‌ایران ‌و اَبَرچالش‌های ‌آینده
573 subscribers
380 photos
400 videos
17 files
101 links
این کانال رسانه‌ای آزاد، مستقل و بیطرف استکه با رویکردی «سیستمی» و روش‌های «تبارشناسیِ(قدرت)» و «تحلیل روند» به تحلیل و تفسیر انتقادی از ابرچالشهای ایران می‌پردازد و برای آنها «راه‌حل‌های علمی» ارایه میدهد.
🔹شورای نویسندگان:
۱. کوروش برارپور
@bararpour
Download Telegram
@tarabesstaan
دل شیدا_ سیما بینا
🎼 دل شیدا
🔸باصدای: بانوی خوش‌آواز آسمان پرستاره‌ی موسیقی ایران - سیما بینا
🔹یلدا بر همه اهالی ایران‌زمین مبارک

🔺... و تنها صداست که می‌ماند!
🔻کانال ایران و ابرچالشهای آینده - پاس‌دارنده‌ی میراث باارزش ملل
@IranMetaChallenges
@kamppress
🔺ناپایداری توسعه‌ی محلی در ایران و مسئولیت اجتماعی دانشگاه‌ها در برابر آن!
🔻مورد: دریاچه ولشت و تهدیدات محیط‌زیستی در غرب مازندران

کوروش برارپور - مدیرعامل بنیاد توسعه پایدار ایران
2⃣تحلیل روندی از رخدادهای غرب‌مازندران در ۳۰سال گذشته تاکنون
🗓۴شنبه - ۲۸اُم آذرماه۱۳۹۷

معرفی: دریاچه ولشت در ۳۵کیلومتری جنوب‌غربی چالوس و ۱۷کیلومتری شمال‌شرقی کلاردشت واقع است.
🔸این دریاچه رابطه‌ی اکوسیستمی معناداری با یخچال‌های منطقه علم‌کوه، جنگل‌های هیرکانی، جنگل‌های زربین سِنّار، رودخانه‌های حفاظت‌شده چالوس و سردآبرود، دریای کاسپین، و پوشش گیاهی و جانوری منطقه‌ی علم‌کوه و تخت‌سلیمان دارد.
🔸در واقع، دریاچه ولشت و اجزای اشاره‌شده، اجزای اکوسیستمی‌اند که پیشینه‌ی رابطه‌ی اکوسیستمی آنها به دوران سوم زمین‌شناسی و عصر یخبندان برمی‌گردد.
🔸آب این دریاچه‌ی آب شیرین ازطریق بارش‌های فصلی و مجاری زیرسطحی توسط چشمه‌هایی تامین میشود که سرمنشاء و حوزه آبریز آنها یخچال‌های منطقه علم‌کوه است.

بیان مساله: پس از سفر هاشمی رفسنجانی به کلاردشت در اردیبهشت‌ماه ۱۳۷۰ و بهشت گم‌شده خوانده‌شدن آن منطقه توسط ایشان از طریق تریبون نمازجمعه تهران، حضور افراد زمین‌باز با رویکردهای سودامنشی در غرب‌مازندران شدت گرفت.
خرید زمین‌های کشاورزی بومیان آن منطقه با کمترین بهاء و با هدف ساخت ویلا و تغییرکاربری زمین‌های کشاورزی به مسکونی با حمایت جهادکشاورزی، بنیاد مسکن، استانداری مازندران، شهرداری و دهیاری‌ها، شوراها، وزارت کشور و مجلس سبب شد تا در طول زمانی حدودا ۳۰ساله، رابطه‌ی اکوسیستمی اجزاء اکوسیستم منطقه‌ی علم‌کوه و تخت‌سلیمان با یکدیگر، بهم بخورد.
به‌سخنی دیگر و بر اساس مبانی علوم پویایی‌شناسی سیستم‌ها، مداخله‌ی سیاستمداران ایرانی در وضعیت تعادلی اکوسیستم تخت‌سلیمان و علم‌کوه، سبب قرار گرفتن آن اکوسیستم در وضعیتی ناپایدار شد.
در واقع، رفتار تدافعی همراه با واکنش‌های غالبا منفی ازسوی اجزای اکوسیستم یادشده به تغییرات نامتوازن ناشی از اعمال سیاست‌های اشتباه سیاستمداران ایرانی در غرب‌مازندران، همان رفتاری است‌که در ادبیات پویایی‌شناسی سیستم‌ها، «مقاوت در برابر سیاست» خوانده می‌شود(برارپور کوروش: الف، ب، ج، د ۱۳۸۷).
طی یک‌ونیم دهه و در دو دولت سازندگی و اصلاحات(۱۳۷۰ تا ۱۳۸۴)، بیش از ده‌هزار هکتار(یکصد کیلومترمربع – معادل یک‌هفتم مساحت کشور بحرین) از جنگل‌های هیرکانی در کلاردشت و غرب مازندران بابت دو طرح آزادراه(ساخته نشده‌ی) تهران - شمال و طرح خروج دام از جنگل به اشخاص حقیقی و حقوقی واگذار شد! این حجم از واگذاری‌ها در کنار حجم زیادی از واگذاری‌های دیگر به اشخاص، سبب شد تا نرخ تخریب جنگل‌ها و محیط‌زیست آن منطقه دچار فراجهش ناگهانی(Overshoot) و ظرفیت تحمل محیط‌زیستی‌اش، دچار فرسایش تدریجی و سپس در جریان سیل‌های پیاپی، دچار فرااُفت ناگهانی(Collapse) شود(برارپور کوروش، ۱۳۸۷).
در واقع، جذابیت ناشی از بالا رفتن کاذب قیمت زمین در کلاردشت و غرب مازندران سبب می‌شد تا بومیان آن منطقه بدون توجه به نرخ تورم، دچار خطایی رفتاری شوند که در علم اقتصاد به «توهم پولی» معروف است. بر این اساس، این پدیده سبب میشد تا بومیان آن منطقه زمین‌های خود را با کمترین بهاء بفروشند ویا درصورت عدم دسترسی به زمین‌های موروثی، به جنگل‌ها و عرصه‌های ملی تعرض کرده و به زمین‌های خود ضمیمه کنند و سپس بفروشند.
تازه‌واردان به کلاردشت و غرب مازندران(یا همان خریداران زمین‌های بومیان) نیز پس از تغییر کاربری زمین‌های خریداری‌شده و با کمک دستگاه‌های دولتی و عمومی، آنها را برای ساخت‌وسازهای غیرضرور و ناهمجنس با صنعت گردشگری(و غالبا در شکل ویلا) آماده می‌کردند و سپس با قیمت‌های چندبرابری می‌فروختند.
ساخت‌وسازهای غیرضرور، غیرمجاز و ناهمجنس با صنعت گرشگری و سودهای کاذب و اغواکننده‌ی حاصل از آن، پویایی‌هایی را ایجاد می‌کرد تا بومیان منطقه یادشده کمک کنند تازه‌واردها به ساخت‌وسازهای بیشتری روی آورند! ساخت‌وساز بیشتر نیز ازیکسو، سبب فرسایش ظرفیت‌تحملِ(Caring Capacity) محیط‌زیستی و موجب مستهلک‌شدن فضای عملیاتی توسعه(که همان زمین است) در آن منطقه میشد و ازسوی دیگر، سبب میشد تا سازندگان برای تهیه مصالح ساختمانی چون: سنگ، شن، ماسه و چوب بطور فزاینده‌ای(Reinforcing) به طبیعت دست‌یازی و تعرض کنند.
نتیجه‌ی این حلقه‌های بازخوردی مثبت با بهره‌ی کمتر از یک، تخریب فزاینده‌ی طبیعت و فرسایش روزافزون ظرفیت تحمل محیط‌زیستی غرب‌مازندران و ناتوانی خاک آن منطقه در جذب بارش‌های شدید و نهایتا؛ وقوع سیل‌های مخرب با دوره‌های تکرار کم‌شونده بوده است(برارپور، ۱۳۹۰).

👈ادامه دارد ...
@IranMetaChallenges
@kamppress
🔺ناپایداری توسعه‌ی محلی در ایران و مسئولیت اجتماعی دانشگاه‌ها در برابر آن!
🔻مورد: دریاچه ولشت و تهدیدات محیط‌زیستی در غرب مازندران

کوروش برارپور - مدیرعامل بنیاد توسعه پایدار ایران
3⃣تحلیل روندی از رخدادهای غرب‌مازندران در ۳۰سال گذشته تاکنون
🗓۵شنبه - ۲۹اُم آذرماه۱۳۹۷

طی ۳۰سال گذشته تاکنون، تنها در کلاردشت کمابیش ۱۵هزار ویلا ساخته شده که نه‌تنها هیچ کمکی به رونق یا رشد اقتصاد محلی در آن منطقه و دیگر شهرستان‌های غرب‌مازندران نکرده، بلکه ازیکسو؛ به تولید زباله و نخاله در گستره‌ی وسیعی در غرب‌مازندران دامن زده و ازسوی دیگر؛ نیاز روزافزون سازندگان ویلاهای غیرضرور به مصالحی چون سنگ، شن، ماسه، چوب و دیگر اشکال مصالح ساختمانی را بیشتر کرده است.
رها کردن زباله‌ها و نخاله‌ها بر تپه‌های مشرف به دریاچه ولشت و وقوع سیلاب‌های فصلی و در نتیجه انتقال زباله‌ها و نخاله‌های برجای مانده در طبیعت به‌درون دریاچه، و همچنین انتقال خاک‌ها و سنگریزه‌های ناشی از رانش تپه‌های مجاور دریاچه به‌درون آن طی ۳۰سال گذشته تاکنون، سبب شده تا میانگین عمق دریاچه به یک‌سوم مقدار اولیه‌اش کاهش و به حدود ۲۰متر برسد!(برارپور، ۱۳۸۷).
نیاز سازندگان به مصالح ساختمانی چون: سنگ، شن و ماسه برای ساخت‌وسازهای غیرضرور و غالبا غیرمجاز سبب شده تا مافیای رانت‌وفساد ازطریق نفوذ در مجلس، ادارات کل صنعت‌ومعدن، منابع طبیعی، محیط‌زیست، آب منطقه‌ای، استانداری مازندران، شوراها و شهرداری‌ها در یک گستره‌ی کمابیش ۳کیلومتر مربعی به ۲۰ شرکت بهره‌بردار در زمینه‌ی سنگ، شن، ماسه، بیس، مخلوط، آسفالت، آهک‌پزی و انتقال آب؛ مجوز بهره‌برداری و فعالیت داده شود.
این درحالیست که هیچکدام از این ادارات تا این لحظه(۱۲ آذر ۱۳۹۷) پاسخ روشنی برای پرسش‌های زیر و مطرح شده ازسوی بنیاد توسعه پایدار ایران و سمن‌های همکار آن بنیاد ارایه نداده‌اند:
1⃣بر چه اساسی سازمان محیط‌زیست، اراضی شرقی دریاچه ولشت و حدفاصل بین آن دریاچه و رودخانه‌ی حفاظت‌شده‌ی چالوس را برای فعالیت‌های معدنکاوی، منطقه آزاد اعلام کرده است؟!
2⃣صدور مجوزهای قارچ‌گونه برای شرکت‌های بهره‌بردار سنگ و شن و ماسه و .. بر اساس کدام ضرورت و تقاضا بوده است؟
3⃣مصالح تولیدی در کدام جامعه هدف مصرف میشود؟
4⃣ارزیابی محیط‌زیستی طرح احداث شهرک شن و ماسه در همسایگی دریاچه ولشت و رودخانه‌ی حفاظت‌ شده‌ی چالوس را چه نهاد یا موسسه پژوهشی‌ای انجام داده یا تایید کرده است؟!
برداشت‌های بیش از حد یا فراتر از ظرفیت تحمل محیط‌زیستی دریاچه ولشت و تپه‌ماهورهای غالبا رانشی و ریزشی اطراف آن و همچنین تخریب‌های گسترده‌ی محیط‌زیستی رخ داده‌شده در دیگر مناطق غرب‌مازندران سبب بروز پدیده‌ای شده که گِلَدوین(۱۹۹۷) از آن تحت عنوان «چرخه‌ی تخریب محیط‌زیست» یادمیکند.
مدل بومی شده‌ی این چرخه‌ی فقرزا برای ایران و محلی‌سازی شده‌ی آن برای غرب‌مازندران چنین بیان میشود(برارپور، ۱۳۸۷):
⚠️سیاست‌های اشتباه آموزشی ومدرک‌محور نظام آموزشی پایه و عالی ایران، درطول زمان و در ۴۰سال گذشته تاکنون سبب تهی‌سازی (Depletion) سرمایه‌های انسانی از اخلاق و دانش اصیل شده است
⚠️سرمایه‌های انسانی تهی‌شده از اخلاق و دانش اصیل در ایران، غالبا با تکیه برمدل‌های خویشاوندسالار در دولت‌های رانتی-نفتی به جایگاه‌های مدیریتی دست می‌یابند
⚠️مدیران رانتی - نفتی و تهی‌شده از اخلاق و دانش اصیل در ایران، بعنوان تمهیدگران فساد، بستر تخریب محیط‌زیست را در همسایگی دریاچه ولشت و غرب‌مازندران فراهم آورده‌اند
⚠️تخریب محیط‌زیست در ولشت و غرب‌مازندران، معادل نابودي فضاي عملیاتی توسعه(یاهمان زمین) در آن منطقه است
⚠️نابودي فضاي عملیاتی توسعه موجب فقرزایی، کمبود منابع و درنهایت روند کاهشی ابعاد انسانی، اقتصادي و اجتماعی توسعه، وسپس در پویایی بازگشتی سبب نابودی محیط‌زیست بطور کامل می‌شود
⚠️وجود این چرخه، نارضایتی عمومی را درپی دارد
⚠️نارضایتی عمومی سبب بروز اختلال در کسب‌وکار و اقتصاد و بروز اعتراضات گسترده عمومی در اجتماعات شهری میشود
⚠️بروز اعتراضات گسترده عمومی در اجتماعات شهری غرب‌مازندران و درنهایت ایران، سبب فروپاشی نظام کشورداری وسقوط یا فرااُفت ناگهانی(Collapse) حکومت میشود!

جمع‌بندی: نشست هم‌اندیشی نیم‌روزه و اشاره‌شده در این سند که قرار است در روز ۲شنبه دهم دی‌ماه ۱۳۹۷ در سالن کنفرانس موسسه‌ی پژوهش و برنامه‌ریزی در آموزش‌عالی برگزار شود، از سه منظر به علل و پیامدهای ناشی از ناپایداری توسعه‌ی محلی در دریاچه ولشت و غرب‌مازندران می‌پردازد که عبارتند از:
▪️الف) از منظر مهندسیِ(محیط‌زیست، منابع طبیعی، زمین‌شناسی و معدن)؛
▪️ب) از منظر علوم اجتماعی(مدیریتی، حقوقی، اقتصادی، جامعه‌شناختی و روانشناسی اجتماعی)
▪️پ) از منظر بین‌رشته‌ای(آینده‌پژوهی و پویایی‌شناسی سیستم‌ها)
@IranMetaChallenges
@kamppress
توضیح: فرایندهای توسعه در ایران، پایدار عمل نمی‌کنند! بلکه در طول زمان، تهی‌ساز و فقرزا عمل کرده و می‌کنند!
نظام‌های آموزشی و تربیتی در ایران در سه سطح پایه، متوسطه و عالی به‌همراه طرح‌های معدنکاوی، عمرانی، خروج دام از جنگل و واگذاری اراضی ملی به اشخاص در غرب مازندران فقرزا عمل کرده‌اند(منبع: برارپور کوروش، ۱۳۸۷، ......، مجله پژوهش‌های جغرافیایی دانشگاه تهران)

🔸منابع تکمیلی(جهت مطالعه بیشتر و دقیق‌تر)، کوروش برارپور، ......، پیوند زیر را کلیک بفرمایید:👇
http://ensani.ir/fa/article/author/10227

🔻کانال ایران و ابرچالش‌های آینده - تلاشگر درجهت کمک به عقلانی‌سازی فضاهای تصمیم‌گری در حوزه‌های سیاستگذاری، قانونگذاری، قضایی و اجرایی در ایران
@IranMetaChallenges
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
طبیعت، همواره تحسین‌گر انسان‌های باشهامتی است‌که به قلب ناشناخته‌ها حمله می‌کنند. هرچند چنین انسانهای شجاعی توسط محافظه‌کارانی ترسو مورد ملامت و سرزنش قرار می‌گیرند!
انسان‌های شجاع و ریسک‌پذیر، در تمام جوامع و در هر شرایطی پیشقراولان تغییر و الهام‌بخشان تحولات بنیادی‌اند.

🔻کانال ایران و ابرچالشهای آینده
@IranMetaChallenges
نقدی بر خوانش‌های ضعیف از فروپاشی نظام!

کوروش برارپور - پژوهشگر آزاد(و بیطرف) و کنشگر توسعه
🗓۲شنبه - ۳۱ام اردیبهشت‌ماه۱۳۹۷

چندروز پیش، فایلی صوتی توسط دکتر زیباکلام به نگارنده تلگرام شد. نگارنده پس از بازکردنِ آن متوجه شد، زیباکلام و دو نفر دیگر قرار است در گفتگو با شبکه تلویزیونیِ ایرانِ فردا به دو پرسش زیر پاسخ‌دهند:
◽️۱.آیا نظام جمهوری اسلامی درحال فروپاشی است؟!
◽️۲.آیا فروپاشی نظام، منجر به فروپاشی ایران خواهدشد؟
نگارنده پس از گوش‌کردن کامل گفتگوی یادشده متوجه شد: "سطح دیدگاه‌های گفتگوکننده‌ها در تراز «گمانه» قرار میگیرد"!
◽️باتوجه به‌اینکه «گمانه» نیز می‌تواند در نازل‌ترین سطح از یک «نظریه» قرار گیرد، ولی گمانه‌زنی‌های گفتگوکننده‌ها برغم درستی، از قابلیت‌اطمینان پایینی برخوردار بود. گمانه‌هایی که اساسا مبنای روشی و مدلی نداشته وبیشتر بر اساس «حسِ» کنشگران از پدیده‌ی فروپاشی، مطرح شده‌است!
◽️سهیل عنایت‌الله(آینده‌پژوه استرالیایی) نیز این لایه از تحلیل را لایه‌ی«لیتانی» می‌نامد که بیشتر بر اساس حِس بیان میشود و نه بر اساس «علت‌های اجتماعی پدیده» یا «جهان‌بینیِ ژرف»!
اما باتوجه به‌اینکه ابرچالشِ فروپاشیِ نظام جمهوری اسلامی یک مقوله‌ی «بینِ رشته‌ای» است و اینکه علوم سیستم‌ها، شاخه‌ای بین رشته‌ای از علم محسوب می‌شود، بنابراین پاسخی که از زاویه‌ی نگاه پویایی‌شناسی سیستم‌ها به دوپرسش بالا داده‌می‌شود، پاسخی مناسب‌تر خواهدبود.
الگوی رفتاریِ Overshoot and Collapse یا «فراجهش و فرااُفتِ ناگهانی»، یکی از الگوهای رفتاری شناخته‌شده در پویایی‌شناسی سیستم‌هاست. ساختار سیستمی‌ای که این الگوی رفتاری را شکل میدهد متشکل از یک ساختار بازخوردی مثبت با رشدفزاینده، بعلاوه‌ی یک تاخیر و دو ساختار بازخوردی منفی با ماهیت سقوط‌بخشی به سیستم است. هدف دو ساختار بازخوردی منفی نیز بازگرداندن تعادل دوباره به سیستم است.
جی.دابلیو فارستر - پایه‌گذار علم پویایی‌شناسی سیستم‌ها نیز در تفسیر الگوی رفتاری یادشده بالا می‌گوید: "هیچ مدل رشدی درطبیعت، پایدار نخواهدبود. زیرا بالاخره یکسری از محدودکننده‌های رشد فعال خواهندشد و عواملی‌که سبب بهم‌ریختن تعادل سیستم‌ شده‌اند را مجبور به‌پذیرش افتِ تدریجی وسپس فرااُفتِ ناگهانی خواهندکرد"!
اتفاقی که در طول ۴۰سال گذشته تاکنون در نظام جمهوری اسلامی رخ داده آن استکه:
🔸دوحلقه‌ی بازخوردی مثبت و با رشد فزاینده‌(و با بهره کمتر از یک) که در ادبیات سیستمها، «حلقه‌ی‌شوم» خوانده‌میشوند و یکی دربرگیرنده‌ی «فساد سیستماتیک» و دیگری «استبدادمذهبی» است درطول زمان، کل نظام کشورداری ایران را فراگرفته‌اند.
▪️حلقه شوم نخست(فساد سیستماتیک)، گرچه از نیمه‌ی‌نخستِ دهه‌ی ۱۳۷۰خورشیدی به‌بعد به‌صورت موردی در دستگاه‌های اجرایی، امنیتی و قضایی ایران فعال شده‌است ولی در سال‌های پایانی دهه‌ی۱۳۸۰، دچار فراجهش ناگهانی شده و به نقطه‌ی اوج خود رسیده‌است.
◽️از نیمه‌ی نخست دهه‌ی۱۳۹۰ و پس از آن، خودِ نقطه‌ی اوج فساد نیز طی چندمرحله دچار فراجهش ناگهانی شده بگونه‌ای که نقاط اوج جدیدِ فساد در زمان اکنون، از تراز بسیاربالاتری نسبت به نقاط اوج فساد در ۵سال گذشته و پیش از آن برخوردارند!
▪️حلقه‌ی شوم دوم، مربوط به «استبدادمذهبی» است‌که از سال‌های ابتدایی شکل‌گیری نظام و بویژه از۱۳۵۹ به‌بعد در کشور فعال‌شده و سپس در دو مرحله‌ی دیگر یعنی از۱۳۷۶ و از۱۳۸۸ به‌بعد، فراجهشی ناگهانی یافته و در زمان اکنون به نقطه‌ی فَرا-اوج رسیده‌است!
پرسشی که در این‌مجال قابل طرح است آنکه: فروپاشی اساسا یعنی چه؟
◽️پاسخ: فروپاشیِ یک نظام حکومتی فرایندی استکه طی آن مدیران، فرماندهان و هواداران آن نظام، خود را از بدنه حاکمیت جداکرده و به صفوف اپوزیسیون و معترضان مردمی تسلیم میکنند تا نظام یادشده در وضعیتی نوپدید به تعادل برسد.
◽️فروپاشی هر سیستم در چهار مرحله متوالی رخ می‌دهد که به هر مرحله، نیمه‌عمر سیستم نیز گفته‌می‌شود.
مطالعات نگارنده نشان میدهد:
◽️نخستین مرحله از جدایش بازیگران قدرت از بدنه‌ی حاکمیت از۱۳۷۶ آغاز و درفاصله زمانی بین سالهای۱۳۷۸ تا ۱۳۸۸ که دو رویداد از اعتراضات گسترده‌ی مردمی را نسبت به پدیده‌ی استبدادمذهبی، فساد و بی‌عدالتی دربرداشته، رخ داده‌است.
◽️دومین مرحله از فروپاشی نظام، از دی‌ماه۱۳۹۶ آغازشده و پس از اعمال دور جدید تحریم‌ها، تا۱۴۰۰ به‌بلوغ میرسد. منشاء پیدایش این‌مرحله از فروپاشی علاوه‌بر مقوله‌ی استبدادمذهبی، بیشتر، ژرفا وگستردگی فساد وبی‌عدالتی است. در این مرحله، طیف جدیدی از اپوزیسیون (احمدی‌نژادی‌ها) نیز به‌صفوف معترضان مردمی پیوست!
پیشنهادسیاست:درصورت ایجاد تغییرات‌اصلاحی در قانون‌اساسی، مراحل سوم‌وچهارم فروپاشی نظام که در مدت‌زمان کوتاه‌تری نسبت به‌دو مرحله پیشین رخ‌ خواهدداد تا به فروپاشی‌کامل برسد، بروزنخواهدکرد.
@IranMetaChallenges
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
این ویدئو(۵شنبه ششم دی‌ماه ۹۷)، حاوی خوانش‌های ضعیف و نادقیق از فروپاشی نظام جمهوری اسلامی است!
رسانه‌های بین‌المللی، معمولا اظهارات روزنامه‌ای افرادی چون فائزه هاشمی رفسنجانی را معیار ارزیابی‌های خود برای فروپاشی نظام قرار میدهند و سپس با کسانی در این رابطه گفتگو می‌کنند که شاید اظهارات برخی از آنها از چارچوب‌های نظری برخوردار باشد، ولی دیدگاه‌های اغلب آنها در تراز گمانه قرار گرفته و فاقد چارچوب‌های روشی و مدلی است!

♦️درصورتیکه مقاله‌ای را که پیش از این مطلب در کانال ایران و ابرچالش‌های آینده منتشرشده، برای خواندن مناسب تشخیص داده‌اید، آنرا بدست سه گروه از افراد زیر نیز برسانید:
۱. آنهایی که با گسترش «فساد سیستماتیک» در ایران، اسباب فروپاشی نظام را فراهم کرده‌اند
۲. آنهایی‌که «استبداد مذهبی» و «سرکوب» را تنها راه‌حل برای بقای نظام می‌دانند
۳. اشخاص و رسانه‌هایی که برداشت‌ها و تحلیل‌های سطحی و نادقیقی را از فروپاشی نظام و دیگر ابرچالشهای ایران ارایه میدهند

🔻کانال ایران و ابرچالش‌های آینده، ارایه‌کننده‌ی مدل‌های سیستمی و قرائت‌های ریاضی از مفاهیم جامعه‌شناختی(از جمله فروپاشی) در ایران
@IranMetaChallenges
کوچر بیرکار - ریاضیدان پناهنده‌ی کُرد ایرانی ‌در انگلیس، بعنوان دومین ایرانی پس از مریم میرزاخانی، برنده‌ی مدال فیلدز(نوبل ریاضی) شد.
🔸کانال ایران و ابرچالش‌های آینده، این پیروزی بیرکار را به همه‌ی ایرانیان ترقی‌خواه تبریک می‌گوید.
@IranMetaChallenges
کمپ‌پرس: در راستای مسئولیت اجتماعی دانشگاه‌های ایران، نخستین پنل هم‌اندیشی با موضوع «دریاچه ولشت» و «تخریب‌های محیط‌زیستی در غرب مازندران»، با حضور جمعی از متخصصان و اعضای هیات علمی دانشگاه‌های ایران در موسسه پژوهش و برنامه‌ریزی در آموزش‌عالی برگزار شد.
این پنل هم‌اندیشی نیمروزه، صبح دوشنبه دهم دی‌ماه ۱۳۹۷ با همکاری بنیاد توسعه پایدار ایران و با مدیریت مدیرعامل آن بنیاد در موسسه یادشده برگزار شد.
@kamppress
@IranMetaChallenges
‍ ‍‍ تخریب‌های محیط‌زیستی در دریاچه ولشت و ناپایداری توسعه‌ی محلی در غرب مازندران، معلول هرج و مرج‌های آشوبگونه‌ی مدیریتیِ ایران در سطح کلان است!


در راستای مسئولیت اجتماعی دانشگاه‌های ایران، نخستین پنل هم‌اندیشی با موضوع «دریاچه ولشت» و «ناپایداری توسعه محلی در غرب مازندران»، با حضور جمعی از متخصصان و اعضای هیات علمی دانشگاه‌های ایران در موسسه پژوهش و برنامه‌ریزی در آموزش‌عالی برگزار شد.
این پنل هم‌اندیشی نیمروزه، با هدف حساس کردن دانشگاه‌‌ها نسبت به رخداد اتفاقات غالبا ناخوشایند ایران، در صبح دوشنبه دهم دی‌ماه ۱۳۹۷ و با همکاری بنیاد توسعه پایدار ایران، در آن موسسه برگزار شد.
نسرین نورشاهی رییس موسسه پژوهش و برنامه‌ریزی در آموزش‌عالی، ضمن تایید کارکردهای توسعه‌ای بنیاد توسعه پایدار ایران و مثبت خواندن عملکرد آن سَمَن گفت: این موسسه در راستای مسئولیت اجتماعی خود بنا دارد نظر دانشگاه‌های ایران را برای حمایت از سمن‌های ایران جلب کند که فعلا بنیاد یادشده را بعنوان نخستین سمن برای همکاری برگزیده‌ است.
وی تاکید کرد: بنیاد یادشده نیز، کیس یا موردِ غرب مازندران(با تاکید بر دریاچه ولشت) را به ما پیشنهاد داده که قرار است چالشهای محیط‌زیستی و وضعیت پایداری توسعه‌ی محلی در آن منطقه را در این پنل به هم‌اندیشی بگذاریم.
پس از بیان مقدمه توسط رییس موسسه اشاره‌شده، مدیرعامل بنیاد توسعه پایدار ایران به ارایه‌ی بخشی از نتایج پژوهش‌های دو دهه‌ای آن سمن درخصوص کیس ولشت و غرب مازندران پرداخت.
کوروش برارپور با ارایه‌ی یک مدل سیستمی(و همراه با شبیه‌سازی ریاضی)، پویایی‌های تخریب محیط‌زیست در آن منطقه را همراه با گراف‌های ریاضی مورد واکاوی و بررسی قرار داد.
پس از مباحث مطرح‌شده توسط برارپور، هریک از اعضای پنل، از زوایای تخصصی خود به ارایه‌ی دیدگاه پرداختند.
این پنل، راس ساعت ۱۱:۳۰ به کار خود پایان داد و بررسی نتایج، سیاست‌ها و راه‌حل‌ها به نشست بعد موکول شد.
@IranMetaChallenges
@kamppress
.
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
شادترین و خاص‌ترین کلاس درس ایران که در آن، کلاس اولی‌ها با رویکردی خلاقانه یاد می‌گیرند!
آفرین به این آموزگار متعهد و خلاق که مهارت‌های شاد بودن و شادزیستن را از سنین کودکی به شاگردانش می‌آموزد.
@IranMetaChallenges
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
دراین ویدئو، حسام‌الدین آشنا - مشاور فرهنگی حسن روحانی بدرستی دارد ازکارکردهای ضدتوسعه‌ای سیستم تاراج(Spoil System) در ایران و سازوکارهای نفوذ کارگردانان آن سیستم درنظام بودجه‌ریزی کشور سخن میگوید!
دراین‌رابطه، دوپرسشی که مردم انتظار دارند ایشان بدان‌ها پاسخ دهد آن استکه:
1⃣"باتوجه به اینکه حسن روحانی خودش چنددوره نماینده مجلس بوده و اتفاقا درمسندهای امنیتی وبودجه‌ای نیز قرار داشته، آیا ایشان از سازوکارهای بودجه‌ای کشور بی‌اطلاع بوده که آمده خودش را نه یک‌دوره، بلکه در دو دوره بعنوان نامزد ریاست‌جمهوری به مردم معرفی کرده؟! اگر ایشان بی‌اطلاع بوده، پس چرا مشاوران انتخاباتی‌شان، راجع به موضوعی به این مهمی پژوهش نکرده‌اند؟ وچرا درهمان زمان انتخابات، این بحث‌ها را به درون توده‌ها نکشانده‌اند؟"!
2⃣"و اگر روحانی اطلاع داشته، پس معنای این فرار روبه‌جلوی مشاور فرهنگی ایشان در زمان اکنون(دی ۱۳۹۷) چیست؟ آیا مطرح کردن این بحث‌ها در زمان اکنون به معنای استیصال دولت در حل مسایل کشورنیست؟"!
آشنا همچنین باید پاسخ می‌داد: "بالاخره سرانجام اتهامات وارده به حسین فریدون ومهدی جهانگیری به کجا کشیده شد؟"!
@IranMetaChallenges
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🔸تایم‌لپس سرگذشت دریاچه‌ی آرال در شوروی سابق و در مزر ازبکستان و قزاقستان کنونی!
🔹آرال با ۶۸هزار کیلومتر مربع وسعت، چهارمین دریاچه بزرگ جهان به‌شمار می‌آمد. دریکی از تراژیک‌ترین پدیده‌های طبیعی و زیست‌محیطی جهان، دریاچه آرال به جز نوار باریکی، بطور کامل خشک شد.
🔹طرح انتقال آب ازطریق دورودخانه برای توسعه کشت پنبه باعث شد تا شوری آب دریاچه، ۱۰برابر افزایش یابد و بدنبال آن، آبزیان ازبین رفتند ومزارع پنبه نیز خشک شدند!/مجمع جهانی اقتصاد
بنیادتوسعه پایدارایران، بزودی نتایج مدلسازی سیستمی وشبیه‌سازی ریاضی‌اش درخصوص عوارض جانبی و پیامدهای انتقال آب دریای کاسپین به کویر مرکزی ایران را در مجامع علمی بین‌المللی ارایه خواهد کرد.
در همین رابطه و در پویایی‌شناسی سیستم‌ها، الگوی رفتاری رایجی وجود دارد که «تراژدی منابع مشترک» خوانده میشود! این الگو، پویایی‌های رفتار مشترک افراد جامعه‌ای را توضیح میدهد که بدون توجه به ظرفیت تحمل محیط‌زیستی یک اکوسیستم، در رقابت با یکدیگر اقدام به برداشت بی‌رویه یا خارج از رویه از منابع آن میکنند تا سرانجام، آنرا به کام مرگ بکشانند!

🔻کانال ایران و ابرچالشهای آینده
@IranMetaChallenges
درود بر همگی دوستان

درصورت تمایل، شما می‌توانید پیام‌ها و استوری‌های مرا در اینستاگرام نیز دنبال بفرمایید.
با احترام - برارپور

http://Instagram.com/koroushbararpour
Forwarded from پیوند نگار
‍ ‍‍ ‍‍ واکنش یک کنشگر جامعه مدنی ایران به توئیت محمدرضا عارف: کناره‌گیری دسته‌جمعی مسئولان غالبا ناکارآمد کنونی ایران از قدرت، نقطه آغازین ورود به فاز صفرِ حل‌مسئله در کشور است!

جناب آقای دکتر محمدرضا عارف - ریاست محترم کمیسیون آموزش و تحقیقات مجلس، عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام، عضو شورای‌عالی انقلاب فرهنگی و رییس فراکسیون امید!

با تقدیم درود و با احترام

خبرگزاری ایسنا روز شنبه پانزدهم دی‌ماه ۱۳۹۷، در قالب یک خبر، توئیتی را از حضرتعالی بازنشر داده که شما در آن توئیت، چنین نوشته‌اید: "... اقشار مختلف مردم اعم از کارگران، معلمان، دانشجویان مطالبات به‌حقی دارند. مسئولان پاسخ قانع‌کننده‌ای به آنان بدهند ..."!
بر این اساس و در واکنش به این یادداشت تامل‌برانگیز جنابعالی، طرح چند پرسش زیر اجتناب‌ناپذیر است. بویژه آنجایی‌که فرموده‌اید: "مسئولان پاسخ قانع‌کننده‌ای به معترضان و مطالبات مردم بدهند."!!
🔸پرسش‌های اشاره‌شده در بالا به‌شرح زیر مطرح میشود:
۱. منظور جنابعالی از کلیدواژه‌ی «مسئول» چیست و چه تعریفی از آن ارایه می‌دهید؟
۲. یادداشت حضرتعالی نشان می‌هد؛ از دیدگاه شما انگار مسئول، کسی یا کسان دیگری‌اند و شما و همکاران‌تان هیچگونه مسئولیت پاسخگویی در برابر حجم زیادی از مطالبات روزافزون و پاسخ‌ داده‌نشده‌ی جامعه ندارید!
۱ - ۲. آیا جایگاه «نمایندگی مجلس» برای کسی چون جنابعالی «مسئولیت پاسخگویی به مطالبات مردم» ایجاد نمی‌کند؟ اگر خیر! پس چرا با رای مردم آنرا در اختیار گرفته‌اید؟
۲ - ۲. آیا عضویت در مجمع تشخیص مصلحت نظام برای جنابعالی مسئولیت پاسخگویی ایجاد نمی‌کند؟ اگر خیر! پس چرا آنرا در اختیار گرفته‌اید؟!
۳ - ۲. آیا عضویت در شورای‌عالی انقلاب فرهنگی برای جنابعالی مسئولیت پاسخگویی ایجاد نمی‌کند؟ اگر خیر! پس چرا آنرا در اختیار گرفته‌اید؟!
۴ - ۲. آیا تیتر زدن‌های رسانه‌های داخل و خارج از کشور که از جنابعالی تحت عناوینی چون رییس فراکسیون امید و رییس شورای سیاستگذاری اصلاح‌طلبان یاد میکنند، برای شما مسئولیت پاسخگویی ایجاد نمی‌کند؟ اگر خیر! پس چرا رسانه‌های حامی شما و دوستان‌تان، بجای آگاهی‌بخشی عمومی، هر روز و هر ساعت دارند مردم را گیج‌تر و گمراه‌تر از قبل می‌کنند؟!
۳. فرض کنیم بجای جنابعالی و حدود سیصد نماینده مجلس، «صنف قصاب‌ها» مطالبات مردم را نمایندگی می‌کردند. بر این اساس، چه اتفاق ناگواری قرار بود در کشور رخ دهد که طی ۴۰سال گذشته تاکنون رخ نداده؟!
۴. فرض کنیم بجای جنابعالی و دیگر اعضای مجمع تشخیص مصلحت نظام، «صنف بقال‌ها» سیاست‌های کلان نظام را تعیین می‌کردند. بر این اساس؛ کدام جنگل، کدام محیط‌زیست، کدام دریا، کدام اجتماع علمی و فرهنگی، کدام خط تولید، کدام سرمایه انسانی و کدام سرمایه اجتماعی قرار است مورد هجمه‌ی سیاستیِ ساده‌انگارانه‌ی ایشان قرار گیرد که طی ۴۰سال گذشته تاکنون قرار نگرفته؟!
۵. فرض کنیم بجای جنابعالی و دیگر اعضای شورای‌عالی انقلاب فرهنگی، «دراویش گنابادی» سیاست‌های فرهنگی ایران را تعیین می‌کردند. بر این اساس، کدام ارزش مثبت و کدام باور قوی فرهنگی قرار بود در کشور به ارزشی منفی و باوری ضعیف تبدیل شود که طی ۴۰سال گذشته تاکنون نشده و فساد سیستماتیک را نیز در کشورمان، گسترش و ژرفا نبخشیده است؟!
امید است نشانه‌هایی از «ژن شجاعت و شهامت» در حضرتعالی و دیگر همراهان‌تان یافت شود. بر این اسای پیشنهاد می‌شود؛ هم خودتان و هم دیگر مسئولان غالبا سالخورده و کهنسال کشور در اقدامی شجاعانه و در واکنش به وضع بد کنونی ایران، از کلیه‌ی مَناسب انتصابی و انتخابی‌تان «کناره‌گیری» کنید تا راه برای قرارگیری نسل جوان و تازه‌نفس ایران جهت مدیریت کشور باز شود.
بدیهی است؛ هم ضرورت و هم فوریت دارد پیش از کناره‌گیری از قدرت، «قانون انتخابات کشور» را تغییر دهید تا شرایطِ «ایجاد تغییر در قانون اساسی کشور» و زمینه‌های «چرخش نخبگان» برای نسلی از مدیران جوان و تازه‌نفس فراهم شود. نسلی غالبا جوان که بدلیل «فقدان احزاب شناسنامه‌دار» در ایران، هیچگونه مدل رشدی طی ۴۰سال گذشته تاکنون برای‌شان فراهم نبوده و درصورت ایجاد تغییرات اشاره‌شده، می‌توانند زمینه‌های رشد پویا را برای نسل‌های آینده و طبیعت ایران فراهم کنند.

پاینده باد ایران و دور باد ایرانی ز شرّ اهریمن

کوروش برارپور - عضو کوچکی از جامعه مدنی ایران
شانزدهم دی‌ماه ۱۳۹۷
@IranMetaChallenges
.
فرجام بازیگران فساد در ایران!

کوروش برارپور - پژوهشگر آزاد(و بیطرف) و کنشگر توسعه
🗓 ۵شنبه - ۲۰ام اردیبهشت‌ماه ۱۳۹۷


🔸در این یادداشت، با بهره‌گیری از استعاره‌ی «موش‌های خون‌آشام» به پیش‌بینی فرجام کارگردانان و بازیگران بازی فساد در ایران پرداخته می‌شود!

استعاره‌ی «موش‌های خون‌آشام»:
منابع غذایی غنی و نامحدود در مزرعه‌ای سبب می‌شد تا موش‌های موجود در آن مزرعه، از آن بعنوان زیستگاهی مناسب برای زاد و ولدهای بی‌رویه‌ی خود استفاده کنند. موش‌ها بدون هیچگونه محدودیتی از منابع موجود در مزرعه استفاده می‌کردند. این پدیده سبب می‌شد تا نرخ رشد زاد و ولد آنها دچار فراجهشی‌ ناگهانی(Overshoot) شود.

استفاده کشاورزان از سموم شیمیایی نیز نه‌تنها اوضاع را بهتر نمی‌کرد بلکه سبب می‌شد تا موش‌ها دچار جهش ژنتیکی شده و جثه‌ی برخی از آنها به‌شکل غیرمنتظره‌ای بزرگ و بزرگتر شود!

مدیران مزرعه با مشورت زیست‌شناسان تصمیم گرفتند تا با بهره‌گیری از روش‌های بایولوژیک اقدام به مهار نرخ رشد بی‌رویه‌ی جمعیت موش‌ها و توقف آن کنند.

آنها برای اجرایی کردن سیاست «مهار نرخ رشد جمعیت موش‌ها» در گوشه‌ای از مزرعه، اقدام به ساخت قفسی بتونی کردند و سپس پنج جفت از آن موش‌ها را در درونش رها کردند. موش‌های درون قفس از آب فراوان و غذای باکیفیت و نامحدودی تغذیه می‌کردند! به‌همین دلیل پس از مدت‌زمان کوتاهی حجم جمعیت آنها با نرخ رشد فزاینده‌تری به ده‌هزار قطعه، فراجهش ناگهانی یافت.

زمانی که حجم جمعیت موش‌ها به حد نهایی خود(ده‌هزار قطعه) رسید، آب و کلیه جیره‌های غذایی‌شان قطع شد. از آن پس موش‌ها برای رفع تشنگی، خون یکدیگر را می‌مکیدند و برای رفع گرسنگی نیز، گوشت یکدیگر را می‌جویدند! این پدیده باعث می‌شد تا اگرچه از حجم جمعیت موش‌ها روز به روز کاسته شود ولی موش‌های باقیمانده، به موش‌هایی خون‌آشام تبدیل شده بودند!

زمانیکه حجم جمعیت موش‌های خون‌آشام دچار فرا اُفت ناگهانی (Collapse) شد و به پنج‌هزار قطعه رسید، مدیران مزرعه متوجه نوعی یادگیری عادتی(Adaptive Learning) در موش‌ها برای آشامیدن خون و خوردن گوشت یکدیگر شدند! در این وضعیت، درب قفس بتنی را باز و همگی آنها را رها و بسوی مزرعه‌ی پر از موش‌های معمولی هدایت کردند!

پس از ورود موش‌های خون‌آشام به درون مزرعه، اتفاق جالبی افتاد. زیرا موش‌های رها شده ابتدا اقدام به مکیدن خون و خوردن گوشت موش‌های بومیِ داخل مزرعه کردند و سپس، پس از، از بین بردن تمامی آنها، به شکل بی‌رحمانه‌ای شروع به قلع و قمع یکدیگر کردند تا اینکه تنها یک قطعه از آنها باقی ماند!
پس از مدت کوتاهی، تنها موش باقیمانده در مزرعه نیز اقدام به خودزنی و خودکشی کرد و بدین ترتیب نسل آنها منقرض شد!

نتیجه: اتفاقی که در رابطه با ابرچالش فساد در نظام کشورداری ایران رخ داده، بی‌شباهت با مزرعه‌ی موش‌های خون‌آشام نیست!
◽️بدین‌مفهوم که؛ کارگردانان سیستم تاراج (Spoil System) در ایران، درطول زمان اقدام به تولید و بازتولید بازیگران دست‌آموزی کرده‌اند تا به تاراج و چپاول منابع ملی کشورمان مبادرت ورزند. در چنین شرایطی، با توجه به اینکه دستگاه‌های امنیتی، قضایی و تقنینی کشورمان که بطور ذاتی باید با چنین اقدامات مجرمانه و تبهکارانه‌ای مقابله کنند نیز در دام این بازی گرفتار شده‌اند، در نتیجه بازی فساد در ایران به یک بازی سیستماتیک تبدیل شده و مهار آن، امری نشدنی می‌نمایاند!
◽️در این وضعیت، باتوجه به اینکه نهادهای امنیتی، قضایی و تقنینی کشورمان کارکردهای اصلی خود را از دست داده‌اند، بنابراین بازیگران فساد ضمن افشای پرونده‌های فساد یکدیگر به معرفی کارگردانان اصلی و غالبا پنهان بازی فساد در ایران نیز می‌پردازند!
◽️یعنی باتوجه به اینکه مقوله‌ی فساد در ایران مهارناپذیر نشان می‌دهد، این وضعیت تاجایی ادامه می‌یابد تا گروهی از کارگردانان و بازیگران فساد که از بدنه‌ی حاکمیت جدا شده‌اند، منبعی برای تغذیه و ادامه‌ی حیات نیابند. در چنین شرایطی، این گروه از بازیگران تبهکار با همراهی جمع زیادی از معترضان مردمی به نابودی و متلاشی کردن باندهای غالبا تبهکار صحنه‌ی بازی قدرت می‌پردازند تا نظام کشورداری ایران در وضعیتی نوپدید به تعادل برسد!

🔻در چنین شرایط نوپدیدی، «ژن خوب‌هایی» که در زیر سایه‌ی «الطاف پدر» و به لطف الطاف ملوکانه‌ی «دولت‌های رانتی» ظهور و بروز پیدا کرده‌اند نیز، گرفتار سرنوشتی شبیه به «سرنوشت پدر» و موش‌های بومیِ ساکن در مزرعه‌ی رمان قصه‌ی ما خواهند شد! و زمانیکه در شرایط نوپدید در زیر تیغ قانون گرفتار می‌شوند، با لحن ملتمسانه‌ای خواهند گفت: "بابایی‌ی‌ی‌ی‌ی‌ی‌ی"!

📔 منبع: فرازی از کتاب درسی و دانشگاهی در دست نگارش «پویایی‌شناسی توسعه» به قلم کوروش برارپور

مدل‌های سیستمی و معادلات دیفرانسیل، نزد نگارنده محفوظ است.
@IranMetaChallenges
🔸کانال ایران و ابرچالش‌های آینده - مُبلّغ پدیده‌ی شادی و شادزیستن و حامی جوانان شاد ایران‌زمین🌹
@IranMetaChallenges
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
🔸درحالیکه ایران هرساله جزو غمگین‌ترین کشورهای دنیامعرفی میشود اماگروهی ازجوانان ارسَنجان باآفرینش جشنواره‌ی شادخرسواری،عکس آنرا گزارش کرده‌اند!

◽️کارگردان:حمیداسماعیلی عضوکانالِ
@IranMetaChallenges
همه‌پرسی در رابطه با «حجاب اجباری» در ایران: «نه» یا آری(!)؟

کوروش برارپور - پژوهشگر آزاد و کنشگر بیطرف توسعه
1⃣تحلیل ادعاهای علی مطهری - نایب‌رییس مجلس دهم
🗓۳شنبه-۱۸اُم دی‌ماه۱۳۹۷

موضوع «نه! به حجاب اجباری» در ایران به یکی از مهمترین مطالبات امروز زنان ودختران این سرزمین با پیشینه‌ی تمدنی حدودا ۱۰هزارساله تبدیل شده. درخصوص علت‌ها، راه‌حل‌ها، و پیامدها و عوارض جانبی حاصل از بکارگیری این راه‌حل‌ها تحلیل‌های گوناگونی ارایه شده است.
یکی از کسانی که به‌تازگی در خصوص حل مساله‌ی «حجاب اجباری» در ایران راه‌حل ارایه کرده، علی مطهری- عضو کمیسیون فرهنگی مجلس دهم است. وی مدعی شده: "درصورت برگزاری همه‌پرسی، مردم ایران به مقوله‌ی «حجاب اجباری»، «آری» خواهند گفت"!
سهیل عنایت‌الله، یکی از آینده‌پژوهان استرالیایی با ارایه مدل CLA؛ برای تحلیل لایه‌لایه‌ای علت‌های بروز و ظهور پدیده‌ها چهار لایه قایل است. این لایه‌های چهارگانه عبارتند از: ۱. لایه لیتانی(یا غریزه)، ۲. لایه علت‌های اجتماعی، ۳. لایه جهان‌بینی(و گفتمان‌سازی) و ۴. لایه استعاره یا اسطوره.
در این مقاله با تکیه بر مدل CLA، به تشریح تحلیل‌ها و شیوه برخورد سیاست‌پیشگان غالبا ساده‌انگار ایرانی با پدیده‌ی «نه! به حجاب اجباری» پرداخته میشود که بطور فزاینده‌ای در جامعه ایران درحال گسترش است.
1⃣لایه لیتانی یا لایه غریزه: در این لایه، افرادی چون علی مطهری که هنوز تکلیف خودش را با فرهنگ و سیاست ایران مشخص نکرده و دیدگاه‌های اصلاح‌طلبانه‌ی متضادی را در رابطه با این دو مقوله دارد؛ بر اساس دانش خیابانی، شنیده‌ها، حس و مزاج برآمده از خلقیات ایرانیان به تحلیل مسایل و پدیده‌های غالبا پیچیده می‌پردازند.
تحلیل‌هایی از این‌دست که مدعی است: "اگر مساله‌ی «حجاب اجباری» در ایران به همه‌پرسی گذاشته شود، رای می‌آورد"، اساسا مبنای علمی و کارشناسی نداشته و بیشتر مبتنی بر حس یا بر اساس پایین‌ترین سطح از تحلیل یا نازل‌ترین تراز از هوش عاطفی و عقلانی ارایه میشود.
در این سطح از تحلیل(یعنی لایه لیتانی) و راه‌حل‌های ارایه‌شده توسط افراد، معمولا روندهای شکل‌گیری پدیده‌هایی چون «نه! به حجاب اجباری» در ایران، بی هیچ تحلیل کارشناسی و با ادبیات روزنامه‌ای و غالبا پوپولیستی(توده‌پسند) بیان میشوند.
بطورکلی، اخبار مرتبط با چنین موضوعاتی که در روزنامه‌ها، هفته‌نامه‌ها، تارنماها و دیگر رسانه‌ها بازتاب داده میشود اغلب، یا بصورت تحریف‌شده و مبالغه‌آمیز بیان میشود یا در راستای تحقق مقاصد سیاسی(و گاهی شخصی) پیگیری میشود یا در آستانه رویدادهای سیاسی مانند انتخابات‌های مختلف، طرح موضوع میشود.
در این سطح از تحلیل(یعنی لیتانی) - رویدادها، موضوعات و روندها اغلب، رابطه‌ی معنی‌داری با یکدیگر ندارند و به نظر می‌رسد از پیوستگی و انسجام لازم نیز برخوردار نیستند.
مصداق‌های عینی از رفتارهای سطح لیتانی:
🔸بنابر آنچه گفته شد نتیجه این خواهدشد که؛ در جامعه‌ی اجتماعی - سیاسی ایران، احساس درماندگی(‌من چکار میتوانم بکنم؟)‌ یا احساس نا امیدی(هیچ کاری نمیتوان کرد!) یا احساس فرافکنی(‌چرا آنها هیچ کاری نمیکنند؟) یا احساس بابصیرتی(من که می‌دانستم آنها همکاری نمیکنند!) یا احساس بی‌بصیرتی(من فکرش را هم نمیکردم اینطوری بشود!) یا احساس بی‌تفاوتی(سرکوب زنان و دختران سرزمین‌ام چه ارتباطی به من دارد؟!) یا احساس بهت‌زدگی(وای! چرا زنان و دختران سرزمینم سرلُخت شده‌اند؟!) یا احساس شگفت‌زدگی(وای اونجا رو نگاه کن! هیچکی حجاب نداره! اینجا سوئده یا ایرانه؟!) ایجادشود.
🔸یا ممکن است احساس اتهام‌زنی(گسترش بی‌حجابی در ایران صددرصد با توطئه‌های دشمنان خارجی رابطه دارد؟!) یا احساس توهم(‌همه‌پرسی حجاب در ایران، رای می‌آورد؟!) یا احساس تنازع بقاء(تحلیل‌های آنها ضد اسلام است، پس بهتر است حذف‌شان کنیم!) یا احساس بدبختی و پدرخوانده‌خواهی(جمهوری اسلامی، نظامی سرکوبگر است بنابراین ما به رستم دستانی چون دانالد ترامپ‌ها نیاز داریم تا حق‌مان را از اینها بازستاند!) یا احساس رَجَزخوانی‌های نامتعارف(دیگه نبینیم یا نشنویم یکسری از وابستگان به غرب ندای نه به حجاب اجباری سر دهند ها!) یا احساس سرافکندگی(آقاجان شرمنده، ما تلاش خودمان را کردیم ولی نتوانستیم همه‌پرسی را ختم بخیر کنیم، حلال‌مان کنید!) یا احساس خردورزی(زنان ایران به حق‌شان نمی‌رسند مگر اینکه حجاب اجباری از جامعه‌مان برچیده شود!) یا احساس خردگریزی(اگر حجاب اجباری را بر ندارند، هرچه لاستیک و بانک هست را به آتیش می‌کشیم!) یا احساس اندیشه‌ورزی(نظریه جَبرگریزی کانت و دکارت و هگل و نیچه نیز اساسا دلالت بر «نه! به حجاب اجباری» دارد!) یا احساس دین‌ورزی(وقت اذان است وحاج‌آقا هم داخل جلسه شَرَف حضور دارند. ایشاالله به حق این وَختِ الله‌اکبر هیچگاه حجاب از این سرزمین برچیده نشود!) ایجادشود.
@IranMetaChallenges
همه‌پرسی در رابطه با «حجاب اجباری» در ایران: «نه» یا آری؟!

کوروش برارپور - پژوهشگر آزاد و کنشگر بیطرف توسعه
2⃣تحلیل‌های جایگزین برای تحلیل علی مطهری!
🗓۴شنبه - ۱۹اُم دی‌ماه۱۳۹۷

... ادامه از بخش نخست:
2⃣لایه علت‌های اجتماعی: سطح دوم از CLA، به تحلیل علت‌های اجتماعی پدیده‌ها شامل: عوامل مدیریتی، اقتصادی، فرهنگی، سیاسی و تاریخیِ بروز یک مشکل یا مساله یا مطالبه(چون «نه! به حجاب اجباری در ایران») می‌پردازد.
در این سطح از تحلیل، داده‌های کمٌی و اطلاعات آماری، مورد تفسیر و پردازش علمی قرار می‌گیرند. این سطح از تحلیل معمولا توسط کارشناسان، پژوهشگران، آینده‌پژوهان و متخصصان صورت می‌گیرد و اغلب ازطریق طراحی پرسش یا پرسش‌هایی برای پژوهشی کیفی یا انجام مطالعاتی آماری جهت یافتن روابط علی یا همبستگی معنادار بین متغیرهای مختلف و نتیجه‌گیری‌های منطقی ارائه میشود.
در این سطح از تحلیل، اغلب به اکتشاف نقش حکومت، مردم، طبیعت و دیگر کنشگران و منافع احتمالی درگیر با موضوع، پرداخته میشود و معمولا درستی اطلاعات و دقت داده‌ها بدور از تعصب، در معرض نقد و پرسشِ(علمی) قرار می‌گیرد. ولی زبان یا لحن پرسش، به پارادایم‌ها که الگوها یا قواعد بازی را می‌سازند و چارچوب موضوع را تعریف میکنند، کاری ندارد.
درواقع لحن گفتار یا زبان پرسش در این سطح از تحلیل، مطیع چنین پارادایم‌ها یا قواعد بازی مسلط است. بعنوان مثال؛ در رابطه با مقوله‌ی حجاب اجباری در ایران، بجای اینکه پرسیده شود: «ایدئولوژیِ تک‌هویتی طی چه فرایندی باعث ایجاد بحران‌های چندهویتی در ایران شده؟»، اغلب با زبان وقلم محافظه‌کارانه‌ای بیان میشود: «مردم ایران و بویژه زنان(در حوزه‌ی هویت جنسیتی) و جوانان ایرانی(در حوزه‌ی هویت نسلی)، مردمان دین‌باور و یکتاپرستی‌اند!».
3⃣لایه جهان‌بینی: در سطحی عمیق‌تر یا لایه سوم از تحلیل، این موضوع که «چرا بایستی مقوله‌ی حجاب اجباری» در ایران برای همیشه حل شود؟»، به بررسی جهان‌بینی غالب و تحلیل گفتمان‌های نوپدید حول پدیده‌ی حجاب می‌پردازد.
🔸بعنوان مثال؛ تحلیل چیستی و چرایی حجاب و چگونگی برچیدن «اجبار» از روح حجاب در ایران، تنها در چارچوب گفتمان‌های نوپدیدِ ارایه‌شده در جامعه مدنی امکانپذیر است و نه گفتمان‌های تحمیلی و غالبا زوری از سوی حاکمیت!
وظیفه اصلی تحلیلگران در این سطح از تحلیل، یافتن ساختارهای عمیق‌ترِ سیاسی - حقوقی، اجتماعی، زبانی، و فرهنگی است که مستقل از عوامل یا علت‌های بروز پدیده‌ی شُل‌حجابی یا بی‌حجابی در درازای زمان در ایران شکل گرفته‌اند. یعنی تحلیل‌ها به این بستگی ندارند که بازیگران اصلی حل مساله‌ی حجاب در ایران چه کسانی باشند. بلکه به این بستگی دارد که مدل ذهنی مشترک آنها شکل‌دهنده‌ی چه ساختارهای سیستمی‌ای‌اند که بصورت شبکه‌ای از روابط علّی عمل میکنند.
در این سطح ازتشخیص، بازتعریف مساله بسیارمهم وحیاتی است. در این مرحله، تحلیلگران می‌بینند که چگونه گفتمان‌های متفاوت مثلا؛ گفتمان‌های علمی، هویتی، اقتصادی، فرهنگی یا تاریخی حول مقوله‌ی حجاب نقشی فراتر ازعلت، عامل یا واسطه برای آن بازی میکنند وبیشتر در«ساختار موضوع حجاب» خود را نشان میدهند.
درواقع باید دید گفتمان مسلطی که برای فهم موضوع حجاب بکار می‌بریم چگونه بطور ضمنی(پنهانی) درتعریف یا بازتعریف چارچوب مساله واردمیشود.
4⃣لایه استعاره یا اسطوره: سطح چهارم که ژرف‌ترین لایه از تحلیل است، به تحلیل اسطوره و استعاره‌های فرهنگی مربوط میشود.
این سطح از تحلیل، متشکل از داستان‌ها و روایت‌های ژرف، مجموعه‌ی کهن‌الگوها، ابعاد ناخودآگاه و انگیزشی مساله‌ی «حجاب» است که ممکن است متناقض‌نما نیز باشد.
در این سطح از تحلیل، یک تجربه‌ی احساسی-انگیزشی درباره جهان‌بینیِ «نه! به حجاب اجباری» فراهم میشود.
در این سطح از تحلیل؛ هدف، تسلط بر قلب‌هایی است‌که احساس می‌کنند و نه تمرکز بر مغزهایی که می‌اندیشند! شاید بهمین دلیل است‌که؛ ایده‌ی «چهارشنبه‌های سفیدِ مسیح علینژاد» بر استراتژیِ «حجاب اجباری حاکمان ایران» می‌چربد و دختران خیابان انقلاب را تحویل جامعه میدهد!
ساختارشکنیِ استعاره‌های متعارف و سپس تبیین استعاره‌های نو از مقوله‌ی حجاب، روشی قدرتمند برای نقد اکنون و خلق آینده‌های بدیل برای زنان ودختران ایرانی‌ست.
استعاره‌ها و اسطوره‌ها نه‌تنها شالوده‌های ژرف تمدنیِ آینده‌های ایران را در زمینه‌ی «پوشش زنان» آشکار میکنند بلکه خلق وفهم آینده، آنرا به فراتر از کوشش‌های عقلانی و طراحی منطقی میبرند.
اینکار، عنصر ناخودآگاه و اسطوره‌ای را به گفتمان‌های مسلط حول آینده مطلوب اضافه میکند و توسط نخبگانی شجاع ومردمانی با اصالت قابل اجراست و نه سیاست‌پیشگانی با ذهنی غالبا خسته!
پیشنهاد اجرایی: از علی مطهری انتظار می‌رود شرایطی را در مرکز پژوهشهای مجلس فراهم آورد تا با حضور نگارنده و چند متخصص دیگر👇
@IranMetaChallenges
... ادامه:
موضوعِ «حجاب» و مطالبه‌ی «نه! به حجاب اجباری» در ایران، در ژرف‌ترین سطح از لایه‌های تحلیلیِ چهارگانه از مدل CLA، به بحث و هم‌اندیشی گذاشته شود‌.
@IranMetaChallenges