🔮ادامه یادداشت:
▫️با اینکه پژوهشگر(1393) در دیدارش با علی لاریجانی - رییس مجلس نهم بعنوان یکی از مسئولانی که در حوادث 1388 رفتاری مداراگرانه و منطقی برای حل مساله در پیش گرفته بود، در خصوص احتمال بروز اعتراض های مدنی و آشوب های خیابانی در بین سال های 1396 تا 1398 در ایران هشدار داده بود اما هیچگونه تقاضا یا درخواستی از سوی ایشان و هیچ مسئول بلندپایه ی دیگری برای بکارگیری مدل سیستمی و شبیه سازی شده ی وی جهت کمک علمی و روشمند برای حل ابَرچالش های کشور دریافت نشد!
▫️پژوهشگر همچنین در این دیدار تاکید کرده بود: "نکته ای که در رابطه با اعتراضات مدنی و آشوب های احتمالی جدید وجود خواهد داشت آن استکه شکل بروز آنها با اعتراض ها و آشوب های 1378 و 1388 متفاوت خواهد بود. زیرا ریشه های چندوجهی آنها در نقطه ای کانونی بگونه ای با یکدیگر تلاقی خواهند داشت که از شکل اجتماعی به شکل سیاسی تغییر ماهیت خواهند داد! بنابراین، در پیش گیری راه حل سرکوب، بعنوان راه حل موقت برای حل اعتراض ها و آشوب های آتی نه تنها اوضاع کشور را آرام نخواهد کرد، بلکه پیچیده تر از پیش خواهد کرد.
▫️پژوهشگر همچنین خاطرنشان کرد: اگر علت بروز اعتراض ها و آشوب ها در 1378 و 1388، فقدان عدالت سیاسی و اجتماعی و همچنین کمبود آزادی های مدنی بود اما علت اعتراض ها و آشوب های آتی، گسترش افسار گسیخته ی فساد، بیکاری، خشکسالی، فقر، فحشا و نابرابری فرصت ها در جامعه خواهد بود"!
@IranMetaChallenges
🔮پ) جمع بندی:
▫️اکنون که 26 ام دی ماه 1396 است، تمامی پیش بینی های مبتنی بر روش و مدلِ پژوهشگر به واقعیت تبدیل شده اما طیفی از بازیگران قدرت در ایران همچنان بر این باور اشتباه استوارند که «ما می توانیم با تکیه بر ابزار خشونت و سرکوب و غالبا با ادبیات زشت و نامتعارف، بر کلیه ی مشکلات کشور فایق آییم»!
▫️پژوهشگر همچنین پیش بینی می کند: "اعتراضات و آشوب های گسترده بعدی، کمابیش دو سال دیگر رخ خواهد داد و زمان دو برابر شدن آنها از ابتدا تا انتهای یک جهش کامل نیز کمتر از ده روز خواهد بود"!
🔸در پست پیوست، بخشی از معادلات ریاضی از مدل سیستمی طراحی شده توسط پژوهشگر نیز ارایه شده است. اگرچه پژوهشگر در مدل یادشده، تابع تاثیر عدم قطعیت های محیطی را بر روی بحرانهای چندهویتی ایران در نظر گرفته است اما همانگونه که از معادلات ریاضی پیداست، ریشه ی تمامی بحران های کشور درونزاست! این درحالی استکه هرگاه بحرانی در کشور رخ می دهد، برخی از مسئولان عالیرتبه ی کشور انگار که نسبیت عام اینیشتین را کشف کرده باشند، ریشه ی تمامی بحران ها را به متغیری برونزا به نام «دشمن»، نسبت می دهند!!
▫️پژوهشگر همچنین، به منظور رفع شرمندگی و با هدف حفظ آبروی ایرانیان، نتایج پژوهش هایش را که در قالب حدود 70 مقاله آماده برای چاپ دارد، در هیچ ژورنال بین المللی ای اقدام به چاپ آنها نکرده است. پژوهشگر همچنین، برای اینکه به داوران شجاع و اعضای با شهامت هیأت تحریریه ی مجلات داخلی حسﱢ دستگیر شدن، زندانی شدن، اخراج شدن و اعدام شدن دست ندهد مقالاتش را برای هیچ کنفرانس یا مجله ی داخلی نیز ارسال نکرده است!
🇮🇷زنده باد توسعه - پاینده باد ایران و بیشینه باد غرور ملی ایرانیان🇮🇷
@IranMetaChallenges
▫️با اینکه پژوهشگر(1393) در دیدارش با علی لاریجانی - رییس مجلس نهم بعنوان یکی از مسئولانی که در حوادث 1388 رفتاری مداراگرانه و منطقی برای حل مساله در پیش گرفته بود، در خصوص احتمال بروز اعتراض های مدنی و آشوب های خیابانی در بین سال های 1396 تا 1398 در ایران هشدار داده بود اما هیچگونه تقاضا یا درخواستی از سوی ایشان و هیچ مسئول بلندپایه ی دیگری برای بکارگیری مدل سیستمی و شبیه سازی شده ی وی جهت کمک علمی و روشمند برای حل ابَرچالش های کشور دریافت نشد!
▫️پژوهشگر همچنین در این دیدار تاکید کرده بود: "نکته ای که در رابطه با اعتراضات مدنی و آشوب های احتمالی جدید وجود خواهد داشت آن استکه شکل بروز آنها با اعتراض ها و آشوب های 1378 و 1388 متفاوت خواهد بود. زیرا ریشه های چندوجهی آنها در نقطه ای کانونی بگونه ای با یکدیگر تلاقی خواهند داشت که از شکل اجتماعی به شکل سیاسی تغییر ماهیت خواهند داد! بنابراین، در پیش گیری راه حل سرکوب، بعنوان راه حل موقت برای حل اعتراض ها و آشوب های آتی نه تنها اوضاع کشور را آرام نخواهد کرد، بلکه پیچیده تر از پیش خواهد کرد.
▫️پژوهشگر همچنین خاطرنشان کرد: اگر علت بروز اعتراض ها و آشوب ها در 1378 و 1388، فقدان عدالت سیاسی و اجتماعی و همچنین کمبود آزادی های مدنی بود اما علت اعتراض ها و آشوب های آتی، گسترش افسار گسیخته ی فساد، بیکاری، خشکسالی، فقر، فحشا و نابرابری فرصت ها در جامعه خواهد بود"!
@IranMetaChallenges
🔮پ) جمع بندی:
▫️اکنون که 26 ام دی ماه 1396 است، تمامی پیش بینی های مبتنی بر روش و مدلِ پژوهشگر به واقعیت تبدیل شده اما طیفی از بازیگران قدرت در ایران همچنان بر این باور اشتباه استوارند که «ما می توانیم با تکیه بر ابزار خشونت و سرکوب و غالبا با ادبیات زشت و نامتعارف، بر کلیه ی مشکلات کشور فایق آییم»!
▫️پژوهشگر همچنین پیش بینی می کند: "اعتراضات و آشوب های گسترده بعدی، کمابیش دو سال دیگر رخ خواهد داد و زمان دو برابر شدن آنها از ابتدا تا انتهای یک جهش کامل نیز کمتر از ده روز خواهد بود"!
🔸در پست پیوست، بخشی از معادلات ریاضی از مدل سیستمی طراحی شده توسط پژوهشگر نیز ارایه شده است. اگرچه پژوهشگر در مدل یادشده، تابع تاثیر عدم قطعیت های محیطی را بر روی بحرانهای چندهویتی ایران در نظر گرفته است اما همانگونه که از معادلات ریاضی پیداست، ریشه ی تمامی بحران های کشور درونزاست! این درحالی استکه هرگاه بحرانی در کشور رخ می دهد، برخی از مسئولان عالیرتبه ی کشور انگار که نسبیت عام اینیشتین را کشف کرده باشند، ریشه ی تمامی بحران ها را به متغیری برونزا به نام «دشمن»، نسبت می دهند!!
▫️پژوهشگر همچنین، به منظور رفع شرمندگی و با هدف حفظ آبروی ایرانیان، نتایج پژوهش هایش را که در قالب حدود 70 مقاله آماده برای چاپ دارد، در هیچ ژورنال بین المللی ای اقدام به چاپ آنها نکرده است. پژوهشگر همچنین، برای اینکه به داوران شجاع و اعضای با شهامت هیأت تحریریه ی مجلات داخلی حسﱢ دستگیر شدن، زندانی شدن، اخراج شدن و اعدام شدن دست ندهد مقالاتش را برای هیچ کنفرانس یا مجله ی داخلی نیز ارسال نکرده است!
🇮🇷زنده باد توسعه - پاینده باد ایران و بیشینه باد غرور ملی ایرانیان🇮🇷
@IranMetaChallenges
📚نمایش معادلات ریاضی و شیوه ی محاسبه ی دوره ی تناوب آشوب های خیابانی در ایران، بر حسب دیگر متغیرهای دخیل در رخداد آشوب.
منبع: برارپور،کوروش(1393)
@IranMetaChallenges
منبع: برارپور،کوروش(1393)
@IranMetaChallenges
🤺 نظام های معیوب سیاسی طی چه فرایندی به بنبستهای استراتژیک، اضمحلال، فروپاشی و نابودی میرسند؟
مدلسازی و نظریهپردازی: کوروش برارپور–پژوهشگر آزاد(و بیطرف) و فعال جامعه مدنی ایران
۱۴بهمن۹۶
👈 اشاره: این یادداشت، چکیدهای بسط یافته از گفتگوی نگارنده با علی لاریجانی(رئیس مجلس نهم) است که به پیش بینی وقوع اعتراضات گستردهی مدنی و آشوبهای خیابانی در ایران در بین سالهای 1396 تا 1398 پرداخته است. این دیدار در 31 ام اَمرداد 1393 صورت پذیرفته و احمد توکلی نماینده وقت تهران نیز بعنوان شاهد و ناظر بر این گفتگو، پژوهشگر را همراهی کرده است. مدلهای سیستمی و معادلات ریاضی مربوط به این گفتگو که با هدف آگاهیبخشی عمومی منتشر شده، نزد پژوهشگر محفوظ است.
🔍 بسطِ فرازهایی از گفتگو:
سرنگونی حکومت پهلوی، فروپاشی نظام کمونیستی در شوروی، براندازی سیستم منتسب به صدام و حزب بعث عراق، حذف القاعده از نظام سیاسی - اجتماعی افغانستان، سرنگونی حکومت های خودکامه در کشورهای شمال آفریقا، حذف داعش از جغرافیای سیاسی عراق و سوریه، مرگ یک بیمار ایدزی یا سرطانی و مرگ سلولهای ایمنی بدن یک موش توسط پاتوژنها(یا سلولهای بیگانه) همگی مثالهایی از سیستمهای بیماریاند که در طول زمان و طی چهار مرحله به فروپاشی، سرنگونی، حذف و مرگ رسیدهاند!
بر اساس مدل DLA یا تحلیل لایه لایهای مشکل در سیستمها(Difficulty Layer Analysis) که متعلق به پژوهشگر است، «مشکلات در همه این سیستمها طی پنج مرحله شکل میگیرند، رشد میکنند، به بلوغ میرسند و سپس به مرحله تکامل یافته تری فراجهش ناگهانی می یابند. این مراحل پنج گانه عبارتند از: الف) گلوگاه، ب) بحران، پ) نفوذ بیگانگان یا رخنه محرکهای بیرونی، ت) حاکمیت عدمقطعیتهای محیطی و چ) بنبستهای استراتژیک».
🍸⌛️الف) مرحله گلوگاه:
گلوگاه ساده ترین شکل بروز مشکل در هر سیستم است. گلوگاه جایی رخ میدهد که در برابر روند رو به جلوی فرایندهای کاری، صف یا انتظار ایجاد شود.
گلوگاه جایی رخ میدهد که: یا در برابر گردش اطلاعات، یا در برابر تغییر باورها و مدلهای ذهنی مردم و حاکمان یک جامعه، یا در برابر تغییر روشهای تصمیم گیری و اقدام دولتمردان و حاکمان، یا در برابر مطالبات عمومی و فرایند انتقال دانش نخبگان به دولتمردان و حاکمان، یا در برابر تغییر شرایط و قواعد بازی در سیاست، یا در برابر فرایند سرآمدسازی فرهنگ ها، یا در برابر بازآفرینی فرایندهای اداری، یا در برابر تغییر و چابک سازی ساختارهای معیوب سیاسی و حقوقی، یا در برابر به روزسازی فناوری های پیشرفته، یا در برابر جابجایی قدرت و یا در برابر چرخش نخبگان یک جامعه موانعی وجود داشته باشد!
در چنین شرایطی، این موانع نیز با ایجاد صف یا انتظار، فعالیتها و فرایندهای کاری را بطور موقت، متوقف می کنند. بروز گلوگاه در هر سیستمی، درونزا بوده(یعنی خاستگاه یا منشاء درونی داشته) و متاثر از عوامل یا علت های درون سیستمی است.
گلوگاه به چهار گونه قابل دسته بندی است:
گلوگاه یا از جنس مطالبات عمومی است(نوع 1)، یا از جنس ظرفیت های مدیریتی است(نوع 2)، یا از جنس روش های مدیریتی است(نوع 3) و یا از جنس هر سه مورد یادشده است(نوع 4). زمانی که گلوگاه نوع4، رخ میدهد راه حلی وجود نخواهد داشت! در این حالت «ماهیت سیستم» زیر سوال می رود و تراز مشکلات سیستم، از حد گلوگاه به سطحی با درجه پیچیدگی بالاتر تحت عنوان «بحران»، فراجهش ناگهانی خواهد یافت و سیستم با اَبَرچالش «اشباع شدگی» روبرو خواهد شد.
🔥ب) مرحله ی بحران:
مرحله بحران از چرخه ی حیات مشکل در یک سیستم، زمانی شکل می گیرد که یا منابع تخصیصی(دروندادها) به فرایندهای کاری، کمتر از هزینه های مصرفی باشد یا هزینه های مصرفی بیشتر از منابع تخصیصی باشد یا هردو مورد، خواسته یا ناخواسته باهم رخ دهند.
بحران، مرحله ی تکامل یافته ی «گلوگاه» است و بروز آن در هر سیستمی درونزا بوده و متاثر از عوامل و علتهای درون سیستمی است. بازیگران سیستم های سیاسی - اجتماعی لااُبالیپرور، با تولید و بازتولید رفتارهای تاخیری، سیستم را با انواع ابَرچالش های اشباع شدگی، ناکارآمدی، نامقبولی، فلج سیستمی، ضعف پیروی و فقدان مشروعیت روبرو می سازند!
در مرحله ی بحران، فساد افسارگسیخته سبب می شود توازن بین تخصیص منابع و مصارف سیستم بهم بخورد. در حالت بحران، صف ایجاد نمی شود بلکه «کلیت سیستم» بهم می خورد و سیستم از کار می افتد. در حالت بحران، سیستم بعنوان کل، تسلیم شرایط تحمیلی از سوی اجزای خودش(و نه دشمنان) می شود! در این شرایط «ماهیت سیستم» نیز زیر سوال میرود. یعنی، اجزاء آن بجای اینکه بصورت منظم و ساختارمند درجهت رسیدن به چشم اندازی منفرد و مشترک، همسو عمل کنند و اثر یکدیگر را تقویت کنند، درخلاف جهت هدف سیستم(چشمانداز ملی) و در خلاف جهت حرکت یکدیگر حرکت کرده و اثر یکدیگر را نیز خنثی می کنند!
ادامه👇👇
مدلسازی و نظریهپردازی: کوروش برارپور–پژوهشگر آزاد(و بیطرف) و فعال جامعه مدنی ایران
۱۴بهمن۹۶
👈 اشاره: این یادداشت، چکیدهای بسط یافته از گفتگوی نگارنده با علی لاریجانی(رئیس مجلس نهم) است که به پیش بینی وقوع اعتراضات گستردهی مدنی و آشوبهای خیابانی در ایران در بین سالهای 1396 تا 1398 پرداخته است. این دیدار در 31 ام اَمرداد 1393 صورت پذیرفته و احمد توکلی نماینده وقت تهران نیز بعنوان شاهد و ناظر بر این گفتگو، پژوهشگر را همراهی کرده است. مدلهای سیستمی و معادلات ریاضی مربوط به این گفتگو که با هدف آگاهیبخشی عمومی منتشر شده، نزد پژوهشگر محفوظ است.
🔍 بسطِ فرازهایی از گفتگو:
سرنگونی حکومت پهلوی، فروپاشی نظام کمونیستی در شوروی، براندازی سیستم منتسب به صدام و حزب بعث عراق، حذف القاعده از نظام سیاسی - اجتماعی افغانستان، سرنگونی حکومت های خودکامه در کشورهای شمال آفریقا، حذف داعش از جغرافیای سیاسی عراق و سوریه، مرگ یک بیمار ایدزی یا سرطانی و مرگ سلولهای ایمنی بدن یک موش توسط پاتوژنها(یا سلولهای بیگانه) همگی مثالهایی از سیستمهای بیماریاند که در طول زمان و طی چهار مرحله به فروپاشی، سرنگونی، حذف و مرگ رسیدهاند!
بر اساس مدل DLA یا تحلیل لایه لایهای مشکل در سیستمها(Difficulty Layer Analysis) که متعلق به پژوهشگر است، «مشکلات در همه این سیستمها طی پنج مرحله شکل میگیرند، رشد میکنند، به بلوغ میرسند و سپس به مرحله تکامل یافته تری فراجهش ناگهانی می یابند. این مراحل پنج گانه عبارتند از: الف) گلوگاه، ب) بحران، پ) نفوذ بیگانگان یا رخنه محرکهای بیرونی، ت) حاکمیت عدمقطعیتهای محیطی و چ) بنبستهای استراتژیک».
🍸⌛️الف) مرحله گلوگاه:
گلوگاه ساده ترین شکل بروز مشکل در هر سیستم است. گلوگاه جایی رخ میدهد که در برابر روند رو به جلوی فرایندهای کاری، صف یا انتظار ایجاد شود.
گلوگاه جایی رخ میدهد که: یا در برابر گردش اطلاعات، یا در برابر تغییر باورها و مدلهای ذهنی مردم و حاکمان یک جامعه، یا در برابر تغییر روشهای تصمیم گیری و اقدام دولتمردان و حاکمان، یا در برابر مطالبات عمومی و فرایند انتقال دانش نخبگان به دولتمردان و حاکمان، یا در برابر تغییر شرایط و قواعد بازی در سیاست، یا در برابر فرایند سرآمدسازی فرهنگ ها، یا در برابر بازآفرینی فرایندهای اداری، یا در برابر تغییر و چابک سازی ساختارهای معیوب سیاسی و حقوقی، یا در برابر به روزسازی فناوری های پیشرفته، یا در برابر جابجایی قدرت و یا در برابر چرخش نخبگان یک جامعه موانعی وجود داشته باشد!
در چنین شرایطی، این موانع نیز با ایجاد صف یا انتظار، فعالیتها و فرایندهای کاری را بطور موقت، متوقف می کنند. بروز گلوگاه در هر سیستمی، درونزا بوده(یعنی خاستگاه یا منشاء درونی داشته) و متاثر از عوامل یا علت های درون سیستمی است.
گلوگاه به چهار گونه قابل دسته بندی است:
گلوگاه یا از جنس مطالبات عمومی است(نوع 1)، یا از جنس ظرفیت های مدیریتی است(نوع 2)، یا از جنس روش های مدیریتی است(نوع 3) و یا از جنس هر سه مورد یادشده است(نوع 4). زمانی که گلوگاه نوع4، رخ میدهد راه حلی وجود نخواهد داشت! در این حالت «ماهیت سیستم» زیر سوال می رود و تراز مشکلات سیستم، از حد گلوگاه به سطحی با درجه پیچیدگی بالاتر تحت عنوان «بحران»، فراجهش ناگهانی خواهد یافت و سیستم با اَبَرچالش «اشباع شدگی» روبرو خواهد شد.
🔥ب) مرحله ی بحران:
مرحله بحران از چرخه ی حیات مشکل در یک سیستم، زمانی شکل می گیرد که یا منابع تخصیصی(دروندادها) به فرایندهای کاری، کمتر از هزینه های مصرفی باشد یا هزینه های مصرفی بیشتر از منابع تخصیصی باشد یا هردو مورد، خواسته یا ناخواسته باهم رخ دهند.
بحران، مرحله ی تکامل یافته ی «گلوگاه» است و بروز آن در هر سیستمی درونزا بوده و متاثر از عوامل و علتهای درون سیستمی است. بازیگران سیستم های سیاسی - اجتماعی لااُبالیپرور، با تولید و بازتولید رفتارهای تاخیری، سیستم را با انواع ابَرچالش های اشباع شدگی، ناکارآمدی، نامقبولی، فلج سیستمی، ضعف پیروی و فقدان مشروعیت روبرو می سازند!
در مرحله ی بحران، فساد افسارگسیخته سبب می شود توازن بین تخصیص منابع و مصارف سیستم بهم بخورد. در حالت بحران، صف ایجاد نمی شود بلکه «کلیت سیستم» بهم می خورد و سیستم از کار می افتد. در حالت بحران، سیستم بعنوان کل، تسلیم شرایط تحمیلی از سوی اجزای خودش(و نه دشمنان) می شود! در این شرایط «ماهیت سیستم» نیز زیر سوال میرود. یعنی، اجزاء آن بجای اینکه بصورت منظم و ساختارمند درجهت رسیدن به چشم اندازی منفرد و مشترک، همسو عمل کنند و اثر یکدیگر را تقویت کنند، درخلاف جهت هدف سیستم(چشمانداز ملی) و در خلاف جهت حرکت یکدیگر حرکت کرده و اثر یکدیگر را نیز خنثی می کنند!
ادامه👇👇
ادامه یادداشت:
انواع بحران:
بحران ها یا از جنس منابع اند(نوع 1)، یا از جنس هزینه اند(نوع 2)، یا از جنس سازوکار تخصیص منابع و مدل سیاستگذاری هزینه هایند(نوع 3) و یا از جنس هر سه مورد یادشده اند(نوع 4). درصورتی که در سیستمی بحران نوع4، رخ دهد راه حلی وجود نخواهد داشت! در این حالت تراز مشکلات سیستم، به سطح «نفوذ و رخنه بیگانگان»، و سپس سلطه ی محرک های بیرونی بر سیستم، فراجهشی ناگهانی خواهدداشت.
☎️ پ) مرحله نفوذ بیگانگان یا رخنه محرکهای بیرونی:
محرکهای بیرونی، متغیرهایی برونزا یا عوامل بیرون از سیستم هستند که بر روی فرهنگ، خلقیات، تصمیمها، اهداف، استراتژیها و برنامه های آن تاثیر میگذارند بطوریکه برای مدیران سیستم شناخته شده اند.
بعنوان مثال:
کارگردانان سیستم تاراج در نظام های سیاسی فاسد از طریق لابی های سیاسی، بازیگرانی از جنس خودشان را تحت عنوان وزیر یا دولتمَرد به درون دولت های رسمی روانه می کنند یا سازمانی غیررسمی را تحت عنوان «دولت در سایه» شکل می دهند تا از آن طریق بر روی تصمیم های رسمی دولتها تاثیر بگذارند!
انواع محرکهای بیرونی:
محرکهای بیرونی سه نوع اند: یا استاتیک اند(مانند کاشتن جاسوس در یک سیستم)، یا داینامیک اند(مانند کار گذاشتن سیستم شنود در اتاق یک سیاستمدار) یا ترکیبی اند(مانند: ایجاد سازمانی غیررسمی در یک تشکیلات رسمی)! در حالت ترکیبی، سیستم های بیمار توسط سازمانی غیررسمی از کار می افتد و به سمت و سویی هدایت میشود تا مغلوب یا تسلیم شرایطی شود که عدمقطعیتهایمحیطی،آنها را ایجاد کردهاند!
در این حالت نه تنها ماهیت و کلیت سیستم، بلکه «موجودیت سیستم» نیز زیر سوال رفته و زمینه را برای حاکمیت عدم قطعیت های محیطی فراهم می آورد. یعنی سکان رهبری و عنان مدیریتی سیستم ظاهرا در دستان رهبرانش است اما توان حل مساله از ایشان سلب شده و فرصت فکر کردن برای تحلیل و چاره اندیشی ندارند! در این شرایط؛ سیستم بصورت باری به هرجهتی «اداره» میشود اما «مدیریت» نمی شود!
⚡️ت) مرحله حاکمیت عدم قطعیت های محیطی:
عدم قطعیت ها مجموعه ای از عوامل ناشناخته ی برون سیستمی اند که در خلاف جهت بهبود یا دگرگونی مثبت در سیستم، سدسازی میکنند و بر روی فرهنگ، خلقیات، تصمیمها، اهداف، استراتژی ها و برنامه های آن تاثیر منفی میگذارند.
چند مثال:
آمریکا با اعمال تحریم های بین المللی علیه ایران و سپس با اعمال فشار بر کشورها و شرکت های بین المللی، اقتصاد ایران را در فاز گلوگاه و بحران نگاه می دارد!
رخ دادن زمین لرزه(بعنوان یک عدم قطعیت طبیعی) در تهران می تواند بر روی متغیرهای امنیت ملی ایران در ارومیه و زاهدان، تاثیری بس شگرف بگذارد! پدیده ی وارونگی هوا، زندگی روزانه ی کلان شهرها و شهرهای صنعتی را به تعطیلی می کشاند!
بمب گذاری در اماکن عمومی و حوادث تروریستی دیگر، ده ها شهروند عادی، نظامی و دانشمند ایرانی را به شهادت رسانده است.
انواع عدم قطعیت های محیطی:
عدم قطعیت های محیطی دو نوع اند: یا از نوع نمونه سازی(پروتوتایپینگ)اند، یعنی پیش تر نمونه ای مشابه آنها در همان سیستم یا سیستمی دیگر رخ داده، یا از نوع اکتشافی اند که دیسکاوری نیز خوانده می شوند. نوع اکتشافی نیز به دو گونه ی اولیه و پیشرفته قابل دسته بندی است.
چ) بن بست های استراتژیک:
در این مرحله، برای هیچیک از مشکلات چهارگانه سیستم که در بالا تشریح شد راه حلی وجود ندارد. در این مرحله، سیستم دچار فروپاشی یا فرا اُفت ناگهانی می شود!
📩 جمعبندی:
اگر دولتمردان و حاکمان ایران در زمان اکنون از حل ابَرچالش هایی چون بیکاری، خشکسالی، ترافیک و آلودگی هوا(در کلان شهرها)، هجوم ریزگردها، ویرانی های گسترده حاصل از زمین لرزه، آسیب های ناشی از سیل، اعتراضات مدنی، آشوب های خیابانی، تحریم ها، ترورها و حمله ی نظامی احتمالی کشورهای متخاصم عاجزند بدان دلیل استکه طی چهل سال گذشته تاکنون از طریق گماشتن افرادی غالبا کهنسال، سالخورده، فاقد تخصص و بی کفایت در جایگاه های کلیدی؛ به ایجاد گلوگاه و بحران در کشور دامن زده اند.
یعنی اگر فرایندهای مدیریتی کشور به سادگی تسلیم محرک های بیرونی و عدم قطعیت های محیطی می شود بدان دلیل استکه حضور دولتمردان و حاکمان غالبا سالخورده و ناکارآمد ایران بر مسند قدرت، در طول زمان و از طریق ایجاد ابَرچالش هایی از جنس گلوگاه و بحران، زمینه را برای نفوذ بیگانگان و حاکمیت عدم قطعیت ها فراهم کرده است! این درحالیست که هرگاه اعتراضی مدنی وَلو مسالمت آمیز توسط مردم و دانشجویان رخ می دهد، آنها نیز بی درنگ هر اعتراض و مطالبه ای را به متغیری برونزا به نام «دشمن» نسبت می دهند!
بخاطر بسپاریم که هرگاه انگشت تقصیر ناشی از بروز ابَرچالش ها در کشور را بسوی «دشمن» نشانه می رویم، سه تا از انگشتان مان را بسوی خودمان نشانه رفته ایم!
🇮🇷زنده باد توسعه - پاینده باد ایران و بیشینه باد غرور ملی ایرانیان🇮🇷
انواع بحران:
بحران ها یا از جنس منابع اند(نوع 1)، یا از جنس هزینه اند(نوع 2)، یا از جنس سازوکار تخصیص منابع و مدل سیاستگذاری هزینه هایند(نوع 3) و یا از جنس هر سه مورد یادشده اند(نوع 4). درصورتی که در سیستمی بحران نوع4، رخ دهد راه حلی وجود نخواهد داشت! در این حالت تراز مشکلات سیستم، به سطح «نفوذ و رخنه بیگانگان»، و سپس سلطه ی محرک های بیرونی بر سیستم، فراجهشی ناگهانی خواهدداشت.
☎️ پ) مرحله نفوذ بیگانگان یا رخنه محرکهای بیرونی:
محرکهای بیرونی، متغیرهایی برونزا یا عوامل بیرون از سیستم هستند که بر روی فرهنگ، خلقیات، تصمیمها، اهداف، استراتژیها و برنامه های آن تاثیر میگذارند بطوریکه برای مدیران سیستم شناخته شده اند.
بعنوان مثال:
کارگردانان سیستم تاراج در نظام های سیاسی فاسد از طریق لابی های سیاسی، بازیگرانی از جنس خودشان را تحت عنوان وزیر یا دولتمَرد به درون دولت های رسمی روانه می کنند یا سازمانی غیررسمی را تحت عنوان «دولت در سایه» شکل می دهند تا از آن طریق بر روی تصمیم های رسمی دولتها تاثیر بگذارند!
انواع محرکهای بیرونی:
محرکهای بیرونی سه نوع اند: یا استاتیک اند(مانند کاشتن جاسوس در یک سیستم)، یا داینامیک اند(مانند کار گذاشتن سیستم شنود در اتاق یک سیاستمدار) یا ترکیبی اند(مانند: ایجاد سازمانی غیررسمی در یک تشکیلات رسمی)! در حالت ترکیبی، سیستم های بیمار توسط سازمانی غیررسمی از کار می افتد و به سمت و سویی هدایت میشود تا مغلوب یا تسلیم شرایطی شود که عدمقطعیتهایمحیطی،آنها را ایجاد کردهاند!
در این حالت نه تنها ماهیت و کلیت سیستم، بلکه «موجودیت سیستم» نیز زیر سوال رفته و زمینه را برای حاکمیت عدم قطعیت های محیطی فراهم می آورد. یعنی سکان رهبری و عنان مدیریتی سیستم ظاهرا در دستان رهبرانش است اما توان حل مساله از ایشان سلب شده و فرصت فکر کردن برای تحلیل و چاره اندیشی ندارند! در این شرایط؛ سیستم بصورت باری به هرجهتی «اداره» میشود اما «مدیریت» نمی شود!
⚡️ت) مرحله حاکمیت عدم قطعیت های محیطی:
عدم قطعیت ها مجموعه ای از عوامل ناشناخته ی برون سیستمی اند که در خلاف جهت بهبود یا دگرگونی مثبت در سیستم، سدسازی میکنند و بر روی فرهنگ، خلقیات، تصمیمها، اهداف، استراتژی ها و برنامه های آن تاثیر منفی میگذارند.
چند مثال:
آمریکا با اعمال تحریم های بین المللی علیه ایران و سپس با اعمال فشار بر کشورها و شرکت های بین المللی، اقتصاد ایران را در فاز گلوگاه و بحران نگاه می دارد!
رخ دادن زمین لرزه(بعنوان یک عدم قطعیت طبیعی) در تهران می تواند بر روی متغیرهای امنیت ملی ایران در ارومیه و زاهدان، تاثیری بس شگرف بگذارد! پدیده ی وارونگی هوا، زندگی روزانه ی کلان شهرها و شهرهای صنعتی را به تعطیلی می کشاند!
بمب گذاری در اماکن عمومی و حوادث تروریستی دیگر، ده ها شهروند عادی، نظامی و دانشمند ایرانی را به شهادت رسانده است.
انواع عدم قطعیت های محیطی:
عدم قطعیت های محیطی دو نوع اند: یا از نوع نمونه سازی(پروتوتایپینگ)اند، یعنی پیش تر نمونه ای مشابه آنها در همان سیستم یا سیستمی دیگر رخ داده، یا از نوع اکتشافی اند که دیسکاوری نیز خوانده می شوند. نوع اکتشافی نیز به دو گونه ی اولیه و پیشرفته قابل دسته بندی است.
چ) بن بست های استراتژیک:
در این مرحله، برای هیچیک از مشکلات چهارگانه سیستم که در بالا تشریح شد راه حلی وجود ندارد. در این مرحله، سیستم دچار فروپاشی یا فرا اُفت ناگهانی می شود!
📩 جمعبندی:
اگر دولتمردان و حاکمان ایران در زمان اکنون از حل ابَرچالش هایی چون بیکاری، خشکسالی، ترافیک و آلودگی هوا(در کلان شهرها)، هجوم ریزگردها، ویرانی های گسترده حاصل از زمین لرزه، آسیب های ناشی از سیل، اعتراضات مدنی، آشوب های خیابانی، تحریم ها، ترورها و حمله ی نظامی احتمالی کشورهای متخاصم عاجزند بدان دلیل استکه طی چهل سال گذشته تاکنون از طریق گماشتن افرادی غالبا کهنسال، سالخورده، فاقد تخصص و بی کفایت در جایگاه های کلیدی؛ به ایجاد گلوگاه و بحران در کشور دامن زده اند.
یعنی اگر فرایندهای مدیریتی کشور به سادگی تسلیم محرک های بیرونی و عدم قطعیت های محیطی می شود بدان دلیل استکه حضور دولتمردان و حاکمان غالبا سالخورده و ناکارآمد ایران بر مسند قدرت، در طول زمان و از طریق ایجاد ابَرچالش هایی از جنس گلوگاه و بحران، زمینه را برای نفوذ بیگانگان و حاکمیت عدم قطعیت ها فراهم کرده است! این درحالیست که هرگاه اعتراضی مدنی وَلو مسالمت آمیز توسط مردم و دانشجویان رخ می دهد، آنها نیز بی درنگ هر اعتراض و مطالبه ای را به متغیری برونزا به نام «دشمن» نسبت می دهند!
بخاطر بسپاریم که هرگاه انگشت تقصیر ناشی از بروز ابَرچالش ها در کشور را بسوی «دشمن» نشانه می رویم، سه تا از انگشتان مان را بسوی خودمان نشانه رفته ایم!
🇮🇷زنده باد توسعه - پاینده باد ایران و بیشینه باد غرور ملی ایرانیان🇮🇷
🔊 در کانال "ایران و اَبرچالشهای آینده"، مسایل اساسی و چالشهای استراتژیک ایران با بهرهگیری از مدلهای ریاضی و به زبان ساده، مورد تحلیل و واکاوی قرار میگیرند.
🌀لينك كانال👇🏻
🇮🇷 @IranMetaChallenges
🌀لينك كانال👇🏻
🇮🇷 @IranMetaChallenges
انقلابهایی که توسط مردمانی با سطح بلوغ سیاسی-اجتماعی پایین رخ میدهد، انقلابیونش با تاخیرهای زمانی درقالب اپوزیسیونی ظاهر میشوندکه انگار راه حل برونرفت جامعه از بحران را یافته اند!
@IranMetaChallenges
@IranMetaChallenges
به نام خدا و ستوده باد دانایی
درود بر ملت ایران
✍ گزارشی از یک بازدید میدانی از جنگلها و منابع طبیعی در غرب مازندران
به دنبال تماسهای پیدرپی مردم غرب مازندران با دفتر ارتباط مردمی بنیاد توسعه پایدار ایران درخصوص زمینخواری و تجاوزهای گسترده به جنگلها و منابع طبیعی شهرستانهای کلاردشت، چالوس، عباسآباد، نوشهر، تنکابن و رامسر، در اولین زمان ممکن با دادستان مازندران و رئیس سازمان جنگلها تماس گرفتم.
مهندس آقایی - رئیس سازمان جنگلها نیز موضوع را با دکتر نوبخت - معاون امور جنگل خویش درمیان گذاشت. البته پیش از این، موضوع را با دکتر جهانگیری معاون اول دولت دوازدهم و مهندس اسلامی - استاندار مازندران نیز درمیان گذاشته بودم.
به پیشنهاد دادستان مازندران، دیداری حضوری نیز روز چهارشنبه ۲۱ام دیماه ۹۶ با آقای شیخ عباسی - دادستان چالوس در دفتر کار ایشان داشتم.
دکتر نوبخت نیز بهرغم اینکه در کنفرانسی در تهران و خارج از دفتر کارش(چالوس) حضور داشت، بیدرنگ با همراه من تماس گرفت.
قرار براین شد که به اتفاق ایشان و چند تن از مدیران ارشد آن سازمان بازدیدی میدانی و در عین حال نامحسوس از جنگلها، منابع طبیعی و عرصههای ملی در غرب مازندران داشته باشیم.
قرار بازدید ما شد: ساعت ۷ بامداد روز پنجشنبه، ۲۸ ام دیماه ۱۳۹۶. نقطه شروع بازدید را هم از روستای انگوران واقع در بخش مرزنآباد و در ۲۰ کیلومتریِ عمق جاده چالوس قرار دادیم که مدتی است مطمع نظر گروهی از زمینخواران و مدیران دولتی قرار گرفته است.
پس از انگوران عازم مناطقی از کلاردشت شامل: باندر، چِنِس، کلمه، اسپندکلا، پیقلعه و ...، شدیم که شواهد و قرائن میدانی نشان میداد؛ "مدیریت منابع طبیعی در غرب مازندران به کلی تعطیل است"!
بهرغم اینکه دکتر نوبخت(معاون سازمان جنگلها و نه معاون روحانی!) یکی از شریفترین مدیران دولتی در زمان اکنون کشورمان بهحساب میآید اما اینجانب به این نتیجه رسیدم؛ بررسی موضوعات مورد اشاره و حل معضل زمینخواری و تخلف مدیران دولتی از توان ایشان خارج است و بهزودی بایستی بازرسان قوه قضائیه، NGOها و رسانهها را بصورت بسیار گسترده در آن منطقه مستقر کرد.
شایان ذکر استکه با پیگیری بنیاد توسعه پایدار ایران در سالهای ۱۳۸۹ و ۱۳۹۰، طی چند مرحله، فرستادگان ویژهی رئیس مجلس هشتم و بازرسان ویژه از سوی رئیس قوه قضائیه در کلاردشت مستقر شده بودند و این پرونده بهعنوان بزرگترین پرونده زمینخواری ایران، همچنان در کمیسیون اصل نودم مجلس و سازمان بازرسی کل کشور باز است.
همچنین، صداوسیمای جمهوری اسلامی نیز با پیگیریهای بنیاد توسعه پایدار ایران در سوم و چهارم آبانماه ۱۳۹۰، گزارش پروندهی زمینخواری کلاردشت را به روی آنتن برده است.
نتیجه: در غرب مازندران، بدجوری شهر شلوغ است! ظاهرا این منطقه برای حفظ منابع طبیعیاش به یک کلانتر همهفن حریف نیاز دارد!
کوروش برارپور - کنشگر توسعه و فعال جامعه مدنی ایران
@IranMetaChallenges
درود بر ملت ایران
✍ گزارشی از یک بازدید میدانی از جنگلها و منابع طبیعی در غرب مازندران
به دنبال تماسهای پیدرپی مردم غرب مازندران با دفتر ارتباط مردمی بنیاد توسعه پایدار ایران درخصوص زمینخواری و تجاوزهای گسترده به جنگلها و منابع طبیعی شهرستانهای کلاردشت، چالوس، عباسآباد، نوشهر، تنکابن و رامسر، در اولین زمان ممکن با دادستان مازندران و رئیس سازمان جنگلها تماس گرفتم.
مهندس آقایی - رئیس سازمان جنگلها نیز موضوع را با دکتر نوبخت - معاون امور جنگل خویش درمیان گذاشت. البته پیش از این، موضوع را با دکتر جهانگیری معاون اول دولت دوازدهم و مهندس اسلامی - استاندار مازندران نیز درمیان گذاشته بودم.
به پیشنهاد دادستان مازندران، دیداری حضوری نیز روز چهارشنبه ۲۱ام دیماه ۹۶ با آقای شیخ عباسی - دادستان چالوس در دفتر کار ایشان داشتم.
دکتر نوبخت نیز بهرغم اینکه در کنفرانسی در تهران و خارج از دفتر کارش(چالوس) حضور داشت، بیدرنگ با همراه من تماس گرفت.
قرار براین شد که به اتفاق ایشان و چند تن از مدیران ارشد آن سازمان بازدیدی میدانی و در عین حال نامحسوس از جنگلها، منابع طبیعی و عرصههای ملی در غرب مازندران داشته باشیم.
قرار بازدید ما شد: ساعت ۷ بامداد روز پنجشنبه، ۲۸ ام دیماه ۱۳۹۶. نقطه شروع بازدید را هم از روستای انگوران واقع در بخش مرزنآباد و در ۲۰ کیلومتریِ عمق جاده چالوس قرار دادیم که مدتی است مطمع نظر گروهی از زمینخواران و مدیران دولتی قرار گرفته است.
پس از انگوران عازم مناطقی از کلاردشت شامل: باندر، چِنِس، کلمه، اسپندکلا، پیقلعه و ...، شدیم که شواهد و قرائن میدانی نشان میداد؛ "مدیریت منابع طبیعی در غرب مازندران به کلی تعطیل است"!
بهرغم اینکه دکتر نوبخت(معاون سازمان جنگلها و نه معاون روحانی!) یکی از شریفترین مدیران دولتی در زمان اکنون کشورمان بهحساب میآید اما اینجانب به این نتیجه رسیدم؛ بررسی موضوعات مورد اشاره و حل معضل زمینخواری و تخلف مدیران دولتی از توان ایشان خارج است و بهزودی بایستی بازرسان قوه قضائیه، NGOها و رسانهها را بصورت بسیار گسترده در آن منطقه مستقر کرد.
شایان ذکر استکه با پیگیری بنیاد توسعه پایدار ایران در سالهای ۱۳۸۹ و ۱۳۹۰، طی چند مرحله، فرستادگان ویژهی رئیس مجلس هشتم و بازرسان ویژه از سوی رئیس قوه قضائیه در کلاردشت مستقر شده بودند و این پرونده بهعنوان بزرگترین پرونده زمینخواری ایران، همچنان در کمیسیون اصل نودم مجلس و سازمان بازرسی کل کشور باز است.
همچنین، صداوسیمای جمهوری اسلامی نیز با پیگیریهای بنیاد توسعه پایدار ایران در سوم و چهارم آبانماه ۱۳۹۰، گزارش پروندهی زمینخواری کلاردشت را به روی آنتن برده است.
نتیجه: در غرب مازندران، بدجوری شهر شلوغ است! ظاهرا این منطقه برای حفظ منابع طبیعیاش به یک کلانتر همهفن حریف نیاز دارد!
کوروش برارپور - کنشگر توسعه و فعال جامعه مدنی ایران
@IranMetaChallenges
اعتراض گروهی از اهالی کُلِمه کلاردشت بهمدیران سازمان جنگلها بهدلیل نادیدهانگاری مسئولان اجرایی،قضایی و تقنینی ایران نسبت به تخریب گسترده جنگلهای هیرکانی درغرب مازندران. ۲۸دی۹۶
@IranMetaChallenges
@IranMetaChallenges
شنیده شدن شکایات اهالی دهکده انگوران از توابع مرزنآباد شهرستان چالوس توسط مدیران ارشد سازمان جنگلها و مدیرعامل بنیادتوسعه پایدار ایران درخصوص تحرکات معدنکاوی در آن روستا! ۲۸دی۹۶
@IranMetaChallenges
@IranMetaChallenges
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
فرصتطلبان معدنکاوی در انگوران مدعیاند باهدف ایجاد اشتغال برای اهالی، موضوع را پیگیری میکنند! اما این ویدئو بهخوبی، نقش اهالی انگوران را در تولیدناخالص ملی بهتصویر کشیده. ۲۸دی۹۶
@IranMetaChallenges
@IranMetaChallenges
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
"اَبَرچالش" اساسا به چه معناست؟
برای یافتن پاسخ پرسش بالا، پیشنهاد میشود ویدئو را ببینید!!😏
@IranMetaChallenges
برای یافتن پاسخ پرسش بالا، پیشنهاد میشود ویدئو را ببینید!!😏
@IranMetaChallenges
🔊 کانال "ایران و ابرچالشهای آینده"، بنا دارد تا برای نخستین بار در ایران، مباحث توسعه و مسایل ایران را از منظرهای جامعهشناسی، روانشناسی، مدیریت، علوم سیاسی و اقتصاد با تاکید بر کلانروندها و با بهرهگیری از مدلسازی سیستمی و شبیهسازی ریاضی مورد تحلیل، واکاوی و پیشبینی قرار دهد.
🌀لينك كانال👇🏻
🇮🇷 @IranMetaChallenges
🌀لينك كانال👇🏻
🇮🇷 @IranMetaChallenges
1d20180112203743p+989123138653
<unknown>
🌀گفت و شنید درباره اقتصاد سبز و انرژی تجدیدپذیر در سال ۲۰۳۰
📆 ۲۲ دیماه ۱۳۹۶
- دکتر کوروش برارپور
- مهندس وحید وحیدی مطلق
🇮🇷 @IranMetaChallenges
📆 ۲۲ دیماه ۱۳۹۶
- دکتر کوروش برارپور
- مهندس وحید وحیدی مطلق
🇮🇷 @IranMetaChallenges
🌀مدل مفهومیای که پویاییهای بین متغیرهای کلیدیِ دربرگیرندهی "اقتصاد سبز" و "انرژیهای پاک" را بصورت سیستمی نمایش میدهدایده و طراحی مدل از: وحید وحیدی مطلق(۱۳۹۶)
https://t.me/IranMetaChallenges/29
https://t.me/IranMetaChallenges/29
✍🏻واکنش یک کنشگر مدنی به عذرخواهی محمدرضا عارف از مردم ایران!
جناب آقای دکتر محمدرضا عارف - نماینده محترم مجلس شورای اسلامی: با درود و احترام
نامهی عذرخواهی جنابعالی از مردم ایران را خواندم. بهرغم اینکه برخی از سیاستپیشگان خطاکار ایرانی با نسبتدادن الفاظی رکیک به مردم نجیب کشورمان از گذشته پر از اشتباه خود دفاع میکنند، اقدام فروتنانهی شما را شایستهی ستایش میدانم. اما باعنایت بهاینکه معمولا بین گفتار سیاستپیشگان ایرانی و کردارشان شکافی عمیق وجود دارد، از اینروی، این اقدام حضرتعالی را از حد یک «ژست سیاسی» فراتر نمیدانم!
جنابعالی دانشآموختهی دانشگاه استنفورد و استاد تمام دانشگاه صنعتی شریف هستید و ریاست چندساله بر دانشگاه تهران نیز بر رزومه شما سنگینی میکند. بنابراین از حضرتعالی بعنوان یک چهره آکادمیک انتظار میرود، یادداشتتان برآمده از یک پژوهشِ دستکم پنجساله با موضوع «ارزیابی عملکرد چهل سالهی حاکمان نظام جمهوری اسلامی» باشد. اما مفاهیم غالبا کیفی و متون اغلب فازی و سرشار از ابهام نامهتان مبین این حقیقت استکه؛ «گویا یادداشتتان برآمده از تراوشات ذهنیِ فیالبداهه و خلقالساعهای است که بطور ناگهانی به مغزتان خطور کرده است»!
در واقع اینجانب بعنوان یکی از همان مردمی که ظاهرا جنابعالی بخاطر ضعف عملکردتان از آنها پوزش خواستهاید، انتظار داشتم بگویید:
"ای حاکمان ایران! ای روحانیون! ای مداحان! ای نظامیان! و ای همهی سالخوردگانی که چهل سال بر اریکهی قدرت در سرزمینی که روزی «کوروش بزرگ» بر آن حکم میرانده، تکیه زدهاید و هم اکنون با میانگین سنی کمابیش ۷۱ سال، حاضر نیستید سکان مدیریت و رهبری کشور را به نخبگان جوان بسپارید!
ای کسانی که ریشها را با تیغ و تیغها را از ریش میزنید! اینجانب با استناد به یافتههای برجستهترین دانشمندان و پژهشگران دنیا و بر اساس گزارشهای موسساتی چون فورچون دریافتهام: «مناسبترین سن برای مدیریت کلان یک کشور، سن بین سیوپنج تا پنجاه سال است»! پس بیایید با ایجاد یک «ائتلاف راهنما» در روز ۲۲بهمن ۱۳۹۶، با تاکید بر «ایجاد تغییر در قانون انتخابات کشور» که هم مقدمه و هم مقدم بر «ایجاد تغییر در قانون اساسی کشورمان» است، دست به تغییرات بنیادی در نظام جمهوری اسلامی بزنیم تا راه را برای ورود «نخبگان توسعهگرا و نامتعارفِ» ایرانزمین جهت در اختیارگیری سکان رهبری و مدیریت کشور هموار سازیم"!
البته ممکن است در این مسیر پرچالش، دست رد بر سینهتان زده شود! دراینصورت جنابعالی میتوانید موضوع را با مردم درمیان بگذارید تا کلیه شبهات مبنی بر اینکه «عارف مرد عمل نیست» مرتفع شود!
و نیز، از حضرتعالی انتظار میرفت در نامهتان، حاکمان غالبا سالخورده ایران را مورد خطاب قرارمیدادید و به آنها میفرمودید: "ای حاکمان همهجوره آزمودهشده، فرض کنید ازفردا بجای رئیسجمهور یا رئیس مجلس شورا یا رئیس مجلس خبرگان یا فلان آقا، یک قصاب یا یک بقال یا یک بنا یا یک نجار بر مسند قدرت بنشیند! چه اتفاق ناگواری از این بابت قرار است در کشور رخ دهد که تاکنون و طی این چهل سال رخ نداده است؟"!
از جنابعالی انتظار میرفت گزارههای زیر را از تریبون مجلس و در صحن علنی آن، چنین فریاد میزدید:
"ای کسانیکه ایران بخاطر عملکرد نداشتهی ما درگیر فساد سیستماتیک و سازمانیافته شده و هیچگونه ارادهای نیز برای حل ریشهای آن معضل وجود ندارد! اینجانب به اتفاق گروهی از برجستهترین صاحب نظران توسعه و متخصصان ایرانی و با استفاده از یکی از مدلهای تعالیبخش، «عملکرد حاکمان» و «کارکرد نظام جمهوری اسلامی ایران» را اندازهگیری کردهام که متاسفانه و در کمال شرمندگی، هم مقدار عددی عملکرد ما و هم مقدار عددی کارکرد نظام، بسیار ناچیز و در حد «میکرون» پایش شدهاست"!
در واقع، اینجانب بعنوان فردی از جمعیت ۸۰ میلیونی ایران که در نامهتان آنها را مورد خطاب قرار دادهاید انتظار داشتم، آنچنان با دقت و با عدد و رقم و با استناد به اسناد علمی منتشر شده در اجتماعات علمی و معتبر بینالمللی با مردم ایران سخن میگفتید و حاکمان و دولتمردان ناکارآمد ایران را به چالش میکشیدید که پایهگذار «عقل محاسب» در ایران میشدید! و شدت تاثیرگذاری این اقدام دگرگونسازتان بگونهای میبود که «عقل محاسب» را جایگزین «عقل کاسب» میکرد. و نیز «انقلاب اندازهگیری(در عملکرد)»، در عرصهی کشورداری ایران را جایگزین تفکر از رده خارج شدهی «انقلابیگری»، بعنوان میراث منسوخ قرن بیستم(و پیش از آن) میکردید.
کمترین ملت ایران و مشاور پیشین شما در انتخابات ریاستجمهوری۱۳۹۲: کوروشبرارپور–پژوهشگر آزاد(و بیطرف) و کنشگر جامعهمدنی ایران
تهران-قلهتوچال: پنجشنبه، نوزدهم بهمنماه ۱۳۹۶خورشیدی
زندهباد توسعه-پایندهباد ایران و بیشینه باد غرورملی ایرانیان
🇮🇷 @IranMetaChallenges
yon.ir/ISDF11
جناب آقای دکتر محمدرضا عارف - نماینده محترم مجلس شورای اسلامی: با درود و احترام
نامهی عذرخواهی جنابعالی از مردم ایران را خواندم. بهرغم اینکه برخی از سیاستپیشگان خطاکار ایرانی با نسبتدادن الفاظی رکیک به مردم نجیب کشورمان از گذشته پر از اشتباه خود دفاع میکنند، اقدام فروتنانهی شما را شایستهی ستایش میدانم. اما باعنایت بهاینکه معمولا بین گفتار سیاستپیشگان ایرانی و کردارشان شکافی عمیق وجود دارد، از اینروی، این اقدام حضرتعالی را از حد یک «ژست سیاسی» فراتر نمیدانم!
جنابعالی دانشآموختهی دانشگاه استنفورد و استاد تمام دانشگاه صنعتی شریف هستید و ریاست چندساله بر دانشگاه تهران نیز بر رزومه شما سنگینی میکند. بنابراین از حضرتعالی بعنوان یک چهره آکادمیک انتظار میرود، یادداشتتان برآمده از یک پژوهشِ دستکم پنجساله با موضوع «ارزیابی عملکرد چهل سالهی حاکمان نظام جمهوری اسلامی» باشد. اما مفاهیم غالبا کیفی و متون اغلب فازی و سرشار از ابهام نامهتان مبین این حقیقت استکه؛ «گویا یادداشتتان برآمده از تراوشات ذهنیِ فیالبداهه و خلقالساعهای است که بطور ناگهانی به مغزتان خطور کرده است»!
در واقع اینجانب بعنوان یکی از همان مردمی که ظاهرا جنابعالی بخاطر ضعف عملکردتان از آنها پوزش خواستهاید، انتظار داشتم بگویید:
"ای حاکمان ایران! ای روحانیون! ای مداحان! ای نظامیان! و ای همهی سالخوردگانی که چهل سال بر اریکهی قدرت در سرزمینی که روزی «کوروش بزرگ» بر آن حکم میرانده، تکیه زدهاید و هم اکنون با میانگین سنی کمابیش ۷۱ سال، حاضر نیستید سکان مدیریت و رهبری کشور را به نخبگان جوان بسپارید!
ای کسانی که ریشها را با تیغ و تیغها را از ریش میزنید! اینجانب با استناد به یافتههای برجستهترین دانشمندان و پژهشگران دنیا و بر اساس گزارشهای موسساتی چون فورچون دریافتهام: «مناسبترین سن برای مدیریت کلان یک کشور، سن بین سیوپنج تا پنجاه سال است»! پس بیایید با ایجاد یک «ائتلاف راهنما» در روز ۲۲بهمن ۱۳۹۶، با تاکید بر «ایجاد تغییر در قانون انتخابات کشور» که هم مقدمه و هم مقدم بر «ایجاد تغییر در قانون اساسی کشورمان» است، دست به تغییرات بنیادی در نظام جمهوری اسلامی بزنیم تا راه را برای ورود «نخبگان توسعهگرا و نامتعارفِ» ایرانزمین جهت در اختیارگیری سکان رهبری و مدیریت کشور هموار سازیم"!
البته ممکن است در این مسیر پرچالش، دست رد بر سینهتان زده شود! دراینصورت جنابعالی میتوانید موضوع را با مردم درمیان بگذارید تا کلیه شبهات مبنی بر اینکه «عارف مرد عمل نیست» مرتفع شود!
و نیز، از حضرتعالی انتظار میرفت در نامهتان، حاکمان غالبا سالخورده ایران را مورد خطاب قرارمیدادید و به آنها میفرمودید: "ای حاکمان همهجوره آزمودهشده، فرض کنید ازفردا بجای رئیسجمهور یا رئیس مجلس شورا یا رئیس مجلس خبرگان یا فلان آقا، یک قصاب یا یک بقال یا یک بنا یا یک نجار بر مسند قدرت بنشیند! چه اتفاق ناگواری از این بابت قرار است در کشور رخ دهد که تاکنون و طی این چهل سال رخ نداده است؟"!
از جنابعالی انتظار میرفت گزارههای زیر را از تریبون مجلس و در صحن علنی آن، چنین فریاد میزدید:
"ای کسانیکه ایران بخاطر عملکرد نداشتهی ما درگیر فساد سیستماتیک و سازمانیافته شده و هیچگونه ارادهای نیز برای حل ریشهای آن معضل وجود ندارد! اینجانب به اتفاق گروهی از برجستهترین صاحب نظران توسعه و متخصصان ایرانی و با استفاده از یکی از مدلهای تعالیبخش، «عملکرد حاکمان» و «کارکرد نظام جمهوری اسلامی ایران» را اندازهگیری کردهام که متاسفانه و در کمال شرمندگی، هم مقدار عددی عملکرد ما و هم مقدار عددی کارکرد نظام، بسیار ناچیز و در حد «میکرون» پایش شدهاست"!
در واقع، اینجانب بعنوان فردی از جمعیت ۸۰ میلیونی ایران که در نامهتان آنها را مورد خطاب قرار دادهاید انتظار داشتم، آنچنان با دقت و با عدد و رقم و با استناد به اسناد علمی منتشر شده در اجتماعات علمی و معتبر بینالمللی با مردم ایران سخن میگفتید و حاکمان و دولتمردان ناکارآمد ایران را به چالش میکشیدید که پایهگذار «عقل محاسب» در ایران میشدید! و شدت تاثیرگذاری این اقدام دگرگونسازتان بگونهای میبود که «عقل محاسب» را جایگزین «عقل کاسب» میکرد. و نیز «انقلاب اندازهگیری(در عملکرد)»، در عرصهی کشورداری ایران را جایگزین تفکر از رده خارج شدهی «انقلابیگری»، بعنوان میراث منسوخ قرن بیستم(و پیش از آن) میکردید.
کمترین ملت ایران و مشاور پیشین شما در انتخابات ریاستجمهوری۱۳۹۲: کوروشبرارپور–پژوهشگر آزاد(و بیطرف) و کنشگر جامعهمدنی ایران
تهران-قلهتوچال: پنجشنبه، نوزدهم بهمنماه ۱۳۹۶خورشیدی
زندهباد توسعه-پایندهباد ایران و بیشینه باد غرورملی ایرانیان
🇮🇷 @IranMetaChallenges
yon.ir/ISDF11
واکنش یک کنشگر مدنی به «عذرخواهی دکتر محمدرضا عارف از مردم ایران» را در کانال «ایران و اَبَرچالشهای آینده» بخوانید و درصورت تمایل برای دیگران فوروارد کنید.👇🏻👇🏻
https://t.me/IranMetaChallenges/31
https://t.me/IranMetaChallenges/31
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
⚠️ دفن ناقص زباله در جنگلهای محور کلاردشت به عباسآباد(مازندران) توسط شهرداری عباسآباد
🎥 ارسال ویدئو: شهروندی از کلاردشت
#محيط_زيست
@IranMetaChallenges
🎥 ارسال ویدئو: شهروندی از کلاردشت
#محيط_زيست
@IranMetaChallenges
⚜️به نام خدا و ستوده باد دانایی⚜️
♦️اطلاعیه♦️
درود بر ملت ایران
به آگاهی میرساند؛ یکی از کارکردهای کانال تلگرامیِ «ایران و ابرچالشهای آینده» علاوه بر ماموریت پیامرسانیاش، شنیدهشدن صدای مردم نجیب کشورمان و انتقال بیدرنگ آن به مسئولان ارشد نظام و تلاش برای دریافت پاسخ مناسب از آنهاست. بنابراین پیشنهاد میشود درصورت علاقمندی، گزارشهای متنی و تصویری خود از سطح جامعه(از هرجای ایرانزمین) را برای ما ارسال بفرمایید تا در کوتاهترین زمان ممکن پیگیری شود.
گزارشهای ارسالی میتواند شامل موارد زیر باشد:
۱. مسایل مرتبط با طبیعت و تخریبهای محیطزیستی
۲. رویدادهای مثبت فرهنگی و آسیبهای اجتماعی
۳. رویدادهای سیاسی و تحولات اقتصادی
۴. رویدادهای مرتبط با موانع رشد و محرکهای توسعهی علم و فناوری
۴. دیگر رویدادهای مرتبط با مباحث توسعه پایدار و مسایل ایران در سراسر ایران
با سپاس و احترام
@IranMetaChallenges
♦️اطلاعیه♦️
درود بر ملت ایران
به آگاهی میرساند؛ یکی از کارکردهای کانال تلگرامیِ «ایران و ابرچالشهای آینده» علاوه بر ماموریت پیامرسانیاش، شنیدهشدن صدای مردم نجیب کشورمان و انتقال بیدرنگ آن به مسئولان ارشد نظام و تلاش برای دریافت پاسخ مناسب از آنهاست. بنابراین پیشنهاد میشود درصورت علاقمندی، گزارشهای متنی و تصویری خود از سطح جامعه(از هرجای ایرانزمین) را برای ما ارسال بفرمایید تا در کوتاهترین زمان ممکن پیگیری شود.
گزارشهای ارسالی میتواند شامل موارد زیر باشد:
۱. مسایل مرتبط با طبیعت و تخریبهای محیطزیستی
۲. رویدادهای مثبت فرهنگی و آسیبهای اجتماعی
۳. رویدادهای سیاسی و تحولات اقتصادی
۴. رویدادهای مرتبط با موانع رشد و محرکهای توسعهی علم و فناوری
۴. دیگر رویدادهای مرتبط با مباحث توسعه پایدار و مسایل ایران در سراسر ایران
با سپاس و احترام
@IranMetaChallenges
❓ضریبِ هوشی ایرانیان چقدر است؟ آیا سیاسیزادگان ایرانی در مقایسه با دیگر جوانان کشورمان از ژنی خوبتر برخوردارند؟!
✍ کوروش برارپور – پژوهشگر آزاد(و بیطرف) و کنشگر جامعه مدنی ایران
📚 مبانی نظری:
ریچارد لین و گرهارد میشنبرگ، پژوهشی اصیل را با هدف سنجش ضریبِ هوشیِ(IQ) یکصد و هشت ملیت از سراسر جهان انجام دادهاند. عصارهی این پژوهش نیز در قالب مقالهای باعنوان: «هوشِ عقلانیِ ملیِ محاسبه و رواییشده برای ۱۰۸ ملیت»، در مجلهی هوش بهچاپ رسیدهاست.
بر اساس یافتههای این دو پژوهشگر، میانگینِ هوش یا ضریبِ هوشی ایرانیان ۸۴ است(این شاخص میتواند بالاتر از ۱۰۰ نیز باشد)! این درحالیستکه این شاخص برای دو رقیب منطقهای ما یعنی ترکیه و عمان، به ترتیب ۹۰ و ۸۵ است. همچنین، با بقیه کشورهای منطقه(چون عربستان: ۸۰، قطر: ۸۳ و ....) که اغلب ما ایرانیان آنها را بادیهنشین و کمهوش میانگاریم، تفاوت چندانی نداریم!
@IranMetaChallenges
از سوی دیگر، شاخص یادشده برای کشورهای زردنژادی چون چین، هنگ کنگ، سینگاپور و تایوان که ظاهرا به دلیل داشتن چشمانی بادامی آنها را نیز کمهوش میانگاریم، ۱۰۵ و ۱۰۸ به بالاست!
🤛 ابطال ادعایی از سیاسیزادگان غالبا کمهوش ایرانی:
در رابطه با برآورد میانگین هوش ملیتهای گوناگون، اصلی وجود دارد باعنوان: «میلِ روند به سمت میانگین». یعنی مقدار عددیِ هوشِ عقلانیِ افرادِ متعلق به هر نسل در هر جامعه، به سمت میانگین هوش ملیِ نسلهای موجود(مجموع سه نسل) در آن جامعه میل میکند!
🔍 موردکاوی:
فرض شود یک سیاستپیشهی ایرانی و همسرش از ضریب هوشی ۱۱۰ برخوردار باشند! دراینصورت، فرزندان آنها هیچگاه از ضریب هوشیِ ۱۱۰ یا بیش از آن برخوردار نخواهند بود، حتی اگر درطول تمام دوران تحصیلشان شاگرد اول بوده باشند! زیرا حد هوش نسل بعدی(یعنی فرزندان آنها) به سمت میانگین هوش ملیِ ایرانیان یعنی ۸۴، میل خواهد کرد.
@IranMetaChallenges
بنابراین ادعای برخی از سیاسیزادگان ایرانی مبنی بر اینکه حاوی هوش یا حامل ژن خوبتر هستند(!) ادعایی پوچ و بیاساس است.
بهسخنی دیگر و بر اساس یافتههای لین و میشنبرگ، عامل ژن یا وراثت بهتنهایی نمیتواند تعیینکنندهی ضریب هوشیِ افراد باشد بلکه محیطی که افراد در آن آموزش میبینند و اندرکنشهایی که ایشان با افرادی با ضرایب هوشی بالا یا پایینتر از خودشان دارند نیز در میزان انباشت یا کاهش هوش آنها دخیلاند.
📩 جمعبندی
پرسش: آیا غالبِ سیاستپیشگان ایرانی باهوشاند؟
پاسخ: خیر!
اگر جامعه کمابیش ۸۰ میلیون نفری ایران را به مثابه یک بانک ژن یا استخری از ژن که حاوی یا حامل کمابیش ۸۰ میلیون ژن است در نظر بگیریم، برداشت هر ژنِ با کیفیت از آن، موجب کاهش میانگین کیفیت ژنهای باقیمانده خواهد شد.
@IranMetaChallenges
بنابراین، خروج و یا فرار سالانه حدود ۱۵۰هزار نفر از باکیفیتترین مغزهای ایران به کشورهای توسعهیافته، تنها بهمعنای کاهش تدریجی میانگین هوش ملی ایرانیان نیست بلکه پس از چند نسل، منجر به تخلیهی جامعه ایران از ژنهای ناب نیز خواهد شد. همان ژنهای ناب و نداشتهای که فرزندان سیاستپیشگان غالبا ناکارآمد ایران، آنرا به خود نسبت میدهند!
بر این اساس، مهاجرت هوشهای سرآمد از کشورمان به کشورهای توسعهیافته و عدم چرخش نخبگان پس از هر چرخش سیاسی در سپهر سیاسی ایران، موجب پایین آمدن میانگین انباشت هوش یا ضریب هوشیِ سیاستپیشگان ایرانی و فرزندانشان نیز میشود!
@IranMetaChallenges
در واقع، اگر بستن راه ورود نخبگان ایرانی به عرصههای تصمیمگیریهای کلان توسط سیاستپیشگان غالبا کمهوش و سالخوردهی ایرانی را «زرنگی» بنامیم، پدیدهی «زرنگی» خود، نوعی واکنش ایستا در برابر کمبود هوش در آنهاست.
در واقع سیاستمداران زرنگی که مدارک علمی، مدارج آکادمیک و پستهای سیاسیشان را با رانت و پول و رابطه و خفهکردن دیگران کسب میکنند و در فرایند تصميمگیریهای کلان کشور، نیاز به نخبگان را احساس نمیکنند، افرادی کمهوشاند و نه باهوش! زیرا این «کمهوشهای زرنگ» اگر صاحب هوش بودند، مدارک و مدارج خود را با تلاش و زحمتهای آبرومندانه و با تکیه بر جوهرهی هوشیشان بهدست میآوردند و نه با رانت و پول و رابطه و خفهکردن دیگران!
🇮🇷زندهباد توسعه – پاینده باد ایران و بیشینه باد غرور ملی ایرانیان🇮🇷
@IranMetaChallenges
✍ کوروش برارپور – پژوهشگر آزاد(و بیطرف) و کنشگر جامعه مدنی ایران
📚 مبانی نظری:
ریچارد لین و گرهارد میشنبرگ، پژوهشی اصیل را با هدف سنجش ضریبِ هوشیِ(IQ) یکصد و هشت ملیت از سراسر جهان انجام دادهاند. عصارهی این پژوهش نیز در قالب مقالهای باعنوان: «هوشِ عقلانیِ ملیِ محاسبه و رواییشده برای ۱۰۸ ملیت»، در مجلهی هوش بهچاپ رسیدهاست.
بر اساس یافتههای این دو پژوهشگر، میانگینِ هوش یا ضریبِ هوشی ایرانیان ۸۴ است(این شاخص میتواند بالاتر از ۱۰۰ نیز باشد)! این درحالیستکه این شاخص برای دو رقیب منطقهای ما یعنی ترکیه و عمان، به ترتیب ۹۰ و ۸۵ است. همچنین، با بقیه کشورهای منطقه(چون عربستان: ۸۰، قطر: ۸۳ و ....) که اغلب ما ایرانیان آنها را بادیهنشین و کمهوش میانگاریم، تفاوت چندانی نداریم!
@IranMetaChallenges
از سوی دیگر، شاخص یادشده برای کشورهای زردنژادی چون چین، هنگ کنگ، سینگاپور و تایوان که ظاهرا به دلیل داشتن چشمانی بادامی آنها را نیز کمهوش میانگاریم، ۱۰۵ و ۱۰۸ به بالاست!
🤛 ابطال ادعایی از سیاسیزادگان غالبا کمهوش ایرانی:
در رابطه با برآورد میانگین هوش ملیتهای گوناگون، اصلی وجود دارد باعنوان: «میلِ روند به سمت میانگین». یعنی مقدار عددیِ هوشِ عقلانیِ افرادِ متعلق به هر نسل در هر جامعه، به سمت میانگین هوش ملیِ نسلهای موجود(مجموع سه نسل) در آن جامعه میل میکند!
🔍 موردکاوی:
فرض شود یک سیاستپیشهی ایرانی و همسرش از ضریب هوشی ۱۱۰ برخوردار باشند! دراینصورت، فرزندان آنها هیچگاه از ضریب هوشیِ ۱۱۰ یا بیش از آن برخوردار نخواهند بود، حتی اگر درطول تمام دوران تحصیلشان شاگرد اول بوده باشند! زیرا حد هوش نسل بعدی(یعنی فرزندان آنها) به سمت میانگین هوش ملیِ ایرانیان یعنی ۸۴، میل خواهد کرد.
@IranMetaChallenges
بنابراین ادعای برخی از سیاسیزادگان ایرانی مبنی بر اینکه حاوی هوش یا حامل ژن خوبتر هستند(!) ادعایی پوچ و بیاساس است.
بهسخنی دیگر و بر اساس یافتههای لین و میشنبرگ، عامل ژن یا وراثت بهتنهایی نمیتواند تعیینکنندهی ضریب هوشیِ افراد باشد بلکه محیطی که افراد در آن آموزش میبینند و اندرکنشهایی که ایشان با افرادی با ضرایب هوشی بالا یا پایینتر از خودشان دارند نیز در میزان انباشت یا کاهش هوش آنها دخیلاند.
📩 جمعبندی
پرسش: آیا غالبِ سیاستپیشگان ایرانی باهوشاند؟
پاسخ: خیر!
اگر جامعه کمابیش ۸۰ میلیون نفری ایران را به مثابه یک بانک ژن یا استخری از ژن که حاوی یا حامل کمابیش ۸۰ میلیون ژن است در نظر بگیریم، برداشت هر ژنِ با کیفیت از آن، موجب کاهش میانگین کیفیت ژنهای باقیمانده خواهد شد.
@IranMetaChallenges
بنابراین، خروج و یا فرار سالانه حدود ۱۵۰هزار نفر از باکیفیتترین مغزهای ایران به کشورهای توسعهیافته، تنها بهمعنای کاهش تدریجی میانگین هوش ملی ایرانیان نیست بلکه پس از چند نسل، منجر به تخلیهی جامعه ایران از ژنهای ناب نیز خواهد شد. همان ژنهای ناب و نداشتهای که فرزندان سیاستپیشگان غالبا ناکارآمد ایران، آنرا به خود نسبت میدهند!
بر این اساس، مهاجرت هوشهای سرآمد از کشورمان به کشورهای توسعهیافته و عدم چرخش نخبگان پس از هر چرخش سیاسی در سپهر سیاسی ایران، موجب پایین آمدن میانگین انباشت هوش یا ضریب هوشیِ سیاستپیشگان ایرانی و فرزندانشان نیز میشود!
@IranMetaChallenges
در واقع، اگر بستن راه ورود نخبگان ایرانی به عرصههای تصمیمگیریهای کلان توسط سیاستپیشگان غالبا کمهوش و سالخوردهی ایرانی را «زرنگی» بنامیم، پدیدهی «زرنگی» خود، نوعی واکنش ایستا در برابر کمبود هوش در آنهاست.
در واقع سیاستمداران زرنگی که مدارک علمی، مدارج آکادمیک و پستهای سیاسیشان را با رانت و پول و رابطه و خفهکردن دیگران کسب میکنند و در فرایند تصميمگیریهای کلان کشور، نیاز به نخبگان را احساس نمیکنند، افرادی کمهوشاند و نه باهوش! زیرا این «کمهوشهای زرنگ» اگر صاحب هوش بودند، مدارک و مدارج خود را با تلاش و زحمتهای آبرومندانه و با تکیه بر جوهرهی هوشیشان بهدست میآوردند و نه با رانت و پول و رابطه و خفهکردن دیگران!
🇮🇷زندهباد توسعه – پاینده باد ایران و بیشینه باد غرور ملی ایرانیان🇮🇷
@IranMetaChallenges
‼️ نقش نوابغ و هوشهای ناب در توسعهی ملل!
✍️ بهنگارش:شهرام یزدانی
👈 اشاره:
اعلام میانگین ضریبهوشیِ۸۴ برای ایرانیها، سبب شگفتی بسیاری از نخبگان ایران شد. عدهای با انکار این آمار درصدد اعتراض به آن برآمدهاند، اما برای نگارنده، این آمار هیچگونه جای تعجبی ندارد. زیرا این موضوع را در ۱۳۷۹ در سخنرانیای در سازمان مدیریت و برنامهریزی تحت عنوان نظریه «ترقیق هوشی» پیشبینی کردهبود. در این نوشتار به اختصار علل افت میانگین ضریبهوشی ایرانیان بررسی خواهد شد و سپس به ارایه راهکارهای مقابله با این رخداد تلخ پرداخته میشود.
🤔 ضریبهوشی چیست؟
ضریب هوشی، نسبتی استکه از تقسیم سن عقلی بر سن تقویمی ضرب در صد بهدست میآید. اگر سن عقلی با سن تقویمی یکسان باشد، ضریبهوشی برابر با صد میشود. اما در برخی مواقع در بعضی افراد سن عقلی بیشتر میشود که این فرد، هوشی بیش از دیگران دارد.
برای بهدست آوردن سن عقلی راههای زیادی وجود دارد و معمولا کارشناسان از تستهای خاصی استفاده میکنند که جنبههای مختلفی مانند تشخیص الگوها، قدرت حافظه کوتاهمدت، استفاده فرد از واژهها، سرعت محاسبه فرد، درک روابط یا جبر، اطلاعات عمومی، محاسبات ریاضی، درک فضایی، منطق و املا را ارزیابی میکند.
بدینترتیب دستیابی به میانگین ضریبهوشی بالاتر، یکی از ابزارها و بهطور همزمان یکی از دستاوردهای مهم توسعه محسوب میشود.
👥 ضریب هوشی ملل:
مطالعات فراوانی روی تفاوت میانگین ضریبهوشی ملتها در کشورهای گوناگون صورت گرفتهاست.
میانگین ضریبهوشی آمریکاییها و انگلیسیها حدود ۱۰۰ است. این عدد برای شهروندان ژاپنی، چینی، کرهای، هنگ کنگی و تایوانی کمابیش ۱۰۵ و برای ترکیه، کشورهای خاورمیانه و جنوب آسیا بین ۷۸ تا ۹۰ و برای کشورهای آفریقاییِ پایینتر از صحرای آفریقا بین ۶۵ تا ۷۵ است.
در اینمیان ایران با میانگین ضریبهوشیِ ۸۴، رتبه ۹۷ را بین ۱۸۵ کشور جهان داراست.
اما هنگامی که با تفاوت میانگین ضریبهوشی میان دو کشور یا دو نژاد روبرو میشویم قایلشدن به تفاوت ژنتیکی، به نوعی به معنای وجود نژادهای متفاوت است.
👨💼نقش محیط:
جدای از عوامل ژنتیکی، عوامل محیطی گوناگونی روی ضریبهوشی ملتها تاثیر میگذارند: وضعیت تغذیهای بویژه در دوران کودکی، استرسها و تروماهای روانی، فقر عاطفی و ارتباطی، و کمیت و کیفیت تحصیلات همگی بر ضریبهوشی تاثیر میگذارند.
🚸تاثیر فرار مغزها:
مهاجرت نخبگانِ دارای ضریبهوشی بالا
اثری مخرب بر توسعه ملل میگذارد. بدیهی استکه بار توسعه و پیشرفت جوامع بر دوش نخبگان و دانشمندان هر جامعه است. حال زمانیکه نخبگان یک جامعه آن را ترک میکنند، نه تنها خروج آنها مستقیماً جامعه را متاثر میکند، بلکه در درازمدت، ذخیره ژنتیکی کشور متبوعشان را نیز فقیرتر میکند و در نسلهای آتی، روند انتقال ضرایب بالای هوشی به «نسلهای آینده» با اختلال مواجه میشود.
🔍 مورد اسکاتلند:
مهاجرت نخبگان در مورد کشور اسکاتلند طی بیش از نیم قرن بهدقت مطالعه شده است. از اوایل قرن بیستم، هر ساله تعداد زیادی از افراد تحصیلکردهی اسکاتلندی به انگلستان مهاجرت میکنند. درصد میانگین مهاجرت سالانه تحصیلکردگان دانشگاهی از اسکاتلند به انگلستان، ۱۷/۲درصد و میانگین ضریبهوشی این مهاجران ۱۰۸/۱ میباشد.
این موضوع سبب شده تا میانگین ضریبهوشی اسکاتلندیها به طور میانگین در هر نسل یک امتیاز نسبت به نسل پیش کاهش یابد و اسکاتلندیها در نیمههای سده بیستم، به کمهوشترین ملت اروپایی(با میانگین ضریبهوشی ۹۷) تبدیل شدند.
🔍مورد ایران:
بر اساس آمار صندوق بینالمللی پول، ایران با ضریب مهاجرت ۱۵درصد، رتبه نخست را در میان ۶۱ کشور توسعهنیافته و درحال توسعه دارا میباشد و میتوان تخمین زد که در سهدهه اخیر، دستکم سه واحد از میانگین ضریبهوشی ایرانیها تنها بهسبب مهاجرت، کاهش یافتهاست.
📩 جمعبندی:
مهاجرت نخبگان تنها سبب کاهش میانگین ضریبهوشی ملل نمیشود، بلکه کشورهای مبداء مهاجرت را از نوابغ تهی میسازد!
با نگاهی به فهرست اسامی نوابغی چون: لئوناردو داوینچی(ضریبهوشی۲۲۰)، گوته(۲۱۰)، پاسکال(۱۹۵)، نیوتن(۱۹۰)، لاپلاس(۱۹۰)، ولتر(۱۹۰)، دکارت(۱۸۵)، گالیله(۱۸۵)، کانت(۱۷۵)، داروین(۱۶۵)، موزارت(۱۶۵)، بیلگیتس(۱۶۹)، کوپرنیک(۱۶۰) و اینشتین(۱۶۰) به سادگی درمییابیم که توسعه دانش بشر درطول تاریخ، بیش از هرچیز مرهون تلاشهای افراد نابغه است. نوابغ همان کسانی هستند که توان حل پیچیدهترین مشکلات یک جامعه را دارا میباشند و مسئولیت راهبری علمی و اجرایی کشورها را در وضعیتهای بحرانی بر عهده دارند.
تاثیر نوابغ روی توسعه جوامع بهحدی استکه میتوان عبارت معروف «ملتی که قهرمان ندارد، هیچچیز ندارد» را جایگزین عبارت «ملتی که نابغه ندارد، هیچچیز ندارد» کرد.
🔶 ویرایش:«کانال ایران و ابرچالشهای آینده»
@IranMetaChallenges
✍️ بهنگارش:شهرام یزدانی
👈 اشاره:
اعلام میانگین ضریبهوشیِ۸۴ برای ایرانیها، سبب شگفتی بسیاری از نخبگان ایران شد. عدهای با انکار این آمار درصدد اعتراض به آن برآمدهاند، اما برای نگارنده، این آمار هیچگونه جای تعجبی ندارد. زیرا این موضوع را در ۱۳۷۹ در سخنرانیای در سازمان مدیریت و برنامهریزی تحت عنوان نظریه «ترقیق هوشی» پیشبینی کردهبود. در این نوشتار به اختصار علل افت میانگین ضریبهوشی ایرانیان بررسی خواهد شد و سپس به ارایه راهکارهای مقابله با این رخداد تلخ پرداخته میشود.
🤔 ضریبهوشی چیست؟
ضریب هوشی، نسبتی استکه از تقسیم سن عقلی بر سن تقویمی ضرب در صد بهدست میآید. اگر سن عقلی با سن تقویمی یکسان باشد، ضریبهوشی برابر با صد میشود. اما در برخی مواقع در بعضی افراد سن عقلی بیشتر میشود که این فرد، هوشی بیش از دیگران دارد.
برای بهدست آوردن سن عقلی راههای زیادی وجود دارد و معمولا کارشناسان از تستهای خاصی استفاده میکنند که جنبههای مختلفی مانند تشخیص الگوها، قدرت حافظه کوتاهمدت، استفاده فرد از واژهها، سرعت محاسبه فرد، درک روابط یا جبر، اطلاعات عمومی، محاسبات ریاضی، درک فضایی، منطق و املا را ارزیابی میکند.
بدینترتیب دستیابی به میانگین ضریبهوشی بالاتر، یکی از ابزارها و بهطور همزمان یکی از دستاوردهای مهم توسعه محسوب میشود.
👥 ضریب هوشی ملل:
مطالعات فراوانی روی تفاوت میانگین ضریبهوشی ملتها در کشورهای گوناگون صورت گرفتهاست.
میانگین ضریبهوشی آمریکاییها و انگلیسیها حدود ۱۰۰ است. این عدد برای شهروندان ژاپنی، چینی، کرهای، هنگ کنگی و تایوانی کمابیش ۱۰۵ و برای ترکیه، کشورهای خاورمیانه و جنوب آسیا بین ۷۸ تا ۹۰ و برای کشورهای آفریقاییِ پایینتر از صحرای آفریقا بین ۶۵ تا ۷۵ است.
در اینمیان ایران با میانگین ضریبهوشیِ ۸۴، رتبه ۹۷ را بین ۱۸۵ کشور جهان داراست.
اما هنگامی که با تفاوت میانگین ضریبهوشی میان دو کشور یا دو نژاد روبرو میشویم قایلشدن به تفاوت ژنتیکی، به نوعی به معنای وجود نژادهای متفاوت است.
👨💼نقش محیط:
جدای از عوامل ژنتیکی، عوامل محیطی گوناگونی روی ضریبهوشی ملتها تاثیر میگذارند: وضعیت تغذیهای بویژه در دوران کودکی، استرسها و تروماهای روانی، فقر عاطفی و ارتباطی، و کمیت و کیفیت تحصیلات همگی بر ضریبهوشی تاثیر میگذارند.
🚸تاثیر فرار مغزها:
مهاجرت نخبگانِ دارای ضریبهوشی بالا
اثری مخرب بر توسعه ملل میگذارد. بدیهی استکه بار توسعه و پیشرفت جوامع بر دوش نخبگان و دانشمندان هر جامعه است. حال زمانیکه نخبگان یک جامعه آن را ترک میکنند، نه تنها خروج آنها مستقیماً جامعه را متاثر میکند، بلکه در درازمدت، ذخیره ژنتیکی کشور متبوعشان را نیز فقیرتر میکند و در نسلهای آتی، روند انتقال ضرایب بالای هوشی به «نسلهای آینده» با اختلال مواجه میشود.
🔍 مورد اسکاتلند:
مهاجرت نخبگان در مورد کشور اسکاتلند طی بیش از نیم قرن بهدقت مطالعه شده است. از اوایل قرن بیستم، هر ساله تعداد زیادی از افراد تحصیلکردهی اسکاتلندی به انگلستان مهاجرت میکنند. درصد میانگین مهاجرت سالانه تحصیلکردگان دانشگاهی از اسکاتلند به انگلستان، ۱۷/۲درصد و میانگین ضریبهوشی این مهاجران ۱۰۸/۱ میباشد.
این موضوع سبب شده تا میانگین ضریبهوشی اسکاتلندیها به طور میانگین در هر نسل یک امتیاز نسبت به نسل پیش کاهش یابد و اسکاتلندیها در نیمههای سده بیستم، به کمهوشترین ملت اروپایی(با میانگین ضریبهوشی ۹۷) تبدیل شدند.
🔍مورد ایران:
بر اساس آمار صندوق بینالمللی پول، ایران با ضریب مهاجرت ۱۵درصد، رتبه نخست را در میان ۶۱ کشور توسعهنیافته و درحال توسعه دارا میباشد و میتوان تخمین زد که در سهدهه اخیر، دستکم سه واحد از میانگین ضریبهوشی ایرانیها تنها بهسبب مهاجرت، کاهش یافتهاست.
📩 جمعبندی:
مهاجرت نخبگان تنها سبب کاهش میانگین ضریبهوشی ملل نمیشود، بلکه کشورهای مبداء مهاجرت را از نوابغ تهی میسازد!
با نگاهی به فهرست اسامی نوابغی چون: لئوناردو داوینچی(ضریبهوشی۲۲۰)، گوته(۲۱۰)، پاسکال(۱۹۵)، نیوتن(۱۹۰)، لاپلاس(۱۹۰)، ولتر(۱۹۰)، دکارت(۱۸۵)، گالیله(۱۸۵)، کانت(۱۷۵)، داروین(۱۶۵)، موزارت(۱۶۵)، بیلگیتس(۱۶۹)، کوپرنیک(۱۶۰) و اینشتین(۱۶۰) به سادگی درمییابیم که توسعه دانش بشر درطول تاریخ، بیش از هرچیز مرهون تلاشهای افراد نابغه است. نوابغ همان کسانی هستند که توان حل پیچیدهترین مشکلات یک جامعه را دارا میباشند و مسئولیت راهبری علمی و اجرایی کشورها را در وضعیتهای بحرانی بر عهده دارند.
تاثیر نوابغ روی توسعه جوامع بهحدی استکه میتوان عبارت معروف «ملتی که قهرمان ندارد، هیچچیز ندارد» را جایگزین عبارت «ملتی که نابغه ندارد، هیچچیز ندارد» کرد.
🔶 ویرایش:«کانال ایران و ابرچالشهای آینده»
@IranMetaChallenges