تحلیلی جامعهشناختی از ریشههای استبداد و فساد در ایران
✍نازنین صالحی - پژوهشگر توسعه
1⃣ بخش نخست: علتهای اجتماعیِ استبداد و فساد
🗓۴شنبه - دوم خردادماه۱۳۹۷
✅فروپاشی سیاسی و اقتصادی، محتملترین آیندهای است که میتوان برای ایران متصور بود. ولی بیشتر روشنفکرانش درحال گمانهزنی و پیشبینی درباره فروپاشیاند و نه نظروَرزی درباره «نوع جایگزین سیاسی» با رویکردهای توسعهگرا. گرچه هرآنچه را که تحت عنوان «اپوزیسیون» میشناسیم، پیشاپیش طرحونقشه و خوابوخیال صدارت و وزارت و ریاست و رهبری را در ذهنهاشان پروراندهاند.
بر اساس مطالعات نگارنده، بعید بهنظر میرسد «پارادایم(یا الگو یا قواعد بازیِ) سیاست» در ایران تغییر کند.
✅پیشینه استبداد و فساد در ایران:
🔸دو پدیدهی «فساد فراگیر» و «استبداد» درطول تاریخ سیاسی و اجتماعی ایران، پیشینهای نسبتا دراز دارند. طول عمر حکومتهای استبدادی در ایران که به چندین قرن میرسد این سابقه را تایید میکند و حاوی دو نتیجه زیر است:
▪️الف) میزان سازگاری، سازشکاری و همسویی با «وضع موجود» یکی از خصیصههایی استکه در بدنهی جامعه ایران سابقه دارد و گویی نهادینه شدهاست: نخست در طول دوران حملهی اعراب به ایران، سپس در دوران تصرف ایران توسط مغولها، سپس در دورهی صفویه و قاجار، و درنهایت در طول دوران جمهوری اسلامی.
▫️در دوران پهلویها نیز «اندکسالاری و تکسالاری» شکل جهشیافتهای از استبداد بود. بنابراین میتوان گفت جامعه ایران بهتدریج مهارت کنار آمدن با استبداد و عدم حساسیت به فساد را درونیسازی کردهاست.
▫️شاید علت فراگیر نشدن جنبشهای نوپدید اجتماعی و سیاسی در ایران درطول چندین قرن گذشته تاکنون، همین «خصیصه» باشد. بدین ترتیب که همواره بخشی از جامعه از مشارکت در تعیین سرنوشت سیاسی خود امتناع کرده و انتقال قدرت سیاسی یا عوضشدن حکومتها فقط زمینههای تغییر «گفتمانهای سیاسی» را فراهم کرده، اما «پارادایم سیاسی» را عوض نکردهاست.
◽️البته فراگیر نشدن جنبشها و خودداری بخشهایی از جامعه از مشارکت در تعیین سرنوشت سیاسی خود - به استثنای مقطع زمانی۱۳۵۷ -، دلایل گوناگون و قابل بحثی دارد که در فرصتی دیگر به آن پرداخته خواهدشد.
از این روی، در حافظه تاریخی ایرانیان «شکست» یا «ناکامیِ سیاسی» امری رایج و پذیرفتهشده است. چه بسا از این و آن شنیدهایم: "ای بابا! این حکومت بِره، یکی دیگه عین همین میاد روی کار"!
در چنین بستر ذهنیای، امکان تغییر پارادایم سیاسی بسیار دشوار و زمانبر خواهدبود.
◽️نتیجهای که از بند الف حاصل میشود آن استکه: محتمل است آیندهای که پس از بازیِ فروپاشی سیاسی در ایران بهوقوع بپیوندد، در وضعیت «استبداد» یا «اقتدارگرایی» به تعادل برسد.
▪️ب) درصورتیکه پدیدهی «فساد فراگیر» فقطوفقط به مجموعهی زمامداران، دولتمردان و صاحبمنصبان سیاسی محدود بود، میشد آن را «سیستماتیک» خواند، اما تاریخ اجتماعی ایران حکایت از وجود ریشههای فساد در طولوعرض جامعه دارد.
▫️خوشخدمتی، چاپلوسی، آدمفروشی، خیانت، چغولیکردن، ریاکاری، دسیسهچینی، جاسوسی، دروغگویی، پاچهخواری، مجیزگویی، پارتیبازی، دو دوزهبازی، مفتخوری، زیرآبزنی، نفاقافکنی، رشوهخواری، نزولخواری، احتکار، تقلب و گرانفروشی در صنوف گوناگون و سطوح مختلف اجتماعی از مصداقهای بارز و رایج فساد فراگیر در ایرانند.
◽️فقدان بازخوردهای اجتماعی از فساد فراگیر و عدم حساسیت به پدیده فساد اداری و مالی(رانت)، در واکنشهای جامعه به شکلهایی غیرجدی قابل مشاهده است. بعنوانمثال: در قالب طنز، شعر، کنایه و تیکههای خیابانی چیزی مانند «خرده روایت»، بر سر زبانها جاریست.
◽️در شکل اعتراضهای جدی خیابانی نیز بدون پشتوانهی جامعهمدنی، بصورت خودجوش و یا انفجاری بازنمود مییابد. بعنوان مثال: دقت به این شعار، جالب بهنظر میرسد: "یه اختلاس کم بشه، مشکل ما حل میشه"! این شعار مالباختگان نشان میدهد که آنها(ظاهرا) خواستار برچیدهشدن بساط اختلاس و فساد نیستند، بلکه قانعند به اینکه فتیله فساد پایین کشیدهشود.
◽️درنهایت، آنچه مردم را به ستوه میآورد و میشوراند «بیعدالتی» است. و لایههای میانی و پایینی جامعه در برابر بیعدالتی میایستد، اما تا کجا؟ و درک و فهم عمومی از مفهوم بیعدالتی چه بوده و چیست؟
◽️در عمق جامعه ما تودهها بینش خاصی ساختهاند و به باورهایی رسیدهاند که نسلبهنسل چرخیده است. بعنوان مثال: "شاه خودش خوب بود، دور و بریاش بد بودند" یا "هر کی بیاد همین خواهد بود، همیشه همینطور بوده و خواهد بود" یا "خب، یارو پول دزدیده؟ تونسته؟ نوشجونش! ولی باید برا بقیه هم یه چیزی بذاره"!
✅جمعبندی: از مرور خردهروایتهای اجتماعی ایرانیان که ریشه در «باورهای تکوینیافته»شان دارد چنین برمیآید؛ درک مردم از فساد و بیعدالتی، درکی «سلبی» است نه «ایجابی»!
@IranMetaChallenges
✍نازنین صالحی - پژوهشگر توسعه
1⃣ بخش نخست: علتهای اجتماعیِ استبداد و فساد
🗓۴شنبه - دوم خردادماه۱۳۹۷
✅فروپاشی سیاسی و اقتصادی، محتملترین آیندهای است که میتوان برای ایران متصور بود. ولی بیشتر روشنفکرانش درحال گمانهزنی و پیشبینی درباره فروپاشیاند و نه نظروَرزی درباره «نوع جایگزین سیاسی» با رویکردهای توسعهگرا. گرچه هرآنچه را که تحت عنوان «اپوزیسیون» میشناسیم، پیشاپیش طرحونقشه و خوابوخیال صدارت و وزارت و ریاست و رهبری را در ذهنهاشان پروراندهاند.
بر اساس مطالعات نگارنده، بعید بهنظر میرسد «پارادایم(یا الگو یا قواعد بازیِ) سیاست» در ایران تغییر کند.
✅پیشینه استبداد و فساد در ایران:
🔸دو پدیدهی «فساد فراگیر» و «استبداد» درطول تاریخ سیاسی و اجتماعی ایران، پیشینهای نسبتا دراز دارند. طول عمر حکومتهای استبدادی در ایران که به چندین قرن میرسد این سابقه را تایید میکند و حاوی دو نتیجه زیر است:
▪️الف) میزان سازگاری، سازشکاری و همسویی با «وضع موجود» یکی از خصیصههایی استکه در بدنهی جامعه ایران سابقه دارد و گویی نهادینه شدهاست: نخست در طول دوران حملهی اعراب به ایران، سپس در دوران تصرف ایران توسط مغولها، سپس در دورهی صفویه و قاجار، و درنهایت در طول دوران جمهوری اسلامی.
▫️در دوران پهلویها نیز «اندکسالاری و تکسالاری» شکل جهشیافتهای از استبداد بود. بنابراین میتوان گفت جامعه ایران بهتدریج مهارت کنار آمدن با استبداد و عدم حساسیت به فساد را درونیسازی کردهاست.
▫️شاید علت فراگیر نشدن جنبشهای نوپدید اجتماعی و سیاسی در ایران درطول چندین قرن گذشته تاکنون، همین «خصیصه» باشد. بدین ترتیب که همواره بخشی از جامعه از مشارکت در تعیین سرنوشت سیاسی خود امتناع کرده و انتقال قدرت سیاسی یا عوضشدن حکومتها فقط زمینههای تغییر «گفتمانهای سیاسی» را فراهم کرده، اما «پارادایم سیاسی» را عوض نکردهاست.
◽️البته فراگیر نشدن جنبشها و خودداری بخشهایی از جامعه از مشارکت در تعیین سرنوشت سیاسی خود - به استثنای مقطع زمانی۱۳۵۷ -، دلایل گوناگون و قابل بحثی دارد که در فرصتی دیگر به آن پرداخته خواهدشد.
از این روی، در حافظه تاریخی ایرانیان «شکست» یا «ناکامیِ سیاسی» امری رایج و پذیرفتهشده است. چه بسا از این و آن شنیدهایم: "ای بابا! این حکومت بِره، یکی دیگه عین همین میاد روی کار"!
در چنین بستر ذهنیای، امکان تغییر پارادایم سیاسی بسیار دشوار و زمانبر خواهدبود.
◽️نتیجهای که از بند الف حاصل میشود آن استکه: محتمل است آیندهای که پس از بازیِ فروپاشی سیاسی در ایران بهوقوع بپیوندد، در وضعیت «استبداد» یا «اقتدارگرایی» به تعادل برسد.
▪️ب) درصورتیکه پدیدهی «فساد فراگیر» فقطوفقط به مجموعهی زمامداران، دولتمردان و صاحبمنصبان سیاسی محدود بود، میشد آن را «سیستماتیک» خواند، اما تاریخ اجتماعی ایران حکایت از وجود ریشههای فساد در طولوعرض جامعه دارد.
▫️خوشخدمتی، چاپلوسی، آدمفروشی، خیانت، چغولیکردن، ریاکاری، دسیسهچینی، جاسوسی، دروغگویی، پاچهخواری، مجیزگویی، پارتیبازی، دو دوزهبازی، مفتخوری، زیرآبزنی، نفاقافکنی، رشوهخواری، نزولخواری، احتکار، تقلب و گرانفروشی در صنوف گوناگون و سطوح مختلف اجتماعی از مصداقهای بارز و رایج فساد فراگیر در ایرانند.
◽️فقدان بازخوردهای اجتماعی از فساد فراگیر و عدم حساسیت به پدیده فساد اداری و مالی(رانت)، در واکنشهای جامعه به شکلهایی غیرجدی قابل مشاهده است. بعنوانمثال: در قالب طنز، شعر، کنایه و تیکههای خیابانی چیزی مانند «خرده روایت»، بر سر زبانها جاریست.
◽️در شکل اعتراضهای جدی خیابانی نیز بدون پشتوانهی جامعهمدنی، بصورت خودجوش و یا انفجاری بازنمود مییابد. بعنوان مثال: دقت به این شعار، جالب بهنظر میرسد: "یه اختلاس کم بشه، مشکل ما حل میشه"! این شعار مالباختگان نشان میدهد که آنها(ظاهرا) خواستار برچیدهشدن بساط اختلاس و فساد نیستند، بلکه قانعند به اینکه فتیله فساد پایین کشیدهشود.
◽️درنهایت، آنچه مردم را به ستوه میآورد و میشوراند «بیعدالتی» است. و لایههای میانی و پایینی جامعه در برابر بیعدالتی میایستد، اما تا کجا؟ و درک و فهم عمومی از مفهوم بیعدالتی چه بوده و چیست؟
◽️در عمق جامعه ما تودهها بینش خاصی ساختهاند و به باورهایی رسیدهاند که نسلبهنسل چرخیده است. بعنوان مثال: "شاه خودش خوب بود، دور و بریاش بد بودند" یا "هر کی بیاد همین خواهد بود، همیشه همینطور بوده و خواهد بود" یا "خب، یارو پول دزدیده؟ تونسته؟ نوشجونش! ولی باید برا بقیه هم یه چیزی بذاره"!
✅جمعبندی: از مرور خردهروایتهای اجتماعی ایرانیان که ریشه در «باورهای تکوینیافته»شان دارد چنین برمیآید؛ درک مردم از فساد و بیعدالتی، درکی «سلبی» است نه «ایجابی»!
@IranMetaChallenges
تحلیلی جامعهشناختی از ریشههای استبداد و فساد در ایران
✍نازنین صالحی - پژوهشگر توسعه
2⃣بخش دوم: خردهروایتهای اجتماعی
🗓۵شنبه - سوم خردادماه۱۳۹۷
🔸بخش نخست از این یادداشت، با این جمعبندی به پایان رسید که بر فهمِ سلبی(بجای درک ایجابیِ) مردم ایران از فساد و بیعدالتی تاکید داشت.
✅در واقع، منظور از فهم «سلبیِ» مردم ایران از مفهوم بیعدالتی، ناظر بر بازخوردهای اجتماعیِ ایرانیان نسبت به پدیده بیعدالتی استکه معمولا با انتظارات حداقلی برای حل مسالهی ستم، بیعدالتی و فساد حکمرانان همراه شدهاست. زیرا شناخت تودهها از پدیدهی ستم، بیعدالتی و فساد عموما شناختی سطحی و گاهی حسی و عاطفی است. و از آنجا که تشکلهای اجتماعیِ آگاهیبخش با کنشگرانِ آگاه که ریشههای بیعدالتی و ظرافتهای کارکردی نظامهای سیاسی را بشناسند و برای مردم آشکار کنند وجود نداشته یا با بدنهی جامعه ارتباط موثری نداشتهاند، طبیعی استکه نگاه مردم به راهحلها، بیشتر از جنس راهحلهای موقت(بعنوان مُسکِن) باشد و نه از جنس راهحلهای چارهساز(بعنوان درمان)!
✅بنابراین در چنین فضایی، نوع نگاه تودهها به هر مساله یا مشکلی و سطح مطالبات آنها بیشتر جنبهی سلبی بهخود گرفته و بجای مطالبهی رفع یا حل کامل مسالهی تبعیض و ستم و فساد، معمولا به ایدهی «ترمیم ستم و بیعدالتی» یا «اصلاح تخفیفیافته آن» رضایت دادهاند. یعنی رضایت به «ستم، بیعدالتی و فساد کمتر»!
✅قابل تامل است که در هر جنبش نیمهموفق یا ناکام در تاریخ ایران(بویژه در تاریخ معاصر) رفع بیعدالتی به معنای حذف ساختارهای سیستمی فسادپرور، یا ریشهکن کردن فساد و ستم نبوده، بلکه «توزیع تخفیف یافتهی فساد و ستم» بوده است. یا شاید بتوان گفت «غایت مطالبات سیاسی» در جامعه ایرانی در سطحی فروکاستهشده و دستِکمی باقی مانده است. ضربالمثل «ستم بالسویه، عدل است» بعنوان یک ایدهی راهنمای غلط یا The bad guiding idea، دقیقا در همین راستا بکار گرفته میشود.
✅از منظر جامعهشناسی سیاسی، این نوع «گویه»ها که ریشه در «باورهای اشتباهِ تکوینیافته» دارد را میتوان «خردهروایت» نامید. خردهروایتها محصول فرهنگ غیرمدرن و تهی از تفکر منسجم و ناپختهای استکه توسط نسلی از اندیشمندان و فیلسوفان شکل گرفتهاست.
✅خردهروایتها به پِچپِچههای سیاسی و اجتماعی شبیه است که در خلال رویدادهای تاریخی و حتی نقاط عطف تاریخی، بنا به دلایل قابل بحث که در این مجال نمیگنجد مانع از شکلگیری یک «روایت کلان» یا «گفتمان راهنما» میشوند، تا در سطحی گستردهتر به گفتمان اجتماعی - سیاسی تبدیل شوند.
✅جامعه ما هنوز در سطح خردهروایتها قرار دارد و گفتمانهای سیاسی، تنها در میان روشنفکران و بخش کوچکی از مردم شکل میگیرد.
✅مرحلهی تکوین اندیشههای اثرگذار، که قاعدتا باید به بلوغ سیاسی - اجتماعیِ(نسبی) یک جامعه منجر شود، در جامعه ما شکل نگرفتهاست.
◽️پرسش: چرا با وجود کتابها و قشری از روشنفکران، تحصیلکردگان، دارندگان مدارج آکادمیک و افراد آگاه و باسواد طی سه قرن اخیر که فرصت زمانیِ کافی و مناسبی بوده، یک پارادایم سیاسی غیر استبدادی و غیر فاسد(و شالوده شکن) پرورده نشده و در بین میانگین جامعه نهادینه نشده؟
✅در تاریخ معاصر ایران و بویژه پس از انقلاب ۵۷، روشنفکری بهتدریج از عملگرایی فاصله گرفته و به محفلیشدن گرایش پیدا کردهاست. بررسی عملکرد روشنفکران صدر مشروطه نتایج جالبی را پایش میکند! از دهخدا و کسروی و تقیزاده و حیدرعموقلی و صوراسرافیل گرفته تا دیگران، همگی در وسط میدان بودند و حتی جان دادند. ولی اکنون چطور؟
✅روشنفکران امروز جامعه ما تنها در محافل خود مینشینند و نسخههای وَهمآمیز و بهدور از واقعیت و کُنش(Act) را برای ملت میپیچند. گروههای مرجع که باید جلودار اقشار اجتماعی برای کسب مطالباتشان باشند، کجایند؟
✅جمعبندی: بر اساس آنچه بیان شد؛ طبیعی استکه جامعه ایرانی، تودهوار و ژلاتینی شود و بلوغ سیاسی - اجتماعی در آن بارور نشود. در چنین شرایطی، خردهروایتهای اجتماعیِ ایرانیان سدی را در برابر فهم دقیق و درستِ آنها از واقعیتها ایجاد میکند تا سبب شود درکشان از ستم و بیعدالتی و فساد، درکی «سلبی» باشد و نه «ایجابی»!
📝 ویرایش و اصلاح: کانال ایران و ابرچالشهای آینده
@IranMetaChallenges
✍نازنین صالحی - پژوهشگر توسعه
2⃣بخش دوم: خردهروایتهای اجتماعی
🗓۵شنبه - سوم خردادماه۱۳۹۷
🔸بخش نخست از این یادداشت، با این جمعبندی به پایان رسید که بر فهمِ سلبی(بجای درک ایجابیِ) مردم ایران از فساد و بیعدالتی تاکید داشت.
✅در واقع، منظور از فهم «سلبیِ» مردم ایران از مفهوم بیعدالتی، ناظر بر بازخوردهای اجتماعیِ ایرانیان نسبت به پدیده بیعدالتی استکه معمولا با انتظارات حداقلی برای حل مسالهی ستم، بیعدالتی و فساد حکمرانان همراه شدهاست. زیرا شناخت تودهها از پدیدهی ستم، بیعدالتی و فساد عموما شناختی سطحی و گاهی حسی و عاطفی است. و از آنجا که تشکلهای اجتماعیِ آگاهیبخش با کنشگرانِ آگاه که ریشههای بیعدالتی و ظرافتهای کارکردی نظامهای سیاسی را بشناسند و برای مردم آشکار کنند وجود نداشته یا با بدنهی جامعه ارتباط موثری نداشتهاند، طبیعی استکه نگاه مردم به راهحلها، بیشتر از جنس راهحلهای موقت(بعنوان مُسکِن) باشد و نه از جنس راهحلهای چارهساز(بعنوان درمان)!
✅بنابراین در چنین فضایی، نوع نگاه تودهها به هر مساله یا مشکلی و سطح مطالبات آنها بیشتر جنبهی سلبی بهخود گرفته و بجای مطالبهی رفع یا حل کامل مسالهی تبعیض و ستم و فساد، معمولا به ایدهی «ترمیم ستم و بیعدالتی» یا «اصلاح تخفیفیافته آن» رضایت دادهاند. یعنی رضایت به «ستم، بیعدالتی و فساد کمتر»!
✅قابل تامل است که در هر جنبش نیمهموفق یا ناکام در تاریخ ایران(بویژه در تاریخ معاصر) رفع بیعدالتی به معنای حذف ساختارهای سیستمی فسادپرور، یا ریشهکن کردن فساد و ستم نبوده، بلکه «توزیع تخفیف یافتهی فساد و ستم» بوده است. یا شاید بتوان گفت «غایت مطالبات سیاسی» در جامعه ایرانی در سطحی فروکاستهشده و دستِکمی باقی مانده است. ضربالمثل «ستم بالسویه، عدل است» بعنوان یک ایدهی راهنمای غلط یا The bad guiding idea، دقیقا در همین راستا بکار گرفته میشود.
✅از منظر جامعهشناسی سیاسی، این نوع «گویه»ها که ریشه در «باورهای اشتباهِ تکوینیافته» دارد را میتوان «خردهروایت» نامید. خردهروایتها محصول فرهنگ غیرمدرن و تهی از تفکر منسجم و ناپختهای استکه توسط نسلی از اندیشمندان و فیلسوفان شکل گرفتهاست.
✅خردهروایتها به پِچپِچههای سیاسی و اجتماعی شبیه است که در خلال رویدادهای تاریخی و حتی نقاط عطف تاریخی، بنا به دلایل قابل بحث که در این مجال نمیگنجد مانع از شکلگیری یک «روایت کلان» یا «گفتمان راهنما» میشوند، تا در سطحی گستردهتر به گفتمان اجتماعی - سیاسی تبدیل شوند.
✅جامعه ما هنوز در سطح خردهروایتها قرار دارد و گفتمانهای سیاسی، تنها در میان روشنفکران و بخش کوچکی از مردم شکل میگیرد.
✅مرحلهی تکوین اندیشههای اثرگذار، که قاعدتا باید به بلوغ سیاسی - اجتماعیِ(نسبی) یک جامعه منجر شود، در جامعه ما شکل نگرفتهاست.
◽️پرسش: چرا با وجود کتابها و قشری از روشنفکران، تحصیلکردگان، دارندگان مدارج آکادمیک و افراد آگاه و باسواد طی سه قرن اخیر که فرصت زمانیِ کافی و مناسبی بوده، یک پارادایم سیاسی غیر استبدادی و غیر فاسد(و شالوده شکن) پرورده نشده و در بین میانگین جامعه نهادینه نشده؟
✅در تاریخ معاصر ایران و بویژه پس از انقلاب ۵۷، روشنفکری بهتدریج از عملگرایی فاصله گرفته و به محفلیشدن گرایش پیدا کردهاست. بررسی عملکرد روشنفکران صدر مشروطه نتایج جالبی را پایش میکند! از دهخدا و کسروی و تقیزاده و حیدرعموقلی و صوراسرافیل گرفته تا دیگران، همگی در وسط میدان بودند و حتی جان دادند. ولی اکنون چطور؟
✅روشنفکران امروز جامعه ما تنها در محافل خود مینشینند و نسخههای وَهمآمیز و بهدور از واقعیت و کُنش(Act) را برای ملت میپیچند. گروههای مرجع که باید جلودار اقشار اجتماعی برای کسب مطالباتشان باشند، کجایند؟
✅جمعبندی: بر اساس آنچه بیان شد؛ طبیعی استکه جامعه ایرانی، تودهوار و ژلاتینی شود و بلوغ سیاسی - اجتماعی در آن بارور نشود. در چنین شرایطی، خردهروایتهای اجتماعیِ ایرانیان سدی را در برابر فهم دقیق و درستِ آنها از واقعیتها ایجاد میکند تا سبب شود درکشان از ستم و بیعدالتی و فساد، درکی «سلبی» باشد و نه «ایجابی»!
📝 ویرایش و اصلاح: کانال ایران و ابرچالشهای آینده
@IranMetaChallenges
تحلیلی جامعهشناختی از ریشههای استبداد و فساد در ایران
✍️نازنین صالحی - پژوهشگر توسعه
3️⃣بخش پایانی: توَهم روشنفکری در ایرانِ کنونی
🗓جمعه - چهارم خردادماه۱۳۹۷
✅بخش پایانی این یادداشت سه قسمتی، از فرضی اساسی پیروی میکند و آن اینکه: «قشر آگاه جامعه ایران در سه قرن اخیر از تاریخ معاصر ایران به قوام و دوام نظری و انسجام فکریِ لازم دست نیافته و موفق نشدهاست در بستر تاریخی و در بافتارِ فکریِ(Context) جامعه ایران، یک متن یا بافتِ فکریِ(text) اثرگذار و معنادار پدید آورَد».
✅مراد از بافت فکری، بداههسراییهای سیاسیِ مقتضای رویدادهای گوناگون نیست. بلکه منظور، یک «پارادیم سیاسی» است که نوع و سطح مطالبات عمومی را در لایههای گوناگون اجتماعی و در اقشار مختلف مردم تسری دهد، به یک «کلیت» تبدیل شود، و منشاء اثرِ تاریخی باشد.
✅در اینجا بد نیست در مقام مقایسه اشاره شود؛ پارادایمِ «احیای تمدن و بیداری جهان اسلام» که با سید جمالالدین اسدآبادی آغاز شد و چند نسل پیاپی از فرزندان خَلف خود را با آموزههای این پارادایم به آینده تحویل داد، موفق شد یک بافت فکری یا یک «روایت کلان» از اسلام سیاسی را در بافتار فکری جامعه و زمانهی خود پدید آورَد که بستری شد برای تحولات بعدی، تا اینکه به ۱۳۵۷ رسید.
✅تجربه تاریخی نشان داد که دغدغه و آرمان پارادایم اشارهشده، اصولا مبارزه با استبداد یا فساد و یا ایجاد توسعه و رفاه و قانونمداری و حقوق بشر و مانند آن نبوده و نیست، بلکه دقیقا معطوف به مبارزه با «کفار» و گسترش اسلام، آنهم از نوع اسلام شیعی بودهاست.
✅طرح چند چالش:
◽️کدامیک از روشنفکران معاصر را میتوان یافت که نقدی بر کتابهای سید قطب(با ترجمه رهبر در سالهای ۱۳۴۴ تا ۱۳۴۷) نوشته باشد؟
◽️کدام یک از تودهایها یا چریکهای فدایی یا مجاهدین خلق، و دیگر دستهجات سیاسی دهه ۴۰ و ۵۰ که سینهچاکِ ایدئولوژیها و آرمانهای وارداتی بودند، این پارادایم را مطالعه و نقادی کردند؟
◽️بعید به نظر میرسد آنها حتی آثار مهمی چون «کتابِ احمدِ» طالبوف، «مکتوباتِ» میرزا فتحعلی آخوندزاده، «سیاحتنامه ابراهیم بیگ» ، «سفرنامه حاج سیاح»، و آثار ملکمخان، کرمانی، خراسانی، مستشارالدوله و دیگر روشنفکران دوران مشروطه را هم مطالعه و نقادی کرده باشند!
✅ولی در مقابل، پارادایم سید جمالالدین اسدآبادی، یعنی احیای تمدن اسلامی و خیزش و بیداری جهان اسلام، بخش دیندار و سنتی جامعه را از سطح خرده روایتها به سمت یک روایت کلان سوق داد و موفق شد.
✅لازم به یادآوری است، در دودههی ۴۰ و ۵۰، روشنفکران ایرانی(موسوم به نسل سوم روشنفکران)، دراوج فعالیتهای سیاسی و فکری و فرهنگی خود، در نشستها و گردهماییهاشان «اوهام» و «کجفهمی»هاشان از تاریخ و سیاست و مارکسیسم و خلق(!) و انترناسیونال و سوسیالیسمِ توحیدی، و مانند آنرا با یکدیگر مبادله میکردند و برای هم کف میزدند! و این بود سراپای «گفتمان سیاسیِ» اواخر دههی ۵۰، بیآنکه هیچ جایگزین مشخص، یا استراتژی و برنامهای برای برپایی یک نظام سیاسی جایگزین داشته باشند.
✅کوتهبینی، کمسوادی، تعصب و جزماندیشی و آرمانگرایی، چون سندرومی تاریخی است که مسلمان دو آتشه و روشنفکران را به یک اندازه از «امر واقعی» دور میکند.
✅بررسی تاریخ تفکر معاصر و تاریخ و تبارشناسی روشنفکری در ایران بحثی است جدی و ضروری؛ بویژه که تمرکز برخی از پژوهشگران کنونی بر موانع توسعه و موانع شالودههای فرهنگیِ توسعه در ایران است.
✅پرسش اساسی قابل طرح آن استکه؛ آیا هماکنون در جامعه ایران گفتمان سیاسیِ غالبی وجود دارد؟ اگر آری! این گفتمان چه چشماندازی از آیندهی دور و نزدیک را ترسیم میکند؟
✅جمعبندی: پیوستگی در کسب تجربههای تلخ تاریخی چه «با» چه «بی»جایگزین سیاسی، برای ایرانیان پیامی جدی دارد و آن اینکه:
◽️سه نسل منورالفکری و روشنفکری در ایران به رویدادی در مقطع زمانیِ ۱۳۵۷ منجر شد.
◽️سه قرن گذشته، استبداد در ایران از حکومتی به حکومت دیگر دستبهدست شدهاست. کندی و تاخیر در ریشهکن شدن استبداد و محو فساد و رانت از عرصهی زندگی سیاسی و اجتماعی ایرانیان، از دور تازهای از «تجربه» خبر میدهد.
◽️آیا قرار است در آینده نزدیک تحت تاثیر ناشناختهها و عدمقطعیتهای محیطی، اصلاحات خاصی در ساختارهای سیاسی - حقوقی نظام صورت پذیرد؟ یا تحت تاثیر آن اصلاحات، تحولات شگرفی درجامعه رخ دهد؟ نگارنده که تردید دارد!
◽️آنچه در مورد تغییرات اصلاحی در قانون اساسی پیشنهاد میشود، راهکار بسیار خوبی است. و خوبتر آنکه، چنین اصلاحاتی بتواند «پارادایم سیاسی» ایران را به سمت «جدایی دین از سیاست» و به سمت «ایجاد جامعهی مدنی پویا» هدایت کند.
✳️ با آرزوی شکوفایی عقل و خرد، و خداحافظی ایرانیان با جهل و خرافه و ادعا در روشنفکری!
📝 ویرایش و اصلاح: کانال ایران و ابرچالشهای آینده
@IranMetaChallenges
✍️نازنین صالحی - پژوهشگر توسعه
3️⃣بخش پایانی: توَهم روشنفکری در ایرانِ کنونی
🗓جمعه - چهارم خردادماه۱۳۹۷
✅بخش پایانی این یادداشت سه قسمتی، از فرضی اساسی پیروی میکند و آن اینکه: «قشر آگاه جامعه ایران در سه قرن اخیر از تاریخ معاصر ایران به قوام و دوام نظری و انسجام فکریِ لازم دست نیافته و موفق نشدهاست در بستر تاریخی و در بافتارِ فکریِ(Context) جامعه ایران، یک متن یا بافتِ فکریِ(text) اثرگذار و معنادار پدید آورَد».
✅مراد از بافت فکری، بداههسراییهای سیاسیِ مقتضای رویدادهای گوناگون نیست. بلکه منظور، یک «پارادیم سیاسی» است که نوع و سطح مطالبات عمومی را در لایههای گوناگون اجتماعی و در اقشار مختلف مردم تسری دهد، به یک «کلیت» تبدیل شود، و منشاء اثرِ تاریخی باشد.
✅در اینجا بد نیست در مقام مقایسه اشاره شود؛ پارادایمِ «احیای تمدن و بیداری جهان اسلام» که با سید جمالالدین اسدآبادی آغاز شد و چند نسل پیاپی از فرزندان خَلف خود را با آموزههای این پارادایم به آینده تحویل داد، موفق شد یک بافت فکری یا یک «روایت کلان» از اسلام سیاسی را در بافتار فکری جامعه و زمانهی خود پدید آورَد که بستری شد برای تحولات بعدی، تا اینکه به ۱۳۵۷ رسید.
✅تجربه تاریخی نشان داد که دغدغه و آرمان پارادایم اشارهشده، اصولا مبارزه با استبداد یا فساد و یا ایجاد توسعه و رفاه و قانونمداری و حقوق بشر و مانند آن نبوده و نیست، بلکه دقیقا معطوف به مبارزه با «کفار» و گسترش اسلام، آنهم از نوع اسلام شیعی بودهاست.
✅طرح چند چالش:
◽️کدامیک از روشنفکران معاصر را میتوان یافت که نقدی بر کتابهای سید قطب(با ترجمه رهبر در سالهای ۱۳۴۴ تا ۱۳۴۷) نوشته باشد؟
◽️کدام یک از تودهایها یا چریکهای فدایی یا مجاهدین خلق، و دیگر دستهجات سیاسی دهه ۴۰ و ۵۰ که سینهچاکِ ایدئولوژیها و آرمانهای وارداتی بودند، این پارادایم را مطالعه و نقادی کردند؟
◽️بعید به نظر میرسد آنها حتی آثار مهمی چون «کتابِ احمدِ» طالبوف، «مکتوباتِ» میرزا فتحعلی آخوندزاده، «سیاحتنامه ابراهیم بیگ» ، «سفرنامه حاج سیاح»، و آثار ملکمخان، کرمانی، خراسانی، مستشارالدوله و دیگر روشنفکران دوران مشروطه را هم مطالعه و نقادی کرده باشند!
✅ولی در مقابل، پارادایم سید جمالالدین اسدآبادی، یعنی احیای تمدن اسلامی و خیزش و بیداری جهان اسلام، بخش دیندار و سنتی جامعه را از سطح خرده روایتها به سمت یک روایت کلان سوق داد و موفق شد.
✅لازم به یادآوری است، در دودههی ۴۰ و ۵۰، روشنفکران ایرانی(موسوم به نسل سوم روشنفکران)، دراوج فعالیتهای سیاسی و فکری و فرهنگی خود، در نشستها و گردهماییهاشان «اوهام» و «کجفهمی»هاشان از تاریخ و سیاست و مارکسیسم و خلق(!) و انترناسیونال و سوسیالیسمِ توحیدی، و مانند آنرا با یکدیگر مبادله میکردند و برای هم کف میزدند! و این بود سراپای «گفتمان سیاسیِ» اواخر دههی ۵۰، بیآنکه هیچ جایگزین مشخص، یا استراتژی و برنامهای برای برپایی یک نظام سیاسی جایگزین داشته باشند.
✅کوتهبینی، کمسوادی، تعصب و جزماندیشی و آرمانگرایی، چون سندرومی تاریخی است که مسلمان دو آتشه و روشنفکران را به یک اندازه از «امر واقعی» دور میکند.
✅بررسی تاریخ تفکر معاصر و تاریخ و تبارشناسی روشنفکری در ایران بحثی است جدی و ضروری؛ بویژه که تمرکز برخی از پژوهشگران کنونی بر موانع توسعه و موانع شالودههای فرهنگیِ توسعه در ایران است.
✅پرسش اساسی قابل طرح آن استکه؛ آیا هماکنون در جامعه ایران گفتمان سیاسیِ غالبی وجود دارد؟ اگر آری! این گفتمان چه چشماندازی از آیندهی دور و نزدیک را ترسیم میکند؟
✅جمعبندی: پیوستگی در کسب تجربههای تلخ تاریخی چه «با» چه «بی»جایگزین سیاسی، برای ایرانیان پیامی جدی دارد و آن اینکه:
◽️سه نسل منورالفکری و روشنفکری در ایران به رویدادی در مقطع زمانیِ ۱۳۵۷ منجر شد.
◽️سه قرن گذشته، استبداد در ایران از حکومتی به حکومت دیگر دستبهدست شدهاست. کندی و تاخیر در ریشهکن شدن استبداد و محو فساد و رانت از عرصهی زندگی سیاسی و اجتماعی ایرانیان، از دور تازهای از «تجربه» خبر میدهد.
◽️آیا قرار است در آینده نزدیک تحت تاثیر ناشناختهها و عدمقطعیتهای محیطی، اصلاحات خاصی در ساختارهای سیاسی - حقوقی نظام صورت پذیرد؟ یا تحت تاثیر آن اصلاحات، تحولات شگرفی درجامعه رخ دهد؟ نگارنده که تردید دارد!
◽️آنچه در مورد تغییرات اصلاحی در قانون اساسی پیشنهاد میشود، راهکار بسیار خوبی است. و خوبتر آنکه، چنین اصلاحاتی بتواند «پارادایم سیاسی» ایران را به سمت «جدایی دین از سیاست» و به سمت «ایجاد جامعهی مدنی پویا» هدایت کند.
✳️ با آرزوی شکوفایی عقل و خرد، و خداحافظی ایرانیان با جهل و خرافه و ادعا در روشنفکری!
📝 ویرایش و اصلاح: کانال ایران و ابرچالشهای آینده
@IranMetaChallenges
Forwarded from ایران و اَبَرچالشهای آینده
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🔻گزارشیمستند از فساد سیستماتیک در رسانهها، دستگاههای قضایی، اطلاعاتی و ضداطلاعاتی ایران!
📞منبع:۱.قانون و ۲.دادههای پژوهشی کانالایران و ابرچالشهایآینده
@ghanoonnewspaper
@IranMetaChallenges
📞منبع:۱.قانون و ۲.دادههای پژوهشی کانالایران و ابرچالشهایآینده
@ghanoonnewspaper
@IranMetaChallenges
ایران و اَبَرچالشهای آینده
🔻گزارشیمستند از فساد سیستماتیک در رسانهها، دستگاههای قضایی، اطلاعاتی و ضداطلاعاتی ایران! 📞منبع:۱.قانون و ۲.دادههای پژوهشی کانالایران و ابرچالشهایآینده @ghanoonnewspaper @IranMetaChallenges
چرا «بیعدالتی»، «فساد» و «سرکوب»، باعث سقوط حکومتهای فاسد میشود؟
✍️کوروش برارپور - پژوهشگر آزاد(و بیطرف) وکنشگر توسعه
🗓شنبه - پنجم خردادماه۱۳۹۷
✅در آموزههای دینی ما ایرانیان اصلی وجود دارد که میگوید: "یک نظام حکومتی، با کُفر ازپای درنمیآید ولی با بیعدالتی، فساد، ستم، خشونت و سرکوب ازپای درمیآید"!
◽️پرسشی که در این رابطه قابل طرح است، آنکه: چه منطق یا برهان علمیای در پسِ آن اصل وجود دارد که میتوان با تکیه بر آن، برای پرسش مطرح شده در عنوان این یادداشت، پاسخی مناسب ارایهکرد؟!
◽️برای پاسخ بهپرسش بالا میتوان از دو مفهوم رایج در پویاییشناسی سیستمها تحت عناوین: «کفایتِ منابع» و «ظرفیت تحمل» کمک گرفت.
◽️ولی پیش از آن، با یاری جستن از دانش علوم ایمونولوژی(و با تاکید بر بیماری ایدز) لازم است دانستهشود: "زمانیکه ستم، بیعدالتی و فساد با ژرفا و گستردگی خیلیبالا در یک نظام حکومتیِ فاسد به نقطهی فرا-اوج از چرخهیحیات اجتماعیاش میرسد، چه مجموعه اتفاقاتی روی میدهد که رخداد آنها سبب فروپاشی نظام موردبحث میشود"؟
✅در بیماری ایدز، ویروس حامل بیماری وارد سلولهای ایمنی بدن از نوع T شده و با رشد فزاینده، تکثیر مییابد تا رفتهرفته تعداد این سلولها در بدن بیمار کمشود.
◽️عوامل مهاجم و درعینحال فرصتطلب (ویروسایدز) که درصورت سالم و کافی بودن سلولهایT، جرات یا توان حمله را ندارند، به بدن بیمار حملهور شده تا درنهایت، فرد بیمار را از پای درمیآورند. آنهم نه بخاطر آسیب مستقیمشان به بدن بیمار، بلکه «بخاطر تضعیف سیستم ایمنی بدن وی» در برابر حملهی عوامل عفونیِ فرصتطلبِ مهاجم مانند قارچها و دیگر میکرو ارگانیزمها ازجمله؛ باکتریها و ویروسها!
✅مُلهم از منطق موجود درفرایند نفوذِ عوامل بیگانه بهدرون بدن یک بیمار ایدزی، اتفاقی که در نظام کشورداری ایران رخ داده بصورت زیر قابل شرح است:
◽️کارگردانان سیستم تاراج درطول چهلسال گذشته تاکنون ازطریق نفوذ در دستگاههای امنیتی، نظارتی و حکومتی ایران و فرستادن بازیگران دستآموز فساد بهدرون آنها، تسلط خود را بر آن دستگاهها قطعی کرده و کارکردهای امنیتی و نظارتی آنها را مخدوش یا ازکار انداختهاند.
◽️در اینحالت، گویی دستگاههای امنیتی و نظارتی ایران در برابر فساد عوامل فرصتطلبِ مهاجم، در وضعیت «بیپاسخی(یا خفهشو)» قفل شدهاند تا تبهکاران با آرامش و بدون هیچگونه مزاحمتی به منابعملی و اموالعمومی دستیازی کنند!
◽️اختلاس،ارتشاء،باجگیری،پولشویی، قاچاق، دزدی،رانت، تبعیض، بیعدالتی، نابرابری، خشونت، سرکوب و تجاوز نمودهای عینی از شکل ستم و فساد مهاجمانِ فرصتطلب و تبهکار در نظام کشورداری ایران در زمان اکنون است.
◽️بازیگران فساد از منابع ملی و اموال عمومی(و اشخاص) بعنوان منبع تغذیه برای خود استفاده میکنند. این عمل تبهکاران حکومتی و دولتی تا جایی ادامه مییابد که ظرفیت تحملِ جامعه، متشکل از مردم و طبیعت(بعنوان دو بازیگر اصلی توسعه) بهدلیل کاهش کفایت منابع یا ناکافی بودن منابع و امکانات، دچار فرسایش و سپس فرا-اُفتِ ناگهانی شود تا درنهایت، طاقت مردم و تابآوری طبیعت در برابر انواع بلایا و آسیبها به نقطهی بحرانی یا شکست برسد.
◽️زمانیکه تابآوری مردم به نقطهی شکست میرسد، بطور پیوسته و در مقاطع و برشهای زمانی متناوب، دست به اعتراضات گسترده و انفجاری میزنند. در اینشرایط، کلیهی نیروهای مخالف وضعموجود که اپوزوسیون خوانده میشوند، همسو با اعتراضات مردمی وارد کارزار رویارویی با زمامداران غالبا مفسد میشوند.
◽️زمانیکه نیروی پیشرانِ تغییر، روزبهروز توسط مخالفان و معترضان قویتر میشود؛ انگیزهی مدیران، فرماندهان و هواداران وفادار به زمامداران مفسد برای ماندن در بدنهی حاکمیت، کمتروکمتر شده تا جاییکه خود را تسلیم معترضان و مخالفان میکنند تا درنهایت، نظام کشورداری که کارکردی جز اشاعه و تعمیق فساد بهکل بدنهی اجتماع ندارد، فروپاشیده و نظام سیاسی - اجتماعی جامعهی تباهشدهی موردبحث، در وضعیتی نوپدید به تعادل میرسد.
✅راهحل چارهساز چیست؟
◽️نقاط اهرمی و راهحلهای چارهساز، در پَسِ «شرایط اولیه»ی نظام پنهان شدهاند!
◽️باتوجه بهاینکه «شرایط اولیه»ی نظام در ۱۳۵۸، بر پایه ایدئولوژیِ تکهویتی(دینگراییِ افراطی) شکل گرفته، این پدیده درطول زمان سبب ایجاد بحرانهای چندهویتی در لایههای مختلف اجتماعی شدهاست.
◽️بحرانهایچندهویتی که درشکل فسادوسرکوب نمود دارند نیز سببشده تا «شرایطغالبِ» نظام در زماناکنون در تلهی ناکارامدی قفلشود.
◽️ازسوی دیگر، «شرایط اولیه»ی نظام سبب شده تا «شرایط محیطیِ» کشورمان نیز در عدمقطعیتهایی چون ترور، تحریم، هک(و احتمالا جنگ) قفلشود!
◽️بنابراین، راهحل چارهساز برای برونرفت نظام از ابرچالش فروپاشی، جداسازی «ایدئولوژی» از «سیاست» است.
@IranMetaChallenges
✍️کوروش برارپور - پژوهشگر آزاد(و بیطرف) وکنشگر توسعه
🗓شنبه - پنجم خردادماه۱۳۹۷
✅در آموزههای دینی ما ایرانیان اصلی وجود دارد که میگوید: "یک نظام حکومتی، با کُفر ازپای درنمیآید ولی با بیعدالتی، فساد، ستم، خشونت و سرکوب ازپای درمیآید"!
◽️پرسشی که در این رابطه قابل طرح است، آنکه: چه منطق یا برهان علمیای در پسِ آن اصل وجود دارد که میتوان با تکیه بر آن، برای پرسش مطرح شده در عنوان این یادداشت، پاسخی مناسب ارایهکرد؟!
◽️برای پاسخ بهپرسش بالا میتوان از دو مفهوم رایج در پویاییشناسی سیستمها تحت عناوین: «کفایتِ منابع» و «ظرفیت تحمل» کمک گرفت.
◽️ولی پیش از آن، با یاری جستن از دانش علوم ایمونولوژی(و با تاکید بر بیماری ایدز) لازم است دانستهشود: "زمانیکه ستم، بیعدالتی و فساد با ژرفا و گستردگی خیلیبالا در یک نظام حکومتیِ فاسد به نقطهی فرا-اوج از چرخهیحیات اجتماعیاش میرسد، چه مجموعه اتفاقاتی روی میدهد که رخداد آنها سبب فروپاشی نظام موردبحث میشود"؟
✅در بیماری ایدز، ویروس حامل بیماری وارد سلولهای ایمنی بدن از نوع T شده و با رشد فزاینده، تکثیر مییابد تا رفتهرفته تعداد این سلولها در بدن بیمار کمشود.
◽️عوامل مهاجم و درعینحال فرصتطلب (ویروسایدز) که درصورت سالم و کافی بودن سلولهایT، جرات یا توان حمله را ندارند، به بدن بیمار حملهور شده تا درنهایت، فرد بیمار را از پای درمیآورند. آنهم نه بخاطر آسیب مستقیمشان به بدن بیمار، بلکه «بخاطر تضعیف سیستم ایمنی بدن وی» در برابر حملهی عوامل عفونیِ فرصتطلبِ مهاجم مانند قارچها و دیگر میکرو ارگانیزمها ازجمله؛ باکتریها و ویروسها!
✅مُلهم از منطق موجود درفرایند نفوذِ عوامل بیگانه بهدرون بدن یک بیمار ایدزی، اتفاقی که در نظام کشورداری ایران رخ داده بصورت زیر قابل شرح است:
◽️کارگردانان سیستم تاراج درطول چهلسال گذشته تاکنون ازطریق نفوذ در دستگاههای امنیتی، نظارتی و حکومتی ایران و فرستادن بازیگران دستآموز فساد بهدرون آنها، تسلط خود را بر آن دستگاهها قطعی کرده و کارکردهای امنیتی و نظارتی آنها را مخدوش یا ازکار انداختهاند.
◽️در اینحالت، گویی دستگاههای امنیتی و نظارتی ایران در برابر فساد عوامل فرصتطلبِ مهاجم، در وضعیت «بیپاسخی(یا خفهشو)» قفل شدهاند تا تبهکاران با آرامش و بدون هیچگونه مزاحمتی به منابعملی و اموالعمومی دستیازی کنند!
◽️اختلاس،ارتشاء،باجگیری،پولشویی، قاچاق، دزدی،رانت، تبعیض، بیعدالتی، نابرابری، خشونت، سرکوب و تجاوز نمودهای عینی از شکل ستم و فساد مهاجمانِ فرصتطلب و تبهکار در نظام کشورداری ایران در زمان اکنون است.
◽️بازیگران فساد از منابع ملی و اموال عمومی(و اشخاص) بعنوان منبع تغذیه برای خود استفاده میکنند. این عمل تبهکاران حکومتی و دولتی تا جایی ادامه مییابد که ظرفیت تحملِ جامعه، متشکل از مردم و طبیعت(بعنوان دو بازیگر اصلی توسعه) بهدلیل کاهش کفایت منابع یا ناکافی بودن منابع و امکانات، دچار فرسایش و سپس فرا-اُفتِ ناگهانی شود تا درنهایت، طاقت مردم و تابآوری طبیعت در برابر انواع بلایا و آسیبها به نقطهی بحرانی یا شکست برسد.
◽️زمانیکه تابآوری مردم به نقطهی شکست میرسد، بطور پیوسته و در مقاطع و برشهای زمانی متناوب، دست به اعتراضات گسترده و انفجاری میزنند. در اینشرایط، کلیهی نیروهای مخالف وضعموجود که اپوزوسیون خوانده میشوند، همسو با اعتراضات مردمی وارد کارزار رویارویی با زمامداران غالبا مفسد میشوند.
◽️زمانیکه نیروی پیشرانِ تغییر، روزبهروز توسط مخالفان و معترضان قویتر میشود؛ انگیزهی مدیران، فرماندهان و هواداران وفادار به زمامداران مفسد برای ماندن در بدنهی حاکمیت، کمتروکمتر شده تا جاییکه خود را تسلیم معترضان و مخالفان میکنند تا درنهایت، نظام کشورداری که کارکردی جز اشاعه و تعمیق فساد بهکل بدنهی اجتماع ندارد، فروپاشیده و نظام سیاسی - اجتماعی جامعهی تباهشدهی موردبحث، در وضعیتی نوپدید به تعادل میرسد.
✅راهحل چارهساز چیست؟
◽️نقاط اهرمی و راهحلهای چارهساز، در پَسِ «شرایط اولیه»ی نظام پنهان شدهاند!
◽️باتوجه بهاینکه «شرایط اولیه»ی نظام در ۱۳۵۸، بر پایه ایدئولوژیِ تکهویتی(دینگراییِ افراطی) شکل گرفته، این پدیده درطول زمان سبب ایجاد بحرانهای چندهویتی در لایههای مختلف اجتماعی شدهاست.
◽️بحرانهایچندهویتی که درشکل فسادوسرکوب نمود دارند نیز سببشده تا «شرایطغالبِ» نظام در زماناکنون در تلهی ناکارامدی قفلشود.
◽️ازسوی دیگر، «شرایط اولیه»ی نظام سبب شده تا «شرایط محیطیِ» کشورمان نیز در عدمقطعیتهایی چون ترور، تحریم، هک(و احتمالا جنگ) قفلشود!
◽️بنابراین، راهحل چارهساز برای برونرفت نظام از ابرچالش فروپاشی، جداسازی «ایدئولوژی» از «سیاست» است.
@IranMetaChallenges
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
✅اعمال تغییری هرچند کوچک درشرایط اولیه نظام کشورداری ایران(بعنوان سیستمیپیچیده)، باعث ایجاد تغییراتی شگرف، عمده وبلنددامنه در رفتار اقتصاد،فرهنگ،سیاست ومحیطزیست در ایران میشود!
@IranMetaChallenges
@IranMetaChallenges
استبدادزدگی و توسعهنیافتگیِ ایرانیان!
✍️کوروش برارپور - پژوهشگر آزاد(وبیطرف) و کنشگر توسعه
🗓یکشنبه-ششم خردادماه۱۳۹۷
✅در سالهای دهه۱۳۸۰ بود که نگارنده بنا داشت تا به اتفاق گروهی از نوادگان البرزِ همیشه سرافراز، پایهگذار حرکتی مدنی و توسعهای در ایران ومازندران باشند.
✅در آن زمان، مقالاتی نیز از نگارنده با رویکرد هرمنوتیک انتقادی در تفسیر پدیدههای ناخوشایندی چون رانتخواری، زمینخواری، جنگلتراشی و سوءعملکرد دولتمردان و سیاستمداران عالیرتبهی نظام در روزنامههای ملی و محلی بهچاپ میرسید. بر این اساس، طبیعی بود که عدهی اندکی نیز با خواندن مقالات وی دچار همذاتپنداری شده و شروع به تخریب وی کنند!
✅از اینروی، افراد یادشده بصورت ناشناس با همکاران نگارنده تماس میگرفتند و اظهار میداشتند: "... اطلاعات(وزارت اطلاعات) به دنبال برارپور است، مراقب خودتان باشید. ... خلاصه از ما گفتن"!
✅نگارنده نیز هیچگاه سعی نمیکرد در برابر چیپرفتارهای اشارهشده که در تاریخ کشورمان پیشینهای چندهزار ساله دارد، رفتاری واکنشی بروز دهد. بلکه با درپیشگیریِ رفتارهای کُنشی، اینگونه موانع را یکی پس از دیگری درمینوردید!
✅یعنی همهی تلاش نگارنده این بود تا بهمنظور خنثیسازی تِزِ تخریبچیان و بجای بهرهگیری از آنتیتزهای ناپخته، از سنتزهای مطمئن استفاده کند! یعنی روشی که هم سبب شود دسیسههای تخریبگران را خنثی کند و هم مسیر رو بهجلوی حرکت توسعهای کنشگر و یارانش را بدون هیچگونه حاشیهای، هموار کند.
✅بر این اساس، نگارنده در دیداری با علی لاریجانی(رئیس مجلس هشتم) در اردیبهشت ۱۳۸۸، با ارایهی یافتههای علمیاش، ژرفای فاجعه محیطزیستی در منطقه غرب مازندران(بویژه کلاردشت) را به وی منتقل کرد و از ایشان خواست تا بازدیدی میدانی نیز از آن منطقه داشتهباشد.
✅لاریجانی نیز در سفری به کلاردشت در یکم اَمرداد ۱۳۸۸، با فراخواندن استاندار وقت مازندران و مدیران محلی، از آنها خواست تا اوضاع نابههنجار محیطزیست در آن منطقه را سامان دهند و ....!
✅پس از بازگشت لاریجانی به پایتخت، جمعیت دانشجویی بنیاد توسعه پایدار کلاردشت(NGO) در پیامکی که بصورت عمومی برای اهالی کلاردشت(از جمله آن چند نفر تخریبگر) ارسال کردهبود، از رئیس مجلس بخاطر همکاریاش با نهادی مدنی، سپاسگزاری کرد.
✅در ادامهی این ماجرا، چند نفر از اعضای جمعیت دانشجویی آن بنیاد به سراغ دو-سه نفر از تخریبگران رفتند تا واکنش آنها را نسبت به سبک کنش نگارنده و سفر رئیس مجلس به کلاردشت، جویا شوند. در اینوضعیت آنها نیز به دانشجویان چنین پاسخ میدادند: "... تردید نداشته باشید که برارپور اطلاعاتی است. زیرا با مسئولان بلندپایه نظام نشستوبرخاست دارد. مراقب باشید شما را لُو(Lo) ندهد. ..."!
✅اکنون که یادداشتهایی از نگارنده در کانال ایران و ابرچالشهای آینده منتشر میشود و به نقد صریحِ ابرچالشهای ایران و پیشبینی آیندههای محتمل در حوزهی کشورداری ایران میپردازد نیز معمولا دو تیپ بازخورد دریافت میشود که ریشه در استبدادزدگی ایرانیان و خودکامگی حاکمان در درازای تاریخ کهن ایران دارد.
شرحی کوتاه از دو تیپ بازخورد دریافتی که در نوع خود جالبتوجه، قابلتامل و قابلمطالعه است در زیر میآید:
🔸بازخورد نخست معمولا ازسوی کسانی دریافت میشود که افرادی خیرخواه و درعین حال ترسو و نگرانند. ایشان نه خود حاضرند برای برونرفت نظام و کشور از وضعیت کنونی، هزینه کنند و نه حاضرند از دیدگاهها و یافتههای علمی پژوهشگر حمایت موثر کنند! جانکاتر از این قبیل افراد که پیوسته از واژگانی چون: اما، علیرغمِ، منتهی و ... استفاده میکنند، تحتعنوان قاتلان تحول(و توسعه) یادمیکند! پیترسنگه نیز از گزارههایی که معمولا توسط این گروه از افراد بکارگیری میشود، تحت عنوان ایدههای راهنمای غلط یا The bad guiding idea، یاد میکند! چندنمونه از این ایدهها در زیر میآید:
◽️مگر نمیدانی خط قرمز نظام، ایدئولوژی است؟ مراقب باش دستگیر نشوی!
◽️همه فرمایشات شما درست و عینِ واقعیت است. ولی کو گوش شنوا؟
◽️تنها راه نجات کشور، سقوط نظام و خواندن غزل خداحافظی توسط آخوندهاست! چرا طوری راهحل ارایه میکنید که ماندن آخوندها را تضمین میکند؟!
🔸بازخورد دوم نیز معمولا ازسوی کسانی دریافت میشود که نانشان با دو مقولهی استبداد و فساد گره خورده است. چندنمونه از ایدههای دریافتی از این گروه نیز بصورت زیر بیان میشود:
◽️شما دارید فروپاشی نظام را تئوریزه میکنید؟
◽️یالله بگو ببینم! جایگاه دین در زندگی شخصی شما کجاست؟!
✅جمعبندی: جیمزکالینز میگوید: "اول تهوع، بعدا تحول"! بنابراین، تا زمانیکه ما ایرانیان از وضع موجود کشورمان که آغشته به فساد و استبدادزدگی است، حالمان بد نشود و برای برونرفت از این وضعیت به تفکر و کُنش ننشینیم، هیچگاه لذت بالندگی و پیشرفت را نخواهیم چشید.
@IranMetaChallenges
✍️کوروش برارپور - پژوهشگر آزاد(وبیطرف) و کنشگر توسعه
🗓یکشنبه-ششم خردادماه۱۳۹۷
✅در سالهای دهه۱۳۸۰ بود که نگارنده بنا داشت تا به اتفاق گروهی از نوادگان البرزِ همیشه سرافراز، پایهگذار حرکتی مدنی و توسعهای در ایران ومازندران باشند.
✅در آن زمان، مقالاتی نیز از نگارنده با رویکرد هرمنوتیک انتقادی در تفسیر پدیدههای ناخوشایندی چون رانتخواری، زمینخواری، جنگلتراشی و سوءعملکرد دولتمردان و سیاستمداران عالیرتبهی نظام در روزنامههای ملی و محلی بهچاپ میرسید. بر این اساس، طبیعی بود که عدهی اندکی نیز با خواندن مقالات وی دچار همذاتپنداری شده و شروع به تخریب وی کنند!
✅از اینروی، افراد یادشده بصورت ناشناس با همکاران نگارنده تماس میگرفتند و اظهار میداشتند: "... اطلاعات(وزارت اطلاعات) به دنبال برارپور است، مراقب خودتان باشید. ... خلاصه از ما گفتن"!
✅نگارنده نیز هیچگاه سعی نمیکرد در برابر چیپرفتارهای اشارهشده که در تاریخ کشورمان پیشینهای چندهزار ساله دارد، رفتاری واکنشی بروز دهد. بلکه با درپیشگیریِ رفتارهای کُنشی، اینگونه موانع را یکی پس از دیگری درمینوردید!
✅یعنی همهی تلاش نگارنده این بود تا بهمنظور خنثیسازی تِزِ تخریبچیان و بجای بهرهگیری از آنتیتزهای ناپخته، از سنتزهای مطمئن استفاده کند! یعنی روشی که هم سبب شود دسیسههای تخریبگران را خنثی کند و هم مسیر رو بهجلوی حرکت توسعهای کنشگر و یارانش را بدون هیچگونه حاشیهای، هموار کند.
✅بر این اساس، نگارنده در دیداری با علی لاریجانی(رئیس مجلس هشتم) در اردیبهشت ۱۳۸۸، با ارایهی یافتههای علمیاش، ژرفای فاجعه محیطزیستی در منطقه غرب مازندران(بویژه کلاردشت) را به وی منتقل کرد و از ایشان خواست تا بازدیدی میدانی نیز از آن منطقه داشتهباشد.
✅لاریجانی نیز در سفری به کلاردشت در یکم اَمرداد ۱۳۸۸، با فراخواندن استاندار وقت مازندران و مدیران محلی، از آنها خواست تا اوضاع نابههنجار محیطزیست در آن منطقه را سامان دهند و ....!
✅پس از بازگشت لاریجانی به پایتخت، جمعیت دانشجویی بنیاد توسعه پایدار کلاردشت(NGO) در پیامکی که بصورت عمومی برای اهالی کلاردشت(از جمله آن چند نفر تخریبگر) ارسال کردهبود، از رئیس مجلس بخاطر همکاریاش با نهادی مدنی، سپاسگزاری کرد.
✅در ادامهی این ماجرا، چند نفر از اعضای جمعیت دانشجویی آن بنیاد به سراغ دو-سه نفر از تخریبگران رفتند تا واکنش آنها را نسبت به سبک کنش نگارنده و سفر رئیس مجلس به کلاردشت، جویا شوند. در اینوضعیت آنها نیز به دانشجویان چنین پاسخ میدادند: "... تردید نداشته باشید که برارپور اطلاعاتی است. زیرا با مسئولان بلندپایه نظام نشستوبرخاست دارد. مراقب باشید شما را لُو(Lo) ندهد. ..."!
✅اکنون که یادداشتهایی از نگارنده در کانال ایران و ابرچالشهای آینده منتشر میشود و به نقد صریحِ ابرچالشهای ایران و پیشبینی آیندههای محتمل در حوزهی کشورداری ایران میپردازد نیز معمولا دو تیپ بازخورد دریافت میشود که ریشه در استبدادزدگی ایرانیان و خودکامگی حاکمان در درازای تاریخ کهن ایران دارد.
شرحی کوتاه از دو تیپ بازخورد دریافتی که در نوع خود جالبتوجه، قابلتامل و قابلمطالعه است در زیر میآید:
🔸بازخورد نخست معمولا ازسوی کسانی دریافت میشود که افرادی خیرخواه و درعین حال ترسو و نگرانند. ایشان نه خود حاضرند برای برونرفت نظام و کشور از وضعیت کنونی، هزینه کنند و نه حاضرند از دیدگاهها و یافتههای علمی پژوهشگر حمایت موثر کنند! جانکاتر از این قبیل افراد که پیوسته از واژگانی چون: اما، علیرغمِ، منتهی و ... استفاده میکنند، تحتعنوان قاتلان تحول(و توسعه) یادمیکند! پیترسنگه نیز از گزارههایی که معمولا توسط این گروه از افراد بکارگیری میشود، تحت عنوان ایدههای راهنمای غلط یا The bad guiding idea، یاد میکند! چندنمونه از این ایدهها در زیر میآید:
◽️مگر نمیدانی خط قرمز نظام، ایدئولوژی است؟ مراقب باش دستگیر نشوی!
◽️همه فرمایشات شما درست و عینِ واقعیت است. ولی کو گوش شنوا؟
◽️تنها راه نجات کشور، سقوط نظام و خواندن غزل خداحافظی توسط آخوندهاست! چرا طوری راهحل ارایه میکنید که ماندن آخوندها را تضمین میکند؟!
🔸بازخورد دوم نیز معمولا ازسوی کسانی دریافت میشود که نانشان با دو مقولهی استبداد و فساد گره خورده است. چندنمونه از ایدههای دریافتی از این گروه نیز بصورت زیر بیان میشود:
◽️شما دارید فروپاشی نظام را تئوریزه میکنید؟
◽️یالله بگو ببینم! جایگاه دین در زندگی شخصی شما کجاست؟!
✅جمعبندی: جیمزکالینز میگوید: "اول تهوع، بعدا تحول"! بنابراین، تا زمانیکه ما ایرانیان از وضع موجود کشورمان که آغشته به فساد و استبدادزدگی است، حالمان بد نشود و برای برونرفت از این وضعیت به تفکر و کُنش ننشینیم، هیچگاه لذت بالندگی و پیشرفت را نخواهیم چشید.
@IranMetaChallenges
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🔸نوسازی(Modernization) و نوشدگی ذهنی(Modernity) در ژاپن
🔹ما که درزمینهی عدالت عقبماندهایم! پس اوضاع پیشرفت(نوسازی) در جامعه ما چگونه است؟ آیا جامعه ما جامعهی پیشرفتهای است؟!
@IranMetaChallenges
🔹ما که درزمینهی عدالت عقبماندهایم! پس اوضاع پیشرفت(نوسازی) در جامعه ما چگونه است؟ آیا جامعه ما جامعهی پیشرفتهای است؟!
@IranMetaChallenges
ایران و اَبَرچالشهای آینده
چرا «بیعدالتی»، «فساد» و «سرکوب»، باعث سقوط حکومتهای فاسد میشود؟ ✍️کوروش برارپور - پژوهشگر آزاد(و بیطرف) وکنشگر توسعه 🗓شنبه - پنجم خردادماه۱۳۹۷ ✅در آموزههای دینی ما ایرانیان اصلی وجود دارد که میگوید: "یک نظام حکومتی، با کُفر ازپای درنمیآید ولی با بیعدالتی،…
نقدی بر یک یادداشت!
✍️نازنین صالحی–پژوهشگر توسعه
1️⃣بخش نخست
🗓۲شنبه - ۷ام خرداد۱۳۹۷
✅چندروز پیش یادداشتی از کوروش برارپور باعنوان: "چرا «بیعدالتی»، «فساد» و «سرکوب»، باعث سقوط حکومتهای فاسد میشود؟" منتشر شد.
بر این اساس، طرح پرسش تکمیلی زیر نیز ضروری بهنظر میرسد:"چرا حکومتهای ظالم، فاسد و خودکامه در ایران، در سه قرن اخیر بطور متوالی استمرار داشتهاند"؟
◽️استمرار حکومتهای استبدادی و کم و کیف تمرکز قدرت سیاسی در ایران معاصر، بیش از آنکه محصول تغییرات روبنایی باشد، برآیند زیرساختهای اجتماعی و فرهنگی است. از اینرو، هنگام بحث درباره عملکرد و آسیبزایی یا امکان اصلاحپذیری این حکومتها، نخست لازم است فرآیند شکلگیری آنها مورد بررسی و واکاوی قرار گیرد.
◽️فروپاشی یا سقوط حکومتهایی که در پرسش بالا بدان اشارشده، در بستر تاریخی ما، زمانی به معنی واقعی کلمه «ساقط» تلقی میشود، که با یک حکومت فاسد وسرکوبگر دیگر جایگزین نشوند.
✅با این مقدمه و با تاکید بر جریانهایی که در ۱۳۵۷ یکی دیگر از اینگونه نظامها با کارکرد فساد را برمسند قدرت نشاند، دیدگاههای برارپور و راهکار پیشنهادی ایشان مورد نقد قرارمیگیرد.
◽️درابتدا لازم به یادآوری است تحلیل برارپور، «تکمتغیره» است. یعنی تنها بر «عوامل درونی نظام» بعنوان کانون ایجاد فساد، تکیه شدهاست. به باور نگارنده، بهتر است بجای کلیدواژهی «کشورداری»، از کلیدواژه «مدیریت(و سوءمدیریت)» استفاده شود. بررسی فرآیند شکلگیری این نظام بر اساس متغیرها و از منظر مدیریت، درتحلیل عملکرد آن بسیارمهم است.
🔸متغیرهایی که در شدت، ژرفا و دامنهی فساد در مجموعه نظام حاکم و ردههای ارشد، میانی و پایینی تاثیردارند را میتوانیم بصورت زیر دستهبندی کنیم:
۱. متغیر برونزا(مجموعه عوامل خارجی)
۲. متغیر درونزا(مجموعه عوامل داخلی)
▪️۱. متغیر برونزا:
◽️شامل شرایط جهانی و منطقهای است که در ۱۳۵۷ عبارت بود از: اوج جنگ سرد میان دو بلوک شرق و غرب، که این رقابت در منطقه خاورمیانه متمرکز شد و دوطرف رقابت یعنی امریکا و شوروی برای تقسیم سهمهای منطقهایشان در حال تنشزایی و تنشافزایی بودند که نخستین تنشها در قاموس جنگ بین ایران و عراق بهفعلیت رسید.
◽️محمدرضا شاه در ایران و انورسادات در مصر، دو شخصیت سیاسی بودند که مسیر خروج از سرسپردگی به غرب را در پیش گرفته بودند و مواضعی جدی در برابر هر دو ابرقدرت اتخاذ کردند.
◽️طبعا ایرانِ ۱۳۵۶ که بهطور نسبی در وضعیت ثبات اقتصادی و ثبات و امنیت اجتماعی قرار داشت(دو عاملی که برای توسعه بسیار حیاتیاند) و شاه ایران که سودای ایجاد تمدن بزرگِ ایرانشهری را در سر داشت، برای تحقق این هدف، به هیچوجه از تنش و جنگ با همسایگان در منطقه استقبال نمیکرد. سقوط شاه و یا بهقولی اخراج او از ایران بهدلیل سرپیچی و قلدری در مقابل انگلستان و بویژه امریکا بود. این امر بعدها توسط ویکیلیکس فاش شد(نشست گوادالوپ).
◽️فشار دولت امریکا به شاه در مورد نقض حقوق بشر در ایران در ۱۳۵۵ و فعال شدن مخالفان شاه در همسویی با فشارهای امریکا و کمیسیون حقوق بشر، موقعیت او را بهشدت متزلزل کرد.
◽️همچنین عوامل دیگر در آن مقطع عبارت بودند از:
- شوک نفتی اوپک در ۱۹۷۹ (درست همزمان با انقلاب ایران) و واگرایی سیاست اروپا و ژاپن از ناتو و از سیاست امریکا در خاورمیانه
- خروج امریکا از برتون وودز در دهه ۷۰ میلادی
- افزایش ناگهانی و بیسابقهی بهای نفتِ اوپک در بازه زمانی ۱۹۷۴ تا ۱۹۷۹، این کشورها ازجمله ایران را به ثروتی بیسابقه رساند؛ و این کشورها میرفتند که به قدرتهای کوچک و بزرگی در منطقه خاورمیانه یعنی بزرگترین کانون نفت و گاز جهان تبدیل شوند و طبعا در برابر غرب میایستادند و از قدرت چانهزنی بالایی برخوردار میشدند(ر.ک: مصاحبههای محمدرضا شاه با خبرنگاران ارشد امریکایی در سالهای پایانی دهه ۱۹۷۰).
◽️در همین برهه، امریکا با بحران وخیم مالی روبرو بود؛ و جنگ یوم کیپور اسرائیل نیز حضور بیشتر نیروهای امریکا در منطقه خاورمیانه را اقتضا میکرد. درنهایت در پی شوک نفتیِ میانهی دهه ۱۹۷۰ و همچنین حملهی شوروی به افغانستان، نقشهی ژئوپلتیک روابط و صفآرایی دو ابرقدرت در خاورمیانه را تغییر داد: سوریه، مصر و عراق از پیمان با امریکا خارج و با شوروی متحد شدند، و ایران و ترکیه و عربستان با امریکا پیمان بستند.
◽️روندهای بعدی عوامل خارجی تا ۱۳۹۷ بطورکلی و خلاصه بهشرح زیر قابل بسط و بررسیاند:
- مساله اقدامات تنبیهی غرب و آغاز تحریمهای بینالمللی علیه ایران در ۱۳۵۹ و ۱۳۸۵
- نقش ایران در منطقه همزمان با ظهور بنیادگرایی اسلامی
- اوضاع عراق، جنگ سوریه، تنش با اسرائیل، چرخش مواضع سیاسی عربستان، ترکیه و مساله کردها، جنگ یمن
- صفآرایی جدید و قطببندی قدرتها در منطقه خاورمیانه
@IranMetaChallenges
✍️نازنین صالحی–پژوهشگر توسعه
1️⃣بخش نخست
🗓۲شنبه - ۷ام خرداد۱۳۹۷
✅چندروز پیش یادداشتی از کوروش برارپور باعنوان: "چرا «بیعدالتی»، «فساد» و «سرکوب»، باعث سقوط حکومتهای فاسد میشود؟" منتشر شد.
بر این اساس، طرح پرسش تکمیلی زیر نیز ضروری بهنظر میرسد:"چرا حکومتهای ظالم، فاسد و خودکامه در ایران، در سه قرن اخیر بطور متوالی استمرار داشتهاند"؟
◽️استمرار حکومتهای استبدادی و کم و کیف تمرکز قدرت سیاسی در ایران معاصر، بیش از آنکه محصول تغییرات روبنایی باشد، برآیند زیرساختهای اجتماعی و فرهنگی است. از اینرو، هنگام بحث درباره عملکرد و آسیبزایی یا امکان اصلاحپذیری این حکومتها، نخست لازم است فرآیند شکلگیری آنها مورد بررسی و واکاوی قرار گیرد.
◽️فروپاشی یا سقوط حکومتهایی که در پرسش بالا بدان اشارشده، در بستر تاریخی ما، زمانی به معنی واقعی کلمه «ساقط» تلقی میشود، که با یک حکومت فاسد وسرکوبگر دیگر جایگزین نشوند.
✅با این مقدمه و با تاکید بر جریانهایی که در ۱۳۵۷ یکی دیگر از اینگونه نظامها با کارکرد فساد را برمسند قدرت نشاند، دیدگاههای برارپور و راهکار پیشنهادی ایشان مورد نقد قرارمیگیرد.
◽️درابتدا لازم به یادآوری است تحلیل برارپور، «تکمتغیره» است. یعنی تنها بر «عوامل درونی نظام» بعنوان کانون ایجاد فساد، تکیه شدهاست. به باور نگارنده، بهتر است بجای کلیدواژهی «کشورداری»، از کلیدواژه «مدیریت(و سوءمدیریت)» استفاده شود. بررسی فرآیند شکلگیری این نظام بر اساس متغیرها و از منظر مدیریت، درتحلیل عملکرد آن بسیارمهم است.
🔸متغیرهایی که در شدت، ژرفا و دامنهی فساد در مجموعه نظام حاکم و ردههای ارشد، میانی و پایینی تاثیردارند را میتوانیم بصورت زیر دستهبندی کنیم:
۱. متغیر برونزا(مجموعه عوامل خارجی)
۲. متغیر درونزا(مجموعه عوامل داخلی)
▪️۱. متغیر برونزا:
◽️شامل شرایط جهانی و منطقهای است که در ۱۳۵۷ عبارت بود از: اوج جنگ سرد میان دو بلوک شرق و غرب، که این رقابت در منطقه خاورمیانه متمرکز شد و دوطرف رقابت یعنی امریکا و شوروی برای تقسیم سهمهای منطقهایشان در حال تنشزایی و تنشافزایی بودند که نخستین تنشها در قاموس جنگ بین ایران و عراق بهفعلیت رسید.
◽️محمدرضا شاه در ایران و انورسادات در مصر، دو شخصیت سیاسی بودند که مسیر خروج از سرسپردگی به غرب را در پیش گرفته بودند و مواضعی جدی در برابر هر دو ابرقدرت اتخاذ کردند.
◽️طبعا ایرانِ ۱۳۵۶ که بهطور نسبی در وضعیت ثبات اقتصادی و ثبات و امنیت اجتماعی قرار داشت(دو عاملی که برای توسعه بسیار حیاتیاند) و شاه ایران که سودای ایجاد تمدن بزرگِ ایرانشهری را در سر داشت، برای تحقق این هدف، به هیچوجه از تنش و جنگ با همسایگان در منطقه استقبال نمیکرد. سقوط شاه و یا بهقولی اخراج او از ایران بهدلیل سرپیچی و قلدری در مقابل انگلستان و بویژه امریکا بود. این امر بعدها توسط ویکیلیکس فاش شد(نشست گوادالوپ).
◽️فشار دولت امریکا به شاه در مورد نقض حقوق بشر در ایران در ۱۳۵۵ و فعال شدن مخالفان شاه در همسویی با فشارهای امریکا و کمیسیون حقوق بشر، موقعیت او را بهشدت متزلزل کرد.
◽️همچنین عوامل دیگر در آن مقطع عبارت بودند از:
- شوک نفتی اوپک در ۱۹۷۹ (درست همزمان با انقلاب ایران) و واگرایی سیاست اروپا و ژاپن از ناتو و از سیاست امریکا در خاورمیانه
- خروج امریکا از برتون وودز در دهه ۷۰ میلادی
- افزایش ناگهانی و بیسابقهی بهای نفتِ اوپک در بازه زمانی ۱۹۷۴ تا ۱۹۷۹، این کشورها ازجمله ایران را به ثروتی بیسابقه رساند؛ و این کشورها میرفتند که به قدرتهای کوچک و بزرگی در منطقه خاورمیانه یعنی بزرگترین کانون نفت و گاز جهان تبدیل شوند و طبعا در برابر غرب میایستادند و از قدرت چانهزنی بالایی برخوردار میشدند(ر.ک: مصاحبههای محمدرضا شاه با خبرنگاران ارشد امریکایی در سالهای پایانی دهه ۱۹۷۰).
◽️در همین برهه، امریکا با بحران وخیم مالی روبرو بود؛ و جنگ یوم کیپور اسرائیل نیز حضور بیشتر نیروهای امریکا در منطقه خاورمیانه را اقتضا میکرد. درنهایت در پی شوک نفتیِ میانهی دهه ۱۹۷۰ و همچنین حملهی شوروی به افغانستان، نقشهی ژئوپلتیک روابط و صفآرایی دو ابرقدرت در خاورمیانه را تغییر داد: سوریه، مصر و عراق از پیمان با امریکا خارج و با شوروی متحد شدند، و ایران و ترکیه و عربستان با امریکا پیمان بستند.
◽️روندهای بعدی عوامل خارجی تا ۱۳۹۷ بطورکلی و خلاصه بهشرح زیر قابل بسط و بررسیاند:
- مساله اقدامات تنبیهی غرب و آغاز تحریمهای بینالمللی علیه ایران در ۱۳۵۹ و ۱۳۸۵
- نقش ایران در منطقه همزمان با ظهور بنیادگرایی اسلامی
- اوضاع عراق، جنگ سوریه، تنش با اسرائیل، چرخش مواضع سیاسی عربستان، ترکیه و مساله کردها، جنگ یمن
- صفآرایی جدید و قطببندی قدرتها در منطقه خاورمیانه
@IranMetaChallenges
ادامه مطلب👇
- آغاز جنگ سرد جدید بین روسیه و امریکا وتاثیر آن بر سیاست داخلی کشورهای منطقه
@IranMetaChallenges
- آغاز جنگ سرد جدید بین روسیه و امریکا وتاثیر آن بر سیاست داخلی کشورهای منطقه
@IranMetaChallenges
ایران و اَبَرچالشهای آینده
نقدی بر یک یادداشت! ✍️نازنین صالحی–پژوهشگر توسعه 1️⃣بخش نخست 🗓۲شنبه - ۷ام خرداد۱۳۹۷ ✅چندروز پیش یادداشتی از کوروش برارپور باعنوان: "چرا «بیعدالتی»، «فساد» و «سرکوب»، باعث سقوط حکومتهای فاسد میشود؟" منتشر شد. بر این اساس، طرح پرسش تکمیلی زیر نیز ضروری…
نقدی بر یک یادداشت!
✍️نازنین صالحی – پژوهشگر توسعه
2⃣بخش دوم: بررسی متغیر درونزا
🗓۴شنبه - ۹ام خردادماه ۱۳۹۷
▪️۲. متغیر درونزا:
▫️نهضت جریان اسلامگرا به رهبری آیتالله خمینی و دیگر روحانیون و طلاب هوادار ایشان در سالهای ۱۳۴۲ تا ۱۳۵۷ بطور پیوسته ادامه داشت و در این فاصله جریانهای فکری دیگر نیز درقالب نواندیشان دینی(دکتر شریعتی، کنفدراسیون خارج از کشور، موتلفه، ملی مذهبیها و فداییان اسلام) رشد کردند و بسترساز انقلاب ۵۷ شدند. البته گروههای دیگری مانند مارکسیستها و سازمانهای چریکی، و مجاهدین خلق نیز در این بسترسازیها نقش داشتند.
◽️سال ۵۷، نظامی اسلامی – ایدئولوژیک در ایران رویکار آمد و در همان آغاز، جنگی هشتساله توشه و توان اقتصادی و زیرساختهای دو کشور ایران و عراق را رو به نابودی برد و پولهای انباشتهشدهی نفت هزینهی جنگ و نظامیگری شد.
◽️مطرحشدن ایدهی «صدور اسلام» و «شیطان بزرگ خواندن امریکا» بعنوان دو اصل اساسی سیاست خارجی جمهوری اسلامی، بسترساز ایجاد ساختارها و نهادهایی شد که در طول زمان علاوه بر صرف بودجههای کلان برای تجهیزات «دفاعی»، پای ایران را به دیگر کشورهای منطقه نیز باز کرد، و ایران را در مسیر انزوای سیاسی قرار داد.
◽️این نهادها و ساختارها همچنین، به طور گستردهای زمینههای رشد رانت سیاسی و فساد اقتصادی را بوجود آوردند. این رانت و فسادها بهتدریج ریشه دواندند و گسترش پیدا کردند و به مرور موجب تاراج سرمایههای ملی شدند.
◽️دو پیامد دیگر(که حاصل جهتگیریهای یادشدهی بالاست) نیز تکانههای سهمگینی را به پیکرهی اقتصاد ایران وارد ساخت: «تحریمهای هستهای» و «پذیرفتهنشدن عضویت ایران در WTO».
◽️در سیاست خارجی و منطقهای: نظام جمهوری اسلامی با چنین ساختاری، پس از پایان جنگ ۸ساله، درجهت پیادهسازی آرمانهای آیتالله خمینی و اهداف سیاست خارجی خود، یعنی «محو اسرائیل» و «گسترش شیعهگری در منطقه» و «ادعای رهبری مسلمین جهان» و «صدور انقلاب اسلامی»، فعالیتهای فرهنگی، و آموزش نظامی، و ایجاد مراکز اسلامی و مساجد، و ... در چهارگوشه جهان را آغاز کرد. از تاسیس دانشگاه اسلامی در قلب اروپا گرفته تا ایجاد مراکز حوزوی در افریقا، حمایت از جنبشها و نهضتهای شیعی در کشورهای عرب منطقه، حمایت از سازمانهای جهادی و مبارزان فلسطینی و تاسیس حزبالله لبنان و ... پیش رفت؛ و سپس بر سوریه و عراق، و افغانستان متمرکز شد.
◽️در سیاست داخلی: رشتهی کار به دست مدیران تجربهگرا، نالایق، ناوارد، و غالبا فاسد افتاد. روند فزایندهی فساد اداری و مالی از دولت نهم و دهم آغاز و به شکلگیری مافیاها و انحصارهای بزرگ رانتی منجر شد و فساد بصورت شبکهای و تارعنکبوتی سطوح مختلف و عرصههای مختلف را دربرگرفت.
سازمانهای اداری و مالی مانند بانکها و موسسات مالی با استفاده از رانت سیاسی و در خلاء وجود نهادهای ناظر مدنی و مردمی، دست بهکار غارت مردم شدند. موج ریختوپاشها، خاصه خرجیها، بذلوبخششها، موج فیشهای نجومی، موج اختلاسهای ریزودرشت، موج برونرفت سرمایهها به اشکال گوناگون، و بزرگترشدن بدنهی دولت و ساختارهای فرادولتی که بودجهی کشور را میبلعد و ... همه به نقطهی بحرانی رسیدند. وضعیتی که حاصل سوءمدیریت(یا به تعبیر برارپور «نظام کشورداری») در تمام سطوح و لایههای حکومت میباشد.
◽️ لازم به تاکید است؛ روند تباهی دستگاه حکومت ازطریق نفوذ یا با طرح و نقشه قبلی صورت نگرفته است، این روند ریشه تاریخی دارد. گروهی که در سیستم اجتماعی ناسالم بر مسند امور قرار میگیرند و به منابع دسترسی پیدا میکنند، بدون تردید فسادپذیرند! بههمین دلیل قاعدهی علمی تبیین این پدیده چنین است: از درون سیستم اجتماعی ناسالم، حکومت ناسالم بیرون میآید و برعکس! مهاجمان و فرصتطلبان و ... که برارپور اشاره کردهاند، از درون همین جامعه برخاستهاند.
◽️دستاندازی به منابع عظیم و بزرگ (ملی) یکباره رخ نمیدهد و برای چنین دستاندازیای در مقیاس بزرگ، ابتدا ساختارهایی ایجاد میشود و برای سرازیرشدن پول یا منابع دیگر بهاین ساختارها طرح و نقشههای استراتژیکی تدوین میشود. چنین است سازوکار این نوع دستیازیها که دستکم دو دهه طول کشیده است و دقیقا در همینجا باید پرسید: "چگونه؟"
▫️پاسخ ساده است! زیرا ملت در خواب بودهاند!(همانطورکه بدون مطالعه، ۹۸درصد از ملت به یک قانون اساسی معیوب رای دادند).
◽️در بخش جامعه: طی سه دهه، طبقهی متوسط ایران تحت نوسانات شدید معیشتی در سراشیبی سقوط به خط فقر قرار گرفت. این طبقه و قشر کارگر و جمعیتهای مهاجرتکرده به شهرها، و حاشیهنشینها، در خیزشهای خودخواسته و خودبخودی و هر از گاه که همگی غیرفراگیر بوده و در غیاب جامعه مدنی و احزاب اصیل و نیرومند، دستاوردی نداشته، مهمترین عامل در استمرار دور باطلِ نظام کشورداری در ایران بوده.
@IranMetaChallenges
✍️نازنین صالحی – پژوهشگر توسعه
2⃣بخش دوم: بررسی متغیر درونزا
🗓۴شنبه - ۹ام خردادماه ۱۳۹۷
▪️۲. متغیر درونزا:
▫️نهضت جریان اسلامگرا به رهبری آیتالله خمینی و دیگر روحانیون و طلاب هوادار ایشان در سالهای ۱۳۴۲ تا ۱۳۵۷ بطور پیوسته ادامه داشت و در این فاصله جریانهای فکری دیگر نیز درقالب نواندیشان دینی(دکتر شریعتی، کنفدراسیون خارج از کشور، موتلفه، ملی مذهبیها و فداییان اسلام) رشد کردند و بسترساز انقلاب ۵۷ شدند. البته گروههای دیگری مانند مارکسیستها و سازمانهای چریکی، و مجاهدین خلق نیز در این بسترسازیها نقش داشتند.
◽️سال ۵۷، نظامی اسلامی – ایدئولوژیک در ایران رویکار آمد و در همان آغاز، جنگی هشتساله توشه و توان اقتصادی و زیرساختهای دو کشور ایران و عراق را رو به نابودی برد و پولهای انباشتهشدهی نفت هزینهی جنگ و نظامیگری شد.
◽️مطرحشدن ایدهی «صدور اسلام» و «شیطان بزرگ خواندن امریکا» بعنوان دو اصل اساسی سیاست خارجی جمهوری اسلامی، بسترساز ایجاد ساختارها و نهادهایی شد که در طول زمان علاوه بر صرف بودجههای کلان برای تجهیزات «دفاعی»، پای ایران را به دیگر کشورهای منطقه نیز باز کرد، و ایران را در مسیر انزوای سیاسی قرار داد.
◽️این نهادها و ساختارها همچنین، به طور گستردهای زمینههای رشد رانت سیاسی و فساد اقتصادی را بوجود آوردند. این رانت و فسادها بهتدریج ریشه دواندند و گسترش پیدا کردند و به مرور موجب تاراج سرمایههای ملی شدند.
◽️دو پیامد دیگر(که حاصل جهتگیریهای یادشدهی بالاست) نیز تکانههای سهمگینی را به پیکرهی اقتصاد ایران وارد ساخت: «تحریمهای هستهای» و «پذیرفتهنشدن عضویت ایران در WTO».
◽️در سیاست خارجی و منطقهای: نظام جمهوری اسلامی با چنین ساختاری، پس از پایان جنگ ۸ساله، درجهت پیادهسازی آرمانهای آیتالله خمینی و اهداف سیاست خارجی خود، یعنی «محو اسرائیل» و «گسترش شیعهگری در منطقه» و «ادعای رهبری مسلمین جهان» و «صدور انقلاب اسلامی»، فعالیتهای فرهنگی، و آموزش نظامی، و ایجاد مراکز اسلامی و مساجد، و ... در چهارگوشه جهان را آغاز کرد. از تاسیس دانشگاه اسلامی در قلب اروپا گرفته تا ایجاد مراکز حوزوی در افریقا، حمایت از جنبشها و نهضتهای شیعی در کشورهای عرب منطقه، حمایت از سازمانهای جهادی و مبارزان فلسطینی و تاسیس حزبالله لبنان و ... پیش رفت؛ و سپس بر سوریه و عراق، و افغانستان متمرکز شد.
◽️در سیاست داخلی: رشتهی کار به دست مدیران تجربهگرا، نالایق، ناوارد، و غالبا فاسد افتاد. روند فزایندهی فساد اداری و مالی از دولت نهم و دهم آغاز و به شکلگیری مافیاها و انحصارهای بزرگ رانتی منجر شد و فساد بصورت شبکهای و تارعنکبوتی سطوح مختلف و عرصههای مختلف را دربرگرفت.
سازمانهای اداری و مالی مانند بانکها و موسسات مالی با استفاده از رانت سیاسی و در خلاء وجود نهادهای ناظر مدنی و مردمی، دست بهکار غارت مردم شدند. موج ریختوپاشها، خاصه خرجیها، بذلوبخششها، موج فیشهای نجومی، موج اختلاسهای ریزودرشت، موج برونرفت سرمایهها به اشکال گوناگون، و بزرگترشدن بدنهی دولت و ساختارهای فرادولتی که بودجهی کشور را میبلعد و ... همه به نقطهی بحرانی رسیدند. وضعیتی که حاصل سوءمدیریت(یا به تعبیر برارپور «نظام کشورداری») در تمام سطوح و لایههای حکومت میباشد.
◽️ لازم به تاکید است؛ روند تباهی دستگاه حکومت ازطریق نفوذ یا با طرح و نقشه قبلی صورت نگرفته است، این روند ریشه تاریخی دارد. گروهی که در سیستم اجتماعی ناسالم بر مسند امور قرار میگیرند و به منابع دسترسی پیدا میکنند، بدون تردید فسادپذیرند! بههمین دلیل قاعدهی علمی تبیین این پدیده چنین است: از درون سیستم اجتماعی ناسالم، حکومت ناسالم بیرون میآید و برعکس! مهاجمان و فرصتطلبان و ... که برارپور اشاره کردهاند، از درون همین جامعه برخاستهاند.
◽️دستاندازی به منابع عظیم و بزرگ (ملی) یکباره رخ نمیدهد و برای چنین دستاندازیای در مقیاس بزرگ، ابتدا ساختارهایی ایجاد میشود و برای سرازیرشدن پول یا منابع دیگر بهاین ساختارها طرح و نقشههای استراتژیکی تدوین میشود. چنین است سازوکار این نوع دستیازیها که دستکم دو دهه طول کشیده است و دقیقا در همینجا باید پرسید: "چگونه؟"
▫️پاسخ ساده است! زیرا ملت در خواب بودهاند!(همانطورکه بدون مطالعه، ۹۸درصد از ملت به یک قانون اساسی معیوب رای دادند).
◽️در بخش جامعه: طی سه دهه، طبقهی متوسط ایران تحت نوسانات شدید معیشتی در سراشیبی سقوط به خط فقر قرار گرفت. این طبقه و قشر کارگر و جمعیتهای مهاجرتکرده به شهرها، و حاشیهنشینها، در خیزشهای خودخواسته و خودبخودی و هر از گاه که همگی غیرفراگیر بوده و در غیاب جامعه مدنی و احزاب اصیل و نیرومند، دستاوردی نداشته، مهمترین عامل در استمرار دور باطلِ نظام کشورداری در ایران بوده.
@IranMetaChallenges
ایران و اَبَرچالشهای آینده
نقدی بر یک یادداشت! ✍️نازنین صالحی–پژوهشگر توسعه 1️⃣بخش نخست 🗓۲شنبه - ۷ام خرداد۱۳۹۷ ✅چندروز پیش یادداشتی از کوروش برارپور باعنوان: "چرا «بیعدالتی»، «فساد» و «سرکوب»، باعث سقوط حکومتهای فاسد میشود؟" منتشر شد. بر این اساس، طرح پرسش تکمیلی زیر نیز ضروری…
نقدی بر یک یادداشت!
✍️نازنین صالحی – پژوهشگر توسعه
3⃣بخش سوم و پایانی: جمعبندی
🗓۵شنبه - دهم خردادماه ۱۳۹۷
✅جمعبندی و نتیجهگیری - تحلیل دوعاملی از عوامل برون و درونزا:
🔸هر چقدر «قدرت سیاسی» فشردهتر و متمرکزتر باشد، دایرهای که گرداگرد آن حلقه میزند تا سهمی از قدرت و ثروت را به چنگ آورد، بیشتر به سمت «حفظ وضع موجود» گرایش پیدا میکند.
🔸در واقع این دایره، سازوکار حفظ وضع موجود را میآفریند و با چنگودندان از آن محفاظت میکند. حال این سیستم را تحت عنوان «سوءمدیریت زمامداران سیاسی» بدانیم یا نظام کشورداری. این حلقهی قدرت برای حفظ وضع موجود با دو چالش روبروست:
▪️۱. قدرتهای خارجی و مناقشات و منازعات منطقهای با آنها که باید حلوفصل کند، به عنوان اولویت نخست.
▪️۲. فشارهای داخلی ناشی از نارضایتی گسترده مردم، که در اولویت قرار نمیگیرد و موکول میشود به پس از حل مساله نخست.
▫️درمورد اولویت نخست و راهکاری که برارپور در یادداشتشان پیشنهاد کرده، یعنی «جداسازی ایدئولوژی از سیاست»، شایان یادآوری است که فلسفهی وجودی نظام جمهوری اسلامی، صدور ایدئولوژی اوست و حراست از ارزشها و آرمانهای انقلاب(که در بالا به آنها اشاره شد).
◽️بنابراین، این راهکار دقیقا نقض ماهیت و فلسفهی وجودی این نظام و به معنی ناقوس مرگ انقلاب ۵۷ و آرمان اصلی این انقلاب است.
◽️همانطور که تئوریسینهای انقلاب اسلامی بارها شرح دادهاند(ازجمله آیتالله مصباح یزدی)، با این مضمون که: "مردم در تعیین سرنوشت نظام جمهوری اسلامی نقش اصلی را ندارند و اگر انتخابات در این کشور برگزار میشود فقط جنبهی صوری دارد"؛ حق تعیین سرنوشت ملت، با خدا و نمایندگان خدا است.
◽️مردم(یا امت اسلامی) در فقه اسلام سیاسی «صغیر» به حساب میآیند. بنابراین بر اساس اصول منتج از فقه شریعت مقدس، و بر اساس هدفگذاری و آرمان اصلی انقلاب، در نظام کشورداری، بهلحاظ سیاست خارجی، ایدئولوژی اسلامی تعیین کنندهی سیاست بوده و هست.
◽️بر این مبادی، اسرائیل و امریکا دو دشمن بزرگ و ابدی ما هستند، و با هیچیک از آنها امکان مصالحه و سازش یا برقراری رابطه وجود ندارد. سیاست داخلی نیز تا اندازهای در گروِ حل صورت مساله نخست و قدری نیز وابسته به اتفاق نظر و عزم دولتمردان در مبارزه با رانت و فساد مالی است.
◽️ابرچالش فروپاشی نظام، شاید چشمانداز چندان دقیقی نباشد. بویژه که این یک چالش اقتصادی است و این امکان وجود دارد که برای تخفیف آن راهکارهایی بکار بسته شود. کما اینکه اقدامهای دیپلماتیک از یکی-دو ماه پیش آغاز شده و هدف اصلی از این اقدامها همان «حفظ وضع موجود» است.
◽️اگر این تلاشها نتیجهای در بر نداشته باشد، ایدئولوژی را سر نمیبرند، بلکه برعکس بر قداست و حقانیت آن نزد امت میافزایند. تنها نتیجهی محتمل از این روند، یا استمرار نظام است و کنار آمدن مردم با شرایط، یا رادیکالیسم کور که حاصلی در بر نخواهد داشت. همچنین پوپولیسم ایرانی را نیز نباید دستکم گرفت.
✅راهحل چیست؟
۱. طبقه متوسطِ ناراضی که بار اصلی تغییر و تحولات سیاسی و پیگیری مطالبات اجتماعی را بر دوش دارد، باید با درپیشگرفتن رویکرد واقعبینیِ سیاسی به این باور برسد که نظام جمهوری اسلامی بر اساس ماهیت و آرمان انقلابی سال ۵۷ پیش رفته است و نمیتوان انتظار داشت که از این آرمان و هدف دست بردارد.
توجه به اصل يازدهم قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران که میگوید: "به حكم آيه كريمه «ان هذه امتكم امه واحده و انا ربكم فاعبدون» همه مسلمانان يك امتند و دولت جمهوري اسلامي ايران موظف است سياست كلي خود را بر پايه ائتلاف و اتحاد ملل اسلامي قرار دهد و كوشش پيگير به عمل آورد تا وحدت سياسي، اقتصادي و فرهنگي جهان اسلام را تحقق بخشد"، ضروری به نظر میرسد(به قسمت «موظف است» و «کوشش پیگیر به عمل آورد» توجه شود).
۲. مردم و آحاد جامعه باید واقعیت عملکرد تاریخی چند نسل خود را بپذیرند و با اتخاذ صبر تاریخی و عزم ایجاد اصلاحات تدریجی، در بینش و خواست عمومی خود بازنگری کنند و بر سر منافع جمعی در چشمانداز آینده به اتفاق نظر برسند. این چشم انداز شاید یکی دونسل را در بر بگیرد تا به یک «پارادایم تثبیت شده» برسد.
۳. زمامداران سیاسی باید عوامل تضعیف کنندهی کشورداری(مدیریت کلان) را که عبارتند از: رخنهی رانت و فساد اداری - مالی در مجموعهی دستگاههای تصمیمگیرنده و دستگاههای اجرایی پاکسازی کنند.
📝ویرایش و اصلاح: کانال ایران و ابرچالشهای آینده
@IranMetaChallenges
✍️نازنین صالحی – پژوهشگر توسعه
3⃣بخش سوم و پایانی: جمعبندی
🗓۵شنبه - دهم خردادماه ۱۳۹۷
✅جمعبندی و نتیجهگیری - تحلیل دوعاملی از عوامل برون و درونزا:
🔸هر چقدر «قدرت سیاسی» فشردهتر و متمرکزتر باشد، دایرهای که گرداگرد آن حلقه میزند تا سهمی از قدرت و ثروت را به چنگ آورد، بیشتر به سمت «حفظ وضع موجود» گرایش پیدا میکند.
🔸در واقع این دایره، سازوکار حفظ وضع موجود را میآفریند و با چنگودندان از آن محفاظت میکند. حال این سیستم را تحت عنوان «سوءمدیریت زمامداران سیاسی» بدانیم یا نظام کشورداری. این حلقهی قدرت برای حفظ وضع موجود با دو چالش روبروست:
▪️۱. قدرتهای خارجی و مناقشات و منازعات منطقهای با آنها که باید حلوفصل کند، به عنوان اولویت نخست.
▪️۲. فشارهای داخلی ناشی از نارضایتی گسترده مردم، که در اولویت قرار نمیگیرد و موکول میشود به پس از حل مساله نخست.
▫️درمورد اولویت نخست و راهکاری که برارپور در یادداشتشان پیشنهاد کرده، یعنی «جداسازی ایدئولوژی از سیاست»، شایان یادآوری است که فلسفهی وجودی نظام جمهوری اسلامی، صدور ایدئولوژی اوست و حراست از ارزشها و آرمانهای انقلاب(که در بالا به آنها اشاره شد).
◽️بنابراین، این راهکار دقیقا نقض ماهیت و فلسفهی وجودی این نظام و به معنی ناقوس مرگ انقلاب ۵۷ و آرمان اصلی این انقلاب است.
◽️همانطور که تئوریسینهای انقلاب اسلامی بارها شرح دادهاند(ازجمله آیتالله مصباح یزدی)، با این مضمون که: "مردم در تعیین سرنوشت نظام جمهوری اسلامی نقش اصلی را ندارند و اگر انتخابات در این کشور برگزار میشود فقط جنبهی صوری دارد"؛ حق تعیین سرنوشت ملت، با خدا و نمایندگان خدا است.
◽️مردم(یا امت اسلامی) در فقه اسلام سیاسی «صغیر» به حساب میآیند. بنابراین بر اساس اصول منتج از فقه شریعت مقدس، و بر اساس هدفگذاری و آرمان اصلی انقلاب، در نظام کشورداری، بهلحاظ سیاست خارجی، ایدئولوژی اسلامی تعیین کنندهی سیاست بوده و هست.
◽️بر این مبادی، اسرائیل و امریکا دو دشمن بزرگ و ابدی ما هستند، و با هیچیک از آنها امکان مصالحه و سازش یا برقراری رابطه وجود ندارد. سیاست داخلی نیز تا اندازهای در گروِ حل صورت مساله نخست و قدری نیز وابسته به اتفاق نظر و عزم دولتمردان در مبارزه با رانت و فساد مالی است.
◽️ابرچالش فروپاشی نظام، شاید چشمانداز چندان دقیقی نباشد. بویژه که این یک چالش اقتصادی است و این امکان وجود دارد که برای تخفیف آن راهکارهایی بکار بسته شود. کما اینکه اقدامهای دیپلماتیک از یکی-دو ماه پیش آغاز شده و هدف اصلی از این اقدامها همان «حفظ وضع موجود» است.
◽️اگر این تلاشها نتیجهای در بر نداشته باشد، ایدئولوژی را سر نمیبرند، بلکه برعکس بر قداست و حقانیت آن نزد امت میافزایند. تنها نتیجهی محتمل از این روند، یا استمرار نظام است و کنار آمدن مردم با شرایط، یا رادیکالیسم کور که حاصلی در بر نخواهد داشت. همچنین پوپولیسم ایرانی را نیز نباید دستکم گرفت.
✅راهحل چیست؟
۱. طبقه متوسطِ ناراضی که بار اصلی تغییر و تحولات سیاسی و پیگیری مطالبات اجتماعی را بر دوش دارد، باید با درپیشگرفتن رویکرد واقعبینیِ سیاسی به این باور برسد که نظام جمهوری اسلامی بر اساس ماهیت و آرمان انقلابی سال ۵۷ پیش رفته است و نمیتوان انتظار داشت که از این آرمان و هدف دست بردارد.
توجه به اصل يازدهم قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران که میگوید: "به حكم آيه كريمه «ان هذه امتكم امه واحده و انا ربكم فاعبدون» همه مسلمانان يك امتند و دولت جمهوري اسلامي ايران موظف است سياست كلي خود را بر پايه ائتلاف و اتحاد ملل اسلامي قرار دهد و كوشش پيگير به عمل آورد تا وحدت سياسي، اقتصادي و فرهنگي جهان اسلام را تحقق بخشد"، ضروری به نظر میرسد(به قسمت «موظف است» و «کوشش پیگیر به عمل آورد» توجه شود).
۲. مردم و آحاد جامعه باید واقعیت عملکرد تاریخی چند نسل خود را بپذیرند و با اتخاذ صبر تاریخی و عزم ایجاد اصلاحات تدریجی، در بینش و خواست عمومی خود بازنگری کنند و بر سر منافع جمعی در چشمانداز آینده به اتفاق نظر برسند. این چشم انداز شاید یکی دونسل را در بر بگیرد تا به یک «پارادایم تثبیت شده» برسد.
۳. زمامداران سیاسی باید عوامل تضعیف کنندهی کشورداری(مدیریت کلان) را که عبارتند از: رخنهی رانت و فساد اداری - مالی در مجموعهی دستگاههای تصمیمگیرنده و دستگاههای اجرایی پاکسازی کنند.
📝ویرایش و اصلاح: کانال ایران و ابرچالشهای آینده
@IranMetaChallenges
Forwarded from ایران و اَبَرچالشهای آینده
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🔸لزوم تخصصگرایی و جوانگزینی، و ضرورت بیعُرضهزدایی در نظام کشورداری ایران!
کانال ایران و ابرچالشهای آینده
@IranMetaChallenges
کانال ایران و ابرچالشهای آینده
@IranMetaChallenges
@YadeAyyaam
گلهای تازه - 132
🔸گلهای تازه: شماره 132
🎤خواننده: محمودی خوانساری
🎻باهمکاری: اسدالله ملک، فرهنگ شریف، افتتاح
🎅اشعار: حافظ
🎼 آهنگ: ابوعطا
🎧 گوینده: آذر پژوهش
@yadeAyyaam
@IranMetaChallenges
🎤خواننده: محمودی خوانساری
🎻باهمکاری: اسدالله ملک، فرهنگ شریف، افتتاح
🎅اشعار: حافظ
🎼 آهنگ: ابوعطا
🎧 گوینده: آذر پژوهش
@yadeAyyaam
@IranMetaChallenges
Forwarded from مستانه
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
👈موج دومِ خیزش گرسنگان و جنبش چیزباختگان در ایران در راه است!
✅رئیس اتحادیه اغذیه فروشان مواد غذائی گفت: امروز فروش اصلی اغذیهفروشان و ساندویچیها، فلافل است زیرا قیمت آن ارزان است.
◽️اسدالله احمدی شهریور در گفتوگو با ایلنا درخصوص وضعیت اعضای این اتحادیه گفت: ما نیز مانند تمامی ۱۳۵ صنف فعال در تهران دچار رکود هستیم و اینکه چون حوزه فعالیت ما غذایی است پس کمترین رکود را داشتهایم، درست نیست.
◽️وی تاکید کرد: امروز مردم به دنبال یک غذای شکمپرکن هستند نه غذای دارای پروتئین.
◽️رئیس اتحادیه اغذیه فروشان مواد غذائی ادامه داد: در چندسال اخیر به وضوح قدرت خرید مردم کاهش پیدا کرده و از طرف دیگر قیمت مواد اولیه نیز افزایش داشته است.
◽️احمدی تاکید کرد: امروز فروش اصلی اغذیهفروشان و ساندویچیها، فلافل است زیرا قیمت آن ارزان است. امروز مردم به دنبال یک غذای شکمپرکن هستند نه دارای پروتئین یا سایر مواد غذایی دیگر.
✅ موج دوم اعتراض گرسنگان و چیزباختگان در راه است، بسیار قویتر از دیماه ۱۳۹۶!
🔻کانال ایران و ابرچالشهای آینده
@IranMetaChallenges
منبع:
https://www.ilnanews.com/%D8%A8%D8%AE%D8%B4-%25D8%25A7%25D9%2582%25D8%25AA%25D8%25B5%25D8%25A7%25D8%25AF%25DB%258C-4/628291-%25D9%2581%25D8%25B1%25D9%2588%25D8%25B4-%25D8%25A7%25D8%25B5%25D9%2584%25DB%258C-%25D8%25B3%25D8%25A7%25D9%2586%25D8%25AF%25D9%2588%25DB%258C%25DA%2586%25DB%258C-%25D9%2587%25D8%25A7-%25D9%2581%25D9%2584%25D8%25A7%25D9%2581%25D9%2584-%25D8%25B4%25D8%25AF%25D9%2587-%25D8%25A7%25D8%25B3%25D8%25AA-%25D8%25A8%25DB%258C%25D8%25B4-%25D8%25A7%25D8%25B2-%25D9%2588%25D8%25A7%25D8%25AD%25D8%25AF-%25D8%25AA%25D8%25B9%25D8%25B7%25DB%258C%25D9%2584-%25D8%25B4%25D8%25AF%25D9%2587-%25D8%25A7%25D9%2586%25D8%25AF-%25D8%25A7%25D8%25AE%25D8%25B0-%25D9%2585%25D8%25A7%25D9%2584%25DB%258C%25D8%25A7%25D8%25AA-%25D8%25A8%25D8%25A7-%25D9%2588%25D8%25AC%25D9%2588%25D8%25AF-%25D8%25B1%25DA%25A9%25D9%2588%25D8%25AF-%25DA%25A9%25D9%2585%25D8%25B1-%25D9%2588%25D8%25A7%25D8%25AD%25D8%25AF%25D9%2587%25D8%25A7%25DB%258C-%25D8%25B5%25D9%2586%25D9%2581%25DB%258C-%25D8%25B1%25D8%25A7-%25D8%25B4%25DA%25A9%25D8%25B3%25D8%25AA%25D9%2587-%25D8%25A7%25D8%25B3%25D8%25AA-%25D8%25B1%25D9%2582%25DB%258C%25D8%25A8-%25D8%25A7%25D8%25B5%25D9%2584%25DB%258C-%25D9%2585%25D8%25A7-%25D8%25B4%25D9%2587%25D8%25B1%25D8%25AF%25D8%25A7%25D8%25B1%25DB%258C-%25D8%25A7%25D8%25B3%25D8%25AA
✅رئیس اتحادیه اغذیه فروشان مواد غذائی گفت: امروز فروش اصلی اغذیهفروشان و ساندویچیها، فلافل است زیرا قیمت آن ارزان است.
◽️اسدالله احمدی شهریور در گفتوگو با ایلنا درخصوص وضعیت اعضای این اتحادیه گفت: ما نیز مانند تمامی ۱۳۵ صنف فعال در تهران دچار رکود هستیم و اینکه چون حوزه فعالیت ما غذایی است پس کمترین رکود را داشتهایم، درست نیست.
◽️وی تاکید کرد: امروز مردم به دنبال یک غذای شکمپرکن هستند نه غذای دارای پروتئین.
◽️رئیس اتحادیه اغذیه فروشان مواد غذائی ادامه داد: در چندسال اخیر به وضوح قدرت خرید مردم کاهش پیدا کرده و از طرف دیگر قیمت مواد اولیه نیز افزایش داشته است.
◽️احمدی تاکید کرد: امروز فروش اصلی اغذیهفروشان و ساندویچیها، فلافل است زیرا قیمت آن ارزان است. امروز مردم به دنبال یک غذای شکمپرکن هستند نه دارای پروتئین یا سایر مواد غذایی دیگر.
✅ موج دوم اعتراض گرسنگان و چیزباختگان در راه است، بسیار قویتر از دیماه ۱۳۹۶!
🔻کانال ایران و ابرچالشهای آینده
@IranMetaChallenges
منبع:
https://www.ilnanews.com/%D8%A8%D8%AE%D8%B4-%25D8%25A7%25D9%2582%25D8%25AA%25D8%25B5%25D8%25A7%25D8%25AF%25DB%258C-4/628291-%25D9%2581%25D8%25B1%25D9%2588%25D8%25B4-%25D8%25A7%25D8%25B5%25D9%2584%25DB%258C-%25D8%25B3%25D8%25A7%25D9%2586%25D8%25AF%25D9%2588%25DB%258C%25DA%2586%25DB%258C-%25D9%2587%25D8%25A7-%25D9%2581%25D9%2584%25D8%25A7%25D9%2581%25D9%2584-%25D8%25B4%25D8%25AF%25D9%2587-%25D8%25A7%25D8%25B3%25D8%25AA-%25D8%25A8%25DB%258C%25D8%25B4-%25D8%25A7%25D8%25B2-%25D9%2588%25D8%25A7%25D8%25AD%25D8%25AF-%25D8%25AA%25D8%25B9%25D8%25B7%25DB%258C%25D9%2584-%25D8%25B4%25D8%25AF%25D9%2587-%25D8%25A7%25D9%2586%25D8%25AF-%25D8%25A7%25D8%25AE%25D8%25B0-%25D9%2585%25D8%25A7%25D9%2584%25DB%258C%25D8%25A7%25D8%25AA-%25D8%25A8%25D8%25A7-%25D9%2588%25D8%25AC%25D9%2588%25D8%25AF-%25D8%25B1%25DA%25A9%25D9%2588%25D8%25AF-%25DA%25A9%25D9%2585%25D8%25B1-%25D9%2588%25D8%25A7%25D8%25AD%25D8%25AF%25D9%2587%25D8%25A7%25DB%258C-%25D8%25B5%25D9%2586%25D9%2581%25DB%258C-%25D8%25B1%25D8%25A7-%25D8%25B4%25DA%25A9%25D8%25B3%25D8%25AA%25D9%2587-%25D8%25A7%25D8%25B3%25D8%25AA-%25D8%25B1%25D9%2582%25DB%258C%25D8%25A8-%25D8%25A7%25D8%25B5%25D9%2584%25DB%258C-%25D9%2585%25D8%25A7-%25D8%25B4%25D9%2587%25D8%25B1%25D8%25AF%25D8%25A7%25D8%25B1%25DB%258C-%25D8%25A7%25D8%25B3%25D8%25AA
Forwarded from ایران و اَبَرچالشهای آینده
🔸ضمن عرض خوشامدگویی به اعضای محترمی که بهتازگی افتخار حضورشان در «کانال ایران و ابرچالش های آینده» نصیبمان شده است؛ مطالعه سه یادداشت مرتبط بهم زیر را به شما فرزانگان پیشنهاد میکنیم:
1️⃣https://t.me/IranMetaChallenges/11
2️⃣https://t.me/IranMetaChallenges/14
3️⃣https://t.me/IranMetaChallenges/173
🆔https://t.me/IranMetaChallenges
1️⃣https://t.me/IranMetaChallenges/11
2️⃣https://t.me/IranMetaChallenges/14
3️⃣https://t.me/IranMetaChallenges/173
🆔https://t.me/IranMetaChallenges
Telegram
ایران و اَبَرچالشهای آینده
❓«دوره ی تکرارِ» اعتراضات مدنی و آشوب های خیابانی در ایران و «زمان دو برابر شدنِ» آنها از لحظه ی فراجهش ناگهانی تا جهش کامل شان چقدر است؟
✍🏻کوروش برارپور – پژوهشگر آزاد(و بیطرف) و کنشگر توسعه
📆شنبه - ۱۴ بهمنماه ۱۳۹۶
🔸اشاره: این یادداشت، چکیده ای است…
✍🏻کوروش برارپور – پژوهشگر آزاد(و بیطرف) و کنشگر توسعه
📆شنبه - ۱۴ بهمنماه ۱۳۹۶
🔸اشاره: این یادداشت، چکیده ای است…
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
🔻چرا با وضعیت کنونیِ حکمرانی در ایران، ما نمیتوانیم به مرجعیت علمی دستیابیم؟!
🔺دکتر رضا منصوری پاسخ میدهد
🔸همایشِ «دستیابی به مرجعیت علمی»، دانشگاه علوم پزشکی اصفهان -اسفند۹۶
@IranMetaChallenges
🔺دکتر رضا منصوری پاسخ میدهد
🔸همایشِ «دستیابی به مرجعیت علمی»، دانشگاه علوم پزشکی اصفهان -اسفند۹۶
@IranMetaChallenges