This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
✅روحانی:"ما درسال۹۷ بههیچ عنوان مشکل ارز نداریم"!
✅"بهای دلار دراردیبهشت۹۷ ازمرز ۶۳۰۰تومان گذشت"!
✅پیشبینیهای مبتنی برغریزه و بکارنگرفتن نخبگان درحل مسایل کشور، نوعی خردگریزیست
@IranMetaChallenges
✅"بهای دلار دراردیبهشت۹۷ ازمرز ۶۳۰۰تومان گذشت"!
✅پیشبینیهای مبتنی برغریزه و بکارنگرفتن نخبگان درحل مسایل کشور، نوعی خردگریزیست
@IranMetaChallenges
🔺چه سخت است فهماندن چیزی به کسانیکه برای نفهمیدنش مزد میگیرند!
کانال ایران و ابرچالشهای آینده
@IranMetaChallenges
کانال ایران و ابرچالشهای آینده
@IranMetaChallenges
قانون و دمکراسی در ایران به مثابه کَلَک!
✍کوروش برارپور - پژوهشگر آزاد(و بیطرف) و کنشگر توسعه
🗓 دوشنبه ١٧ اردیبهشت ۹۷
✅ در گویش مازندرانی، سازهی سادهای که تصویرش به این یادداشت پیوست شده، "کَلَک" نامیده میشود!
◽️"کَلَک"، سازهای بسیار ساده و با کارکرد نردبانی استکه در کاربریِ دیگری، کاتی(Kaati) نیز نامیده میشود. این سازهی نردبانگونه که بر روی ستونهای سازهی تکیملیِ دیگری چون سیمخاردار یا چَپَر که بر محیط مزرعه کاشته شده، چنان سوار میشود تا تنها جانداران سبُکباری چون انسان که صاحب اندیشه و خِرَدند، از آن رفتوآمد کنند!
◽️در واقع، انسان بعنوان نمادی از موجودی خِرَدوَرز بدان دلیل که صاحب خِرَد و اندیشه است، حق گذر از "کَلَک" و قرار گرفتن در درون مزرعه را دارد. زیرا پس از ورود به درون مزرعه، به منابع و دیگر محتویات آن آسیب نمیرساند.
◽️ولی جانداران دیگر(چه گیاهخوار و چه غیرگیاهخوار) بدان دلیل که فاقد خِرَد و تفکرند، درصورت گذر از "کَلَک" و ورود به درون مزرعه، منابع موجود در آنرا تلف یا نابود میکنند و فرصت زایندگی و بالندگی دوباره را از مزرعه سلب میکنند. از اینروی، "کَلَک" بعنوان تمهیدی برای رفتوآمد موجودِ صاحبِ منطق و خِرَدی چون انسان به بافت درونی مزرعه عمل میکند. از منظری دیگر، کَلَک سازوکاری با هدف حفظ منابع درون مزرعه است تا از آسیبهای احتمالیِ ناشی از ورود جانداران فاقد منطق و خِرَد(ی چون چهارپایان) به درون مزرعه، جلوگیری کند.
✅ بر این اساس، بهرغم اینکه "کَلَک"، سازوکاری با کارکرد مثبت است ولی مانند بسیاری از مفاهیمِ با کارکردِ مثبتِ دیگری در ادبیات روزمرهی ما ایرانیان، بعنوان واژهای با بار منفی از آن استفاده میشود!
بهعنوان نمونه، ما اغلب از واژگان ترکیبیای چون "کَلَکزن" یا "کَلَکباز" یا ... که با واژهی "کَلَک" ساخته میشود برای توصیف ویژگیهای رفتاریِ افراد دروغگو، فریبکار، حقهباز و ... استفاده میکنیم!
@IranMetaChallenges
✅ مُلهم از سازوکارِ "کَلَک" در سیستمی بنام مزرعه، انتظار میرود در سیستمهای سیاسی - اجتماعی نیز، قانون و دمکراسی درقالب سازوکارهای مدنی و بعنوان نهادهایی با کارکرد توسعهای، برای تشخیص حق از ناحق و اصلح(شایسته) از غیر اصلح عمل کنند تا تنها افراد شایسته و صاحب تفکری وارد مزرعهی سیاست و کشورداری شوند که ضمن حفظ منافع ملی و بهرهبرداری درست از منابع ملی، درجهت باروری مزرعهی توسعه نیز اقدامات سازندهای انجام دهند.
✅ ولی در ایران، سازوکارهای قانونی و دمکراتیک نهتنها موجب ورود افراد شایسته و صاحب تفکر به مزرعهی سیاست و کشورداری نمیشوند بلکه بعنوان کَلَکی(!) جهت ورود افراد غالبا ناشایست، فاقد تفکر و غالبا بیعُرضه(و اَختهی سیاسی) به آن مزرعه عمل کرده و زمینه را برای اتلاف، فرسایش، تهیسازی، تخریب، تباهی و نابودی انواع منابع، سرمایهها و میراثهای با ارزش فراهم میسازند!
✅ ورود افراد فاقد تفکر و غالبا بیصلاحیت به مزرعهی سیاست و کشورداری در ایران، از طریق سازوکارهای قانونی یا همان کَلَکهای استصوابیِ دستگاههای نظارتی، نهتنها موجب اتلاف و تباهی منابع ملی میشود بلکه بخاطر لگدمال شدن مزرعهی توسعهی کشور توسط مفسدان و ناشایستها، مانع از باروَری دوباره و بالندگیِ پیوستهی آن میشود. و بهدلیل نبود احزاب شناسنامهدار مانع از کشف، شکوفایی و رشد استعدادهای جوان و تربیت نسلی تازهنفس از مدیران خردورز، استدلالورز، سیاستورز و چشماندازپرداز نیز میشود!
✅ اما کَلَکهای بهظاهر دمکراتیک و با نظارتهای استصوابیِ یادشده بالا در ایران، سبب پیدایش دو تیپ مجلس فرمایشی و دولت فرسایشی(و ناکارآمد) با رئیسجمهورهایی میشود که یکی پیرو مکتب "پوپولیسم" و دیگری پیرو مکتب "فوفولیسم" است!
✅ جامعهی هدف رئیسجمهور پوپولیست(عوامفریب)، قشر تهیدست و دهکهای پایینی جامعه است و رئیسجمهور فوفولیست(شهروندفریب) نیز قشر فوفولها، سوسولها و اغلب بچهقرتیهای نوکیسه که داعیهی روشنفکری دارند را برای رایآوریِ بیشتر و فریب دادن طبقهی متوسط جامعه، هدف قرار دادهاند.
✅ در یادداشتهای پسین، نکاتی چند را در باب ویژگیها و سبک کنشهای اجتماعی فوفولها خواهم نوشت. این فوفولها با مدل کنشهای ایستا و درعینحال مچگیرانه، معتقدند: "یک رئیسجمهور فوفولیست وَلَو فیشدزد بهتر میتواند ما را به دمکراسی و توسعه رهنمون سازد تا یک رئیسجمهور پوپولیست و درعینِ حال دَکَلدزد! مراقب باشیم، گیرِ پوپولیستها نیفتیم. زیرا قطعا به محض در اختیارگیری قدرت، سبک زندگی مبتنی بر عافیتطلبی و خوشگذرانی ما را بههم خواهند ریخت"!
📔منبع: برارپور کوروش، کتاب درحال نگارش زندهباد توسعه.
🖇 yon.ir/Kalack
@IranMetaChallenges
✍کوروش برارپور - پژوهشگر آزاد(و بیطرف) و کنشگر توسعه
🗓 دوشنبه ١٧ اردیبهشت ۹۷
✅ در گویش مازندرانی، سازهی سادهای که تصویرش به این یادداشت پیوست شده، "کَلَک" نامیده میشود!
◽️"کَلَک"، سازهای بسیار ساده و با کارکرد نردبانی استکه در کاربریِ دیگری، کاتی(Kaati) نیز نامیده میشود. این سازهی نردبانگونه که بر روی ستونهای سازهی تکیملیِ دیگری چون سیمخاردار یا چَپَر که بر محیط مزرعه کاشته شده، چنان سوار میشود تا تنها جانداران سبُکباری چون انسان که صاحب اندیشه و خِرَدند، از آن رفتوآمد کنند!
◽️در واقع، انسان بعنوان نمادی از موجودی خِرَدوَرز بدان دلیل که صاحب خِرَد و اندیشه است، حق گذر از "کَلَک" و قرار گرفتن در درون مزرعه را دارد. زیرا پس از ورود به درون مزرعه، به منابع و دیگر محتویات آن آسیب نمیرساند.
◽️ولی جانداران دیگر(چه گیاهخوار و چه غیرگیاهخوار) بدان دلیل که فاقد خِرَد و تفکرند، درصورت گذر از "کَلَک" و ورود به درون مزرعه، منابع موجود در آنرا تلف یا نابود میکنند و فرصت زایندگی و بالندگی دوباره را از مزرعه سلب میکنند. از اینروی، "کَلَک" بعنوان تمهیدی برای رفتوآمد موجودِ صاحبِ منطق و خِرَدی چون انسان به بافت درونی مزرعه عمل میکند. از منظری دیگر، کَلَک سازوکاری با هدف حفظ منابع درون مزرعه است تا از آسیبهای احتمالیِ ناشی از ورود جانداران فاقد منطق و خِرَد(ی چون چهارپایان) به درون مزرعه، جلوگیری کند.
✅ بر این اساس، بهرغم اینکه "کَلَک"، سازوکاری با کارکرد مثبت است ولی مانند بسیاری از مفاهیمِ با کارکردِ مثبتِ دیگری در ادبیات روزمرهی ما ایرانیان، بعنوان واژهای با بار منفی از آن استفاده میشود!
بهعنوان نمونه، ما اغلب از واژگان ترکیبیای چون "کَلَکزن" یا "کَلَکباز" یا ... که با واژهی "کَلَک" ساخته میشود برای توصیف ویژگیهای رفتاریِ افراد دروغگو، فریبکار، حقهباز و ... استفاده میکنیم!
@IranMetaChallenges
✅ مُلهم از سازوکارِ "کَلَک" در سیستمی بنام مزرعه، انتظار میرود در سیستمهای سیاسی - اجتماعی نیز، قانون و دمکراسی درقالب سازوکارهای مدنی و بعنوان نهادهایی با کارکرد توسعهای، برای تشخیص حق از ناحق و اصلح(شایسته) از غیر اصلح عمل کنند تا تنها افراد شایسته و صاحب تفکری وارد مزرعهی سیاست و کشورداری شوند که ضمن حفظ منافع ملی و بهرهبرداری درست از منابع ملی، درجهت باروری مزرعهی توسعه نیز اقدامات سازندهای انجام دهند.
✅ ولی در ایران، سازوکارهای قانونی و دمکراتیک نهتنها موجب ورود افراد شایسته و صاحب تفکر به مزرعهی سیاست و کشورداری نمیشوند بلکه بعنوان کَلَکی(!) جهت ورود افراد غالبا ناشایست، فاقد تفکر و غالبا بیعُرضه(و اَختهی سیاسی) به آن مزرعه عمل کرده و زمینه را برای اتلاف، فرسایش، تهیسازی، تخریب، تباهی و نابودی انواع منابع، سرمایهها و میراثهای با ارزش فراهم میسازند!
✅ ورود افراد فاقد تفکر و غالبا بیصلاحیت به مزرعهی سیاست و کشورداری در ایران، از طریق سازوکارهای قانونی یا همان کَلَکهای استصوابیِ دستگاههای نظارتی، نهتنها موجب اتلاف و تباهی منابع ملی میشود بلکه بخاطر لگدمال شدن مزرعهی توسعهی کشور توسط مفسدان و ناشایستها، مانع از باروَری دوباره و بالندگیِ پیوستهی آن میشود. و بهدلیل نبود احزاب شناسنامهدار مانع از کشف، شکوفایی و رشد استعدادهای جوان و تربیت نسلی تازهنفس از مدیران خردورز، استدلالورز، سیاستورز و چشماندازپرداز نیز میشود!
✅ اما کَلَکهای بهظاهر دمکراتیک و با نظارتهای استصوابیِ یادشده بالا در ایران، سبب پیدایش دو تیپ مجلس فرمایشی و دولت فرسایشی(و ناکارآمد) با رئیسجمهورهایی میشود که یکی پیرو مکتب "پوپولیسم" و دیگری پیرو مکتب "فوفولیسم" است!
✅ جامعهی هدف رئیسجمهور پوپولیست(عوامفریب)، قشر تهیدست و دهکهای پایینی جامعه است و رئیسجمهور فوفولیست(شهروندفریب) نیز قشر فوفولها، سوسولها و اغلب بچهقرتیهای نوکیسه که داعیهی روشنفکری دارند را برای رایآوریِ بیشتر و فریب دادن طبقهی متوسط جامعه، هدف قرار دادهاند.
✅ در یادداشتهای پسین، نکاتی چند را در باب ویژگیها و سبک کنشهای اجتماعی فوفولها خواهم نوشت. این فوفولها با مدل کنشهای ایستا و درعینحال مچگیرانه، معتقدند: "یک رئیسجمهور فوفولیست وَلَو فیشدزد بهتر میتواند ما را به دمکراسی و توسعه رهنمون سازد تا یک رئیسجمهور پوپولیست و درعینِ حال دَکَلدزد! مراقب باشیم، گیرِ پوپولیستها نیفتیم. زیرا قطعا به محض در اختیارگیری قدرت، سبک زندگی مبتنی بر عافیتطلبی و خوشگذرانی ما را بههم خواهند ریخت"!
📔منبع: برارپور کوروش، کتاب درحال نگارش زندهباد توسعه.
🖇 yon.ir/Kalack
@IranMetaChallenges
Forwarded from ایران و اَبَرچالشهای آینده
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🔸روحانی:فیلترتلگرام توسط دولت اجرانشده وموردتأیید مانیست!
🔹ایشان اماچندی پیش،ادعای دیگری داشت(ویدئو👆)!
🔻بنابراین ایشان بیعرضهاست زیرا به وعدهاش عمل نکرده و دروغگوست زیرا...!
@IranMetaChallenges
🔹ایشان اماچندی پیش،ادعای دیگری داشت(ویدئو👆)!
🔻بنابراین ایشان بیعرضهاست زیرا به وعدهاش عمل نکرده و دروغگوست زیرا...!
@IranMetaChallenges
🔺نامه روحانی به وزیر ارتباطات با هدف فیلترینگ تلگرام و محدودسازی مردم ایران برای دسترسی به جریان آزاد اطلاعات
کانال ایران و ابرچالشهای آینده
@IranMetaChallenges
کانال ایران و ابرچالشهای آینده
@IranMetaChallenges
🔸دیدارنوروزی بااستادشهیندخت خوارزمی بنیانگذاردانش آیندهپژوهی درایران
✅خوارمی:توسعه دربستر تحولات اجتماعی شکل میگیرد.توسعه درهزاره سوم بدون بکارگیری فناوریهای پیشرفته، ممکن نیست
@IranMetaChallenges
✅خوارمی:توسعه دربستر تحولات اجتماعی شکل میگیرد.توسعه درهزاره سوم بدون بکارگیری فناوریهای پیشرفته، ممکن نیست
@IranMetaChallenges
✅خوارزمی:پروژههای توسعهای باپیشفرضهای اشتباه به سرانجام نمیرسند.
✅شهریاری:نظریهپردازان نوظهور درزمینه توسعه درایران،باید تمرکزشان برروی چگونگی اجرایی شدن مدلهای توسعه باشد.
@IranMetaChallenges
✅شهریاری:نظریهپردازان نوظهور درزمینه توسعه درایران،باید تمرکزشان برروی چگونگی اجرایی شدن مدلهای توسعه باشد.
@IranMetaChallenges
🔸دیدارنوروزی با دکترتوکلی عضومجمع تشخیص مصلحت
✅برارپور: ازدیدگاه سیستمی، قطبهای ناپایدارساز سیستم،آنرا به فسادوتباهی میکشانند که سیاستمداران سالخورده ایران، مصداق این قطبهایند!
@IranMetaChallenges
✅برارپور: ازدیدگاه سیستمی، قطبهای ناپایدارساز سیستم،آنرا به فسادوتباهی میکشانند که سیاستمداران سالخورده ایران، مصداق این قطبهایند!
@IranMetaChallenges
✅برارپور:یکی از راهحلهای ابرچالش فساد در ایران، جایگزینی صفرهای پایدارساز بجای قطبهای ناپایدارساز در نظام کشورداری ایرانست. نخبگان جوان میتوانند درقالب صفرهای پایدار عمل کنند.
@IranMetaChallenges
@IranMetaChallenges
✅توکلی:اگر چندتا از مفسدان گردنکلفت را با کَله بر زمین بکوبیم، دیگران نیز حساب کار دستشان خواهد آمد.
✅برارپور:آیا ارادهای از سوی رهبری نظام برای حل این معضل وجود دارد؟
@IranMetaChallenges
✅برارپور:آیا ارادهای از سوی رهبری نظام برای حل این معضل وجود دارد؟
@IranMetaChallenges
@yadeAyyaam
گلهای تازه - 156
گلهای تازه شماره 156
خواننده : شجریان
باهمکاری: رحمت اله بدیعی، ظریف، اسماعیلی، ناهید
اشعار: حافظ، ملک الشعرای بهار
آهنگ: افشاری
گوینده: سرور پاک نشان
@yadeAyyaam
خواننده : شجریان
باهمکاری: رحمت اله بدیعی، ظریف، اسماعیلی، ناهید
اشعار: حافظ، ملک الشعرای بهار
آهنگ: افشاری
گوینده: سرور پاک نشان
@yadeAyyaam
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🦆 به بهانه روز جهانى پرندگان مهاجر
⚠️ «کشور ما در صدر کشورهایى قرار گرفته که رکورددار کشتار پرندگان مهاجر در جهان هستند»
آنونس مستند «آزادی» درباره مافیای شکار #پرندگان_مهاجر در شمال ایران
⚠️ «کشور ما در صدر کشورهایى قرار گرفته که رکورددار کشتار پرندگان مهاجر در جهان هستند»
آنونس مستند «آزادی» درباره مافیای شکار #پرندگان_مهاجر در شمال ایران
٢٠ ارديبهشت #روز_جهانى_پرندگان_مهاجر
براى حفاظت از پرندگان هم صدا شويم و به كشتار پرندگان مهاجر در شمال كشور پايان دهيم.
#مطالبه
#معيشت_جايگزين
#مافياى_شكار
#سرمايه_هاى_طبيعى
#قربانيان_آز_يا_نياز؟
براى حفاظت از پرندگان هم صدا شويم و به كشتار پرندگان مهاجر در شمال كشور پايان دهيم.
#مطالبه
#معيشت_جايگزين
#مافياى_شكار
#سرمايه_هاى_طبيعى
#قربانيان_آز_يا_نياز؟
فرجام بازیگران فساد در ایران!
✍کوروش برارپور - پژوهشگر آزاد(و بیطرف) و کنشگر توسعه
🗓 ۵شنبه - ۲۰ام اردیبهشتماه ۱۳۹۷
🔸در این یادداشت، با بهرهگیری از استعارهی «موشهای خونآشام» به پیشبینی فرجام کارگردانان و بازیگران بازی فساد در ایران پرداخته میشود!
✅ استعارهی «موشهای خونآشام»:
منابع غذایی غنی و نامحدود در مزرعهای سبب میشد تا موشهای موجود در آن مزرعه، از آن بعنوان زیستگاهی مناسب برای زاد و ولدهای بیرویهی خود استفاده کنند. موشها بدون هیچگونه محدودیتی از منابع موجود در مزرعه استفاده میکردند. این پدیده سبب میشد تا نرخ رشد زاد و ولد آنها دچار فراجهشی ناگهانی(Overshoot) شود.
✅ استفاده کشاورزان از سموم شیمیایی نیز نهتنها اوضاع را بهتر نمیکرد بلکه سبب میشد تا موشها دچار جهش ژنتیکی شده و جثهی برخی از آنها بهشکل غیرمنتظرهای بزرگ و بزرگتر شود!
✅ مدیران مزرعه با مشورت زیستشناسان تصمیم گرفتند تا با بهرهگیری از روشهای بایولوژیک اقدام به مهار نرخ رشد بیرویهی جمعیت موشها و توقف آن کنند.
✅ آنها برای اجرایی کردن سیاست «مهار نرخ رشد جمعیت موشها» در گوشهای از مزرعه، اقدام به ساخت قفسی بتونی کردند و سپس پنج جفت از آن موشها را در درونش رها کردند. موشهای درون قفس از آب فراوان و غذای باکیفیت و نامحدودی تغذیه میکردند! بههمین دلیل پس از مدتزمان کوتاهی حجم جمعیت آنها با نرخ رشد فزایندهتری به دههزار قطعه، فراجهش ناگهانی یافت.
✅ زمانی که حجم جمعیت موشها به حد نهایی خود(دههزار قطعه) رسید، آب و کلیه جیرههای غذاییشان قطع شد. از آن پس موشها برای رفع تشنگی، خون یکدیگر را میمکیدند و برای رفع گرسنگی نیز، گوشت یکدیگر را میجویدند! این پدیده باعث میشد تا اگرچه از حجم جمعیت موشها روز به روز کاسته شود ولی موشهای باقیمانده، به موشهایی خونآشام تبدیل شده بودند!
✅ زمانیکه حجم جمعیت موشهای خونآشام دچار فرا اُفت ناگهانی (Collapse) شد و به پنجهزار قطعه رسید، مدیران مزرعه متوجه نوعی یادگیری عادتی(Adaptive Learning) در موشها برای آشامیدن خون و خوردن گوشت یکدیگر شدند! در این وضعیت، درب قفس بتنی را باز و همگی آنها را رها و بسوی مزرعهی پر از موشهای معمولی هدایت کردند!
✅ پس از ورود موشهای خونآشام به درون مزرعه، اتفاق جالبی افتاد. زیرا موشهای رها شده ابتدا اقدام به مکیدن خون و خوردن گوشت موشهای بومیِ داخل مزرعه کردند و سپس، پس از، از بین بردن تمامی آنها، به شکل بیرحمانهای شروع به قلع و قمع یکدیگر کردند تا اینکه تنها یک قطعه از آنها باقی ماند!
پس از مدت کوتاهی، تنها موش باقیمانده در مزرعه نیز اقدام به خودزنی و خودکشی کرد و بدین ترتیب نسل آنها منقرض شد!
✅ نتیجه: اتفاقی که در رابطه با ابرچالش فساد در نظام کشورداری ایران رخ داده، بیشباهت با مزرعهی موشهای خونآشام نیست!
◽️بدینمفهوم که؛ کارگردانان سیستم تاراج (Spoil System) در ایران، درطول زمان اقدام به تولید و بازتولید بازیگران دستآموزی کردهاند تا به تاراج و چپاول منابع ملی کشورمان مبادرت ورزند. در چنین شرایطی، با توجه به اینکه دستگاههای امنیتی، قضایی و تقنینی کشورمان که بطور ذاتی باید با چنین اقدامات مجرمانه و تبهکارانهای مقابله کنند نیز در دام این بازی گرفتار شدهاند، در نتیجه بازی فساد در ایران به یک بازی سیستماتیک تبدیل شده و مهار آن، امری نشدنی مینمایاند!
◽️در این وضعیت، باتوجه به اینکه نهادهای امنیتی، قضایی و تقنینی کشورمان کارکردهای اصلی خود را از دست دادهاند، بنابراین بازیگران فساد ضمن افشای پروندههای فساد یکدیگر به معرفی کارگردانان اصلی و غالبا پنهان بازی فساد در ایران نیز میپردازند!
◽️یعنی باتوجه به اینکه مقولهی فساد در ایران مهارناپذیر نشان میدهد، این وضعیت تاجایی ادامه مییابد تا گروهی از کارگردانان و بازیگران فساد که از بدنهی حاکمیت جدا شدهاند، منبعی برای تغذیه و ادامهی حیات نیابند. در چنین شرایطی، این گروه از بازیگران تبهکار با همراهی جمع زیادی از معترضان مردمی به نابودی و متلاشی کردن باندهای غالبا تبهکار صحنهی بازی قدرت میپردازند تا نظام کشورداری ایران در وضعیتی نوپدید به تعادل برسد!
🔻در چنین شرایط نوپدیدی، «ژن خوبهایی» که در زیر سایهی «الطاف پدر» و به لطف الطاف ملوکانهی «دولتهای رانتی» ظهور و بروز پیدا کردهاند نیز، گرفتار سرنوشتی شبیه به «سرنوشت پدر» و موشهای بومیِ ساکن در مزرعهی رمان قصهی ما خواهند شد! و زمانیکه در شرایط نوپدید در زیر تیغ قانون گرفتار میشوند، با لحن ملتمسانهای خواهند گفت: "بابایییییییی"!
📔 منبع: فرازی از کتاب درسی و دانشگاهی در دست نگارش «پویاییشناسی توسعه» به قلم کوروش برارپور
⚛ مدلهای سیستمی و معادلات دیفرانسیل، نزد نگارنده محفوظ است.
@IranMetaChallenges
✍کوروش برارپور - پژوهشگر آزاد(و بیطرف) و کنشگر توسعه
🗓 ۵شنبه - ۲۰ام اردیبهشتماه ۱۳۹۷
🔸در این یادداشت، با بهرهگیری از استعارهی «موشهای خونآشام» به پیشبینی فرجام کارگردانان و بازیگران بازی فساد در ایران پرداخته میشود!
✅ استعارهی «موشهای خونآشام»:
منابع غذایی غنی و نامحدود در مزرعهای سبب میشد تا موشهای موجود در آن مزرعه، از آن بعنوان زیستگاهی مناسب برای زاد و ولدهای بیرویهی خود استفاده کنند. موشها بدون هیچگونه محدودیتی از منابع موجود در مزرعه استفاده میکردند. این پدیده سبب میشد تا نرخ رشد زاد و ولد آنها دچار فراجهشی ناگهانی(Overshoot) شود.
✅ استفاده کشاورزان از سموم شیمیایی نیز نهتنها اوضاع را بهتر نمیکرد بلکه سبب میشد تا موشها دچار جهش ژنتیکی شده و جثهی برخی از آنها بهشکل غیرمنتظرهای بزرگ و بزرگتر شود!
✅ مدیران مزرعه با مشورت زیستشناسان تصمیم گرفتند تا با بهرهگیری از روشهای بایولوژیک اقدام به مهار نرخ رشد بیرویهی جمعیت موشها و توقف آن کنند.
✅ آنها برای اجرایی کردن سیاست «مهار نرخ رشد جمعیت موشها» در گوشهای از مزرعه، اقدام به ساخت قفسی بتونی کردند و سپس پنج جفت از آن موشها را در درونش رها کردند. موشهای درون قفس از آب فراوان و غذای باکیفیت و نامحدودی تغذیه میکردند! بههمین دلیل پس از مدتزمان کوتاهی حجم جمعیت آنها با نرخ رشد فزایندهتری به دههزار قطعه، فراجهش ناگهانی یافت.
✅ زمانی که حجم جمعیت موشها به حد نهایی خود(دههزار قطعه) رسید، آب و کلیه جیرههای غذاییشان قطع شد. از آن پس موشها برای رفع تشنگی، خون یکدیگر را میمکیدند و برای رفع گرسنگی نیز، گوشت یکدیگر را میجویدند! این پدیده باعث میشد تا اگرچه از حجم جمعیت موشها روز به روز کاسته شود ولی موشهای باقیمانده، به موشهایی خونآشام تبدیل شده بودند!
✅ زمانیکه حجم جمعیت موشهای خونآشام دچار فرا اُفت ناگهانی (Collapse) شد و به پنجهزار قطعه رسید، مدیران مزرعه متوجه نوعی یادگیری عادتی(Adaptive Learning) در موشها برای آشامیدن خون و خوردن گوشت یکدیگر شدند! در این وضعیت، درب قفس بتنی را باز و همگی آنها را رها و بسوی مزرعهی پر از موشهای معمولی هدایت کردند!
✅ پس از ورود موشهای خونآشام به درون مزرعه، اتفاق جالبی افتاد. زیرا موشهای رها شده ابتدا اقدام به مکیدن خون و خوردن گوشت موشهای بومیِ داخل مزرعه کردند و سپس، پس از، از بین بردن تمامی آنها، به شکل بیرحمانهای شروع به قلع و قمع یکدیگر کردند تا اینکه تنها یک قطعه از آنها باقی ماند!
پس از مدت کوتاهی، تنها موش باقیمانده در مزرعه نیز اقدام به خودزنی و خودکشی کرد و بدین ترتیب نسل آنها منقرض شد!
✅ نتیجه: اتفاقی که در رابطه با ابرچالش فساد در نظام کشورداری ایران رخ داده، بیشباهت با مزرعهی موشهای خونآشام نیست!
◽️بدینمفهوم که؛ کارگردانان سیستم تاراج (Spoil System) در ایران، درطول زمان اقدام به تولید و بازتولید بازیگران دستآموزی کردهاند تا به تاراج و چپاول منابع ملی کشورمان مبادرت ورزند. در چنین شرایطی، با توجه به اینکه دستگاههای امنیتی، قضایی و تقنینی کشورمان که بطور ذاتی باید با چنین اقدامات مجرمانه و تبهکارانهای مقابله کنند نیز در دام این بازی گرفتار شدهاند، در نتیجه بازی فساد در ایران به یک بازی سیستماتیک تبدیل شده و مهار آن، امری نشدنی مینمایاند!
◽️در این وضعیت، باتوجه به اینکه نهادهای امنیتی، قضایی و تقنینی کشورمان کارکردهای اصلی خود را از دست دادهاند، بنابراین بازیگران فساد ضمن افشای پروندههای فساد یکدیگر به معرفی کارگردانان اصلی و غالبا پنهان بازی فساد در ایران نیز میپردازند!
◽️یعنی باتوجه به اینکه مقولهی فساد در ایران مهارناپذیر نشان میدهد، این وضعیت تاجایی ادامه مییابد تا گروهی از کارگردانان و بازیگران فساد که از بدنهی حاکمیت جدا شدهاند، منبعی برای تغذیه و ادامهی حیات نیابند. در چنین شرایطی، این گروه از بازیگران تبهکار با همراهی جمع زیادی از معترضان مردمی به نابودی و متلاشی کردن باندهای غالبا تبهکار صحنهی بازی قدرت میپردازند تا نظام کشورداری ایران در وضعیتی نوپدید به تعادل برسد!
🔻در چنین شرایط نوپدیدی، «ژن خوبهایی» که در زیر سایهی «الطاف پدر» و به لطف الطاف ملوکانهی «دولتهای رانتی» ظهور و بروز پیدا کردهاند نیز، گرفتار سرنوشتی شبیه به «سرنوشت پدر» و موشهای بومیِ ساکن در مزرعهی رمان قصهی ما خواهند شد! و زمانیکه در شرایط نوپدید در زیر تیغ قانون گرفتار میشوند، با لحن ملتمسانهای خواهند گفت: "بابایییییییی"!
📔 منبع: فرازی از کتاب درسی و دانشگاهی در دست نگارش «پویاییشناسی توسعه» به قلم کوروش برارپور
⚛ مدلهای سیستمی و معادلات دیفرانسیل، نزد نگارنده محفوظ است.
@IranMetaChallenges
Forwarded from اینجا کلاردشت
تکنوازان برنامه شماره 421 دشتی
استادان جلیل شهناز ، پرویز یاحقی ،
منصور صارمی و جهانگیر ملک
@delnaavazan
استادان جلیل شهناز ، پرویز یاحقی ،
منصور صارمی و جهانگیر ملک
@delnaavazan
معمای توسعهنیافتگیِ ایران!
✍کوروش برارپور - پژوهشگر آزاد(و بیطرف) و کنشگر توسعه
1⃣ قسمت نخست: چرا در دانشگاههای ایران، کسی نیست که فکر کند؟!
🗓 جمعه - ۲۱ام اردیبهشتماه ۱۳۹۷
❓پرسش روز: چرا ترامپ برجام را پاره کرد؟!
✅..... اواخر دهه ۱۳۷۰خورشیدی، برای انجام فاز نخست مطالعات کتابخانهای و میدانیام بر روی مباحث توسعه و مسایل ایران و با هدف ایجاد یک NGO، به زادگاهم کلاردشت سفر کردهبودم. در آن زمان از همشهریانم میخواستم تا موثرترین افراد آن جامعه محلی را به من معرفی کنند. آنها نیز معمولا پاسخ میدادند: "فلانی و فلانی و ..."! من نیز بخاطر اینکه اغلب این فلانیها را نمیشناختم، طبیعی بود که بپرسم: "اینها کی هستند؟"
✅در پویایی بازگشتی، اغلب پرسش شوندگان نیز پاسخ میدادند: "همانیکه ماکسیما دارد"! یا "همانیکه بولدوزر دارد"! یا "همانیکه تراکتور دارد"! یا "همانیکه در دستگاههای دولتی نفوذ دارد و پسرم را به کاری مشغول کرده"! یا "همانیکه بازیگر سینماست"! یا "همانیکه ورزشکار است"! یا "همانیکه خبرنگار و مجری صداوسیماست"! یا "آن روضه خوانی که صدای خوبی دارد و در ایام محرم روضهی دلنشینی میخواند"! یا "همانیکه خَعلی زرنگه و ازطریق نفوذ در دستگاههای حکومتی، دهها هکتار از جنگلها و منابع طبیعی را تصاحب کرده است"! یا......!
✅در ادامه، من نیز میگفتم: "چطور از من انتظار دارید افرادی را از روی ماکسیما یا بولدوزر یا تراکتورشان بشناسم در حالیکه خودشان را نمیشناسم؟! آیا اینها صاحب تفکر مدرنِ توسعهاند؟ آیا میتوان ازطریق کاوشگر گوگل به آن تفکر مدرنی که اینها حاملش هستند، دسترسی پیدا کرد؟"!
✅از این کنش و واکنشهای پویای برخی از همشهریانم و نوع نگاهشان به جایگاه اجتماعی دیگر شهروندان متوجه شدم معیار برتری افراد در آن جامعهی محلی، همه چیز است جز فکر، تفکر و انسان متفکر!
◽️پول، ماشین، ویلا، تیزبازی، زرنگبازی و ...، همگی حاوی و حامل بار ارزشی مثبتاند اما فکر، تفکر و انسان متفکر خیر! بر این اساس، من نیز از برخی از آنها میپرسیدم: "پس، انسان متفکر شهرمان چه کسی است"؟
◽️اغلب آنها نیز پاسخ میدادند: "متفکررررررررررررررر؟! چه سوالی؟! تا بهحال بهآن فکر نکرده بودیم! ..... گمان کنیم فلانی متفکر باشد زیرا کتابی نوشته است!"!
✅از سوی دیگر، طی دهسال گذشته تاکنون با بیشتر سیاستپیشگان عالیرتبه ایران(وزیر به بالا) دیدار یا دیدارهایی داشتهام و چالشهای یادشده را به شکل دیگری با آنها مطرح کردهام! ◽️در نخستین دیدارم، از هریک از آنها میپرسیدم: "آیا نیکی کریمی یا هدیه تهرانی یا حسین رضازاده یا علی دایی یا حاج منصور ارضی یا حاج سعید حدادیان یا ... را میشناسید؟"!
◽️پاسخ همگی آنها «آری» بود!
◽️سپس از ایشان میپرسیدم: "آیا این افرادی را که نام بردم، صاحب تفکرند که شما بعنوان مسئول مملکتی آنها را میشناسید؟"! همگی آنها پاسخی جز نگاه فقیه اندر سفیه، چیز دیگری برای ارایه نداشتند!
◽️سپس از آنها می پرسیدم: "آیا من و بسیاری از خیرخواهانی که دارند بصورت داوطلبانه و با هزینههای شخصی برای کشورشان پژوهش میکنند را میشناسید؟"!
◽️همگی آنها پاسخ میدادند: "خیر"!
◽️در ادامه، من نیز میگفتم: "شما چطور مسئول مملکتی هستید که فرایندی را طراحی نکردهاید تا طی آن، کسانی را که بیآنکه از جایی حمایت مالی، امنیتی و قضایی شوند و داوطلبانه برای توسعه کشورشان فکر میکنند را شناسایی کنید و سپس از تفکر آنها برای توسعه ایران استفاده کنید؟"!
◽️پاسخ همگی آنها چیزی جز «سرافکندی قَجَری» نبود!
ادامه دارد ...
📔 منبع: فرازی از کتاب در دست نگارش «زنده باد توسعه»، به قلم کوروش برارپور
@IranMetaChallenges
✍کوروش برارپور - پژوهشگر آزاد(و بیطرف) و کنشگر توسعه
1⃣ قسمت نخست: چرا در دانشگاههای ایران، کسی نیست که فکر کند؟!
🗓 جمعه - ۲۱ام اردیبهشتماه ۱۳۹۷
❓پرسش روز: چرا ترامپ برجام را پاره کرد؟!
✅..... اواخر دهه ۱۳۷۰خورشیدی، برای انجام فاز نخست مطالعات کتابخانهای و میدانیام بر روی مباحث توسعه و مسایل ایران و با هدف ایجاد یک NGO، به زادگاهم کلاردشت سفر کردهبودم. در آن زمان از همشهریانم میخواستم تا موثرترین افراد آن جامعه محلی را به من معرفی کنند. آنها نیز معمولا پاسخ میدادند: "فلانی و فلانی و ..."! من نیز بخاطر اینکه اغلب این فلانیها را نمیشناختم، طبیعی بود که بپرسم: "اینها کی هستند؟"
✅در پویایی بازگشتی، اغلب پرسش شوندگان نیز پاسخ میدادند: "همانیکه ماکسیما دارد"! یا "همانیکه بولدوزر دارد"! یا "همانیکه تراکتور دارد"! یا "همانیکه در دستگاههای دولتی نفوذ دارد و پسرم را به کاری مشغول کرده"! یا "همانیکه بازیگر سینماست"! یا "همانیکه ورزشکار است"! یا "همانیکه خبرنگار و مجری صداوسیماست"! یا "آن روضه خوانی که صدای خوبی دارد و در ایام محرم روضهی دلنشینی میخواند"! یا "همانیکه خَعلی زرنگه و ازطریق نفوذ در دستگاههای حکومتی، دهها هکتار از جنگلها و منابع طبیعی را تصاحب کرده است"! یا......!
✅در ادامه، من نیز میگفتم: "چطور از من انتظار دارید افرادی را از روی ماکسیما یا بولدوزر یا تراکتورشان بشناسم در حالیکه خودشان را نمیشناسم؟! آیا اینها صاحب تفکر مدرنِ توسعهاند؟ آیا میتوان ازطریق کاوشگر گوگل به آن تفکر مدرنی که اینها حاملش هستند، دسترسی پیدا کرد؟"!
✅از این کنش و واکنشهای پویای برخی از همشهریانم و نوع نگاهشان به جایگاه اجتماعی دیگر شهروندان متوجه شدم معیار برتری افراد در آن جامعهی محلی، همه چیز است جز فکر، تفکر و انسان متفکر!
◽️پول، ماشین، ویلا، تیزبازی، زرنگبازی و ...، همگی حاوی و حامل بار ارزشی مثبتاند اما فکر، تفکر و انسان متفکر خیر! بر این اساس، من نیز از برخی از آنها میپرسیدم: "پس، انسان متفکر شهرمان چه کسی است"؟
◽️اغلب آنها نیز پاسخ میدادند: "متفکررررررررررررررر؟! چه سوالی؟! تا بهحال بهآن فکر نکرده بودیم! ..... گمان کنیم فلانی متفکر باشد زیرا کتابی نوشته است!"!
✅از سوی دیگر، طی دهسال گذشته تاکنون با بیشتر سیاستپیشگان عالیرتبه ایران(وزیر به بالا) دیدار یا دیدارهایی داشتهام و چالشهای یادشده را به شکل دیگری با آنها مطرح کردهام! ◽️در نخستین دیدارم، از هریک از آنها میپرسیدم: "آیا نیکی کریمی یا هدیه تهرانی یا حسین رضازاده یا علی دایی یا حاج منصور ارضی یا حاج سعید حدادیان یا ... را میشناسید؟"!
◽️پاسخ همگی آنها «آری» بود!
◽️سپس از ایشان میپرسیدم: "آیا این افرادی را که نام بردم، صاحب تفکرند که شما بعنوان مسئول مملکتی آنها را میشناسید؟"! همگی آنها پاسخی جز نگاه فقیه اندر سفیه، چیز دیگری برای ارایه نداشتند!
◽️سپس از آنها می پرسیدم: "آیا من و بسیاری از خیرخواهانی که دارند بصورت داوطلبانه و با هزینههای شخصی برای کشورشان پژوهش میکنند را میشناسید؟"!
◽️همگی آنها پاسخ میدادند: "خیر"!
◽️در ادامه، من نیز میگفتم: "شما چطور مسئول مملکتی هستید که فرایندی را طراحی نکردهاید تا طی آن، کسانی را که بیآنکه از جایی حمایت مالی، امنیتی و قضایی شوند و داوطلبانه برای توسعه کشورشان فکر میکنند را شناسایی کنید و سپس از تفکر آنها برای توسعه ایران استفاده کنید؟"!
◽️پاسخ همگی آنها چیزی جز «سرافکندی قَجَری» نبود!
ادامه دارد ...
📔 منبع: فرازی از کتاب در دست نگارش «زنده باد توسعه»، به قلم کوروش برارپور
@IranMetaChallenges
معمای توسعهنیافتگیِ ایران!
✍کوروش برارپور - پژوهشگر آزاد(و بیطرف) و کنشگر توسعه
2⃣ قسمت دوم: آیا در دانشگاههای ایران، کسی هست که فکر کند؟!
🗓 جمعه - ۲۱ام اردیبهشتماه ۱۳۹۷
❓پرسش روز: چرا ترامپ برجام را پاره کرد؟!
✅ حدود یکدهه استکه چالشی را درقالب گزارهای پرسشی با دانشجویان و اعضای هیات علمی دانشگاههای دولتی شهر تهران در میان میگذارم و میپرسم: "من در این دانشگاه بهدنبال کسی میگردم که فکر کند. آیا میتوانید کسی را به من معرفی کنید که فکر کند؟!"!
◽️آنها نیز در ابتدا به سهشکل به من پاسخ میدهند:
1⃣ گروه نخست میگوید: "پرسش شما مفهوم نیست"! که من نیز معمولا با این گروه، کاری ندارم.
2⃣ گروه دوم پاسخ میدهد: "در دانشگاه ما کسی فکر نمیکند"! که من نیز بیدرنگ به این گروه میگویم: "آفرین بر شما و تیزهوشیتان. حتی اگر به تمسخر به پرسش من پاسخ دادهباشید، بسیار قابل احترامید زیرا این نشان میدهد که قبلا به آن پرسش فکر کردهاید"!
3⃣ گروه سوم نیز پاسخ میدهد: "اینجا همه فکر میکنند زیرا کارشان فکر کردن است"! که من نیز بیدرنگ و در قالب گزارهای پرسشی میگویم: "بسیارخوب. بنابراین تصور میکنم، بتوانید در این دانشگاه دستکم یک انسان متفکر را به بنده معرفی کنید"؟
▫️برخی از آنها پاسخی برای ارایه ندارند و برخی دیگر نیز میگویند: "مثلا: فلانی و فلانی".
◽️سپس من نیز میگویم: "انسان متفکر فرد تاثیرگذاری استکه دستکم یک نسل(سیسال) جلوتر از زمان خودش فکر کند. آیا این کسانی را که شما نام بردهاید، چنین ویژگی را دارند؟"!
▫️آنگاه همگی با تردید پاسخ میدهند: "آری"!
▫️سپس من نیز در ادامه میپرسم:
🔻آیا اینهایی را که نام بردهاید در تراز ابنسینا قرار میگیرند؟ ابنسینای دانشگاه شما کیست؟
🔻آیا اینهایی را که نام بردهاید در تراز ابوریحان قرار میگیرند؟ ابوریحان دانشگاه شما کیست؟
🔻آیا اینهایی را که نام بردهاید در تراز خیام قرار میگیرند؟ خیام دانشگاه شما کیست؟
🔻دراکر، میشل فوکو، جیمز کلمن، اینگلهارت، فوکویاما، گیدنز، پوپر، ریکاردو، آدام اسمیت، دیوید بوهم و هایزنبرگِ دانشگاه شما کیست؟
▫️آنگاه همگی پاسخ میدهند: "خیر، خیر، ....، خیر! نداریم"!!!
✅ نتیجهگیری: جامعهای که مردمانش فکر کردن را عار بدانند، حاکمانش خود را متفکر بدانند و دانشگاهیانش خود را سیاستمدار، نتیجهاش این میشود که برجامشان به فرجام تبدیل شود!
◽️در آمریکا متفکران اندیشگاه رند به روسای جمهورشان خط میدهند که برای بیشینهسازی منافع ملی کشورشان چه سناریوهای سیاستی را گزینش و اجرا کنند!
◽️ولی در کشورهای توسعهنیافتهای چون ایران، این جنگیرها و فالگیرها هستند که الهامبخش سیاستمدارانشان در تصمیمگیریهای مهم و استراتژیک کشورشان هستند و نه متفکران نداشتهشان!
ادامه دارد ....
📔 منبع: فرازی از کتاب در دست نگارش «زنده باد توسعه»، به قلم کوروش برارپور
@IranMetaChallenges
✍کوروش برارپور - پژوهشگر آزاد(و بیطرف) و کنشگر توسعه
2⃣ قسمت دوم: آیا در دانشگاههای ایران، کسی هست که فکر کند؟!
🗓 جمعه - ۲۱ام اردیبهشتماه ۱۳۹۷
❓پرسش روز: چرا ترامپ برجام را پاره کرد؟!
✅ حدود یکدهه استکه چالشی را درقالب گزارهای پرسشی با دانشجویان و اعضای هیات علمی دانشگاههای دولتی شهر تهران در میان میگذارم و میپرسم: "من در این دانشگاه بهدنبال کسی میگردم که فکر کند. آیا میتوانید کسی را به من معرفی کنید که فکر کند؟!"!
◽️آنها نیز در ابتدا به سهشکل به من پاسخ میدهند:
1⃣ گروه نخست میگوید: "پرسش شما مفهوم نیست"! که من نیز معمولا با این گروه، کاری ندارم.
2⃣ گروه دوم پاسخ میدهد: "در دانشگاه ما کسی فکر نمیکند"! که من نیز بیدرنگ به این گروه میگویم: "آفرین بر شما و تیزهوشیتان. حتی اگر به تمسخر به پرسش من پاسخ دادهباشید، بسیار قابل احترامید زیرا این نشان میدهد که قبلا به آن پرسش فکر کردهاید"!
3⃣ گروه سوم نیز پاسخ میدهد: "اینجا همه فکر میکنند زیرا کارشان فکر کردن است"! که من نیز بیدرنگ و در قالب گزارهای پرسشی میگویم: "بسیارخوب. بنابراین تصور میکنم، بتوانید در این دانشگاه دستکم یک انسان متفکر را به بنده معرفی کنید"؟
▫️برخی از آنها پاسخی برای ارایه ندارند و برخی دیگر نیز میگویند: "مثلا: فلانی و فلانی".
◽️سپس من نیز میگویم: "انسان متفکر فرد تاثیرگذاری استکه دستکم یک نسل(سیسال) جلوتر از زمان خودش فکر کند. آیا این کسانی را که شما نام بردهاید، چنین ویژگی را دارند؟"!
▫️آنگاه همگی با تردید پاسخ میدهند: "آری"!
▫️سپس من نیز در ادامه میپرسم:
🔻آیا اینهایی را که نام بردهاید در تراز ابنسینا قرار میگیرند؟ ابنسینای دانشگاه شما کیست؟
🔻آیا اینهایی را که نام بردهاید در تراز ابوریحان قرار میگیرند؟ ابوریحان دانشگاه شما کیست؟
🔻آیا اینهایی را که نام بردهاید در تراز خیام قرار میگیرند؟ خیام دانشگاه شما کیست؟
🔻دراکر، میشل فوکو، جیمز کلمن، اینگلهارت، فوکویاما، گیدنز، پوپر، ریکاردو، آدام اسمیت، دیوید بوهم و هایزنبرگِ دانشگاه شما کیست؟
▫️آنگاه همگی پاسخ میدهند: "خیر، خیر، ....، خیر! نداریم"!!!
✅ نتیجهگیری: جامعهای که مردمانش فکر کردن را عار بدانند، حاکمانش خود را متفکر بدانند و دانشگاهیانش خود را سیاستمدار، نتیجهاش این میشود که برجامشان به فرجام تبدیل شود!
◽️در آمریکا متفکران اندیشگاه رند به روسای جمهورشان خط میدهند که برای بیشینهسازی منافع ملی کشورشان چه سناریوهای سیاستی را گزینش و اجرا کنند!
◽️ولی در کشورهای توسعهنیافتهای چون ایران، این جنگیرها و فالگیرها هستند که الهامبخش سیاستمدارانشان در تصمیمگیریهای مهم و استراتژیک کشورشان هستند و نه متفکران نداشتهشان!
ادامه دارد ....
📔 منبع: فرازی از کتاب در دست نگارش «زنده باد توسعه»، به قلم کوروش برارپور
@IranMetaChallenges
معمای توسعهنیافتگیِ ایران!
✍کوروش برارپور - پژوهشگر آزاد(و بیطرف) و کنشگر توسعه
3⃣ قسمت سوم: چرا اغلب ما ایرانیان با پدیدهی فکر، تفکر و انسان متفکر مشکل داریم؟!
🗓 جمعه - ۲۱ام اردیبهشتماه ۱۳۹۷
❓پرسش روز: پارهکردن برجام توسط ترامپ، با چه متغیر درونزایی(در ایران) رابطهی همبستگی دارد؟!
❗️پاسخ: فقدان فکر، تفکر و انسان متفکر
✅ اگرچه مطالعات دو دههایام حول مباحث توسعه و مسایل اساسی ایران، هم بر روی «موانع» و هم «پیشرانها»ی توسعه ایران متمرکز بوده، ولی تاکیدم بیشتر بر روی «شناخت موانع بازدارندهی توسعه در ایران» بودهاست.
✅در فرایند مطالعات میدانیام بر روی جامعه هدف پژوهشهایم که بر سه طیفِ «عامهی مردم»، «سیاستمداران» و «دانشگاهیانِ» ایران متمرکز بوده، متوجه نکتهای بسیار مهم شدم و آن اینکه:
◽️جامعهی ما اعم از مردم، زمامداران و روشنفکرانش با سه مقولهی «فکر»، «تفکر» و «انسان متفکر» مشکل دارند!
◽️فرقی نمیکند منِ ایرانی یک شهروند عادی باشم یا یک سیاستمدار یا استاد دانشگاه و دانشجو! در هر صورت، با سه مقولهی فکر، تفکر و انسان متفکر مشکل دارم!
✅ولی پرسش اصلی من در این مجموعه پژوهشهایم این نبوده که چه قشری از جامعهی ایرانی با مقولهی فکر مشکل دارند، بلکه پرسش اصلیام این بوده که: «چرا ما ایرانیان با سه مقولهی فکر، تفکر و انسان متفکر مشکل داریم»؟! و «این مشکل طی چه فرایندی شکل میگیرد»؟!
◽️یعنی تاکید و تمرکز من بیش از آنکه بر روی «چیستیِ» مشکل باشد، بر روی «چرایی» بروز مشکل و «چگونگیِ» فرایند شکلگیری آن بوده است.
✅بر این مبادی، زمانیکه در نیمه نخست دههی ۱۳۸۰ و در بازه زمانی ۱۳۸۴ تا ۱۳۸۸ تلاش میکردم تا با کمک گروهی از بهترین فرزندان این کهن بوم و بَر، پایهگذار یک حرکت مدنی در غرب استان مازندران باشم، بطور میانگین هر دو هفته یکبار از تهران به مقصد زادگاهم(کلاردشت) سفر میکردم. در آن زمان هنوز بنیاد توسعه پایدار کلاردشت(بعنوان یک سازمان مردمنهاد) که در ۱۳۹۳ از سطح محلی به تراز ملی و با نام بنیاد توسعه پایدار ایران ارتقاء یافت، شکل نگرفته بود. به همین دلیل از امکانات موجود در منزل پدریام، بعنوان دفتر کارم برای انجام فعالیتهای مدنیام استفاده میکردم.
✅بر این اساس و با تکیه بر مبانی نظریه بازی، برای پاسخ به پرسش اصلی و دو وجهی پژوهشم(چرایی و چگونگی)، مجبور بودم یک بازی(Game) طراحی کنم!
◽️روش کار بدینصورت بود که: باتوجه به اینکه مخاطبانم عموما از طبقه متوسط جامعه و از قشر فرهیخته بودند و احتمال تماس آنها با تلفن همراهم بالا بود، آنرا خاموش میکردم تا مجبور شوند به تلفن منزل مادرم تماس بگیرند.
◽️همچنین گاهی نیز تماسهای دریافتی تلفن همراهم را به تلفن منزل مادرم هدایت(Divert) میکردم.
◽️از مادرم نیز خواهش کرده بودم تا به تماسهایی که مخاطبشان من هستم، پاسخگو باشد.
◽️همچنین از ایشان خواسته بودم، هرگاه کسی با من کاری داشت، عذرخواهی کند و بگوید: "ایشان مشغول انجام کاری است و نمیتواند صحبت کند".
◽️در ادامه، اگر باز هم پرسیدند من به چه کاری مشغولم، بگوید: "دارد فکر میکند"!
◽️و در پایان، کل مکالمات صورت گرفته را عینا به من بازخورد دهد!
✅بازخوردهای دریافتی خیلی جالب بود! یعنی شگفت انگیز بود! زیرا زمانیکه مادرم در پاسخ به این پرسش آنها که: "ایشان به چه کاری مشغول است"، به آنها میگفت: "دارد فکر میکند"، اغلب آنها فکر کردن مرا به تمسخر میگرفتند!
◽️یکی به شوخی میگفت: "مگر ایشان رَخشاش(اسباش) گم شده که دارد فکر میکند"؟!
◽️دیگری نیز به طنز میگفت: "ایشان مگه چک بانکیاش برگشت خورده که دارد فکر میکند"؟!
◽️آن یکی نیز میگفت: ایشان مگر عاشق شده که دارد فکر میکند؟!
◽️و کسی دیگر نیز در بهترین حالت و آنهم به زبان لِچار میگفت: "مبارکا باشد، ماشالله به این همه تفکر"!
◽️و یا یکی دیگر نیز گفته بود: "تنها کسی که در مسابقات جهانی شطرنج میتواند از پس اسطورههایی چون کارپف و کاسپارف بربیاید ایشان است!
✅ولی پاسخ این پرسش که چرا ما ایرانیان با سه مقولهی فکر، تفکر و انسان متفکر مشکل داریم، به علتهای فرهنگی برمیگردد. پیتر سنگه نیز از آن علتها تحت عنوان«ایدههای راهنمای غلط» یاد میکند که درطول زمان و در قالب «رسوبهای ذهنی مشترک» در فرهنگ عمومی جوامع شکل میگیرد و نمود عینی دارد.
✳️ در آینده نزدیک، یافتههای پژوهشهای میدانیام را در زمینهی نقش ایدههای راهنمایغلط، اسطورههای اشتباه و استعارههای ضعیف را در ایجاد موانع بازدارنده در مسیر رو بهجلوی توسعه و درقالب چند یادداشت جداگانه، در همین کانال ارایه خواهمکرد.
📔منبع: فرازهایی از کتاب درحال نگارشِ«زندهباد توسعه»، به قلم کوروش برارپور.
ادامه دارد ....
🔹 پ.ن: ایدههای راهنمای غلط، معادل فارسیِ The Bad Guiding Idea است.
@IranMetaChallenges
✍کوروش برارپور - پژوهشگر آزاد(و بیطرف) و کنشگر توسعه
3⃣ قسمت سوم: چرا اغلب ما ایرانیان با پدیدهی فکر، تفکر و انسان متفکر مشکل داریم؟!
🗓 جمعه - ۲۱ام اردیبهشتماه ۱۳۹۷
❓پرسش روز: پارهکردن برجام توسط ترامپ، با چه متغیر درونزایی(در ایران) رابطهی همبستگی دارد؟!
❗️پاسخ: فقدان فکر، تفکر و انسان متفکر
✅ اگرچه مطالعات دو دههایام حول مباحث توسعه و مسایل اساسی ایران، هم بر روی «موانع» و هم «پیشرانها»ی توسعه ایران متمرکز بوده، ولی تاکیدم بیشتر بر روی «شناخت موانع بازدارندهی توسعه در ایران» بودهاست.
✅در فرایند مطالعات میدانیام بر روی جامعه هدف پژوهشهایم که بر سه طیفِ «عامهی مردم»، «سیاستمداران» و «دانشگاهیانِ» ایران متمرکز بوده، متوجه نکتهای بسیار مهم شدم و آن اینکه:
◽️جامعهی ما اعم از مردم، زمامداران و روشنفکرانش با سه مقولهی «فکر»، «تفکر» و «انسان متفکر» مشکل دارند!
◽️فرقی نمیکند منِ ایرانی یک شهروند عادی باشم یا یک سیاستمدار یا استاد دانشگاه و دانشجو! در هر صورت، با سه مقولهی فکر، تفکر و انسان متفکر مشکل دارم!
✅ولی پرسش اصلی من در این مجموعه پژوهشهایم این نبوده که چه قشری از جامعهی ایرانی با مقولهی فکر مشکل دارند، بلکه پرسش اصلیام این بوده که: «چرا ما ایرانیان با سه مقولهی فکر، تفکر و انسان متفکر مشکل داریم»؟! و «این مشکل طی چه فرایندی شکل میگیرد»؟!
◽️یعنی تاکید و تمرکز من بیش از آنکه بر روی «چیستیِ» مشکل باشد، بر روی «چرایی» بروز مشکل و «چگونگیِ» فرایند شکلگیری آن بوده است.
✅بر این مبادی، زمانیکه در نیمه نخست دههی ۱۳۸۰ و در بازه زمانی ۱۳۸۴ تا ۱۳۸۸ تلاش میکردم تا با کمک گروهی از بهترین فرزندان این کهن بوم و بَر، پایهگذار یک حرکت مدنی در غرب استان مازندران باشم، بطور میانگین هر دو هفته یکبار از تهران به مقصد زادگاهم(کلاردشت) سفر میکردم. در آن زمان هنوز بنیاد توسعه پایدار کلاردشت(بعنوان یک سازمان مردمنهاد) که در ۱۳۹۳ از سطح محلی به تراز ملی و با نام بنیاد توسعه پایدار ایران ارتقاء یافت، شکل نگرفته بود. به همین دلیل از امکانات موجود در منزل پدریام، بعنوان دفتر کارم برای انجام فعالیتهای مدنیام استفاده میکردم.
✅بر این اساس و با تکیه بر مبانی نظریه بازی، برای پاسخ به پرسش اصلی و دو وجهی پژوهشم(چرایی و چگونگی)، مجبور بودم یک بازی(Game) طراحی کنم!
◽️روش کار بدینصورت بود که: باتوجه به اینکه مخاطبانم عموما از طبقه متوسط جامعه و از قشر فرهیخته بودند و احتمال تماس آنها با تلفن همراهم بالا بود، آنرا خاموش میکردم تا مجبور شوند به تلفن منزل مادرم تماس بگیرند.
◽️همچنین گاهی نیز تماسهای دریافتی تلفن همراهم را به تلفن منزل مادرم هدایت(Divert) میکردم.
◽️از مادرم نیز خواهش کرده بودم تا به تماسهایی که مخاطبشان من هستم، پاسخگو باشد.
◽️همچنین از ایشان خواسته بودم، هرگاه کسی با من کاری داشت، عذرخواهی کند و بگوید: "ایشان مشغول انجام کاری است و نمیتواند صحبت کند".
◽️در ادامه، اگر باز هم پرسیدند من به چه کاری مشغولم، بگوید: "دارد فکر میکند"!
◽️و در پایان، کل مکالمات صورت گرفته را عینا به من بازخورد دهد!
✅بازخوردهای دریافتی خیلی جالب بود! یعنی شگفت انگیز بود! زیرا زمانیکه مادرم در پاسخ به این پرسش آنها که: "ایشان به چه کاری مشغول است"، به آنها میگفت: "دارد فکر میکند"، اغلب آنها فکر کردن مرا به تمسخر میگرفتند!
◽️یکی به شوخی میگفت: "مگر ایشان رَخشاش(اسباش) گم شده که دارد فکر میکند"؟!
◽️دیگری نیز به طنز میگفت: "ایشان مگه چک بانکیاش برگشت خورده که دارد فکر میکند"؟!
◽️آن یکی نیز میگفت: ایشان مگر عاشق شده که دارد فکر میکند؟!
◽️و کسی دیگر نیز در بهترین حالت و آنهم به زبان لِچار میگفت: "مبارکا باشد، ماشالله به این همه تفکر"!
◽️و یا یکی دیگر نیز گفته بود: "تنها کسی که در مسابقات جهانی شطرنج میتواند از پس اسطورههایی چون کارپف و کاسپارف بربیاید ایشان است!
✅ولی پاسخ این پرسش که چرا ما ایرانیان با سه مقولهی فکر، تفکر و انسان متفکر مشکل داریم، به علتهای فرهنگی برمیگردد. پیتر سنگه نیز از آن علتها تحت عنوان«ایدههای راهنمای غلط» یاد میکند که درطول زمان و در قالب «رسوبهای ذهنی مشترک» در فرهنگ عمومی جوامع شکل میگیرد و نمود عینی دارد.
✳️ در آینده نزدیک، یافتههای پژوهشهای میدانیام را در زمینهی نقش ایدههای راهنمایغلط، اسطورههای اشتباه و استعارههای ضعیف را در ایجاد موانع بازدارنده در مسیر رو بهجلوی توسعه و درقالب چند یادداشت جداگانه، در همین کانال ارایه خواهمکرد.
📔منبع: فرازهایی از کتاب درحال نگارشِ«زندهباد توسعه»، به قلم کوروش برارپور.
ادامه دارد ....
🔹 پ.ن: ایدههای راهنمای غلط، معادل فارسیِ The Bad Guiding Idea است.
@IranMetaChallenges