطلاعاتی) تکیه دارد؛ نیروهایی که بقا، هویت اجتماعی و امنیت اقتصادی‌شان به بقای نظام گره خورده است. بنابراین، حتی اعتراضاتی بزرگ‌تر و گسترده‌تر از سال ۱۳۵۷ نیز به احتمال زیاد نه به فروپاشی، بلکه به سرکوب شدیدتر منجر خواهد شد، زیرا انقلاب‌ها زمانی رخ می‌دهند که اعتراضات مردمی با شکاف یا فلج‌شدن نخبگان حاکم تلاقی پیدا کند. نتیجه‌گیری مقاله این است که تنها یک شوک مستقیم به ساختار رهبری نظام ـ به‌ویژه حذف خودِ خامنه‌ای ـ می‌تواند انسجام نخبگان را بر هم بزند و زمینه یک بحران واقعی در حاکمیت را فراهم کند.
راز زیمت، مدیر برنامه‌ی «ایران و محور شیعه» در مؤسسه‌ی مطالعات امنیت ملی در تل‌آویو، در X:
روزی از من پرسیدند نهادهای امنیتی (چه در اسرائیل و چه در آمریکا) چه کارهایی می‌توانند بکنند تا رژیم ایران را سرنگون کنند. پاسخ دادم که اگر اصولاً شانسی برای تحقق چنین هدفی از طریق مداخله خارجی وجود داشته باشد، فقط در وضعیتی است که میلیون‌ها ایرانی از پیش به خیابان‌ها آمده باشند؛ در آن صورت می‌توان همه ابزارهایی را که از قبل آماده شده فعال کرد. این ابزارها می‌تواند شامل صندوقی برای حمایت از کارگران اعتصابی باشد که باید معاش خانواده‌هایشان را تأمین کنند تا بتوانند صنایع حیاتی را تعطیل کنند؛ توانمندی‌های سایبری، عمدتاً با هدف قرار دادن سامانه‌های اقتصادی و دستگاه سرکوب رژیم؛ و در صورت لزوم، حملات فیزیکی به اهداف مرتبط.

مشکل این است که در کشوری مانند ایران که حاضر است برای سرکوب معترضان از خشونت عریان استفاده کند، پنجره فرصت معمولاً بسیار کوتاه است و همین که رژیم موفق شود با زور تظاهرات را پراکنده کند، این پنجره بسته می‌شود. با توجه به تداوم قطع اینترنت، به نظر می‌رسد سرکوب خونین توانسته معترضان را مرعوب کند. دست‌کم بنا بر یک گزارش، مردم اکنون به دلیل حضور غیرعادی نیروهای امنیتی در خیابان‌ها از ترک خانه‌هایشان می‌ترسند.

آیا اوضاع ناامیدکننده است؟ مطلقاً نه. نه فقط به این دلیل که هیچ‌یک از مشکلاتی که موج اعتراض‌ها را برانگیخت حل نشده و وضعیت رژیم در نتیجه همین سرکوب خشن حتی بدتر هم شده است، بلکه همچنین به این دلیل که ممکن است در آغاز دوره‌ای از نافرمانی مدنی (یک وضعیت انقلابی طولانی‌مدت) باشیم که با فوران‌های پراکنده، مثلاً پیرامون مراسم تشییع و یادبود هزاران کشته‌شده، مشخص می‌شود. در سال انقلاب اسلامی (۱۹۷۸–۱۹۷۹) چنین فوران‌هایی اغلب در چرخه‌های چهل‌روزه و متناسب با آیین‌های سوگواری رخ می‌داد.

با این حال، در مرحله کنونی که ظاهراً توده‌های مردم در خیابان‌ها حضور ندارند، برای تضعیف توان بقای رژیم ـ چه از راه انقلاب از پایین و چه با تشویق برخی عناصر به ایجاد تغییر از درون نظام ـ به اقدامی بسیار گسترده و یکپارچه از سوی آمریکا نیاز است؛ از جمله حذف فیزیکی مقام‌های ارشد، حمله به ده‌ها مقر نیروهای امنیتی، عملیات سایبری، و اخلال در سامانه‌های فرماندهی و کنترل و موارد مشابه. هر اقدامی کمتر از این را می‌توان صرفاً تنبیهی یا بازدارنده دانست و بعید است به تغییر معناداری بینجامد. پرسش اصلی البته این است که آیا ترامپ حاضر است دست به چنین اقدام گسترده‌ای بزند؛ اقدامی که با خطرات قابل‌توجهی همراه است و لزوماً تضمینی برای تحقق هدف نهایی ندارد.
مقاله امروز نیویورک تایمز درباره برآورد اطلاعاتی اسراییل:

اسرائیل اعتراضات ایران را بسیار جدی دنبال می‌کند، اما حکومت ایران را دور از فروپاشی می‌بیند. به‌دلیل انسجام دستگاه سرکوب و نبود رهبری و سازمان‌دهی مؤثر در میان معترضان، احتمال موفقیت انقلاب پایین ارزیابی می‌شود. اسرائیل مداخله را تنها در چارچوب یک اقدام گسترده و رهبری‌شده توسط آمریکا محتمل می‌داند و حتی در آن صورت نیز نسبت به پیامدها بدبین است.

نظر کارشناسان و مقام‌ها

Sima Shine

می‌گوید اعتراضات فعلی به «میلیون‌ها نفر در خیابان» نرسیده است.

تأکید می‌کند رژیم ایران می‌داند چگونه اعتراضات در مقیاس هزاران نفر را با کشتار و ایجاد رعب مهار کند.

هشدار می‌دهد اقدام نمادین آمریکا (مثلاً حمله محدود و سپس مذاکره) می‌تواند به خیانت به معترضان تعبیر شود، مگر آن‌که با شروطی مثل بازگرداندن اینترنت همراه باشد.

Zohar Palti

می‌گوید سپاه پاسداران و بسیج به‌شدت به بقای رژیم وابسته‌اند و تغییر رژیم برایشان تهدید وجودی است.

معتقد است به همین دلیل این نیروها حاضرند با خشونت عریان سرکوب کنند.

تأکید می‌کند ابزارهایی مثل حملات سایبری به‌تنهایی توان سرنگونی یک حکومت را ندارند.

Eyal Hulata

می‌گوید موفقیت یک قیام نیازمند اپوزیسیون سازمان‌یافته و پایدار است که بتواند زیر سرکوب شدید هم فشار را حفظ کند؛ چیزی که در ایران فعلاً وجود ندارد.

تصریح می‌کند اسرائیل نمی‌تواند رژیم ایران را تغییر دهد؛ کمک‌های محدود یا نفوذ غیرمستقیم کافی نیست.

تنها عامل بالقوه مؤثر را اقدام نظامی بسیار گسترده می‌داند، آن هم با تردید نسبت به امکان‌پذیری و پیامدها.

Danny Citrinowicz

می‌گوید تقریباً همه گزینه‌های مداخله برای اسرائیل بد و پرهزینه هستند.

هشدار می‌دهد هر اقدام آشکار اسرائیل می‌تواند روایت حکومت ایران درباره «دخالت خارجی» را تقویت کرده و سرکوب را توجیه کند.

همچنین برجسته‌سازی رضا پهلوی توسط اسرائیل را اشتباه راهبردی می‌داند، چون می‌تواند بخشی از معترضان را دور کند.

جمع‌بندی نهایی

کارشناسان اسرائیلی تقریباً هم‌نظرند که اعتراض بدون شکاف در رأس قدرت یا اقدام خارجی بسیار گسترده، به تغییر رژیم منجر نمی‌شود. اسرائیل ترجیح می‌دهد ناظر بماند، زیرا خطر جنگ، تشدید بحران منطقه‌ای و بی‌نتیجه‌بودن مداخله، بسیار بیشتر از منافع احتمالی آن است.

https://www.nytimes.com/2026/01/15/world/middleeast/israel-iran-protests-netanyahu.html
یه کزارش NBC مقام‌های اسرائیلی به دولت ترامپ گفته‌اند که در حالی که به‌طور کامل از تغییر رژیم در ایران و تلاش‌های ایالات متحده برای تسهیل آن حمایت می‌کنند، نگران‌اند که مداخله نظامی خارجی در مقطع کنونی نتواند کاری را که معترضان آغاز کرده‌اند به سرانجام برساند؛ به گفته یک مقام فعلی آمریکا، یک مقام پیشین آمریکایی و فردی آگاه از دیدگاه‌های رهبری اسرائیل.

آن‌ها گفته‌اند اسرائیلی‌ها پیشنهاد داده‌اند که انواع دیگری از اقدامات ایالات متحده با هدف بی‌ثبات‌سازی رژیم و حمایت از معترضان می‌تواند به تضعیف بیشتر رژیم کمک کند، تا جایی که در آن مرحله حملات گسترده‌تر بتواند تعیین‌کننده باشد.

به گفته منابع، این اقدامات احتمالی شامل تقویت ارتباطات برای ایرانیان در سراسر کشور به‌منظور دور زدن قطع اینترنت توسط رژیم، افزایش یا تشدید تحریم‌های اقتصادی، انجام حملات سایبری، یا حتی اقدام نظامی بسیار هدفمند علیه برخی رهبران مشخص ایرانی است؛ اقداماتی که می‌تواند به تسهیل فروپاشی گسترده‌تر رژیم کمک کند.

https://www.nbcnews.com/politics/white-house/israeli-arab-officials-privately-suggested-us-hold-iran-strikes-rcna253718
کشورهای عرب حوزه خلیج فارس چرا از اقدام نظامی آمریکا علیه ایران نگران‌اند؟
با وجود آن‌که کشورهای عرب خلیج فارس از زمان انقلاب اسلامی ۱۹۷۹ تقریباً همگی ایران را به‌عنوان یک رقیب و تهدید منطقه‌ای جدی تلقی کرده‌اند، اما در شرایط کنونی با تهدیدهای دونالد ترامپ برای اقدام نظامی علیه تهران همراهی نمی‌کنند. برعکس، آن‌ها در حال هشدار دادن نسبت به آغاز یک جنگ جدید در همسایگی مستقیم خود هستند؛ حتی در حالی که می‌پذیرند رژیمی که سال‌ها با آن دشمن بوده‌اند، اکنون بیش از هر زمان دیگری آسیب‌پذیر به نظر می‌رسد.

یکی از دلایل این نگرانی روشن است: هرگونه جنگ می‌تواند به خاک خود این کشورها کشیده شود. همین خطر باعث شده است دولت‌های خلیج فارس همواره سیاست مهار و فشار بر ایران را به جنگ آشکار ترجیح دهند. اما امروز عامل مهم‌تری نیز وجود دارد: تصویر راهبردی منطقه به‌شدت تغییر کرده است. برای چندین کشور عربی ــ به‌جز احتمالاً امارات متحده عربی ــ اسرائیل اکنون به‌عنوان تهدید راهبردی بزرگ‌تری نسبت به ایران دیده می‌شود. از این رو، برخی دولت‌های عرب نگران‌اند که فروپاشی رژیم در تهران نه‌تنها اقتصاد و امنیت آن‌ها را متأثر کند، بلکه اسرائیل را به بزرگ‌ترین برنده راهبردی منطقه تبدیل کند، آن هم به بهای منافع آن‌ها.

این نگرانی‌ها در بستر تشدید رقابت میان عربستان سعودی (با حمایت مصر و دیگر کشورهای عربی) و امارات متحده عربی در یمن، سومالی و سودان پررنگ‌تر شده است. سیاست‌گذاران سعودی به‌طور فزاینده‌ای مداخلات منطقه‌ای امارات را بخشی از هم‌سویی راهبردی رو به گسترش با اسرائیل تفسیر می‌کنند؛ هم‌سویی‌ای که به‌زعم آن‌ها خطر محاصره راهبردی عربستان را در زمانی افزایش می‌دهد که از هژمونی منطقه‌ای اسرائیل بیم دارند. اگرچه عربستان همچنان امیدوار است در آینده روابط بهتری با اسرائیل داشته باشد، اما این نگرانی واقعی وجود دارد که فارغ از هزینه‌های یک تقابل نظامی آمریکا و ایران، نتیجه نهایی آن تقویت جایگاه اسرائیل به‌عنوان قدرت مسلط منطقه باشد.

در نهایت، مقاله تأکید می‌کند که دشوار است باور کنیم انگیزه ترامپ از تهدید به اقدام نظامی، دلسوزی برای مردم ایران باشد؛ به‌ویژه با توجه به این‌که دولت او اجازه داده فجایع بسیار گسترده‌تری طی دو سال در غزه رخ دهد. تلاش واشنگتن برای ارائه اقدام نظامی احتمالی علیه ایران در قالبی «انسان‌دوستانه»، تنها بر نگرانی‌های منطقه‌ای می‌افزاید، زیرا حکومت‌های اقتدارگرای عرب بیم آن دارند که چنین توجیهاتی روزی علیه خود آن‌ها نیز به کار گرفته شود.

استدلال اصلی مقاله این است که مخالفت کشورهای عرب خلیج فارس با اقدام نظامی آمریکا علیه ایران نه از حمایت از جمهوری اسلامی، بلکه از ترس پیامدهای راهبردی آن ناشی می‌شود: گسترش جنگ به خاک آن‌ها، برهم خوردن موازنه امنیتی منطقه و مهم‌تر از همه، تقویت موقعیت اسرائیل به‌عنوان برنده اصلی فروپاشی احتمالی ایران، در شرایطی که بسیاری از این کشورها اسرائیل را اکنون تهدیدی بزرگ‌تر از ایران می‌داننند.
https://www.brookings.edu/articles/is-iran-on-the-brink-of-change/
https://www.radiozamaneh.com/874900/

از «کاش» تا کشتار؛ یادداشتی از دل
فاجعه جاری

 پرستو فروهر

وای از شر این جماعت و دردی که بر دل ما نشانده‌اند. هربار که سلاحشان را به سوی هم‌وطنی می‌گیرند، انگار تمام کشتارهای دهه‌های گذشته در یک لحظه نمود می‌یابد. این لحظاتْ تداعیِ تاریخ سرکوب ماست، تداعیِ قتل عزیزانمان به دست اینان و اسلافشان. با هر ضربه‌ای که فرود می‌آورند، دردِ مرگ در سینه‌ی پدرم دوباره فوران می‌کند و دستی گلویم را می‌فشارد تا مادرم را خفه کند، طناب بر گلوی نوید بیندازد، به سینه‌ی ندا شلیک کند، در نیزار ماهشهر معترضان را به رگبار ببندد، در آن تابستانِ شومِ ۶۷ چندهزار زندانی را قتل‌عام کند، موشک‌ها را شلیک کند تا سرنشینان پرواز اوکراینی را بکشد... با هر زخمِ تازه، همه‌ی زخم‌های کهنه‌ی ما باز می‌شوند. و هربار فکر می‌کنی کاش بتوان کاری کرد تا رنج ما پیش چشم آنان که آماده‌ی ضربه زدن هستند، پدیدار شود. کاش سنگینی این بار چنان بر شانه‌شان فرود آید که دستشان از روی ماشه سُر بخورد و آن تنِ جسوری که آزادی را فریاد می‌زند، از تله بجهد و زنده بماند.»
تنها پنج روز از نوشتن آن سطرها گذشته، اما انگار کمرِ ادراک ما زیر بار رنجِ این چند روز شکسته است. حالا واژه‌ی «کاش» بسانِ موجودی ساده‌لوح در میان جمله‌ها نشسته، چرا که واقعیت مسیری واژگون پیموده، زندگی پایمال خشونت شده و هزاران هم‌وطن کشته شده‌اند. شهرهای به‌پاخاسته‌ی این قیام  به صحنه‌ی جنگ بدل گشته‌اند، آن هم جنگِ نابرابرِ «بدن» با «گلوله». 
💔1