فرجام بازیگران فساد در ایران!
✍کوروش برارپور - پژوهشگر آزاد(و بیطرف) و کنشگر توسعه
🗓 ۵شنبه - ۲۰ام اردیبهشتماه ۱۳۹۷
🔸در این یادداشت، با بهرهگیری از استعارهی «موشهای خونآشام» به پیشبینی فرجام کارگردانان و بازیگران بازی فساد در ایران پرداخته میشود!
✅ استعارهی «موشهای خونآشام»:
منابع غذایی غنی و نامحدود در مزرعهای سبب میشد تا موشهای موجود در آن مزرعه، از آن بعنوان زیستگاهی مناسب برای زاد و ولدهای بیرویهی خود استفاده کنند. موشها بدون هیچگونه محدودیتی از منابع موجود در مزرعه استفاده میکردند. این پدیده سبب میشد تا نرخ رشد زاد و ولد آنها دچار فراجهشی ناگهانی(Overshoot) شود.
✅ استفاده کشاورزان از سموم شیمیایی نیز نهتنها اوضاع را بهتر نمیکرد بلکه سبب میشد تا موشها دچار جهش ژنتیکی شده و جثهی برخی از آنها بهشکل غیرمنتظرهای بزرگ و بزرگتر شود!
✅ مدیران مزرعه با مشورت زیستشناسان تصمیم گرفتند تا با بهرهگیری از روشهای بایولوژیک اقدام به مهار نرخ رشد بیرویهی جمعیت موشها و توقف آن کنند.
✅ آنها برای اجرایی کردن سیاست «مهار نرخ رشد جمعیت موشها» در گوشهای از مزرعه، اقدام به ساخت قفسی بتونی کردند و سپس پنج جفت از آن موشها را در درونش رها کردند. موشهای درون قفس از آب فراوان و غذای باکیفیت و نامحدودی تغذیه میکردند! بههمین دلیل پس از مدتزمان کوتاهی حجم جمعیت آنها با نرخ رشد فزایندهتری به دههزار قطعه، فراجهش ناگهانی یافت.
✅ زمانی که حجم جمعیت موشها به حد نهایی خود(دههزار قطعه) رسید، آب و کلیه جیرههای غذاییشان قطع شد. از آن پس موشها برای رفع تشنگی، خون یکدیگر را میمکیدند و برای رفع گرسنگی نیز، گوشت یکدیگر را میجویدند! این پدیده باعث میشد تا اگرچه از حجم جمعیت موشها روز به روز کاسته شود ولی موشهای باقیمانده، به موشهایی خونآشام تبدیل شده بودند!
✅ زمانیکه حجم جمعیت موشهای خونآشام دچار فرا اُفت ناگهانی (Collapse) شد و به پنجهزار قطعه رسید، مدیران مزرعه متوجه نوعی یادگیری عادتی(Adaptive Learning) در موشها برای آشامیدن خون و خوردن گوشت یکدیگر شدند! در این وضعیت، درب قفس بتنی را باز و همگی آنها را رها و بسوی مزرعهی پر از موشهای معمولی هدایت کردند!
✅ پس از ورود موشهای خونآشام به درون مزرعه، اتفاق جالبی افتاد. زیرا موشهای رها شده ابتدا اقدام به مکیدن خون و خوردن گوشت موشهای بومیِ داخل مزرعه کردند و سپس، پس از، از بین بردن تمامی آنها، به شکل بیرحمانهای شروع به قلع و قمع یکدیگر کردند تا اینکه تنها یک قطعه از آنها باقی ماند!
پس از مدت کوتاهی، تنها موش باقیمانده در مزرعه نیز اقدام به خودزنی و خودکشی کرد و بدین ترتیب نسل آنها منقرض شد!
✅ نتیجه: اتفاقی که در رابطه با ابرچالش فساد در نظام کشورداری ایران رخ داده، بیشباهت با مزرعهی موشهای خونآشام نیست!
◽️بدینمفهوم که؛ کارگردانان سیستم تاراج (Spoil System) در ایران، درطول زمان اقدام به تولید و بازتولید بازیگران دستآموزی کردهاند تا به تاراج و چپاول منابع ملی کشورمان مبادرت ورزند. در چنین شرایطی، با توجه به اینکه دستگاههای امنیتی، قضایی و تقنینی کشورمان که بطور ذاتی باید با چنین اقدامات مجرمانه و تبهکارانهای مقابله کنند نیز در دام این بازی گرفتار شدهاند، در نتیجه بازی فساد در ایران به یک بازی سیستماتیک تبدیل شده و مهار آن، امری نشدنی مینمایاند!
◽️در این وضعیت، باتوجه به اینکه نهادهای امنیتی، قضایی و تقنینی کشورمان کارکردهای اصلی خود را از دست دادهاند، بنابراین بازیگران فساد ضمن افشای پروندههای فساد یکدیگر به معرفی کارگردانان اصلی و غالبا پنهان بازی فساد در ایران نیز میپردازند!
◽️یعنی باتوجه به اینکه مقولهی فساد در ایران مهارناپذیر نشان میدهد، این وضعیت تاجایی ادامه مییابد تا گروهی از کارگردانان و بازیگران فساد که از بدنهی حاکمیت جدا شدهاند، منبعی برای تغذیه و ادامهی حیات نیابند. در چنین شرایطی، این گروه از بازیگران تبهکار با همراهی جمع زیادی از معترضان مردمی به نابودی و متلاشی کردن باندهای غالبا تبهکار صحنهی بازی قدرت میپردازند تا نظام کشورداری ایران در وضعیتی نوپدید به تعادل برسد!
🔻در چنین شرایط نوپدیدی، «ژن خوبهایی» که در زیر سایهی «الطاف پدر» و به لطف الطاف ملوکانهی «دولتهای رانتی» ظهور و بروز پیدا کردهاند نیز، گرفتار سرنوشتی شبیه به «سرنوشت پدر» و موشهای بومیِ ساکن در مزرعهی رمان قصهی ما خواهند شد! و زمانیکه در شرایط نوپدید در زیر تیغ قانون گرفتار میشوند، با لحن ملتمسانهای خواهند گفت: "بابایییییییی"!
📔 منبع: فرازی از کتاب درسی و دانشگاهی در دست نگارش «پویاییشناسی توسعه» به قلم کوروش برارپور
⚛ مدلهای سیستمی و معادلات دیفرانسیل، نزد نگارنده محفوظ است.
@IranMetaChallenges
✍کوروش برارپور - پژوهشگر آزاد(و بیطرف) و کنشگر توسعه
🗓 ۵شنبه - ۲۰ام اردیبهشتماه ۱۳۹۷
🔸در این یادداشت، با بهرهگیری از استعارهی «موشهای خونآشام» به پیشبینی فرجام کارگردانان و بازیگران بازی فساد در ایران پرداخته میشود!
✅ استعارهی «موشهای خونآشام»:
منابع غذایی غنی و نامحدود در مزرعهای سبب میشد تا موشهای موجود در آن مزرعه، از آن بعنوان زیستگاهی مناسب برای زاد و ولدهای بیرویهی خود استفاده کنند. موشها بدون هیچگونه محدودیتی از منابع موجود در مزرعه استفاده میکردند. این پدیده سبب میشد تا نرخ رشد زاد و ولد آنها دچار فراجهشی ناگهانی(Overshoot) شود.
✅ استفاده کشاورزان از سموم شیمیایی نیز نهتنها اوضاع را بهتر نمیکرد بلکه سبب میشد تا موشها دچار جهش ژنتیکی شده و جثهی برخی از آنها بهشکل غیرمنتظرهای بزرگ و بزرگتر شود!
✅ مدیران مزرعه با مشورت زیستشناسان تصمیم گرفتند تا با بهرهگیری از روشهای بایولوژیک اقدام به مهار نرخ رشد بیرویهی جمعیت موشها و توقف آن کنند.
✅ آنها برای اجرایی کردن سیاست «مهار نرخ رشد جمعیت موشها» در گوشهای از مزرعه، اقدام به ساخت قفسی بتونی کردند و سپس پنج جفت از آن موشها را در درونش رها کردند. موشهای درون قفس از آب فراوان و غذای باکیفیت و نامحدودی تغذیه میکردند! بههمین دلیل پس از مدتزمان کوتاهی حجم جمعیت آنها با نرخ رشد فزایندهتری به دههزار قطعه، فراجهش ناگهانی یافت.
✅ زمانی که حجم جمعیت موشها به حد نهایی خود(دههزار قطعه) رسید، آب و کلیه جیرههای غذاییشان قطع شد. از آن پس موشها برای رفع تشنگی، خون یکدیگر را میمکیدند و برای رفع گرسنگی نیز، گوشت یکدیگر را میجویدند! این پدیده باعث میشد تا اگرچه از حجم جمعیت موشها روز به روز کاسته شود ولی موشهای باقیمانده، به موشهایی خونآشام تبدیل شده بودند!
✅ زمانیکه حجم جمعیت موشهای خونآشام دچار فرا اُفت ناگهانی (Collapse) شد و به پنجهزار قطعه رسید، مدیران مزرعه متوجه نوعی یادگیری عادتی(Adaptive Learning) در موشها برای آشامیدن خون و خوردن گوشت یکدیگر شدند! در این وضعیت، درب قفس بتنی را باز و همگی آنها را رها و بسوی مزرعهی پر از موشهای معمولی هدایت کردند!
✅ پس از ورود موشهای خونآشام به درون مزرعه، اتفاق جالبی افتاد. زیرا موشهای رها شده ابتدا اقدام به مکیدن خون و خوردن گوشت موشهای بومیِ داخل مزرعه کردند و سپس، پس از، از بین بردن تمامی آنها، به شکل بیرحمانهای شروع به قلع و قمع یکدیگر کردند تا اینکه تنها یک قطعه از آنها باقی ماند!
پس از مدت کوتاهی، تنها موش باقیمانده در مزرعه نیز اقدام به خودزنی و خودکشی کرد و بدین ترتیب نسل آنها منقرض شد!
✅ نتیجه: اتفاقی که در رابطه با ابرچالش فساد در نظام کشورداری ایران رخ داده، بیشباهت با مزرعهی موشهای خونآشام نیست!
◽️بدینمفهوم که؛ کارگردانان سیستم تاراج (Spoil System) در ایران، درطول زمان اقدام به تولید و بازتولید بازیگران دستآموزی کردهاند تا به تاراج و چپاول منابع ملی کشورمان مبادرت ورزند. در چنین شرایطی، با توجه به اینکه دستگاههای امنیتی، قضایی و تقنینی کشورمان که بطور ذاتی باید با چنین اقدامات مجرمانه و تبهکارانهای مقابله کنند نیز در دام این بازی گرفتار شدهاند، در نتیجه بازی فساد در ایران به یک بازی سیستماتیک تبدیل شده و مهار آن، امری نشدنی مینمایاند!
◽️در این وضعیت، باتوجه به اینکه نهادهای امنیتی، قضایی و تقنینی کشورمان کارکردهای اصلی خود را از دست دادهاند، بنابراین بازیگران فساد ضمن افشای پروندههای فساد یکدیگر به معرفی کارگردانان اصلی و غالبا پنهان بازی فساد در ایران نیز میپردازند!
◽️یعنی باتوجه به اینکه مقولهی فساد در ایران مهارناپذیر نشان میدهد، این وضعیت تاجایی ادامه مییابد تا گروهی از کارگردانان و بازیگران فساد که از بدنهی حاکمیت جدا شدهاند، منبعی برای تغذیه و ادامهی حیات نیابند. در چنین شرایطی، این گروه از بازیگران تبهکار با همراهی جمع زیادی از معترضان مردمی به نابودی و متلاشی کردن باندهای غالبا تبهکار صحنهی بازی قدرت میپردازند تا نظام کشورداری ایران در وضعیتی نوپدید به تعادل برسد!
🔻در چنین شرایط نوپدیدی، «ژن خوبهایی» که در زیر سایهی «الطاف پدر» و به لطف الطاف ملوکانهی «دولتهای رانتی» ظهور و بروز پیدا کردهاند نیز، گرفتار سرنوشتی شبیه به «سرنوشت پدر» و موشهای بومیِ ساکن در مزرعهی رمان قصهی ما خواهند شد! و زمانیکه در شرایط نوپدید در زیر تیغ قانون گرفتار میشوند، با لحن ملتمسانهای خواهند گفت: "بابایییییییی"!
📔 منبع: فرازی از کتاب درسی و دانشگاهی در دست نگارش «پویاییشناسی توسعه» به قلم کوروش برارپور
⚛ مدلهای سیستمی و معادلات دیفرانسیل، نزد نگارنده محفوظ است.
@IranMetaChallenges
Forwarded from اینجا کلاردشت
تکنوازان برنامه شماره 421 دشتی
استادان جلیل شهناز ، پرویز یاحقی ،
منصور صارمی و جهانگیر ملک
@delnaavazan
استادان جلیل شهناز ، پرویز یاحقی ،
منصور صارمی و جهانگیر ملک
@delnaavazan
معمای توسعهنیافتگیِ ایران!
✍کوروش برارپور - پژوهشگر آزاد(و بیطرف) و کنشگر توسعه
1⃣ قسمت نخست: چرا در دانشگاههای ایران، کسی نیست که فکر کند؟!
🗓 جمعه - ۲۱ام اردیبهشتماه ۱۳۹۷
❓پرسش روز: چرا ترامپ برجام را پاره کرد؟!
✅..... اواخر دهه ۱۳۷۰خورشیدی، برای انجام فاز نخست مطالعات کتابخانهای و میدانیام بر روی مباحث توسعه و مسایل ایران و با هدف ایجاد یک NGO، به زادگاهم کلاردشت سفر کردهبودم. در آن زمان از همشهریانم میخواستم تا موثرترین افراد آن جامعه محلی را به من معرفی کنند. آنها نیز معمولا پاسخ میدادند: "فلانی و فلانی و ..."! من نیز بخاطر اینکه اغلب این فلانیها را نمیشناختم، طبیعی بود که بپرسم: "اینها کی هستند؟"
✅در پویایی بازگشتی، اغلب پرسش شوندگان نیز پاسخ میدادند: "همانیکه ماکسیما دارد"! یا "همانیکه بولدوزر دارد"! یا "همانیکه تراکتور دارد"! یا "همانیکه در دستگاههای دولتی نفوذ دارد و پسرم را به کاری مشغول کرده"! یا "همانیکه بازیگر سینماست"! یا "همانیکه ورزشکار است"! یا "همانیکه خبرنگار و مجری صداوسیماست"! یا "آن روضه خوانی که صدای خوبی دارد و در ایام محرم روضهی دلنشینی میخواند"! یا "همانیکه خَعلی زرنگه و ازطریق نفوذ در دستگاههای حکومتی، دهها هکتار از جنگلها و منابع طبیعی را تصاحب کرده است"! یا......!
✅در ادامه، من نیز میگفتم: "چطور از من انتظار دارید افرادی را از روی ماکسیما یا بولدوزر یا تراکتورشان بشناسم در حالیکه خودشان را نمیشناسم؟! آیا اینها صاحب تفکر مدرنِ توسعهاند؟ آیا میتوان ازطریق کاوشگر گوگل به آن تفکر مدرنی که اینها حاملش هستند، دسترسی پیدا کرد؟"!
✅از این کنش و واکنشهای پویای برخی از همشهریانم و نوع نگاهشان به جایگاه اجتماعی دیگر شهروندان متوجه شدم معیار برتری افراد در آن جامعهی محلی، همه چیز است جز فکر، تفکر و انسان متفکر!
◽️پول، ماشین، ویلا، تیزبازی، زرنگبازی و ...، همگی حاوی و حامل بار ارزشی مثبتاند اما فکر، تفکر و انسان متفکر خیر! بر این اساس، من نیز از برخی از آنها میپرسیدم: "پس، انسان متفکر شهرمان چه کسی است"؟
◽️اغلب آنها نیز پاسخ میدادند: "متفکررررررررررررررر؟! چه سوالی؟! تا بهحال بهآن فکر نکرده بودیم! ..... گمان کنیم فلانی متفکر باشد زیرا کتابی نوشته است!"!
✅از سوی دیگر، طی دهسال گذشته تاکنون با بیشتر سیاستپیشگان عالیرتبه ایران(وزیر به بالا) دیدار یا دیدارهایی داشتهام و چالشهای یادشده را به شکل دیگری با آنها مطرح کردهام! ◽️در نخستین دیدارم، از هریک از آنها میپرسیدم: "آیا نیکی کریمی یا هدیه تهرانی یا حسین رضازاده یا علی دایی یا حاج منصور ارضی یا حاج سعید حدادیان یا ... را میشناسید؟"!
◽️پاسخ همگی آنها «آری» بود!
◽️سپس از ایشان میپرسیدم: "آیا این افرادی را که نام بردم، صاحب تفکرند که شما بعنوان مسئول مملکتی آنها را میشناسید؟"! همگی آنها پاسخی جز نگاه فقیه اندر سفیه، چیز دیگری برای ارایه نداشتند!
◽️سپس از آنها می پرسیدم: "آیا من و بسیاری از خیرخواهانی که دارند بصورت داوطلبانه و با هزینههای شخصی برای کشورشان پژوهش میکنند را میشناسید؟"!
◽️همگی آنها پاسخ میدادند: "خیر"!
◽️در ادامه، من نیز میگفتم: "شما چطور مسئول مملکتی هستید که فرایندی را طراحی نکردهاید تا طی آن، کسانی را که بیآنکه از جایی حمایت مالی، امنیتی و قضایی شوند و داوطلبانه برای توسعه کشورشان فکر میکنند را شناسایی کنید و سپس از تفکر آنها برای توسعه ایران استفاده کنید؟"!
◽️پاسخ همگی آنها چیزی جز «سرافکندی قَجَری» نبود!
ادامه دارد ...
📔 منبع: فرازی از کتاب در دست نگارش «زنده باد توسعه»، به قلم کوروش برارپور
@IranMetaChallenges
✍کوروش برارپور - پژوهشگر آزاد(و بیطرف) و کنشگر توسعه
1⃣ قسمت نخست: چرا در دانشگاههای ایران، کسی نیست که فکر کند؟!
🗓 جمعه - ۲۱ام اردیبهشتماه ۱۳۹۷
❓پرسش روز: چرا ترامپ برجام را پاره کرد؟!
✅..... اواخر دهه ۱۳۷۰خورشیدی، برای انجام فاز نخست مطالعات کتابخانهای و میدانیام بر روی مباحث توسعه و مسایل ایران و با هدف ایجاد یک NGO، به زادگاهم کلاردشت سفر کردهبودم. در آن زمان از همشهریانم میخواستم تا موثرترین افراد آن جامعه محلی را به من معرفی کنند. آنها نیز معمولا پاسخ میدادند: "فلانی و فلانی و ..."! من نیز بخاطر اینکه اغلب این فلانیها را نمیشناختم، طبیعی بود که بپرسم: "اینها کی هستند؟"
✅در پویایی بازگشتی، اغلب پرسش شوندگان نیز پاسخ میدادند: "همانیکه ماکسیما دارد"! یا "همانیکه بولدوزر دارد"! یا "همانیکه تراکتور دارد"! یا "همانیکه در دستگاههای دولتی نفوذ دارد و پسرم را به کاری مشغول کرده"! یا "همانیکه بازیگر سینماست"! یا "همانیکه ورزشکار است"! یا "همانیکه خبرنگار و مجری صداوسیماست"! یا "آن روضه خوانی که صدای خوبی دارد و در ایام محرم روضهی دلنشینی میخواند"! یا "همانیکه خَعلی زرنگه و ازطریق نفوذ در دستگاههای حکومتی، دهها هکتار از جنگلها و منابع طبیعی را تصاحب کرده است"! یا......!
✅در ادامه، من نیز میگفتم: "چطور از من انتظار دارید افرادی را از روی ماکسیما یا بولدوزر یا تراکتورشان بشناسم در حالیکه خودشان را نمیشناسم؟! آیا اینها صاحب تفکر مدرنِ توسعهاند؟ آیا میتوان ازطریق کاوشگر گوگل به آن تفکر مدرنی که اینها حاملش هستند، دسترسی پیدا کرد؟"!
✅از این کنش و واکنشهای پویای برخی از همشهریانم و نوع نگاهشان به جایگاه اجتماعی دیگر شهروندان متوجه شدم معیار برتری افراد در آن جامعهی محلی، همه چیز است جز فکر، تفکر و انسان متفکر!
◽️پول، ماشین، ویلا، تیزبازی، زرنگبازی و ...، همگی حاوی و حامل بار ارزشی مثبتاند اما فکر، تفکر و انسان متفکر خیر! بر این اساس، من نیز از برخی از آنها میپرسیدم: "پس، انسان متفکر شهرمان چه کسی است"؟
◽️اغلب آنها نیز پاسخ میدادند: "متفکررررررررررررررر؟! چه سوالی؟! تا بهحال بهآن فکر نکرده بودیم! ..... گمان کنیم فلانی متفکر باشد زیرا کتابی نوشته است!"!
✅از سوی دیگر، طی دهسال گذشته تاکنون با بیشتر سیاستپیشگان عالیرتبه ایران(وزیر به بالا) دیدار یا دیدارهایی داشتهام و چالشهای یادشده را به شکل دیگری با آنها مطرح کردهام! ◽️در نخستین دیدارم، از هریک از آنها میپرسیدم: "آیا نیکی کریمی یا هدیه تهرانی یا حسین رضازاده یا علی دایی یا حاج منصور ارضی یا حاج سعید حدادیان یا ... را میشناسید؟"!
◽️پاسخ همگی آنها «آری» بود!
◽️سپس از ایشان میپرسیدم: "آیا این افرادی را که نام بردم، صاحب تفکرند که شما بعنوان مسئول مملکتی آنها را میشناسید؟"! همگی آنها پاسخی جز نگاه فقیه اندر سفیه، چیز دیگری برای ارایه نداشتند!
◽️سپس از آنها می پرسیدم: "آیا من و بسیاری از خیرخواهانی که دارند بصورت داوطلبانه و با هزینههای شخصی برای کشورشان پژوهش میکنند را میشناسید؟"!
◽️همگی آنها پاسخ میدادند: "خیر"!
◽️در ادامه، من نیز میگفتم: "شما چطور مسئول مملکتی هستید که فرایندی را طراحی نکردهاید تا طی آن، کسانی را که بیآنکه از جایی حمایت مالی، امنیتی و قضایی شوند و داوطلبانه برای توسعه کشورشان فکر میکنند را شناسایی کنید و سپس از تفکر آنها برای توسعه ایران استفاده کنید؟"!
◽️پاسخ همگی آنها چیزی جز «سرافکندی قَجَری» نبود!
ادامه دارد ...
📔 منبع: فرازی از کتاب در دست نگارش «زنده باد توسعه»، به قلم کوروش برارپور
@IranMetaChallenges
معمای توسعهنیافتگیِ ایران!
✍کوروش برارپور - پژوهشگر آزاد(و بیطرف) و کنشگر توسعه
2⃣ قسمت دوم: آیا در دانشگاههای ایران، کسی هست که فکر کند؟!
🗓 جمعه - ۲۱ام اردیبهشتماه ۱۳۹۷
❓پرسش روز: چرا ترامپ برجام را پاره کرد؟!
✅ حدود یکدهه استکه چالشی را درقالب گزارهای پرسشی با دانشجویان و اعضای هیات علمی دانشگاههای دولتی شهر تهران در میان میگذارم و میپرسم: "من در این دانشگاه بهدنبال کسی میگردم که فکر کند. آیا میتوانید کسی را به من معرفی کنید که فکر کند؟!"!
◽️آنها نیز در ابتدا به سهشکل به من پاسخ میدهند:
1⃣ گروه نخست میگوید: "پرسش شما مفهوم نیست"! که من نیز معمولا با این گروه، کاری ندارم.
2⃣ گروه دوم پاسخ میدهد: "در دانشگاه ما کسی فکر نمیکند"! که من نیز بیدرنگ به این گروه میگویم: "آفرین بر شما و تیزهوشیتان. حتی اگر به تمسخر به پرسش من پاسخ دادهباشید، بسیار قابل احترامید زیرا این نشان میدهد که قبلا به آن پرسش فکر کردهاید"!
3⃣ گروه سوم نیز پاسخ میدهد: "اینجا همه فکر میکنند زیرا کارشان فکر کردن است"! که من نیز بیدرنگ و در قالب گزارهای پرسشی میگویم: "بسیارخوب. بنابراین تصور میکنم، بتوانید در این دانشگاه دستکم یک انسان متفکر را به بنده معرفی کنید"؟
▫️برخی از آنها پاسخی برای ارایه ندارند و برخی دیگر نیز میگویند: "مثلا: فلانی و فلانی".
◽️سپس من نیز میگویم: "انسان متفکر فرد تاثیرگذاری استکه دستکم یک نسل(سیسال) جلوتر از زمان خودش فکر کند. آیا این کسانی را که شما نام بردهاید، چنین ویژگی را دارند؟"!
▫️آنگاه همگی با تردید پاسخ میدهند: "آری"!
▫️سپس من نیز در ادامه میپرسم:
🔻آیا اینهایی را که نام بردهاید در تراز ابنسینا قرار میگیرند؟ ابنسینای دانشگاه شما کیست؟
🔻آیا اینهایی را که نام بردهاید در تراز ابوریحان قرار میگیرند؟ ابوریحان دانشگاه شما کیست؟
🔻آیا اینهایی را که نام بردهاید در تراز خیام قرار میگیرند؟ خیام دانشگاه شما کیست؟
🔻دراکر، میشل فوکو، جیمز کلمن، اینگلهارت، فوکویاما، گیدنز، پوپر، ریکاردو، آدام اسمیت، دیوید بوهم و هایزنبرگِ دانشگاه شما کیست؟
▫️آنگاه همگی پاسخ میدهند: "خیر، خیر، ....، خیر! نداریم"!!!
✅ نتیجهگیری: جامعهای که مردمانش فکر کردن را عار بدانند، حاکمانش خود را متفکر بدانند و دانشگاهیانش خود را سیاستمدار، نتیجهاش این میشود که برجامشان به فرجام تبدیل شود!
◽️در آمریکا متفکران اندیشگاه رند به روسای جمهورشان خط میدهند که برای بیشینهسازی منافع ملی کشورشان چه سناریوهای سیاستی را گزینش و اجرا کنند!
◽️ولی در کشورهای توسعهنیافتهای چون ایران، این جنگیرها و فالگیرها هستند که الهامبخش سیاستمدارانشان در تصمیمگیریهای مهم و استراتژیک کشورشان هستند و نه متفکران نداشتهشان!
ادامه دارد ....
📔 منبع: فرازی از کتاب در دست نگارش «زنده باد توسعه»، به قلم کوروش برارپور
@IranMetaChallenges
✍کوروش برارپور - پژوهشگر آزاد(و بیطرف) و کنشگر توسعه
2⃣ قسمت دوم: آیا در دانشگاههای ایران، کسی هست که فکر کند؟!
🗓 جمعه - ۲۱ام اردیبهشتماه ۱۳۹۷
❓پرسش روز: چرا ترامپ برجام را پاره کرد؟!
✅ حدود یکدهه استکه چالشی را درقالب گزارهای پرسشی با دانشجویان و اعضای هیات علمی دانشگاههای دولتی شهر تهران در میان میگذارم و میپرسم: "من در این دانشگاه بهدنبال کسی میگردم که فکر کند. آیا میتوانید کسی را به من معرفی کنید که فکر کند؟!"!
◽️آنها نیز در ابتدا به سهشکل به من پاسخ میدهند:
1⃣ گروه نخست میگوید: "پرسش شما مفهوم نیست"! که من نیز معمولا با این گروه، کاری ندارم.
2⃣ گروه دوم پاسخ میدهد: "در دانشگاه ما کسی فکر نمیکند"! که من نیز بیدرنگ به این گروه میگویم: "آفرین بر شما و تیزهوشیتان. حتی اگر به تمسخر به پرسش من پاسخ دادهباشید، بسیار قابل احترامید زیرا این نشان میدهد که قبلا به آن پرسش فکر کردهاید"!
3⃣ گروه سوم نیز پاسخ میدهد: "اینجا همه فکر میکنند زیرا کارشان فکر کردن است"! که من نیز بیدرنگ و در قالب گزارهای پرسشی میگویم: "بسیارخوب. بنابراین تصور میکنم، بتوانید در این دانشگاه دستکم یک انسان متفکر را به بنده معرفی کنید"؟
▫️برخی از آنها پاسخی برای ارایه ندارند و برخی دیگر نیز میگویند: "مثلا: فلانی و فلانی".
◽️سپس من نیز میگویم: "انسان متفکر فرد تاثیرگذاری استکه دستکم یک نسل(سیسال) جلوتر از زمان خودش فکر کند. آیا این کسانی را که شما نام بردهاید، چنین ویژگی را دارند؟"!
▫️آنگاه همگی با تردید پاسخ میدهند: "آری"!
▫️سپس من نیز در ادامه میپرسم:
🔻آیا اینهایی را که نام بردهاید در تراز ابنسینا قرار میگیرند؟ ابنسینای دانشگاه شما کیست؟
🔻آیا اینهایی را که نام بردهاید در تراز ابوریحان قرار میگیرند؟ ابوریحان دانشگاه شما کیست؟
🔻آیا اینهایی را که نام بردهاید در تراز خیام قرار میگیرند؟ خیام دانشگاه شما کیست؟
🔻دراکر، میشل فوکو، جیمز کلمن، اینگلهارت، فوکویاما، گیدنز، پوپر، ریکاردو، آدام اسمیت، دیوید بوهم و هایزنبرگِ دانشگاه شما کیست؟
▫️آنگاه همگی پاسخ میدهند: "خیر، خیر، ....، خیر! نداریم"!!!
✅ نتیجهگیری: جامعهای که مردمانش فکر کردن را عار بدانند، حاکمانش خود را متفکر بدانند و دانشگاهیانش خود را سیاستمدار، نتیجهاش این میشود که برجامشان به فرجام تبدیل شود!
◽️در آمریکا متفکران اندیشگاه رند به روسای جمهورشان خط میدهند که برای بیشینهسازی منافع ملی کشورشان چه سناریوهای سیاستی را گزینش و اجرا کنند!
◽️ولی در کشورهای توسعهنیافتهای چون ایران، این جنگیرها و فالگیرها هستند که الهامبخش سیاستمدارانشان در تصمیمگیریهای مهم و استراتژیک کشورشان هستند و نه متفکران نداشتهشان!
ادامه دارد ....
📔 منبع: فرازی از کتاب در دست نگارش «زنده باد توسعه»، به قلم کوروش برارپور
@IranMetaChallenges
معمای توسعهنیافتگیِ ایران!
✍کوروش برارپور - پژوهشگر آزاد(و بیطرف) و کنشگر توسعه
3⃣ قسمت سوم: چرا اغلب ما ایرانیان با پدیدهی فکر، تفکر و انسان متفکر مشکل داریم؟!
🗓 جمعه - ۲۱ام اردیبهشتماه ۱۳۹۷
❓پرسش روز: پارهکردن برجام توسط ترامپ، با چه متغیر درونزایی(در ایران) رابطهی همبستگی دارد؟!
❗️پاسخ: فقدان فکر، تفکر و انسان متفکر
✅ اگرچه مطالعات دو دههایام حول مباحث توسعه و مسایل اساسی ایران، هم بر روی «موانع» و هم «پیشرانها»ی توسعه ایران متمرکز بوده، ولی تاکیدم بیشتر بر روی «شناخت موانع بازدارندهی توسعه در ایران» بودهاست.
✅در فرایند مطالعات میدانیام بر روی جامعه هدف پژوهشهایم که بر سه طیفِ «عامهی مردم»، «سیاستمداران» و «دانشگاهیانِ» ایران متمرکز بوده، متوجه نکتهای بسیار مهم شدم و آن اینکه:
◽️جامعهی ما اعم از مردم، زمامداران و روشنفکرانش با سه مقولهی «فکر»، «تفکر» و «انسان متفکر» مشکل دارند!
◽️فرقی نمیکند منِ ایرانی یک شهروند عادی باشم یا یک سیاستمدار یا استاد دانشگاه و دانشجو! در هر صورت، با سه مقولهی فکر، تفکر و انسان متفکر مشکل دارم!
✅ولی پرسش اصلی من در این مجموعه پژوهشهایم این نبوده که چه قشری از جامعهی ایرانی با مقولهی فکر مشکل دارند، بلکه پرسش اصلیام این بوده که: «چرا ما ایرانیان با سه مقولهی فکر، تفکر و انسان متفکر مشکل داریم»؟! و «این مشکل طی چه فرایندی شکل میگیرد»؟!
◽️یعنی تاکید و تمرکز من بیش از آنکه بر روی «چیستیِ» مشکل باشد، بر روی «چرایی» بروز مشکل و «چگونگیِ» فرایند شکلگیری آن بوده است.
✅بر این مبادی، زمانیکه در نیمه نخست دههی ۱۳۸۰ و در بازه زمانی ۱۳۸۴ تا ۱۳۸۸ تلاش میکردم تا با کمک گروهی از بهترین فرزندان این کهن بوم و بَر، پایهگذار یک حرکت مدنی در غرب استان مازندران باشم، بطور میانگین هر دو هفته یکبار از تهران به مقصد زادگاهم(کلاردشت) سفر میکردم. در آن زمان هنوز بنیاد توسعه پایدار کلاردشت(بعنوان یک سازمان مردمنهاد) که در ۱۳۹۳ از سطح محلی به تراز ملی و با نام بنیاد توسعه پایدار ایران ارتقاء یافت، شکل نگرفته بود. به همین دلیل از امکانات موجود در منزل پدریام، بعنوان دفتر کارم برای انجام فعالیتهای مدنیام استفاده میکردم.
✅بر این اساس و با تکیه بر مبانی نظریه بازی، برای پاسخ به پرسش اصلی و دو وجهی پژوهشم(چرایی و چگونگی)، مجبور بودم یک بازی(Game) طراحی کنم!
◽️روش کار بدینصورت بود که: باتوجه به اینکه مخاطبانم عموما از طبقه متوسط جامعه و از قشر فرهیخته بودند و احتمال تماس آنها با تلفن همراهم بالا بود، آنرا خاموش میکردم تا مجبور شوند به تلفن منزل مادرم تماس بگیرند.
◽️همچنین گاهی نیز تماسهای دریافتی تلفن همراهم را به تلفن منزل مادرم هدایت(Divert) میکردم.
◽️از مادرم نیز خواهش کرده بودم تا به تماسهایی که مخاطبشان من هستم، پاسخگو باشد.
◽️همچنین از ایشان خواسته بودم، هرگاه کسی با من کاری داشت، عذرخواهی کند و بگوید: "ایشان مشغول انجام کاری است و نمیتواند صحبت کند".
◽️در ادامه، اگر باز هم پرسیدند من به چه کاری مشغولم، بگوید: "دارد فکر میکند"!
◽️و در پایان، کل مکالمات صورت گرفته را عینا به من بازخورد دهد!
✅بازخوردهای دریافتی خیلی جالب بود! یعنی شگفت انگیز بود! زیرا زمانیکه مادرم در پاسخ به این پرسش آنها که: "ایشان به چه کاری مشغول است"، به آنها میگفت: "دارد فکر میکند"، اغلب آنها فکر کردن مرا به تمسخر میگرفتند!
◽️یکی به شوخی میگفت: "مگر ایشان رَخشاش(اسباش) گم شده که دارد فکر میکند"؟!
◽️دیگری نیز به طنز میگفت: "ایشان مگه چک بانکیاش برگشت خورده که دارد فکر میکند"؟!
◽️آن یکی نیز میگفت: ایشان مگر عاشق شده که دارد فکر میکند؟!
◽️و کسی دیگر نیز در بهترین حالت و آنهم به زبان لِچار میگفت: "مبارکا باشد، ماشالله به این همه تفکر"!
◽️و یا یکی دیگر نیز گفته بود: "تنها کسی که در مسابقات جهانی شطرنج میتواند از پس اسطورههایی چون کارپف و کاسپارف بربیاید ایشان است!
✅ولی پاسخ این پرسش که چرا ما ایرانیان با سه مقولهی فکر، تفکر و انسان متفکر مشکل داریم، به علتهای فرهنگی برمیگردد. پیتر سنگه نیز از آن علتها تحت عنوان«ایدههای راهنمای غلط» یاد میکند که درطول زمان و در قالب «رسوبهای ذهنی مشترک» در فرهنگ عمومی جوامع شکل میگیرد و نمود عینی دارد.
✳️ در آینده نزدیک، یافتههای پژوهشهای میدانیام را در زمینهی نقش ایدههای راهنمایغلط، اسطورههای اشتباه و استعارههای ضعیف را در ایجاد موانع بازدارنده در مسیر رو بهجلوی توسعه و درقالب چند یادداشت جداگانه، در همین کانال ارایه خواهمکرد.
📔منبع: فرازهایی از کتاب درحال نگارشِ«زندهباد توسعه»، به قلم کوروش برارپور.
ادامه دارد ....
🔹 پ.ن: ایدههای راهنمای غلط، معادل فارسیِ The Bad Guiding Idea است.
@IranMetaChallenges
✍کوروش برارپور - پژوهشگر آزاد(و بیطرف) و کنشگر توسعه
3⃣ قسمت سوم: چرا اغلب ما ایرانیان با پدیدهی فکر، تفکر و انسان متفکر مشکل داریم؟!
🗓 جمعه - ۲۱ام اردیبهشتماه ۱۳۹۷
❓پرسش روز: پارهکردن برجام توسط ترامپ، با چه متغیر درونزایی(در ایران) رابطهی همبستگی دارد؟!
❗️پاسخ: فقدان فکر، تفکر و انسان متفکر
✅ اگرچه مطالعات دو دههایام حول مباحث توسعه و مسایل اساسی ایران، هم بر روی «موانع» و هم «پیشرانها»ی توسعه ایران متمرکز بوده، ولی تاکیدم بیشتر بر روی «شناخت موانع بازدارندهی توسعه در ایران» بودهاست.
✅در فرایند مطالعات میدانیام بر روی جامعه هدف پژوهشهایم که بر سه طیفِ «عامهی مردم»، «سیاستمداران» و «دانشگاهیانِ» ایران متمرکز بوده، متوجه نکتهای بسیار مهم شدم و آن اینکه:
◽️جامعهی ما اعم از مردم، زمامداران و روشنفکرانش با سه مقولهی «فکر»، «تفکر» و «انسان متفکر» مشکل دارند!
◽️فرقی نمیکند منِ ایرانی یک شهروند عادی باشم یا یک سیاستمدار یا استاد دانشگاه و دانشجو! در هر صورت، با سه مقولهی فکر، تفکر و انسان متفکر مشکل دارم!
✅ولی پرسش اصلی من در این مجموعه پژوهشهایم این نبوده که چه قشری از جامعهی ایرانی با مقولهی فکر مشکل دارند، بلکه پرسش اصلیام این بوده که: «چرا ما ایرانیان با سه مقولهی فکر، تفکر و انسان متفکر مشکل داریم»؟! و «این مشکل طی چه فرایندی شکل میگیرد»؟!
◽️یعنی تاکید و تمرکز من بیش از آنکه بر روی «چیستیِ» مشکل باشد، بر روی «چرایی» بروز مشکل و «چگونگیِ» فرایند شکلگیری آن بوده است.
✅بر این مبادی، زمانیکه در نیمه نخست دههی ۱۳۸۰ و در بازه زمانی ۱۳۸۴ تا ۱۳۸۸ تلاش میکردم تا با کمک گروهی از بهترین فرزندان این کهن بوم و بَر، پایهگذار یک حرکت مدنی در غرب استان مازندران باشم، بطور میانگین هر دو هفته یکبار از تهران به مقصد زادگاهم(کلاردشت) سفر میکردم. در آن زمان هنوز بنیاد توسعه پایدار کلاردشت(بعنوان یک سازمان مردمنهاد) که در ۱۳۹۳ از سطح محلی به تراز ملی و با نام بنیاد توسعه پایدار ایران ارتقاء یافت، شکل نگرفته بود. به همین دلیل از امکانات موجود در منزل پدریام، بعنوان دفتر کارم برای انجام فعالیتهای مدنیام استفاده میکردم.
✅بر این اساس و با تکیه بر مبانی نظریه بازی، برای پاسخ به پرسش اصلی و دو وجهی پژوهشم(چرایی و چگونگی)، مجبور بودم یک بازی(Game) طراحی کنم!
◽️روش کار بدینصورت بود که: باتوجه به اینکه مخاطبانم عموما از طبقه متوسط جامعه و از قشر فرهیخته بودند و احتمال تماس آنها با تلفن همراهم بالا بود، آنرا خاموش میکردم تا مجبور شوند به تلفن منزل مادرم تماس بگیرند.
◽️همچنین گاهی نیز تماسهای دریافتی تلفن همراهم را به تلفن منزل مادرم هدایت(Divert) میکردم.
◽️از مادرم نیز خواهش کرده بودم تا به تماسهایی که مخاطبشان من هستم، پاسخگو باشد.
◽️همچنین از ایشان خواسته بودم، هرگاه کسی با من کاری داشت، عذرخواهی کند و بگوید: "ایشان مشغول انجام کاری است و نمیتواند صحبت کند".
◽️در ادامه، اگر باز هم پرسیدند من به چه کاری مشغولم، بگوید: "دارد فکر میکند"!
◽️و در پایان، کل مکالمات صورت گرفته را عینا به من بازخورد دهد!
✅بازخوردهای دریافتی خیلی جالب بود! یعنی شگفت انگیز بود! زیرا زمانیکه مادرم در پاسخ به این پرسش آنها که: "ایشان به چه کاری مشغول است"، به آنها میگفت: "دارد فکر میکند"، اغلب آنها فکر کردن مرا به تمسخر میگرفتند!
◽️یکی به شوخی میگفت: "مگر ایشان رَخشاش(اسباش) گم شده که دارد فکر میکند"؟!
◽️دیگری نیز به طنز میگفت: "ایشان مگه چک بانکیاش برگشت خورده که دارد فکر میکند"؟!
◽️آن یکی نیز میگفت: ایشان مگر عاشق شده که دارد فکر میکند؟!
◽️و کسی دیگر نیز در بهترین حالت و آنهم به زبان لِچار میگفت: "مبارکا باشد، ماشالله به این همه تفکر"!
◽️و یا یکی دیگر نیز گفته بود: "تنها کسی که در مسابقات جهانی شطرنج میتواند از پس اسطورههایی چون کارپف و کاسپارف بربیاید ایشان است!
✅ولی پاسخ این پرسش که چرا ما ایرانیان با سه مقولهی فکر، تفکر و انسان متفکر مشکل داریم، به علتهای فرهنگی برمیگردد. پیتر سنگه نیز از آن علتها تحت عنوان«ایدههای راهنمای غلط» یاد میکند که درطول زمان و در قالب «رسوبهای ذهنی مشترک» در فرهنگ عمومی جوامع شکل میگیرد و نمود عینی دارد.
✳️ در آینده نزدیک، یافتههای پژوهشهای میدانیام را در زمینهی نقش ایدههای راهنمایغلط، اسطورههای اشتباه و استعارههای ضعیف را در ایجاد موانع بازدارنده در مسیر رو بهجلوی توسعه و درقالب چند یادداشت جداگانه، در همین کانال ارایه خواهمکرد.
📔منبع: فرازهایی از کتاب درحال نگارشِ«زندهباد توسعه»، به قلم کوروش برارپور.
ادامه دارد ....
🔹 پ.ن: ایدههای راهنمای غلط، معادل فارسیِ The Bad Guiding Idea است.
@IranMetaChallenges
Forwarded from ایران و اَبَرچالشهای آینده
🔸ضمن عرض خوشامدگویی به اعضای محترمی که بهتازگی افتخار حضورشان در «کانال ایران و ابرچالش های آینده» نصیبمان شده است؛ مطالعه سه یادداشت مرتبط بهم زیر را به شما فرزانگان پیشنهاد میکنیم:
1️⃣https://t.me/IranMetaChallenges/11
2️⃣https://t.me/IranMetaChallenges/14
3️⃣https://t.me/IranMetaChallenges/173
🆔https://t.me/IranMetaChallenges
1️⃣https://t.me/IranMetaChallenges/11
2️⃣https://t.me/IranMetaChallenges/14
3️⃣https://t.me/IranMetaChallenges/173
🆔https://t.me/IranMetaChallenges
Telegram
ایران و اَبَرچالشهای آینده
❓«دوره ی تکرارِ» اعتراضات مدنی و آشوب های خیابانی در ایران و «زمان دو برابر شدنِ» آنها از لحظه ی فراجهش ناگهانی تا جهش کامل شان چقدر است؟
✍🏻کوروش برارپور – پژوهشگر آزاد(و بیطرف) و کنشگر توسعه
📆شنبه - ۱۴ بهمنماه ۱۳۹۶
🔸اشاره: این یادداشت، چکیده ای است…
✍🏻کوروش برارپور – پژوهشگر آزاد(و بیطرف) و کنشگر توسعه
📆شنبه - ۱۴ بهمنماه ۱۳۹۶
🔸اشاره: این یادداشت، چکیده ای است…
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🔸تحلیلی کوتاه و جامع از نابرابری توزیع ثروت در دو تیپ از کشورهای فقیر و غنی و علتهای آن!
🔸راهحل: وضع قوانین مالیاتی جدید!
@IranMetaChallenges
🔸راهحل: وضع قوانین مالیاتی جدید!
@IranMetaChallenges
از آن پس نمیرم که من زندهام
که تخم سخن را پراکندهام
هر آنکس که دارد هش و رای و دین
پس از مرگ بر من کند آفرین
۲۵ اردیبهشت ماه، بزرگداشت فرزانه توس، فردوسی پاکزاد خجسته باد
@IranMetaChallenges
که تخم سخن را پراکندهام
هر آنکس که دارد هش و رای و دین
پس از مرگ بر من کند آفرین
۲۵ اردیبهشت ماه، بزرگداشت فرزانه توس، فردوسی پاکزاد خجسته باد
@IranMetaChallenges
@Haavest
Banoo Jan
🎼 ترانهی مازندرانیِ: بانوجان
🎧 شعر: داوود کیاقاسمی(عضو ارجمند و فعال کانال ایران و ابرچالشهای آینده)
🎤خواننده: فاطمه ابراهیمیپور
🆔 @Haavest
🆔 @IranMetaChallenges
🎧 شعر: داوود کیاقاسمی(عضو ارجمند و فعال کانال ایران و ابرچالشهای آینده)
🎤خواننده: فاطمه ابراهیمیپور
🆔 @Haavest
🆔 @IranMetaChallenges
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
🎼نماهنگ بسیار زیبای «عامی دِتَرجان (دختر عموجان)»
🎻با آوای گالشیِ: بهرام منصوری
☘جلوههایی از سبک زندگی مسالمتآمیز و توسعهپایداری مردمان طبیعتدوست مازندران با نوای موسیقی
🆔 @IranMetaChallenges
🎻با آوای گالشیِ: بهرام منصوری
☘جلوههایی از سبک زندگی مسالمتآمیز و توسعهپایداری مردمان طبیعتدوست مازندران با نوای موسیقی
🆔 @IranMetaChallenges
چرایی و چگونگی گسترش فساد سیستماتیک در نظام کشورداری ایران!
✍کوروش برارپور - پژوهشگر آزاد(و بیطرف) و کنشگر توسعه
🗓۳شنبه-۲۵ام اردیبهشتماه۱۳۹۷
🔸در این یادداشت با بهرهگیری از مفاهیم موجود در دانش علوم ایمونولوژی(ایمنیشناسی) بهتشریح «چراییوچگونگی گسترش فساد سیستماتیک» در نظام کشورداری ایران پرداختهمیشود.
✅دستگاه ایمنی بدن متشکل از سلولها و بافتهایی استکه نقش آنها حفظ امنیت بدن در برابر نفوذ ذرات بیگانه است. بههمین دلیل از آنها تحت عنوان بیگانهخوارها نیز یادمیشود.
◽️بیگانهخوارها سلولهایی هستند که میتوانند پاتوژنها یا دیگر سلولهای بیگانه و نیز، اجزای سلولی فاسد و فرسوده را در بدن بلعیده و سپس هضم کرده و از بین ببرند.
◽️مثال: سلولهایBوT که بطور اختصاصی عوامل بیگانه را شناسایی میکنند در این دسته قرار میگیرند.
✅ولی زمانیکه برخی از این سلولها کارکرد امنیتی خود را از دست میدهند، موجب بروز دو عارضهی زیر در دستگاه ایمنی بدن میشوند:
۱.حسگرهایشان نسبت به ورود سلولهای بیگانه(غیرخودیها)، «بیتفاوت» عمل میکنند
۲.حسگرهایشان بهدلیل ضعف شناختی، «اشتباه» عمل میکنند و سلولهای «خودی» را «غیرخودی» تلقی میکنند!
✅پرسش اساسی: در دو حالت «بیتفاوتی» و «ضعفِ شناختی» چه اتفاقاتی رخ میدهد که موجب از کار افتادن دستگاه ایمنی بدن میشود؟
🔸حالت۱. «بیتفاوتی»: اینحالت را میتوان با بیان مثالی از «بیماری سرطان»، مورد بررسی قرار داد. برای اینکار به تشریح فرایند گسترش بیماری سرطان در بدن پرداخته میشود:
الف)در گام نخست، سلولهای سرطانی، خود را از دسترس و شناسایی سلولهای ایمنی دور نگه میدارند و زنده میمانند.
ب)سلولهای دیگری از سیستم ایمنی بدن، سلولهای «تنظیمگر» نامیده میشوند که درحالت طبیعی، نقش اصلی آنها کنترل سیستم ایمنی است. یعنی وقتی عوامل مهاجم توسط حجم زیادی از سلولهای ایمنی پاکسازی شدند، سلولهای تنظیمگر به تمام سلولهای ایمنی دستور عقبنشینی داده و پاسخ آنها به بیگانهها را مهار میکنند.
◽️در کیس سرطان، به هر سلول ایمنی دیگر که بخواهد فعال شود دستور میدهند بیتفاوت عملکنند. بنابراین با وجود اینکه سلول ایمنیِ فعالِ ضدسرطان در بدن وجود دارد و بطور طبیعی میتواند پاسخ دهد، ولی پیام «ساکتباش» یا «خفهشو» را میشنود!
◽این روند تا جایی ادامه مییابد که سرطان، فرد بیمار را از پای درمیآورد.
🔸حالت۲. «ضعفِ شناختی»: همانگونه که گفتهشد، گاهی نیز سلولهای ایمنی بهدلیل ضعف حسگرهایشان، دچار ضعف شناختی و «بیگانهانگاریِ سلولهای خودی» میشوند و با بیگانهانگاشتن آنها شروع به خوردن یا از بینبردن آنها میکنند!
◽خوردگی سلولهای بدن در ناحیه زانوها توسط سلولهای ایمنی بدن که موجب سائیدگی کشکک زانوها میشود، مثالی از بیگانهانگاریِ خودیست.
✅اتفاقی که در زمینهی گسترش «فساد سیستماتیک» در نظام کشورداری ایران رخ داده را میتوان با استفاده از مفهوم سلولهای ایمنی و مفهوم بازخورد در پویاییشناسی سیستمها توضیح داد. در این معنا، دوحلقهی بازخوردیِ مثبت با ماهیت ضدتعادلی، با گسترش فساد تعادل نظام کشورداری ایران را بهم ریختهاند. حلقهی نخست درجهت تحکیم سلطهی «سیستم تاراج» و حلقه دوم نیز درجهت تقویت «استبداد مذهبی» عمل میکند که در ادامه، هریک از این دوحلقه تشریح میشوند:
🅾۱.کارگردانان سیستم تاراج، با تربیت بازیگران تبهکاری از جنس خودشان، درطول زمان آنها را وارد سیستمهای اجرایی، امنیتی، قضایی، تقنینی و دیگر ارکان نظارتی و حاکمیتی کردهاند. در این وضعیت، گویی بخشهای ضدجاسوسی یا حفاظت اطلاعاتِ سیستمهای امنیتی و قضایی کشور به بخشهای اطلاعاتی - امنیتی(بیگانهخوارها) فرمان «ساکتباش» دادهاند تا نفوذ و سلطهی بازیگران سیستم تاراج بر آن سیستمها را نادیده بگیرند!
🅾۲.شکلگیری ارکان نظام بر مبنای ایدئولوژی تکهویتی(دینگراییِافراطی) سبب گسترش استبداد مذهبی در جامعه شدهاست.
◽گسترش استبداد مذهبی ازطریق فربهسازی دو هویت مذهبی و انقلابی همراه با رواج ایدهی غیرخودیانگاریِ دیگر هویتها به محدودسازی، سرکوب یا حذف(رد صلاحیت) آنها میپردازند. بدیهی استکه این محدودسازیها، سرکوبها و حذفها نیز دقیقا درجهت تقویت سلطه سیستم تاراج بر نظام کشورداری ایران و گسترش فساد در کشور عمل میکنند.
✅ پیشنهاد سیاست: پیشنهاد میشود رهبران نظام ضمن درپیشگیری رویکرد تساهل و تسامح نسبت به مقولهی ایدئولوژی، اقدام به اصلاحات اصلهایی از قانون اساسی کنند که درجهت تقویت سیستم تاراج و استبداد مذهبی عمل میکنند. بدیهی استکه درصورت عدم انجام اقدامات اصلاحی، دو مقولهی «فساد سیستماتیک» و «سرکوب»، نظام را به سراشیبی سقوطِ ناگهانی هدایت خواهدکرد.
📔منبع:فرازهایی از کتاب درسیِ دانشگاهی و درحال نگارش «پویاییشناسی توسعه»، کوروش برارپور.
@IranMetaChallenges
✍کوروش برارپور - پژوهشگر آزاد(و بیطرف) و کنشگر توسعه
🗓۳شنبه-۲۵ام اردیبهشتماه۱۳۹۷
🔸در این یادداشت با بهرهگیری از مفاهیم موجود در دانش علوم ایمونولوژی(ایمنیشناسی) بهتشریح «چراییوچگونگی گسترش فساد سیستماتیک» در نظام کشورداری ایران پرداختهمیشود.
✅دستگاه ایمنی بدن متشکل از سلولها و بافتهایی استکه نقش آنها حفظ امنیت بدن در برابر نفوذ ذرات بیگانه است. بههمین دلیل از آنها تحت عنوان بیگانهخوارها نیز یادمیشود.
◽️بیگانهخوارها سلولهایی هستند که میتوانند پاتوژنها یا دیگر سلولهای بیگانه و نیز، اجزای سلولی فاسد و فرسوده را در بدن بلعیده و سپس هضم کرده و از بین ببرند.
◽️مثال: سلولهایBوT که بطور اختصاصی عوامل بیگانه را شناسایی میکنند در این دسته قرار میگیرند.
✅ولی زمانیکه برخی از این سلولها کارکرد امنیتی خود را از دست میدهند، موجب بروز دو عارضهی زیر در دستگاه ایمنی بدن میشوند:
۱.حسگرهایشان نسبت به ورود سلولهای بیگانه(غیرخودیها)، «بیتفاوت» عمل میکنند
۲.حسگرهایشان بهدلیل ضعف شناختی، «اشتباه» عمل میکنند و سلولهای «خودی» را «غیرخودی» تلقی میکنند!
✅پرسش اساسی: در دو حالت «بیتفاوتی» و «ضعفِ شناختی» چه اتفاقاتی رخ میدهد که موجب از کار افتادن دستگاه ایمنی بدن میشود؟
🔸حالت۱. «بیتفاوتی»: اینحالت را میتوان با بیان مثالی از «بیماری سرطان»، مورد بررسی قرار داد. برای اینکار به تشریح فرایند گسترش بیماری سرطان در بدن پرداخته میشود:
الف)در گام نخست، سلولهای سرطانی، خود را از دسترس و شناسایی سلولهای ایمنی دور نگه میدارند و زنده میمانند.
ب)سلولهای دیگری از سیستم ایمنی بدن، سلولهای «تنظیمگر» نامیده میشوند که درحالت طبیعی، نقش اصلی آنها کنترل سیستم ایمنی است. یعنی وقتی عوامل مهاجم توسط حجم زیادی از سلولهای ایمنی پاکسازی شدند، سلولهای تنظیمگر به تمام سلولهای ایمنی دستور عقبنشینی داده و پاسخ آنها به بیگانهها را مهار میکنند.
◽️در کیس سرطان، به هر سلول ایمنی دیگر که بخواهد فعال شود دستور میدهند بیتفاوت عملکنند. بنابراین با وجود اینکه سلول ایمنیِ فعالِ ضدسرطان در بدن وجود دارد و بطور طبیعی میتواند پاسخ دهد، ولی پیام «ساکتباش» یا «خفهشو» را میشنود!
◽این روند تا جایی ادامه مییابد که سرطان، فرد بیمار را از پای درمیآورد.
🔸حالت۲. «ضعفِ شناختی»: همانگونه که گفتهشد، گاهی نیز سلولهای ایمنی بهدلیل ضعف حسگرهایشان، دچار ضعف شناختی و «بیگانهانگاریِ سلولهای خودی» میشوند و با بیگانهانگاشتن آنها شروع به خوردن یا از بینبردن آنها میکنند!
◽خوردگی سلولهای بدن در ناحیه زانوها توسط سلولهای ایمنی بدن که موجب سائیدگی کشکک زانوها میشود، مثالی از بیگانهانگاریِ خودیست.
✅اتفاقی که در زمینهی گسترش «فساد سیستماتیک» در نظام کشورداری ایران رخ داده را میتوان با استفاده از مفهوم سلولهای ایمنی و مفهوم بازخورد در پویاییشناسی سیستمها توضیح داد. در این معنا، دوحلقهی بازخوردیِ مثبت با ماهیت ضدتعادلی، با گسترش فساد تعادل نظام کشورداری ایران را بهم ریختهاند. حلقهی نخست درجهت تحکیم سلطهی «سیستم تاراج» و حلقه دوم نیز درجهت تقویت «استبداد مذهبی» عمل میکند که در ادامه، هریک از این دوحلقه تشریح میشوند:
🅾۱.کارگردانان سیستم تاراج، با تربیت بازیگران تبهکاری از جنس خودشان، درطول زمان آنها را وارد سیستمهای اجرایی، امنیتی، قضایی، تقنینی و دیگر ارکان نظارتی و حاکمیتی کردهاند. در این وضعیت، گویی بخشهای ضدجاسوسی یا حفاظت اطلاعاتِ سیستمهای امنیتی و قضایی کشور به بخشهای اطلاعاتی - امنیتی(بیگانهخوارها) فرمان «ساکتباش» دادهاند تا نفوذ و سلطهی بازیگران سیستم تاراج بر آن سیستمها را نادیده بگیرند!
🅾۲.شکلگیری ارکان نظام بر مبنای ایدئولوژی تکهویتی(دینگراییِافراطی) سبب گسترش استبداد مذهبی در جامعه شدهاست.
◽گسترش استبداد مذهبی ازطریق فربهسازی دو هویت مذهبی و انقلابی همراه با رواج ایدهی غیرخودیانگاریِ دیگر هویتها به محدودسازی، سرکوب یا حذف(رد صلاحیت) آنها میپردازند. بدیهی استکه این محدودسازیها، سرکوبها و حذفها نیز دقیقا درجهت تقویت سلطه سیستم تاراج بر نظام کشورداری ایران و گسترش فساد در کشور عمل میکنند.
✅ پیشنهاد سیاست: پیشنهاد میشود رهبران نظام ضمن درپیشگیری رویکرد تساهل و تسامح نسبت به مقولهی ایدئولوژی، اقدام به اصلاحات اصلهایی از قانون اساسی کنند که درجهت تقویت سیستم تاراج و استبداد مذهبی عمل میکنند. بدیهی استکه درصورت عدم انجام اقدامات اصلاحی، دو مقولهی «فساد سیستماتیک» و «سرکوب»، نظام را به سراشیبی سقوطِ ناگهانی هدایت خواهدکرد.
📔منبع:فرازهایی از کتاب درسیِ دانشگاهی و درحال نگارش «پویاییشناسی توسعه»، کوروش برارپور.
@IranMetaChallenges
Forwarded from مستانه
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🌐 ۲۸ اردیبهشت، روز بزرگداشت حکیم عمر خیام فيلسوف، رياضیدان، ستارهشناس و شاعر قرن پنجم هجری قمري/قرن دوازدهم ميلادی خجستهباد
کانال ایران و ابرچالشهای آینده
🆔 @IranMetaChallenges
کانال ایران و ابرچالشهای آینده
🆔 @IranMetaChallenges
نقدی بر خوانشهای ضعیف از فروپاشی نظام!
✍کوروش برارپور - پژوهشگر آزاد(و بیطرف) و کنشگر توسعه
🗓۲شنبه - ۳۱ام اردیبهشتماه۱۳۹۷
✅ چندروز پیش، فایلی صوتی توسط دکتر زیباکلام به نگارنده تلگرام شد. نگارنده پس از بازکردنِ آن متوجه شد، زیباکلام و دو نفر دیگر قرار است در گفتگو با شبکه تلویزیونیِ ایرانِ فردا به دو پرسش زیر پاسخدهند:
◽️۱.آیا نظام جمهوری اسلامی درحال فروپاشی است؟!
◽️۲.آیا فروپاشی نظام، منجر به فروپاشی ایران خواهدشد؟
✅نگارنده پس از گوشکردن کامل گفتگوی یادشده متوجه شد: "سطح دیدگاههای گفتگوکنندهها در تراز «گمانه» قرار میگیرد"!
◽️باتوجه بهاینکه «گمانه» نیز میتواند در نازلترین سطح از یک «نظریه» قرار گیرد، ولی گمانهزنیهای گفتگوکنندهها برغم درستی، از قابلیتاطمینان پایینی برخوردار بود. گمانههایی که اساسا مبنای روشی و مدلی نداشته وبیشتر بر اساس «حسِ» کنشگران از پدیدهی فروپاشی، مطرح شدهاست!
◽️سهیل عنایتالله(آیندهپژوه استرالیایی) نیز این لایه از تحلیل را لایهی«لیتانی» مینامد که بیشتر بر اساس حِس بیان میشود و نه بر اساس «علتهای اجتماعی پدیده» یا «جهانبینیِ ژرف»!
✅اما باتوجه بهاینکه ابرچالشِ فروپاشیِ نظام جمهوری اسلامی یک مقولهی «بینِ رشتهای» است و اینکه علوم سیستمها، شاخهای بین رشتهای از علم محسوب میشود، بنابراین پاسخی که از زاویهی نگاه پویاییشناسی سیستمها به دوپرسش بالا دادهمیشود، پاسخی مناسبتر خواهدبود.
✅الگوی رفتاریِ Overshoot and Collapse یا «فراجهش و فرااُفتِ ناگهانی»، یکی از الگوهای رفتاری شناختهشده در پویاییشناسی سیستمهاست. ساختار سیستمیای که این الگوی رفتاری را شکل میدهد متشکل از یک ساختار بازخوردی مثبت با رشدفزاینده، بعلاوهی یک تاخیر و دو ساختار بازخوردی منفی با ماهیت سقوطبخشی به سیستم است. هدف دو ساختار بازخوردی منفی نیز بازگرداندن تعادل دوباره به سیستم است.
✅جی.دابلیو فارستر - پایهگذار علم پویاییشناسی سیستمها نیز در تفسیر الگوی رفتاری یادشده بالا میگوید: "هیچ مدل رشدی درطبیعت، پایدار نخواهدبود. زیرا بالاخره یکسری از محدودکنندههای رشد فعال خواهندشد و عواملیکه سبب بهمریختن تعادل سیستم شدهاند را مجبور بهپذیرش افتِ تدریجی وسپس فرااُفتِ ناگهانی خواهندکرد"!
✅اتفاقی که در طول ۴۰سال گذشته تاکنون در نظام جمهوری اسلامی رخ داده آن استکه:
🔸دوحلقهی بازخوردی مثبت و با رشد فزاینده(و با بهره کمتر از یک) که در ادبیات سیستمها، «حلقهیشوم» خواندهمیشوند و یکی دربرگیرندهی «فساد سیستماتیک» و دیگری «استبدادمذهبی» است درطول زمان، کل نظام کشورداری ایران را فراگرفتهاند.
▪️حلقه شوم نخست(فساد سیستماتیک)، گرچه از نیمهینخستِ دههی ۱۳۷۰خورشیدی بهبعد بهصورت موردی در دستگاههای اجرایی، امنیتی و قضایی ایران فعال شدهاست ولی در سالهای پایانی دههی۱۳۸۰، دچار فراجهش ناگهانی شده و به نقطهی اوج خود رسیدهاست.
◽️از نیمهی نخست دههی۱۳۹۰ و پس از آن، خودِ نقطهی اوج فساد نیز طی چندمرحله دچار فراجهش ناگهانی شده بگونهای که نقاط اوج جدیدِ فساد در زمان اکنون، از تراز بسیاربالاتری نسبت به نقاط اوج فساد در ۵سال گذشته و پیش از آن برخوردارند!
▪️حلقهی شوم دوم، مربوط به «استبدادمذهبی» استکه از سالهای ابتدایی شکلگیری نظام و بویژه از۱۳۵۹ بهبعد در کشور فعالشده و سپس در دو مرحلهی دیگر یعنی از۱۳۷۶ و از۱۳۸۸ بهبعد، فراجهشی ناگهانی یافته و در زمان اکنون به نقطهی فَرا-اوج رسیدهاست!
✅پرسشی که در اینمجال قابل طرح است آنکه: فروپاشی اساسا یعنی چه؟
◽️پاسخ: فروپاشیِ یک نظام حکومتی فرایندی استکه طی آن مدیران، فرماندهان و هواداران آن نظام، خود را از بدنه حاکمیت جداکرده و به صفوف اپوزیسیون و معترضان مردمی تسلیم میکنند تا نظام یادشده در وضعیتی نوپدید به تعادل برسد.
◽️فروپاشی هر سیستم در چهار مرحله متوالی رخ میدهد که به هر مرحله، نیمهعمر سیستم نیز گفتهمیشود.
✅مطالعات نگارنده نشان میدهد:
◽️نخستین مرحله از جدایش بازیگران قدرت از بدنهی حاکمیت از۱۳۷۶ آغاز و درفاصله زمانی بین سالهای۱۳۷۸ تا ۱۳۸۸ که دو رویداد از اعتراضات گستردهی مردمی را نسبت به پدیدهی استبدادمذهبی، فساد و بیعدالتی دربرداشته، رخ دادهاست.
◽️دومین مرحله از فروپاشی نظام، از دیماه۱۳۹۶ آغازشده و پس از اعمال دور جدید تحریمها، تا۱۴۰۰ بهبلوغ میرسد. منشاء پیدایش اینمرحله از فروپاشی علاوهبر مقولهی استبدادمذهبی، بیشتر، ژرفا وگستردگی فساد وبیعدالتی است. در این مرحله، طیف جدیدی از اپوزیسیون (احمدینژادیها) نیز بهصفوف معترضان مردمی پیوست!
✅ پیشنهادسیاست:درصورت ایجاد تغییراتاصلاحی در قانوناساسی، مراحل سوموچهارم فروپاشی نظام که در مدتزمان کوتاهتری نسبت بهدو مرحله پیشین رخ خواهدداد تا به فروپاشیکامل برسد، بروزنخواهدکرد.
@IranMetaChallenges
✍کوروش برارپور - پژوهشگر آزاد(و بیطرف) و کنشگر توسعه
🗓۲شنبه - ۳۱ام اردیبهشتماه۱۳۹۷
✅ چندروز پیش، فایلی صوتی توسط دکتر زیباکلام به نگارنده تلگرام شد. نگارنده پس از بازکردنِ آن متوجه شد، زیباکلام و دو نفر دیگر قرار است در گفتگو با شبکه تلویزیونیِ ایرانِ فردا به دو پرسش زیر پاسخدهند:
◽️۱.آیا نظام جمهوری اسلامی درحال فروپاشی است؟!
◽️۲.آیا فروپاشی نظام، منجر به فروپاشی ایران خواهدشد؟
✅نگارنده پس از گوشکردن کامل گفتگوی یادشده متوجه شد: "سطح دیدگاههای گفتگوکنندهها در تراز «گمانه» قرار میگیرد"!
◽️باتوجه بهاینکه «گمانه» نیز میتواند در نازلترین سطح از یک «نظریه» قرار گیرد، ولی گمانهزنیهای گفتگوکنندهها برغم درستی، از قابلیتاطمینان پایینی برخوردار بود. گمانههایی که اساسا مبنای روشی و مدلی نداشته وبیشتر بر اساس «حسِ» کنشگران از پدیدهی فروپاشی، مطرح شدهاست!
◽️سهیل عنایتالله(آیندهپژوه استرالیایی) نیز این لایه از تحلیل را لایهی«لیتانی» مینامد که بیشتر بر اساس حِس بیان میشود و نه بر اساس «علتهای اجتماعی پدیده» یا «جهانبینیِ ژرف»!
✅اما باتوجه بهاینکه ابرچالشِ فروپاشیِ نظام جمهوری اسلامی یک مقولهی «بینِ رشتهای» است و اینکه علوم سیستمها، شاخهای بین رشتهای از علم محسوب میشود، بنابراین پاسخی که از زاویهی نگاه پویاییشناسی سیستمها به دوپرسش بالا دادهمیشود، پاسخی مناسبتر خواهدبود.
✅الگوی رفتاریِ Overshoot and Collapse یا «فراجهش و فرااُفتِ ناگهانی»، یکی از الگوهای رفتاری شناختهشده در پویاییشناسی سیستمهاست. ساختار سیستمیای که این الگوی رفتاری را شکل میدهد متشکل از یک ساختار بازخوردی مثبت با رشدفزاینده، بعلاوهی یک تاخیر و دو ساختار بازخوردی منفی با ماهیت سقوطبخشی به سیستم است. هدف دو ساختار بازخوردی منفی نیز بازگرداندن تعادل دوباره به سیستم است.
✅جی.دابلیو فارستر - پایهگذار علم پویاییشناسی سیستمها نیز در تفسیر الگوی رفتاری یادشده بالا میگوید: "هیچ مدل رشدی درطبیعت، پایدار نخواهدبود. زیرا بالاخره یکسری از محدودکنندههای رشد فعال خواهندشد و عواملیکه سبب بهمریختن تعادل سیستم شدهاند را مجبور بهپذیرش افتِ تدریجی وسپس فرااُفتِ ناگهانی خواهندکرد"!
✅اتفاقی که در طول ۴۰سال گذشته تاکنون در نظام جمهوری اسلامی رخ داده آن استکه:
🔸دوحلقهی بازخوردی مثبت و با رشد فزاینده(و با بهره کمتر از یک) که در ادبیات سیستمها، «حلقهیشوم» خواندهمیشوند و یکی دربرگیرندهی «فساد سیستماتیک» و دیگری «استبدادمذهبی» است درطول زمان، کل نظام کشورداری ایران را فراگرفتهاند.
▪️حلقه شوم نخست(فساد سیستماتیک)، گرچه از نیمهینخستِ دههی ۱۳۷۰خورشیدی بهبعد بهصورت موردی در دستگاههای اجرایی، امنیتی و قضایی ایران فعال شدهاست ولی در سالهای پایانی دههی۱۳۸۰، دچار فراجهش ناگهانی شده و به نقطهی اوج خود رسیدهاست.
◽️از نیمهی نخست دههی۱۳۹۰ و پس از آن، خودِ نقطهی اوج فساد نیز طی چندمرحله دچار فراجهش ناگهانی شده بگونهای که نقاط اوج جدیدِ فساد در زمان اکنون، از تراز بسیاربالاتری نسبت به نقاط اوج فساد در ۵سال گذشته و پیش از آن برخوردارند!
▪️حلقهی شوم دوم، مربوط به «استبدادمذهبی» استکه از سالهای ابتدایی شکلگیری نظام و بویژه از۱۳۵۹ بهبعد در کشور فعالشده و سپس در دو مرحلهی دیگر یعنی از۱۳۷۶ و از۱۳۸۸ بهبعد، فراجهشی ناگهانی یافته و در زمان اکنون به نقطهی فَرا-اوج رسیدهاست!
✅پرسشی که در اینمجال قابل طرح است آنکه: فروپاشی اساسا یعنی چه؟
◽️پاسخ: فروپاشیِ یک نظام حکومتی فرایندی استکه طی آن مدیران، فرماندهان و هواداران آن نظام، خود را از بدنه حاکمیت جداکرده و به صفوف اپوزیسیون و معترضان مردمی تسلیم میکنند تا نظام یادشده در وضعیتی نوپدید به تعادل برسد.
◽️فروپاشی هر سیستم در چهار مرحله متوالی رخ میدهد که به هر مرحله، نیمهعمر سیستم نیز گفتهمیشود.
✅مطالعات نگارنده نشان میدهد:
◽️نخستین مرحله از جدایش بازیگران قدرت از بدنهی حاکمیت از۱۳۷۶ آغاز و درفاصله زمانی بین سالهای۱۳۷۸ تا ۱۳۸۸ که دو رویداد از اعتراضات گستردهی مردمی را نسبت به پدیدهی استبدادمذهبی، فساد و بیعدالتی دربرداشته، رخ دادهاست.
◽️دومین مرحله از فروپاشی نظام، از دیماه۱۳۹۶ آغازشده و پس از اعمال دور جدید تحریمها، تا۱۴۰۰ بهبلوغ میرسد. منشاء پیدایش اینمرحله از فروپاشی علاوهبر مقولهی استبدادمذهبی، بیشتر، ژرفا وگستردگی فساد وبیعدالتی است. در این مرحله، طیف جدیدی از اپوزیسیون (احمدینژادیها) نیز بهصفوف معترضان مردمی پیوست!
✅ پیشنهادسیاست:درصورت ایجاد تغییراتاصلاحی در قانوناساسی، مراحل سوموچهارم فروپاشی نظام که در مدتزمان کوتاهتری نسبت بهدو مرحله پیشین رخ خواهدداد تا به فروپاشیکامل برسد، بروزنخواهدکرد.
@IranMetaChallenges
تحلیلی جامعهشناختی از ریشههای استبداد و فساد در ایران
✍نازنین صالحی - پژوهشگر توسعه
1⃣ بخش نخست: علتهای اجتماعیِ استبداد و فساد
🗓۴شنبه - دوم خردادماه۱۳۹۷
✅فروپاشی سیاسی و اقتصادی، محتملترین آیندهای است که میتوان برای ایران متصور بود. ولی بیشتر روشنفکرانش درحال گمانهزنی و پیشبینی درباره فروپاشیاند و نه نظروَرزی درباره «نوع جایگزین سیاسی» با رویکردهای توسعهگرا. گرچه هرآنچه را که تحت عنوان «اپوزیسیون» میشناسیم، پیشاپیش طرحونقشه و خوابوخیال صدارت و وزارت و ریاست و رهبری را در ذهنهاشان پروراندهاند.
بر اساس مطالعات نگارنده، بعید بهنظر میرسد «پارادایم(یا الگو یا قواعد بازیِ) سیاست» در ایران تغییر کند.
✅پیشینه استبداد و فساد در ایران:
🔸دو پدیدهی «فساد فراگیر» و «استبداد» درطول تاریخ سیاسی و اجتماعی ایران، پیشینهای نسبتا دراز دارند. طول عمر حکومتهای استبدادی در ایران که به چندین قرن میرسد این سابقه را تایید میکند و حاوی دو نتیجه زیر است:
▪️الف) میزان سازگاری، سازشکاری و همسویی با «وضع موجود» یکی از خصیصههایی استکه در بدنهی جامعه ایران سابقه دارد و گویی نهادینه شدهاست: نخست در طول دوران حملهی اعراب به ایران، سپس در دوران تصرف ایران توسط مغولها، سپس در دورهی صفویه و قاجار، و درنهایت در طول دوران جمهوری اسلامی.
▫️در دوران پهلویها نیز «اندکسالاری و تکسالاری» شکل جهشیافتهای از استبداد بود. بنابراین میتوان گفت جامعه ایران بهتدریج مهارت کنار آمدن با استبداد و عدم حساسیت به فساد را درونیسازی کردهاست.
▫️شاید علت فراگیر نشدن جنبشهای نوپدید اجتماعی و سیاسی در ایران درطول چندین قرن گذشته تاکنون، همین «خصیصه» باشد. بدین ترتیب که همواره بخشی از جامعه از مشارکت در تعیین سرنوشت سیاسی خود امتناع کرده و انتقال قدرت سیاسی یا عوضشدن حکومتها فقط زمینههای تغییر «گفتمانهای سیاسی» را فراهم کرده، اما «پارادایم سیاسی» را عوض نکردهاست.
◽️البته فراگیر نشدن جنبشها و خودداری بخشهایی از جامعه از مشارکت در تعیین سرنوشت سیاسی خود - به استثنای مقطع زمانی۱۳۵۷ -، دلایل گوناگون و قابل بحثی دارد که در فرصتی دیگر به آن پرداخته خواهدشد.
از این روی، در حافظه تاریخی ایرانیان «شکست» یا «ناکامیِ سیاسی» امری رایج و پذیرفتهشده است. چه بسا از این و آن شنیدهایم: "ای بابا! این حکومت بِره، یکی دیگه عین همین میاد روی کار"!
در چنین بستر ذهنیای، امکان تغییر پارادایم سیاسی بسیار دشوار و زمانبر خواهدبود.
◽️نتیجهای که از بند الف حاصل میشود آن استکه: محتمل است آیندهای که پس از بازیِ فروپاشی سیاسی در ایران بهوقوع بپیوندد، در وضعیت «استبداد» یا «اقتدارگرایی» به تعادل برسد.
▪️ب) درصورتیکه پدیدهی «فساد فراگیر» فقطوفقط به مجموعهی زمامداران، دولتمردان و صاحبمنصبان سیاسی محدود بود، میشد آن را «سیستماتیک» خواند، اما تاریخ اجتماعی ایران حکایت از وجود ریشههای فساد در طولوعرض جامعه دارد.
▫️خوشخدمتی، چاپلوسی، آدمفروشی، خیانت، چغولیکردن، ریاکاری، دسیسهچینی، جاسوسی، دروغگویی، پاچهخواری، مجیزگویی، پارتیبازی، دو دوزهبازی، مفتخوری، زیرآبزنی، نفاقافکنی، رشوهخواری، نزولخواری، احتکار، تقلب و گرانفروشی در صنوف گوناگون و سطوح مختلف اجتماعی از مصداقهای بارز و رایج فساد فراگیر در ایرانند.
◽️فقدان بازخوردهای اجتماعی از فساد فراگیر و عدم حساسیت به پدیده فساد اداری و مالی(رانت)، در واکنشهای جامعه به شکلهایی غیرجدی قابل مشاهده است. بعنوانمثال: در قالب طنز، شعر، کنایه و تیکههای خیابانی چیزی مانند «خرده روایت»، بر سر زبانها جاریست.
◽️در شکل اعتراضهای جدی خیابانی نیز بدون پشتوانهی جامعهمدنی، بصورت خودجوش و یا انفجاری بازنمود مییابد. بعنوان مثال: دقت به این شعار، جالب بهنظر میرسد: "یه اختلاس کم بشه، مشکل ما حل میشه"! این شعار مالباختگان نشان میدهد که آنها(ظاهرا) خواستار برچیدهشدن بساط اختلاس و فساد نیستند، بلکه قانعند به اینکه فتیله فساد پایین کشیدهشود.
◽️درنهایت، آنچه مردم را به ستوه میآورد و میشوراند «بیعدالتی» است. و لایههای میانی و پایینی جامعه در برابر بیعدالتی میایستد، اما تا کجا؟ و درک و فهم عمومی از مفهوم بیعدالتی چه بوده و چیست؟
◽️در عمق جامعه ما تودهها بینش خاصی ساختهاند و به باورهایی رسیدهاند که نسلبهنسل چرخیده است. بعنوان مثال: "شاه خودش خوب بود، دور و بریاش بد بودند" یا "هر کی بیاد همین خواهد بود، همیشه همینطور بوده و خواهد بود" یا "خب، یارو پول دزدیده؟ تونسته؟ نوشجونش! ولی باید برا بقیه هم یه چیزی بذاره"!
✅جمعبندی: از مرور خردهروایتهای اجتماعی ایرانیان که ریشه در «باورهای تکوینیافته»شان دارد چنین برمیآید؛ درک مردم از فساد و بیعدالتی، درکی «سلبی» است نه «ایجابی»!
@IranMetaChallenges
✍نازنین صالحی - پژوهشگر توسعه
1⃣ بخش نخست: علتهای اجتماعیِ استبداد و فساد
🗓۴شنبه - دوم خردادماه۱۳۹۷
✅فروپاشی سیاسی و اقتصادی، محتملترین آیندهای است که میتوان برای ایران متصور بود. ولی بیشتر روشنفکرانش درحال گمانهزنی و پیشبینی درباره فروپاشیاند و نه نظروَرزی درباره «نوع جایگزین سیاسی» با رویکردهای توسعهگرا. گرچه هرآنچه را که تحت عنوان «اپوزیسیون» میشناسیم، پیشاپیش طرحونقشه و خوابوخیال صدارت و وزارت و ریاست و رهبری را در ذهنهاشان پروراندهاند.
بر اساس مطالعات نگارنده، بعید بهنظر میرسد «پارادایم(یا الگو یا قواعد بازیِ) سیاست» در ایران تغییر کند.
✅پیشینه استبداد و فساد در ایران:
🔸دو پدیدهی «فساد فراگیر» و «استبداد» درطول تاریخ سیاسی و اجتماعی ایران، پیشینهای نسبتا دراز دارند. طول عمر حکومتهای استبدادی در ایران که به چندین قرن میرسد این سابقه را تایید میکند و حاوی دو نتیجه زیر است:
▪️الف) میزان سازگاری، سازشکاری و همسویی با «وضع موجود» یکی از خصیصههایی استکه در بدنهی جامعه ایران سابقه دارد و گویی نهادینه شدهاست: نخست در طول دوران حملهی اعراب به ایران، سپس در دوران تصرف ایران توسط مغولها، سپس در دورهی صفویه و قاجار، و درنهایت در طول دوران جمهوری اسلامی.
▫️در دوران پهلویها نیز «اندکسالاری و تکسالاری» شکل جهشیافتهای از استبداد بود. بنابراین میتوان گفت جامعه ایران بهتدریج مهارت کنار آمدن با استبداد و عدم حساسیت به فساد را درونیسازی کردهاست.
▫️شاید علت فراگیر نشدن جنبشهای نوپدید اجتماعی و سیاسی در ایران درطول چندین قرن گذشته تاکنون، همین «خصیصه» باشد. بدین ترتیب که همواره بخشی از جامعه از مشارکت در تعیین سرنوشت سیاسی خود امتناع کرده و انتقال قدرت سیاسی یا عوضشدن حکومتها فقط زمینههای تغییر «گفتمانهای سیاسی» را فراهم کرده، اما «پارادایم سیاسی» را عوض نکردهاست.
◽️البته فراگیر نشدن جنبشها و خودداری بخشهایی از جامعه از مشارکت در تعیین سرنوشت سیاسی خود - به استثنای مقطع زمانی۱۳۵۷ -، دلایل گوناگون و قابل بحثی دارد که در فرصتی دیگر به آن پرداخته خواهدشد.
از این روی، در حافظه تاریخی ایرانیان «شکست» یا «ناکامیِ سیاسی» امری رایج و پذیرفتهشده است. چه بسا از این و آن شنیدهایم: "ای بابا! این حکومت بِره، یکی دیگه عین همین میاد روی کار"!
در چنین بستر ذهنیای، امکان تغییر پارادایم سیاسی بسیار دشوار و زمانبر خواهدبود.
◽️نتیجهای که از بند الف حاصل میشود آن استکه: محتمل است آیندهای که پس از بازیِ فروپاشی سیاسی در ایران بهوقوع بپیوندد، در وضعیت «استبداد» یا «اقتدارگرایی» به تعادل برسد.
▪️ب) درصورتیکه پدیدهی «فساد فراگیر» فقطوفقط به مجموعهی زمامداران، دولتمردان و صاحبمنصبان سیاسی محدود بود، میشد آن را «سیستماتیک» خواند، اما تاریخ اجتماعی ایران حکایت از وجود ریشههای فساد در طولوعرض جامعه دارد.
▫️خوشخدمتی، چاپلوسی، آدمفروشی، خیانت، چغولیکردن، ریاکاری، دسیسهچینی، جاسوسی، دروغگویی، پاچهخواری، مجیزگویی، پارتیبازی، دو دوزهبازی، مفتخوری، زیرآبزنی، نفاقافکنی، رشوهخواری، نزولخواری، احتکار، تقلب و گرانفروشی در صنوف گوناگون و سطوح مختلف اجتماعی از مصداقهای بارز و رایج فساد فراگیر در ایرانند.
◽️فقدان بازخوردهای اجتماعی از فساد فراگیر و عدم حساسیت به پدیده فساد اداری و مالی(رانت)، در واکنشهای جامعه به شکلهایی غیرجدی قابل مشاهده است. بعنوانمثال: در قالب طنز، شعر، کنایه و تیکههای خیابانی چیزی مانند «خرده روایت»، بر سر زبانها جاریست.
◽️در شکل اعتراضهای جدی خیابانی نیز بدون پشتوانهی جامعهمدنی، بصورت خودجوش و یا انفجاری بازنمود مییابد. بعنوان مثال: دقت به این شعار، جالب بهنظر میرسد: "یه اختلاس کم بشه، مشکل ما حل میشه"! این شعار مالباختگان نشان میدهد که آنها(ظاهرا) خواستار برچیدهشدن بساط اختلاس و فساد نیستند، بلکه قانعند به اینکه فتیله فساد پایین کشیدهشود.
◽️درنهایت، آنچه مردم را به ستوه میآورد و میشوراند «بیعدالتی» است. و لایههای میانی و پایینی جامعه در برابر بیعدالتی میایستد، اما تا کجا؟ و درک و فهم عمومی از مفهوم بیعدالتی چه بوده و چیست؟
◽️در عمق جامعه ما تودهها بینش خاصی ساختهاند و به باورهایی رسیدهاند که نسلبهنسل چرخیده است. بعنوان مثال: "شاه خودش خوب بود، دور و بریاش بد بودند" یا "هر کی بیاد همین خواهد بود، همیشه همینطور بوده و خواهد بود" یا "خب، یارو پول دزدیده؟ تونسته؟ نوشجونش! ولی باید برا بقیه هم یه چیزی بذاره"!
✅جمعبندی: از مرور خردهروایتهای اجتماعی ایرانیان که ریشه در «باورهای تکوینیافته»شان دارد چنین برمیآید؛ درک مردم از فساد و بیعدالتی، درکی «سلبی» است نه «ایجابی»!
@IranMetaChallenges
تحلیلی جامعهشناختی از ریشههای استبداد و فساد در ایران
✍نازنین صالحی - پژوهشگر توسعه
2⃣بخش دوم: خردهروایتهای اجتماعی
🗓۵شنبه - سوم خردادماه۱۳۹۷
🔸بخش نخست از این یادداشت، با این جمعبندی به پایان رسید که بر فهمِ سلبی(بجای درک ایجابیِ) مردم ایران از فساد و بیعدالتی تاکید داشت.
✅در واقع، منظور از فهم «سلبیِ» مردم ایران از مفهوم بیعدالتی، ناظر بر بازخوردهای اجتماعیِ ایرانیان نسبت به پدیده بیعدالتی استکه معمولا با انتظارات حداقلی برای حل مسالهی ستم، بیعدالتی و فساد حکمرانان همراه شدهاست. زیرا شناخت تودهها از پدیدهی ستم، بیعدالتی و فساد عموما شناختی سطحی و گاهی حسی و عاطفی است. و از آنجا که تشکلهای اجتماعیِ آگاهیبخش با کنشگرانِ آگاه که ریشههای بیعدالتی و ظرافتهای کارکردی نظامهای سیاسی را بشناسند و برای مردم آشکار کنند وجود نداشته یا با بدنهی جامعه ارتباط موثری نداشتهاند، طبیعی استکه نگاه مردم به راهحلها، بیشتر از جنس راهحلهای موقت(بعنوان مُسکِن) باشد و نه از جنس راهحلهای چارهساز(بعنوان درمان)!
✅بنابراین در چنین فضایی، نوع نگاه تودهها به هر مساله یا مشکلی و سطح مطالبات آنها بیشتر جنبهی سلبی بهخود گرفته و بجای مطالبهی رفع یا حل کامل مسالهی تبعیض و ستم و فساد، معمولا به ایدهی «ترمیم ستم و بیعدالتی» یا «اصلاح تخفیفیافته آن» رضایت دادهاند. یعنی رضایت به «ستم، بیعدالتی و فساد کمتر»!
✅قابل تامل است که در هر جنبش نیمهموفق یا ناکام در تاریخ ایران(بویژه در تاریخ معاصر) رفع بیعدالتی به معنای حذف ساختارهای سیستمی فسادپرور، یا ریشهکن کردن فساد و ستم نبوده، بلکه «توزیع تخفیف یافتهی فساد و ستم» بوده است. یا شاید بتوان گفت «غایت مطالبات سیاسی» در جامعه ایرانی در سطحی فروکاستهشده و دستِکمی باقی مانده است. ضربالمثل «ستم بالسویه، عدل است» بعنوان یک ایدهی راهنمای غلط یا The bad guiding idea، دقیقا در همین راستا بکار گرفته میشود.
✅از منظر جامعهشناسی سیاسی، این نوع «گویه»ها که ریشه در «باورهای اشتباهِ تکوینیافته» دارد را میتوان «خردهروایت» نامید. خردهروایتها محصول فرهنگ غیرمدرن و تهی از تفکر منسجم و ناپختهای استکه توسط نسلی از اندیشمندان و فیلسوفان شکل گرفتهاست.
✅خردهروایتها به پِچپِچههای سیاسی و اجتماعی شبیه است که در خلال رویدادهای تاریخی و حتی نقاط عطف تاریخی، بنا به دلایل قابل بحث که در این مجال نمیگنجد مانع از شکلگیری یک «روایت کلان» یا «گفتمان راهنما» میشوند، تا در سطحی گستردهتر به گفتمان اجتماعی - سیاسی تبدیل شوند.
✅جامعه ما هنوز در سطح خردهروایتها قرار دارد و گفتمانهای سیاسی، تنها در میان روشنفکران و بخش کوچکی از مردم شکل میگیرد.
✅مرحلهی تکوین اندیشههای اثرگذار، که قاعدتا باید به بلوغ سیاسی - اجتماعیِ(نسبی) یک جامعه منجر شود، در جامعه ما شکل نگرفتهاست.
◽️پرسش: چرا با وجود کتابها و قشری از روشنفکران، تحصیلکردگان، دارندگان مدارج آکادمیک و افراد آگاه و باسواد طی سه قرن اخیر که فرصت زمانیِ کافی و مناسبی بوده، یک پارادایم سیاسی غیر استبدادی و غیر فاسد(و شالوده شکن) پرورده نشده و در بین میانگین جامعه نهادینه نشده؟
✅در تاریخ معاصر ایران و بویژه پس از انقلاب ۵۷، روشنفکری بهتدریج از عملگرایی فاصله گرفته و به محفلیشدن گرایش پیدا کردهاست. بررسی عملکرد روشنفکران صدر مشروطه نتایج جالبی را پایش میکند! از دهخدا و کسروی و تقیزاده و حیدرعموقلی و صوراسرافیل گرفته تا دیگران، همگی در وسط میدان بودند و حتی جان دادند. ولی اکنون چطور؟
✅روشنفکران امروز جامعه ما تنها در محافل خود مینشینند و نسخههای وَهمآمیز و بهدور از واقعیت و کُنش(Act) را برای ملت میپیچند. گروههای مرجع که باید جلودار اقشار اجتماعی برای کسب مطالباتشان باشند، کجایند؟
✅جمعبندی: بر اساس آنچه بیان شد؛ طبیعی استکه جامعه ایرانی، تودهوار و ژلاتینی شود و بلوغ سیاسی - اجتماعی در آن بارور نشود. در چنین شرایطی، خردهروایتهای اجتماعیِ ایرانیان سدی را در برابر فهم دقیق و درستِ آنها از واقعیتها ایجاد میکند تا سبب شود درکشان از ستم و بیعدالتی و فساد، درکی «سلبی» باشد و نه «ایجابی»!
📝 ویرایش و اصلاح: کانال ایران و ابرچالشهای آینده
@IranMetaChallenges
✍نازنین صالحی - پژوهشگر توسعه
2⃣بخش دوم: خردهروایتهای اجتماعی
🗓۵شنبه - سوم خردادماه۱۳۹۷
🔸بخش نخست از این یادداشت، با این جمعبندی به پایان رسید که بر فهمِ سلبی(بجای درک ایجابیِ) مردم ایران از فساد و بیعدالتی تاکید داشت.
✅در واقع، منظور از فهم «سلبیِ» مردم ایران از مفهوم بیعدالتی، ناظر بر بازخوردهای اجتماعیِ ایرانیان نسبت به پدیده بیعدالتی استکه معمولا با انتظارات حداقلی برای حل مسالهی ستم، بیعدالتی و فساد حکمرانان همراه شدهاست. زیرا شناخت تودهها از پدیدهی ستم، بیعدالتی و فساد عموما شناختی سطحی و گاهی حسی و عاطفی است. و از آنجا که تشکلهای اجتماعیِ آگاهیبخش با کنشگرانِ آگاه که ریشههای بیعدالتی و ظرافتهای کارکردی نظامهای سیاسی را بشناسند و برای مردم آشکار کنند وجود نداشته یا با بدنهی جامعه ارتباط موثری نداشتهاند، طبیعی استکه نگاه مردم به راهحلها، بیشتر از جنس راهحلهای موقت(بعنوان مُسکِن) باشد و نه از جنس راهحلهای چارهساز(بعنوان درمان)!
✅بنابراین در چنین فضایی، نوع نگاه تودهها به هر مساله یا مشکلی و سطح مطالبات آنها بیشتر جنبهی سلبی بهخود گرفته و بجای مطالبهی رفع یا حل کامل مسالهی تبعیض و ستم و فساد، معمولا به ایدهی «ترمیم ستم و بیعدالتی» یا «اصلاح تخفیفیافته آن» رضایت دادهاند. یعنی رضایت به «ستم، بیعدالتی و فساد کمتر»!
✅قابل تامل است که در هر جنبش نیمهموفق یا ناکام در تاریخ ایران(بویژه در تاریخ معاصر) رفع بیعدالتی به معنای حذف ساختارهای سیستمی فسادپرور، یا ریشهکن کردن فساد و ستم نبوده، بلکه «توزیع تخفیف یافتهی فساد و ستم» بوده است. یا شاید بتوان گفت «غایت مطالبات سیاسی» در جامعه ایرانی در سطحی فروکاستهشده و دستِکمی باقی مانده است. ضربالمثل «ستم بالسویه، عدل است» بعنوان یک ایدهی راهنمای غلط یا The bad guiding idea، دقیقا در همین راستا بکار گرفته میشود.
✅از منظر جامعهشناسی سیاسی، این نوع «گویه»ها که ریشه در «باورهای اشتباهِ تکوینیافته» دارد را میتوان «خردهروایت» نامید. خردهروایتها محصول فرهنگ غیرمدرن و تهی از تفکر منسجم و ناپختهای استکه توسط نسلی از اندیشمندان و فیلسوفان شکل گرفتهاست.
✅خردهروایتها به پِچپِچههای سیاسی و اجتماعی شبیه است که در خلال رویدادهای تاریخی و حتی نقاط عطف تاریخی، بنا به دلایل قابل بحث که در این مجال نمیگنجد مانع از شکلگیری یک «روایت کلان» یا «گفتمان راهنما» میشوند، تا در سطحی گستردهتر به گفتمان اجتماعی - سیاسی تبدیل شوند.
✅جامعه ما هنوز در سطح خردهروایتها قرار دارد و گفتمانهای سیاسی، تنها در میان روشنفکران و بخش کوچکی از مردم شکل میگیرد.
✅مرحلهی تکوین اندیشههای اثرگذار، که قاعدتا باید به بلوغ سیاسی - اجتماعیِ(نسبی) یک جامعه منجر شود، در جامعه ما شکل نگرفتهاست.
◽️پرسش: چرا با وجود کتابها و قشری از روشنفکران، تحصیلکردگان، دارندگان مدارج آکادمیک و افراد آگاه و باسواد طی سه قرن اخیر که فرصت زمانیِ کافی و مناسبی بوده، یک پارادایم سیاسی غیر استبدادی و غیر فاسد(و شالوده شکن) پرورده نشده و در بین میانگین جامعه نهادینه نشده؟
✅در تاریخ معاصر ایران و بویژه پس از انقلاب ۵۷، روشنفکری بهتدریج از عملگرایی فاصله گرفته و به محفلیشدن گرایش پیدا کردهاست. بررسی عملکرد روشنفکران صدر مشروطه نتایج جالبی را پایش میکند! از دهخدا و کسروی و تقیزاده و حیدرعموقلی و صوراسرافیل گرفته تا دیگران، همگی در وسط میدان بودند و حتی جان دادند. ولی اکنون چطور؟
✅روشنفکران امروز جامعه ما تنها در محافل خود مینشینند و نسخههای وَهمآمیز و بهدور از واقعیت و کُنش(Act) را برای ملت میپیچند. گروههای مرجع که باید جلودار اقشار اجتماعی برای کسب مطالباتشان باشند، کجایند؟
✅جمعبندی: بر اساس آنچه بیان شد؛ طبیعی استکه جامعه ایرانی، تودهوار و ژلاتینی شود و بلوغ سیاسی - اجتماعی در آن بارور نشود. در چنین شرایطی، خردهروایتهای اجتماعیِ ایرانیان سدی را در برابر فهم دقیق و درستِ آنها از واقعیتها ایجاد میکند تا سبب شود درکشان از ستم و بیعدالتی و فساد، درکی «سلبی» باشد و نه «ایجابی»!
📝 ویرایش و اصلاح: کانال ایران و ابرچالشهای آینده
@IranMetaChallenges
تحلیلی جامعهشناختی از ریشههای استبداد و فساد در ایران
✍️نازنین صالحی - پژوهشگر توسعه
3️⃣بخش پایانی: توَهم روشنفکری در ایرانِ کنونی
🗓جمعه - چهارم خردادماه۱۳۹۷
✅بخش پایانی این یادداشت سه قسمتی، از فرضی اساسی پیروی میکند و آن اینکه: «قشر آگاه جامعه ایران در سه قرن اخیر از تاریخ معاصر ایران به قوام و دوام نظری و انسجام فکریِ لازم دست نیافته و موفق نشدهاست در بستر تاریخی و در بافتارِ فکریِ(Context) جامعه ایران، یک متن یا بافتِ فکریِ(text) اثرگذار و معنادار پدید آورَد».
✅مراد از بافت فکری، بداههسراییهای سیاسیِ مقتضای رویدادهای گوناگون نیست. بلکه منظور، یک «پارادیم سیاسی» است که نوع و سطح مطالبات عمومی را در لایههای گوناگون اجتماعی و در اقشار مختلف مردم تسری دهد، به یک «کلیت» تبدیل شود، و منشاء اثرِ تاریخی باشد.
✅در اینجا بد نیست در مقام مقایسه اشاره شود؛ پارادایمِ «احیای تمدن و بیداری جهان اسلام» که با سید جمالالدین اسدآبادی آغاز شد و چند نسل پیاپی از فرزندان خَلف خود را با آموزههای این پارادایم به آینده تحویل داد، موفق شد یک بافت فکری یا یک «روایت کلان» از اسلام سیاسی را در بافتار فکری جامعه و زمانهی خود پدید آورَد که بستری شد برای تحولات بعدی، تا اینکه به ۱۳۵۷ رسید.
✅تجربه تاریخی نشان داد که دغدغه و آرمان پارادایم اشارهشده، اصولا مبارزه با استبداد یا فساد و یا ایجاد توسعه و رفاه و قانونمداری و حقوق بشر و مانند آن نبوده و نیست، بلکه دقیقا معطوف به مبارزه با «کفار» و گسترش اسلام، آنهم از نوع اسلام شیعی بودهاست.
✅طرح چند چالش:
◽️کدامیک از روشنفکران معاصر را میتوان یافت که نقدی بر کتابهای سید قطب(با ترجمه رهبر در سالهای ۱۳۴۴ تا ۱۳۴۷) نوشته باشد؟
◽️کدام یک از تودهایها یا چریکهای فدایی یا مجاهدین خلق، و دیگر دستهجات سیاسی دهه ۴۰ و ۵۰ که سینهچاکِ ایدئولوژیها و آرمانهای وارداتی بودند، این پارادایم را مطالعه و نقادی کردند؟
◽️بعید به نظر میرسد آنها حتی آثار مهمی چون «کتابِ احمدِ» طالبوف، «مکتوباتِ» میرزا فتحعلی آخوندزاده، «سیاحتنامه ابراهیم بیگ» ، «سفرنامه حاج سیاح»، و آثار ملکمخان، کرمانی، خراسانی، مستشارالدوله و دیگر روشنفکران دوران مشروطه را هم مطالعه و نقادی کرده باشند!
✅ولی در مقابل، پارادایم سید جمالالدین اسدآبادی، یعنی احیای تمدن اسلامی و خیزش و بیداری جهان اسلام، بخش دیندار و سنتی جامعه را از سطح خرده روایتها به سمت یک روایت کلان سوق داد و موفق شد.
✅لازم به یادآوری است، در دودههی ۴۰ و ۵۰، روشنفکران ایرانی(موسوم به نسل سوم روشنفکران)، دراوج فعالیتهای سیاسی و فکری و فرهنگی خود، در نشستها و گردهماییهاشان «اوهام» و «کجفهمی»هاشان از تاریخ و سیاست و مارکسیسم و خلق(!) و انترناسیونال و سوسیالیسمِ توحیدی، و مانند آنرا با یکدیگر مبادله میکردند و برای هم کف میزدند! و این بود سراپای «گفتمان سیاسیِ» اواخر دههی ۵۰، بیآنکه هیچ جایگزین مشخص، یا استراتژی و برنامهای برای برپایی یک نظام سیاسی جایگزین داشته باشند.
✅کوتهبینی، کمسوادی، تعصب و جزماندیشی و آرمانگرایی، چون سندرومی تاریخی است که مسلمان دو آتشه و روشنفکران را به یک اندازه از «امر واقعی» دور میکند.
✅بررسی تاریخ تفکر معاصر و تاریخ و تبارشناسی روشنفکری در ایران بحثی است جدی و ضروری؛ بویژه که تمرکز برخی از پژوهشگران کنونی بر موانع توسعه و موانع شالودههای فرهنگیِ توسعه در ایران است.
✅پرسش اساسی قابل طرح آن استکه؛ آیا هماکنون در جامعه ایران گفتمان سیاسیِ غالبی وجود دارد؟ اگر آری! این گفتمان چه چشماندازی از آیندهی دور و نزدیک را ترسیم میکند؟
✅جمعبندی: پیوستگی در کسب تجربههای تلخ تاریخی چه «با» چه «بی»جایگزین سیاسی، برای ایرانیان پیامی جدی دارد و آن اینکه:
◽️سه نسل منورالفکری و روشنفکری در ایران به رویدادی در مقطع زمانیِ ۱۳۵۷ منجر شد.
◽️سه قرن گذشته، استبداد در ایران از حکومتی به حکومت دیگر دستبهدست شدهاست. کندی و تاخیر در ریشهکن شدن استبداد و محو فساد و رانت از عرصهی زندگی سیاسی و اجتماعی ایرانیان، از دور تازهای از «تجربه» خبر میدهد.
◽️آیا قرار است در آینده نزدیک تحت تاثیر ناشناختهها و عدمقطعیتهای محیطی، اصلاحات خاصی در ساختارهای سیاسی - حقوقی نظام صورت پذیرد؟ یا تحت تاثیر آن اصلاحات، تحولات شگرفی درجامعه رخ دهد؟ نگارنده که تردید دارد!
◽️آنچه در مورد تغییرات اصلاحی در قانون اساسی پیشنهاد میشود، راهکار بسیار خوبی است. و خوبتر آنکه، چنین اصلاحاتی بتواند «پارادایم سیاسی» ایران را به سمت «جدایی دین از سیاست» و به سمت «ایجاد جامعهی مدنی پویا» هدایت کند.
✳️ با آرزوی شکوفایی عقل و خرد، و خداحافظی ایرانیان با جهل و خرافه و ادعا در روشنفکری!
📝 ویرایش و اصلاح: کانال ایران و ابرچالشهای آینده
@IranMetaChallenges
✍️نازنین صالحی - پژوهشگر توسعه
3️⃣بخش پایانی: توَهم روشنفکری در ایرانِ کنونی
🗓جمعه - چهارم خردادماه۱۳۹۷
✅بخش پایانی این یادداشت سه قسمتی، از فرضی اساسی پیروی میکند و آن اینکه: «قشر آگاه جامعه ایران در سه قرن اخیر از تاریخ معاصر ایران به قوام و دوام نظری و انسجام فکریِ لازم دست نیافته و موفق نشدهاست در بستر تاریخی و در بافتارِ فکریِ(Context) جامعه ایران، یک متن یا بافتِ فکریِ(text) اثرگذار و معنادار پدید آورَد».
✅مراد از بافت فکری، بداههسراییهای سیاسیِ مقتضای رویدادهای گوناگون نیست. بلکه منظور، یک «پارادیم سیاسی» است که نوع و سطح مطالبات عمومی را در لایههای گوناگون اجتماعی و در اقشار مختلف مردم تسری دهد، به یک «کلیت» تبدیل شود، و منشاء اثرِ تاریخی باشد.
✅در اینجا بد نیست در مقام مقایسه اشاره شود؛ پارادایمِ «احیای تمدن و بیداری جهان اسلام» که با سید جمالالدین اسدآبادی آغاز شد و چند نسل پیاپی از فرزندان خَلف خود را با آموزههای این پارادایم به آینده تحویل داد، موفق شد یک بافت فکری یا یک «روایت کلان» از اسلام سیاسی را در بافتار فکری جامعه و زمانهی خود پدید آورَد که بستری شد برای تحولات بعدی، تا اینکه به ۱۳۵۷ رسید.
✅تجربه تاریخی نشان داد که دغدغه و آرمان پارادایم اشارهشده، اصولا مبارزه با استبداد یا فساد و یا ایجاد توسعه و رفاه و قانونمداری و حقوق بشر و مانند آن نبوده و نیست، بلکه دقیقا معطوف به مبارزه با «کفار» و گسترش اسلام، آنهم از نوع اسلام شیعی بودهاست.
✅طرح چند چالش:
◽️کدامیک از روشنفکران معاصر را میتوان یافت که نقدی بر کتابهای سید قطب(با ترجمه رهبر در سالهای ۱۳۴۴ تا ۱۳۴۷) نوشته باشد؟
◽️کدام یک از تودهایها یا چریکهای فدایی یا مجاهدین خلق، و دیگر دستهجات سیاسی دهه ۴۰ و ۵۰ که سینهچاکِ ایدئولوژیها و آرمانهای وارداتی بودند، این پارادایم را مطالعه و نقادی کردند؟
◽️بعید به نظر میرسد آنها حتی آثار مهمی چون «کتابِ احمدِ» طالبوف، «مکتوباتِ» میرزا فتحعلی آخوندزاده، «سیاحتنامه ابراهیم بیگ» ، «سفرنامه حاج سیاح»، و آثار ملکمخان، کرمانی، خراسانی، مستشارالدوله و دیگر روشنفکران دوران مشروطه را هم مطالعه و نقادی کرده باشند!
✅ولی در مقابل، پارادایم سید جمالالدین اسدآبادی، یعنی احیای تمدن اسلامی و خیزش و بیداری جهان اسلام، بخش دیندار و سنتی جامعه را از سطح خرده روایتها به سمت یک روایت کلان سوق داد و موفق شد.
✅لازم به یادآوری است، در دودههی ۴۰ و ۵۰، روشنفکران ایرانی(موسوم به نسل سوم روشنفکران)، دراوج فعالیتهای سیاسی و فکری و فرهنگی خود، در نشستها و گردهماییهاشان «اوهام» و «کجفهمی»هاشان از تاریخ و سیاست و مارکسیسم و خلق(!) و انترناسیونال و سوسیالیسمِ توحیدی، و مانند آنرا با یکدیگر مبادله میکردند و برای هم کف میزدند! و این بود سراپای «گفتمان سیاسیِ» اواخر دههی ۵۰، بیآنکه هیچ جایگزین مشخص، یا استراتژی و برنامهای برای برپایی یک نظام سیاسی جایگزین داشته باشند.
✅کوتهبینی، کمسوادی، تعصب و جزماندیشی و آرمانگرایی، چون سندرومی تاریخی است که مسلمان دو آتشه و روشنفکران را به یک اندازه از «امر واقعی» دور میکند.
✅بررسی تاریخ تفکر معاصر و تاریخ و تبارشناسی روشنفکری در ایران بحثی است جدی و ضروری؛ بویژه که تمرکز برخی از پژوهشگران کنونی بر موانع توسعه و موانع شالودههای فرهنگیِ توسعه در ایران است.
✅پرسش اساسی قابل طرح آن استکه؛ آیا هماکنون در جامعه ایران گفتمان سیاسیِ غالبی وجود دارد؟ اگر آری! این گفتمان چه چشماندازی از آیندهی دور و نزدیک را ترسیم میکند؟
✅جمعبندی: پیوستگی در کسب تجربههای تلخ تاریخی چه «با» چه «بی»جایگزین سیاسی، برای ایرانیان پیامی جدی دارد و آن اینکه:
◽️سه نسل منورالفکری و روشنفکری در ایران به رویدادی در مقطع زمانیِ ۱۳۵۷ منجر شد.
◽️سه قرن گذشته، استبداد در ایران از حکومتی به حکومت دیگر دستبهدست شدهاست. کندی و تاخیر در ریشهکن شدن استبداد و محو فساد و رانت از عرصهی زندگی سیاسی و اجتماعی ایرانیان، از دور تازهای از «تجربه» خبر میدهد.
◽️آیا قرار است در آینده نزدیک تحت تاثیر ناشناختهها و عدمقطعیتهای محیطی، اصلاحات خاصی در ساختارهای سیاسی - حقوقی نظام صورت پذیرد؟ یا تحت تاثیر آن اصلاحات، تحولات شگرفی درجامعه رخ دهد؟ نگارنده که تردید دارد!
◽️آنچه در مورد تغییرات اصلاحی در قانون اساسی پیشنهاد میشود، راهکار بسیار خوبی است. و خوبتر آنکه، چنین اصلاحاتی بتواند «پارادایم سیاسی» ایران را به سمت «جدایی دین از سیاست» و به سمت «ایجاد جامعهی مدنی پویا» هدایت کند.
✳️ با آرزوی شکوفایی عقل و خرد، و خداحافظی ایرانیان با جهل و خرافه و ادعا در روشنفکری!
📝 ویرایش و اصلاح: کانال ایران و ابرچالشهای آینده
@IranMetaChallenges
Forwarded from ایران و اَبَرچالشهای آینده
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🔻گزارشیمستند از فساد سیستماتیک در رسانهها، دستگاههای قضایی، اطلاعاتی و ضداطلاعاتی ایران!
📞منبع:۱.قانون و ۲.دادههای پژوهشی کانالایران و ابرچالشهایآینده
@ghanoonnewspaper
@IranMetaChallenges
📞منبع:۱.قانون و ۲.دادههای پژوهشی کانالایران و ابرچالشهایآینده
@ghanoonnewspaper
@IranMetaChallenges
ایران و اَبَرچالشهای آینده
🔻گزارشیمستند از فساد سیستماتیک در رسانهها، دستگاههای قضایی، اطلاعاتی و ضداطلاعاتی ایران! 📞منبع:۱.قانون و ۲.دادههای پژوهشی کانالایران و ابرچالشهایآینده @ghanoonnewspaper @IranMetaChallenges
چرا «بیعدالتی»، «فساد» و «سرکوب»، باعث سقوط حکومتهای فاسد میشود؟
✍️کوروش برارپور - پژوهشگر آزاد(و بیطرف) وکنشگر توسعه
🗓شنبه - پنجم خردادماه۱۳۹۷
✅در آموزههای دینی ما ایرانیان اصلی وجود دارد که میگوید: "یک نظام حکومتی، با کُفر ازپای درنمیآید ولی با بیعدالتی، فساد، ستم، خشونت و سرکوب ازپای درمیآید"!
◽️پرسشی که در این رابطه قابل طرح است، آنکه: چه منطق یا برهان علمیای در پسِ آن اصل وجود دارد که میتوان با تکیه بر آن، برای پرسش مطرح شده در عنوان این یادداشت، پاسخی مناسب ارایهکرد؟!
◽️برای پاسخ بهپرسش بالا میتوان از دو مفهوم رایج در پویاییشناسی سیستمها تحت عناوین: «کفایتِ منابع» و «ظرفیت تحمل» کمک گرفت.
◽️ولی پیش از آن، با یاری جستن از دانش علوم ایمونولوژی(و با تاکید بر بیماری ایدز) لازم است دانستهشود: "زمانیکه ستم، بیعدالتی و فساد با ژرفا و گستردگی خیلیبالا در یک نظام حکومتیِ فاسد به نقطهی فرا-اوج از چرخهیحیات اجتماعیاش میرسد، چه مجموعه اتفاقاتی روی میدهد که رخداد آنها سبب فروپاشی نظام موردبحث میشود"؟
✅در بیماری ایدز، ویروس حامل بیماری وارد سلولهای ایمنی بدن از نوع T شده و با رشد فزاینده، تکثیر مییابد تا رفتهرفته تعداد این سلولها در بدن بیمار کمشود.
◽️عوامل مهاجم و درعینحال فرصتطلب (ویروسایدز) که درصورت سالم و کافی بودن سلولهایT، جرات یا توان حمله را ندارند، به بدن بیمار حملهور شده تا درنهایت، فرد بیمار را از پای درمیآورند. آنهم نه بخاطر آسیب مستقیمشان به بدن بیمار، بلکه «بخاطر تضعیف سیستم ایمنی بدن وی» در برابر حملهی عوامل عفونیِ فرصتطلبِ مهاجم مانند قارچها و دیگر میکرو ارگانیزمها ازجمله؛ باکتریها و ویروسها!
✅مُلهم از منطق موجود درفرایند نفوذِ عوامل بیگانه بهدرون بدن یک بیمار ایدزی، اتفاقی که در نظام کشورداری ایران رخ داده بصورت زیر قابل شرح است:
◽️کارگردانان سیستم تاراج درطول چهلسال گذشته تاکنون ازطریق نفوذ در دستگاههای امنیتی، نظارتی و حکومتی ایران و فرستادن بازیگران دستآموز فساد بهدرون آنها، تسلط خود را بر آن دستگاهها قطعی کرده و کارکردهای امنیتی و نظارتی آنها را مخدوش یا ازکار انداختهاند.
◽️در اینحالت، گویی دستگاههای امنیتی و نظارتی ایران در برابر فساد عوامل فرصتطلبِ مهاجم، در وضعیت «بیپاسخی(یا خفهشو)» قفل شدهاند تا تبهکاران با آرامش و بدون هیچگونه مزاحمتی به منابعملی و اموالعمومی دستیازی کنند!
◽️اختلاس،ارتشاء،باجگیری،پولشویی، قاچاق، دزدی،رانت، تبعیض، بیعدالتی، نابرابری، خشونت، سرکوب و تجاوز نمودهای عینی از شکل ستم و فساد مهاجمانِ فرصتطلب و تبهکار در نظام کشورداری ایران در زمان اکنون است.
◽️بازیگران فساد از منابع ملی و اموال عمومی(و اشخاص) بعنوان منبع تغذیه برای خود استفاده میکنند. این عمل تبهکاران حکومتی و دولتی تا جایی ادامه مییابد که ظرفیت تحملِ جامعه، متشکل از مردم و طبیعت(بعنوان دو بازیگر اصلی توسعه) بهدلیل کاهش کفایت منابع یا ناکافی بودن منابع و امکانات، دچار فرسایش و سپس فرا-اُفتِ ناگهانی شود تا درنهایت، طاقت مردم و تابآوری طبیعت در برابر انواع بلایا و آسیبها به نقطهی بحرانی یا شکست برسد.
◽️زمانیکه تابآوری مردم به نقطهی شکست میرسد، بطور پیوسته و در مقاطع و برشهای زمانی متناوب، دست به اعتراضات گسترده و انفجاری میزنند. در اینشرایط، کلیهی نیروهای مخالف وضعموجود که اپوزوسیون خوانده میشوند، همسو با اعتراضات مردمی وارد کارزار رویارویی با زمامداران غالبا مفسد میشوند.
◽️زمانیکه نیروی پیشرانِ تغییر، روزبهروز توسط مخالفان و معترضان قویتر میشود؛ انگیزهی مدیران، فرماندهان و هواداران وفادار به زمامداران مفسد برای ماندن در بدنهی حاکمیت، کمتروکمتر شده تا جاییکه خود را تسلیم معترضان و مخالفان میکنند تا درنهایت، نظام کشورداری که کارکردی جز اشاعه و تعمیق فساد بهکل بدنهی اجتماع ندارد، فروپاشیده و نظام سیاسی - اجتماعی جامعهی تباهشدهی موردبحث، در وضعیتی نوپدید به تعادل میرسد.
✅راهحل چارهساز چیست؟
◽️نقاط اهرمی و راهحلهای چارهساز، در پَسِ «شرایط اولیه»ی نظام پنهان شدهاند!
◽️باتوجه بهاینکه «شرایط اولیه»ی نظام در ۱۳۵۸، بر پایه ایدئولوژیِ تکهویتی(دینگراییِ افراطی) شکل گرفته، این پدیده درطول زمان سبب ایجاد بحرانهای چندهویتی در لایههای مختلف اجتماعی شدهاست.
◽️بحرانهایچندهویتی که درشکل فسادوسرکوب نمود دارند نیز سببشده تا «شرایطغالبِ» نظام در زماناکنون در تلهی ناکارامدی قفلشود.
◽️ازسوی دیگر، «شرایط اولیه»ی نظام سبب شده تا «شرایط محیطیِ» کشورمان نیز در عدمقطعیتهایی چون ترور، تحریم، هک(و احتمالا جنگ) قفلشود!
◽️بنابراین، راهحل چارهساز برای برونرفت نظام از ابرچالش فروپاشی، جداسازی «ایدئولوژی» از «سیاست» است.
@IranMetaChallenges
✍️کوروش برارپور - پژوهشگر آزاد(و بیطرف) وکنشگر توسعه
🗓شنبه - پنجم خردادماه۱۳۹۷
✅در آموزههای دینی ما ایرانیان اصلی وجود دارد که میگوید: "یک نظام حکومتی، با کُفر ازپای درنمیآید ولی با بیعدالتی، فساد، ستم، خشونت و سرکوب ازپای درمیآید"!
◽️پرسشی که در این رابطه قابل طرح است، آنکه: چه منطق یا برهان علمیای در پسِ آن اصل وجود دارد که میتوان با تکیه بر آن، برای پرسش مطرح شده در عنوان این یادداشت، پاسخی مناسب ارایهکرد؟!
◽️برای پاسخ بهپرسش بالا میتوان از دو مفهوم رایج در پویاییشناسی سیستمها تحت عناوین: «کفایتِ منابع» و «ظرفیت تحمل» کمک گرفت.
◽️ولی پیش از آن، با یاری جستن از دانش علوم ایمونولوژی(و با تاکید بر بیماری ایدز) لازم است دانستهشود: "زمانیکه ستم، بیعدالتی و فساد با ژرفا و گستردگی خیلیبالا در یک نظام حکومتیِ فاسد به نقطهی فرا-اوج از چرخهیحیات اجتماعیاش میرسد، چه مجموعه اتفاقاتی روی میدهد که رخداد آنها سبب فروپاشی نظام موردبحث میشود"؟
✅در بیماری ایدز، ویروس حامل بیماری وارد سلولهای ایمنی بدن از نوع T شده و با رشد فزاینده، تکثیر مییابد تا رفتهرفته تعداد این سلولها در بدن بیمار کمشود.
◽️عوامل مهاجم و درعینحال فرصتطلب (ویروسایدز) که درصورت سالم و کافی بودن سلولهایT، جرات یا توان حمله را ندارند، به بدن بیمار حملهور شده تا درنهایت، فرد بیمار را از پای درمیآورند. آنهم نه بخاطر آسیب مستقیمشان به بدن بیمار، بلکه «بخاطر تضعیف سیستم ایمنی بدن وی» در برابر حملهی عوامل عفونیِ فرصتطلبِ مهاجم مانند قارچها و دیگر میکرو ارگانیزمها ازجمله؛ باکتریها و ویروسها!
✅مُلهم از منطق موجود درفرایند نفوذِ عوامل بیگانه بهدرون بدن یک بیمار ایدزی، اتفاقی که در نظام کشورداری ایران رخ داده بصورت زیر قابل شرح است:
◽️کارگردانان سیستم تاراج درطول چهلسال گذشته تاکنون ازطریق نفوذ در دستگاههای امنیتی، نظارتی و حکومتی ایران و فرستادن بازیگران دستآموز فساد بهدرون آنها، تسلط خود را بر آن دستگاهها قطعی کرده و کارکردهای امنیتی و نظارتی آنها را مخدوش یا ازکار انداختهاند.
◽️در اینحالت، گویی دستگاههای امنیتی و نظارتی ایران در برابر فساد عوامل فرصتطلبِ مهاجم، در وضعیت «بیپاسخی(یا خفهشو)» قفل شدهاند تا تبهکاران با آرامش و بدون هیچگونه مزاحمتی به منابعملی و اموالعمومی دستیازی کنند!
◽️اختلاس،ارتشاء،باجگیری،پولشویی، قاچاق، دزدی،رانت، تبعیض، بیعدالتی، نابرابری، خشونت، سرکوب و تجاوز نمودهای عینی از شکل ستم و فساد مهاجمانِ فرصتطلب و تبهکار در نظام کشورداری ایران در زمان اکنون است.
◽️بازیگران فساد از منابع ملی و اموال عمومی(و اشخاص) بعنوان منبع تغذیه برای خود استفاده میکنند. این عمل تبهکاران حکومتی و دولتی تا جایی ادامه مییابد که ظرفیت تحملِ جامعه، متشکل از مردم و طبیعت(بعنوان دو بازیگر اصلی توسعه) بهدلیل کاهش کفایت منابع یا ناکافی بودن منابع و امکانات، دچار فرسایش و سپس فرا-اُفتِ ناگهانی شود تا درنهایت، طاقت مردم و تابآوری طبیعت در برابر انواع بلایا و آسیبها به نقطهی بحرانی یا شکست برسد.
◽️زمانیکه تابآوری مردم به نقطهی شکست میرسد، بطور پیوسته و در مقاطع و برشهای زمانی متناوب، دست به اعتراضات گسترده و انفجاری میزنند. در اینشرایط، کلیهی نیروهای مخالف وضعموجود که اپوزوسیون خوانده میشوند، همسو با اعتراضات مردمی وارد کارزار رویارویی با زمامداران غالبا مفسد میشوند.
◽️زمانیکه نیروی پیشرانِ تغییر، روزبهروز توسط مخالفان و معترضان قویتر میشود؛ انگیزهی مدیران، فرماندهان و هواداران وفادار به زمامداران مفسد برای ماندن در بدنهی حاکمیت، کمتروکمتر شده تا جاییکه خود را تسلیم معترضان و مخالفان میکنند تا درنهایت، نظام کشورداری که کارکردی جز اشاعه و تعمیق فساد بهکل بدنهی اجتماع ندارد، فروپاشیده و نظام سیاسی - اجتماعی جامعهی تباهشدهی موردبحث، در وضعیتی نوپدید به تعادل میرسد.
✅راهحل چارهساز چیست؟
◽️نقاط اهرمی و راهحلهای چارهساز، در پَسِ «شرایط اولیه»ی نظام پنهان شدهاند!
◽️باتوجه بهاینکه «شرایط اولیه»ی نظام در ۱۳۵۸، بر پایه ایدئولوژیِ تکهویتی(دینگراییِ افراطی) شکل گرفته، این پدیده درطول زمان سبب ایجاد بحرانهای چندهویتی در لایههای مختلف اجتماعی شدهاست.
◽️بحرانهایچندهویتی که درشکل فسادوسرکوب نمود دارند نیز سببشده تا «شرایطغالبِ» نظام در زماناکنون در تلهی ناکارامدی قفلشود.
◽️ازسوی دیگر، «شرایط اولیه»ی نظام سبب شده تا «شرایط محیطیِ» کشورمان نیز در عدمقطعیتهایی چون ترور، تحریم، هک(و احتمالا جنگ) قفلشود!
◽️بنابراین، راهحل چارهساز برای برونرفت نظام از ابرچالش فروپاشی، جداسازی «ایدئولوژی» از «سیاست» است.
@IranMetaChallenges