Forwarded from ایران و اَبَرچالشهای آینده
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
✅اعمال تغییری هرچند کوچک درشرایط اولیه نظام کشورداری ایران(بعنوان سیستمیپیچیده)، باعث ایجاد تغییراتی شگرف، عمده وبلنددامنه در رفتار اقتصاد،فرهنگ،سیاست ومحیطزیست در ایران میشود!
@IranMetaChallenges
@IranMetaChallenges
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🎼تصنیفِ عشق گل
👥گروه سرو
🎤خواننده: سپیده رئیسسادات
🎅شعر: مولانا
🔹کانال ایران و ابرچالشهای آینده
@IranMetaChallenges
👥گروه سرو
🎤خواننده: سپیده رئیسسادات
🎅شعر: مولانا
🔹کانال ایران و ابرچالشهای آینده
@IranMetaChallenges
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
❇️سه پدیدهی فرار مغزها، تباهی مغزها و بهرهکشی از مغزها طی ۲۰سال گذشته تاکنون بیش از ۳۰۰برابر جنگ ایران و عراق به اقتصاد ایران لطمه زدهاست!
🔹کانال ایران و ابرچالشهای آینده
@IranMetaChallenges
🔹کانال ایران و ابرچالشهای آینده
@IranMetaChallenges
Forwarded from ایران و اَبَرچالشهای آینده
❓ضریبِ هوشی ایرانیان چقدر است؟ آیا سیاسیزادگان ایرانی در مقایسه با دیگر جوانان کشورمان از ژنی خوبتر برخوردارند؟!
✍ کوروش برارپور – پژوهشگر آزاد(و بیطرف) و کنشگر جامعه مدنی ایران
📚 مبانی نظری:
ریچارد لین و گرهارد میشنبرگ، پژوهشی اصیل را با هدف سنجش ضریبِ هوشیِ(IQ) یکصد و هشت ملیت از سراسر جهان انجام دادهاند. عصارهی این پژوهش نیز در قالب مقالهای باعنوان: «هوشِ عقلانیِ ملیِ محاسبه و رواییشده برای ۱۰۸ ملیت»، در مجلهی هوش بهچاپ رسیدهاست.
بر اساس یافتههای این دو پژوهشگر، میانگینِ هوش یا ضریبِ هوشی ایرانیان ۸۴ است(این شاخص میتواند بالاتر از ۱۰۰ نیز باشد)! این درحالیستکه این شاخص برای دو رقیب منطقهای ما یعنی ترکیه و عمان، به ترتیب ۹۰ و ۸۵ است. همچنین، با بقیه کشورهای منطقه(چون عربستان: ۸۰، قطر: ۸۳ و ....) که اغلب ما ایرانیان آنها را بادیهنشین و کمهوش میانگاریم، تفاوت چندانی نداریم!
@IranMetaChallenges
از سوی دیگر، شاخص یادشده برای کشورهای زردنژادی چون چین، هنگ کنگ، سینگاپور و تایوان که ظاهرا به دلیل داشتن چشمانی بادامی آنها را نیز کمهوش میانگاریم، ۱۰۵ و ۱۰۸ به بالاست!
🤛 ابطال ادعایی از سیاسیزادگان غالبا کمهوش ایرانی:
در رابطه با برآورد میانگین هوش ملیتهای گوناگون، اصلی وجود دارد باعنوان: «میلِ روند به سمت میانگین». یعنی مقدار عددیِ هوشِ عقلانیِ افرادِ متعلق به هر نسل در هر جامعه، به سمت میانگین هوش ملیِ نسلهای موجود(مجموع سه نسل) در آن جامعه میل میکند!
🔍 موردکاوی:
فرض شود یک سیاستپیشهی ایرانی و همسرش از ضریب هوشی ۱۱۰ برخوردار باشند! دراینصورت، فرزندان آنها هیچگاه از ضریب هوشیِ ۱۱۰ یا بیش از آن برخوردار نخواهند بود، حتی اگر درطول تمام دوران تحصیلشان شاگرد اول بوده باشند! زیرا حد هوش نسل بعدی(یعنی فرزندان آنها) به سمت میانگین هوش ملیِ ایرانیان یعنی ۸۴، میل خواهد کرد.
@IranMetaChallenges
بنابراین ادعای برخی از سیاسیزادگان ایرانی مبنی بر اینکه حاوی هوش یا حامل ژن خوبتر هستند(!) ادعایی پوچ و بیاساس است.
بهسخنی دیگر و بر اساس یافتههای لین و میشنبرگ، عامل ژن یا وراثت بهتنهایی نمیتواند تعیینکنندهی ضریب هوشیِ افراد باشد بلکه محیطی که افراد در آن آموزش میبینند و اندرکنشهایی که ایشان با افرادی با ضرایب هوشی بالا یا پایینتر از خودشان دارند نیز در میزان انباشت یا کاهش هوش آنها دخیلاند.
📩 جمعبندی
پرسش: آیا غالبِ سیاستپیشگان ایرانی باهوشاند؟
پاسخ: خیر!
اگر جامعه کمابیش ۸۰ میلیون نفری ایران را به مثابه یک بانک ژن یا استخری از ژن که حاوی یا حامل کمابیش ۸۰ میلیون ژن است در نظر بگیریم، برداشت هر ژنِ با کیفیت از آن، موجب کاهش میانگین کیفیت ژنهای باقیمانده خواهد شد.
@IranMetaChallenges
بنابراین، خروج و یا فرار سالانه حدود ۱۵۰هزار نفر از باکیفیتترین مغزهای ایران به کشورهای توسعهیافته، تنها بهمعنای کاهش تدریجی میانگین هوش ملی ایرانیان نیست بلکه پس از چند نسل، منجر به تخلیهی جامعه ایران از ژنهای ناب نیز خواهد شد. همان ژنهای ناب و نداشتهای که فرزندان سیاستپیشگان غالبا ناکارآمد ایران، آنرا به خود نسبت میدهند!
بر این اساس، مهاجرت هوشهای سرآمد از کشورمان به کشورهای توسعهیافته و عدم چرخش نخبگان پس از هر چرخش سیاسی در سپهر سیاسی ایران، موجب پایین آمدن میانگین انباشت هوش یا ضریب هوشیِ سیاستپیشگان ایرانی و فرزندانشان نیز میشود!
@IranMetaChallenges
در واقع، اگر بستن راه ورود نخبگان ایرانی به عرصههای تصمیمگیریهای کلان توسط سیاستپیشگان غالبا کمهوش و سالخوردهی ایرانی را «زرنگی» بنامیم، پدیدهی «زرنگی» خود، نوعی واکنش ایستا در برابر کمبود هوش در آنهاست.
در واقع سیاستمداران زرنگی که مدارک علمی، مدارج آکادمیک و پستهای سیاسیشان را با رانت و پول و رابطه و خفهکردن دیگران کسب میکنند و در فرایند تصميمگیریهای کلان کشور، نیاز به نخبگان را احساس نمیکنند، افرادی کمهوشاند و نه باهوش! زیرا این «کمهوشهای زرنگ» اگر صاحب هوش بودند، مدارک و مدارج خود را با تلاش و زحمتهای آبرومندانه و با تکیه بر جوهرهی هوشیشان بهدست میآوردند و نه با رانت و پول و رابطه و خفهکردن دیگران!
🇮🇷زندهباد توسعه – پاینده باد ایران و بیشینه باد غرور ملی ایرانیان🇮🇷
@IranMetaChallenges
✍ کوروش برارپور – پژوهشگر آزاد(و بیطرف) و کنشگر جامعه مدنی ایران
📚 مبانی نظری:
ریچارد لین و گرهارد میشنبرگ، پژوهشی اصیل را با هدف سنجش ضریبِ هوشیِ(IQ) یکصد و هشت ملیت از سراسر جهان انجام دادهاند. عصارهی این پژوهش نیز در قالب مقالهای باعنوان: «هوشِ عقلانیِ ملیِ محاسبه و رواییشده برای ۱۰۸ ملیت»، در مجلهی هوش بهچاپ رسیدهاست.
بر اساس یافتههای این دو پژوهشگر، میانگینِ هوش یا ضریبِ هوشی ایرانیان ۸۴ است(این شاخص میتواند بالاتر از ۱۰۰ نیز باشد)! این درحالیستکه این شاخص برای دو رقیب منطقهای ما یعنی ترکیه و عمان، به ترتیب ۹۰ و ۸۵ است. همچنین، با بقیه کشورهای منطقه(چون عربستان: ۸۰، قطر: ۸۳ و ....) که اغلب ما ایرانیان آنها را بادیهنشین و کمهوش میانگاریم، تفاوت چندانی نداریم!
@IranMetaChallenges
از سوی دیگر، شاخص یادشده برای کشورهای زردنژادی چون چین، هنگ کنگ، سینگاپور و تایوان که ظاهرا به دلیل داشتن چشمانی بادامی آنها را نیز کمهوش میانگاریم، ۱۰۵ و ۱۰۸ به بالاست!
🤛 ابطال ادعایی از سیاسیزادگان غالبا کمهوش ایرانی:
در رابطه با برآورد میانگین هوش ملیتهای گوناگون، اصلی وجود دارد باعنوان: «میلِ روند به سمت میانگین». یعنی مقدار عددیِ هوشِ عقلانیِ افرادِ متعلق به هر نسل در هر جامعه، به سمت میانگین هوش ملیِ نسلهای موجود(مجموع سه نسل) در آن جامعه میل میکند!
🔍 موردکاوی:
فرض شود یک سیاستپیشهی ایرانی و همسرش از ضریب هوشی ۱۱۰ برخوردار باشند! دراینصورت، فرزندان آنها هیچگاه از ضریب هوشیِ ۱۱۰ یا بیش از آن برخوردار نخواهند بود، حتی اگر درطول تمام دوران تحصیلشان شاگرد اول بوده باشند! زیرا حد هوش نسل بعدی(یعنی فرزندان آنها) به سمت میانگین هوش ملیِ ایرانیان یعنی ۸۴، میل خواهد کرد.
@IranMetaChallenges
بنابراین ادعای برخی از سیاسیزادگان ایرانی مبنی بر اینکه حاوی هوش یا حامل ژن خوبتر هستند(!) ادعایی پوچ و بیاساس است.
بهسخنی دیگر و بر اساس یافتههای لین و میشنبرگ، عامل ژن یا وراثت بهتنهایی نمیتواند تعیینکنندهی ضریب هوشیِ افراد باشد بلکه محیطی که افراد در آن آموزش میبینند و اندرکنشهایی که ایشان با افرادی با ضرایب هوشی بالا یا پایینتر از خودشان دارند نیز در میزان انباشت یا کاهش هوش آنها دخیلاند.
📩 جمعبندی
پرسش: آیا غالبِ سیاستپیشگان ایرانی باهوشاند؟
پاسخ: خیر!
اگر جامعه کمابیش ۸۰ میلیون نفری ایران را به مثابه یک بانک ژن یا استخری از ژن که حاوی یا حامل کمابیش ۸۰ میلیون ژن است در نظر بگیریم، برداشت هر ژنِ با کیفیت از آن، موجب کاهش میانگین کیفیت ژنهای باقیمانده خواهد شد.
@IranMetaChallenges
بنابراین، خروج و یا فرار سالانه حدود ۱۵۰هزار نفر از باکیفیتترین مغزهای ایران به کشورهای توسعهیافته، تنها بهمعنای کاهش تدریجی میانگین هوش ملی ایرانیان نیست بلکه پس از چند نسل، منجر به تخلیهی جامعه ایران از ژنهای ناب نیز خواهد شد. همان ژنهای ناب و نداشتهای که فرزندان سیاستپیشگان غالبا ناکارآمد ایران، آنرا به خود نسبت میدهند!
بر این اساس، مهاجرت هوشهای سرآمد از کشورمان به کشورهای توسعهیافته و عدم چرخش نخبگان پس از هر چرخش سیاسی در سپهر سیاسی ایران، موجب پایین آمدن میانگین انباشت هوش یا ضریب هوشیِ سیاستپیشگان ایرانی و فرزندانشان نیز میشود!
@IranMetaChallenges
در واقع، اگر بستن راه ورود نخبگان ایرانی به عرصههای تصمیمگیریهای کلان توسط سیاستپیشگان غالبا کمهوش و سالخوردهی ایرانی را «زرنگی» بنامیم، پدیدهی «زرنگی» خود، نوعی واکنش ایستا در برابر کمبود هوش در آنهاست.
در واقع سیاستمداران زرنگی که مدارک علمی، مدارج آکادمیک و پستهای سیاسیشان را با رانت و پول و رابطه و خفهکردن دیگران کسب میکنند و در فرایند تصميمگیریهای کلان کشور، نیاز به نخبگان را احساس نمیکنند، افرادی کمهوشاند و نه باهوش! زیرا این «کمهوشهای زرنگ» اگر صاحب هوش بودند، مدارک و مدارج خود را با تلاش و زحمتهای آبرومندانه و با تکیه بر جوهرهی هوشیشان بهدست میآوردند و نه با رانت و پول و رابطه و خفهکردن دیگران!
🇮🇷زندهباد توسعه – پاینده باد ایران و بیشینه باد غرور ملی ایرانیان🇮🇷
@IranMetaChallenges
‼️ملتی که نابغه ندارد هیچچیز دیگر ندارد!
✍️ بهنگارش:شهرام یزدانی
👈 اشاره:
اعلام میانگین ضریبهوشیِ۸۴ برای ایرانیها، سبب شگفتی بسیاری از نخبگان ایران شد. عدهای با انکار این آمار درصدد اعتراض به آن برآمدهاند، اما برای نگارنده، این آمار هیچگونه جای تعجبی ندارد. زیرا این موضوع را در ۱۳۷۹ در سخنرانیای در سازمان مدیریت و برنامهریزی تحت عنوان نظریه «ترقیق هوشی» پیشبینی کردهبود. در این نوشتار به اختصار علل افت میانگین ضریبهوشی ایرانیان بررسی خواهد شد و سپس به ارایه راهکارهای مقابله با این رخداد تلخ پرداخته میشود.
🤔 ضریبهوشی چیست؟
ضریب هوشی، نسبتی استکه از تقسیم سن عقلی بر سن تقویمی ضرب در صد بهدست میآید. اگر سن عقلی با سن تقویمی یکسان باشد، ضریبهوشی برابر با صد میشود. اما در برخی مواقع در بعضی افراد سن عقلی بیشتر میشود که این فرد، هوشی بیش از دیگران دارد.
برای بهدست آوردن سن عقلی راههای زیادی وجود دارد و معمولا کارشناسان از تستهای خاصی استفاده میکنند که جنبههای مختلفی مانند تشخیص الگوها، قدرت حافظه کوتاهمدت، استفاده فرد از واژهها، سرعت محاسبه فرد، درک روابط یا جبر، اطلاعات عمومی، محاسبات ریاضی، درک فضایی، منطق و املا را ارزیابی میکند.
بدینترتیب دستیابی به میانگین ضریبهوشی بالاتر، یکی از ابزارها و بهطور همزمان یکی از دستاوردهای مهم توسعه محسوب میشود.
👥 ضریب هوشی ملل:
مطالعات فراوانی روی تفاوت میانگین ضریبهوشی ملتها در کشورهای گوناگون صورت گرفتهاست.
میانگین ضریبهوشی آمریکاییها و انگلیسیها حدود ۱۰۰ است. این عدد برای شهروندان ژاپنی، چینی، کرهای، هنگ کنگی و تایوانی کمابیش ۱۰۵ و برای ترکیه، کشورهای خاورمیانه و جنوب آسیا بین ۷۸ تا ۹۰ و برای کشورهای آفریقاییِ پایینتر از صحرای آفریقا بین ۶۵ تا ۷۵ است.
در اینمیان ایران با میانگین ضریبهوشیِ ۸۴، رتبه ۹۷ را بین ۱۸۵ کشور جهان داراست.
اما هنگامی که با تفاوت میانگین ضریبهوشی میان دو کشور یا دو نژاد روبرو میشویم قایلشدن به تفاوت ژنتیکی، به نوعی به معنای وجود نژادهای متفاوت است.
👨💼نقش محیط:
جدای از عوامل ژنتیکی، عوامل محیطی گوناگونی روی ضریبهوشی ملتها تاثیر میگذارند: وضعیت تغذیهای بویژه در دوران کودکی، استرسها و تروماهای روانی، فقر عاطفی و ارتباطی، و کمیت و کیفیت تحصیلات همگی بر ضریبهوشی تاثیر میگذارند.
🚸تاثیر فرار مغزها:
مهاجرت نخبگانِ دارای ضریبهوشی بالا
اثری مخرب بر توسعه ملل میگذارد. بدیهی استکه بار توسعه و پیشرفت جوامع بر دوش نخبگان و دانشمندان هر جامعه است. حال زمانیکه نخبگان یک جامعه آن را ترک میکنند، نه تنها خروج آنها مستقیماً جامعه را متاثر میکند، بلکه در درازمدت، ذخیره ژنتیکی کشور متبوعشان را نیز فقیرتر میکند و در نسلهای آتی، روند انتقال ضرایب بالای هوشی به «نسلهای آینده» با اختلال مواجه میشود.
🔍 مورد اسکاتلند:
مهاجرت نخبگان در مورد کشور اسکاتلند طی بیش از نیم قرن بهدقت مطالعه شده است. از اوایل قرن بیستم، هر ساله تعداد زیادی از افراد تحصیلکردهی اسکاتلندی به انگلستان مهاجرت میکنند. درصد میانگین مهاجرت سالانه تحصیلکردگان دانشگاهی از اسکاتلند به انگلستان، ۱۷/۲درصد و میانگین ضریبهوشی این مهاجران ۱۰۸/۱ میباشد.
این موضوع سبب شده تا میانگین ضریبهوشی اسکاتلندیها به طور میانگین در هر نسل یک امتیاز نسبت به نسل پیش کاهش یابد و اسکاتلندیها در نیمههای سده بیستم، به کمهوشترین ملت اروپایی(با میانگین ضریبهوشی ۹۷) تبدیل شدند.
🔍مورد ایران:
بر اساس آمار صندوق بینالمللی پول، ایران با ضریب مهاجرت ۱۵درصد، رتبه نخست را در میان ۶۱ کشور توسعهنیافته و درحال توسعه دارا میباشد و میتوان تخمین زد که در سهدهه اخیر، دستکم سه واحد از میانگین ضریبهوشی ایرانیها تنها بهسبب مهاجرت، کاهش یافتهاست.
📩جمعبندی:
🔸مهاجرت نخبگان تنها سبب کاهش میانگین ضریبهوشی ملل نمیشود، بلکه کشورهای مبداء مهاجرت را ازنوابغ تهی میسازد!
🔸با نگاهی به فهرست نوابغی چون: لئوناردو داوینچی(ضریبهوشی۲۲۰)، گوته(۲۱۰)، پاسکال(۱۹۵)، نیوتن(۱۹۰)، لاپلاس(۱۹۰)، ولتر(۱۹۰)، دکارت(۱۸۵)، گالیله(۱۸۵)، کانت(۱۷۵)، داروین(۱۶۵)، موزارت(۱۶۵)، بیلگیتس(۱۶۹)، کوپرنیک(۱۶۰) و اینشتین(۱۶۰) به سادگی درمییابیم که توسعه دانش بشر درطول تاریخ، بیش از هرچیز مرهون تلاشهای افراد نابغه است. نوابغ همان کسانی هستند که توان حل پیچیدهترین مشکلات یک جامعه را دارند و مسئولیت راهبری علمی و اجرایی کشورها را در وضعیتهای بحرانی برعهده دارند.
🔸تاثیر نوابغ بر روی توسعه جوامع بهحدی استکه میتوان اصلِ «ملتی که نابغه ندارد، هیچچیز ندارد» را با عبارت معروفِ «ملتی که قهرمان ندارد، هیچچیز ندارد»، جایگزین کرد.
🔻ویرایش:«کانال ایران و ابرچالشهای آینده»
@IranMetaChallenges
✍️ بهنگارش:شهرام یزدانی
👈 اشاره:
اعلام میانگین ضریبهوشیِ۸۴ برای ایرانیها، سبب شگفتی بسیاری از نخبگان ایران شد. عدهای با انکار این آمار درصدد اعتراض به آن برآمدهاند، اما برای نگارنده، این آمار هیچگونه جای تعجبی ندارد. زیرا این موضوع را در ۱۳۷۹ در سخنرانیای در سازمان مدیریت و برنامهریزی تحت عنوان نظریه «ترقیق هوشی» پیشبینی کردهبود. در این نوشتار به اختصار علل افت میانگین ضریبهوشی ایرانیان بررسی خواهد شد و سپس به ارایه راهکارهای مقابله با این رخداد تلخ پرداخته میشود.
🤔 ضریبهوشی چیست؟
ضریب هوشی، نسبتی استکه از تقسیم سن عقلی بر سن تقویمی ضرب در صد بهدست میآید. اگر سن عقلی با سن تقویمی یکسان باشد، ضریبهوشی برابر با صد میشود. اما در برخی مواقع در بعضی افراد سن عقلی بیشتر میشود که این فرد، هوشی بیش از دیگران دارد.
برای بهدست آوردن سن عقلی راههای زیادی وجود دارد و معمولا کارشناسان از تستهای خاصی استفاده میکنند که جنبههای مختلفی مانند تشخیص الگوها، قدرت حافظه کوتاهمدت، استفاده فرد از واژهها، سرعت محاسبه فرد، درک روابط یا جبر، اطلاعات عمومی، محاسبات ریاضی، درک فضایی، منطق و املا را ارزیابی میکند.
بدینترتیب دستیابی به میانگین ضریبهوشی بالاتر، یکی از ابزارها و بهطور همزمان یکی از دستاوردهای مهم توسعه محسوب میشود.
👥 ضریب هوشی ملل:
مطالعات فراوانی روی تفاوت میانگین ضریبهوشی ملتها در کشورهای گوناگون صورت گرفتهاست.
میانگین ضریبهوشی آمریکاییها و انگلیسیها حدود ۱۰۰ است. این عدد برای شهروندان ژاپنی، چینی، کرهای، هنگ کنگی و تایوانی کمابیش ۱۰۵ و برای ترکیه، کشورهای خاورمیانه و جنوب آسیا بین ۷۸ تا ۹۰ و برای کشورهای آفریقاییِ پایینتر از صحرای آفریقا بین ۶۵ تا ۷۵ است.
در اینمیان ایران با میانگین ضریبهوشیِ ۸۴، رتبه ۹۷ را بین ۱۸۵ کشور جهان داراست.
اما هنگامی که با تفاوت میانگین ضریبهوشی میان دو کشور یا دو نژاد روبرو میشویم قایلشدن به تفاوت ژنتیکی، به نوعی به معنای وجود نژادهای متفاوت است.
👨💼نقش محیط:
جدای از عوامل ژنتیکی، عوامل محیطی گوناگونی روی ضریبهوشی ملتها تاثیر میگذارند: وضعیت تغذیهای بویژه در دوران کودکی، استرسها و تروماهای روانی، فقر عاطفی و ارتباطی، و کمیت و کیفیت تحصیلات همگی بر ضریبهوشی تاثیر میگذارند.
🚸تاثیر فرار مغزها:
مهاجرت نخبگانِ دارای ضریبهوشی بالا
اثری مخرب بر توسعه ملل میگذارد. بدیهی استکه بار توسعه و پیشرفت جوامع بر دوش نخبگان و دانشمندان هر جامعه است. حال زمانیکه نخبگان یک جامعه آن را ترک میکنند، نه تنها خروج آنها مستقیماً جامعه را متاثر میکند، بلکه در درازمدت، ذخیره ژنتیکی کشور متبوعشان را نیز فقیرتر میکند و در نسلهای آتی، روند انتقال ضرایب بالای هوشی به «نسلهای آینده» با اختلال مواجه میشود.
🔍 مورد اسکاتلند:
مهاجرت نخبگان در مورد کشور اسکاتلند طی بیش از نیم قرن بهدقت مطالعه شده است. از اوایل قرن بیستم، هر ساله تعداد زیادی از افراد تحصیلکردهی اسکاتلندی به انگلستان مهاجرت میکنند. درصد میانگین مهاجرت سالانه تحصیلکردگان دانشگاهی از اسکاتلند به انگلستان، ۱۷/۲درصد و میانگین ضریبهوشی این مهاجران ۱۰۸/۱ میباشد.
این موضوع سبب شده تا میانگین ضریبهوشی اسکاتلندیها به طور میانگین در هر نسل یک امتیاز نسبت به نسل پیش کاهش یابد و اسکاتلندیها در نیمههای سده بیستم، به کمهوشترین ملت اروپایی(با میانگین ضریبهوشی ۹۷) تبدیل شدند.
🔍مورد ایران:
بر اساس آمار صندوق بینالمللی پول، ایران با ضریب مهاجرت ۱۵درصد، رتبه نخست را در میان ۶۱ کشور توسعهنیافته و درحال توسعه دارا میباشد و میتوان تخمین زد که در سهدهه اخیر، دستکم سه واحد از میانگین ضریبهوشی ایرانیها تنها بهسبب مهاجرت، کاهش یافتهاست.
📩جمعبندی:
🔸مهاجرت نخبگان تنها سبب کاهش میانگین ضریبهوشی ملل نمیشود، بلکه کشورهای مبداء مهاجرت را ازنوابغ تهی میسازد!
🔸با نگاهی به فهرست نوابغی چون: لئوناردو داوینچی(ضریبهوشی۲۲۰)، گوته(۲۱۰)، پاسکال(۱۹۵)، نیوتن(۱۹۰)، لاپلاس(۱۹۰)، ولتر(۱۹۰)، دکارت(۱۸۵)، گالیله(۱۸۵)، کانت(۱۷۵)، داروین(۱۶۵)، موزارت(۱۶۵)، بیلگیتس(۱۶۹)، کوپرنیک(۱۶۰) و اینشتین(۱۶۰) به سادگی درمییابیم که توسعه دانش بشر درطول تاریخ، بیش از هرچیز مرهون تلاشهای افراد نابغه است. نوابغ همان کسانی هستند که توان حل پیچیدهترین مشکلات یک جامعه را دارند و مسئولیت راهبری علمی و اجرایی کشورها را در وضعیتهای بحرانی برعهده دارند.
🔸تاثیر نوابغ بر روی توسعه جوامع بهحدی استکه میتوان اصلِ «ملتی که نابغه ندارد، هیچچیز ندارد» را با عبارت معروفِ «ملتی که قهرمان ندارد، هیچچیز ندارد»، جایگزین کرد.
🔻ویرایش:«کانال ایران و ابرچالشهای آینده»
@IranMetaChallenges
⚫️⚫️⚫️⚫️⚫️⚫️⚫️⚫️⚫️⚫️⚫️⚫️⚫️⚫️
🌹با درود و احترام 🌹
کانال ایران و ابرچالشهای آینده، ضایعه درگذشت شادروان دکتر محمدامین قانعی راد - جامعهشناس خوب کشورمان، عضو هیات علمی مرکز تحقیقات سیاست علمی کشور و عضو کانال ایران و ابرچالشهای آینده - را حضور اعضای ارجمند کانال و جامعه علمی ایران تسلیت عرض نموده و از درگاه پروردگار یکتا برای ایشان عُلو درجات و برای بازماندگانش صبر و شکیبایی درخواست میکند.
🌹روحشان شاد🌹
⚫️⚫️⚫️⚫️⚫️⚫️⚫️⚫️⚫️⚫️⚫️⚫️⚫️⚫️
🌹با درود و احترام 🌹
کانال ایران و ابرچالشهای آینده، ضایعه درگذشت شادروان دکتر محمدامین قانعی راد - جامعهشناس خوب کشورمان، عضو هیات علمی مرکز تحقیقات سیاست علمی کشور و عضو کانال ایران و ابرچالشهای آینده - را حضور اعضای ارجمند کانال و جامعه علمی ایران تسلیت عرض نموده و از درگاه پروردگار یکتا برای ایشان عُلو درجات و برای بازماندگانش صبر و شکیبایی درخواست میکند.
🌹روحشان شاد🌹
⚫️⚫️⚫️⚫️⚫️⚫️⚫️⚫️⚫️⚫️⚫️⚫️⚫️⚫️
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
✅پژوهش بر روی سه کلیدواژهی زیر به پژوهشگران جوان ایرانی توصیه میشود:
1⃣Brain Drainفرارمغزها
2⃣Brain Wasteتباهی مغزها
3⃣Brain Gainبهرهکشی ازمغزها
🔻کانال ایران و ابرچالشهای آینده
@IranMetaChallenges
1⃣Brain Drainفرارمغزها
2⃣Brain Wasteتباهی مغزها
3⃣Brain Gainبهرهکشی ازمغزها
🔻کانال ایران و ابرچالشهای آینده
@IranMetaChallenges
ایران و اَبَرچالشهای آینده
✅پژوهش بر روی سه کلیدواژهی زیر به پژوهشگران جوان ایرانی توصیه میشود: 1⃣Brain Drainفرارمغزها 2⃣Brain Wasteتباهی مغزها 3⃣Brain Gainبهرهکشی ازمغزها 🔻کانال ایران و ابرچالشهای آینده @IranMetaChallenges
اطلاعیه
اعضای ارجمند کانال ایران و ابرچالشهای آینده
با تقدیم درود
از دوستان فرزانهای که دارای پیشینهی پژوهش بر روی موضوع مهمِ فرار(یا تهیسازی) مغزها و موضوعات مرتبط با آن هستند و تمایل به انتشار مقالات کوتاهشان در این کانال را دارند، دعوت به همکاری میشود.
با احترام فراوان - مدیریت کانال
اعضای ارجمند کانال ایران و ابرچالشهای آینده
با تقدیم درود
از دوستان فرزانهای که دارای پیشینهی پژوهش بر روی موضوع مهمِ فرار(یا تهیسازی) مغزها و موضوعات مرتبط با آن هستند و تمایل به انتشار مقالات کوتاهشان در این کانال را دارند، دعوت به همکاری میشود.
با احترام فراوان - مدیریت کانال
🔸شکاف بین مردموزمامداران، تنها با ملات اندیشه پُرمیشود!
🔹پیشرفتِ هرکشوری تنها با دستان نوابغشان سرعت میگیرد.
🔻ایرانِ امروز به نابغههای میهنپرست نیاز دارد ونه قهرمانان سیاسی!
@IranMetaChallenges
🔹پیشرفتِ هرکشوری تنها با دستان نوابغشان سرعت میگیرد.
🔻ایرانِ امروز به نابغههای میهنپرست نیاز دارد ونه قهرمانان سیاسی!
@IranMetaChallenges
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🔸سقوط یک دیکتاتور!
🔹هیچ انقلابی بالاتر از اصلاحنیست! مصلحان واقعی به اصلاح دیکتاتورها میاندیشند و نه اسقاط آنها. هرچند این مهم،امری نشدنی بنمایاند!
🔻ایران و ابرچالشهای آینده
@IranMetaChallenges
🔹هیچ انقلابی بالاتر از اصلاحنیست! مصلحان واقعی به اصلاح دیکتاتورها میاندیشند و نه اسقاط آنها. هرچند این مهم،امری نشدنی بنمایاند!
🔻ایران و ابرچالشهای آینده
@IranMetaChallenges
علل شادی ایرانیان پس از هر پیروزیِ تیم ملی فوتبال!
✍کوروش برارپور
🗓۲۶ام خرداد۱۳۹۷
✅این یادداشت، فرازهایی از کتاب درحال نگارش «اندازها» به نگارش کوروش برارپور است.
◽️نگارنده در این کتاب به تفسیر ویژگیهای نسلیِ سه نسلِ پس از انقلاب شامل: بَراَندازها(انقلابیها)، دَراَندازها(تحولخواهها) و سَراَندازها(توسعهگراها) میپردازد.
✅در این یادداشت از منظر روانشناسی اجتماعی به تحلیل رفتار اجتماعی نسل سراَنداز(با تاکید بر مقوله فوتبال) پرداخته میشود.
✅ ... نسل سراَنداز گاهی رُخ تمامنمای جامعهی سیاسی-اجتماعی و اقتصادیِ تباهگر خود را، در جامعهی تباهیده و شکستخوردهی فوتبال و صنعت خودروی کشورش جستجو میکند! یعنی میان فوتبال و صنعت خودروی کشورش فصل مشترکی بنام تباهی قایل است! بنابراین، در پندارهاش راهیابی تیم ملی فوتبال کشورش به جامجهانی(و پیروزیاش در این عرصه) یا پیوستن صنعت خودروی ایران به بازار جهانی را امری نشدنی میداند!
✅درعینحال، وی اگرچه بین دو بخش فوتبال و صنعت خودروی ایران تشابهاتی قایل است اما در عرصهی فوتبال، قهرمانانی چون خداداد عزیزیها را مییابد که در صنعت خودروی کشورش، یافت مینشود!
◽️خداداد عزیزیهایی که با حماسهآفرینیهای بیمانندشان، خط قرمز بر روی انواع بیاخلاقیها و فساد حاکم بر فوتبال ایران میکشند که عامل اصلیِ شکستهای پیاپی فوتبال ملیِشان است!
◽️خداداد عزیزیهایی که طلسم شکستپذیری فوتبال ایران را میشکنند و جادوی پیروزی را برای ملت و نسلی به ارمغان میآورند که دیوانهوار تشنهی پیروزی و پیشرفت است!
✅بهمین دلیل و بر اساس نظریهی اثر پروانهای در پویاییشناسیسیستمها، نسل سراَنداز نیز که عقدهی ناشی از انواع شکستهای درونیاش را با انواع شکستهای تحمیلشده بر فوتبال ملیاش گرهخورده و درهمتنیده میبیند، با پیروزی فوتبال کشورش بر فوتبال استرالیا یا آمریکا یا کره یا مراکش یا ...، در پندارهاش، خود را پیروز اصلی میدان نبرد فوتبال میانگارد.
✅بنابراین، با رفتاری نمادین و تودهوار، و هجوم هیجانی به خیابانهای شهرها و کلانشهرهای کشورش و حضوری احساسی و بسیار گسترده در شبکههای اجتماعی، به زمامداران جامعهی فاسدیکه بهزعم او عامل اصلی تمامی شکستهای پیاپی و عقدههای درونیاش است، چنین پیام میدهد: "در نبرد نابرابر میان من و تو، پیروز اصلی میدان نبرد، من هستم و نه تو! پس با من دَرنَیُفت که بدجوری عصبانیام! فهمیدی چی گفتم؟"!
✅الگوی تحلیلی رفتارهای نمادین و تودهوار وی، پس از پیروزی نامزدهای مورد حمایتش در نبردهای انتخاباتی ریاستجمهوری در دورههای مختلف نیز با اندکی اُریب یا انحراف، از همین الگو پیروی میکند! براین مبادی، گاهی نیز به زمامداران جامعهی تباهیده خود چنین پیام میدهد: "اینقدر که به فکر سیاسیکاری، جریانسازی، لابیبازی و ائتلافهای بیپایهی سیاسیتان هستید، اندکی نیز به فکر پیشرفت کشورتان باشید، بیعرضهها! دوصد رحمت و هزاران درود و بدرود به فتحعلیشاه قاجار! اندکی هم برای فرزندان و نسل آینده کشورتان، آبروداری کنید! ما با سومالی، فاسدترین کشور دنیا(در۲۰۰۹)، تنها دوازده پله فاصله داریم! پس شما چکار دارید میکنید؟! مگر نه اینکه نظام جمهوری اسلامی، نظامی اسلامی است و پروردگار دوجهان نیز در آیات نخست از سوره بقره، صفات گروههای گوناگونی از انسانها در جوامع بشری از جمله تبهکاران و ستمگران را برمیشمرد و سپس آنها را تقبیح میکند؟
✅ما ۴۰سال است داریم با فساد مبارزه میکنیم ولی با هر چرخش سیاسی و جابجایی قدرت، نرخ انواع فساد و سرکوب در کشور چندده برابر و میانگین حجم آن نیز چندهزار برابر میشود!! براستی، شما دارید چکار میکنید؟!
✅مگر نه اینکه بر مبنای سیاستهای بلندپروازانه نظام، قرار است الهامبخش برای بدبخت-بیچارهها در سطح جهان باشید؟ مگر نه اینکه طبق اصولی از قانون اساسی کشورمان قرار است مدافع حقوق مظلومان، در جهان باشید؟ و مگر نه اینکه طبق تصویربزرگ سند چشمانداز ملی قرار است در افق ۱۴۰۴، رتبه نخست در منطقه آسیای جنوبغربی باشیم؟
◽️آیا با این حجم ازسرمایههای اخلاقی و ظرفیتهای مبتنی بر تباهیوسرکوب قرار است الهامبخش، مدافع و اول باشید؟! بهتر نیست نگاهی به عملکرد مهاتیرمحمد-رهبر مالزی بیاندازیم و از مدل کشورداری او الگوبرداری کنیم و برای بهترشدن اوضاع سیاسی-اقتصادی-اجتماعی و محیطزیستی ایران، چارهای بیندیشیم؟ عربستان که رقمی نیست بخواهد در برابر نوادگان کوروش بزرگ، قد علم کند؟! یعنی ما اینقدر ضعیف و درمانده شدهایم که جوانی چون محمدبنسلمان بخواهد برای ما رجزخوانی کند؟
◽️لطفا زمام امور را بسپارید به ما! ما جای آرشها، کاوهها، کوروشها و فردوسیها را درنظام کشورداری ایران بدجوری خالی میبینیم! بکشید کنار لطفا! حالا دیگه نوبت متخصصان است که کشور رامدیریت کنند"!
@IranMetaChallenges
✍کوروش برارپور
🗓۲۶ام خرداد۱۳۹۷
✅این یادداشت، فرازهایی از کتاب درحال نگارش «اندازها» به نگارش کوروش برارپور است.
◽️نگارنده در این کتاب به تفسیر ویژگیهای نسلیِ سه نسلِ پس از انقلاب شامل: بَراَندازها(انقلابیها)، دَراَندازها(تحولخواهها) و سَراَندازها(توسعهگراها) میپردازد.
✅در این یادداشت از منظر روانشناسی اجتماعی به تحلیل رفتار اجتماعی نسل سراَنداز(با تاکید بر مقوله فوتبال) پرداخته میشود.
✅ ... نسل سراَنداز گاهی رُخ تمامنمای جامعهی سیاسی-اجتماعی و اقتصادیِ تباهگر خود را، در جامعهی تباهیده و شکستخوردهی فوتبال و صنعت خودروی کشورش جستجو میکند! یعنی میان فوتبال و صنعت خودروی کشورش فصل مشترکی بنام تباهی قایل است! بنابراین، در پندارهاش راهیابی تیم ملی فوتبال کشورش به جامجهانی(و پیروزیاش در این عرصه) یا پیوستن صنعت خودروی ایران به بازار جهانی را امری نشدنی میداند!
✅درعینحال، وی اگرچه بین دو بخش فوتبال و صنعت خودروی ایران تشابهاتی قایل است اما در عرصهی فوتبال، قهرمانانی چون خداداد عزیزیها را مییابد که در صنعت خودروی کشورش، یافت مینشود!
◽️خداداد عزیزیهایی که با حماسهآفرینیهای بیمانندشان، خط قرمز بر روی انواع بیاخلاقیها و فساد حاکم بر فوتبال ایران میکشند که عامل اصلیِ شکستهای پیاپی فوتبال ملیِشان است!
◽️خداداد عزیزیهایی که طلسم شکستپذیری فوتبال ایران را میشکنند و جادوی پیروزی را برای ملت و نسلی به ارمغان میآورند که دیوانهوار تشنهی پیروزی و پیشرفت است!
✅بهمین دلیل و بر اساس نظریهی اثر پروانهای در پویاییشناسیسیستمها، نسل سراَنداز نیز که عقدهی ناشی از انواع شکستهای درونیاش را با انواع شکستهای تحمیلشده بر فوتبال ملیاش گرهخورده و درهمتنیده میبیند، با پیروزی فوتبال کشورش بر فوتبال استرالیا یا آمریکا یا کره یا مراکش یا ...، در پندارهاش، خود را پیروز اصلی میدان نبرد فوتبال میانگارد.
✅بنابراین، با رفتاری نمادین و تودهوار، و هجوم هیجانی به خیابانهای شهرها و کلانشهرهای کشورش و حضوری احساسی و بسیار گسترده در شبکههای اجتماعی، به زمامداران جامعهی فاسدیکه بهزعم او عامل اصلی تمامی شکستهای پیاپی و عقدههای درونیاش است، چنین پیام میدهد: "در نبرد نابرابر میان من و تو، پیروز اصلی میدان نبرد، من هستم و نه تو! پس با من دَرنَیُفت که بدجوری عصبانیام! فهمیدی چی گفتم؟"!
✅الگوی تحلیلی رفتارهای نمادین و تودهوار وی، پس از پیروزی نامزدهای مورد حمایتش در نبردهای انتخاباتی ریاستجمهوری در دورههای مختلف نیز با اندکی اُریب یا انحراف، از همین الگو پیروی میکند! براین مبادی، گاهی نیز به زمامداران جامعهی تباهیده خود چنین پیام میدهد: "اینقدر که به فکر سیاسیکاری، جریانسازی، لابیبازی و ائتلافهای بیپایهی سیاسیتان هستید، اندکی نیز به فکر پیشرفت کشورتان باشید، بیعرضهها! دوصد رحمت و هزاران درود و بدرود به فتحعلیشاه قاجار! اندکی هم برای فرزندان و نسل آینده کشورتان، آبروداری کنید! ما با سومالی، فاسدترین کشور دنیا(در۲۰۰۹)، تنها دوازده پله فاصله داریم! پس شما چکار دارید میکنید؟! مگر نه اینکه نظام جمهوری اسلامی، نظامی اسلامی است و پروردگار دوجهان نیز در آیات نخست از سوره بقره، صفات گروههای گوناگونی از انسانها در جوامع بشری از جمله تبهکاران و ستمگران را برمیشمرد و سپس آنها را تقبیح میکند؟
✅ما ۴۰سال است داریم با فساد مبارزه میکنیم ولی با هر چرخش سیاسی و جابجایی قدرت، نرخ انواع فساد و سرکوب در کشور چندده برابر و میانگین حجم آن نیز چندهزار برابر میشود!! براستی، شما دارید چکار میکنید؟!
✅مگر نه اینکه بر مبنای سیاستهای بلندپروازانه نظام، قرار است الهامبخش برای بدبخت-بیچارهها در سطح جهان باشید؟ مگر نه اینکه طبق اصولی از قانون اساسی کشورمان قرار است مدافع حقوق مظلومان، در جهان باشید؟ و مگر نه اینکه طبق تصویربزرگ سند چشمانداز ملی قرار است در افق ۱۴۰۴، رتبه نخست در منطقه آسیای جنوبغربی باشیم؟
◽️آیا با این حجم ازسرمایههای اخلاقی و ظرفیتهای مبتنی بر تباهیوسرکوب قرار است الهامبخش، مدافع و اول باشید؟! بهتر نیست نگاهی به عملکرد مهاتیرمحمد-رهبر مالزی بیاندازیم و از مدل کشورداری او الگوبرداری کنیم و برای بهترشدن اوضاع سیاسی-اقتصادی-اجتماعی و محیطزیستی ایران، چارهای بیندیشیم؟ عربستان که رقمی نیست بخواهد در برابر نوادگان کوروش بزرگ، قد علم کند؟! یعنی ما اینقدر ضعیف و درمانده شدهایم که جوانی چون محمدبنسلمان بخواهد برای ما رجزخوانی کند؟
◽️لطفا زمام امور را بسپارید به ما! ما جای آرشها، کاوهها، کوروشها و فردوسیها را درنظام کشورداری ایران بدجوری خالی میبینیم! بکشید کنار لطفا! حالا دیگه نوبت متخصصان است که کشور رامدیریت کنند"!
@IranMetaChallenges
ایران: جامعهای محکوم به سرنوشتی محتوم!
✍کوروش برارپور - پژوهشگر آزاد(و بیطرف) و کنشگر توسعه
👈بهمناسبت وداع با دکتر محمدامین قانعیراد - دوست جامعهشناسم
🗓یکشنبه - ۲۷ام خردادماه۱۳۹۷
🔹این یادداشت درصدد پاسخ به این پرسش استکه: "چرا نسل سَراَنداز(نسل سوم پس از انقلاب)، در مراسم وداع با قهرمانان ملی، حضوری نمادین و گسترده دارد؟"!
✅ .... نسل سَراَنداز، جامعهی بیمار خود را درگیرِ با انواع بیماریهای بیدرمان میداند. بهمین دلیل آنرا محکوم به سرنوشتی محتوم(یعنی مرگ) میداند!
✅وی اگر گاهی با اندرکنشهای نمادین (Symbolic Interactionism) و بهمنظور همدردیِ تودهوارَش(Popular) با خانوادههای قهرمانان سرطانی چون ناصر حجازی و برخی از هنرمندان سرطانی چون مرتضی پاشایی، در مراسم تشییعجنازهی آنها بهشکلی گسترده شرکت میکند و خود را شریک درد و اندوه ناشی از، ازدست رفتنِ آنها میداند، بدان دلیل استکه آنها را نُمادی از جامعهی سرطانی ایران میداند!
◽️جامعهای که اگرچه در پندارهها، استعارهها و اسطورههایش، قهرمان انگاشته میشود ولی محکوم به سرنوشتی محتوم است.
◽️جامعهی سرطانی که زمامدارانش، عَرصه را برای تخلیهی انواع هیجانات درونیاش تنگ کردهاند.
✅بهمین دلیل از محکومیت دیگران به سرنوشتی محتوم، بعنوان فرصتی برای تخلیهی انواع هیجانات درونیاش استفاده میکند تا از این طریق به جامعهی سرطانیای که به آن تعلق دارد بگوید: "میخواهم بیآنکه بدانم چرا، آزادانه بگِریَم، فریاد بزنم و مشتم را بر در و دیوار بکوبم تا بلکه اندکی از عقدههای درونیام را به مسببهای اصلیِ ایجادش(یعنی زمامداران بیعُرضه ایران)، منتقل کردهباشم"!
✅الگوی تحلیلیِ رفتارهای نمادین و تودهوار این نسل، پس از پذیرش یا تحمل شکست در نبردهای انتخاباتیِ ریاستجمهوری در دورههای مختلف نیز با اندکی انحراف، از همین الگو، پیروی میکند!
✅وی دربرابر هرگونه انکاری نسبت به قربانیِ مرگ، واکنش منفی نشان میدهد. مدل رفتارهای واکنشی وی نیز در اینباره اغلب، شورشی است! رفتار شورشی وی، نه بخاطر نفی واقعیتهای مربوط به قربانی مرگ، بلکه بخاطر ردﱢ «خودِ واقعیِ» پدیدهی انکار است!
✅درواقع، وی «منِ واقعیِ خود» را در «رخِ وجودی جامعهی سرطانیاش» تجسم میکند. بنابراین، انکار جامعه یا هر جزئی از آن که خود را همزاد یا همسوی با آن میپندارد، بعنوان نفیِ خود یا انکار واقعیت میداند. بهمین دلیل، هرگونه انکاری را برنمیتابد و در اعتراض به انکار واقعیت، بر انکارگرِ واقعیت، میشورَد.
◽️شوریدن بر هانیه توسلی(هنرپیشه سینما) که در صفحه فیسبوکش اعلام کرده بود: "سبک مرتضی پاشایی را نمیپسندد"، یا شوریدن بر منتقدان ناصر حجازی، نه بخاطر نفی آندو قربانیِ مرگ توسط انکارگران، بلکه در اعتراض به انکار واقعیتهای نهچندان خوشایندی استکه او در جامعهی بیمارش، پیوسته با آنها دستوپنجه نرم میکند!
✅یورشِ مدنی بر مخالفان کاندیدای شکست خوردهی انتخابات ریاستجمهوریِ ۱۳۸۸ نیز، نه بخاطر نفی کاندیدای شکستخورده توسط رقیب، بلکه بهدلیل انکار واقعیتهای روشن جامعهی بیمارش ازسوی کاندیدای رقیب و هوادارانش صورت گرفت!
◽️پدیدهی پیچیدهای که بعدها فتنه نام گرفت! فتنهای که طبق نظریهی پیچیدگی و دو اصل وابستگی به مسیر و انتقال فشار در پویاییشناسی سیستمها، زمان و مکان رُخداد آن به گذشتههای دور در دهه ۱۳۶۰خورشیدی و در دولتها و مجلسهای آن زمان، دلالت دارد.
✅بنابراین، زمامداران ایران، برای حل چنین رویدادهای ناخوشایندی درجامعهی بیمار ایران کنونی، باید بر ریشههای آنها در دهه ۱۳۶۰ متمرکز شوند و نه بر نشانههای آن در ۱۳۸۸!
✅نسل سرانداز گاهی نیز خیال میکند: "زمامداران ایران در پندارههاشان، جامعهی بیمار ایران را در قامت یک بیمار ایدزی میبینند! بنابراین معتقد است ازدیدگاه آنها(زمامداران)، بدان دلیلکه هرمخالفی نمادی ازیک بیمار مبتلا به ایدز است، پس لاجرم باید محدود یا محصور یا سرکوب شود تا امنیتملی پابرجا بماند و بهخطر نیُفتد"!
📙فرازی ازکتاب درحال نگارش اندازها، کوروش برارپور.
@IranMetaChallenges
✍کوروش برارپور - پژوهشگر آزاد(و بیطرف) و کنشگر توسعه
👈بهمناسبت وداع با دکتر محمدامین قانعیراد - دوست جامعهشناسم
🗓یکشنبه - ۲۷ام خردادماه۱۳۹۷
🔹این یادداشت درصدد پاسخ به این پرسش استکه: "چرا نسل سَراَنداز(نسل سوم پس از انقلاب)، در مراسم وداع با قهرمانان ملی، حضوری نمادین و گسترده دارد؟"!
✅ .... نسل سَراَنداز، جامعهی بیمار خود را درگیرِ با انواع بیماریهای بیدرمان میداند. بهمین دلیل آنرا محکوم به سرنوشتی محتوم(یعنی مرگ) میداند!
✅وی اگر گاهی با اندرکنشهای نمادین (Symbolic Interactionism) و بهمنظور همدردیِ تودهوارَش(Popular) با خانوادههای قهرمانان سرطانی چون ناصر حجازی و برخی از هنرمندان سرطانی چون مرتضی پاشایی، در مراسم تشییعجنازهی آنها بهشکلی گسترده شرکت میکند و خود را شریک درد و اندوه ناشی از، ازدست رفتنِ آنها میداند، بدان دلیل استکه آنها را نُمادی از جامعهی سرطانی ایران میداند!
◽️جامعهای که اگرچه در پندارهها، استعارهها و اسطورههایش، قهرمان انگاشته میشود ولی محکوم به سرنوشتی محتوم است.
◽️جامعهی سرطانی که زمامدارانش، عَرصه را برای تخلیهی انواع هیجانات درونیاش تنگ کردهاند.
✅بهمین دلیل از محکومیت دیگران به سرنوشتی محتوم، بعنوان فرصتی برای تخلیهی انواع هیجانات درونیاش استفاده میکند تا از این طریق به جامعهی سرطانیای که به آن تعلق دارد بگوید: "میخواهم بیآنکه بدانم چرا، آزادانه بگِریَم، فریاد بزنم و مشتم را بر در و دیوار بکوبم تا بلکه اندکی از عقدههای درونیام را به مسببهای اصلیِ ایجادش(یعنی زمامداران بیعُرضه ایران)، منتقل کردهباشم"!
✅الگوی تحلیلیِ رفتارهای نمادین و تودهوار این نسل، پس از پذیرش یا تحمل شکست در نبردهای انتخاباتیِ ریاستجمهوری در دورههای مختلف نیز با اندکی انحراف، از همین الگو، پیروی میکند!
✅وی دربرابر هرگونه انکاری نسبت به قربانیِ مرگ، واکنش منفی نشان میدهد. مدل رفتارهای واکنشی وی نیز در اینباره اغلب، شورشی است! رفتار شورشی وی، نه بخاطر نفی واقعیتهای مربوط به قربانی مرگ، بلکه بخاطر ردﱢ «خودِ واقعیِ» پدیدهی انکار است!
✅درواقع، وی «منِ واقعیِ خود» را در «رخِ وجودی جامعهی سرطانیاش» تجسم میکند. بنابراین، انکار جامعه یا هر جزئی از آن که خود را همزاد یا همسوی با آن میپندارد، بعنوان نفیِ خود یا انکار واقعیت میداند. بهمین دلیل، هرگونه انکاری را برنمیتابد و در اعتراض به انکار واقعیت، بر انکارگرِ واقعیت، میشورَد.
◽️شوریدن بر هانیه توسلی(هنرپیشه سینما) که در صفحه فیسبوکش اعلام کرده بود: "سبک مرتضی پاشایی را نمیپسندد"، یا شوریدن بر منتقدان ناصر حجازی، نه بخاطر نفی آندو قربانیِ مرگ توسط انکارگران، بلکه در اعتراض به انکار واقعیتهای نهچندان خوشایندی استکه او در جامعهی بیمارش، پیوسته با آنها دستوپنجه نرم میکند!
✅یورشِ مدنی بر مخالفان کاندیدای شکست خوردهی انتخابات ریاستجمهوریِ ۱۳۸۸ نیز، نه بخاطر نفی کاندیدای شکستخورده توسط رقیب، بلکه بهدلیل انکار واقعیتهای روشن جامعهی بیمارش ازسوی کاندیدای رقیب و هوادارانش صورت گرفت!
◽️پدیدهی پیچیدهای که بعدها فتنه نام گرفت! فتنهای که طبق نظریهی پیچیدگی و دو اصل وابستگی به مسیر و انتقال فشار در پویاییشناسی سیستمها، زمان و مکان رُخداد آن به گذشتههای دور در دهه ۱۳۶۰خورشیدی و در دولتها و مجلسهای آن زمان، دلالت دارد.
✅بنابراین، زمامداران ایران، برای حل چنین رویدادهای ناخوشایندی درجامعهی بیمار ایران کنونی، باید بر ریشههای آنها در دهه ۱۳۶۰ متمرکز شوند و نه بر نشانههای آن در ۱۳۸۸!
✅نسل سرانداز گاهی نیز خیال میکند: "زمامداران ایران در پندارههاشان، جامعهی بیمار ایران را در قامت یک بیمار ایدزی میبینند! بنابراین معتقد است ازدیدگاه آنها(زمامداران)، بدان دلیلکه هرمخالفی نمادی ازیک بیمار مبتلا به ایدز است، پس لاجرم باید محدود یا محصور یا سرکوب شود تا امنیتملی پابرجا بماند و بهخطر نیُفتد"!
📙فرازی ازکتاب درحال نگارش اندازها، کوروش برارپور.
@IranMetaChallenges
⁉️ آیا کانال ایران و ابرچالشهای آینده بعنوان یک رسانهی پژوهشپایه، بر مردم و زمامداران ایران تاثیرگذار است؟
✅پاسخ پرسش بالا را میتوان با بهرهگیری از یک استعاره داد!
🔸یک استعاره: ساعت دوِ(نیمهشب) یکی از روزهای بهاری، رانندهی اتوبوسی درحالی داشت ۴۰ سرنشین را از شهر الف بسوی تهران جابجا میکرد که همگی آنها خواب بودند! درهمین حال، یکی از سرنشینان دلسوز با گویش شیرین محلی، رو به راننده کرد و گفت: "آقای رانَنَه! اینا که همه خوابِنَه، پس تو برای کِی رانَنِگی کُنینَه؟"!
🔹براینمبادی، ممکن است برخی از خوانندگان ارجمند نیز از روی خیرخواهی به مدیران این کانال گوشزد کنند: "اگرچه مسئولان و مردم ایران به همهی مواردی که در این کانال منتشر میشود آگاهی کامل دارند، ولی باید توجه داشته باشید که مردم و مسئولان ایران همگی خوابند و جامعهی علمی و سیاسی- اجتماعی ایران نیز درحال سپری کردن دوران شگفتی از غفلتزدگی و نادیدهانگاری است. بنابراین امکان ندارد حتا اندکی تاثیرگذار باشید"! 🤔
✅پاسخ: همینکه دستکم یکنفر از جامعهی کمابیش ۸۰میلیونیِ ایران، به غفلتزدگیِ عمومی و نادیدهانگاریِ همگانی در ایرانِ کنونی واقف شد، این همان تاثیری استکه قرار بود از طریق این کانال گذاشته شود!
✳️ما میرویانیم، چون میاندیشیم!🌱☘
@IranMetaChallenges
✅پاسخ پرسش بالا را میتوان با بهرهگیری از یک استعاره داد!
🔸یک استعاره: ساعت دوِ(نیمهشب) یکی از روزهای بهاری، رانندهی اتوبوسی درحالی داشت ۴۰ سرنشین را از شهر الف بسوی تهران جابجا میکرد که همگی آنها خواب بودند! درهمین حال، یکی از سرنشینان دلسوز با گویش شیرین محلی، رو به راننده کرد و گفت: "آقای رانَنَه! اینا که همه خوابِنَه، پس تو برای کِی رانَنِگی کُنینَه؟"!
🔹براینمبادی، ممکن است برخی از خوانندگان ارجمند نیز از روی خیرخواهی به مدیران این کانال گوشزد کنند: "اگرچه مسئولان و مردم ایران به همهی مواردی که در این کانال منتشر میشود آگاهی کامل دارند، ولی باید توجه داشته باشید که مردم و مسئولان ایران همگی خوابند و جامعهی علمی و سیاسی- اجتماعی ایران نیز درحال سپری کردن دوران شگفتی از غفلتزدگی و نادیدهانگاری است. بنابراین امکان ندارد حتا اندکی تاثیرگذار باشید"! 🤔
✅پاسخ: همینکه دستکم یکنفر از جامعهی کمابیش ۸۰میلیونیِ ایران، به غفلتزدگیِ عمومی و نادیدهانگاریِ همگانی در ایرانِ کنونی واقف شد، این همان تاثیری استکه قرار بود از طریق این کانال گذاشته شود!
✳️ما میرویانیم، چون میاندیشیم!🌱☘
@IranMetaChallenges
Forwarded from کلارنا📡
همایش «روز ملی عَلَمکوه» در اَمردادماه ۱۳۹۷ در کلاردشت برگزار خواهدشد
🔸کلارنا: در نشست سه جانبهای که در یکشنبه ۲۷ام خردادماه ۱۳۹۷ در فرمانداری کلاردشت و با حضور ایوب دیلمصالحی - فرماندار کلاردشت، کوروش برارپور - مدیرعامل بنیاد توسعه پایدار ایران و اباصلت حاتمی - رئیس شورای شهر کلاردشت برگزار شد مقرر شد نخستین همایش ملیِ باعنوان «روز ملی عَلَمکوه» در اَمردادماه آینده در کلاردشت برگزار شود.
✅به گزارش کلارنا در این نشست اهداف، دستاوردها و شیوههای اجرایی این همایش مورد بررسی قرار گرفت و مقرر گردید شهرداری، شوراها و دهیاریهای شهرستان کلاردشت با اخذ اسپانسرینگ، تامینکننده منابع مالی این همایش باشند.
✅مدیران ارشد کشوری و استانی مازندران مدعوین این همایش خواهند بود و این همایش با حضور گستردهی مردم، کوهنوردان، ورزشکاران، اصناف، بازاریان، سمنها، فرهنگیان، هنرمندان، وکلا، مهندسان، پزشکان، شوراها، دانشجویان، دانشآموزان و اساتید دانشگاه برگزار خواهد شد.
🔹خاطرنشان میشود؛ در استان مازندران چهار اثر ملی- طبیعی شامل قلههای: دماوند، عَلَمکوه، سیاهکمان و تختسلیمان وجود دارد که سه تا از آنها(منهای دماوند) در کلاردشت قرار دارند.
Join 👉 🆔 @kelarna
🔘🔘🔘
🔘🔘
🔘
https://t.me/pickelarna/450
🔸کلارنا: در نشست سه جانبهای که در یکشنبه ۲۷ام خردادماه ۱۳۹۷ در فرمانداری کلاردشت و با حضور ایوب دیلمصالحی - فرماندار کلاردشت، کوروش برارپور - مدیرعامل بنیاد توسعه پایدار ایران و اباصلت حاتمی - رئیس شورای شهر کلاردشت برگزار شد مقرر شد نخستین همایش ملیِ باعنوان «روز ملی عَلَمکوه» در اَمردادماه آینده در کلاردشت برگزار شود.
✅به گزارش کلارنا در این نشست اهداف، دستاوردها و شیوههای اجرایی این همایش مورد بررسی قرار گرفت و مقرر گردید شهرداری، شوراها و دهیاریهای شهرستان کلاردشت با اخذ اسپانسرینگ، تامینکننده منابع مالی این همایش باشند.
✅مدیران ارشد کشوری و استانی مازندران مدعوین این همایش خواهند بود و این همایش با حضور گستردهی مردم، کوهنوردان، ورزشکاران، اصناف، بازاریان، سمنها، فرهنگیان، هنرمندان، وکلا، مهندسان، پزشکان، شوراها، دانشجویان، دانشآموزان و اساتید دانشگاه برگزار خواهد شد.
🔹خاطرنشان میشود؛ در استان مازندران چهار اثر ملی- طبیعی شامل قلههای: دماوند، عَلَمکوه، سیاهکمان و تختسلیمان وجود دارد که سه تا از آنها(منهای دماوند) در کلاردشت قرار دارند.
Join 👉 🆔 @kelarna
🔘🔘🔘
🔘🔘
🔘
https://t.me/pickelarna/450
Telegram
کانال عکس کلارنا
ایران و اَبَرچالشهای آینده
ایران: جامعهای محکوم به سرنوشتی محتوم! ✍کوروش برارپور - پژوهشگر آزاد(و بیطرف) و کنشگر توسعه 👈بهمناسبت وداع با دکتر محمدامین قانعیراد - دوست جامعهشناسم 🗓یکشنبه - ۲۷ام خردادماه۱۳۹۷ 🔹این یادداشت درصدد پاسخ به این پرسش استکه: "چرا نسل سَراَنداز(نسل سوم پس…
‼️شادی پس از فوتبال ایران - مراکش: نتیجه کار دستگاههای خشک مقدس و عقدهپرور
✍محسن رضوی - استاد و متخصص خونشناسی
✅به راستی ماهیت این همه سر و صدا، بوق و کرنا، به خیابان ریختن و فریاد زدن، رقص و آواز، راهبندان و هزاران اتومبیل را درگیر راهبندانهای طولانی کردن، صرفا به خاطر گل به خودی زدن ِ بازیکنِ نگونبخت ِ تیم حریف است یا دلایل دیگری دارد؟
✅احتمالا اغلب انسانها برای تخلیهی فشارهای روزافزونِ روانی در زندگی خود نیازمند یک روشِ متمایز از گفتمان و درددل هستند.
✅سالهایِ مملو از جهل و خفقان، سالهای آزار ِ جوانان، به خاطر کوتاهی آستین، یا رنگ لباس و جوراب، روزهای ِ سرگردانی در جادههای بیپلیس و عاری از گشت و تنبیه به خاطر داشتن چند کاست ِ موسیقی در خودرو، را هنوز خیلیها به خاطر دارند
✅زمانهایی که ِیک دانشجو به خاطرِ حرف زدن با همکلاسی دختر، بارها محاکمه میشد و پروندههای آینده خرابکن را به بایگانی سرنوشتش میسپردند.
✅همیشه به یاد دارم،....؛:
زمستان ۶۳ مادرم تماس گرفت و گفت سقف ِخانهی قدیمی ما زیر برف تخریب شده و من در غیاب ِ پدر مجبور بودم که اولین فرصت، خود را به کاشان برسانم.
اتوبوسها عمدتا درگیر ِ آورد و برد رزمندگان بودند و ترمینالها به شدت شلوغ بود. به سختی ممکن میشد کسی بعد از ۲ عصر بتواند بلیط گیر بیاورد.
✅آن روز به مسئول آزمایشگاه بافتشناسی مراجعه کردم و با درمیان گذاشتنِ موضوع از او خواستم اجازه بدهد بجای برنامهی ۲ تا ۴ برادران، در ساعت ۱۲ یعنی وقت خواهران به گوشهای از آزمایشگاه بروم و لامهای آن درس را ببینم و زودتر به ترمینال بروم.
او که زنی فهیم و فرهیخته بود ؛ اتاق کار خود را در اختیار من گذاشت و در رابست.
✅دقایقی نگذشته بود که صدای چند خواهر! از پشت در بلند شد و با جنجال و دادوفریاد وارد اتاق شدند و به بهانهی اینکه بوی مرد در آزمایشگاه بافتشناسی آمده، درخواست خروج من را از اتاق خانم نواب دادند.
او که چاره نداشت و از عقوبتِ مقاومت در مقابل آن دیدگاه مطلع بود از من خواست که اتاق را ترک کنم!
✅با بغض و دلگرفتگی از دانشکده خارج شدم و خود را به اتوبوسهای پر از مسافر رساندم و با هر بدبختی بود به کاشان رفتم.
یک هفته شبانهروز درگیر بنایی و ترمیم سقفهای فروریخته بودم و شنبهی بعد با دستهای پینه بسته از چوبِ بیل و کلنگ، به دانشکده برگشتم.
✅نگهبان به محض ورود به من گفت که باید به دفتر نمایندگی ولایت ِ فقیه بروم و بابتِ جُرمی که مرتکب شده ام استنطاق پس بدهم.
با احتیاط در زدم و وارد اتاق ایشان شدم.چند جلد نهجالبلاغه و مفاتیح و قرآن روی میزش بود.
✅داشتم خودم را معرفی میکردم که میان کلام آمد و پرسید نام پدرت چیست؟
- گفتم سید حسین!
-نام جدت چیست؟
- امام حسین.
و گفت:
پسر! تو از این اسمها خجالت نمیکشی؟
میروی میان دخترها و لام تماشا میکنی؟ مگر سینماست که گروهی بروید!؟ مگر ما مرده باشیم که دختر و پسر کنار هم بنشینند.
✅گفتم:
ولی حاج آقا! پدرِ من دو ماهه که رفته جبهه! مادر و خواهرانم در خانهی بیسقف، زیر برف، مانده بودند و...
فرمود:
پسر ! تو یک دست به این میز بزن!
زدم.
- دوباره
زدم
- تند تند بزن.
زدم.
و گفت: دیدی؟
یک دست اشکالی نداشت ولی تکرارش را هم دیدی؟ شد موسیقی! غنا! گناه!
تو اول خواستی در اتاق نزدیک دختران بنشینی؛ فردا روی صندلی کنارشان و پس فردا....
✅و تهدید آغاز شد..اخراج...اخراج..
و التماس از من که؛ آقا، غلط کردم.. ببخشید، تکرار نمیشود..به بزرگی خود مرا ببخشید..و ..
✅دل آقا به رحم آمد و برگه سفیدی روی میز گذاشت و خواست شرحی از گناهِ مرتکبه، بنویسم و متعهد شوم که دیگر هرگز در کلاس خواهران وارد نشوم.
و چنین شد که سال ۶۹ بعد از سه ماه از دورهی رزیدنتی، گزینشم نیامد تا رفتم و با خواهش و تمنا و وساطت ِ دوستان و آشنایان، برگهی سیاهِ دوران دانشجویی سال۶۳ را از پروندهام پاک کردم.
✅هر چه بود، دستگاه عقدهساز و کینهپرورِ سالهای جهل و خشکه تقدس بود که توانست میلیونها جوان معتقد را از راه، بیراه کند و سینههای سرشار از خشم و دلخوری را برای نسل بعدی به یادگار ببرد..
✅حالا اما فکر میکنم که به خیابان ریختن و راه را بستن و فریاد زدن، صرفا بخاطر ِ برد تصادفیِ تیم ایران نباید باشد..
و امیدوارم که صاحبانِ اختیار و قانونسازان مملکت، با نگاهی آشنا و پندآور از گذشته، دست فرزندان وطن را بفشارند و نگذارند باورهای شخصی و کینهتوزانه، بعضی نادان و دینزدا، جای قانون و عقل و آزادی انسانها را بگیرد.
🔹ماخذ: بانک دادههای پژوهشیِ کانال ایران و ابرچالشهای آینده
@IranMetaChallenges
✍محسن رضوی - استاد و متخصص خونشناسی
✅به راستی ماهیت این همه سر و صدا، بوق و کرنا، به خیابان ریختن و فریاد زدن، رقص و آواز، راهبندان و هزاران اتومبیل را درگیر راهبندانهای طولانی کردن، صرفا به خاطر گل به خودی زدن ِ بازیکنِ نگونبخت ِ تیم حریف است یا دلایل دیگری دارد؟
✅احتمالا اغلب انسانها برای تخلیهی فشارهای روزافزونِ روانی در زندگی خود نیازمند یک روشِ متمایز از گفتمان و درددل هستند.
✅سالهایِ مملو از جهل و خفقان، سالهای آزار ِ جوانان، به خاطر کوتاهی آستین، یا رنگ لباس و جوراب، روزهای ِ سرگردانی در جادههای بیپلیس و عاری از گشت و تنبیه به خاطر داشتن چند کاست ِ موسیقی در خودرو، را هنوز خیلیها به خاطر دارند
✅زمانهایی که ِیک دانشجو به خاطرِ حرف زدن با همکلاسی دختر، بارها محاکمه میشد و پروندههای آینده خرابکن را به بایگانی سرنوشتش میسپردند.
✅همیشه به یاد دارم،....؛:
زمستان ۶۳ مادرم تماس گرفت و گفت سقف ِخانهی قدیمی ما زیر برف تخریب شده و من در غیاب ِ پدر مجبور بودم که اولین فرصت، خود را به کاشان برسانم.
اتوبوسها عمدتا درگیر ِ آورد و برد رزمندگان بودند و ترمینالها به شدت شلوغ بود. به سختی ممکن میشد کسی بعد از ۲ عصر بتواند بلیط گیر بیاورد.
✅آن روز به مسئول آزمایشگاه بافتشناسی مراجعه کردم و با درمیان گذاشتنِ موضوع از او خواستم اجازه بدهد بجای برنامهی ۲ تا ۴ برادران، در ساعت ۱۲ یعنی وقت خواهران به گوشهای از آزمایشگاه بروم و لامهای آن درس را ببینم و زودتر به ترمینال بروم.
او که زنی فهیم و فرهیخته بود ؛ اتاق کار خود را در اختیار من گذاشت و در رابست.
✅دقایقی نگذشته بود که صدای چند خواهر! از پشت در بلند شد و با جنجال و دادوفریاد وارد اتاق شدند و به بهانهی اینکه بوی مرد در آزمایشگاه بافتشناسی آمده، درخواست خروج من را از اتاق خانم نواب دادند.
او که چاره نداشت و از عقوبتِ مقاومت در مقابل آن دیدگاه مطلع بود از من خواست که اتاق را ترک کنم!
✅با بغض و دلگرفتگی از دانشکده خارج شدم و خود را به اتوبوسهای پر از مسافر رساندم و با هر بدبختی بود به کاشان رفتم.
یک هفته شبانهروز درگیر بنایی و ترمیم سقفهای فروریخته بودم و شنبهی بعد با دستهای پینه بسته از چوبِ بیل و کلنگ، به دانشکده برگشتم.
✅نگهبان به محض ورود به من گفت که باید به دفتر نمایندگی ولایت ِ فقیه بروم و بابتِ جُرمی که مرتکب شده ام استنطاق پس بدهم.
با احتیاط در زدم و وارد اتاق ایشان شدم.چند جلد نهجالبلاغه و مفاتیح و قرآن روی میزش بود.
✅داشتم خودم را معرفی میکردم که میان کلام آمد و پرسید نام پدرت چیست؟
- گفتم سید حسین!
-نام جدت چیست؟
- امام حسین.
و گفت:
پسر! تو از این اسمها خجالت نمیکشی؟
میروی میان دخترها و لام تماشا میکنی؟ مگر سینماست که گروهی بروید!؟ مگر ما مرده باشیم که دختر و پسر کنار هم بنشینند.
✅گفتم:
ولی حاج آقا! پدرِ من دو ماهه که رفته جبهه! مادر و خواهرانم در خانهی بیسقف، زیر برف، مانده بودند و...
فرمود:
پسر ! تو یک دست به این میز بزن!
زدم.
- دوباره
زدم
- تند تند بزن.
زدم.
و گفت: دیدی؟
یک دست اشکالی نداشت ولی تکرارش را هم دیدی؟ شد موسیقی! غنا! گناه!
تو اول خواستی در اتاق نزدیک دختران بنشینی؛ فردا روی صندلی کنارشان و پس فردا....
✅و تهدید آغاز شد..اخراج...اخراج..
و التماس از من که؛ آقا، غلط کردم.. ببخشید، تکرار نمیشود..به بزرگی خود مرا ببخشید..و ..
✅دل آقا به رحم آمد و برگه سفیدی روی میز گذاشت و خواست شرحی از گناهِ مرتکبه، بنویسم و متعهد شوم که دیگر هرگز در کلاس خواهران وارد نشوم.
و چنین شد که سال ۶۹ بعد از سه ماه از دورهی رزیدنتی، گزینشم نیامد تا رفتم و با خواهش و تمنا و وساطت ِ دوستان و آشنایان، برگهی سیاهِ دوران دانشجویی سال۶۳ را از پروندهام پاک کردم.
✅هر چه بود، دستگاه عقدهساز و کینهپرورِ سالهای جهل و خشکه تقدس بود که توانست میلیونها جوان معتقد را از راه، بیراه کند و سینههای سرشار از خشم و دلخوری را برای نسل بعدی به یادگار ببرد..
✅حالا اما فکر میکنم که به خیابان ریختن و راه را بستن و فریاد زدن، صرفا بخاطر ِ برد تصادفیِ تیم ایران نباید باشد..
و امیدوارم که صاحبانِ اختیار و قانونسازان مملکت، با نگاهی آشنا و پندآور از گذشته، دست فرزندان وطن را بفشارند و نگذارند باورهای شخصی و کینهتوزانه، بعضی نادان و دینزدا، جای قانون و عقل و آزادی انسانها را بگیرد.
🔹ماخذ: بانک دادههای پژوهشیِ کانال ایران و ابرچالشهای آینده
@IranMetaChallenges
Forwarded from باشگاه کوهنوردان ایران
🔺 همایش «روز ملی عَلَمکوه» در مردادماه ۱۳۹۷ در کلاردشت برگزار خواهد شد.
پس از برگزاری جلسهای سه جانبه اعلام شد همایش «روز ملی عَلَمکوه» در مردادماه ۱۳۹۷ در کلاردشت برگزار میشود.
به گزارش خبرگزاری برنا از کلاردشت؛ در نشست سه جانبهای که در یکشنبه 27 خردادماه 1397 در فرمانداری کلاردشت و با حضور ایوب دیلمصالحی، فرماندار کلاردشت، کوروش برارپور، مدیرعامل بنیاد توسعه پایدار ایران و اباصلت حاتمی، رئیس شورای شهر کلاردشت برگزار شد مقرر شد نخستین همایش ملیِ باعنوان «روز ملی عَلَمکوه» در مردادماه آینده در کلاردشت برگزار شود.
در این نشست اهداف، دستاوردها و شیوههای اجرایی این همایش مورد بررسی قرار گرفت و مقرر شد شهرداری، شوراها و دهیاریهای شهرستان کلاردشت با اخذ اسپانسرینگ، تامینکننده منابع مالی این همایش باشند.
مدیران ارشد کشوری و استانی مازندران مدعوین این همایش خواهند بود و این همایش با حضور گسترده مردم، کوهنوردان، ورزشکاران، اصناف، بازاریان، سمنها، فرهنگیان، هنرمندان، وکلا، مهندسان، پزشکان، شوراها، دانشجویان، دانشآموزان و اساتید دانشگاه برگزار خواهد شد.
خاطرنشان میشود؛ در استان مازندران چهار اثر ملی- طبیعی شامل قلههای: دماوند، عَلَمکوه، سیاهکمان و تختسلیمان وجود دارد که سه تا از آنها (منهای دماوند) در کلاردشت قرار دارند.
باشگاه کوهنوردان ایران
@Mountaineering_Club_of_Iran
borna.news/fa/tiny/news-719305
پس از برگزاری جلسهای سه جانبه اعلام شد همایش «روز ملی عَلَمکوه» در مردادماه ۱۳۹۷ در کلاردشت برگزار میشود.
به گزارش خبرگزاری برنا از کلاردشت؛ در نشست سه جانبهای که در یکشنبه 27 خردادماه 1397 در فرمانداری کلاردشت و با حضور ایوب دیلمصالحی، فرماندار کلاردشت، کوروش برارپور، مدیرعامل بنیاد توسعه پایدار ایران و اباصلت حاتمی، رئیس شورای شهر کلاردشت برگزار شد مقرر شد نخستین همایش ملیِ باعنوان «روز ملی عَلَمکوه» در مردادماه آینده در کلاردشت برگزار شود.
در این نشست اهداف، دستاوردها و شیوههای اجرایی این همایش مورد بررسی قرار گرفت و مقرر شد شهرداری، شوراها و دهیاریهای شهرستان کلاردشت با اخذ اسپانسرینگ، تامینکننده منابع مالی این همایش باشند.
مدیران ارشد کشوری و استانی مازندران مدعوین این همایش خواهند بود و این همایش با حضور گسترده مردم، کوهنوردان، ورزشکاران، اصناف، بازاریان، سمنها، فرهنگیان، هنرمندان، وکلا، مهندسان، پزشکان، شوراها، دانشجویان، دانشآموزان و اساتید دانشگاه برگزار خواهد شد.
خاطرنشان میشود؛ در استان مازندران چهار اثر ملی- طبیعی شامل قلههای: دماوند، عَلَمکوه، سیاهکمان و تختسلیمان وجود دارد که سه تا از آنها (منهای دماوند) در کلاردشت قرار دارند.
باشگاه کوهنوردان ایران
@Mountaineering_Club_of_Iran
borna.news/fa/tiny/news-719305
فوتبال ایران، فوتبالی یادگیرنده است، بههمین دلیل به مرز بالندگی رسیدهاست!
✍کوروش برارپور - پژوهشگر آزاد(و بیطرف) و کنشگر توسعه
🗓۵شنبه - ۳۱ام خردادماه۱۳۹۷
✅یادگیری، خمیرمایهی پیشرفت و بالندگی در هر جامعه است!
◽️جان استرمن(استاد ام. آی. تی) میگوید: "«تغییر»، تنها ثابت عصر ماست"!
◽️استیو کِرل(رئیس مرکز آموزش و یادگیری سازمانی شرکت جنرالالکتریک) میگوید: "اگر دانشجویان ما آموزش ببینند ولی در رفتارشان تغییر ایجاد نشود، درواقع «یاد» نگرفتهاند"!
◽️هِنری مینتزبرگ(استاد دانشگاه مکگیل) نیز میگوید: "پیروان مکتب یادگیری در حوزه مدیریت استراتژیک، استراتژی را نه بعنوان «مدیریت تغییر (Change Management)»، بلکه باعنوان «مدیریت بر مبنای تغییر (Change Based Management)» میشناسند"!
◽️مینتزبرگ همچنین میگوید: "پیروان مکتب قدرت، سازمان را به مثابه یک دولت میانگارند و قهرمانان آن کسانی هستند که بهشدت جنگ قدرت را دوست دارند و سازمان را به صحنه و عرصهی تصادم و برخورد میان نیروهای نوپدید سازمانی با چهرههای سنتی قدرت در سازمان بدل میکنند"!
✅کارلوس کیروش با در دست گرفتن سکان رهبری تیم ملی فوتبال ایران نشان داد؛ استراتژیهای وی از «مکتب یادگیری» پیروی میکند و نه «مکتب قدرت»!
◽️درواقع کیروش با آمدنش، فوتبال ملی ایران را از نفوذ باند قدرت و فساد دور کرد و نشان داد اگر به بازیکنِ هرچند جوان و کم تجربهای چون روزبه چشمی باور دارد، حتما وی را جایگزین باتجربهای چون سیدجلال حسینی خواهد کرد حتی اگر نهاد متمایل به فسادی چون مجلس و دیگر ارکان قدرت بخواهند در فرایند مدیریت وی خللی ایجادکنند.
✅کیرش نشان داد بدون یادگیریِ محیطی(Environmental Learning) امکان رشد، یادگیری و نوآوری در فوتبال ایران فراهم نخواهد شد.
◽️بر این مبادی، با انتقال دانش و مهارتهای فنیاش به تیم ملی، تیم ملی ایران را با شکل درست و جهانیِ فوتبال آشنا کرد. یعنی وی شرایطی را فراهم آورد تا فوتبال ایران از محیط جهانیاش، یادبگیرد.
◽️ازسوی دیگر، سازمان لیگ برتر ایران نیز با پیوستن به لیگ جهانی فوتبال و پذیرش قوانین الزامآور آن، به فوتبال جهانی پیوست و یاد گرفت. یعنی با صادرات و واردات فوتبالیست توانست از جهانِ فوتبال بیاموزد، یاد بگیرد، رشد کند و در تکنیک و تاکتیک از خود، نوآوری ارایه دهد. بر این اساس فوتبال ملی ایران، یادگیریِ زاینده(Generative Learning) را جایگزین یادگیریِ عادتی(Adaptive Learning) کرد.
✅اگرچه کیرش با فعالسازیِ حلقهی سطح یکِ یادگیری باعث ایجاد تغییر در بخشی از «روش»های تصمیمگیری و اقدام مدیران سازمان فوتبال ایران شد و موجب شد تا در سه سطح فردی، گروهی و سازمانی در سازمان فوتبال ایران یادگیری ایجاد شود اما کنشگرانی چون عادل فردوسی پور نیز کمک کردند تا در «مدلهای ذهنی» و در ادبیات فوتبالی مردم، مدیران و فوتبالیستهای ایران نیز تغییر ایجاد شود.
◽️تغییری که از فعالشدن حلقهی سطح دوِ یادگیری در فوتبال ملی ایران حاصل شده(یعنی رخدادن تغییر همزمان در «روش»های تصمیم و «مدلهای ذهنیِ» ذینفعان)، موجب ایجاد تحول در رفتار فردی و جمعیِ کنشگران فوتبالی در فوتبال ملی ایران شدهاست.
✅جمعبندی:
◽️اگر قرار است ایرانی پیشرفته داشته باشیم، فوتبال ملیِ ما الگوی خوبی برای ترسیم مسیر موفقیت برای مردم و زمامداران ایران است!
◽️اگر قرار است علم(و هنر)، فرهنگ، اقتصاد و سیاست در ایران رشد کند باید در هر چهار مقوله، «یادگیری محیطی» رخ دهد.
▪️نهاد علم در ایران زمانی از محیط جهانی خود یاد میگیرد و رشد میکند که دانشگاههای ما به محیط جهانیِ علم بپیوندند و دانشجویان و اعضای هیات علمیشان نیز ارتباطات موثری را با اجتماعات علمی بینالمللی آغاز کنند.
▪️فرهنگ عمومی جامعه ما زمانی ارتقاء مییابد که درآمد سرانه کشورمان بالا برود. زیرا در اینصورت برای مردم کشورمان، زمینه سفر به دنیای مدرن و بیرون ازجامعه بستهای که در آن قرار دارد فراهم خواهد شد تا از محیط پیرامونش یاد بگیرد. فرهنگ عمومی شهروندان ما همچنین، زمانی ارتقاء مییابد که با شکستهشدن مرزهای ایدئولوژیک در ایران کنونی، جهانگردان بتوانند بهراحتی به کشورمان سفر کنند و از اندرکنش با آنها شکل دیگری از یادگیری محیطی را تجربه کنند.
▪️اقتصاد بیمار ایران نیز زمانی پویا و بالنده خواهد شد که با پیوستن ایران به سازمان تجارت جهانی(WTO) و قرار گرفتن در شکل مدرنی از یادگیری محیطی، زمینههای حذف رانت، انحصار و فساد را درخود، فراهم کند.
▪️نهاددمکراسی در ایران زمانی بالنده خواهدشد که سیاستمدارانی متخصص با مدلهای ذهنی باکیفیت و مدرنی به حوزهی قدرت ورود کنند تا سیاست نیز درکشورمان شکل مدرنی از بالندگی را تجربه کند و از محیط جهانیاش بگونهای یادبگیرد که مردم و زمامدارانش بجز «خیر جمعی» و «منافع ملی» به چیزدیگری نیندیشند.
@IranMetaChallenges
✍کوروش برارپور - پژوهشگر آزاد(و بیطرف) و کنشگر توسعه
🗓۵شنبه - ۳۱ام خردادماه۱۳۹۷
✅یادگیری، خمیرمایهی پیشرفت و بالندگی در هر جامعه است!
◽️جان استرمن(استاد ام. آی. تی) میگوید: "«تغییر»، تنها ثابت عصر ماست"!
◽️استیو کِرل(رئیس مرکز آموزش و یادگیری سازمانی شرکت جنرالالکتریک) میگوید: "اگر دانشجویان ما آموزش ببینند ولی در رفتارشان تغییر ایجاد نشود، درواقع «یاد» نگرفتهاند"!
◽️هِنری مینتزبرگ(استاد دانشگاه مکگیل) نیز میگوید: "پیروان مکتب یادگیری در حوزه مدیریت استراتژیک، استراتژی را نه بعنوان «مدیریت تغییر (Change Management)»، بلکه باعنوان «مدیریت بر مبنای تغییر (Change Based Management)» میشناسند"!
◽️مینتزبرگ همچنین میگوید: "پیروان مکتب قدرت، سازمان را به مثابه یک دولت میانگارند و قهرمانان آن کسانی هستند که بهشدت جنگ قدرت را دوست دارند و سازمان را به صحنه و عرصهی تصادم و برخورد میان نیروهای نوپدید سازمانی با چهرههای سنتی قدرت در سازمان بدل میکنند"!
✅کارلوس کیروش با در دست گرفتن سکان رهبری تیم ملی فوتبال ایران نشان داد؛ استراتژیهای وی از «مکتب یادگیری» پیروی میکند و نه «مکتب قدرت»!
◽️درواقع کیروش با آمدنش، فوتبال ملی ایران را از نفوذ باند قدرت و فساد دور کرد و نشان داد اگر به بازیکنِ هرچند جوان و کم تجربهای چون روزبه چشمی باور دارد، حتما وی را جایگزین باتجربهای چون سیدجلال حسینی خواهد کرد حتی اگر نهاد متمایل به فسادی چون مجلس و دیگر ارکان قدرت بخواهند در فرایند مدیریت وی خللی ایجادکنند.
✅کیرش نشان داد بدون یادگیریِ محیطی(Environmental Learning) امکان رشد، یادگیری و نوآوری در فوتبال ایران فراهم نخواهد شد.
◽️بر این مبادی، با انتقال دانش و مهارتهای فنیاش به تیم ملی، تیم ملی ایران را با شکل درست و جهانیِ فوتبال آشنا کرد. یعنی وی شرایطی را فراهم آورد تا فوتبال ایران از محیط جهانیاش، یادبگیرد.
◽️ازسوی دیگر، سازمان لیگ برتر ایران نیز با پیوستن به لیگ جهانی فوتبال و پذیرش قوانین الزامآور آن، به فوتبال جهانی پیوست و یاد گرفت. یعنی با صادرات و واردات فوتبالیست توانست از جهانِ فوتبال بیاموزد، یاد بگیرد، رشد کند و در تکنیک و تاکتیک از خود، نوآوری ارایه دهد. بر این اساس فوتبال ملی ایران، یادگیریِ زاینده(Generative Learning) را جایگزین یادگیریِ عادتی(Adaptive Learning) کرد.
✅اگرچه کیرش با فعالسازیِ حلقهی سطح یکِ یادگیری باعث ایجاد تغییر در بخشی از «روش»های تصمیمگیری و اقدام مدیران سازمان فوتبال ایران شد و موجب شد تا در سه سطح فردی، گروهی و سازمانی در سازمان فوتبال ایران یادگیری ایجاد شود اما کنشگرانی چون عادل فردوسی پور نیز کمک کردند تا در «مدلهای ذهنی» و در ادبیات فوتبالی مردم، مدیران و فوتبالیستهای ایران نیز تغییر ایجاد شود.
◽️تغییری که از فعالشدن حلقهی سطح دوِ یادگیری در فوتبال ملی ایران حاصل شده(یعنی رخدادن تغییر همزمان در «روش»های تصمیم و «مدلهای ذهنیِ» ذینفعان)، موجب ایجاد تحول در رفتار فردی و جمعیِ کنشگران فوتبالی در فوتبال ملی ایران شدهاست.
✅جمعبندی:
◽️اگر قرار است ایرانی پیشرفته داشته باشیم، فوتبال ملیِ ما الگوی خوبی برای ترسیم مسیر موفقیت برای مردم و زمامداران ایران است!
◽️اگر قرار است علم(و هنر)، فرهنگ، اقتصاد و سیاست در ایران رشد کند باید در هر چهار مقوله، «یادگیری محیطی» رخ دهد.
▪️نهاد علم در ایران زمانی از محیط جهانی خود یاد میگیرد و رشد میکند که دانشگاههای ما به محیط جهانیِ علم بپیوندند و دانشجویان و اعضای هیات علمیشان نیز ارتباطات موثری را با اجتماعات علمی بینالمللی آغاز کنند.
▪️فرهنگ عمومی جامعه ما زمانی ارتقاء مییابد که درآمد سرانه کشورمان بالا برود. زیرا در اینصورت برای مردم کشورمان، زمینه سفر به دنیای مدرن و بیرون ازجامعه بستهای که در آن قرار دارد فراهم خواهد شد تا از محیط پیرامونش یاد بگیرد. فرهنگ عمومی شهروندان ما همچنین، زمانی ارتقاء مییابد که با شکستهشدن مرزهای ایدئولوژیک در ایران کنونی، جهانگردان بتوانند بهراحتی به کشورمان سفر کنند و از اندرکنش با آنها شکل دیگری از یادگیری محیطی را تجربه کنند.
▪️اقتصاد بیمار ایران نیز زمانی پویا و بالنده خواهد شد که با پیوستن ایران به سازمان تجارت جهانی(WTO) و قرار گرفتن در شکل مدرنی از یادگیری محیطی، زمینههای حذف رانت، انحصار و فساد را درخود، فراهم کند.
▪️نهاددمکراسی در ایران زمانی بالنده خواهدشد که سیاستمدارانی متخصص با مدلهای ذهنی باکیفیت و مدرنی به حوزهی قدرت ورود کنند تا سیاست نیز درکشورمان شکل مدرنی از بالندگی را تجربه کند و از محیط جهانیاش بگونهای یادبگیرد که مردم و زمامدارانش بجز «خیر جمعی» و «منافع ملی» به چیزدیگری نیندیشند.
@IranMetaChallenges
سَراَندازها: تفسیر انتقادی از ویژگیهای نسلیِ نسل سوم پس از انقلاب(متولدین ۱۳۵۰ تا ۱۳۸۰)!
✍کوروش برارپور - پژوهشگر آزاد(و بیطرف) و کنشگر توسعه
1⃣نگاه سَراَندازها به سیاستخارجه ایران
🗓آدینه - یکم تیرماه۱۳۹۷
✅ ... نگاه نسل سَراَنداز(نسل سوم پس از انقلاب) به منابع، زیرساختها و پیشنیازهای توسعه در ایران، نگاهی پیشنگرانه (و نه آیندهنگرانه) است و رویکردش به عملکرد مجلسهای فرمایشی و دولتهای فرسایشی و غیرتوسعهگرای کنونی و پیشین ایران، رویکردی انتقادی است و اغلب، کنشهای مسالمتآمیز سیاسی-اجتماعیاش با دورههای تکرار نامنظم، به اقداماتی اعتراضی و خشن ختم میشود.
✅نسل سرانداز نسلی استکه در فرایند پیشرفت ایران، تفکر مدرن توسعه را نمایندگی میکند ولی در سه مقولهی «فهم»، «مفاهمه» و «تفاهم» بر سر مسایل اساسی و اولویتهای مهم توسعه، هم با همنسلهای خود و هم با دو نسل پیش از خود سوءتفاهمها و تعارضات جدی دارد!
✅این نسل، حاکمیت قانون در ایران را تنها راه غلبه بر بینظمیها و هرجومرجهای ساختگی و گسترش دادهشده توسط کارگردانان سیستم تاراج(Spoil System) میداند که با هدف چپاولِ بیشتر ایجادشدهاند.
✅این نسل، به تخصیص منابع ملی توسط زمامداران ایران به گروهها و جریانهای سیاسیِ همزادِ منطقهای و همچنین کشورهای خویشاوند و هر آنچه را که در راستای توسعه ایران نباشد بهشدت مخالف است و واکنش منفی نشان میدهد و ... .
✅نسل سرانداز، بهشدت عطش برقراری رابطهی برنده - برنده با آمریکا را دارد و معتقد است اَرابهی توسعه ایران، از این گذرگاه میگذرد.
✅این نسل، اگرچه آرزوی مرگ برای کشور یا ملتی را کاری پسندیده نمیداند، ولی درنهایت، بهدلیل تحمیل عهدنامههای ننگین گلستان و ترکمنچای و هژمونی روسیه در تعیین رژیم حقوقی کاسپین (پس از فروپاشی شوروی) و همچنین دوشیدهشدن هستهای ایران، «ننگ بر روسیهگرایان» را پسندیدهتر از «مرگ بر آمریکا» میداند!
✅این نسل باور دارد: "روسیه اساسا غیرقابل اعتماد و غیرقابل اتکاء است زیرا تاریخ را گواه بر این مدعای خود میداند"! طیفهایی از این نسل باور دارند: "در سیاست خارجه ایران و دیپلماسی با روسیه و هر کشور دیگری، تنها باید «خیر عمومی» و «منافع ملی» بیشینهسازی شود و نه چیز دیگر".
✅گستره وسیعی از این نسل نمیداند «خزر» واژهای جعلی و روسی و «کاسپین» واژهای اصیل و ایرانی است، وگرنه نسبت به عملکرد ضعیف شورایعالی انقلاب فرهنگی، صداوسیما، آموزش و پرورش و نگارندگان کتابهای درسی ایران، واکنش منفی و نسبت به کاوشگر گوگل که نسبت به نام کاسپین وفادار نشان دادهاست، واکنش مثبت نشان میداد(همچون واکنش منفی که گاهی در برابر تغییر نام خلیج همیشه پارس توسط کاوشگر تطمیعشدهی گوگل نشان میدهد)!
✅پیدایش دو طیف توسعهگرا و بیخیال در نسل سراَنداز، نتیجه عملکرد دو نسلِ نادیدهانگارِ بَراَنداز(انقلابیها) و دَراَنداز( تحولخواهها) است!
✅اگرچه نسل بَراَنداز، «انقلاب» کرد و رژیم اقتدارگرای پهلوی را سرنگون ساخت و اگرچه نسل دَراَنداز با دَراَنداختن طرحی نو، خواست رَوند روبهجلوی انقلاب را که اغلب با انحراف و خطا همراه بوده «اصلاح» کند، ولی گسترهی دید نسل سراَنداز به «عامل تغییر و منشاَءِ اثر بودن» بسیار فراتر از مرزهای ملی است. نسل سراَنداز، شاید گاهی در نقش دَراَنداز آشکار شود اما هرگز بَراَنداز نیست. این درحالیستکه گاهی، برداشتهای دو نسل بَراَنداز و دَراَنداز از رفتارهای اجتماعی و کنشهای مطالبهگرانهی وی، تلقیِ بَراَندازی است!
✅گسترهای از نسل سراَنداز، باور دارد: "تفکر براندازی متعلق به جوامع توسعهنیافتهی سدهی بیستمی و پیش از آن است".
◽️وی باور دارد: "انسان مدرن امروزی برای اصلاح وضع موجود جامعهی بشری، هم طرحی نو دَرمیاندازد و هم اندیشهای ناب در سر میاندازد، نه اینکه کسی یا چیزی را براَندازد"!
✅نسل سراَنداز بهشدت نوگرا، نواندیش و تحولخواه است. ولی حاضر نیست برای اندیشهی نوگرایی و تحولخواهیاش هزینه کند!
✅این نسل گاهی متوهمانه، جهانی میاندیشد و ایرانی اقدام میکند، اگرچه اغلب در تولید اندیشه و اقدامهای عملیاتی خود، سطحینگرانه و تهی از محتوا رفتار میکند! .... .
✅این نسل، بین خود و حتی یک نیمنسل پیش از خود، شکاف و (گاهی) گسست معرفتی عمیقی احساس میکند. گسست شناختی بین این نسل و دو نسل پیش از او، نه درطول، بلکه در عرض زمان رخ داده است!
◽️گسست نسلی در طول زمان، امری طبیعی و اجتنابناپذیر است ولی در عرض زمان میتواند مخرب و چالشبراَنگیز باشد.
ادامه دارد ...
🔹فرازی از کتاب در دست نگارش «اَندازها»، بهقلم کوروش برارپور.
@IranMetaChallenges
✍کوروش برارپور - پژوهشگر آزاد(و بیطرف) و کنشگر توسعه
1⃣نگاه سَراَندازها به سیاستخارجه ایران
🗓آدینه - یکم تیرماه۱۳۹۷
✅ ... نگاه نسل سَراَنداز(نسل سوم پس از انقلاب) به منابع، زیرساختها و پیشنیازهای توسعه در ایران، نگاهی پیشنگرانه (و نه آیندهنگرانه) است و رویکردش به عملکرد مجلسهای فرمایشی و دولتهای فرسایشی و غیرتوسعهگرای کنونی و پیشین ایران، رویکردی انتقادی است و اغلب، کنشهای مسالمتآمیز سیاسی-اجتماعیاش با دورههای تکرار نامنظم، به اقداماتی اعتراضی و خشن ختم میشود.
✅نسل سرانداز نسلی استکه در فرایند پیشرفت ایران، تفکر مدرن توسعه را نمایندگی میکند ولی در سه مقولهی «فهم»، «مفاهمه» و «تفاهم» بر سر مسایل اساسی و اولویتهای مهم توسعه، هم با همنسلهای خود و هم با دو نسل پیش از خود سوءتفاهمها و تعارضات جدی دارد!
✅این نسل، حاکمیت قانون در ایران را تنها راه غلبه بر بینظمیها و هرجومرجهای ساختگی و گسترش دادهشده توسط کارگردانان سیستم تاراج(Spoil System) میداند که با هدف چپاولِ بیشتر ایجادشدهاند.
✅این نسل، به تخصیص منابع ملی توسط زمامداران ایران به گروهها و جریانهای سیاسیِ همزادِ منطقهای و همچنین کشورهای خویشاوند و هر آنچه را که در راستای توسعه ایران نباشد بهشدت مخالف است و واکنش منفی نشان میدهد و ... .
✅نسل سرانداز، بهشدت عطش برقراری رابطهی برنده - برنده با آمریکا را دارد و معتقد است اَرابهی توسعه ایران، از این گذرگاه میگذرد.
✅این نسل، اگرچه آرزوی مرگ برای کشور یا ملتی را کاری پسندیده نمیداند، ولی درنهایت، بهدلیل تحمیل عهدنامههای ننگین گلستان و ترکمنچای و هژمونی روسیه در تعیین رژیم حقوقی کاسپین (پس از فروپاشی شوروی) و همچنین دوشیدهشدن هستهای ایران، «ننگ بر روسیهگرایان» را پسندیدهتر از «مرگ بر آمریکا» میداند!
✅این نسل باور دارد: "روسیه اساسا غیرقابل اعتماد و غیرقابل اتکاء است زیرا تاریخ را گواه بر این مدعای خود میداند"! طیفهایی از این نسل باور دارند: "در سیاست خارجه ایران و دیپلماسی با روسیه و هر کشور دیگری، تنها باید «خیر عمومی» و «منافع ملی» بیشینهسازی شود و نه چیز دیگر".
✅گستره وسیعی از این نسل نمیداند «خزر» واژهای جعلی و روسی و «کاسپین» واژهای اصیل و ایرانی است، وگرنه نسبت به عملکرد ضعیف شورایعالی انقلاب فرهنگی، صداوسیما، آموزش و پرورش و نگارندگان کتابهای درسی ایران، واکنش منفی و نسبت به کاوشگر گوگل که نسبت به نام کاسپین وفادار نشان دادهاست، واکنش مثبت نشان میداد(همچون واکنش منفی که گاهی در برابر تغییر نام خلیج همیشه پارس توسط کاوشگر تطمیعشدهی گوگل نشان میدهد)!
✅پیدایش دو طیف توسعهگرا و بیخیال در نسل سراَنداز، نتیجه عملکرد دو نسلِ نادیدهانگارِ بَراَنداز(انقلابیها) و دَراَنداز( تحولخواهها) است!
✅اگرچه نسل بَراَنداز، «انقلاب» کرد و رژیم اقتدارگرای پهلوی را سرنگون ساخت و اگرچه نسل دَراَنداز با دَراَنداختن طرحی نو، خواست رَوند روبهجلوی انقلاب را که اغلب با انحراف و خطا همراه بوده «اصلاح» کند، ولی گسترهی دید نسل سراَنداز به «عامل تغییر و منشاَءِ اثر بودن» بسیار فراتر از مرزهای ملی است. نسل سراَنداز، شاید گاهی در نقش دَراَنداز آشکار شود اما هرگز بَراَنداز نیست. این درحالیستکه گاهی، برداشتهای دو نسل بَراَنداز و دَراَنداز از رفتارهای اجتماعی و کنشهای مطالبهگرانهی وی، تلقیِ بَراَندازی است!
✅گسترهای از نسل سراَنداز، باور دارد: "تفکر براندازی متعلق به جوامع توسعهنیافتهی سدهی بیستمی و پیش از آن است".
◽️وی باور دارد: "انسان مدرن امروزی برای اصلاح وضع موجود جامعهی بشری، هم طرحی نو دَرمیاندازد و هم اندیشهای ناب در سر میاندازد، نه اینکه کسی یا چیزی را براَندازد"!
✅نسل سراَنداز بهشدت نوگرا، نواندیش و تحولخواه است. ولی حاضر نیست برای اندیشهی نوگرایی و تحولخواهیاش هزینه کند!
✅این نسل گاهی متوهمانه، جهانی میاندیشد و ایرانی اقدام میکند، اگرچه اغلب در تولید اندیشه و اقدامهای عملیاتی خود، سطحینگرانه و تهی از محتوا رفتار میکند! .... .
✅این نسل، بین خود و حتی یک نیمنسل پیش از خود، شکاف و (گاهی) گسست معرفتی عمیقی احساس میکند. گسست شناختی بین این نسل و دو نسل پیش از او، نه درطول، بلکه در عرض زمان رخ داده است!
◽️گسست نسلی در طول زمان، امری طبیعی و اجتنابناپذیر است ولی در عرض زمان میتواند مخرب و چالشبراَنگیز باشد.
ادامه دارد ...
🔹فرازی از کتاب در دست نگارش «اَندازها»، بهقلم کوروش برارپور.
@IranMetaChallenges
@yadeAyyaam
برنامه تک نوازان - 104
🎧برنامه تکنوازان: شماره 104
🎼دستگاه/مایه: شور
🎻نوازندگان: فرهنگ شریف(تار)، سیاوش زندگانی(ویلن)، امیرناصر افتتاح(ضرب)
🔹کانال ایران و ابرچالشهای آینده
@IranMetaChallenges
@yadeAyyaam
🎼دستگاه/مایه: شور
🎻نوازندگان: فرهنگ شریف(تار)، سیاوش زندگانی(ویلن)، امیرناصر افتتاح(ضرب)
🔹کانال ایران و ابرچالشهای آینده
@IranMetaChallenges
@yadeAyyaam
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🎼 شوریده چون شب
🎻استاد کیهان کلهر
🎸اردلان ارزنجان
🔹کانال ایران و ابرچالشهای آینده
@IranMetaChallenges
🎻استاد کیهان کلهر
🎸اردلان ارزنجان
🔹کانال ایران و ابرچالشهای آینده
@IranMetaChallenges
سَراَندازها: تفسیر انتقادی از ویژگیهای نسلیِ نسل سوم پس از انقلاب(متولدین ۱۳۵۰ تا ۱۳۸۰)!
✍کوروش برارپور - پژوهشگر آزاد(و بیطرف) و کنشگر توسعه
2⃣شکافِ نسلی و بحرانِ هویت
🗓یکشنبه - سوم تیرماه۱۳۹۷
✅ .... نسل سَراَنداز درحال دستوپنجه نرم کردن با انواع بحرانهای هویتی است. بحرانهای چندهویتی که ریشه در سلطهی ایدئولوژی تکهویتی(دینگرایی افراطی) در تار و پود جامعهای دارد که در آن زیست اجتماعی دارد.
✅انواع بحرانهای هویتی که او با آنها درگیر است از نوع: تمدنی، فرهنگی، علمی، مذهبی، قومیتی، جنسیتی، نسلی، انقلابی و ملیاست!
✅این نسل بصورت حسی دریافته است، رواج و سلطهی ایدئولوژی تکهویتی در سطح جامعه سبب گسترش بحرانهای چندهویتی در آن شده است ....!
✅این نسل، بهمنظور اثبات درگیریاش با انواع بحرانهای چندهویتیاش و وجود شکاف نسلی بین خویش و دو نسل پیش از خود، و همچنین انتقاد از عملکرد جریانهای سیاسیِ بیکارکردِ جامعهای که به آن تعلق دارد از هر ابزاری بهره میجوید. بویژه بهرهگیری از ابزار فاوا(فناوری اطلاعات و ارتباطات) و شبکههای اجتماعی برای گسترش دیدگاههای انتقادیاش نسبت به کاشتهها و داشتههای اندک پیشینیاناش.
✅نمونههای موردی:
🔹پیامک زیر، یکی از صدها دادهی بانک دادههای پژوهشی بنیاد توسعه پایدار ایران استکه بصورت تصادفی وارد سامانهی الکترونیکاش شده و با لحنی کنایهآمیز و همراه با طعنه میگوید: "اینجا ایران است، سرزمین من! جاییکه در آن، آزادی تنها نام یک میدان است! خوشابهحال مسافرکشان میدان آزادی! چه آزادانه فریاد میزنند؛ آزادی، آزادی، آزادی ...! و رهگذری خسته میپرسد؛ آزادی چند؟! و من شخصی را دیدم که پرسید؛ آزادی کجاست؟ گفتم؛ رَد کردی، آزادی قبل از انقلاب بود!"(زمان دستبدست شدن پیامک: ۳۱تیرماه ۱۳۹۱- ساعت ۰۹:۵۹:۱۲).
🔹و گاهی نیز جهتِ اثبات وجود تبعیضهای جنسیتی درجامعهی مردسالاری که به آن تعلق دارد اعلام کرده: "زن ویروسی استکه جیبهای مرد را Search، پولهایش را Delete، تماسهایش را Check، شمارههایش را Copy، موبایلهایش را Paste، سوتیهایش را Save ، دوستهایش را Cut، فامیلهایش را Edit، مهمانهایش را Sent، مشتهایش را Open، زبانش را Close، مغزش راHang و دَهانش راService میکند!" (زمان دستبدستشدن پیامک: ۲۳ اردیبهشتماه ۱۳۹۲ - ساعت ۱۹:۳۷:۱۹).
🔹و گاهی نیز در واکنش منفی به برونداد یکی از انتخاتهای مهم و اینکه تیپ و پرستیژ رئیسجمهور کشورش چقدر برایش مهم است، کنایهوار ناخُرسندی خویش را به برونداد یکی از انتخاباتها چنین اعلام کرده است: "ژیلت، ریشتراش، سِشُوار، شانه، بُرِس، آینه، قیچی، عطر، اُدکلن، ژِل، اُتوبخار فوری و یکجا فروشی!" (زمان دستبدستشدن پیامک: ۴ تیرماه ۱۳۸۴ - ساعت ۱۴:۲۲:۰۱).
🔹و در کمال تاسف و شرمساری، پیامکی دیگر نیز با ادبیاتی نامتعارف و لحنی انتقادی نسبت به برونداد همان انتخابات اعلام کرده است: "پیروزی جهل بر نادانی و ظلمت بر تاریکی، خجسته باد!" (زمان دستبدستشدن پیامک: ۴تیرماه ۱۳۸۴ - ساعت ۱۰:۲۴:۰۹).
🔹و در زمانی دیگر نیز در واکنش منفی به پدیدهی جرِزَنی(Cheating) در فرایند برگزاری یکی دیگر از انتخاتهای ریاستجمهوری، با لحنی کنایهآمیز اعلام کرده: "در بازی چهارنفرهی فصلها چه کسی تقلب کرد به زمستان برگ نرسید!"(زمان دستبدستشدن پیامک: ۲۳خردادماه ۱۳۸۸ - ساعت ۱۲:۴۱:۲۵).
🔹و در واکنش منفی به اعتراضِ یکی از کاندیداهای سرشناس شهر تهران درخصوص برونداد و فرایند برگزاری انتخابات مجلس ششم که وی را در مرحلهی نخستِ شمارش آراء، نفر سیاُم و پس از بازشماری آراء، نفر بیستم اعلام کردهبودند، تیتر ۸سال پیشِ یکی از روزنامههای بهاصطلاح چپ را در این زمینه پیامک کرده و گفتهاست: "آقاسی، بیستم شد!" (زمان دستبدستشدن پیامک: ۲۳ اسفندماه ۱۳۸۶ - ساعت ۱۱:۴۷:۱۳).
🔹و یا در واکنش مثبت به گرامیداشت آیینهای ملی و باستانیاش چون نوروز، یلدا، چهارشنبهسوری، جشنهای سده و مهرگان و تیرگان و مناسبتهای گوناگون مذهبی و انقلابی، و همچنین میراثهای فرهنگی با ارزشی چون تخت جمشید، پاسارگاد و ...، و نام خلیج همیشه پارس (و موضوع تمامیت ارضی ایران در زمینهی جزایر سهگانه) وابستگی، همبستگی و وفاداری خود را نسبت به انواع هویتهای ملی، انقلابی، مذهبی، فرهنگی و تمدنیاش اعلام داشتهاست!
🔹و یا در واکنش منفی به تمامیتخواهیهای غربیها و همچنین گروههای تندرو داخلی که درون را خائن و جاسوس، و بیرون را دشمن میخوانند، کنایهوار به آن دو گروه خارجی و داخلی، به اختصار اعلام کردهاست: "EHEM(بخوانید: اِهِم!یعنی: انرژی هستهای حق مسلم ماست)". (زمان دستبدستشدن پیامک: ۸ دیماه ۱۳۸۷ - ساعت ۱۶:۳۱:۰۹).
ادامه دارد ...
🔸فرازی از کتاب در دست نگارش «اندازها»، بهقلم کوروش برارپور
@IranMetaChallenges
✍کوروش برارپور - پژوهشگر آزاد(و بیطرف) و کنشگر توسعه
2⃣شکافِ نسلی و بحرانِ هویت
🗓یکشنبه - سوم تیرماه۱۳۹۷
✅ .... نسل سَراَنداز درحال دستوپنجه نرم کردن با انواع بحرانهای هویتی است. بحرانهای چندهویتی که ریشه در سلطهی ایدئولوژی تکهویتی(دینگرایی افراطی) در تار و پود جامعهای دارد که در آن زیست اجتماعی دارد.
✅انواع بحرانهای هویتی که او با آنها درگیر است از نوع: تمدنی، فرهنگی، علمی، مذهبی، قومیتی، جنسیتی، نسلی، انقلابی و ملیاست!
✅این نسل بصورت حسی دریافته است، رواج و سلطهی ایدئولوژی تکهویتی در سطح جامعه سبب گسترش بحرانهای چندهویتی در آن شده است ....!
✅این نسل، بهمنظور اثبات درگیریاش با انواع بحرانهای چندهویتیاش و وجود شکاف نسلی بین خویش و دو نسل پیش از خود، و همچنین انتقاد از عملکرد جریانهای سیاسیِ بیکارکردِ جامعهای که به آن تعلق دارد از هر ابزاری بهره میجوید. بویژه بهرهگیری از ابزار فاوا(فناوری اطلاعات و ارتباطات) و شبکههای اجتماعی برای گسترش دیدگاههای انتقادیاش نسبت به کاشتهها و داشتههای اندک پیشینیاناش.
✅نمونههای موردی:
🔹پیامک زیر، یکی از صدها دادهی بانک دادههای پژوهشی بنیاد توسعه پایدار ایران استکه بصورت تصادفی وارد سامانهی الکترونیکاش شده و با لحنی کنایهآمیز و همراه با طعنه میگوید: "اینجا ایران است، سرزمین من! جاییکه در آن، آزادی تنها نام یک میدان است! خوشابهحال مسافرکشان میدان آزادی! چه آزادانه فریاد میزنند؛ آزادی، آزادی، آزادی ...! و رهگذری خسته میپرسد؛ آزادی چند؟! و من شخصی را دیدم که پرسید؛ آزادی کجاست؟ گفتم؛ رَد کردی، آزادی قبل از انقلاب بود!"(زمان دستبدست شدن پیامک: ۳۱تیرماه ۱۳۹۱- ساعت ۰۹:۵۹:۱۲).
🔹و گاهی نیز جهتِ اثبات وجود تبعیضهای جنسیتی درجامعهی مردسالاری که به آن تعلق دارد اعلام کرده: "زن ویروسی استکه جیبهای مرد را Search، پولهایش را Delete، تماسهایش را Check، شمارههایش را Copy، موبایلهایش را Paste، سوتیهایش را Save ، دوستهایش را Cut، فامیلهایش را Edit، مهمانهایش را Sent، مشتهایش را Open، زبانش را Close، مغزش راHang و دَهانش راService میکند!" (زمان دستبدستشدن پیامک: ۲۳ اردیبهشتماه ۱۳۹۲ - ساعت ۱۹:۳۷:۱۹).
🔹و گاهی نیز در واکنش منفی به برونداد یکی از انتخاتهای مهم و اینکه تیپ و پرستیژ رئیسجمهور کشورش چقدر برایش مهم است، کنایهوار ناخُرسندی خویش را به برونداد یکی از انتخاباتها چنین اعلام کرده است: "ژیلت، ریشتراش، سِشُوار، شانه، بُرِس، آینه، قیچی، عطر، اُدکلن، ژِل، اُتوبخار فوری و یکجا فروشی!" (زمان دستبدستشدن پیامک: ۴ تیرماه ۱۳۸۴ - ساعت ۱۴:۲۲:۰۱).
🔹و در کمال تاسف و شرمساری، پیامکی دیگر نیز با ادبیاتی نامتعارف و لحنی انتقادی نسبت به برونداد همان انتخابات اعلام کرده است: "پیروزی جهل بر نادانی و ظلمت بر تاریکی، خجسته باد!" (زمان دستبدستشدن پیامک: ۴تیرماه ۱۳۸۴ - ساعت ۱۰:۲۴:۰۹).
🔹و در زمانی دیگر نیز در واکنش منفی به پدیدهی جرِزَنی(Cheating) در فرایند برگزاری یکی دیگر از انتخاتهای ریاستجمهوری، با لحنی کنایهآمیز اعلام کرده: "در بازی چهارنفرهی فصلها چه کسی تقلب کرد به زمستان برگ نرسید!"(زمان دستبدستشدن پیامک: ۲۳خردادماه ۱۳۸۸ - ساعت ۱۲:۴۱:۲۵).
🔹و در واکنش منفی به اعتراضِ یکی از کاندیداهای سرشناس شهر تهران درخصوص برونداد و فرایند برگزاری انتخابات مجلس ششم که وی را در مرحلهی نخستِ شمارش آراء، نفر سیاُم و پس از بازشماری آراء، نفر بیستم اعلام کردهبودند، تیتر ۸سال پیشِ یکی از روزنامههای بهاصطلاح چپ را در این زمینه پیامک کرده و گفتهاست: "آقاسی، بیستم شد!" (زمان دستبدستشدن پیامک: ۲۳ اسفندماه ۱۳۸۶ - ساعت ۱۱:۴۷:۱۳).
🔹و یا در واکنش مثبت به گرامیداشت آیینهای ملی و باستانیاش چون نوروز، یلدا، چهارشنبهسوری، جشنهای سده و مهرگان و تیرگان و مناسبتهای گوناگون مذهبی و انقلابی، و همچنین میراثهای فرهنگی با ارزشی چون تخت جمشید، پاسارگاد و ...، و نام خلیج همیشه پارس (و موضوع تمامیت ارضی ایران در زمینهی جزایر سهگانه) وابستگی، همبستگی و وفاداری خود را نسبت به انواع هویتهای ملی، انقلابی، مذهبی، فرهنگی و تمدنیاش اعلام داشتهاست!
🔹و یا در واکنش منفی به تمامیتخواهیهای غربیها و همچنین گروههای تندرو داخلی که درون را خائن و جاسوس، و بیرون را دشمن میخوانند، کنایهوار به آن دو گروه خارجی و داخلی، به اختصار اعلام کردهاست: "EHEM(بخوانید: اِهِم!یعنی: انرژی هستهای حق مسلم ماست)". (زمان دستبدستشدن پیامک: ۸ دیماه ۱۳۸۷ - ساعت ۱۶:۳۱:۰۹).
ادامه دارد ...
🔸فرازی از کتاب در دست نگارش «اندازها»، بهقلم کوروش برارپور
@IranMetaChallenges