Iran 2026
1.36K subscribers
27 photos
2 videos
5 files
654 links
تحلیل‌های منتشر شده در این صفحه جهت بازتاب نظرات رسانه‌ها و تحلیل‌گران متفاوت است و‌ نه الزاما تایید مقالات و نظرات
Download Telegram
با وجود این حواشی، شمخانی از حلقه درونی قدرت کنار نرفت: ارتباطش با دفتر رهبری حفظ شد، در سطوح عالی سیاست‌گذاری حاضر ماند و اکنون با جایگاهی رسمی بازگشته است. این الگو نشان می‌دهد شبکه درون‌حکومتی او چنان ریشه‌دار است که آسیب سیاسی جدی نمی‌بیند و همچنان برای رهبری کارکرد دارد.

این کارکرد به سیاست خارجی نیز امتداد دارد. شمخانی – عرب خوزستانی – در نزدیکی ایران و عربستان در ۲۰۲۳ نقش ایفا کرد. سابقه تعامل او با ریاض به بیش از دو دهه می‌رسد؛ چنان‌که در ۲۰۰۴ نشان عالی ملک عبدالعزیز را دریافت کرد. کمتر سیاستمداری در جمهوری اسلامی چنین سرمایه شخصی در جهان عرب دارد.

نفوذ او به خاورمیانه محدود نیست. شبکه‌های مرتبط با اطرافیانش به کانال‌های تجاری مرتبط با روسیه نیز وصل بوده‌اند. گزارش بلومبرگ در ۲۰۲۴ از نقش شرکتی در دبی مرتبط با پسرش در انتقال تجهیزات موشکی و پهپادی به روسیه خبر داد. این پیوندها از نفوذ او در برخی محافل روسی حکایت دارد.

در مجموع، شمخانی سیاستمداری است که هنر بقا را آموخته: حفظ دسترسی به سکوهای امنیتی داخلی و هم‌زمان تداوم پیوندهای خارجی و تجاری. این تاب‌آوری همراه با کارکرد راهبردی، شرایط بازگشت او به مرکزیت قدرت را فراهم کرده است.

بازی بلندمدت شمخانی
الگوی ترسیم‌شده فراتر از بازگشت یک فرد است و به آمادگی برای نقش‌آفرینی در ایرانِ پس از خامنه‌ای اشاره دارد؛ جایی که نهادهای امنیتی می‌کوشند گذار را مدیریت کنند.

متغیر تعیین‌کننده، زمان است. تقریباً همه تصمیم‌های راهبردی – از بازآرایی نهادی تا سرکوب اعتراضات و مذاکره با آمریکا – در چارچوب رقابت بر سر نظم پس از خامنه‌ای قابل تفسیر است. در این فضا، ریاست شمخانی بر شورای دفاع، اتحادش با قالیباف، شبکه‌های مالی و امنیتی و روابط خارجی، او را در موقعیتی مناسب برای مدیریت گذار به‌گونه‌ای قرار می‌دهد که منافع نخبگان تثبیت شود.

از این منظر، او فقط یک فرد نیست، بلکه نماینده گرایشی در حلقه امنیتی حاکمیت است که برخی آن را «بناپارتیستی» می‌نامند: احتمال صعود یک چهره نظامی که با اتکا به نهادهای قهری، نقش سیاسی اول را پس از خامنه‌ای بر عهده گیرد و نظام را به شکلی کمتر ایدئولوژیک اما اقتدارگراتر بازآرایی کند. شاید الگوی روسیه پساشوروی قیاس دقیق‌تری باشد؛ جایی که نخبگان امنیتی سابق قدرت را بازتولید کردند.

پیوندهای نزدیک شمخانی و قالیباف با روسیه ممکن است آنان را از این تجربه نهادی متأثر کرده باشد، هرچند شواهد قطعی نیست. سناریوی کودتای کلاسیک سپاه بعید به نظر می‌رسد، اما گذار مبتنی بر چهره‌های هیبریدی نظامی ـ سیاسی محتمل‌تر است.

چنین گذاری احتمالاً از مسیر بازآرایی نهادی امنیتی رخ می‌دهد: گسترش شوراها، توزیع دوباره اختیارات اجرایی و تمرکز سکوهای مدیریت بحران. پرسش اصلی این نیست که چه کسی قدرت را از بیرون می‌گیرد، بلکه چه کسی آن را از درون بازسازمان‌دهی می‌کند. جایگاه‌یابی اخیر شمخانی نشان می‌دهد او می‌کوشد در همین نقطه قرار گیرد: هماهنگ‌کننده گذار، ضامن پیرامون جانشین یا میانجی در دوره پرریسک.

بااین‌حال، ابهامات مهمی باقی است: آیا فشارهای داخلی و خارجی زمان کافی برای چنین پروژه‌ای می‌گذارد؟ آیا کانال‌های پنهان جدیدی حتی با آمریکا شکل گرفته؟ و نقش بازیگرانی چون اسرائیل و ترکیه چه خواهد بود؟

پاسخ این پرسش‌ها را تنها زمان روشن خواهد کرد.

https://telegra.ph/%D8%B9%D9%84%DB%8C-%D8%B4%D9%85%D8%AE%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D9%88-%DA%AF%D8%B0%D8%A7%D8%B1-%D8%A7%D9%85%D9%86%DB%8C%D8%AA%E2%80%8C%D9%85%D8%AF%DB%8C%D8%B1%DB%8C%D8%AA%E2%80%8C%D8%B4%D8%AF%D9%87-%D8%AF%D8%B1-%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86-02-16
در حال حاضر، ترامپ در «نقطه طلایی» قرار دارد. در قبال ایران دستش باز است و می‌تواند به هر سمتی حرکت کند:
می‌تواند برای تغییر رژیم فشار بیاورد؛
می‌تواند با توافقی ضعیف اعلام پیروزی کند؛
می‌تواند مانند جنگ ۱۲روزه ژوئن، اجازه دهد اسرائیل کار سخت را انجام دهد و در پایان اعتبار پیروزی را بگیرد؛
یا حتی می‌تواند به حکومت ایران فرصتی تازه برای بقا بدهد.

همه بازیگران مرتبط با ایران و نفت آن می‌دانند که ترامپ توانایی دگرگون کردن معادلات را دارد. معامله‌گر آماده است: کبوترها و تندروهای ایران، اسرائیلی‌ها، قطری‌ها، روس‌ها، چینی‌ها، اروپایی‌ها و ترک‌ها — همه در صف تماس هستند.

موضوع فقط اهرم فشار نیست، بلکه جایگاه است. به‌عنوان داور نهایی سرنوشت کشوری حیاتی برای منطقه و بازار جهانی نفت، ترامپ به قابل‌مشاهده‌ترین و قدرتمندترین رهبر جهان تبدیل می‌شود. دیگران حرف می‌زنند، او تصمیم می‌گیرد.

بُعد دیگر، «ریتینگ» است. هرچه رسانه‌ها بیشتر درباره نیت‌های او گمانه‌زنی کنند و بازارها و سیاستگذاران بیشتر تلاش کنند منظور واقعی او را از اظهارات — که اغلب عمداً گمراه‌کننده است — استخراج کنند، سلطه خبری ترامپ بیشتر می‌شود. و این، از نظر او، به قدرتش می‌افزاید.


در چنین شرایطی، سخت است تصور کنیم چرا او بخواهد این درام را زود پایان دهد. از دید ترامپ، شاید تنها نقطه‌ضعف بحران ایران این باشد که نمی‌تواند برای همیشه ادامه یابد.

او می‌تواند با حفظ وضع موجود سود ببرد، اما بالاخره ناچار به انتخاب خواهد شد — و انتخاب‌ها هزینه و ریسک دارند. حمله به ایران خطر جنگی طولانی را دارد. در مقابل، اگر از ترس جنگ طولانی توافقی ضعیف بپذیرد، قدرت سیاسی داخلی و اعتبار بین‌المللی‌اش آسیب می‌بیند.

در این چارچوب، اعزام بزرگ‌ترین ناو هواپیمابر آمریکا به خاورمیانه کاملاً منطقی است. ترامپ به‌تدریج سطح تنش را بالا می‌برد، در حالی که ناو از دو اقیانوس عبور می‌کند — اقدامی که هم گزینه‌هایش را باز نگه می‌دارد و هم برتری روانی و نظامی او را افزایش می‌دهد.

در ایران، رئیس‌جمهور آمریکا با برخی از زیرک‌ترین و سرسخت‌ترین مخالفانش روبه‌روست. و در مقابل، روحانیون حاکم بر ایران با غیرقابل‌پیش‌بینی‌ترین و تهاجمی‌ترین رهبر آمریکایی از زمان به قدرت رسیدن خود مواجه‌اند.

https://www.wsj.com/opinion/irans-crisis-is-trumps-sweet-spot-6874426a?mod=Searchresults&pos=4&page=1
کانال ۱۲ اسرائیل: تل‌آویو در وضعیت «آماده‌باش برای حمله»؛ ترامپ برای کلید زدن عملیات نظامی متقاعد شده است
محافل امنیتی تل‌آویو به این جمع‌بندی رسیده‌اند که مذاکرات هسته‌ای در ژنو به نقطهٔ بحرانی و بن‌بست نزدیک شده است. بر اساس ارزیابی‌های اسرائیل، دونالد ترامپ اکنون برای انجام حملهٔ نظامی به ایران متقاعد شده است، اما برای کسب مشروعیت بین‌المللی و اثبات اینکه تمام راه‌های دیپلماتیک را پیموده، منتظر به پایان رسیدن تشریفات مذاکرات است. منابع اسرائیلی تأکید می‌کنند که زمان برای دیپلماسی رو به پایان است و تل‌آویو اکنون به‌گونه‌ای عمل می‌کند که گویا مذاکرات عملاً شکست خورده و عملیات نظامی قریب‌الوقوع است.

به گزارش کانال ۱۲ اسرائیل، کاخ سفید به مقامات تل‌آویو سیگنال داده است که گفتگوها به بن‌بست رسیده و انتظار نمی‌رود جمهوری اسلامی با مطالبات سخت‌گیرانهٔ ترامپ موافقت کند. در این گزارش آمده است که ترامپ و حلقهٔ نزدیکان او برای اقدام نظامی مصمم هستند، اما رئیس‌جمهور آمریکا می‌خواهد به افکار عمومی جهان نشان دهد که او «فرصت واقعی» را به دیپلماسی داده و تنها پس از اطمینان از شکست آن، به گزینهٔ زور متوسل شده است. این راهبرد، مشروعیت لازم را برای حمله‌ای گسترده فراهم خواهد کرد.
یادداشت گالانت، وزیر سابق دفاع اسراییل
https://generalyoavgallant.substack.com/p/what-israel-learned-about-striking?r=5lpmfi&utm_campaign=post&utm_medium=web&triedRedirect=true

آنچه اسرائیل درباره حمله به ایران آموخت
آ

ژنرال یوآو گالانت
۱۷ فوریه ۲۰۲۶

.اقدام نظامی علیه ایران ممکن است ضروری باشد. تلاش رژیم برای دستیابی به سلاح هسته‌ای، انباشت موشکی، و حمایت از نیروهای نیابتی در سراسر خاورمیانه تهدیدی مستقیم علیه ایالات متحده، اسرائیل و ثبات منطقه‌ای به شمار می‌رود. به این موارد باید کشتار ده‌ها هزار نفر از مردم خود را نیز افزود. پرسش این نیست که آیا توسل به زور موجه است یا نه؛ بلکه این است که آیا زمان‌بندی و شرایط به‌گونه‌ای تنظیم شده که این زور اثربخش و تعیین‌کننده باشد. صبر برای لحظه مناسب، فراهم‌کردن شرایط، و ضربه‌زدن در زمانی که بیشترین اثر را دارد، نشانه رهبری و فرماندهی سنجیده است.

.این همان درسی است که می‌توان از رویارویی‌های پیشین گرفت. اسرائیل سال‌ها برنامه‌هایی برای حمله به برنامه هسته‌ای ایران داشت. این طرح‌ها طی سال‌ها تدوین، بازبینی، بحث و به‌روزرسانی شدند. تهدید برای دهه‌ها واقعی بود. اما ما صبر کردیم — نه از سر ضعف یا تردید، بلکه چون شرایط هنوز مهیا نبود و می‌دانستیم وقتی لحظه فرا برسد، باید تعیین‌کننده باشد.

بررسی دقیق وضعیت کنونی نشان می‌دهد که زمان به سود آمریکا عمل می‌کند، همان‌گونه که به سود ما عمل کرد. سه پویایی در کار است:

انباشت قدرت نظامی:
توانمندی‌ها و نیروهای آمریکایی در سراسر منطقه در حال استقرارند. هماهنگی‌ها در حال بهبود است. گزینه‌های عملیاتی هر هفته گسترش می‌یابد. دیپلماسی زمانی وزن بیشتری دارد که با قدرت نظامیِ قابل مشاهده پشتیبانی شود.

استفاده راهبردی از مذاکرات:
مذاکرات میان ایالات متحده و ایران نمی‌تواند به راه‌حلی منجر شود که با اصول اعلام‌شده توسط رئیس‌جمهور ترامپ همخوان باشد: پایان برنامه هسته‌ای ایران، برچیدن زرادخانه موشکی، توقف حمایت از نیروهای نیابتی، و پایان‌دادن به کشتار غیرنظامیان ایرانی. اما حتی مذاکرات ناموفق نیز کارکرد دارد: مشروعیت بین‌المللی لازم برای اقدام نظامی را ایجاد می‌کند، نشان می‌دهد همه گزینه‌های صلح‌آمیز آزموده شده، و به افکار عمومی آمریکا ثابت می‌کند که رئیس‌جمهور پیش از توسل به زور همه تلاش خود را کرده است.

زمان‌بندی عملیاتی:
شرایط آب‌وهوایی برای عملیات هوایی در خاورمیانه با گذار به بهار به‌طور محسوسی بهتر می‌شود. مارس از فوریه بهتر است و آوریل از مارس. برنامه‌ریزان نظامی این عوامل را در جدول‌های زمانی خود لحاظ می‌کنند.

همچنین یک ضرب‌الاجل عملی وجود دارد. رئیس‌جمهور ترامپ نخواهد خواست آمریکا در ۴ ژوئیه ۲۰۲۶ — دویست‌وپنجاهمین سالگرد استقلال آمریکا — درگیر جنگ با ایران باشد. این یک نقطه عطف ملی است که باید در آرامش جشن گرفته شود، نه در میانه جنگ. اگر اقدام نظامی در پیش باشد، به‌احتمال زیاد باید پیش از تابستان به پایان برسد.

این عوامل نشان‌دهنده آمادگی منضبط است، نه سیاست‌گذاری واکنشی. ما این را می‌دانیم، زیرا اسرائیل از همین منطق پیروی کرد.

آنچه ژوئن گذشته رخ داد، از ژوئن آغاز نشد. عملیات احتمالی آینده آمریکا بر پایه زیرساختی بنا شده که اسرائیل ایجاد کرد — از بازنگری طرح‌های عملیاتی در اوایل ۲۰۲۳ تا نابودی زیرساخت‌های دفاعی و تهاجمی ایران در دو عملیات جداگانه در اکتبر ۲۰۲۴ و دوباره در ژوئن ۲۰۲۵.

گامی حیاتی در سپتامبر ۲۰۲۴ برداشته شد، زمانی که ما ساختار فرماندهی و زرادخانه حزب‌الله را منهدم کردیم و تهدید جبهه شمالی هماهنگ را از میان برداشتیم. در اکتبر ۲۰۲۴، سامانه‌های پدافند هوایی ایران را هدف قرار دادیم و مسیر حرکت آزاد از قلمرو اسرائیل تا تهران را فراهم کردیم.

با آغاز کارزار در ژوئن ۲۰۲۵، جنگنده‌های اسرائیلی در موج‌هایی هماهنگ اهدافی را در سراسر ایران هدف قرار دادند، زیرا زیرساخت لازم از پیش فراهم شده بود. ما فرماندهان ارشد نظامی و دانشمندان هسته‌ای را در دقایق نخست از میان بردیم. بر فراز تهران همان‌قدر آزادانه پرواز کردیم که بر فراز بیروت یا غزه. تأسیسات تولید موشک را نابود کردیم و برنامه هسته‌ای ایران را سال‌ها به عقب راندیم. اسرائیل و ایالات متحده از آوریل ۲۰۲۴ در پرونده ایران هماهنگی نزدیکی داشتند و این هماهنگی طی دوازده روز جنگ نشان داد که آمادگی متحدان اثر قدرت نظامی را چند برابر می‌کند.
👍2
اما کارهای بیشتری در پیش است. هر برنامه‌ریزی واقع‌بینانه برای رویارویی با ایران باید فرض را بر این بگذارد که ایران علیه اسرائیل تلافی خواهد کرد. طی سال‌ها آموخته‌ام تهدیدات دشمن را جدی بگیرم. ایران هر روز از قصد خود برای نابودی اسرائیل سخن می‌گوید. اسرائیل باید هم از موفقیت‌ها و هم از آسیب‌پذیری‌های خود درس بگیرد. آمادگی دفاعی باید هم‌سطح توان تهاجمی باشد. ایران نیز درس‌هایی آموخته و اطلاعات منابع باز نشان می‌دهد برنامه موشک‌های بالستیک خود را به‌سرعت بازسازی می‌کند. ما باید برای همه سناریوها آماده باشیم.

ایران دشمنی متعهد به نابودی اسرائیل است. اسرائیل باید در هر عملیات آمریکایی، از مرحله برنامه‌ریزی تا اجرا، در مشارکت کامل حضور داشته باشد — در سطح راهبردی، اطلاعاتی و نظامی.

هنگامی که از زور استفاده می‌شود، هدف باید برچیدن کامل توانایی تسلیحات هسته‌ای ایران و نابودی زیرساخت موشکی آن باشد. هر عملیات باید دست‌کم سه هدف نظامی را دنبال کند: تضعیف گسترده توان نظامی ایران به‌ویژه زرادخانه موشک‌های بالستیک؛ واردکردن حداکثر خسارت به همه زیرساخت‌های مرتبط با برنامه هسته‌ای؛ و حذف رهبری سیاسی و نظامی رژیم.

در موضوع تغییر رژیم باید واقع‌بین بود. تاریخ نمونه‌های اندکی از انقلاب‌هایی ارائه می‌دهد که بلافاصله جایگزینی بهتر پدید آورده باشند. فرانسه، روسیه، چین و حتی خود ایران این را یادآوری می‌کنند. همچنین قطعی نیست مردم ایران بار دیگر به خیابان‌ها بیایند. آنان یکی از شدیدترین اشکال خشونت دولتی علیه غیرنظامیان در دهه‌های اخیر را تجربه کرده‌اند و از خطر مرگبار اعتراض آگاهند. اینکه تغییر سیاسی داخلی رخ دهد یا نه، نهایتاً تصمیم مردم ایران است، هرچند اقدام خارجی می‌تواند شرایط آن را فراهم کند. سلب توان رژیم برای تهدید همسایگان هدفی واقع‌بینانه است که توازن قدرت در خاورمیانه را دگرگون خواهد کرد.

هیچ توافقی با ایران بدون تغییر بنیادین در ماهیت تهدید آن برای منطقه پایدار نخواهد ماند. در خاورمیانه، به‌ویژه در قبال تهران، کلمات روی کاغذ وزن محدودی دارند. هر توافقی تنها زمانی دوام می‌آورد که پس از تضعیف قاطع توان نظامی و هسته‌ای ایران حاصل شده باشد. «صلح از مسیر قدرت» فقط یک شعار نیست؛ در قبال ایران، تنها مسیر کارآمد است.
👍1
تحلیل دکتر راز زیمت مدیر برنامه ایران و محور شیعه در مؤسسه مطالعات امنیت ملی اسرائیل (INSS) از مذاکران امروز:

شخصاً برایم دشوار است که لحن نسبتاً خوش‌بینانه پس از آخرین دور مذاکرات ژنو را بپذیرم، حتی اگر معتقد باشم هیچ‌یک از دو طرف ترجیح نمی‌دهند به‌سمت رویارویی نظامی بلغزند.
ایران می‌تواند تا حدی انعطاف در سه پرونده اصلی هسته‌ای نشان دهد:
غنی‌سازی اورانیوم:
می‌تواند تعلیق غنی‌سازی را برای چند سال ادامه دهد (که در حال حاضر هم عملاً انجام نمی‌شود)، در ازای آنکه آمریکا حق غنی‌سازی ایران را به رسمیت بشناسد — بدون آنکه ایران فعلاً این حق را عملاً اجرا کند.
خروج مواد شکافت‌پذیر (اورانیوم ۶۰٪):
یا دست‌کم بخشی از آن از خاک ایران خارج شود.
بازگشت نظارت آژانس بین‌المللی انرژی اتمی
به شکلی از اشکال مختلف، همان‌طور که امروز یکی از اعضای کمیسیون امنیت ملی مجلس ایران به آن اشاره کرد.
در عین حال، به نظر من مشکل اصلی تغییری نکرده است:
شکافی بسیار عمیق و دشوار برای پرکردن میان برداشت‌های بنیادین ایران و آمریکا وجود دارد.
دولت آمریکا ارزیابی می‌کند که رژیم ایران در وضعیت تضعیف‌شده کنونی نمی‌تواند ریسک رویارویی نظامی را بپذیرد — به‌ویژه با توجه به حضور گسترده نظامی آمریکا در منطقه — و بنابراین آماده خواهد بود امتیازات گسترده‌ای بدهد؛ دست‌کم در موضوع هسته‌ای و شاید حتی در حوزه موشکی، در ازای آنکه آمریکا به ایران حمله نکند.
در مقابل، رهبری ایران معتقد است که آمریکا با وجود قدرت نظامی‌اش نمی‌تواند به هدف نهایی «تغییر رژیم» دست یابد (حتی در سناریوی افراطی مانند حذف رهبر جمهوری اسلامی) و ایران دست‌کم این توان را دارد که هر درگیری نظامی را به جنگی طولانی، پرهزینه، پیچیده و پرریسک برای آمریکا و متحدان منطقه‌ای‌اش تبدیل کند.
در چنین واقعیتی، دشوار است تصور کنیم که حداکثر امتیازاتی که ایران حاضر است بدهد، بتواند حداقل انتظاراتی را که دولت آمریکا می‌پذیرد برآورده کند.
این به آن معنا نیست که تفاهم‌های محدود — و شاید موقت — هنوز امکان‌پذیر نیست؛ تفاهم‌هایی مبتنی بر برخی امتیازات هسته‌ای از سوی ایران در ازای رفع تهدید فوری نظامی آمریکا و شاید آزادسازی بخشی از دارایی‌های بلوکه‌شده ایران.
با این حال، ارزیابی من این است که احتمال حمله نظامی همچنان بیش از احتمال دستیابی به یک راه‌حل دیپلماتیک است.
متن تحلیل سناریوهای ممکن پس از کشتار معترضان در ایران و بسیج دیاسپورای ایرانی را بررسی می‌کند. این متن سوالات مهمی را مطرح می‌کند، از جمله اینکه آیا باید منتظر مداخله بشردوستانه خارجی، حمله آمریکا، نافرمانی مدنی، فشار دیاسپورا بر دولت‌های غربی یا شکاف در رژیم بود. نویسنده استدلال می‌کند که سرنوشت حکومت‌های اقتدارگرا معمولاً ناشی از ترکیب چندین عامل است نه یک رویداد واحد، که شامل موارد زیر می‌شود:

- فشار اجتماعی: سطح نارضایتی از سوی مردم.
- انسجام داخلی: وحدت یا تفرقه در قدرت حاکم.
- شرایط اقتصادی: وضعیت اقتصاد.
- زمینه بین‌المللی: وضعیت جغرافیای سیاسی.

سناریوهای بررسی شده

1. تشدید امنیت و ثبات سرکوبگرانه:
- در رژیم‌های ایدئولوژیک، بقای نظام به انسجام نیروهای امنیتی وابسته است. تشدید سرکوب می‌تواند به ثبات سرکوبگرانه منجر شود، مشابه الگوهای مشاهده شده در بلاروس و سوریه. با این حال، تجربه رومانی نشان می‌دهد که این انسجام می‌تواند ناگهانی فرو بریزد اگر شکاف‌هایی در نیروهای مسلح ایجاد شود.

2. شکاف درون حاکمیت و گذار کنترل‌شده:
- تغییر پایدار معمولاً زمانی ممکن می‌شود که درون ساختار قدرت شکاف ایجاد شود. در چنین شرایطی، اصلاحات کنترل‌شده ممکن است به توافقات سیاسی و گذار نرم منجر شود، مشابه گذار اسپانیا پس از مرگ فرانکو. البته، وجود یک اپوزیسیون سازمان‌یافته نیز ضروری است.

3. فشار و مداخله خارجی:
- مداخله نظامی می‌تواند راس هرم قدرت را براندازد، اما تضمینی برای ایجاد نظم جدید و پایدار نیست، همان‌طور که در عراق و مصر دیده شد. حذف ناگهانی نهادهای دولتی بدون جایگزین می‌تواند به بی‌ثباتی منجر شود.

4. نافرمانی مدنی و اعتصابات فلج‌کننده:
- جنبش‌های غیرخشونت‌آمیز می‌توانند وفاداری نیروهای سرکوب را تضعیف کنند. اگر بخش‌هایی از نیروهای امنیتی به سمت بی‌طرفی یا همراهی با مطالبات بروند، ممکن است تعادل قدرت تغییر کند. تجربه‌های تاریخی مانند انقلاب‌های صربستان و فیلیپین نشان می‌دهد مشارکت عمومی می‌تواند تغییرات جدی ایجاد کند.

5. دیاسپورا و مشروعیت‌زدایی بین‌المللی:
- دیاسپورا می‌تواند نقش مهمی در سیاست بین‌المللی ایفا کند و هزینه‌های بقای رژیم را افزایش دهد. با این حال، فشار خارجی بدون وجود شکاف داخلی و بسیج اجتماعی گسترده به ندرت منجر به تغییر پایدار می‌شود.

### جمع‌بندی

سرنوشت تغییر در ایران به تعامل پیچیده ویژگی‌های ساختاری و متغیرهای میدانی بستگی دارد. جمهوری اسلامی به عنوان یک حکومت ایدئولوژیک مذهبی، با بحران‌های چندگانه‌ای مواجه است. پاسخ به این سوال که «باید منتظر چه بود؟» نیازمند بررسی چندین متغیر است: شدت نافرمانی مدنی، انسجام اپوزیسیون، عمق بحران اقتصادی و رفتار نیروهای امنیتی. تجربیات تاریخی کشورهای مختلف می‌تواند بخشی از این پازل را روشن کند، اما آینده ایران در نهایت در تقاطع ساختار و کنش رقم
خواهد خورد.

https://parsi.euronews.com/2026/02/16/iran-political-deadlock-transition-strategy
https://ksazmandeh.com/1404/11/22/خیزش-۱۴%DB%B0۴-نیم-گام-به-پیش-دو-گام-به-پس/?fbclid=IwdGRjcAQCRn5leHRuA2FlbQIxMQBzcnRjBmFwcF9pZAo2NjI4NTY4Mzc5AAEeR1KD162nMCbTMgLV8ULaKJP8Jh2NRxqIsqgdqxGCO8wK10_Nb6IwcEIC4-Y_aem_jNQrSEKu0k7EjZMKg8Ky7g

تحلیل خواندنی «کمیته عمل سازمانده کارگری» در توصیف روند رویدادهای دی‌ماه و در تحلیل جریان‌های سیاسی، به ویژه عروج رضا پهلوی به عنوان نیروی هژمونیکِ نیابتی و حمایت مردمی در حمایت از او در مقطع کنونی از دیدگاه نیروهای چپ.
https://www.theguardian.com/global-development/2026/feb/17/x-rays-injuries-iran-protesters-hospital-birdshot-bullets

تصاویر پزشکی (عمدتاً سی‌تی‌اسکن و عکس‌های رادیولوژی) از یک بیمارستان در یکی از شهرهای بزرگ ایران تهیه شده، تصویری تکان‌دهنده از شدت خشونت به‌کاررفته در جریان سرکوب اعتراضات دی‌ماه ارائه می‌دهد؛ جراحاتی که به گفته‌ی کارشناسان مستقلِ خارج از ایران، از «آتش با گلوله‌های جنگی و ساچمه‌های فلزی» حکایت دارد و در بسیاری از موارد، با الگوی تکرارشونده‌ی اصابت به صورت، قفسه‌ی سینه و ناحیه‌ی تناسلی همراه است؛ الگویی که می‌تواند نشانه‌ای از «هدف‌گیری آگاهانه» برای کشتن یا ایجاد معلولیت دائمی باشد.
بر اساس گزارشی که روزنامه گاردین روز سه‌شنبه منتشر کرده، بیش از ۷۵ مجموعه تصویر پزشکی تنها در یک شب و در فاصله‌ی چند ساعت، از بیمارانی ثبت شده که در جریان سرکوب خیابانی مجروح شده‌اند. در میان این تصاویر، نمونه‌هایی دیده می‌شود که کارشناسان آن‌ها را «به‌لحاظ شدت آسیب، نزدیک به صحنه‌های جنگی» توصیف کرده‌اند: ساچمه‌های فلزی بسیار ریز (حدود ۲ تا ۵ میلی‌متر) که به شکل نقطه‌های روشن در صورت، چشم‌ها و حتی در مواردی نزدیک به جمجمه دیده می‌شوند؛ گلوله‌های پرقدرتی که در گردن، کنار ستون فقرات یا درون مغز باقی مانده‌اند؛ و آسیب‌هایی که حتی با رسیدگی فوریِ جراحی نیز می‌تواند مرگبار یا منجر به ناتوانی دائمی شود.
نیویورک تایمز:

سه مقام ایرانی آشنا با مذاکرات اعلام کردند که ایران آمادگی خود را برای تعلیق غنی‌سازی هسته‌ای به مدت سه تا پنج سال، که شامل دوره ریاست‌جمهوری آقای ترامپ خواهد بود، ابراز کرده است و پس از آن به یک کنسرسیوم منطقه‌ای برای غنی‌سازی غیرنظامی ملحق خواهد شد. ایران همچنین ذخیره اورانیوم خود را در خاک خود و در حضور بازرسان بین‌المللی رقیق خواهد کرد. در ازای این اقدامات، ایران خواهان لغو تحریم‌های مالی و بانکی ایالات متحده و همچنین پایان تحریم فروش نفت خود است.

این مقامات، که خواستند نامشان فاش نشود، همچنین اشاره کردند که ایران مشوق‌های مالی و فرصت‌های سرمایه‌گذاری و تجارت با ایالات متحده را، از جمله در بخش‌های نفت و انرژی خود، ارائه کرده است.

https://www.nytimes.com/2026/02/17/us/politics/us-iran-nuclear-talks.html?smid=nytcore-ios-share

@irananalyses
این گزارش بی‌بی‌سی عربی با استفاده از تجربه کشورهای منطقه، توضیح می‌ده که چرا و چطور اضطرابِ جمعیِ زندگی زیر سایه خطر جنگ، کمتر از خود جنگ نیست: «وقتی مردم برای مدتی طولانی تحت تهدید جنگ زندگی می‌کنند، سیستم عصبی آن‌ها تفاوتی میان جنگ واقعی و احتمال وقوع جنگ قائل نمی‌شود. بدن به‌طور مستقیم به انتظار خطر واکنش نشان می‌دهد. گفت‌وگوهای سیاسی مکرر درباره جنگ، مغز را حتی بدون وجود بمباران واقعی، در حالت جست‌وجوی همیشگی برای خطر نگه می‌دارد. آن‌چه اکنون از نظر بالینی می‌بینیم فقط اضطراب معمولی نیست، بلکه دستگاه عصبی‌ است که هرگز به‌طور کامل آرام نمی‌گیرد. بدن برای ماندن همیشگی در وضعیت «جنگ یا گریز» طراحی نشده است. کورتیزول به ما کمک می‌کند هوشیار بمانیم، اما سطح بالای آن در درازمدت بر خواب، ایمنی، خلق‌وخو، گوارش و سلامت عمومی تاثیر مخربی می‌گذارد. مواجهه مداوم با اخبار جنگ، الگوهای «تفکر فاجعه‌بار» را تقویت می‌کند و ذهن برای محافظت از خود، همیشه آماده بدترین سناریوهاست که این موضوع هزینه روانی بالایی دارد. واکنش‌های مردم در این مناطق بزرگ‌نمایی نیست، بلکه با محیطی که در آن زندگی می‌کنند تناسب دارد. پایین آوردن سطح کورتیزول به معنای نادیده گرفتن واقعیت نیست، بلکه به معنای فرستادن سیگنال‌های آرامش‌بخش به سیستم عصبی است تا بتواند توان از دست رفته‌اش را دوباره به دست آورد.
‏سلامت روان در مناطق درگیر منازعه و جنگ، فقط به آسیب‌های گذشته مربوط نیست، بلکه به بار سنگین انتظار بستگی دارد، انتظار برای اتفاق خطرناکی که شاید رخ دهد و شاید هم هرگز پیش نیاید.»
‏در این گزارش، ماری مزوق، روان‌درمانگر بالینی و متخصص درمان شناختی‌رفتاری چند توصیه کاربردی و درمانی ساده هم ارائه داده:
‏«تنظیم تنفس: چند دقیقه تنفس آرام با طولانی‌تر کردن زمان بازدم؛ این کار پیام امنیت به سیستم عصبی می‌فرستد و به خروج از حالت «جنگ یا گریز» کمک می‌کند.
‏ایجاد روتین روزانه ساده و پیش‌بینی‌پذیر: کارهایی مثل بیدار شدن در ساعتی مشخص، خوردن منظم وعده‌های غذایی یا پیاده‌روی در زمانی معین؛ چرا که پیش‌بینی‌پذیر بودن امور، نیاز به هوشیاری دائمی را کمتر می‌کند.
‏محدود کردن پیگیری اخبار: چک کردن اخبار فقط یک یا دو بار در روز، به جای دنبال کردن لحظه‌ای آن.
‏تمرین زمزمه برای تحریک عصب واگ: نفس کشیدن از راه بینی و سپس بازدم همراه با ایجاد صدایی بم و ممتد به مدت ۲ تا ۳ دقیقه؛ این کار سیستم عصبی مسئول آرام‌سازی بدن را فعال می‌کند.
‏ضربه زدن متناوب روی شانه‌ها: ضربه زدن آرام و یکی‌درمیان روی شانه‌ها به مدت یک یا دو دقیقه که به آرام کردن تنش کمک می‌کند.
‏آرام غذا خوردن و جویدن هر لقمه حداقل ده بار در سمتی از دهان که معمولا از آن استفاده نمی‌کنید: تمرینی ساده برای کم کردن سرعت ریتم بدن و تمرکز بر لحظه حال.»

https://www.bbc.com/persian/articles/cze0py3zeypo
آکسیوس: ترامپ در یک‌قدمی بزرگ‌ترین رویارویی نظامی با جمهوری اسلامی

باراک راوید

دولت ترامپ بیش از آنچه افکار عمومی تصور می‌کنند، به یک جنگ تمام‌عیار در خاورمیانه نزدیک شده است. به گفتهٔ منابع آگاه، هرگونه عملیات نظامی علیه ایران، برخلاف حملات نقطه‌ای ماه گذشته در ونزوئلا، یک کارزار گسترده و چندین‌هفته‌ای خواهد بود که می‌تواند به جنگی بزرگ تبدیل شود. این گزارش تأکید می‌کند که این نبرد احتمالی، کارزاری مشترک میان آمریکا و اسرائیل خواهد بود که ابعادی بسیار وسیع‌تر از جنگ ۱۲ روزهٔ ژوئن گذشته دارد و مستقیماً بقای رژیم تهران را هدف قرار خواهد داد.

ترامپ که در اوایل ژانویه و در واکنش به کشتار معترضان در ایران تا آستانهٔ فرمان حمله پیش رفته بود، با از دست رفتن آن پنجرهٔ زمانی، راهبردی دوگانه شامل «مذاکرات هسته‌ای» و «تجمیع بی‌سابقهٔ قوای نظامی» را در پیش گرفت. اکنون با به تأخیر افتادن حمله و گسیل چنین حجم عظیمی از نیرو، انتظارات از ابعاد عملیات نظامی در صورت شکست دیپلماسی به‌شدت بالا رفته است. بر اساس ارزیابی‌ها، دستیابی به توافق در شرایط فعلی بسیار بعید به نظر می‌رسد.

در حالی که جرد کوشنر و استیو ویتکوف روز سه‌شنبه به مدت سه ساعت با عباس عراقچی در ژنو گفتگو کردند، مقام‌های آمریکایی نسبت به پر کردن شکاف‌های عمیق میان دو طرف خوش‌بین نیستند. جیمز ونس، معاون رئیس‌جمهور، در گفتگو با فاکس‌نیوز تصریح کرد که اگرچه مذاکرات در برخی جنبه‌ها پیشرفت داشته، اما مشخص است که ترامپ «خطوط قرمزی» تعیین کرده که ایرانی‌ها هنوز تمایلی به پذیرش آن‌ها ندارند. ونس هشدار داد که ترامپ ممکن است به‌زودی به این نتیجه برسد که دیپلماسی به «پایان طبیعی» خود رسیده است.

ناوگان جنگی ترامپ اکنون شامل دو ناو هواپیمابر، ده‌ها کشتی جنگی، صدها جت جنگنده و چندین سامانهٔ پدافند هوایی است. تنها در ۲۴ ساعت گذشته، ۵۰ فروند جنگندهٔ دیگر شامل F-35، F-22 و F-16 راهی منطقه شده‌اند و بیش از ۱۵۰ پرواز ترابری نظامی، تسلیحات و مهمات لازم را به پایگاه‌های خاورمیانه منتقل کرده‌اند. منابع آگاه تأکید می‌کنند که با توجه به روحیات ترامپ و حجم تجهیزات مستقر شده، این آرایش نظامی به هیچ وجه یک «بلوف» نیست و در صورت شکست مذاکرات، او آمادهٔ چکاندن ماشه است.

در حالی که سناتور لیندسی گراهام معتقد است تا شروع حملات ممکن است هفته‌ها فاصله باشد، برخی منابع اسرائیلی از آماده‌باش برای سناریوی جنگ «ظرف چند روز» خبر می‌دهند. یکی از مشاوران ترامپ به آکسیوس گفت: «رئیس از این وضعیت کلافه شده است. با وجود هشدارهای برخی اطرافیان، فکر می‌کنم ۹۰ درصد احتمال دارد که طی هفته‌های آینده شاهد اقدام نظامی باشیم».

در ۱۹ ژوئن سال گذشته، کاخ سفید یک فرصت دو هفته‌ای برای تصمیم‌گیری میان مذاکره یا حمله تعیین کرد و تنها سه روز بعد، عملیات «چکش نیمه‌شب» آغاز شد. اکنون نیز واشینگتن به تهران اعلام کرده است که باید ظرف دو هفته با پیشنهادی دقیق به میز مذاکره بازگردد. آکسیوس در پایان تأکید می‌کند در حالی که هیچ نشانه‌ای از گشایش دیپلماتیک دیده نمی‌شود، شواهد حاکی از آن است که وقوع جنگ حتمی به نظر می‌رسد.

https://www.axios.com/2026/02/18/iran-war-trump-military-strikes-nuclear-talks
👍1
https://foreignpolicy.com/2026/02/18/iran-war-trump-united-states-negotiations-deal-nuclear/


✍️ علی هاشم — پژوهشگر وابسته «مرکز مطالعات اسلامی و غرب آسیا» در دانشگاه رویال هالووی لندن — در یادداشتی تحلیلی هشدار می‌دهد که ایران به‌طور خطرناکی در حال سوءبرداشت از وضعیت راهبردی و مسیر مذاکرات با ایالات متحده است؛ سوءبرداشتی که می‌تواند پیامدهایی فاجعه‌بار داشته باشد.

🧭 محور اصلی تحلیل

به‌گفته نویسنده، تهران تصور می‌کند روند مذاکرات را تحت کنترل دارد و می‌تواند با طولانی‌کردن گفت‌وگوها زمان بخرد، اما واشنگتن — به‌ویژه در دوره ترامپ — با منطق «نتیجه سریع» عمل می‌کند و صبر راهبردی محدودی دارد. این شکاف در درک زمان و سرعت تصمیم‌گیری می‌تواند به محاسبه‌ای پرهزینه منجر شود.

⚠️ الگوی تکرارشونده خطای محاسباتی

هاشم برای اثبات ادعای خود به نمونه‌های گذشته اشاره می‌کند:

در ۲۰۲۲، ایران تصور می‌کرد جنگ اوکراین موقعیتش را در مذاکرات هسته‌ای تقویت می‌کند («زمستان در راه است») اما این برآورد شکست خورد و فرصت توافق از دست رفت.

پیش از جنگ ۱۲روزه ۲۰۲۵ نیز تهران گمان می‌کرد اسرائیل پیش از پایان مذاکرات حمله نمی‌کند — اما حملات غافلگیرانه رخ داد و حتی آمریکا هم وارد جنگ شد.

ایران حتی اورانیوم ۶۰٪ را از سایت‌ها منتقل نکرده بود، چون ورود آمریکا را محتمل نمی‌دانست.

📉 تضعیف اهرم‌های راهبردی ایران

پس از جنگ:

زیرساخت‌های نظامی و هسته‌ای آسیب دید

سطح غنی‌سازی عملاً به صفر رسید

قدرت چانه‌زنی منطقه‌ای و هسته‌ای کاهش یافت

بااین‌حال، به‌گفته نویسنده، ساختار تصمیم‌گیری ایران همچنان با «مدل مذاکرات ۲۰۱۵ (برجام)» فکر می‌کند؛ مدلی که دیگر شرایط تکرار آن وجود ندارد.

🌍 تغییر محیط ژئوپلیتیک

هاشم تأکید می‌کند محیط منطقه‌ای ایران نیز دگرگون شده است:

سقوط دولت اسد، سوریه را از محور راهبردی ایران خارج کرده

حزب‌الله و حماس تضعیف شده‌اند

عراق در حال فاصله‌گرفتن از تقابل منطقه‌ای است

در نتیجه، دکترین بازدارندگی قبلی ایران دیگر بر همان پایه‌ها استوار نیست.

🪖 افزایش فشار نظامی آمریکا

ایران استقرار نیروهای آمریکایی را صرفاً ابزار فشار برای مذاکره می‌بیند، نه مقدمه جنگ. اما در مقابل، مطالبات واشنگتن — به‌ویژه درباره برنامه موشکی — مستقیماً یکی از ارکان دفاعی ایران را هدف گرفته است:

پذیرش این شروط = آسیب‌پذیری راهبردی

رد آنها = خطر رویارویی نظامی

🧨 جمع‌بندی

نویسنده نتیجه می‌گیرد:

اعتمادبه‌نفس تهران نسبت به نتیجه دیپلماتیک، بزرگ‌ترین آسیب‌پذیری آن است.

فشار غرب ممکن است نه برای تغییر رژیم فوری، بلکه برای فرسایش و تغییر رفتار طراحی شده باشد.

خطر اصلی در این فرض مشترک نهفته است که هر طرف گمان می‌کند دیگری زودتر عقب‌نشینی می‌کند — در حالی که بسیاری از جنگ‌ها از دل همین سوءبرداشت‌ها آغاز می‌شوند، نه از تصمیم آگاهانه برای جنگ.
https://www.wsj.com/opinion/iran-nuclear-program-donald-trump-barack-obama-abbas-araghchi-aa0398bc?mod=Searchresults&pos=5&page=1

✍️ نویسنده: هیئت تحریریه (Editorial Board)

یادداشت اشورای سردبیری وال استریت ژورنال ستدلال می‌کند که ایران در مذاکرات ژنو تلاش دارد دونالد ترامپ را به تکرار رویکرد دوران اوباما بکشاند؛ یعنی تمرکز صرف آمریکا بر برنامه هسته‌ای در ازای نادیده‌گرفتن رفتارهای منطقه‌ای و داخلی رژیم. به‌گفته نویسندگان، مقام‌های ایرانی از «پیشرفت» در مذاکرات سخن می‌گویند، در حالی که این پیشرفت مبهم توصیف شده و هم‌زمان آمریکا حضور نظامی خود را در منطقه به‌طور قابل‌توجهی افزایش داده است. پیشنهاد اصلی تهران تعلیق موقت غنی‌سازی است — وضعیتی که عملاً هم‌اکنون برقرار است — اما در مقابل خواهان کاهش تحریم‌ها، جذب سرمایه‌گذاری و حتی ایجاد سازوکارهای منطقه‌ای غنی‌سازی با محوریت ایران است.

در جمع‌بندی، نویسندگان معتقدند چنین توافقی در عمل به تقویت بقای رژیم منجر می‌شود؛ رژیمی که به‌زعم آنان از نظر داخلی تحت فشار، از نظر نظامی تضعیف و از نظر مالی در تنگناست. این یادداشت تأکید می‌کند که برنامه هسته‌ای، موشکی، سرکوب داخلی و شبکه نیروهای نیابتی همگی ریشه در ماهیت ساختاری نظام سیاسی ایران دارند؛ بنابراین مهار تهدید هسته‌ای بدون تغییر رفتار بنیادین رژیم — یا خود آن — پایدار نخواهد بود.
ایران در حال آماده‌سازی برای جنگ با آمریکا است

نویسندگان: مارگریتا استانکاتی، لورنس نورمن، بنوا فوکن
وال‌استریت ژورنال | ۱۸ فوریه ۲۰۲۶

ایران هم‌زمان با ادامه تلاش‌ها برای رسیدن به توافق هسته‌ای با آمریکا، خود را برای سناریوی شکست مذاکرات و ورود به جنگ آماده می‌کند. تهران در حال استقرار نیروها، تقویت تأسیسات هسته‌ای، تغییر ساختار فرماندهی نظامی و تشدید سرکوب داخلی است؛ اقداماتی که نشان می‌دهد رهبران جمهوری اسلامی بقای رژیم را در خطر می‌بینند.

به گفته تحلیلگران، ایران با جدی‌ترین تهدید نظامی خود از زمان پایان جنگ ایران و عراق در سال ۱۹۸۸ مواجه است. آمریکا دو ناو هواپیمابر، ده‌ها جنگنده پیشرفته و ناوهای جنگی متعدد را به منطقه اعزام کرده است. در واکنش، سپاه پاسداران راهبرد «دفاع موزاییکی» را احیا کرده تا در صورت حمله، زنجیره فرماندهی از کار نیفتد و فرماندهان محلی اختیار عمل داشته باشند.

آمادگی نظامی و پیام تهدید

ایران با نمایش قدرت نظامی تلاش دارد به آمریکا هشدار دهد که می‌تواند:

تردد نفتکش‌ها در تنگه هرمز را مختل کند

منافع آمریکا و متحدانش را در سراسر خاورمیانه هدف قرار دهد

سپاه پاسداران یگان‌های دریایی خود را در تنگه هرمز مستقر کرده، رزمایش‌های موشکی و دریایی برگزار شده و حتی یک ناو جنگی روسیه پیش از مانور مشترک به بندرعباس رسیده است. آیت‌الله خامنه‌ای نیز به‌طور علنی ناوهای آمریکایی را تهدید کرده است.

تقویت تأسیسات هسته‌ای

تصاویر ماهواره‌ای نشان می‌دهد ایران در حال تقویت و دفن ورودی تونل‌های هسته‌ای در اصفهان و مجموعه زیرزمینی «کوه کلنگ» است؛ مکان‌هایی که به باور غرب، محل نگهداری یا فعالیت‌های اعلام‌نشده هسته‌ای بوده‌اند. هدف این اقدامات، کاهش اثر حملات هوایی و دشوار کردن عملیات نیروهای ویژه برای نابودی یا توقیف اورانیوم غنی‌شده عنوان شده است.

سرکوب شدید داخلی

هم‌زمان، حکومت تلاش می‌کند مانع از آن شود که حملات خارجی به اعتراضات داخلی دامن بزند. نیروهای امنیتی:

بیش از ۱۰۰ ایستگاه کنترلی در تهران ایجاد کرده‌اند

معترضان را حتی در مدارس و بیمارستان‌ها شناسایی و بازداشت می‌کنند

فعالان، اصلاح‌طلبان و زندانیان سیاسی را تحت فشار شدید قرار داده‌اند

طبق گزارش نهادهای حقوق بشری، بیش از ۵۳ هزار نفر بازداشت و بیش از ۷ هزار نفر کشته شده‌اند. خشم عمومی ادامه دارد و شعارهای ضدحکومتی شبانه و مراسم‌های عزاداری به صحنه اعتراض تبدیل شده‌اند. در مواردی، نیروهای امنیتی به سوی عزاداران آتش گشوده‌اند.

جمع‌بندی

این گزارش نتیجه می‌گیرد که ایران در حال آماده‌سازی هم‌زمان برای جنگ خارجی و مهار انفجار داخلی است. در حالی که تهران هنوز امیدوار به توافق است، اقداماتش نشان می‌دهد رهبران جمهوری اسلامی احتمال درگیری نظامی مستقیم با آمریکا را واقعی و نزدیک می‌دانند — و برای بقا، وارد فاز «دفاع همه‌جانبه» شده‌اند.

https://www.wsj.com/world/middle-east/as-iran-negotiates-it-is-preparing-for-war-with-the-u-s-d0aa48fa?mod=Searchresults&pos=2&page=1
https://robertreich.substack.com/p/why-the-hell-is-trump-threatening

The United States is being represented in the talks by “Special Envoy” Steve Witkoff (whose son is the chief executive of World Liberty Financial, the Trump family’s cryptocurrency company, nearly half of which was purchased last year for $500 million by an investment firm tied to the United Arab Emirates). And by Trump son-in-law Jared Kushner (who’s been making private deals with the Saudis and who raised several billion dollars before Trump’s second term from overseas investors including sovereign wealth funds of Saudi Arabia, Qatar, and the United Arab Emirates).

No one from the State Department. Nobody from the National Security Council. No one who knows much of anything about Iran.

So what’s the real goal?

On Friday, in a little-noticed remark, Trump said “the best thing that could happen” in Iran would be regime change, noting “there are people” who could take over from Iran’s Islamic ruler Ayatollah Ali Khamenei.

Bingo.

Trump promised his MAGA base that he wouldn’t be involved in seeking regime changes abroad. But that was before he abducted Venezuela’s Nicholás Maduro and replaced him with Maduro’s vice president.

Yet regime change in Iran would be far, far more difficult to pull off than regime change in Venezuela. The Middle East has demonstrated that it can swallow up America, even with the largest fighting force in the world. Anyone remember Afghanistan, Syria, Iraq, and … Iran?
https://www.wsj.com/world/middle-east/u-s-gathers-the-most-air-power-in-the-mideast-since-the-2003-iraq-invasion-98ced89f?mod=Searchresults&pos=1&page=1

به گزارش «وال‌استریت ژورنال»، دولت آقای ترامپ هنوز نمی‌داند که پس از حمله به ایران چه اتفاقی خواهد افتاد. مارکو روبیو، وزیر خارجه آمریکا ماه گذشته در جلسه‌ای در کنگره این کشور گفت که مشخص نیست در صورت سقوط علی خامنه‌ای، رهبر جمهوری اسلامی چه کسی در ایران قدرت را در دست می‌گیرد. با این حال، به گفته بسیاری از تحلیل‌گران، احتمالا فرماندهان سپاه پاسداران کنترل کشور را به دست خواهند گرفت.

همزمان با سرکوب خونین اعتراضات در ایران، دونالد ترامپ به معترضان وعده حمایت داد. به گزارش «وال‌استریت ژورنال»، این اعتراضات ممکن است در پی حملات آمریکا به ایران مجددا احیا شود و فشار عمومی را بر رژیم ایران افزایش دهد.

اما چنین وضعیتی نیز ممکن است آمریکا را با این مساله مواجه کند که در صورت سرکوب مجدد رژیم، آیا باید حملات هوایی را ادامه دهد یا خیر.

به گفته الیوت کوهن، پژوهشگر مرکز مطالعات راهبردی و بین‌المللی (CSIS)، کارزار هوایی تنبیهی ممکن است سعی کند رهبری ایران را به گونه‌ای تضعیف کند که نخبگان باقی‌مانده به سازش گسترده با آمریکا تن دهند.

او گفت: «اگر آقای ترامپ واقعا می‌خواهد بر رژیم تاثیر بگذارد و توانایی رژیم ایران برای حمله موشکی به پایگاه‌های آمریکا، اسرائيل، عربستان سعودی و دیگر کشورهای حوزه خلیج فارس را کاهش دهد، احتمالا به عملیاتی شدید نیاز دارد که ممکن است هفته‌ها و یا حتی ماه‌ها طول بکش
• تجمع سریع نیروهای ایالات متحده در خاورمیانه به نقطه‌ای رسیده است که به گفته مقام‌های دولت و پنتاگون، رئیس‌جمهور ترامپ این گزینه را دارد که حتی از همین آخر هفته اقدام نظامی علیه ایران انجام دهد؛ موضوعی که کاخ سفید را در برابر انتخاب‌های پرمخاطره میان پیگیری دیپلماسی یا جنگ قرار داده
•است
.
-در اسرائیل، دو مقام دفاعی گفتند آمادگی‌های قابل توجهی برای احتمال حمله مشترک با ایالات متحده در حال انجام است، هرچند هنوز تصمیمی برای اجرای آن گرفته نشده است. آن‌ها گفتند برنامه‌ریزی‌ها بر وارد کردن ضربه‌ای شدید طی چند روز متمرکز است، با هدف وادار کردن ایران به امتیازدهی در میز مذاکره — امتیازهایی که تاکنون حاضر به ارائه آن‌ها نشده است.

تجمع نیروهای آمریکا نشان‌دهنده مجموعه‌ای از اهداف احتمالی در ایران است، از جمله:

موشک‌های کوتاه و میان‌برد

انبارهای ذخیره موشک

سایت‌های هسته‌ای

سایر اهداف نظامی مانند مقرهای سپاه پاسداران انقلاب اسلامی

به گفته مقام‌های آمریکایی، تصمیم نهایی درباره دامنه اهداف تا حد زیادی به ترامپ بستگی دار

-اما طی ماه گذشته، ارتش آمریکا سامانه‌های دفاع هوایی لازم — از جمله پاتریوت و تاد (THAAD) — را به منطقه منتقل کرده است. هر دو سامانه توان رهگیری موشک‌های بالستیک ایران را دارند.

یک مقام نظامی گفت ارتش آمریکا اکنون می‌تواند از نیروها، متحدان و دارایی‌های خود در برابر هرگونه تلافی ایران در پاسخ به حملات آمریکا به اهداف هسته‌ای و نظامی‌اش — دست‌کم در یک کارزار کوتاه — دفاع کند. اما به گفته او، این پرسش باقی است که آیا ارتش آمریکا آماده تحمل جنگی طولانی‌تر و گسترده‌تر
هست یا نه

https://www.nytimes.com/2026/02/18/us/politics/us-military-iran.html.