‌ایران ‌و اَبَرچالش‌های ‌آینده
573 subscribers
380 photos
400 videos
17 files
101 links
این کانال رسانه‌ای آزاد، مستقل و بیطرف استکه با رویکردی «سیستمی» و روش‌های «تبارشناسیِ(قدرت)» و «تحلیل روند» به تحلیل و تفسیر انتقادی از ابرچالشهای ایران می‌پردازد و برای آنها «راه‌حل‌های علمی» ارایه میدهد.
🔹شورای نویسندگان:
۱. کوروش برارپور
@bararpour
Download Telegram
🔸دیدارنوروزی با دکترتوکلی عضومجمع تشخیص مصلحت
برارپور: ازدیدگاه سیستمی، قطب‌های ناپایدارساز سیستم،آنرا به فسادوتباهی می‌کشانند که سیاستمداران سالخورده ایران، مصداق این قطب‌هایند!
@IranMetaChallenges
برارپور:یکی از راه‌حل‌های ابرچالش فساد در ایران، جایگزینی صفرهای پایدارساز بجای قطب‌های ناپایدارساز در نظام کشورداری ایران‌ست. نخبگان جوان می‌توانند درقالب صفرهای پایدار عمل کنند.
@IranMetaChallenges
توکلی:اگر چندتا از مفسدان گردن‌کلفت را با کَله بر زمین بکوبیم، دیگران نیز حساب کار دست‌شان خواهد آمد.
برارپور:آیا اراده‌ای از سوی رهبری نظام برای حل این معضل وجود دارد؟
@IranMetaChallenges
@yadeAyyaam
گلهای تازه - 156
گلهای تازه شماره 156
خواننده : شجریان
باهمکاری: رحمت اله بدیعی، ظریف، اسماعیلی، ناهید
اشعار: حافظ، ملک الشعرای بهار
آهنگ: افشاری
گوینده: سرور پاک نشان

@yadeAyyaam
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🦆 به بهانه روز جهانى پرندگان مهاجر

⚠️ «کشور ما در صدر کشورهایى قرار گرفته که رکورددار کشتار پرندگان مهاجر در جهان هستند»

آنونس مستند «آزادی» درباره مافیای شکار #پرندگان_مهاجر در شمال ایران
٢٠ ارديبهشت #روز_جهانى_پرندگان_مهاجر

براى حفاظت از پرندگان هم صدا شويم و به كشتار پرندگان مهاجر در شمال كشور پايان دهيم.

#مطالبه
#معيشت_جايگزين
#مافياى_شكار
#سرمايه_هاى_طبيعى
#قربانيان_آز_يا_نياز؟
فرجام بازیگران فساد در ایران!

کوروش برارپور - پژوهشگر آزاد(و بیطرف) و کنشگر توسعه
🗓 ۵شنبه - ۲۰ام اردیبهشت‌ماه ۱۳۹۷


🔸در این یادداشت، با بهره‌گیری از استعاره‌ی «موش‌های خون‌آشام» به پیش‌بینی فرجام کارگردانان و بازیگران بازی فساد در ایران پرداخته می‌شود!

استعاره‌ی «موش‌های خون‌آشام»:
منابع غذایی غنی و نامحدود در مزرعه‌ای سبب می‌شد تا موش‌های موجود در آن مزرعه، از آن بعنوان زیستگاهی مناسب برای زاد و ولدهای بی‌رویه‌ی خود استفاده کنند. موش‌ها بدون هیچگونه محدودیتی از منابع موجود در مزرعه استفاده می‌کردند. این پدیده سبب می‌شد تا نرخ رشد زاد و ولد آنها دچار فراجهشی‌ ناگهانی(Overshoot) شود.

استفاده کشاورزان از سموم شیمیایی نیز نه‌تنها اوضاع را بهتر نمی‌کرد بلکه سبب می‌شد تا موش‌ها دچار جهش ژنتیکی شده و جثه‌ی برخی از آنها به‌شکل غیرمنتظره‌ای بزرگ و بزرگتر شود!

مدیران مزرعه با مشورت زیست‌شناسان تصمیم گرفتند تا با بهره‌گیری از روش‌های بایولوژیک اقدام به مهار نرخ رشد بی‌رویه‌ی جمعیت موش‌ها و توقف آن کنند.

آنها برای اجرایی کردن سیاست «مهار نرخ رشد جمعیت موش‌ها» در گوشه‌ای از مزرعه، اقدام به ساخت قفسی بتونی کردند و سپس پنج جفت از آن موش‌ها را در درونش رها کردند. موش‌های درون قفس از آب فراوان و غذای باکیفیت و نامحدودی تغذیه می‌کردند! به‌همین دلیل پس از مدت‌زمان کوتاهی حجم جمعیت آنها با نرخ رشد فزاینده‌تری به ده‌هزار قطعه، فراجهش ناگهانی یافت.

زمانی که حجم جمعیت موش‌ها به حد نهایی خود(ده‌هزار قطعه) رسید، آب و کلیه جیره‌های غذایی‌شان قطع شد. از آن پس موش‌ها برای رفع تشنگی، خون یکدیگر را می‌مکیدند و برای رفع گرسنگی نیز، گوشت یکدیگر را می‌جویدند! این پدیده باعث می‌شد تا اگرچه از حجم جمعیت موش‌ها روز به روز کاسته شود ولی موش‌های باقیمانده، به موش‌هایی خون‌آشام تبدیل شده بودند!

زمانیکه حجم جمعیت موش‌های خون‌آشام دچار فرا اُفت ناگهانی (Collapse) شد و به پنج‌هزار قطعه رسید، مدیران مزرعه متوجه نوعی یادگیری عادتی(Adaptive Learning) در موش‌ها برای آشامیدن خون و خوردن گوشت یکدیگر شدند! در این وضعیت، درب قفس بتنی را باز و همگی آنها را رها و بسوی مزرعه‌ی پر از موش‌های معمولی هدایت کردند!

پس از ورود موش‌های خون‌آشام به درون مزرعه، اتفاق جالبی افتاد. زیرا موش‌های رها شده ابتدا اقدام به مکیدن خون و خوردن گوشت موش‌های بومیِ داخل مزرعه کردند و سپس، پس از، از بین بردن تمامی آنها، به شکل بی‌رحمانه‌ای شروع به قلع و قمع یکدیگر کردند تا اینکه تنها یک قطعه از آنها باقی ماند!
پس از مدت کوتاهی، تنها موش باقیمانده در مزرعه نیز اقدام به خودزنی و خودکشی کرد و بدین ترتیب نسل آنها منقرض شد!

نتیجه: اتفاقی که در رابطه با ابرچالش فساد در نظام کشورداری ایران رخ داده، بی‌شباهت با مزرعه‌ی موش‌های خون‌آشام نیست!
◽️بدین‌مفهوم که؛ کارگردانان سیستم تاراج (Spoil System) در ایران، درطول زمان اقدام به تولید و بازتولید بازیگران دست‌آموزی کرده‌اند تا به تاراج و چپاول منابع ملی کشورمان مبادرت ورزند. در چنین شرایطی، با توجه به اینکه دستگاه‌های امنیتی، قضایی و تقنینی کشورمان که بطور ذاتی باید با چنین اقدامات مجرمانه و تبهکارانه‌ای مقابله کنند نیز در دام این بازی گرفتار شده‌اند، در نتیجه بازی فساد در ایران به یک بازی سیستماتیک تبدیل شده و مهار آن، امری نشدنی می‌نمایاند!
◽️در این وضعیت، باتوجه به اینکه نهادهای امنیتی، قضایی و تقنینی کشورمان کارکردهای اصلی خود را از دست داده‌اند، بنابراین بازیگران فساد ضمن افشای پرونده‌های فساد یکدیگر به معرفی کارگردانان اصلی و غالبا پنهان بازی فساد در ایران نیز می‌پردازند!
◽️یعنی باتوجه به اینکه مقوله‌ی فساد در ایران مهارناپذیر نشان می‌دهد، این وضعیت تاجایی ادامه می‌یابد تا گروهی از کارگردانان و بازیگران فساد که از بدنه‌ی حاکمیت جدا شده‌اند، منبعی برای تغذیه و ادامه‌ی حیات نیابند. در چنین شرایطی، این گروه از بازیگران تبهکار با همراهی جمع زیادی از معترضان مردمی به نابودی و متلاشی کردن باندهای غالبا تبهکار صحنه‌ی بازی قدرت می‌پردازند تا نظام کشورداری ایران در وضعیتی نوپدید به تعادل برسد!

🔻در چنین شرایط نوپدیدی، «ژن خوب‌هایی» که در زیر سایه‌ی «الطاف پدر» و به لطف الطاف ملوکانه‌ی «دولت‌های رانتی» ظهور و بروز پیدا کرده‌اند نیز، گرفتار سرنوشتی شبیه به «سرنوشت پدر» و موش‌های بومیِ ساکن در مزرعه‌ی رمان قصه‌ی ما خواهند شد! و زمانیکه در شرایط نوپدید در زیر تیغ قانون گرفتار می‌شوند، با لحن ملتمسانه‌ای خواهند گفت: "بابایی‌ی‌ی‌ی‌ی‌ی‌ی"!

📔 منبع: فرازی از کتاب درسی و دانشگاهی در دست نگارش «پویایی‌شناسی توسعه» به قلم کوروش برارپور

مدل‌های سیستمی و معادلات دیفرانسیل، نزد نگارنده محفوظ است.
@IranMetaChallenges
Forwarded from اینجا کلاردشت
تکنوازان برنامه شماره 421 دشتی

استادان جلیل شهناز ، پرویز یاحقی ،
منصور صارمی و جهانگیر ملک

@delnaavazan
معمای توسعه‌نیافتگیِ ایران!

کوروش برارپور - پژوهشگر آزاد(و بیطرف) و کنشگر توسعه
1⃣ قسمت نخست: چرا در دانشگاه‌های ایران، کسی نیست که فکر کند؟!
🗓 جمعه - ۲۱ام اردیبهشت‌ماه ۱۳۹۷


پرسش روز: چرا ترامپ برجام را پاره کرد؟!


..... اواخر دهه ۱۳۷۰خورشیدی، برای انجام فاز نخست مطالعات کتابخانه‌ای و میدانی‌ام بر روی مباحث توسعه و مسایل ایران و با هدف ایجاد یک NGO، به زادگاهم کلاردشت سفر کرده‌بودم. در آن زمان از همشهریانم می‌خواستم تا موثرترین افراد آن جامعه محلی را به من معرفی کنند. آنها نیز معمولا پاسخ می‌دادند: "فلانی و فلانی و ..."! من نیز بخاطر اینکه اغلب این فلانی‌ها را نمی‌شناختم، طبیعی بود که بپرسم: "اینها کی هستند؟"

در پویایی بازگشتی، اغلب پرسش شوندگان نیز پاسخ می‌دادند: "همانی‌که ماکسیما دارد"! یا "همانی‌که بولدوزر دارد"! یا "همانی‌که تراکتور دارد"! یا "همانی‌که در دستگاه‌های دولتی نفوذ دارد و پسرم را به کاری مشغول کرده"! یا "همانی‌که بازیگر سینماست"! یا "همانی‌که ورزشکار است"! یا "همانی‌که خبرنگار و مجری صداوسیماست"! یا "آن روضه خوانی که صدای خوبی دارد و در ایام محرم روضه‌ی دلنشینی می‌خواند"! یا "همانی‌که خَعلی زرنگه و ازطریق نفوذ در دستگاه‌های حکومتی، ده‌ها هکتار از جنگل‌ها و منابع طبیعی را تصاحب کرده است"! یا......!

در ادامه، من نیز می‌گفتم: "چطور از من انتظار دارید افرادی را از روی ماکسیما یا بولدوزر یا تراکتورشان بشناسم در حالیکه خودشان را نمی‌شناسم؟! آیا اینها صاحب تفکر مدرنِ توسعه‌اند؟ آیا می‌توان ازطریق کاوشگر گوگل به آن تفکر مدرنی که اینها حاملش هستند، دسترسی پیدا کرد؟"!

از این کنش و واکنش‌های پویای برخی از همشهریانم و نوع نگاه‌شان به جایگاه اجتماعی دیگر شهروندان متوجه شدم معیار برتری افراد در آن جامعه‌ی محلی، همه چیز است جز فکر، تفکر و انسان متفکر!
◽️پول، ماشین، ویلا، تیزبازی، زرنگ‌بازی و ...، همگی حاوی و حامل بار ارزشی مثبت‌اند اما فکر، تفکر و انسان متفکر خیر! بر این اساس، من نیز از برخی از آنها می‌پرسیدم: "پس، انسان متفکر شهرمان چه کسی است"؟
◽️اغلب آنها نیز پاسخ می‌دادند: "متفکررررررررررررررر؟! چه سوالی؟! تا به‌حال به‌آن فکر نکرده بودیم! ..... گمان کنیم فلانی متفکر باشد زیرا کتابی نوشته است!"!

از سوی دیگر، طی ده‌سال گذشته تاکنون با بیشتر سیاست‌پیشگان عالی‌رتبه ایران(وزیر به بالا) دیدار یا دیدارهایی داشته‌ام و چالش‌های یادشده را به شکل دیگری با آنها مطرح کرده‌ام! ◽️در نخستین دیدارم، از هریک از آنها می‌پرسیدم: "آیا نیکی کریمی یا هدیه تهرانی یا حسین رضازاده یا علی دایی یا حاج منصور ارضی یا حاج سعید حدادیان یا ... را می‌شناسید؟"!
◽️پاسخ همگی آنها «آری» بود!
◽️سپس از ایشان می‌پرسیدم: "آیا این افرادی را که نام بردم، صاحب تفکرند که شما بعنوان مسئول مملکتی آنها را می‌شناسید؟"! همگی آنها پاسخی جز نگاه فقیه اندر سفیه، چیز دیگری برای ارایه نداشتند!
◽️سپس از آنها می پرسیدم: "آیا من و بسیاری از خیرخواهانی که دارند بصورت داوطلبانه و با هزینه‌های شخصی برای کشورشان پژوهش می‌کنند را می‌شناسید؟"!
◽️همگی آنها پاسخ می‌دادند: "خیر"!
◽️در ادامه، من نیز می‌گفتم: "شما چطور مسئول مملکتی هستید که فرایندی را طراحی نکرده‌اید تا طی آن، کسانی را که بی‌آنکه از جایی حمایت مالی، امنیتی و قضایی شوند و داوطلبانه برای توسعه کشورشان فکر می‌کنند را شناسایی کنید و سپس از تفکر آنها برای توسعه ایران استفاده کنید؟"!
◽️پاسخ همگی آنها چیزی جز «سرافکندی قَجَری» نبود!

ادامه دارد ...

📔 منبع: فرازی از کتاب در دست نگارش «زنده باد توسعه»، به قلم کوروش برارپور
@IranMetaChallenges
معمای توسعه‌نیافتگیِ ایران!

کوروش برارپور - پژوهشگر آزاد(و بیطرف) و کنشگر توسعه
2⃣ قسمت دوم: آیا در دانشگاه‌های ایران، کسی هست که فکر کند؟!
🗓 جمعه - ۲۱ام اردیبهشت‌ماه ۱۳۹۷


پرسش روز: چرا ترامپ برجام را پاره کرد؟!


حدود یک‌دهه است‌که چالشی را درقالب گزاره‌ای پرسشی با دانشجویان و اعضای هیات علمی دانشگاههای دولتی شهر تهران در میان می‌گذارم و می‌پرسم: "من در این دانشگاه به‌دنبال کسی می‌گردم که فکر کند. آیا می‌توانید کسی را به من معرفی کنید که فکر کند؟!"!
◽️آنها نیز در ابتدا به سه‌شکل به من پاسخ می‌دهند:
1⃣ گروه نخست می‌گوید: "پرسش شما مفهوم نیست"! که من نیز معمولا با این گروه، کاری ندارم.
2⃣ گروه دوم پاسخ می‌دهد: "در دانشگاه ما کسی فکر نمی‌کند"! که من نیز بی‌درنگ به این گروه می‌گویم: "آفرین بر شما و تیزهوشی‌تان. حتی اگر به تمسخر به پرسش من پاسخ داده‌باشید، بسیار قابل احترامید زیرا این نشان می‌دهد که قبلا به آن پرسش فکر کرده‌اید"!
3⃣ گروه سوم نیز پاسخ می‌دهد: "اینجا همه فکر می‌کنند زیرا کارشان فکر کردن است"! که من نیز بی‌درنگ و در قالب گزاره‌ای پرسشی می‌گویم: "بسیارخوب. بنابراین تصور می‌کنم، بتوانید در این دانشگاه دست‌کم یک انسان متفکر را به بنده معرفی کنید"؟
▫️برخی از آنها پاسخی برای ارایه ندارند و برخی دیگر نیز می‌گویند: "مثلا: فلانی و فلانی".
◽️سپس من نیز می‌گویم: "انسان متفکر فرد تاثیرگذاری استکه دست‌کم یک نسل(سی‌سال) جلوتر از زمان خودش فکر کند. آیا این کسانی را که شما نام برده‌اید، چنین ویژگی را دارند؟"!
▫️آنگاه همگی با تردید پاسخ می‌دهند: "آری"!
▫️سپس من نیز در ادامه می‌پرسم:
🔻آیا اینهایی را که نام برده‌اید در تراز ابن‌سینا قرار می‌گیرند؟ ابن‌سینای دانشگاه شما کیست؟
🔻آیا اینهایی را که نام برده‌اید در تراز ابوریحان قرار می‌گیرند؟ ابوریحان دانشگاه شما کیست؟
🔻آیا اینهایی را که نام برده‌اید در تراز خیام قرار می‌گیرند؟ خیام دانشگاه شما کیست؟
🔻دراکر، میشل فوکو، جیمز کلمن، اینگلهارت، فوکویاما، گیدنز، پوپر، ریکاردو، آدام اسمیت، دیوید بوهم و هایزنبرگِ دانشگاه شما کیست؟
▫️آنگاه همگی پاسخ می‌دهند: "خیر، خیر، ....، خیر! نداریم"!!!

نتیجه‌گیری: جامعه‌ای که مردمانش فکر کردن را عار بدانند، حاکمانش خود را متفکر بدانند و دانشگاهیانش خود را سیاست‌مدار، نتیجه‌اش این می‌شود که برجام‌شان به فرجام تبدیل شود!
◽️در آمریکا متفکران اندیشگاه رند به روسای جمهورشان خط می‌دهند که برای بیشینه‌سازی منافع ملی کشورشان چه سناریوهای سیاستی را گزینش و اجرا کنند!
◽️ولی در کشورهای توسعه‌نیافته‌ای چون ایران، این جن‌گیرها و فال‌گیرها هستند که الهام‌بخش سیاستمداران‌شان در تصمیم‌گیری‌‌های مهم و استراتژیک کشورشان هستند و نه متفکران نداشته‌شان!

ادامه دارد ....

📔 منبع: فرازی از کتاب در دست نگارش «زنده باد توسعه»، به قلم کوروش برارپور
@IranMetaChallenges
معمای توسعه‌نیافتگیِ ایران!

کوروش برارپور - پژوهشگر آزاد(و بیطرف) و کنشگر توسعه
3⃣ قسمت سوم: چرا اغلب ما ایرانیان با پدیده‌ی فکر، تفکر و انسان متفکر مشکل داریم؟!
🗓 جمعه - ۲۱ام اردیبهشت‌ماه ۱۳۹۷


پرسش روز: پاره‌کردن برجام توسط ترامپ، با چه متغیر درونزایی(در ایران) رابطه‌ی همبستگی دارد؟!
❗️پاسخ: فقدان فکر، تفکر و انسان متفکر


اگرچه مطالعات دو دهه‌ای‌ام حول مباحث توسعه و مسایل اساسی ایران، هم بر روی «موانع» و هم «پیشران‌ها»ی توسعه ایران متمرکز بوده‌، ولی تاکیدم بیشتر بر روی «شناخت موانع بازدارنده‌ی توسعه در ایران» بوده‌است.

در فرایند مطالعات میدانی‌ام بر روی جامعه هدف پژوهش‌هایم که بر سه طیفِ «عامه‌ی مردم»، «سیاستمداران» و «دانشگاهیانِ» ایران متمرکز بوده، متوجه نکته‌ای بسیار مهم شدم و آن اینکه:
◽️جامعه‌ی ما اعم از مردم، زمامداران و روشنفکرانش با سه مقوله‌ی «فکر»، «تفکر» و «انسان متفکر» مشکل دارند!
◽️فرقی نمی‌کند منِ ایرانی یک شهروند عادی باشم یا یک سیاستمدار یا استاد دانشگاه و دانشجو! در هر صورت، با سه مقوله‌ی فکر، تفکر و انسان متفکر مشکل دارم!

ولی پرسش اصلی من در این مجموعه پژوهش‌هایم این نبوده که چه قشری از جامعه‌ی ایرانی با مقوله‌ی فکر مشکل دارند، بلکه پرسش اصلی‌ام این بوده که: «چرا ما ایرانیان با سه مقوله‌ی فکر، تفکر و انسان متفکر مشکل داریم»؟! و «این مشکل طی چه فرایندی شکل می‌گیرد»؟!
◽️یعنی تاکید و تمرکز من بیش از آنکه بر روی «چیستیِ» مشکل باشد، بر روی «چرایی» بروز مشکل و «چگونگیِ» فرایند شکل‌گیری آن بوده است.

بر این مبادی، زمانیکه در نیمه نخست دهه‌ی ۱۳۸۰ و در بازه زمانی ۱۳۸۴ تا ۱۳۸۸ تلاش می‌کردم تا با کمک گروهی از بهترین فرزندان این کهن بوم‌ و بَر، پایه‌گذار یک حرکت مدنی در غرب استان مازندران باشم، بطور میانگین هر دو هفته یکبار از تهران به مقصد زادگاهم(کلاردشت) سفر می‌کردم. در آن زمان هنوز بنیاد توسعه پایدار کلاردشت(بعنوان یک سازمان مردم‌نهاد) که در ۱۳۹۳ از سطح محلی به تراز ملی و با نام بنیاد توسعه پایدار ایران ارتقاء یافت، شکل نگرفته بود. به همین دلیل از امکانات موجود در منزل پدری‌ام، بعنوان دفتر کارم برای انجام فعالیت‌های مدنی‌ام استفاده می‌کردم.

بر این اساس و با تکیه بر مبانی نظریه بازی، برای پاسخ به پرسش اصلی و دو وجهی پژوهشم(چرایی و چگونگی)، مجبور بودم یک بازی(Game) طراحی کنم!
◽️روش کار بدینصورت بود که: باتوجه به اینکه مخاطبانم عموما از طبقه متوسط جامعه و از قشر فرهیخته بودند و احتمال تماس آنها با تلفن همراهم بالا بود، آنرا خاموش می‌کردم تا مجبور شوند به تلفن منزل مادرم تماس بگیرند.
◽️همچنین گاهی نیز تماسهای دریافتی تلفن همراهم را به تلفن منزل مادرم هدایت(Divert) می‌کردم.
◽️از مادرم نیز خواهش کرده بودم تا به تماس‌هایی که مخاطب‌شان من هستم، پاسخگو باشد.
◽️همچنین از ایشان خواسته بودم، هرگاه کسی با من کاری داشت، عذرخواهی کند و بگوید: "ایشان مشغول انجام کاری است و نمی‌تواند صحبت کند".
◽️در ادامه، اگر باز هم پرسیدند من به چه کاری مشغولم، بگوید: "دارد فکر میکند"!
◽️و در پایان، کل مکالمات صورت گرفته را عینا به من بازخورد دهد!

بازخوردهای دریافتی خیلی جالب بود! یعنی شگفت انگیز بود! زیرا زمانیکه مادرم در پاسخ به این پرسش آنها که: "ایشان به چه کاری مشغول است"، به آنها می‌گفت: "دارد فکر می‌کند"، اغلب آنها فکر کردن مرا به تمسخر می‌گرفتند!

◽️یکی به شوخی می‌گفت: "مگر ایشان رَخش‌‌اش(اسب‌اش) گم شده که دارد فکر میکند"؟!
◽️دیگری نیز به طنز می‌گفت: "ایشان مگه چک بانکی‌اش برگشت خورده که دارد فکر میکند"؟!
◽️آن یکی نیز می‌گفت: ایشان مگر عاشق شده که دارد فکر می‌کند؟!
◽️و کسی دیگر نیز در بهترین حالت و آنهم به زبان لِچار می‌گفت: "مبارکا باشد، ماشالله به این همه تفکر"!
◽️و یا یکی دیگر نیز گفته بود: "تنها کسی که در مسابقات جهانی شطرنج می‌تواند از پس اسطوره‌هایی چون کارپف و کاسپارف بربیاید ایشان است!

ولی پاسخ این پرسش که چرا ما ایرانیان با سه مقوله‌ی فکر، تفکر و انسان متفکر مشکل داریم، به علت‌های فرهنگی برمی‌گردد. پیتر سنگه نیز از آن علت‌ها تحت عنوان«ایده‌های راهنمای غلط» یاد می‌کند که درطول زمان و در قالب «رسوب‌های ذهنی مشترک» در فرهنگ عمومی جوامع شکل می‌گیرد و نمود عینی دارد.

✳️ در آینده نزدیک، یافته‌های پژوهش‌های میدانی‌ام را در زمینه‌ی نقش ایده‌های راهنمای‌غلط، اسطوره‌های اشتباه و استعاره‌های ضعیف را در ایجاد موانع بازدارنده در مسیر رو به‌جلوی توسعه و درقالب چند یادداشت جداگانه، در همین کانال ارایه خواهم‌کرد.

📔منبع: فرازهایی از کتاب درحال نگارشِ«زنده‌باد توسعه»، به قلم کوروش برارپور.

ادامه دارد ....

🔹 پ.ن: ایده‌های راهنمای غلط، معادل فارسیِ The Bad Guiding Idea است.
@IranMetaChallenges
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🔸تحلیلی کوتاه و جامع از نابرابری توزیع ثروت در دو تیپ از کشورهای فقیر و غنی و علت‌های آن!

🔸راه‌حل: وضع قوانین مالیاتی جدید!
@IranMetaChallenges
از آن پس نمیرم که من زنده‌ام
که تخم سخن را پراکنده‌ام

هر آنکس که دارد هش و رای و دین
پس از مرگ بر من کند آفرین

۲۵ اردیبهشت ماه، بزرگداشت فرزانه توس، فردوسی پاکزاد خجسته باد
@IranMetaChallenges
@Haavest
Banoo Jan
🎼 ترانه‌ی مازندرانیِ: بانوجان

🎧 شعر: داوود کیاقاسمی(عضو ارجمند و فعال کانال ایران و ابرچالشهای آینده)

🎤خواننده: فاطمه ابراهیمی‌پور
🆔 @Haavest
🆔 @IranMetaChallenges
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
🎼نماهنگ بسیار زیبای «عامی دِتَرجان (دختر عموجان)»

🎻با آوای گالشیِ: بهرام منصوری

جلوه‌هایی از سبک زندگی مسالمت‌آمیز و توسعه‌پایداری مردمان طبیعت‌دوست مازندران با نوای موسیقی
🆔 @IranMetaChallenges
چرایی و چگونگی گسترش فساد سیستماتیک در نظام کشورداری ایران!

کوروش برارپور - پژوهشگر آزاد(و بیطرف) و کنشگر توسعه
🗓۳شنبه-۲۵ام اردیبهشت‌ماه۱۳۹۷

🔸در این یادداشت با بهره‌گیری از مفاهیم موجود در دانش علوم ایمونولوژی(ایمنی‌شناسی) به‌تشریح «چرایی‌وچگونگی گسترش فساد سیستماتیک» در نظام کشورداری ایران پرداخته‌میشود.
دستگاه ایمنی بدن متشکل از سلول‌ها و بافت‌هایی است‌که نقش آنها حفظ امنیت بدن در برابر نفوذ ذرات بیگانه است. به‌همین دلیل از آنها تحت عنوان بیگانه‌خوارها نیز یادمی‌شود.
◽️بیگانه‌خوارها سلول‌هایی هستند که می‌توانند پاتوژن‌ها یا دیگر سلولهای بیگانه و نیز، اجزای سلولی فاسد و فرسوده را در بدن بلعیده و سپس هضم کرده و از بین ببرند.
◽️مثال: سلول‌هایBوT که بطور اختصاصی عوامل بیگانه را شناسایی میکنند در این دسته قرار میگیرند.
ولی زمانیکه برخی از این سلول‌ها کارکرد امنیتی خود را از دست می‌دهند، موجب بروز دو عارضه‌ی زیر در دستگاه ایمنی بدن میشوند:
۱.حسگرهای‌شان نسبت به ورود سلولهای بیگانه(غیرخودی‌ها)، «بی‌تفاوت» عمل میکنند
۲.حسگرهای‌شان به‌دلیل ضعف شناختی، «اشتباه» عمل می‌کنند و سلول‌های «خودی» را «غیرخودی» تلقی میکنند!
پرسش اساسی: در دو حالت «بی‌تفاوتی» و «ضعفِ شناختی» چه اتفاقاتی رخ می‌دهد که موجب از کار افتادن دستگاه ایمنی بدن میشود؟
🔸حالت۱. «بی‌تفاوتی»: این‌حالت را می‌توان با بیان مثالی از «بیماری سرطان»، مورد بررسی قرار داد. برای اینکار به تشریح فرایند گسترش بیماری سرطان در بدن پرداخته‌ میشود:
الف)در گام نخست، سلول‌های سرطانی، خود را از دسترس و شناسایی سلول‌های ایمنی دور نگه میدارند و زنده می‌مانند.
ب)سلولهای دیگری از سیستم ایمنی بدن، سلول‌های «تنظیم‌گر» نامیده میشوند که درحالت طبیعی، نقش اصلی آنها کنترل سیستم ایمنی است. یعنی وقتی عوامل مهاجم توسط حجم زیادی از سلول‌های ایمنی پاکسازی شدند، سلول‌های تنظیم‌گر به تمام سلول‌های ایمنی دستور عقب‌نشینی داده و پاسخ آنها به بیگانه‌ها را مهار میکنند.
◽️در کیس سرطان، به هر سلول ایمنی دیگر که بخواهد فعال شود دستور می‌دهند بی‌تفاوت عمل‌کنند. بنابراین با وجود اینکه سلول ایمنیِ فعالِ ضدسرطان در بدن وجود دارد و بطور طبیعی میتواند پاسخ دهد، ولی پیام «ساکت‌باش» یا «خفه‌شو» را می‌شنود!
این روند تا جایی ادامه می‌یابد که سرطان، فرد بیمار را از پای درمی‌آورد.
🔸حالت۲. «ضعفِ شناختی»: همانگونه که گفته‌شد، گاهی نیز سلولهای ایمنی به‌دلیل ضعف حسگرهای‌شان، دچار ضعف شناختی و «بیگانه‌انگاریِ سلول‌های خودی» می‌شوند و با بیگانه‌انگاشتن آنها شروع به خوردن یا از بین‌بردن آنها میکنند!
خوردگی سلولهای بدن در ناحیه زانوها توسط سلولهای ایمنی بدن که موجب سائیدگی کشکک زانوها می‌شود، مثالی از بیگانه‌انگاریِ خودی‌ست.

اتفاقی که در زمینه‌ی گسترش «فساد سیستماتیک» در نظام کشورداری ایران رخ داده را می‌توان با استفاده از مفهوم سلولهای ایمنی و مفهوم بازخورد در پویایی‌شناسی سیستم‌ها توضیح داد. در این معنا، دوحلقه‌ی بازخوردیِ مثبت با ماهیت ضدتعادلی، با گسترش فساد تعادل نظام کشورداری ایران را بهم ریخته‌اند. حلقه‌ی نخست درجهت تحکیم سلطه‌ی «سیستم تاراج» و حلقه دوم نیز درجهت تقویت «استبداد مذهبی» عمل می‌کند که در ادامه، هریک از این دوحلقه تشریح میشوند:
🅾۱.کارگردانان سیستم تاراج، با تربیت بازیگران تبهکاری از جنس خودشان، درطول زمان آنها را وارد سیستم‌های اجرایی، امنیتی، قضایی، تقنینی و دیگر ارکان نظارتی و حاکمیتی کرده‌اند. در این وضعیت، گویی بخش‌های ضدجاسوسی یا حفاظت اطلاعاتِ سیستم‌های امنیتی و قضایی کشور به بخش‌های اطلاعاتی - امنیتی(بیگانه‌خوارها) فرمان «ساکت‌باش» داده‌اند تا نفوذ و سلطه‌ی بازیگران سیستم تاراج بر آن سیستم‌ها را نادیده بگیرند!
🅾۲.شکل‌گیری ارکان نظام بر مبنای ایدئولوژی تک‌هویتی(دین‌گراییِ‌افراطی) سبب گسترش استبداد مذهبی در جامعه شده‌است.
گسترش استبداد مذهبی ازطریق فربه‌سازی دو هویت مذهبی و انقلابی همراه با رواج ایده‌ی غیرخودی‌انگاریِ دیگر هویت‌ها به محدودسازی، سرکوب یا حذف(رد صلاحیت) آنها می‌پردازند. بدیهی است‌که این محدودسازی‌ها، سرکوب‌ها و حذف‌ها نیز دقیقا درجهت تقویت سلطه سیستم تاراج بر نظام کشورداری ایران و گسترش فساد در کشور عمل میکنند.

پیشنهاد سیاست: پیشنهاد میشود رهبران نظام ضمن درپیش‌گیری رویکرد تساهل و تسامح نسبت به مقوله‌ی ایدئولوژی، اقدام به اصلاحات اصل‌هایی از قانون اساسی کنند که درجهت تقویت سیستم تاراج و استبداد مذهبی عمل می‌کنند. بدیهی است‌که درصورت عدم انجام اقدامات اصلاحی، دو مقوله‌ی «فساد سیستماتیک» و «سرکوب»، نظام را به سراشیبی سقوطِ ناگهانی هدایت خواهدکرد.

📔منبع:فرازهایی از کتاب درسیِ دانشگاهی و درحال نگارش «پویایی‌شناسی توسعه»، کوروش برارپور.
@IranMetaChallenges
Forwarded from مستانه
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM