✅برارپور:بررسیهای ما نشان میدهد:"تا پایان سال۹۶، حدود۱۴% از مردم به اصلاحطلبان و حدود ۱۱درصد به اصولگرایان گرایش دارند و حدود ۷۵% نیز از این دوجناح متنفرند"! عامل این تنفر کیست؟
@IranMetaChallenges
@IranMetaChallenges
Forwarded from Kayvan Kiadaliri
اینکه خاتمی مانند هر دولت مرد دیگری مسئولیت پاسخگویی عملکرد خود ، خصوصا در حوزه عمومی و کنشگری سیاسی ، را دارد تردیدی نیست. اینکه این رجل سیاسی و کنش او مصون از خطا نیست هم تردیدی نیست . هر چند گفتنی های و ناگفته های فراوانی در این میان مغفول مانده و خارج از حوصله بحث است . اما شاید ، اخلاقی تر ، منصفانه تر و موثرترین نقد در ارتباط با خاتمی و رجلی مانند او ، بیش از خرده گیری های اینچنینی ، نقد بر محدودیت هایی است که بر او تحمیل شده است. نقد حقوق شهروندی اولیه ای است که بدون هیچ دلیل محکمه پسندی از او دریغ داشته شده است . خصوصا دولت مردی که عملکرد او در قیاس با سایر دولتمردان در تاریخ معاصر و در کنار معدود رجل سیاسی در سویه روشن کارنامه سیاسی قرار دارد و در سمت خاکستری و روشن عملکرد یک رجل سیاسی می نشیند . از پاکدستی و ادب و نجابت گرفته تا زنده نگاه داشتن فرهنگ نقد و مشی و منش دموکراتیک.
انشاالله در فرصت مناسب تحلیل مفصل تری تقدیم دوستان محترم در خصوص میزان اعتبار و وثاقت این دست از داوری ها خواهد شد
کانِ عودی در تو گر آتش زنند
عطر و بویت در جهان می آکنند
انشاالله در فرصت مناسب تحلیل مفصل تری تقدیم دوستان محترم در خصوص میزان اعتبار و وثاقت این دست از داوری ها خواهد شد
کانِ عودی در تو گر آتش زنند
عطر و بویت در جهان می آکنند
Forwarded from J Salehi
درود برشما
وفارغ ازتنفر از دوجناح نشانی از علاقمندی به ثالثی هم یافت نمی شود
وفارغ ازتنفر از دوجناح نشانی از علاقمندی به ثالثی هم یافت نمی شود
Forwarded from J Salehi
درود برشما
زمانی که در یک جامعه بسته کنش های سیاسی برمبنای populisme پایه ریزی می شود ،نباید انتظاری از رد پای علم در چنین کنش هایی داشت ،همسو شدن نخبگان علمی هم درچنین فضای سیستمی ،از بی چادری بی بی است
زمانی که در یک جامعه بسته کنش های سیاسی برمبنای populisme پایه ریزی می شود ،نباید انتظاری از رد پای علم در چنین کنش هایی داشت ،همسو شدن نخبگان علمی هم درچنین فضای سیستمی ،از بی چادری بی بی است
🔸دیدار نوروزی بادکتر نیلی-مشاور اقتصادی رئیسجمهور
✅برارپور:چرا حال اقتصادایران اینقدر بد است؟
✅نیلی:زمانیکه ارتباط خوبی میان پزشک و بیمار وجود نداشته باشد، حال بیمار بد میشود!
@IranMetaChallenges
✅برارپور:چرا حال اقتصادایران اینقدر بد است؟
✅نیلی:زمانیکه ارتباط خوبی میان پزشک و بیمار وجود نداشته باشد، حال بیمار بد میشود!
@IranMetaChallenges
✅برارپور:برغم اینکه مشکلات اقتصادی ایران ریشههای فرهنگی دارد امااغلب اقتصاددانان مابدنبال راهحلهای اقتصادی میگردندو این پدیده خود، عارضهای استکه اقتصاد ایران را ناخوشتر کرده!
@IranMetaChallenges
@IranMetaChallenges
✅برارپور:نبود فهم در ارتباط بامفاهیم کلیدی توسعه،نبود سازوکارهای مفاهمه، و نبود تفاهم برسر مسایل اساسی و اولویتهای توسعه، سه مشکل فرهنگی ایرانیان استکه اقتصاد ایران را بیمارترکرده!
@IranMetaChallenges
@IranMetaChallenges
Forwarded from Deleted Account
@Doholchi-KalhorNPR.mp4
53.7 MB
اجرای زیبای «کیهان کلهر» 🎶
در Tiny Desk Concert
رادیو ملی آمریکا
در Tiny Desk Concert
رادیو ملی آمریکا
🔸آنگاه که اندیشه به بنبست میرسد، هنر آغاز میشود. و آنگاه که کلام از سخن باز میایستد، موسیقی لب به سخن میگشاید!
کانال ایران و ابرچالشهای آینده
@IranMetaChallenges
کانال ایران و ابرچالشهای آینده
@IranMetaChallenges
🔸قهرمان این حماسه، محمدکریم کیانی فلاورجانی استکه در عمليات خيبر بر روی مین رفت و حالا قطع نخاع است
🔹درکشوری که مسئولین فاسدش پیوسته دیده میشوند جای او فراتر از کنج خانه نیست!
@IranMetaChallenges
🔹درکشوری که مسئولین فاسدش پیوسته دیده میشوند جای او فراتر از کنج خانه نیست!
@IranMetaChallenges
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🔸به مناسبت روز جهانی زمین، یک قطعه قو در حرکتی نمادین و در انتقاد از عملکرد معصومه ابتکار، اقدام به پاکسازی برکهای در حوالی منزل حسن روحانی کرد!
🔻کانال ایران و ابرچالشهای آینده
@IranMetaChallenges
🔻کانال ایران و ابرچالشهای آینده
@IranMetaChallenges
به نام خدا و ستوده باد دانایی
اعضای ارجمند گروه پویشگران و کنشگران توسعه
با تقدیم درود
همانگونه که مستحضرید، این گروه هماندیش و نظروَرز، متشکل از صاحبنظران نامی و کنشگران صاحب سبکی است که حول مباحث توسعه و مسایل اساسی ایران به گفتگو و نظروَرزی میپردازد.
بر این اساس و با کسب اجازه از محضر مدیران گرامی گروه، از فرزانگان عضو گروه استدعا دارم تا ۴۸ ساعت آینده از ارسال هرگونه پستی به درون گروه خودداری بفرمایند و تنها حول پرسشهای پایهای زیر به هماندیشی و نظروَرزی بپردازند:🤔👇
1⃣ چرا نخبگان ابزاری(رهبران و سیاستگذاران) جامعه ما بر سر مسایل اساسی و اولویتهای توسعه ایران با نخبگان علمی جامعهمان به "تفاهم" نمیرسند؟ و چرا در درازای تاریخ معاصر ایران این رَوند ادامه داشته و همچنان ادامه دارد؟
2⃣ چرا طیف نخبگان ما بر سر مفاهیم مهمی چون توسعه و دیگر نمادهای مدرنیته(چون: دمکراسی، علم مدرن، دانشگاه مدرن، کشورداری مدرن، شبکهای شدن، زیستکرهگرایی و ....) به "مفاهمه" نمیرسند؟
3⃣ باتوجه به اینکه مقولهی توسعه بهدلیل چندوجهی بودنش(اعم از وجه اقتصادی، اجتماعی، انسانی، محیطزیستی و زیرساختی)، تنها مفهومی در طبیعت استکه در برابر تعریفشدن مقاومت میکند، آیا زودرنجی و ناتوانی نخبگان علمی ما در فرایند به مفاهمه رسیدن بر سر مفاهیم اساسیای چون توسعه نیز ریشه در این علت دارد؟ یا خیر؟! علاوه بر آن، ریشه در عوامل درونزای دیگری چون نوع خاص خلقیات ایرانیان نیز دارد؟ خلقیات ایرانیان در اینخصوص را چگونه واکاوی میکنید؟
4⃣ آیا میتوان ادعا کرد: "اغلب نخبگان علمی ما در مقولهی "فهم" نیز مشکل دارند؟ و یا بهسخنی دیگر، فهم درستی از مفهوم توسعه و دمکراسی ندارند و آدرسهای غالبا غلط و کاسبمآبانه از این دو مقوله به رهبران و سردَمدران جریانهای سیاسی کشورمان میدهند"؟!
اگر پاسخ پرسش بالا "آری" است! پرسش تکمیلی آن استکه؛ چرا اغلب نخبگان علمی ما فهم درستی از مفاهیم کلیدیای چون دمکراسی و توسعه ندارند و غالبا با این فهم غالبا اشتباه به دفاع از سیاستمداران پر از اشتباه کشورمان با عملکرد بسیار ضعیفشان میپردازند؟
5⃣ آیا میتوان از نخبگان کجفهمی که غالبا مزد یا پاداشی نیز از بابت کنشهای ضعیف سیاسی - اجتماعیشان دریافت نمیکنند و با وَلَع سیریناپذیری نیز از عملکرد ضعیف جریانهای بیکارکرد سیاسی و سیاستمداران پر از اشتباه کشورمان دفاع میکنند، با عنوان "احمقهای دوستداشتنی" یاد کرد؟
با احترام و آرزوی نیکفرجامی
کمترین شما - کوروش برارپور
🇮🇷 زنده باد توسعه - پاینده باد ایران و بیشینه باد غرور ملی ایرانیان 🇮🇷
@IranMetaChallenges
اعضای ارجمند گروه پویشگران و کنشگران توسعه
با تقدیم درود
همانگونه که مستحضرید، این گروه هماندیش و نظروَرز، متشکل از صاحبنظران نامی و کنشگران صاحب سبکی است که حول مباحث توسعه و مسایل اساسی ایران به گفتگو و نظروَرزی میپردازد.
بر این اساس و با کسب اجازه از محضر مدیران گرامی گروه، از فرزانگان عضو گروه استدعا دارم تا ۴۸ ساعت آینده از ارسال هرگونه پستی به درون گروه خودداری بفرمایند و تنها حول پرسشهای پایهای زیر به هماندیشی و نظروَرزی بپردازند:🤔👇
1⃣ چرا نخبگان ابزاری(رهبران و سیاستگذاران) جامعه ما بر سر مسایل اساسی و اولویتهای توسعه ایران با نخبگان علمی جامعهمان به "تفاهم" نمیرسند؟ و چرا در درازای تاریخ معاصر ایران این رَوند ادامه داشته و همچنان ادامه دارد؟
2⃣ چرا طیف نخبگان ما بر سر مفاهیم مهمی چون توسعه و دیگر نمادهای مدرنیته(چون: دمکراسی، علم مدرن، دانشگاه مدرن، کشورداری مدرن، شبکهای شدن، زیستکرهگرایی و ....) به "مفاهمه" نمیرسند؟
3⃣ باتوجه به اینکه مقولهی توسعه بهدلیل چندوجهی بودنش(اعم از وجه اقتصادی، اجتماعی، انسانی، محیطزیستی و زیرساختی)، تنها مفهومی در طبیعت استکه در برابر تعریفشدن مقاومت میکند، آیا زودرنجی و ناتوانی نخبگان علمی ما در فرایند به مفاهمه رسیدن بر سر مفاهیم اساسیای چون توسعه نیز ریشه در این علت دارد؟ یا خیر؟! علاوه بر آن، ریشه در عوامل درونزای دیگری چون نوع خاص خلقیات ایرانیان نیز دارد؟ خلقیات ایرانیان در اینخصوص را چگونه واکاوی میکنید؟
4⃣ آیا میتوان ادعا کرد: "اغلب نخبگان علمی ما در مقولهی "فهم" نیز مشکل دارند؟ و یا بهسخنی دیگر، فهم درستی از مفهوم توسعه و دمکراسی ندارند و آدرسهای غالبا غلط و کاسبمآبانه از این دو مقوله به رهبران و سردَمدران جریانهای سیاسی کشورمان میدهند"؟!
اگر پاسخ پرسش بالا "آری" است! پرسش تکمیلی آن استکه؛ چرا اغلب نخبگان علمی ما فهم درستی از مفاهیم کلیدیای چون دمکراسی و توسعه ندارند و غالبا با این فهم غالبا اشتباه به دفاع از سیاستمداران پر از اشتباه کشورمان با عملکرد بسیار ضعیفشان میپردازند؟
5⃣ آیا میتوان از نخبگان کجفهمی که غالبا مزد یا پاداشی نیز از بابت کنشهای ضعیف سیاسی - اجتماعیشان دریافت نمیکنند و با وَلَع سیریناپذیری نیز از عملکرد ضعیف جریانهای بیکارکرد سیاسی و سیاستمداران پر از اشتباه کشورمان دفاع میکنند، با عنوان "احمقهای دوستداشتنی" یاد کرد؟
با احترام و آرزوی نیکفرجامی
کمترین شما - کوروش برارپور
🇮🇷 زنده باد توسعه - پاینده باد ایران و بیشینه باد غرور ملی ایرانیان 🇮🇷
@IranMetaChallenges
بهنام خدا و ستوده باد دانایی
باتقدیم درود حضور همگی دوستان و سپاس از همه عزیزانی که نظارهگر مباحث مطرحشده در گروه بودند و تشکر ویژه از عزیزان نظروَرزی که به ارایه دیدگاههای ارزنده خود پرداختند.
ضمن سپاس از حسن مدیریت مدیران ارجمند گروه پویشگران و کنشگران توسعه، به جمعبندی دیدگاههای ارایهشده میپردازم:
✅ مهندس جمالیان اگرچه دیدگاههای ارزندهای را مطرح فرمودهاند اما پاسخ دقیقی را برای پرسشهای مطرحشده ارایه ندادهاند!
◽️ایشان پرداختن به موانع توسعه را مقدم بر اصل توسعه و پیشرانهای آن میدانند.
✅ مهندس مسعود سلطانی با تاکید بر مشکل تاریخیِ ایرانیان با مدرنیته، مهمترین مانع پیشِروُیِ توسعه در ایران را نبود درکی روشن از مدرنیته در بین ایرانیان میداند.
◽️ایشان باورهای مشترک و در عین حال ضعیفی که غالبا ریشههای مذهبی دارند را مانع اصلی توسعه و ورود ایرانیان به دنیای مدرن میداند. باورهایی چون: رستگاری، منجیگرایی و توکل.
◽️ایشان ضمن طعنهزنی به اشتباهات تاریخی ایرانیان در پسزدن سه مقولهی جوهرهی مدرنیته، عقلانیت و خرد انتقادی؛ تجربهی میرزا آقاخان کرمانی را مورد بازخوانی قرار داده است.
◽️ ایشان همچنین با یادآوری تجربه ملکمخان، اشارهای نیز به اشتباه تاریخی دیگری از ایرانیان داشته که روشنفکری دینی و پانایرانیستی را پایهگذار بوده است.
✅ مهندس پورباقر نیز بدون در نظر داشتن اصل و محتوای پرسشهای مطرحشده، به ارایهی دیدگاههای خویش نسبت به مقوله توسعه پرداختهاست!
◽️ وی با تاکید بر اهمیت نقش و ارادهی رهبران هر جامعهای در پیشبرد اهداف و برنامههای توسعهای، به طرح بحث پرداخته است.
◽️از دیدگاه تکنوکرات ایشان، منابع و سرمایههای زیرساختی نقشی محوری در توسعه کشورها دارند. در واقع در دیدگاه پورباقر، توسعه از منظر "منابع" مورد بازخوانی قرار میگیرد.
✅ سرکارخانم دکتر صالحی مناسبترین پاسخها و چالشیترین بحثها را مطرح کرده است.
◽️ایشان معتقد است: در جامعه علمی و سیاسی ایران مقولهای بنام نخبه وجود ندارد و این واژهگزینیها گرتهبرداری شده از سنخهای واقعا موجود و سنخهای اصیل تاریخی در کشورهای اروپایی است و چنین سنخهایی اساسا با بافتار فرهنگی جامعه ایران سنخیت و سازگاری ندارد!
◽️بانوصالحی میافزاید: در فرهنگ سیاسی و اقتصاد سیاسی ایران، مقولهای بنام توسعه نداریم! توسعه به فرایندی گفته میشود که فقط یکبار در اروپا رخ داده و هنوز ادامه دارد.
◽️وی در ادامه تاکید میکند: هنگام چنین طرح بحثهایی باید پرسش کرد: آیا اساسا جامعه ایران توسعه پذیر هست؟ اگر آری! با کدام الگوی توسعه؟! توسعهی اقتدارگرای پهلویها که درنهایت به انقلاب ۵۷ منجر شد؟! یا الگوی بومی توسعه؟ آیا اقتضائات و ملاحظات فرهنگی ایرانیان در چنین الگویی مورد مطالعه قرار گرفتهاست؟
◽️صالحی در پاسخ به علل عدم وجود تفاهم میان روشنفکران و زمامداران ایران میگوید: پرواضح استکه چرا به تفاهم نمیرسند؟! زیرا به فهم دقیق و درستی از توسعه نرسیدهاند! علت این پدیده نیز آن استکه اهل مطالعه نیستند! بویژه تاریخ نخواندهاند و نمیخوانند! درکی سطحی و شناختی کمعمق از اقتصاد، اقتصاد سیاسی، روابط بینالملل، جامعه و تاریخ اروپا دارند! درکی درست و شناختی دقیق از جامعه و تاریخ ایران ندارند!
◽️وی در پایان خاطرنشان میکند: نمیتوان نسخههای غربی از توسعه را به اجتماعات متعدد جامعه بشری تعمیم داد.
✅ مهندس داودی نیز بدون پاسخ به پرسشهای مطرحشده، با مهم دانستن تعاریف و نظریههای توسعه، به بیان دیدگاههای صاحبنظرانی چون آمارتیاسن، تودارو، سیرز، برنشتاین و دیگران پرداخته است.
✅ مهندس فرهادی در پاسخ به پرسشهای مطرحشده، ذکر مواردی چند را مهم دانسته است:
◽️نخبه چگونه تعریف میشود؟ آیا مراد از نخبه، مدرکداران بیادراک است؟
◽️در جهان سوم دو تیپ نخبه ابزاری داریم: سوداگرا و توسعهگرا.
◽️نگاه تیپ نخست به توسعه، نگاه سودامنشانه است و نه توسعهگرایانه!
تیپ دوم نیز بهرغم اینکه نگاه توسعهگرایانه دارند اما به سادگی قابل شناسایی نیستند!
◽️فرهادی عدم وجود مفاهمه بین نخبگان ایران را طبیعی دانسته است! زیرا علت آنرا در مطالعه نکردن میداند. وی همچنین رایجبودن خلقیات منفیای چون خودخواهی و ادعاهای توخالی را بعنوان علت تکمیلی برای عدم وجود و تحکیم مفاهمه میان نخبگان برمیشمرد.
@IranMetaChallenges
باتقدیم درود حضور همگی دوستان و سپاس از همه عزیزانی که نظارهگر مباحث مطرحشده در گروه بودند و تشکر ویژه از عزیزان نظروَرزی که به ارایه دیدگاههای ارزنده خود پرداختند.
ضمن سپاس از حسن مدیریت مدیران ارجمند گروه پویشگران و کنشگران توسعه، به جمعبندی دیدگاههای ارایهشده میپردازم:
✅ مهندس جمالیان اگرچه دیدگاههای ارزندهای را مطرح فرمودهاند اما پاسخ دقیقی را برای پرسشهای مطرحشده ارایه ندادهاند!
◽️ایشان پرداختن به موانع توسعه را مقدم بر اصل توسعه و پیشرانهای آن میدانند.
✅ مهندس مسعود سلطانی با تاکید بر مشکل تاریخیِ ایرانیان با مدرنیته، مهمترین مانع پیشِروُیِ توسعه در ایران را نبود درکی روشن از مدرنیته در بین ایرانیان میداند.
◽️ایشان باورهای مشترک و در عین حال ضعیفی که غالبا ریشههای مذهبی دارند را مانع اصلی توسعه و ورود ایرانیان به دنیای مدرن میداند. باورهایی چون: رستگاری، منجیگرایی و توکل.
◽️ایشان ضمن طعنهزنی به اشتباهات تاریخی ایرانیان در پسزدن سه مقولهی جوهرهی مدرنیته، عقلانیت و خرد انتقادی؛ تجربهی میرزا آقاخان کرمانی را مورد بازخوانی قرار داده است.
◽️ ایشان همچنین با یادآوری تجربه ملکمخان، اشارهای نیز به اشتباه تاریخی دیگری از ایرانیان داشته که روشنفکری دینی و پانایرانیستی را پایهگذار بوده است.
✅ مهندس پورباقر نیز بدون در نظر داشتن اصل و محتوای پرسشهای مطرحشده، به ارایهی دیدگاههای خویش نسبت به مقوله توسعه پرداختهاست!
◽️ وی با تاکید بر اهمیت نقش و ارادهی رهبران هر جامعهای در پیشبرد اهداف و برنامههای توسعهای، به طرح بحث پرداخته است.
◽️از دیدگاه تکنوکرات ایشان، منابع و سرمایههای زیرساختی نقشی محوری در توسعه کشورها دارند. در واقع در دیدگاه پورباقر، توسعه از منظر "منابع" مورد بازخوانی قرار میگیرد.
✅ سرکارخانم دکتر صالحی مناسبترین پاسخها و چالشیترین بحثها را مطرح کرده است.
◽️ایشان معتقد است: در جامعه علمی و سیاسی ایران مقولهای بنام نخبه وجود ندارد و این واژهگزینیها گرتهبرداری شده از سنخهای واقعا موجود و سنخهای اصیل تاریخی در کشورهای اروپایی است و چنین سنخهایی اساسا با بافتار فرهنگی جامعه ایران سنخیت و سازگاری ندارد!
◽️بانوصالحی میافزاید: در فرهنگ سیاسی و اقتصاد سیاسی ایران، مقولهای بنام توسعه نداریم! توسعه به فرایندی گفته میشود که فقط یکبار در اروپا رخ داده و هنوز ادامه دارد.
◽️وی در ادامه تاکید میکند: هنگام چنین طرح بحثهایی باید پرسش کرد: آیا اساسا جامعه ایران توسعه پذیر هست؟ اگر آری! با کدام الگوی توسعه؟! توسعهی اقتدارگرای پهلویها که درنهایت به انقلاب ۵۷ منجر شد؟! یا الگوی بومی توسعه؟ آیا اقتضائات و ملاحظات فرهنگی ایرانیان در چنین الگویی مورد مطالعه قرار گرفتهاست؟
◽️صالحی در پاسخ به علل عدم وجود تفاهم میان روشنفکران و زمامداران ایران میگوید: پرواضح استکه چرا به تفاهم نمیرسند؟! زیرا به فهم دقیق و درستی از توسعه نرسیدهاند! علت این پدیده نیز آن استکه اهل مطالعه نیستند! بویژه تاریخ نخواندهاند و نمیخوانند! درکی سطحی و شناختی کمعمق از اقتصاد، اقتصاد سیاسی، روابط بینالملل، جامعه و تاریخ اروپا دارند! درکی درست و شناختی دقیق از جامعه و تاریخ ایران ندارند!
◽️وی در پایان خاطرنشان میکند: نمیتوان نسخههای غربی از توسعه را به اجتماعات متعدد جامعه بشری تعمیم داد.
✅ مهندس داودی نیز بدون پاسخ به پرسشهای مطرحشده، با مهم دانستن تعاریف و نظریههای توسعه، به بیان دیدگاههای صاحبنظرانی چون آمارتیاسن، تودارو، سیرز، برنشتاین و دیگران پرداخته است.
✅ مهندس فرهادی در پاسخ به پرسشهای مطرحشده، ذکر مواردی چند را مهم دانسته است:
◽️نخبه چگونه تعریف میشود؟ آیا مراد از نخبه، مدرکداران بیادراک است؟
◽️در جهان سوم دو تیپ نخبه ابزاری داریم: سوداگرا و توسعهگرا.
◽️نگاه تیپ نخست به توسعه، نگاه سودامنشانه است و نه توسعهگرایانه!
تیپ دوم نیز بهرغم اینکه نگاه توسعهگرایانه دارند اما به سادگی قابل شناسایی نیستند!
◽️فرهادی عدم وجود مفاهمه بین نخبگان ایران را طبیعی دانسته است! زیرا علت آنرا در مطالعه نکردن میداند. وی همچنین رایجبودن خلقیات منفیای چون خودخواهی و ادعاهای توخالی را بعنوان علت تکمیلی برای عدم وجود و تحکیم مفاهمه میان نخبگان برمیشمرد.
@IranMetaChallenges
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
📚روز معلم مبارک.
🔸مقداد باقرزاده - آموزگار خلاق و دوستداشتنی دانشآموزان عشایری شیروان
#آموزگار_عشایر
@IranMetaChallenges
🔸مقداد باقرزاده - آموزگار خلاق و دوستداشتنی دانشآموزان عشایری شیروان
#آموزگار_عشایر
@IranMetaChallenges
مروری کلی بر کلانروندهای تاریخیِ شکلگیری توسعه در غرب و مقایسهی اوضاع ایران با آن
✍ به نگارش: نازنین صالحی - پژوهشگر توسعه
©به سفارش: کانال ایران و ابرچالشهای آینده
🗓 ۱۳ اردیبهشتماه ۱۳۹۷
1⃣ بخش نخست: کلانروندهای توسعه در غرب
✅ مفاهیم و مقولات کلیدی برآمده از تجربهی تاریخی غربِ اروپا که ستونهای اصلی سیاست، اقتصاد، فرهنگ و نظام اجتماعی این کشورها را تشکیل میدهد، حاصل چهار روند بنیادی در تحولات قاره اروپا است(از قرن ۱۷ تا ۲۰):
◽️ ۱. روند برونرفت از تفکر کهن هزار سالهی ارسطویی(کلیسایی) و ورود به تفکر مدرنیته(نواندیشی). دستاوردهای این روند عبارتند از: عصر خرد گرایی، عقلانیت ابزاری، علوم تجربی، انسانمداری(اومانیسم)، فلسفه سیاسی مدرن(هابز، لاک، روسو) و رنسانس.
◽️۲. روند برونرفت از مناسبات اقتصادی ارباب - رعیتی و آریستوکراسی(نخبهسالاری) و ورود به مناسبات اقتصادی بورژوازی(مرفهسالاری). دستاوردهای این روند عبارتند از: پیدایش شهرها، صنایع بزرگ، تولید ثروت و شکلگیری "سرمایه" و نهادهای بوروکراتیک.
◽️۳. روند برونرفت از مناسبات سیاسی دوران سلطنتهای مطلقه(Absolutism) و ورود به نظامهای سیاسی جمهوری ، پارلمانی، و دمکراتیک. دستاوردهای این روند عبارتند از: پیدایش شهروند، حقوق شهروندی، نظامهای حقوقی از جمله حقوق شهروند، حقوق بشر، قوانین اساسی، قوانین موضوعه، و نهادهای مرتبط با هر یک از این مقولات(احزاب، سندیکاها، و جامعه مدنی)
◽️۴. روند برونرفت از چارچوب اجتماع شهری(community) و ورود به چارچوب جامعه(society) بر پایهی مفهوم "قرارداد اجتماعی"(روسو و هابز). دستاوردهای این روند عبارتند از: فرهنگ مدنی، فرهنگ سیاسی مشارکتی، توزیع قدرت سیاسی، آزادیهای مدنی، و پیدایش دولتهای ملی، طی فرآیند ملت سازی (Nation Building).
✅ این چهار روند تاریخی که فقط در قاره اروپا و در فاصلهی قرن ۱۷ تا ۲۰ طی شد، به شکلگیری مفاهیم و نظریههایی انجامید که امروزه تحت عنوان: مدرنیته، سکولاریسم، و دمکراسی میشناسیم.
✅ نکته بسیار قابل تامل در این تجربهی تاریخی آن استکه هر چهار روند یادشده، کمابیش بهطور همزمان و موازی با یکدیگر آغاز شد و بهپیش رفت. شاید این بزرگترین شانس یا رویداد تاریخی - اجتماعی کشورهای اروپایی بوده است.
✅ ملتهای اروپا، از این شانس برخوردار بودهاند که طی قرن ۱۷ تا ۲۰(از آغاز تا پایان رنسانس) یک تمدن نوپدید بسازند و آن "تمدن غرب" است. این تمدن نوپدید بر شانههای رنسانس بنا شد و در چهار ساحت فرهنگ نو، اقتصاد نو، سیاست نو، و نظام اجتماعی نوین شکوفا گشت.
@IranMetaChallenges
✍ به نگارش: نازنین صالحی - پژوهشگر توسعه
©به سفارش: کانال ایران و ابرچالشهای آینده
🗓 ۱۳ اردیبهشتماه ۱۳۹۷
1⃣ بخش نخست: کلانروندهای توسعه در غرب
✅ مفاهیم و مقولات کلیدی برآمده از تجربهی تاریخی غربِ اروپا که ستونهای اصلی سیاست، اقتصاد، فرهنگ و نظام اجتماعی این کشورها را تشکیل میدهد، حاصل چهار روند بنیادی در تحولات قاره اروپا است(از قرن ۱۷ تا ۲۰):
◽️ ۱. روند برونرفت از تفکر کهن هزار سالهی ارسطویی(کلیسایی) و ورود به تفکر مدرنیته(نواندیشی). دستاوردهای این روند عبارتند از: عصر خرد گرایی، عقلانیت ابزاری، علوم تجربی، انسانمداری(اومانیسم)، فلسفه سیاسی مدرن(هابز، لاک، روسو) و رنسانس.
◽️۲. روند برونرفت از مناسبات اقتصادی ارباب - رعیتی و آریستوکراسی(نخبهسالاری) و ورود به مناسبات اقتصادی بورژوازی(مرفهسالاری). دستاوردهای این روند عبارتند از: پیدایش شهرها، صنایع بزرگ، تولید ثروت و شکلگیری "سرمایه" و نهادهای بوروکراتیک.
◽️۳. روند برونرفت از مناسبات سیاسی دوران سلطنتهای مطلقه(Absolutism) و ورود به نظامهای سیاسی جمهوری ، پارلمانی، و دمکراتیک. دستاوردهای این روند عبارتند از: پیدایش شهروند، حقوق شهروندی، نظامهای حقوقی از جمله حقوق شهروند، حقوق بشر، قوانین اساسی، قوانین موضوعه، و نهادهای مرتبط با هر یک از این مقولات(احزاب، سندیکاها، و جامعه مدنی)
◽️۴. روند برونرفت از چارچوب اجتماع شهری(community) و ورود به چارچوب جامعه(society) بر پایهی مفهوم "قرارداد اجتماعی"(روسو و هابز). دستاوردهای این روند عبارتند از: فرهنگ مدنی، فرهنگ سیاسی مشارکتی، توزیع قدرت سیاسی، آزادیهای مدنی، و پیدایش دولتهای ملی، طی فرآیند ملت سازی (Nation Building).
✅ این چهار روند تاریخی که فقط در قاره اروپا و در فاصلهی قرن ۱۷ تا ۲۰ طی شد، به شکلگیری مفاهیم و نظریههایی انجامید که امروزه تحت عنوان: مدرنیته، سکولاریسم، و دمکراسی میشناسیم.
✅ نکته بسیار قابل تامل در این تجربهی تاریخی آن استکه هر چهار روند یادشده، کمابیش بهطور همزمان و موازی با یکدیگر آغاز شد و بهپیش رفت. شاید این بزرگترین شانس یا رویداد تاریخی - اجتماعی کشورهای اروپایی بوده است.
✅ ملتهای اروپا، از این شانس برخوردار بودهاند که طی قرن ۱۷ تا ۲۰(از آغاز تا پایان رنسانس) یک تمدن نوپدید بسازند و آن "تمدن غرب" است. این تمدن نوپدید بر شانههای رنسانس بنا شد و در چهار ساحت فرهنگ نو، اقتصاد نو، سیاست نو، و نظام اجتماعی نوین شکوفا گشت.
@IranMetaChallenges
مروری کلی بر کلانروندهای تاریخیِ شکلگیری توسعه در غرب و مقایسهی اوضاع ایران با آن
✍ به نگارش: نازنین صالحی - پژوهشگر توسعه
©به سفارش: کانال ایران و ابرچالشهای آینده
🗓 ۱۳ اردیبهشتماه ۱۳۹۷
2⃣ بخش دوم: مقایسهای اجمالی از روند رو به رشد تمدن غرب با تمدنهای شرق
✅ زمانی که اروپاییها فرایند ایجاد چنین تمدنی را طی میکردند، تمدنهای شرقی کهن هند، چین، ایران، و مصر در سراشیبی افول بودند.
◽️هند در دوران گورکانیان رو به افول نهاد و به تدریج تحت استعمار قرار گرفت.
◽️ایران تحت سیطره تیموریان و مغولها درآمد و صفویه و قاجاریه نیز زیر نظر دول خارجی کشورداری میکردند.
◽️چین از سلسلهی امپراطوری مینگ به خاندان چینگ دستبهدست شد و در جنگهای داخلی تکه و پاره شد، زیر یوغ مغول ها رفت، و در قرن ۱۹ تحت استعمار فرانسه و انگلستان قرار گرفت و پس از شکست در جنگ تریاک سر تسلیم به معاهدات ظالمانه آنها فرود آورد.
◽️مصر ابتدا توسط عثمانی تصرف شد، سپس به اشغال فرانسه و پس از آن بریتانیا درآمد.
✅ با این مقایسه ساده به نظر میرسد قاره اروپا طی سدههای ۱۷ تا ۲۰ میلادی، از دوران سیاه قرون وسطی بهدر آمد و در مسیری روشن و بالنده قرار گرفت. در همین دوران، چهار تمدن بزرگ مشرقزمین، مسیری معکوس را آغاز کردند و رو به اضمحلال رفتند.
✅ تمدنی که اروپاییها ساختند همچنان پابرجاست و دستاوردهای آن به سراسر جهان صادر شده و میشود: هنر، ادبیات، فلسفه، موسیقی، علم، تکنولوژی، و ساختارهای اقتصادی و سیاسی.
✅ تمدن غربی هر چند نظام جهانخوار سرمایهداری را به همهجا تسری داد و نظام اقتصادی مناطق بومی را مضمحل کرد، دو جنگ جهانی خانمانسوز بهراه انداخت، بمب اتمی ساخت، و ... و تا آن جا پیش رفت که زیست سیاره، و نوع بشر را در معرض تهدیدات جدی قرار داده است. حتی برای نجات و برونرفت از این تهدیدات نیز فقط اوست که از دانش، توان و امکانات برتر برخوردار است و در این راه نیز پیشتاز و پرچمدار خواهد بود.
✅ با این اوصاف، کشورهای موسوم به جهان سوم در حال حاضر جز آنکه با تکیه به دستاوردهای تمدن غربی بخواهند در مسیر پیشرفت و بهبود زندگی قدم بردارند، راهی دیگر پیشِرو نخواهند داشت. اما "مسیر پیشرفت و بهبود زندگی" برای کشورهای یادشده، نامش "توسعه" نیست. چرا؟
✅ توسعه در دو مقطع تاریخی دو مفهوم متفاوت را میرساند:
◽️نخست در مفهوم بسط یافتن تمدن مدرن غربی در درون مرزهای اروپا و رسیدن به نقطه اوج در چهار عرصهی سیاست، اقتصاد، فرهنگ و جامعه که این توسعه "پروسه(فرایند)" محسوب میشود.(که مقطع سدههای ۱۷ تا ۲۰ را دربر میگیرد)
◽️دوم در مفهوم صدور دستاوردهای تمدن غرب به دیگر مناطق جهان و خارج از مرزهای اروپا بویژه صدور سرمایه، که این توسعه "پروژه" محسوب میشود.(که مقطع سده ۲۰ تاکنون را دربر میگیرد).
زیرا توسعه یا Development یک روند تاریخی منحصر به فرد و تکرارناپذیر بوده که به پیدایش "تمدن مدرن غرب یا
Western Civilization"
منجر شد، و بخش مهمی از آن با تاریخ استعمار در هم تنیده است. ملتهای اروپایی آستینها را بالا زدند و چندین قرن جنگیدند و مبارزه کردند تا نهادهایی اصیل چون آزادی و دمکراسی را بدست آوردند. آنها از طریق بازاندیشی و احیای جنبههای مثبت تمدن یونان و رم باستان که همان رنسانس است، نهادهای دنیای مدرن را ایجاد کردند که تا امروز بدیلی برای آن وجود ندارد!
@IranMetaChallenges
✍ به نگارش: نازنین صالحی - پژوهشگر توسعه
©به سفارش: کانال ایران و ابرچالشهای آینده
🗓 ۱۳ اردیبهشتماه ۱۳۹۷
2⃣ بخش دوم: مقایسهای اجمالی از روند رو به رشد تمدن غرب با تمدنهای شرق
✅ زمانی که اروپاییها فرایند ایجاد چنین تمدنی را طی میکردند، تمدنهای شرقی کهن هند، چین، ایران، و مصر در سراشیبی افول بودند.
◽️هند در دوران گورکانیان رو به افول نهاد و به تدریج تحت استعمار قرار گرفت.
◽️ایران تحت سیطره تیموریان و مغولها درآمد و صفویه و قاجاریه نیز زیر نظر دول خارجی کشورداری میکردند.
◽️چین از سلسلهی امپراطوری مینگ به خاندان چینگ دستبهدست شد و در جنگهای داخلی تکه و پاره شد، زیر یوغ مغول ها رفت، و در قرن ۱۹ تحت استعمار فرانسه و انگلستان قرار گرفت و پس از شکست در جنگ تریاک سر تسلیم به معاهدات ظالمانه آنها فرود آورد.
◽️مصر ابتدا توسط عثمانی تصرف شد، سپس به اشغال فرانسه و پس از آن بریتانیا درآمد.
✅ با این مقایسه ساده به نظر میرسد قاره اروپا طی سدههای ۱۷ تا ۲۰ میلادی، از دوران سیاه قرون وسطی بهدر آمد و در مسیری روشن و بالنده قرار گرفت. در همین دوران، چهار تمدن بزرگ مشرقزمین، مسیری معکوس را آغاز کردند و رو به اضمحلال رفتند.
✅ تمدنی که اروپاییها ساختند همچنان پابرجاست و دستاوردهای آن به سراسر جهان صادر شده و میشود: هنر، ادبیات، فلسفه، موسیقی، علم، تکنولوژی، و ساختارهای اقتصادی و سیاسی.
✅ تمدن غربی هر چند نظام جهانخوار سرمایهداری را به همهجا تسری داد و نظام اقتصادی مناطق بومی را مضمحل کرد، دو جنگ جهانی خانمانسوز بهراه انداخت، بمب اتمی ساخت، و ... و تا آن جا پیش رفت که زیست سیاره، و نوع بشر را در معرض تهدیدات جدی قرار داده است. حتی برای نجات و برونرفت از این تهدیدات نیز فقط اوست که از دانش، توان و امکانات برتر برخوردار است و در این راه نیز پیشتاز و پرچمدار خواهد بود.
✅ با این اوصاف، کشورهای موسوم به جهان سوم در حال حاضر جز آنکه با تکیه به دستاوردهای تمدن غربی بخواهند در مسیر پیشرفت و بهبود زندگی قدم بردارند، راهی دیگر پیشِرو نخواهند داشت. اما "مسیر پیشرفت و بهبود زندگی" برای کشورهای یادشده، نامش "توسعه" نیست. چرا؟
✅ توسعه در دو مقطع تاریخی دو مفهوم متفاوت را میرساند:
◽️نخست در مفهوم بسط یافتن تمدن مدرن غربی در درون مرزهای اروپا و رسیدن به نقطه اوج در چهار عرصهی سیاست، اقتصاد، فرهنگ و جامعه که این توسعه "پروسه(فرایند)" محسوب میشود.(که مقطع سدههای ۱۷ تا ۲۰ را دربر میگیرد)
◽️دوم در مفهوم صدور دستاوردهای تمدن غرب به دیگر مناطق جهان و خارج از مرزهای اروپا بویژه صدور سرمایه، که این توسعه "پروژه" محسوب میشود.(که مقطع سده ۲۰ تاکنون را دربر میگیرد).
زیرا توسعه یا Development یک روند تاریخی منحصر به فرد و تکرارناپذیر بوده که به پیدایش "تمدن مدرن غرب یا
Western Civilization"
منجر شد، و بخش مهمی از آن با تاریخ استعمار در هم تنیده است. ملتهای اروپایی آستینها را بالا زدند و چندین قرن جنگیدند و مبارزه کردند تا نهادهایی اصیل چون آزادی و دمکراسی را بدست آوردند. آنها از طریق بازاندیشی و احیای جنبههای مثبت تمدن یونان و رم باستان که همان رنسانس است، نهادهای دنیای مدرن را ایجاد کردند که تا امروز بدیلی برای آن وجود ندارد!
@IranMetaChallenges
مروری کلی بر کلانروندهای تاریخیِ شکلگیری توسعه در غرب و مقایسهی اوضاع ایران با آن
✍ نگارش: نازنین صالحی-پژوهشگرتوسعه
©بهسفارش: کانال ایران و ابرچالشهای آینده
🗓۱۳اردیبهشتماه۱۳۹۷
1⃣ بخش سوم:توسعه در کشورهای دیرآمده به جرگهی توسعهیافتهها، به مثابه یک پروژه!
✅ پروژه توسعه برای دیگر کشورهای جهان که یا تحت استعمار بودهاند، یا صاحب تمدنهای کهن رو به زوال، گزینهای نیست که از دل روندهای تاریخی سربرآورده باشد، بلکه به مانند الگو یا مدلی است که برای آن "تقاضا" ایجاد شده باشد.
◽️این تقاضا از بعد از جنگ جهانی اول و تقسیم جهان به قدرتهای بزرگ و نقاط عقب افتاده(بخوانید عقب افتاده از تمدن نوین غرب) و بر حسب اقتضائات اقتصاد انرژی از یکسو و وجود منابع عظیم و بکر انرژی در سوی دیگر پدیدار شد.
◽️موج دستاندازی به منابع انرژی و دیگر منابع در مناطق بکر و کشورهای موسوم به عقبافتاده، نیاز به صنعتی کردن این کشورها به آمادهسازی زیرساختهای بهرهبرداری از منابع را بیش از پیش افزایش داد.
✅ تاریخ یکصد ساله صنعت نفت و گاز در ایران و دیگر کشورهای خاورمیانه موید این موج است. تاریخ برنامههای "توسعه" در تمام این کشورها نیز موید ایجاد "تقاضا" برای توسعه است.
✅ در واقع سراپای این مفهوم همانا نوعی معامله سوداگرانه بین کشورهای توسعهیافته غربی با کشورهای عقبافتاده دنیا بوده است. با این حال صدور دستاوردهای فنی تمدن نوین غرب به کشورهایی چون ایران، این شُبهه را در میان روشنفکران (یا بهقولی"نخبگان") برانگیخت که "ما نیز در مسیر آزادی و دمکراسی خواهیم افتاد." درحالیکه آنچه روشنفکران از آن غافل مانده بودند، درک این نکته بود که توسعهی"ما" عبارت است از: جهانیسازی الگوی اقتصادی "آنها"!
✅ کجای این الگو، جامعه ایران را درمسیر آزادی و دمکراسی قرار میداد؟ چگونه؟ مردم ایران که پیششرطهای رسیدن به آزادی و دمکراسی را تجربه نکردهاند. در حالیکه ۸۰ سال است از تمام امکانات و صنعت، و فناوری مدرن تمدن غرب برخوردار شدهاند.
✅ایران سالهاست که از تمام مظاهر و ابزارها وامکانات توسعه برخوردار است:
◽️تلفن، جادههای مدرن، شهرهای مدرن، صنایع بزرگ، هواپیما، قطار و خط آهن، کارخانجات، تسلیحات مدرن، سیستم بانکداری مدرن، پارلمان، نظام جمهوری، سیستم انتخابات، ساختارهای بورکراسی مدرن، دولت الکترونیک، موبایل، اینترنت، ماهواره، کامپیوتر، و سبک زندگی مدرن. اما آیا با وجود برخورداری از این همه مظاهر دنیای مدرن، ما کشوری توسعهیافته هستیم؟
◽️آیا به دمکراسی و آزادی های مدنی دست یافته ایم؟
◽️آیا اصولا توسعهیافتگی ما با نهادینه شدن آزادی و دمکراسی ملازم بوده است؟
✅اگر پاسخ پرسشهای بالا مثبتست:
◽️آیا آزادی و دمکراسی در ایران "کارکرد اجتماعی" دارد؟
◽️آیا ما ملت هستیم؟
◽️آیا مردمان ساکن در شهرهای بزرگ و مدرن ما "شهروند" هستند؟
◽️آیا "قانون" شالودهی زندگی اجتماعی ماست؟
◽️آیا مدرنیته و اقتضائات فکری مدرنیته در تار و پود زندگی فردی و اجتماعی ما و رفتار و کردار ما نهادینه شده است؟
آنچه نگارنده از این مقایسه می تواند نتیجه بگیرد آن استکه:
◽️۱. جوامع غربی به دلیل تجربهی منحصر به فرد خود در تحول از قرون وسطی به دنیای مدرن و حفظ و پاسداری از دستاوردهای آن، "سنخ" مشخصی از ملتها را پدید آوردهاند که میتوان آن را "تبار" دمکراسی نامید.
◽️۲. اجتماعات شهری و مردمان کشوری چون ایران بهدلیل توقف در برهههایی از تاریخ خود، فاقد تجربههای اصیل و تاریخساز هستند، و روندهای تاریخی سرزمین ما مقاطعی از پیشرَوی، اعوجاج، گسست، همسویی و تطبیق با شرایط، و حتی پسروی، را نشان میدهد! و از این رو ما "تبار" تاریخی یک نظام اجتماعی مشخص و قابل استناد نیستیم، جز آنکه به دوران کهن و دوران انسجام قومی و میهنی آریاییمان رجوع کنیم. سنخ مشخص و تجربه شدهی اجتماعات ایرانی را شاید بتوان با مشخصهی "استبدادپذیری" یا "استبدادپروری" مشخص کرد.
◽️۳. دو مقولهی مهم "تبار" و "سنخ" در گذشته و حال و آیندهی جوامع بسیار تعیین کنندهاند. در واقع این دو مقوله میزان "اصالت" هر ملتی را در برهههای مختلف تاریخ آن ملت نشان میدهد. بر این اساس، ملتهای غربی از پشتوانهی تجربهی اصیل دمکراسی و آزدی و سکولاریسم برخوردارند که دستکم سه قرن برای آن تلاش کردهاند. این تلاش مدیون "دنیوی" شدن تفکر، هنجارها، و امور زندگی و حیات اجتماعی آنها بوده است.
◽️۴. توسعهیافتن یک جامعه مستلزم شکلگیری بسترهای ضروری برای آزدی و دمکراسی است. این بسترها عبارتند از: تحول در اندیشه و تفکر، تحول در ارزشها و هنجارها و باورها، تحول در فرهنگ عمومی جامعه و تحول در رفتار و عادات و الگوهای زندگی.
✅ غربیها به چنین تحولاتی "پارادایم" گویند. تا زمانیکه در جامعهای جابجایی پارادایمی صورت نگیرد، در سمتگیری کنونی خود باقی خواهدماند👇
✍ نگارش: نازنین صالحی-پژوهشگرتوسعه
©بهسفارش: کانال ایران و ابرچالشهای آینده
🗓۱۳اردیبهشتماه۱۳۹۷
1⃣ بخش سوم:توسعه در کشورهای دیرآمده به جرگهی توسعهیافتهها، به مثابه یک پروژه!
✅ پروژه توسعه برای دیگر کشورهای جهان که یا تحت استعمار بودهاند، یا صاحب تمدنهای کهن رو به زوال، گزینهای نیست که از دل روندهای تاریخی سربرآورده باشد، بلکه به مانند الگو یا مدلی است که برای آن "تقاضا" ایجاد شده باشد.
◽️این تقاضا از بعد از جنگ جهانی اول و تقسیم جهان به قدرتهای بزرگ و نقاط عقب افتاده(بخوانید عقب افتاده از تمدن نوین غرب) و بر حسب اقتضائات اقتصاد انرژی از یکسو و وجود منابع عظیم و بکر انرژی در سوی دیگر پدیدار شد.
◽️موج دستاندازی به منابع انرژی و دیگر منابع در مناطق بکر و کشورهای موسوم به عقبافتاده، نیاز به صنعتی کردن این کشورها به آمادهسازی زیرساختهای بهرهبرداری از منابع را بیش از پیش افزایش داد.
✅ تاریخ یکصد ساله صنعت نفت و گاز در ایران و دیگر کشورهای خاورمیانه موید این موج است. تاریخ برنامههای "توسعه" در تمام این کشورها نیز موید ایجاد "تقاضا" برای توسعه است.
✅ در واقع سراپای این مفهوم همانا نوعی معامله سوداگرانه بین کشورهای توسعهیافته غربی با کشورهای عقبافتاده دنیا بوده است. با این حال صدور دستاوردهای فنی تمدن نوین غرب به کشورهایی چون ایران، این شُبهه را در میان روشنفکران (یا بهقولی"نخبگان") برانگیخت که "ما نیز در مسیر آزادی و دمکراسی خواهیم افتاد." درحالیکه آنچه روشنفکران از آن غافل مانده بودند، درک این نکته بود که توسعهی"ما" عبارت است از: جهانیسازی الگوی اقتصادی "آنها"!
✅ کجای این الگو، جامعه ایران را درمسیر آزادی و دمکراسی قرار میداد؟ چگونه؟ مردم ایران که پیششرطهای رسیدن به آزادی و دمکراسی را تجربه نکردهاند. در حالیکه ۸۰ سال است از تمام امکانات و صنعت، و فناوری مدرن تمدن غرب برخوردار شدهاند.
✅ایران سالهاست که از تمام مظاهر و ابزارها وامکانات توسعه برخوردار است:
◽️تلفن، جادههای مدرن، شهرهای مدرن، صنایع بزرگ، هواپیما، قطار و خط آهن، کارخانجات، تسلیحات مدرن، سیستم بانکداری مدرن، پارلمان، نظام جمهوری، سیستم انتخابات، ساختارهای بورکراسی مدرن، دولت الکترونیک، موبایل، اینترنت، ماهواره، کامپیوتر، و سبک زندگی مدرن. اما آیا با وجود برخورداری از این همه مظاهر دنیای مدرن، ما کشوری توسعهیافته هستیم؟
◽️آیا به دمکراسی و آزادی های مدنی دست یافته ایم؟
◽️آیا اصولا توسعهیافتگی ما با نهادینه شدن آزادی و دمکراسی ملازم بوده است؟
✅اگر پاسخ پرسشهای بالا مثبتست:
◽️آیا آزادی و دمکراسی در ایران "کارکرد اجتماعی" دارد؟
◽️آیا ما ملت هستیم؟
◽️آیا مردمان ساکن در شهرهای بزرگ و مدرن ما "شهروند" هستند؟
◽️آیا "قانون" شالودهی زندگی اجتماعی ماست؟
◽️آیا مدرنیته و اقتضائات فکری مدرنیته در تار و پود زندگی فردی و اجتماعی ما و رفتار و کردار ما نهادینه شده است؟
آنچه نگارنده از این مقایسه می تواند نتیجه بگیرد آن استکه:
◽️۱. جوامع غربی به دلیل تجربهی منحصر به فرد خود در تحول از قرون وسطی به دنیای مدرن و حفظ و پاسداری از دستاوردهای آن، "سنخ" مشخصی از ملتها را پدید آوردهاند که میتوان آن را "تبار" دمکراسی نامید.
◽️۲. اجتماعات شهری و مردمان کشوری چون ایران بهدلیل توقف در برهههایی از تاریخ خود، فاقد تجربههای اصیل و تاریخساز هستند، و روندهای تاریخی سرزمین ما مقاطعی از پیشرَوی، اعوجاج، گسست، همسویی و تطبیق با شرایط، و حتی پسروی، را نشان میدهد! و از این رو ما "تبار" تاریخی یک نظام اجتماعی مشخص و قابل استناد نیستیم، جز آنکه به دوران کهن و دوران انسجام قومی و میهنی آریاییمان رجوع کنیم. سنخ مشخص و تجربه شدهی اجتماعات ایرانی را شاید بتوان با مشخصهی "استبدادپذیری" یا "استبدادپروری" مشخص کرد.
◽️۳. دو مقولهی مهم "تبار" و "سنخ" در گذشته و حال و آیندهی جوامع بسیار تعیین کنندهاند. در واقع این دو مقوله میزان "اصالت" هر ملتی را در برهههای مختلف تاریخ آن ملت نشان میدهد. بر این اساس، ملتهای غربی از پشتوانهی تجربهی اصیل دمکراسی و آزدی و سکولاریسم برخوردارند که دستکم سه قرن برای آن تلاش کردهاند. این تلاش مدیون "دنیوی" شدن تفکر، هنجارها، و امور زندگی و حیات اجتماعی آنها بوده است.
◽️۴. توسعهیافتن یک جامعه مستلزم شکلگیری بسترهای ضروری برای آزدی و دمکراسی است. این بسترها عبارتند از: تحول در اندیشه و تفکر، تحول در ارزشها و هنجارها و باورها، تحول در فرهنگ عمومی جامعه و تحول در رفتار و عادات و الگوهای زندگی.
✅ غربیها به چنین تحولاتی "پارادایم" گویند. تا زمانیکه در جامعهای جابجایی پارادایمی صورت نگیرد، در سمتگیری کنونی خود باقی خواهدماند👇
ادامه از بخش سوم👇
و فقط در سطح(و نه در عمق) تغییر میکند و چنین تغییری همواره برگشتپذیر است چون اصالت ندارد.
✅ فرانسه، نمونهی زنده و بارز یک پارادایم اصیل است که آن را از انقلاب کبیر ۱۷۸۹ تاکنون حفظ کرده است.
✅ پیشرفتهای مادی و تکنولوژیک و جهانیشدن این پیشرفتها، از ناف اروپای متمدن به قارههای دیگر، در بین مردمان و روشنفکران ما این "توهم" را بوجود آورده است که "ما" نیز "متمدن" و "مدرن" هستیم. در حالیکه چنین نیست، زیرا توسعه یک مفهوم "کمی" نیست، بلکه یک روند "کیفی" است.
✅ واحد سازندهی توسعه، مدرنیته، دمکراسی و دیگر شئونات تمدن غرب دو چیز است: "انسان" و "نهادها" .
◽️چه خوب است روشنفکران ما بر روی این واحدهای تحلیلی مطالعه و تمرکز کنند و آنها را در چشمانداز تبارشناسی و سنخشناسی فرهنگها و ملتها مورد تجزیه و تحلیل قرار دهند.
🇮🇷 زنده باد توسعه - پاینده باد ایران و بیشینه باد غرور ملی ایرانیان🇮🇷
@IranMetaChallenges
و فقط در سطح(و نه در عمق) تغییر میکند و چنین تغییری همواره برگشتپذیر است چون اصالت ندارد.
✅ فرانسه، نمونهی زنده و بارز یک پارادایم اصیل است که آن را از انقلاب کبیر ۱۷۸۹ تاکنون حفظ کرده است.
✅ پیشرفتهای مادی و تکنولوژیک و جهانیشدن این پیشرفتها، از ناف اروپای متمدن به قارههای دیگر، در بین مردمان و روشنفکران ما این "توهم" را بوجود آورده است که "ما" نیز "متمدن" و "مدرن" هستیم. در حالیکه چنین نیست، زیرا توسعه یک مفهوم "کمی" نیست، بلکه یک روند "کیفی" است.
✅ واحد سازندهی توسعه، مدرنیته، دمکراسی و دیگر شئونات تمدن غرب دو چیز است: "انسان" و "نهادها" .
◽️چه خوب است روشنفکران ما بر روی این واحدهای تحلیلی مطالعه و تمرکز کنند و آنها را در چشمانداز تبارشناسی و سنخشناسی فرهنگها و ملتها مورد تجزیه و تحلیل قرار دهند.
🇮🇷 زنده باد توسعه - پاینده باد ایران و بیشینه باد غرور ملی ایرانیان🇮🇷
@IranMetaChallenges
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🔺بودجه نظامی کشورها بر اساس گزارش موسسه جهانی تحقیقات صلح استکهلم: عربستان پس از آمریکا و چین، بالاتر از روسیه و هند در رتبه سوم!
🔺بودجه نظامی ایران پس از رفع تحریمها بیشترشده.
@IranMetaChallenges
🔺بودجه نظامی ایران پس از رفع تحریمها بیشترشده.
@IranMetaChallenges