‌ایران ‌و اَبَرچالش‌های ‌آینده
573 subscribers
380 photos
400 videos
17 files
101 links
این کانال رسانه‌ای آزاد، مستقل و بیطرف استکه با رویکردی «سیستمی» و روش‌های «تبارشناسیِ(قدرت)» و «تحلیل روند» به تحلیل و تفسیر انتقادی از ابرچالشهای ایران می‌پردازد و برای آنها «راه‌حل‌های علمی» ارایه میدهد.
🔹شورای نویسندگان:
۱. کوروش برارپور
@bararpour
Download Telegram
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
🔸مستند مش‌کاظم(قسمت۳)
🔹معرفی سبک زندگی و مدل تولید مش‌کاظم در گاوسرای کورچانی

🔻کانال ایران و ابرچالشهای آینده
@IranMetaChallenges
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🔸مستند مش‌کاظم(قسمت۴)
🔹معرفی سبک زندگی و مدل تولید مش‌کاظم در گاوسرای کورچانی

🔻کانال ایران و ابرچالشهای آینده
@IranMetaChallenges
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🔸مستند مش‌کاظم(قسمت۵)
🔹معرفی سبک زندگی و مدل تولید مش‌کاظم در گاوسرای کورچانی

🔻کانال ایران و ابرچالشهای آینده
@IranMetaChallenges
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🔸مستند مش‌کاظم(قسمت۶)
🔹معرفی سبک زندگی و مدل تولید مش‌کاظم در گاوسرای کورچانی

🔻کانال ایران و ابرچالشهای آینده
@IranMetaChallenges
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🔸مستند مش‌کاظم(قسمت۷)
🔹معرفی سبک زندگی و مدل تولید مش‌کاظم در گاوسرای کورچانی

🔻کانال ایران و ابرچالشهای آینده
@IranMetaChallenges
‌ایران ‌و اَبَرچالش‌های ‌آینده
🔸ضمن عرض خوشامدگویی به اعضای محترمی که به‌تازگی افتخار حضورشان در «کانال ایران و ابرچالش های آینده» نصیبمان شده است؛ مطالعه سه یادداشت مرتبط بهم زیر را به شما فرزانگان پیشنهاد می‌کنیم: 1️⃣https://t.me/IranMetaChallenges/11 2️⃣https://t.me/IranMetaChallenges/14…
نامه‌ای به رئیس مجلس شورای اسلامی


جناب آقای دکتر علی اردشیر لاریجانی - ریاست محترم مجلس شورای اسلامی و عضو حقوقی مجمع تشخیص مصلحت نظام

پیرو مذاکرات حضوری و مکاتبات پی‌درپیِ ده‌سال گذشته تاکنون با جنابعالی، انفجاری‌ترین ابرچالش ایران در زمان اکنون، فروپاشی ناگهانیِ نظام جمهوری اسلامی ایران در آینده نزدیک خواهد بود.

اینجانب درحال انتشار عصاره‌ی پژوهش‌های دو دهه‌ای‌ام در کانال تلگرامیِ "ایران و ابرچالشهای آینده" با پیوند عضویت زیر هستم. مطمئنم رهبران محترم نظام، بنا به ضرورت و فوریت به راه‌حل‌های چاره‌سازِ ارایه‌شده در آن کانال، عنایت ویژه خواهند داشت.
بسیار علاقمندم طی یک سخنرانی ۲۰ دقیقه‌ای در جمع اعضای محترم مجمع تشخیص مصلحت نظام(و نه کارشناسان آن مجمع)، محاسبات و معادلات ریاضی مربوط به: "زمان دو برابر شدنِ اعتراضات مردمی"، "نیمه‌عمر نظام" و "سقوط ناگهانیِ نظام" را برای کسانی ارایه کنم که سیاست‌های غالبا اشتباه آنان طی ۴۰سال گذشته تاکنون، عامل اصلی سقوط ناگهانی نظام می‌باشد و نه شیطنت‌های آمریکای جهانخوار که معمولا در ادبیات سیاسی ایران، "دشمن" خوانده میشود!

شایان یادآوری استکه؛ عدم‌قطعیت‌های محیطی چون خشکسالی، زلزله، تحریم، ترور و جنگ احتمالی؛ تنها به نزدیک‌شدن زمان سقوط نظام کمک میکنند. عامل اصلی سقوط خودِ ما هستیم و بس!

با احترام فراوان
کوروش برارپور - منتقد خیرخواه و عضو کوچکی از جامعه مدنی ایران

رونوشت به: ملت تحولخواه ایران
@IranMetaChallenges
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🔸ثروت‌های انباشته‌ی قذافی - رهبر ساقط شده‌ی لیبی!
همه‌ی دیکتاتورها به‌دلیل ناامیدی از تحولات آینده وبه‌دلیل قطع امید ازفرجام نیک، اقدام به چپاول وانباشت ثروت‌های نامشروع میکنند!
@IranMetaChallenges
«نیمه عمر» و «زمان فروپاشیِ» یک سیستم بیمار به چه معناست و چگونه اندازه‌گیری می‌شود؟

کوروش برارپور – پژوهشگر آزاد(و بیطرف) و فعال جامعه مدنی ایران
📆 یکشنبه - پنجم فروردین ۱۳۹۷


🤛 حاشیه:
بازخوردهای دریافتی از انتشار یادداشت‌های پیشین نشان می‌دهد: جامعه ما در شرایط رویارویی با دیدگاه‌های علمی، هنوز از سطح بلوغ علمی و سیاسی–اجتماعی قابل قبولی برخوردار نیست! تعداد انگشت‌شماری از خوانندگان گرامی پس از خواندن یادداشت‌های پیشین نگارنده اشاره داشته‌اند: "آیا شما دارید فروپاشیِ نظام را تئوریزه می‌کنید؟! و چرا هنگام ذکر نام رهبران نظام، از عناوین خفیفی چون آقای، جنابِ و مرحوم‌فلانی برای آنها استفاده می‌کنید؟"!

این بخش از این مجموعه یادداشت‌ها که محصول دو دهه پژوهش و تلاش‌های شبانه‌روزی و داوطلبانه‌ی پژوهشگر است و از هیچ نهاد یا ارگانی نیز پشتیبانی مالی و غیرمالی نشده، به این دسته از خوانندگان ارجمند تقدیم می‌شود.

👈 اشاره:
نرخ فروپاشی، تعداد دفعات فروپاشی تا رسیدن به فروپاشی کامل، نیمه‌عمر(Half-Life) و طول عمر سیستم‌های بیمار(و ناکارآمد) از مهمترین مفاهیمی هستند که در پویایی‌شناسی سیستم‌های پیچیده، مورد توجه سیستم‌شناس‌ها قرار می‌گیرند.
این نوشتار با هدف آگاهی‌بخشیِ عمومی به نگارش درآمده و با تکیه بر محاسبات ریاضی(پیوست)، به تبیین مقوله‌ی «فروپاشی» در سیستم‌های بیمار می‌پردازد. بنابراین از این‌جهت، این مجموعه کنش‌ها، تلاشی هرچند کوچک برای رواج «عقل محاسب» در نظام کشورداری ایران و جایگزینی آن بجای «عقل کاسب» است. در این معنا، این مجموعه کنش‌ها همچنین، تلاشی برای جایگزینی «انقلاب اندازه‌گیری» بجای «انقلاب‌های سیاسی و ایدئولوژیک» در ایران و جهان نیز هست. مراد از اندازه‌گیری نیز، اندازه‌گیری عملکرد حاکمان و دولتمردان غالبا ناکارآمد و غیرپاسخگویی است که مدعی انقلابی‌گری نیز هستند!

⛔️ الف) تعبیر ریاضی از مفهوم فروپاشیِ یک سیستم بیمار:
مطابق معادلات ریاضی پیوست، اگر تعداد مدیران و گردانندگان یک سیستم بیمار را با n، نمایش دهیم و مقدار اولیه‌ی آنها را نیز n0 فرض کنیم، آنگاه «فروپاشی» آن سیستم، زمانی آغاز می‌شود که تعداد مدیران و گردانندگانش به دلیل فعال شدن یک حلقه بازخوردی منفیِ ناشی از انشقاق، گسست و جدایش بین آنها، از نصف مقدار اولیه‌شان کمتر شود. این زمان، «نیمه عمر سیستم(t1/2)» نیز نامیده می‌شود که با ظرفیت تحمل و کفایت منابع سیستم، رابطه‌ای معنادار دارد.

📛 ب) پارامترهای دخیل در فروپاشی یک سیستم بیمار:
در معادلات ریاضی پیوست، h ضریب نرخ واپاشی سیستم نامیده می‌شود که به مولفه‌های گوناگونی بستگی دارد. مطابق معادلات ریاضی پیوست، «ده پارامتری» که در یک نظام کشورداریِ فاسد تعیین کننده‌ی فروپاشی آن در معادله‌ی h هستند عبارت از موارد زیر است:

• ضریب تولید «گلوگاه» ناشی از ناکارآمدی ساختاری در مدیریت کلان سیستم: α
• ضریب ایجاد «بحران» ناشی از ازکارافتادگی فرایندهای اداری در یک سیستم فاسد: 𝛽
• ضریب افسارگسیختگی فساد سیستماتیک در یک سیستم فاسد و گسترش هرج و مرج‌های عَمدی و مدیریت‌شده در آن سیستم: 𝛾
• ضریب ناهمجوشی دستگاه‌های دولتی و حاکمیتی با یکدیگر: δ
• ضریب اتلاف زمان و دیگر منابع، ضریب فرسایش ظرفیت تحمل مردم و طبیعت، ضریب تهی‌سازی انواع سرمایه‌ها و ضریب ازهم‌گسیختگی اجتماعی و نهادی در جامعه: ε
• ضریب تمرکزِ منهای فرصتِ دستگاه‌های حاکمیتی بر ایدئولوژیِ تک‌هویتی(دین‌گراییِ افراطی) و گسترش بحران‌های چندهویتی در جامعه: σ
• میل به گسست، انشقاق و جدایش انواع هویت‌ها(ی غالبا سرکوب شده‌ی قومی، مذهبی، نسلی، جنسیتی، علمی، فرهنگی، تمدنی و سازمانی) از تک‌هویتِ غالبِ مذهبی(و انقلابی): μ
• ضریب نا امیدی و بی‌اعتمادی عمومی نسبت به سیستم و ضریب بی‌انگیزگی و نا امیدیِ همگانی در بین نخبگان و توده مردم از آینده: θ
• ضریب ناکارآمدی رهبران و دولتمردان در حل بحرانها و ابَرچالش‌های چندهویتی در جامعه: φ
• ضریب «نفوذ محرک‌های بیرونی(دشمن)» و «حاکمیت عدم قطعیت‌های محیطی» در دو شکل طبیعی و انسانی: ω

🔍 نکته اساسی ۱:
نکته‌ای که از معادلات پیوست قابل برداشت است آن است‌که: «اگرچه نظام‌های سیاسی فاسد از بی‌کفایتی و ناکارآمدی رهبران، مدیران و فرماندهان‌شان تاثیر می‌پذیرند اما طول عمر و زمان فروپاشیِ چنین نظام‌های فاسدی به کم یا زیاد شدن تعداد مدیران و فرماندهان‌شان و تجهیز آنها بستگی ندارد!
این درحالیست که درشرایط بحرانی، رهبران چنین سیستم‌هایی، بجای حل ریشه‌ای بحران‌ها، ضمن آنکه به افزایش تعداد مدیران و فرماندهان خودی یا تقویت و تجهیز آنها می‌پردازند به تعویض، جابجایی، حصر و حذف مدیران و فرماندهان به اصطلاح غیرخودی نیز مبادرت می‌ورزند(مانند تعویض پیاپی نخست وزیرها و فرماندهان عالی‌رتبه توسط شاه، در آستانه سرنگونی حکومت پهلوی)»!

ادامه👇
🤔 پ) مثالی از فروپاشی در میدان عمل:
یک نظام سیاسیِ فاسد و درحال فروپاشی را درنظر بگیرید. فروپاشی در چنین سیستم‌هایی بصورت تدریجی و درطول زمان و حداکثر ظرف «چهار نیمه‌عمر» رخ می‌دهد! طی این نیمه‌عمرهای متوالی؛ از حجم مدیران، فرماندهان، هواداران و مزدبگیران آن سیستم کاسته شده و از بدنه‌اش جدا می‌شوند!

فرض شود: در ابتدای شکل‌گیری یک نظام فاسد، 25000 مدیر و فرمانده ارشد و میانی در جایگاه های مدیریتی گماشته شده‌اند. با در نظر داشتن نرخ بازنشسته شدن مدیران و فرماندهان و جایگزینی جوان‌ترها بجای آنها، پس از گذشت یک دوره‌ی واپاشی(مثلا حدود ۳۱سال) و به دلیل روند افزایشی نرخ واپاشی سیستم، از تعداد مدیران و فرماندهان کنونی آن سیستم کاسته شده و لاجرم به سمت مرحله دوم فروپاشی حرکت می‌کند. یعنی در فروپاشیِ نخست، 63درصد از 25000 مسئول، از بدنه‌ی سیستم جدا شده و به حدود 9250 نفر کاهش می‌یابند.

مفهوم گزاره بالا آن است که سیستم فاسد یادشده، ظاهرا دارد توسط 25000 مدیر و فرمانده مدیریت می‌شود اما تنها ارتباط 9250 مدیر و فرمانده وفادار بطور موثری با مدیریت ارشد آن سیستم برقرار است و حدود 15750 نفر دیگر از آنها، عملا از مدیریت ارشد سیستم یادشده فرمان نبرده و یا به جمع معترضان مردمی، پیوسته‌اند!

در فروپاشی‌های دوم، سوم و چهارم که در زمانهای بسیار کوتاه‌تری رخ خواهند داد نیز به ترتیب 87، 95 و 98درصد از تعداد مدیران و فرماندهان کاسته شده تا درنهایت، سیستم فاسد به فروپاشی کامل می‌رسد.

🔍 نکته اساسی ۲:
نکته قابل توجه دیگر آن است‌که؛ همانگونه که هسته‌ی ناپایدار یک عنصر رادیواکتیو طی یک شکافت هسته‌ای به دو هسته پایدار تجزیه می‌شود، فروپاشی یک سیستم کشورداری فاسد و ناپایدار نیز الزاما کشمکشی درون‌سیستمی بین اجزای آن برای رسیدن به وضعیتی نوپدید و پایدار است!
طبیعی است نایل آمدن به چنین وضعیتی، با پرداخت هزینه‌های بسیار هنگفتی برای مردم و مسئولانش همراه خواهد بود!!
بنابراین راه‌حل «تغییر» از نوع «اصلاح»، بسیار کم هزینه‌تر از راه‌حل فروپاشی، براَندازی، و سرنگونی یک نظام سیاسی فاسد و ناکارآمد توسط مردم خواهد بود.

📩 جمع بندی:
اعتراضات مدنی و آشوب‌های خیابانی در هر جامعه‌ای، نشانه‌ای از «ضعف پیرویِ» شهروندانش از مدیریت کلان آن جامعه است. ضعف پیروی نیز خود نمودی از «فلجِ سیستمی» در همان جامعه است. از دیدگاه نظریه‌های مدیریت استراتژیک، فلجِ سیستمی نیز ریشه در «ضعف رهبریِ سیستم در گذشته» دارد.

«ضعف رهبریِ سیستم در گذشته» در کنار «تمرکزِ منهای فرصتِ رهبران همان سیستم بر روی آرمان‌های غلط» نیز دو علت محوری در شکست استراتژی‌های هر سیستم محسوب می‌شوند.

ازسوی دیگر؛ الهام‌بخشیِ انقلاب اسلامی ایران برای مستضعفین جهان، یکی از مهمترین جهت‌گیری‌های استراتژیک نظام جمهوری اسلامی از بدو ﺗﺃسیسش بوده است. اما پس از گذشت چهل سال از عمر انقلاب، ما نه تنها برای مردم مستضعف فلسطین، کوزوو، بوسنی، چچن، لیبی، تونس، مصر، عربستان و ... منشاء الهام‌بخشی نبوده‌ایم بلکه مردمان آن کشورها با گرایش و سپس چرخش به سمت کشورهای متخاصم، رهبران آن کشورها را منبع و منشاء الهام‌بخشیِ خود برای تغییر قرار داده‌اند!

از سوی دیگر؛ تمرکزِ منهای فرصتِ ما که منجر به صرف هزینه‌های هنگفت مالی، سیاسی و نظامی در کشورهای هدفِ الهام‌بخشی‌مان شده، سبب غافل شدن‌مان از پاسخ به ابتدایی‌ترین مطالبات و نیازمندی‌های مردم و شهروندان نجیب کشورمان نیز شده است.
بنابراین، عدم تمرکز بر گسترش ظرفیت‌های رهبری و عدم توسعه توانایی‌های مدیریتی‌مان برای ریشه‌کنی معضل فساد سیستماتیک در کشور و عدم پاسخ به ابتدایی‌ترین مطالبات شهروندان نیز سبب بروز فلجِ سیستمی و ضعفِ پیروی و درنهایت، اعتراضات گسترده مدنی و آشوبهای خیابانی در سطح جامعه شده است.
در این شرایط، برخی از بازیگران قدرت و مسببان اصلی بروز این اعتراضات، با نسبت دادن هر اعتراضی وَلو مسالمت‌آمیز به یک عامل بیگانه به‌نام «دشمن»، خود را مُبرا از هرگونه ضعف و اشتباه دانسته و سرکوب و دستگیری معترضان را تنها راه‌حل برای برون‌رفت از ابَرچالش‌های کشور می‌دانند!

بنابراین اگر قرار است تمدن ایرانی به شکلی درست، منبع و منشاء الهام‌بخشی برای جهانیان باشد، ابتدا باید با مردمان نجیب و متمدن خودمان مهربان‌تر رفتار کنیم.

🇮🇷زنده باد توسعه – پاینده باد ایران و بیشینه باد غرور ملی ایرانیان🇮🇷

@IranMetaChallenges
در اسلاید بالا، شبیه‌سازی ریاضیِ ابَرچالشِ "فروپاشی" در یک سیستم بیمار نشان داده شده و "نیمه عمر" و "میانگین طول عمر" آن سیستم نیز محاسبه شده است. n، تعداد مدیران و فرماندهان آن سیستم است.
Ey Iran
Banan
🔸سرود غرورآفرین "ای ایران" باصدای غلامحسین بنان

ما ایرانی آباد با انواع هویتهای بالنده خواهیم ساخت🌱

❤️کانال ایران و ابرچالشهای آینده کانون همدلی میان انواع هویت‌های سرکوب‌شده
@IranMetaChallenges
🔸چرا بی‌پرواییِ خردمندانه لازمه‌ی گذر از ابرچالشهاست؟
چرا تحولات بزرگ به رهبریِ خردمندانی بی‌پروا نیازدارد؟
چرا اغلب مردم درابتدای مسیر تحولخواهی،به پیشقراولان تغییر باورندارند؟
@IranMetaChallenges
آیا هدف ترامپ تغییر نظام ایران است؟ یا تحکیم آن؟

نوشته: پیتر بینارت - دانشیار دانشگاه نیویورک
برگردان و خلاصه: اسفندیار خدایی

تجارب تاریخی نشان می‌دهد؛ تحریمهای اقتصادی موجب می‌شوند کنترل جامعه هدف به دست انحصارطلبان حاکم بیفتد و روند مردم‌سالاری به حاشیه رانده شود. تاریخچه طولانی مداخله‌های آمریکا در امور داخلی کشورهای مختلف نشان می‌دهد که این مداخله‌ها همواره یک مشکل را حل کرده‌اند ولی مشکلات بزرگتری را به وجود آورده‌اند. مثلاً در دهه ۱۹۸۰ دولت ریگان مجاهدین افغانی را علیه شوروی تجهیز و حمایت کرد. ولی همین مجاهدین، القاعده را بوجود آوردند و با مرگبارترین حملات یازده سپتامبر هزاران آمریکایی را به خاک و خون کشیدند و هزاران میلیارد دلار بودجه جنگ با تروریسم را روی دست مالیات‌دهندگان آمریکایی گذاشتند.
تحقیقات نشان می‌دهند؛ تحریم‌ها جوامع هدف را به سمت دیکتاتوری سوق می‌دهند. تحقیقات دانشگاه ممفیس توسط پروفسور دورین پکسن در ۲۰۰۹ نشان داد؛ تحریمهای ۱۹۸۱ تا ۲۰۰۰ وضعیت حقوق بشر در کشورهای هدف را خراب‌تر کرد. سال بعد، تحقیقات مشترک همین پژوهشگر با پروفسور کوپردروری از دانشگاه میسوری نشان داد؛ جوامعی که هدف تحریم قرار گرفته‌اند در تمام شاخص‌های دموکراسی افت کرده‌اند و به سمت دیکتاتوری متمایل‌تر شده‌اند. ولی چرا؟
زیرا:
1️⃣ تحریم‌ها موازنه قدرت را به نفع رژیم حاکم و به زیان مردم منتقد تغییر می‌دهند و موجب می شود منابع قدرت اقتصادی و سیاسی به دست حکومت بیفتد. تحریم‌ها مردم را بیش از گذشته وابسته به جیب دولت می‌کند و نیروهای دموکراتیک دست‌شان از این منابع کوتاه می‌شود. تحقیقات پروفسور کوپردروری و پکسن نشان داد؛ در شرایط تحریم، دولتها منابع مالی را به سمت هواداران خود سوق می‌دهند تا اثرات تحریمها بر آنان را کم کنند و حمایت ایشان را برای ادامه حکومت خود تضمین کنند. در ۱۹۸۵ سازمان ملل با طرح نفت در برابر غذا موجب تقویت رژیم صدام شد. زیرا این رژیم با کنترل دفترچه های توزیع مواد غذایی، خانوارهای عراقی را مطیع و وابسته به خود کرد.
2️⃣ تحریم‌ها موجب فرار مغزها و استعدادهای هوادار دموکراسی می‌شود و زمینه را برای سلطه دیکتاتوری بر جامعه فراهم می‌کند. برآوردها نشان می‌دهند؛ بیش از سه میلیون نفر از نیروهای متخصص عراقی در دهه ۱۹۹۰، این کشور را ترک کردند. نیروهای متخصص باقیمانده در عراق دست از کارهای پژوهشی و صنعتی برداشتند! زیرا درآمدی عایدشان نمی‌شد و سرمایه‌های انسانی عراق تلف شدند و این کشور به دست اندک نیروهای بی‌تجربه و هوادار دولت اداره می‌شد.
3️⃣ تحریم‌ها طیقه متوسط یعنی موتور محرکه دموکراسی را متلاشی می‌کنند و به جمعیت فقیری می‌افزایند که خواسته آنان فقط سیر کردن شکم‌شان است نه آزادی و مشارکت در تعیین سرنوشت خود. فقر و بیکاری فقط به بیماری و عدم امنیت منجر نمی‌شود، بلکه فرهنگ و باور مردم را نیز فاسد می‌کند و همبستگی اجتماعی را متلاشی میکند و زور را جانشین قانون می‌کند. پروفسور لی جونز از دانشگاه کوین مری در کتاب «جامعه محاصره شده» درباره عراق می‌نویسد:
اتحاد میان تحریم‌ها و دیکتاتوری موجب شد که مقاومت دموکراتیک در برابر صدام متلاشی شود. اینگونه بود که پس از سقوط صدام، افراط‌گرایان داعشی بر عراق حاکم شدند و سایه آنها ده‌ها سال دیگر ادامه خواهد داشت.
ایران عراق نیست و زیرساختهای اجتماعی و اقتصادی ایران از عراق غنی‌تر است. اما چهل سال است که این کشور نیز با گونه‌های خفیفی از تحریم‌ها دست و پنجه نرم می‌کند. این تحریم‌ها فقط در سالهای ۱۳۹۰ تا ۱۳۹۳ و در دوره ریاست‌جمهوری اوباما شدید و فراگیر بوده‌اند. در همین سالها ارزش پول ایران و درآمد مردم را به شدت کاهش یافت. این تحریمها موجب شد که اقتصاد ایران به انحصار نظامیان درآید و فساد اقتصادی در این کشور فراگیر شود. این نظامیان با دور زدن تحریم‌ها درآمد سرشاری کسب کردند و بازار تولید و توزیع را در انحصار خود گرفتند و بخش خصوصی و طبقه متوسط را به حاشیه راندند.
دولت ترامپ با خروج از برجام و تحریم ایران قدم در همان راه گذاشته است و جنبش مردمسالاری نوپا را هدف قرار داده است و می‌رود که چشمه‌های امید به صلح و امنیت در منطقه خاورمیانه را بخشکاند و جامعه مدنی ایران را تضعیف و افراط‌گرایان را تقویت کند. به گفته یکی از کارشناسان ایرانی، وقتی که مردم زیر خط فقر له می‌شوند، تنها آرزوی آنها لقمه‌ای نان برای زنده ماندن خواهد بود نه تغییرات دموکراتیک سیاسی. تحریم‌های اعمالی علیه ایران طبقه متوسط را تضعیف می‌کند و ندای مردمسالاری را به حاشیه می‌راند و قدرت حاکمه را مستحکم‌تر و چابک‌تر می‌سازد و تنها راهی که پیش‌ِروی نخبگان می‌گذارد فرار مغزها خواهد بود.

🔹منبع:
Peter Beinart(2018), How Sanctions Feed Authoritarianism: http://peterbeinart.net

🔻ویرایش: کانال ایران و ابرچالشهای آینده
@IranMetaChallenges
‍ ‍‍ ‍‍ ‍‍ ‍‍ ‍‍ ‍‍ ‍‍ مقاومت در برابر سیاست چیست؟

کوروش برارپور - پژوهشگر آزاد و کنشگر بیطرف توسعه
🗓۳شنبه - ۳۱ام امردادماه ۱۳۹۷

هرگاه در سیستم پیچیده و درحال تعادلی مداخله‌ای صورت گیرد، این مداخله سبب شکل‌گیری پویایی‌های جدیدی میشود تا تعادل آن سیستم را بهم بریزد. این مقوله، شکلی از پدیده‌ای است که در پویایی‌شناسی سیستم‌ها، "پیچیدگی پویا" یا Dynamic Complicity خوانده میشود.
اجزاء بسیاری از سیستم‌ها که تعادل‌شان بر اثر سیاست‌های اشتباه و مداخله‌جویانه‌ی سیاستگذاران‌شان بهم می‌خورد، بصورت خویش‌فرما(selfmanagement) تعادل ازدست‌رفته را به سیستم بازمی‌گردانند. به این پدیده نیز، "مقاومت در برابر سیاست" گفته میشود.
استبداد و فساد در نظام‌های حکومتیِ ایدئولوژیک، ملوک‌طوایفی و اندک‌گرا؛ سیاست‌های غالبا غلطی را به بدنه و ارکان جامعه‌ی هدف‌شان می‌خورانند که با تاخیرهای زمانی، توسط اجزاء آن جوامع(سیستم‌ها) پس‌ زده میشوند.
🔹چند مثال:
◽️سیاست گشت ارشاد در نظام جمهوری اسلامی سبب گسترش بی‌حجابی یا بدحجابی در جامعه شده است.
◽️لغو کنسرت هنرمندان در شهرهای بزرگ، سبب گسترش نوازندگی خیابانی در آن شهرها میشود!
◽️اعمال سیاستهای محدودیت‌ساز برای موسیقی سنتی ایران سبب تکثیر خوانندگان زیرزمینی شده است!
◽️توصیه‌ی یک آخوند عبا شکولاتی به مردم ایران برای رای دادن به چند اَخته‌ی سیاسی، با تاخیرهای زمانی سبب ایجاد یاس و نومیدی گسترده در جامعه میشود!(این آخوند عبا شکولاتی اگر عُرضه داشت باید در زمان صدارت‌اش شرایطی را برای کشف، شناسایی و تربیت نسل جدیدی از مدیران جوان فراهم می‌کرد تا بتوانند در زمان اکنون بر مسند امور قرار گیرند. نه اینکه لیستی را متشکل از چند عدد جنازه تحویل مردم دهد و دوبار هم تاکید و تَکرار(!) کند ...)!
◽️دروغ‌پراکنی و برنامه‌های غالبا بی‌کیفیت صداوسیمای ایران سبب گرایش گسترده‌ی مردم به شبکه‌های ماهواره‌ای شده است!
◽️سرکوب اعتراضات مدنی مردم ایران توسط حاکمیت، سبب هواداری آنها از رهبران اپوزیسیون خارج‌نشین و واکنش مثبت آنها به رجزخوانی‌های ترامپ شده است!
◽️باج‌دادن حاکمان ایران به روسیه در زمینه کیس کاسپین، انرژی هسته‌ای و موارد دیگر، سبب گسترش بی‌اعتمادی مردم به رهبران ایران و گرایش آنها به آمریکا شده است!
◽️تحریف واقعیت‌های مربوط به رضاشاه توسط سریال‌های تلویزیونی در کنار بی‌کفایتی زمامداران ایران در حل مسایل اساسی کشور سبب تمجید مردم ایران از رضاشاه شده است(به شعار رضاشاه روحت شاد توسط مردم در تجمعات اعتراضی در زمان اکنون دقت شود)! حتی بسیاری از مردم ایران به زبان طنز نیز می‌گویند: "درصورتیکه جنازه‌ی رضاشاه در انتخابات ریاست‌جمهوری ۱۴۰۰ ایران شرکت کند، قطعا ۹۵درصد آراء را به خود اختصاص خواهد داد"!
◽️یا ....
راه‌حل چیست؟
راه‌حل برای بازگرداندن تعادل به نظام کشورداری ایران، حذف استبداد مذهبی و فساد سیستماتیک از راس حاکمیت ایران است. و برای حذف این دو مقوله، لاجرم باید ایدئولوژی تک‌هویتی را از سیاست جدا نمود. و برای انجام این مهم، هم ضرورت و هم فوریت دارد تا نسل جدیدی از رهبران خردمند، بی‌پروا و میهن‌دوست سکان رهبری نظام کشورداری ایران را بدست گیرند تا تغییر برنامه‌ریزی‌شده را بصورت گام‌به‌گام در ایران اجرا کنند.
🔹ویدئوی زیر که از جنبه‌ی الهام‌بخشی برای ایجاد تحولات بزرگ در نظام کشورداری ایران برخوردار است درک خوبی را برای فهم بهتر پیچیدگی در انواع سیستمهای پیچیده، به ما میدهد! ....

👈گرگ‌ها چگونه جهت رودخانه‌ها را تغییر دادند؟!(لطفا ویدئوی کوتاه زیر را ببینید)

🔻کانال ایران و ابرچالشهای آینده، پیشگام در نظریه‌پردازی در زمینه‌ی ایجاد تحولات بزرگ در ایران
@IranMetaChallenges
.
.
@yadeAyyaam
گلهای رنگارنگ - 14
گلهای رنگارنگ: شماره۱۴۰
🎤خواننده: بنان
🎻باهمکاری: صبا،خالدی،شیرخدایی، محجوبی و ورزنده
🎅اشعار: مولانا،داعی اصفهانی
🎼آهنگ: افشاری
🎧گوینده: روشنک

🔻کانال ایران وابرچالشهای آینده
@IranMetaChallenges
Audio
گلهای تازه: شماره۱۰۶
🎤خواننده: سیاوش
🎻باهمکاری: یاحقی، شریف، صارمی، مَلک
🎅غزل: حافظ
🎧گوینده: فخری نیکزاد

🔻کانال ایران وابرچالشهای آینده زنده‌نگهدارنده هویت‌های تضعیف‌شده
@IranMetaChallenges
‍ ‍‍ پوپولیسم(عوامفریبی) چیست؟

کوروش برارپور - پژوهشگر آزاد و کنشگر بیطرف توسعه
1⃣بخش نخست - چیستی و منشاء پیدایش پوپولیسم
🗓شنبه - سوم شهریورماه ۱۳۹۷

پوپولیسم در معنای اولیه، از باور به «قدرت مردم» سرچشمه گرفته است. ایدئولوژی سیاسی پوپولیسم بنا دارد تا اقلیتی را که از روابط و امتیازات خاص برخوردارند، سرنگون کرده و مردم را بجای آنها بنشاند!
واژه پوپولیسم از واژه یونانی «Populous» به معنای مردم(عوام)، سرچشمه گرفته و در انگلیسی «Populism» خوانده میشود.
پوپولیست‌ها در تاریخ در برابر اقلیتی قدرتمند که به اعتقادات، صدا و حقوق اکثریت احترام نمی‌گذارند، از توده مردم حمایت کرده‌اند.
پوپولیسم ادعا می‌کند که مفهوم واقعی دموکراسی را مد نظر دارد! زیرا دست اقشار فاسدی چون تکنوکرات‌ها، روشنفکران، سرمایه‌داران، اشراف، چپ و راست و . . . را از تعیین سرنوشت مردم کوتاه میکند و قدرت اصلی را به آنها باز می‌گرداند.
پوپولیسم در ایران نتایج دهشتباری را رقم زده است. روشنفکران، متفکران، و مردم ایران با وجود آگاهی از این وضعیت، بیشتر به‌شیوه‌ی طنز به موضوع پوپولیسم نگاه میکنند و جامعه ایران هر روز بیشتر از دیروز در معرض خطرهای درازمدتِ تکرار سیاستها و رفتارهای پوپولیستیِ سیاست‌پیشگان قرار میگیرد.
از دیگر سو، سیاستهای جهانی نیز به سمت پوپولیسم متمایل شده و این بلای سیاسی از همه‌سو، مردم ایران را در محاصره خود گرفته است! برای رویارویی با این بلای ویرانگر، لازم است آگاهی‌بخشی مناسب‌تری در سطح جامعه و بویژه در سطح عامه‌ی مردم صورت گیرد.
در رویارویی با پدیده‌ی پوپولیسم، طرح پرسش‌های زیر اجتناب‌ناپذیر است:
۱. اِشکال کار پوپولیسم در کجاست؟
۲. مگر نه اینکه حکومت مردم بر مردم چیز خوبی است؟
۳. مگر نه اینکه کوتاه‌کردن دست اقلیتی که خون ملت‌ها را می‌مکد و مردم را در فقر و بیچارگی رها می‌کند، کار خوبی است؟
۴. مگر نه اینکه بریدن دست بیگانگان که درحال توطئه علیه ملت‌ها هستند کار شایسته‌ای‌ است؟
۵. آیا استقلال و خودکفایی که از مهمترین حربه‌های پوپولیست‌هاست، بد است؟
۶. چه اشکالی دارد که مردم از حقوق خود که پوپولیست‌ها مدعی آنند بهره‌مند شوند؟
۷. مگر می‌توان برای عده‌ای که از بهره‌مندی مردم از حقوق‌شان دفاع می‌کنند، جز «قهرمان» نامی دیگر نهاد؟!
۸. چرا باید از پوپولیست‌های جایگزینی که خود را «ناجی» مردم و جامعه می‌نامند و مدعی‌اند که؛ "جامعه و مردم را باید از دست قهرمانان پوشالی نجات داد"، بیشتر ترسید؟!
۹. چه اشکالی دارد که مردم از میان خود و مستقیما کسی را انتخاب کنند تا حقوق حقه‌شان را بازستانَد؟
جالب اینکه؛ پوپولیست‌ها همواره با مطرح کردن همین پرسش‌ها منتقدین خود را منکوب یا سرکوب کرده‌اند و با استناد به نیروهای مردمی، آنها از سر راه برداشته‌اند!
پیش از آنکه برای پرسش‌های مطرح‌شده پاسخ‌های مناسبی ارایه شود، لازم است در مطالعه‌ای تطبیقی و با تکیه بر شواهد تاریخی، به نمونه‌هایی از پوپولیست‌ها در جوامع دیگر بپردازیم که چگونه جوامع هدف‌شان را به تباهی و نابودی کشانده‌اند!

ادامه دارد ....

🔻کانال ایران و ابرچالشهای آینده، تلاشگر درجهت روشنگری جامعه
@IranMetaChallenges
.
.
‍ ‍‍ ‍‍ پوپولیسم(عوامفریبی) چیست؟

کوروش برارپور - پژوهشگر آزاد و کنشگر بیطرف توسعه
2⃣نمونه‌های تاریخی(مطالعه تطبیقی)
🗓یکشنبه - ۴ام شهریورماه ۱۳۹۷

ژولیوس سزار در رُم را میتوان از نخستین نمونه‌ها یا سردَمداران پوپولیسم نام برد. سزار که یک سناتور بود علیه آراء سنا، قیامی مردمی به‌راه انداخت و با رفراندم(همه‌پرسی) از مردم، خود را دیکتاتور رم خواند و به این ترتیب امپراتوری رم برای چند قرن احیا شد(سناتورهای رم بر اساس رای‌گیری از میان برگزیدگان انتخاب میشدند و نه عامه‌ی مردم).
🔸به‌رغم اینکه بازگرداندن همشهریان رمی به اعتبار و صلابت سابق‌شان از مهمترین اهداف مطرح‌شده از طرف ژولیوس سزار بود، برده‌داری در دوران امپراتوری رم تا پنج قرن رواج گسترده‌تری پیدا کرد!
سال‌ها بعد موسولینی در ایتالیا، خود را نماینده‌ی بی‌واسطه‌ی مردم خواند و برای بازگرداندن عظمت امپراتوری رم یکبار دیگر - به نمایندگی از مردم ایتالیا - فاشیسم را پایه‌گذاری کرد.
🔸در این مقاله، برخلاف آنچه در تعریف اولیه و در بخش نخست از این مقاله آمده، پوپولیسم عبارتست از: «مراجعه به افکار عمومی و یا هدایت افکار عمومی برای همراهی با پوپولیست‌ها جهت دور زدن قواعد حاکم بر بازی دموکراسی».
ولی در فرایند تبیین کاربرد پوپولیسم در استقرار مکتب نازیسم باید تامل بیشتری کرد. شکل‌گیری نازیسم در آلمانِ زخم‌خورده‌ی پس از جنگ جهانی اول، با هدف بازگرداندن استقلال و قدرت به آلمان علیه عهدنامه ورسای(حامل تعهدات آلمان پس از شکست در جنگ جهانی اول) و اِعمال فشار بر دشمنان و بیگانگان آغاز شد. قیام علیه سرمایه‌داران بزرگ(و نهایتا یهودی‌ها) و سیاستمداران فاسد نیز در سازوکار حزب سوسیال - ملی آلمان قرار گرفت. بعدها همین واکنش‌های شدید ضد سرمایه‌داری بر ضد مارکسیست‌ها و درنهایت همه‌ی نگاه‌های متفاوت بکار گرفته‌شد و حزب سوسیال - ملی آلمان(نازی) با گسترش محبوبیت خود در میان طبقه‌ی متوسطِ (خورده بورژوا به تعبیر مارکسیستها) از انتخابات ۱۹۲۸ که حدود ۱۲۰هزار رای به خود اختصاص داده بود، با یک رفراندم موفق در ۱۹۲۹ و با یکه‌تازی هیتلر در انتخابات ۱۹۳۰، بیش از شش‌میلیون رای به خود اختصاص داد. هیتلر بالاخره در ۱۹۳۳ با حکم هیندنبرگ(رئیس‌جمهور)، نخست وزیر آلمان شد ولی حزب نازی هنوز از اکثریت آراء برخوردار نبود.
🔸تا اینجا می‌بینیم هیتلر از ابزارهای بنیادین دموکراسی استفاده کرده، ولی به‌تدریج از ۱۹۳۰ تا ۱۹۳۳، هیتلر دموکراسی را برای رسیدن به اهداف خود و یا به‌زعم او «ملت آلمان» کافی نیافت.
🔸در ماه ژوئن ۱۹۳۵، هیتلر در نطقی در برابر هزاران هوادار سینه‌چاک(مردم) اعلام کرد:
"با وجودی که ممکن است اغراق به نظر برسد، به شما اعلام میکنم که جنبش نازی تا هزارسال دیگر ادامه خواهد یافت . . .! فراموش نکنید که ۱۵سال پیش چطور بعضی خندیدند وقتی من ادعا کردم روزی فرمانروای آلمان خواهم شد. امروز هم همانطور احمقانه میخندند وقتی من ادعا میکنم که در قدرت خواهم ماند!"
🔸در اوایل آگست همان سال ۱۹۳۴ هیندنبرگ از دنیا رفت و درست ۱۷روز پس از مرگ او هیتلر اعلام همه‌پرسی عمومی کرد. در این رفراندم «مردم» با رای موافق به تلفیق اختیارات نخست وزیر و رئیس جمهور، هیتلر را به عنوان Führer یا leader یا پیشوا انتخاب کردند.
🔸نتیجه آراء عمومی در آلمان شرقی بیشترین رایِ آری را به‌همراه داشت و بیش از ۹۵درصد به پیشوایی هیتلر رای دادند. در این رای‌گیری حدود ۹۵درصد از رای‌دهندگان واجد شرایط، پای صندوق‌ها رفتند و جمعا ۳۸میلیون آلمانی یعنی بیش از ۸۸درصد از کل آراء به نفع هیتلر بود. گوبلز(مسئول تبلیغات حزب) از نتیجه آرا به‌شدت متاسف شد و معتقد بود که هنوز راه درازی تا ریشه‌کن کردن خائنین در آلمان وجود دارد!
🔸از آن به‌بعد با توجه به حمایت همه‌جانبه مردم فعالیت تمام احزاب ممنوع اعلام شد و حزب نازی قدرت مطلقه را به خود اختصاص داد. پیشوا معتقد بود که جریانات حزبی و نفوذ یهودیان و بیگانگان در کشور، هیچ هدفی جز تضعیف و نابودی ملت آلمان دنبال نمی‌کنند. شاخه جوانان حزب نازی کمپین جاسوسی عظیمی را در بین خانواده‌ها براه انداخت تا ریشه‌های خیانت به پیشوا را از بیخ برکَند. حزب نازی در تمام مظاهر زندگی آلمان‌ها و سپس جهان وارد شد که مصداق‌های بیشمار و نتایج گسترده آن سیاست‌ها به همت یهودیان پایه‌گذار هالیوود به تفصیل و تشریح دیده شده و نیازی به بازگویی ندارد!
شایان یادآوری است؛ مراد از بازگو کردن مثالهایی از استقرار فاشیسم، دیکتاتوری و نازیسم به این معنا نیست که پوپولیسم معادل این مشی‌های سیاسی یا ایدئولوژی‌های مستقل است. بلکه، همانطور که بیشتر خواهیم خواند، پوپولیسم یکی از ابزارهایی است که مورد استفاده این نهضت‌های مبتنی بر عقیده(یا ایدئولوژی‌پایه)، قرار می‌گیرد.

ادامه دارد ....

🔻کانال ایران و ابرچالشهای آینده، تلاشگر درجهت روشنگری جامعه
@IranMetaChallenges
‍ ‍‍ ‍‍ پوپولیسم(عوامفریبی) چیست؟

کوروش برارپور - پژوهشگر آزاد و کنشگر بیطرف توسعه
3⃣نمونه‌های تاریخی از عصر حاضر
🗓۴شنبه - ۷ام شهریورماه۱۳۹۷

در تحلیل رفتارهای پوپولیستیِ سیاست‌پیشگان باید توجه داشت؛ پوپولیسم در مقاطع مختلف تاریخی همواره بعنوان مکمل برای دیگر مکاتب ایدئولوژیک استفاده شده است.
یعنی پوپولیسم متعلق به یک جناح یا ایدئولوژی خاصی نیست. امروزه، نقش گسترده پوپولیسم را نه‌تنها در سیاستمداران دست راستی(برلوسکونی در ایتالیا) و دست راستی افراطی(ژان ماری لوپن در فرانسه) و محافظه‌کار(ترامپ در امریکا) به روشنی می‌توان مشاهده کرد، بلکه سیاستمداران چپ نیز تا سرحد مرگ از روش‌های پوپولیستی بهره جسته‌اند! هوگو چاوز در ونزوئلا، ایو مورالس در بولیوی، دَنیِل اورتگا در نیکاراگوئه از نمونه‌های امروزی‌تر این جنبش‌های چپ در امریکای لاتین هستند. ولی از رهبران جنبش‌های قدیمی‌تری چون مائو در چین، فیدل کاسترو در کوبا و حرکت‌های سوسیالیستی در شیلی نیز نباید غافل بود. در این میان، سیاستمداران و رهبران کشورهای دیگری نیز به پوپولیسم دلبستگی زیادی نشان داده‌اند که دارای نحله‌های فکری متفاوتی بوده‌اند. از این میان می‌توان به خوآن پرون آرژانتینی و جمال عبدالناصر مصری اشاره کرد.
باید توجه داشت که دو مثال پایانی، از نمونه‌های موفق‌تر پوپولیسم در جوامع هستند و این بدان معنا نیست که نمونه‌های ناموفق‌تری چون حسنی مبارک(مصر) و معمر قذافی(لیبی) نکوشیده بودند از پوپولیسم بهره‌مند شوند. مبارک تا آخرین روزهای اشغال پست ریاست‌جمهوری، از نتایج انتخاباتی بهره می‌بُرد که براساس آنها، هربار بیش از ۹۰درصد از آراء را به خود اختصاص می‌داده!
در این مجال، این پرسش قابل طرح استکه: چرا وقتی باید درباره «توسعه» و مفهوم «توسعه پایدار» صحبت کنیم، درواقع داریم از «پوپولیسم» حرف می‌زنیم ؟!
آنچه تاکنون در این بخش و در دو بخش پیشین از مقاله حاضر گفته‌شد، پاسخی بود برای پرسش بالا!
👈 بر این اساس، پرسش سِپسین آن استکه؛ چه شرایطی در پدیدار شدن پوپولیسم موثر است و چرا و چگونه سیاستمداران به آن متوسل می‌شوند؟
🔸پاسخ:
▪️مهمترین شرایط لازم برای پدید آمدن و موفقیت پوپولیسم عبارتند از:
◽️اقتصاد ضعیف، نابرابریِ مشهود فرصت‌ها، بی‌اعتمادی به دولت و رهبران سیاسی در انجام رفرم‌ها، تهدیدهای خارجی و نیاز مردم به کمک‌خواهی از یک مرد آهنین در نقش «قهرمان(احمدی‌نژاد)» یا «ناجی(روحانی)»!
◽️اگر مجموعه شرایط بالا مهیا باشد که اخیرا در بسیاری از کشورهای جهان(و بویژه ایران) مهیاست، طبیعی است مردانی که در این راه قدم می‌گذارند باید بر رسانه‌ها(ی غالبا اجاره‌ای) سلطه داشته باشند.
◽️پوپولیست‌ها معمولا علیه فساد، بی‌عدالتی و قرارومدارهای معمول سیاستمداران قد عَلم می‌کنند و خود را نماینده تمام و کمال قشر صدمه‌دیده معرفی میکنند! با «جسارت» و با «شهامت» حرف می‌زنند و خبر از «طوفان‌های تغییر» در آینده‌ای نزدیک میدهند!
آینده برای رهبران پوپولیست روشن و پر از مباهات است:
◽️"پیروزی از آن ماست"!
◽️"بازگشت به گذشته شکوهمند"!
◽️"عدالت برای همه"!
◽️"ما میتوانیم"!
و شعارهای از این‌دست، از انواع شعارهای رایج پوپولیست‌ها به‌شمار می‌رود.
البته پوپولیسم ابعاد متفاوتی دارد. پیداست که هر سیاستمداری، چه موجه و چه ناموجه، برای مردم اهمیت قائل است! حتی در اروپای قرون وسطایی که امپراطور(پادشاه) را سایه خدا می‌دانستند و مردم رعایای وی بودند، مصلحان اجتماعی به سلاطین نصیحت می‌کردند که به حال رعایا رسیدگی کنند.
در اشعار فارسی بخش قابل‌توجهی به این مهم اختصاص یافته و به‌نظر می‌رسد که سلاطین گذشته(یا دست‌کم تعدادی از آنها) نیز از این رفتارها خوش‌شان می‌آمده و به شعرای ناصح، صله می‌دادند. با این حال استفاده ابزاری از پوپولیسم تنها در رژیم‌های دموکراتیک و یا دست‌کم متظاهر به دموکراتیک بودن، امکان‌پذیر است.
باید توجه داشت؛ لزوم حضور نمایندگان مردم در ساختار حاکمیت و توجه به وضعیت رفاه ایشان از بنیادهای فلسفه سیاسی مدرن است. تقسیم قدرت میان قوای سه‌گانه و تحولات بنیادی در ساختار حکومتها پس از انقلاب فرانسه و بوجود آمدن دنیای مدرن به شکلی که امروز وجود دارد، مدیون اندیشه‌های سیاسی اندیشمندانی چون: توماس هابز، جان لاک، منتسکیو، بنتام، آگوست کنت و دیگر متفکرانی است که «خوانش‌های مدرنی» از کشورداری و توسعه را پایه‌گذاری کردند.
ولی مردم لزوما اندیشمندان و متخصصان امور سیاسی نیستند، هرچند که بسیار در معرض نتایج این سیاست‌ها قرار می‌گیرند. سیاستمداران نیز از این موضوع آگاهند و آنها که به مردم نزدیک‌ترند و یا به عبارتی رگ خواب مردم را در دست دارند، پیوسته به وسوسه‌ی دور زدن راهکارها و روشهای سیاسی دچار میشوند.

ادامه دارد ....

🔻کانال ایران و ابرچالشهای آینده، تلاشگر درجهت روشنگری جامعه
@IranMetaChallenges
.
.