‌ایران ‌و اَبَرچالش‌های ‌آینده
573 subscribers
380 photos
400 videos
17 files
101 links
این کانال رسانه‌ای آزاد، مستقل و بیطرف استکه با رویکردی «سیستمی» و روش‌های «تبارشناسیِ(قدرت)» و «تحلیل روند» به تحلیل و تفسیر انتقادی از ابرچالشهای ایران می‌پردازد و برای آنها «راه‌حل‌های علمی» ارایه میدهد.
🔹شورای نویسندگان:
۱. کوروش برارپور
@bararpour
Download Telegram
یادداشت زیر، روز گذشته(یکشنبه - دهم تیرماه ۱۳۹۷) توسط دوست خوبم جناب آقای دکتر مجتبی لشکربلوکی در فضای مجازی منتشر شد.
با عنایت به اینکه ایشان در این یادداشت دچار سطحی‌نگری شده بودند لازم دانستم در پاسخ به دیدگاه ناقص ایشان، یادداشتی را با عنوان: "چرا ایرانی‌ها میدانند «چه چیزی را نمی‌خواهند»، ولی نمیدانند «چه چیزی را می‌خواهند»؟!" بنگارم که در ادامه‌ی یادداشت ایشان آمده است.

کوروش برارپور
رامسر: دوشنبه ۱۱ تیرماه۱۳۹۷
Forwarded from شبکه توسعه
🔳⭕️کافیست از مادرتان قهر کنید!

قصد توهین به هیچ روشنفکر راستینی را ندارم. ولی در مجموع آن‌ها را به دو گروه تقسیم می‌کنم:
الف. روشنفکرِ نمی خواهم
ب روشنفکر ِ چه می خواهم
متاسفانه جامعه عقل گریز ما همیشه به «روشنفکران نمی خواهم» (امثال صادق هدایت) بها داده است و از «روشنفکر چه می خواهم» (امثال سید حسن تقی زاده و دکتر ارانی) با بی اعتنایی و گاه نفرت یاد کرده است. ولی آنها که سازندگان این سرزمین اند بیشتر همان «روشنفکران چه می خواهم» هستند. در ایران برای این که شما مصداق «روشنفکرِ نمی خواهم» شوید کافی است که از مادرتان قهر کنید و بگوید «خورشت بادمجان را دوست ندارم» و یک عدد رمان پست مدرن کذایی و یا چند شعر جیغ بنفشِ بی وزن بی قافیه و بی معنی هم در این عوالم مرتکب شوید و به تمام کائنات هم بد و بیراه بگویید و دهن کجی کنید ولی «روشنفکرِ چه می خواهم» شدن بسیار دشوار است و «خربزه خوردنی» است که حتی پس از مرگ هم باید پای لرز آن بنشینید. از نکات عبرت آموز یکی هم این است که فرنگی جماعت نیز برای روشنفکران نمی خواهم ما همیشه کف زده اند.

آنچه خواندیم، نوشته دردمندانه و درخشان دکتر شفیعی کدکنی در کتاب با چراغ و آینه است. برخی می گویند که ایرانی ها می دانند که چه نمی خواهند اما نمی دانند که چه می خواهند. بگذارید بیشتر به آن بپردازیم. اگر نوشته بالا را قبول ندارید لحظه ای به ده یادداشتی که اخیرا فوروارد (ارسال) کرده اید فکر کنید! چند مورد از آنان در مورد نقد وضعیت موجود بود؟ و چند مورد از آنان در مورد طرح ایده ای برای حل یک مساله مهم و مشخص. فضای رسانه های ما پر شده است از چالش ها، فراچالش ها، ابرچالش ها، بحران ها، تهدیدها و .... چرا چنین چیزی اتفاق می افتد؟
1- «اعتیاد به انتقاد»؛ ما عادت کرده ایم که خودزنی کنیم. انتقاد کنیم. مسخره کنیم. اگر یک روز یک مطلب انتقادی نخوانیم بدن مان درد می گیرد. فضای رسانه ای ما پر شده است از روشنفکران نمی خواهم.
2- عقیم بودن از طراحی عملی. بارها و بارها در معرض ایده های مختلف قرار گرفته ام. بیشتر آنان ایده های خوبی بودند اما یک مشکل مشترک بزرگ داشتند: بدون طراحی های جزیی بودند! یک ایده برای آن که اجرا شود باید زوایای مختلف را به خوبی دیده باشد.


☑️⭕️تحلیل و تجویز راهبردی:

فکر نکنیم که این تقسیم بندی «نمی خواهم» و «چه می خواهم» فقط در مورد روشنفکران معنی می دهد. این در مورد همه ماست. چه در اداره پستِ یک شهر دور افتاده کار کنیم یا در یک وزارت خانه در قلب تهران. چه در یک شرکت تولیدی بخش خصوصی باشیم یا در یک سازمان خدمات بخش عمومی. من و شما دو راه بیشتر پیش رو نداریم. یا اینکه با مادرمان قهر کنیم و بشویم روشنفکر نمی خواهم و صد البته محبوب! و یا اینکه بخواهیم آینده را بسازیم و بشویم روشنفکر چه می خواهم. این دومی هم سخت تر است و هم اینکه محبوبیت اجتماعی پایین تری دارد.

اگر می خواهید جز «چه می خواهم» ها باشید و به جای انتقاد از وضعیت موجود، خالق وضعیت مطلوب باشید. چند نکته زیر را به خاطر بسپارید:

خواهید گفت مدیران چرا کاری نمی کنند؟ اکنون دانش و تجربه بسیار تخصصی شده است. امکان اینکه یک مدیر ارشد حتی با تجربه 40 سال از همه چیز در حوزه تحت مسوولیتش سر در بیاورد و برای آن ها طرح عملی داشته باشد تقریبا که نه! قطعا صفر است. دست به قلم شوید و منتظر بالادستی های گرفتار نمانید.

خواهید گفت که تا به حال صدبار ایده هایم را گفته ام و مسوولین بی توجهی کرده اند. کمی هم به خودتان شک کنید. شاید ایده شما کم کیفیت باشد یا عملی نباشد یا جزییات تکنیکی ندارد و در حد کلی گویی مانده است. از دوستان تان بخواهید ایده شما را صادقانه نقد کنند. کیفیت ایده هایتان را بالا ببرید و دوباره امتحان کنید

خواهید گفت ایده ها را اجرا نمی کنند. جواب این است که برای آن که یک ایده از روی کاغذ تبدیل شود به واقعیت. خیلی از متغیرها باید فراهم شوند. ولی تجربه نشان داده است که اگر ایده خوبی باشد و مکتوب شده باشد دیر یا زود دارد، سوخت و سوز ندارد.

خواهید گفت ما که نمی توانیم برای کشور تئوری بدهیم. جواب: باشد اما همه ما می توانیم خانه و سازمان و شهر و منطقه و حوزه تخصصی مان را بهبود دهیم. از این جا شروع کنیم!

کسی به طنز می گفت همه در این مملکت شده اند اپوزیسون (مخالف). همه مخالفند. چه کسانی که قدرت را در دست دارند. چه کسانی که مخالف طیف حاکمند و چه مردم عادی. ظاهرا همه دریافته اند که برای محبوبیت اجتماعی کافی است از مادرتان قهر کنید و بگویید خورشت بادمجان را دوست ندارم!!
در عمیق ترین لایه های وجودم، کسانی را می ستایم که با وجود تمام چالش ها و ابرچالش ها، زمان و انرژی خود را صرف طراحی وضعیت مطلوب می کنند. آن ها هستند که آینده ما را خواهند ساخت حتی اگر دوست شان نداشته باشیم.

مجتبی لشکربلوکی
@Dr_Lashkarbolouki
چرا ایرانی‌ها میدانند «چه چیزی را نمی‌خواهند»، ولی نمیدانند «چه چیزی را می‌خواهند»؟!

کوروش برارپور - پژوهشگر آزاد(و مستقل) و کنشگر توسعه
🗓دوشنبه - ۱۱تیرماه۱۳۹۷

پیترسنگه استاد ام.آی.تی مفهومی را در حوزه‌ی نظریه‌های یادگیری مطرح میکند که آنرا «ایده‌های راهنمای غلط» می‌نامد.
🔸در فرهنگ عمومی ما ایرانیان، پر است از این ایده‌های راهنمای غلط! یکی از آنها بدین‌صورت بیان میشود: "ایرانی‌ها میدانند چه چیزی را نمی‌خواهند، ولی نمیدانند چه چیزی را می‌خواهند"!
🔹درحالیکه شکل درست و جایگزین ایده‌ی بالا آن استکه گفته شود: "ایرانیانِ چیزباخته میدانند چه چیزی را نمی‌خواهند، ولی نمیدانند چه چیزی را می‌خواهند"!
روز گذشته نیز مطلبی از دوست خوبم «مجتبی لشکربلوکی»، در فضای مجازی به این تحلیل پرداخته بود که: "چرا در جامعه ما «روشنفکرِ نمی‌خواهم» به فروانی یافت میشود ولی «روشنفکرِ چه میخواهم»، اندک؟"!
گذشته از اینکه ایشان در فهم پرسش مطرح‌شده توسط خودشان دچار سطحی‌نگری شده‌بود، درپایان، تحلیلی علمی و پاسخی دقیق نیز برای آن ارایه نکرد.
به‌منظور درک درستیِ ایده‌ی جایگزین بالا و ارایه‌ی پاسخ مناسب به پرسش مطرح‌شده توسط ایشان، به بیان استعاره‌ای پرداخته میشود که آدام گرَنت استاد روان‌شناسیِ سازمانیِ دانشگاه پنسیلوانیا از آن تحت عنوان «بیزاری از باخت» یادمیکند!
شرح استعاره‌ی بیزاری از باخت:
◽️من یک اسکناس ٢٠دلاری دارم. آنرا به هر قیمتی که بخواهید به شما می‌فروشم! فقط دقت کنید هر مبلغی را که میگویید باید پرداخت کنید.
◽️پیشنهادها از یک دلار شروع میشود و با گامهای یک دلاری بالا میرود. ولی نکته‌ای كه وجود دارد آن استکه افرادِ دیگر هم میتوانند روی این اسکناس ٢٠دلاری پیشنهاد قیمت دهند و اگر کسی توانست قیمت بالاتر از شما پیشنهاددهد و شما را شکست دهد شما همچنان باید به اندازه پیشنهاد آخرتان به من پول بدهید و در ازای آن، چیزی دریافت نخواهیدکرد!
◽️افراد در ابتدا از اینکه می‌توانند یک اسکناس ۲۰دلاری را ۲ یا ۵ یا ۱۰دلار بخرند هیجان‌‌زده می‌شوند. درست استکه پول مفت است، ولی در قیمت‌های ۱۷ و ۱۸دلار یک جنگ تمام‌عیار بین پیشنهادهای دو نفر که می‌فهمند ممکن است در پایان مجبور شوند پول خیلی‌زیادی را برای هیچ، پرداخت کنند در می‌گیرد. آنها برای آنکه نبازند پشت سر هم پیشنهادهای بالاتری می‌دهند!
◽️ولی ناگهان یکی برای یک اسکناس ۲۰دلاری ۲۱دلار پیشنهاد میدهد که در حقیقت منطقي است زیرا در این قیمت، برنده ۱دلار می‌بازد(با احتساب ۲۰دلاری که دریافت میکند)، درحالیکه بازنده ۲۰دلار خواهد باخت.
◽️از اینجا همه‌چیز بالا می‌گیرد. جنگ برای برد تبدیل میشود به جنگ برای کمتر باختن، و باعث میشود تا پیشنهادها برای یک اسکناس ۲۰دلاری بطور نمایشی و دروغین بالا برود.
◽️گرَنت میگوید: "یک افسر ارتش یکبار حدود ۵۰۰دلار برای یک اسکناس ۲۰دلاری پرداخت کرده‌است". مَکس بیزِرمن استاد هاروارد نیز یافته‌های گرنت را تایید می‌کند.
جمعبندی:
🔸طبق یافته‌های روان‌شناسان: "افراد، بیش از آنکه «از بردن لذت ببرند»، «از باختن متنفرند»". این پدیده، «بیزاری از باخت» نامیده میشود که یکی از علت‌های روان‌شناختیِ انفعال در مشارکت‌های دمکراتیک، تمرکز بر رویدادهای منفی و انتشار آنها در شبکه‌های اجتماعی، زیان در بورس و دیگر بازارهای مالی است!
🔸شما هنگامی که در یک معامله سود میکنید به سرعت پوزیشن خود را می‌بندید و به آن اجازه رشد بیشتر نمیدهید. و برعکس، زمانیکه درناحیه زیان هستید به آن اجازه رشد و بزرگ شدن میدهید! زیرا در ناخودآگاه ذهن‌تان از زیان متنفرید!
🔸رفتار واکنشیِ فروشندگان و خریداران سکه، دلار، مسکن و ...، در دوره‌ی رکود نیز با همین آزمون قابل توضیح است.
🔹با اینحال، ممکن است گفته شود: "بهتر است روشنفکران بجای تمرکز بر نقد وضع موجود کشور، به تصویرسازی از وضعی مطلوب از آینده‌ی ایران بپردازند"! روشن استکه انتشار چنین ایده‌ای نیز حاکی از آن استکه؛ درک درستی از مقوله‌ی «نقد» و «روشنفکری» در جامعه ما وجود ندارد. زیرا وضع مطلوب جامعه ما برای افق ۱۴۰۴، در ۱۳۸۴ درقالب «تصویربزرگ چشم‌انداز ملی» تصویرسازی شده‌است! که متاسفانه در زمان اکنون به تنها چیزیکه پرداخته نمیشود، چشم‌اندازملی‌ست!
🔻پرسشی که در این مجال قابل طرح است آنکه:"۸۵هزار عضو هیات علمی در دانشگاه‌های ایران حضور دارند ولی یک نفر از آنها پیگیرِ تحققِ اهدافِ «چشم‌اندازملی» نیست! پس چطور از اعضای شبکه‌های اجتماعیِ غالبا «چیزباخته» میتوان انتظار داشت باتوجه به پدیده‌ی بیزاری از باخت، به نشر وبازنشر رویدادهای غالبا منفی و نقد منفعلانه ازعملکرد حاکمیت نپردازند؟"!
🔻وانگهی، شاخص«ارزش»، از نسبت «سود»به«زیان» محاسبه میشود. بنابراین، باتوجه به نارضایتی و زیان اکثریت مردم ازعملکرد حاکمیت، نقد وضع موجود نزد آنها ازمطلوبیت بالاتری برخوردارمیباشد.
@IranMetaChallenges
دلایل علاقمندیِ مدیران ایرانی به چَرَندیات!

کوروش برارپور - پژوهشگر آزاد(و بیطرف) و کنشگر توسعه
🗓۳شنبه - ۱۲تیرماه۱۳۹۷

چند روز پیش یادداشتی از یکی از فعالان شبکه‌های اجتماعی که گاهی خود را با عناوینی چون مشاور وزیر اقتصاد، عضو هیات مدیره بانک صادرات و ... معرفی میکند، در نقد رویکردهای منفعلانه‌ی روشنفکران و کاربران شبکه‌های اجتماعی ایران منتشرشد که نشان میداد ایشان درک درست و دقیقی از دو مقوله‌ی «نقد» و «روشنفکری» ندارد! بکارگیری صفاتی با ادبیات ضعیف علیه صادق هدایت تا راه‌حلهای بدون پشتوانه‌ی علمی و ... توسط ایشان، حکایت از تایید این مدعادارد.
◽️نگارنده پس از خواندن یادداشت یادشده پرسشی در ذهنش شکل گرفت مبنی بر اینکه: "خوانندگان یادداشت ایشان چه کسانی هستند که پس از گذشت کمابیش ۴۸ساعت از انتشار پست یادشده در کانال ایشان، بیش از ۱۱۴هزاربار مورد خوانش و بازنشر قرار داده‌اند؟"!(کانال ایشان حدود ۸۱هزار عضو دارد)!
از بازخوانی پست منتشرشده و کدهای تاییدآمیزی که از وضع موجود و اسفبار کشور در آن یادداشت ارایه شده، میتوان گمانه‌زد که بخش قابل‌توجهی از اعضای کانال ایشان، مدیران غالبا «شلخته‌ذهن دولتی‌»اند!
◽️اما پرسش آن استکه: "چرا مدیران دولتی خود را در معرض چنین پیامهایی با ادبیات ضعیف و بدون مبانی نظری قوی قرار میدهند"؟
◽️پاسخ این پرسش را میتوان با استفاده از «اصل پیش پا افتادگی» یا «قانون علاقه به چَرَندیات» داد!
«اصل پیش پا افتادگی» یا «قانون علاقه به چرندیات» چه میگوید؟
🔸نورث کوت پارکینسون، مورخ و نویسنده انگلیسی در ۱۹۵۷ «اصل پیش‌پاافتادگی» یا «قانون علاقه به چرندیات» را مطرح کرد. او متوجه شد عوام برای موضوعات مبتذل و پیش‌پاافتاده ارزشی به‌مراتب بیشتر از موضوعات مهم و تخصصی قائل‌اند! نظریه‌ی پارکینسون برآمده از مشاهداتش از سبک کنش‌های اعضای کمیته‌ی مسئول تصویب طرح احداث یک نیروگاه اتمی بود.
🔸ماجرا از چه قرار بود؟
◽️اعضای کمیته‌ی یادشده بیشتر وقت نشست‌هاشان را صرف بحث روی موضوعات بیهوده و پیش‌پا افتاده و غیرضروی، ولی قابل‌فهم برای عوام میکردند. بعنوان مثال؛ مدت طولانی را صرف بحث درباره‌ی شکل و نوع سقف جایگاه دوچرخه‌ی کارمندان کرده بودند! درحالی‌که به موضوعات مهم و سنگینی چون طراحی ساختمان و تجهیزات اصلی خودِ نیروگاهِ اتمی کم‌توجهی می‌شد! موضوعی که بسیار مهم‌تر و پیچیده‌تر بود و بررسی آن دشوارتر و تخصصی‌تر می‌نمود.
◽️او نشان داد: مدت‌زمانی‌ که صرف هر موضوع مرتبط با طرح می‌شد، نسبت معکوس با میزان بودجه‌اش داشت! درباره امضای قرارداد ده میلیون پوندی ساخت راکتور ظرف ۲/۵دقیقه گفتگو تصمیم‌گیری شد، ولی کمیته روی پارکینگ دوچرخه‌، ۴۵دقیقه بحث کرد تا میان «پارکینگ بهتر و راحت‌تر» یا «ساده‌تر و ارزان‌تر» تصمیم بگیرد. حال آنکه تفاوت قیمتیِ دو حالت، حدود ۵۰ پوند بود!
◽️یک راکتور بقدری پیچیده و گران‌قیمت است که یک انسان معمولی قادر به درک پیچیدگی آن نیست و تصویر قابل درکی نیز از ساختار علمی و فنی آن ندارد. بنابراین به راحتی با جمع کنار می‌آید و برای اینکه «احمق» به نظر نرسد «سکوت» میکند.
◽️ولی همه میتوانند یک پارکینگ دوچرخه‌ی ارزان و ساده را در ذهن‌شان مجسم کنند و هرکسی می‌تواند یکی از آنها را بسازد. در نتیجه افراد عادی برای اینکه در بحث حضور داشته و در تصمیم‌سازی نقش داشته باشند وارد این بحث کم‌اهمیت شده و برنامه‌ریزی برای این موضوع ساده منجر به بحث‌های چرَند وبی‌پایان میشود و هرکسی میخواهد چیزی اضافه کند و سهم خودش را در تصمیم‌گیری کلان نشان دهد!
جمعبندی:
🔹اصطلاح «ساختن پارکینگ دوچرخه» استعاره‌ای از بحث‌های بی‌اهمیتی است که منجر به مذاکرات گسترده می‌شوند، پای مردم و رسانه‌ها را به میان می‌کشند و باعث غفلت از موضوعات مهم و اصلی می‌شوند. چرا که برای گفتگوی بی‌خاصیت و طولانی در مورد موضوعات پیش‌پاافتاده مدرک و تخصص خاصی نیاز نیست و میتوان تا آخر‌الزمان در مورد آنها بحث کرد!
🔹اصل پیش‌پا افتادگی آنجایی درمورد مدیران، سیاست‌گذاران و قانونگذاران ناکارآمد ایرانی مصداق دارد که موضوعات مهم، علمی، تخصصی و فنی را به راحتی و با سرعت بالا و با رای مردم به تصویب و تایید نهایی می‌رسانند و می‌توانند هر مقدار بودجه که اراده‌ کنند گرفته و هر چقدر بخواهند تحویل آن را به عقب بیاندازند.
🔹اصل پیش‌پا افتادگی آنجایی درمورد سیاست‌گذاران و قانونگذاران ناکارآمد ایرانی مصداق دارد که بدون کسب نظر نخبگان و درچند دقیقه در مورد برجام به جمعبندی نهایی می‌رسند، درحالیکه درخصوص دخالت در خصوصی‌ترین مسایل مربوط به زندگی مردم، ساعت‌ها با یکدیگر جدَل میکنند.
🔹قانون چرندیات درمورد مدیران شلخته‌ذهن و ناکارآمد دولتی مصداق دارد، چراکه برای اینکه احمق به‌نظر نرسند، یک پست بی‌محتوا با ادبیاتی ضعیف را ۱۲۰هزار بار میخوانند و بازنشر میکنند!
@IranMetaChallenges
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
اصل پیش‌پاافتادگی یا قانون علاقه به چرندیات میگوید: "عوام برای موضوعات مبتذل و پیش‌پاافتاده ارزشی بیشتر از موضوعات مهم و تخصصی قائل‌اند"!(پارکینسون)

کانال ایران وابرچالشهای آینده
@IranMetaChallenges
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
🎼جان عاشق
👥گروه ماه‌بانو
🎧به سرپرستی: مجید درخشانی
🎤خوانندگان: هوروش خلیلی و سحر محمدی
🎅شعر: مولانا

🔹کانال ایران و ابرچالشهای آینده
@IranMetaChallenges
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
حل ابرچالش‌های پیش‌پا افتاده‌ی اقتصادی ایران از نگاه شخصیت‌های کارتونی درین درین!

🔹کانال ایران و ابرچالشهای آینده
@IranMetaChallenges
اعضای ارجمند کانال ایران و ابرچالش‌های آینده

با تقدیم درود

به‌دنبال تماس تعدادی از دوستان و عزیزان مبنی بر اینکه: "آیا اجازه دارند مطالب این کانال را در جای دیگری منتشر کنند یا خیر"؟
به آگاهی می‌رساند؛ با عنایت به اینکه یادداشت‌های منتشر شده در کانال ایران و ابرچالشهای آینده، عصاره‌ی پژوهش‌هایی اصیل در حوزه‌ی مسایل ایران را پایش می‌کند و درحال انتشار در اجتماعات علمی بین‌المللی است، بنابراین انتشار آنها در جای دیگر در هر قالبی بدون ذکر نام نویسنده و بدون قید پیوند یا نشانی کانال، ممنوع می‌باشد.

پیش‌تر، از اینکه با هدف گسترش آگاهی عمومی در سطح جامعه، دانش منتشر شده در این کانال را با دیگر هم‌میهنان‌مان(با مدلی که ذکر شد) به اشتراک می‌گذارید از یکایک شما فرزانگان بینهایت سپاسگزاریم.

با احترام فراوان - مدیریت کانال
@IranMetaChallenges
گیرِ کار دمکراسی در ایران دقیقا کجاست؟!

کوروش برارپور - پژوهشگر آزاد(و بیطرف) و کنشگر توسعه
🗓۵شنبه - ۱۴تیرماه۱۳۹۷

این یادداشت با تکیه بر مبانی دو نظریه‌ی «بازی» و «بیزاری از باخت» به ارایه‌ی تحلیلی از «بازیِ توسعه در ایران» می‌پردازد. در بازیِ توسعه‌ی ایران(مانند هر کشور دیگری)، سه بازیگر اصلی وجود دارد:
1⃣دولت(و مجموعه‌ی حاکمیت)
2⃣مردم
3⃣طبیعت
بدیهی استکه در فرایند توسعه‌ی کشورهای با نظام‌های حکمرانیِ انتخاباتی، نقش سه بازیگر یادشده چنان تعریف میشود که دولت(و مجموعه‌ی حاکمیت) بعنوان انتخاب‌شونده و ناظر بر انتخابات‌های دمکراتیک، مردم بعنوان انتخاب‌کننده و طبیعت بعنوان بستر یا فضای عملیاتیِ توسعه عمل کنند.
در کشورهای توسعه‌نیافته‌ای چون ایران کارکرد نهاد دمکراسی کاملا نمایشی و فرمایشی است و چیدمان بازیِ توسعه نیز توسط دولت‌ها(و مجموعه‌ی حاکمیت) طوری طراحی میشود که طبیعت، همواره بازنده‌ی اصلی در میدان‌های عملیاتی توسعه باشد!
حاکمیت در چیدمان بازیِ دو جانبه‌ی خود با مردم، دو بازیگر واسطه و نامستقل(وابسته به خود) نیز تربیت کرده که در ادبیات سیاسی و رسانه‌ای امروز ایران، آنها را با دو نام اصلاح‌طلب و اصولگرا می‌شناسند. شبه‌حزب‌هایی که هرچند ازطریق مشارکت‌های دمکراتیک مشروعیت خود را از مردم کسب می‌کنند و خود را خادم و نوکر مردم می‌خوانند ولی درنهایت، دربست و بطور تمام و کمال در خدمت حاکمیت قرار می‌گیرند!

شرح بازی:
◽️مردم بعنوان بازیگر۱ و آغازگر بازی، یک چک‌پول ۲۰۰هزارتومانی در اختیار دارد و به هر قیمتی که بخواهد به حاکمیت(بازیگر۲) می‌فروشد! حاکمیت نیز هنگام به حراج‌گذاشته‌شدن رای مردم(توسط مردم) باید دقت کند هر مبلغی را که به مردم پیشنهاد میدهد بایستی پرداخت کند!
◽️برای خرید چک‌پول ۲۰۰هزارتومانی (بعنوان نماد رای مردم)، پیشنهادهای حاکمیت توسط دو شبه‌حزبِ اصلاح‌طلب و اصولگرا پیگیری و به مردم عرضه میشود. پیشنهادها نیز از ده‌هزارتومان شروع شده و با گامهای ده‌هزار تومانی بالا میرود. نکته آنکه؛ دو شبه‌حزب اصلاح‌طلب و اصولگرا روی این چک‌پول ۲۰۰هزارتومانی پیشنهاد قیمت میدهند و اگر یکی از آن دو توانست قیمت بالاتری پیشنهاد دهد و دیگری را شکست دهد، آن یکی همچنان باید به اندازه پیشنهاد آخرش به مردم پول بدهد و در ازای آن، چیزی دریافت نکند!
◽️دو شبه‌حزب اصلاح‌طلب و اصولگرا در ابتدا از اینکه می‌توانند مردم را گول بزنند و یک چک‌پول ۲۰۰هزارتومانی را از آنها ۲۰ یا ۵۰ یا ۱۰۰هزارتومان بخرند هیجان‌‌زده می‌شوند. درواقع درست استکه پول مفت گیرشان می‌آید، ولی در قیمت‌های ۱۷۰ و ۱۸۰هزار تومان یک جنگ تمام‌عیار میان آن‌دو درمی‌گیرد. زیرا متوجه خواهندشد که ممکن است در پایان مجبور شوند پول خیلی‌زیادی را برای هیچ، پرداخت کنند و در پایان ببازند. بنابراین آن‌دو برای آنکه نبازند پشت سر هم پیشنهادهای بالاتری می‌دهند! به این پدیده، «بیزاری از باخت» گفته میشود.
◽️ولی ناگهان یکی از دو جناح برای یک چک‌پول ۲۰۰هزارتومانی، ۲۱۰هزار تومان پیشنهاد میدهد و برنده‌ی حراجی میشود که در حقیقت منطقي به نظر می‌رسد زیرا در این قیمت، ۱۰هزار تومان می‌بازد(با احتساب ۲۰۰هزار تومان گروگذاشته‌ای که از مردم پس میگیرد)، درحالیکه بازنده(جناح دیگر)، ۲۰۰هزار تومان خواهد باخت.
◽️از اینجا همه‌چیز بالا می‌گیرد. جنگ برای بردن تبدیل میشود به جنگ برای کمتر باختن یا نباختن، و باعث میشود تا پیشنهادهای دو شبه‌حزب یادشده برای یک چک‌پول ۲۰۰هزارتومانی بطور نمایشی و دروغین بالا برود. به‌سخنی دیگر، جناح برنده علاوه بر وعده و وعیدهای انتخاباتی شروع میکند به افشاگری علیه جناح رقیب و ... جناح رقیب نیز چنین میکند!

نتیجه‌گیری:
🔸ممکن است پرسیده شود: "بر اساس منطق بازی تشریح‌شده و در کمشکش‌های انتخاباتی ایران، حاکمیت همواره بازنده است پس چه دلیلی دارد به این بازی مسخره با مردم ادامه دهد؟"!
🔸همچنین ممکن است پرسش تکمیلی زیر نیز مطرح شود: "در نظام‌های تمامیت‌خواهی چون جمهوری اسلامی، این مردم هستند که همواره بازنده‌اند و نه حکومت! پس چطور نتیجه‌ی بازی شما عکس این‌را دارد پایش میکند؟"!
🔹پاسخ روشن است. حاکمیت تلافیِ تمامی باخت‌های خود را بر سرِ بازیگر۳، یعنی طبیعت یا سرمایه‌های طبیعی خالی میکند. یعنی آنرا بدون دریافت نظر مردم، برای جریان‌های سیاسیِ همزادِ منطقه‌ایِ جمهوری اسلامی و همچنین برای کشورهای خویشاوندش هزینه میکند. بنابراین باتوجه به اینکه این هزینه‌ها از جیب مردم صورت میگیرد، درنهایت علاوه بر تهی‌سازی سرمایه‌های طبیعی و چپاول سرمایه‌های اقتصادی، موجب خشکاندن سرمایه‌های اجتماعی در جامعه نیز میشود. و اینجاست که اکثریت مردم می‌گویند: "دمکراسی و مشارکت‌های دمکراتیک در چارچوب نظام جمهوری اسلامی یعنی «چیزباختگی» و «وقت تلف‌کردن»"!

👈بازنشر این مقاله علمی=آگاهی‌بخشی عمومی
@IranMetaChallenges
🔹ریاضی‌واره‌ای(کاریکاتوری) در دفاع از لیلا حسین‌زاده
🔹حسین‌زاده دانشجوی انسان‌شناسی دانشگاه تهران در اعتراضات دی‌ماه۱۳۹۶ به ۶سال زندان محکوم شده!
🔸شبیه‌سازی از: کوروش برارپور
@IranMetaChallenges
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
✳️رسوای زمانه
🎼دستگاه: مخالف سه‌گاه
🎻آهنگساز: استاد همایون خرم
🎤آواز: علیرضا قربانی
🎧تنظیم: بابک شهرکی
🤹‍♂شاعر: بهادر یگانه

🔹کانال ایران و ابرچالشهای آینده
@IranMetaChallenges
اعضای ارجمند کانال ایران و ابرچالش‌های آینده

با تقدیم درود

همانگونه که مستحضرید این کانال درصدد است تا مسایل اساسی و ابرچالش‌های ایران را با تاکید بر روش‌های علمی و با تکیه بر یافته‌های پژوهشی، تحلیل کند و برای آنها راه‌حل ارایه دهد.
به‌رغم اینکه اعضای این کانال تا این لحظه حدود ۷۰۰نفرند و از آنها رفتار واکنشیِ مثبتی انتظار می‌رود(مثلا کانال را به دیگران معرفی کنند یا خواندن مطالب آنرا به دیگران پیشنهاد دهند) ولی اغلب، چهار رفتار زیر را بروز می‌دهند:
1⃣پس از گذشت مدتی از عضویت در کانال، آنرا ترک می‌کنند
2⃣در کانال حضور دارند ولی تنها خواننده‌ی مقالاتند
3⃣فقط در کانال عضوند و حتی مطالب کانال را نیز دنبال نمی کنند!
4⃣(تعداد کمی از اعضاء) در معرفی و انتشار مطالب کانال با مدیران آن، همراهی می‌کنند
این درحالیست‌که کانالهایی هستند که اقدام به انتشار جُک و مطالب پیشِ‌پاافتاده می‌کنند ولی مخاطبان بسیاری دارند.

بر این اساس، خواهشمند است درصورت امکان در نظرسنجی‌ای که تا ساعاتی دیگر در این کانال ارایه خواهدشد، مشارکت فرمایید.

باسپاس و احترام فراوان - مدیریت کانال
آیا کانال ایران و ابرچالشهای آینده با همراهی ایرانیان میهن‌دوست و اعضایش، پایه‌گذار یک مکتب فکری و یک جنبش علمیِ اجتماعی در ایران خواهد بود؟!
@IranMetaChallenges
اعضای ارجمند کانال ایران و ابرچالشهای آینده

باتقدیم درود

فرض کنید این کانال قرار است پایه‌گذار یک حرکت مدنی و جنبشی علمی و اجتماعی باشد. هدف این جنبش نیز، انقلاب اندازه‌گیری(در عملکرد زمامداران) و حاکمیتِ عقل محاسب در نظام کشورداری ایران است.
بر این اساس، در نظر است با کمک یکدیگر دریابیم که "چرا مردم و حاکمان ایران در فاز ایجاد و رشد سریع از حیات اجتماعیِ جنبش‌های نوپدید علمی و اجتماعی با آنها همکاری نمی‌کنند و یا بسیار بد همکاری می‌کنند؟"!

دلایل پرسش بالا را می‌توان بصورت پاسخ چندگزینه‌ایِ زیر مطرح کرد:👇
بر این اساس، خواهشمند است درصورت امکان حتما در نظر سنجی مشارکت فرموده و پاسخ مورد نظر را انتخاب فرمایید. با سپاس و احترام فراوان🌹👏
anonymous poll

5️⃣هر چهار مورد! – 14
👍👍👍👍👍👍👍 58%

4️⃣طفره‌روی اجتماعی (Social Loafing) – 5
👍👍👍 21%

1️⃣ترس از اشتباه – 3
👍👍 13%

3️⃣پخش مسئولیت (Diffusion of Responsibility) – 2
👍 8%

2️⃣اثر اجتماعی (Social Influence)
▫️ 0%

👥 24 people voted so far.
توضیح تکمیلی درخصوص هریک از گزینه‌ها:

1⃣مصداق ترس از اشتباه در رابطه با کانال خودمان:
"با توجه به رویکرد انتقادی و صراحت لهجه‌ی مدیران کانال، ممکن است آنها را دستگیر کنند و آنها نیز در ادامه، ما را لُو دهند و ما نیز دستگیر شویم!"!
2⃣مصداق اثر اجتماعی(Social Influence) در رابطه با کانال خودمان:
"وقتی حدود ۷۰۰ نفر از اعضای کانال اقدام به معرفی یا انتشار مطالب آن نمی‌کنند حتما دلیل محکمی برای این کارشان دارند. پس بهتر است من نیز این کار را نکنم"!
3⃣مصداق پخش مسئولیت (Diffusion of Responsibility) در رابطه با کانال خودمان
"وقتی مدیران و چندنفر از اعضای کانال اقدام به معرفی و انتشار مطالب کانال می‌کنند پس مسئولیت این‌کار از گردن من ساقط است"!
4⃣مصداق طفره‌روی اجتماعی
(Social Loafing) در رابطه با کانال خودمان:
"بهتر است من فقط نشان دهم که با مدیران کانال هم‌نظر و همراهم اما در عمل شانه خالی کنم و با آنها همراهی نکنم"!
درود بر همگی دوستان

از همه عزیزانی که در این نظرسنجی مشارکت فرمودند سپاسگزاری می‌شود. همچنین به همه بزرگوارانی که متن این نظرسنجی را خواندند(یا نخواندند) ولی مشارکتی در آن نداشتند نیز خداقوت عرض می‌شود.

کوروش برارپور حدود یک دهه استکه بر روی اثبات فرضیه‌ای علمی، پژوهش میدانی انجام می‌دهد. این فرضیه بصورت زیر بیان می‌شود:
"مخاطبان اصلیِ مباحث پایه‌ای توسعه در ایران، نسل زیر ۱۰سال‌اند. ولی برای تربیت و توانمندسازی نسل زیر ۱۰سال، نمی‌توان از توان و ظرفیت‌های نسل بالای ۱۰سال چشم‌پوشی کرد".

موجب سپاس فراوان خواهد بود درصورتیکه از طریق آدرس زیر، دیدگاه تکمیلی‌تان را در رابطه با فرضیه بالا و همچنین شکل و محتوای نظرسنجی صورت‌گرفته، اعلام فرمایید.
@bararpour

با احترام فراوان - مدیریت کانال
بامداد شنبه - ۲۳تیرماه ۱۳۹۷
دلایل «عدم همکاری» و یا «بسیار بد همکاری کردنِ» ایرانیان با جنبش‌های نوپدید اجتماعی!

کوروش برارپور - پژوهشگر آزاد(و بیطرف) و کنشگر توسعه
1⃣دلیل نخست: ترس از اشتباه!
🗓شنبه - ۲۳تیرماه ۱۳۹۷

مردم و حاکمان ایران به ده دلیل در فازهای کودکی و رشد سریع از چرخه‌ی حیات اجتماعیِNGOها و جنبش‌های نوپدید اجتماعی با آنها همکاری نمیکنند و یا «بسیار بد» همکاری میکنند! این ده دلیل با استفاده از شش نظریه در حوزه‌های روانشناسی اجتماعی، جامعه‌شناسی توسعه، تئوری‌های مدیریت و سازمان، و نظریه‌های اقتصاد و علوم سیاسی قابلیت توضیح‌دهی دارند. در این یادداشت به اختصار به شرح نظریه‌ی ترس از اشتباه(Fear of Failure Theory) پرداخته میشود.
مصداق عملیِ نظریه‌ی ترس از اشتباه:
◽️ترس از اشتباه هم درحوزه‌ی «مردم» و هم در حوزه‌ی «حاکمیت» رخ می‌دهد!
🔸الف) مصداق ترس از اشتباه در حوزه مردم:
◽️ترس از اشتباه در حوزه‌ی مردم به دو صورتِ «ترس از سرخوردگی» و «ترس از پرداخت انواع هزینه‌ها» بروز پیدا میکند.
1⃣ترس از سرخوردگی:
هر فرد از جمعیت حدودا ۸۲میلیونی ایران، ممکن است از ترس اینکه از بابت حضورش در یک جنبش فکری و تحولخواهیِ ملی یا یک حرکت مثبتِ علمی و اجتماعی همچون نهادسازیِ مدنی برای ایجاد تغییر و توسعه در ایران، سرخورده شود و اینکه بعدها تصور شود: "جنبش یا حرکت یادشده آنقدرها که تصور میشد، در توسعه ایران تاثیرگذار نبوده که وی در آن مشارکت کرده"، در متن آن حرکت حضور پیدا نکند! بنابراین، با زیاد شدن تعداد افراد مشاهده‌گر، بدان دلیل که پدیده‌ی سرخوردگی در برابر دیدگان افراد بیشتری رخ می‌دهد، سطح آستانه‌ی تحملِ ترس از اشتباهی به‌نام «سرخوردگی» در آنها پایین می‌آید و ترجیح می‌دهند استراتژی کناره‌گیری یا گوشه‌گیری را به مشارکت موثر ترجیح دهند!
2⃣ترس از پرداخت انواع هزینه‌ها:
هر فرد ایرانی، ممکن است از ترس اینکه از بابت حضورش در یک جنبش فکری و تحولخواهیِ ملی یا یک حرکت مثبتِ علمی و اجتماعی، انواع هزینه‌های «اقتصادی، سیاسی، اجتماعی، حیثیتی و آبرویی، شخصیتی، شغلی، تحصیلی، خانوادگی، زمانی، ذهنی و ...» متحمل شود، در متن آن حرکت حضور پیدا نکند! بنابراین، با زیاد شدن تعداد افراد مشاهده‌گر، بدان دلیل که ناچیز بودن نسبت دستاوردهای کسب‌شده به هزینه‌های پرداخت‌شده به اطلاع افراد بیشتری رسیده می‌شود، سطح آستانه‌ی تحملِ ترس از این اشتباه نیز در هر فرد پایین می‌آید و سبب پایین آمدن سطح مشارکت یا بد مشارکت کردن آنها میشود.
🔸ب) مصداق ترس از اشتباه در حوزه حاکمیت:
🔹زمامداران و دستگاه‌های حاکمیتی نیز(تحت تاثیر بازیگران و کارگردانان سیستم تاراج) در رویارویی با جنبش‌های نوپدید فکری و اجتماعی با اهداف خیرخواهانه یا حرکت‌های مثبتِ علمی و اجتماعی همچون نهادسازیِ مدنی برای ایجاد تغییر وتوسعه در ایران، به دو صورت «واقعی» و «ساختگی» ترس خود را بروز میدهند که در هر دوصورت، برداشت آنها از حرکت‌های مثبتِ علمی و اجتماعی، برداشت «این‌همانی» است و بصورت زیر قابل تبیین است:
1⃣شکل واقعی:
شکل واقعیِ رفتار ترس‌آلود رهبران و زمامداران ایران، بصورت این «ایده‌ی راهنمای غلط» نمود پیدا میکند که میگوید: "باتوجه به اینکه تجربه نشان داده، بیشتر NGOها و جنبش‌های مدنی در ایران به اپوزیسیون گرایش دارند، ممکن است قدرتمند شدن چنین سازمان‌ها یا جنبش‌هایی، درنهایت به زیان حاکمیت تمام شود! بنابراین بهتر است با تصویب قوانین کنترلی و محدودکننده، استراتژی مهار جنبش‌ها را در قالب قانون نظارت بر NGOها به شکل غیرکارشناسی و ناعادلانه‌ای در مجلس شورای اسلامی تصویب شود و یا در حد یک آیین نامه‌ی ناقص، بر عملکرد آنها نظارت شود"!
2⃣شکل ساختگی:
شکل ساختگیِ رفتار حاکمیت نیز، بدینصورت نمود پیدا می‌کند که می‌گوید: "باتوجه به اینکه بیشتر انقلاب‌های صورت گرفته در کشورهای تازه استقلال یافته‌ی شوروی سابق و شاخ آفریقا با بنیادهایی چون «سوروس» و پدیده‌هایی چون «مَخمَل» و «بیداری» رابطه داشته‌اند بنابراین از طریق همسان‌سازی یا «این‌همانی‌سازیِ» جنبش‌های خیرخواهانه و خودجوش یا حرکت‌های مثبتِ علمی و اجتماعی در ایران با انقلاب‌های صورت گرفته در کشورهای یادشده، بهتر است آنها را به جاهایی چون سوروس، مَخمَل، بیداری، جریان بَراَنداز و اینجورجاها نسبت دهیم وبرای آنها مانع‌تراشی کنیم یا باعث بی‌آبرویی آنها شویم تا برای نظام(یا در شکل واقعی‌تر، برای کارگردانان سیستم تاراج) مشکلی ایجاد نکنند!
🔹بر این اساس، با زیادشدن تعداد بازیگرانِ مشاهده‌گر در حوزه حاکمیت، بدان‌دلیل که ترس از اشتباهِ جدی گرفته‌نشدن نظریه‌های نظریه پردازانِ لایه‌ی نخست ازحلقه‌ی فکری اتاق فکر رهبری نظام دربرابر دیدگان افراد بیشتری رخ می‌دهد، بنابراین سطح آستانه‌ی تحملِ ترس از اشتباه در رهبری نظام نیز پایین می‌آید.

👈بازنشر این مقاله=آگاهی‌بخشیِ عمومی
@IranMetaChallenges
👥سخنرانان پنل۱: شهیندخت خوارزمی و کوروش برارپور
🔸با حضور استاندار و مدیران ارشد مازندران
🕓۲شنبه یکم مرداد۹۷
جهت ثبت‌نام، مشخصات خود را به شماره 09905296389 تلگرام فرمایید.
@IranMetaChallenges
🔸دعوتنامه برای حضور در نشست هم‌اندیشیِ موانع فرهنگیِ توسعه در ایران(با تاکید بر کیس مازندران)
🔹درصورت ثبت‌نام، دعوتنامه بالا از سوی دبیرخانه همایش برای شما ارسال خواهدشد.
@IranMetaChallenges
سایت دانشگاه علم و صنعت بعد از انتشار رزومه حجت‌الاسلام حسین علی احمدی جشفقانی، بخش «نوآوری و سایرخدمات علمی» را حذف کرد! وی برادر علیرضا علی‌احمدی وزیرآموزش و پرورش در کابینه اول احمدی‌نژاد است.