مقالهای در جروزالم پست، از روزنامه های مهم اسرائیل در نفی رضا پهلوی و پیشنهاد اتکا به گروههای قومی
https://x.com/jerusalem_post/status/2010234394510852574?s=46&t=j9UDnQyxRCXg7Nuf3F_83w
THE WEST cannot continue to treat Iran as synonymous with “Persian.” Iran is a state composed of many nations and ethnic groups, each with its own language, culture, and political will. Yet Western policymakers – along with much of the Iranian diaspora – default to a Persian-centric framework. Exiled elites often self-identify as “Persian” abroad, but when confronted with questions about Kurdish or Baloch rights, they invoke the slogan “We are all Iranian.” This is not a call for unity; it is a rhetorical sleight of hand that conceals decades of domination and cultural erasure.
https://x.com/jerusalem_post/status/2010234394510852574?s=46&t=j9UDnQyxRCXg7Nuf3F_83w
THE WEST cannot continue to treat Iran as synonymous with “Persian.” Iran is a state composed of many nations and ethnic groups, each with its own language, culture, and political will. Yet Western policymakers – along with much of the Iranian diaspora – default to a Persian-centric framework. Exiled elites often self-identify as “Persian” abroad, but when confronted with questions about Kurdish or Baloch rights, they invoke the slogan “We are all Iranian.” This is not a call for unity; it is a rhetorical sleight of hand that conceals decades of domination and cultural erasure.
X (formerly Twitter)
The Jerusalem Post (@Jerusalem_Post) on X
Opinion: Reza Pahlavi is not a unifying figure, but remains a symbol of exclusion. A spent force, he is irrelevant to Iran’s future and unqualified to lead.
https://t.co/vZAI9QFNt9
https://t.co/vZAI9QFNt9
https://www.ynetnews.com/opinions-analysis/article/rjhe00clswl?utm_source=ynetnews.com&utm_medium=Share&utm_campaign=Twitterutm_term=rjhe00clswl&utm_content=Article%20Top
مقالهٔ امروز راز زیمت، مدیر برنامهٔ «ایران و محور شیعه» در مؤسسه مطالعات امنیت ملی در تلآویو
ترجمه بخشی از یادداشت توسط هوش مصنوعی:
، ایران به نظر میرسد که به سمت یک وضعیت انقلابی طولانیمدت پیش میرود—وضعیتی که ممکن است برای مدت طولانی ادامه یابد و در چند مسیر اصلی توسعه یابد.
### مسیرهای ممکن:
1. سرکوب مؤثر و پایدار:
- رژیم ممکن است بتواند ناآرامیها را حداقل بهطور موقت کنترل کند.
- از دیدگاه رژیم، این گزینه ترجیحی باقی میماند.
- تکیه مداوم بر زور تنها نارضایتی و خشم عمومی را افزایش میدهد و خطر مداخله ایالات متحده را بیشتر میکند.
- حتی اگر دولت بتواند موج فعلی اعتراضات را سرکوب کند، احتمال بروز اقدامات بیشتر از سوی مردم وجود دارد که به موج دیگری از ناآرامیها منجر میشود، زیرا رژیم نشان داده است که توانایی پاسخ به خواستههای اساسی مردم را ندارد.
2. گسترش و تشدید اعتراضات:
- این میتواند تهدید جدی برای ثبات رژیم ایجاد کند و ممکن است به فروپاشی آن بینجامد.
- برخی از شهروندان امیدوارند که این نتیجه انقلابی اتفاق بیفتد، در حالی که دیگران از آشفتگی سیاسی میترسند.
- نگرانیها ناشی از این است که نیروهای رادیکال—چه داخلی و چه خارجی—ممکن است از ناپایداری استفاده کرده و نظم سیاسی جدیدی را که با خواستههای عمومی همخوانی ندارد، تحمیل کنند، که ممکن است به تکهتکه شدن ایران و تضعیف تمامیت ارضیاش منجر شود.
3. شناسایی بحران توسط رهبری:
- این میتواند به دو نتیجه کاملاً متفاوت منجر شود.
- یکی تغییر سیاست چشمگیر، مانند پذیرش خواستههای ایالات متحده در مورد مسئله هستهای به ازای تسهیل تحریمها و بهبود اقتصادی است.
- در حال حاضر، این امر به شدت غیرمحتمل به نظر میرسد.
- دیگر احتمال، تصاحب قدرت توسط عناصر درون نخبگان سیاسی-نظامی است.
- در یک سناریوی شدید، جناحهایی از سپاه پاسداران انقلاب اسلامی—که به هیچ وجه یک نهاد یکپارچه نیستند—ممکن است به حذف رهبر عالی، با یا بدون موافقت او، اقدام کنند و یک رژیم نظامی موقت یا دائمی را برای حفظ منافع دولتی و نهادی خود برقرار کنند.
این تحولات میتوانند به تغییرات اساسی در مدل حکمرانی کشور منجر شوند، جابهجایی قدرت از "روحانیون" به "نظامیان" و ورود به یک مدل حکمرانی کاملاً متفاوت را به همراه داشته باشند.
مقالهٔ امروز راز زیمت، مدیر برنامهٔ «ایران و محور شیعه» در مؤسسه مطالعات امنیت ملی در تلآویو
ترجمه بخشی از یادداشت توسط هوش مصنوعی:
، ایران به نظر میرسد که به سمت یک وضعیت انقلابی طولانیمدت پیش میرود—وضعیتی که ممکن است برای مدت طولانی ادامه یابد و در چند مسیر اصلی توسعه یابد.
### مسیرهای ممکن:
1. سرکوب مؤثر و پایدار:
- رژیم ممکن است بتواند ناآرامیها را حداقل بهطور موقت کنترل کند.
- از دیدگاه رژیم، این گزینه ترجیحی باقی میماند.
- تکیه مداوم بر زور تنها نارضایتی و خشم عمومی را افزایش میدهد و خطر مداخله ایالات متحده را بیشتر میکند.
- حتی اگر دولت بتواند موج فعلی اعتراضات را سرکوب کند، احتمال بروز اقدامات بیشتر از سوی مردم وجود دارد که به موج دیگری از ناآرامیها منجر میشود، زیرا رژیم نشان داده است که توانایی پاسخ به خواستههای اساسی مردم را ندارد.
2. گسترش و تشدید اعتراضات:
- این میتواند تهدید جدی برای ثبات رژیم ایجاد کند و ممکن است به فروپاشی آن بینجامد.
- برخی از شهروندان امیدوارند که این نتیجه انقلابی اتفاق بیفتد، در حالی که دیگران از آشفتگی سیاسی میترسند.
- نگرانیها ناشی از این است که نیروهای رادیکال—چه داخلی و چه خارجی—ممکن است از ناپایداری استفاده کرده و نظم سیاسی جدیدی را که با خواستههای عمومی همخوانی ندارد، تحمیل کنند، که ممکن است به تکهتکه شدن ایران و تضعیف تمامیت ارضیاش منجر شود.
3. شناسایی بحران توسط رهبری:
- این میتواند به دو نتیجه کاملاً متفاوت منجر شود.
- یکی تغییر سیاست چشمگیر، مانند پذیرش خواستههای ایالات متحده در مورد مسئله هستهای به ازای تسهیل تحریمها و بهبود اقتصادی است.
- در حال حاضر، این امر به شدت غیرمحتمل به نظر میرسد.
- دیگر احتمال، تصاحب قدرت توسط عناصر درون نخبگان سیاسی-نظامی است.
- در یک سناریوی شدید، جناحهایی از سپاه پاسداران انقلاب اسلامی—که به هیچ وجه یک نهاد یکپارچه نیستند—ممکن است به حذف رهبر عالی، با یا بدون موافقت او، اقدام کنند و یک رژیم نظامی موقت یا دائمی را برای حفظ منافع دولتی و نهادی خود برقرار کنند.
این تحولات میتوانند به تغییرات اساسی در مدل حکمرانی کشور منجر شوند، جابهجایی قدرت از "روحانیون" به "نظامیان" و ورود به یک مدل حکمرانی کاملاً متفاوت را به همراه داشته باشند.
ynetglobal
The Iranian people have spoken—it's still not enough
Opinion: Lacking an organized protest movement and signs of elite fracture, Iran’s regime may survive for now, but growing unrest fuels scenarios ranging from short-term repression to military rule or eventual collapse
تحلیل دنی سیترینوفیش، مسوول سابق میز ایران در وزارت دفاع اسرائیل
https://x.com/citrinowicz/status/2009933764319686719?s=46&t=j9UDnQyxRCXg7Nuf3F_83w
---
وضعیت در #اعتراضات_ایران - خلاصهای کوتاه:
الف. اول از همه، باید به یاد داشته باشیم که اطلاعات نادرست زیادی وجود دارد، عمدتاً از سوی عناصری که به دنبال این هستند که این درک را ایجاد کنند که "رژیم آخرین نفسهای خود را میکشد." گزارشهایی دربارهی فروپاشی شهرها، نافرمانی مقامات عالیرتبه و آمادهسازی پناهگاهی برای رهبر عالیقدر ایران در روسیه بخشی از تلاشهای مداوم برای ایجاد این احساس است که رژیم تنها چند روز با فروپاشی فاصله دارد.
ب. چه چیزی میدانیم؟ رژیم هیچ قصدی برای تسلیم شدن ندارد. سخنرانی #خامنهای دیروز احتمالاً نشاندهنده افزایش قابل توجهی در تلاشهای سرکوبگرانه رژیم بود و به نظر میرسد که امشب درگیریهای جدی بین معترضان و مقامات رژیم رخ داده باشد.
ج. مشکل اصلی رژیم همچنان باقی است - آنها قادر به متوقف کردن اعتراضات نیستند حتی بعد از اقداماتی مانند قطع اینترنت. این واقعیت و افزایش تلاشهای سرکوب ممکن است به افزایش قابل توجهی در تعداد تلفات در روزهای آینده منجر شود. اما حتی اگر اعتراضات آرام شود، وضعیت رژیم همچنان بسیار پیچیده خواهد بود.
د. باید به یاد داشته باشیم که رژیم در ایران دارای یک پایگاه حمایت پایدار است. باید اشاره کرد که بیش از ۱۳ میلیون نفر در انتخابات ریاستجمهوری اخیر به نامزد فوقالعاده محافظهکار - #جلیلی - رای دادهاند. چنین پایگاه حمایتی، حمایتی برای رژیم و فعالیتهای بسیج و سپاه پاسداران محسوب میشود. اینها به راحتی نخواهند رفت.
ه. با این حال، با توجه به اینکه رژیم "یکپارچه" نیست، احتمالاً در پشت صحنه مبارزاتی برای تعیین سیاستی که رژیم باید اتخاذ کند وجود دارد. این واقعیت مهم است زیرا برخلاف انتظاری که رژیم در یک روز فروپاشد، احتمال بالایی در حال حاضر برای تغییرات درون آن وجود دارد، چه تغییرات در سیاست به رهبری شخصیتهایی مانند رئیسجمهور پازکیان و علی لاریجانی با حمایت رئیسجمهور پیشین #روحانی، و یا تغییرات شدید در سیاست رژیم اگر سپاه پاسداران مسئولیت کشور را بر عهده بگیرد.
و. در پسزمینه، باید به یاد داشته باشیم که هیچ اپوزیسیون واقعی در داخل ایران وجود ندارد، در حالی که اپوزیسیون خارج از ایران دچار تناقض و ضعف است، شاید رژیم را از نظر نمادین به چالش بکشند (دعوت به بازگشت سلطنت) اما تأثیر واقعی بر زمین جز پخش اطلاعات نادرست به صورت انبوه ندارد.
ز. باید به یاد داشته باشیم که تعدادی از ایرانیانی که به رژیم مخالفند، از فروپاشی رژیم به یک خلأ که منجر به بیثباتی در کشور شود، میترسند و همچنین از تجزیه ایران به استانها نگرانند. این واقعیت بهویژه مهم است اگر دولت فعلی بتواند چیزی را ارائه کند که سیاست کنونی نباشد. به عبارت دیگر، بسیاری از افرادی که به رژیم مخالفاند، در عین حال از سرنوشت خود اگر این رژیم فروپاشد، بسیار میترسند.
ح. نقطهضعف سیستم امنیتی ایران، ارتش است. بعید به نظر میرسد که شاهد نافرمانی در سپاه پاسداران به دلیل تعهد عمیق آنها به رژیم باشیم، اما ارتش دقیقاً همان نهادی است که در صورت افزایش چشمگیر تلاشهای سرکوب رژیم به چالش کشیده خواهد شد.
ط. در پسزمینه افزایش شدید تلاشهای سرکوب، معضل واشنگتن در مورد سؤال درگیری و حمایت از معترضان با توجه به بیانات رئیسجمهور ترامپ در این موضوع بدتر خواهد شد. اما نباید متعجب شویم اگر دولت از شرایط کنونی بهرهبرداری کرده و یک بار دیگر به ایران (همانطور که در دوران جنگ انجام داد) یک توافق دیپلماتیک جدید پیشنهاد کند که در آن ایران از غنیسازی اورانیوم در سرزمین خود چشمپوشی کند.
نتیجهگیری: رژیم با اعتراضی بیسابقه مواجه است، شاید جدیترین از زمان انقلاب ۱۹۷۹. اما کسانی که انتظار دارند که سناریوی سوریه تکرار شود ممکن است ناامید شوند، زیرا رژیم هنوز دارای پایگاههای حمایتی قابل توجهی است که در روزهای آینده منجر به سرکوب شدید خواهد شد. بر اساس واکنشهای معترضان، تغییرات قابل توجهی ممکن است در درون ردههای دولت قبل از هر فروپاشی که ممکن است اتفاق نیفتد، رخ دهد.
https://x.com/citrinowicz/status/2009933764319686719?s=46&t=j9UDnQyxRCXg7Nuf3F_83w
---
وضعیت در #اعتراضات_ایران - خلاصهای کوتاه:
الف. اول از همه، باید به یاد داشته باشیم که اطلاعات نادرست زیادی وجود دارد، عمدتاً از سوی عناصری که به دنبال این هستند که این درک را ایجاد کنند که "رژیم آخرین نفسهای خود را میکشد." گزارشهایی دربارهی فروپاشی شهرها، نافرمانی مقامات عالیرتبه و آمادهسازی پناهگاهی برای رهبر عالیقدر ایران در روسیه بخشی از تلاشهای مداوم برای ایجاد این احساس است که رژیم تنها چند روز با فروپاشی فاصله دارد.
ب. چه چیزی میدانیم؟ رژیم هیچ قصدی برای تسلیم شدن ندارد. سخنرانی #خامنهای دیروز احتمالاً نشاندهنده افزایش قابل توجهی در تلاشهای سرکوبگرانه رژیم بود و به نظر میرسد که امشب درگیریهای جدی بین معترضان و مقامات رژیم رخ داده باشد.
ج. مشکل اصلی رژیم همچنان باقی است - آنها قادر به متوقف کردن اعتراضات نیستند حتی بعد از اقداماتی مانند قطع اینترنت. این واقعیت و افزایش تلاشهای سرکوب ممکن است به افزایش قابل توجهی در تعداد تلفات در روزهای آینده منجر شود. اما حتی اگر اعتراضات آرام شود، وضعیت رژیم همچنان بسیار پیچیده خواهد بود.
د. باید به یاد داشته باشیم که رژیم در ایران دارای یک پایگاه حمایت پایدار است. باید اشاره کرد که بیش از ۱۳ میلیون نفر در انتخابات ریاستجمهوری اخیر به نامزد فوقالعاده محافظهکار - #جلیلی - رای دادهاند. چنین پایگاه حمایتی، حمایتی برای رژیم و فعالیتهای بسیج و سپاه پاسداران محسوب میشود. اینها به راحتی نخواهند رفت.
ه. با این حال، با توجه به اینکه رژیم "یکپارچه" نیست، احتمالاً در پشت صحنه مبارزاتی برای تعیین سیاستی که رژیم باید اتخاذ کند وجود دارد. این واقعیت مهم است زیرا برخلاف انتظاری که رژیم در یک روز فروپاشد، احتمال بالایی در حال حاضر برای تغییرات درون آن وجود دارد، چه تغییرات در سیاست به رهبری شخصیتهایی مانند رئیسجمهور پازکیان و علی لاریجانی با حمایت رئیسجمهور پیشین #روحانی، و یا تغییرات شدید در سیاست رژیم اگر سپاه پاسداران مسئولیت کشور را بر عهده بگیرد.
و. در پسزمینه، باید به یاد داشته باشیم که هیچ اپوزیسیون واقعی در داخل ایران وجود ندارد، در حالی که اپوزیسیون خارج از ایران دچار تناقض و ضعف است، شاید رژیم را از نظر نمادین به چالش بکشند (دعوت به بازگشت سلطنت) اما تأثیر واقعی بر زمین جز پخش اطلاعات نادرست به صورت انبوه ندارد.
ز. باید به یاد داشته باشیم که تعدادی از ایرانیانی که به رژیم مخالفند، از فروپاشی رژیم به یک خلأ که منجر به بیثباتی در کشور شود، میترسند و همچنین از تجزیه ایران به استانها نگرانند. این واقعیت بهویژه مهم است اگر دولت فعلی بتواند چیزی را ارائه کند که سیاست کنونی نباشد. به عبارت دیگر، بسیاری از افرادی که به رژیم مخالفاند، در عین حال از سرنوشت خود اگر این رژیم فروپاشد، بسیار میترسند.
ح. نقطهضعف سیستم امنیتی ایران، ارتش است. بعید به نظر میرسد که شاهد نافرمانی در سپاه پاسداران به دلیل تعهد عمیق آنها به رژیم باشیم، اما ارتش دقیقاً همان نهادی است که در صورت افزایش چشمگیر تلاشهای سرکوب رژیم به چالش کشیده خواهد شد.
ط. در پسزمینه افزایش شدید تلاشهای سرکوب، معضل واشنگتن در مورد سؤال درگیری و حمایت از معترضان با توجه به بیانات رئیسجمهور ترامپ در این موضوع بدتر خواهد شد. اما نباید متعجب شویم اگر دولت از شرایط کنونی بهرهبرداری کرده و یک بار دیگر به ایران (همانطور که در دوران جنگ انجام داد) یک توافق دیپلماتیک جدید پیشنهاد کند که در آن ایران از غنیسازی اورانیوم در سرزمین خود چشمپوشی کند.
نتیجهگیری: رژیم با اعتراضی بیسابقه مواجه است، شاید جدیترین از زمان انقلاب ۱۹۷۹. اما کسانی که انتظار دارند که سناریوی سوریه تکرار شود ممکن است ناامید شوند، زیرا رژیم هنوز دارای پایگاههای حمایتی قابل توجهی است که در روزهای آینده منجر به سرکوب شدید خواهد شد. بر اساس واکنشهای معترضان، تغییرات قابل توجهی ممکن است در درون ردههای دولت قبل از هر فروپاشی که ممکن است اتفاق نیفتد، رخ دهد.
X (formerly Twitter)
Danny (Dennis) Citrinowicz ,داني سيترينوفيتش (@citrinowicz) on X
The situation in #IranProtests - short summary:
A. First of all, we must remember - there is a lot of disinformation, mainly from elements who seek to establish the understanding that "the regime is breathing its last breaths." Reports of the collapse…
A. First of all, we must remember - there is a lot of disinformation, mainly from elements who seek to establish the understanding that "the regime is breathing its last breaths." Reports of the collapse…
https://www.wsj.com/world/middle-east/major-trump-briefing-on-iran-options-planned-for-tuesday-5827429f?gaa_at=eafs&gaa_n=AWEtsqdDFkv4VWDZXdUYW0GZNzR60FIAW3k3h4GnAr5sxkgiBjKqhqp-jmlly8eUymw%3D&gaa_ts=6963eaba&gaa_sig=ZPx06ukskSJA0vcslFD3a-2BnLdRbDJBfYL53FZssEP1GFRf6renn85VFLXAit3u-1rabe1Xqv7_x1Ziwx_5FA%3D%3D
ترجمه از طریق هوش مصنوعی:
رئیسجمهور ترامپ قرار است روز سهشنبه در مورد گزینههای
واکنش به اعتراضات در ایران، طبق گفته مقامات آمریکایی، دریافت اطلاعات کند. این نشان میدهد که رئیسجمهور در حال بررسی تنبیه رژیم به خاطر سرکوب معترضان است، همانطور که بارها تهدید کرده است.
برنامهریزی جلسه رئیسجمهور با مقامات ارشد دولت، بحثی درباره گامهای بعدی خواهد بود که میتواند شامل تقویت منابع ضد دولتی آنلاین، بهکارگیری سلاحهای سایبری مخفی علیه سایتهای نظامی و غیرنظامی ایران، تحمیل تحریمهای بیشتر بر رژیم و حملات نظامی باشد، به گفته مقامات. انتظار میرود مارکو روبیو، وزیر امور خارجه، پیت هگست، وزیر دفاع، و ژنرال دن کین، رئیس ستاد مشترک، در جلسه سهشنبه حضور داشته باشند.
انتظار نمیرود ترامپ در این جلسه تصمیم نهایی بگیرد چرا که مباحث در مرحله اولیهای قرار دارند. روز یکشنبه، رئیس مجلس ایران تهدید کرد که به پایگاههای نظامی آمریکایی در خاورمیانه حمله خواهد کرد اگر ایالات متحده پیشدستی کند.
در طول بحثهای مقدماتی بین کارکنان ارشد دولت در هفته گذشته، نگرانی از سوی مشاوران ابراز شد که اقدام ایالات متحده یا اسرائیل به نام معترضان میتواند تبلیغات رژیم را تقویت کند که قدرتهای خصمانه خارجی پشت این قیام سراسری هستند، به گفته برخی از مقامات.
پنتاگون هیچ نیرویی را به منظور آمادگی برای حملات نظامی احتمالی جابجا نکرده است. ایالات متحده به داراییهایی نیاز دارد که نه تنها برای حمله بلکه برای حفاظت از نیروهای آمریکایی در منطقه نیز قرار گیرد. ایالات متحده اخیراً ناو هواپیمابر USS Gerald R. Ford و گروه ضربتی آن را از دریای مدیترانه به آمریکای لاتین منتقل کرده است و در حال حاضر هیچ ناو هواپیمابر در خاورمیانه یا اروپا وجود ندارد. این بحثها در زمانی صورت میگیرد که تنشها در منطقه بهویژه در مورد سوریه افزایش یافته است. ایالات متحده روز شنبه حملات گستردهای علیه اهداف دولت اسلامی در سوریه انجام داد که در واکنش به کشته شدن دو سرباز آمریکایی و یک مترجم غیرنظامی در ماه گذشته بود.
یادداشتهایی به آژانسها ارسال میشود تا ورودی آنها را در مورد واکنشهای خاص به وضعیت ایران—including اهداف نظامی بالقوه و گزینههای اقتصادی—قبل از جلسه ترامپ دریافت کنند، طبق گفته برخی از مقامات.
یکی از گزینههای مورد بحث، احتمال ارسال ترمینالهای Starlink، یک سرویس اینترنتی مبتنی بر ماهواره متعلق به ایلان ماسک، به ایران برای اولین بار در دوره ترامپ است، که میتواند به معترضان کمک کند تا از قطع اینترنت اخیر در کشور عبور کنند.
روبیو و بنیامین نتانیاهو، نخستوزیر اسرائیل، در روز شنبه درباره اعتراضات و سایر مسائل خاورمیانه در سوریه و غزه صحبت کردند، به گفته مقامات. در میان مقامات دولت نگرانی وجود دارد که هر واکنش آمریکایی ممکن است تنشها را در منطقه افزایش دهد و ممکن است منجر به رویارویی مستقیم بین ایالات متحده، ایران و احتمالاً اسرائیل شود. دولت همچنین آگاه است که اقدام به شیوهای بیشتر نمادین که به رژیم آسیب میزند اما آن را تضعیف نمیکند، میتواند معترضان را دلسرد کند که باور دارند واشنگتن از آنها حمایت خواهد کرد.
ترجمه از طریق هوش مصنوعی:
رئیسجمهور ترامپ قرار است روز سهشنبه در مورد گزینههای
واکنش به اعتراضات در ایران، طبق گفته مقامات آمریکایی، دریافت اطلاعات کند. این نشان میدهد که رئیسجمهور در حال بررسی تنبیه رژیم به خاطر سرکوب معترضان است، همانطور که بارها تهدید کرده است.
برنامهریزی جلسه رئیسجمهور با مقامات ارشد دولت، بحثی درباره گامهای بعدی خواهد بود که میتواند شامل تقویت منابع ضد دولتی آنلاین، بهکارگیری سلاحهای سایبری مخفی علیه سایتهای نظامی و غیرنظامی ایران، تحمیل تحریمهای بیشتر بر رژیم و حملات نظامی باشد، به گفته مقامات. انتظار میرود مارکو روبیو، وزیر امور خارجه، پیت هگست، وزیر دفاع، و ژنرال دن کین، رئیس ستاد مشترک، در جلسه سهشنبه حضور داشته باشند.
انتظار نمیرود ترامپ در این جلسه تصمیم نهایی بگیرد چرا که مباحث در مرحله اولیهای قرار دارند. روز یکشنبه، رئیس مجلس ایران تهدید کرد که به پایگاههای نظامی آمریکایی در خاورمیانه حمله خواهد کرد اگر ایالات متحده پیشدستی کند.
در طول بحثهای مقدماتی بین کارکنان ارشد دولت در هفته گذشته، نگرانی از سوی مشاوران ابراز شد که اقدام ایالات متحده یا اسرائیل به نام معترضان میتواند تبلیغات رژیم را تقویت کند که قدرتهای خصمانه خارجی پشت این قیام سراسری هستند، به گفته برخی از مقامات.
پنتاگون هیچ نیرویی را به منظور آمادگی برای حملات نظامی احتمالی جابجا نکرده است. ایالات متحده به داراییهایی نیاز دارد که نه تنها برای حمله بلکه برای حفاظت از نیروهای آمریکایی در منطقه نیز قرار گیرد. ایالات متحده اخیراً ناو هواپیمابر USS Gerald R. Ford و گروه ضربتی آن را از دریای مدیترانه به آمریکای لاتین منتقل کرده است و در حال حاضر هیچ ناو هواپیمابر در خاورمیانه یا اروپا وجود ندارد. این بحثها در زمانی صورت میگیرد که تنشها در منطقه بهویژه در مورد سوریه افزایش یافته است. ایالات متحده روز شنبه حملات گستردهای علیه اهداف دولت اسلامی در سوریه انجام داد که در واکنش به کشته شدن دو سرباز آمریکایی و یک مترجم غیرنظامی در ماه گذشته بود.
یادداشتهایی به آژانسها ارسال میشود تا ورودی آنها را در مورد واکنشهای خاص به وضعیت ایران—including اهداف نظامی بالقوه و گزینههای اقتصادی—قبل از جلسه ترامپ دریافت کنند، طبق گفته برخی از مقامات.
یکی از گزینههای مورد بحث، احتمال ارسال ترمینالهای Starlink، یک سرویس اینترنتی مبتنی بر ماهواره متعلق به ایلان ماسک، به ایران برای اولین بار در دوره ترامپ است، که میتواند به معترضان کمک کند تا از قطع اینترنت اخیر در کشور عبور کنند.
روبیو و بنیامین نتانیاهو، نخستوزیر اسرائیل، در روز شنبه درباره اعتراضات و سایر مسائل خاورمیانه در سوریه و غزه صحبت کردند، به گفته مقامات. در میان مقامات دولت نگرانی وجود دارد که هر واکنش آمریکایی ممکن است تنشها را در منطقه افزایش دهد و ممکن است منجر به رویارویی مستقیم بین ایالات متحده، ایران و احتمالاً اسرائیل شود. دولت همچنین آگاه است که اقدام به شیوهای بیشتر نمادین که به رژیم آسیب میزند اما آن را تضعیف نمیکند، میتواند معترضان را دلسرد کند که باور دارند واشنگتن از آنها حمایت خواهد کرد.
The Wall Street Journal
Exclusive | U.S. Steps Up Planning for Possible Action in Iran
Trump aides are set to brief the president Tuesday on measures, including military, cyber and economic, to follow through on his threats.
https://www.meforum.org/mef-observer/why-irans-oil-workers-have-not-struck
چرا در ایران اعتصاب کارگران صنعت نفت به وقوع نمیپیوندد
آخرین موج ناآرامیها در ایران انتظارات را برای این که اعتراضات پایدار در نهایت به بخش نفت برسد و جریان اصلی درآمد رژیم را مختل کند، دوباره زنده کرده است. با این حال، این امر هنوز اتفاق نیفتاده است. عدم وجود اعتصابات گسترده کارگران نفت به معنای بیتفاوتی یا نادانی نیست، بلکه به مجموعهای از محدودیتهای ساختاری مربوط میشود که به شدت ظرفیت و انگیزه کارگران نفت را برای بسیج کاهش میدهد، حتی در دورههای بحران ملی شدید.
مهمترین محدودیت: تکهتکه شدن نیروی کار
در سه دهه گذشته، ایران نیروی کار نفت خود را به یک سیستم دو سطحی تبدیل کرده است. هستهای نسبتاً کوچک از کارمندان دائمی شرکت ملی نفت ایران در کنار جمعیتی بسیار بزرگتر از کارگران قراردادی که از طریق پیمانکاران خصوصی استخدام میشوند، کار میکنند. این پیمانکاران بخش عمدهای از کارهای فیزیکی و عملیاتی در میدانهای نفتی، پالایشگاهها و تاسیسات پردازش گاز را انجام میدهند، اما فاقد امنیت شغلی، حقوق جمعی و حمایتهای قانونی هستند. کارفرمایان میتوانند قراردادها را به سرعت فسخ کنند و کارگران را در پروژههای مختلف سیاهلیست کنند، که این تصمیمگیری برای شرکت در اعتصابات را پرخطر میسازد.
این ساختار مانع از هماهنگی میشود. کارمندان دائمی و کارگران قراردادی تحت مقیاسهای پرداخت، مزایا و زنجیرههای فرمان متفاوت عمل میکنند. آنها به ندرت از مکانیزمهای شکایت یا کانالهای سازمانی مشترک استفاده میکنند. حتی زمانی که پیمانکاران نسبت به شرایط کاری یا تأخیر در پرداخت حقوق اعتراض میکنند، این اقدامات معمولاً محلی و کوتاهمدت باقی میمانند و به واحدهای تولید اصلی که در آن کارمندان دائمی انگیزههای قویتری برای حفظ ثبات دارند، سرایت نمیکنند.
رژیم این تقسیمبندی را از طریق تفکیک قومی و منطقهای تقویت کرده است. استانهای نفتخیز به شدت به کارگران قراردادی از گروههای قومی حاشیهنشین وابستهاند، در حالی که موقعیتهای فنی و مدیریتی ارشد همچنان تحت سلطه شبکههای سیاسی تأییدشده هستند. این تقسیمبندی اعتماد را تضعیف میکند، اقدام جمعی را پیچیده میسازد و به مقامات اجازه میدهد که ناآرامیها را پیش از گسترش در مکانها یا دستههای شغلی جدا کنند.
عایقبندی اقتصادی
عایقبندی اقتصادی انگیزههای اعتصاب را بیشتر کاهش میدهد. در حالی که تورم و سقوط ارز تجار و کارگران شهری را ویران کرده است، بخش نفت به طور جزئی از بحران گستردهتر مصون مانده است. ساختارهای جبران خسارت در تولید انرژی معمولاً با معیارهای ارز سخت همخوانی دارند و دولت پرداختهای به موقع حقوق و مزایا برای کارگران نفت را در اولویت قرار داده است. حتی کارگران قراردادی معمولاً بالاتر از میانگین ملی درآمد دارند، به ویژه کارگران دارای مهارت.
این عایقبندی محاسبات منطقی را به وجود میآورد. اعتصاب نه تنها درآمد را تهدید میکند بلکه همچنین دسترسی به مسکن، مراقبتهای بهداشتی و مزایایی که کارگران را از نوسانات اقتصادی محافظت میکند، به خطر میاندازد. در اقتصادی که با بیکاری بالا و تحرک محدود مشخص میشود، بسیاری از کارگران نفت مشارکت در اعتراض را به عنوان یک قمار غیرقابل قبول مینگرند. دورهای قبلی اعتراض این منطق را تأیید میکند. در زمان ناآرامیها در سالهای ۲۰۱۹ و ۲۰۲۲، کارگران نفت عمدتاً در حاشیه باقی ماندند در حالی که اعتراضات در بخشهایی متمرکز بود که از دست دادن کمتری داشتند و حفاظتهای نهادی کمتری داشتند.
کنترل امنیتی
کنترل امنیتی به عنوان بزرگترین مانع شناخته میشود. رژیم زیرساختهای نفتی را به عنوان یک دارایی استراتژیک تلقی میکند و آن را تحت نظارت مستقیم سپاه پاسداران انقلاب اسلامی قرار داده است. واحدهای امنیتی تأسیسات را تحت نظر دارند، دسترسی را محدود میکنند و نظارت دائمی بر کارگران دارند. مقامات سازماندهی کارگری را جرمانگاری کرده و به سرعت به هر نشانهای از هماهنگی واکنش نشان میدهند. دستگیریها، بازجوییها و اعترافات اجباری پس از تلاشهای قبلی برای اقدام جمعی رخ دادهاند و اثر بازدارنده قوی ایجاد کردهاند.
این امنیتزدایی فراتر از کنترل فیزیکی است. محدودیتهای ارتباطی و قطعهای دورهای اینترنت مانع از هماهنگی کارگران در مکانها یا مناطق مختلف میشود. حتی زمانی که اعتصابات جزیی رخ میدهد، نیروهای امنیتی به سرعت برای مهار آنها اقدام میکنند قبل از این که تولید یا صادرات را مختل کنند. رژیم از انقلاب ۱۹۷۹ درس گرفته و بخش انرژی خود را به گونهای طراحی کرده است که از نوع خاصی از بسیج کارگری که روزی آن را سرنگون کرد، جلوگیری کند.
فقط فراخوانهای سیاسی نمیتوانند این محدودیتها را برطرف کنند.
چرا در ایران اعتصاب کارگران صنعت نفت به وقوع نمیپیوندد
آخرین موج ناآرامیها در ایران انتظارات را برای این که اعتراضات پایدار در نهایت به بخش نفت برسد و جریان اصلی درآمد رژیم را مختل کند، دوباره زنده کرده است. با این حال، این امر هنوز اتفاق نیفتاده است. عدم وجود اعتصابات گسترده کارگران نفت به معنای بیتفاوتی یا نادانی نیست، بلکه به مجموعهای از محدودیتهای ساختاری مربوط میشود که به شدت ظرفیت و انگیزه کارگران نفت را برای بسیج کاهش میدهد، حتی در دورههای بحران ملی شدید.
مهمترین محدودیت: تکهتکه شدن نیروی کار
در سه دهه گذشته، ایران نیروی کار نفت خود را به یک سیستم دو سطحی تبدیل کرده است. هستهای نسبتاً کوچک از کارمندان دائمی شرکت ملی نفت ایران در کنار جمعیتی بسیار بزرگتر از کارگران قراردادی که از طریق پیمانکاران خصوصی استخدام میشوند، کار میکنند. این پیمانکاران بخش عمدهای از کارهای فیزیکی و عملیاتی در میدانهای نفتی، پالایشگاهها و تاسیسات پردازش گاز را انجام میدهند، اما فاقد امنیت شغلی، حقوق جمعی و حمایتهای قانونی هستند. کارفرمایان میتوانند قراردادها را به سرعت فسخ کنند و کارگران را در پروژههای مختلف سیاهلیست کنند، که این تصمیمگیری برای شرکت در اعتصابات را پرخطر میسازد.
این ساختار مانع از هماهنگی میشود. کارمندان دائمی و کارگران قراردادی تحت مقیاسهای پرداخت، مزایا و زنجیرههای فرمان متفاوت عمل میکنند. آنها به ندرت از مکانیزمهای شکایت یا کانالهای سازمانی مشترک استفاده میکنند. حتی زمانی که پیمانکاران نسبت به شرایط کاری یا تأخیر در پرداخت حقوق اعتراض میکنند، این اقدامات معمولاً محلی و کوتاهمدت باقی میمانند و به واحدهای تولید اصلی که در آن کارمندان دائمی انگیزههای قویتری برای حفظ ثبات دارند، سرایت نمیکنند.
رژیم این تقسیمبندی را از طریق تفکیک قومی و منطقهای تقویت کرده است. استانهای نفتخیز به شدت به کارگران قراردادی از گروههای قومی حاشیهنشین وابستهاند، در حالی که موقعیتهای فنی و مدیریتی ارشد همچنان تحت سلطه شبکههای سیاسی تأییدشده هستند. این تقسیمبندی اعتماد را تضعیف میکند، اقدام جمعی را پیچیده میسازد و به مقامات اجازه میدهد که ناآرامیها را پیش از گسترش در مکانها یا دستههای شغلی جدا کنند.
عایقبندی اقتصادی
عایقبندی اقتصادی انگیزههای اعتصاب را بیشتر کاهش میدهد. در حالی که تورم و سقوط ارز تجار و کارگران شهری را ویران کرده است، بخش نفت به طور جزئی از بحران گستردهتر مصون مانده است. ساختارهای جبران خسارت در تولید انرژی معمولاً با معیارهای ارز سخت همخوانی دارند و دولت پرداختهای به موقع حقوق و مزایا برای کارگران نفت را در اولویت قرار داده است. حتی کارگران قراردادی معمولاً بالاتر از میانگین ملی درآمد دارند، به ویژه کارگران دارای مهارت.
این عایقبندی محاسبات منطقی را به وجود میآورد. اعتصاب نه تنها درآمد را تهدید میکند بلکه همچنین دسترسی به مسکن، مراقبتهای بهداشتی و مزایایی که کارگران را از نوسانات اقتصادی محافظت میکند، به خطر میاندازد. در اقتصادی که با بیکاری بالا و تحرک محدود مشخص میشود، بسیاری از کارگران نفت مشارکت در اعتراض را به عنوان یک قمار غیرقابل قبول مینگرند. دورهای قبلی اعتراض این منطق را تأیید میکند. در زمان ناآرامیها در سالهای ۲۰۱۹ و ۲۰۲۲، کارگران نفت عمدتاً در حاشیه باقی ماندند در حالی که اعتراضات در بخشهایی متمرکز بود که از دست دادن کمتری داشتند و حفاظتهای نهادی کمتری داشتند.
کنترل امنیتی
کنترل امنیتی به عنوان بزرگترین مانع شناخته میشود. رژیم زیرساختهای نفتی را به عنوان یک دارایی استراتژیک تلقی میکند و آن را تحت نظارت مستقیم سپاه پاسداران انقلاب اسلامی قرار داده است. واحدهای امنیتی تأسیسات را تحت نظر دارند، دسترسی را محدود میکنند و نظارت دائمی بر کارگران دارند. مقامات سازماندهی کارگری را جرمانگاری کرده و به سرعت به هر نشانهای از هماهنگی واکنش نشان میدهند. دستگیریها، بازجوییها و اعترافات اجباری پس از تلاشهای قبلی برای اقدام جمعی رخ دادهاند و اثر بازدارنده قوی ایجاد کردهاند.
این امنیتزدایی فراتر از کنترل فیزیکی است. محدودیتهای ارتباطی و قطعهای دورهای اینترنت مانع از هماهنگی کارگران در مکانها یا مناطق مختلف میشود. حتی زمانی که اعتصابات جزیی رخ میدهد، نیروهای امنیتی به سرعت برای مهار آنها اقدام میکنند قبل از این که تولید یا صادرات را مختل کنند. رژیم از انقلاب ۱۹۷۹ درس گرفته و بخش انرژی خود را به گونهای طراحی کرده است که از نوع خاصی از بسیج کارگری که روزی آن را سرنگون کرد، جلوگیری کند.
فقط فراخوانهای سیاسی نمیتوانند این محدودیتها را برطرف کنند.
Middle East Forum
Why Iran’s Oil Workers Have Not Struck
A Fragmented Labor Force, Strict Security, and Other Factors Constrain Workers from Mobilizing, Not Apathy or Ignorance
اما با تضعیف رژیم و در حال تغییر بودن توازن دروننخبگان، پیگیری تغییرات عمده در سیاستهای داخلی و خارجی بسیار دشوارتر شده است و گزینههای استراتژیک تهران را محدود میکند.
در این محیط از آسیبپذیری فزاینده، ریال به پایینترین سطح تاریخی خود به حدود ۱.۴۵ میلیون ریال در برابر یک دلار آمریکا در بازار آزاد سقوط کرد – که نشاندهندهی ۴۰ درصد کاهش ارزش از اوایل ۲۰۲۵ است – و اعتراضات ۲۸ دسامبر را شعلهور کرد. در حالی که رژیم به طور تاریخی ناآرامیهای دورهای را مدیریت و تظاهرات را سرکوب کرده است، این بار از مشارکت فعال بازاریان، طبقهی تجاری کشور، که رهبری اولیهی اعتراضات را بر عهده داشتند، نگران بود. مشارکت آنها نشانهای از خروج از ناآرامیهای قبلی بود و نشان میدهد که نارضایتی به شبکههای اقتصادی و اجتماعی سنتی که مدتها به رژیم وفادار تلقی میشدند، نفوذ کرده است. این دینامیک کمک میکند تا توضیح دهد که چرا، برای اولین بار، رهبری به طور عمومی تمایل به مذاکره را نشان داد که منعکسکنندهی شدت بحران و شناسایی آسیبپذیریهای رو به رشد است.
همانطور که ناآرامیها به سرعت در سراسر کشور، از جمله شهرهای کوچک، گسترش یافت، اظهارات متناقض از مقامات ارشد، تقسیمات عمیق در رهبری را دربارهی چگونگی پاسخ به این ناآرامیها نشان داد. قطع اینترنت که از ۸ ژانویه آغاز شد، به همراه جریان مبهم اطلاعات، ارزیابی مذاکرات داخلی را دشوار میکند. با این حال، آنچه روشن است این است که تندروها خواهان سرکوب حداکثری هستند، در حالی که عملگرایان پاسخهای سنجیدهتری را توصیه میکنند تا از بیثباتی بیشتر جلوگیری کنند. این عدم قطعیت آسیبپذیری رژیم را به نمایش میگذارد و تصمیمگیریها را در شرایط اطلاعات ناقص مجبور میکند و فرصتهایی برای بسیج مردمی و مانورهای جناحی ایجاد میکند.
رژیم ایرانی در تلاش است تا ناآرامیها را از طریق یک استراتژی هماهنگ که شامل استفاده از نیروی قهری سپاه و بسیج، نظارت گسترده بر شبکههای اعتراضی و همگرایی استراتژیک نخبگان – به ویژه در داخل ارتش – برای حفظ وفاداری و جلوگیری از انشعابات، سرکوب کند. همچنین از تدابیر اقتصادی و سیاسی هدفمند برای کاهش خشم عمومی بدون relinquishing کنترل کلی استفاده میشود. این رویکرد آگاهی عمیق رژیم از موقعیت تضعیفشدهاش را منعکس میکند. با متعادل کردن سرکوب، مدیریت نخبگان و امتیازهای انتخابی، تهران به دنبال بازگرداندن نظم است در حالی که از تجزیه داخلی و مداخله بینالمللی جلوگیری میکند.
امنیت داخلی به طور کامل در حوزهی سپاه قرار دارد، در حالی که ارتش عمدتاً مسئول دفاع ملی است و تفاوت در مأموریتها و دیدگاههای عملیاتی آنها اختلافات نخبگان را دربارهی نحوهی برخورد با ناآرامیها تشدید میکند. سپاه بر سرکوب مبتنی بر اطلاعات، بسیج شبهنظامی و اجرای ایدئولوژیک تأکید دارد، در حالی که ارتش بر عملیات امنیتی متعارف و منضبط تمرکز دارد که به حفظ نظم بدون تحریک هرج و مرج گسترده کمک کند. این انحراف نهادی تقسیم کار موقتی را به وجود آورده است، با هر نیرو که بحران را بر اساس اولویتهای خود نزدیک میکند، اما همچنین سیاستگذاری هماهنگ را پیچیده میکند. به همین دلیل، تهران در معرض خطر این است که رویکردهای متضاد درون دستگاه امنیتیاش ممکن است شکافهای نخبگان را عمیقتر کرده و تلاشهای برای کنترل اعتراضات را تضعیف کند.
بنابراین مهم است که فراتر از یک چارچوب سادهی سقوط در مقابل بقا حرکت کنیم و به این نکته توجه کنیم که تحول داخلی طولانیمدت ایران به یک نقطهی تصمیمگیری قطعی رسیده است. تمام جناحها درون رهبری اذعان دارند که وضعیت موجود پایدار نیست، اما تلاشها برای تنظیم مجدد سیاست خطر بیثباتی بیشتر را به همراه دارد. با این حال، آنها در مورد ماهیت و دامنهی تغییرات مورد نیاز برای تثبیت سیستم به شدت متفاوت هستند. در میان نخبگان رژیم، یک گروه مهم ایدئولوژی را قابل مذاکره و تابع بقای سیاسی میداند، در حالی که گروه دیگر به اصول بنیادین جمهوری اسلامی پایبند است و فضای کمی برای سازش باقی میگذارد.
عملگرایان چارچوب اسلامی را به عنوان انعطافپذیر تلقی میکنند، اما خود دولت – که ریشه در ملیگرایی ایرانی دارد – همچنان مقدس باقی میماند. این شکاف دائمی بین ایدئولوژی و استراتژی بقا، بحران کنونی را از بحرانهای قبلی متمایز میکند، زیرا برنامههای متضاد نخبگان عملکرد نهادی را تشدید میکند. با عدم توافق بر سر اینکه کدام اصول غیرقابل مذاکره هستند، رژیم با خطر بالای اشتباه محاسباتی، تجزیه و شکست سیستمیک روبهرو است. در حالی که وضعیت هنوز به آن نقطه نرسیده است، اما هنوز نامشخص است که آیا ممکن است به شدت بدتر شود.
در بدترین حالت، ارتش به همراه عناصر عملگرا درون سپاه میتواند برای حفظ دولت مداخله کند اگر خود رژیم غیرقابل نجات باشد.
در این محیط از آسیبپذیری فزاینده، ریال به پایینترین سطح تاریخی خود به حدود ۱.۴۵ میلیون ریال در برابر یک دلار آمریکا در بازار آزاد سقوط کرد – که نشاندهندهی ۴۰ درصد کاهش ارزش از اوایل ۲۰۲۵ است – و اعتراضات ۲۸ دسامبر را شعلهور کرد. در حالی که رژیم به طور تاریخی ناآرامیهای دورهای را مدیریت و تظاهرات را سرکوب کرده است، این بار از مشارکت فعال بازاریان، طبقهی تجاری کشور، که رهبری اولیهی اعتراضات را بر عهده داشتند، نگران بود. مشارکت آنها نشانهای از خروج از ناآرامیهای قبلی بود و نشان میدهد که نارضایتی به شبکههای اقتصادی و اجتماعی سنتی که مدتها به رژیم وفادار تلقی میشدند، نفوذ کرده است. این دینامیک کمک میکند تا توضیح دهد که چرا، برای اولین بار، رهبری به طور عمومی تمایل به مذاکره را نشان داد که منعکسکنندهی شدت بحران و شناسایی آسیبپذیریهای رو به رشد است.
همانطور که ناآرامیها به سرعت در سراسر کشور، از جمله شهرهای کوچک، گسترش یافت، اظهارات متناقض از مقامات ارشد، تقسیمات عمیق در رهبری را دربارهی چگونگی پاسخ به این ناآرامیها نشان داد. قطع اینترنت که از ۸ ژانویه آغاز شد، به همراه جریان مبهم اطلاعات، ارزیابی مذاکرات داخلی را دشوار میکند. با این حال، آنچه روشن است این است که تندروها خواهان سرکوب حداکثری هستند، در حالی که عملگرایان پاسخهای سنجیدهتری را توصیه میکنند تا از بیثباتی بیشتر جلوگیری کنند. این عدم قطعیت آسیبپذیری رژیم را به نمایش میگذارد و تصمیمگیریها را در شرایط اطلاعات ناقص مجبور میکند و فرصتهایی برای بسیج مردمی و مانورهای جناحی ایجاد میکند.
رژیم ایرانی در تلاش است تا ناآرامیها را از طریق یک استراتژی هماهنگ که شامل استفاده از نیروی قهری سپاه و بسیج، نظارت گسترده بر شبکههای اعتراضی و همگرایی استراتژیک نخبگان – به ویژه در داخل ارتش – برای حفظ وفاداری و جلوگیری از انشعابات، سرکوب کند. همچنین از تدابیر اقتصادی و سیاسی هدفمند برای کاهش خشم عمومی بدون relinquishing کنترل کلی استفاده میشود. این رویکرد آگاهی عمیق رژیم از موقعیت تضعیفشدهاش را منعکس میکند. با متعادل کردن سرکوب، مدیریت نخبگان و امتیازهای انتخابی، تهران به دنبال بازگرداندن نظم است در حالی که از تجزیه داخلی و مداخله بینالمللی جلوگیری میکند.
امنیت داخلی به طور کامل در حوزهی سپاه قرار دارد، در حالی که ارتش عمدتاً مسئول دفاع ملی است و تفاوت در مأموریتها و دیدگاههای عملیاتی آنها اختلافات نخبگان را دربارهی نحوهی برخورد با ناآرامیها تشدید میکند. سپاه بر سرکوب مبتنی بر اطلاعات، بسیج شبهنظامی و اجرای ایدئولوژیک تأکید دارد، در حالی که ارتش بر عملیات امنیتی متعارف و منضبط تمرکز دارد که به حفظ نظم بدون تحریک هرج و مرج گسترده کمک کند. این انحراف نهادی تقسیم کار موقتی را به وجود آورده است، با هر نیرو که بحران را بر اساس اولویتهای خود نزدیک میکند، اما همچنین سیاستگذاری هماهنگ را پیچیده میکند. به همین دلیل، تهران در معرض خطر این است که رویکردهای متضاد درون دستگاه امنیتیاش ممکن است شکافهای نخبگان را عمیقتر کرده و تلاشهای برای کنترل اعتراضات را تضعیف کند.
بنابراین مهم است که فراتر از یک چارچوب سادهی سقوط در مقابل بقا حرکت کنیم و به این نکته توجه کنیم که تحول داخلی طولانیمدت ایران به یک نقطهی تصمیمگیری قطعی رسیده است. تمام جناحها درون رهبری اذعان دارند که وضعیت موجود پایدار نیست، اما تلاشها برای تنظیم مجدد سیاست خطر بیثباتی بیشتر را به همراه دارد. با این حال، آنها در مورد ماهیت و دامنهی تغییرات مورد نیاز برای تثبیت سیستم به شدت متفاوت هستند. در میان نخبگان رژیم، یک گروه مهم ایدئولوژی را قابل مذاکره و تابع بقای سیاسی میداند، در حالی که گروه دیگر به اصول بنیادین جمهوری اسلامی پایبند است و فضای کمی برای سازش باقی میگذارد.
عملگرایان چارچوب اسلامی را به عنوان انعطافپذیر تلقی میکنند، اما خود دولت – که ریشه در ملیگرایی ایرانی دارد – همچنان مقدس باقی میماند. این شکاف دائمی بین ایدئولوژی و استراتژی بقا، بحران کنونی را از بحرانهای قبلی متمایز میکند، زیرا برنامههای متضاد نخبگان عملکرد نهادی را تشدید میکند. با عدم توافق بر سر اینکه کدام اصول غیرقابل مذاکره هستند، رژیم با خطر بالای اشتباه محاسباتی، تجزیه و شکست سیستمیک روبهرو است. در حالی که وضعیت هنوز به آن نقطه نرسیده است، اما هنوز نامشخص است که آیا ممکن است به شدت بدتر شود.
در بدترین حالت، ارتش به همراه عناصر عملگرا درون سپاه میتواند برای حفظ دولت مداخله کند اگر خود رژیم غیرقابل نجات باشد.
با این حال، این مسیر احتمالاً مقاومت از جناحهای تندرو سپاه و بسیج را تحریک میکند و خطر درگیری مسلحانه داخلی را افزایش میدهد. صرفنظر از اینکه بحران چگونه پیش میرود، یک قطعیت وجود دارد که ایران با یک دورهی طولانی ناپایداری داخلی مواجه است، که رقابت نخبگان و ناآرامیهای اجتماعی گزینههای استراتژیک آن را در آیندهی نزدیک محدود میکند. به همین دلیل، تهران ممکن است در حفظ کنترل داخلی و نفوذ منطقهای به مشکل برخورد کند و کشور را از جنبههای مختلف به صورت استراتژیک آسیبپذیر باقی بگذارد.
برای دولت ترامپ، سیاست بهینه در شکلدهی به محاسبات داخلی تهران در حالی است که از مداخله زودهنگام اجتناب میکند. واشنگتن باید فشارهای متناسب را حفظ کند – از طریق تحریمهای هدفمند، نظارت اطلاعاتی بر شکافهای نخبگی و سیگنالدهی دیپلماتیک محتاطانه – بدون اینکه اقداماتی انجام دهد که ممکن است دست جناحهای تندرو را تقویت کند یا سرکوب شدیدتری بر معترضان تحمیل کند. بازیگران عملگرا درون رژیم بر ثبات مبتنی بر حکمرانی تأکید میکنند، که میتواند سیاستهای امنیتی محدودتری تولید کند. سیگنالهای واضح و مستمر آمریکا ممکن است بر نحوهی درک این بازیگران از فشارهای سیاسی، اقتصادی و امنیتی خارجی تأثیر بگذارد و ممکن است رفتار رژیم را به گونهای تحت تأثیر قرار دهد که با منافع آمریکایی همراستا باشد. در عین حال، کاخ سفید باید برای نتیجهای که در آن رژیم قادر به اصلاح مسیر نیست، به سناریوهای احتمالی آماده باشد که منجر به تسریع تجزیه نخبگان و فروپاشی نهادی شود.
برای دولت ترامپ، سیاست بهینه در شکلدهی به محاسبات داخلی تهران در حالی است که از مداخله زودهنگام اجتناب میکند. واشنگتن باید فشارهای متناسب را حفظ کند – از طریق تحریمهای هدفمند، نظارت اطلاعاتی بر شکافهای نخبگی و سیگنالدهی دیپلماتیک محتاطانه – بدون اینکه اقداماتی انجام دهد که ممکن است دست جناحهای تندرو را تقویت کند یا سرکوب شدیدتری بر معترضان تحمیل کند. بازیگران عملگرا درون رژیم بر ثبات مبتنی بر حکمرانی تأکید میکنند، که میتواند سیاستهای امنیتی محدودتری تولید کند. سیگنالهای واضح و مستمر آمریکا ممکن است بر نحوهی درک این بازیگران از فشارهای سیاسی، اقتصادی و امنیتی خارجی تأثیر بگذارد و ممکن است رفتار رژیم را به گونهای تحت تأثیر قرار دهد که با منافع آمریکایی همراستا باشد. در عین حال، کاخ سفید باید برای نتیجهای که در آن رژیم قادر به اصلاح مسیر نیست، به سناریوهای احتمالی آماده باشد که منجر به تسریع تجزیه نخبگان و فروپاشی نهادی شود.
https://www.forbes.com/sites/kamranbokhari/2026/01/11/iranian-regime-neither-surviving-nor-collapsing/
کامران بخاری در این تحلیل بر اختلاف ارتش و سپاه و دست بالای ارتش پس از جنگ ۱۲ روزه تکید میکند.
ایران در حال تجربهی مهمترین دورهی ناآرامیهای عمومی از زمان تأسیس جمهوری اسلامی است که فشار بیسابقهای بر بنیادهای نهادی رژیم وارد میکند. بخش عمدهای از بحثهای عمومی این لحظه را به نتیجهای دوتایی – سقوط یا بقای رژیم – تقلیل میدهند، در حالی که مسیر محتملتر، فازی طولانی از رقابتهای داخلی است. اگرچه بسیج خیابانی به تنهایی احتمال تغییر ساختاری را ایجاد نمیکند، اما به عنوان محرکی برای درگیری دروننخبگان عمل میکند و روند بحران تحت تأثیر تغییرات در توازن قدرت بین دو نهاد نظامی موازی رژیم، یعنی نیروهای مسلح متعارف (ارتش) و سپاه پاسداران انقلاب اسلامی (سپاه) قرار دارد. از این رو، سیاست آمریکا باید بر حفظ فشار استراتژیک تمرکز کند به گونهای که این عدم تقارنهای داخلی را تقویت کند و از اقداماتی که ممکن است فactions رژیم را از طریق تصور تهدید خارجی تقویت کند، اجتناب کند.
یک مقام ارشد اطلاعاتی آمریکا، ناآرامیها در ایران را به عنوان "بازی تابآوری" توصیف کرده است، که در آن اپوزیسیون سعی دارد به اندازه کافی شتاب را حفظ کند تا انشعابات در میان مقامهای ارشد را به وجود آورد، در حالی که رژیم به دنبال بازگرداندن نظم از طریق سرکوبی حساب شده است که از درگیری آمریکا جلوگیری کند، طبق گزارشی از رویترز در تاریخ ۱۱ ژانویه. به طور جداگانه، آکسیوس، به نقل از مقامات نامشخص، گزارش داد که رئیسجمهور آمریکا، دونالد ترامپ، عمدتاً با "گزینههای غیرکینتیکی" مواجه شده است، بر اساس ارزیابیها که اقدام نظامی گسترده احتمالاً دینامیکهای اعتراضی را متوقف خواهد کرد، در حالی که نشانههای نارضایتی در درون نیروهای امنیتی ایران هنوز محدود و ناکافی است تا شکست قریبالوقوع رژیم را نشان دهد. در همین حال، واشنگتن پست اشاره کرد که دونالد ترامپ هنوز یک مسیر عمل ترجیحی انتخاب نکرده و انتظار میرود مذاکرات در روزهای آینده ادامه یابد. در جای دیگر، به نقل از یک منبع اسرائیلی، روزنامهی اورشلیم پست گزارش داد که نخستوزیر بنیامین نتانیاهو و وزیر امور خارجهی آمریکا، مارکو روبیو، در یک تماس تلفنی در تاریخ ۱۰ ژانویه احتمال مداخلهی آمریکا در ایران را مورد بحث قرار دادهاند.
در گزارشی برای موسسهی نیو لاینز در آوریل ۲۰۲۴، من استدلال کردم که رژیم ایرانی در حال گذراندن یک فرایند داخلی تغییر رژیم تکاملی است. پیشبینی کردم که جانشینی قریبالوقوع یک رهبر عالی جدید، تسلط نظامی بر جمهوری اسلامی را تثبیت خواهد کرد. در این پیشبینی، استدلال کردم که تغییر به معنای برتری نظامی ساده بر روحانیت نخواهد بود، با توجه به کشمکش قدرت جاری بین سپاه و ارتش، که دومی به طور پیوسته نفوذ نهادی خود را گسترش میدهد. تا پایان سال، فرایندی که شناسایی کرده بودم، با سقوط استراتژی منطقهای بلندپروازانهی سپاه و نابودی نمایندگان آن (حزبالله، حماس و رژیم سوریه) و تقریباً از بین رفتن رهبری عالی سپاه در طول جنگ ۱۲ روزه با اسرائیل در ژوئن گذشته، تسریع شد.
این جنگ به طور قاطع قدرت را در شورای عالی امنیت ملی ایران (SNSC) تغییر داد، زیرا حملات اسرائیل بیش از دوازده فرمانده ارشد سپاه را از بین برد. در پاسخ، رهبر عالی علی خامنهای، ژنرال عبدالرحیم موسوی، رئیس ارتش را به عنوان رئیس ستاد کل نیروهای مسلح منصوب کرد و ارتش را در رأس ساختار دوگانه نظامی ایران قرار داد. با موسوی، جانشین او ژنرال امیر حاتمی و وزیر دفاع، ژنرال عزیز ناصرزاده که سه کرسی را در اختیار دارند، ارتش اکنون بر شورای عالی امنیت ملی تسلط دارد. سپاه که به طور سنتی قویتر بود، به یک کرسی کاهش یافت که توسط فرمانده جدیدش، ژنرال محمد پاکپور اشغال شده است – به ویژه پس از آنکه علی لاریجانی، سیاستمدار مدنی تأثیرگذار (طولانیترین رئیس مجلس) ژنرال علیاکبر احمدیانی را به عنوان دبیر شورا جایگزین کرد. همراه با ریاست مسعود پزشکیان و حضور وزیران خارجه و اطلاعات او، این تغییرات توازن قدرت شورا را به طور قاطع به سمت ارتش و متحدانش تغییر داد.
این شورای عالی امنیت ملی جدید توجه خود را به مدیریت جانشینی قریبالوقوع یک رهبر عالی جدید و رسیدن به تفاهم با دولت ترامپ معطوف کرده است – هر دو اولویتهایی که پیش از این مناقشه وجود داشتهاند. با این حال، جنگ با اسرائیل و حملات آمریکا به تاسیسات هستهای ایران رژیم را در معرض خطرات جدیدی از اعتراضات گسترده قرار داد و فوریت این اهداف را افزایش داد. این وضعیت نیاز فوری به سیاستهایی ایجاد کرد که بتوانند ناآرامیهای عمومی را به تأخیر بیندازند در حالی که انسجام نخبگان را تقویت کنند.
کامران بخاری در این تحلیل بر اختلاف ارتش و سپاه و دست بالای ارتش پس از جنگ ۱۲ روزه تکید میکند.
ایران در حال تجربهی مهمترین دورهی ناآرامیهای عمومی از زمان تأسیس جمهوری اسلامی است که فشار بیسابقهای بر بنیادهای نهادی رژیم وارد میکند. بخش عمدهای از بحثهای عمومی این لحظه را به نتیجهای دوتایی – سقوط یا بقای رژیم – تقلیل میدهند، در حالی که مسیر محتملتر، فازی طولانی از رقابتهای داخلی است. اگرچه بسیج خیابانی به تنهایی احتمال تغییر ساختاری را ایجاد نمیکند، اما به عنوان محرکی برای درگیری دروننخبگان عمل میکند و روند بحران تحت تأثیر تغییرات در توازن قدرت بین دو نهاد نظامی موازی رژیم، یعنی نیروهای مسلح متعارف (ارتش) و سپاه پاسداران انقلاب اسلامی (سپاه) قرار دارد. از این رو، سیاست آمریکا باید بر حفظ فشار استراتژیک تمرکز کند به گونهای که این عدم تقارنهای داخلی را تقویت کند و از اقداماتی که ممکن است فactions رژیم را از طریق تصور تهدید خارجی تقویت کند، اجتناب کند.
یک مقام ارشد اطلاعاتی آمریکا، ناآرامیها در ایران را به عنوان "بازی تابآوری" توصیف کرده است، که در آن اپوزیسیون سعی دارد به اندازه کافی شتاب را حفظ کند تا انشعابات در میان مقامهای ارشد را به وجود آورد، در حالی که رژیم به دنبال بازگرداندن نظم از طریق سرکوبی حساب شده است که از درگیری آمریکا جلوگیری کند، طبق گزارشی از رویترز در تاریخ ۱۱ ژانویه. به طور جداگانه، آکسیوس، به نقل از مقامات نامشخص، گزارش داد که رئیسجمهور آمریکا، دونالد ترامپ، عمدتاً با "گزینههای غیرکینتیکی" مواجه شده است، بر اساس ارزیابیها که اقدام نظامی گسترده احتمالاً دینامیکهای اعتراضی را متوقف خواهد کرد، در حالی که نشانههای نارضایتی در درون نیروهای امنیتی ایران هنوز محدود و ناکافی است تا شکست قریبالوقوع رژیم را نشان دهد. در همین حال، واشنگتن پست اشاره کرد که دونالد ترامپ هنوز یک مسیر عمل ترجیحی انتخاب نکرده و انتظار میرود مذاکرات در روزهای آینده ادامه یابد. در جای دیگر، به نقل از یک منبع اسرائیلی، روزنامهی اورشلیم پست گزارش داد که نخستوزیر بنیامین نتانیاهو و وزیر امور خارجهی آمریکا، مارکو روبیو، در یک تماس تلفنی در تاریخ ۱۰ ژانویه احتمال مداخلهی آمریکا در ایران را مورد بحث قرار دادهاند.
در گزارشی برای موسسهی نیو لاینز در آوریل ۲۰۲۴، من استدلال کردم که رژیم ایرانی در حال گذراندن یک فرایند داخلی تغییر رژیم تکاملی است. پیشبینی کردم که جانشینی قریبالوقوع یک رهبر عالی جدید، تسلط نظامی بر جمهوری اسلامی را تثبیت خواهد کرد. در این پیشبینی، استدلال کردم که تغییر به معنای برتری نظامی ساده بر روحانیت نخواهد بود، با توجه به کشمکش قدرت جاری بین سپاه و ارتش، که دومی به طور پیوسته نفوذ نهادی خود را گسترش میدهد. تا پایان سال، فرایندی که شناسایی کرده بودم، با سقوط استراتژی منطقهای بلندپروازانهی سپاه و نابودی نمایندگان آن (حزبالله، حماس و رژیم سوریه) و تقریباً از بین رفتن رهبری عالی سپاه در طول جنگ ۱۲ روزه با اسرائیل در ژوئن گذشته، تسریع شد.
این جنگ به طور قاطع قدرت را در شورای عالی امنیت ملی ایران (SNSC) تغییر داد، زیرا حملات اسرائیل بیش از دوازده فرمانده ارشد سپاه را از بین برد. در پاسخ، رهبر عالی علی خامنهای، ژنرال عبدالرحیم موسوی، رئیس ارتش را به عنوان رئیس ستاد کل نیروهای مسلح منصوب کرد و ارتش را در رأس ساختار دوگانه نظامی ایران قرار داد. با موسوی، جانشین او ژنرال امیر حاتمی و وزیر دفاع، ژنرال عزیز ناصرزاده که سه کرسی را در اختیار دارند، ارتش اکنون بر شورای عالی امنیت ملی تسلط دارد. سپاه که به طور سنتی قویتر بود، به یک کرسی کاهش یافت که توسط فرمانده جدیدش، ژنرال محمد پاکپور اشغال شده است – به ویژه پس از آنکه علی لاریجانی، سیاستمدار مدنی تأثیرگذار (طولانیترین رئیس مجلس) ژنرال علیاکبر احمدیانی را به عنوان دبیر شورا جایگزین کرد. همراه با ریاست مسعود پزشکیان و حضور وزیران خارجه و اطلاعات او، این تغییرات توازن قدرت شورا را به طور قاطع به سمت ارتش و متحدانش تغییر داد.
این شورای عالی امنیت ملی جدید توجه خود را به مدیریت جانشینی قریبالوقوع یک رهبر عالی جدید و رسیدن به تفاهم با دولت ترامپ معطوف کرده است – هر دو اولویتهایی که پیش از این مناقشه وجود داشتهاند. با این حال، جنگ با اسرائیل و حملات آمریکا به تاسیسات هستهای ایران رژیم را در معرض خطرات جدیدی از اعتراضات گسترده قرار داد و فوریت این اهداف را افزایش داد. این وضعیت نیاز فوری به سیاستهایی ایجاد کرد که بتوانند ناآرامیهای عمومی را به تأخیر بیندازند در حالی که انسجام نخبگان را تقویت کنند.
Forbes
Iranian Regime: Neither Surviving Nor Collapsing
Historic unrest in Iran highlights deep elite and military splits; U.S. strategy must influence internal dynamics without unifying hardliners.
https://www.economist.com/middle-east-and-africa/2026/01/11/israel-hopes-for-regime-change-in-iran?utm_campaign=shared_article
اکونومیست:
Even as the Israelis consider their options, much will depend on what happens with Iran’s protests. Two different views carry weight within the Israeli intelligence community at the moment. Some Iran-watchers believe that the Islamic Republic is entering a protracted period of internal conflict which will lead to the irgc and the Basij, its militia, consolidating power. In that scenario, the Israeli assessment is that the likeliest result is some kind of martial law for months, if not years.
The opposing view is that even the irgc lacks the capacity to deal with a full-blown uprising across the country and will be unable to restore order in the major cities and far-flung provinces with large ethnic minorities such as Azeris and Kurds. There is no clear alternative to the regime, in the form of an organised opposition. Israel does not believe that Reza Pahlavi, the former crown prince of Iran, who lives in America and whose name some protesters are chanting, is sufficiently influential to return to Iran and take control. In this analysis, Iran is set to fall into chaos.
Whatever the outcome of the protests, Israel’s main concern is that Iran’s remaining strategic assets, including 400kg of highly enriched uranium and long-range missile launchers, could be spirited away or fall into the hands of radical factions if profound change seems imminent. If that seemed likely, Israel and America would almost certainly strike the locations of these assets before they were lost in the fog of revolution.
اکونومیست:
Even as the Israelis consider their options, much will depend on what happens with Iran’s protests. Two different views carry weight within the Israeli intelligence community at the moment. Some Iran-watchers believe that the Islamic Republic is entering a protracted period of internal conflict which will lead to the irgc and the Basij, its militia, consolidating power. In that scenario, the Israeli assessment is that the likeliest result is some kind of martial law for months, if not years.
The opposing view is that even the irgc lacks the capacity to deal with a full-blown uprising across the country and will be unable to restore order in the major cities and far-flung provinces with large ethnic minorities such as Azeris and Kurds. There is no clear alternative to the regime, in the form of an organised opposition. Israel does not believe that Reza Pahlavi, the former crown prince of Iran, who lives in America and whose name some protesters are chanting, is sufficiently influential to return to Iran and take control. In this analysis, Iran is set to fall into chaos.
Whatever the outcome of the protests, Israel’s main concern is that Iran’s remaining strategic assets, including 400kg of highly enriched uranium and long-range missile launchers, could be spirited away or fall into the hands of radical factions if profound change seems imminent. If that seemed likely, Israel and America would almost certainly strike the locations of these assets before they were lost in the fog of revolution.
The Economist
Israel hopes for regime change in Iran
But its main concern remains Iran’s ballistic missiles and nuclear programme
اگر فرایندمحورانه فکر کنیم و تنها بر هدف نهایی دلخواه، متمرکز نباشیم،
اگر در نظر گیریم که جنبش به دستاورد نیاز دارد و تنها با انرژی منفی نمیتواند دستاورد داشته باشد، به عبارت دیگر اگر در نظر گیریم که ما باید وارد مسابقهای با حاصل باخت-برد به نفع نیروی آزادیخواهِ جامعهگرا شویم،
اگر در اندیشهی بهرهگیری از فرصت سیاسی، از جمله برای تقویت نیروی سازمانی خود باشیم،
آنگاه باید بکوشیم برنامهای مرحلهای عرضه کنیم و در چارچوب آن خواسته و شعاری پیش بگذاریم برای هر رخدادی که پیش میآید.
این برنامهی حداقل باید شامل مادههایی باشد در مورد آزادی تشکل و آزادی بیان، آزادی زندانیان سیاسی، لغو مجازات اعدام، تثبیت شأن آزاد وکالت، شروع برنامهی اصلاح دستگاه قضا با مشارکت حقوقدانان مستقل، لغو قطعی حکم حجاب اجباری و حقوق برابر زن و مرد، لغو هر گونه تبعیض مذهبی و فرهنگی، انتگراسیون دموکراتیک، لغو نظارت استصوابی و امتیاز دادن به خودیها در همهی ارکان و اجزاء دیوانی، پیش گرفتن برنامههایی برای نظارت بر اقتصاد کشور و پیشبرد برنامههایی علیه فلاکت با حضور نمایندگان زحمتکشان و محرومان، نظارت عمومی بر دخل و خرج دولت، دموکراتیک کردن آموزش و استقلال دانشگاه، کوتاه کردن دست نظامیان از اقتصاد و دخالت آنان در امور سیاسی، متوقف کردن برنامهی هستهای، دست کشیدن از تنشزدایی منطقهای و بینالمللی و اولویت دادن به امر اجتناب از جنگ، پیشگرفت یک برنامهی مؤثر برای نجات محیط زیست ... و در نهایت رفتن به سوی تشکیل مجلس مؤسسان و نوشتن قانون اساسی جدید و شرکت آزاد همگان در بحث بر سر آن.
در دورهی اخیر پیشنهادهایی دربارهی همهپرسی و تغییر قانون اساسی به ویژه با هدف لغو ولایت فقیه مطرح شده که به جای خود مهم هستند، اما اِشکال در اینجاست که کلّیگو هستند. تنها در مرحلهای خاص خواست همهپرسی ممکن است به یک خواست برانگیزانندهی همگانی تبدیل شود.
برای رسیدن به یک برنامهی مرحلهای در جهت دستیابی به کرامت انسانی، عدالت و آزادی، شایسته است به جای شیوههای سنتی حزبی که حاصل آن بحثهای بیپایان و افتراق است، به شیوههای نوین پویایی اندیشید که بنا بر آنها هیچ تقریری جاودانی پنداشته نشود، بحث همگانی بر سر هر چیزی باز باشد، و این آزادی مبنایی باشد برای تعهد به یک برنامهی عمل متناسب با موقعیت.
همهی گروههای جمهوریخواه دارای برنامهاند، اما لازم است همه بکوشند همنظر شوند و از آن برنامهها یک برنامهی عملیاتی در آورند. اصولی وجود دارند که میتوان بر سر آنها سریعاً به توافق رسید. در همین مسیر میتوان حرکت کرد به سوی تقریر میثاقهایی ملی بر سر ممنوعیت شکنجه، لغو مجازات اعدام، تقریر اصل قانونیت یعنی قانونمداری در قضاوت و اجرا، مبنا قرار دادن اعلامیهی جهانی حقوق بشر برای حقمداری، رفع تبعیضهای جنسیتی، اعتقادی، ملیتی و منطقهای، نجات محیط زیست، تنشزدایی و صلح در منطقه، عدالت انتقالی و همانندهای اینها.
در جریان تدوین و تصویب این میثاقها میتوان به یک ستاد رهبری و سخنگو رسید.
۱۳
خلاصه:
موقعیت خطیر کنونی را در نظر گیریم،
در نظر گیریم که تنها با انرژی نفی، نمیتوان به اثبات بدیل رسید،
فرآیندمحورانه فکر کنیم و مقتضیات هر مرحله را در نظر گیریم،
به سوی برنامهای مرحلهای، عملیاتی و میثاقهایی ملی پیش رویم.
همپای تلاش در جهت تقریر برنامه، سخنگویان دورهای خود را تعیین کنیم.
https://www.radiozamaneh.com/873869
اگر در نظر گیریم که جنبش به دستاورد نیاز دارد و تنها با انرژی منفی نمیتواند دستاورد داشته باشد، به عبارت دیگر اگر در نظر گیریم که ما باید وارد مسابقهای با حاصل باخت-برد به نفع نیروی آزادیخواهِ جامعهگرا شویم،
اگر در اندیشهی بهرهگیری از فرصت سیاسی، از جمله برای تقویت نیروی سازمانی خود باشیم،
آنگاه باید بکوشیم برنامهای مرحلهای عرضه کنیم و در چارچوب آن خواسته و شعاری پیش بگذاریم برای هر رخدادی که پیش میآید.
این برنامهی حداقل باید شامل مادههایی باشد در مورد آزادی تشکل و آزادی بیان، آزادی زندانیان سیاسی، لغو مجازات اعدام، تثبیت شأن آزاد وکالت، شروع برنامهی اصلاح دستگاه قضا با مشارکت حقوقدانان مستقل، لغو قطعی حکم حجاب اجباری و حقوق برابر زن و مرد، لغو هر گونه تبعیض مذهبی و فرهنگی، انتگراسیون دموکراتیک، لغو نظارت استصوابی و امتیاز دادن به خودیها در همهی ارکان و اجزاء دیوانی، پیش گرفتن برنامههایی برای نظارت بر اقتصاد کشور و پیشبرد برنامههایی علیه فلاکت با حضور نمایندگان زحمتکشان و محرومان، نظارت عمومی بر دخل و خرج دولت، دموکراتیک کردن آموزش و استقلال دانشگاه، کوتاه کردن دست نظامیان از اقتصاد و دخالت آنان در امور سیاسی، متوقف کردن برنامهی هستهای، دست کشیدن از تنشزدایی منطقهای و بینالمللی و اولویت دادن به امر اجتناب از جنگ، پیشگرفت یک برنامهی مؤثر برای نجات محیط زیست ... و در نهایت رفتن به سوی تشکیل مجلس مؤسسان و نوشتن قانون اساسی جدید و شرکت آزاد همگان در بحث بر سر آن.
در دورهی اخیر پیشنهادهایی دربارهی همهپرسی و تغییر قانون اساسی به ویژه با هدف لغو ولایت فقیه مطرح شده که به جای خود مهم هستند، اما اِشکال در اینجاست که کلّیگو هستند. تنها در مرحلهای خاص خواست همهپرسی ممکن است به یک خواست برانگیزانندهی همگانی تبدیل شود.
برای رسیدن به یک برنامهی مرحلهای در جهت دستیابی به کرامت انسانی، عدالت و آزادی، شایسته است به جای شیوههای سنتی حزبی که حاصل آن بحثهای بیپایان و افتراق است، به شیوههای نوین پویایی اندیشید که بنا بر آنها هیچ تقریری جاودانی پنداشته نشود، بحث همگانی بر سر هر چیزی باز باشد، و این آزادی مبنایی باشد برای تعهد به یک برنامهی عمل متناسب با موقعیت.
همهی گروههای جمهوریخواه دارای برنامهاند، اما لازم است همه بکوشند همنظر شوند و از آن برنامهها یک برنامهی عملیاتی در آورند. اصولی وجود دارند که میتوان بر سر آنها سریعاً به توافق رسید. در همین مسیر میتوان حرکت کرد به سوی تقریر میثاقهایی ملی بر سر ممنوعیت شکنجه، لغو مجازات اعدام، تقریر اصل قانونیت یعنی قانونمداری در قضاوت و اجرا، مبنا قرار دادن اعلامیهی جهانی حقوق بشر برای حقمداری، رفع تبعیضهای جنسیتی، اعتقادی، ملیتی و منطقهای، نجات محیط زیست، تنشزدایی و صلح در منطقه، عدالت انتقالی و همانندهای اینها.
در جریان تدوین و تصویب این میثاقها میتوان به یک ستاد رهبری و سخنگو رسید.
۱۳
خلاصه:
موقعیت خطیر کنونی را در نظر گیریم،
در نظر گیریم که تنها با انرژی نفی، نمیتوان به اثبات بدیل رسید،
فرآیندمحورانه فکر کنیم و مقتضیات هر مرحله را در نظر گیریم،
به سوی برنامهای مرحلهای، عملیاتی و میثاقهایی ملی پیش رویم.
همپای تلاش در جهت تقریر برنامه، سخنگویان دورهای خود را تعیین کنیم.
https://www.radiozamaneh.com/873869
Radiozamaneh
تحلیل وضعیت در روزهای برآمد دوبارهی جنبش اعتراضی
محمدرضا نیکفر ـ موقعیت خطیر کنونی را در نظر گیریم؛ در نظر گیریم که تنها با انرژی نفی، نمیتوان به اثبات بدیل رسید؛ فرایندمحورانه فکر کنیم و مقتضیات هر مرحله را در نظر گیریم؛ به سوی برنامهای مرحلهای، عملیاتی و میثاقهایی ملی پیش رویم.
آنکارا و تهران دهههاست رقبای منطقهای بودهاند و منافعشان بارها در سوریه، عراق، لبنان و فراتر از آن با یکدیگر تلاقی و تعارض داشته است.
با این حال، این نگرانی وجود دارد که سرنگونی خشونتآمیز دولت ایران بتواند کشوری ۹۰ میلیونی با جمعیتی چندقومیتی و دیدگاهها و آرزوهای متنوع را از هم بگسلد.
مصطفی جانر، تحلیلگر امور ایران و منطقه و وابسته به اندیشکده «سِتا»، گفت: «با وجود تنش و رقابتهای زیربنایی در روابط ایران و ترکیه، حفظ تمامیت ارضی و ثبات ایران برای ترکیه در اولویت است.»
https://www.middleeasteye.net/news/how-turkey-sees-protests-iran
این دیدگاه بهروشنی در اظهارات تلویزیونی هاکان فیدان، وزیر امور خارجه ترکیه، در روز شنبه بازتاب یافت.
....
هرچند ترکیه و حزب کارگران کردستان (پکک) در سال ۲۰۲۴ وارد فرآیند صلح شدند، تنشهای زیربنایی در منطقه—بهویژه در سوریه—همچنان پابرجاست.
حزب حیات آزاد کردستان (پژاک)، شاخه ایرانی پکک، همچنان فعال است و آنکارا غالباً تهران را به نادیده گرفتن فعالیتهای شبهنظامیان کرد در امتداد مرز عراق و ایران متهم میکند.
جانر گفت: «برای آنکه عملیاتهای متمرکز بر پککِ ترکیه در سوریه و عراق مختل نشود، لازم است از قدرتگیری عناصری مانند پژاک که میکوشند از آشوب در ایران سوءاستفاده کرده و نفوذ خود را گسترش دهند، جلوگیری شود.»
او خاطرنشان کرد اعتراضات در زمانی رخ میدهد که آنکارا در مذاکرات سوریه درباره ادغام گروههای مسلح کرد در دولت دمشق با بنبست روبهروست.
او افزود: «در واقع، تشدید سریع اعتراضات به خشونت در مناطق دارای جمعیتهای کُرد، بلوچ و عرب در ایران، همراه با فعالیتهای سازمانیافته مشاهدهشده در میدان، نشان میدهد نگرانیهای ترکیه در این زمینه بیپایه نیست.»
ترکیه بر این باور است که راه پیشِروی دولت ایران، تلاش برای بازتنظیم روابط با غرب است.
فیدان گفت: «ما از توافقی با ایران—در درجه نخست با مشارکت بازیگران کلیدی، بهویژه آمریکاییها—حمایت میکنیم که بتواند به وضعیتی برد-برد برای هر دو طرف منجر شود؛ زیرا ثبات منطقه به آن وابسته است.»
با این حال، این نگرانی وجود دارد که سرنگونی خشونتآمیز دولت ایران بتواند کشوری ۹۰ میلیونی با جمعیتی چندقومیتی و دیدگاهها و آرزوهای متنوع را از هم بگسلد.
مصطفی جانر، تحلیلگر امور ایران و منطقه و وابسته به اندیشکده «سِتا»، گفت: «با وجود تنش و رقابتهای زیربنایی در روابط ایران و ترکیه، حفظ تمامیت ارضی و ثبات ایران برای ترکیه در اولویت است.»
https://www.middleeasteye.net/news/how-turkey-sees-protests-iran
این دیدگاه بهروشنی در اظهارات تلویزیونی هاکان فیدان، وزیر امور خارجه ترکیه، در روز شنبه بازتاب یافت.
....
هرچند ترکیه و حزب کارگران کردستان (پکک) در سال ۲۰۲۴ وارد فرآیند صلح شدند، تنشهای زیربنایی در منطقه—بهویژه در سوریه—همچنان پابرجاست.
حزب حیات آزاد کردستان (پژاک)، شاخه ایرانی پکک، همچنان فعال است و آنکارا غالباً تهران را به نادیده گرفتن فعالیتهای شبهنظامیان کرد در امتداد مرز عراق و ایران متهم میکند.
جانر گفت: «برای آنکه عملیاتهای متمرکز بر پککِ ترکیه در سوریه و عراق مختل نشود، لازم است از قدرتگیری عناصری مانند پژاک که میکوشند از آشوب در ایران سوءاستفاده کرده و نفوذ خود را گسترش دهند، جلوگیری شود.»
او خاطرنشان کرد اعتراضات در زمانی رخ میدهد که آنکارا در مذاکرات سوریه درباره ادغام گروههای مسلح کرد در دولت دمشق با بنبست روبهروست.
او افزود: «در واقع، تشدید سریع اعتراضات به خشونت در مناطق دارای جمعیتهای کُرد، بلوچ و عرب در ایران، همراه با فعالیتهای سازمانیافته مشاهدهشده در میدان، نشان میدهد نگرانیهای ترکیه در این زمینه بیپایه نیست.»
ترکیه بر این باور است که راه پیشِروی دولت ایران، تلاش برای بازتنظیم روابط با غرب است.
فیدان گفت: «ما از توافقی با ایران—در درجه نخست با مشارکت بازیگران کلیدی، بهویژه آمریکاییها—حمایت میکنیم که بتواند به وضعیتی برد-برد برای هر دو طرف منجر شود؛ زیرا ثبات منطقه به آن وابسته است.»
Middle East Eye
How Turkey sees the protests in Iran
Ankara doesn’t believe regime change is imminent in Tehran but is still worried about the country unravelling along ethnic lines
تحلیل علی آلفونه
https://agsi.org/analysis/protests-in-iran-regime-deal-with-trump-or-degrade-toward-collapse/
پاسخ امنیتی رژیم در ۸ ژانویه وارد مرحلهای جدید شد: قطع سراسری اینترنت، اختلال در تلفنهای همراه و اعمال محدودیتهای شبانه بر اینترانت ملی. این اقدامات توانایی ایران اینترنشنال برای هماهنگی لحظهای را تضعیف کرد، هرچند پخش ماهوارهای با وجود پارازیت سنگین ادامه دارد. همزمان، این خاموشی امکان سرکوب شدیدتر دور از نظارت عمومی را فراهم آورد. گزارشها از منابع وابسته به سپاه حاکی از تشدید قابلتوجه است: در ۱۰ ژانویه، بنا بر گزارشها ۲۴ عضو سپاه و ۶ عضو بسیج در استان اصفهان کشته شدند که نشاندهندهی ظهور مقاومت مسلحانه و تقریباً بهطور قطع، تلفات قابلتوجه معترضان است. ادعاهای منابع اپوزیسیون ممکن است اغراقآمیز باشد و ارقام—که بسیار متفاوت و تأییدنشدهاند—گسترهی وسیعی دارند، اما جهتِ تشدید روشن است.
در این مقطع، رهبری سیاسی رژیم همچنان سالم و متحد باقی مانده و هیچ جداییِ تأییدشدهای در نیروهای مسلح گزارش نشده است. با این حال، حتی اگر اعتراضات کنونی سرکوب شوند، بحران ساختاری اقتصاد ایران—که ریشه در تحریمها، فرار سرمایه و زوال نهادی دارد—ادامه خواهد یافت. بنابراین، ازسرگیری ناآرامیها بسیار محتمل است.
این وضعیت پنجرهی انتخاب راهبردیِ رژیم را تنگتر میکند. برای تثبیت سیستم، باید به مسئلهی تحریمها رسیدگی شود که خود مستلزم تعامل با واشنگتن است. یک ترتیبات به سبک ونزوئلا همچنان قابل تصور است: رهبری جمعی ایران میتواند خامنهای را به حاشیه براند یا کنار بگذارد، وارد مذاکره با ترامپ شود، شرکتهای نفتی آمریکا را به ایران بازگرداند و به کاهش تحریمهایی دست یابد که برای تثبیت اقتصاد کافی باشد. خودداری ترامپ از حمایت علنی از پهلوی و ترجیح اعلامشدهاش برای «دیدن اینکه چه کسی سر برمیآورد» نشاندهندهی گشودگی به یک نتیجهی مذاکرهای بهجای جایگزینی کامل رژیم است. این امر احتمالاً با مخالفت اسرائیل روبهرو خواهد شد که از پهلوی بهعنوان گزینهی ترجیحی رهبری حمایت کرده است.
در غیاب چنین سازشی، رژیم احتمالاً با تداوم فرسایش مواجه خواهد شد—کاهش انسجام نخبگان، افزایش شورشهای منطقهای و در نهایت جداییهایی در درون نیروهای امنیتی. فروپاشی در این سناریو ناگهانی نخواهد بود، بلکه تدریجی و انباشتی است و از فرسودگی اقتصادی و تکهتکهشدن سیاسی تغذیه میکند. مداخلهی نظامی ایالات متحده این فرایند را بهطور چشمگیری شتاب خواهد داد. جمهوری اسلامی ممکن است از اعتراضات کنونی جان سالم به در ببرد، اما بدون یک بازتنظیم راهبردی، زمان و گزینههایش رو به پایان است.
https://agsi.org/analysis/protests-in-iran-regime-deal-with-trump-or-degrade-toward-collapse/
پاسخ امنیتی رژیم در ۸ ژانویه وارد مرحلهای جدید شد: قطع سراسری اینترنت، اختلال در تلفنهای همراه و اعمال محدودیتهای شبانه بر اینترانت ملی. این اقدامات توانایی ایران اینترنشنال برای هماهنگی لحظهای را تضعیف کرد، هرچند پخش ماهوارهای با وجود پارازیت سنگین ادامه دارد. همزمان، این خاموشی امکان سرکوب شدیدتر دور از نظارت عمومی را فراهم آورد. گزارشها از منابع وابسته به سپاه حاکی از تشدید قابلتوجه است: در ۱۰ ژانویه، بنا بر گزارشها ۲۴ عضو سپاه و ۶ عضو بسیج در استان اصفهان کشته شدند که نشاندهندهی ظهور مقاومت مسلحانه و تقریباً بهطور قطع، تلفات قابلتوجه معترضان است. ادعاهای منابع اپوزیسیون ممکن است اغراقآمیز باشد و ارقام—که بسیار متفاوت و تأییدنشدهاند—گسترهی وسیعی دارند، اما جهتِ تشدید روشن است.
در این مقطع، رهبری سیاسی رژیم همچنان سالم و متحد باقی مانده و هیچ جداییِ تأییدشدهای در نیروهای مسلح گزارش نشده است. با این حال، حتی اگر اعتراضات کنونی سرکوب شوند، بحران ساختاری اقتصاد ایران—که ریشه در تحریمها، فرار سرمایه و زوال نهادی دارد—ادامه خواهد یافت. بنابراین، ازسرگیری ناآرامیها بسیار محتمل است.
این وضعیت پنجرهی انتخاب راهبردیِ رژیم را تنگتر میکند. برای تثبیت سیستم، باید به مسئلهی تحریمها رسیدگی شود که خود مستلزم تعامل با واشنگتن است. یک ترتیبات به سبک ونزوئلا همچنان قابل تصور است: رهبری جمعی ایران میتواند خامنهای را به حاشیه براند یا کنار بگذارد، وارد مذاکره با ترامپ شود، شرکتهای نفتی آمریکا را به ایران بازگرداند و به کاهش تحریمهایی دست یابد که برای تثبیت اقتصاد کافی باشد. خودداری ترامپ از حمایت علنی از پهلوی و ترجیح اعلامشدهاش برای «دیدن اینکه چه کسی سر برمیآورد» نشاندهندهی گشودگی به یک نتیجهی مذاکرهای بهجای جایگزینی کامل رژیم است. این امر احتمالاً با مخالفت اسرائیل روبهرو خواهد شد که از پهلوی بهعنوان گزینهی ترجیحی رهبری حمایت کرده است.
در غیاب چنین سازشی، رژیم احتمالاً با تداوم فرسایش مواجه خواهد شد—کاهش انسجام نخبگان، افزایش شورشهای منطقهای و در نهایت جداییهایی در درون نیروهای امنیتی. فروپاشی در این سناریو ناگهانی نخواهد بود، بلکه تدریجی و انباشتی است و از فرسودگی اقتصادی و تکهتکهشدن سیاسی تغذیه میکند. مداخلهی نظامی ایالات متحده این فرایند را بهطور چشمگیری شتاب خواهد داد. جمهوری اسلامی ممکن است از اعتراضات کنونی جان سالم به در ببرد، اما بدون یک بازتنظیم راهبردی، زمان و گزینههایش رو به پایان است.
AGSI
Protests in Iran: Regime Deal With Trump or Degrade Toward Collapse? - AGSI
Though the Iranian regime is facing increasing pressure from protesters and armed insurgent groups, it is not yet doomed – but without a deal with the United States, the regime is likely headed for a slow collapse.
مایکل روبین، تحلیلگر راستگرا و پرنفوذ مسائل ایران در آمریکا، در این یادداشت به دولت ترامپ پیشنهاد کرده است که جزیره خارک را اشغال کند. ۹۰ درصد نفت ایران از این جزیره صادر میشود. طبق گفته روبین این طرح زمان گروگانگیری آماده شده بود ولی کارتر آن را اجرا نکرد.
https://www.19fortyfive.com/2026/01/take-the-oil-seizing-the-kharg-island-terminal-is-the-ultimate-checkmate-to-iran/#
https://www.19fortyfive.com/2026/01/take-the-oil-seizing-the-kharg-island-terminal-is-the-ultimate-checkmate-to-iran/#
19FortyFive
‘Take the Oil’: Seizing the Kharg Island Terminal is the Ultimate Checkmate to Iran
Summary and Key Points: As reports emerge of a massive crackdown on Iranian protesters that rivals the Tiananmen Square massacre, President Trump faces a critical test of his “locked and loaded” warning to the regime. -Dr. Michael Rubin argues that rather…
سوزان مالونی، مشاور کابینه بوش درباره مسائل ایران و محقق در مرکز بروکینگز دز مقالهای در نیویورک تایمز درگیری نظامی را راهگشا نیم داند.
خلاصه مقاله:
- تمرکز بر ایران: رئیسجمهور ترامپ در حال بررسی گزینههای نظامی علیه ایران در میان سرکوب اعتراضات است.
- موفقیتهای گذشته: پس از دستگیری نیکلاس مادورو، ترامپ به اقدامهای احتمالی ایالات متحده اشاره کرده و به فکر ازسرگیری مذاکرات هستهای با ایران است.
- چالشهای تغییر: اعتراضات جاری در ایران فاصله بین قیام و تغییر دموکراتیک مطلوب را نشان میدهد. تاریخ نشان میدهد که دستیابی به تغییرات پایدار و مثبت دشوار است.
- احتیاط در برابر مذاکرات: ازسرگیری مذاکرات هستهای میتواند توجه را از سرکوب رژیم منحرف کند. هرگونه مذاکره باید در حین اعتراضات انجام نشود.
- الزام اخلاقی برای اقدام: در حالی که مداخله نظامی از نظر اخلاقی توجیهپذیر به نظر میرسد، اثربخشی حملات ایالات متحده در دستیابی به نتیجهای پایدار سوالبرانگیز است.
- استراتژی پیشنهادی: ترامپ باید بر یک کمپین فشار تمرکز کند که شامل:
- عملیات سایبری هدفمند بر قابلیتهای نظامی.
- تشویق به اخراج دیپلماتهای ایرانی.
- مصادره نفتکشهای ایرانی و تحریم واردات.
- حمایت از مخالفان ایران برای حکمرانی آینده باشد.
- محدودیتهای اقدام نظامی: تغییر رژیم پیچیده است، بهویژه در برابر سیستمی عمیقاً ریشهدار. اقدامات محدود نظامی گذشته موفقیت محدودی داشتهاند.
- ریسکهای اقدام: اقدامهای نظامی نمادین میتواند موجب تلافیجویی از سوی ایران شود و وضعیت نظامی ایالات متحده در منطقه را پیچیده کند.
- حملات سایبری استراتژیک: ایالات متحده باید سیستمهای فرماندهی نیروهای امنیتی ایران را هدف قرار دهد تا قابلیتهای آنها را تضعیف کند.
- تحریمها و فشار: تشدید تحریمها حیاتی است، همراه با تلاشهایی برای مختل کردن زنجیرههای تأمین غیرقانونی ایران.
- حمایت از مخالفان: واشنگتن باید در حمایت از جامعه مدنی ایران، رسانههای مستقل و آمادهسازی مخالفان برای حکمرانی سرمایهگذاری کند.
- نگرانی در مورد لفاظی: رویکرد ترامپ خطر ایجاد امیدهای کاذب برای ایرانیان را بدون تعهد واقعی به حمایت از مبارزه آنها به همراه دارد.
- دعوت به قدرت: یک دولت جدی باید شجاعت معترضان ایرانی را در زمان ضعف رژیم به کار گیرد تا اطمینان حاصل کند که مخالفان برای موفقیت آماده هستند.
https://www.nytimes.com/2026/01/13/opinion/trump-iran-protests-ayatollah.html?smid=nytcore-ios-share
خلاصه مقاله:
- تمرکز بر ایران: رئیسجمهور ترامپ در حال بررسی گزینههای نظامی علیه ایران در میان سرکوب اعتراضات است.
- موفقیتهای گذشته: پس از دستگیری نیکلاس مادورو، ترامپ به اقدامهای احتمالی ایالات متحده اشاره کرده و به فکر ازسرگیری مذاکرات هستهای با ایران است.
- چالشهای تغییر: اعتراضات جاری در ایران فاصله بین قیام و تغییر دموکراتیک مطلوب را نشان میدهد. تاریخ نشان میدهد که دستیابی به تغییرات پایدار و مثبت دشوار است.
- احتیاط در برابر مذاکرات: ازسرگیری مذاکرات هستهای میتواند توجه را از سرکوب رژیم منحرف کند. هرگونه مذاکره باید در حین اعتراضات انجام نشود.
- الزام اخلاقی برای اقدام: در حالی که مداخله نظامی از نظر اخلاقی توجیهپذیر به نظر میرسد، اثربخشی حملات ایالات متحده در دستیابی به نتیجهای پایدار سوالبرانگیز است.
- استراتژی پیشنهادی: ترامپ باید بر یک کمپین فشار تمرکز کند که شامل:
- عملیات سایبری هدفمند بر قابلیتهای نظامی.
- تشویق به اخراج دیپلماتهای ایرانی.
- مصادره نفتکشهای ایرانی و تحریم واردات.
- حمایت از مخالفان ایران برای حکمرانی آینده باشد.
- محدودیتهای اقدام نظامی: تغییر رژیم پیچیده است، بهویژه در برابر سیستمی عمیقاً ریشهدار. اقدامات محدود نظامی گذشته موفقیت محدودی داشتهاند.
- ریسکهای اقدام: اقدامهای نظامی نمادین میتواند موجب تلافیجویی از سوی ایران شود و وضعیت نظامی ایالات متحده در منطقه را پیچیده کند.
- حملات سایبری استراتژیک: ایالات متحده باید سیستمهای فرماندهی نیروهای امنیتی ایران را هدف قرار دهد تا قابلیتهای آنها را تضعیف کند.
- تحریمها و فشار: تشدید تحریمها حیاتی است، همراه با تلاشهایی برای مختل کردن زنجیرههای تأمین غیرقانونی ایران.
- حمایت از مخالفان: واشنگتن باید در حمایت از جامعه مدنی ایران، رسانههای مستقل و آمادهسازی مخالفان برای حکمرانی سرمایهگذاری کند.
- نگرانی در مورد لفاظی: رویکرد ترامپ خطر ایجاد امیدهای کاذب برای ایرانیان را بدون تعهد واقعی به حمایت از مبارزه آنها به همراه دارد.
- دعوت به قدرت: یک دولت جدی باید شجاعت معترضان ایرانی را در زمان ضعف رژیم به کار گیرد تا اطمینان حاصل کند که مخالفان برای موفقیت آماده هستند.
https://www.nytimes.com/2026/01/13/opinion/trump-iran-protests-ayatollah.html?smid=nytcore-ios-share
NY Times
Opinion | Trump Can’t Bomb Iran Into Being a Democracy
There’s plenty America can do short of war to support the country’s protesters and help oust the ayatollah.
یکی از نقاط عطف تعیینکننده در پاییزِ فرو ریختن دیوار برلین زمانی بود که مقامهای ارشد آلمان شرقی دیگر مطمئن نبودند اتحاد جماهیر شوروی پشت آنها میایستد. در پیِ آن، مقامهای ردهمیانی نیز دیگر قانع نبودند که مافوقهایشان از آنها حمایت خواهند کرد. او گفت: «در نتیجه، شروع کردند به اینکه از خود بپرسند آیا باید به سوی جمعیت شلیک کنند یا نه، و با خودشان فکر میکردند: “من قطعاً جانم را به خطر نمیاندازم اگر قرار نباشد کسی پشتم را بگیرد.”»
در نهایت، فرسایش روحیه در سطوح میانی بود که به پایان حاکمیت کمونیستی در آلمان شرقی انجامید. «این اتفاق کاملاً غیرمنتظره بود.»
برجس افزود: «وقتی به نقطهای میرسید که بخشی از نیروهای رژیم به این نتیجه میرسند که همراهی با خیزش مردمی برایشان بهتر است، آنگاه رژیم بهسرعت فرو میپاشد و میبینید افرادی مانند [رئیسجمهور پیشین سوریه، بشار] اسد ناگهان سر از مسکن جدیدی در روسیه در میآورند.»
https://www.newyorker.com/news/the-lede/irans-regime-is-unsustainable
در نهایت، فرسایش روحیه در سطوح میانی بود که به پایان حاکمیت کمونیستی در آلمان شرقی انجامید. «این اتفاق کاملاً غیرمنتظره بود.»
برجس افزود: «وقتی به نقطهای میرسید که بخشی از نیروهای رژیم به این نتیجه میرسند که همراهی با خیزش مردمی برایشان بهتر است، آنگاه رژیم بهسرعت فرو میپاشد و میبینید افرادی مانند [رئیسجمهور پیشین سوریه، بشار] اسد ناگهان سر از مسکن جدیدی در روسیه در میآورند.»
https://www.newyorker.com/news/the-lede/irans-regime-is-unsustainable
The New Yorker
Iran’s Regime Is Unsustainable
Political repression and a teetering economy have sparked widespread protests and chants of “Death to the Dictator.”
یادداشت روزنامه اورشلیمپست، پرتیراژترین روزنامه انگلیسیزبان اسرائیل درباره رضا پهلوی
نادیده گرفتن نقش پهلوی در گفتوگو درباره آینده ایران، درست نیست. حضور او، چه در خارج و چه در داخل کشور، نشان میدهد که او شخصیتی با اهمیت در میان اپوزیسیون گسترده ایرانی است.
با این حال، برای ناظران خارجی اشتباه است که به سرعت به سمت تاجگذاری او بهعنوان فرمانروای آینده تهران، چه بهطور واقعی و چه بهطور نمادین، پیش بروند. چنین کاری خطر کاهش اعتبار اعتراضات، بیگانه کردن بخشهایی از ایرانیان و تقویت روایتهایی که توسط رژیم منتشر میشود را به همراه دارد،که اعتراضات تحت کنترل بازیگران خارجی هستند.
پهلوی ممکن است و شاید هم باید در فرآیند ایجاد یک نظام جدید حکومتی نقشی ایفا کند. اما این تصمیم، همانطور که باید باشد، در دستان
مردم ایران است.
https://www.jpost.com/opinion/article-883132
نادیده گرفتن نقش پهلوی در گفتوگو درباره آینده ایران، درست نیست. حضور او، چه در خارج و چه در داخل کشور، نشان میدهد که او شخصیتی با اهمیت در میان اپوزیسیون گسترده ایرانی است.
با این حال، برای ناظران خارجی اشتباه است که به سرعت به سمت تاجگذاری او بهعنوان فرمانروای آینده تهران، چه بهطور واقعی و چه بهطور نمادین، پیش بروند. چنین کاری خطر کاهش اعتبار اعتراضات، بیگانه کردن بخشهایی از ایرانیان و تقویت روایتهایی که توسط رژیم منتشر میشود را به همراه دارد،که اعتراضات تحت کنترل بازیگران خارجی هستند.
پهلوی ممکن است و شاید هم باید در فرآیند ایجاد یک نظام جدید حکومتی نقشی ایفا کند. اما این تصمیم، همانطور که باید باشد، در دستان
مردم ایران است.
https://www.jpost.com/opinion/article-883132
The Jerusalem Post | JPost.com
Pahlavi matters in Iran’s protests, but Iranians, not outsiders must decide his role - editorial
Pahlavi could, and perhaps should, play a role in the process of establishing a new system of governance. But that decision, as it should be, rests in the hands of the Iranian people.
والاستریت ژورنال: کشورهای عرب حاشیه خلیج فارس برای جلوگیری از حمله به ایران با آمریکا رایزنی میکنند
به گزارش «والاستریت ژورنال»، ایالات متحده به کشورهای عرب خلیج فارس هشدار داده است که برای حمله احتمالی آمریکا به ایران آماده باشند. بنابر این گزارش، در پی این اقدام، این کشورها به رهبری عربستان سعودی در حال رایزنی با دولت ترامپ علیه این حمله هستند.
به گزارش این روزنامه آمریکایی، اگرچه این کشورها در عرصه عمومی عمدتا به اعتراضات گسترده در ایران واکنش نشان ندادهاند، اما به گفته مقامات عرب حوزه خلیج فارس، عربستان سعودی، عمان و قطر در پشتپرده به کاخ سفید گفتهاند که تلاش برای سرنگونی رژیم ایران میتواند بازارهای نفت را متلاطم کند و در نهایت به اقتصاد آمریکا آسیب بزند. مهمتر از همه، آنها نگران بازتاب و پیامدهای داخلی چنین اقدامی در کشورهای خود هستند.
به گفته این مقامات، دولت ترامپ هنوز روشن نکرده که چه نوع اقدام نظامیای را علیه ایران در نظر دارد، اما گفته است که احتمال حمله بیش از انجام ندادن آن است.
https://www.wsj.com/world/middle-east/irans-gulf-rivals-warn-u-s-against-strike-on-iran-1388236e?reflink=desktopwebshare_permalink
به گزارش «والاستریت ژورنال»، ایالات متحده به کشورهای عرب خلیج فارس هشدار داده است که برای حمله احتمالی آمریکا به ایران آماده باشند. بنابر این گزارش، در پی این اقدام، این کشورها به رهبری عربستان سعودی در حال رایزنی با دولت ترامپ علیه این حمله هستند.
به گزارش این روزنامه آمریکایی، اگرچه این کشورها در عرصه عمومی عمدتا به اعتراضات گسترده در ایران واکنش نشان ندادهاند، اما به گفته مقامات عرب حوزه خلیج فارس، عربستان سعودی، عمان و قطر در پشتپرده به کاخ سفید گفتهاند که تلاش برای سرنگونی رژیم ایران میتواند بازارهای نفت را متلاطم کند و در نهایت به اقتصاد آمریکا آسیب بزند. مهمتر از همه، آنها نگران بازتاب و پیامدهای داخلی چنین اقدامی در کشورهای خود هستند.
به گفته این مقامات، دولت ترامپ هنوز روشن نکرده که چه نوع اقدام نظامیای را علیه ایران در نظر دارد، اما گفته است که احتمال حمله بیش از انجام ندادن آن است.
https://www.wsj.com/world/middle-east/irans-gulf-rivals-warn-u-s-against-strike-on-iran-1388236e?reflink=desktopwebshare_permalink
The Wall Street Journal
Iran’s Gulf Rivals Warn U.S. Against Strike on Iran
Saudi Arabia is leading the charge to persuade Washington not to intervene.
این مقاله وضعیت کنونی گزینههای نظامی ایالات متحده در خصوص ایران را در میان اعتراضات جاری علیه رژیم بررسی میکند. دولت ترامپ ادعا میکند که گزینههای نظامی برای مقابله با ایران در دسترس است، اما این گزینهها بهطور قابلتوجهی نسبت به سال گذشته کاهش یافتهاند. نیروها و کشتیهای آمریکایی که قبلاً برای پاسخ به ایران در منطقه مستقر بودند، به کارائیب منتقل شدهاند و سیستمهای دفاعی اصلی به کره جنوبی بازگشتهاند. در حالی که حملات هوایی علیه رهبری یا تأسیسات نظامی ایران هنوز امکانپذیر است، اما انتخابها نسبت به گذشته محدودتر شدهاند.
نگرانیهایی از سوی قانونگذاران وجود دارد که در مورد اثر بخشی حملات نظامی در کمک به معترضان ایرانی و احتمال تشدید تنشها سوالاتی مطرح میکنند. عملیاتهای نظامی مداوم، ذخایر تسلیحاتی ایالات متحده را کاهش داده است، به خصوص سیستمهای دفاع هوایی که برای حفاظت از نیروها در برابر انتقامجویی ایرانیان ضروری هستند.
ایالات متحده ممکن است از گزینههای مختلفی استفاده کند، از جمله:
- حملات هوایی: تمرکز بر روی مکانهای کلیدی مانند پناهگاههای فرماندهی، سایتهای نظامی و گرههای ارتباطی.
- حملات سایبری: در صورت ناکامی دیپلماسی، انجام حملات سایبری به عنوان یک گزینه.
- ضربات سریع از پایگاههای منطقهای: به جای تجمیع نیروها، استفاده از پایگاههای موجود در خلیج فارس برای عملیاتهای سریع.
- تحریمها و فشارهای اقتصادی: استفاده از راهحلهای غیرنظامی مانند تحریمهای بیشتر و فشار اقتصادی هماهنگ با متحدان.
https://www.politico.com/news/2026/01/13/trump-iron-military-option-00725872
نگرانیهایی از سوی قانونگذاران وجود دارد که در مورد اثر بخشی حملات نظامی در کمک به معترضان ایرانی و احتمال تشدید تنشها سوالاتی مطرح میکنند. عملیاتهای نظامی مداوم، ذخایر تسلیحاتی ایالات متحده را کاهش داده است، به خصوص سیستمهای دفاع هوایی که برای حفاظت از نیروها در برابر انتقامجویی ایرانیان ضروری هستند.
ایالات متحده ممکن است از گزینههای مختلفی استفاده کند، از جمله:
- حملات هوایی: تمرکز بر روی مکانهای کلیدی مانند پناهگاههای فرماندهی، سایتهای نظامی و گرههای ارتباطی.
- حملات سایبری: در صورت ناکامی دیپلماسی، انجام حملات سایبری به عنوان یک گزینه.
- ضربات سریع از پایگاههای منطقهای: به جای تجمیع نیروها، استفاده از پایگاههای موجود در خلیج فارس برای عملیاتهای سریع.
- تحریمها و فشارهای اقتصادی: استفاده از راهحلهای غیرنظامی مانند تحریمهای بیشتر و فشار اقتصادی هماهنگ با متحدان.
https://www.politico.com/news/2026/01/13/trump-iron-military-option-00725872
POLITICO
Trump says he has many military options on Iran. He doesn’t.
Many of the troops and ships once at the president’s disposal have shifted to the Caribbean.
انجمن نفت آمریکا (API) اعلام کرده است که تولیدکنندگان نفت این کشور آمادهاند تا در صورت سقوط رژیم فعلی ایران به عنوان یک "نیروی تثبتکننده" عمل کنند و سریعا در بازار ایران سرمایهگذاری کنند. مایک سامرز، رئیس API، آمادگی صنعت نفت برای حمایت از انتقال به یک دولت مطلوبتر را تأکید کرده و بر پتانسیل ایران به عنوان یک تولیدکننده بزرگ نفت علیرغم تحریمهای ایالات متحده تأکید کرده است. اوگفت بر خلاف ونزوئلا که با مشکلات زیرساختی روبرو است، بخش نفت ایران از نظر ساختاری سالم باقی مانده و نشان میدهد که سرمایهگذاری آمریکایی میتواند به سرعت تولید را افزایش دهد..
https://www.politico.com/news/2026/01/13/u-s-oil-producers-iran-00726363
https://www.politico.com/news/2026/01/13/u-s-oil-producers-iran-00726363
POLITICO
US oil producers pledge to help stabilize Iran if regime falls
American Petroleum Institute President Mike Sommers indicated the industry is more open to helping in Iran than it has been with Venezuela.