https://www.theguardian.com/global-development/2026/feb/17/x-rays-injuries-iran-protesters-hospital-birdshot-bullets
تصاویر پزشکی (عمدتاً سیتیاسکن و عکسهای رادیولوژی) از یک بیمارستان در یکی از شهرهای بزرگ ایران تهیه شده، تصویری تکاندهنده از شدت خشونت بهکاررفته در جریان سرکوب اعتراضات دیماه ارائه میدهد؛ جراحاتی که به گفتهی کارشناسان مستقلِ خارج از ایران، از «آتش با گلولههای جنگی و ساچمههای فلزی» حکایت دارد و در بسیاری از موارد، با الگوی تکرارشوندهی اصابت به صورت، قفسهی سینه و ناحیهی تناسلی همراه است؛ الگویی که میتواند نشانهای از «هدفگیری آگاهانه» برای کشتن یا ایجاد معلولیت دائمی باشد.
بر اساس گزارشی که روزنامه گاردین روز سهشنبه منتشر کرده، بیش از ۷۵ مجموعه تصویر پزشکی تنها در یک شب و در فاصلهی چند ساعت، از بیمارانی ثبت شده که در جریان سرکوب خیابانی مجروح شدهاند. در میان این تصاویر، نمونههایی دیده میشود که کارشناسان آنها را «بهلحاظ شدت آسیب، نزدیک به صحنههای جنگی» توصیف کردهاند: ساچمههای فلزی بسیار ریز (حدود ۲ تا ۵ میلیمتر) که به شکل نقطههای روشن در صورت، چشمها و حتی در مواردی نزدیک به جمجمه دیده میشوند؛ گلولههای پرقدرتی که در گردن، کنار ستون فقرات یا درون مغز باقی ماندهاند؛ و آسیبهایی که حتی با رسیدگی فوریِ جراحی نیز میتواند مرگبار یا منجر به ناتوانی دائمی شود.
تصاویر پزشکی (عمدتاً سیتیاسکن و عکسهای رادیولوژی) از یک بیمارستان در یکی از شهرهای بزرگ ایران تهیه شده، تصویری تکاندهنده از شدت خشونت بهکاررفته در جریان سرکوب اعتراضات دیماه ارائه میدهد؛ جراحاتی که به گفتهی کارشناسان مستقلِ خارج از ایران، از «آتش با گلولههای جنگی و ساچمههای فلزی» حکایت دارد و در بسیاری از موارد، با الگوی تکرارشوندهی اصابت به صورت، قفسهی سینه و ناحیهی تناسلی همراه است؛ الگویی که میتواند نشانهای از «هدفگیری آگاهانه» برای کشتن یا ایجاد معلولیت دائمی باشد.
بر اساس گزارشی که روزنامه گاردین روز سهشنبه منتشر کرده، بیش از ۷۵ مجموعه تصویر پزشکی تنها در یک شب و در فاصلهی چند ساعت، از بیمارانی ثبت شده که در جریان سرکوب خیابانی مجروح شدهاند. در میان این تصاویر، نمونههایی دیده میشود که کارشناسان آنها را «بهلحاظ شدت آسیب، نزدیک به صحنههای جنگی» توصیف کردهاند: ساچمههای فلزی بسیار ریز (حدود ۲ تا ۵ میلیمتر) که به شکل نقطههای روشن در صورت، چشمها و حتی در مواردی نزدیک به جمجمه دیده میشوند؛ گلولههای پرقدرتی که در گردن، کنار ستون فقرات یا درون مغز باقی ماندهاند؛ و آسیبهایی که حتی با رسیدگی فوریِ جراحی نیز میتواند مرگبار یا منجر به ناتوانی دائمی شود.
the Guardian
‘Deliberate targeting of vital body parts’: X-rays taken after Iran protests expose extent of catastrophic injuries
Exclusive: Expert analysis of images from one hospital suggests severe trauma to the face, chest and genitals was caused by metal birdshot and high-calibre bullets
نیویورک تایمز:
سه مقام ایرانی آشنا با مذاکرات اعلام کردند که ایران آمادگی خود را برای تعلیق غنیسازی هستهای به مدت سه تا پنج سال، که شامل دوره ریاستجمهوری آقای ترامپ خواهد بود، ابراز کرده است و پس از آن به یک کنسرسیوم منطقهای برای غنیسازی غیرنظامی ملحق خواهد شد. ایران همچنین ذخیره اورانیوم خود را در خاک خود و در حضور بازرسان بینالمللی رقیق خواهد کرد. در ازای این اقدامات، ایران خواهان لغو تحریمهای مالی و بانکی ایالات متحده و همچنین پایان تحریم فروش نفت خود است.
این مقامات، که خواستند نامشان فاش نشود، همچنین اشاره کردند که ایران مشوقهای مالی و فرصتهای سرمایهگذاری و تجارت با ایالات متحده را، از جمله در بخشهای نفت و انرژی خود، ارائه کرده است.
https://www.nytimes.com/2026/02/17/us/politics/us-iran-nuclear-talks.html?smid=nytcore-ios-share
@irananalyses
سه مقام ایرانی آشنا با مذاکرات اعلام کردند که ایران آمادگی خود را برای تعلیق غنیسازی هستهای به مدت سه تا پنج سال، که شامل دوره ریاستجمهوری آقای ترامپ خواهد بود، ابراز کرده است و پس از آن به یک کنسرسیوم منطقهای برای غنیسازی غیرنظامی ملحق خواهد شد. ایران همچنین ذخیره اورانیوم خود را در خاک خود و در حضور بازرسان بینالمللی رقیق خواهد کرد. در ازای این اقدامات، ایران خواهان لغو تحریمهای مالی و بانکی ایالات متحده و همچنین پایان تحریم فروش نفت خود است.
این مقامات، که خواستند نامشان فاش نشود، همچنین اشاره کردند که ایران مشوقهای مالی و فرصتهای سرمایهگذاری و تجارت با ایالات متحده را، از جمله در بخشهای نفت و انرژی خود، ارائه کرده است.
https://www.nytimes.com/2026/02/17/us/politics/us-iran-nuclear-talks.html?smid=nytcore-ios-share
@irananalyses
NY Times
U.S. and Iran Make ‘Good Progress’ in Geneva Talks, Foreign Minister Says
President Trump has called on Iran to reach an immediate accord or else face the threat of a possible U.S. attack.
این گزارش بیبیسی عربی با استفاده از تجربه کشورهای منطقه، توضیح میده که چرا و چطور اضطرابِ جمعیِ زندگی زیر سایه خطر جنگ، کمتر از خود جنگ نیست: «وقتی مردم برای مدتی طولانی تحت تهدید جنگ زندگی میکنند، سیستم عصبی آنها تفاوتی میان جنگ واقعی و احتمال وقوع جنگ قائل نمیشود. بدن بهطور مستقیم به انتظار خطر واکنش نشان میدهد. گفتوگوهای سیاسی مکرر درباره جنگ، مغز را حتی بدون وجود بمباران واقعی، در حالت جستوجوی همیشگی برای خطر نگه میدارد. آنچه اکنون از نظر بالینی میبینیم فقط اضطراب معمولی نیست، بلکه دستگاه عصبی است که هرگز بهطور کامل آرام نمیگیرد. بدن برای ماندن همیشگی در وضعیت «جنگ یا گریز» طراحی نشده است. کورتیزول به ما کمک میکند هوشیار بمانیم، اما سطح بالای آن در درازمدت بر خواب، ایمنی، خلقوخو، گوارش و سلامت عمومی تاثیر مخربی میگذارد. مواجهه مداوم با اخبار جنگ، الگوهای «تفکر فاجعهبار» را تقویت میکند و ذهن برای محافظت از خود، همیشه آماده بدترین سناریوهاست که این موضوع هزینه روانی بالایی دارد. واکنشهای مردم در این مناطق بزرگنمایی نیست، بلکه با محیطی که در آن زندگی میکنند تناسب دارد. پایین آوردن سطح کورتیزول به معنای نادیده گرفتن واقعیت نیست، بلکه به معنای فرستادن سیگنالهای آرامشبخش به سیستم عصبی است تا بتواند توان از دست رفتهاش را دوباره به دست آورد.
سلامت روان در مناطق درگیر منازعه و جنگ، فقط به آسیبهای گذشته مربوط نیست، بلکه به بار سنگین انتظار بستگی دارد، انتظار برای اتفاق خطرناکی که شاید رخ دهد و شاید هم هرگز پیش نیاید.»
در این گزارش، ماری مزوق، رواندرمانگر بالینی و متخصص درمان شناختیرفتاری چند توصیه کاربردی و درمانی ساده هم ارائه داده:
«تنظیم تنفس: چند دقیقه تنفس آرام با طولانیتر کردن زمان بازدم؛ این کار پیام امنیت به سیستم عصبی میفرستد و به خروج از حالت «جنگ یا گریز» کمک میکند.
ایجاد روتین روزانه ساده و پیشبینیپذیر: کارهایی مثل بیدار شدن در ساعتی مشخص، خوردن منظم وعدههای غذایی یا پیادهروی در زمانی معین؛ چرا که پیشبینیپذیر بودن امور، نیاز به هوشیاری دائمی را کمتر میکند.
محدود کردن پیگیری اخبار: چک کردن اخبار فقط یک یا دو بار در روز، به جای دنبال کردن لحظهای آن.
تمرین زمزمه برای تحریک عصب واگ: نفس کشیدن از راه بینی و سپس بازدم همراه با ایجاد صدایی بم و ممتد به مدت ۲ تا ۳ دقیقه؛ این کار سیستم عصبی مسئول آرامسازی بدن را فعال میکند.
ضربه زدن متناوب روی شانهها: ضربه زدن آرام و یکیدرمیان روی شانهها به مدت یک یا دو دقیقه که به آرام کردن تنش کمک میکند.
آرام غذا خوردن و جویدن هر لقمه حداقل ده بار در سمتی از دهان که معمولا از آن استفاده نمیکنید: تمرینی ساده برای کم کردن سرعت ریتم بدن و تمرکز بر لحظه حال.»
https://www.bbc.com/persian/articles/cze0py3zeypo
سلامت روان در مناطق درگیر منازعه و جنگ، فقط به آسیبهای گذشته مربوط نیست، بلکه به بار سنگین انتظار بستگی دارد، انتظار برای اتفاق خطرناکی که شاید رخ دهد و شاید هم هرگز پیش نیاید.»
در این گزارش، ماری مزوق، رواندرمانگر بالینی و متخصص درمان شناختیرفتاری چند توصیه کاربردی و درمانی ساده هم ارائه داده:
«تنظیم تنفس: چند دقیقه تنفس آرام با طولانیتر کردن زمان بازدم؛ این کار پیام امنیت به سیستم عصبی میفرستد و به خروج از حالت «جنگ یا گریز» کمک میکند.
ایجاد روتین روزانه ساده و پیشبینیپذیر: کارهایی مثل بیدار شدن در ساعتی مشخص، خوردن منظم وعدههای غذایی یا پیادهروی در زمانی معین؛ چرا که پیشبینیپذیر بودن امور، نیاز به هوشیاری دائمی را کمتر میکند.
محدود کردن پیگیری اخبار: چک کردن اخبار فقط یک یا دو بار در روز، به جای دنبال کردن لحظهای آن.
تمرین زمزمه برای تحریک عصب واگ: نفس کشیدن از راه بینی و سپس بازدم همراه با ایجاد صدایی بم و ممتد به مدت ۲ تا ۳ دقیقه؛ این کار سیستم عصبی مسئول آرامسازی بدن را فعال میکند.
ضربه زدن متناوب روی شانهها: ضربه زدن آرام و یکیدرمیان روی شانهها به مدت یک یا دو دقیقه که به آرام کردن تنش کمک میکند.
آرام غذا خوردن و جویدن هر لقمه حداقل ده بار در سمتی از دهان که معمولا از آن استفاده نمیکنید: تمرینی ساده برای کم کردن سرعت ریتم بدن و تمرکز بر لحظه حال.»
https://www.bbc.com/persian/articles/cze0py3zeypo
BBC News فارسی
زندگی زیر سایه «جنگ قریبالوقوع»؛ انتظار خطر چگونه بدن را فرسوده میکند؟
در هفتههای اخیر و همزمان با تشدید ادبیات تهدیدآمیز میان ایالات متحده و ایران، بار دیگر گمانهزنیها درباره احتمال افزایش تنش نظامی در منطقه بالا گرفته است؛ موضوعی که بسیاری را در وضعیت انتظار و نگرانی نسبت به پیامدهای احتمالی آن بر زندگی روزمرهشان قرار…
آکسیوس: ترامپ در یکقدمی بزرگترین رویارویی نظامی با جمهوری اسلامی
باراک راوید
دولت ترامپ بیش از آنچه افکار عمومی تصور میکنند، به یک جنگ تمامعیار در خاورمیانه نزدیک شده است. به گفتهٔ منابع آگاه، هرگونه عملیات نظامی علیه ایران، برخلاف حملات نقطهای ماه گذشته در ونزوئلا، یک کارزار گسترده و چندینهفتهای خواهد بود که میتواند به جنگی بزرگ تبدیل شود. این گزارش تأکید میکند که این نبرد احتمالی، کارزاری مشترک میان آمریکا و اسرائیل خواهد بود که ابعادی بسیار وسیعتر از جنگ ۱۲ روزهٔ ژوئن گذشته دارد و مستقیماً بقای رژیم تهران را هدف قرار خواهد داد.
ترامپ که در اوایل ژانویه و در واکنش به کشتار معترضان در ایران تا آستانهٔ فرمان حمله پیش رفته بود، با از دست رفتن آن پنجرهٔ زمانی، راهبردی دوگانه شامل «مذاکرات هستهای» و «تجمیع بیسابقهٔ قوای نظامی» را در پیش گرفت. اکنون با به تأخیر افتادن حمله و گسیل چنین حجم عظیمی از نیرو، انتظارات از ابعاد عملیات نظامی در صورت شکست دیپلماسی بهشدت بالا رفته است. بر اساس ارزیابیها، دستیابی به توافق در شرایط فعلی بسیار بعید به نظر میرسد.
در حالی که جرد کوشنر و استیو ویتکوف روز سهشنبه به مدت سه ساعت با عباس عراقچی در ژنو گفتگو کردند، مقامهای آمریکایی نسبت به پر کردن شکافهای عمیق میان دو طرف خوشبین نیستند. جیمز ونس، معاون رئیسجمهور، در گفتگو با فاکسنیوز تصریح کرد که اگرچه مذاکرات در برخی جنبهها پیشرفت داشته، اما مشخص است که ترامپ «خطوط قرمزی» تعیین کرده که ایرانیها هنوز تمایلی به پذیرش آنها ندارند. ونس هشدار داد که ترامپ ممکن است بهزودی به این نتیجه برسد که دیپلماسی به «پایان طبیعی» خود رسیده است.
ناوگان جنگی ترامپ اکنون شامل دو ناو هواپیمابر، دهها کشتی جنگی، صدها جت جنگنده و چندین سامانهٔ پدافند هوایی است. تنها در ۲۴ ساعت گذشته، ۵۰ فروند جنگندهٔ دیگر شامل F-35، F-22 و F-16 راهی منطقه شدهاند و بیش از ۱۵۰ پرواز ترابری نظامی، تسلیحات و مهمات لازم را به پایگاههای خاورمیانه منتقل کردهاند. منابع آگاه تأکید میکنند که با توجه به روحیات ترامپ و حجم تجهیزات مستقر شده، این آرایش نظامی به هیچ وجه یک «بلوف» نیست و در صورت شکست مذاکرات، او آمادهٔ چکاندن ماشه است.
در حالی که سناتور لیندسی گراهام معتقد است تا شروع حملات ممکن است هفتهها فاصله باشد، برخی منابع اسرائیلی از آمادهباش برای سناریوی جنگ «ظرف چند روز» خبر میدهند. یکی از مشاوران ترامپ به آکسیوس گفت: «رئیس از این وضعیت کلافه شده است. با وجود هشدارهای برخی اطرافیان، فکر میکنم ۹۰ درصد احتمال دارد که طی هفتههای آینده شاهد اقدام نظامی باشیم».
در ۱۹ ژوئن سال گذشته، کاخ سفید یک فرصت دو هفتهای برای تصمیمگیری میان مذاکره یا حمله تعیین کرد و تنها سه روز بعد، عملیات «چکش نیمهشب» آغاز شد. اکنون نیز واشینگتن به تهران اعلام کرده است که باید ظرف دو هفته با پیشنهادی دقیق به میز مذاکره بازگردد. آکسیوس در پایان تأکید میکند در حالی که هیچ نشانهای از گشایش دیپلماتیک دیده نمیشود، شواهد حاکی از آن است که وقوع جنگ حتمی به نظر میرسد.
https://www.axios.com/2026/02/18/iran-war-trump-military-strikes-nuclear-talks
باراک راوید
دولت ترامپ بیش از آنچه افکار عمومی تصور میکنند، به یک جنگ تمامعیار در خاورمیانه نزدیک شده است. به گفتهٔ منابع آگاه، هرگونه عملیات نظامی علیه ایران، برخلاف حملات نقطهای ماه گذشته در ونزوئلا، یک کارزار گسترده و چندینهفتهای خواهد بود که میتواند به جنگی بزرگ تبدیل شود. این گزارش تأکید میکند که این نبرد احتمالی، کارزاری مشترک میان آمریکا و اسرائیل خواهد بود که ابعادی بسیار وسیعتر از جنگ ۱۲ روزهٔ ژوئن گذشته دارد و مستقیماً بقای رژیم تهران را هدف قرار خواهد داد.
ترامپ که در اوایل ژانویه و در واکنش به کشتار معترضان در ایران تا آستانهٔ فرمان حمله پیش رفته بود، با از دست رفتن آن پنجرهٔ زمانی، راهبردی دوگانه شامل «مذاکرات هستهای» و «تجمیع بیسابقهٔ قوای نظامی» را در پیش گرفت. اکنون با به تأخیر افتادن حمله و گسیل چنین حجم عظیمی از نیرو، انتظارات از ابعاد عملیات نظامی در صورت شکست دیپلماسی بهشدت بالا رفته است. بر اساس ارزیابیها، دستیابی به توافق در شرایط فعلی بسیار بعید به نظر میرسد.
در حالی که جرد کوشنر و استیو ویتکوف روز سهشنبه به مدت سه ساعت با عباس عراقچی در ژنو گفتگو کردند، مقامهای آمریکایی نسبت به پر کردن شکافهای عمیق میان دو طرف خوشبین نیستند. جیمز ونس، معاون رئیسجمهور، در گفتگو با فاکسنیوز تصریح کرد که اگرچه مذاکرات در برخی جنبهها پیشرفت داشته، اما مشخص است که ترامپ «خطوط قرمزی» تعیین کرده که ایرانیها هنوز تمایلی به پذیرش آنها ندارند. ونس هشدار داد که ترامپ ممکن است بهزودی به این نتیجه برسد که دیپلماسی به «پایان طبیعی» خود رسیده است.
ناوگان جنگی ترامپ اکنون شامل دو ناو هواپیمابر، دهها کشتی جنگی، صدها جت جنگنده و چندین سامانهٔ پدافند هوایی است. تنها در ۲۴ ساعت گذشته، ۵۰ فروند جنگندهٔ دیگر شامل F-35، F-22 و F-16 راهی منطقه شدهاند و بیش از ۱۵۰ پرواز ترابری نظامی، تسلیحات و مهمات لازم را به پایگاههای خاورمیانه منتقل کردهاند. منابع آگاه تأکید میکنند که با توجه به روحیات ترامپ و حجم تجهیزات مستقر شده، این آرایش نظامی به هیچ وجه یک «بلوف» نیست و در صورت شکست مذاکرات، او آمادهٔ چکاندن ماشه است.
در حالی که سناتور لیندسی گراهام معتقد است تا شروع حملات ممکن است هفتهها فاصله باشد، برخی منابع اسرائیلی از آمادهباش برای سناریوی جنگ «ظرف چند روز» خبر میدهند. یکی از مشاوران ترامپ به آکسیوس گفت: «رئیس از این وضعیت کلافه شده است. با وجود هشدارهای برخی اطرافیان، فکر میکنم ۹۰ درصد احتمال دارد که طی هفتههای آینده شاهد اقدام نظامی باشیم».
در ۱۹ ژوئن سال گذشته، کاخ سفید یک فرصت دو هفتهای برای تصمیمگیری میان مذاکره یا حمله تعیین کرد و تنها سه روز بعد، عملیات «چکش نیمهشب» آغاز شد. اکنون نیز واشینگتن به تهران اعلام کرده است که باید ظرف دو هفته با پیشنهادی دقیق به میز مذاکره بازگردد. آکسیوس در پایان تأکید میکند در حالی که هیچ نشانهای از گشایش دیپلماتیک دیده نمیشود، شواهد حاکی از آن است که وقوع جنگ حتمی به نظر میرسد.
https://www.axios.com/2026/02/18/iran-war-trump-military-strikes-nuclear-talks
Axios
Trump moves closer to a major war with Iran
There's little public debate about what could be the most consequential U.S. military action in a decade.
👍1
https://foreignpolicy.com/2026/02/18/iran-war-trump-united-states-negotiations-deal-nuclear/
✍️ علی هاشم — پژوهشگر وابسته «مرکز مطالعات اسلامی و غرب آسیا» در دانشگاه رویال هالووی لندن — در یادداشتی تحلیلی هشدار میدهد که ایران بهطور خطرناکی در حال سوءبرداشت از وضعیت راهبردی و مسیر مذاکرات با ایالات متحده است؛ سوءبرداشتی که میتواند پیامدهایی فاجعهبار داشته باشد.
🧭 محور اصلی تحلیل
بهگفته نویسنده، تهران تصور میکند روند مذاکرات را تحت کنترل دارد و میتواند با طولانیکردن گفتوگوها زمان بخرد، اما واشنگتن — بهویژه در دوره ترامپ — با منطق «نتیجه سریع» عمل میکند و صبر راهبردی محدودی دارد. این شکاف در درک زمان و سرعت تصمیمگیری میتواند به محاسبهای پرهزینه منجر شود.
⚠️ الگوی تکرارشونده خطای محاسباتی
هاشم برای اثبات ادعای خود به نمونههای گذشته اشاره میکند:
در ۲۰۲۲، ایران تصور میکرد جنگ اوکراین موقعیتش را در مذاکرات هستهای تقویت میکند («زمستان در راه است») اما این برآورد شکست خورد و فرصت توافق از دست رفت.
پیش از جنگ ۱۲روزه ۲۰۲۵ نیز تهران گمان میکرد اسرائیل پیش از پایان مذاکرات حمله نمیکند — اما حملات غافلگیرانه رخ داد و حتی آمریکا هم وارد جنگ شد.
ایران حتی اورانیوم ۶۰٪ را از سایتها منتقل نکرده بود، چون ورود آمریکا را محتمل نمیدانست.
📉 تضعیف اهرمهای راهبردی ایران
پس از جنگ:
زیرساختهای نظامی و هستهای آسیب دید
سطح غنیسازی عملاً به صفر رسید
قدرت چانهزنی منطقهای و هستهای کاهش یافت
بااینحال، بهگفته نویسنده، ساختار تصمیمگیری ایران همچنان با «مدل مذاکرات ۲۰۱۵ (برجام)» فکر میکند؛ مدلی که دیگر شرایط تکرار آن وجود ندارد.
🌍 تغییر محیط ژئوپلیتیک
هاشم تأکید میکند محیط منطقهای ایران نیز دگرگون شده است:
سقوط دولت اسد، سوریه را از محور راهبردی ایران خارج کرده
حزبالله و حماس تضعیف شدهاند
عراق در حال فاصلهگرفتن از تقابل منطقهای است
در نتیجه، دکترین بازدارندگی قبلی ایران دیگر بر همان پایهها استوار نیست.
🪖 افزایش فشار نظامی آمریکا
ایران استقرار نیروهای آمریکایی را صرفاً ابزار فشار برای مذاکره میبیند، نه مقدمه جنگ. اما در مقابل، مطالبات واشنگتن — بهویژه درباره برنامه موشکی — مستقیماً یکی از ارکان دفاعی ایران را هدف گرفته است:
پذیرش این شروط = آسیبپذیری راهبردی
رد آنها = خطر رویارویی نظامی
🧨 جمعبندی
نویسنده نتیجه میگیرد:
اعتمادبهنفس تهران نسبت به نتیجه دیپلماتیک، بزرگترین آسیبپذیری آن است.
فشار غرب ممکن است نه برای تغییر رژیم فوری، بلکه برای فرسایش و تغییر رفتار طراحی شده باشد.
خطر اصلی در این فرض مشترک نهفته است که هر طرف گمان میکند دیگری زودتر عقبنشینی میکند — در حالی که بسیاری از جنگها از دل همین سوءبرداشتها آغاز میشوند، نه از تصمیم آگاهانه برای جنگ.
✍️ علی هاشم — پژوهشگر وابسته «مرکز مطالعات اسلامی و غرب آسیا» در دانشگاه رویال هالووی لندن — در یادداشتی تحلیلی هشدار میدهد که ایران بهطور خطرناکی در حال سوءبرداشت از وضعیت راهبردی و مسیر مذاکرات با ایالات متحده است؛ سوءبرداشتی که میتواند پیامدهایی فاجعهبار داشته باشد.
🧭 محور اصلی تحلیل
بهگفته نویسنده، تهران تصور میکند روند مذاکرات را تحت کنترل دارد و میتواند با طولانیکردن گفتوگوها زمان بخرد، اما واشنگتن — بهویژه در دوره ترامپ — با منطق «نتیجه سریع» عمل میکند و صبر راهبردی محدودی دارد. این شکاف در درک زمان و سرعت تصمیمگیری میتواند به محاسبهای پرهزینه منجر شود.
⚠️ الگوی تکرارشونده خطای محاسباتی
هاشم برای اثبات ادعای خود به نمونههای گذشته اشاره میکند:
در ۲۰۲۲، ایران تصور میکرد جنگ اوکراین موقعیتش را در مذاکرات هستهای تقویت میکند («زمستان در راه است») اما این برآورد شکست خورد و فرصت توافق از دست رفت.
پیش از جنگ ۱۲روزه ۲۰۲۵ نیز تهران گمان میکرد اسرائیل پیش از پایان مذاکرات حمله نمیکند — اما حملات غافلگیرانه رخ داد و حتی آمریکا هم وارد جنگ شد.
ایران حتی اورانیوم ۶۰٪ را از سایتها منتقل نکرده بود، چون ورود آمریکا را محتمل نمیدانست.
📉 تضعیف اهرمهای راهبردی ایران
پس از جنگ:
زیرساختهای نظامی و هستهای آسیب دید
سطح غنیسازی عملاً به صفر رسید
قدرت چانهزنی منطقهای و هستهای کاهش یافت
بااینحال، بهگفته نویسنده، ساختار تصمیمگیری ایران همچنان با «مدل مذاکرات ۲۰۱۵ (برجام)» فکر میکند؛ مدلی که دیگر شرایط تکرار آن وجود ندارد.
🌍 تغییر محیط ژئوپلیتیک
هاشم تأکید میکند محیط منطقهای ایران نیز دگرگون شده است:
سقوط دولت اسد، سوریه را از محور راهبردی ایران خارج کرده
حزبالله و حماس تضعیف شدهاند
عراق در حال فاصلهگرفتن از تقابل منطقهای است
در نتیجه، دکترین بازدارندگی قبلی ایران دیگر بر همان پایهها استوار نیست.
🪖 افزایش فشار نظامی آمریکا
ایران استقرار نیروهای آمریکایی را صرفاً ابزار فشار برای مذاکره میبیند، نه مقدمه جنگ. اما در مقابل، مطالبات واشنگتن — بهویژه درباره برنامه موشکی — مستقیماً یکی از ارکان دفاعی ایران را هدف گرفته است:
پذیرش این شروط = آسیبپذیری راهبردی
رد آنها = خطر رویارویی نظامی
🧨 جمعبندی
نویسنده نتیجه میگیرد:
اعتمادبهنفس تهران نسبت به نتیجه دیپلماتیک، بزرگترین آسیبپذیری آن است.
فشار غرب ممکن است نه برای تغییر رژیم فوری، بلکه برای فرسایش و تغییر رفتار طراحی شده باشد.
خطر اصلی در این فرض مشترک نهفته است که هر طرف گمان میکند دیگری زودتر عقبنشینی میکند — در حالی که بسیاری از جنگها از دل همین سوءبرداشتها آغاز میشوند، نه از تصمیم آگاهانه برای جنگ.
Foreign Policy
Iran Dangerously Misunderstands Its Situation
Tehran thinks it has negotiations with the United States under control. The results could be catastrophic.
https://www.wsj.com/opinion/iran-nuclear-program-donald-trump-barack-obama-abbas-araghchi-aa0398bc?mod=Searchresults&pos=5&page=1
✍️ نویسنده: هیئت تحریریه (Editorial Board)
یادداشت اشورای سردبیری وال استریت ژورنال ستدلال میکند که ایران در مذاکرات ژنو تلاش دارد دونالد ترامپ را به تکرار رویکرد دوران اوباما بکشاند؛ یعنی تمرکز صرف آمریکا بر برنامه هستهای در ازای نادیدهگرفتن رفتارهای منطقهای و داخلی رژیم. بهگفته نویسندگان، مقامهای ایرانی از «پیشرفت» در مذاکرات سخن میگویند، در حالی که این پیشرفت مبهم توصیف شده و همزمان آمریکا حضور نظامی خود را در منطقه بهطور قابلتوجهی افزایش داده است. پیشنهاد اصلی تهران تعلیق موقت غنیسازی است — وضعیتی که عملاً هماکنون برقرار است — اما در مقابل خواهان کاهش تحریمها، جذب سرمایهگذاری و حتی ایجاد سازوکارهای منطقهای غنیسازی با محوریت ایران است.
در جمعبندی، نویسندگان معتقدند چنین توافقی در عمل به تقویت بقای رژیم منجر میشود؛ رژیمی که بهزعم آنان از نظر داخلی تحت فشار، از نظر نظامی تضعیف و از نظر مالی در تنگناست. این یادداشت تأکید میکند که برنامه هستهای، موشکی، سرکوب داخلی و شبکه نیروهای نیابتی همگی ریشه در ماهیت ساختاری نظام سیاسی ایران دارند؛ بنابراین مهار تهدید هستهای بدون تغییر رفتار بنیادین رژیم — یا خود آن — پایدار نخواهد بود.
✍️ نویسنده: هیئت تحریریه (Editorial Board)
یادداشت اشورای سردبیری وال استریت ژورنال ستدلال میکند که ایران در مذاکرات ژنو تلاش دارد دونالد ترامپ را به تکرار رویکرد دوران اوباما بکشاند؛ یعنی تمرکز صرف آمریکا بر برنامه هستهای در ازای نادیدهگرفتن رفتارهای منطقهای و داخلی رژیم. بهگفته نویسندگان، مقامهای ایرانی از «پیشرفت» در مذاکرات سخن میگویند، در حالی که این پیشرفت مبهم توصیف شده و همزمان آمریکا حضور نظامی خود را در منطقه بهطور قابلتوجهی افزایش داده است. پیشنهاد اصلی تهران تعلیق موقت غنیسازی است — وضعیتی که عملاً هماکنون برقرار است — اما در مقابل خواهان کاهش تحریمها، جذب سرمایهگذاری و حتی ایجاد سازوکارهای منطقهای غنیسازی با محوریت ایران است.
در جمعبندی، نویسندگان معتقدند چنین توافقی در عمل به تقویت بقای رژیم منجر میشود؛ رژیمی که بهزعم آنان از نظر داخلی تحت فشار، از نظر نظامی تضعیف و از نظر مالی در تنگناست. این یادداشت تأکید میکند که برنامه هستهای، موشکی، سرکوب داخلی و شبکه نیروهای نیابتی همگی ریشه در ماهیت ساختاری نظام سیاسی ایران دارند؛ بنابراین مهار تهدید هستهای بدون تغییر رفتار بنیادین رژیم — یا خود آن — پایدار نخواهد بود.
The Wall Street Journal
Opinion | Iran Wants Trump to Pull an Obama
The regime is safe when the U.S. focuses merely on its nuclear program, as it claims ‘progress’ in Geneva negotiations.
ایران در حال آمادهسازی برای جنگ با آمریکا است
نویسندگان: مارگریتا استانکاتی، لورنس نورمن، بنوا فوکن
والاستریت ژورنال | ۱۸ فوریه ۲۰۲۶
ایران همزمان با ادامه تلاشها برای رسیدن به توافق هستهای با آمریکا، خود را برای سناریوی شکست مذاکرات و ورود به جنگ آماده میکند. تهران در حال استقرار نیروها، تقویت تأسیسات هستهای، تغییر ساختار فرماندهی نظامی و تشدید سرکوب داخلی است؛ اقداماتی که نشان میدهد رهبران جمهوری اسلامی بقای رژیم را در خطر میبینند.
به گفته تحلیلگران، ایران با جدیترین تهدید نظامی خود از زمان پایان جنگ ایران و عراق در سال ۱۹۸۸ مواجه است. آمریکا دو ناو هواپیمابر، دهها جنگنده پیشرفته و ناوهای جنگی متعدد را به منطقه اعزام کرده است. در واکنش، سپاه پاسداران راهبرد «دفاع موزاییکی» را احیا کرده تا در صورت حمله، زنجیره فرماندهی از کار نیفتد و فرماندهان محلی اختیار عمل داشته باشند.
آمادگی نظامی و پیام تهدید
ایران با نمایش قدرت نظامی تلاش دارد به آمریکا هشدار دهد که میتواند:
تردد نفتکشها در تنگه هرمز را مختل کند
منافع آمریکا و متحدانش را در سراسر خاورمیانه هدف قرار دهد
سپاه پاسداران یگانهای دریایی خود را در تنگه هرمز مستقر کرده، رزمایشهای موشکی و دریایی برگزار شده و حتی یک ناو جنگی روسیه پیش از مانور مشترک به بندرعباس رسیده است. آیتالله خامنهای نیز بهطور علنی ناوهای آمریکایی را تهدید کرده است.
تقویت تأسیسات هستهای
تصاویر ماهوارهای نشان میدهد ایران در حال تقویت و دفن ورودی تونلهای هستهای در اصفهان و مجموعه زیرزمینی «کوه کلنگ» است؛ مکانهایی که به باور غرب، محل نگهداری یا فعالیتهای اعلامنشده هستهای بودهاند. هدف این اقدامات، کاهش اثر حملات هوایی و دشوار کردن عملیات نیروهای ویژه برای نابودی یا توقیف اورانیوم غنیشده عنوان شده است.
سرکوب شدید داخلی
همزمان، حکومت تلاش میکند مانع از آن شود که حملات خارجی به اعتراضات داخلی دامن بزند. نیروهای امنیتی:
بیش از ۱۰۰ ایستگاه کنترلی در تهران ایجاد کردهاند
معترضان را حتی در مدارس و بیمارستانها شناسایی و بازداشت میکنند
فعالان، اصلاحطلبان و زندانیان سیاسی را تحت فشار شدید قرار دادهاند
طبق گزارش نهادهای حقوق بشری، بیش از ۵۳ هزار نفر بازداشت و بیش از ۷ هزار نفر کشته شدهاند. خشم عمومی ادامه دارد و شعارهای ضدحکومتی شبانه و مراسمهای عزاداری به صحنه اعتراض تبدیل شدهاند. در مواردی، نیروهای امنیتی به سوی عزاداران آتش گشودهاند.
جمعبندی
این گزارش نتیجه میگیرد که ایران در حال آمادهسازی همزمان برای جنگ خارجی و مهار انفجار داخلی است. در حالی که تهران هنوز امیدوار به توافق است، اقداماتش نشان میدهد رهبران جمهوری اسلامی احتمال درگیری نظامی مستقیم با آمریکا را واقعی و نزدیک میدانند — و برای بقا، وارد فاز «دفاع همهجانبه» شدهاند.
https://www.wsj.com/world/middle-east/as-iran-negotiates-it-is-preparing-for-war-with-the-u-s-d0aa48fa?mod=Searchresults&pos=2&page=1
نویسندگان: مارگریتا استانکاتی، لورنس نورمن، بنوا فوکن
والاستریت ژورنال | ۱۸ فوریه ۲۰۲۶
ایران همزمان با ادامه تلاشها برای رسیدن به توافق هستهای با آمریکا، خود را برای سناریوی شکست مذاکرات و ورود به جنگ آماده میکند. تهران در حال استقرار نیروها، تقویت تأسیسات هستهای، تغییر ساختار فرماندهی نظامی و تشدید سرکوب داخلی است؛ اقداماتی که نشان میدهد رهبران جمهوری اسلامی بقای رژیم را در خطر میبینند.
به گفته تحلیلگران، ایران با جدیترین تهدید نظامی خود از زمان پایان جنگ ایران و عراق در سال ۱۹۸۸ مواجه است. آمریکا دو ناو هواپیمابر، دهها جنگنده پیشرفته و ناوهای جنگی متعدد را به منطقه اعزام کرده است. در واکنش، سپاه پاسداران راهبرد «دفاع موزاییکی» را احیا کرده تا در صورت حمله، زنجیره فرماندهی از کار نیفتد و فرماندهان محلی اختیار عمل داشته باشند.
آمادگی نظامی و پیام تهدید
ایران با نمایش قدرت نظامی تلاش دارد به آمریکا هشدار دهد که میتواند:
تردد نفتکشها در تنگه هرمز را مختل کند
منافع آمریکا و متحدانش را در سراسر خاورمیانه هدف قرار دهد
سپاه پاسداران یگانهای دریایی خود را در تنگه هرمز مستقر کرده، رزمایشهای موشکی و دریایی برگزار شده و حتی یک ناو جنگی روسیه پیش از مانور مشترک به بندرعباس رسیده است. آیتالله خامنهای نیز بهطور علنی ناوهای آمریکایی را تهدید کرده است.
تقویت تأسیسات هستهای
تصاویر ماهوارهای نشان میدهد ایران در حال تقویت و دفن ورودی تونلهای هستهای در اصفهان و مجموعه زیرزمینی «کوه کلنگ» است؛ مکانهایی که به باور غرب، محل نگهداری یا فعالیتهای اعلامنشده هستهای بودهاند. هدف این اقدامات، کاهش اثر حملات هوایی و دشوار کردن عملیات نیروهای ویژه برای نابودی یا توقیف اورانیوم غنیشده عنوان شده است.
سرکوب شدید داخلی
همزمان، حکومت تلاش میکند مانع از آن شود که حملات خارجی به اعتراضات داخلی دامن بزند. نیروهای امنیتی:
بیش از ۱۰۰ ایستگاه کنترلی در تهران ایجاد کردهاند
معترضان را حتی در مدارس و بیمارستانها شناسایی و بازداشت میکنند
فعالان، اصلاحطلبان و زندانیان سیاسی را تحت فشار شدید قرار دادهاند
طبق گزارش نهادهای حقوق بشری، بیش از ۵۳ هزار نفر بازداشت و بیش از ۷ هزار نفر کشته شدهاند. خشم عمومی ادامه دارد و شعارهای ضدحکومتی شبانه و مراسمهای عزاداری به صحنه اعتراض تبدیل شدهاند. در مواردی، نیروهای امنیتی به سوی عزاداران آتش گشودهاند.
جمعبندی
این گزارش نتیجه میگیرد که ایران در حال آمادهسازی همزمان برای جنگ خارجی و مهار انفجار داخلی است. در حالی که تهران هنوز امیدوار به توافق است، اقداماتش نشان میدهد رهبران جمهوری اسلامی احتمال درگیری نظامی مستقیم با آمریکا را واقعی و نزدیک میدانند — و برای بقا، وارد فاز «دفاع همهجانبه» شدهاند.
https://www.wsj.com/world/middle-east/as-iran-negotiates-it-is-preparing-for-war-with-the-u-s-d0aa48fa?mod=Searchresults&pos=2&page=1
The Wall Street Journal
Iran Is Getting Ready for War With the U.S.
Confronting its biggest threat in decades, the regime in Tehran is trying to boost its odds of survival if diplomatic talks fall through.
https://robertreich.substack.com/p/why-the-hell-is-trump-threatening
The United States is being represented in the talks by “Special Envoy” Steve Witkoff (whose son is the chief executive of World Liberty Financial, the Trump family’s cryptocurrency company, nearly half of which was purchased last year for $500 million by an investment firm tied to the United Arab Emirates). And by Trump son-in-law Jared Kushner (who’s been making private deals with the Saudis and who raised several billion dollars before Trump’s second term from overseas investors including sovereign wealth funds of Saudi Arabia, Qatar, and the United Arab Emirates).
No one from the State Department. Nobody from the National Security Council. No one who knows much of anything about Iran.
So what’s the real goal?
On Friday, in a little-noticed remark, Trump said “the best thing that could happen” in Iran would be regime change, noting “there are people” who could take over from Iran’s Islamic ruler Ayatollah Ali Khamenei.
Bingo.
Trump promised his MAGA base that he wouldn’t be involved in seeking regime changes abroad. But that was before he abducted Venezuela’s Nicholás Maduro and replaced him with Maduro’s vice president.
Yet regime change in Iran would be far, far more difficult to pull off than regime change in Venezuela. The Middle East has demonstrated that it can swallow up America, even with the largest fighting force in the world. Anyone remember Afghanistan, Syria, Iraq, and … Iran?
The United States is being represented in the talks by “Special Envoy” Steve Witkoff (whose son is the chief executive of World Liberty Financial, the Trump family’s cryptocurrency company, nearly half of which was purchased last year for $500 million by an investment firm tied to the United Arab Emirates). And by Trump son-in-law Jared Kushner (who’s been making private deals with the Saudis and who raised several billion dollars before Trump’s second term from overseas investors including sovereign wealth funds of Saudi Arabia, Qatar, and the United Arab Emirates).
No one from the State Department. Nobody from the National Security Council. No one who knows much of anything about Iran.
So what’s the real goal?
On Friday, in a little-noticed remark, Trump said “the best thing that could happen” in Iran would be regime change, noting “there are people” who could take over from Iran’s Islamic ruler Ayatollah Ali Khamenei.
Bingo.
Trump promised his MAGA base that he wouldn’t be involved in seeking regime changes abroad. But that was before he abducted Venezuela’s Nicholás Maduro and replaced him with Maduro’s vice president.
Yet regime change in Iran would be far, far more difficult to pull off than regime change in Venezuela. The Middle East has demonstrated that it can swallow up America, even with the largest fighting force in the world. Anyone remember Afghanistan, Syria, Iraq, and … Iran?
Substack
Why the hell is Trump threatening war with Iran again?
His real goal is regime change, which will get us bogged down there for years.
https://www.wsj.com/world/middle-east/u-s-gathers-the-most-air-power-in-the-mideast-since-the-2003-iraq-invasion-98ced89f?mod=Searchresults&pos=1&page=1
به گزارش «والاستریت ژورنال»، دولت آقای ترامپ هنوز نمیداند که پس از حمله به ایران چه اتفاقی خواهد افتاد. مارکو روبیو، وزیر خارجه آمریکا ماه گذشته در جلسهای در کنگره این کشور گفت که مشخص نیست در صورت سقوط علی خامنهای، رهبر جمهوری اسلامی چه کسی در ایران قدرت را در دست میگیرد. با این حال، به گفته بسیاری از تحلیلگران، احتمالا فرماندهان سپاه پاسداران کنترل کشور را به دست خواهند گرفت.
همزمان با سرکوب خونین اعتراضات در ایران، دونالد ترامپ به معترضان وعده حمایت داد. به گزارش «والاستریت ژورنال»، این اعتراضات ممکن است در پی حملات آمریکا به ایران مجددا احیا شود و فشار عمومی را بر رژیم ایران افزایش دهد.
اما چنین وضعیتی نیز ممکن است آمریکا را با این مساله مواجه کند که در صورت سرکوب مجدد رژیم، آیا باید حملات هوایی را ادامه دهد یا خیر.
به گفته الیوت کوهن، پژوهشگر مرکز مطالعات راهبردی و بینالمللی (CSIS)، کارزار هوایی تنبیهی ممکن است سعی کند رهبری ایران را به گونهای تضعیف کند که نخبگان باقیمانده به سازش گسترده با آمریکا تن دهند.
او گفت: «اگر آقای ترامپ واقعا میخواهد بر رژیم تاثیر بگذارد و توانایی رژیم ایران برای حمله موشکی به پایگاههای آمریکا، اسرائيل، عربستان سعودی و دیگر کشورهای حوزه خلیج فارس را کاهش دهد، احتمالا به عملیاتی شدید نیاز دارد که ممکن است هفتهها و یا حتی ماهها طول بکش
به گزارش «والاستریت ژورنال»، دولت آقای ترامپ هنوز نمیداند که پس از حمله به ایران چه اتفاقی خواهد افتاد. مارکو روبیو، وزیر خارجه آمریکا ماه گذشته در جلسهای در کنگره این کشور گفت که مشخص نیست در صورت سقوط علی خامنهای، رهبر جمهوری اسلامی چه کسی در ایران قدرت را در دست میگیرد. با این حال، به گفته بسیاری از تحلیلگران، احتمالا فرماندهان سپاه پاسداران کنترل کشور را به دست خواهند گرفت.
همزمان با سرکوب خونین اعتراضات در ایران، دونالد ترامپ به معترضان وعده حمایت داد. به گزارش «والاستریت ژورنال»، این اعتراضات ممکن است در پی حملات آمریکا به ایران مجددا احیا شود و فشار عمومی را بر رژیم ایران افزایش دهد.
اما چنین وضعیتی نیز ممکن است آمریکا را با این مساله مواجه کند که در صورت سرکوب مجدد رژیم، آیا باید حملات هوایی را ادامه دهد یا خیر.
به گفته الیوت کوهن، پژوهشگر مرکز مطالعات راهبردی و بینالمللی (CSIS)، کارزار هوایی تنبیهی ممکن است سعی کند رهبری ایران را به گونهای تضعیف کند که نخبگان باقیمانده به سازش گسترده با آمریکا تن دهند.
او گفت: «اگر آقای ترامپ واقعا میخواهد بر رژیم تاثیر بگذارد و توانایی رژیم ایران برای حمله موشکی به پایگاههای آمریکا، اسرائيل، عربستان سعودی و دیگر کشورهای حوزه خلیج فارس را کاهش دهد، احتمالا به عملیاتی شدید نیاز دارد که ممکن است هفتهها و یا حتی ماهها طول بکش
The Wall Street Journal
U.S. Gathers the Most Air Power in the Mideast Since the 2003 Iraq Invasion
President Trump is being briefed on military options for striking Iran, even as aides hold talks with its regime.
• تجمع سریع نیروهای ایالات متحده در خاورمیانه به نقطهای رسیده است که به گفته مقامهای دولت و پنتاگون، رئیسجمهور ترامپ این گزینه را دارد که حتی از همین آخر هفته اقدام نظامی علیه ایران انجام دهد؛ موضوعی که کاخ سفید را در برابر انتخابهای پرمخاطره میان پیگیری دیپلماسی یا جنگ قرار داده
•است
.
-در اسرائیل، دو مقام دفاعی گفتند آمادگیهای قابل توجهی برای احتمال حمله مشترک با ایالات متحده در حال انجام است، هرچند هنوز تصمیمی برای اجرای آن گرفته نشده است. آنها گفتند برنامهریزیها بر وارد کردن ضربهای شدید طی چند روز متمرکز است، با هدف وادار کردن ایران به امتیازدهی در میز مذاکره — امتیازهایی که تاکنون حاضر به ارائه آنها نشده است.
تجمع نیروهای آمریکا نشاندهنده مجموعهای از اهداف احتمالی در ایران است، از جمله:
موشکهای کوتاه و میانبرد
انبارهای ذخیره موشک
سایتهای هستهای
سایر اهداف نظامی مانند مقرهای سپاه پاسداران انقلاب اسلامی
به گفته مقامهای آمریکایی، تصمیم نهایی درباره دامنه اهداف تا حد زیادی به ترامپ بستگی دار
-اما طی ماه گذشته، ارتش آمریکا سامانههای دفاع هوایی لازم — از جمله پاتریوت و تاد (THAAD) — را به منطقه منتقل کرده است. هر دو سامانه توان رهگیری موشکهای بالستیک ایران را دارند.
یک مقام نظامی گفت ارتش آمریکا اکنون میتواند از نیروها، متحدان و داراییهای خود در برابر هرگونه تلافی ایران در پاسخ به حملات آمریکا به اهداف هستهای و نظامیاش — دستکم در یک کارزار کوتاه — دفاع کند. اما به گفته او، این پرسش باقی است که آیا ارتش آمریکا آماده تحمل جنگی طولانیتر و گستردهتر
هست یا نه
https://www.nytimes.com/2026/02/18/us/politics/us-military-iran.html.
•است
.
-در اسرائیل، دو مقام دفاعی گفتند آمادگیهای قابل توجهی برای احتمال حمله مشترک با ایالات متحده در حال انجام است، هرچند هنوز تصمیمی برای اجرای آن گرفته نشده است. آنها گفتند برنامهریزیها بر وارد کردن ضربهای شدید طی چند روز متمرکز است، با هدف وادار کردن ایران به امتیازدهی در میز مذاکره — امتیازهایی که تاکنون حاضر به ارائه آنها نشده است.
تجمع نیروهای آمریکا نشاندهنده مجموعهای از اهداف احتمالی در ایران است، از جمله:
موشکهای کوتاه و میانبرد
انبارهای ذخیره موشک
سایتهای هستهای
سایر اهداف نظامی مانند مقرهای سپاه پاسداران انقلاب اسلامی
به گفته مقامهای آمریکایی، تصمیم نهایی درباره دامنه اهداف تا حد زیادی به ترامپ بستگی دار
-اما طی ماه گذشته، ارتش آمریکا سامانههای دفاع هوایی لازم — از جمله پاتریوت و تاد (THAAD) — را به منطقه منتقل کرده است. هر دو سامانه توان رهگیری موشکهای بالستیک ایران را دارند.
یک مقام نظامی گفت ارتش آمریکا اکنون میتواند از نیروها، متحدان و داراییهای خود در برابر هرگونه تلافی ایران در پاسخ به حملات آمریکا به اهداف هستهای و نظامیاش — دستکم در یک کارزار کوتاه — دفاع کند. اما به گفته او، این پرسش باقی است که آیا ارتش آمریکا آماده تحمل جنگی طولانیتر و گستردهتر
هست یا نه
https://www.nytimes.com/2026/02/18/us/politics/us-military-iran.html.
NY Times
U.S. Military Moves Into Place for Possible Strikes in Iran
President Trump has given no indication that he has made a decision about how to proceed, as diplomatic talks continue.
بازی چندلایه نتانیاهو؛ از ایران تا شکاف در یهودیان جهان
بازخوانی تحلیلی یادداشت توماس ال. فریدمن
توماس ال. فریدمن، ستوننویس شناختهشده نیویورکتایمز، در یادداشتی تند و کمسابقه علیه دولت راستگرای افراطی اسرائیل به رهبری بنیامین نتانیاهو، استدلال میکند که نخستوزیر اسرائیل نهتنها سیاست داخلی و منطقهای کشورش را به مسیری خطرناک برده، بلکه همزمان دونالد ترامپ و بخشهایی از جامعه یهودیان آمریکا را نیز «بازی داده» و از تمرکز آنها بر تهدید ایران برای پیشبرد پروژههای جنجالی خود بهره میبرد.
فریدمن از همان ابتدا بدون تعارف مینویسد که دولت نتانیاهو عملاً به آمریکا بیاحترامی میکند، اما با روایتسازی امنیتی — بهویژه برجستهسازی تهدید موشکی و هستهای ایران — تلاش دارد این واقعیت را پنهان کند. او البته تصریح میکند که تهدید ایران واقعی است و نمیتوان آن را نادیده گرفت؛ بهویژه پس از آنکه ایران بخشی از توان موشکی خود را پس از حملات پیشین بازسازی کرده است. با این حال، از نگاه فریدمن، تمرکز انحصاری بر این تهدید بیرونی، چشمها را بر خطری بزرگتر در داخل میبندد: مسیری که دولت نتانیاهو در قبال فلسطینیها و ساختار دموکراتیک اسرائیل در پیش گرفته است.
از منظر او، تلاش برای الحاق کرانه باختری، ماندگاری دائمی در غزه و همزمان محروم نگه داشتن فلسطینیها از حقوق سیاسی، نهتنها از نظر اخلاقی «بیپروا» بلکه از نظر جمعیتی نیز «غیرعقلانی» است. او با قیاسی هشداردهنده مینویسد همانگونه که الحاق مکزیک توسط آمریکا غیرقابل تصور است، کنترل دائمی میلیونها فلسطینی بدون اعطای حقوق سیاسی نیز سرانجامی جز بحران نخواهد داشت. در چنین سناریویی، به باور فریدمن، اسرائیل در نگاه جهانیان بهتدریج از یک دموکراسی مدرن به ساختاری شبیه نظام آپارتاید آفریقای جنوبی بدل میشود.
اما پیامدها، به گفته او، محدود به داخل اسرائیل نخواهد ماند. یکی از مهمترین نگرانیهای فریدمن، شکاف در یهودیان جهان است. او هشدار میدهد که اگر این مسیر ادامه یابد، نهادهای یهودی در سراسر دنیا دچار دوپارگی میشوند؛ زیرا یهودیان دیاسپورا ناچار خواهند شد میان حمایت بیقیدوشرط از اسرائیل یا فاصله گرفتن از سیاستهای آن یکی را انتخاب کنند.
همزمان، او به تغییر نگرش نسلهای جوان در آمریکا اشاره میکند. بهگفته فریدمن، روندی که با جنگ غزه تشدید شد، موجب شده بخش قابلتوجهی از جوانان — چه دموکرات و چه جمهوریخواه — نگاه انتقادیتری به اسرائیل پیدا کنند. در حاشیه این روند، او از افزایش گرایشهای ضدیهودی نیز ابراز نگرانی میکند و مینویسد خانوادههای یهودی ممکن است شاهد بزرگ شدن فرزندانشان در جهانی باشند که در آن «دولت یهود» نه نماد امنیت، بلکه یک دولت مطرود تلقی میشود.
در بخش دیگری از یادداشت، فریدمن تمرکز خود را بر تحولات داخلی اسرائیل میگذارد و استدلال میکند تهدید اصلی برای دموکراسی این کشور از درون میآید. او به تلاش چندساله نتانیاهو برای تضعیف دستگاه قضایی، محدود کردن نقش دیوان عالی، و فشار بر دادستان کل مستقل اشاره میکند — مقاماتی که بهزعم او آخرین سد در برابر سیاسیسازی کامل ساختار حکمرانی هستند. همچنین جلوگیری از تشکیل کمیسیون تحقیق مستقل درباره شکست امنیتی پیش از حمله ۷ اکتبر، و انتصاب چهرههای نزدیک سیاسی در نهادهای امنیتی، از دیگر مصادیقی است که فریدمن آنها را نشانه فرسایش حاکمیت قانون میداند.
فریدمن مینویسد اسرائیل امروز، پس از ضربات واردشده به ایران، حزبالله و حماس، در موقعیتی از قدرت نظامی و بازدارندگی قرار دارد که میتوانست سکوی پرتابی برای صلح منطقهای باشد. اگر دولت نتانیاهو وارد مذاکرات جدی برای راهحل دو دولت میشد، به باور او مسیر عادیسازی روابط با عربستان و سایر کشورهای عربی هموار میگردید، ایران بیش از پیش منزوی میشد و همافزایی اقتصادی ـ فناورانه میان اسرائیل و جهان عرب شکل میگرفت — تحولی که منافع راهبردی آمریکا را نیز تقویت میکرد و امکان کاهش حضور نظامی واشینگتن در منطقه را فراهم میساخت.
او در جمعبندی، ضمن تأکید دوباره بر واقعی بودن تهدید ایران، مینویسد بزرگترین تهدید برای اسرائیلِ دموکراتیک، برای روابط آمریکا و اسرائیل، و حتی برای امنیت و انسجام یهودیان جهان، نه در تهران بلکه در درون کابینهای قرار دارد که بهگفته او از ائتلافی از افراطیون ایدئولوژیک، ملیگرایان ضدعرب و جریانهای تندرو مذهبی شکل گرفته است.
https://www.nytimes.com/2026/02/17/opinion/israel-iran-netanyahu.html?searchResultPosition=1
بازخوانی تحلیلی یادداشت توماس ال. فریدمن
توماس ال. فریدمن، ستوننویس شناختهشده نیویورکتایمز، در یادداشتی تند و کمسابقه علیه دولت راستگرای افراطی اسرائیل به رهبری بنیامین نتانیاهو، استدلال میکند که نخستوزیر اسرائیل نهتنها سیاست داخلی و منطقهای کشورش را به مسیری خطرناک برده، بلکه همزمان دونالد ترامپ و بخشهایی از جامعه یهودیان آمریکا را نیز «بازی داده» و از تمرکز آنها بر تهدید ایران برای پیشبرد پروژههای جنجالی خود بهره میبرد.
فریدمن از همان ابتدا بدون تعارف مینویسد که دولت نتانیاهو عملاً به آمریکا بیاحترامی میکند، اما با روایتسازی امنیتی — بهویژه برجستهسازی تهدید موشکی و هستهای ایران — تلاش دارد این واقعیت را پنهان کند. او البته تصریح میکند که تهدید ایران واقعی است و نمیتوان آن را نادیده گرفت؛ بهویژه پس از آنکه ایران بخشی از توان موشکی خود را پس از حملات پیشین بازسازی کرده است. با این حال، از نگاه فریدمن، تمرکز انحصاری بر این تهدید بیرونی، چشمها را بر خطری بزرگتر در داخل میبندد: مسیری که دولت نتانیاهو در قبال فلسطینیها و ساختار دموکراتیک اسرائیل در پیش گرفته است.
از منظر او، تلاش برای الحاق کرانه باختری، ماندگاری دائمی در غزه و همزمان محروم نگه داشتن فلسطینیها از حقوق سیاسی، نهتنها از نظر اخلاقی «بیپروا» بلکه از نظر جمعیتی نیز «غیرعقلانی» است. او با قیاسی هشداردهنده مینویسد همانگونه که الحاق مکزیک توسط آمریکا غیرقابل تصور است، کنترل دائمی میلیونها فلسطینی بدون اعطای حقوق سیاسی نیز سرانجامی جز بحران نخواهد داشت. در چنین سناریویی، به باور فریدمن، اسرائیل در نگاه جهانیان بهتدریج از یک دموکراسی مدرن به ساختاری شبیه نظام آپارتاید آفریقای جنوبی بدل میشود.
اما پیامدها، به گفته او، محدود به داخل اسرائیل نخواهد ماند. یکی از مهمترین نگرانیهای فریدمن، شکاف در یهودیان جهان است. او هشدار میدهد که اگر این مسیر ادامه یابد، نهادهای یهودی در سراسر دنیا دچار دوپارگی میشوند؛ زیرا یهودیان دیاسپورا ناچار خواهند شد میان حمایت بیقیدوشرط از اسرائیل یا فاصله گرفتن از سیاستهای آن یکی را انتخاب کنند.
همزمان، او به تغییر نگرش نسلهای جوان در آمریکا اشاره میکند. بهگفته فریدمن، روندی که با جنگ غزه تشدید شد، موجب شده بخش قابلتوجهی از جوانان — چه دموکرات و چه جمهوریخواه — نگاه انتقادیتری به اسرائیل پیدا کنند. در حاشیه این روند، او از افزایش گرایشهای ضدیهودی نیز ابراز نگرانی میکند و مینویسد خانوادههای یهودی ممکن است شاهد بزرگ شدن فرزندانشان در جهانی باشند که در آن «دولت یهود» نه نماد امنیت، بلکه یک دولت مطرود تلقی میشود.
در بخش دیگری از یادداشت، فریدمن تمرکز خود را بر تحولات داخلی اسرائیل میگذارد و استدلال میکند تهدید اصلی برای دموکراسی این کشور از درون میآید. او به تلاش چندساله نتانیاهو برای تضعیف دستگاه قضایی، محدود کردن نقش دیوان عالی، و فشار بر دادستان کل مستقل اشاره میکند — مقاماتی که بهزعم او آخرین سد در برابر سیاسیسازی کامل ساختار حکمرانی هستند. همچنین جلوگیری از تشکیل کمیسیون تحقیق مستقل درباره شکست امنیتی پیش از حمله ۷ اکتبر، و انتصاب چهرههای نزدیک سیاسی در نهادهای امنیتی، از دیگر مصادیقی است که فریدمن آنها را نشانه فرسایش حاکمیت قانون میداند.
فریدمن مینویسد اسرائیل امروز، پس از ضربات واردشده به ایران، حزبالله و حماس، در موقعیتی از قدرت نظامی و بازدارندگی قرار دارد که میتوانست سکوی پرتابی برای صلح منطقهای باشد. اگر دولت نتانیاهو وارد مذاکرات جدی برای راهحل دو دولت میشد، به باور او مسیر عادیسازی روابط با عربستان و سایر کشورهای عربی هموار میگردید، ایران بیش از پیش منزوی میشد و همافزایی اقتصادی ـ فناورانه میان اسرائیل و جهان عرب شکل میگرفت — تحولی که منافع راهبردی آمریکا را نیز تقویت میکرد و امکان کاهش حضور نظامی واشینگتن در منطقه را فراهم میساخت.
او در جمعبندی، ضمن تأکید دوباره بر واقعی بودن تهدید ایران، مینویسد بزرگترین تهدید برای اسرائیلِ دموکراتیک، برای روابط آمریکا و اسرائیل، و حتی برای امنیت و انسجام یهودیان جهان، نه در تهران بلکه در درون کابینهای قرار دارد که بهگفته او از ائتلافی از افراطیون ایدئولوژیک، ملیگرایان ضدعرب و جریانهای تندرو مذهبی شکل گرفته است.
https://www.nytimes.com/2026/02/17/opinion/israel-iran-netanyahu.html?searchResultPosition=1
NY Times
Opinion | Netanyahu Plays Trump and American Jews for Fools — Again
Netanyahu has gotten Trump to focus on Iran and ignore the destructive things Bibi is doing in Gaza, in the West Bank and inside Israel.
👍2
قبل از حمله به ایران: تعریف اهداف
قابل دستیابی و واقعبینانه
دنی سیترینوویچ
قبل از در نظر گرفتن یک حمله نظامی به ایران، ضروری است که واقعبینانه به آنچه که چنین اقدامی میتواند به دست آورد، نگاه کنیم.
شکی نیست که ایران از نظر نظامی رقیب همسطحی برای ایالات متحده نیست. آمریکا برتری قابل توجهی در تواناییهای متعارف و تسلط عملیاتی در تمامی حوزهها دارد. با این حال، نباید ایران را دستکم گرفت. همانطور که در درگیریهای محدود قبلی، بهویژه در جنگهای موشکی نشان داده شده است، تهران دارای قابلیتهای نامتقارن معناداری است — بهویژه در زرادخانه موشکی بالستیک و شبکههای نیابتی منطقهایاش.
بنابراین، سوال اصلی این نیست که آیا ایالات متحده میتواند خسارت وارد کند. بلکه این است: چه هدف استراتژیکی بهطور واقعبینانه قابل دستیابی است؟
1. تغییر رژیم
حتی مقامات ارشد ایالات متحده نیز اعتراف کردهاند که تغییر رژیم فوقالعاده دشوار خواهد بود.
هیچ اپوزیسیون یکپارچه و قابلتتکایی در داخل ایران وجود ندارد که بتواند وارد عمل شود و حکومت کند. علاوه بر این، تغییر رژیم تقریباً قطعاً نیاز به یک حرکت نظامی طولانی خواهد داشت، که ممکن است شامل استفاده از نیروهای زمینی باشد — چیزی که افکار عمومی و سیاستگذاران آمریکایی بعد از عراق و افغانستان تمایل کمی به آن نشان دادهاند.
در غیاب اراده برای متعهد شدن به یک تلاش تثبیتکننده در مقیاس بزرگ و بلندمدت، تغییر رژیم هدفی دستیافتنی نیست.
2. بیثبات کردن رژیم برای ایجاد شورش داخلی
یک اقدام نظامی میتواند رژیم را تضعیف کرده و فشار داخلی ایجاد کند. اما رهبری ایران — بهویژه سپاه— هیچ گزینه خروجی ندارد. بقای رژیم برای رهبری اصلی آن حیاتی است.
تاریخ نشان میدهد که آنها در برابر ناآرامیهای داخلی با نیروی فراوان پاسخ خواهند داد. برای اینکه بیثباتی به تغییر سیاسی معناداری منجر شود، احتمالاً نیاز به یک کمپین پایدار و طولانی خواهد بود. حتی در این صورت، محتملترین نتیجه ممکن است نه انتقال دموکراتیک، بلکه هرج و مرج داخلی باشد — که ممکن است ایران را به سوی جنگ داخلی سوق دهد.
این سناریو خطرات قابل توجهی برای منطقه و جهان به همراه دارد.
3. نابود کردن برنامه هستهای ایران
یک حمله نظامی میتواند به شدت به تأسیسات هستهای آسیب برساند. حملات دقیق ممکن است پیشرفت را به تأخیر انداخته و زیرساختها را تخریب کند.
اما حملات نمیتوانند دانش علمی، سرمایه انسانی یا اراده سیاسی را از بین ببرند. همچنین مشخص نیست که آیا تمام مواد غنیشده بالا قابل شناسایی و نابود شدن هستند.
در بهترین حالت، اقدام نظامی ممکن است برنامه را به تأخیر بیندازد. به احتمال زیاد نمیتواند آن را بهطور دائمی از بین ببرد. ایران تقریباً قطعاً تلاش خواهد کرد تا آن را بازسازی کند — ممکن است با اراده بیشتر و محدودیتهای کمتر.
4. حذف تواناییهای موشکی ایران
یک کمپین گسترده میتواند به شدت موجودی موشکی و زیرساختهای تولید ایران را تضعیف کند.
با این حال، برنامه موشکی ایران داخلی و مرکزی به دکترین دفاعی آن است. این برنامه بهعنوان یک ارکان بازدارندگی در برابر نیروهای متعارف برتر دیده میشود. حتی پس از خسارات سنگین، تهران احتمالاً بازسازی این قابلیتها را در اولویت قرار خواهد داد.
نتیجه ممکن است تضعیف موقت باشد نه حذف دائمی.
5. فشار به ایران برای بازگشت به مذاکرات و قبول شروط بیشتر
این فرض وجود دارد که فشار نظامی میتواند تهران را وادار به پذیرش توافقی مطلوبتر کند.
با این حال، درگیریهای گذشته نشان میدهد که رهبری ایرانی ممکن است پایداری را به تسلیم ترجیح دهد. رژیم ممکن است محاسبه کند که زمان فشار سیاسی بر واشنگتن را افزایش میدهد تا تنشها کاهش یابد، بهویژه اگر درگیری طولانی یا بیثباتکننده منطقهای شود.
به جای امتیازات فوری، اقدام نظامی میتواند موضع مذاکره ایران را سختتر کند — یا کانالهای دیپلماتیک را بهطور کامل از بین ببرد.
6. هدف قرار دادن علی خامنهای
برخی ممکن است استدلال کنند که حذف
رهبری میتواند مسیر ایران را بهطور بنیادی تغییر دهد.
با این حال، حملات حذف رهبری غالباً نتایج غیرقابل پیشبینی به همراه دارند. سیستم سیاسی ایران نهادی است، نه صرفاً شخصی. حذف خامنهای ممکن است موجب تلافیجویی از سوی ایران و نمایندگان منطقهایاش شود و بهطور بالقوه ایالات متحده را به درگیری وسیعتری وادار کند.
همچنین مشخص نیست که آیا چنین حرکتی سیاست ایران را ملایم میکند. ممکن است بههمان اندازه آن را رادیکال کند.
خطمشی استراتژیک
هیچ شکی در مورد برتری نظامی ایالات متحده در یک درگیری مستقیم وجود ندارد. اما موضوع واقعی، وضوح استراتژیک است.
قابل دستیابی و واقعبینانه
دنی سیترینوویچ
قبل از در نظر گرفتن یک حمله نظامی به ایران، ضروری است که واقعبینانه به آنچه که چنین اقدامی میتواند به دست آورد، نگاه کنیم.
شکی نیست که ایران از نظر نظامی رقیب همسطحی برای ایالات متحده نیست. آمریکا برتری قابل توجهی در تواناییهای متعارف و تسلط عملیاتی در تمامی حوزهها دارد. با این حال، نباید ایران را دستکم گرفت. همانطور که در درگیریهای محدود قبلی، بهویژه در جنگهای موشکی نشان داده شده است، تهران دارای قابلیتهای نامتقارن معناداری است — بهویژه در زرادخانه موشکی بالستیک و شبکههای نیابتی منطقهایاش.
بنابراین، سوال اصلی این نیست که آیا ایالات متحده میتواند خسارت وارد کند. بلکه این است: چه هدف استراتژیکی بهطور واقعبینانه قابل دستیابی است؟
1. تغییر رژیم
حتی مقامات ارشد ایالات متحده نیز اعتراف کردهاند که تغییر رژیم فوقالعاده دشوار خواهد بود.
هیچ اپوزیسیون یکپارچه و قابلتتکایی در داخل ایران وجود ندارد که بتواند وارد عمل شود و حکومت کند. علاوه بر این، تغییر رژیم تقریباً قطعاً نیاز به یک حرکت نظامی طولانی خواهد داشت، که ممکن است شامل استفاده از نیروهای زمینی باشد — چیزی که افکار عمومی و سیاستگذاران آمریکایی بعد از عراق و افغانستان تمایل کمی به آن نشان دادهاند.
در غیاب اراده برای متعهد شدن به یک تلاش تثبیتکننده در مقیاس بزرگ و بلندمدت، تغییر رژیم هدفی دستیافتنی نیست.
2. بیثبات کردن رژیم برای ایجاد شورش داخلی
یک اقدام نظامی میتواند رژیم را تضعیف کرده و فشار داخلی ایجاد کند. اما رهبری ایران — بهویژه سپاه— هیچ گزینه خروجی ندارد. بقای رژیم برای رهبری اصلی آن حیاتی است.
تاریخ نشان میدهد که آنها در برابر ناآرامیهای داخلی با نیروی فراوان پاسخ خواهند داد. برای اینکه بیثباتی به تغییر سیاسی معناداری منجر شود، احتمالاً نیاز به یک کمپین پایدار و طولانی خواهد بود. حتی در این صورت، محتملترین نتیجه ممکن است نه انتقال دموکراتیک، بلکه هرج و مرج داخلی باشد — که ممکن است ایران را به سوی جنگ داخلی سوق دهد.
این سناریو خطرات قابل توجهی برای منطقه و جهان به همراه دارد.
3. نابود کردن برنامه هستهای ایران
یک حمله نظامی میتواند به شدت به تأسیسات هستهای آسیب برساند. حملات دقیق ممکن است پیشرفت را به تأخیر انداخته و زیرساختها را تخریب کند.
اما حملات نمیتوانند دانش علمی، سرمایه انسانی یا اراده سیاسی را از بین ببرند. همچنین مشخص نیست که آیا تمام مواد غنیشده بالا قابل شناسایی و نابود شدن هستند.
در بهترین حالت، اقدام نظامی ممکن است برنامه را به تأخیر بیندازد. به احتمال زیاد نمیتواند آن را بهطور دائمی از بین ببرد. ایران تقریباً قطعاً تلاش خواهد کرد تا آن را بازسازی کند — ممکن است با اراده بیشتر و محدودیتهای کمتر.
4. حذف تواناییهای موشکی ایران
یک کمپین گسترده میتواند به شدت موجودی موشکی و زیرساختهای تولید ایران را تضعیف کند.
با این حال، برنامه موشکی ایران داخلی و مرکزی به دکترین دفاعی آن است. این برنامه بهعنوان یک ارکان بازدارندگی در برابر نیروهای متعارف برتر دیده میشود. حتی پس از خسارات سنگین، تهران احتمالاً بازسازی این قابلیتها را در اولویت قرار خواهد داد.
نتیجه ممکن است تضعیف موقت باشد نه حذف دائمی.
5. فشار به ایران برای بازگشت به مذاکرات و قبول شروط بیشتر
این فرض وجود دارد که فشار نظامی میتواند تهران را وادار به پذیرش توافقی مطلوبتر کند.
با این حال، درگیریهای گذشته نشان میدهد که رهبری ایرانی ممکن است پایداری را به تسلیم ترجیح دهد. رژیم ممکن است محاسبه کند که زمان فشار سیاسی بر واشنگتن را افزایش میدهد تا تنشها کاهش یابد، بهویژه اگر درگیری طولانی یا بیثباتکننده منطقهای شود.
به جای امتیازات فوری، اقدام نظامی میتواند موضع مذاکره ایران را سختتر کند — یا کانالهای دیپلماتیک را بهطور کامل از بین ببرد.
6. هدف قرار دادن علی خامنهای
برخی ممکن است استدلال کنند که حذف
رهبری میتواند مسیر ایران را بهطور بنیادی تغییر دهد.
با این حال، حملات حذف رهبری غالباً نتایج غیرقابل پیشبینی به همراه دارند. سیستم سیاسی ایران نهادی است، نه صرفاً شخصی. حذف خامنهای ممکن است موجب تلافیجویی از سوی ایران و نمایندگان منطقهایاش شود و بهطور بالقوه ایالات متحده را به درگیری وسیعتری وادار کند.
همچنین مشخص نیست که آیا چنین حرکتی سیاست ایران را ملایم میکند. ممکن است بههمان اندازه آن را رادیکال کند.
خطمشی استراتژیک
هیچ شکی در مورد برتری نظامی ایالات متحده در یک درگیری مستقیم وجود ندارد. اما موضوع واقعی، وضوح استراتژیک است.
برای اولین بار در دههها، احتمال درگیری نظامی مستقیم ایالات متحده و ایران، احتمال جنگ دولتها را بهجای درگیری نیابتی به ارمغان میآورد. این نیازمند تفکر منظم درباره اهداف، روشها و وسایل است.
هیچ هدفی بهراحتی قابل دستیابی به نظر نمیرسد. همه آنها اثرات ثانویه و ثالثی قابل توجهی به همراه دارند. بسیاری از نتایج ممکن است غیرقابل پیشبینی باشد — و لزوماً به نفع منافع ایالات متحده نباشد.
بنابراین، قبل از آغاز اقدام نظامی، سیاستگذاران باید بهوضوح تعریف کنند که موفقیت چیست— و اینکه آیا هزینهها، مدت زمان، خطرات تشدید و عواقب منطقهای با اولویتهای استراتژیک گستردهتر آمریکا همخوانی دارد یا خیر.
توانایی نظامی به معنای مزیت استراتژیک نیست.
@irananalyses
هیچ هدفی بهراحتی قابل دستیابی به نظر نمیرسد. همه آنها اثرات ثانویه و ثالثی قابل توجهی به همراه دارند. بسیاری از نتایج ممکن است غیرقابل پیشبینی باشد — و لزوماً به نفع منافع ایالات متحده نباشد.
بنابراین، قبل از آغاز اقدام نظامی، سیاستگذاران باید بهوضوح تعریف کنند که موفقیت چیست— و اینکه آیا هزینهها، مدت زمان، خطرات تشدید و عواقب منطقهای با اولویتهای استراتژیک گستردهتر آمریکا همخوانی دارد یا خیر.
توانایی نظامی به معنای مزیت استراتژیک نیست.
@irananalyses
ایراد برجسته در این است که سند «مرحله اضطراری» ثبات را از طریق «تمرکز و کنترل» میجوید، اما لیبرالدموکراسی ثبات را محصول «مشارکت و مهار قدرت» میداند. نادیده گرفتن زنان، اقلیتها و نهادهای مدنی در این سند، نشاندهنده یک نگاه سنتی به قدرت است که با واقعیتهای امروز جامعه ایران هماهنگی ندارد. برای جلوگیری از ظهور یک استبداد تازه، قدرت حتی در اضطرار باید محدود، شفاف، کثرتگرا و پاسخگو بماند. بهجای جستجو برای یک «فرد دادگر»، ما بایستی یاد بگیریم که قوانین و نهادهایی را بنا کنیم که قدرت سیاستمداران ناصالح را مهار کند.
https://www.radiozamaneh.com/879080
https://www.radiozamaneh.com/879080
Radiozamaneh
مروری انتقادی بر سند «مرحله اضطراری»
آروین پویان ـ ایراد برجسته این است که سند «مرحله اضطراری» ثبات را از طریق «تمرکز و کنترل» میجوید، اما لیبرالدموکراسی ثبات را محصول «مشارکت و مهار قدرت» میداند. نادیده گرفتن زنان، اقلیتها و نهادهای مدنی در این سند، نشاندهنده یک نگاه سنتی به قدرت است…
👍2
اورشلیم پست:
بر اساس توضیحات ارائهشده، راهبرد احتمالی حمله بهصورت «هدفگیری مرحلهای» طراحی خواهد شد. در این چارچوب:
موج نخست حملات بر سایتهای راهبردی موشکی، پایگاههای پرتاب و توانمندیهای بالستیک متمرکز خواهد بود؛ اهدافی که تهدید فوری برای نیروهای آمریکایی و اسرائیل محسوب میشوند.
مرحله دوم شامل خنثیسازی نیروهای نیابتی ایران در خارج از مرزهای کشور خواهد بود که ممکن است دست به اقدامات تلافیجویانه بزنند.
مرحله سوم و حساستر تمرکز بر نهادهای داخلی قدرت، بهویژه سپاه پاسداران انقلاب اسلامی و سازوکارهای کنترلی آن خواهد داشت.
به گفته هاروارد، هدف اصلی چنین عملیاتی تخریب زیرساختهای عمومی کشور نیست، بلکه تمرکز بر ساختارهای امنیتی و نظامیای خواهد بود که ابزار سرکوب داخلی محسوب میشوند.
https://www.jpost.com/middle-east/article-887303
بر اساس توضیحات ارائهشده، راهبرد احتمالی حمله بهصورت «هدفگیری مرحلهای» طراحی خواهد شد. در این چارچوب:
موج نخست حملات بر سایتهای راهبردی موشکی، پایگاههای پرتاب و توانمندیهای بالستیک متمرکز خواهد بود؛ اهدافی که تهدید فوری برای نیروهای آمریکایی و اسرائیل محسوب میشوند.
مرحله دوم شامل خنثیسازی نیروهای نیابتی ایران در خارج از مرزهای کشور خواهد بود که ممکن است دست به اقدامات تلافیجویانه بزنند.
مرحله سوم و حساستر تمرکز بر نهادهای داخلی قدرت، بهویژه سپاه پاسداران انقلاب اسلامی و سازوکارهای کنترلی آن خواهد داشت.
به گفته هاروارد، هدف اصلی چنین عملیاتی تخریب زیرساختهای عمومی کشور نیست، بلکه تمرکز بر ساختارهای امنیتی و نظامیای خواهد بود که ابزار سرکوب داخلی محسوب میشوند.
https://www.jpost.com/middle-east/article-887303
The Jerusalem Post | JPost.com
'Hundreds of strikes per day': Former CENTCOM deputy says US can wipe out Islamic Regime in hours
A possible first wave of an attack on Iran would focus on strategic missile sites and launchers, the most immediate threats to US forces and Israel, a former CENTCOM official told the Post.
👎1
استدلال اصلی مقاله این است که تهران جنگ را لزوماً مطلوب نمیداند، اما آن را اجتنابناپذیر و حتی در برخی سناریوها «کمهزینهتر از یک توافق ضعیف» ارزیابی میکند. از نگاه تصمیمگیران ایرانی:
دیپلماسی بدون تضمین امنیتی بیفایده است.
خلع سلاح کامل برابر با آسیبپذیری راهبردی است.
جنگ طولانی میتواند آمریکا را فرسوده و امتیازدهی را تسهیل کند.
نویسنده در پایان هشدار میدهد که هرچند بسیاری در غرب این منطق را خطای فاجعهبار میدانند، اما نادیده گرفتن آن نیز میتواند به سوءبرداشتهای خطرناک و محاسبات اشتباه در سیاستگذاری منجر شود.
https://www.ft.com/content/6432bedc-1d22-4e21-9d8d-04f38bcf579b
دیپلماسی بدون تضمین امنیتی بیفایده است.
خلع سلاح کامل برابر با آسیبپذیری راهبردی است.
جنگ طولانی میتواند آمریکا را فرسوده و امتیازدهی را تسهیل کند.
نویسنده در پایان هشدار میدهد که هرچند بسیاری در غرب این منطق را خطای فاجعهبار میدانند، اما نادیده گرفتن آن نیز میتواند به سوءبرداشتهای خطرناک و محاسبات اشتباه در سیاستگذاری منجر شود.
https://www.ft.com/content/6432bedc-1d22-4e21-9d8d-04f38bcf579b
Ft
Why Iran is betting on war
Tehran thinks a drawn-out conflict could eventually yield a better deal than what Trump is offering today
مقاله «تصلب دیپلماتیک و بنبست مذاکرات» استدلال میکند که دشواری رسیدن به توافق میان ایران و غرب، صرفاً حاصل اختلافات سیاسی مقطعی نیست، بلکه ریشه در مجموعهای از عوامل نهادی، اقتصادی و تاریخی دارد. بیثباتی مزمن اقتصادی، تورم بالا، ضعف حقوق مالکیت و پیشبینیناپذیری قوانین باعث شکلگیری ذهنیت کوتاهمدت شده است؛ ذهنیتی که در آن سود فوری بر اعتبار بلندمدت ترجیح داده میشود. در چنین فضایی، اعتماد نهادی تضعیف میشود و الگوی «مجموع صفر» تقویت میگردد؛ یعنی توافق برد-برد بهعنوان باخت تلقی میشود. این وضعیت با منطق «تنگنای زندانی» در نظریه بازیها قابل توضیح است: وقتی طرفین به صداقت یکدیگر اعتماد ندارند، فریب یا حداکثرطلبی به رفتاری ظاهراً عقلانی تبدیل میشود، حتی اگر در نهایت هر دو متضرر شوند.
در سطح ساختار سیاسی، تمرکز قدرت و عمودی بودن تصمیمگیری، اختیار مذاکرهکنندگان را محدود میکند. مدیران و دیپلماتها در یک «بازی دو سطحی» گرفتارند: از یک سو با قدرتهای جهانی مذاکره میکنند و از سوی دیگر نگران واکنش جریانهای داخلی و اتهام امتیازدهی یا خیانت هستند. در چنین ساختاری، امضا نکردن توافق امنتر از امضا کردن آن است. افزون بر این، امنیتی بودن پرونده هستهای و پیوند آن با بازدارندگی و هویت سیاسی، انعطافپذیری را کاهش میدهد. هرگونه عقبنشینی ممکن است بهعنوان شکست حیثیتی تعبیر شود، و مذاکره بهجای ابزاری برای حل مسئله، به عرصهای برای جلوگیری از باخت نمادین تبدیل گردد.
در سطح کلانتر، عدم تقارن قدرت در نظام بینالملل، اقتصاد تحریمی و شکلگیری شبکههای رانتی و غیرشفاف نیز بر این بنبست میافزایند. تحریمها ساختار انگیزشی تازهای ایجاد کردهاند که در آن عدم شفافیت و واسطهگری سودآور است و «تعهد معتبر» تضعیف میشود؛ بهطوریکه حتی در صورت توافق، بیاعتمادی متقابل و شروط سختگیرانه مانع بهرهمندی کامل از منافع آن میشود. بیثباتی سیاست خارجی در غرب و تغییر دولتها نیز هزینه اعتماد یکجانبه را بالا برده است. نتیجه این چرخه، طولانی شدن مذاکرات، فرسایش اعتبار ملی و از دست رفتن فرصتهای توسعه و ادغام اقتصادی در جهان است؛ هزینهای که در نهایت کل جامعه آن را میپردازد.
https://parsi.euronews.com/2026/02/18/why-is-it-hard-to-reach-an-agreement-with-iran
در سطح ساختار سیاسی، تمرکز قدرت و عمودی بودن تصمیمگیری، اختیار مذاکرهکنندگان را محدود میکند. مدیران و دیپلماتها در یک «بازی دو سطحی» گرفتارند: از یک سو با قدرتهای جهانی مذاکره میکنند و از سوی دیگر نگران واکنش جریانهای داخلی و اتهام امتیازدهی یا خیانت هستند. در چنین ساختاری، امضا نکردن توافق امنتر از امضا کردن آن است. افزون بر این، امنیتی بودن پرونده هستهای و پیوند آن با بازدارندگی و هویت سیاسی، انعطافپذیری را کاهش میدهد. هرگونه عقبنشینی ممکن است بهعنوان شکست حیثیتی تعبیر شود، و مذاکره بهجای ابزاری برای حل مسئله، به عرصهای برای جلوگیری از باخت نمادین تبدیل گردد.
در سطح کلانتر، عدم تقارن قدرت در نظام بینالملل، اقتصاد تحریمی و شکلگیری شبکههای رانتی و غیرشفاف نیز بر این بنبست میافزایند. تحریمها ساختار انگیزشی تازهای ایجاد کردهاند که در آن عدم شفافیت و واسطهگری سودآور است و «تعهد معتبر» تضعیف میشود؛ بهطوریکه حتی در صورت توافق، بیاعتمادی متقابل و شروط سختگیرانه مانع بهرهمندی کامل از منافع آن میشود. بیثباتی سیاست خارجی در غرب و تغییر دولتها نیز هزینه اعتماد یکجانبه را بالا برده است. نتیجه این چرخه، طولانی شدن مذاکرات، فرسایش اعتبار ملی و از دست رفتن فرصتهای توسعه و ادغام اقتصادی در جهان است؛ هزینهای که در نهایت کل جامعه آن را میپردازد.
https://parsi.euronews.com/2026/02/18/why-is-it-hard-to-reach-an-agreement-with-iran
euronews
تصلب دیپلماتیک و بنبست مذاکرات: چرا توافق با ایرانیها دشوار است و معمولا به بنبست میرسد؟
مذاکرات هستهای ایران اکنون وارد بیست و چهارمین سال خود شده است؛ ماراتنی که حتی طولانیترین جنگهای قرن را پشت سر گذاشته است. این تصلب و دشواری در حصول توافق و معامله میان ایران و غرب، صدایی است که از هر دو سو شنیده میشود.
https://www.washingtonpost.com/national-security/2026/02/19/trump-iran-attack-military/
واشنگتن پست: دولت ترامپ بهنظر میرسد در حال آمادهسازی برای یک حمله نظامی گسترده و حتی طولانیمدت علیه ایران است. پنتاگون طی هفتههای اخیر حجم عظیمی از توان رزمی را در خاورمیانه مستقر کرده، از جمله ناوهای هواپیمابر، ناوشکنها، جنگندهها و سامانههای پدافندی. اعزام ناو هواپیمابر جرالد آر. فورد و نیروهای همراه آن میتواند امکان حمله را در بازهای کوتاه فراهم کند. در عین حال، اظهارات ترامپ درباره احتمال توافق یا اقدام نظامی مبهم بوده و هنوز مشخص نیست دستور نهایی حمله صادر شده باشد.
با وجود برتری نظامی قابل توجه آمریکا و اسرائیل، کارشناسان نسبت به پیامدهای یک جنگ بزرگ هشدار میدهند. ایران دارای موشکهای بالستیک، شبکه نیروهای نیابتی در منطقه و ظرفیت ایجاد اختلال در کشتیرانی و بازار جهانی نفت است؛ عواملی که میتواند هر درگیری را به جنگی گسترده و پرهزینه تبدیل کند. همزمان، آمریکا برخی نیروهای خود را برای کاهش تلفات احتمالی جابهجا کرده و آمادهسازیهای دفاعی انجام داده است.
این تحرکات نظامی در حالی انجام میشود که مذاکرات هستهای میان تهران و واشنگتن ادامه دارد اما پیشرفت آن محدود گزارش شده است. اسرائیل خواهان شروط بسیار سختگیرانه برای هر توافق است، در حالی که ایران بر حق غنیسازی و توان موشکی خود تأکید دارد. در مجموع، استقرار گسترده نیروها نشان میدهد دولت ترامپ خود را برای سناریویی فراتر از حملات محدود آماده میکند؛ سناریویی که میتواند به یکی از مهمترین و پرریسکترین رویاروییهای نظامی دهههای اخیر تبدیل شود.
واشنگتن پست: دولت ترامپ بهنظر میرسد در حال آمادهسازی برای یک حمله نظامی گسترده و حتی طولانیمدت علیه ایران است. پنتاگون طی هفتههای اخیر حجم عظیمی از توان رزمی را در خاورمیانه مستقر کرده، از جمله ناوهای هواپیمابر، ناوشکنها، جنگندهها و سامانههای پدافندی. اعزام ناو هواپیمابر جرالد آر. فورد و نیروهای همراه آن میتواند امکان حمله را در بازهای کوتاه فراهم کند. در عین حال، اظهارات ترامپ درباره احتمال توافق یا اقدام نظامی مبهم بوده و هنوز مشخص نیست دستور نهایی حمله صادر شده باشد.
با وجود برتری نظامی قابل توجه آمریکا و اسرائیل، کارشناسان نسبت به پیامدهای یک جنگ بزرگ هشدار میدهند. ایران دارای موشکهای بالستیک، شبکه نیروهای نیابتی در منطقه و ظرفیت ایجاد اختلال در کشتیرانی و بازار جهانی نفت است؛ عواملی که میتواند هر درگیری را به جنگی گسترده و پرهزینه تبدیل کند. همزمان، آمریکا برخی نیروهای خود را برای کاهش تلفات احتمالی جابهجا کرده و آمادهسازیهای دفاعی انجام داده است.
این تحرکات نظامی در حالی انجام میشود که مذاکرات هستهای میان تهران و واشنگتن ادامه دارد اما پیشرفت آن محدود گزارش شده است. اسرائیل خواهان شروط بسیار سختگیرانه برای هر توافق است، در حالی که ایران بر حق غنیسازی و توان موشکی خود تأکید دارد. در مجموع، استقرار گسترده نیروها نشان میدهد دولت ترامپ خود را برای سناریویی فراتر از حملات محدود آماده میکند؛ سناریویی که میتواند به یکی از مهمترین و پرریسکترین رویاروییهای نظامی دهههای اخیر تبدیل شود.
The Washington Post
Trump appears ready to attack Iran as U.S. strike force takes shape
Although the United States and ally Israel have a military advantage over Iranian forces, there are ways for Tehran to make any attack painful, officials said.
.ترامپ در حال بررسی یک حمله نظامی محدود اولیه به ایران برای وادار کردن تهران به پذیرش توافق هستهای است.
.این حمله احتمالاً چند هدف نظامی یا دولتی مشخص را هدف قرار میدهد، نه یک جنگ تمامعیار.
د.ر صورت عدم تمکین ایران، آمریکا ممکن است به سمت کارزار نظامی گستردهتر حتی با هدف تغییر رژیم حرکت کند.
.راهبرد پیشنهادی بر پایه افزایش تدریجی سطح حملات (از محدود به گسترده) است.
.حمله محدود میتواند باعث شود ایران برای مدتی از مذاکرات خارج شود.
.هنوز تصمیم نهایی برای حمله گرفته نشده و ترامپ گفته ظرف ۱۰ روز تا حداکثر دو هفته تصمیم میگیرد.
.گزینهها از حملات محدود تا کارزار یکهفتهای گسترده متغیر است.
.برخی مقامها هشدار دادهاند حمله میتواند به واکنش نظامی ایران و جنگ منطقهای منجر شود.
م.ذاکرات دیپلماتیک ادامه دارد اما اختلافات اساسی بر سر غنیسازی، موشکهای بالستیک و نیروهای نیابتی باقی است.
.ایران تهدید کرده به هر حملهای با حداکثر قدرت پاسخ میدهد.
.آمریکا همزمان در حال افزایش نیرو و تجهیزات نظامی از جمله جنگندههای پیشرفته و ناو هواپیمابر در منطقه است
https://www.wsj.com/world/middle-east/trump-hints-at-10-day-window-for-decision-on-iran-6370e477?mod=hp_lead_pos2
.این حمله احتمالاً چند هدف نظامی یا دولتی مشخص را هدف قرار میدهد، نه یک جنگ تمامعیار.
د.ر صورت عدم تمکین ایران، آمریکا ممکن است به سمت کارزار نظامی گستردهتر حتی با هدف تغییر رژیم حرکت کند.
.راهبرد پیشنهادی بر پایه افزایش تدریجی سطح حملات (از محدود به گسترده) است.
.حمله محدود میتواند باعث شود ایران برای مدتی از مذاکرات خارج شود.
.هنوز تصمیم نهایی برای حمله گرفته نشده و ترامپ گفته ظرف ۱۰ روز تا حداکثر دو هفته تصمیم میگیرد.
.گزینهها از حملات محدود تا کارزار یکهفتهای گسترده متغیر است.
.برخی مقامها هشدار دادهاند حمله میتواند به واکنش نظامی ایران و جنگ منطقهای منجر شود.
م.ذاکرات دیپلماتیک ادامه دارد اما اختلافات اساسی بر سر غنیسازی، موشکهای بالستیک و نیروهای نیابتی باقی است.
.ایران تهدید کرده به هر حملهای با حداکثر قدرت پاسخ میدهد.
.آمریکا همزمان در حال افزایش نیرو و تجهیزات نظامی از جمله جنگندههای پیشرفته و ناو هواپیمابر در منطقه است
https://www.wsj.com/world/middle-east/trump-hints-at-10-day-window-for-decision-on-iran-6370e477?mod=hp_lead_pos2
The Wall Street Journal
Exclusive | Trump Weighs Initial Limited Strike to Force Iran Into Nuclear Deal
The president was considering a range of military options but has said he still prefers diplomacy.
جمهوری خواهان باید دریابند که کرداری درخور وضعیت کنونی ندارند و پاسخگوی ایرادهاییاند که بر آنها وارد است.
اما تسلیم فشار از سوی ذوقزدهها از ۱۴ فوریه ی هم نباید شد که میتازند تا به توجیه برگزینهای خود برآیند.
حقیقت دارد که نه فقط تودهی مردم مستاصل در پی نجات از این نظاماند، که روشنفکرانی نیز به این موج میپیوندند.
در ایران متکثر و جوشان اما، قرار بر برسازی تک آلترناتیو نیست؛ آلترناتیوها چه بالفعل و چه بالقوه، متعددند.
***
دمکراتهای جمهوریخواه علیرغم پراکندگی و فاصله داشتن از موقعیت آلترناتیو، پایگاه بس بزرگی در جامعه دارند.
بلوغ شعور سیاسی ایرانیان را نباید دستکم گرفت. خرد نقاد روشنفکری اگر در ۵۷ خواب ماند، در اکنونش بیدار است.
جمهوریخواهان سکولار دمکرات باید روند همگرایی و همکاریها را سرعت دهند، اما باید در دمکراسی چهره کرد.
سال ۵۷، سال «چهلم»های ماتم بود برای اشتعال شورش، «رقص عزا»های حالا اما سکو برای پیروزی آزادیاند.
***
خط راهنمای دمکراتهای جمهوریخواه تمرکز مبارزه با جمهوری اسلامی است و رقابت متمدنانه در درون اپوزیسیون.
افشای رفتار فاشیستی در اپوزیسیون لازم است، فاشیسم نهادی را اما باید در رژیم قاتل هزاران تن طی دو روز جُست.
راه به زیر کشیدن این نظام، اجماع حداکثری است بر سر حداقلها با چشمانداز گذار از جمهوری اسلامی به دمکراسی.
کمینههای عاجل لحظه هم: نجات ایران است از دام جنگ، آزادی زندانیان سیاسی و کمیته حقیقتیاب جنایات دی خونین.
https://akhbar-rooz.com/1404/11/28/41504/
اما تسلیم فشار از سوی ذوقزدهها از ۱۴ فوریه ی هم نباید شد که میتازند تا به توجیه برگزینهای خود برآیند.
حقیقت دارد که نه فقط تودهی مردم مستاصل در پی نجات از این نظاماند، که روشنفکرانی نیز به این موج میپیوندند.
در ایران متکثر و جوشان اما، قرار بر برسازی تک آلترناتیو نیست؛ آلترناتیوها چه بالفعل و چه بالقوه، متعددند.
***
دمکراتهای جمهوریخواه علیرغم پراکندگی و فاصله داشتن از موقعیت آلترناتیو، پایگاه بس بزرگی در جامعه دارند.
بلوغ شعور سیاسی ایرانیان را نباید دستکم گرفت. خرد نقاد روشنفکری اگر در ۵۷ خواب ماند، در اکنونش بیدار است.
جمهوریخواهان سکولار دمکرات باید روند همگرایی و همکاریها را سرعت دهند، اما باید در دمکراسی چهره کرد.
سال ۵۷، سال «چهلم»های ماتم بود برای اشتعال شورش، «رقص عزا»های حالا اما سکو برای پیروزی آزادیاند.
***
خط راهنمای دمکراتهای جمهوریخواه تمرکز مبارزه با جمهوری اسلامی است و رقابت متمدنانه در درون اپوزیسیون.
افشای رفتار فاشیستی در اپوزیسیون لازم است، فاشیسم نهادی را اما باید در رژیم قاتل هزاران تن طی دو روز جُست.
راه به زیر کشیدن این نظام، اجماع حداکثری است بر سر حداقلها با چشمانداز گذار از جمهوری اسلامی به دمکراسی.
کمینههای عاجل لحظه هم: نجات ایران است از دام جنگ، آزادی زندانیان سیاسی و کمیته حقیقتیاب جنایات دی خونین.
https://akhbar-rooz.com/1404/11/28/41504/
Akhbar-Rooz
برداشت از تجمعات صدها هزار نفری ۱۴ فوریه – بهزاد کریمی
این گفتوگو در سال ۱۴۰۲ انجام شده است، اما چنگیز پهلوان در آن روندها و تحولاتی را طرح میکند که بهنوعی آنچه امروز در جامعه و سیاست ایران در حال وقوع است را پیشبینی یا صورتبندی نظری میکند.
چنگیز پهلوان در این مصاحبه استدلال میکند که جنبش «زن، زندگی، آزادی» را نمیتوان پدیدهای ناگهانی دانست، بلکه باید آن را در امتداد سیر تحولات اعتراضی پس از انقلاب فهمید. او میان دو دوره تمایز میگذارد: نخست، جنبشهای اصلاحطلبانهای مانند دوم خرداد که در چارچوب نظام و با امید به اصلاح مدیریت سیاسی شکل گرفتند؛ و دوم، جنبشهای پس از دی ۱۳۹۶ که بهگفتهٔ او نقطهٔ چرخش تاریخیاند، زیرا از «اصلاح» عبور کرده و کلیت نظام برآمده از ۵۷ را زیر سؤال بردهاند. شعارهایی مانند «رضاشاه روحت شاد» را نه الزاماً نشانهٔ گرایش سلطنتطلبانه، بلکه علامت گسست از اصلاحطلبی میداند. این روند با آبان ۹۸ و نهایتاً شهریور ۱۴۰۱ به اوج رسید و نشان داد که بخشی از جامعه دیگر احترام و باور پیشین به ساختار قدرت را ندارد.
او خصلت اصلی جنبش جدید را «خودانگیختگی» میداند: حرکتی فاقد رهبری سازمانی، حزبی و ایدئولوژیک که بیشتر از دل جامعه میجوشد تا از ساختارهای سیاسی. بهنظر او، سرکوب احزاب، ناکارآمدی اپوزیسیون و پایان مرجعیت روشنفکری کلاسیک باعث شده جنبشها بدون برنامهٔ مدون اما با نیروی اجتماعی گسترده شکل بگیرند. در این چارچوب، زنان و جوانان نقش محوری دارند و حتی پس از فروکش خیابانی، اعتراضها بهصورت پراکنده (از محور حجاب تا حرکتهای صنفی معلمان، کارگران و بازنشستگان) ادامه یافته است. او تأکید میکند که جنبش میداند «چه نمیخواهد»، اما هنوز تصویر سازمانیافتهای از «چه میخواهد» ارائه نکرده است.
در سطح راهحل سیاسی، پهلوان بر ضرورت گذار حقوقی تأکید میکند، نه صرفاً تغییر خیابانی. بهنظر او ایران نیازمند رفراندوم، مجلس مؤسسان و قانون اساسی تازه است — اما این قانون اساسی باید محصول همدلی ملی و نمایندگی همهٔ نیروها باشد، نه نسخهای از پیش تعیینشده. او بر برابری کامل شهروندی (فارغ از دین، مذهب، قومیت و زبان) تأکید دارد و میگوید در کشوری متکثر مانند ایران، همهٔ اقلیتها باید در مجلس مؤسسان نمایندگی داشته باشند. در همین چارچوب، انتقال سلطنت از قاجار به پهلوی را نمونهای تاریخی از اهمیت سازوکارهای حقوقی میداند و در عین حال از «پهلویستیزی» سادهانگارانه در روشنفکری انتقاد میکند، بیآنکه بازگشت سلطنت را راهحل سیاسی بداند.
در نهایت، او ثبات آیندهٔ ایران را در ترکیب «شهروندی برابر» و «تمدن ایرانیِ متنوع» میبیند: پذیرش حقوق اقوام، زبانها و مذاهب در کنار حفظ انسجام ملی. الگوی پیشنهادیاش چندزبانی، گفتوگوی مذهبی و بازتعریف هویت ملی بر پایهٔ میراث تمدنی است، نه تقلید صرف از غرب یا طرد کامل سنت. پیشبینی او این است که ایران وارد دورهای طولانی از گذار شده است: اعتراضها ادامه مییابد، بازگشت به اصلاحطلبی بعید است، و فشار اجتماعی بهسمت صورتبندی حقوقی نظم جدید خواهد رفت — گذاری که اگر با همدلی و نهادسازی همراه شود، میتواند به نظمی تازه مبتنی بر قانون اساسی نو و برابری شهروندی بینجامد.
https://www.aasoo.org/fa/articles/4485
چنگیز پهلوان در این مصاحبه استدلال میکند که جنبش «زن، زندگی، آزادی» را نمیتوان پدیدهای ناگهانی دانست، بلکه باید آن را در امتداد سیر تحولات اعتراضی پس از انقلاب فهمید. او میان دو دوره تمایز میگذارد: نخست، جنبشهای اصلاحطلبانهای مانند دوم خرداد که در چارچوب نظام و با امید به اصلاح مدیریت سیاسی شکل گرفتند؛ و دوم، جنبشهای پس از دی ۱۳۹۶ که بهگفتهٔ او نقطهٔ چرخش تاریخیاند، زیرا از «اصلاح» عبور کرده و کلیت نظام برآمده از ۵۷ را زیر سؤال بردهاند. شعارهایی مانند «رضاشاه روحت شاد» را نه الزاماً نشانهٔ گرایش سلطنتطلبانه، بلکه علامت گسست از اصلاحطلبی میداند. این روند با آبان ۹۸ و نهایتاً شهریور ۱۴۰۱ به اوج رسید و نشان داد که بخشی از جامعه دیگر احترام و باور پیشین به ساختار قدرت را ندارد.
او خصلت اصلی جنبش جدید را «خودانگیختگی» میداند: حرکتی فاقد رهبری سازمانی، حزبی و ایدئولوژیک که بیشتر از دل جامعه میجوشد تا از ساختارهای سیاسی. بهنظر او، سرکوب احزاب، ناکارآمدی اپوزیسیون و پایان مرجعیت روشنفکری کلاسیک باعث شده جنبشها بدون برنامهٔ مدون اما با نیروی اجتماعی گسترده شکل بگیرند. در این چارچوب، زنان و جوانان نقش محوری دارند و حتی پس از فروکش خیابانی، اعتراضها بهصورت پراکنده (از محور حجاب تا حرکتهای صنفی معلمان، کارگران و بازنشستگان) ادامه یافته است. او تأکید میکند که جنبش میداند «چه نمیخواهد»، اما هنوز تصویر سازمانیافتهای از «چه میخواهد» ارائه نکرده است.
در سطح راهحل سیاسی، پهلوان بر ضرورت گذار حقوقی تأکید میکند، نه صرفاً تغییر خیابانی. بهنظر او ایران نیازمند رفراندوم، مجلس مؤسسان و قانون اساسی تازه است — اما این قانون اساسی باید محصول همدلی ملی و نمایندگی همهٔ نیروها باشد، نه نسخهای از پیش تعیینشده. او بر برابری کامل شهروندی (فارغ از دین، مذهب، قومیت و زبان) تأکید دارد و میگوید در کشوری متکثر مانند ایران، همهٔ اقلیتها باید در مجلس مؤسسان نمایندگی داشته باشند. در همین چارچوب، انتقال سلطنت از قاجار به پهلوی را نمونهای تاریخی از اهمیت سازوکارهای حقوقی میداند و در عین حال از «پهلویستیزی» سادهانگارانه در روشنفکری انتقاد میکند، بیآنکه بازگشت سلطنت را راهحل سیاسی بداند.
در نهایت، او ثبات آیندهٔ ایران را در ترکیب «شهروندی برابر» و «تمدن ایرانیِ متنوع» میبیند: پذیرش حقوق اقوام، زبانها و مذاهب در کنار حفظ انسجام ملی. الگوی پیشنهادیاش چندزبانی، گفتوگوی مذهبی و بازتعریف هویت ملی بر پایهٔ میراث تمدنی است، نه تقلید صرف از غرب یا طرد کامل سنت. پیشبینی او این است که ایران وارد دورهای طولانی از گذار شده است: اعتراضها ادامه مییابد، بازگشت به اصلاحطلبی بعید است، و فشار اجتماعی بهسمت صورتبندی حقوقی نظم جدید خواهد رفت — گذاری که اگر با همدلی و نهادسازی همراه شود، میتواند به نظمی تازه مبتنی بر قانون اساسی نو و برابری شهروندی بینجامد.
https://www.aasoo.org/fa/articles/4485
آسو
ایران به کجا میرود؟ گفتوگو با چنگیز پهلوان
جنبش اعتراضی مردم ایران، چه خصلتهائی دارد و خبر از چه تحولی در جامعهی ایران میدهد؟ مردم معترض چگونه ایرانی میخواهند؟ مطالبات و حقوق اقوام مختلف در ایران را چگونه میتوان تأمین کرد؟ آیا ما به قانون اساسی تازهای نیاز داریم؟
👍1