‌ایران ‌و اَبَرچالش‌های ‌آینده
574 subscribers
380 photos
400 videos
17 files
101 links
این کانال رسانه‌ای آزاد، مستقل و بیطرف استکه با رویکردی «سیستمی» و روش‌های «تبارشناسیِ(قدرت)» و «تحلیل روند» به تحلیل و تفسیر انتقادی از ابرچالشهای ایران می‌پردازد و برای آنها «راه‌حل‌های علمی» ارایه میدهد.
🔹شورای نویسندگان:
۱. کوروش برارپور
@bararpour
Download Telegram
سَراَندازها: تفسیر انتقادی از ویژگی‌های نسلیِ نسل سوم پس از انقلاب(متولدین ۱۳۵۰ تا ۱۳۸۰)!

کوروش برارپور - پژوهشگر آزاد(و بیطرف) و کنشگر توسعه
1⃣نگاه سَراَندازها به سیاست‌خارجه ایران
🗓آدینه - یکم تیرماه۱۳۹۷

... نگاه نسل سَراَنداز(نسل سوم پس از انقلاب) به منابع، زیرساختها و پیش‌نیازهای توسعه در ایران، نگاهی پیش‌نگرانه (و نه آینده‌نگرانه) است و رویکردش به عملکرد مجلس‌های فرمایشی و دولتهای فرسایشی و غیرتوسعه‌گرای کنونی و پیشین ایران، رویکردی انتقادی است و اغلب، کنش‌های مسالمت‌آمیز سیاسی-اجتماعی‌اش با دوره‌های تکرار نامنظم، به اقداماتی اعتراضی و خشن ختم میشود.
نسل سرانداز نسلی است‌که در فرایند پیشرفت ایران، تفکر مدرن توسعه را نمایندگی می‌کند ولی در سه مقوله‌ی «فهم»، «مفاهمه» و «تفاهم» بر سر مسایل اساسی و اولویت‌های مهم توسعه، هم با هم‌نسل‌های خود و هم با دو نسل پیش از خود سوءتفاهم‌ها و تعارضات جدی دارد!
این نسل، حاکمیت قانون در ایران را تنها راه غلبه بر بی‌نظمی‌ها و هرج‌و‌مرج‌های ساختگی و گسترش داده‌شده توسط کارگردانان سیستم تاراج(Spoil System) میداند که با هدف چپاولِ بیشتر ایجادشده‌اند.
این نسل، به تخصیص منابع ملی توسط زمامداران ایران به گروه‌ها و جریان‌های سیاسیِ همزادِ منطقه‌ای و همچنین کشورهای خویشاوند و هر آنچه را که در راستای توسعه ایران نباشد به‌شدت مخالف است و واکنش منفی نشان میدهد و ... .
نسل سرانداز، به‌شدت عطش برقراری رابطه‌ی برنده - برنده با آمریکا را دارد و معتقد است اَرابه‌ی توسعه ایران، از این گذرگاه میگذرد.
این نسل، اگرچه آرزوی مرگ برای کشور یا ملتی را کاری پسندیده نمی‌داند، ولی درنهایت، به‌دلیل تحمیل عهدنامه‌های ننگین گلستان و ترکمنچای و هژمونی روسیه در تعیین رژیم حقوقی کاسپین (پس از فروپاشی شوروی) و همچنین دوشیده‌شدن هسته‌ای ایران، «ننگ بر روسیه‌گرایان» را پسندیده‌تر از «مرگ بر آمریکا» میداند!
این نسل باور دارد: "روسیه اساسا غیرقابل اعتماد و غیرقابل اتکاء است زیرا تاریخ را گواه بر این مدعای خود میداند"! طیف‌هایی از این نسل باور دارند: "در سیاست خارجه ایران و دیپلماسی با روسیه و هر کشور دیگری، تنها باید «خیر عمومی» و «منافع ملی» بیشینه‌سازی شود و نه چیز دیگر".
گستره وسیعی از این نسل نمیداند «خزر» واژه‌ای جعلی و روسی و «کاسپین» واژه‌ای اصیل و ایرانی است، وگرنه نسبت به عملکرد ضعیف شورای‌عالی انقلاب فرهنگی، صداوسیما، آموزش و پرورش و نگارندگان کتاب‌های درسی ایران، واکنش منفی و نسبت به کاوش‌گر گوگل که نسبت به نام کاسپین وفادار نشان داده‌است، واکنش مثبت نشان می‌داد(همچون واکنش منفی که گاهی در برابر تغییر نام خلیج همیشه پارس توسط کاوشگر تطمیع‌شده‌ی گوگل نشان میدهد)!
پیدایش دو طیف توسعه‌گرا و بی‌خیال در نسل سراَنداز، نتیجه عملکرد دو نسلِ نادیده‌انگارِ بَراَنداز(انقلابی‌ها) و دَراَنداز( تحول‌خواه‌ها) است!
اگرچه نسل بَراَنداز، «انقلاب» کرد و رژیم اقتدارگرای پهلوی را سرنگون ساخت و اگرچه نسل دَراَنداز با دَراَنداختن طرحی نو، خواست رَوند روبه‌جلوی انقلاب را که اغلب با انحراف و خطا همراه بوده «اصلاح» کند، ولی گستره‌ی دید نسل سراَنداز به «عامل تغییر و منشاَءِ اثر بودن» بسیار فراتر از مرزهای ملی است. نسل سراَنداز، شاید گاهی در نقش دَراَنداز آشکار شود اما هرگز بَراَنداز نیست. این درحالیستکه گاهی، برداشت‌های دو نسل بَراَنداز و دَراَنداز از رفتارهای اجتماعی و کنش‌های مطالبه‌گرانه‌ی وی، تلقیِ بَراَندازی است!
گستره‌ای از نسل سراَنداز، باور دارد: "تفکر براندازی متعلق به جوامع توسعه‌نیافته‌ی سده‌ی بیستمی و پیش از آن است".
◽️وی باور دارد: "انسان مدرن امروزی برای اصلاح وضع موجود جامعه‌ی بشری، هم طرحی نو دَرمی‌اندازد و هم اندیشه‌ای ناب در سر می‌اندازد، نه اینکه کسی یا چیزی را براَندازد"!
نسل سراَنداز به‌شدت نوگرا، نواندیش و تحول‌خواه است. ولی حاضر نیست برای اندیشه‌ی نوگرایی و تحول‌خواهی‌اش هزینه کند!
این نسل گاهی متوهمانه، جهانی می‌اندیشد و ایرانی اقدام میکند، اگرچه اغلب در تولید اندیشه و اقدام‌های عملیاتی خود، سطحی‌نگرانه و تهی از محتوا رفتار میکند! .... .
این نسل، بین خود و حتی یک نیم‌نسل پیش از خود، شکاف و (گاهی) گسست معرفتی عمیقی احساس میکند. گسست شناختی بین این نسل و دو نسل پیش از او، نه درطول، بلکه در عرض زمان رخ داده است!
◽️گسست نسلی در طول زمان، امری طبیعی و اجتناب‌ناپذیر است ولی در عرض زمان می‌تواند مخرب و چالش‌براَنگیز باشد.

ادامه دارد ...

🔹فرازی از کتاب در دست نگارش «اَندازها»، به‌قلم کوروش برارپور.
@IranMetaChallenges
@yadeAyyaam
برنامه تک نوازان - 104
🎧برنامه تک‌نوازان: شماره 104
🎼دستگاه/مایه: شور
🎻نوازندگان: فرهنگ شریف(تار)، سیاوش زندگانی(ویلن)، امیرناصر افتتاح(ضرب)

🔹کانال ایران و ابرچالش‌های آینده
@IranMetaChallenges
@yadeAyyaam
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🎼 شوریده چون شب
🎻استاد کیهان کلهر
🎸اردلان ارزنجان

🔹کانال ایران و ابرچالش‌های آینده
@IranMetaChallenges
سَراَندازها: تفسیر انتقادی از ویژگی‌های نسلیِ نسل سوم پس از انقلاب(متولدین ۱۳۵۰ تا ۱۳۸۰)!

کوروش برارپور - پژوهشگر آزاد(و بیطرف) و کنشگر توسعه
2⃣شکافِ نسلی و بحرانِ هویت
🗓یکشنبه - سوم تیرماه۱۳۹۷

.... نسل سَراَنداز درحال دست‌وپنجه نرم کردن با انواع بحران‌های هویتی است. بحران‌های چندهویتی‌ که ریشه در سلطه‌ی ایدئولوژی تک‌هویتی(دین‌گرایی افراطی) در تار و پود جامعه‌ای دارد که در آن زیست اجتماعی دارد.
انواع بحران‌های هویتی که او با آنها درگیر است از نوع: تمدنی، فرهنگی، علمی، مذهبی، قومیتی، جنسیتی، نسلی، انقلابی و ملی‌است!
این نسل بصورت حسی دریافته است، رواج و سلطه‌ی ایدئولوژی تک‌هویتی در سطح جامعه سبب گسترش بحران‌های چندهویتی در آن شده‌ است ....!
این نسل، به‌منظور اثبات درگیری‌اش با انواع بحران‌های چندهویتی‌اش و وجود شکاف نسلی بین خویش و دو نسل پیش از خود، و همچنین انتقاد از عملکرد جریان‌های سیاسیِ بی‌کارکردِ جامعه‌ای که به آن تعلق دارد از هر ابزاری بهره می‌جوید. بویژه بهره‌گیری از ابزار فاوا(فناوری اطلاعات و ارتباطات) و شبکه‌های اجتماعی برای گسترش دیدگاه‌های انتقادی‌اش نسبت به کاشته‌ها و داشته‌های اندک پیشینیان‌اش.
نمونه‌های موردی:
🔹پیامک زیر، یکی از صدها داده‌ی بانک داده‌های پژوهشی بنیاد توسعه پایدار ایران است‌که بصورت تصادفی وارد سامانه‌ی الکترونیک‌اش شده و با لحنی کنایه‌آمیز و همراه با طعنه میگوید: "اینجا ایران است، سرزمین من! جایی‌که در آن، آزادی تنها نام یک میدان است! خوشابه‌حال مسافرکشان میدان آزادی! چه آزادانه فریاد می‌زنند؛ آزادی، آزادی، آزادی ...! و رهگذری خسته می‌پرسد؛ آزادی چند؟! و من شخصی را دیدم که پرسید؛ آزادی کجاست؟ گفتم؛ رَد کردی، آزادی قبل از انقلاب بود!"(زمان دست‌بدست شدن پیامک: ۳۱تیرماه ۱۳۹۱- ساعت ۰۹:۵۹:۱۲).
🔹و گاهی نیز جهتِ اثبات وجود تبعیض‌های جنسیتی درجامعه‌ی مردسالاری که به آن تعلق دارد اعلام کرده: "زن ویروسی است‌که جیب‌های مرد را Search، پول‌هایش را Delete، تماس‌هایش را Check، شماره‌هایش را Copy، موبایل‌هایش را Paste، سوتی‌هایش را Save ، دوست‌هایش را Cut، فامیل‌هایش را Edit، مهمان‌هایش را Sent، مشت‌هایش را Open، زبانش را Close، مغزش راHang و دَهانش راService میکند!" (زمان دست‌بدست‌شدن پیامک: ۲۳ اردیبهشت‌ماه ۱۳۹۲ - ساعت ۱۹:۳۷:۱۹).
🔹و گاهی نیز در واکنش منفی به برونداد یکی از انتخات‌های مهم و اینکه تیپ و پرستیژ رئیس‌جمهور کشورش چقدر برایش مهم است، کنایه‌وار ناخُرسندی خویش را به برونداد یکی از انتخابات‌ها چنین اعلام کرده است: "ژیلت، ریش‌تراش، سِشُوار، شانه، بُرِس، آینه، قیچی، عطر، اُدکلن، ژِل، اُتوبخار فوری و یکجا فروشی!" (زمان دست‌بدست‌شدن پیامک: ۴ تیرماه ۱۳۸۴ - ساعت ۱۴:۲۲:۰۱).
🔹و در کمال تاسف و شرمساری، پیامکی دیگر نیز با ادبیاتی نامتعارف و لحنی انتقادی نسبت به برونداد همان انتخابات اعلام کرده است: "پیروزی جهل بر نادانی و ظلمت بر تاریکی، خجسته باد!" (زمان دست‌بدست‌شدن پیامک: ۴تیرماه ۱۳۸۴ - ساعت ۱۰:۲۴:۰۹).
🔹و در زمانی دیگر نیز در واکنش منفی به پدیده‌ی جرِزَنی(Cheating) در فرایند برگزاری یکی دیگر از انتخات‌های ریاست‌جمهوری، با لحنی کنایه‌آمیز اعلام کرده: "در بازی چهارنفره‌ی فصل‌ها چه کسی تقلب کرد به زمستان برگ نرسید!"(زمان دست‌بدست‌شدن پیامک: ۲۳خردادماه ۱۳۸۸ - ساعت ۱۲:۴۱:۲۵).
🔹و در واکنش منفی به اعتراضِ یکی از کاندیداهای سرشناس شهر تهران درخصوص برونداد و فرایند برگزاری انتخابات مجلس ششم که وی را در مرحله‌ی نخستِ شمارش آراء، نفر سی‌اُم و پس از بازشماری آراء، نفر بیستم اعلام کرده‌بودند، تیتر ۸سال پیشِ یکی از روزنامه‌های به‌اصطلاح چپ را در این زمینه پیامک کرده و گفته‌است: "آقاسی، بیستم شد!" (زمان دست‌بدست‌شدن پیامک: ۲۳ اسفندماه ۱۳۸۶ - ساعت ۱۱:۴۷:۱۳).
🔹و یا در واکنش مثبت به گرامیداشت آیین‌های ملی و باستانی‌اش چون نوروز، یلدا، چهارشنبه‌سوری، جشن‌های سده و مهرگان و تیرگان و مناسبت‌های گوناگون مذهبی و انقلابی، و همچنین میراث‌های فرهنگی با ارزشی چون تخت جمشید، پاسارگاد و ...، و نام خلیج همیشه پارس (و موضوع تمامیت ارضی ایران در زمینه‌ی جزایر سه‌گانه) وابستگی، همبستگی و وفاداری خود را نسبت به انواع هویت‌های ملی، انقلابی، مذهبی، فرهنگی و تمدنی‌اش اعلام داشته‌است!
🔹و یا در واکنش منفی به تمامیت‌خواهی‌های غربی‌ها و همچنین گروه‌های تندرو داخلی که درون را خائن و جاسوس، و بیرون را دشمن می‌خوانند، کنایه‌وار به آن دو گروه خارجی و داخلی، به اختصار اعلام کرده‌است: "EHEM(بخوانید: اِهِم!یعنی: انرژی هسته‌ای حق مسلم ماست)". (زمان دست‌بدست‌شدن پیامک: ۸ دی‌ماه ۱۳۸۷ - ساعت ۱۶:۳۱:۰۹).

ادامه دارد ...

🔸فرازی از کتاب در دست نگارش «اندازها»، به‌قلم کوروش برارپور
@IranMetaChallenges
🔺ممکن است قسمت‌هایی از متون بخش دوم از یادداشت سراندازها که در آن از واژگان لاتین استفاده شده، بهم خورده باشد.
این تصویر به منظور رفع نقص احتمالی ارایه شده است.
@IranMetaChallenges
نگاهی گذرا به «تاخیرها» و «اتلاف فرصت‌ها» در بین ما ایرانیان

نازنین صالحی - پژوهشگر توسعه
🗓۴شنبه - ششم تیرماه۱۳۹۷

بر اساس تجربه‌های تاریخی تحولات سیاسی-اجتماعی در کشورهای مختلف دنیا، می‌توان الگوهایی را شناسایی کرد. این الگوها به ما کمک میکنند الگوی تحولات سیایی-اجتماعی در ایران را شناسایی و نقد کنیم:
1⃣.ابتدا تحولات در حوزه‌ی فکر و عرصه‌های فلسفی و علمی و فرهنگی رخ داده و در پی آن تحولات سیاسی و اجتماعی ظهور کرده است. نمونه: اروپای دوران رنسانس
2⃣.ابتدا اصلاحات(بالضروره) در یک حوزه‌ی کلیدی رخ داده، و به دنبال آن تحولات اساسی در عرصه‌های دیگر به وقوع پیوسته. نمونه: اصلاحات ژان کالون و مارتین لوتر که سرآغاز نهضت پروتستان بود و در ادامه منجر به سکولاریسم و ... ظهور سرمایه‌داری در آلمان و دیگر نقاط جهان شد.
3⃣.روندهای همزمان، به موازات هم تحولات فرهنگی، اقتصادی و سیاسی به‌وجود آورده‌اند. نمونه: انقلاب صنعتی در انگلستان همزمان با عصر علوم تجربی و پوزیتیویسم (فلسفه و منطق اثباتی)، همزمان با پیدایش شهرهای نیمه‌صنعتی، و رشد سریع اقتصادی و آغاز استعمار، گلوبالیسم، و ظهور و گسترش فرهنگ لیبرالیسم.
هر سه الگوی اشاره‌شده در بالا رابطه‌ای تعیین‌کننده میان شرایط «ذهنی» و «عینی» و نیز پیوند معنادار میان این‌دو را نشان می‌دهد. این الگوها نقش عامل «ذهنی» (معرفتی) و تاثیر آن بر روندهای «عینی» را در چارچوب اصل «علیت» اثبات میکنند.
در مورد ایران، باتوجه به فرصت برخورداری از تجربه های غرب، و وجود انبوهی از منابع معرفتی، و فرهنگی، هیچ یک از الگوهای اشاره‌شده به درستی و به‌جا و در زمان لازم تجربه نشده است.
◽️۱. در دوران مشروطه، روشنفکران از نظر معرفتی و شناختی بر تشخیص شرایط عینی جامعه سبقت گرفتند و ناهمخوانی (ناهمزمانی) این دو عرصه نهضت مشروطه را ناکام گذاشت.
◽️۲. در دوران پهلوی‌ها، مدرنیزاسیون یا نوسازی آمرانه، و توسعه تجویزی و دستوری از شرایط ذهنی و فرهنگی جامعه پیشی گرفت، و دومی از اولی عقب ماند و نتوانست روند تحولات را بارور سازد و به‌پیش ببرد. روشنفکران این دوره نیز به‌جای استفاده از فرصت برای ایجاد نهادهای مدنی به ایدئولوژی‌های سیاسی وارداتی (چپ افراطی و چریکی – پارتیزانی) روی آوردند و به‌جای ژرفابخشیِ حوزه‌های معرفتی، به پراگماتیسم بدون پشتوانه علمی معرفتی آلوده شدند.
◽️۳. در دوران پس از انقلاب ۵۷، روشنفکران و نیروهای اجتماعی، در عرصه عمل درگیر «تجربه گرایی» و در عرصه فکری و معرفتی دچار «سردرگمی» شدند و درست در زمانی که لازم بود به جبران خلاءهای معرفتی و بازاندیشی و نقد گذشته بپردازند، به‌جای درس گرفتن از دو رویداد تاریخی قبلی، به دنباله‌روی دو افق غیرواقعی «توسعه» و «اصلاحات» تبدیل شدند. نخست در بهار ۱۳۷۲ و سپس در رویدادهای ۱۳۸۸.
در مجموع طی این سه مقطع تاریخی که جمعا ۱۱۳ سال فرصت محسوب میشود، ما ایرانیان هیچ روندی را به‌طور کامل طی نکردیم و به سرمنزل مقصود نرساندیم: جریان روشنفکری ما درجا زده است و یا به قطب عمل‌گرایی درغلتیده، یا ناقص و کم‌عمق بوده، یا منفعل شده. روند جامعه مدنی ما، با وقفه‌ها و تاخیرهای بسیار، گویی همواره منتظر بوده نهادهای مدنی را دولت‌ها دو دستی تقدیم ملت کنند. از این‌رو برای ایجاد نهادهای مدنی تلاشی به خرج نداده است. مهمترین رویداد نیز انقلاب ۵۷ بوده که عملا یک عقب‌گرد بزرگ و واپس‌رَوی به دوران صدر اسلام محسوب میشود. بار اصلی این زحمت(!!) را توده مردم و بدنه‌ی جامعه بر دوش کشید و این دسته‌گل را به آب داد.
اکنون که زمان بازنگری، بازخوانی، تاءویل، تحلیل، نقد، مطالعه و تعمیق دانش سیاسی و اجتماعی است، روشنفکر ایرانی در حال تولید «متن» است (آنهم بصورت انبوه و با سرعت نور)! متن‌هایی زیبا، باب طبع مخاطب، مختصر (نهایتا ۴ در ۱۲ سانتی‌متر) حاوی تکرار مکررات، بدیهیات، عجایب الحکایات، عجایب الاصطلاحات، شطحیات سیاسی، و جریده نویسی‌ها.
بنابراین، ملاحظه میکنیم که «ایرانی خوش فکر» باز هم به اقتضای زمان حرکت نمیکند.
همه در شاهراه توسعه هم قدم می‌زنند و هم قلم می‌زنند. درست در زمانی که نه هنگام توسعه است و نه هنگام دیکته نوشتن. الان دقیقا هنگام کاشت است نه برداشت. اکنون زمان «مطالعه» و «خودیابی» ما ایرانیان است. زمان بازاندیشی و کندوکاو و در گذشته و پی‌ریزی دانش عمیق و دقیق برای آینده.
گفتمان اصلی دوران مشروطه «آزادی و قانون» بود. اکنون نه آزادی داریم نه قانون.
گفتمان اصلی دوران پهلوی‌ها «مدرنیزاسیون و توسعه» بود. اکنون نه به‌طور واقعی و اصیل مدرن شدیم و نه توسعه یافتیم.
@IranMetaChallenges
ادامه👇
(ادامه مطلب)

در دوران جمهوری اسلامی هیچ گفتمان جدی و قابل اتکایی شکل نگرفت و اساسا اسلام قادر به تولید گفتمان و نظریه‌پردازی برای پیشبرد جامعه نیست، هرچه بود در این چهل ساله نشان داد. همان اندک بینان‌ها و پروژه‌های نیمه‌تمام فرهنگی و سیاسی و اجتماعی و اقتصادی کم کم رو به اضمحلال رفت و همه‌ی عرصه‌ها در سراشیبی سقوط قرار گرفتند.
پس از ۱۱۳سال اتلاف فرصت تاریخی، اکنون در لبه پرتگاه ایستاده‌ایم!
توده‌ها و بخش عمده‌ای از جامعه تا مغز استخوان غرق در جهل اوهام و خرافه‌اند.
قشر باسواد و روشنفکر در آدرس اشتباهی (زمان و مکان اشتباهی) دنبال «توسعه» و «تحول» می‌گردد.
دولت و حکومت به خودکامگی، فساد و سوء مدیریت تب‌آلود و بیمارگونه خود ادامه می‌دهد.
@IranMetaChallenges
Forwarded from پیوند نگار
‍ مدیرعامل بنیاد توسعه پایدار ایران: بروز ابرچالش‌های امنیتی ایران در زمان اکنون، ریشه در ضعف عملکرد زمامداران کشور در گذشته دارد!

کوروش برارپور به دعوت پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی، روز سه‌شنبه پنجم تیرماه ۱۳۹۷، با استفاده از مدلDLA در سالن اجتماعات آن پژوهشگاه به معرفی مدل و تحلیل لایه‌لایه‌ای مشکلات امنیتی ایران و همچنین آسیب‌شناسیِ مسایل امنیت اجتماعی کشور پرداخت.
مدیرعامل بنیاد توسعه پایدار ایران در ابتدای سخنرانی خود اذعان داشت: به‌رغم اینکه ابرچالش‌های امنیتی ایران ریشه در ضعف عملکرد و مدل‌های تصمیم‌گیری و اقدامِ رهبران و زمامداران ایران دارد ولی آنها بجای حل ریشه‌ای مسایل کشور، غالبا با رویکردهای رویدادگرا منتظر می‌مانند تا رویدادهای اعتراض‌آمیز ازسوی مردم رخ دهد و سپس علت‌ها و عوامل بروز آن رویدادها را به متغیری برونزا بنام دشمن نسبت دهند!
برارپور با معرفی و تشریح مدل جهان‌شمول DLA که متعلق به خودش است تاکید کرد: هر مشکلی در هر سیستمی طی پنج مرحله شکل می‌گیرد، رشد می‌یابد و سپس به مراحل بعدی فراجهشِ ناگهانی می‌یابد. این مراحل پنجگانه عبارتند از:
1⃣گلوگاه
2⃣بحران
3⃣نفوذ محرک‌های بیرونی
4⃣حاکمیت عدم‌قطعیت‌های محیطی
5⃣بن‌بست‌های استراتژیک(وسقوط و فروپاشی)

برارپور خاطرنشان کرد: برغم اینکه بروز دو مرحله‌ی نخست از شکل‌گیری ابرچالش‌های ایران(یعنی مرحله گلوگاه و بحران) ریشه در ضعف عوامل درون سیستمیِ نظام جمهوری اسلامی دارد و عدم توجه به حل ریشه‌ای آنها سبب بروز مراحل سه‌گانه بعدی(یعنی نفوذ بیگانگان، حاکمیت عدم‌قطعیت‌ها و بن‌بست‌های استراتژیک) میشود اما رهبران و زمامداران ایران با نادیده‌انگاشتن ریشه‌های مشکلات کشور که به ضعف رهبریِ نظام(System Leadership) در گذشته بر می‌گردد، با رویکردی فرافکنانه اقدام به سرکوب و دستگیری معترضان مردمی و کنشگران مدنی کرده و سپس با جاسوس خواندن بسیاری از آنها، آمریکا و اسراییل و عربستان را آتش‌بیار معرکه‌ی اعتراضات می‌خوانند، بی‌آنکه ذکر کنند: "گسترده شدن و عمیق‌شدن ریشه‌های فساد سیستماتیک در کشور، علت بروز اعتراضات مدنی و مشکلات امنیت اجتماعی در ایران بوده است"!
برارپور در فرازی از این سخنرانی گفت: در کشورهای توسعه‌یافته‌ای چون آمریکا که معمولا ازسوی رهبران ایران دشمن خوانده می‌شوند، این اندیشمندان اندیشگاه‌هایی چون رَند هستنند که بعنوان رکن تصمیم‌ساز در آن کشور عمل میکنند اما زمامداران غالبا سالخورده و پیر ایران که اکنون چهل سال است بر اریکه‌ی قدرت تکیه زده‌اند حاضر نیستند از فکر، اندیشه و یافته‌های علمی متفکران و متخصصان بومی در فرایند تصمیم‌گیری، سیاستگذاری و حل مسایل ایران استفاده کنند.
وی یادآور شد: رهبران و زمامداران ایران با ایجاد گلوگاه بر مسیر چرخش نخبگان کشور و فراهم کردن بستر خروج سالانه ۱۸۰هزار نفر از آنها از کشور، سطح مشکلات کشور را از تراز گلوگاه به بحران و سپس به مراحل نفوذ بیگانگان، حاکمیت عدم‌قطعیت‌ها و بن‌بست‌های استراتژیک ارتقاء داده‌اند و میدهند!
کوروش برارپور در پایان این نشست به پرسش‌های مطرح شده ازسوی حاضران که از کارشناسان آن پژوهشگاه، مجمع تشخیص مصلحت نظام و شورای امنیت ملی بودند، پاسخ داد.
@IranMetaChallenges
Forwarded from پیوند نگار
کوروش برارپور در پایان این نشست به پرسش‌های مطرح شده ازسوی حاضران که از کارشناسان آن پژوهشگاه، مجمع تشخیص مصلحت نظام و شورای امنیت ملی بودند، پاسخ داد.
@IranMetaChallenges
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
دیدگاه مردم وکسبه تهران درباره ابرچالش‌های ایران
🔸مردم: همانگونه که چرخاندن یک مغازه به اهل فن نیاز دارد، مملکت‌داری هم به متخصص نیازدارد.
🔹مردم: آقاجون، عُرضه نداری بِکِش کنار!
@IranMetaChallenges
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
دیدن این ویدئو به نمایندگان مجلس و همچنین به شورای نگهبان و مردم ایران که صلاحیت آنها را تایید و به آنها رای میدهند، پیشنهاد میشود!
🔸تسلط سناتور آمریکایی به نظریه بازی، دیدنی‌ست!
@IranMetaChallenges
یادداشت زیر، روز گذشته(یکشنبه - دهم تیرماه ۱۳۹۷) توسط دوست خوبم جناب آقای دکتر مجتبی لشکربلوکی در فضای مجازی منتشر شد.
با عنایت به اینکه ایشان در این یادداشت دچار سطحی‌نگری شده بودند لازم دانستم در پاسخ به دیدگاه ناقص ایشان، یادداشتی را با عنوان: "چرا ایرانی‌ها میدانند «چه چیزی را نمی‌خواهند»، ولی نمیدانند «چه چیزی را می‌خواهند»؟!" بنگارم که در ادامه‌ی یادداشت ایشان آمده است.

کوروش برارپور
رامسر: دوشنبه ۱۱ تیرماه۱۳۹۷
Forwarded from شبکه توسعه
🔳⭕️کافیست از مادرتان قهر کنید!

قصد توهین به هیچ روشنفکر راستینی را ندارم. ولی در مجموع آن‌ها را به دو گروه تقسیم می‌کنم:
الف. روشنفکرِ نمی خواهم
ب روشنفکر ِ چه می خواهم
متاسفانه جامعه عقل گریز ما همیشه به «روشنفکران نمی خواهم» (امثال صادق هدایت) بها داده است و از «روشنفکر چه می خواهم» (امثال سید حسن تقی زاده و دکتر ارانی) با بی اعتنایی و گاه نفرت یاد کرده است. ولی آنها که سازندگان این سرزمین اند بیشتر همان «روشنفکران چه می خواهم» هستند. در ایران برای این که شما مصداق «روشنفکرِ نمی خواهم» شوید کافی است که از مادرتان قهر کنید و بگوید «خورشت بادمجان را دوست ندارم» و یک عدد رمان پست مدرن کذایی و یا چند شعر جیغ بنفشِ بی وزن بی قافیه و بی معنی هم در این عوالم مرتکب شوید و به تمام کائنات هم بد و بیراه بگویید و دهن کجی کنید ولی «روشنفکرِ چه می خواهم» شدن بسیار دشوار است و «خربزه خوردنی» است که حتی پس از مرگ هم باید پای لرز آن بنشینید. از نکات عبرت آموز یکی هم این است که فرنگی جماعت نیز برای روشنفکران نمی خواهم ما همیشه کف زده اند.

آنچه خواندیم، نوشته دردمندانه و درخشان دکتر شفیعی کدکنی در کتاب با چراغ و آینه است. برخی می گویند که ایرانی ها می دانند که چه نمی خواهند اما نمی دانند که چه می خواهند. بگذارید بیشتر به آن بپردازیم. اگر نوشته بالا را قبول ندارید لحظه ای به ده یادداشتی که اخیرا فوروارد (ارسال) کرده اید فکر کنید! چند مورد از آنان در مورد نقد وضعیت موجود بود؟ و چند مورد از آنان در مورد طرح ایده ای برای حل یک مساله مهم و مشخص. فضای رسانه های ما پر شده است از چالش ها، فراچالش ها، ابرچالش ها، بحران ها، تهدیدها و .... چرا چنین چیزی اتفاق می افتد؟
1- «اعتیاد به انتقاد»؛ ما عادت کرده ایم که خودزنی کنیم. انتقاد کنیم. مسخره کنیم. اگر یک روز یک مطلب انتقادی نخوانیم بدن مان درد می گیرد. فضای رسانه ای ما پر شده است از روشنفکران نمی خواهم.
2- عقیم بودن از طراحی عملی. بارها و بارها در معرض ایده های مختلف قرار گرفته ام. بیشتر آنان ایده های خوبی بودند اما یک مشکل مشترک بزرگ داشتند: بدون طراحی های جزیی بودند! یک ایده برای آن که اجرا شود باید زوایای مختلف را به خوبی دیده باشد.


☑️⭕️تحلیل و تجویز راهبردی:

فکر نکنیم که این تقسیم بندی «نمی خواهم» و «چه می خواهم» فقط در مورد روشنفکران معنی می دهد. این در مورد همه ماست. چه در اداره پستِ یک شهر دور افتاده کار کنیم یا در یک وزارت خانه در قلب تهران. چه در یک شرکت تولیدی بخش خصوصی باشیم یا در یک سازمان خدمات بخش عمومی. من و شما دو راه بیشتر پیش رو نداریم. یا اینکه با مادرمان قهر کنیم و بشویم روشنفکر نمی خواهم و صد البته محبوب! و یا اینکه بخواهیم آینده را بسازیم و بشویم روشنفکر چه می خواهم. این دومی هم سخت تر است و هم اینکه محبوبیت اجتماعی پایین تری دارد.

اگر می خواهید جز «چه می خواهم» ها باشید و به جای انتقاد از وضعیت موجود، خالق وضعیت مطلوب باشید. چند نکته زیر را به خاطر بسپارید:

خواهید گفت مدیران چرا کاری نمی کنند؟ اکنون دانش و تجربه بسیار تخصصی شده است. امکان اینکه یک مدیر ارشد حتی با تجربه 40 سال از همه چیز در حوزه تحت مسوولیتش سر در بیاورد و برای آن ها طرح عملی داشته باشد تقریبا که نه! قطعا صفر است. دست به قلم شوید و منتظر بالادستی های گرفتار نمانید.

خواهید گفت که تا به حال صدبار ایده هایم را گفته ام و مسوولین بی توجهی کرده اند. کمی هم به خودتان شک کنید. شاید ایده شما کم کیفیت باشد یا عملی نباشد یا جزییات تکنیکی ندارد و در حد کلی گویی مانده است. از دوستان تان بخواهید ایده شما را صادقانه نقد کنند. کیفیت ایده هایتان را بالا ببرید و دوباره امتحان کنید

خواهید گفت ایده ها را اجرا نمی کنند. جواب این است که برای آن که یک ایده از روی کاغذ تبدیل شود به واقعیت. خیلی از متغیرها باید فراهم شوند. ولی تجربه نشان داده است که اگر ایده خوبی باشد و مکتوب شده باشد دیر یا زود دارد، سوخت و سوز ندارد.

خواهید گفت ما که نمی توانیم برای کشور تئوری بدهیم. جواب: باشد اما همه ما می توانیم خانه و سازمان و شهر و منطقه و حوزه تخصصی مان را بهبود دهیم. از این جا شروع کنیم!

کسی به طنز می گفت همه در این مملکت شده اند اپوزیسون (مخالف). همه مخالفند. چه کسانی که قدرت را در دست دارند. چه کسانی که مخالف طیف حاکمند و چه مردم عادی. ظاهرا همه دریافته اند که برای محبوبیت اجتماعی کافی است از مادرتان قهر کنید و بگویید خورشت بادمجان را دوست ندارم!!
در عمیق ترین لایه های وجودم، کسانی را می ستایم که با وجود تمام چالش ها و ابرچالش ها، زمان و انرژی خود را صرف طراحی وضعیت مطلوب می کنند. آن ها هستند که آینده ما را خواهند ساخت حتی اگر دوست شان نداشته باشیم.

مجتبی لشکربلوکی
@Dr_Lashkarbolouki
چرا ایرانی‌ها میدانند «چه چیزی را نمی‌خواهند»، ولی نمیدانند «چه چیزی را می‌خواهند»؟!

کوروش برارپور - پژوهشگر آزاد(و مستقل) و کنشگر توسعه
🗓دوشنبه - ۱۱تیرماه۱۳۹۷

پیترسنگه استاد ام.آی.تی مفهومی را در حوزه‌ی نظریه‌های یادگیری مطرح میکند که آنرا «ایده‌های راهنمای غلط» می‌نامد.
🔸در فرهنگ عمومی ما ایرانیان، پر است از این ایده‌های راهنمای غلط! یکی از آنها بدین‌صورت بیان میشود: "ایرانی‌ها میدانند چه چیزی را نمی‌خواهند، ولی نمیدانند چه چیزی را می‌خواهند"!
🔹درحالیکه شکل درست و جایگزین ایده‌ی بالا آن استکه گفته شود: "ایرانیانِ چیزباخته میدانند چه چیزی را نمی‌خواهند، ولی نمیدانند چه چیزی را می‌خواهند"!
روز گذشته نیز مطلبی از دوست خوبم «مجتبی لشکربلوکی»، در فضای مجازی به این تحلیل پرداخته بود که: "چرا در جامعه ما «روشنفکرِ نمی‌خواهم» به فروانی یافت میشود ولی «روشنفکرِ چه میخواهم»، اندک؟"!
گذشته از اینکه ایشان در فهم پرسش مطرح‌شده توسط خودشان دچار سطحی‌نگری شده‌بود، درپایان، تحلیلی علمی و پاسخی دقیق نیز برای آن ارایه نکرد.
به‌منظور درک درستیِ ایده‌ی جایگزین بالا و ارایه‌ی پاسخ مناسب به پرسش مطرح‌شده توسط ایشان، به بیان استعاره‌ای پرداخته میشود که آدام گرَنت استاد روان‌شناسیِ سازمانیِ دانشگاه پنسیلوانیا از آن تحت عنوان «بیزاری از باخت» یادمیکند!
شرح استعاره‌ی بیزاری از باخت:
◽️من یک اسکناس ٢٠دلاری دارم. آنرا به هر قیمتی که بخواهید به شما می‌فروشم! فقط دقت کنید هر مبلغی را که میگویید باید پرداخت کنید.
◽️پیشنهادها از یک دلار شروع میشود و با گامهای یک دلاری بالا میرود. ولی نکته‌ای كه وجود دارد آن استکه افرادِ دیگر هم میتوانند روی این اسکناس ٢٠دلاری پیشنهاد قیمت دهند و اگر کسی توانست قیمت بالاتر از شما پیشنهاددهد و شما را شکست دهد شما همچنان باید به اندازه پیشنهاد آخرتان به من پول بدهید و در ازای آن، چیزی دریافت نخواهیدکرد!
◽️افراد در ابتدا از اینکه می‌توانند یک اسکناس ۲۰دلاری را ۲ یا ۵ یا ۱۰دلار بخرند هیجان‌‌زده می‌شوند. درست استکه پول مفت است، ولی در قیمت‌های ۱۷ و ۱۸دلار یک جنگ تمام‌عیار بین پیشنهادهای دو نفر که می‌فهمند ممکن است در پایان مجبور شوند پول خیلی‌زیادی را برای هیچ، پرداخت کنند در می‌گیرد. آنها برای آنکه نبازند پشت سر هم پیشنهادهای بالاتری می‌دهند!
◽️ولی ناگهان یکی برای یک اسکناس ۲۰دلاری ۲۱دلار پیشنهاد میدهد که در حقیقت منطقي است زیرا در این قیمت، برنده ۱دلار می‌بازد(با احتساب ۲۰دلاری که دریافت میکند)، درحالیکه بازنده ۲۰دلار خواهد باخت.
◽️از اینجا همه‌چیز بالا می‌گیرد. جنگ برای برد تبدیل میشود به جنگ برای کمتر باختن، و باعث میشود تا پیشنهادها برای یک اسکناس ۲۰دلاری بطور نمایشی و دروغین بالا برود.
◽️گرَنت میگوید: "یک افسر ارتش یکبار حدود ۵۰۰دلار برای یک اسکناس ۲۰دلاری پرداخت کرده‌است". مَکس بیزِرمن استاد هاروارد نیز یافته‌های گرنت را تایید می‌کند.
جمعبندی:
🔸طبق یافته‌های روان‌شناسان: "افراد، بیش از آنکه «از بردن لذت ببرند»، «از باختن متنفرند»". این پدیده، «بیزاری از باخت» نامیده میشود که یکی از علت‌های روان‌شناختیِ انفعال در مشارکت‌های دمکراتیک، تمرکز بر رویدادهای منفی و انتشار آنها در شبکه‌های اجتماعی، زیان در بورس و دیگر بازارهای مالی است!
🔸شما هنگامی که در یک معامله سود میکنید به سرعت پوزیشن خود را می‌بندید و به آن اجازه رشد بیشتر نمیدهید. و برعکس، زمانیکه درناحیه زیان هستید به آن اجازه رشد و بزرگ شدن میدهید! زیرا در ناخودآگاه ذهن‌تان از زیان متنفرید!
🔸رفتار واکنشیِ فروشندگان و خریداران سکه، دلار، مسکن و ...، در دوره‌ی رکود نیز با همین آزمون قابل توضیح است.
🔹با اینحال، ممکن است گفته شود: "بهتر است روشنفکران بجای تمرکز بر نقد وضع موجود کشور، به تصویرسازی از وضعی مطلوب از آینده‌ی ایران بپردازند"! روشن استکه انتشار چنین ایده‌ای نیز حاکی از آن استکه؛ درک درستی از مقوله‌ی «نقد» و «روشنفکری» در جامعه ما وجود ندارد. زیرا وضع مطلوب جامعه ما برای افق ۱۴۰۴، در ۱۳۸۴ درقالب «تصویربزرگ چشم‌انداز ملی» تصویرسازی شده‌است! که متاسفانه در زمان اکنون به تنها چیزیکه پرداخته نمیشود، چشم‌اندازملی‌ست!
🔻پرسشی که در این مجال قابل طرح است آنکه:"۸۵هزار عضو هیات علمی در دانشگاه‌های ایران حضور دارند ولی یک نفر از آنها پیگیرِ تحققِ اهدافِ «چشم‌اندازملی» نیست! پس چطور از اعضای شبکه‌های اجتماعیِ غالبا «چیزباخته» میتوان انتظار داشت باتوجه به پدیده‌ی بیزاری از باخت، به نشر وبازنشر رویدادهای غالبا منفی و نقد منفعلانه ازعملکرد حاکمیت نپردازند؟"!
🔻وانگهی، شاخص«ارزش»، از نسبت «سود»به«زیان» محاسبه میشود. بنابراین، باتوجه به نارضایتی و زیان اکثریت مردم ازعملکرد حاکمیت، نقد وضع موجود نزد آنها ازمطلوبیت بالاتری برخوردارمیباشد.
@IranMetaChallenges
دلایل علاقمندیِ مدیران ایرانی به چَرَندیات!

کوروش برارپور - پژوهشگر آزاد(و بیطرف) و کنشگر توسعه
🗓۳شنبه - ۱۲تیرماه۱۳۹۷

چند روز پیش یادداشتی از یکی از فعالان شبکه‌های اجتماعی که گاهی خود را با عناوینی چون مشاور وزیر اقتصاد، عضو هیات مدیره بانک صادرات و ... معرفی میکند، در نقد رویکردهای منفعلانه‌ی روشنفکران و کاربران شبکه‌های اجتماعی ایران منتشرشد که نشان میداد ایشان درک درست و دقیقی از دو مقوله‌ی «نقد» و «روشنفکری» ندارد! بکارگیری صفاتی با ادبیات ضعیف علیه صادق هدایت تا راه‌حلهای بدون پشتوانه‌ی علمی و ... توسط ایشان، حکایت از تایید این مدعادارد.
◽️نگارنده پس از خواندن یادداشت یادشده پرسشی در ذهنش شکل گرفت مبنی بر اینکه: "خوانندگان یادداشت ایشان چه کسانی هستند که پس از گذشت کمابیش ۴۸ساعت از انتشار پست یادشده در کانال ایشان، بیش از ۱۱۴هزاربار مورد خوانش و بازنشر قرار داده‌اند؟"!(کانال ایشان حدود ۸۱هزار عضو دارد)!
از بازخوانی پست منتشرشده و کدهای تاییدآمیزی که از وضع موجود و اسفبار کشور در آن یادداشت ارایه شده، میتوان گمانه‌زد که بخش قابل‌توجهی از اعضای کانال ایشان، مدیران غالبا «شلخته‌ذهن دولتی‌»اند!
◽️اما پرسش آن استکه: "چرا مدیران دولتی خود را در معرض چنین پیامهایی با ادبیات ضعیف و بدون مبانی نظری قوی قرار میدهند"؟
◽️پاسخ این پرسش را میتوان با استفاده از «اصل پیش پا افتادگی» یا «قانون علاقه به چَرَندیات» داد!
«اصل پیش پا افتادگی» یا «قانون علاقه به چرندیات» چه میگوید؟
🔸نورث کوت پارکینسون، مورخ و نویسنده انگلیسی در ۱۹۵۷ «اصل پیش‌پاافتادگی» یا «قانون علاقه به چرندیات» را مطرح کرد. او متوجه شد عوام برای موضوعات مبتذل و پیش‌پاافتاده ارزشی به‌مراتب بیشتر از موضوعات مهم و تخصصی قائل‌اند! نظریه‌ی پارکینسون برآمده از مشاهداتش از سبک کنش‌های اعضای کمیته‌ی مسئول تصویب طرح احداث یک نیروگاه اتمی بود.
🔸ماجرا از چه قرار بود؟
◽️اعضای کمیته‌ی یادشده بیشتر وقت نشست‌هاشان را صرف بحث روی موضوعات بیهوده و پیش‌پا افتاده و غیرضروی، ولی قابل‌فهم برای عوام میکردند. بعنوان مثال؛ مدت طولانی را صرف بحث درباره‌ی شکل و نوع سقف جایگاه دوچرخه‌ی کارمندان کرده بودند! درحالی‌که به موضوعات مهم و سنگینی چون طراحی ساختمان و تجهیزات اصلی خودِ نیروگاهِ اتمی کم‌توجهی می‌شد! موضوعی که بسیار مهم‌تر و پیچیده‌تر بود و بررسی آن دشوارتر و تخصصی‌تر می‌نمود.
◽️او نشان داد: مدت‌زمانی‌ که صرف هر موضوع مرتبط با طرح می‌شد، نسبت معکوس با میزان بودجه‌اش داشت! درباره امضای قرارداد ده میلیون پوندی ساخت راکتور ظرف ۲/۵دقیقه گفتگو تصمیم‌گیری شد، ولی کمیته روی پارکینگ دوچرخه‌، ۴۵دقیقه بحث کرد تا میان «پارکینگ بهتر و راحت‌تر» یا «ساده‌تر و ارزان‌تر» تصمیم بگیرد. حال آنکه تفاوت قیمتیِ دو حالت، حدود ۵۰ پوند بود!
◽️یک راکتور بقدری پیچیده و گران‌قیمت است که یک انسان معمولی قادر به درک پیچیدگی آن نیست و تصویر قابل درکی نیز از ساختار علمی و فنی آن ندارد. بنابراین به راحتی با جمع کنار می‌آید و برای اینکه «احمق» به نظر نرسد «سکوت» میکند.
◽️ولی همه میتوانند یک پارکینگ دوچرخه‌ی ارزان و ساده را در ذهن‌شان مجسم کنند و هرکسی می‌تواند یکی از آنها را بسازد. در نتیجه افراد عادی برای اینکه در بحث حضور داشته و در تصمیم‌سازی نقش داشته باشند وارد این بحث کم‌اهمیت شده و برنامه‌ریزی برای این موضوع ساده منجر به بحث‌های چرَند وبی‌پایان میشود و هرکسی میخواهد چیزی اضافه کند و سهم خودش را در تصمیم‌گیری کلان نشان دهد!
جمعبندی:
🔹اصطلاح «ساختن پارکینگ دوچرخه» استعاره‌ای از بحث‌های بی‌اهمیتی است که منجر به مذاکرات گسترده می‌شوند، پای مردم و رسانه‌ها را به میان می‌کشند و باعث غفلت از موضوعات مهم و اصلی می‌شوند. چرا که برای گفتگوی بی‌خاصیت و طولانی در مورد موضوعات پیش‌پاافتاده مدرک و تخصص خاصی نیاز نیست و میتوان تا آخر‌الزمان در مورد آنها بحث کرد!
🔹اصل پیش‌پا افتادگی آنجایی درمورد مدیران، سیاست‌گذاران و قانونگذاران ناکارآمد ایرانی مصداق دارد که موضوعات مهم، علمی، تخصصی و فنی را به راحتی و با سرعت بالا و با رای مردم به تصویب و تایید نهایی می‌رسانند و می‌توانند هر مقدار بودجه که اراده‌ کنند گرفته و هر چقدر بخواهند تحویل آن را به عقب بیاندازند.
🔹اصل پیش‌پا افتادگی آنجایی درمورد سیاست‌گذاران و قانونگذاران ناکارآمد ایرانی مصداق دارد که بدون کسب نظر نخبگان و درچند دقیقه در مورد برجام به جمعبندی نهایی می‌رسند، درحالیکه درخصوص دخالت در خصوصی‌ترین مسایل مربوط به زندگی مردم، ساعت‌ها با یکدیگر جدَل میکنند.
🔹قانون چرندیات درمورد مدیران شلخته‌ذهن و ناکارآمد دولتی مصداق دارد، چراکه برای اینکه احمق به‌نظر نرسند، یک پست بی‌محتوا با ادبیاتی ضعیف را ۱۲۰هزار بار میخوانند و بازنشر میکنند!
@IranMetaChallenges
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
اصل پیش‌پاافتادگی یا قانون علاقه به چرندیات میگوید: "عوام برای موضوعات مبتذل و پیش‌پاافتاده ارزشی بیشتر از موضوعات مهم و تخصصی قائل‌اند"!(پارکینسون)

کانال ایران وابرچالشهای آینده
@IranMetaChallenges
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
🎼جان عاشق
👥گروه ماه‌بانو
🎧به سرپرستی: مجید درخشانی
🎤خوانندگان: هوروش خلیلی و سحر محمدی
🎅شعر: مولانا

🔹کانال ایران و ابرچالشهای آینده
@IranMetaChallenges
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
حل ابرچالش‌های پیش‌پا افتاده‌ی اقتصادی ایران از نگاه شخصیت‌های کارتونی درین درین!

🔹کانال ایران و ابرچالشهای آینده
@IranMetaChallenges
اعضای ارجمند کانال ایران و ابرچالش‌های آینده

با تقدیم درود

به‌دنبال تماس تعدادی از دوستان و عزیزان مبنی بر اینکه: "آیا اجازه دارند مطالب این کانال را در جای دیگری منتشر کنند یا خیر"؟
به آگاهی می‌رساند؛ با عنایت به اینکه یادداشت‌های منتشر شده در کانال ایران و ابرچالشهای آینده، عصاره‌ی پژوهش‌هایی اصیل در حوزه‌ی مسایل ایران را پایش می‌کند و درحال انتشار در اجتماعات علمی بین‌المللی است، بنابراین انتشار آنها در جای دیگر در هر قالبی بدون ذکر نام نویسنده و بدون قید پیوند یا نشانی کانال، ممنوع می‌باشد.

پیش‌تر، از اینکه با هدف گسترش آگاهی عمومی در سطح جامعه، دانش منتشر شده در این کانال را با دیگر هم‌میهنان‌مان(با مدلی که ذکر شد) به اشتراک می‌گذارید از یکایک شما فرزانگان بینهایت سپاسگزاریم.

با احترام فراوان - مدیریت کانال
@IranMetaChallenges
گیرِ کار دمکراسی در ایران دقیقا کجاست؟!

کوروش برارپور - پژوهشگر آزاد(و بیطرف) و کنشگر توسعه
🗓۵شنبه - ۱۴تیرماه۱۳۹۷

این یادداشت با تکیه بر مبانی دو نظریه‌ی «بازی» و «بیزاری از باخت» به ارایه‌ی تحلیلی از «بازیِ توسعه در ایران» می‌پردازد. در بازیِ توسعه‌ی ایران(مانند هر کشور دیگری)، سه بازیگر اصلی وجود دارد:
1⃣دولت(و مجموعه‌ی حاکمیت)
2⃣مردم
3⃣طبیعت
بدیهی استکه در فرایند توسعه‌ی کشورهای با نظام‌های حکمرانیِ انتخاباتی، نقش سه بازیگر یادشده چنان تعریف میشود که دولت(و مجموعه‌ی حاکمیت) بعنوان انتخاب‌شونده و ناظر بر انتخابات‌های دمکراتیک، مردم بعنوان انتخاب‌کننده و طبیعت بعنوان بستر یا فضای عملیاتیِ توسعه عمل کنند.
در کشورهای توسعه‌نیافته‌ای چون ایران کارکرد نهاد دمکراسی کاملا نمایشی و فرمایشی است و چیدمان بازیِ توسعه نیز توسط دولت‌ها(و مجموعه‌ی حاکمیت) طوری طراحی میشود که طبیعت، همواره بازنده‌ی اصلی در میدان‌های عملیاتی توسعه باشد!
حاکمیت در چیدمان بازیِ دو جانبه‌ی خود با مردم، دو بازیگر واسطه و نامستقل(وابسته به خود) نیز تربیت کرده که در ادبیات سیاسی و رسانه‌ای امروز ایران، آنها را با دو نام اصلاح‌طلب و اصولگرا می‌شناسند. شبه‌حزب‌هایی که هرچند ازطریق مشارکت‌های دمکراتیک مشروعیت خود را از مردم کسب می‌کنند و خود را خادم و نوکر مردم می‌خوانند ولی درنهایت، دربست و بطور تمام و کمال در خدمت حاکمیت قرار می‌گیرند!

شرح بازی:
◽️مردم بعنوان بازیگر۱ و آغازگر بازی، یک چک‌پول ۲۰۰هزارتومانی در اختیار دارد و به هر قیمتی که بخواهد به حاکمیت(بازیگر۲) می‌فروشد! حاکمیت نیز هنگام به حراج‌گذاشته‌شدن رای مردم(توسط مردم) باید دقت کند هر مبلغی را که به مردم پیشنهاد میدهد بایستی پرداخت کند!
◽️برای خرید چک‌پول ۲۰۰هزارتومانی (بعنوان نماد رای مردم)، پیشنهادهای حاکمیت توسط دو شبه‌حزبِ اصلاح‌طلب و اصولگرا پیگیری و به مردم عرضه میشود. پیشنهادها نیز از ده‌هزارتومان شروع شده و با گامهای ده‌هزار تومانی بالا میرود. نکته آنکه؛ دو شبه‌حزب اصلاح‌طلب و اصولگرا روی این چک‌پول ۲۰۰هزارتومانی پیشنهاد قیمت میدهند و اگر یکی از آن دو توانست قیمت بالاتری پیشنهاد دهد و دیگری را شکست دهد، آن یکی همچنان باید به اندازه پیشنهاد آخرش به مردم پول بدهد و در ازای آن، چیزی دریافت نکند!
◽️دو شبه‌حزب اصلاح‌طلب و اصولگرا در ابتدا از اینکه می‌توانند مردم را گول بزنند و یک چک‌پول ۲۰۰هزارتومانی را از آنها ۲۰ یا ۵۰ یا ۱۰۰هزارتومان بخرند هیجان‌‌زده می‌شوند. درواقع درست استکه پول مفت گیرشان می‌آید، ولی در قیمت‌های ۱۷۰ و ۱۸۰هزار تومان یک جنگ تمام‌عیار میان آن‌دو درمی‌گیرد. زیرا متوجه خواهندشد که ممکن است در پایان مجبور شوند پول خیلی‌زیادی را برای هیچ، پرداخت کنند و در پایان ببازند. بنابراین آن‌دو برای آنکه نبازند پشت سر هم پیشنهادهای بالاتری می‌دهند! به این پدیده، «بیزاری از باخت» گفته میشود.
◽️ولی ناگهان یکی از دو جناح برای یک چک‌پول ۲۰۰هزارتومانی، ۲۱۰هزار تومان پیشنهاد میدهد و برنده‌ی حراجی میشود که در حقیقت منطقي به نظر می‌رسد زیرا در این قیمت، ۱۰هزار تومان می‌بازد(با احتساب ۲۰۰هزار تومان گروگذاشته‌ای که از مردم پس میگیرد)، درحالیکه بازنده(جناح دیگر)، ۲۰۰هزار تومان خواهد باخت.
◽️از اینجا همه‌چیز بالا می‌گیرد. جنگ برای بردن تبدیل میشود به جنگ برای کمتر باختن یا نباختن، و باعث میشود تا پیشنهادهای دو شبه‌حزب یادشده برای یک چک‌پول ۲۰۰هزارتومانی بطور نمایشی و دروغین بالا برود. به‌سخنی دیگر، جناح برنده علاوه بر وعده و وعیدهای انتخاباتی شروع میکند به افشاگری علیه جناح رقیب و ... جناح رقیب نیز چنین میکند!

نتیجه‌گیری:
🔸ممکن است پرسیده شود: "بر اساس منطق بازی تشریح‌شده و در کمشکش‌های انتخاباتی ایران، حاکمیت همواره بازنده است پس چه دلیلی دارد به این بازی مسخره با مردم ادامه دهد؟"!
🔸همچنین ممکن است پرسش تکمیلی زیر نیز مطرح شود: "در نظام‌های تمامیت‌خواهی چون جمهوری اسلامی، این مردم هستند که همواره بازنده‌اند و نه حکومت! پس چطور نتیجه‌ی بازی شما عکس این‌را دارد پایش میکند؟"!
🔹پاسخ روشن است. حاکمیت تلافیِ تمامی باخت‌های خود را بر سرِ بازیگر۳، یعنی طبیعت یا سرمایه‌های طبیعی خالی میکند. یعنی آنرا بدون دریافت نظر مردم، برای جریان‌های سیاسیِ همزادِ منطقه‌ایِ جمهوری اسلامی و همچنین برای کشورهای خویشاوندش هزینه میکند. بنابراین باتوجه به اینکه این هزینه‌ها از جیب مردم صورت میگیرد، درنهایت علاوه بر تهی‌سازی سرمایه‌های طبیعی و چپاول سرمایه‌های اقتصادی، موجب خشکاندن سرمایه‌های اجتماعی در جامعه نیز میشود. و اینجاست که اکثریت مردم می‌گویند: "دمکراسی و مشارکت‌های دمکراتیک در چارچوب نظام جمهوری اسلامی یعنی «چیزباختگی» و «وقت تلف‌کردن»"!

👈بازنشر این مقاله علمی=آگاهی‌بخشی عمومی
@IranMetaChallenges
🔹ریاضی‌واره‌ای(کاریکاتوری) در دفاع از لیلا حسین‌زاده
🔹حسین‌زاده دانشجوی انسان‌شناسی دانشگاه تهران در اعتراضات دی‌ماه۱۳۹۶ به ۶سال زندان محکوم شده!
🔸شبیه‌سازی از: کوروش برارپور
@IranMetaChallenges