‌ایران ‌و اَبَرچالش‌های ‌آینده
573 subscribers
380 photos
400 videos
17 files
101 links
این کانال رسانه‌ای آزاد، مستقل و بیطرف استکه با رویکردی «سیستمی» و روش‌های «تبارشناسیِ(قدرت)» و «تحلیل روند» به تحلیل و تفسیر انتقادی از ابرچالشهای ایران می‌پردازد و برای آنها «راه‌حل‌های علمی» ارایه میدهد.
🔹شورای نویسندگان:
۱. کوروش برارپور
@bararpour
Download Telegram
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
حل ابرچالش‌های پیش‌پا افتاده‌ی اقتصادی ایران از نگاه شخصیت‌های کارتونی درین درین!

🔹کانال ایران و ابرچالشهای آینده
@IranMetaChallenges
اعضای ارجمند کانال ایران و ابرچالش‌های آینده

با تقدیم درود

به‌دنبال تماس تعدادی از دوستان و عزیزان مبنی بر اینکه: "آیا اجازه دارند مطالب این کانال را در جای دیگری منتشر کنند یا خیر"؟
به آگاهی می‌رساند؛ با عنایت به اینکه یادداشت‌های منتشر شده در کانال ایران و ابرچالشهای آینده، عصاره‌ی پژوهش‌هایی اصیل در حوزه‌ی مسایل ایران را پایش می‌کند و درحال انتشار در اجتماعات علمی بین‌المللی است، بنابراین انتشار آنها در جای دیگر در هر قالبی بدون ذکر نام نویسنده و بدون قید پیوند یا نشانی کانال، ممنوع می‌باشد.

پیش‌تر، از اینکه با هدف گسترش آگاهی عمومی در سطح جامعه، دانش منتشر شده در این کانال را با دیگر هم‌میهنان‌مان(با مدلی که ذکر شد) به اشتراک می‌گذارید از یکایک شما فرزانگان بینهایت سپاسگزاریم.

با احترام فراوان - مدیریت کانال
@IranMetaChallenges
گیرِ کار دمکراسی در ایران دقیقا کجاست؟!

کوروش برارپور - پژوهشگر آزاد(و بیطرف) و کنشگر توسعه
🗓۵شنبه - ۱۴تیرماه۱۳۹۷

این یادداشت با تکیه بر مبانی دو نظریه‌ی «بازی» و «بیزاری از باخت» به ارایه‌ی تحلیلی از «بازیِ توسعه در ایران» می‌پردازد. در بازیِ توسعه‌ی ایران(مانند هر کشور دیگری)، سه بازیگر اصلی وجود دارد:
1⃣دولت(و مجموعه‌ی حاکمیت)
2⃣مردم
3⃣طبیعت
بدیهی استکه در فرایند توسعه‌ی کشورهای با نظام‌های حکمرانیِ انتخاباتی، نقش سه بازیگر یادشده چنان تعریف میشود که دولت(و مجموعه‌ی حاکمیت) بعنوان انتخاب‌شونده و ناظر بر انتخابات‌های دمکراتیک، مردم بعنوان انتخاب‌کننده و طبیعت بعنوان بستر یا فضای عملیاتیِ توسعه عمل کنند.
در کشورهای توسعه‌نیافته‌ای چون ایران کارکرد نهاد دمکراسی کاملا نمایشی و فرمایشی است و چیدمان بازیِ توسعه نیز توسط دولت‌ها(و مجموعه‌ی حاکمیت) طوری طراحی میشود که طبیعت، همواره بازنده‌ی اصلی در میدان‌های عملیاتی توسعه باشد!
حاکمیت در چیدمان بازیِ دو جانبه‌ی خود با مردم، دو بازیگر واسطه و نامستقل(وابسته به خود) نیز تربیت کرده که در ادبیات سیاسی و رسانه‌ای امروز ایران، آنها را با دو نام اصلاح‌طلب و اصولگرا می‌شناسند. شبه‌حزب‌هایی که هرچند ازطریق مشارکت‌های دمکراتیک مشروعیت خود را از مردم کسب می‌کنند و خود را خادم و نوکر مردم می‌خوانند ولی درنهایت، دربست و بطور تمام و کمال در خدمت حاکمیت قرار می‌گیرند!

شرح بازی:
◽️مردم بعنوان بازیگر۱ و آغازگر بازی، یک چک‌پول ۲۰۰هزارتومانی در اختیار دارد و به هر قیمتی که بخواهد به حاکمیت(بازیگر۲) می‌فروشد! حاکمیت نیز هنگام به حراج‌گذاشته‌شدن رای مردم(توسط مردم) باید دقت کند هر مبلغی را که به مردم پیشنهاد میدهد بایستی پرداخت کند!
◽️برای خرید چک‌پول ۲۰۰هزارتومانی (بعنوان نماد رای مردم)، پیشنهادهای حاکمیت توسط دو شبه‌حزبِ اصلاح‌طلب و اصولگرا پیگیری و به مردم عرضه میشود. پیشنهادها نیز از ده‌هزارتومان شروع شده و با گامهای ده‌هزار تومانی بالا میرود. نکته آنکه؛ دو شبه‌حزب اصلاح‌طلب و اصولگرا روی این چک‌پول ۲۰۰هزارتومانی پیشنهاد قیمت میدهند و اگر یکی از آن دو توانست قیمت بالاتری پیشنهاد دهد و دیگری را شکست دهد، آن یکی همچنان باید به اندازه پیشنهاد آخرش به مردم پول بدهد و در ازای آن، چیزی دریافت نکند!
◽️دو شبه‌حزب اصلاح‌طلب و اصولگرا در ابتدا از اینکه می‌توانند مردم را گول بزنند و یک چک‌پول ۲۰۰هزارتومانی را از آنها ۲۰ یا ۵۰ یا ۱۰۰هزارتومان بخرند هیجان‌‌زده می‌شوند. درواقع درست استکه پول مفت گیرشان می‌آید، ولی در قیمت‌های ۱۷۰ و ۱۸۰هزار تومان یک جنگ تمام‌عیار میان آن‌دو درمی‌گیرد. زیرا متوجه خواهندشد که ممکن است در پایان مجبور شوند پول خیلی‌زیادی را برای هیچ، پرداخت کنند و در پایان ببازند. بنابراین آن‌دو برای آنکه نبازند پشت سر هم پیشنهادهای بالاتری می‌دهند! به این پدیده، «بیزاری از باخت» گفته میشود.
◽️ولی ناگهان یکی از دو جناح برای یک چک‌پول ۲۰۰هزارتومانی، ۲۱۰هزار تومان پیشنهاد میدهد و برنده‌ی حراجی میشود که در حقیقت منطقي به نظر می‌رسد زیرا در این قیمت، ۱۰هزار تومان می‌بازد(با احتساب ۲۰۰هزار تومان گروگذاشته‌ای که از مردم پس میگیرد)، درحالیکه بازنده(جناح دیگر)، ۲۰۰هزار تومان خواهد باخت.
◽️از اینجا همه‌چیز بالا می‌گیرد. جنگ برای بردن تبدیل میشود به جنگ برای کمتر باختن یا نباختن، و باعث میشود تا پیشنهادهای دو شبه‌حزب یادشده برای یک چک‌پول ۲۰۰هزارتومانی بطور نمایشی و دروغین بالا برود. به‌سخنی دیگر، جناح برنده علاوه بر وعده و وعیدهای انتخاباتی شروع میکند به افشاگری علیه جناح رقیب و ... جناح رقیب نیز چنین میکند!

نتیجه‌گیری:
🔸ممکن است پرسیده شود: "بر اساس منطق بازی تشریح‌شده و در کمشکش‌های انتخاباتی ایران، حاکمیت همواره بازنده است پس چه دلیلی دارد به این بازی مسخره با مردم ادامه دهد؟"!
🔸همچنین ممکن است پرسش تکمیلی زیر نیز مطرح شود: "در نظام‌های تمامیت‌خواهی چون جمهوری اسلامی، این مردم هستند که همواره بازنده‌اند و نه حکومت! پس چطور نتیجه‌ی بازی شما عکس این‌را دارد پایش میکند؟"!
🔹پاسخ روشن است. حاکمیت تلافیِ تمامی باخت‌های خود را بر سرِ بازیگر۳، یعنی طبیعت یا سرمایه‌های طبیعی خالی میکند. یعنی آنرا بدون دریافت نظر مردم، برای جریان‌های سیاسیِ همزادِ منطقه‌ایِ جمهوری اسلامی و همچنین برای کشورهای خویشاوندش هزینه میکند. بنابراین باتوجه به اینکه این هزینه‌ها از جیب مردم صورت میگیرد، درنهایت علاوه بر تهی‌سازی سرمایه‌های طبیعی و چپاول سرمایه‌های اقتصادی، موجب خشکاندن سرمایه‌های اجتماعی در جامعه نیز میشود. و اینجاست که اکثریت مردم می‌گویند: "دمکراسی و مشارکت‌های دمکراتیک در چارچوب نظام جمهوری اسلامی یعنی «چیزباختگی» و «وقت تلف‌کردن»"!

👈بازنشر این مقاله علمی=آگاهی‌بخشی عمومی
@IranMetaChallenges
🔹ریاضی‌واره‌ای(کاریکاتوری) در دفاع از لیلا حسین‌زاده
🔹حسین‌زاده دانشجوی انسان‌شناسی دانشگاه تهران در اعتراضات دی‌ماه۱۳۹۶ به ۶سال زندان محکوم شده!
🔸شبیه‌سازی از: کوروش برارپور
@IranMetaChallenges
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
✳️رسوای زمانه
🎼دستگاه: مخالف سه‌گاه
🎻آهنگساز: استاد همایون خرم
🎤آواز: علیرضا قربانی
🎧تنظیم: بابک شهرکی
🤹‍♂شاعر: بهادر یگانه

🔹کانال ایران و ابرچالشهای آینده
@IranMetaChallenges
اعضای ارجمند کانال ایران و ابرچالش‌های آینده

با تقدیم درود

همانگونه که مستحضرید این کانال درصدد است تا مسایل اساسی و ابرچالش‌های ایران را با تاکید بر روش‌های علمی و با تکیه بر یافته‌های پژوهشی، تحلیل کند و برای آنها راه‌حل ارایه دهد.
به‌رغم اینکه اعضای این کانال تا این لحظه حدود ۷۰۰نفرند و از آنها رفتار واکنشیِ مثبتی انتظار می‌رود(مثلا کانال را به دیگران معرفی کنند یا خواندن مطالب آنرا به دیگران پیشنهاد دهند) ولی اغلب، چهار رفتار زیر را بروز می‌دهند:
1⃣پس از گذشت مدتی از عضویت در کانال، آنرا ترک می‌کنند
2⃣در کانال حضور دارند ولی تنها خواننده‌ی مقالاتند
3⃣فقط در کانال عضوند و حتی مطالب کانال را نیز دنبال نمی کنند!
4⃣(تعداد کمی از اعضاء) در معرفی و انتشار مطالب کانال با مدیران آن، همراهی می‌کنند
این درحالیست‌که کانالهایی هستند که اقدام به انتشار جُک و مطالب پیشِ‌پاافتاده می‌کنند ولی مخاطبان بسیاری دارند.

بر این اساس، خواهشمند است درصورت امکان در نظرسنجی‌ای که تا ساعاتی دیگر در این کانال ارایه خواهدشد، مشارکت فرمایید.

باسپاس و احترام فراوان - مدیریت کانال
آیا کانال ایران و ابرچالشهای آینده با همراهی ایرانیان میهن‌دوست و اعضایش، پایه‌گذار یک مکتب فکری و یک جنبش علمیِ اجتماعی در ایران خواهد بود؟!
@IranMetaChallenges
اعضای ارجمند کانال ایران و ابرچالشهای آینده

باتقدیم درود

فرض کنید این کانال قرار است پایه‌گذار یک حرکت مدنی و جنبشی علمی و اجتماعی باشد. هدف این جنبش نیز، انقلاب اندازه‌گیری(در عملکرد زمامداران) و حاکمیتِ عقل محاسب در نظام کشورداری ایران است.
بر این اساس، در نظر است با کمک یکدیگر دریابیم که "چرا مردم و حاکمان ایران در فاز ایجاد و رشد سریع از حیات اجتماعیِ جنبش‌های نوپدید علمی و اجتماعی با آنها همکاری نمی‌کنند و یا بسیار بد همکاری می‌کنند؟"!

دلایل پرسش بالا را می‌توان بصورت پاسخ چندگزینه‌ایِ زیر مطرح کرد:👇
بر این اساس، خواهشمند است درصورت امکان حتما در نظر سنجی مشارکت فرموده و پاسخ مورد نظر را انتخاب فرمایید. با سپاس و احترام فراوان🌹👏
anonymous poll

5️⃣هر چهار مورد! – 14
👍👍👍👍👍👍👍 58%

4️⃣طفره‌روی اجتماعی (Social Loafing) – 5
👍👍👍 21%

1️⃣ترس از اشتباه – 3
👍👍 13%

3️⃣پخش مسئولیت (Diffusion of Responsibility) – 2
👍 8%

2️⃣اثر اجتماعی (Social Influence)
▫️ 0%

👥 24 people voted so far.
توضیح تکمیلی درخصوص هریک از گزینه‌ها:

1⃣مصداق ترس از اشتباه در رابطه با کانال خودمان:
"با توجه به رویکرد انتقادی و صراحت لهجه‌ی مدیران کانال، ممکن است آنها را دستگیر کنند و آنها نیز در ادامه، ما را لُو دهند و ما نیز دستگیر شویم!"!
2⃣مصداق اثر اجتماعی(Social Influence) در رابطه با کانال خودمان:
"وقتی حدود ۷۰۰ نفر از اعضای کانال اقدام به معرفی یا انتشار مطالب آن نمی‌کنند حتما دلیل محکمی برای این کارشان دارند. پس بهتر است من نیز این کار را نکنم"!
3⃣مصداق پخش مسئولیت (Diffusion of Responsibility) در رابطه با کانال خودمان
"وقتی مدیران و چندنفر از اعضای کانال اقدام به معرفی و انتشار مطالب کانال می‌کنند پس مسئولیت این‌کار از گردن من ساقط است"!
4⃣مصداق طفره‌روی اجتماعی
(Social Loafing) در رابطه با کانال خودمان:
"بهتر است من فقط نشان دهم که با مدیران کانال هم‌نظر و همراهم اما در عمل شانه خالی کنم و با آنها همراهی نکنم"!
درود بر همگی دوستان

از همه عزیزانی که در این نظرسنجی مشارکت فرمودند سپاسگزاری می‌شود. همچنین به همه بزرگوارانی که متن این نظرسنجی را خواندند(یا نخواندند) ولی مشارکتی در آن نداشتند نیز خداقوت عرض می‌شود.

کوروش برارپور حدود یک دهه استکه بر روی اثبات فرضیه‌ای علمی، پژوهش میدانی انجام می‌دهد. این فرضیه بصورت زیر بیان می‌شود:
"مخاطبان اصلیِ مباحث پایه‌ای توسعه در ایران، نسل زیر ۱۰سال‌اند. ولی برای تربیت و توانمندسازی نسل زیر ۱۰سال، نمی‌توان از توان و ظرفیت‌های نسل بالای ۱۰سال چشم‌پوشی کرد".

موجب سپاس فراوان خواهد بود درصورتیکه از طریق آدرس زیر، دیدگاه تکمیلی‌تان را در رابطه با فرضیه بالا و همچنین شکل و محتوای نظرسنجی صورت‌گرفته، اعلام فرمایید.
@bararpour

با احترام فراوان - مدیریت کانال
بامداد شنبه - ۲۳تیرماه ۱۳۹۷
دلایل «عدم همکاری» و یا «بسیار بد همکاری کردنِ» ایرانیان با جنبش‌های نوپدید اجتماعی!

کوروش برارپور - پژوهشگر آزاد(و بیطرف) و کنشگر توسعه
1⃣دلیل نخست: ترس از اشتباه!
🗓شنبه - ۲۳تیرماه ۱۳۹۷

مردم و حاکمان ایران به ده دلیل در فازهای کودکی و رشد سریع از چرخه‌ی حیات اجتماعیِNGOها و جنبش‌های نوپدید اجتماعی با آنها همکاری نمیکنند و یا «بسیار بد» همکاری میکنند! این ده دلیل با استفاده از شش نظریه در حوزه‌های روانشناسی اجتماعی، جامعه‌شناسی توسعه، تئوری‌های مدیریت و سازمان، و نظریه‌های اقتصاد و علوم سیاسی قابلیت توضیح‌دهی دارند. در این یادداشت به اختصار به شرح نظریه‌ی ترس از اشتباه(Fear of Failure Theory) پرداخته میشود.
مصداق عملیِ نظریه‌ی ترس از اشتباه:
◽️ترس از اشتباه هم درحوزه‌ی «مردم» و هم در حوزه‌ی «حاکمیت» رخ می‌دهد!
🔸الف) مصداق ترس از اشتباه در حوزه مردم:
◽️ترس از اشتباه در حوزه‌ی مردم به دو صورتِ «ترس از سرخوردگی» و «ترس از پرداخت انواع هزینه‌ها» بروز پیدا میکند.
1⃣ترس از سرخوردگی:
هر فرد از جمعیت حدودا ۸۲میلیونی ایران، ممکن است از ترس اینکه از بابت حضورش در یک جنبش فکری و تحولخواهیِ ملی یا یک حرکت مثبتِ علمی و اجتماعی همچون نهادسازیِ مدنی برای ایجاد تغییر و توسعه در ایران، سرخورده شود و اینکه بعدها تصور شود: "جنبش یا حرکت یادشده آنقدرها که تصور میشد، در توسعه ایران تاثیرگذار نبوده که وی در آن مشارکت کرده"، در متن آن حرکت حضور پیدا نکند! بنابراین، با زیاد شدن تعداد افراد مشاهده‌گر، بدان دلیل که پدیده‌ی سرخوردگی در برابر دیدگان افراد بیشتری رخ می‌دهد، سطح آستانه‌ی تحملِ ترس از اشتباهی به‌نام «سرخوردگی» در آنها پایین می‌آید و ترجیح می‌دهند استراتژی کناره‌گیری یا گوشه‌گیری را به مشارکت موثر ترجیح دهند!
2⃣ترس از پرداخت انواع هزینه‌ها:
هر فرد ایرانی، ممکن است از ترس اینکه از بابت حضورش در یک جنبش فکری و تحولخواهیِ ملی یا یک حرکت مثبتِ علمی و اجتماعی، انواع هزینه‌های «اقتصادی، سیاسی، اجتماعی، حیثیتی و آبرویی، شخصیتی، شغلی، تحصیلی، خانوادگی، زمانی، ذهنی و ...» متحمل شود، در متن آن حرکت حضور پیدا نکند! بنابراین، با زیاد شدن تعداد افراد مشاهده‌گر، بدان دلیل که ناچیز بودن نسبت دستاوردهای کسب‌شده به هزینه‌های پرداخت‌شده به اطلاع افراد بیشتری رسیده می‌شود، سطح آستانه‌ی تحملِ ترس از این اشتباه نیز در هر فرد پایین می‌آید و سبب پایین آمدن سطح مشارکت یا بد مشارکت کردن آنها میشود.
🔸ب) مصداق ترس از اشتباه در حوزه حاکمیت:
🔹زمامداران و دستگاه‌های حاکمیتی نیز(تحت تاثیر بازیگران و کارگردانان سیستم تاراج) در رویارویی با جنبش‌های نوپدید فکری و اجتماعی با اهداف خیرخواهانه یا حرکت‌های مثبتِ علمی و اجتماعی همچون نهادسازیِ مدنی برای ایجاد تغییر وتوسعه در ایران، به دو صورت «واقعی» و «ساختگی» ترس خود را بروز میدهند که در هر دوصورت، برداشت آنها از حرکت‌های مثبتِ علمی و اجتماعی، برداشت «این‌همانی» است و بصورت زیر قابل تبیین است:
1⃣شکل واقعی:
شکل واقعیِ رفتار ترس‌آلود رهبران و زمامداران ایران، بصورت این «ایده‌ی راهنمای غلط» نمود پیدا میکند که میگوید: "باتوجه به اینکه تجربه نشان داده، بیشتر NGOها و جنبش‌های مدنی در ایران به اپوزیسیون گرایش دارند، ممکن است قدرتمند شدن چنین سازمان‌ها یا جنبش‌هایی، درنهایت به زیان حاکمیت تمام شود! بنابراین بهتر است با تصویب قوانین کنترلی و محدودکننده، استراتژی مهار جنبش‌ها را در قالب قانون نظارت بر NGOها به شکل غیرکارشناسی و ناعادلانه‌ای در مجلس شورای اسلامی تصویب شود و یا در حد یک آیین نامه‌ی ناقص، بر عملکرد آنها نظارت شود"!
2⃣شکل ساختگی:
شکل ساختگیِ رفتار حاکمیت نیز، بدینصورت نمود پیدا می‌کند که می‌گوید: "باتوجه به اینکه بیشتر انقلاب‌های صورت گرفته در کشورهای تازه استقلال یافته‌ی شوروی سابق و شاخ آفریقا با بنیادهایی چون «سوروس» و پدیده‌هایی چون «مَخمَل» و «بیداری» رابطه داشته‌اند بنابراین از طریق همسان‌سازی یا «این‌همانی‌سازیِ» جنبش‌های خیرخواهانه و خودجوش یا حرکت‌های مثبتِ علمی و اجتماعی در ایران با انقلاب‌های صورت گرفته در کشورهای یادشده، بهتر است آنها را به جاهایی چون سوروس، مَخمَل، بیداری، جریان بَراَنداز و اینجورجاها نسبت دهیم وبرای آنها مانع‌تراشی کنیم یا باعث بی‌آبرویی آنها شویم تا برای نظام(یا در شکل واقعی‌تر، برای کارگردانان سیستم تاراج) مشکلی ایجاد نکنند!
🔹بر این اساس، با زیادشدن تعداد بازیگرانِ مشاهده‌گر در حوزه حاکمیت، بدان‌دلیل که ترس از اشتباهِ جدی گرفته‌نشدن نظریه‌های نظریه پردازانِ لایه‌ی نخست ازحلقه‌ی فکری اتاق فکر رهبری نظام دربرابر دیدگان افراد بیشتری رخ می‌دهد، بنابراین سطح آستانه‌ی تحملِ ترس از اشتباه در رهبری نظام نیز پایین می‌آید.

👈بازنشر این مقاله=آگاهی‌بخشیِ عمومی
@IranMetaChallenges
👥سخنرانان پنل۱: شهیندخت خوارزمی و کوروش برارپور
🔸با حضور استاندار و مدیران ارشد مازندران
🕓۲شنبه یکم مرداد۹۷
جهت ثبت‌نام، مشخصات خود را به شماره 09905296389 تلگرام فرمایید.
@IranMetaChallenges
🔸دعوتنامه برای حضور در نشست هم‌اندیشیِ موانع فرهنگیِ توسعه در ایران(با تاکید بر کیس مازندران)
🔹درصورت ثبت‌نام، دعوتنامه بالا از سوی دبیرخانه همایش برای شما ارسال خواهدشد.
@IranMetaChallenges
سایت دانشگاه علم و صنعت بعد از انتشار رزومه حجت‌الاسلام حسین علی احمدی جشفقانی، بخش «نوآوری و سایرخدمات علمی» را حذف کرد! وی برادر علیرضا علی‌احمدی وزیرآموزش و پرورش در کابینه اول احمدی‌نژاد است.
کانال خبری بهار | bahar
سایت دانشگاه علم و صنعت بعد از انتشار رزومه حجت‌الاسلام حسین علی احمدی جشفقانی، بخش «نوآوری و سایرخدمات علمی» را حذف کرد! وی برادر علیرضا علی‌احمدی وزیرآموزش و پرورش در کابینه اول احمدی‌نژاد است.
دوستان ارجمند و همراهان گرامی

با تقدیم درود

به آگاهی می‌رساند پس از پایان سلسله مقالات با عنوان: "دلایل عدم همکاری ایرانیان با جنبش‌های نوپدید اجتماعی"، سلسله مقالاتی با موضوع مطالعه موردی در زمینه‌ی حاشیه‌نشینی در علم: با تاکید بر دو دانشگاه علم و صنعت ایران و تربیت مدرس تهران، در این کانال منتشر خواهد شد.
در این مقالات همچنین به چرایی، چیستی و چگونگی شکل‌گیری مرکز ایرانی - اسلامی پیشرفت و دانشکده مهندسی پیشرفت دانشگاه علم و صنعت نیز پرداخته خواهد شد!

بر این اساس، به همه عزیزانی که به‌تازگی به جمع ما پیوسته‌اند پیشنهاد میشود مقاله ده‌قسمتی زیر با موضوع حاشیه‌نشینی در علم را مطالعه فرمایند و ما را از رهنمودهای ارشادی‌شان نیز بهره‌مند سازند.

با احترام فراوان - مدیریت کانال🌸👇👇
دلایل «عدم همکاری» و یا «بسیار بد همکاری کردنِ» ایرانیان با جنبش‌های نوپدید اجتماعی!

کوروش برارپور - پژوهشگر آزاد(و بیطرف) و کنشگر توسعه
2⃣دلیل دوم: نفوذپذیری یا اثرپذیریِ اجتماعی
🗓۳شنبه - ۲۶تیرماه ۱۳۹۷

مردم و حاکمان ایران به ده دلیل در فازهای کودکی و رشد سریع از چرخه حیات اجتماعیِNGOها و جنبش‌های نوپدید اجتماعی با آنها همکاری نمیکنند و یا «بسیار بد» همکاری میکنند!
در این یادداشت به تشریح نظریه‌ی «نفوذپذیری یا اثرپذیریِ اجتماعی (Social Influence)» پرداخته می‌شود. این نظریه نیز چون نظریه‌ی ترس از اشتباه که در یادداشت نخست مورد بررسی قرار گرفت، در حوزه‌ی روان‌شناسی اجتماعی مورد بحث قرار می‌گیرد.
نفوذپذیری اجتماعی زمانی رخ میدهد که احساسات، عقاید و رفتارهای فرد تحت تاثیر احساسات، عقاید و رفتارهای دیگران قرار گیرد. نفوذپذیری اجتماعی دربرگیرنده‌ی اشکال گوناگونی از رفتارهایی چون انطباق، اجتماعی‌شدن، فشار همسالان، اطاعت، رهبری و تعصب می‌باشد.
هربرت کلمن، روان‌شناس دانشگاه هاروارد(۱۹۵۸) سه نوع گسترده از نفوذپذیری اجتماعی شامل: ۱. مطابقت، ۲. تطبیق و ۳. درونی‌سازی را شناسایی کرده است.
◽️«مطابقت»: زمانی رخ میدهد که به نظر می‌رسد فرد در رابطه با موضوعی با دیگران موافق است، ولی در واقع نظرات مخالف خود را بطور خصوصی نزد خویش نگه می‌دارد.
◽️«تطبیق»: زمانی رخ میدهد که فرد تحت تأثیر شخص مورد علاقه و احترامش قرار می‌گیرد و متناسب با آن، رفتار می‌کند.
◽️«درونی‌سازی»: زمانی رخ می‌دهد که ضمن آنکه فرد باور، عقیده یا رفتاری را قبول میکند، هم بصورت عمومی و هم خصوصی با آن موافق نیز هست.
مصداق عملیِ نظریه‌ی نفوذپذیری اجتماعی:
وقتی جمعیتی(مثلا کل جمعیت ایران) پدیده‌ای یا حرکت مثبتی چون نهادسازیِ مدنی برای توسعه در ایران را مشاهده میکنند بطوریکه به مرور و در طول زمان تعدادشان افزایش می‌یابد، غالبا (در ابتدا) هیچکدام از آنها واکنش موثری به آن حرکت نشان نمیدهند(یا تعداد بسیار اندکی از آنها واکنش موثری به آن حرکت نشان میدهند)!
در واقع مفهوم این پدیده آن استکه؛ یک «یادگیری اجتماعیِ ضعیف با بار منفی» درحال رخ دادن است بگونه‌ای که هریک از آنها به خود می‌گویند: "حتما دلیل محکمی وجود دارد که بقیه‌ی مردم نیز به آن حرکت، واکنش مثبتی نشان نمی‌دهند، پس قضیه‌ی یادشده آنگونه که تلقی یا برداشت مثبتی که در ابتدا از آن می‌شد، نبوده است"!
بنابراین، با بالا رفتن تعداد جمعیت مشاهده‌گر (شامل حاکمیت، دولت و مردم)، احتمال اینکه افراد، تحت تاثیر رفتار ایستای دیگران به جنبش فکری و تحولخواهی یا حرکت مثبت ایجاد شده در جامعه واکنش مثبتی نشان ندهند بالا می‌رود! یعنی احتمال همرنگ جماعت‌شدن افراد بالا می‌رود!
جمع‌بندی:
گر خواهی نشوی همرنگ، رسوای جماعت شو! ... رسوا باش، اما یکرنگ و یکرو باش! ... ممکن است در جامعه عقب‌مانده‌ای با زمامداران غالبا بی‌عُرضه و مفسدش که در آن زیست اجتماعی داری بخاطر باورهای درست و ارزش‌های مثبتت دستگیر شوی و اعدام شوی. اما هیچگاه به مردم و به کشورت پشت نکن و بی‌تفاوت نباش. مردم و کشورت در بزنگاه‌های تاریخی به من و تو نیاز دارند.
هیچگاه به کسانی‌که برای توسعه کشورشان کنش‌های مثبتی دارند هشدارهایی مبنی بر اینکه "مراقب باش نکند یه وقت دستگیرت کنند! مراقب باش نکند اعدامت کنند"، نده! اگر مردی و راست می‌گویی، حرکتی بکن! کاری بکن!
برای کسانی که هدف مثبت و بزرگی را نشانه می‌روند، هیچ چیز آزاردهنده‌تر از پندهای بدور از اصالتِ آدم‌های ترسو و عافیت‌طلب نیست!

🇮🇷زنده باد توسعه، پاینده باد ایران و بیشینه باد غرور ملی ایرانیان🇮🇷
@IranMetaChallenges
@yadeAyyaam
برنامه تک نوازان - 113
🔹برنامه تک‌نوازان: شماره ۱۱۳
🎻نوازندگان: اسدالله ملک(ویلن)، فریدون حافظی(تار)، منصور نریمان(عود)، محمد موسوی(نی)، ناصر افتتاح(تمبک)
🎼دستگاه/مایه: مخالف سه‌گاه

@yadeAyyaam
@IranMetaChallenges
@yadeAyyaam
برنامه تک نوازان - 115
🔹برنامه تک‌نوازان: شماره ۱۱۵
🎻نوازندگان: منصور صارمی(سنتور)، حبیب‌الله بدیعی(ویلن)، جهانگیر ملک(تمبک)
🎼دستگاه/مایه: شور

@yadeAyyaam
@IranMetaChallenges
سپنتا نیکنام: نمادی از حقانیت انواع هویت‌های سرکوب‌ شده در ایران!

کوروش برارپور - کنشگر جامعه مدنی ایران
🗓۲شنبه - یکم اَمردادماه ۱۳۹۷

نظام جمهوری اسلامی همچون هر نظام سیاسی دیگری و مانند هر موجود زنده‌ی‌ دیگری دارای «دوره عمر» یا «چرخه‌ی حیات اجتماعی» است. این چرخه، از مرحله‌ی ایجاد و کودکی آغاز میشود و پس از طی مراحل رشد سریع و بلوغ وارد مراحل تکامل، پیری و سپس مرگ میشود.
نظام‌های سیاسی «هوشمند» بواسطه‌ی بازخوردهایی که از محیط‌ پیرامون‌شان دریافت می‌کنند، اقدام به حذف خطاهای‌ استراتژیک و بازآفرینیِ فرایندهای بیمار و ساختارهای‌ معیوب‌شان می‌کنند تا عمری جاودانه بیابند(مانند نظام‌های حکومتی در کشورهای توسعه‌یافته).
ولی در کشورهای توسعه‌نیافته‌ای چون ایران و در نظام کم‌هوشی چون جمهوری اسلامی، ساختارهای سیاسی - حقوقی‌اش بگونه‌ای طراحی شده‌اند که (آن نظام) هیچگاه از مرحله‌ی کودکی از چرخه‌ی حیات اجتماعی‌اش فراتر نرفته و دچار عارضه‌ای به‌نام «پیریِ زودرَس» و «مرگ در کودکی» شود!
از پایش رفتارهای سیاسی - اجتماعی مردم و زمامدارن کنونی ایران چهار پدیده‌ی زیر در نظام کشورداری ایران قابل دریافت است:
1⃣دوره‌ی عمر نظام جمهوری اسلامی به‌رغم سپری شدن ۴۰سال از حیات اجتماعی‌اش، هیچگاه از مرحله‌ی کودکی فراتر نرفته‌است
2⃣سبک رهبری آن نظام، سبکی تمامیت‌خواه و استبدادی است
3⃣میانگین بلوغ سیاسی - اجتماعیِ مردم و حاکمان ایران از سطحی «نابالغ» فراتر نرفته‌است
4⃣مدل توسعه از دیدگاه رهبران و زمامداران ایران، مدل «اقتصاد معیشت» است که در ادبیات سیاسی و رسانه‌ای ایران به «اقتصاد مقاومتی» یا «اقتصاد تاب‌آور» معروف است
با چنین توصیفی که از میزان یا سطح بلوغ سیاسی - اجتماعی مردم ایران، نظام جمهوری اسلامی و رهبرانش شد طبیعی است‌که انواع هویت‌ها در ایران اعم از هویتِ: ملی، مذهبی(اقلیت‌ها)، جنسیتی، نسلی، علمی، هنری، فرهنگی و تمدنی توسط دو هویت غالبِ انقلابی و مذهبی(شیعه) سرکوب یا خفه شوند!
با اینحال، برخلاف اقدامات بدور از اصولِ دمکراتیک شورای نگهبان که اکنون ۴۰سال است درقالب «رد صلاحیت افراد» صورت می‌گیرد، اقدام مجمع تشخیص مصلحت نظام در تایید عضویت «سپنتا نیکنام» بعنوان عضو شورای شهر یزد، قابل ستایش است.
شورای نگهبان طی ۴۰سال گذشته تاکنون، یا صلاحیت افرادی را رد کرده تا بر مسند امور قرار نگیرند و یا صلاحیت افرادی دیگر را تایید کرده تا زمام امور را بدست گیرند. ولی «پیامد ناخواسته» و یا نتیجه‌ی سلسله اقدامات آن شورا این بوده که افراد رد صلاحیت‌شده عمدتا به مخالفان و دشمنان نظام تبدیل شوند و افراد تایید صلاحیت‌شده نیز اغلب، عاملی برای گسترش فساد سیستماتیک در ایران بوده‌اند و به شکل بسیار گسترده‌ای تار و پود جامعه‌مان را با فساد عجین کرده‌اند.
اما در تحلیل و ارزیابی عملکرد دو نهاد مجمع تشخیص و شورای نگهبان درخصوص کَیس سپنتا نیکنام، موارد زیر قابل برداشت است:
1⃣هم راه‌حل موقت و منفیِ شورای نگهبان (درخصوص سپنتا) از جنس «رفتار» است و هم راه‌حل موقت و درعین‌حال مثبتِ مجمع تشخیص
2⃣اصلاح یا ایجاد تغییر در رفتار دستگاه‌ها و بازیگران قدرت در ایران شاید در کوتاه‌مدت به حل مساله‌ای خاص منتج شود ولی در درازمدت با عوض شدن شکل مشکل، مساله‌های خاص دیگری بروز خواهد کرد
3⃣رفتارهای غلط، زائیده‌ی «ساختارهای بیمار» و ساختارهای بیمار نیز خود، زائیده‌ی «شرایط اولیه‌ای نامطلوب» از یک نظام سیاسی‌اند
4⃣برای اصلاح یا ایجاد تغییر در رفتارهای اشتباه و برآمده از ساختارهای سیستمی بیمار و ساختارهای سیاسی - حقوقیِ معیوبی چون شورای نگهبان و دیگر ساختارهای مرتبط با آن، باید در «شرایط اولیه‌ی نظام جمهوری اسلامی» تغییر ایجاد کرد
5⃣با توجه به اینکه شرایط اولیه‌ی نظام جمهوری اسلامی در «ایدئولوژیِ تک‌هویتی(دین‌گرایی افراطی یا شیعه‌گری)» قفل شده و این شرایط اولیه بعنوان قیدی محکم در «قانون اساسی کشورمان» گنجانده شده، بنابراین «ایجاد تغییر در قانون اساسی»، راه‌حل چاره‌ساز برای اعتلای انواع هویت‌های خفه‌شده یا سرکوب‌شده در ایران است.
نتیجه:
ایجاد تغییر در قانون اساسی یا «طراحی قانون اساسی جدید»، راه‌حلی چاره‌ساز برای برونرفت از بن‌بست‌های استراتژیک و همچنین بالندگیِ نظام کشورداری ایران و زنده‌شدن انواع هویت‌هاست. در غیر اینصورت، سازوکارهای «استبداد» و «فساد» که منجر به حذف استعدادها و رد صلاحیت‌ها میشوند، همچنان به قوت خود باقی خواهند ماند و نظام جمهوری اسلامی را در سراشیبی فروپاشی و سقوط ناگهانی قرار خواهند داد.

👈بازنشر این مقاله علمی=آگاهی‌بخشیِ عمومی
@IranMetaChallenges