Forwarded from ایران و اَبَرچالشهای آینده
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
✅اعمال تغییری هرچند کوچک درشرایط اولیه نظام کشورداری ایران(بعنوان سیستمیپیچیده)، باعث ایجاد تغییراتی شگرف، عمده وبلنددامنه در رفتار اقتصاد،فرهنگ،سیاست ومحیطزیست در ایران میشود!
@IranMetaChallenges
@IranMetaChallenges
✅اگر همین الان در نظام سیاسی ایران تغییرات بنیادی ایجاد شود و شرایط یادگیری برای نسل زیر دهسال فراهم شود، تنها این نسل مخاطب مباحث نوین توسعه خواهدبود. نسل پیش ازآن بشدت منفعلست!
@IranMetaChallenges
@IranMetaChallenges
چرا نظام جمهوری اسلامی نیازمند تغییرات بنیادی است؟
✍کوروش برارپور - پژوهشگر آزاد و کنشگر بیطرفِ توسعه
🗓۴شنبه - ۱۷ام اَمرداد۱۳۹۷
✅مطالعات نگارنده نشان میدهد: "بیشتر ایرانیان؛ چه طیف نخبگان و چه طبقات مرفه، متوسط و تهیدست جامعه به این جمعبندی رسیدهاند که: رهبران نظام اساسا هیچ اعتقادی به اصلاح وضع موجودِ کشور ندارند و هرآنچه میگویند همهاش دروغ است و ما خودمان باید دستبهکار شویم"!
◾️اعتراضات مردمی در کف خیابانها که غالبا دربرگیرندهی اعتراضات طیف گستردهای از چیزباختگانی از قشر جوانان، زنان و طبقهی تهیدست جامعه است نیز نشان از این مدعا دارد.
✅بر این اساس، ایرانیانی که صحبت از تغییر وضع موجود ایران میکنند را میتوان به سه گروه دستهبندی کرد:
1⃣کسانیکه اعتقاد به انقلابی دیگر یا براندازی نظام سیاسی ایران دارند
2⃣کسانیکه اعتقادی به براندازی نظام ندارند ولی معتقدند باید تلاش کرد تا رهبران کنونی ایران را مجاب کرد تا به ایجاد تحولات بنیادی در شرایط اولیهی نظام تن دهند(این تحولات معطوف به طراحی قانون اساسی جدید با تاکید بر جداسازی ایدئولوژی از سیاست است که درنهایت طبق اثر دامینویی، به فروپاشی ساختارهای فاسد سیاسی - حقوقی و اقتصادی کنونی و جایگزینی ساختارهای جدید منجر خواهدشد)
3⃣کاسبانیکه در درون نظام حضور دارند و دستشان به انواع فساد آلوده است و در عین حال خود را اصلاحطلب نیز مینامند و به اصلاحاتی شکلی و صوری در نظام باور دارند، بطوریکه خود و فرزندانشان از آن اصلاحات سود ببرند!
✅ولی نکتهی قابل تاملیکه در رابطه با دو گروه اول و سوم وجود دارد آن استکه هیچکدام از آندو گروه دارای چشمانداز روشن یا مدلِ «تغییرِ برنامهریزیشده» نیستند و یا بر سر آنچه که از آن بعنوان تغییر یا اصلاح یاد میکنند «توافق جمعی» ندارند! گذشته از اینکه تغییر برنامهریزیشده باید دارای چه اجزاء و چشمانداز پرجزئیاتی باشد، در راستای ایجاد تحولات بنیادی در ایران، دانستن نکات زیر توسط مردم و رهبران ایران از اهمیت بالایی برخوردار است:
1⃣پتیگرو(یکی از صاحبنظران مدیریت تغییر) میگوید: "هرگاه در یک سیستم(اعم از کشور یا سازمان) میان شش مولفهی چشمانداز، فرهنگ، فرایند، ساختار، فناوریهای پیشرفته و محیطزیست «ناهمخوانی» وجود داشته باشد، آنگاه آن سیستم نیازمند تغییر است. بر این اساس و برمبنای استدلال زیر، جامعهی ما نیازمند تغییر است، زیرا:
◾️درعینحال که تصویربزرگ «چشمانداز ملیِ» ما میگوید: در افق ۱۴۰۴ باید بهلحاظ علمی، فناوری و اقتصادی در آسیای جنوبغربی اول باشیم ولی «ارزشهای فرهنگیِ ضعیف» و «باورهای فرهنگیِ غلطی» که زمامداران ما طی ۴۰سال گذشته تاکنون به تاروپود جامعهمان تزریق کردهاند این ایدهی راهنمای غلط را رواج داده که: "ای مردم و ای مسئولان ریز و درشت ایران، تا میتوانید سرمایههای ملی را غارت کنید! تا میتوانید ریا کنید! تا میتوانید دروغ بگوئید و ..."!
◾️«چشمانداز ملی» ما میگوید: بکوشیم تا در منطقه اول شویم ولی «ساختارها»ی سیاسی - حقوقی معیوب و «فرایندها»ی بوروکراتِ سازمانهای کشورمان دقیقا ضد تولید طراحی شدهاند و خلاف چشمانداز ملی عمل میکنند!
2⃣نکته بعدی آن استکه «محتوای» برنامههای تغییر باید دربرگیرندهی چه موضوعات مهم و مسالههای اولویتداری باشد؟ یعنی:
◾️برنامههای تغییر باید چه «چشمانداز» مثبت، شفاف و پرجزئیاتی را نشانهرَوی کند؟
◾️برنامههای تغییر باید برآمده از کدام «نیاز مشترک» جامعه ما باشد؟
◾️«ذینفعان کلیدیِ» تغییر چه کسانی هستند؟
◾️«رهبری تغییر» یا شورای رهبری تغییر در دوران گذار با چه کسی یا چه کسانی باشد؟
◾️رهبریِ تحولات آتیِ ایران طی چه فرایندی باید به ایجاد «ائتلاف راهنما» با ذینفعان کلیدیِ تغییر در ایران مبادرت کند؟
◾️درصورت برخورداری برنامههای تغییر از یک چشمانداز درازمدت، بلنددامنه، مثبت، شفاف و پرجزئیات؛ آنگاه آن چشمانداز چگونه و طی چه سازوکارهای اجراییای قرار است به بدنهی جامعه منتقل شود تا بیشترین همراهی را از جانب مردم بههمراه داشته باشد؟
◾️چشمانداز تغییر باید از چه «وجوه استراتژیکی» برخوردار باشد؟ وجوهِ: اقتصادی، فرهنگی، اجتماعی، سیاسی-حقوقی، محیطزیستی و زیرساختی؟
3⃣برنامههای تغییر در چه «بافت فکری» و در چه «بافتار فرهنگی» قرار است اجرا شود؟
4⃣درصورت اجرای برنامههای تغییر، چه «ساختارهایی» بعنوان مانع یا عامل بازدارنده در برابر آنها ایفای نقش خواهندکرد؟ ساختارهای جایگزین چه باید باشند؟
5⃣برنامههای تغییر باید طی چه فرایندی «اجرا» شوند؟
✅جمعبندی: ضرورت دارد تا رهبران نظام نگاهشان به مقولهی مذاکره از «درونبهبیرون»، به «درونبهدرون» تغییر دهند. ضروری است رهبران نظام شرایطی را فراهم آورند تا نخبگان کشور بتوانند «شورای مرحلهی گذار» را تشکیل دهند.
🔻بازنشر این مقاله=آگاهیبخشی عمومی
@IranMetaChallenges
✍کوروش برارپور - پژوهشگر آزاد و کنشگر بیطرفِ توسعه
🗓۴شنبه - ۱۷ام اَمرداد۱۳۹۷
✅مطالعات نگارنده نشان میدهد: "بیشتر ایرانیان؛ چه طیف نخبگان و چه طبقات مرفه، متوسط و تهیدست جامعه به این جمعبندی رسیدهاند که: رهبران نظام اساسا هیچ اعتقادی به اصلاح وضع موجودِ کشور ندارند و هرآنچه میگویند همهاش دروغ است و ما خودمان باید دستبهکار شویم"!
◾️اعتراضات مردمی در کف خیابانها که غالبا دربرگیرندهی اعتراضات طیف گستردهای از چیزباختگانی از قشر جوانان، زنان و طبقهی تهیدست جامعه است نیز نشان از این مدعا دارد.
✅بر این اساس، ایرانیانی که صحبت از تغییر وضع موجود ایران میکنند را میتوان به سه گروه دستهبندی کرد:
1⃣کسانیکه اعتقاد به انقلابی دیگر یا براندازی نظام سیاسی ایران دارند
2⃣کسانیکه اعتقادی به براندازی نظام ندارند ولی معتقدند باید تلاش کرد تا رهبران کنونی ایران را مجاب کرد تا به ایجاد تحولات بنیادی در شرایط اولیهی نظام تن دهند(این تحولات معطوف به طراحی قانون اساسی جدید با تاکید بر جداسازی ایدئولوژی از سیاست است که درنهایت طبق اثر دامینویی، به فروپاشی ساختارهای فاسد سیاسی - حقوقی و اقتصادی کنونی و جایگزینی ساختارهای جدید منجر خواهدشد)
3⃣کاسبانیکه در درون نظام حضور دارند و دستشان به انواع فساد آلوده است و در عین حال خود را اصلاحطلب نیز مینامند و به اصلاحاتی شکلی و صوری در نظام باور دارند، بطوریکه خود و فرزندانشان از آن اصلاحات سود ببرند!
✅ولی نکتهی قابل تاملیکه در رابطه با دو گروه اول و سوم وجود دارد آن استکه هیچکدام از آندو گروه دارای چشمانداز روشن یا مدلِ «تغییرِ برنامهریزیشده» نیستند و یا بر سر آنچه که از آن بعنوان تغییر یا اصلاح یاد میکنند «توافق جمعی» ندارند! گذشته از اینکه تغییر برنامهریزیشده باید دارای چه اجزاء و چشمانداز پرجزئیاتی باشد، در راستای ایجاد تحولات بنیادی در ایران، دانستن نکات زیر توسط مردم و رهبران ایران از اهمیت بالایی برخوردار است:
1⃣پتیگرو(یکی از صاحبنظران مدیریت تغییر) میگوید: "هرگاه در یک سیستم(اعم از کشور یا سازمان) میان شش مولفهی چشمانداز، فرهنگ، فرایند، ساختار، فناوریهای پیشرفته و محیطزیست «ناهمخوانی» وجود داشته باشد، آنگاه آن سیستم نیازمند تغییر است. بر این اساس و برمبنای استدلال زیر، جامعهی ما نیازمند تغییر است، زیرا:
◾️درعینحال که تصویربزرگ «چشمانداز ملیِ» ما میگوید: در افق ۱۴۰۴ باید بهلحاظ علمی، فناوری و اقتصادی در آسیای جنوبغربی اول باشیم ولی «ارزشهای فرهنگیِ ضعیف» و «باورهای فرهنگیِ غلطی» که زمامداران ما طی ۴۰سال گذشته تاکنون به تاروپود جامعهمان تزریق کردهاند این ایدهی راهنمای غلط را رواج داده که: "ای مردم و ای مسئولان ریز و درشت ایران، تا میتوانید سرمایههای ملی را غارت کنید! تا میتوانید ریا کنید! تا میتوانید دروغ بگوئید و ..."!
◾️«چشمانداز ملی» ما میگوید: بکوشیم تا در منطقه اول شویم ولی «ساختارها»ی سیاسی - حقوقی معیوب و «فرایندها»ی بوروکراتِ سازمانهای کشورمان دقیقا ضد تولید طراحی شدهاند و خلاف چشمانداز ملی عمل میکنند!
2⃣نکته بعدی آن استکه «محتوای» برنامههای تغییر باید دربرگیرندهی چه موضوعات مهم و مسالههای اولویتداری باشد؟ یعنی:
◾️برنامههای تغییر باید چه «چشمانداز» مثبت، شفاف و پرجزئیاتی را نشانهرَوی کند؟
◾️برنامههای تغییر باید برآمده از کدام «نیاز مشترک» جامعه ما باشد؟
◾️«ذینفعان کلیدیِ» تغییر چه کسانی هستند؟
◾️«رهبری تغییر» یا شورای رهبری تغییر در دوران گذار با چه کسی یا چه کسانی باشد؟
◾️رهبریِ تحولات آتیِ ایران طی چه فرایندی باید به ایجاد «ائتلاف راهنما» با ذینفعان کلیدیِ تغییر در ایران مبادرت کند؟
◾️درصورت برخورداری برنامههای تغییر از یک چشمانداز درازمدت، بلنددامنه، مثبت، شفاف و پرجزئیات؛ آنگاه آن چشمانداز چگونه و طی چه سازوکارهای اجراییای قرار است به بدنهی جامعه منتقل شود تا بیشترین همراهی را از جانب مردم بههمراه داشته باشد؟
◾️چشمانداز تغییر باید از چه «وجوه استراتژیکی» برخوردار باشد؟ وجوهِ: اقتصادی، فرهنگی، اجتماعی، سیاسی-حقوقی، محیطزیستی و زیرساختی؟
3⃣برنامههای تغییر در چه «بافت فکری» و در چه «بافتار فرهنگی» قرار است اجرا شود؟
4⃣درصورت اجرای برنامههای تغییر، چه «ساختارهایی» بعنوان مانع یا عامل بازدارنده در برابر آنها ایفای نقش خواهندکرد؟ ساختارهای جایگزین چه باید باشند؟
5⃣برنامههای تغییر باید طی چه فرایندی «اجرا» شوند؟
✅جمعبندی: ضرورت دارد تا رهبران نظام نگاهشان به مقولهی مذاکره از «درونبهبیرون»، به «درونبهدرون» تغییر دهند. ضروری است رهبران نظام شرایطی را فراهم آورند تا نخبگان کشور بتوانند «شورای مرحلهی گذار» را تشکیل دهند.
🔻بازنشر این مقاله=آگاهیبخشی عمومی
@IranMetaChallenges
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
🔸برارپور: دولتهای هاشمیوخاتمی دههزارهکتار ازجنگلهای غربمازندران (یکهفتم مساحت بحرین) را به آزادراه تهران-شمال،دیوان محاسبات واشخاص واگذار کردهاند و دردولت روحانی ادامه دارد!
@IranMetaChallenges
@IranMetaChallenges
نواهای ماندگار
سیما بینا_شوق وصل
نواهای ماندگار
🎼ترانهی لُری: شوق وصل
🎧خواننده: سیما بینا
@Navahayemandegar
🔻کانال ایران و ابرچالشهای آینده: زندهنگهدارندهی انواع هویتهای تضیفشده و سرکوبشده
@IranMetaChallenges
🎼ترانهی لُری: شوق وصل
🎧خواننده: سیما بینا
@Navahayemandegar
🔻کانال ایران و ابرچالشهای آینده: زندهنگهدارندهی انواع هویتهای تضیفشده و سرکوبشده
@IranMetaChallenges
آوای شورانگیز-زلف سیه
افسانه
آوای شورانگیز
🎹ترانهی ایرانی: زلف سیه
🎼مایه: دشتی
🎧خواننده: افسانه
🔻کانال ایران و ابرچالشهای آینده: زندهنگهدارندهی انواع هویتهای تضیفشده و سرکوبشده
@IranMetaChallenges
🎹ترانهی ایرانی: زلف سیه
🎼مایه: دشتی
🎧خواننده: افسانه
🔻کانال ایران و ابرچالشهای آینده: زندهنگهدارندهی انواع هویتهای تضیفشده و سرکوبشده
@IranMetaChallenges
نقدی بر یک نوشتار!
✍نازنین صالحی - پژوهشگر توسعه
🗓۵شنبه ۱۸ام اَمرداد ۱۳۹۷
✅کورش برارپور دیروز ۴شنبه مقالهای را با عنوان: «چرا نظام جمهوری اسلامی نیازمند تغییرات بنیادی است؟»، در کانال ایران و ابرچالشهای آینده منتشر کرد.
@IranMetaChallenges 👈:منبع
✅ایشان در نوشتار خود به دو مقولهی مفهومیِ محوری اشاره کردهاست:
⚠️۱. «ارزشهای فرهنگیِ ضعیف» و ۲. «باورهای فرهنگیِ غلط»!
✅ولی ایندو را زمامداران نظام ج.ا. به جامعه ایرانی تزریق نکردهاند، بلکه فقط بستر مناسبی را برای بروز آن فراهم کردهاند!
✅در واقع، بازیگران قدرت در نظام جمهوری اسلامی، این ارزشها و باورها را که در زمان پهلوی به حاشیه رانده شده بود را به متن جامعه کشانده و آشکار و علنی کردهاند.
✅نگارندهی این یادداشت باور ندارد که «تغییر» در ساختارهای سیاسی - حقوقی ایران بتواند تا سال ۱۴۰۴ یا آیندهای نزدیک، تغییری در «ژرفساختِ» فرهنگیِ جامعهمان ایجاد کند. زیرا:
1⃣تاریخ اجتماعی ایران نشان داده که دو مقولهی «قدرت متمرکز» و دولتهای «نفتی - رانتی» همواره شعاعی از «سودخواران» و «سهمخواهان» به گرد خود جذب میکند. و مصیبت از همینجا آغاز میشود.
2⃣در سوی دیگر، اکثریتی از مردم با اینگونه سیستمها «همسفره» شده و در تلهی «معیشت»(از نوع یارانه، سهام عدالت، بهرهی سپردهی بانکی، دلالی، و ...) گیر میافتند و توسعه فرهنگی و سیاسی را به باد فراموشی میسپارند. این اتفاق تکرار شده و باز هم تکرار میشود.
3⃣سیاست در نزد ایرانیان همیشه سوژهای بوده که به پای معیشت قربانی شده است. بنابراین، هضم و فهم سیاستِ قدرت به مطالبات حداقلی تقلیل یافته و در گرو آن قرار گرفته است. بههمین دلایل توسعه سیاسی و فرهنگی ایرانیان ۳ قرن است که مدام به تاخیر میافتد.
ناگفته نماند که عنصر «عادت» و «رسوبِ» فرهنگی - عقیدتی در این تاخیر، بیتاثیر نبوده و نیست.
4⃣این تازه وضعیت جاری در درون مرزهای ما است. چه کنیم با موجهای خروشان گلوبالیسم اقتصادی و سیاست جهانخواران بزرگ؟
✅درست است که دوران «دولتهای دستنشانده» بهسر آمده؛ ولی دوران ترسناکتری جای آن را گرفته است. دوران بلعیدهشدن ضعیفها توسط قویترها! دوران رقابتهای هار در سطح جهان. خُب، جایگاه ما در میانهی چنین مهلکهای کجا خواهد بود؟
👈بازنشر این یادداشت= آگاهیبخشی عمومی
🔻کانال ایران و ابرچالشهای آینده
@IranMetaChallenges
✍نازنین صالحی - پژوهشگر توسعه
🗓۵شنبه ۱۸ام اَمرداد ۱۳۹۷
✅کورش برارپور دیروز ۴شنبه مقالهای را با عنوان: «چرا نظام جمهوری اسلامی نیازمند تغییرات بنیادی است؟»، در کانال ایران و ابرچالشهای آینده منتشر کرد.
@IranMetaChallenges 👈:منبع
✅ایشان در نوشتار خود به دو مقولهی مفهومیِ محوری اشاره کردهاست:
⚠️۱. «ارزشهای فرهنگیِ ضعیف» و ۲. «باورهای فرهنگیِ غلط»!
✅ولی ایندو را زمامداران نظام ج.ا. به جامعه ایرانی تزریق نکردهاند، بلکه فقط بستر مناسبی را برای بروز آن فراهم کردهاند!
✅در واقع، بازیگران قدرت در نظام جمهوری اسلامی، این ارزشها و باورها را که در زمان پهلوی به حاشیه رانده شده بود را به متن جامعه کشانده و آشکار و علنی کردهاند.
✅نگارندهی این یادداشت باور ندارد که «تغییر» در ساختارهای سیاسی - حقوقی ایران بتواند تا سال ۱۴۰۴ یا آیندهای نزدیک، تغییری در «ژرفساختِ» فرهنگیِ جامعهمان ایجاد کند. زیرا:
1⃣تاریخ اجتماعی ایران نشان داده که دو مقولهی «قدرت متمرکز» و دولتهای «نفتی - رانتی» همواره شعاعی از «سودخواران» و «سهمخواهان» به گرد خود جذب میکند. و مصیبت از همینجا آغاز میشود.
2⃣در سوی دیگر، اکثریتی از مردم با اینگونه سیستمها «همسفره» شده و در تلهی «معیشت»(از نوع یارانه، سهام عدالت، بهرهی سپردهی بانکی، دلالی، و ...) گیر میافتند و توسعه فرهنگی و سیاسی را به باد فراموشی میسپارند. این اتفاق تکرار شده و باز هم تکرار میشود.
3⃣سیاست در نزد ایرانیان همیشه سوژهای بوده که به پای معیشت قربانی شده است. بنابراین، هضم و فهم سیاستِ قدرت به مطالبات حداقلی تقلیل یافته و در گرو آن قرار گرفته است. بههمین دلایل توسعه سیاسی و فرهنگی ایرانیان ۳ قرن است که مدام به تاخیر میافتد.
ناگفته نماند که عنصر «عادت» و «رسوبِ» فرهنگی - عقیدتی در این تاخیر، بیتاثیر نبوده و نیست.
4⃣این تازه وضعیت جاری در درون مرزهای ما است. چه کنیم با موجهای خروشان گلوبالیسم اقتصادی و سیاست جهانخواران بزرگ؟
✅درست است که دوران «دولتهای دستنشانده» بهسر آمده؛ ولی دوران ترسناکتری جای آن را گرفته است. دوران بلعیدهشدن ضعیفها توسط قویترها! دوران رقابتهای هار در سطح جهان. خُب، جایگاه ما در میانهی چنین مهلکهای کجا خواهد بود؟
👈بازنشر این یادداشت= آگاهیبخشی عمومی
🔻کانال ایران و ابرچالشهای آینده
@IranMetaChallenges
🧗♂کوکوشکا: قله آنجایی نیست که پای برفراز آن میگذارید! بلکه قله دقیقا همانجایی استکه باد بیدرنگ برفها را از حاشیهها به جای پای شما میریزد تا مبادا فکرکنید کار شاقی کردهاید!
@IranMetaChallenges
@IranMetaChallenges
مستند «مشکاظم»!
درود بر دوستان و همراهان خوبم🌹
🔸من روز جمعه و شنبه - ۱۹ و ۲۰ام اَمرداد ۱۳۹۷ - به اتفاق یکی از همنوردان خوبم، در دو روز بسیار پرباران و با هدف صعود و خطالراسنوَردی، به چند قله در منطقه علمکوه(کلاردشت) رفته بودم.
🔸مسیر صعودمان را نیز، مسیر زیبا و جنگلی روستای پیقلعه انتخاب کرده بودیم.
🔸در مسیر صعود و در مرتع جنگلی وَنِچال و کورچانی، سَری به کلبهی باصفای مشکاظم کاویانی - دامدار و تولیدکنندهی باصفای محصولات لبنیِ آن منطقه زدیم که با نهایت مهربانی، پذیرای ما بود.
🔸حیفم آمد از «سبک زندگی» و «مدل تولید» این دامدار موفق تصویر نگیرم و با شما گرامیان به اشتراک نگذارم. مطمئنم شما نیز تحت تاثیر نشاط و شادابی ذاتی مشکاظم قرار خواهیدگرفت.
🔸بنابراین، چند ویدئوی زیر تحت عنوان «مستند مشکاظم» که سبک زندگی و مدل تولید ایشان را به تصویر کشیده، تقدیمتان میکنم. امیدوارم مورد پسند و عنایت شما فرزانگان قرار گیرد.
با احترام فراوان - برارپور
@IranMetaChallenges
درود بر دوستان و همراهان خوبم🌹
🔸من روز جمعه و شنبه - ۱۹ و ۲۰ام اَمرداد ۱۳۹۷ - به اتفاق یکی از همنوردان خوبم، در دو روز بسیار پرباران و با هدف صعود و خطالراسنوَردی، به چند قله در منطقه علمکوه(کلاردشت) رفته بودم.
🔸مسیر صعودمان را نیز، مسیر زیبا و جنگلی روستای پیقلعه انتخاب کرده بودیم.
🔸در مسیر صعود و در مرتع جنگلی وَنِچال و کورچانی، سَری به کلبهی باصفای مشکاظم کاویانی - دامدار و تولیدکنندهی باصفای محصولات لبنیِ آن منطقه زدیم که با نهایت مهربانی، پذیرای ما بود.
🔸حیفم آمد از «سبک زندگی» و «مدل تولید» این دامدار موفق تصویر نگیرم و با شما گرامیان به اشتراک نگذارم. مطمئنم شما نیز تحت تاثیر نشاط و شادابی ذاتی مشکاظم قرار خواهیدگرفت.
🔸بنابراین، چند ویدئوی زیر تحت عنوان «مستند مشکاظم» که سبک زندگی و مدل تولید ایشان را به تصویر کشیده، تقدیمتان میکنم. امیدوارم مورد پسند و عنایت شما فرزانگان قرار گیرد.
با احترام فراوان - برارپور
@IranMetaChallenges
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
🔸مستند مشکاظم(قسمت۱)
🔹معرفی سبک زندگی و مدل تولید مشکاظم در گاوسرای کورچانی
🔻کانال ایران و ابرچالشهای آینده
@IranMetaChallenges
🔹معرفی سبک زندگی و مدل تولید مشکاظم در گاوسرای کورچانی
🔻کانال ایران و ابرچالشهای آینده
@IranMetaChallenges
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🔸مستند مشکاظم(قسمت۲)
🔹معرفی سبک زندگی و مدل تولید مشکاظم در گاوسرای کورچانی
🔻کانال ایران و ابرچالشهای آینده
@IranMetaChallenges
🔹معرفی سبک زندگی و مدل تولید مشکاظم در گاوسرای کورچانی
🔻کانال ایران و ابرچالشهای آینده
@IranMetaChallenges
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
🔸مستند مشکاظم(قسمت۳)
🔹معرفی سبک زندگی و مدل تولید مشکاظم در گاوسرای کورچانی
🔻کانال ایران و ابرچالشهای آینده
@IranMetaChallenges
🔹معرفی سبک زندگی و مدل تولید مشکاظم در گاوسرای کورچانی
🔻کانال ایران و ابرچالشهای آینده
@IranMetaChallenges
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🔸مستند مشکاظم(قسمت۴)
🔹معرفی سبک زندگی و مدل تولید مشکاظم در گاوسرای کورچانی
🔻کانال ایران و ابرچالشهای آینده
@IranMetaChallenges
🔹معرفی سبک زندگی و مدل تولید مشکاظم در گاوسرای کورچانی
🔻کانال ایران و ابرچالشهای آینده
@IranMetaChallenges
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🔸مستند مشکاظم(قسمت۵)
🔹معرفی سبک زندگی و مدل تولید مشکاظم در گاوسرای کورچانی
🔻کانال ایران و ابرچالشهای آینده
@IranMetaChallenges
🔹معرفی سبک زندگی و مدل تولید مشکاظم در گاوسرای کورچانی
🔻کانال ایران و ابرچالشهای آینده
@IranMetaChallenges
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🔸مستند مشکاظم(قسمت۶)
🔹معرفی سبک زندگی و مدل تولید مشکاظم در گاوسرای کورچانی
🔻کانال ایران و ابرچالشهای آینده
@IranMetaChallenges
🔹معرفی سبک زندگی و مدل تولید مشکاظم در گاوسرای کورچانی
🔻کانال ایران و ابرچالشهای آینده
@IranMetaChallenges
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🔸مستند مشکاظم(قسمت۷)
🔹معرفی سبک زندگی و مدل تولید مشکاظم در گاوسرای کورچانی
🔻کانال ایران و ابرچالشهای آینده
@IranMetaChallenges
🔹معرفی سبک زندگی و مدل تولید مشکاظم در گاوسرای کورچانی
🔻کانال ایران و ابرچالشهای آینده
@IranMetaChallenges
Forwarded from ایران و اَبَرچالشهای آینده
🔸ضمن عرض خوشامدگویی به اعضای محترمی که بهتازگی افتخار حضورشان در «کانال ایران و ابرچالش های آینده» نصیبمان شده است؛ مطالعه سه یادداشت مرتبط بهم زیر را به شما فرزانگان پیشنهاد میکنیم:
1️⃣https://t.me/IranMetaChallenges/11
2️⃣https://t.me/IranMetaChallenges/14
3️⃣https://t.me/IranMetaChallenges/173
🆔https://t.me/IranMetaChallenges
1️⃣https://t.me/IranMetaChallenges/11
2️⃣https://t.me/IranMetaChallenges/14
3️⃣https://t.me/IranMetaChallenges/173
🆔https://t.me/IranMetaChallenges
Telegram
ایران و اَبَرچالشهای آینده
❓«دوره ی تکرارِ» اعتراضات مدنی و آشوب های خیابانی در ایران و «زمان دو برابر شدنِ» آنها از لحظه ی فراجهش ناگهانی تا جهش کامل شان چقدر است؟
✍🏻کوروش برارپور – پژوهشگر آزاد(و بیطرف) و کنشگر توسعه
📆شنبه - ۱۴ بهمنماه ۱۳۹۶
🔸اشاره: این یادداشت، چکیده ای است…
✍🏻کوروش برارپور – پژوهشگر آزاد(و بیطرف) و کنشگر توسعه
📆شنبه - ۱۴ بهمنماه ۱۳۹۶
🔸اشاره: این یادداشت، چکیده ای است…
ایران و اَبَرچالشهای آینده
🔸ضمن عرض خوشامدگویی به اعضای محترمی که بهتازگی افتخار حضورشان در «کانال ایران و ابرچالش های آینده» نصیبمان شده است؛ مطالعه سه یادداشت مرتبط بهم زیر را به شما فرزانگان پیشنهاد میکنیم: 1️⃣https://t.me/IranMetaChallenges/11 2️⃣https://t.me/IranMetaChallenges/14…
✍نامهای به رئیس مجلس شورای اسلامی
جناب آقای دکتر علی اردشیر لاریجانی - ریاست محترم مجلس شورای اسلامی و عضو حقوقی مجمع تشخیص مصلحت نظام
پیرو مذاکرات حضوری و مکاتبات پیدرپیِ دهسال گذشته تاکنون با جنابعالی، انفجاریترین ابرچالش ایران در زمان اکنون، فروپاشی ناگهانیِ نظام جمهوری اسلامی ایران در آینده نزدیک خواهد بود.
اینجانب درحال انتشار عصارهی پژوهشهای دو دههایام در کانال تلگرامیِ "ایران و ابرچالشهای آینده" با پیوند عضویت زیر هستم. مطمئنم رهبران محترم نظام، بنا به ضرورت و فوریت به راهحلهای چارهسازِ ارایهشده در آن کانال، عنایت ویژه خواهند داشت.
بسیار علاقمندم طی یک سخنرانی ۲۰ دقیقهای در جمع اعضای محترم مجمع تشخیص مصلحت نظام(و نه کارشناسان آن مجمع)، محاسبات و معادلات ریاضی مربوط به: "زمان دو برابر شدنِ اعتراضات مردمی"، "نیمهعمر نظام" و "سقوط ناگهانیِ نظام" را برای کسانی ارایه کنم که سیاستهای غالبا اشتباه آنان طی ۴۰سال گذشته تاکنون، عامل اصلی سقوط ناگهانی نظام میباشد و نه شیطنتهای آمریکای جهانخوار که معمولا در ادبیات سیاسی ایران، "دشمن" خوانده میشود!
شایان یادآوری استکه؛ عدمقطعیتهای محیطی چون خشکسالی، زلزله، تحریم، ترور و جنگ احتمالی؛ تنها به نزدیکشدن زمان سقوط نظام کمک میکنند. عامل اصلی سقوط خودِ ما هستیم و بس!
با احترام فراوان
کوروش برارپور - منتقد خیرخواه و عضو کوچکی از جامعه مدنی ایران
رونوشت به: ملت تحولخواه ایران
@IranMetaChallenges
جناب آقای دکتر علی اردشیر لاریجانی - ریاست محترم مجلس شورای اسلامی و عضو حقوقی مجمع تشخیص مصلحت نظام
پیرو مذاکرات حضوری و مکاتبات پیدرپیِ دهسال گذشته تاکنون با جنابعالی، انفجاریترین ابرچالش ایران در زمان اکنون، فروپاشی ناگهانیِ نظام جمهوری اسلامی ایران در آینده نزدیک خواهد بود.
اینجانب درحال انتشار عصارهی پژوهشهای دو دههایام در کانال تلگرامیِ "ایران و ابرچالشهای آینده" با پیوند عضویت زیر هستم. مطمئنم رهبران محترم نظام، بنا به ضرورت و فوریت به راهحلهای چارهسازِ ارایهشده در آن کانال، عنایت ویژه خواهند داشت.
بسیار علاقمندم طی یک سخنرانی ۲۰ دقیقهای در جمع اعضای محترم مجمع تشخیص مصلحت نظام(و نه کارشناسان آن مجمع)، محاسبات و معادلات ریاضی مربوط به: "زمان دو برابر شدنِ اعتراضات مردمی"، "نیمهعمر نظام" و "سقوط ناگهانیِ نظام" را برای کسانی ارایه کنم که سیاستهای غالبا اشتباه آنان طی ۴۰سال گذشته تاکنون، عامل اصلی سقوط ناگهانی نظام میباشد و نه شیطنتهای آمریکای جهانخوار که معمولا در ادبیات سیاسی ایران، "دشمن" خوانده میشود!
شایان یادآوری استکه؛ عدمقطعیتهای محیطی چون خشکسالی، زلزله، تحریم، ترور و جنگ احتمالی؛ تنها به نزدیکشدن زمان سقوط نظام کمک میکنند. عامل اصلی سقوط خودِ ما هستیم و بس!
با احترام فراوان
کوروش برارپور - منتقد خیرخواه و عضو کوچکی از جامعه مدنی ایران
رونوشت به: ملت تحولخواه ایران
@IranMetaChallenges
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🔸ثروتهای انباشتهی قذافی - رهبر ساقط شدهی لیبی!
✅همهی دیکتاتورها بهدلیل ناامیدی از تحولات آینده وبهدلیل قطع امید ازفرجام نیک، اقدام به چپاول وانباشت ثروتهای نامشروع میکنند!
@IranMetaChallenges
✅همهی دیکتاتورها بهدلیل ناامیدی از تحولات آینده وبهدلیل قطع امید ازفرجام نیک، اقدام به چپاول وانباشت ثروتهای نامشروع میکنند!
@IranMetaChallenges
Forwarded from ایران و اَبَرچالشهای آینده
«نیمه عمر» و «زمان فروپاشیِ» یک سیستم بیمار به چه معناست و چگونه اندازهگیری میشود؟
✍ کوروش برارپور – پژوهشگر آزاد(و بیطرف) و فعال جامعه مدنی ایران
📆 یکشنبه - پنجم فروردین ۱۳۹۷
🤛 حاشیه:
بازخوردهای دریافتی از انتشار یادداشتهای پیشین نشان میدهد: جامعه ما در شرایط رویارویی با دیدگاههای علمی، هنوز از سطح بلوغ علمی و سیاسی–اجتماعی قابل قبولی برخوردار نیست! تعداد انگشتشماری از خوانندگان گرامی پس از خواندن یادداشتهای پیشین نگارنده اشاره داشتهاند: "آیا شما دارید فروپاشیِ نظام را تئوریزه میکنید؟! و چرا هنگام ذکر نام رهبران نظام، از عناوین خفیفی چون آقای، جنابِ و مرحومفلانی برای آنها استفاده میکنید؟"!
این بخش از این مجموعه یادداشتها که محصول دو دهه پژوهش و تلاشهای شبانهروزی و داوطلبانهی پژوهشگر است و از هیچ نهاد یا ارگانی نیز پشتیبانی مالی و غیرمالی نشده، به این دسته از خوانندگان ارجمند تقدیم میشود.
👈 اشاره:
نرخ فروپاشی، تعداد دفعات فروپاشی تا رسیدن به فروپاشی کامل، نیمهعمر(Half-Life) و طول عمر سیستمهای بیمار(و ناکارآمد) از مهمترین مفاهیمی هستند که در پویاییشناسی سیستمهای پیچیده، مورد توجه سیستمشناسها قرار میگیرند.
این نوشتار با هدف آگاهیبخشیِ عمومی به نگارش درآمده و با تکیه بر محاسبات ریاضی(پیوست)، به تبیین مقولهی «فروپاشی» در سیستمهای بیمار میپردازد. بنابراین از اینجهت، این مجموعه کنشها، تلاشی هرچند کوچک برای رواج «عقل محاسب» در نظام کشورداری ایران و جایگزینی آن بجای «عقل کاسب» است. در این معنا، این مجموعه کنشها همچنین، تلاشی برای جایگزینی «انقلاب اندازهگیری» بجای «انقلابهای سیاسی و ایدئولوژیک» در ایران و جهان نیز هست. مراد از اندازهگیری نیز، اندازهگیری عملکرد حاکمان و دولتمردان غالبا ناکارآمد و غیرپاسخگویی است که مدعی انقلابیگری نیز هستند!
⛔️ الف) تعبیر ریاضی از مفهوم فروپاشیِ یک سیستم بیمار:
مطابق معادلات ریاضی پیوست، اگر تعداد مدیران و گردانندگان یک سیستم بیمار را با n، نمایش دهیم و مقدار اولیهی آنها را نیز n0 فرض کنیم، آنگاه «فروپاشی» آن سیستم، زمانی آغاز میشود که تعداد مدیران و گردانندگانش به دلیل فعال شدن یک حلقه بازخوردی منفیِ ناشی از انشقاق، گسست و جدایش بین آنها، از نصف مقدار اولیهشان کمتر شود. این زمان، «نیمه عمر سیستم(t1/2)» نیز نامیده میشود که با ظرفیت تحمل و کفایت منابع سیستم، رابطهای معنادار دارد.
📛 ب) پارامترهای دخیل در فروپاشی یک سیستم بیمار:
در معادلات ریاضی پیوست، h ضریب نرخ واپاشی سیستم نامیده میشود که به مولفههای گوناگونی بستگی دارد. مطابق معادلات ریاضی پیوست، «ده پارامتری» که در یک نظام کشورداریِ فاسد تعیین کنندهی فروپاشی آن در معادلهی h هستند عبارت از موارد زیر است:
• ضریب تولید «گلوگاه» ناشی از ناکارآمدی ساختاری در مدیریت کلان سیستم: α
• ضریب ایجاد «بحران» ناشی از ازکارافتادگی فرایندهای اداری در یک سیستم فاسد: 𝛽
• ضریب افسارگسیختگی فساد سیستماتیک در یک سیستم فاسد و گسترش هرج و مرجهای عَمدی و مدیریتشده در آن سیستم: 𝛾
• ضریب ناهمجوشی دستگاههای دولتی و حاکمیتی با یکدیگر: δ
• ضریب اتلاف زمان و دیگر منابع، ضریب فرسایش ظرفیت تحمل مردم و طبیعت، ضریب تهیسازی انواع سرمایهها و ضریب ازهمگسیختگی اجتماعی و نهادی در جامعه: ε
• ضریب تمرکزِ منهای فرصتِ دستگاههای حاکمیتی بر ایدئولوژیِ تکهویتی(دینگراییِ افراطی) و گسترش بحرانهای چندهویتی در جامعه: σ
• میل به گسست، انشقاق و جدایش انواع هویتها(ی غالبا سرکوب شدهی قومی، مذهبی، نسلی، جنسیتی، علمی، فرهنگی، تمدنی و سازمانی) از تکهویتِ غالبِ مذهبی(و انقلابی): μ
• ضریب نا امیدی و بیاعتمادی عمومی نسبت به سیستم و ضریب بیانگیزگی و نا امیدیِ همگانی در بین نخبگان و توده مردم از آینده: θ
• ضریب ناکارآمدی رهبران و دولتمردان در حل بحرانها و ابَرچالشهای چندهویتی در جامعه: φ
• ضریب «نفوذ محرکهای بیرونی(دشمن)» و «حاکمیت عدم قطعیتهای محیطی» در دو شکل طبیعی و انسانی: ω
🔍 نکته اساسی ۱:
نکتهای که از معادلات پیوست قابل برداشت است آن استکه: «اگرچه نظامهای سیاسی فاسد از بیکفایتی و ناکارآمدی رهبران، مدیران و فرماندهانشان تاثیر میپذیرند اما طول عمر و زمان فروپاشیِ چنین نظامهای فاسدی به کم یا زیاد شدن تعداد مدیران و فرماندهانشان و تجهیز آنها بستگی ندارد!
این درحالیست که درشرایط بحرانی، رهبران چنین سیستمهایی، بجای حل ریشهای بحرانها، ضمن آنکه به افزایش تعداد مدیران و فرماندهان خودی یا تقویت و تجهیز آنها میپردازند به تعویض، جابجایی، حصر و حذف مدیران و فرماندهان به اصطلاح غیرخودی نیز مبادرت میورزند(مانند تعویض پیاپی نخست وزیرها و فرماندهان عالیرتبه توسط شاه، در آستانه سرنگونی حکومت پهلوی)»!
ادامه👇
✍ کوروش برارپور – پژوهشگر آزاد(و بیطرف) و فعال جامعه مدنی ایران
📆 یکشنبه - پنجم فروردین ۱۳۹۷
🤛 حاشیه:
بازخوردهای دریافتی از انتشار یادداشتهای پیشین نشان میدهد: جامعه ما در شرایط رویارویی با دیدگاههای علمی، هنوز از سطح بلوغ علمی و سیاسی–اجتماعی قابل قبولی برخوردار نیست! تعداد انگشتشماری از خوانندگان گرامی پس از خواندن یادداشتهای پیشین نگارنده اشاره داشتهاند: "آیا شما دارید فروپاشیِ نظام را تئوریزه میکنید؟! و چرا هنگام ذکر نام رهبران نظام، از عناوین خفیفی چون آقای، جنابِ و مرحومفلانی برای آنها استفاده میکنید؟"!
این بخش از این مجموعه یادداشتها که محصول دو دهه پژوهش و تلاشهای شبانهروزی و داوطلبانهی پژوهشگر است و از هیچ نهاد یا ارگانی نیز پشتیبانی مالی و غیرمالی نشده، به این دسته از خوانندگان ارجمند تقدیم میشود.
👈 اشاره:
نرخ فروپاشی، تعداد دفعات فروپاشی تا رسیدن به فروپاشی کامل، نیمهعمر(Half-Life) و طول عمر سیستمهای بیمار(و ناکارآمد) از مهمترین مفاهیمی هستند که در پویاییشناسی سیستمهای پیچیده، مورد توجه سیستمشناسها قرار میگیرند.
این نوشتار با هدف آگاهیبخشیِ عمومی به نگارش درآمده و با تکیه بر محاسبات ریاضی(پیوست)، به تبیین مقولهی «فروپاشی» در سیستمهای بیمار میپردازد. بنابراین از اینجهت، این مجموعه کنشها، تلاشی هرچند کوچک برای رواج «عقل محاسب» در نظام کشورداری ایران و جایگزینی آن بجای «عقل کاسب» است. در این معنا، این مجموعه کنشها همچنین، تلاشی برای جایگزینی «انقلاب اندازهگیری» بجای «انقلابهای سیاسی و ایدئولوژیک» در ایران و جهان نیز هست. مراد از اندازهگیری نیز، اندازهگیری عملکرد حاکمان و دولتمردان غالبا ناکارآمد و غیرپاسخگویی است که مدعی انقلابیگری نیز هستند!
⛔️ الف) تعبیر ریاضی از مفهوم فروپاشیِ یک سیستم بیمار:
مطابق معادلات ریاضی پیوست، اگر تعداد مدیران و گردانندگان یک سیستم بیمار را با n، نمایش دهیم و مقدار اولیهی آنها را نیز n0 فرض کنیم، آنگاه «فروپاشی» آن سیستم، زمانی آغاز میشود که تعداد مدیران و گردانندگانش به دلیل فعال شدن یک حلقه بازخوردی منفیِ ناشی از انشقاق، گسست و جدایش بین آنها، از نصف مقدار اولیهشان کمتر شود. این زمان، «نیمه عمر سیستم(t1/2)» نیز نامیده میشود که با ظرفیت تحمل و کفایت منابع سیستم، رابطهای معنادار دارد.
📛 ب) پارامترهای دخیل در فروپاشی یک سیستم بیمار:
در معادلات ریاضی پیوست، h ضریب نرخ واپاشی سیستم نامیده میشود که به مولفههای گوناگونی بستگی دارد. مطابق معادلات ریاضی پیوست، «ده پارامتری» که در یک نظام کشورداریِ فاسد تعیین کنندهی فروپاشی آن در معادلهی h هستند عبارت از موارد زیر است:
• ضریب تولید «گلوگاه» ناشی از ناکارآمدی ساختاری در مدیریت کلان سیستم: α
• ضریب ایجاد «بحران» ناشی از ازکارافتادگی فرایندهای اداری در یک سیستم فاسد: 𝛽
• ضریب افسارگسیختگی فساد سیستماتیک در یک سیستم فاسد و گسترش هرج و مرجهای عَمدی و مدیریتشده در آن سیستم: 𝛾
• ضریب ناهمجوشی دستگاههای دولتی و حاکمیتی با یکدیگر: δ
• ضریب اتلاف زمان و دیگر منابع، ضریب فرسایش ظرفیت تحمل مردم و طبیعت، ضریب تهیسازی انواع سرمایهها و ضریب ازهمگسیختگی اجتماعی و نهادی در جامعه: ε
• ضریب تمرکزِ منهای فرصتِ دستگاههای حاکمیتی بر ایدئولوژیِ تکهویتی(دینگراییِ افراطی) و گسترش بحرانهای چندهویتی در جامعه: σ
• میل به گسست، انشقاق و جدایش انواع هویتها(ی غالبا سرکوب شدهی قومی، مذهبی، نسلی، جنسیتی، علمی، فرهنگی، تمدنی و سازمانی) از تکهویتِ غالبِ مذهبی(و انقلابی): μ
• ضریب نا امیدی و بیاعتمادی عمومی نسبت به سیستم و ضریب بیانگیزگی و نا امیدیِ همگانی در بین نخبگان و توده مردم از آینده: θ
• ضریب ناکارآمدی رهبران و دولتمردان در حل بحرانها و ابَرچالشهای چندهویتی در جامعه: φ
• ضریب «نفوذ محرکهای بیرونی(دشمن)» و «حاکمیت عدم قطعیتهای محیطی» در دو شکل طبیعی و انسانی: ω
🔍 نکته اساسی ۱:
نکتهای که از معادلات پیوست قابل برداشت است آن استکه: «اگرچه نظامهای سیاسی فاسد از بیکفایتی و ناکارآمدی رهبران، مدیران و فرماندهانشان تاثیر میپذیرند اما طول عمر و زمان فروپاشیِ چنین نظامهای فاسدی به کم یا زیاد شدن تعداد مدیران و فرماندهانشان و تجهیز آنها بستگی ندارد!
این درحالیست که درشرایط بحرانی، رهبران چنین سیستمهایی، بجای حل ریشهای بحرانها، ضمن آنکه به افزایش تعداد مدیران و فرماندهان خودی یا تقویت و تجهیز آنها میپردازند به تعویض، جابجایی، حصر و حذف مدیران و فرماندهان به اصطلاح غیرخودی نیز مبادرت میورزند(مانند تعویض پیاپی نخست وزیرها و فرماندهان عالیرتبه توسط شاه، در آستانه سرنگونی حکومت پهلوی)»!
ادامه👇
Forwarded from ایران و اَبَرچالشهای آینده
🤔 پ) مثالی از فروپاشی در میدان عمل:
یک نظام سیاسیِ فاسد و درحال فروپاشی را درنظر بگیرید. فروپاشی در چنین سیستمهایی بصورت تدریجی و درطول زمان و حداکثر ظرف «چهار نیمهعمر» رخ میدهد! طی این نیمهعمرهای متوالی؛ از حجم مدیران، فرماندهان، هواداران و مزدبگیران آن سیستم کاسته شده و از بدنهاش جدا میشوند!
فرض شود: در ابتدای شکلگیری یک نظام فاسد، 25000 مدیر و فرمانده ارشد و میانی در جایگاه های مدیریتی گماشته شدهاند. با در نظر داشتن نرخ بازنشسته شدن مدیران و فرماندهان و جایگزینی جوانترها بجای آنها، پس از گذشت یک دورهی واپاشی(مثلا حدود ۳۱سال) و به دلیل روند افزایشی نرخ واپاشی سیستم، از تعداد مدیران و فرماندهان کنونی آن سیستم کاسته شده و لاجرم به سمت مرحله دوم فروپاشی حرکت میکند. یعنی در فروپاشیِ نخست، 63درصد از 25000 مسئول، از بدنهی سیستم جدا شده و به حدود 9250 نفر کاهش مییابند.
مفهوم گزاره بالا آن است که سیستم فاسد یادشده، ظاهرا دارد توسط 25000 مدیر و فرمانده مدیریت میشود اما تنها ارتباط 9250 مدیر و فرمانده وفادار بطور موثری با مدیریت ارشد آن سیستم برقرار است و حدود 15750 نفر دیگر از آنها، عملا از مدیریت ارشد سیستم یادشده فرمان نبرده و یا به جمع معترضان مردمی، پیوستهاند!
در فروپاشیهای دوم، سوم و چهارم که در زمانهای بسیار کوتاهتری رخ خواهند داد نیز به ترتیب 87، 95 و 98درصد از تعداد مدیران و فرماندهان کاسته شده تا درنهایت، سیستم فاسد به فروپاشی کامل میرسد.
🔍 نکته اساسی ۲:
نکته قابل توجه دیگر آن استکه؛ همانگونه که هستهی ناپایدار یک عنصر رادیواکتیو طی یک شکافت هستهای به دو هسته پایدار تجزیه میشود، فروپاشی یک سیستم کشورداری فاسد و ناپایدار نیز الزاما کشمکشی درونسیستمی بین اجزای آن برای رسیدن به وضعیتی نوپدید و پایدار است!
طبیعی است نایل آمدن به چنین وضعیتی، با پرداخت هزینههای بسیار هنگفتی برای مردم و مسئولانش همراه خواهد بود!!
بنابراین راهحل «تغییر» از نوع «اصلاح»، بسیار کم هزینهتر از راهحل فروپاشی، براَندازی، و سرنگونی یک نظام سیاسی فاسد و ناکارآمد توسط مردم خواهد بود.
📩 جمع بندی:
اعتراضات مدنی و آشوبهای خیابانی در هر جامعهای، نشانهای از «ضعف پیرویِ» شهروندانش از مدیریت کلان آن جامعه است. ضعف پیروی نیز خود نمودی از «فلجِ سیستمی» در همان جامعه است. از دیدگاه نظریههای مدیریت استراتژیک، فلجِ سیستمی نیز ریشه در «ضعف رهبریِ سیستم در گذشته» دارد.
«ضعف رهبریِ سیستم در گذشته» در کنار «تمرکزِ منهای فرصتِ رهبران همان سیستم بر روی آرمانهای غلط» نیز دو علت محوری در شکست استراتژیهای هر سیستم محسوب میشوند.
ازسوی دیگر؛ الهامبخشیِ انقلاب اسلامی ایران برای مستضعفین جهان، یکی از مهمترین جهتگیریهای استراتژیک نظام جمهوری اسلامی از بدو ﺗﺃسیسش بوده است. اما پس از گذشت چهل سال از عمر انقلاب، ما نه تنها برای مردم مستضعف فلسطین، کوزوو، بوسنی، چچن، لیبی، تونس، مصر، عربستان و ... منشاء الهامبخشی نبودهایم بلکه مردمان آن کشورها با گرایش و سپس چرخش به سمت کشورهای متخاصم، رهبران آن کشورها را منبع و منشاء الهامبخشیِ خود برای تغییر قرار دادهاند!
از سوی دیگر؛ تمرکزِ منهای فرصتِ ما که منجر به صرف هزینههای هنگفت مالی، سیاسی و نظامی در کشورهای هدفِ الهامبخشیمان شده، سبب غافل شدنمان از پاسخ به ابتداییترین مطالبات و نیازمندیهای مردم و شهروندان نجیب کشورمان نیز شده است.
بنابراین، عدم تمرکز بر گسترش ظرفیتهای رهبری و عدم توسعه تواناییهای مدیریتیمان برای ریشهکنی معضل فساد سیستماتیک در کشور و عدم پاسخ به ابتداییترین مطالبات شهروندان نیز سبب بروز فلجِ سیستمی و ضعفِ پیروی و درنهایت، اعتراضات گسترده مدنی و آشوبهای خیابانی در سطح جامعه شده است.
در این شرایط، برخی از بازیگران قدرت و مسببان اصلی بروز این اعتراضات، با نسبت دادن هر اعتراضی وَلو مسالمتآمیز به یک عامل بیگانه بهنام «دشمن»، خود را مُبرا از هرگونه ضعف و اشتباه دانسته و سرکوب و دستگیری معترضان را تنها راهحل برای برونرفت از ابَرچالشهای کشور میدانند!
بنابراین اگر قرار است تمدن ایرانی به شکلی درست، منبع و منشاء الهامبخشی برای جهانیان باشد، ابتدا باید با مردمان نجیب و متمدن خودمان مهربانتر رفتار کنیم.
🇮🇷زنده باد توسعه – پاینده باد ایران و بیشینه باد غرور ملی ایرانیان🇮🇷
@IranMetaChallenges
یک نظام سیاسیِ فاسد و درحال فروپاشی را درنظر بگیرید. فروپاشی در چنین سیستمهایی بصورت تدریجی و درطول زمان و حداکثر ظرف «چهار نیمهعمر» رخ میدهد! طی این نیمهعمرهای متوالی؛ از حجم مدیران، فرماندهان، هواداران و مزدبگیران آن سیستم کاسته شده و از بدنهاش جدا میشوند!
فرض شود: در ابتدای شکلگیری یک نظام فاسد، 25000 مدیر و فرمانده ارشد و میانی در جایگاه های مدیریتی گماشته شدهاند. با در نظر داشتن نرخ بازنشسته شدن مدیران و فرماندهان و جایگزینی جوانترها بجای آنها، پس از گذشت یک دورهی واپاشی(مثلا حدود ۳۱سال) و به دلیل روند افزایشی نرخ واپاشی سیستم، از تعداد مدیران و فرماندهان کنونی آن سیستم کاسته شده و لاجرم به سمت مرحله دوم فروپاشی حرکت میکند. یعنی در فروپاشیِ نخست، 63درصد از 25000 مسئول، از بدنهی سیستم جدا شده و به حدود 9250 نفر کاهش مییابند.
مفهوم گزاره بالا آن است که سیستم فاسد یادشده، ظاهرا دارد توسط 25000 مدیر و فرمانده مدیریت میشود اما تنها ارتباط 9250 مدیر و فرمانده وفادار بطور موثری با مدیریت ارشد آن سیستم برقرار است و حدود 15750 نفر دیگر از آنها، عملا از مدیریت ارشد سیستم یادشده فرمان نبرده و یا به جمع معترضان مردمی، پیوستهاند!
در فروپاشیهای دوم، سوم و چهارم که در زمانهای بسیار کوتاهتری رخ خواهند داد نیز به ترتیب 87، 95 و 98درصد از تعداد مدیران و فرماندهان کاسته شده تا درنهایت، سیستم فاسد به فروپاشی کامل میرسد.
🔍 نکته اساسی ۲:
نکته قابل توجه دیگر آن استکه؛ همانگونه که هستهی ناپایدار یک عنصر رادیواکتیو طی یک شکافت هستهای به دو هسته پایدار تجزیه میشود، فروپاشی یک سیستم کشورداری فاسد و ناپایدار نیز الزاما کشمکشی درونسیستمی بین اجزای آن برای رسیدن به وضعیتی نوپدید و پایدار است!
طبیعی است نایل آمدن به چنین وضعیتی، با پرداخت هزینههای بسیار هنگفتی برای مردم و مسئولانش همراه خواهد بود!!
بنابراین راهحل «تغییر» از نوع «اصلاح»، بسیار کم هزینهتر از راهحل فروپاشی، براَندازی، و سرنگونی یک نظام سیاسی فاسد و ناکارآمد توسط مردم خواهد بود.
📩 جمع بندی:
اعتراضات مدنی و آشوبهای خیابانی در هر جامعهای، نشانهای از «ضعف پیرویِ» شهروندانش از مدیریت کلان آن جامعه است. ضعف پیروی نیز خود نمودی از «فلجِ سیستمی» در همان جامعه است. از دیدگاه نظریههای مدیریت استراتژیک، فلجِ سیستمی نیز ریشه در «ضعف رهبریِ سیستم در گذشته» دارد.
«ضعف رهبریِ سیستم در گذشته» در کنار «تمرکزِ منهای فرصتِ رهبران همان سیستم بر روی آرمانهای غلط» نیز دو علت محوری در شکست استراتژیهای هر سیستم محسوب میشوند.
ازسوی دیگر؛ الهامبخشیِ انقلاب اسلامی ایران برای مستضعفین جهان، یکی از مهمترین جهتگیریهای استراتژیک نظام جمهوری اسلامی از بدو ﺗﺃسیسش بوده است. اما پس از گذشت چهل سال از عمر انقلاب، ما نه تنها برای مردم مستضعف فلسطین، کوزوو، بوسنی، چچن، لیبی، تونس، مصر، عربستان و ... منشاء الهامبخشی نبودهایم بلکه مردمان آن کشورها با گرایش و سپس چرخش به سمت کشورهای متخاصم، رهبران آن کشورها را منبع و منشاء الهامبخشیِ خود برای تغییر قرار دادهاند!
از سوی دیگر؛ تمرکزِ منهای فرصتِ ما که منجر به صرف هزینههای هنگفت مالی، سیاسی و نظامی در کشورهای هدفِ الهامبخشیمان شده، سبب غافل شدنمان از پاسخ به ابتداییترین مطالبات و نیازمندیهای مردم و شهروندان نجیب کشورمان نیز شده است.
بنابراین، عدم تمرکز بر گسترش ظرفیتهای رهبری و عدم توسعه تواناییهای مدیریتیمان برای ریشهکنی معضل فساد سیستماتیک در کشور و عدم پاسخ به ابتداییترین مطالبات شهروندان نیز سبب بروز فلجِ سیستمی و ضعفِ پیروی و درنهایت، اعتراضات گسترده مدنی و آشوبهای خیابانی در سطح جامعه شده است.
در این شرایط، برخی از بازیگران قدرت و مسببان اصلی بروز این اعتراضات، با نسبت دادن هر اعتراضی وَلو مسالمتآمیز به یک عامل بیگانه بهنام «دشمن»، خود را مُبرا از هرگونه ضعف و اشتباه دانسته و سرکوب و دستگیری معترضان را تنها راهحل برای برونرفت از ابَرچالشهای کشور میدانند!
بنابراین اگر قرار است تمدن ایرانی به شکلی درست، منبع و منشاء الهامبخشی برای جهانیان باشد، ابتدا باید با مردمان نجیب و متمدن خودمان مهربانتر رفتار کنیم.
🇮🇷زنده باد توسعه – پاینده باد ایران و بیشینه باد غرور ملی ایرانیان🇮🇷
@IranMetaChallenges