https://www.wsj.com/opinion/iran-nuclear-program-donald-trump-barack-obama-abbas-araghchi-aa0398bc?mod=Searchresults&pos=5&page=1
✍️ نویسنده: هیئت تحریریه (Editorial Board)
یادداشت اشورای سردبیری وال استریت ژورنال ستدلال میکند که ایران در مذاکرات ژنو تلاش دارد دونالد ترامپ را به تکرار رویکرد دوران اوباما بکشاند؛ یعنی تمرکز صرف آمریکا بر برنامه هستهای در ازای نادیدهگرفتن رفتارهای منطقهای و داخلی رژیم. بهگفته نویسندگان، مقامهای ایرانی از «پیشرفت» در مذاکرات سخن میگویند، در حالی که این پیشرفت مبهم توصیف شده و همزمان آمریکا حضور نظامی خود را در منطقه بهطور قابلتوجهی افزایش داده است. پیشنهاد اصلی تهران تعلیق موقت غنیسازی است — وضعیتی که عملاً هماکنون برقرار است — اما در مقابل خواهان کاهش تحریمها، جذب سرمایهگذاری و حتی ایجاد سازوکارهای منطقهای غنیسازی با محوریت ایران است.
در جمعبندی، نویسندگان معتقدند چنین توافقی در عمل به تقویت بقای رژیم منجر میشود؛ رژیمی که بهزعم آنان از نظر داخلی تحت فشار، از نظر نظامی تضعیف و از نظر مالی در تنگناست. این یادداشت تأکید میکند که برنامه هستهای، موشکی، سرکوب داخلی و شبکه نیروهای نیابتی همگی ریشه در ماهیت ساختاری نظام سیاسی ایران دارند؛ بنابراین مهار تهدید هستهای بدون تغییر رفتار بنیادین رژیم — یا خود آن — پایدار نخواهد بود.
✍️ نویسنده: هیئت تحریریه (Editorial Board)
یادداشت اشورای سردبیری وال استریت ژورنال ستدلال میکند که ایران در مذاکرات ژنو تلاش دارد دونالد ترامپ را به تکرار رویکرد دوران اوباما بکشاند؛ یعنی تمرکز صرف آمریکا بر برنامه هستهای در ازای نادیدهگرفتن رفتارهای منطقهای و داخلی رژیم. بهگفته نویسندگان، مقامهای ایرانی از «پیشرفت» در مذاکرات سخن میگویند، در حالی که این پیشرفت مبهم توصیف شده و همزمان آمریکا حضور نظامی خود را در منطقه بهطور قابلتوجهی افزایش داده است. پیشنهاد اصلی تهران تعلیق موقت غنیسازی است — وضعیتی که عملاً هماکنون برقرار است — اما در مقابل خواهان کاهش تحریمها، جذب سرمایهگذاری و حتی ایجاد سازوکارهای منطقهای غنیسازی با محوریت ایران است.
در جمعبندی، نویسندگان معتقدند چنین توافقی در عمل به تقویت بقای رژیم منجر میشود؛ رژیمی که بهزعم آنان از نظر داخلی تحت فشار، از نظر نظامی تضعیف و از نظر مالی در تنگناست. این یادداشت تأکید میکند که برنامه هستهای، موشکی، سرکوب داخلی و شبکه نیروهای نیابتی همگی ریشه در ماهیت ساختاری نظام سیاسی ایران دارند؛ بنابراین مهار تهدید هستهای بدون تغییر رفتار بنیادین رژیم — یا خود آن — پایدار نخواهد بود.
The Wall Street Journal
Opinion | Iran Wants Trump to Pull an Obama
The regime is safe when the U.S. focuses merely on its nuclear program, as it claims ‘progress’ in Geneva negotiations.
ایران در حال آمادهسازی برای جنگ با آمریکا است
نویسندگان: مارگریتا استانکاتی، لورنس نورمن، بنوا فوکن
والاستریت ژورنال | ۱۸ فوریه ۲۰۲۶
ایران همزمان با ادامه تلاشها برای رسیدن به توافق هستهای با آمریکا، خود را برای سناریوی شکست مذاکرات و ورود به جنگ آماده میکند. تهران در حال استقرار نیروها، تقویت تأسیسات هستهای، تغییر ساختار فرماندهی نظامی و تشدید سرکوب داخلی است؛ اقداماتی که نشان میدهد رهبران جمهوری اسلامی بقای رژیم را در خطر میبینند.
به گفته تحلیلگران، ایران با جدیترین تهدید نظامی خود از زمان پایان جنگ ایران و عراق در سال ۱۹۸۸ مواجه است. آمریکا دو ناو هواپیمابر، دهها جنگنده پیشرفته و ناوهای جنگی متعدد را به منطقه اعزام کرده است. در واکنش، سپاه پاسداران راهبرد «دفاع موزاییکی» را احیا کرده تا در صورت حمله، زنجیره فرماندهی از کار نیفتد و فرماندهان محلی اختیار عمل داشته باشند.
آمادگی نظامی و پیام تهدید
ایران با نمایش قدرت نظامی تلاش دارد به آمریکا هشدار دهد که میتواند:
تردد نفتکشها در تنگه هرمز را مختل کند
منافع آمریکا و متحدانش را در سراسر خاورمیانه هدف قرار دهد
سپاه پاسداران یگانهای دریایی خود را در تنگه هرمز مستقر کرده، رزمایشهای موشکی و دریایی برگزار شده و حتی یک ناو جنگی روسیه پیش از مانور مشترک به بندرعباس رسیده است. آیتالله خامنهای نیز بهطور علنی ناوهای آمریکایی را تهدید کرده است.
تقویت تأسیسات هستهای
تصاویر ماهوارهای نشان میدهد ایران در حال تقویت و دفن ورودی تونلهای هستهای در اصفهان و مجموعه زیرزمینی «کوه کلنگ» است؛ مکانهایی که به باور غرب، محل نگهداری یا فعالیتهای اعلامنشده هستهای بودهاند. هدف این اقدامات، کاهش اثر حملات هوایی و دشوار کردن عملیات نیروهای ویژه برای نابودی یا توقیف اورانیوم غنیشده عنوان شده است.
سرکوب شدید داخلی
همزمان، حکومت تلاش میکند مانع از آن شود که حملات خارجی به اعتراضات داخلی دامن بزند. نیروهای امنیتی:
بیش از ۱۰۰ ایستگاه کنترلی در تهران ایجاد کردهاند
معترضان را حتی در مدارس و بیمارستانها شناسایی و بازداشت میکنند
فعالان، اصلاحطلبان و زندانیان سیاسی را تحت فشار شدید قرار دادهاند
طبق گزارش نهادهای حقوق بشری، بیش از ۵۳ هزار نفر بازداشت و بیش از ۷ هزار نفر کشته شدهاند. خشم عمومی ادامه دارد و شعارهای ضدحکومتی شبانه و مراسمهای عزاداری به صحنه اعتراض تبدیل شدهاند. در مواردی، نیروهای امنیتی به سوی عزاداران آتش گشودهاند.
جمعبندی
این گزارش نتیجه میگیرد که ایران در حال آمادهسازی همزمان برای جنگ خارجی و مهار انفجار داخلی است. در حالی که تهران هنوز امیدوار به توافق است، اقداماتش نشان میدهد رهبران جمهوری اسلامی احتمال درگیری نظامی مستقیم با آمریکا را واقعی و نزدیک میدانند — و برای بقا، وارد فاز «دفاع همهجانبه» شدهاند.
https://www.wsj.com/world/middle-east/as-iran-negotiates-it-is-preparing-for-war-with-the-u-s-d0aa48fa?mod=Searchresults&pos=2&page=1
نویسندگان: مارگریتا استانکاتی، لورنس نورمن، بنوا فوکن
والاستریت ژورنال | ۱۸ فوریه ۲۰۲۶
ایران همزمان با ادامه تلاشها برای رسیدن به توافق هستهای با آمریکا، خود را برای سناریوی شکست مذاکرات و ورود به جنگ آماده میکند. تهران در حال استقرار نیروها، تقویت تأسیسات هستهای، تغییر ساختار فرماندهی نظامی و تشدید سرکوب داخلی است؛ اقداماتی که نشان میدهد رهبران جمهوری اسلامی بقای رژیم را در خطر میبینند.
به گفته تحلیلگران، ایران با جدیترین تهدید نظامی خود از زمان پایان جنگ ایران و عراق در سال ۱۹۸۸ مواجه است. آمریکا دو ناو هواپیمابر، دهها جنگنده پیشرفته و ناوهای جنگی متعدد را به منطقه اعزام کرده است. در واکنش، سپاه پاسداران راهبرد «دفاع موزاییکی» را احیا کرده تا در صورت حمله، زنجیره فرماندهی از کار نیفتد و فرماندهان محلی اختیار عمل داشته باشند.
آمادگی نظامی و پیام تهدید
ایران با نمایش قدرت نظامی تلاش دارد به آمریکا هشدار دهد که میتواند:
تردد نفتکشها در تنگه هرمز را مختل کند
منافع آمریکا و متحدانش را در سراسر خاورمیانه هدف قرار دهد
سپاه پاسداران یگانهای دریایی خود را در تنگه هرمز مستقر کرده، رزمایشهای موشکی و دریایی برگزار شده و حتی یک ناو جنگی روسیه پیش از مانور مشترک به بندرعباس رسیده است. آیتالله خامنهای نیز بهطور علنی ناوهای آمریکایی را تهدید کرده است.
تقویت تأسیسات هستهای
تصاویر ماهوارهای نشان میدهد ایران در حال تقویت و دفن ورودی تونلهای هستهای در اصفهان و مجموعه زیرزمینی «کوه کلنگ» است؛ مکانهایی که به باور غرب، محل نگهداری یا فعالیتهای اعلامنشده هستهای بودهاند. هدف این اقدامات، کاهش اثر حملات هوایی و دشوار کردن عملیات نیروهای ویژه برای نابودی یا توقیف اورانیوم غنیشده عنوان شده است.
سرکوب شدید داخلی
همزمان، حکومت تلاش میکند مانع از آن شود که حملات خارجی به اعتراضات داخلی دامن بزند. نیروهای امنیتی:
بیش از ۱۰۰ ایستگاه کنترلی در تهران ایجاد کردهاند
معترضان را حتی در مدارس و بیمارستانها شناسایی و بازداشت میکنند
فعالان، اصلاحطلبان و زندانیان سیاسی را تحت فشار شدید قرار دادهاند
طبق گزارش نهادهای حقوق بشری، بیش از ۵۳ هزار نفر بازداشت و بیش از ۷ هزار نفر کشته شدهاند. خشم عمومی ادامه دارد و شعارهای ضدحکومتی شبانه و مراسمهای عزاداری به صحنه اعتراض تبدیل شدهاند. در مواردی، نیروهای امنیتی به سوی عزاداران آتش گشودهاند.
جمعبندی
این گزارش نتیجه میگیرد که ایران در حال آمادهسازی همزمان برای جنگ خارجی و مهار انفجار داخلی است. در حالی که تهران هنوز امیدوار به توافق است، اقداماتش نشان میدهد رهبران جمهوری اسلامی احتمال درگیری نظامی مستقیم با آمریکا را واقعی و نزدیک میدانند — و برای بقا، وارد فاز «دفاع همهجانبه» شدهاند.
https://www.wsj.com/world/middle-east/as-iran-negotiates-it-is-preparing-for-war-with-the-u-s-d0aa48fa?mod=Searchresults&pos=2&page=1
The Wall Street Journal
Iran Is Getting Ready for War With the U.S.
Confronting its biggest threat in decades, the regime in Tehran is trying to boost its odds of survival if diplomatic talks fall through.
https://robertreich.substack.com/p/why-the-hell-is-trump-threatening
The United States is being represented in the talks by “Special Envoy” Steve Witkoff (whose son is the chief executive of World Liberty Financial, the Trump family’s cryptocurrency company, nearly half of which was purchased last year for $500 million by an investment firm tied to the United Arab Emirates). And by Trump son-in-law Jared Kushner (who’s been making private deals with the Saudis and who raised several billion dollars before Trump’s second term from overseas investors including sovereign wealth funds of Saudi Arabia, Qatar, and the United Arab Emirates).
No one from the State Department. Nobody from the National Security Council. No one who knows much of anything about Iran.
So what’s the real goal?
On Friday, in a little-noticed remark, Trump said “the best thing that could happen” in Iran would be regime change, noting “there are people” who could take over from Iran’s Islamic ruler Ayatollah Ali Khamenei.
Bingo.
Trump promised his MAGA base that he wouldn’t be involved in seeking regime changes abroad. But that was before he abducted Venezuela’s Nicholás Maduro and replaced him with Maduro’s vice president.
Yet regime change in Iran would be far, far more difficult to pull off than regime change in Venezuela. The Middle East has demonstrated that it can swallow up America, even with the largest fighting force in the world. Anyone remember Afghanistan, Syria, Iraq, and … Iran?
The United States is being represented in the talks by “Special Envoy” Steve Witkoff (whose son is the chief executive of World Liberty Financial, the Trump family’s cryptocurrency company, nearly half of which was purchased last year for $500 million by an investment firm tied to the United Arab Emirates). And by Trump son-in-law Jared Kushner (who’s been making private deals with the Saudis and who raised several billion dollars before Trump’s second term from overseas investors including sovereign wealth funds of Saudi Arabia, Qatar, and the United Arab Emirates).
No one from the State Department. Nobody from the National Security Council. No one who knows much of anything about Iran.
So what’s the real goal?
On Friday, in a little-noticed remark, Trump said “the best thing that could happen” in Iran would be regime change, noting “there are people” who could take over from Iran’s Islamic ruler Ayatollah Ali Khamenei.
Bingo.
Trump promised his MAGA base that he wouldn’t be involved in seeking regime changes abroad. But that was before he abducted Venezuela’s Nicholás Maduro and replaced him with Maduro’s vice president.
Yet regime change in Iran would be far, far more difficult to pull off than regime change in Venezuela. The Middle East has demonstrated that it can swallow up America, even with the largest fighting force in the world. Anyone remember Afghanistan, Syria, Iraq, and … Iran?
Substack
Why the hell is Trump threatening war with Iran again?
His real goal is regime change, which will get us bogged down there for years.
https://www.wsj.com/world/middle-east/u-s-gathers-the-most-air-power-in-the-mideast-since-the-2003-iraq-invasion-98ced89f?mod=Searchresults&pos=1&page=1
به گزارش «والاستریت ژورنال»، دولت آقای ترامپ هنوز نمیداند که پس از حمله به ایران چه اتفاقی خواهد افتاد. مارکو روبیو، وزیر خارجه آمریکا ماه گذشته در جلسهای در کنگره این کشور گفت که مشخص نیست در صورت سقوط علی خامنهای، رهبر جمهوری اسلامی چه کسی در ایران قدرت را در دست میگیرد. با این حال، به گفته بسیاری از تحلیلگران، احتمالا فرماندهان سپاه پاسداران کنترل کشور را به دست خواهند گرفت.
همزمان با سرکوب خونین اعتراضات در ایران، دونالد ترامپ به معترضان وعده حمایت داد. به گزارش «والاستریت ژورنال»، این اعتراضات ممکن است در پی حملات آمریکا به ایران مجددا احیا شود و فشار عمومی را بر رژیم ایران افزایش دهد.
اما چنین وضعیتی نیز ممکن است آمریکا را با این مساله مواجه کند که در صورت سرکوب مجدد رژیم، آیا باید حملات هوایی را ادامه دهد یا خیر.
به گفته الیوت کوهن، پژوهشگر مرکز مطالعات راهبردی و بینالمللی (CSIS)، کارزار هوایی تنبیهی ممکن است سعی کند رهبری ایران را به گونهای تضعیف کند که نخبگان باقیمانده به سازش گسترده با آمریکا تن دهند.
او گفت: «اگر آقای ترامپ واقعا میخواهد بر رژیم تاثیر بگذارد و توانایی رژیم ایران برای حمله موشکی به پایگاههای آمریکا، اسرائيل، عربستان سعودی و دیگر کشورهای حوزه خلیج فارس را کاهش دهد، احتمالا به عملیاتی شدید نیاز دارد که ممکن است هفتهها و یا حتی ماهها طول بکش
به گزارش «والاستریت ژورنال»، دولت آقای ترامپ هنوز نمیداند که پس از حمله به ایران چه اتفاقی خواهد افتاد. مارکو روبیو، وزیر خارجه آمریکا ماه گذشته در جلسهای در کنگره این کشور گفت که مشخص نیست در صورت سقوط علی خامنهای، رهبر جمهوری اسلامی چه کسی در ایران قدرت را در دست میگیرد. با این حال، به گفته بسیاری از تحلیلگران، احتمالا فرماندهان سپاه پاسداران کنترل کشور را به دست خواهند گرفت.
همزمان با سرکوب خونین اعتراضات در ایران، دونالد ترامپ به معترضان وعده حمایت داد. به گزارش «والاستریت ژورنال»، این اعتراضات ممکن است در پی حملات آمریکا به ایران مجددا احیا شود و فشار عمومی را بر رژیم ایران افزایش دهد.
اما چنین وضعیتی نیز ممکن است آمریکا را با این مساله مواجه کند که در صورت سرکوب مجدد رژیم، آیا باید حملات هوایی را ادامه دهد یا خیر.
به گفته الیوت کوهن، پژوهشگر مرکز مطالعات راهبردی و بینالمللی (CSIS)، کارزار هوایی تنبیهی ممکن است سعی کند رهبری ایران را به گونهای تضعیف کند که نخبگان باقیمانده به سازش گسترده با آمریکا تن دهند.
او گفت: «اگر آقای ترامپ واقعا میخواهد بر رژیم تاثیر بگذارد و توانایی رژیم ایران برای حمله موشکی به پایگاههای آمریکا، اسرائيل، عربستان سعودی و دیگر کشورهای حوزه خلیج فارس را کاهش دهد، احتمالا به عملیاتی شدید نیاز دارد که ممکن است هفتهها و یا حتی ماهها طول بکش
The Wall Street Journal
U.S. Gathers the Most Air Power in the Mideast Since the 2003 Iraq Invasion
President Trump is being briefed on military options for striking Iran, even as aides hold talks with its regime.
• تجمع سریع نیروهای ایالات متحده در خاورمیانه به نقطهای رسیده است که به گفته مقامهای دولت و پنتاگون، رئیسجمهور ترامپ این گزینه را دارد که حتی از همین آخر هفته اقدام نظامی علیه ایران انجام دهد؛ موضوعی که کاخ سفید را در برابر انتخابهای پرمخاطره میان پیگیری دیپلماسی یا جنگ قرار داده
•است
.
-در اسرائیل، دو مقام دفاعی گفتند آمادگیهای قابل توجهی برای احتمال حمله مشترک با ایالات متحده در حال انجام است، هرچند هنوز تصمیمی برای اجرای آن گرفته نشده است. آنها گفتند برنامهریزیها بر وارد کردن ضربهای شدید طی چند روز متمرکز است، با هدف وادار کردن ایران به امتیازدهی در میز مذاکره — امتیازهایی که تاکنون حاضر به ارائه آنها نشده است.
تجمع نیروهای آمریکا نشاندهنده مجموعهای از اهداف احتمالی در ایران است، از جمله:
موشکهای کوتاه و میانبرد
انبارهای ذخیره موشک
سایتهای هستهای
سایر اهداف نظامی مانند مقرهای سپاه پاسداران انقلاب اسلامی
به گفته مقامهای آمریکایی، تصمیم نهایی درباره دامنه اهداف تا حد زیادی به ترامپ بستگی دار
-اما طی ماه گذشته، ارتش آمریکا سامانههای دفاع هوایی لازم — از جمله پاتریوت و تاد (THAAD) — را به منطقه منتقل کرده است. هر دو سامانه توان رهگیری موشکهای بالستیک ایران را دارند.
یک مقام نظامی گفت ارتش آمریکا اکنون میتواند از نیروها، متحدان و داراییهای خود در برابر هرگونه تلافی ایران در پاسخ به حملات آمریکا به اهداف هستهای و نظامیاش — دستکم در یک کارزار کوتاه — دفاع کند. اما به گفته او، این پرسش باقی است که آیا ارتش آمریکا آماده تحمل جنگی طولانیتر و گستردهتر
هست یا نه
https://www.nytimes.com/2026/02/18/us/politics/us-military-iran.html.
•است
.
-در اسرائیل، دو مقام دفاعی گفتند آمادگیهای قابل توجهی برای احتمال حمله مشترک با ایالات متحده در حال انجام است، هرچند هنوز تصمیمی برای اجرای آن گرفته نشده است. آنها گفتند برنامهریزیها بر وارد کردن ضربهای شدید طی چند روز متمرکز است، با هدف وادار کردن ایران به امتیازدهی در میز مذاکره — امتیازهایی که تاکنون حاضر به ارائه آنها نشده است.
تجمع نیروهای آمریکا نشاندهنده مجموعهای از اهداف احتمالی در ایران است، از جمله:
موشکهای کوتاه و میانبرد
انبارهای ذخیره موشک
سایتهای هستهای
سایر اهداف نظامی مانند مقرهای سپاه پاسداران انقلاب اسلامی
به گفته مقامهای آمریکایی، تصمیم نهایی درباره دامنه اهداف تا حد زیادی به ترامپ بستگی دار
-اما طی ماه گذشته، ارتش آمریکا سامانههای دفاع هوایی لازم — از جمله پاتریوت و تاد (THAAD) — را به منطقه منتقل کرده است. هر دو سامانه توان رهگیری موشکهای بالستیک ایران را دارند.
یک مقام نظامی گفت ارتش آمریکا اکنون میتواند از نیروها، متحدان و داراییهای خود در برابر هرگونه تلافی ایران در پاسخ به حملات آمریکا به اهداف هستهای و نظامیاش — دستکم در یک کارزار کوتاه — دفاع کند. اما به گفته او، این پرسش باقی است که آیا ارتش آمریکا آماده تحمل جنگی طولانیتر و گستردهتر
هست یا نه
https://www.nytimes.com/2026/02/18/us/politics/us-military-iran.html.
NY Times
U.S. Military Moves Into Place for Possible Strikes in Iran
President Trump has given no indication that he has made a decision about how to proceed, as diplomatic talks continue.
بازی چندلایه نتانیاهو؛ از ایران تا شکاف در یهودیان جهان
بازخوانی تحلیلی یادداشت توماس ال. فریدمن
توماس ال. فریدمن، ستوننویس شناختهشده نیویورکتایمز، در یادداشتی تند و کمسابقه علیه دولت راستگرای افراطی اسرائیل به رهبری بنیامین نتانیاهو، استدلال میکند که نخستوزیر اسرائیل نهتنها سیاست داخلی و منطقهای کشورش را به مسیری خطرناک برده، بلکه همزمان دونالد ترامپ و بخشهایی از جامعه یهودیان آمریکا را نیز «بازی داده» و از تمرکز آنها بر تهدید ایران برای پیشبرد پروژههای جنجالی خود بهره میبرد.
فریدمن از همان ابتدا بدون تعارف مینویسد که دولت نتانیاهو عملاً به آمریکا بیاحترامی میکند، اما با روایتسازی امنیتی — بهویژه برجستهسازی تهدید موشکی و هستهای ایران — تلاش دارد این واقعیت را پنهان کند. او البته تصریح میکند که تهدید ایران واقعی است و نمیتوان آن را نادیده گرفت؛ بهویژه پس از آنکه ایران بخشی از توان موشکی خود را پس از حملات پیشین بازسازی کرده است. با این حال، از نگاه فریدمن، تمرکز انحصاری بر این تهدید بیرونی، چشمها را بر خطری بزرگتر در داخل میبندد: مسیری که دولت نتانیاهو در قبال فلسطینیها و ساختار دموکراتیک اسرائیل در پیش گرفته است.
از منظر او، تلاش برای الحاق کرانه باختری، ماندگاری دائمی در غزه و همزمان محروم نگه داشتن فلسطینیها از حقوق سیاسی، نهتنها از نظر اخلاقی «بیپروا» بلکه از نظر جمعیتی نیز «غیرعقلانی» است. او با قیاسی هشداردهنده مینویسد همانگونه که الحاق مکزیک توسط آمریکا غیرقابل تصور است، کنترل دائمی میلیونها فلسطینی بدون اعطای حقوق سیاسی نیز سرانجامی جز بحران نخواهد داشت. در چنین سناریویی، به باور فریدمن، اسرائیل در نگاه جهانیان بهتدریج از یک دموکراسی مدرن به ساختاری شبیه نظام آپارتاید آفریقای جنوبی بدل میشود.
اما پیامدها، به گفته او، محدود به داخل اسرائیل نخواهد ماند. یکی از مهمترین نگرانیهای فریدمن، شکاف در یهودیان جهان است. او هشدار میدهد که اگر این مسیر ادامه یابد، نهادهای یهودی در سراسر دنیا دچار دوپارگی میشوند؛ زیرا یهودیان دیاسپورا ناچار خواهند شد میان حمایت بیقیدوشرط از اسرائیل یا فاصله گرفتن از سیاستهای آن یکی را انتخاب کنند.
همزمان، او به تغییر نگرش نسلهای جوان در آمریکا اشاره میکند. بهگفته فریدمن، روندی که با جنگ غزه تشدید شد، موجب شده بخش قابلتوجهی از جوانان — چه دموکرات و چه جمهوریخواه — نگاه انتقادیتری به اسرائیل پیدا کنند. در حاشیه این روند، او از افزایش گرایشهای ضدیهودی نیز ابراز نگرانی میکند و مینویسد خانوادههای یهودی ممکن است شاهد بزرگ شدن فرزندانشان در جهانی باشند که در آن «دولت یهود» نه نماد امنیت، بلکه یک دولت مطرود تلقی میشود.
در بخش دیگری از یادداشت، فریدمن تمرکز خود را بر تحولات داخلی اسرائیل میگذارد و استدلال میکند تهدید اصلی برای دموکراسی این کشور از درون میآید. او به تلاش چندساله نتانیاهو برای تضعیف دستگاه قضایی، محدود کردن نقش دیوان عالی، و فشار بر دادستان کل مستقل اشاره میکند — مقاماتی که بهزعم او آخرین سد در برابر سیاسیسازی کامل ساختار حکمرانی هستند. همچنین جلوگیری از تشکیل کمیسیون تحقیق مستقل درباره شکست امنیتی پیش از حمله ۷ اکتبر، و انتصاب چهرههای نزدیک سیاسی در نهادهای امنیتی، از دیگر مصادیقی است که فریدمن آنها را نشانه فرسایش حاکمیت قانون میداند.
فریدمن مینویسد اسرائیل امروز، پس از ضربات واردشده به ایران، حزبالله و حماس، در موقعیتی از قدرت نظامی و بازدارندگی قرار دارد که میتوانست سکوی پرتابی برای صلح منطقهای باشد. اگر دولت نتانیاهو وارد مذاکرات جدی برای راهحل دو دولت میشد، به باور او مسیر عادیسازی روابط با عربستان و سایر کشورهای عربی هموار میگردید، ایران بیش از پیش منزوی میشد و همافزایی اقتصادی ـ فناورانه میان اسرائیل و جهان عرب شکل میگرفت — تحولی که منافع راهبردی آمریکا را نیز تقویت میکرد و امکان کاهش حضور نظامی واشینگتن در منطقه را فراهم میساخت.
او در جمعبندی، ضمن تأکید دوباره بر واقعی بودن تهدید ایران، مینویسد بزرگترین تهدید برای اسرائیلِ دموکراتیک، برای روابط آمریکا و اسرائیل، و حتی برای امنیت و انسجام یهودیان جهان، نه در تهران بلکه در درون کابینهای قرار دارد که بهگفته او از ائتلافی از افراطیون ایدئولوژیک، ملیگرایان ضدعرب و جریانهای تندرو مذهبی شکل گرفته است.
https://www.nytimes.com/2026/02/17/opinion/israel-iran-netanyahu.html?searchResultPosition=1
بازخوانی تحلیلی یادداشت توماس ال. فریدمن
توماس ال. فریدمن، ستوننویس شناختهشده نیویورکتایمز، در یادداشتی تند و کمسابقه علیه دولت راستگرای افراطی اسرائیل به رهبری بنیامین نتانیاهو، استدلال میکند که نخستوزیر اسرائیل نهتنها سیاست داخلی و منطقهای کشورش را به مسیری خطرناک برده، بلکه همزمان دونالد ترامپ و بخشهایی از جامعه یهودیان آمریکا را نیز «بازی داده» و از تمرکز آنها بر تهدید ایران برای پیشبرد پروژههای جنجالی خود بهره میبرد.
فریدمن از همان ابتدا بدون تعارف مینویسد که دولت نتانیاهو عملاً به آمریکا بیاحترامی میکند، اما با روایتسازی امنیتی — بهویژه برجستهسازی تهدید موشکی و هستهای ایران — تلاش دارد این واقعیت را پنهان کند. او البته تصریح میکند که تهدید ایران واقعی است و نمیتوان آن را نادیده گرفت؛ بهویژه پس از آنکه ایران بخشی از توان موشکی خود را پس از حملات پیشین بازسازی کرده است. با این حال، از نگاه فریدمن، تمرکز انحصاری بر این تهدید بیرونی، چشمها را بر خطری بزرگتر در داخل میبندد: مسیری که دولت نتانیاهو در قبال فلسطینیها و ساختار دموکراتیک اسرائیل در پیش گرفته است.
از منظر او، تلاش برای الحاق کرانه باختری، ماندگاری دائمی در غزه و همزمان محروم نگه داشتن فلسطینیها از حقوق سیاسی، نهتنها از نظر اخلاقی «بیپروا» بلکه از نظر جمعیتی نیز «غیرعقلانی» است. او با قیاسی هشداردهنده مینویسد همانگونه که الحاق مکزیک توسط آمریکا غیرقابل تصور است، کنترل دائمی میلیونها فلسطینی بدون اعطای حقوق سیاسی نیز سرانجامی جز بحران نخواهد داشت. در چنین سناریویی، به باور فریدمن، اسرائیل در نگاه جهانیان بهتدریج از یک دموکراسی مدرن به ساختاری شبیه نظام آپارتاید آفریقای جنوبی بدل میشود.
اما پیامدها، به گفته او، محدود به داخل اسرائیل نخواهد ماند. یکی از مهمترین نگرانیهای فریدمن، شکاف در یهودیان جهان است. او هشدار میدهد که اگر این مسیر ادامه یابد، نهادهای یهودی در سراسر دنیا دچار دوپارگی میشوند؛ زیرا یهودیان دیاسپورا ناچار خواهند شد میان حمایت بیقیدوشرط از اسرائیل یا فاصله گرفتن از سیاستهای آن یکی را انتخاب کنند.
همزمان، او به تغییر نگرش نسلهای جوان در آمریکا اشاره میکند. بهگفته فریدمن، روندی که با جنگ غزه تشدید شد، موجب شده بخش قابلتوجهی از جوانان — چه دموکرات و چه جمهوریخواه — نگاه انتقادیتری به اسرائیل پیدا کنند. در حاشیه این روند، او از افزایش گرایشهای ضدیهودی نیز ابراز نگرانی میکند و مینویسد خانوادههای یهودی ممکن است شاهد بزرگ شدن فرزندانشان در جهانی باشند که در آن «دولت یهود» نه نماد امنیت، بلکه یک دولت مطرود تلقی میشود.
در بخش دیگری از یادداشت، فریدمن تمرکز خود را بر تحولات داخلی اسرائیل میگذارد و استدلال میکند تهدید اصلی برای دموکراسی این کشور از درون میآید. او به تلاش چندساله نتانیاهو برای تضعیف دستگاه قضایی، محدود کردن نقش دیوان عالی، و فشار بر دادستان کل مستقل اشاره میکند — مقاماتی که بهزعم او آخرین سد در برابر سیاسیسازی کامل ساختار حکمرانی هستند. همچنین جلوگیری از تشکیل کمیسیون تحقیق مستقل درباره شکست امنیتی پیش از حمله ۷ اکتبر، و انتصاب چهرههای نزدیک سیاسی در نهادهای امنیتی، از دیگر مصادیقی است که فریدمن آنها را نشانه فرسایش حاکمیت قانون میداند.
فریدمن مینویسد اسرائیل امروز، پس از ضربات واردشده به ایران، حزبالله و حماس، در موقعیتی از قدرت نظامی و بازدارندگی قرار دارد که میتوانست سکوی پرتابی برای صلح منطقهای باشد. اگر دولت نتانیاهو وارد مذاکرات جدی برای راهحل دو دولت میشد، به باور او مسیر عادیسازی روابط با عربستان و سایر کشورهای عربی هموار میگردید، ایران بیش از پیش منزوی میشد و همافزایی اقتصادی ـ فناورانه میان اسرائیل و جهان عرب شکل میگرفت — تحولی که منافع راهبردی آمریکا را نیز تقویت میکرد و امکان کاهش حضور نظامی واشینگتن در منطقه را فراهم میساخت.
او در جمعبندی، ضمن تأکید دوباره بر واقعی بودن تهدید ایران، مینویسد بزرگترین تهدید برای اسرائیلِ دموکراتیک، برای روابط آمریکا و اسرائیل، و حتی برای امنیت و انسجام یهودیان جهان، نه در تهران بلکه در درون کابینهای قرار دارد که بهگفته او از ائتلافی از افراطیون ایدئولوژیک، ملیگرایان ضدعرب و جریانهای تندرو مذهبی شکل گرفته است.
https://www.nytimes.com/2026/02/17/opinion/israel-iran-netanyahu.html?searchResultPosition=1
NY Times
Opinion | Netanyahu Plays Trump and American Jews for Fools — Again
Netanyahu has gotten Trump to focus on Iran and ignore the destructive things Bibi is doing in Gaza, in the West Bank and inside Israel.
👍2
قبل از حمله به ایران: تعریف اهداف
قابل دستیابی و واقعبینانه
دنی سیترینوویچ
قبل از در نظر گرفتن یک حمله نظامی به ایران، ضروری است که واقعبینانه به آنچه که چنین اقدامی میتواند به دست آورد، نگاه کنیم.
شکی نیست که ایران از نظر نظامی رقیب همسطحی برای ایالات متحده نیست. آمریکا برتری قابل توجهی در تواناییهای متعارف و تسلط عملیاتی در تمامی حوزهها دارد. با این حال، نباید ایران را دستکم گرفت. همانطور که در درگیریهای محدود قبلی، بهویژه در جنگهای موشکی نشان داده شده است، تهران دارای قابلیتهای نامتقارن معناداری است — بهویژه در زرادخانه موشکی بالستیک و شبکههای نیابتی منطقهایاش.
بنابراین، سوال اصلی این نیست که آیا ایالات متحده میتواند خسارت وارد کند. بلکه این است: چه هدف استراتژیکی بهطور واقعبینانه قابل دستیابی است؟
1. تغییر رژیم
حتی مقامات ارشد ایالات متحده نیز اعتراف کردهاند که تغییر رژیم فوقالعاده دشوار خواهد بود.
هیچ اپوزیسیون یکپارچه و قابلتتکایی در داخل ایران وجود ندارد که بتواند وارد عمل شود و حکومت کند. علاوه بر این، تغییر رژیم تقریباً قطعاً نیاز به یک حرکت نظامی طولانی خواهد داشت، که ممکن است شامل استفاده از نیروهای زمینی باشد — چیزی که افکار عمومی و سیاستگذاران آمریکایی بعد از عراق و افغانستان تمایل کمی به آن نشان دادهاند.
در غیاب اراده برای متعهد شدن به یک تلاش تثبیتکننده در مقیاس بزرگ و بلندمدت، تغییر رژیم هدفی دستیافتنی نیست.
2. بیثبات کردن رژیم برای ایجاد شورش داخلی
یک اقدام نظامی میتواند رژیم را تضعیف کرده و فشار داخلی ایجاد کند. اما رهبری ایران — بهویژه سپاه— هیچ گزینه خروجی ندارد. بقای رژیم برای رهبری اصلی آن حیاتی است.
تاریخ نشان میدهد که آنها در برابر ناآرامیهای داخلی با نیروی فراوان پاسخ خواهند داد. برای اینکه بیثباتی به تغییر سیاسی معناداری منجر شود، احتمالاً نیاز به یک کمپین پایدار و طولانی خواهد بود. حتی در این صورت، محتملترین نتیجه ممکن است نه انتقال دموکراتیک، بلکه هرج و مرج داخلی باشد — که ممکن است ایران را به سوی جنگ داخلی سوق دهد.
این سناریو خطرات قابل توجهی برای منطقه و جهان به همراه دارد.
3. نابود کردن برنامه هستهای ایران
یک حمله نظامی میتواند به شدت به تأسیسات هستهای آسیب برساند. حملات دقیق ممکن است پیشرفت را به تأخیر انداخته و زیرساختها را تخریب کند.
اما حملات نمیتوانند دانش علمی، سرمایه انسانی یا اراده سیاسی را از بین ببرند. همچنین مشخص نیست که آیا تمام مواد غنیشده بالا قابل شناسایی و نابود شدن هستند.
در بهترین حالت، اقدام نظامی ممکن است برنامه را به تأخیر بیندازد. به احتمال زیاد نمیتواند آن را بهطور دائمی از بین ببرد. ایران تقریباً قطعاً تلاش خواهد کرد تا آن را بازسازی کند — ممکن است با اراده بیشتر و محدودیتهای کمتر.
4. حذف تواناییهای موشکی ایران
یک کمپین گسترده میتواند به شدت موجودی موشکی و زیرساختهای تولید ایران را تضعیف کند.
با این حال، برنامه موشکی ایران داخلی و مرکزی به دکترین دفاعی آن است. این برنامه بهعنوان یک ارکان بازدارندگی در برابر نیروهای متعارف برتر دیده میشود. حتی پس از خسارات سنگین، تهران احتمالاً بازسازی این قابلیتها را در اولویت قرار خواهد داد.
نتیجه ممکن است تضعیف موقت باشد نه حذف دائمی.
5. فشار به ایران برای بازگشت به مذاکرات و قبول شروط بیشتر
این فرض وجود دارد که فشار نظامی میتواند تهران را وادار به پذیرش توافقی مطلوبتر کند.
با این حال، درگیریهای گذشته نشان میدهد که رهبری ایرانی ممکن است پایداری را به تسلیم ترجیح دهد. رژیم ممکن است محاسبه کند که زمان فشار سیاسی بر واشنگتن را افزایش میدهد تا تنشها کاهش یابد، بهویژه اگر درگیری طولانی یا بیثباتکننده منطقهای شود.
به جای امتیازات فوری، اقدام نظامی میتواند موضع مذاکره ایران را سختتر کند — یا کانالهای دیپلماتیک را بهطور کامل از بین ببرد.
6. هدف قرار دادن علی خامنهای
برخی ممکن است استدلال کنند که حذف
رهبری میتواند مسیر ایران را بهطور بنیادی تغییر دهد.
با این حال، حملات حذف رهبری غالباً نتایج غیرقابل پیشبینی به همراه دارند. سیستم سیاسی ایران نهادی است، نه صرفاً شخصی. حذف خامنهای ممکن است موجب تلافیجویی از سوی ایران و نمایندگان منطقهایاش شود و بهطور بالقوه ایالات متحده را به درگیری وسیعتری وادار کند.
همچنین مشخص نیست که آیا چنین حرکتی سیاست ایران را ملایم میکند. ممکن است بههمان اندازه آن را رادیکال کند.
خطمشی استراتژیک
هیچ شکی در مورد برتری نظامی ایالات متحده در یک درگیری مستقیم وجود ندارد. اما موضوع واقعی، وضوح استراتژیک است.
قابل دستیابی و واقعبینانه
دنی سیترینوویچ
قبل از در نظر گرفتن یک حمله نظامی به ایران، ضروری است که واقعبینانه به آنچه که چنین اقدامی میتواند به دست آورد، نگاه کنیم.
شکی نیست که ایران از نظر نظامی رقیب همسطحی برای ایالات متحده نیست. آمریکا برتری قابل توجهی در تواناییهای متعارف و تسلط عملیاتی در تمامی حوزهها دارد. با این حال، نباید ایران را دستکم گرفت. همانطور که در درگیریهای محدود قبلی، بهویژه در جنگهای موشکی نشان داده شده است، تهران دارای قابلیتهای نامتقارن معناداری است — بهویژه در زرادخانه موشکی بالستیک و شبکههای نیابتی منطقهایاش.
بنابراین، سوال اصلی این نیست که آیا ایالات متحده میتواند خسارت وارد کند. بلکه این است: چه هدف استراتژیکی بهطور واقعبینانه قابل دستیابی است؟
1. تغییر رژیم
حتی مقامات ارشد ایالات متحده نیز اعتراف کردهاند که تغییر رژیم فوقالعاده دشوار خواهد بود.
هیچ اپوزیسیون یکپارچه و قابلتتکایی در داخل ایران وجود ندارد که بتواند وارد عمل شود و حکومت کند. علاوه بر این، تغییر رژیم تقریباً قطعاً نیاز به یک حرکت نظامی طولانی خواهد داشت، که ممکن است شامل استفاده از نیروهای زمینی باشد — چیزی که افکار عمومی و سیاستگذاران آمریکایی بعد از عراق و افغانستان تمایل کمی به آن نشان دادهاند.
در غیاب اراده برای متعهد شدن به یک تلاش تثبیتکننده در مقیاس بزرگ و بلندمدت، تغییر رژیم هدفی دستیافتنی نیست.
2. بیثبات کردن رژیم برای ایجاد شورش داخلی
یک اقدام نظامی میتواند رژیم را تضعیف کرده و فشار داخلی ایجاد کند. اما رهبری ایران — بهویژه سپاه— هیچ گزینه خروجی ندارد. بقای رژیم برای رهبری اصلی آن حیاتی است.
تاریخ نشان میدهد که آنها در برابر ناآرامیهای داخلی با نیروی فراوان پاسخ خواهند داد. برای اینکه بیثباتی به تغییر سیاسی معناداری منجر شود، احتمالاً نیاز به یک کمپین پایدار و طولانی خواهد بود. حتی در این صورت، محتملترین نتیجه ممکن است نه انتقال دموکراتیک، بلکه هرج و مرج داخلی باشد — که ممکن است ایران را به سوی جنگ داخلی سوق دهد.
این سناریو خطرات قابل توجهی برای منطقه و جهان به همراه دارد.
3. نابود کردن برنامه هستهای ایران
یک حمله نظامی میتواند به شدت به تأسیسات هستهای آسیب برساند. حملات دقیق ممکن است پیشرفت را به تأخیر انداخته و زیرساختها را تخریب کند.
اما حملات نمیتوانند دانش علمی، سرمایه انسانی یا اراده سیاسی را از بین ببرند. همچنین مشخص نیست که آیا تمام مواد غنیشده بالا قابل شناسایی و نابود شدن هستند.
در بهترین حالت، اقدام نظامی ممکن است برنامه را به تأخیر بیندازد. به احتمال زیاد نمیتواند آن را بهطور دائمی از بین ببرد. ایران تقریباً قطعاً تلاش خواهد کرد تا آن را بازسازی کند — ممکن است با اراده بیشتر و محدودیتهای کمتر.
4. حذف تواناییهای موشکی ایران
یک کمپین گسترده میتواند به شدت موجودی موشکی و زیرساختهای تولید ایران را تضعیف کند.
با این حال، برنامه موشکی ایران داخلی و مرکزی به دکترین دفاعی آن است. این برنامه بهعنوان یک ارکان بازدارندگی در برابر نیروهای متعارف برتر دیده میشود. حتی پس از خسارات سنگین، تهران احتمالاً بازسازی این قابلیتها را در اولویت قرار خواهد داد.
نتیجه ممکن است تضعیف موقت باشد نه حذف دائمی.
5. فشار به ایران برای بازگشت به مذاکرات و قبول شروط بیشتر
این فرض وجود دارد که فشار نظامی میتواند تهران را وادار به پذیرش توافقی مطلوبتر کند.
با این حال، درگیریهای گذشته نشان میدهد که رهبری ایرانی ممکن است پایداری را به تسلیم ترجیح دهد. رژیم ممکن است محاسبه کند که زمان فشار سیاسی بر واشنگتن را افزایش میدهد تا تنشها کاهش یابد، بهویژه اگر درگیری طولانی یا بیثباتکننده منطقهای شود.
به جای امتیازات فوری، اقدام نظامی میتواند موضع مذاکره ایران را سختتر کند — یا کانالهای دیپلماتیک را بهطور کامل از بین ببرد.
6. هدف قرار دادن علی خامنهای
برخی ممکن است استدلال کنند که حذف
رهبری میتواند مسیر ایران را بهطور بنیادی تغییر دهد.
با این حال، حملات حذف رهبری غالباً نتایج غیرقابل پیشبینی به همراه دارند. سیستم سیاسی ایران نهادی است، نه صرفاً شخصی. حذف خامنهای ممکن است موجب تلافیجویی از سوی ایران و نمایندگان منطقهایاش شود و بهطور بالقوه ایالات متحده را به درگیری وسیعتری وادار کند.
همچنین مشخص نیست که آیا چنین حرکتی سیاست ایران را ملایم میکند. ممکن است بههمان اندازه آن را رادیکال کند.
خطمشی استراتژیک
هیچ شکی در مورد برتری نظامی ایالات متحده در یک درگیری مستقیم وجود ندارد. اما موضوع واقعی، وضوح استراتژیک است.
برای اولین بار در دههها، احتمال درگیری نظامی مستقیم ایالات متحده و ایران، احتمال جنگ دولتها را بهجای درگیری نیابتی به ارمغان میآورد. این نیازمند تفکر منظم درباره اهداف، روشها و وسایل است.
هیچ هدفی بهراحتی قابل دستیابی به نظر نمیرسد. همه آنها اثرات ثانویه و ثالثی قابل توجهی به همراه دارند. بسیاری از نتایج ممکن است غیرقابل پیشبینی باشد — و لزوماً به نفع منافع ایالات متحده نباشد.
بنابراین، قبل از آغاز اقدام نظامی، سیاستگذاران باید بهوضوح تعریف کنند که موفقیت چیست— و اینکه آیا هزینهها، مدت زمان، خطرات تشدید و عواقب منطقهای با اولویتهای استراتژیک گستردهتر آمریکا همخوانی دارد یا خیر.
توانایی نظامی به معنای مزیت استراتژیک نیست.
@irananalyses
هیچ هدفی بهراحتی قابل دستیابی به نظر نمیرسد. همه آنها اثرات ثانویه و ثالثی قابل توجهی به همراه دارند. بسیاری از نتایج ممکن است غیرقابل پیشبینی باشد — و لزوماً به نفع منافع ایالات متحده نباشد.
بنابراین، قبل از آغاز اقدام نظامی، سیاستگذاران باید بهوضوح تعریف کنند که موفقیت چیست— و اینکه آیا هزینهها، مدت زمان، خطرات تشدید و عواقب منطقهای با اولویتهای استراتژیک گستردهتر آمریکا همخوانی دارد یا خیر.
توانایی نظامی به معنای مزیت استراتژیک نیست.
@irananalyses
ایراد برجسته در این است که سند «مرحله اضطراری» ثبات را از طریق «تمرکز و کنترل» میجوید، اما لیبرالدموکراسی ثبات را محصول «مشارکت و مهار قدرت» میداند. نادیده گرفتن زنان، اقلیتها و نهادهای مدنی در این سند، نشاندهنده یک نگاه سنتی به قدرت است که با واقعیتهای امروز جامعه ایران هماهنگی ندارد. برای جلوگیری از ظهور یک استبداد تازه، قدرت حتی در اضطرار باید محدود، شفاف، کثرتگرا و پاسخگو بماند. بهجای جستجو برای یک «فرد دادگر»، ما بایستی یاد بگیریم که قوانین و نهادهایی را بنا کنیم که قدرت سیاستمداران ناصالح را مهار کند.
https://www.radiozamaneh.com/879080
https://www.radiozamaneh.com/879080
Radiozamaneh
مروری انتقادی بر سند «مرحله اضطراری»
آروین پویان ـ ایراد برجسته این است که سند «مرحله اضطراری» ثبات را از طریق «تمرکز و کنترل» میجوید، اما لیبرالدموکراسی ثبات را محصول «مشارکت و مهار قدرت» میداند. نادیده گرفتن زنان، اقلیتها و نهادهای مدنی در این سند، نشاندهنده یک نگاه سنتی به قدرت است…
👍2
اورشلیم پست:
بر اساس توضیحات ارائهشده، راهبرد احتمالی حمله بهصورت «هدفگیری مرحلهای» طراحی خواهد شد. در این چارچوب:
موج نخست حملات بر سایتهای راهبردی موشکی، پایگاههای پرتاب و توانمندیهای بالستیک متمرکز خواهد بود؛ اهدافی که تهدید فوری برای نیروهای آمریکایی و اسرائیل محسوب میشوند.
مرحله دوم شامل خنثیسازی نیروهای نیابتی ایران در خارج از مرزهای کشور خواهد بود که ممکن است دست به اقدامات تلافیجویانه بزنند.
مرحله سوم و حساستر تمرکز بر نهادهای داخلی قدرت، بهویژه سپاه پاسداران انقلاب اسلامی و سازوکارهای کنترلی آن خواهد داشت.
به گفته هاروارد، هدف اصلی چنین عملیاتی تخریب زیرساختهای عمومی کشور نیست، بلکه تمرکز بر ساختارهای امنیتی و نظامیای خواهد بود که ابزار سرکوب داخلی محسوب میشوند.
https://www.jpost.com/middle-east/article-887303
بر اساس توضیحات ارائهشده، راهبرد احتمالی حمله بهصورت «هدفگیری مرحلهای» طراحی خواهد شد. در این چارچوب:
موج نخست حملات بر سایتهای راهبردی موشکی، پایگاههای پرتاب و توانمندیهای بالستیک متمرکز خواهد بود؛ اهدافی که تهدید فوری برای نیروهای آمریکایی و اسرائیل محسوب میشوند.
مرحله دوم شامل خنثیسازی نیروهای نیابتی ایران در خارج از مرزهای کشور خواهد بود که ممکن است دست به اقدامات تلافیجویانه بزنند.
مرحله سوم و حساستر تمرکز بر نهادهای داخلی قدرت، بهویژه سپاه پاسداران انقلاب اسلامی و سازوکارهای کنترلی آن خواهد داشت.
به گفته هاروارد، هدف اصلی چنین عملیاتی تخریب زیرساختهای عمومی کشور نیست، بلکه تمرکز بر ساختارهای امنیتی و نظامیای خواهد بود که ابزار سرکوب داخلی محسوب میشوند.
https://www.jpost.com/middle-east/article-887303
The Jerusalem Post | JPost.com
'Hundreds of strikes per day': Former CENTCOM deputy says US can wipe out Islamic Regime in hours
A possible first wave of an attack on Iran would focus on strategic missile sites and launchers, the most immediate threats to US forces and Israel, a former CENTCOM official told the Post.
👎1
استدلال اصلی مقاله این است که تهران جنگ را لزوماً مطلوب نمیداند، اما آن را اجتنابناپذیر و حتی در برخی سناریوها «کمهزینهتر از یک توافق ضعیف» ارزیابی میکند. از نگاه تصمیمگیران ایرانی:
دیپلماسی بدون تضمین امنیتی بیفایده است.
خلع سلاح کامل برابر با آسیبپذیری راهبردی است.
جنگ طولانی میتواند آمریکا را فرسوده و امتیازدهی را تسهیل کند.
نویسنده در پایان هشدار میدهد که هرچند بسیاری در غرب این منطق را خطای فاجعهبار میدانند، اما نادیده گرفتن آن نیز میتواند به سوءبرداشتهای خطرناک و محاسبات اشتباه در سیاستگذاری منجر شود.
https://www.ft.com/content/6432bedc-1d22-4e21-9d8d-04f38bcf579b
دیپلماسی بدون تضمین امنیتی بیفایده است.
خلع سلاح کامل برابر با آسیبپذیری راهبردی است.
جنگ طولانی میتواند آمریکا را فرسوده و امتیازدهی را تسهیل کند.
نویسنده در پایان هشدار میدهد که هرچند بسیاری در غرب این منطق را خطای فاجعهبار میدانند، اما نادیده گرفتن آن نیز میتواند به سوءبرداشتهای خطرناک و محاسبات اشتباه در سیاستگذاری منجر شود.
https://www.ft.com/content/6432bedc-1d22-4e21-9d8d-04f38bcf579b
Ft
Why Iran is betting on war
Tehran thinks a drawn-out conflict could eventually yield a better deal than what Trump is offering today
مقاله «تصلب دیپلماتیک و بنبست مذاکرات» استدلال میکند که دشواری رسیدن به توافق میان ایران و غرب، صرفاً حاصل اختلافات سیاسی مقطعی نیست، بلکه ریشه در مجموعهای از عوامل نهادی، اقتصادی و تاریخی دارد. بیثباتی مزمن اقتصادی، تورم بالا، ضعف حقوق مالکیت و پیشبینیناپذیری قوانین باعث شکلگیری ذهنیت کوتاهمدت شده است؛ ذهنیتی که در آن سود فوری بر اعتبار بلندمدت ترجیح داده میشود. در چنین فضایی، اعتماد نهادی تضعیف میشود و الگوی «مجموع صفر» تقویت میگردد؛ یعنی توافق برد-برد بهعنوان باخت تلقی میشود. این وضعیت با منطق «تنگنای زندانی» در نظریه بازیها قابل توضیح است: وقتی طرفین به صداقت یکدیگر اعتماد ندارند، فریب یا حداکثرطلبی به رفتاری ظاهراً عقلانی تبدیل میشود، حتی اگر در نهایت هر دو متضرر شوند.
در سطح ساختار سیاسی، تمرکز قدرت و عمودی بودن تصمیمگیری، اختیار مذاکرهکنندگان را محدود میکند. مدیران و دیپلماتها در یک «بازی دو سطحی» گرفتارند: از یک سو با قدرتهای جهانی مذاکره میکنند و از سوی دیگر نگران واکنش جریانهای داخلی و اتهام امتیازدهی یا خیانت هستند. در چنین ساختاری، امضا نکردن توافق امنتر از امضا کردن آن است. افزون بر این، امنیتی بودن پرونده هستهای و پیوند آن با بازدارندگی و هویت سیاسی، انعطافپذیری را کاهش میدهد. هرگونه عقبنشینی ممکن است بهعنوان شکست حیثیتی تعبیر شود، و مذاکره بهجای ابزاری برای حل مسئله، به عرصهای برای جلوگیری از باخت نمادین تبدیل گردد.
در سطح کلانتر، عدم تقارن قدرت در نظام بینالملل، اقتصاد تحریمی و شکلگیری شبکههای رانتی و غیرشفاف نیز بر این بنبست میافزایند. تحریمها ساختار انگیزشی تازهای ایجاد کردهاند که در آن عدم شفافیت و واسطهگری سودآور است و «تعهد معتبر» تضعیف میشود؛ بهطوریکه حتی در صورت توافق، بیاعتمادی متقابل و شروط سختگیرانه مانع بهرهمندی کامل از منافع آن میشود. بیثباتی سیاست خارجی در غرب و تغییر دولتها نیز هزینه اعتماد یکجانبه را بالا برده است. نتیجه این چرخه، طولانی شدن مذاکرات، فرسایش اعتبار ملی و از دست رفتن فرصتهای توسعه و ادغام اقتصادی در جهان است؛ هزینهای که در نهایت کل جامعه آن را میپردازد.
https://parsi.euronews.com/2026/02/18/why-is-it-hard-to-reach-an-agreement-with-iran
در سطح ساختار سیاسی، تمرکز قدرت و عمودی بودن تصمیمگیری، اختیار مذاکرهکنندگان را محدود میکند. مدیران و دیپلماتها در یک «بازی دو سطحی» گرفتارند: از یک سو با قدرتهای جهانی مذاکره میکنند و از سوی دیگر نگران واکنش جریانهای داخلی و اتهام امتیازدهی یا خیانت هستند. در چنین ساختاری، امضا نکردن توافق امنتر از امضا کردن آن است. افزون بر این، امنیتی بودن پرونده هستهای و پیوند آن با بازدارندگی و هویت سیاسی، انعطافپذیری را کاهش میدهد. هرگونه عقبنشینی ممکن است بهعنوان شکست حیثیتی تعبیر شود، و مذاکره بهجای ابزاری برای حل مسئله، به عرصهای برای جلوگیری از باخت نمادین تبدیل گردد.
در سطح کلانتر، عدم تقارن قدرت در نظام بینالملل، اقتصاد تحریمی و شکلگیری شبکههای رانتی و غیرشفاف نیز بر این بنبست میافزایند. تحریمها ساختار انگیزشی تازهای ایجاد کردهاند که در آن عدم شفافیت و واسطهگری سودآور است و «تعهد معتبر» تضعیف میشود؛ بهطوریکه حتی در صورت توافق، بیاعتمادی متقابل و شروط سختگیرانه مانع بهرهمندی کامل از منافع آن میشود. بیثباتی سیاست خارجی در غرب و تغییر دولتها نیز هزینه اعتماد یکجانبه را بالا برده است. نتیجه این چرخه، طولانی شدن مذاکرات، فرسایش اعتبار ملی و از دست رفتن فرصتهای توسعه و ادغام اقتصادی در جهان است؛ هزینهای که در نهایت کل جامعه آن را میپردازد.
https://parsi.euronews.com/2026/02/18/why-is-it-hard-to-reach-an-agreement-with-iran
euronews
تصلب دیپلماتیک و بنبست مذاکرات: چرا توافق با ایرانیها دشوار است و معمولا به بنبست میرسد؟
مذاکرات هستهای ایران اکنون وارد بیست و چهارمین سال خود شده است؛ ماراتنی که حتی طولانیترین جنگهای قرن را پشت سر گذاشته است. این تصلب و دشواری در حصول توافق و معامله میان ایران و غرب، صدایی است که از هر دو سو شنیده میشود.
https://www.washingtonpost.com/national-security/2026/02/19/trump-iran-attack-military/
واشنگتن پست: دولت ترامپ بهنظر میرسد در حال آمادهسازی برای یک حمله نظامی گسترده و حتی طولانیمدت علیه ایران است. پنتاگون طی هفتههای اخیر حجم عظیمی از توان رزمی را در خاورمیانه مستقر کرده، از جمله ناوهای هواپیمابر، ناوشکنها، جنگندهها و سامانههای پدافندی. اعزام ناو هواپیمابر جرالد آر. فورد و نیروهای همراه آن میتواند امکان حمله را در بازهای کوتاه فراهم کند. در عین حال، اظهارات ترامپ درباره احتمال توافق یا اقدام نظامی مبهم بوده و هنوز مشخص نیست دستور نهایی حمله صادر شده باشد.
با وجود برتری نظامی قابل توجه آمریکا و اسرائیل، کارشناسان نسبت به پیامدهای یک جنگ بزرگ هشدار میدهند. ایران دارای موشکهای بالستیک، شبکه نیروهای نیابتی در منطقه و ظرفیت ایجاد اختلال در کشتیرانی و بازار جهانی نفت است؛ عواملی که میتواند هر درگیری را به جنگی گسترده و پرهزینه تبدیل کند. همزمان، آمریکا برخی نیروهای خود را برای کاهش تلفات احتمالی جابهجا کرده و آمادهسازیهای دفاعی انجام داده است.
این تحرکات نظامی در حالی انجام میشود که مذاکرات هستهای میان تهران و واشنگتن ادامه دارد اما پیشرفت آن محدود گزارش شده است. اسرائیل خواهان شروط بسیار سختگیرانه برای هر توافق است، در حالی که ایران بر حق غنیسازی و توان موشکی خود تأکید دارد. در مجموع، استقرار گسترده نیروها نشان میدهد دولت ترامپ خود را برای سناریویی فراتر از حملات محدود آماده میکند؛ سناریویی که میتواند به یکی از مهمترین و پرریسکترین رویاروییهای نظامی دهههای اخیر تبدیل شود.
واشنگتن پست: دولت ترامپ بهنظر میرسد در حال آمادهسازی برای یک حمله نظامی گسترده و حتی طولانیمدت علیه ایران است. پنتاگون طی هفتههای اخیر حجم عظیمی از توان رزمی را در خاورمیانه مستقر کرده، از جمله ناوهای هواپیمابر، ناوشکنها، جنگندهها و سامانههای پدافندی. اعزام ناو هواپیمابر جرالد آر. فورد و نیروهای همراه آن میتواند امکان حمله را در بازهای کوتاه فراهم کند. در عین حال، اظهارات ترامپ درباره احتمال توافق یا اقدام نظامی مبهم بوده و هنوز مشخص نیست دستور نهایی حمله صادر شده باشد.
با وجود برتری نظامی قابل توجه آمریکا و اسرائیل، کارشناسان نسبت به پیامدهای یک جنگ بزرگ هشدار میدهند. ایران دارای موشکهای بالستیک، شبکه نیروهای نیابتی در منطقه و ظرفیت ایجاد اختلال در کشتیرانی و بازار جهانی نفت است؛ عواملی که میتواند هر درگیری را به جنگی گسترده و پرهزینه تبدیل کند. همزمان، آمریکا برخی نیروهای خود را برای کاهش تلفات احتمالی جابهجا کرده و آمادهسازیهای دفاعی انجام داده است.
این تحرکات نظامی در حالی انجام میشود که مذاکرات هستهای میان تهران و واشنگتن ادامه دارد اما پیشرفت آن محدود گزارش شده است. اسرائیل خواهان شروط بسیار سختگیرانه برای هر توافق است، در حالی که ایران بر حق غنیسازی و توان موشکی خود تأکید دارد. در مجموع، استقرار گسترده نیروها نشان میدهد دولت ترامپ خود را برای سناریویی فراتر از حملات محدود آماده میکند؛ سناریویی که میتواند به یکی از مهمترین و پرریسکترین رویاروییهای نظامی دهههای اخیر تبدیل شود.
The Washington Post
Trump appears ready to attack Iran as U.S. strike force takes shape
Although the United States and ally Israel have a military advantage over Iranian forces, there are ways for Tehran to make any attack painful, officials said.
.ترامپ در حال بررسی یک حمله نظامی محدود اولیه به ایران برای وادار کردن تهران به پذیرش توافق هستهای است.
.این حمله احتمالاً چند هدف نظامی یا دولتی مشخص را هدف قرار میدهد، نه یک جنگ تمامعیار.
د.ر صورت عدم تمکین ایران، آمریکا ممکن است به سمت کارزار نظامی گستردهتر حتی با هدف تغییر رژیم حرکت کند.
.راهبرد پیشنهادی بر پایه افزایش تدریجی سطح حملات (از محدود به گسترده) است.
.حمله محدود میتواند باعث شود ایران برای مدتی از مذاکرات خارج شود.
.هنوز تصمیم نهایی برای حمله گرفته نشده و ترامپ گفته ظرف ۱۰ روز تا حداکثر دو هفته تصمیم میگیرد.
.گزینهها از حملات محدود تا کارزار یکهفتهای گسترده متغیر است.
.برخی مقامها هشدار دادهاند حمله میتواند به واکنش نظامی ایران و جنگ منطقهای منجر شود.
م.ذاکرات دیپلماتیک ادامه دارد اما اختلافات اساسی بر سر غنیسازی، موشکهای بالستیک و نیروهای نیابتی باقی است.
.ایران تهدید کرده به هر حملهای با حداکثر قدرت پاسخ میدهد.
.آمریکا همزمان در حال افزایش نیرو و تجهیزات نظامی از جمله جنگندههای پیشرفته و ناو هواپیمابر در منطقه است
https://www.wsj.com/world/middle-east/trump-hints-at-10-day-window-for-decision-on-iran-6370e477?mod=hp_lead_pos2
.این حمله احتمالاً چند هدف نظامی یا دولتی مشخص را هدف قرار میدهد، نه یک جنگ تمامعیار.
د.ر صورت عدم تمکین ایران، آمریکا ممکن است به سمت کارزار نظامی گستردهتر حتی با هدف تغییر رژیم حرکت کند.
.راهبرد پیشنهادی بر پایه افزایش تدریجی سطح حملات (از محدود به گسترده) است.
.حمله محدود میتواند باعث شود ایران برای مدتی از مذاکرات خارج شود.
.هنوز تصمیم نهایی برای حمله گرفته نشده و ترامپ گفته ظرف ۱۰ روز تا حداکثر دو هفته تصمیم میگیرد.
.گزینهها از حملات محدود تا کارزار یکهفتهای گسترده متغیر است.
.برخی مقامها هشدار دادهاند حمله میتواند به واکنش نظامی ایران و جنگ منطقهای منجر شود.
م.ذاکرات دیپلماتیک ادامه دارد اما اختلافات اساسی بر سر غنیسازی، موشکهای بالستیک و نیروهای نیابتی باقی است.
.ایران تهدید کرده به هر حملهای با حداکثر قدرت پاسخ میدهد.
.آمریکا همزمان در حال افزایش نیرو و تجهیزات نظامی از جمله جنگندههای پیشرفته و ناو هواپیمابر در منطقه است
https://www.wsj.com/world/middle-east/trump-hints-at-10-day-window-for-decision-on-iran-6370e477?mod=hp_lead_pos2
The Wall Street Journal
Exclusive | Trump Weighs Initial Limited Strike to Force Iran Into Nuclear Deal
The president was considering a range of military options but has said he still prefers diplomacy.
جمهوری خواهان باید دریابند که کرداری درخور وضعیت کنونی ندارند و پاسخگوی ایرادهاییاند که بر آنها وارد است.
اما تسلیم فشار از سوی ذوقزدهها از ۱۴ فوریه ی هم نباید شد که میتازند تا به توجیه برگزینهای خود برآیند.
حقیقت دارد که نه فقط تودهی مردم مستاصل در پی نجات از این نظاماند، که روشنفکرانی نیز به این موج میپیوندند.
در ایران متکثر و جوشان اما، قرار بر برسازی تک آلترناتیو نیست؛ آلترناتیوها چه بالفعل و چه بالقوه، متعددند.
***
دمکراتهای جمهوریخواه علیرغم پراکندگی و فاصله داشتن از موقعیت آلترناتیو، پایگاه بس بزرگی در جامعه دارند.
بلوغ شعور سیاسی ایرانیان را نباید دستکم گرفت. خرد نقاد روشنفکری اگر در ۵۷ خواب ماند، در اکنونش بیدار است.
جمهوریخواهان سکولار دمکرات باید روند همگرایی و همکاریها را سرعت دهند، اما باید در دمکراسی چهره کرد.
سال ۵۷، سال «چهلم»های ماتم بود برای اشتعال شورش، «رقص عزا»های حالا اما سکو برای پیروزی آزادیاند.
***
خط راهنمای دمکراتهای جمهوریخواه تمرکز مبارزه با جمهوری اسلامی است و رقابت متمدنانه در درون اپوزیسیون.
افشای رفتار فاشیستی در اپوزیسیون لازم است، فاشیسم نهادی را اما باید در رژیم قاتل هزاران تن طی دو روز جُست.
راه به زیر کشیدن این نظام، اجماع حداکثری است بر سر حداقلها با چشمانداز گذار از جمهوری اسلامی به دمکراسی.
کمینههای عاجل لحظه هم: نجات ایران است از دام جنگ، آزادی زندانیان سیاسی و کمیته حقیقتیاب جنایات دی خونین.
https://akhbar-rooz.com/1404/11/28/41504/
اما تسلیم فشار از سوی ذوقزدهها از ۱۴ فوریه ی هم نباید شد که میتازند تا به توجیه برگزینهای خود برآیند.
حقیقت دارد که نه فقط تودهی مردم مستاصل در پی نجات از این نظاماند، که روشنفکرانی نیز به این موج میپیوندند.
در ایران متکثر و جوشان اما، قرار بر برسازی تک آلترناتیو نیست؛ آلترناتیوها چه بالفعل و چه بالقوه، متعددند.
***
دمکراتهای جمهوریخواه علیرغم پراکندگی و فاصله داشتن از موقعیت آلترناتیو، پایگاه بس بزرگی در جامعه دارند.
بلوغ شعور سیاسی ایرانیان را نباید دستکم گرفت. خرد نقاد روشنفکری اگر در ۵۷ خواب ماند، در اکنونش بیدار است.
جمهوریخواهان سکولار دمکرات باید روند همگرایی و همکاریها را سرعت دهند، اما باید در دمکراسی چهره کرد.
سال ۵۷، سال «چهلم»های ماتم بود برای اشتعال شورش، «رقص عزا»های حالا اما سکو برای پیروزی آزادیاند.
***
خط راهنمای دمکراتهای جمهوریخواه تمرکز مبارزه با جمهوری اسلامی است و رقابت متمدنانه در درون اپوزیسیون.
افشای رفتار فاشیستی در اپوزیسیون لازم است، فاشیسم نهادی را اما باید در رژیم قاتل هزاران تن طی دو روز جُست.
راه به زیر کشیدن این نظام، اجماع حداکثری است بر سر حداقلها با چشمانداز گذار از جمهوری اسلامی به دمکراسی.
کمینههای عاجل لحظه هم: نجات ایران است از دام جنگ، آزادی زندانیان سیاسی و کمیته حقیقتیاب جنایات دی خونین.
https://akhbar-rooz.com/1404/11/28/41504/
Akhbar-Rooz
برداشت از تجمعات صدها هزار نفری ۱۴ فوریه – بهزاد کریمی
این گفتوگو در سال ۱۴۰۲ انجام شده است، اما چنگیز پهلوان در آن روندها و تحولاتی را طرح میکند که بهنوعی آنچه امروز در جامعه و سیاست ایران در حال وقوع است را پیشبینی یا صورتبندی نظری میکند.
چنگیز پهلوان در این مصاحبه استدلال میکند که جنبش «زن، زندگی، آزادی» را نمیتوان پدیدهای ناگهانی دانست، بلکه باید آن را در امتداد سیر تحولات اعتراضی پس از انقلاب فهمید. او میان دو دوره تمایز میگذارد: نخست، جنبشهای اصلاحطلبانهای مانند دوم خرداد که در چارچوب نظام و با امید به اصلاح مدیریت سیاسی شکل گرفتند؛ و دوم، جنبشهای پس از دی ۱۳۹۶ که بهگفتهٔ او نقطهٔ چرخش تاریخیاند، زیرا از «اصلاح» عبور کرده و کلیت نظام برآمده از ۵۷ را زیر سؤال بردهاند. شعارهایی مانند «رضاشاه روحت شاد» را نه الزاماً نشانهٔ گرایش سلطنتطلبانه، بلکه علامت گسست از اصلاحطلبی میداند. این روند با آبان ۹۸ و نهایتاً شهریور ۱۴۰۱ به اوج رسید و نشان داد که بخشی از جامعه دیگر احترام و باور پیشین به ساختار قدرت را ندارد.
او خصلت اصلی جنبش جدید را «خودانگیختگی» میداند: حرکتی فاقد رهبری سازمانی، حزبی و ایدئولوژیک که بیشتر از دل جامعه میجوشد تا از ساختارهای سیاسی. بهنظر او، سرکوب احزاب، ناکارآمدی اپوزیسیون و پایان مرجعیت روشنفکری کلاسیک باعث شده جنبشها بدون برنامهٔ مدون اما با نیروی اجتماعی گسترده شکل بگیرند. در این چارچوب، زنان و جوانان نقش محوری دارند و حتی پس از فروکش خیابانی، اعتراضها بهصورت پراکنده (از محور حجاب تا حرکتهای صنفی معلمان، کارگران و بازنشستگان) ادامه یافته است. او تأکید میکند که جنبش میداند «چه نمیخواهد»، اما هنوز تصویر سازمانیافتهای از «چه میخواهد» ارائه نکرده است.
در سطح راهحل سیاسی، پهلوان بر ضرورت گذار حقوقی تأکید میکند، نه صرفاً تغییر خیابانی. بهنظر او ایران نیازمند رفراندوم، مجلس مؤسسان و قانون اساسی تازه است — اما این قانون اساسی باید محصول همدلی ملی و نمایندگی همهٔ نیروها باشد، نه نسخهای از پیش تعیینشده. او بر برابری کامل شهروندی (فارغ از دین، مذهب، قومیت و زبان) تأکید دارد و میگوید در کشوری متکثر مانند ایران، همهٔ اقلیتها باید در مجلس مؤسسان نمایندگی داشته باشند. در همین چارچوب، انتقال سلطنت از قاجار به پهلوی را نمونهای تاریخی از اهمیت سازوکارهای حقوقی میداند و در عین حال از «پهلویستیزی» سادهانگارانه در روشنفکری انتقاد میکند، بیآنکه بازگشت سلطنت را راهحل سیاسی بداند.
در نهایت، او ثبات آیندهٔ ایران را در ترکیب «شهروندی برابر» و «تمدن ایرانیِ متنوع» میبیند: پذیرش حقوق اقوام، زبانها و مذاهب در کنار حفظ انسجام ملی. الگوی پیشنهادیاش چندزبانی، گفتوگوی مذهبی و بازتعریف هویت ملی بر پایهٔ میراث تمدنی است، نه تقلید صرف از غرب یا طرد کامل سنت. پیشبینی او این است که ایران وارد دورهای طولانی از گذار شده است: اعتراضها ادامه مییابد، بازگشت به اصلاحطلبی بعید است، و فشار اجتماعی بهسمت صورتبندی حقوقی نظم جدید خواهد رفت — گذاری که اگر با همدلی و نهادسازی همراه شود، میتواند به نظمی تازه مبتنی بر قانون اساسی نو و برابری شهروندی بینجامد.
https://www.aasoo.org/fa/articles/4485
چنگیز پهلوان در این مصاحبه استدلال میکند که جنبش «زن، زندگی، آزادی» را نمیتوان پدیدهای ناگهانی دانست، بلکه باید آن را در امتداد سیر تحولات اعتراضی پس از انقلاب فهمید. او میان دو دوره تمایز میگذارد: نخست، جنبشهای اصلاحطلبانهای مانند دوم خرداد که در چارچوب نظام و با امید به اصلاح مدیریت سیاسی شکل گرفتند؛ و دوم، جنبشهای پس از دی ۱۳۹۶ که بهگفتهٔ او نقطهٔ چرخش تاریخیاند، زیرا از «اصلاح» عبور کرده و کلیت نظام برآمده از ۵۷ را زیر سؤال بردهاند. شعارهایی مانند «رضاشاه روحت شاد» را نه الزاماً نشانهٔ گرایش سلطنتطلبانه، بلکه علامت گسست از اصلاحطلبی میداند. این روند با آبان ۹۸ و نهایتاً شهریور ۱۴۰۱ به اوج رسید و نشان داد که بخشی از جامعه دیگر احترام و باور پیشین به ساختار قدرت را ندارد.
او خصلت اصلی جنبش جدید را «خودانگیختگی» میداند: حرکتی فاقد رهبری سازمانی، حزبی و ایدئولوژیک که بیشتر از دل جامعه میجوشد تا از ساختارهای سیاسی. بهنظر او، سرکوب احزاب، ناکارآمدی اپوزیسیون و پایان مرجعیت روشنفکری کلاسیک باعث شده جنبشها بدون برنامهٔ مدون اما با نیروی اجتماعی گسترده شکل بگیرند. در این چارچوب، زنان و جوانان نقش محوری دارند و حتی پس از فروکش خیابانی، اعتراضها بهصورت پراکنده (از محور حجاب تا حرکتهای صنفی معلمان، کارگران و بازنشستگان) ادامه یافته است. او تأکید میکند که جنبش میداند «چه نمیخواهد»، اما هنوز تصویر سازمانیافتهای از «چه میخواهد» ارائه نکرده است.
در سطح راهحل سیاسی، پهلوان بر ضرورت گذار حقوقی تأکید میکند، نه صرفاً تغییر خیابانی. بهنظر او ایران نیازمند رفراندوم، مجلس مؤسسان و قانون اساسی تازه است — اما این قانون اساسی باید محصول همدلی ملی و نمایندگی همهٔ نیروها باشد، نه نسخهای از پیش تعیینشده. او بر برابری کامل شهروندی (فارغ از دین، مذهب، قومیت و زبان) تأکید دارد و میگوید در کشوری متکثر مانند ایران، همهٔ اقلیتها باید در مجلس مؤسسان نمایندگی داشته باشند. در همین چارچوب، انتقال سلطنت از قاجار به پهلوی را نمونهای تاریخی از اهمیت سازوکارهای حقوقی میداند و در عین حال از «پهلویستیزی» سادهانگارانه در روشنفکری انتقاد میکند، بیآنکه بازگشت سلطنت را راهحل سیاسی بداند.
در نهایت، او ثبات آیندهٔ ایران را در ترکیب «شهروندی برابر» و «تمدن ایرانیِ متنوع» میبیند: پذیرش حقوق اقوام، زبانها و مذاهب در کنار حفظ انسجام ملی. الگوی پیشنهادیاش چندزبانی، گفتوگوی مذهبی و بازتعریف هویت ملی بر پایهٔ میراث تمدنی است، نه تقلید صرف از غرب یا طرد کامل سنت. پیشبینی او این است که ایران وارد دورهای طولانی از گذار شده است: اعتراضها ادامه مییابد، بازگشت به اصلاحطلبی بعید است، و فشار اجتماعی بهسمت صورتبندی حقوقی نظم جدید خواهد رفت — گذاری که اگر با همدلی و نهادسازی همراه شود، میتواند به نظمی تازه مبتنی بر قانون اساسی نو و برابری شهروندی بینجامد.
https://www.aasoo.org/fa/articles/4485
آسو
ایران به کجا میرود؟ گفتوگو با چنگیز پهلوان
جنبش اعتراضی مردم ایران، چه خصلتهائی دارد و خبر از چه تحولی در جامعهی ایران میدهد؟ مردم معترض چگونه ایرانی میخواهند؟ مطالبات و حقوق اقوام مختلف در ایران را چگونه میتوان تأمین کرد؟ آیا ما به قانون اساسی تازهای نیاز داریم؟
👍1
احتمال افزایش حمله ایالات متحده
برای درک بهتری از سیر احتمالی رویدادها، با جاناتان پانیکوف گفتگو کردیم، که از سال ۲۰۱۵ تا ۲۰۲۰ بهعنوان معاون افسر اطلاعات ملی برای خاورمیانه در شورای اطلاعات ملی ایالات متحده خدمت کرده است، از جمله دوران اولین دولت ترامپ.
پانیکوف، که اکنون مدیر ابتکار امنیت خاورمیانه اسکوکرافت در شورای آتلانتیک است، گفت: "توسعه و گسترش چهارچوب نیروی نظامی در منطقه احتمال صرفنظر رییس جمهور از حمله نظامی را تقلیل میدهد."
ایالات متحده حدود ۱۲ ناو جنگی در خاورمیانه مستقر کرده است و بهزودی دو گروه ضربتی حامل هواپیما در منطقه خواهد داشت (گروه ضربتی USS Gerald R. Ford، که تاکنون در کارائیب مستقر بوده، در راه میباشد). ایالات متحده همچنین قدرت هوایی خود را با اضافهکردن ۵۰ جنگنده و همراه با هواپیماهای ارتباطات و سوخترسانی تقویت کرده است.
پانیکوف اظهار داشت که استقرار دو گروه ضربتی — که هر کدام شامل هزاران نفر، دهها هواپیما و ناوهای جنگی است — نشاندهنده برنامهریزی دولت برای اقدام و بخشی از یک "کمپین طولانیمدت" است تا بر یک هدف منفرد تمرکز داشته باشد. او افزود: "اگر برای کمپینی چند هفتهای برنامهریزی میکنید و نه چند ساعت یا روز، این همان نوع وجود نیروی نظامی است که باید در منطقه داشته باشید."
تلافیجویی ایران نیز قابل انتظار است و هم نیروهای ایالات متحده و هم متحدانی مانند اسرائیل میتوانند هدف قرار گیرند. پانیکوف بیان کرد: "هر چه درگیری طولتر بکشد، مجموعه وسیعتری از اهداف، مورد هدف ایرانیان خواهد بود."
به صلح فرصت دادن (شاید)
ترامپ در روز پنجشنبه اعلام کرد که "گفتوگوهای خوبی" با ایران انجام میشود، اما تاریخ نشانداده که دستیابی به توافق با این کشور سخت است.ترامپ بهتهران هشدار داد که "باید به توافق برسد" یا "اتفاقات بدی رخ خواهد داد" و ظاهراً مهلتی برای ایران تعیین کرد. او گفت: "شاید ما باید یک قدم جلوتر برویم یا شاید نرویم. شاید توافق خواهیم کرد. در طی ۱۰ روز آینده، احتمالاً متوجه خواهید شد." بعداً، ترامپ به خبرنگاران اطلاع داد که ایران "حداکثر" ۱۰ تا ۱۵ روز برای رسیدن به توافق دارد.
برای جلوگیری از حملات، پانیکوف گفت که ایران باید توافقی «فوقالعاده» امضا کند که در آن موافقت کند غنیسازی اورانیوم را متوقف کند (یا آن را در حد نزدیک به صفر نگهدارد) و همزمان نگرانیهای واشنگتن درباره موشکهای بالستیک و حمایت تهران از گروههای نیابتی در منطقه را رفع کند.
پانیکوف خاطرنشان کرد: "من معتقدم که احتمال وقوع چنین رویدادی صفر است و ما روزبهروز به درگیری نزدیکتر میشویم."
اهداف نامشخص
اگر ایالات متحده حمله کند، فهرست گستردهای از اهداف احتمالی مطرح خواهد بود، از جمله مراکز فرماندهی و کنترل، تأسیسات تولید موشکهای بالستیک و سایتهای هستهای. ایالات متحده احتمالاً حمله خود را با تضعیف سیستمهای دفاع هوایی اضافی و پرتابکنهای موشکهای بالستیک آغاز خواهد کرد تا هم داراییهای خود و هم متحدانی را در منطقه محافظت کند. پس از آن، ممکن است ایالات متحده به سوی حذف نیروهای رهبری ایران حرکت کند — اما ایجاد ابهام درباره هدف نهایی توسط ترامپ، پیشبینی را دشوار میکند.
https://foreignpolicy.com/2026/02/19/trump-war-iran-nuclear-china-taiwan-ukraine/
برای درک بهتری از سیر احتمالی رویدادها، با جاناتان پانیکوف گفتگو کردیم، که از سال ۲۰۱۵ تا ۲۰۲۰ بهعنوان معاون افسر اطلاعات ملی برای خاورمیانه در شورای اطلاعات ملی ایالات متحده خدمت کرده است، از جمله دوران اولین دولت ترامپ.
پانیکوف، که اکنون مدیر ابتکار امنیت خاورمیانه اسکوکرافت در شورای آتلانتیک است، گفت: "توسعه و گسترش چهارچوب نیروی نظامی در منطقه احتمال صرفنظر رییس جمهور از حمله نظامی را تقلیل میدهد."
ایالات متحده حدود ۱۲ ناو جنگی در خاورمیانه مستقر کرده است و بهزودی دو گروه ضربتی حامل هواپیما در منطقه خواهد داشت (گروه ضربتی USS Gerald R. Ford، که تاکنون در کارائیب مستقر بوده، در راه میباشد). ایالات متحده همچنین قدرت هوایی خود را با اضافهکردن ۵۰ جنگنده و همراه با هواپیماهای ارتباطات و سوخترسانی تقویت کرده است.
پانیکوف اظهار داشت که استقرار دو گروه ضربتی — که هر کدام شامل هزاران نفر، دهها هواپیما و ناوهای جنگی است — نشاندهنده برنامهریزی دولت برای اقدام و بخشی از یک "کمپین طولانیمدت" است تا بر یک هدف منفرد تمرکز داشته باشد. او افزود: "اگر برای کمپینی چند هفتهای برنامهریزی میکنید و نه چند ساعت یا روز، این همان نوع وجود نیروی نظامی است که باید در منطقه داشته باشید."
تلافیجویی ایران نیز قابل انتظار است و هم نیروهای ایالات متحده و هم متحدانی مانند اسرائیل میتوانند هدف قرار گیرند. پانیکوف بیان کرد: "هر چه درگیری طولتر بکشد، مجموعه وسیعتری از اهداف، مورد هدف ایرانیان خواهد بود."
به صلح فرصت دادن (شاید)
ترامپ در روز پنجشنبه اعلام کرد که "گفتوگوهای خوبی" با ایران انجام میشود، اما تاریخ نشانداده که دستیابی به توافق با این کشور سخت است.ترامپ بهتهران هشدار داد که "باید به توافق برسد" یا "اتفاقات بدی رخ خواهد داد" و ظاهراً مهلتی برای ایران تعیین کرد. او گفت: "شاید ما باید یک قدم جلوتر برویم یا شاید نرویم. شاید توافق خواهیم کرد. در طی ۱۰ روز آینده، احتمالاً متوجه خواهید شد." بعداً، ترامپ به خبرنگاران اطلاع داد که ایران "حداکثر" ۱۰ تا ۱۵ روز برای رسیدن به توافق دارد.
برای جلوگیری از حملات، پانیکوف گفت که ایران باید توافقی «فوقالعاده» امضا کند که در آن موافقت کند غنیسازی اورانیوم را متوقف کند (یا آن را در حد نزدیک به صفر نگهدارد) و همزمان نگرانیهای واشنگتن درباره موشکهای بالستیک و حمایت تهران از گروههای نیابتی در منطقه را رفع کند.
پانیکوف خاطرنشان کرد: "من معتقدم که احتمال وقوع چنین رویدادی صفر است و ما روزبهروز به درگیری نزدیکتر میشویم."
اهداف نامشخص
اگر ایالات متحده حمله کند، فهرست گستردهای از اهداف احتمالی مطرح خواهد بود، از جمله مراکز فرماندهی و کنترل، تأسیسات تولید موشکهای بالستیک و سایتهای هستهای. ایالات متحده احتمالاً حمله خود را با تضعیف سیستمهای دفاع هوایی اضافی و پرتابکنهای موشکهای بالستیک آغاز خواهد کرد تا هم داراییهای خود و هم متحدانی را در منطقه محافظت کند. پس از آن، ممکن است ایالات متحده به سوی حذف نیروهای رهبری ایران حرکت کند — اما ایجاد ابهام درباره هدف نهایی توسط ترامپ، پیشبینی را دشوار میکند.
https://foreignpolicy.com/2026/02/19/trump-war-iran-nuclear-china-taiwan-ukraine/
Foreign Policy
Will Trump Go to War With Iran?
The scale of the U.S. military buildup signals that strikes are likely.
آرایش گسترده ناوها، جنگندهها، بمبافکنها، پهپادها و سامانههای دفاعی آمریکا در منطقه نشانهای ملموس است که پنتاگون احتمال جنگی طولانیتر از ۱۲ روز را میدهد. به گفته کاترین تامپسون از مؤسسه کاتو، این چیدمان «شبیه آمادهسازی برای درگیری طولانی» است و نشان میدهد پنتاگون انتظار واکنش جدی ایران را دارد.
با این حال حتی با برنامهریزی پیشرفته، آمریکا با محدودیت ذخایر رهگیرهای موشکی روبهروست و دفاع طولانیمدت همزمان از پایگاههای خود و شهرهای اسرائیل چالشی بزرگ محسوب میشود.
در حال حاضر دو ناو هواپیمابر آمریکا در فاصلهای امن از ایران مستقرند و با ناوشکنهای مجهز به دفاع موشکی اسکورت میشوند. صدها نیرو از پایگاه العدید قطر و همچنین برخی پایگاههای بحرین تخلیه شدهاند. نیروهای آمریکایی در عراق، سوریه، کویت، عربستان، اردن و امارات نیز حضور دارند.
مقامهای دولت ترامپ دستکم بهطور علنی میگویند هنوز به راهحل دیپلماتیک متعهدند — توافقی که میتواند محدودیتهای جدیدی بر برنامه هستهای ایران اعمال کند. اما در محافل خصوصی تردید دارند که ایران در کوتاهمدت چه پیشنهادی میتواند ارائه دهد که ترامپ را از حمله منصرف کند.
ترامپ در ۱۳ ماه نخست ریاستجمهوری خود دستور هفت حمله نظامی در کشورهای دیگر را داده و موفقیت عملیات اخیر در ونزوئلا — که به بازداشت نیکولاس مادورو انجامید — اعتمادبهنفس او را افزایش داده است.
این اعتمادبهنفس در لحن تند او علیه ایران نیز مشهود است؛ او در شبکههای اجتماعی هشدار داده بود:
«حمله بعدی بسیار بدتر خواهد بود — نگذارید دوباره اتفاق بیفتد.»
نمایندگی ایران در سازمان ملل نیز در پاسخ هشدار داد:
«اگر تحت فشار قرار گیرد، ایران از خود دفاع خواهد کرد و به شکلی بیسابقه پاسخ خواهد داد.»
https://www.nytimes.com/live/2026/02/20/us/trump-news?searchResultPosition=4#trump-says-hes-considering-a-limited-strike-on-iran-to-force-a-deal
با این حال حتی با برنامهریزی پیشرفته، آمریکا با محدودیت ذخایر رهگیرهای موشکی روبهروست و دفاع طولانیمدت همزمان از پایگاههای خود و شهرهای اسرائیل چالشی بزرگ محسوب میشود.
در حال حاضر دو ناو هواپیمابر آمریکا در فاصلهای امن از ایران مستقرند و با ناوشکنهای مجهز به دفاع موشکی اسکورت میشوند. صدها نیرو از پایگاه العدید قطر و همچنین برخی پایگاههای بحرین تخلیه شدهاند. نیروهای آمریکایی در عراق، سوریه، کویت، عربستان، اردن و امارات نیز حضور دارند.
مقامهای دولت ترامپ دستکم بهطور علنی میگویند هنوز به راهحل دیپلماتیک متعهدند — توافقی که میتواند محدودیتهای جدیدی بر برنامه هستهای ایران اعمال کند. اما در محافل خصوصی تردید دارند که ایران در کوتاهمدت چه پیشنهادی میتواند ارائه دهد که ترامپ را از حمله منصرف کند.
ترامپ در ۱۳ ماه نخست ریاستجمهوری خود دستور هفت حمله نظامی در کشورهای دیگر را داده و موفقیت عملیات اخیر در ونزوئلا — که به بازداشت نیکولاس مادورو انجامید — اعتمادبهنفس او را افزایش داده است.
این اعتمادبهنفس در لحن تند او علیه ایران نیز مشهود است؛ او در شبکههای اجتماعی هشدار داده بود:
«حمله بعدی بسیار بدتر خواهد بود — نگذارید دوباره اتفاق بیفتد.»
نمایندگی ایران در سازمان ملل نیز در پاسخ هشدار داد:
«اگر تحت فشار قرار گیرد، ایران از خود دفاع خواهد کرد و به شکلی بیسابقه پاسخ خواهد داد.»
https://www.nytimes.com/live/2026/02/20/us/trump-news?searchResultPosition=4#trump-says-hes-considering-a-limited-strike-on-iran-to-force-a-deal
Nytimes
Live Updates: Trump Acknowledges That He Is Weighing Limited Strike on Iran
این گزارش بر اساس مقاله منتشرشده در روزنامه والاستریت ژورنال (The Wall Street Journal) به قلم مارگریتا استانکاتی و بنوا فوکون در تاریخ ۱۹ فوریه ۲۰۲۶ تنظیم شده است.
این مقاله به بررسی سناریوهای پس از سقوط احتمالی جمهوری اسلامی میپردازد و تأکید میکند که برخلاف تصور رایج، جایگزین روشن و آمادهای برای حکومت کنونی وجود ندارد. اپوزیسیون ایران از نظر سیاسی پراکنده، فاقد رهبری واحد و میان داخل و خارج کشور دچار شکاف است. در صورت حذف رهبران ارشد نظام — از جمله آیتالله علی خامنهای — هیچ تضمینی وجود ندارد که نیروهای جایگزین میانهروتر باشند یا حتی بتوانند ثبات کشور را حفظ کنند. برخی تحلیلگران هشدار میدهند که چنین خلأ قدرتی ممکن است ایران را به سمت «دولت شکستخورده» سوق دهد. این وضعیت با انقلاب ۱۳۵۷ متفاوت ارزیابی میشود؛ چراکه در آن زمان رهبری واحد آیتالله روحالله خمینی و شبکه سازمانیافته مذهبی، مسیر انتقال قدرت را روشنتر کرده بود و نوعی اجماع سیاسی ـ اجتماعی حول او شکل گرفته بود که امروز مشابهی برای آن دیده نمیشود.
مقاله سپس بازیگران مختلف صحنه سیاسی را بررسی میکند. اعتراضات مردمی داخل کشور مهمترین تهدید برای نظام دانسته میشود، اما این جنبشها فاقد رهبری و سازماندهی پایدارند و با سرکوب شدید مواجه شدهاند. چهرههایی مانند نرگس محمدی و مصطفی تاجزاده از منتقدان برجستهای هستند که زندانی شدهاند و امکان نقشآفرینی مؤثر در ساختار سیاسی ندارند. در خارج از کشور، رضا پهلوی بهعنوان یکی از شناختهشدهترین چهرههای اپوزیسیون مطرح است، اما او نیز چهرهای اجماعی نیست و بهدلیل سابقه حکومت پدرش و بیاعتمادی برخی اقوام و جریانها با مخالفتهایی روبهروست. گروههایی مانند مجاهدین خلق نیز بهدلیل سوابق تاریخی و اختلافات عمیق با دیگر نیروهای مخالف، نتوانستهاند پایگاه اجتماعی فراگیری ایجاد کنند. این پراکندگی، شکلگیری یک آلترناتیو منسجم را دشوار کرده است.
در عین حال، مقاله تأکید میکند که حتی حذف رهبر جمهوری اسلامی لزوماً به فروپاشی نظام منجر نخواهد شد و احتمال تداوم ساختار قدرت با چهرههای تندرو وجود دارد. نامهایی مانند علیاصغر حجازی، محمدمهدی میرباقری و محمدباقر قالیباف بهعنوان گزینههای احتمالی ادامه وضع موجود مطرح میشوند. از سوی دیگر، برخی تحلیلگران سناریوی یک گذار تدریجی از درون نظام را نیز محتمل میدانند؛ از جمله مطرح شدن نام خمینی، نوه بنیانگذار جمهوری اسلامی، که گفته میشود به روحانیون میانهرو نزدیک است و میتواند نمادی از یک تغییر کنترلشده در چارچوب نظام باشد. جمعبندی مقاله این است که آینده پس از جمهوری اسلامی — در صورت وقوع — با عدم قطعیتهای جدی، خطر بیثباتی و کمبود گزینههای روشن و مورد اجماع برای اداره کشور همراه خواهد بود
https://www.wsj.com/world/middle-east/iran-regime-leader-replacement-opposition-options-f67236f1?mod=Searchresults&pos=7&page=1.
این مقاله به بررسی سناریوهای پس از سقوط احتمالی جمهوری اسلامی میپردازد و تأکید میکند که برخلاف تصور رایج، جایگزین روشن و آمادهای برای حکومت کنونی وجود ندارد. اپوزیسیون ایران از نظر سیاسی پراکنده، فاقد رهبری واحد و میان داخل و خارج کشور دچار شکاف است. در صورت حذف رهبران ارشد نظام — از جمله آیتالله علی خامنهای — هیچ تضمینی وجود ندارد که نیروهای جایگزین میانهروتر باشند یا حتی بتوانند ثبات کشور را حفظ کنند. برخی تحلیلگران هشدار میدهند که چنین خلأ قدرتی ممکن است ایران را به سمت «دولت شکستخورده» سوق دهد. این وضعیت با انقلاب ۱۳۵۷ متفاوت ارزیابی میشود؛ چراکه در آن زمان رهبری واحد آیتالله روحالله خمینی و شبکه سازمانیافته مذهبی، مسیر انتقال قدرت را روشنتر کرده بود و نوعی اجماع سیاسی ـ اجتماعی حول او شکل گرفته بود که امروز مشابهی برای آن دیده نمیشود.
مقاله سپس بازیگران مختلف صحنه سیاسی را بررسی میکند. اعتراضات مردمی داخل کشور مهمترین تهدید برای نظام دانسته میشود، اما این جنبشها فاقد رهبری و سازماندهی پایدارند و با سرکوب شدید مواجه شدهاند. چهرههایی مانند نرگس محمدی و مصطفی تاجزاده از منتقدان برجستهای هستند که زندانی شدهاند و امکان نقشآفرینی مؤثر در ساختار سیاسی ندارند. در خارج از کشور، رضا پهلوی بهعنوان یکی از شناختهشدهترین چهرههای اپوزیسیون مطرح است، اما او نیز چهرهای اجماعی نیست و بهدلیل سابقه حکومت پدرش و بیاعتمادی برخی اقوام و جریانها با مخالفتهایی روبهروست. گروههایی مانند مجاهدین خلق نیز بهدلیل سوابق تاریخی و اختلافات عمیق با دیگر نیروهای مخالف، نتوانستهاند پایگاه اجتماعی فراگیری ایجاد کنند. این پراکندگی، شکلگیری یک آلترناتیو منسجم را دشوار کرده است.
در عین حال، مقاله تأکید میکند که حتی حذف رهبر جمهوری اسلامی لزوماً به فروپاشی نظام منجر نخواهد شد و احتمال تداوم ساختار قدرت با چهرههای تندرو وجود دارد. نامهایی مانند علیاصغر حجازی، محمدمهدی میرباقری و محمدباقر قالیباف بهعنوان گزینههای احتمالی ادامه وضع موجود مطرح میشوند. از سوی دیگر، برخی تحلیلگران سناریوی یک گذار تدریجی از درون نظام را نیز محتمل میدانند؛ از جمله مطرح شدن نام خمینی، نوه بنیانگذار جمهوری اسلامی، که گفته میشود به روحانیون میانهرو نزدیک است و میتواند نمادی از یک تغییر کنترلشده در چارچوب نظام باشد. جمعبندی مقاله این است که آینده پس از جمهوری اسلامی — در صورت وقوع — با عدم قطعیتهای جدی، خطر بیثباتی و کمبود گزینههای روشن و مورد اجماع برای اداره کشور همراه خواهد بود
https://www.wsj.com/world/middle-east/iran-regime-leader-replacement-opposition-options-f67236f1?mod=Searchresults&pos=7&page=1.
The Wall Street Journal
If Iran’s Regime Falls, Options to Replace It Are Narrow—and Risky
What comes next would present its own set of challenges.
👎1
بر اساس این گزارش، دو دور مذاکرات غیرمستقیم میان آمریکا و ایران به ارائه پیشنهادهایی کمسابقه درباره برنامه هستهای ایران منجر شده است؛ از جمله موضوع ظرفیت غنیسازی، ذخایر اورانیوم با غنای بالا و چارچوب یک توافق اقتصادی دوجانبه. تهران علاوه بر درخواست رفع تحریمها، آمادگی خود را برای خرید هواپیماهای آمریکایی، ارائه دسترسی احتمالی به میادین نفت و گاز و نیز فرصتهای سرمایهگذاری مشترک مطرح کرده است؛ پیشنهادهایی که بهعنوان مشوق اقتصادی برای کاهش تنش و رسیدن به توافق طراحی شدهاند. منابع دیپلماتیک همچنین میگویند ایران پس از ارائه شفاهی این پیشنهادها در مذاکرات ژنو، در روزهای آینده نسخه مکتوب و تفصیلی آن را به آمریکا ارائه خواهد کرد — پیشنهادی که باید دید آیا برای جلب رضایت دونالد ترامپ کافی خواهد بود یا خیر.
در جریان مذاکراتی که با میانجیگری عمان انجام میشود، برخی دیپلماتها به نماینده آمریکا توصیه کردهاند پرونده هستهای از سایر موضوعات — از جمله برنامه موشکهای بالستیک و حمایت ایران از نیروهای نیابتی منطقهای — جدا شود و این موارد در مسیرهای مذاکرهای جداگانه دنبال گردد. با این حال، اسرائیل بهشدت با چنین رویکردی مخالف است و بنیامین نتانیاهو تأکید کرده هر توافقی باید برنامه موشکی و نفوذ منطقهای ایران را نیز در بر بگیرد. گزارشها حاکی است آمریکا و اسرائیل همزمان درباره احتمال حملات مشترک به زیرساختهای موشکی ایران گفتوگو کردهاند؛ سناریویی که در صورت اجرا میتواند مذاکرات را متوقف کند. در همین حال، ترامپ اعلام کرده خط قرمز اصلی او دستیابی ایران به سلاح هستهای است و ترجیح میدهد راهحل دیپلماتیک حاصل شود، هرچند گفته ظرف ۱۰ تا ۱۵ روز آینده به نقطه تصمیمگیری خواهد رسید.
این تحرکات دیپلماتیک در شرایطی انجام میشود که کشورهای منطقه از جمله عربستان، امارات و اردن با استفاده از خاک خود برای عملیات نظامی مخالفت کرده و از مسیر مذاکره حمایت میکنند؛ بهویژه با توجه به حضور حدود ۴۰ هزار نیروی آمریکایی در منطقه و خطر واکنش تلافیجویانه ایران. همزمان ادامه گفتوگوها نشان میدهد که علیرغم حملات نظامی سال گذشته آمریکا، برنامه هستهای ایران بهطور کامل از بین نرفته و همچنان محور اصلی چانهزنیهاست. اکنون ارائه نسخه مکتوب پیشنهاد ایران و تصمیم نهایی واشنگتن، در کنار احتمال اقدام نظامی مشترک آمریکا و اسرائیل علیه برنامه موشکی ایران، دو متغیر تعیینکننده در مسیر پیشرو محسوب میشوند.
https://www.cbsnews.com/news/iran-dangles-investment-proposals-as-off-ramp-from-trumps-gunboat-diplomacy/
در جریان مذاکراتی که با میانجیگری عمان انجام میشود، برخی دیپلماتها به نماینده آمریکا توصیه کردهاند پرونده هستهای از سایر موضوعات — از جمله برنامه موشکهای بالستیک و حمایت ایران از نیروهای نیابتی منطقهای — جدا شود و این موارد در مسیرهای مذاکرهای جداگانه دنبال گردد. با این حال، اسرائیل بهشدت با چنین رویکردی مخالف است و بنیامین نتانیاهو تأکید کرده هر توافقی باید برنامه موشکی و نفوذ منطقهای ایران را نیز در بر بگیرد. گزارشها حاکی است آمریکا و اسرائیل همزمان درباره احتمال حملات مشترک به زیرساختهای موشکی ایران گفتوگو کردهاند؛ سناریویی که در صورت اجرا میتواند مذاکرات را متوقف کند. در همین حال، ترامپ اعلام کرده خط قرمز اصلی او دستیابی ایران به سلاح هستهای است و ترجیح میدهد راهحل دیپلماتیک حاصل شود، هرچند گفته ظرف ۱۰ تا ۱۵ روز آینده به نقطه تصمیمگیری خواهد رسید.
این تحرکات دیپلماتیک در شرایطی انجام میشود که کشورهای منطقه از جمله عربستان، امارات و اردن با استفاده از خاک خود برای عملیات نظامی مخالفت کرده و از مسیر مذاکره حمایت میکنند؛ بهویژه با توجه به حضور حدود ۴۰ هزار نیروی آمریکایی در منطقه و خطر واکنش تلافیجویانه ایران. همزمان ادامه گفتوگوها نشان میدهد که علیرغم حملات نظامی سال گذشته آمریکا، برنامه هستهای ایران بهطور کامل از بین نرفته و همچنان محور اصلی چانهزنیهاست. اکنون ارائه نسخه مکتوب پیشنهاد ایران و تصمیم نهایی واشنگتن، در کنار احتمال اقدام نظامی مشترک آمریکا و اسرائیل علیه برنامه موشکی ایران، دو متغیر تعیینکننده در مسیر پیشرو محسوب میشوند.
https://www.cbsnews.com/news/iran-dangles-investment-proposals-as-off-ramp-from-trumps-gunboat-diplomacy/
CBS News
Iran dangles investment proposals as off-ramp from Trump's gunboat diplomacy
President Trump has one bright red line for Iran's nuclear program and some areas of flexibility as he weighs military strikes or a possible deal in the coming days.
در اسرائیل نگرانی وجود دارد که ایران در صورت قطعی دانستن حمله آمریکا، پیشدستانه حمله کند. تهران تلاش کرده از شکست در جنگ ۱۲روزه درس بگیرد، فرماندهی و کنترل را بهبود دهد و میداند ضربه اول شدید خواهد بود. نخستین هدف جمهوری اسلامی حفظ رهبری سیاسی — بهویژه رهبر و جانشینان احتمالی — است.
ایران تلاش خواهد کرد ضربات سنگینی به اسرائیل وارد کند — از طریق هدف قرار دادن مراکز جمعیتی، پایگاههای نظامی و زیرساختهای حیاتی. رژیم ایران موشکهای بالستیک — نه پهپادها — را ابزار اصلی بازدارندگی میداند. اسرائیل سامانه چندلایه دفاع موشکی از جمله «آرو» دارد، اما حجم آتش ورودی و محدودیت رهگیرها، حفاظت کامل را ناممکن میکند. ایران ممکن است اهداف آسانتری نیز انتخاب کند، از جمله زیرساختهای انرژی در خلیج فارس — بهویژه در امارات و بحرین. این ارزیابی میان منابع اسرائیلی و خلیجی مشترک است.
برای رژیم، پیروزی یعنی بقا. حتی مدیریت پاسخی محدود اما مستمر — موشک، پهپاد، نیروهای نیابتی — مادامی که رژیم سقوط نکند، بهعنوان دستاورد معرفی میشود. تابآوری خود نشانه قدرت تلقی خواهد شد. اگر پس از دریافت ضربات سنگین، رهبری همچنان برقرار بماند، پیروزی تاریخی اعلام میشود.
رهبران ایران ممکن است نتیجه بگیرند بهترین راه، گسترش و پیچیده کردن جنگ است — افزایش هزینه برای واشنگتن؛ از جمله تلاش برای بستن تنگه هرمز، هدف قرار دادن تأسیسات نفتی، افزایش قیمت انرژی، تحریک تورم در آمریکا و تلاش برای وارد کردن تلفات به نیروهای آمریکایی.
برای ناظران بیرونی، چنین اقداماتی شاید خودکشی به نظر برسد؛ اما رژیم آن را قابل تصور میداند. گزینه جایگزین، کنار گذاشتن برنامه هستهای — پس از سالها هزینه — و برنامه موشکی است که آن را برای بقا حیاتی میداند.
معمای راه خروج
پرسش محوری این است که آیا غرب با جناحهایی درون رژیم یا اپوزیسیون هماهنگ است که بتوانند از لحظه تغییر استفاده کنند؟ برخی در اسرائیل میگویند بدون پاسخ روشن، حمله میتواند پیامدهای ناخواسته داشته باشد.
در مقابل، اگر آمریکا بتواند رهبری سیاسی را «قطع سر» کند، تغییر خودبهخود رخ میدهد. بسیاری از منابع اطلاعاتی اسرائیل معتقدند هر نتیجهای که به جایگزینی خامنهای منجر شود، از وضعیت موجود بهتر است.
در این زمینه، موج اخیر بازداشت اصلاحطلبان در ایران نیز قابل توجه است. رژیم آنها را پلی بالقوه به غرب و بنابراین تهدید میبیند — هرچند بخشی از اپوزیسیون نیز آنها را ادامه همان نظام میداند.
حتی در موفقترین سناریوی نظامی، بدون تغییر رژیم، پرسشهای اساسی درباره راهبرد کلان باقی میماند. برخی منابع — البته در حد گمانهزنی — معتقدند طرح ساختاری برای تغییر داخلی پس از جنگ وجود دارد.
بُعد جهانی
ایران تلاش کرده چین و روسیه را به خود نزدیک کند — از طریق درخواست تأمین تسلیحاتی یا ایجاد همراستایی بازدارنده. رزمایشهای مشترکی نیز انجام شده است. با این حال، نشانهای از اتحاد رسمی دیده نمیشود. مسکو و پکن عملکرد ایران را زیر نظر دارند و چندان تحت تأثیر قرار نگرفتهاند.
در عین حال، حمله گسترده آمریکا به ایران برای چین و روسیه بسیار نگرانکننده خواهد بود — ضربهای راهبردی در خاورمیانه، حتی مهمتر از سقوط اسد در سوریه.
ایران حدود ۱۰ درصد نفت وارداتی چین را تأمین میکند. مهار نفوذ چین در منطقه بخشی از راهبرد آمریکا بوده است. عادیسازی روابط اسرائیل و عربستان نیز در همین چارچوب دیده میشد. ترامپ با روابط نزدیک با عربستان و جایگاه قوی در اسرائیل، فضا را برای پکن محدودتر کرده است.
ضربه قاطع به ایران میتواند در چارچوب دکترین امنیت انرژی آمریکا معنا یابد — در زمانی که تقاضای جهانی رو به افزایش است. آنچه با اعتراضات گسترده در تهران آغاز شد، میتواند به لحظهای با پیامدهای گسترده برای راهبرد آمریکا و رقابت با چین تبدیل شود.
https://www.nadaveyal.com/p/what-iran-might-do-in-war
ایران تلاش خواهد کرد ضربات سنگینی به اسرائیل وارد کند — از طریق هدف قرار دادن مراکز جمعیتی، پایگاههای نظامی و زیرساختهای حیاتی. رژیم ایران موشکهای بالستیک — نه پهپادها — را ابزار اصلی بازدارندگی میداند. اسرائیل سامانه چندلایه دفاع موشکی از جمله «آرو» دارد، اما حجم آتش ورودی و محدودیت رهگیرها، حفاظت کامل را ناممکن میکند. ایران ممکن است اهداف آسانتری نیز انتخاب کند، از جمله زیرساختهای انرژی در خلیج فارس — بهویژه در امارات و بحرین. این ارزیابی میان منابع اسرائیلی و خلیجی مشترک است.
برای رژیم، پیروزی یعنی بقا. حتی مدیریت پاسخی محدود اما مستمر — موشک، پهپاد، نیروهای نیابتی — مادامی که رژیم سقوط نکند، بهعنوان دستاورد معرفی میشود. تابآوری خود نشانه قدرت تلقی خواهد شد. اگر پس از دریافت ضربات سنگین، رهبری همچنان برقرار بماند، پیروزی تاریخی اعلام میشود.
رهبران ایران ممکن است نتیجه بگیرند بهترین راه، گسترش و پیچیده کردن جنگ است — افزایش هزینه برای واشنگتن؛ از جمله تلاش برای بستن تنگه هرمز، هدف قرار دادن تأسیسات نفتی، افزایش قیمت انرژی، تحریک تورم در آمریکا و تلاش برای وارد کردن تلفات به نیروهای آمریکایی.
برای ناظران بیرونی، چنین اقداماتی شاید خودکشی به نظر برسد؛ اما رژیم آن را قابل تصور میداند. گزینه جایگزین، کنار گذاشتن برنامه هستهای — پس از سالها هزینه — و برنامه موشکی است که آن را برای بقا حیاتی میداند.
معمای راه خروج
پرسش محوری این است که آیا غرب با جناحهایی درون رژیم یا اپوزیسیون هماهنگ است که بتوانند از لحظه تغییر استفاده کنند؟ برخی در اسرائیل میگویند بدون پاسخ روشن، حمله میتواند پیامدهای ناخواسته داشته باشد.
در مقابل، اگر آمریکا بتواند رهبری سیاسی را «قطع سر» کند، تغییر خودبهخود رخ میدهد. بسیاری از منابع اطلاعاتی اسرائیل معتقدند هر نتیجهای که به جایگزینی خامنهای منجر شود، از وضعیت موجود بهتر است.
در این زمینه، موج اخیر بازداشت اصلاحطلبان در ایران نیز قابل توجه است. رژیم آنها را پلی بالقوه به غرب و بنابراین تهدید میبیند — هرچند بخشی از اپوزیسیون نیز آنها را ادامه همان نظام میداند.
حتی در موفقترین سناریوی نظامی، بدون تغییر رژیم، پرسشهای اساسی درباره راهبرد کلان باقی میماند. برخی منابع — البته در حد گمانهزنی — معتقدند طرح ساختاری برای تغییر داخلی پس از جنگ وجود دارد.
بُعد جهانی
ایران تلاش کرده چین و روسیه را به خود نزدیک کند — از طریق درخواست تأمین تسلیحاتی یا ایجاد همراستایی بازدارنده. رزمایشهای مشترکی نیز انجام شده است. با این حال، نشانهای از اتحاد رسمی دیده نمیشود. مسکو و پکن عملکرد ایران را زیر نظر دارند و چندان تحت تأثیر قرار نگرفتهاند.
در عین حال، حمله گسترده آمریکا به ایران برای چین و روسیه بسیار نگرانکننده خواهد بود — ضربهای راهبردی در خاورمیانه، حتی مهمتر از سقوط اسد در سوریه.
ایران حدود ۱۰ درصد نفت وارداتی چین را تأمین میکند. مهار نفوذ چین در منطقه بخشی از راهبرد آمریکا بوده است. عادیسازی روابط اسرائیل و عربستان نیز در همین چارچوب دیده میشد. ترامپ با روابط نزدیک با عربستان و جایگاه قوی در اسرائیل، فضا را برای پکن محدودتر کرده است.
ضربه قاطع به ایران میتواند در چارچوب دکترین امنیت انرژی آمریکا معنا یابد — در زمانی که تقاضای جهانی رو به افزایش است. آنچه با اعتراضات گسترده در تهران آغاز شد، میتواند به لحظهای با پیامدهای گسترده برای راهبرد آمریکا و رقابت با چین تبدیل شود.
https://www.nadaveyal.com/p/what-iran-might-do-in-war
Nadaveyal
What Iran Might Do in War
As the U.S. reaches military readiness to strike, Israel braces for a longer conflict — one in which success in Tehran would be measured by the regime’s survival