Iran 2026
1.4K subscribers
27 photos
2 videos
5 files
683 links
تحلیل‌های منتشر شده در این صفحه جهت بازتاب نظرات رسانه‌ها و تحلیل‌گران متفاوت است و‌ نه الزاما تایید مقالات و نظرات
Download Telegram
با این حال، این مسیر احتمالاً مقاومت از جناح‌های تندرو سپاه و بسیج را تحریک می‌کند و خطر درگیری مسلحانه داخلی را افزایش می‌دهد. صرف‌نظر از اینکه بحران چگونه پیش می‌رود، یک قطعیت وجود دارد که ایران با یک دوره‌ی طولانی ناپایداری داخلی مواجه است، که رقابت نخبگان و ناآرامی‌های اجتماعی گزینه‌های استراتژیک آن را در آینده‌ی نزدیک محدود می‌کند. به همین دلیل، تهران ممکن است در حفظ کنترل داخلی و نفوذ منطقه‌ای به مشکل برخورد کند و کشور را از جنبه‌های مختلف به صورت استراتژیک آسیب‌پذیر باقی بگذارد.

برای دولت ترامپ، سیاست بهینه در شکل‌دهی به محاسبات داخلی تهران در حالی است که از مداخله زودهنگام اجتناب می‌کند. واشنگتن باید فشارهای متناسب را حفظ کند – از طریق تحریم‌های هدفمند، نظارت اطلاعاتی بر شکاف‌های نخبگی و سیگنال‌دهی دیپلماتیک محتاطانه – بدون اینکه اقداماتی انجام دهد که ممکن است دست جناح‌های تندرو را تقویت کند یا سرکوب شدیدتری بر معترضان تحمیل کند. بازیگران عمل‌گرا درون رژیم بر ثبات مبتنی بر حکمرانی تأکید می‌کنند، که می‌تواند سیاست‌های امنیتی محدودتری تولید کند. سیگنال‌های واضح و مستمر آمریکا ممکن است بر نحوه‌ی درک این بازیگران از فشارهای سیاسی، اقتصادی و امنیتی خارجی تأثیر بگذارد و ممکن است رفتار رژیم را به گونه‌ای تحت تأثیر قرار دهد که با منافع آمریکایی هم‌راستا باشد. در عین حال، کاخ سفید باید برای نتیجه‌ای که در آن رژیم قادر به اصلاح مسیر نیست، به سناریوهای احتمالی آماده باشد که منجر به تسریع تجزیه نخبگان و فروپاشی نهادی شود.
https://www.forbes.com/sites/kamranbokhari/2026/01/11/iranian-regime-neither-surviving-nor-collapsing/

کامران بخاری در این تحلیل بر اختلاف ارتش و سپاه و دست بالای ارتش پس از جنگ ۱۲ روزه تکید می‌کند.

ایران در حال تجربه‌ی مهم‌ترین دوره‌ی ناآرامی‌های عمومی از زمان تأسیس جمهوری اسلامی است که فشار بی‌سابقه‌ای بر بنیادهای نهادی رژیم وارد می‌کند. بخش عمده‌ای از بحث‌های عمومی این لحظه را به نتیجه‌ای دوتایی – سقوط یا بقای رژیم – تقلیل می‌دهند، در حالی که مسیر محتمل‌تر، فازی طولانی از رقابت‌های داخلی است. اگرچه بسیج خیابانی به تنهایی احتمال تغییر ساختاری را ایجاد نمی‌کند، اما به عنوان محرکی برای درگیری درون‌نخبگان عمل می‌کند و روند بحران تحت تأثیر تغییرات در توازن قدرت بین دو نهاد نظامی موازی رژیم، یعنی نیروهای مسلح متعارف (ارتش) و سپاه پاسداران انقلاب اسلامی (سپاه) قرار دارد. از این رو، سیاست آمریکا باید بر حفظ فشار استراتژیک تمرکز کند به گونه‌ای که این عدم تقارن‌های داخلی را تقویت کند و از اقداماتی که ممکن است فactions رژیم را از طریق تصور تهدید خارجی تقویت کند، اجتناب کند.

یک مقام ارشد اطلاعاتی آمریکا، ناآرامی‌ها در ایران را به عنوان "بازی تاب‌آوری" توصیف کرده است، که در آن اپوزیسیون سعی دارد به اندازه کافی شتاب را حفظ کند تا انشعابات در میان مقام‌های ارشد را به وجود آورد، در حالی که رژیم به دنبال بازگرداندن نظم از طریق سرکوبی حساب شده است که از درگیری آمریکا جلوگیری کند، طبق گزارشی از رویترز در تاریخ ۱۱ ژانویه. به طور جداگانه، آکسیوس، به نقل از مقامات نامشخص، گزارش داد که رئیس‌جمهور آمریکا، دونالد ترامپ، عمدتاً با "گزینه‌های غیرکینتیکی" مواجه شده است، بر اساس ارزیابی‌ها که اقدام نظامی گسترده احتمالاً دینامیک‌های اعتراضی را متوقف خواهد کرد، در حالی که نشانه‌های نارضایتی در درون نیروهای امنیتی ایران هنوز محدود و ناکافی است تا شکست قریب‌الوقوع رژیم را نشان دهد. در همین حال، واشنگتن پست اشاره کرد که دونالد ترامپ هنوز یک مسیر عمل ترجیحی انتخاب نکرده و انتظار می‌رود مذاکرات در روزهای آینده ادامه یابد. در جای دیگر، به نقل از یک منبع اسرائیلی، روزنامه‌ی اورشلیم پست گزارش داد که نخست‌وزیر بنیامین نتانیاهو و وزیر امور خارجه‌ی آمریکا، مارکو روبیو، در یک تماس تلفنی در تاریخ ۱۰ ژانویه احتمال مداخله‌ی آمریکا در ایران را مورد بحث قرار داده‌اند.

در گزارشی برای موسسه‌ی نیو لاینز در آوریل ۲۰۲۴، من استدلال کردم که رژیم ایرانی در حال گذراندن یک فرایند داخلی تغییر رژیم تکاملی است. پیش‌بینی کردم که جانشینی قریب‌الوقوع یک رهبر عالی جدید، تسلط نظامی بر جمهوری اسلامی را تثبیت خواهد کرد. در این پیش‌بینی، استدلال کردم که تغییر به معنای برتری نظامی ساده بر روحانیت نخواهد بود، با توجه به کشمکش قدرت جاری بین سپاه و ارتش، که دومی به طور پیوسته نفوذ نهادی خود را گسترش می‌دهد. تا پایان سال، فرایندی که شناسایی کرده بودم، با سقوط استراتژی منطقه‌ای بلندپروازانه‌ی سپاه و نابودی نمایندگان آن (حزب‌الله، حماس و رژیم سوریه) و تقریباً از بین رفتن رهبری عالی سپاه در طول جنگ ۱۲ روزه با اسرائیل در ژوئن گذشته، تسریع شد.

این جنگ به طور قاطع قدرت را در شورای عالی امنیت ملی ایران (SNSC) تغییر داد، زیرا حملات اسرائیل بیش از دوازده فرمانده ارشد سپاه را از بین برد. در پاسخ، رهبر عالی علی خامنه‌ای، ژنرال عبدالرحیم موسوی، رئیس ارتش را به عنوان رئیس ستاد کل نیروهای مسلح منصوب کرد و ارتش را در رأس ساختار دوگانه نظامی ایران قرار داد. با موسوی، جانشین او ژنرال امیر حاتمی و وزیر دفاع، ژنرال عزیز ناصرزاده که سه کرسی را در اختیار دارند، ارتش اکنون بر شورای عالی امنیت ملی تسلط دارد. سپاه که به طور سنتی قوی‌تر بود، به یک کرسی کاهش یافت که توسط فرمانده جدیدش، ژنرال محمد پاکپور اشغال شده است – به ویژه پس از آنکه علی لاریجانی، سیاست‌مدار مدنی تأثیرگذار (طولانی‌ترین رئیس مجلس) ژنرال علی‌اکبر احمدیانی را به عنوان دبیر شورا جایگزین کرد. همراه با ریاست مسعود پزشک‌یان و حضور وزیران خارجه و اطلاعات او، این تغییرات توازن قدرت شورا را به طور قاطع به سمت ارتش و متحدانش تغییر داد.

این شورای عالی امنیت ملی جدید توجه خود را به مدیریت جانشینی قریب‌الوقوع یک رهبر عالی جدید و رسیدن به تفاهم با دولت ترامپ معطوف کرده است – هر دو اولویت‌هایی که پیش از این مناقشه وجود داشته‌اند. با این حال، جنگ با اسرائیل و حملات آمریکا به تاسیسات هسته‌ای ایران رژیم را در معرض خطرات جدیدی از اعتراضات گسترده قرار داد و فوریت این اهداف را افزایش داد. این وضعیت نیاز فوری به سیاست‌هایی ایجاد کرد که بتوانند ناآرامی‌های عمومی را به تأخیر بیندازند در حالی که انسجام نخبگان را تقویت کنند.
https://www.economist.com/middle-east-and-africa/2026/01/11/israel-hopes-for-regime-change-in-iran?utm_campaign=shared_article


اکونومیست:

Even as the Israelis consider their options, much will depend on what happens with Iran’s protests. Two different views carry weight within the Israeli intelligence community at the moment. Some Iran-watchers believe that the Islamic Republic is entering a protracted period of internal conflict which will lead to the irgc and the Basij, its militia, consolidating power. In that scenario, the Israeli assessment is that the likeliest result is some kind of martial law for months, if not years.
The opposing view is that even the irgc lacks the capacity to deal with a full-blown uprising across the country and will be unable to restore order in the major cities and far-flung provinces with large ethnic minorities such as Azeris and Kurds. There is no clear alternative to the regime, in the form of an organised opposition. Israel does not believe that Reza Pahlavi, the former crown prince of Iran, who lives in America and whose name some protesters are chanting, is sufficiently influential to return to Iran and take control. In this analysis, Iran is set to fall into chaos.
Whatever the outcome of the protests, Israel’s main concern is that Iran’s remaining strategic assets, including 400kg of highly enriched uranium and long-range missile launchers, could be spirited away or fall into the hands of radical factions if profound change seems imminent. If that seemed likely, Israel and America would almost certainly strike the locations of these assets before they were lost in the fog of revolution.
اگر فرایندمحورانه فکر کنیم و تنها بر هدف نهایی دلخواه، متمرکز نباشیم،
اگر در نظر گیریم که جنبش به دستاورد نیاز دارد و تنها با انرژی منفی نمی‌تواند دستاورد داشته باشد، به عبارت دیگر اگر در نظر گیریم که ما باید وارد مسابقه‌ای با حاصل باخت-برد به نفع نیروی آزادی‌خواهِ جامعه‌گرا شویم،
اگر در اندیشه‌ی بهره‌گیری از فرصت سیاسی، از جمله برای تقویت نیروی سازمانی خود باشیم،
آنگاه باید بکوشیم برنامه‌ای مرحله‌ای عرضه کنیم و در چارچوب آن خواسته و شعاری پیش بگذاریم برای هر رخدادی که پیش می‌آید.

این برنامه‌‌ی حداقل باید شامل ماده‌هایی باشد در مورد آزادی تشکل و آزادی بیان، آزادی زندانیان سیاسی، لغو مجازات اعدام، تثبیت شأن آزاد وکالت، شروع برنامه‌ی اصلاح دستگاه قضا با مشارکت حقوق‌دانان مستقل، لغو قطعی حکم حجاب اجباری و حقوق برابر زن و مرد، لغو هر گونه تبعیض مذهبی و فرهنگی، انتگراسیون دموکراتیک، لغو نظارت استصوابی و امتیاز دادن به خودی‌ها در همه‌ی ارکان و اجزاء دیوانی، پیش گرفتن برنامه‌هایی برای نظارت بر اقتصاد کشور و پیش‌برد برنامه‌هایی علیه فلاکت با حضور نمایندگان زحمتکشان و محرومان، نظارت عمومی بر دخل و خرج دولت، دموکراتیک کردن آموزش و استقلال دانشگاه، کوتاه کردن دست نظامیان از اقتصاد و دخالت آنان در امور سیاسی، متوقف کردن برنامه‌ی هسته‌ای، دست کشیدن از تنش‌زدایی منطقه‌ای و بین‌المللی و اولویت دادن به امر اجتناب از جنگ، پیش‌گرفت یک برنامه‌ی مؤثر برای نجات محیط زیست ... و در نهایت رفتن به سوی تشکیل مجلس مؤسسان و نوشتن قانون اساسی جدید و شرکت آزاد همگان در بحث بر سر آن.

در دوره‌ی اخیر پیشنهادهایی درباره‌ی همه‌پرسی و تغییر قانون اساسی به ویژه با هدف لغو ولایت فقیه مطرح شده که به جای خود مهم هستند، اما اِشکال در اینجاست که کلّی‌گو هستند. تنها در مرحله‌ای خاص خواست همه‌پرسی ممکن است به یک خواست برانگیزاننده‌ی همگانی تبدیل شود.

برای رسیدن به یک برنامه‌ی مرحله‌ای در جهت دستیابی به کرامت انسانی، عدالت و آزادی، شایسته است به جای شیوه‌های سنتی حزبی که حاصل آن بحث‌های بی‌پایان و افتراق است، به شیوه‌های نوین پویایی اندیشید که بنا بر آنها هیچ تقریری جاودانی پنداشته نشود، بحث همگانی بر سر هر چیزی باز باشد، و این آزادی مبنایی باشد برای تعهد به یک برنامه‌ی عمل متناسب با موقعیت.

همه‌ی گروه‌های جمهوری‌خواه دارای برنامه‌اند، اما لازم است همه بکوشند همنظر شوند و از آن برنامه‌ها یک برنامه‌‌‌ی عملیاتی در آورند. اصولی وجود دارند که می‌توان بر سر آنها سریعاً به توافق رسید. در همین مسیر می‌توان حرکت کرد به سوی تقریر میثاق‌هایی ملی بر سر ممنوعیت شکنجه، لغو مجازات اعدام، تقریر اصل قانونیت یعنی قانون‌مداری در قضاوت و اجرا، مبنا قرار دادن اعلامیه‌ی جهانی حقوق بشر برای حق‌مداری، رفع تبعیض‌های جنسیتی، اعتقادی، ملیتی و منطقه‌ای، نجات محیط زیست، تنش‌زدایی و صلح در منطقه، عدالت انتقالی و همانندهای اینها.

در جریان تدوین و تصویب این میثاق‌ها می‌توان به یک ستاد رهبری و سخنگو رسید.

۱۳
خلاصه:
موقعیت خطیر کنونی را در نظر گیریم،
در نظر گیریم که تنها با انرژی نفی، نمی‌توان به اثبات بدیل رسید،
فرآیندمحورانه فکر کنیم و مقتضیات هر مرحله را در نظر گیریم،
به سوی برنامه‌ای مرحله‌‌ای، عملیاتی و میثاق‌هایی ملی پیش رویم.
همپای تلاش در جهت تقریر برنامه، سخنگویان دوره‌ای خود را تعیین کنیم.

https://www.radiozamaneh.com/873869
آنکارا و تهران دهه‌هاست رقبای منطقه‌ای بوده‌اند و منافعشان بارها در سوریه، عراق، لبنان و فراتر از آن با یکدیگر تلاقی و تعارض داشته است.

با این حال، این نگرانی وجود دارد که سرنگونی خشونت‌آمیز دولت ایران بتواند کشوری ۹۰ میلیونی با جمعیتی چندقومیتی و دیدگاه‌ها و آرزوهای متنوع را از هم بگسلد.

مصطفی جانر، تحلیلگر امور ایران و منطقه و وابسته به اندیشکده «سِتا»، گفت: «با وجود تنش و رقابت‌های زیربنایی در روابط ایران و ترکیه، حفظ تمامیت ارضی و ثبات ایران برای ترکیه در اولویت است.»

https://www.middleeasteye.net/news/how-turkey-sees-protests-iran

این دیدگاه به‌روشنی در اظهارات تلویزیونی هاکان فیدان، وزیر امور خارجه ترکیه، در روز شنبه بازتاب یافت.

....

هرچند ترکیه و حزب کارگران کردستان (پ‌ک‌ک) در سال ۲۰۲۴ وارد فرآیند صلح شدند، تنش‌های زیربنایی در منطقه—به‌ویژه در سوریه—همچنان پابرجاست.

حزب حیات آزاد کردستان (پژاک)، شاخه ایرانی پ‌ک‌ک، همچنان فعال است و آنکارا غالباً تهران را به نادیده گرفتن فعالیت‌های شبه‌نظامیان کرد در امتداد مرز عراق و ایران متهم می‌کند.

جانر گفت: «برای آن‌که عملیات‌های متمرکز بر پ‌ک‌کِ ترکیه در سوریه و عراق مختل نشود، لازم است از قدرت‌گیری عناصری مانند پژاک که می‌کوشند از آشوب در ایران سوءاستفاده کرده و نفوذ خود را گسترش دهند، جلوگیری شود.»

او خاطرنشان کرد اعتراضات در زمانی رخ می‌دهد که آنکارا در مذاکرات سوریه درباره ادغام گروه‌های مسلح کرد در دولت دمشق با بن‌بست روبه‌روست.

او افزود: «در واقع، تشدید سریع اعتراضات به خشونت در مناطق دارای جمعیت‌های کُرد، بلوچ و عرب در ایران، همراه با فعالیت‌های سازمان‌یافته مشاهده‌شده در میدان، نشان می‌دهد نگرانی‌های ترکیه در این زمینه بی‌پایه نیست.»

ترکیه بر این باور است که راه پیشِ‌روی دولت ایران، تلاش برای بازتنظیم روابط با غرب است.

فیدان گفت: «ما از توافقی با ایران—در درجه نخست با مشارکت بازیگران کلیدی، به‌ویژه آمریکایی‌ها—حمایت می‌کنیم که بتواند به وضعیتی برد-برد برای هر دو طرف منجر شود؛ زیرا ثبات منطقه به آن وابسته است.»
تحلیل علی آلفونه
https://agsi.org/analysis/protests-in-iran-regime-deal-with-trump-or-degrade-toward-collapse/
پاسخ امنیتی رژیم در ۸ ژانویه وارد مرحله‌ای جدید شد: قطع سراسری اینترنت، اختلال در تلفن‌های همراه و اعمال محدودیت‌های شبانه بر اینترانت ملی. این اقدامات توانایی ایران اینترنشنال برای هماهنگی لحظه‌ای را تضعیف کرد، هرچند پخش ماهواره‌ای با وجود پارازیت سنگین ادامه دارد. هم‌زمان، این خاموشی امکان سرکوب شدیدتر دور از نظارت عمومی را فراهم آورد. گزارش‌ها از منابع وابسته به سپاه حاکی از تشدید قابل‌توجه است: در ۱۰ ژانویه، بنا بر گزارش‌ها ۲۴ عضو سپاه و ۶ عضو بسیج در استان اصفهان کشته شدند که نشان‌دهنده‌ی ظهور مقاومت مسلحانه و تقریباً به‌طور قطع، تلفات قابل‌توجه معترضان است. ادعاهای منابع اپوزیسیون ممکن است اغراق‌آمیز باشد و ارقام—که بسیار متفاوت و تأییدنشده‌اند—گستره‌ی وسیعی دارند، اما جهتِ تشدید روشن است.

در این مقطع، رهبری سیاسی رژیم همچنان سالم و متحد باقی مانده و هیچ جداییِ تأییدشده‌ای در نیروهای مسلح گزارش نشده است. با این حال، حتی اگر اعتراضات کنونی سرکوب شوند، بحران ساختاری اقتصاد ایران—که ریشه در تحریم‌ها، فرار سرمایه و زوال نهادی دارد—ادامه خواهد یافت. بنابراین، ازسرگیری ناآرامی‌ها بسیار محتمل است.

این وضعیت پنجره‌ی انتخاب راهبردیِ رژیم را تنگ‌تر می‌کند. برای تثبیت سیستم، باید به مسئله‌ی تحریم‌ها رسیدگی شود که خود مستلزم تعامل با واشنگتن است. یک ترتیبات به سبک ونزوئلا همچنان قابل تصور است: رهبری جمعی ایران می‌تواند خامنه‌ای را به حاشیه براند یا کنار بگذارد، وارد مذاکره با ترامپ شود، شرکت‌های نفتی آمریکا را به ایران بازگرداند و به کاهش تحریم‌هایی دست یابد که برای تثبیت اقتصاد کافی باشد. خودداری ترامپ از حمایت علنی از پهلوی و ترجیح اعلام‌شده‌اش برای «دیدن اینکه چه کسی سر برمی‌آورد» نشان‌دهنده‌ی گشودگی به یک نتیجه‌ی مذاکره‌ای به‌جای جایگزینی کامل رژیم است. این امر احتمالاً با مخالفت اسرائیل روبه‌رو خواهد شد که از پهلوی به‌عنوان گزینه‌ی ترجیحی رهبری حمایت کرده است.

در غیاب چنین سازشی، رژیم احتمالاً با تداوم فرسایش مواجه خواهد شد—کاهش انسجام نخبگان، افزایش شورش‌های منطقه‌ای و در نهایت جدایی‌هایی در درون نیروهای امنیتی. فروپاشی در این سناریو ناگهانی نخواهد بود، بلکه تدریجی و انباشتی است و از فرسودگی اقتصادی و تکه‌تکه‌شدن سیاسی تغذیه می‌کند. مداخله‌ی نظامی ایالات متحده این فرایند را به‌طور چشمگیری شتاب خواهد داد. جمهوری اسلامی ممکن است از اعتراضات کنونی جان سالم به در ببرد، اما بدون یک بازتنظیم راهبردی، زمان و گزینه‌هایش رو به پایان است.
مایکل روبین، تحلیل‌گر راست‌گرا و پرنفوذ مسائل ایران در آمریکا، در این یادداشت به دولت ترامپ پیشنهاد کرده است که جزیره خارک را اشغال کند. ۹۰ درصد نفت ‌‌ ایران از این جزیره صادر می‌شود. طبق گفته روبین این طرح زمان گروگانگیری آماده شده بود ولی کارتر آن را اجرا نکرد.

https://www.19fortyfive.com/2026/01/take-the-oil-seizing-the-kharg-island-terminal-is-the-ultimate-checkmate-to-iran/#
سوزان مالونی، مشاور کابینه بوش درباره مسائل ایران و محقق در مرکز بروکینگز دز مقاله‌ای در نیویورک تایمز درگیری نظامی را راهگشا نیم داند.

خلاصه مقاله:
- تمرکز بر ایران: رئیس‌جمهور ترامپ در حال بررسی گزینه‌های نظامی علیه ایران در میان سرکوب اعتراضات است.

- موفقیت‌های گذشته: پس از دستگیری نیکلاس مادورو، ترامپ به اقدام‌های احتمالی ایالات متحده اشاره کرده و به فکر ازسرگیری مذاکرات هسته‌ای با ایران است.

- چالش‌های تغییر: اعتراضات جاری در ایران فاصله بین قیام و تغییر دموکراتیک مطلوب را نشان می‌دهد. تاریخ نشان می‌دهد که دستیابی به تغییرات پایدار و مثبت دشوار است.

- احتیاط در برابر مذاکرات: ازسرگیری مذاکرات هسته‌ای می‌تواند توجه را از سرکوب رژیم منحرف کند. هرگونه مذاکره باید در حین اعتراضات انجام نشود.

- الزام اخلاقی برای اقدام: در حالی که مداخله نظامی از نظر اخلاقی توجیه‌پذیر به نظر می‌رسد، اثربخشی حملات ایالات متحده در دستیابی به نتیجه‌ای پایدار سوال‌برانگیز است.

- استراتژی پیشنهادی: ترامپ باید بر یک کمپین فشار تمرکز کند که شامل:
- عملیات سایبری هدفمند بر قابلیت‌های نظامی.
- تشویق به اخراج دیپلمات‌های ایرانی.
- مصادره نفت‌کش‌های ایرانی و تحریم واردات.
- حمایت از مخالفان ایران برای حکمرانی آینده باشد.

- محدودیت‌های اقدام نظامی: تغییر رژیم پیچیده است، به‌ویژه در برابر سیستمی عمیقاً ریشه‌دار. اقدامات محدود نظامی گذشته موفقیت محدودی داشته‌اند.

- ریسک‌های اقدام: اقدام‌های نظامی نمادین می‌تواند موجب تلافی‌جویی از سوی ایران شود و وضعیت نظامی ایالات متحده در منطقه را پیچیده کند.

- حملات سایبری استراتژیک: ایالات متحده باید سیستم‌های فرماندهی نیروهای امنیتی ایران را هدف قرار دهد تا قابلیت‌های آن‌ها را تضعیف کند.

- تحریم‌ها و فشار: تشدید تحریم‌ها حیاتی است، همراه با تلاش‌هایی برای مختل کردن زنجیره‌های تأمین غیرقانونی ایران.

- حمایت از مخالفان: واشنگتن باید در حمایت از جامعه مدنی ایران، رسانه‌های مستقل و آماده‌سازی مخالفان برای حکمرانی سرمایه‌گذاری کند.

- نگرانی در مورد لفاظی: رویکرد ترامپ خطر ایجاد امیدهای کاذب برای ایرانیان را بدون تعهد واقعی به حمایت از مبارزه آن‌ها به همراه دارد.

- دعوت به قدرت: یک دولت جدی باید شجاعت معترضان ایرانی را در زمان ضعف رژیم به کار گیرد تا اطمینان حاصل کند که مخالفان برای موفقیت آماده هستند.

https://www.nytimes.com/2026/01/13/opinion/trump-iran-protests-ayatollah.html?smid=nytcore-ios-share
یکی از نقاط عطف تعیین‌کننده در پاییزِ فرو ریختن دیوار برلین زمانی بود که مقام‌های ارشد آلمان شرقی دیگر مطمئن نبودند اتحاد جماهیر شوروی پشت آن‌ها می‌ایستد. در پیِ آن، مقام‌های رده‌میانی نیز دیگر قانع نبودند که مافوق‌هایشان از آن‌ها حمایت خواهند کرد. او گفت: «در نتیجه، شروع کردند به این‌که از خود بپرسند آیا باید به سوی جمعیت شلیک کنند یا نه، و با خودشان فکر می‌کردند: “من قطعاً جانم را به خطر نمی‌اندازم اگر قرار نباشد کسی پشتم را بگیرد.”»
در نهایت، فرسایش روحیه در سطوح میانی بود که به پایان حاکمیت کمونیستی در آلمان شرقی انجامید. «این اتفاق کاملاً غیرمنتظره بود.»
برجس افزود: «وقتی به نقطه‌ای می‌رسید که بخشی از نیروهای رژیم به این نتیجه می‌رسند که همراهی با خیزش مردمی برایشان بهتر است، آنگاه رژیم به‌سرعت فرو می‌پاشد و می‌بینید افرادی مانند [رئیس‌جمهور پیشین سوریه، بشار] اسد ناگهان سر از مسکن جدیدی در روسیه در می‌آورند.»


https://www.newyorker.com/news/the-lede/irans-regime-is-unsustainable
یادداشت روزنامه اورشلیم‌پست، پرتیراژترین روزنامه انگلیسی‌زبان اسرائیل درباره رضا پهلوی


نادیده گرفتن نقش پهلوی در گفت‌وگو درباره آینده ایران، درست نیست. حضور او، چه در خارج و چه در داخل کشور، نشان می‌دهد که او شخصیتی با اهمیت در میان اپوزیسیون گسترده ایرانی است.

با این حال، برای ناظران خارجی اشتباه است که به سرعت به سمت تاج‌گذاری او به‌عنوان فرمانروای آینده تهران، چه به‌طور واقعی و چه به‌طور نمادین، پیش بروند. چنین کاری خطر کاهش اعتبار اعتراضات، بیگانه کردن بخش‌هایی از ایرانیان و تقویت روایت‌هایی که توسط رژیم منتشر می‌شود را به همراه دارد،که اعتراضات تحت کنترل بازیگران خارجی هستند.

پهلوی ممکن است و شاید هم باید در فرآیند ایجاد یک نظام جدید حکومتی نقشی ایفا کند. اما این تصمیم، همان‌طور که باید باشد، در دستان
مردم ایران است.

https://www.jpost.com/opinion/article-883132
وال‌استریت ژورنال: کشورهای عرب حاشیه خلیج فارس برای جلوگیری از حمله به ایران با آمریکا رایزنی می‌کنند

به گزارش «وال‌استریت ژورنال»، ایالات متحده به کشورهای عرب خلیج فارس هشدار داده است که برای حمله احتمالی آمریکا به ایران آماده باشند. بنابر این گزارش، در پی این اقدام، این کشورها به رهبری عربستان سعودی در حال رایزنی با دولت ترامپ علیه این حمله هستند.
به گزارش این روزنامه آمریکایی، اگرچه این کشورها در عرصه عمومی عمدتا به اعتراضات گسترده در ایران واکنش نشان نداده‌اند، اما به گفته مقامات عرب حوزه خلیج فارس، عربستان سعودی، عمان و قطر در پشت‌پرده به کاخ سفید گفته‌اند که تلاش برای سرنگونی رژیم ایران می‌تواند بازارهای نفت را متلاطم کند و در نهایت به اقتصاد آمریکا آسیب بزند. مهم‌تر از همه، آن‌ها نگران بازتاب و پیامدهای داخلی چنین اقدامی در کشورهای خود هستند.
به گفته این مقامات، دولت ترامپ هنوز روشن نکرده که چه نوع اقدام نظامی‌ای را علیه ایران در نظر دارد، اما گفته است که احتمال حمله بیش از انجام ندادن آن است.

https://www.wsj.com/world/middle-east/irans-gulf-rivals-warn-u-s-against-strike-on-iran-1388236e?reflink=desktopwebshare_permalink
این مقاله وضعیت کنونی گزینه‌های نظامی ایالات متحده در خصوص ایران را در میان اعتراضات جاری علیه رژیم بررسی می‌کند. دولت ترامپ ادعا می‌کند که گزینه‌های نظامی برای مقابله با ایران در دسترس است، اما این گزینه‌ها به‌طور قابل‌توجهی نسبت به سال گذشته کاهش یافته‌اند. نیروها و کشتی‌های آمریکایی که قبلاً برای پاسخ به ایران در منطقه مستقر بودند، به کارائیب منتقل شده‌اند و سیستم‌های دفاعی اصلی به کره جنوبی بازگشته‌اند. در حالی که حملات هوایی علیه رهبری یا تأسیسات نظامی ایران هنوز امکان‌پذیر است، اما انتخاب‌ها نسبت به گذشته محدودتر شده‌اند.

نگرانی‌هایی از سوی قانونگذاران وجود دارد که در مورد اثر بخشی حملات نظامی در کمک به معترضان ایرانی و احتمال تشدید تنش‌ها سوالاتی مطرح می‌کنند. عملیات‌های نظامی مداوم، ذخایر تسلیحاتی ایالات متحده را کاهش داده است، به خصوص سیستم‌های دفاع هوایی که برای حفاظت از نیروها در برابر انتقام‌جویی ایرانیان ضروری هستند.

ایالات متحده ممکن است از گزینه‌های مختلفی استفاده کند، از جمله:

- حملات هوایی: تمرکز بر روی مکان‌های کلیدی مانند پناهگاه‌های فرماندهی، سایت‌های نظامی و گره‌های ارتباطی.
- حملات سایبری: در صورت ناکامی دیپلماسی، انجام حملات سایبری به عنوان یک گزینه.
- ضربات سریع از پایگاه‌های منطقه‌ای: به جای تجمیع نیروها، استفاده از پایگاه‌های موجود در خلیج فارس برای عملیات‌های سریع.
- تحریم‌ها و فشارهای اقتصادی: استفاده از راه‌حل‌های غیرنظامی مانند تحریم‌های بیشتر و فشار اقتصادی هماهنگ با متحدان.

https://www.politico.com/news/2026/01/13/trump-iron-military-option-00725872
انجمن نفت آمریکا (API) اعلام کرده است که تولیدکنندگان نفت این کشور آماده‌اند تا در صورت سقوط رژیم فعلی ایران به عنوان یک "نیروی تثبت‌کننده" عمل کنند و سریعا در بازار ایران سرمایه‌گذاری کنند. مایک سامرز، رئیس API، آمادگی صنعت نفت برای حمایت از انتقال به یک دولت مطلوب‌تر را تأکید کرده و بر پتانسیل ایران به عنوان یک تولیدکننده بزرگ نفت علیرغم تحریم‌های ایالات متحده تأکید کرده است. او‌گفت بر خلاف ونزوئلا که با مشکلات زیرساختی روبرو است، بخش نفت ایران از نظر ساختاری سالم باقی مانده و نشان می‌دهد که سرمایه‌گذاری آمریکایی می‌تواند به سرعت تولید را افزایش دهد..

https://www.politico.com/news/2026/01/13/u-s-oil-producers-iran-00726363
اسرائیل:
اسرائیل با امیدی محتاطانه به اعتراضات در ایران می‌نگرد. احتمال فروپاشی جمهوری اسلامی می‌تواند به دهه‌ها خصومت ناشی از ایدئولوژی ضداسرائیلی ایران، برنامه هسته‌ای و حمایت از گروه‌هایی مانند حزب‌الله و حماس پایان دهد. اسرائیلی‌ها از نارضایتی آشکار مردم ایران از رژیم و خاطرات همکاری دوران شاه دلگرم می‌شوند، اما تجربه، خوش‌بینی را محدود می‌کند. قیام‌های پیشین به‌طرز خشونت‌باری سرکوب شده‌اند و این نگرانی وجود دارد که هر رژیم جایگزین—چه نظامی و چه غیرنظامی—همچنان دشمن اسرائیل باقی بماند. همچنین اسرائیل نگران ازسرگیری مذاکرات آمریکا و ایران است که ممکن است بدون مهار رفتار منطقه‌ای تهران، به تثبیت و ثروتمندتر شدن رژیم کنونی بینجامد.

کشورهای حاشیه خلیج فارس:
کشورهای خلیج فارس، به‌ویژه عربستان سعودی، امارات متحده عربی و قطر، عمدتاً موضعی کم‌سر و صدا اتخاذ کرده‌اند و انتظار دارند که رهبری ایران علی‌رغم شدت گرفتن اعتراضات، احتمالاً دوام بیاورد. هرچند تضعیف یا سقوط رژیم ایران می‌تواند به سود آنها باشد، اما هم‌زمان از بی‌ثباتی و پیامدهای منطقه‌ای آشوب در ایران هراس دارند. بهبود روابط اخیر با تهران تنش‌ها را کاهش داده است، از جمله حملات نیروهای نیابتی ایران، و رهبران خلیج فارس نمی‌خواهند این ثبات شکننده را به خطر اندازند. اولویت اصلی آنها حفظ امنیت داخلی، مدیریت روابط با ایرانی ضعیف‌تر و پرهیز از اقداماتی است که می‌تواند واکنش تلافی‌جویانه برانگیزد.

لبنان:
برای لبنان، اعتراضات ایران چالشی وجودی برای حزب‌الله به شمار می‌رود. معترضان ایرانی آشکارا با صرف منابع کشور برای نیروهای نیابتی خارجی مانند حزب‌الله مخالفت می‌کنند؛ آن هم در زمانی که این گروه از نظر نظامی توسط اسرائیل تضعیف شده و در داخل لبنان نیز فشارها برای خلع سلاح آن افزایش یافته است. با تشدید بحران داخلی ایران، حزب‌الله در معرض از دست دادن حمایت مالی و سیاسی قرار می‌گیرد و هم‌زمان ممکن است برای انحراف افکار عمومی به تشدید درگیری‌ها وسوسه شود. اکنون حزب‌الله با انتخابی دشوار روبه‌روست: سازگاری و بقا بدون سلاح یا باقی ماندن در کنار ایران و ادامه هدف قرار گرفتن توسط حملات اسرائیل، در حالی که بسیاری از شهروندان لبنانی از مطالبات معترضان ایرانی حمایت می‌کنند.

ترکیه:
ترکیه موضعی محتاطانه اتخاذ کرده و تأکید دارد که مشکلات ایران باید در داخل این کشور حل‌وفصل شود و نسبت به مداخله خارجی هشدار می‌دهد. این رویکرد بازتاب‌دهنده منافع متضاد آنکاراست: تضعیف ایران نفوذ منطقه‌ای ترکیه—به‌ویژه در سوریه—را افزایش داده، اما فروپاشی یا جنگ داخلی در ایران می‌تواند موجی از پناهجویان، ناآرامی‌های کردی و بی‌ثباتی منطقه‌ای را به‌دنبال داشته باشد که مستقیماً ترکیه را تحت تأثیر قرار می‌دهد. از سوی دیگر، ظهور یک دولت جدید و غرب‌گرا در تهران می‌تواند به رقیبی تازه برای رهبری منطقه‌ای ترکیه بدل شود. در نتیجه، به نظر می‌رسد آنکارا تغییرات محدود در ایران را ترجیح می‌دهد و میان منافع ناشی از تضعیف همسایه و خطرات دگرگونی‌های بزرگ توازن برقرار می‌کند.

https://www.cfr.org/expert-brief/what-irans-protests-mean-countries-middle-east
پیامد چرخش برای میدان سیاسی ایران
موضع‌گیری شمس‌‌‌الواعظین در ۱۹ دی، همزمان با صدور فرمان کشتار، پایان نمادین پروژه اصلاحات درون‌حکومتی به شکل کلاسیک آن است. از این پس، هرگونه انتقاد یا تفاوت دیدگاه، نه «اصلاح‌طلبی»، که ممکن است «همکاری با جنگ دشمن» تعبیر شود. این تحلیل، به حکومت مشروعیت ایدئولوژیک کامل برای سرکوب می‌دهد. اگر این یک «جنگ» است، پس همه ابزارها از جمله حذف فیزیکی معترضان حتی با بستن آن‌ها به رگبار مسلسل مجاز است.

چرخش شمس‌الواعظین نشان می‌دهد که حلقه قدرت به سرعت پیرامون هسته امنیتی ـ نظامی (سپاه) و رهبری در حال تنگ‌تر شدن است. نیروهای میانی و اصلاح‌طلب، یا سکوت کرده‌اند یا مانند شمس‌الواعظین به‌طور کامل جذب و هم‌سو شده‌اند. این، همان بناپارتیسم درون‌حکومتی‌ست که در حال شکل‌گیری است و در مقاله دیگری بدان اشاره کردم. بناپارتیسم نه الزاماً با یک فرد، بلکه با حاکمیت بی‌چون‌وچرای یک گفتمان واحد.

https://www.radiozamaneh.com/874622
https://www.reuters.com/world/china/death-toll-iran-approaches-2600-rights-group-reports-2026-01-14/

یک مقام آمریکایی که نخواست نامش فاش شود، گفت ایالات متحده به‌دلیل افزایش تنش‌های منطقه‌ای، به‌عنوان اقدامی احتیاطی در حال خارج کردن بخشی از نیروهای خود از پایگاه‌های کلیدی در منطقه است.
روزنامه آی گزارش داد که بریتانیا نیز در آستانه احتمال حملات آمریکا، برخی از نیروهای خود را از یک پایگاه هوایی در قطر خارج کرده است. وزارت دفاع بریتانیا در این باره اظهارنظر فوری نداشت.

یک مقام نظامی غربی روز چهارشنبه به رویترز گفت: «همه نشانه‌ها حاکی از آن است که حمله آمریکا قریب‌الوقوع است، اما این همچنین شیوه رفتاری این دولت است تا همه را در حالت آماده‌باش نگه دارد. غیرقابل‌پیش‌بینی بودن بخشی از راهبرد است.»

دو مقام اروپایی گفتند مداخله نظامی آمریکا ممکن است ظرف ۲۴ ساعت آینده رخ دهد. یک مقام اسرائیلی نیز گفت به نظر می‌رسد ترامپ تصمیم به مداخله گرفته است، هرچند دامنه و زمان آن هنوز مشخص نیست.


قطر اعلام کرد کاهش نیروها از پایگاه هوایی العدید، بزرگ‌ترین پایگاه آمریکا در خاورمیانه، «در پاسخ به تنش‌های فعلی منطقه‌ای» در حال انجام است.
سه دیپلمات گفتند به برخی از نیروها دستور داده شده پایگاه را ترک کنند، هرچند نشانه فوری از خروج گسترده نیروها ــ مانند انتقال آن‌ها با اتوبوس به ورزشگاه یا مرکز خرید، همان‌طور که ساعاتی پیش از حمله موشکی ایران در سال گذشته رخ داد ــ دیده نمی‌شود.
https://www.reuters.com/world/middle-east/armed-kurdish-groups-sought-cross-into-iran-iraq-sources-say-2026-01-14/

(رویترز) – به گفته سه منبع آگاه، گروه‌های مسلح جدایی‌طلب کُرد تلاش کرده‌اند از عراق وارد خاک ایران شوند؛ امری که نشانه‌ای از تلاش بازیگران خارجی برای بهره‌برداری از بی‌ثباتی پس از چندین روز سرکوب اعتراضات علیه تهران تلقی می‌شود.

این سه منبع که شامل یک مقام ارشد ایرانی نیز بودند و همگی به شرط ناشناس ماندن صحبت کردند، گفتند سازمان اطلاعات ترکیه به سپاه پاسداران انقلاب اسلامی ایران هشدار داده است که نیروهای کُرد طی روزهای اخیر در حال عبور از مرز بوده‌اند.

خبرنامه «گلف کارنتس» رویترز آخرین تحولات ژئوپلیتیک، انرژی و مالی منطقه را پوشش می‌دهد.

به گفته مقام ایرانی، سپاه پاسداران با این نیروهای کُرد درگیر شده است؛ نیروهایی که به گفته او قصد داشتند با ایجاد بی‌ثباتی از اعتراضات داخلی سوءاستفاده کنند. سپاه پاسداران نیرویی نخبه است که در گذشته نیز اعتراضات و ناآرامی‌های مشابه را در ایران سرکوب کرده است.

سازمان اطلاعات ترکیه (میت) و همچنین ریاست‌جمهوری ترکیه در آنکارا بلافاصله در این‌باره اظهارنظر نکردند. ترکیه که گروه‌های مسلح کُرد در شمال عراق را تروریستی می‌داند، در روزهای اخیر هشدار داده است که هرگونه مداخله خارجی در ایران می‌تواند بحران‌های منطقه‌ای را تشدید کند.

به گفته مقام ایرانی، این نیروها از عراق و ترکیه اعزام شده بودند و تهران از این کشورها خواسته است هرگونه انتقال نیرو یا سلاح به داخل ایران را متوقف کنند.
وبسایت اندیشکده پرنفوذ RAND با پژوهشگران امور ایران و خاورمیانه این مرکز مصاحبه کرده است . برآیند نظرات کارشناسان این مرکز در زیر آمده است:

خلاصهٔ تحلیلی بحران ایران
هدر ویلیامز

جمع‌بندی: این موج اعتراضات از گذشته خطرناک‌تر است، زیرا امید به اصلاحات درون‌سیستمی از میان رفته و شکست‌های سیاست خارجی (هسته‌ای و شبکهٔ نیابتی) مشروعیت و اقتدار حکومت را تضعیف کرده است. با این حال، دستگاه امنیتی همچنان ظرفیت بالایی برای خشونت دارد.
پیش‌بینی: تغییر واقعی بیشتر از مسیر شکاف نخبگان یا جانشینی رهبری رخ می‌دهد تا صرفاً فشار خیابانی.
نظر درباره رضا پهلوی: او را نماد نارضایتی می‌داند، نه عامل تعیین‌کنندهٔ فروپاشی؛ بدون حمایت نخبگان، نقش او نمادین می‌ماند.

میشل گریزه

جمع‌بندی: تفاوت اصلی این بحران، هم‌زمانی ناآرامی داخلی با آسیب‌پذیری خارجی است؛ توان هسته‌ای، نظامی و نیابتی ایران تضعیف شده و رژیم ابزار کمتری برای مهار شوک‌ها دارد.
پیش‌بینی: در کوتاه‌مدت سرکوب و تثبیت موقت محتمل است، اما بقای بلندمدت نامطمئن‌تر از قبل شده است.
نظر درباره رضا پهلوی: او را نماد همگرایی هویتی اپوزیسیون می‌بیند، نه یک آلترناتیو آمادهٔ حکمرانی.

هاوارد شاتز

جمع‌بندی: بحران اقتصادی ساختاری و عمیق است؛ سقوط شدید ارزش پول، تورم بالا و تشدید تحریم‌ها امکان بهبود سریع را از بین برده است.
پیش‌بینی: حکومت فقط می‌تواند اقتصاد را در سطحی پایین‌تر تثبیت کند و بهبود معناداری در یک سال آینده بعید است.
نظر درباره رضا پهلوی: از نظر اقتصادی نقش تعیین‌کننده‌ای در کوتاه‌مدت ندارد و نمی‌تواند فوراً شرایط معیشتی را تغییر دهد.

رافائل کوهن

جمع‌بندی: سرنوشت اعتراضات به انسجام نیروهای امنیتی بستگی دارد؛ اگر شکاف یا ریزش در ارتش/سپاه/بسیج رخ دهد، مسیر فروپاشی باز می‌شود.
پیش‌بینی: بدون شکاف امنیتی، احتمال مهار اعتراضات بالاست.
نظر درباره رضا پهلوی: بدبینانه؛ محبوبیت خارجی الزاماً به پایگاه واقعی داخلی تبدیل نمی‌شود.

کارن سودکمپ

جمع‌بندی: معترضان امروز ترس کمتری دارند و گزینه‌های تلافی‌جویانه ایران محدود شده است؛ تشدید تنش دریایی نشانهٔ اضطراب بقای رژیم خواهد بود.
پیش‌بینی: افزایش تحرکات در خلیج فارس می‌تواند علامت نگرانی وجودی حکومت باشد.
نظر درباره رضا پهلوی: او را نماد گسست کامل از جمهوری اسلامی می‌داند، نه بازگشت به سلطنت؛ رهبر وحدت‌بخشِ بلندمدت نیست.

مارزیا جیامبرتونـی

جمع‌بندی: قطع گستردهٔ اینترنت و تلفن نشان می‌دهد حکومت این بحران را وجودی تلقی می‌کند؛ هم برای جلوگیری از هماهنگی معترضان و هم پنهان‌سازی سرکوب.
پیش‌بینی: تداوم قطع ارتباطات نشانهٔ تشدید هراس حکومت است.
نظر درباره رضا پهلوی: صدای او در فضای رسانه‌ای خارج پررنگ‌تر می‌شود، اما داخل کشور دسترسی و سازماندهی محدود است.

جولیا مسترسون

جمع‌بندی: دکترین راهبردی ایران تحت فشار در حال تغییر است و لحن پیش‌دستانه‌تر شده، اما حرکت به‌سوی سلاح هسته‌ای بعید است.
پیش‌بینی: پیشنهاد مذاکره بیشتر تلاش برای مهار مداخلهٔ آمریکا است تا حل پایدار اختلافات.
نظر درباره رضا پهلوی: برای خارج جذاب نمادین است، اما در محاسبات هسته‌ای و راهبردی تهران نقش مستقیمی ندارد.

جمع‌بندی کلی

بحران کنونی عمیق‌تر و خطرناک‌تر از موج‌های قبلی است، اما هنوز تعیین‌کننده نشده.

اقتصاد توان بهبود سریع ندارد؛ انسجام امنیتی کلید سرنوشت است.

رضا پهلوی در نگاه تحلیلگران عمدتاً نماد اعتراض و گسست است، نه رهبر آمادهٔ گذار؛ بدون شکاف نخبگان یا امنیتی، نقش او تعیین‌کننده نخواهد بود.

https://www.rand.org/pubs/commentary/2026/01/protests-in-iran-qa-with-rand-experts.html
دنی (دنیس) سیترینوویچ :

ایران در حال اجرای یک کارزار «پیش‌دستانه» سیاسی ـ اطلاعاتی است تا هرگونه اقدام نظامی احتمالی ایالات متحده را بازدارده کرده و از آن جلوگیری کند:

الف) تشدید لفاظی‌های تنش‌آمیز از سوی مقامات ارشد ایرانی و افزایش سطح آماده‌باش راهبردی با هدف بازدارندگی از هرگونه حمله.

ب) چارچوب‌بندی فعال اسرائیل به‌عنوان عامل اصلی تشدید تنش‌ها، با هدف افزایش هزینه‌های سیاسی داخلی برای مداخله آمریکا.

ج) استفاده از قطر و عربستان سعودی به‌عنوان میانجی برای سوق دادن واشنگتن به خویشتنداری.

د) تلاش برای احیای کانال پیام‌رسانی مستقیم با نماینده ویژه، ویتکاف.

تمرکز اصلی رژیم همچنان بر ثبات داخلی و سرکوب اعتراضات است. ایران به‌دنبال کاهش تنش است، نه رویارویی مستقیم با ایالات متحده، تا بتواند بر این هدف متمرکز بماند.
ترامپ در مصاحبه با رویترز درباره رضا پهلوی گفت: "
"به نظر می‌رسد او آدم خیلی خوبیه
، اما نمی‌دانم چگونه در کشور خودش عمل خواهد کرد،" ترامپ گفت. "و ما واقعاً هنوز به آن نقطه نرسیده‌ایم.

"نمی‌دانم آیا کشور او رهبری‌اش را می‌پذیرد یا نه، و مطمئناً اگر بپذیرند، من مشکلی ندارم."

ا ترامپ همچنین به تردید در توانایی پهلوی برای رهبری ایران پرداخت، پس از اینکه هفته گذشته گفت برنامه‌ای برای ملاقات با او ندارد.

https://www.reuters.com/world/americas/trump-questions-reza-pahlavis-ability-garner-support-iran-2026-01-15/?utm_sf_cserv_ref=114050161948682&utm_source=Facebook&utm_medium=Social&utm_sf_post_ref=651614959&brid=eCZrtDru79hwxOvGUl8Vuw