‌ایران ‌و اَبَرچالش‌های ‌آینده
573 subscribers
380 photos
400 videos
17 files
101 links
این کانال رسانه‌ای آزاد، مستقل و بیطرف استکه با رویکردی «سیستمی» و روش‌های «تبارشناسیِ(قدرت)» و «تحلیل روند» به تحلیل و تفسیر انتقادی از ابرچالشهای ایران می‌پردازد و برای آنها «راه‌حل‌های علمی» ارایه میدهد.
🔹شورای نویسندگان:
۱. کوروش برارپور
@bararpour
Download Telegram
Forwarded from کمپ‌پرِس
🔸مدیرعامل بنیاد توسعه پایدار ایران در واکاوی شاخص‌های اقتصادی توسعه در شهرستان توریستی آران‌وبیگل خاطرنشان کرد: بررسی‌ها نشان می‌دهد؛ نسبت سود به زیانِ اقتصاد گردشگری طبیعت در آن شهرستان نیز در پایین‌تر از نقطه سربه‌سر قرار دارد. زیرا اگر مجموع زیان‌های حاصل از رنجش‌ها و تنش‌های فرهنگی و همچنین زیان‌های حاصل از تخریب‌های محیط‌زیستی صورت‌گرفته در کویر مرنجاب(و بناهای تاریخی و باستانی شهرهای آران و بیدگل و نوش‌آباد) را با سودهای اقتصادی حاصل از اقتصاد گردشگری در آن شهرستان جمع بزنیم، خواهیم دید که کفه‌ی زیان‌ها در قیاس با سودهای حاصله، سنگینی خواهد کرد!
🔸وی افزود: طبق مدل داکسی و به دلیل رشد نامتوازن ارکان توسعه در شهرستان آران‌وبیدگل، رابطه‌ی میان بومیان آن منطقه با گردشگرها، دو مرحله‌ی رضایت و بی‌تفاوتی را طی‌کرده و هم‌اکنون در مرحله‌ی رنجش دو طرف از یکدیگر قرار دارد و اگر صنعت گردشگری در آنجا بدرستی مدیریت نشود قطعا رابطه دوطرف به مرحله‌ی تخاصم و درگیری وارد خواهدشد!
🔸برارپور تاکید کرد: موارد اشاره در بالا بدان مفهوم نیست که؛ ساکنان بومی آن منطقه به همراه دستگاه‌های قضایی و امنیتی محلی به برخورد فیزیکی یا تذکرهای ارشادی به گردشگرها روی آورند و یا در اقدامی رادیکال، گردشگری در آن منطقه را تعطیل اعلام کنند(!) بلکه بدان مفهوم استکه باید بدرستی و علمی مدیریت شود.
🔸برارپور در همین راستا تاکید کرد: نگاه مدیران و دستگاه‌های ذیربط به مدیریت گردشگری در منطقه توریستی کویر مرنجاب، باید نگاه مدیریتی باشد و نه نگاه قیم‌مآبانه! یعنی مقوله‌ی توریسم در آن منطقه به مدیریت نیاز دارد و نه قیم! یعنی ما نباید به خودمان اجازه دهیم به‌نام بی‌حجابی یا شُل‌حجابی، چماق استبداد را بر سروکله‌ی گردشگر بکوبیم.
♦️همایش اشاره‌شده در بالا با مدیریت «انجمن فرهنگی ورزشی جوانان کبیر آران‌وبیدگل» و با مشارکت دیگر سَمَن‌های استان اصفهان و با حضور فرماندار، اعضای شورای شهر و دیگر مسئولان شهرستان آران و بیدگل برگزار شد.
@IranMetaChallenges
@kamppress
Forwarded from کمپ‌پرِس
اوضاع محیط‌زیست، گردشگری و میراث با ارزش در شمال استان اصفهان بزودی مورد واکاوی قرار می‌گیرد

🔸مدیرعامل بنیادتوسعه پایدارایران صبح شنبه ۲۴اُم آذرماه۹۷، مهمان مدیران وکارشناسان اداره گردشگری‌ومیراث فرهنگی شهرستان کاشان بود.
🔸برارپور پس از شنیدن دیدگاه‌های مسئولان دولتی ومدیران تعدادی از سمن‌های شمال استان اصفهان، درجریان جزئیات و چالش‌های توسعه در آن منطقه قرارگرفت.
🔸این پژوهشگر توسعه نیز با ارایه‌ی تحلیلهایی از مشاهدات میدانی‌اش گفت: در این چند روزی که مهمان مردم مهربان و مهمان‌نواز شهرستان‌های شمال استان بودم و از طبیعت زیبا، و بناهای تاریخی و باستانی اینجا دیدن کردم دو نکته جالب، توجه مرا به‌خود جلب کرد:
1⃣وجود هارمونی میان نمادهای طبیعت چون آب، خاک و درخت با طراحی‌های معماران‌مان درگذشته
2⃣سلطه‌ی یک ناهنجاری آشوبگونه از جنس پاره‌فرهنگ‌ها وسوئ‌مدیریت‌ها در وضعیت اکنون شهرهای این منطقه
🔸وی درپایان پیشنهادداد: سمن‌های شمال اصفهان باپشتیبانی دستگاه‌های دولتی و بامحوریت دانشگاه کاشان یک اجتماع علمی شکل دهند تا چالش‌های توسعه در استان اصفهان ازمنظر پایداری، موردبررسی قرارگیرد.
@IranMetaChallenges
@kamppress
Forwarded from کمپ‌پرِس
مقوله‌ی تخریب محیط‌زیست و ناپایداری توسعه‌ی محلی در غرب مازندران بزودی توسط متخصصان و صاحب‌نظران توسعه، مورد بررسی علمی قرار می‌گیرد

کمپ‌پرس: پیرو مذاکرات بعمل آمده میان موسسه پژوهش و برنامه‌ریزی در آموزش‌عالی و بنیاد توسعه پایدار ایران، مقرر شد دهم دی‌ماه ۱۳۹۷، طی پنل هم‌اندیشی‌ای ابعاد گوناگون ناپایداری توسعه‌ی محلی و تهدیدات زیستی در غرب مازندران(با تاکید بر دریاچه ولشت) توسط دانشگاهیان ایران به بحث و هم‌اندیشی گذاشته شود.
🔸بر این اساس مقرر شد؛ موسسه اشاره‌شده بعنوان نهادی سیاست‌پژوه در حوزه‌ی آموزش‌عالی در راستای مسئولیت اجتماعی‌اش، ضمن حساس کردن دانشگاه‌ها و مراکز پژوهشی ایران به «بعد اجتماعی علم مدرن»، شرایط لازم را جهت برگزاری یک پنل هم‌اندیشی علمی نیم‌روزه در سالن کنفرانس آن موسسه فراهم آورد.
🔸بر همین اساس مقرر شد، بنیاد توسعه پایدار ایران نیز با ارایه و ارسال «بیان مساله‌ای دقیق» از اتفاقات رخ داده‌شده در غرب مازندران در ۳۰سال گذشته تاکنون، متخصصان و صاحب‌نظران دعوت‌شده به پنل اشاره‌شده را در جریان جزئیات موضوع قرار دهد.
🔸آنچه در ادامه و به پیوست این خبر می‌خوانید، بیان مساله‌ای است که برای موسسه پژوهش و برنامه‌ریزی در آموزش‌عالی ارسال شده تا آن موسسه نیز طی تشریفات اداری، آنرا برای دستگاه‌ها و متخصصان ذیربط ارسال کند.
@kamppress
@IranMetaChallenges
کمپ‌پرِس
مقوله‌ی تخریب محیط‌زیست و ناپایداری توسعه‌ی محلی در غرب مازندران بزودی توسط متخصصان و صاحب‌نظران توسعه، مورد بررسی علمی قرار می‌گیرد کمپ‌پرس: پیرو مذاکرات بعمل آمده میان موسسه پژوهش و برنامه‌ریزی در آموزش‌عالی و بنیاد توسعه پایدار ایران، مقرر شد دهم دی‌ماه…
🔺ناپایداری توسعه‌ی محلی در ایران و مسئولیت اجتماعی دانشگاه‌ها در برابر آن!
🔻مورد: دریاچه ولشت و تهدیدات محیط‌زیستی در غرب مازندران

کوروش برارپور - مدیرعامل بنیاد توسعه پایدار ایران
1⃣ضرورت توجه به «بعد اجتماعی علم مدرن» در ایران
🗓۲شنبه - ۲۶اُم آذرماه ۱۳۹۷

مقدمه: کوروش برارپور(۱۳۹۶) در پژوهشی ده‌ساله با عنوان کلیِ «حاشیه‌نشینی در علم» و با رویکردی سیستمی، به تحلیل و تفسیر انتقادی از تاریخچه‌ی زایش دانش در ایران می‌پردازد. وی در این بررسی‌ها، یک پارادایم غالب و دو پارادایم نوپدید را مورد شناسایی قرار داده است.

برارپور(۱۳۹۶) در این دسته‌بندی‌های پارادایمی، سه پارادایم مورد اشاره را چنین توصیف می‌کند:
🔸پارادایم نخست که به دورانِ « نَقلِ علم در ایران(منصوری رضا، ۱۳۸۰)» اشاره دارد، می‌گوید: "دانشی برتر است که ترجمه‌ای باشد"! و یا:
(The knowledge is knowledge)
🔸پارادایم دوم می‌گوید: "دانشی برتر است که بومی شده‌باشد"! و یا:
(The knowledge should be situated)
🔸پارادایم سوم نیز می‌گوید: "دانشی برتر است که بومی باشد". و یا:
(The knowledge is situated)
◽️پیروان افراطی پارادایم سوم نیز معتقدند: "دانشی که بومی نباشد، دانش نیست"!

بررسی‌های تکمیلی برارپور(۱۳۹۶) نشان می‌دهد:
🔸در چارچوب قواعد حاکم بر «علم مدرن»، پیشینه‌ی پارادایم نخست در ایران به حدود یکصدسال می‌رسد.
🔸پارادایم دوم، از دوران جنگ تحمیلی و از نیمه‌های دهه‌ی ۱۳۶۰خورشیدی در ایران شکل گرفته که بیشتر بر انباشت دانشِ فنی در حوزه‌ی مهندسی و در زمینه‌های ساخت‌وتولید موشک و انرژی هسته‌ای تاکید دارد.
🔸پارادایم سوم نیز که درحال سپری کردن دوران جنینی‌اش(نسبت به سال پایه‌ی ۱۳۹۵) است، احتمالا علوم انسانی را در ایران متحول خواهد کرد! همان علوم انسانی‌ای که برخی از‌سیاست‌پیشگان سقراط‌پندارِ ایرانی و اندک‌شماری از اعضای عمارپندارِ اجتماعات علمیِ غالبا سیاسی شده‌ی ایران، از آن بعنوان «علوم انسانیِ اسلامی» یاد می‌کنند"!
پژوهش‌های برارپور(۱۳۹۶) با تاکید بر دسته‌بندی پارادایمی اشاره شده در بالا چنین نتیجه‌گیری می‌کند: "در شرایطی که تلقی حجم زیادی(کمابیش 93%) از دانشگران ایرانی از علم مدرن، «ترجمه‌ی دانش دیگران» و «بومی‌سازی دانشِ وارداتی(آنهم تنها در مقوله‌های نظامی)» است و مدل‌های رشد علوم انسانی(بویژه علوم اجتماعی) نیز در چنبره‌ای از فقه و گلوگاه‌هایی از جنس سیاست گیر کرده، طبیعی است‌که؛ در دانشگاه‌های ایران به «بعد اجتماعی علم مدرن» کمتر توجه شود".
با وجود تمام محدودیت‌های پارادایمی اشاره شده در بالا، به نظر می‌رسد موسسه پژوهش و برنامه‌ریزی در آموزش‌عالی بعنوان نهادی سیاست‌پژوه در حوزه‌ی آموزش‌عالی ایران عزمش را جزم کرده تا در راستای مسئولیت اجتماعی‌اش، زمینه‌هایی را(به‌لحاظ ذهنی و روشی) در نظام علم و فناوری ایران ایجاد کند تا بواسطه‌ی آن، اجزای آن نظام به «بعد اجتماعی علم مدرن(آنهم در میدان عمل و نه در حد حرف)» توجه بیشتری کنند.
در واقع آن موسسه می‌خواهد، در میدان عمل، ضرورت توجه و حساسیت دانشگاه‌ها و موسسات پژوهشی کشور را به مسایلی چون موارد زیر جلب کند:
◽️فرااُفت ناگهانیِ(Collapse) شاخص درک یا احساس فساد در میان ایرانیان(و یا فراجهش ناگهانیِ(Overshoot) نرخ رشد و حجم فساد سیستماتیک در ایران) طی یک‌دهه گذشته تاکنون
◽️فراجهش ناگهانی نرخ رشد و حجم شاخص فلاکت در ایران طی یک‌دهه گذشته تاکنون و قرار گرفتن کشورمان در ردیف کشورهای مفلوک جهان
◽️نصف شدن حجم جنگل‌های هیرکانی در شمال ایران طی ۴۰سال گذشته تاکنون
◽️خشک شدن دریاچه ارومیه
◽️مردن زاینده‌رود
◽️هاریِ شکارچیان ایران و نسل‌کشی حیات وحش کشورمان توسط آنها
◽️ذوب شدن یخچال‌های علم‌کوه
◽️کوتاه‌شدن دوره‌ی تکرار سیل‌های مخرب در غرب مازندران و رسیدن این دوره‌ی تکرار به حدود دوسال
◽️مرگ قریب‌الوقوع دریاچه ولشت در شهرستان چالوس به‌دلیل فعالیت‌های معدنکاوی در همسایگی آن توسط مافیای رانت و فساد
◽️رها شدن پساب‌های آلوده به عنصر خطرناک سُرب در یکی از سرشاخه‌های رودخانه حفاظت‌شده‌ی چالوس توسط شرکتی معدنکاو
◽️وارونگی و آلودگی هوا در تهران و دیگر کلان‌شهرهای ایران
◽️توهم انتقال آب دریای کاسپین به کویر مرکزی ایران
◽️و ....!

بر این اساس مقرار است؛ موسسه مورد اشاره در بالا با همکاری بنیاد توسعه پایدار ایران و دانشگاه‌های ایران و با مشارکت پژوهشگران، متخصصان و صاحب‌نظران؛ مورد «دریاچه ولشت» و «تهدیدات محیط‌زیستی در غرب مازندران» را بعنوان نخستین کیس در دهم دی‌ماه ۱۳۹۷، به نقد و هم‌اندیشی علمی بگذارند.

👈بخش‌های بعدی این یادداشت را می‌توانید در دو کانال علمی - تحلیلیِ «ایران و ابرچالش‌های آینده» و «کمپ‌پرس» بخوانید:
@IranMetaChallenges
@kamppress
@tarabesstaan
دل شیدا_ سیما بینا
🎼 دل شیدا
🔸باصدای: بانوی خوش‌آواز آسمان پرستاره‌ی موسیقی ایران - سیما بینا
🔹یلدا بر همه اهالی ایران‌زمین مبارک

🔺... و تنها صداست که می‌ماند!
🔻کانال ایران و ابرچالشهای آینده - پاس‌دارنده‌ی میراث باارزش ملل
@IranMetaChallenges
@kamppress
🔺ناپایداری توسعه‌ی محلی در ایران و مسئولیت اجتماعی دانشگاه‌ها در برابر آن!
🔻مورد: دریاچه ولشت و تهدیدات محیط‌زیستی در غرب مازندران

کوروش برارپور - مدیرعامل بنیاد توسعه پایدار ایران
2⃣تحلیل روندی از رخدادهای غرب‌مازندران در ۳۰سال گذشته تاکنون
🗓۴شنبه - ۲۸اُم آذرماه۱۳۹۷

معرفی: دریاچه ولشت در ۳۵کیلومتری جنوب‌غربی چالوس و ۱۷کیلومتری شمال‌شرقی کلاردشت واقع است.
🔸این دریاچه رابطه‌ی اکوسیستمی معناداری با یخچال‌های منطقه علم‌کوه، جنگل‌های هیرکانی، جنگل‌های زربین سِنّار، رودخانه‌های حفاظت‌شده چالوس و سردآبرود، دریای کاسپین، و پوشش گیاهی و جانوری منطقه‌ی علم‌کوه و تخت‌سلیمان دارد.
🔸در واقع، دریاچه ولشت و اجزای اشاره‌شده، اجزای اکوسیستمی‌اند که پیشینه‌ی رابطه‌ی اکوسیستمی آنها به دوران سوم زمین‌شناسی و عصر یخبندان برمی‌گردد.
🔸آب این دریاچه‌ی آب شیرین ازطریق بارش‌های فصلی و مجاری زیرسطحی توسط چشمه‌هایی تامین میشود که سرمنشاء و حوزه آبریز آنها یخچال‌های منطقه علم‌کوه است.

بیان مساله: پس از سفر هاشمی رفسنجانی به کلاردشت در اردیبهشت‌ماه ۱۳۷۰ و بهشت گم‌شده خوانده‌شدن آن منطقه توسط ایشان از طریق تریبون نمازجمعه تهران، حضور افراد زمین‌باز با رویکردهای سودامنشی در غرب‌مازندران شدت گرفت.
خرید زمین‌های کشاورزی بومیان آن منطقه با کمترین بهاء و با هدف ساخت ویلا و تغییرکاربری زمین‌های کشاورزی به مسکونی با حمایت جهادکشاورزی، بنیاد مسکن، استانداری مازندران، شهرداری و دهیاری‌ها، شوراها، وزارت کشور و مجلس سبب شد تا در طول زمانی حدودا ۳۰ساله، رابطه‌ی اکوسیستمی اجزاء اکوسیستم منطقه‌ی علم‌کوه و تخت‌سلیمان با یکدیگر، بهم بخورد.
به‌سخنی دیگر و بر اساس مبانی علوم پویایی‌شناسی سیستم‌ها، مداخله‌ی سیاستمداران ایرانی در وضعیت تعادلی اکوسیستم تخت‌سلیمان و علم‌کوه، سبب قرار گرفتن آن اکوسیستم در وضعیتی ناپایدار شد.
در واقع، رفتار تدافعی همراه با واکنش‌های غالبا منفی ازسوی اجزای اکوسیستم یادشده به تغییرات نامتوازن ناشی از اعمال سیاست‌های اشتباه سیاستمداران ایرانی در غرب‌مازندران، همان رفتاری است‌که در ادبیات پویایی‌شناسی سیستم‌ها، «مقاوت در برابر سیاست» خوانده می‌شود(برارپور کوروش: الف، ب، ج، د ۱۳۸۷).
طی یک‌ونیم دهه و در دو دولت سازندگی و اصلاحات(۱۳۷۰ تا ۱۳۸۴)، بیش از ده‌هزار هکتار(یکصد کیلومترمربع – معادل یک‌هفتم مساحت کشور بحرین) از جنگل‌های هیرکانی در کلاردشت و غرب مازندران بابت دو طرح آزادراه(ساخته نشده‌ی) تهران - شمال و طرح خروج دام از جنگل به اشخاص حقیقی و حقوقی واگذار شد! این حجم از واگذاری‌ها در کنار حجم زیادی از واگذاری‌های دیگر به اشخاص، سبب شد تا نرخ تخریب جنگل‌ها و محیط‌زیست آن منطقه دچار فراجهش ناگهانی(Overshoot) و ظرفیت تحمل محیط‌زیستی‌اش، دچار فرسایش تدریجی و سپس در جریان سیل‌های پیاپی، دچار فرااُفت ناگهانی(Collapse) شود(برارپور کوروش، ۱۳۸۷).
در واقع، جذابیت ناشی از بالا رفتن کاذب قیمت زمین در کلاردشت و غرب مازندران سبب می‌شد تا بومیان آن منطقه بدون توجه به نرخ تورم، دچار خطایی رفتاری شوند که در علم اقتصاد به «توهم پولی» معروف است. بر این اساس، این پدیده سبب میشد تا بومیان آن منطقه زمین‌های خود را با کمترین بهاء بفروشند ویا درصورت عدم دسترسی به زمین‌های موروثی، به جنگل‌ها و عرصه‌های ملی تعرض کرده و به زمین‌های خود ضمیمه کنند و سپس بفروشند.
تازه‌واردان به کلاردشت و غرب مازندران(یا همان خریداران زمین‌های بومیان) نیز پس از تغییر کاربری زمین‌های خریداری‌شده و با کمک دستگاه‌های دولتی و عمومی، آنها را برای ساخت‌وسازهای غیرضرور و ناهمجنس با صنعت گردشگری(و غالبا در شکل ویلا) آماده می‌کردند و سپس با قیمت‌های چندبرابری می‌فروختند.
ساخت‌وسازهای غیرضرور، غیرمجاز و ناهمجنس با صنعت گرشگری و سودهای کاذب و اغواکننده‌ی حاصل از آن، پویایی‌هایی را ایجاد می‌کرد تا بومیان منطقه یادشده کمک کنند تازه‌واردها به ساخت‌وسازهای بیشتری روی آورند! ساخت‌وساز بیشتر نیز ازیکسو، سبب فرسایش ظرفیت‌تحملِ(Caring Capacity) محیط‌زیستی و موجب مستهلک‌شدن فضای عملیاتی توسعه(که همان زمین است) در آن منطقه میشد و ازسوی دیگر، سبب میشد تا سازندگان برای تهیه مصالح ساختمانی چون: سنگ، شن، ماسه و چوب بطور فزاینده‌ای(Reinforcing) به طبیعت دست‌یازی و تعرض کنند.
نتیجه‌ی این حلقه‌های بازخوردی مثبت با بهره‌ی کمتر از یک، تخریب فزاینده‌ی طبیعت و فرسایش روزافزون ظرفیت تحمل محیط‌زیستی غرب‌مازندران و ناتوانی خاک آن منطقه در جذب بارش‌های شدید و نهایتا؛ وقوع سیل‌های مخرب با دوره‌های تکرار کم‌شونده بوده است(برارپور، ۱۳۹۰).

👈ادامه دارد ...
@IranMetaChallenges
@kamppress
🔺ناپایداری توسعه‌ی محلی در ایران و مسئولیت اجتماعی دانشگاه‌ها در برابر آن!
🔻مورد: دریاچه ولشت و تهدیدات محیط‌زیستی در غرب مازندران

کوروش برارپور - مدیرعامل بنیاد توسعه پایدار ایران
3⃣تحلیل روندی از رخدادهای غرب‌مازندران در ۳۰سال گذشته تاکنون
🗓۵شنبه - ۲۹اُم آذرماه۱۳۹۷

طی ۳۰سال گذشته تاکنون، تنها در کلاردشت کمابیش ۱۵هزار ویلا ساخته شده که نه‌تنها هیچ کمکی به رونق یا رشد اقتصاد محلی در آن منطقه و دیگر شهرستان‌های غرب‌مازندران نکرده، بلکه ازیکسو؛ به تولید زباله و نخاله در گستره‌ی وسیعی در غرب‌مازندران دامن زده و ازسوی دیگر؛ نیاز روزافزون سازندگان ویلاهای غیرضرور به مصالحی چون سنگ، شن، ماسه، چوب و دیگر اشکال مصالح ساختمانی را بیشتر کرده است.
رها کردن زباله‌ها و نخاله‌ها بر تپه‌های مشرف به دریاچه ولشت و وقوع سیلاب‌های فصلی و در نتیجه انتقال زباله‌ها و نخاله‌های برجای مانده در طبیعت به‌درون دریاچه، و همچنین انتقال خاک‌ها و سنگریزه‌های ناشی از رانش تپه‌های مجاور دریاچه به‌درون آن طی ۳۰سال گذشته تاکنون، سبب شده تا میانگین عمق دریاچه به یک‌سوم مقدار اولیه‌اش کاهش و به حدود ۲۰متر برسد!(برارپور، ۱۳۸۷).
نیاز سازندگان به مصالح ساختمانی چون: سنگ، شن و ماسه برای ساخت‌وسازهای غیرضرور و غالبا غیرمجاز سبب شده تا مافیای رانت‌وفساد ازطریق نفوذ در مجلس، ادارات کل صنعت‌ومعدن، منابع طبیعی، محیط‌زیست، آب منطقه‌ای، استانداری مازندران، شوراها و شهرداری‌ها در یک گستره‌ی کمابیش ۳کیلومتر مربعی به ۲۰ شرکت بهره‌بردار در زمینه‌ی سنگ، شن، ماسه، بیس، مخلوط، آسفالت، آهک‌پزی و انتقال آب؛ مجوز بهره‌برداری و فعالیت داده شود.
این درحالیست که هیچکدام از این ادارات تا این لحظه(۱۲ آذر ۱۳۹۷) پاسخ روشنی برای پرسش‌های زیر و مطرح شده ازسوی بنیاد توسعه پایدار ایران و سمن‌های همکار آن بنیاد ارایه نداده‌اند:
1⃣بر چه اساسی سازمان محیط‌زیست، اراضی شرقی دریاچه ولشت و حدفاصل بین آن دریاچه و رودخانه‌ی حفاظت‌شده‌ی چالوس را برای فعالیت‌های معدنکاوی، منطقه آزاد اعلام کرده است؟!
2⃣صدور مجوزهای قارچ‌گونه برای شرکت‌های بهره‌بردار سنگ و شن و ماسه و .. بر اساس کدام ضرورت و تقاضا بوده است؟
3⃣مصالح تولیدی در کدام جامعه هدف مصرف میشود؟
4⃣ارزیابی محیط‌زیستی طرح احداث شهرک شن و ماسه در همسایگی دریاچه ولشت و رودخانه‌ی حفاظت‌ شده‌ی چالوس را چه نهاد یا موسسه پژوهشی‌ای انجام داده یا تایید کرده است؟!
برداشت‌های بیش از حد یا فراتر از ظرفیت تحمل محیط‌زیستی دریاچه ولشت و تپه‌ماهورهای غالبا رانشی و ریزشی اطراف آن و همچنین تخریب‌های گسترده‌ی محیط‌زیستی رخ داده‌شده در دیگر مناطق غرب‌مازندران سبب بروز پدیده‌ای شده که گِلَدوین(۱۹۹۷) از آن تحت عنوان «چرخه‌ی تخریب محیط‌زیست» یادمیکند.
مدل بومی شده‌ی این چرخه‌ی فقرزا برای ایران و محلی‌سازی شده‌ی آن برای غرب‌مازندران چنین بیان میشود(برارپور، ۱۳۸۷):
⚠️سیاست‌های اشتباه آموزشی ومدرک‌محور نظام آموزشی پایه و عالی ایران، درطول زمان و در ۴۰سال گذشته تاکنون سبب تهی‌سازی (Depletion) سرمایه‌های انسانی از اخلاق و دانش اصیل شده است
⚠️سرمایه‌های انسانی تهی‌شده از اخلاق و دانش اصیل در ایران، غالبا با تکیه برمدل‌های خویشاوندسالار در دولت‌های رانتی-نفتی به جایگاه‌های مدیریتی دست می‌یابند
⚠️مدیران رانتی - نفتی و تهی‌شده از اخلاق و دانش اصیل در ایران، بعنوان تمهیدگران فساد، بستر تخریب محیط‌زیست را در همسایگی دریاچه ولشت و غرب‌مازندران فراهم آورده‌اند
⚠️تخریب محیط‌زیست در ولشت و غرب‌مازندران، معادل نابودي فضاي عملیاتی توسعه(یاهمان زمین) در آن منطقه است
⚠️نابودي فضاي عملیاتی توسعه موجب فقرزایی، کمبود منابع و درنهایت روند کاهشی ابعاد انسانی، اقتصادي و اجتماعی توسعه، وسپس در پویایی بازگشتی سبب نابودی محیط‌زیست بطور کامل می‌شود
⚠️وجود این چرخه، نارضایتی عمومی را درپی دارد
⚠️نارضایتی عمومی سبب بروز اختلال در کسب‌وکار و اقتصاد و بروز اعتراضات گسترده عمومی در اجتماعات شهری میشود
⚠️بروز اعتراضات گسترده عمومی در اجتماعات شهری غرب‌مازندران و درنهایت ایران، سبب فروپاشی نظام کشورداری وسقوط یا فرااُفت ناگهانی(Collapse) حکومت میشود!

جمع‌بندی: نشست هم‌اندیشی نیم‌روزه و اشاره‌شده در این سند که قرار است در روز ۲شنبه دهم دی‌ماه ۱۳۹۷ در سالن کنفرانس موسسه‌ی پژوهش و برنامه‌ریزی در آموزش‌عالی برگزار شود، از سه منظر به علل و پیامدهای ناشی از ناپایداری توسعه‌ی محلی در دریاچه ولشت و غرب‌مازندران می‌پردازد که عبارتند از:
▪️الف) از منظر مهندسیِ(محیط‌زیست، منابع طبیعی، زمین‌شناسی و معدن)؛
▪️ب) از منظر علوم اجتماعی(مدیریتی، حقوقی، اقتصادی، جامعه‌شناختی و روانشناسی اجتماعی)
▪️پ) از منظر بین‌رشته‌ای(آینده‌پژوهی و پویایی‌شناسی سیستم‌ها)
@IranMetaChallenges
@kamppress
توضیح: فرایندهای توسعه در ایران، پایدار عمل نمی‌کنند! بلکه در طول زمان، تهی‌ساز و فقرزا عمل کرده و می‌کنند!
نظام‌های آموزشی و تربیتی در ایران در سه سطح پایه، متوسطه و عالی به‌همراه طرح‌های معدنکاوی، عمرانی، خروج دام از جنگل و واگذاری اراضی ملی به اشخاص در غرب مازندران فقرزا عمل کرده‌اند(منبع: برارپور کوروش، ۱۳۸۷، ......، مجله پژوهش‌های جغرافیایی دانشگاه تهران)

🔸منابع تکمیلی(جهت مطالعه بیشتر و دقیق‌تر)، کوروش برارپور، ......، پیوند زیر را کلیک بفرمایید:👇
http://ensani.ir/fa/article/author/10227

🔻کانال ایران و ابرچالش‌های آینده - تلاشگر درجهت کمک به عقلانی‌سازی فضاهای تصمیم‌گری در حوزه‌های سیاستگذاری، قانونگذاری، قضایی و اجرایی در ایران
@IranMetaChallenges
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
طبیعت، همواره تحسین‌گر انسان‌های باشهامتی است‌که به قلب ناشناخته‌ها حمله می‌کنند. هرچند چنین انسانهای شجاعی توسط محافظه‌کارانی ترسو مورد ملامت و سرزنش قرار می‌گیرند!
انسان‌های شجاع و ریسک‌پذیر، در تمام جوامع و در هر شرایطی پیشقراولان تغییر و الهام‌بخشان تحولات بنیادی‌اند.

🔻کانال ایران و ابرچالشهای آینده
@IranMetaChallenges
نقدی بر خوانش‌های ضعیف از فروپاشی نظام!

کوروش برارپور - پژوهشگر آزاد(و بیطرف) و کنشگر توسعه
🗓۲شنبه - ۳۱ام اردیبهشت‌ماه۱۳۹۷

چندروز پیش، فایلی صوتی توسط دکتر زیباکلام به نگارنده تلگرام شد. نگارنده پس از بازکردنِ آن متوجه شد، زیباکلام و دو نفر دیگر قرار است در گفتگو با شبکه تلویزیونیِ ایرانِ فردا به دو پرسش زیر پاسخ‌دهند:
◽️۱.آیا نظام جمهوری اسلامی درحال فروپاشی است؟!
◽️۲.آیا فروپاشی نظام، منجر به فروپاشی ایران خواهدشد؟
نگارنده پس از گوش‌کردن کامل گفتگوی یادشده متوجه شد: "سطح دیدگاه‌های گفتگوکننده‌ها در تراز «گمانه» قرار میگیرد"!
◽️باتوجه به‌اینکه «گمانه» نیز می‌تواند در نازل‌ترین سطح از یک «نظریه» قرار گیرد، ولی گمانه‌زنی‌های گفتگوکننده‌ها برغم درستی، از قابلیت‌اطمینان پایینی برخوردار بود. گمانه‌هایی که اساسا مبنای روشی و مدلی نداشته وبیشتر بر اساس «حسِ» کنشگران از پدیده‌ی فروپاشی، مطرح شده‌است!
◽️سهیل عنایت‌الله(آینده‌پژوه استرالیایی) نیز این لایه از تحلیل را لایه‌ی«لیتانی» می‌نامد که بیشتر بر اساس حِس بیان میشود و نه بر اساس «علت‌های اجتماعی پدیده» یا «جهان‌بینیِ ژرف»!
اما باتوجه به‌اینکه ابرچالشِ فروپاشیِ نظام جمهوری اسلامی یک مقوله‌ی «بینِ رشته‌ای» است و اینکه علوم سیستم‌ها، شاخه‌ای بین رشته‌ای از علم محسوب می‌شود، بنابراین پاسخی که از زاویه‌ی نگاه پویایی‌شناسی سیستم‌ها به دوپرسش بالا داده‌می‌شود، پاسخی مناسب‌تر خواهدبود.
الگوی رفتاریِ Overshoot and Collapse یا «فراجهش و فرااُفتِ ناگهانی»، یکی از الگوهای رفتاری شناخته‌شده در پویایی‌شناسی سیستم‌هاست. ساختار سیستمی‌ای که این الگوی رفتاری را شکل میدهد متشکل از یک ساختار بازخوردی مثبت با رشدفزاینده، بعلاوه‌ی یک تاخیر و دو ساختار بازخوردی منفی با ماهیت سقوط‌بخشی به سیستم است. هدف دو ساختار بازخوردی منفی نیز بازگرداندن تعادل دوباره به سیستم است.
جی.دابلیو فارستر - پایه‌گذار علم پویایی‌شناسی سیستم‌ها نیز در تفسیر الگوی رفتاری یادشده بالا می‌گوید: "هیچ مدل رشدی درطبیعت، پایدار نخواهدبود. زیرا بالاخره یکسری از محدودکننده‌های رشد فعال خواهندشد و عواملی‌که سبب بهم‌ریختن تعادل سیستم‌ شده‌اند را مجبور به‌پذیرش افتِ تدریجی وسپس فرااُفتِ ناگهانی خواهندکرد"!
اتفاقی که در طول ۴۰سال گذشته تاکنون در نظام جمهوری اسلامی رخ داده آن استکه:
🔸دوحلقه‌ی بازخوردی مثبت و با رشد فزاینده‌(و با بهره کمتر از یک) که در ادبیات سیستمها، «حلقه‌ی‌شوم» خوانده‌میشوند و یکی دربرگیرنده‌ی «فساد سیستماتیک» و دیگری «استبدادمذهبی» است درطول زمان، کل نظام کشورداری ایران را فراگرفته‌اند.
▪️حلقه شوم نخست(فساد سیستماتیک)، گرچه از نیمه‌ی‌نخستِ دهه‌ی ۱۳۷۰خورشیدی به‌بعد به‌صورت موردی در دستگاه‌های اجرایی، امنیتی و قضایی ایران فعال شده‌است ولی در سال‌های پایانی دهه‌ی۱۳۸۰، دچار فراجهش ناگهانی شده و به نقطه‌ی اوج خود رسیده‌است.
◽️از نیمه‌ی نخست دهه‌ی۱۳۹۰ و پس از آن، خودِ نقطه‌ی اوج فساد نیز طی چندمرحله دچار فراجهش ناگهانی شده بگونه‌ای که نقاط اوج جدیدِ فساد در زمان اکنون، از تراز بسیاربالاتری نسبت به نقاط اوج فساد در ۵سال گذشته و پیش از آن برخوردارند!
▪️حلقه‌ی شوم دوم، مربوط به «استبدادمذهبی» است‌که از سال‌های ابتدایی شکل‌گیری نظام و بویژه از۱۳۵۹ به‌بعد در کشور فعال‌شده و سپس در دو مرحله‌ی دیگر یعنی از۱۳۷۶ و از۱۳۸۸ به‌بعد، فراجهشی ناگهانی یافته و در زمان اکنون به نقطه‌ی فَرا-اوج رسیده‌است!
پرسشی که در این‌مجال قابل طرح است آنکه: فروپاشی اساسا یعنی چه؟
◽️پاسخ: فروپاشیِ یک نظام حکومتی فرایندی استکه طی آن مدیران، فرماندهان و هواداران آن نظام، خود را از بدنه حاکمیت جداکرده و به صفوف اپوزیسیون و معترضان مردمی تسلیم میکنند تا نظام یادشده در وضعیتی نوپدید به تعادل برسد.
◽️فروپاشی هر سیستم در چهار مرحله متوالی رخ می‌دهد که به هر مرحله، نیمه‌عمر سیستم نیز گفته‌می‌شود.
مطالعات نگارنده نشان میدهد:
◽️نخستین مرحله از جدایش بازیگران قدرت از بدنه‌ی حاکمیت از۱۳۷۶ آغاز و درفاصله زمانی بین سالهای۱۳۷۸ تا ۱۳۸۸ که دو رویداد از اعتراضات گسترده‌ی مردمی را نسبت به پدیده‌ی استبدادمذهبی، فساد و بی‌عدالتی دربرداشته، رخ داده‌است.
◽️دومین مرحله از فروپاشی نظام، از دی‌ماه۱۳۹۶ آغازشده و پس از اعمال دور جدید تحریم‌ها، تا۱۴۰۰ به‌بلوغ میرسد. منشاء پیدایش این‌مرحله از فروپاشی علاوه‌بر مقوله‌ی استبدادمذهبی، بیشتر، ژرفا وگستردگی فساد وبی‌عدالتی است. در این مرحله، طیف جدیدی از اپوزیسیون (احمدی‌نژادی‌ها) نیز به‌صفوف معترضان مردمی پیوست!
پیشنهادسیاست:درصورت ایجاد تغییرات‌اصلاحی در قانون‌اساسی، مراحل سوم‌وچهارم فروپاشی نظام که در مدت‌زمان کوتاه‌تری نسبت به‌دو مرحله پیشین رخ‌ خواهدداد تا به فروپاشی‌کامل برسد، بروزنخواهدکرد.
@IranMetaChallenges
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
این ویدئو(۵شنبه ششم دی‌ماه ۹۷)، حاوی خوانش‌های ضعیف و نادقیق از فروپاشی نظام جمهوری اسلامی است!
رسانه‌های بین‌المللی، معمولا اظهارات روزنامه‌ای افرادی چون فائزه هاشمی رفسنجانی را معیار ارزیابی‌های خود برای فروپاشی نظام قرار میدهند و سپس با کسانی در این رابطه گفتگو می‌کنند که شاید اظهارات برخی از آنها از چارچوب‌های نظری برخوردار باشد، ولی دیدگاه‌های اغلب آنها در تراز گمانه قرار گرفته و فاقد چارچوب‌های روشی و مدلی است!

♦️درصورتیکه مقاله‌ای را که پیش از این مطلب در کانال ایران و ابرچالش‌های آینده منتشرشده، برای خواندن مناسب تشخیص داده‌اید، آنرا بدست سه گروه از افراد زیر نیز برسانید:
۱. آنهایی که با گسترش «فساد سیستماتیک» در ایران، اسباب فروپاشی نظام را فراهم کرده‌اند
۲. آنهایی‌که «استبداد مذهبی» و «سرکوب» را تنها راه‌حل برای بقای نظام می‌دانند
۳. اشخاص و رسانه‌هایی که برداشت‌ها و تحلیل‌های سطحی و نادقیقی را از فروپاشی نظام و دیگر ابرچالشهای ایران ارایه میدهند

🔻کانال ایران و ابرچالش‌های آینده، ارایه‌کننده‌ی مدل‌های سیستمی و قرائت‌های ریاضی از مفاهیم جامعه‌شناختی(از جمله فروپاشی) در ایران
@IranMetaChallenges
کوچر بیرکار - ریاضیدان پناهنده‌ی کُرد ایرانی ‌در انگلیس، بعنوان دومین ایرانی پس از مریم میرزاخانی، برنده‌ی مدال فیلدز(نوبل ریاضی) شد.
🔸کانال ایران و ابرچالش‌های آینده، این پیروزی بیرکار را به همه‌ی ایرانیان ترقی‌خواه تبریک می‌گوید.
@IranMetaChallenges
کمپ‌پرس: در راستای مسئولیت اجتماعی دانشگاه‌های ایران، نخستین پنل هم‌اندیشی با موضوع «دریاچه ولشت» و «تخریب‌های محیط‌زیستی در غرب مازندران»، با حضور جمعی از متخصصان و اعضای هیات علمی دانشگاه‌های ایران در موسسه پژوهش و برنامه‌ریزی در آموزش‌عالی برگزار شد.
این پنل هم‌اندیشی نیمروزه، صبح دوشنبه دهم دی‌ماه ۱۳۹۷ با همکاری بنیاد توسعه پایدار ایران و با مدیریت مدیرعامل آن بنیاد در موسسه یادشده برگزار شد.
@kamppress
@IranMetaChallenges
‍ ‍‍ تخریب‌های محیط‌زیستی در دریاچه ولشت و ناپایداری توسعه‌ی محلی در غرب مازندران، معلول هرج و مرج‌های آشوبگونه‌ی مدیریتیِ ایران در سطح کلان است!


در راستای مسئولیت اجتماعی دانشگاه‌های ایران، نخستین پنل هم‌اندیشی با موضوع «دریاچه ولشت» و «ناپایداری توسعه محلی در غرب مازندران»، با حضور جمعی از متخصصان و اعضای هیات علمی دانشگاه‌های ایران در موسسه پژوهش و برنامه‌ریزی در آموزش‌عالی برگزار شد.
این پنل هم‌اندیشی نیمروزه، با هدف حساس کردن دانشگاه‌‌ها نسبت به رخداد اتفاقات غالبا ناخوشایند ایران، در صبح دوشنبه دهم دی‌ماه ۱۳۹۷ و با همکاری بنیاد توسعه پایدار ایران، در آن موسسه برگزار شد.
نسرین نورشاهی رییس موسسه پژوهش و برنامه‌ریزی در آموزش‌عالی، ضمن تایید کارکردهای توسعه‌ای بنیاد توسعه پایدار ایران و مثبت خواندن عملکرد آن سَمَن گفت: این موسسه در راستای مسئولیت اجتماعی خود بنا دارد نظر دانشگاه‌های ایران را برای حمایت از سمن‌های ایران جلب کند که فعلا بنیاد یادشده را بعنوان نخستین سمن برای همکاری برگزیده‌ است.
وی تاکید کرد: بنیاد یادشده نیز، کیس یا موردِ غرب مازندران(با تاکید بر دریاچه ولشت) را به ما پیشنهاد داده که قرار است چالشهای محیط‌زیستی و وضعیت پایداری توسعه‌ی محلی در آن منطقه را در این پنل به هم‌اندیشی بگذاریم.
پس از بیان مقدمه توسط رییس موسسه اشاره‌شده، مدیرعامل بنیاد توسعه پایدار ایران به ارایه‌ی بخشی از نتایج پژوهش‌های دو دهه‌ای آن سمن درخصوص کیس ولشت و غرب مازندران پرداخت.
کوروش برارپور با ارایه‌ی یک مدل سیستمی(و همراه با شبیه‌سازی ریاضی)، پویایی‌های تخریب محیط‌زیست در آن منطقه را همراه با گراف‌های ریاضی مورد واکاوی و بررسی قرار داد.
پس از مباحث مطرح‌شده توسط برارپور، هریک از اعضای پنل، از زوایای تخصصی خود به ارایه‌ی دیدگاه پرداختند.
این پنل، راس ساعت ۱۱:۳۰ به کار خود پایان داد و بررسی نتایج، سیاست‌ها و راه‌حل‌ها به نشست بعد موکول شد.
@IranMetaChallenges
@kamppress
.
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
شادترین و خاص‌ترین کلاس درس ایران که در آن، کلاس اولی‌ها با رویکردی خلاقانه یاد می‌گیرند!
آفرین به این آموزگار متعهد و خلاق که مهارت‌های شاد بودن و شادزیستن را از سنین کودکی به شاگردانش می‌آموزد.
@IranMetaChallenges
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
دراین ویدئو، حسام‌الدین آشنا - مشاور فرهنگی حسن روحانی بدرستی دارد ازکارکردهای ضدتوسعه‌ای سیستم تاراج(Spoil System) در ایران و سازوکارهای نفوذ کارگردانان آن سیستم درنظام بودجه‌ریزی کشور سخن میگوید!
دراین‌رابطه، دوپرسشی که مردم انتظار دارند ایشان بدان‌ها پاسخ دهد آن استکه:
1⃣"باتوجه به اینکه حسن روحانی خودش چنددوره نماینده مجلس بوده و اتفاقا درمسندهای امنیتی وبودجه‌ای نیز قرار داشته، آیا ایشان از سازوکارهای بودجه‌ای کشور بی‌اطلاع بوده که آمده خودش را نه یک‌دوره، بلکه در دو دوره بعنوان نامزد ریاست‌جمهوری به مردم معرفی کرده؟! اگر ایشان بی‌اطلاع بوده، پس چرا مشاوران انتخاباتی‌شان، راجع به موضوعی به این مهمی پژوهش نکرده‌اند؟ وچرا درهمان زمان انتخابات، این بحث‌ها را به درون توده‌ها نکشانده‌اند؟"!
2⃣"و اگر روحانی اطلاع داشته، پس معنای این فرار روبه‌جلوی مشاور فرهنگی ایشان در زمان اکنون(دی ۱۳۹۷) چیست؟ آیا مطرح کردن این بحث‌ها در زمان اکنون به معنای استیصال دولت در حل مسایل کشورنیست؟"!
آشنا همچنین باید پاسخ می‌داد: "بالاخره سرانجام اتهامات وارده به حسین فریدون ومهدی جهانگیری به کجا کشیده شد؟"!
@IranMetaChallenges
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🔸تایم‌لپس سرگذشت دریاچه‌ی آرال در شوروی سابق و در مزر ازبکستان و قزاقستان کنونی!
🔹آرال با ۶۸هزار کیلومتر مربع وسعت، چهارمین دریاچه بزرگ جهان به‌شمار می‌آمد. دریکی از تراژیک‌ترین پدیده‌های طبیعی و زیست‌محیطی جهان، دریاچه آرال به جز نوار باریکی، بطور کامل خشک شد.
🔹طرح انتقال آب ازطریق دورودخانه برای توسعه کشت پنبه باعث شد تا شوری آب دریاچه، ۱۰برابر افزایش یابد و بدنبال آن، آبزیان ازبین رفتند ومزارع پنبه نیز خشک شدند!/مجمع جهانی اقتصاد
بنیادتوسعه پایدارایران، بزودی نتایج مدلسازی سیستمی وشبیه‌سازی ریاضی‌اش درخصوص عوارض جانبی و پیامدهای انتقال آب دریای کاسپین به کویر مرکزی ایران را در مجامع علمی بین‌المللی ارایه خواهد کرد.
در همین رابطه و در پویایی‌شناسی سیستم‌ها، الگوی رفتاری رایجی وجود دارد که «تراژدی منابع مشترک» خوانده میشود! این الگو، پویایی‌های رفتار مشترک افراد جامعه‌ای را توضیح میدهد که بدون توجه به ظرفیت تحمل محیط‌زیستی یک اکوسیستم، در رقابت با یکدیگر اقدام به برداشت بی‌رویه یا خارج از رویه از منابع آن میکنند تا سرانجام، آنرا به کام مرگ بکشانند!

🔻کانال ایران و ابرچالشهای آینده
@IranMetaChallenges
درود بر همگی دوستان

درصورت تمایل، شما می‌توانید پیام‌ها و استوری‌های مرا در اینستاگرام نیز دنبال بفرمایید.
با احترام - برارپور

http://Instagram.com/koroushbararpour
Forwarded from پیوند نگار
‍ ‍‍ ‍‍ واکنش یک کنشگر جامعه مدنی ایران به توئیت محمدرضا عارف: کناره‌گیری دسته‌جمعی مسئولان غالبا ناکارآمد کنونی ایران از قدرت، نقطه آغازین ورود به فاز صفرِ حل‌مسئله در کشور است!

جناب آقای دکتر محمدرضا عارف - ریاست محترم کمیسیون آموزش و تحقیقات مجلس، عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام، عضو شورای‌عالی انقلاب فرهنگی و رییس فراکسیون امید!

با تقدیم درود و با احترام

خبرگزاری ایسنا روز شنبه پانزدهم دی‌ماه ۱۳۹۷، در قالب یک خبر، توئیتی را از حضرتعالی بازنشر داده که شما در آن توئیت، چنین نوشته‌اید: "... اقشار مختلف مردم اعم از کارگران، معلمان، دانشجویان مطالبات به‌حقی دارند. مسئولان پاسخ قانع‌کننده‌ای به آنان بدهند ..."!
بر این اساس و در واکنش به این یادداشت تامل‌برانگیز جنابعالی، طرح چند پرسش زیر اجتناب‌ناپذیر است. بویژه آنجایی‌که فرموده‌اید: "مسئولان پاسخ قانع‌کننده‌ای به معترضان و مطالبات مردم بدهند."!!
🔸پرسش‌های اشاره‌شده در بالا به‌شرح زیر مطرح میشود:
۱. منظور جنابعالی از کلیدواژه‌ی «مسئول» چیست و چه تعریفی از آن ارایه می‌دهید؟
۲. یادداشت حضرتعالی نشان می‌هد؛ از دیدگاه شما انگار مسئول، کسی یا کسان دیگری‌اند و شما و همکاران‌تان هیچگونه مسئولیت پاسخگویی در برابر حجم زیادی از مطالبات روزافزون و پاسخ‌ داده‌نشده‌ی جامعه ندارید!
۱ - ۲. آیا جایگاه «نمایندگی مجلس» برای کسی چون جنابعالی «مسئولیت پاسخگویی به مطالبات مردم» ایجاد نمی‌کند؟ اگر خیر! پس چرا با رای مردم آنرا در اختیار گرفته‌اید؟
۲ - ۲. آیا عضویت در مجمع تشخیص مصلحت نظام برای جنابعالی مسئولیت پاسخگویی ایجاد نمی‌کند؟ اگر خیر! پس چرا آنرا در اختیار گرفته‌اید؟!
۳ - ۲. آیا عضویت در شورای‌عالی انقلاب فرهنگی برای جنابعالی مسئولیت پاسخگویی ایجاد نمی‌کند؟ اگر خیر! پس چرا آنرا در اختیار گرفته‌اید؟!
۴ - ۲. آیا تیتر زدن‌های رسانه‌های داخل و خارج از کشور که از جنابعالی تحت عناوینی چون رییس فراکسیون امید و رییس شورای سیاستگذاری اصلاح‌طلبان یاد میکنند، برای شما مسئولیت پاسخگویی ایجاد نمی‌کند؟ اگر خیر! پس چرا رسانه‌های حامی شما و دوستان‌تان، بجای آگاهی‌بخشی عمومی، هر روز و هر ساعت دارند مردم را گیج‌تر و گمراه‌تر از قبل می‌کنند؟!
۳. فرض کنیم بجای جنابعالی و حدود سیصد نماینده مجلس، «صنف قصاب‌ها» مطالبات مردم را نمایندگی می‌کردند. بر این اساس، چه اتفاق ناگواری قرار بود در کشور رخ دهد که طی ۴۰سال گذشته تاکنون رخ نداده؟!
۴. فرض کنیم بجای جنابعالی و دیگر اعضای مجمع تشخیص مصلحت نظام، «صنف بقال‌ها» سیاست‌های کلان نظام را تعیین می‌کردند. بر این اساس؛ کدام جنگل، کدام محیط‌زیست، کدام دریا، کدام اجتماع علمی و فرهنگی، کدام خط تولید، کدام سرمایه انسانی و کدام سرمایه اجتماعی قرار است مورد هجمه‌ی سیاستیِ ساده‌انگارانه‌ی ایشان قرار گیرد که طی ۴۰سال گذشته تاکنون قرار نگرفته؟!
۵. فرض کنیم بجای جنابعالی و دیگر اعضای شورای‌عالی انقلاب فرهنگی، «دراویش گنابادی» سیاست‌های فرهنگی ایران را تعیین می‌کردند. بر این اساس، کدام ارزش مثبت و کدام باور قوی فرهنگی قرار بود در کشور به ارزشی منفی و باوری ضعیف تبدیل شود که طی ۴۰سال گذشته تاکنون نشده و فساد سیستماتیک را نیز در کشورمان، گسترش و ژرفا نبخشیده است؟!
امید است نشانه‌هایی از «ژن شجاعت و شهامت» در حضرتعالی و دیگر همراهان‌تان یافت شود. بر این اسای پیشنهاد می‌شود؛ هم خودتان و هم دیگر مسئولان غالبا سالخورده و کهنسال کشور در اقدامی شجاعانه و در واکنش به وضع بد کنونی ایران، از کلیه‌ی مَناسب انتصابی و انتخابی‌تان «کناره‌گیری» کنید تا راه برای قرارگیری نسل جوان و تازه‌نفس ایران جهت مدیریت کشور باز شود.
بدیهی است؛ هم ضرورت و هم فوریت دارد پیش از کناره‌گیری از قدرت، «قانون انتخابات کشور» را تغییر دهید تا شرایطِ «ایجاد تغییر در قانون اساسی کشور» و زمینه‌های «چرخش نخبگان» برای نسلی از مدیران جوان و تازه‌نفس فراهم شود. نسلی غالبا جوان که بدلیل «فقدان احزاب شناسنامه‌دار» در ایران، هیچگونه مدل رشدی طی ۴۰سال گذشته تاکنون برای‌شان فراهم نبوده و درصورت ایجاد تغییرات اشاره‌شده، می‌توانند زمینه‌های رشد پویا را برای نسل‌های آینده و طبیعت ایران فراهم کنند.

پاینده باد ایران و دور باد ایرانی ز شرّ اهریمن

کوروش برارپور - عضو کوچکی از جامعه مدنی ایران
شانزدهم دی‌ماه ۱۳۹۷
@IranMetaChallenges
.