‌ایران ‌و اَبَرچالش‌های ‌آینده
574 subscribers
380 photos
400 videos
17 files
101 links
این کانال رسانه‌ای آزاد، مستقل و بیطرف استکه با رویکردی «سیستمی» و روش‌های «تبارشناسیِ(قدرت)» و «تحلیل روند» به تحلیل و تفسیر انتقادی از ابرچالشهای ایران می‌پردازد و برای آنها «راه‌حل‌های علمی» ارایه میدهد.
🔹شورای نویسندگان:
۱. کوروش برارپور
@bararpour
Download Telegram
🔹حاشیه‌نشینی در علم چیست؟
تحلیلی جامعه‌شناختی از عملکرد دانشگاهها و دانشگاهیان ایران

✍🏻 کوروش برارپور- پژوهشگر آزاد و بیطرف
🗓 شنبه-١٩ اسفندماه۱۳۹۶
3⃣ بخش سوم


👈اشاره: حاشیه‌نشینی در علم از ویژگی‌های دوران رشد سریعِ علم در جوامعِ«بد توسعه‌یافته» و درحال گذاری چون ایران محسوب می‌شود. در این دوره از چرخه‌ی حیات اجتماعی علم، معمولا نرخ رشد و میانگین حجم جمعیت دانشگرانِ عمدتا کجرو و نابالغی که با حقیقتِ«علم مدرن» آشنایی چندانی ندارند فراجهشی ناگهانی می‌یابد، همانگونه که گسترش شهرنشینی نیز موجب رشد سریع جمعیت کلان شهرها و در نتیجه، رشد شتابان حاشیه‌نشینی پیرامون آنها می‌شود!

مُلهم از پیامدهای ناشی از شهرنشینی، یافته‌های نگارنده نشان می‌دهد: رشد سریع علم و توسعه‌ی بی‌ریخت و نامنظم(یا پارتیزانیِ) علم در ایران و جاذبه‌های ناشی از داشتن مدرک و عنوان های کاذب و ساختگی(چون دکتر، مهندس، استاد و پروفسور) در بین عوام و اجتماعات سیاسی موجب افزایش نرخ رشد مهاجرت سازمانی از نهادهای قدرت و ثروت به نهادهای علمی و تربیتی(چون دانشگاهها) می‌شود. طبیعتا این مهاجرت‌ها نیز در درون و بیرون از نهادهای علمی و تربیتی، سکونتگاه‌های حاشیه‌ای را ایجاد می‌کنند که سبب بروز پدیده‌ای می‌شود که نگارنده در مقالاتش، از آن تحت عنوان «حاشیه‌نشینی در علم» یاد کرده‌است.

بارزترین ویژگی «توسعه‌ی پارتیزانیِ علم» در مرحله‌ی رشد سریعش که حاشیه‌نشینی را درپی دارد تبعیض، بی‌عدالتی و نابرابری فرصت‌ها برای بازیگران توسعه در حوزه‌ی توسعه علم است. بگونه‌ای که این تبعیض، بی‌عدالتی و نابرابری‌ها سبب می‌شوند تا سه عنصر کلیدی توسعه‌ی علم شامل:
١. انسان دانا و توانا،
٢. قابلیتها(و برنامه‌ها)ی توسعه و
٣. فضای عملیاتی توسعه(که همانا ساختارهای سازمانی و ظرفیتهای فیزیکی هستند) به شکل منطقی با یکدیگر آمایش یا ترکیب نشوند و به حاشیه‌ها هدایت شوند.

در واقع، با الهام‌گیری از نظریه‌ی «مرکز- پیرامون» یا «هسته- حاشیه»ی فریدمن، یافته‌های تکمیلی نگارنده نشان می‌دهد:
هرگاه دانشگاهها و مراکز پژوهشی و آموزشی بعنوان مرکز ثقل یا هسته‌ی اصلی نظام علم و فناوری جامعه‌ای در جذب دانشگران توانایشان عاجز باشند و یا به جذب برنامه‌ریزی شده‌ی دانشگران ناتوان(و کجرو) و دفع عَمدیِ دانشگران توانایشان مبادرت ورزند، با تاخیرهای زمانی، یک شیب اجتماعیِ رو به پایین از مرکز یا هسته‌ی اصلیِ(غالبا ضعیف) بسوی پیرامون‌ها و سکونتگاه‌های حاشیه‌ای جامعه علمی چون بنگاه‌های: پروپوزال‌سازی، مدرک‌سازی و مدرک‌فروشی، پایان‌نامه‌فروشی و مقاله‌نویسی که در قالب هسته‌های فرعیِ(به‌ظاهر قوی) عمل می‌کنند، جریان می‌یابد!

بر اساس یافته‌های نگارنده؛ حاشیه‌نشین‌ها در علم عمدتا کسانی هستند که به دلایل گوناگون، یا نمی‌توانند جذب نظام علم و فناوری ملی و بین‌المللی شوند و یا به‌ناحق و به‌اشتباه جذب می‌شوند!

حاشیه‌نشین‌ها اغلب، سکونتگاه‌های خود را در حاشیه‌ی هسته‌های اصلی جوامع علمی(چون دانشگاهها) بگونه‌ای جانمایی می‌کنند که بصورتى نامتعارف، غیرقانونی و زننده‌ به مشتریان خود خدمات ارائه می‌دهند.

حاشیه‌نشینی در علم بیش از آنکه(و پیش از آنکه) ریشه در جاذبه‌های حاصل از داشتن مدارک دانشگاهی یا مدارج آکادمیک داشته باشد، ریشه در فقر ذهنی و اقتصادی حاشیه‌نشین‌هایی دارد که به سبب تحمیل آن فقر ازسوی ساختارهای سیستمی معیوبِ جامعه‌ی علمی بر فرد حاشیه‌نشین، وی را از سکونتگاه‌های رسمی علم(شامل دانشگاهها) به بیرون رانده و سپس به سکونتگاه‌های غیررسمیِ علم(حاشیه‌ها) هدایت می‌کند. ساختارهای سیستمی معیوبِ جامعه‌ی علمی نیز زائیده‌ی شرایط اولیه‌ی نامطلوب نظام کشورداری جامعه‌ای است‌که فرد حاشیه‌نشین در آن(جامعه)، زیست اجتماعی دارد.

بر اساس یافته‌های نگارنده؛
حاشیه‌نشین‌ها به دلیل تقلبی، جعلی و نمایشی بودن بروندادهای علمی‌شان یا به دلیل غصبی‌بودن مالکیت معنوی آثارشان و نيز به دلیل عدم سازگاری با جامعه‌ی علمیِ ملی و ازسوی دیگر به سبب حساسیت‌های اخلاقیِ اجتماعات علمی بین‌المللی، توسط اعضای آن اجتماعات معتبر طرد یا پس زده می‌شوند.

بنابراین حاشیه نشین‌ها از این جهت نیز، به دلیل عدم توانایی در سازگاری و هماهنگی با مناسبات رسمی علم، جذب فضای عملیاتی توسعه نمی‌شوند و چه ازجهت فضا(و مکان) و چه به‌لحاظ سبک زندگی علمی و زیست اجتماعی، با حاشیه‌ها خو می‌گیرند!

حاشیه‌نشین‌ها که رفتاری شبیه به «غُربتی»ها از خود به‌نمایش می‌گذارند درقالب نقش‌هایی چون پرسه‌زنِ علمی، روسپیِ علمی، جاسپار علمی، کارگزار علمی و مدیر لااُبالی در سکونتگاه‌های رسمی علم(چون دانشگاهها) و سکونتگاه‌های غیررسمی علم(چون بنگاههای پایان‌نامه‌فروشی)؛ ارزشهای ضعیف، منفی و اشتباه را در جامعه رواج می‌دهند.

🌀ادامه دارد ...

🇮🇷 کانال ایران و ابرچالش‌های آینده🇮🇷
@IranMetaChallenges
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🔹حاشیه‌نشینی در علم در ایران از منظر چرایی(؟)


✍🏻 کوروش برارپور- پژوهشگر آزاد و بیطرف
🗓 یکشنبه - ۲۰ام اسفند۱۳۹۶
4⃣ بخش چهارم

🌀 ادامه

👈اشاره: این یادداشت با تاکید بر چهار اصلِ «وابستگی به مسیر»، «هم‌پایانی»، «چندپایانی» و «انتقال فشار» در پویایی‌شناسی سیستم‌ها و از دیدگاه «چرایی» به بررسی پدیده‌ی حاشیه‌نشینی در علم(در ایران) می‌پردازد.

▫️همانگونه که در یادداشت‌های پیشین اشاره شد، یکی از نظریه‌های ارایه‌شده توسط نگارنده «اصل انتقال صفت و رفتار» نام دارد.

▫️بر مبنای این نظریه: "اعضای زیرگروه جمعیتیِ همجوار(ی چون دانشگران کجرو) در اندرکنش با اعضای زیرگروه جمعیتی مرجع(ی چون زنان کار)، با الهام‌گیری از صفات و رفتار آنها، رفتاری شبیه به آنها را باز- زایش می‌کنند"!

▫️بر این اساس، مطالعات نگارنده نشان می‌دهد: ساختارهای سیستمیِ همسان و معیوبِ محیط‌شده بر دو زیرسیستم، شامل «زیرگروه جمعیتی زنان کار» و «زیرگروه جمعیتی دانشگران کجروِ» ساکن ایران(که در یک کلانْ سیستم تحت عنوان نظام کشورداری ایران می‌زییند)، درطول زمان و به شکل فزاینده‌ای باعث ایجاد و تقویت حلقه‌های بازخوردی شُوم می‌شوند.
این حلقه‌های شُوم نیز موجب تولید و بازتولید رفتارهای آشوب‌گونه و ناپسند، و صحنه‌های بدسیما و درعین حال مشابهی(در دو زیرگروه جمعیتی یادشده) می‌شوند.

▫️در واقع بسیاری از سوءرفتارهای یادشده، ریشه در سیاستهای اشتباه سیاستگذاران ایرانی در گذشته‌های خیلی‌دور، دور و نزدیک دارند که با نگرش خطی(یا غیرسیستمی) و رویکردهای ساده‌انگارانه و در قالب راه‌حلهایی موقت و غالبا اشتباه برای بسیاری از مشکلات مبتلابه کشورمان ارایه می‌کرده‌اند(و می‌کنند).

▫️بطوریکه این راه‌حلهای موقت و غالبا اشتباه، تنها به درجه‌ی پیچیدگی مشکلات پیشین‌شان افزوده ‌است.

▫️یکی از این سیاستهای اشتباه که در قالب راه‌حلی ساده‌انگارانه ارایه و بکارگیری شده، «از بین بردن روسپی‌خانه‌های شهرها و کلان شهرهای ایران» در آستانه پیروزی انقلاب اسلامی بوده است!

▫️در حقیقت، نگاه رویدادگرای سیاستگذاران ایرانی به فرایند حل مساله، سبب می‌شود تا آنها بجای تمرکز بر «ریشه»های مشکلاتِ کلان‌سیستم تحت مدیریت‌‌شان، بر «نشانه»های آنها تأکید بورزند.

▫️تأکید بر نشانه‌های مشکلات نیز سبب می‌شود تا به «راه‌حلهای موقت» روی آورند.

▫️راه‌حلهای موقت نیز با تأخیرهای زمانی سبب عمیق‌تر شدن ریشه‌ها و گسترش نشانه‌های مشکلات در دیگر نقاط دور و نزدیک کلان‌سیستم تحت مدیریت‌شان می‌شود!

▫️در این شرایط و در پویایی بازگشتی و زمانیکه سیاستگذاران با مشکلاتی با همان شِکل پیشین اما با درجه‌ی پیچیدگی و گستردگی بسیار بالاتر روبرو می‌شوند، به «سیاستهای توأم با فشار برای رسیدن به راه‌حلهای سریع» روی می‌آورند!

▫️در حقیقت، اجزاء کلان‌سیستمِ یادشده(یا همان نظام کشورداری ایران) در برابر سیاستهای اشتباه و راه‌حلهای ناشیانه‌ای که نتایج معکوس درپی داشته‌اند، واکنش تدافعی و غالبا منفی نشان می‌دهند و در برابر اجرایی‌شدن آنها مقاومت می‌کنند.

▫️همانگونه که اشاره شد؛ تمرکز بر نشانه‌های مشکلاتِ بدمنظری چون روسپی‌گری زنان کار(با هدف حل مشکلات اخلاقی در ایران در ۱۳۵۷) توسط سیاستگذاران کشورمان سبب شد تا به راه‌حلی موقت تحت عنوان «از بین بردن روسپی‌خانه‌ها» روی آورند! این تصمیم کلان و اقدامات سطحی و مقطعی پس از آن، با تأخیرهای زمانی «پیامدهای ناخواسته»ای را بر نظام کشورداری ایران تحمیل کرده بطوریکه مشکل یادشده، ضمن گسترش در سطح خیابانهای شهرها و درون خانه‌های شهروندان، سبب نَشتِ صفات و رفتارهای مشابهی در زیرسیستم دیگری از آن کلانْ‌نظام نیز شده و درقالب «حاشیه‌نشینی و روسپی‌گری در علم» خودنمایی می‌کند!

▫️راه‌حلهای موقتِ ارایه‌شده توسط سیاستگذاران وقت ایران برای از بین بردن روسپی‌خانه‌ها علاوه بر پیامدهای ناخواسته، «عوارض جانبی» را نیز درپی داشته‌اند! این عارضه‌ها با ایجاد پویایی‌هایی، ضمن بالا بردن درجه‌ی پیچیدگی مشکلات مبتلابه کلان‌سیستمِ کشورداری ایران، در برابر «راه‌حلهای اساسی و چاره‌سازی» که ممکن است در زمان اکنون برای حل اَبَرچالشهای ناشی از مشکل حاشیه‌نشینی و روسپی‌گری در آموزش‌عالی ایران ارایه شود، سدﱢ ایجاد کنند!

▫️البته تحلیلهای این یادداشت بدان معنا نیست که راه‌حلهای موقت همواره بی‌اثر یا کم فایده‌اند! بلکه بدان معناست که اگر طبق «اصل انتقال فشار» در پویایی‌شناسی سیستمها، سیاستگذاران جامعه‌ای فشار را از «راه‌حلهای چاره‌ساز» بردارند و بطور یکتا به «راه‌حلهای موقت» منتقل کنند و بستری را برای بکارگیری همزمان راه‌حلهای چاره‌ساز فراهم نکنند، آنگاه همین راه‌حلهای موقتِ«امروز»، با تأخیرهای زمانی، خود به معضلی نوپدید با درجه پیچیدگی بسیاربالاتر «در زمانِ فردا» در سیستم تبدیل خواهند شد.

🌀ادامه دارد ...

🇮🇷 @IranMetaChallenges
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🔸جشنواره نوروزخوانی و جشن شالیزار در روستای هِشتِل آمل

🔹۱۸ اسفند ۹۶ - گروه دریوک

@norozkhani_deryok
@IranMetaChallenges
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🔸هزاره سوم، عصر دیجیتال و باورهای ضعیف متافیزیکی!

◾️امامزاده‌درمانی در دِهِ بِنیتو!

کانال ایران و ابرچالش‌های آینده
@IranMetaChallenges
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🔸ویدئوی دیدنی از تلاش عشایر بختیاری برای عبور از کارون (۱۳۰۴خورشیدی).

🔹بخشی ازمستند عَلَف، ازنخستین فیلم‌های صامت ساخته‌شده از زندگی مردم ایران!

کانال ایران و ابرچالش‌های آینده
@IranMetaChallenges
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🔸هرمشکلی ۵مرحله شکل‌گیری دارد: گلوگاه، بحران، نفوذمحرکهای بیرونی، حاکمیت عدم قطعیتها و بن‌بست‌های استراتژیک.
دراین ویدئو ناهمخوانی پهنای باند پل بااستانداردخودرو گلوگاه ایجادکرده!
@IranMetaChallenges
‌ایران ‌و اَبَرچالش‌های ‌آینده
🔸هرمشکلی ۵مرحله شکل‌گیری دارد: گلوگاه، بحران، نفوذمحرکهای بیرونی، حاکمیت عدم قطعیتها و بن‌بست‌های استراتژیک. دراین ویدئو ناهمخوانی پهنای باند پل بااستانداردخودرو گلوگاه ایجادکرده! @IranMetaChallenges
🔸بر اساس مدل DLA، هرمشکلی ۵مرحله شکل‌گیری دارد که عبارتند از: ۱. گلوگاه، ۲. بحران، ۳. نفوذ محرکهای بیرونی، ۴. حاکمیت عدم قطعیتهای محیطی و ۵. بن‌بست‌های استراتژیک.

◽️در ویدئوی بالا، ناهمخوانی میان پهنای باند پل با استاندارد شاسی خودرو، سبب ایجاد گلوگاه شده‌است!

◽️نکته قابل توجه در فرایند حل مساله در این موردکاوی آن است‌که؛ ذی‌نفعان مشکل یادشده باید پهنای باند عبورِ پل(عرض پل) را افزایش می‌دادند اما ظاهرا آقای راننده و همراهانش به‌دلیل وجود محدودیت‌هایی، استاندارد شاسی و چرخ‌های خودرو را با شرایط پل، سازگاری داده‌اند!
ناگفته نماند که؛ شادمانی ناشی از این مدل حل مساله پایدار نخواهد بود و تا بی‌نهایت ادامه پیدا نخواهد کرد. یعنی ذی‌نفعان آن مشکل، قطعا وارد مراحل بعدی از نظام چندلایه از همان مشکل خواهند شد.

🔻نکته مدیریتی:
◽️تفکر اندک‌گرا و تمامیت‌خواه در میان زمامداران غالبا سالخورده‌ی ایران کنونی و ناهمخوانی میان ایدئولوژی تک‌هویتی(دین‌گرایی افراطی) با دیگر انواع هویت‌ها اعم از هویت نسلی، جنسیتی، قومی، مذهبی، فرهنگی، علمی، ملی و تمدنی در ایران موجب ظهور مراحل پنج‌گانه از انواع مشکلات در نظام کشورداری ایران شده‌است!

▫️زمامداران غالبا سالخورده‌ی ایران بجای رفع گلوگاه‌های ناشی از وجود ناهمخوانی میان ایدئولوژی تک‌هویتی با انواع هویت‌ها در ایران، از طریق راه‌حلی به‌نام خشونت و سرکوب، پیوسته و بطور مستقیم و غیرمستقیم به مردم اعلام می‌کنند: "یا با ایدئولوژی اندک‌گرای ما همسو شوید یا به کشورهای توسعه‌یافته مهاجرت کنید. در غیر اینصورت سرکوب می‌شوید"!

🔻نتیجه:
◽️راه‌حل اساسی برای برونرفت از تمامی مشکلات چندهویتی ایران در زمان اکنون، ایجاد تغییر در ایدئولوژی نظام است و نه همسوسازی دیگر هویت‌ها با آن!

◽️اگر زمامداران غالبا سالخورده‌ی ایران فکری به حال ایدئولوژی تک‌هویتی کردند که هیچ! در غیر اینصورت، نظام جمهوری اسلامی پس از رویارویی با بن‌بست‌های استراتژیک، دچار فروپاشی خواهد شد.
قفل‌شدگی در عقیده(ایدئولوژی) و انسداد سیاسی از انواع بن‌بست‌هایی‌اند ‌که نظام در زمان اکنون با آنها روبروست.

🔸درصورت علاقمندی، دوستان می‌توانند برای آشنایی بیشتر با مدل DLA، یادداشت زير را که در ۱۴ بهمن‌ماه ۱۳۹۶ در همین کانال منتشر شده، مطالعه بفرمایند.

لينك يادداشت👇🏻

https://t.me/IranMetaChallenges/14
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🔺وضعیت فساد در ایران و مقایسه شاخص ادراک فساد(CPI) در ایران در دولت‌های هفتم تادوازدهم!

🔺گرچه روند رو به بهبودست اماهنوز جزو فاسدترین کشورهاییم!

کانال ایران و ابرچالش‌های آینده
@IranMetaChallenges
‌ایران ‌و اَبَرچالش‌های ‌آینده
🔺وضعیت فساد در ایران و مقایسه شاخص ادراک فساد(CPI) در ایران در دولت‌های هفتم تادوازدهم! 🔺گرچه روند رو به بهبودست اماهنوز جزو فاسدترین کشورهاییم! کانال ایران و ابرچالش‌های آینده @IranMetaChallenges
هم‌میهن گرامی - باتقدیم درود

ویدیویی که این یادداشت به آن پیوست شده، ظاهرا توسط افراد نزدیک به دولت روحانی تنظیم و منتشر شده و به‌شکل زیرکانه‌ای با ارجاعدهیِ اوضاع فساد در ایران به گزارش سازمان بین‌المللی شفافیت، بگونه‌ای ژستِ رسانه‌ای گرفته‌ که گویی "حجم فساد" در ایران در زمان زمامداری دولت روحانی، روندی اُفتی را طی کرده، درحالیکه چنین نیست!

در واقع، با عنایت به اینکه شاخص CPI(یا ادراک فساد)، وضعیت فسادهای مالی و سیاسی در بخش‌های حاکمیتی و دولتی در کشورها را پایش می‌کند، بنابراین بر اساس گزارش سازمان بین‌المللی شفافیت، "ادراک ایرانیان از فسادهای مالی و سیاسیِ زمامداران‌شان" ارتقاء یافته است.
اما این بدان مفهوم نیست که دولت روحانی در کاهش "حجم فساد" در دستگاه‌های دولتی و حاکمیتی موفق عمل کرده باشد! زیرا "حجم فساد" در دستگاه‌های دولتی و حاکمیتی در زمان زمامداری دولت روحانی، همچنان روندی افزایشی را دارد طی می‌کند.

بر این اساس، ویدیوی بالا حاوی کلَک رسانه‌ای است. بنابراین از همه ایرانیانی که این یادداشت را دریافت می‌کنند درخواست می‌شود ضمن دیدن ویدیو، درصورتیکه مناسب تشخیص دادند آنرا به‌همراه این یادداشت ضمیمه‌شده به آن، برای دیگر هم‌میهنان‌مان نیز ارسال فرمایند.

با سپاس و احترام فراوان

کوروش برارپور - پژوهشگر آزاد و بیطرف
https://t.me/IranMetaChallenges/117
Forwarded from Hossein
دوست عزیز
از شما به عنوان یک تحلیلگر انتظار می رود دلیلی بر رشد حجم فساد در دولت روحانی ارائه دهید!
این در یادداشتتان به چشم نمی خورد.
Forwarded from Deleted Account
درود و آفرین بر جنابعالی بخاطر پرسش خوب‌تان

اعتراض‌های مردم ایران به فساد زمامداران‌شان از نشانه‌های ارتقای شاخص ادراک فساد مالی، اداری و سیاسی در میان آنان است که بویژه این اعتراض‌ها که با سرکوب نیز همراه بوده در سال ۹۶، شدت بیشتری یافته و دولت روحانی در زمینه کاهش حجم فساد سیاسی(خشونت و سرکوب) اقدام موثری انجام نداده است.

اعتراض صنف‌های معترضی چون دانشجویان، دراویش، کارگران، معلمان، زنان، جوانان بیکار و ...، از نشانه‌های افزایش "ادراک فساد" در میان ایرانیان است و سرکوب آنها توسط زمامداران، از نشانه‌های افزایش "حجم فساد مالی، اداری و سیاسی" در ایران است.

خاطرنشان می‌شود؛ منظور سازمان بین‌المللی شفافیت از فساد، تنها فساد مالی نیست، بلکه فساد سیاسی و اداری نیز هست.

در ضمن، ژنِ‌خوب‌پروری و سالمندگزینی نیز از دیگر نشانه‌های رشد رانت و فساد در دولت روحانی است.

بالا کشیدن مال مردم توسط بانکها، فساد مالی و اداری توسط مافیای واردات، ترانزیت مواد مخدر و ....، از دیگر نشانه‌های فسادند که پایش داده‌های مربوط به آنها نشان می‌دهد میانگین حجم فساد در ایران همچنان روندی افزایشی را دارد طی می‌کند.

و ....

پاینده باشید🌹👏👏
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🔶 محمدآقا یکی از نوازندگان خیابانی کشورمان

◽️تهران، میدان ولیعصر - همین الان: ساعت ۱۴:۴۵دوشنبه ۲۱ اسفند ۹۶

کانال ایران و ابرچالش‌های آینده
@IranMetaChallenges
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🔶 خلق لحظاتی شاد توسط یکی ازنوازندگان خیابانی کشورمان.

◽️تهران، میدان ولیعصر - همین الان: ساعت ۱۴:۴۵دوشنبه ۲۱ اسفند ۹۶

کانال ایران و ابرچالش‌های آینده
@IranMetaChallenges
رابطه‌ی حاشیه‌نشینی در علم در ایران با اسناد بالادستی!

✍🏻 کوروش برارپور- پژوهشگر آزاد و بیطرف
🗓 سه شنبه - ۲۲ام اسفند۱۳۹۶
5⃣ بخش پنجم

👈اشاره: تحلیل‌های ارایه‌شده در این یادداشت با تاکید بر چهار اصل «گنگی و ابهام»، «پیچیدگی پویا»، «عقلانیت محدود» و «وابستگی به مسیر» در پویایی‌شناسی سیستمها به‌نگارش درآمده است.
این یادداشت درصدد پاسخ به این پرسش است‌که؛ «گسترش حاشیه‌نشینی در علم چه رابطه‌ای با محتواهای غالبا مُبهم و متناقض‌نما، جهت‌گیری‌های ایدئولوژیک و متون غالبا با ادبیاتِ توتیزمِ موجود در اسناد بالادستی نظام جمهوری اسلامی ایران دارد؟»!
اسناد بالادستی نظام شاملِ: قانون اساسی، سیاستهای کلی، سند چشم‌انداز ملی، سند تحول آموزش و پرورش و نقشه‌ی جامع علمی کشور است.

▫️بر مبنای «اصل وابستگی به مسیر»، برای تحلیل و حل بسیاری از مشکلات مبتلابه نظام علم و فناوری ایران باید به‌لحاظ زمانی و مکانی، به عقب و به آستانه پیروزی انقلاب(و حتی خیلی قبل‌تر از آن) بازگشت! مسیری که زمان اکنون را به شرایط اولیه‌ای از نظام کشورداری ایران پیوند می‌زند که نقطه پایانی‌اش در اصولی از قانون اساسی ایران قفل شده که بر اساس «عقیده» و یا همان «ایدئولوژی تک‌هویتی» شکل گرفته‌اند.

▫️در واقع اصولی از قانون اساسی ایران، شرایط اولیه‌ای را برای نظام کشورداری‌مان رقم زده‌اند که تنها به دو هویت «مذهبی» و «انقلابی» تاکید دارند. در همین رابطه، پایش «شاخصهای کلیدی عملکردِ» چهل ساله‌ی سیاستگذاران کشورمان نیز چنین واقعیتی را از اقدامات مدیریتی آنها بازتاب می‌دهد. بنابراین، تاکید یکتای سیاستگذاران کشورمان بر اعتلای دو هویت مذهبی و انقلابی سبب به حاشیه رانده‌شدن دیگر هویتها اعم از هویتِ «نسلی»، «جنسیتی»، «قومیتی»، «مذهبی(اقلیتها)»، «علمی»، «فرهنگی»، «ملی» و «تمدنیِ» ایرانیان شده‌است. پافشاری بر تحکیم «ایدئولوژی تک‌هویتی» و نادیده انگاشتن دیگر هویتها نیز موجب گسترش «بحرانهای چندهویتی» در ارکان گوناگون جامعه‌مان شده است.

▫️اشتباه دیگری که سیاستگذاران کشورمان در سطح «خیلی‌کلان» مرتکب شده‌اند آن استکه؛ سیاستهای کلی، سند چشم‌انداز ملی و دیگر اسناد بالادستی و غالبا «کُنسرویِ» کشورمان را نیز متأثر از عقیده یا همان ایدئولوژی تک‌هویتی طراحی و ابلاغ کرده‌اند. این درحالیست که بر اساس دیدگاههای فلسفی کالینز، کاتِر، سنگه و پِتیگرو «ایدئولوژی محوری» و «آینده تصویر شده» بعنوان دو رکن اصلی از ارکان جهت‌سازِ چشم‌انداز، در درون مقوله‌ی چشم‌انداز محاط می‌شوند(نه آنکه بر آن محیط شوند)!

▫️ازسوی دیگر، رهبران جوامع(خواه باستانی و خواه معاصر) نیازهای پنهان و آشکار و «مطالبات جوشانِ» مردمان‌شان را می‌کاوند و سپس تصویربزرگ و دیگر ارکان جهت‌سازِ چشم‌اندازهای آینده‌ی جامعه‌شان را برآن اساس شکل می‌دهند نه بر اساس اراده افراد، گروهها و طیف‌های سیاسی خاص! زیرا در اینصورت استکه تصویربزرگ و دیگر ارکان جهت‌ساز چشم‌انداز، به لایه‌های پایین‌دست جامعه منتقل خواهندشد.

▫️بر اساس یافته‌های کالینز، نکته دیگر آن استکه؛ همانگونه که هدف بنیادی و اهداف بمب(بزرگ، مهیج و بی‌باکانه) بعنوان دو جزء از اجزاء کلیدی چشم‌انداز را باید با رویکردهای آفرینشی، خلق کرد اما «ارزش»های اساسی جوامع را باید به روشهای «مکاشفه»ای کشف کرد. یعنی به‌تعبیر رالف کِنی، ارزشهای مادی و فرامادی(چه مثبت و چه منفی، یا چه قوی و چه ضعیف) در متن هر جامعه‌ای وجود دارند و کافی است آنها را کشف کرد و سپس مثبت‌ها را تقویت و منفی‌ها را اصلاح نمود، نه آنکه مدعی وجود ارزشهایی مبهم، موهومی، متناقض‌نما و دروغین شد!

◽️نتیجه‌گیری: با توجه به نکات اشاره شده در بالا، اتفاقی که در فرایند طراحی اسناد بالادستی و غالبا کُنسرویِ(و گاهی همراه با ادبیات توتیزم یا بی سَر و تهِ) ایران چون سند تحول آموزش و پرورش و نقشه جامع علمی کشورمان رخ داده آن استکه؛ گاهی طراحان غالبا شلخته‌ذهن، ناراستگو، اغواگر، فریبکار، ریاکار، چاپلوس، تَرسو و کاسب‌مَسلک آن اسناد خواسته‌اند ازطریق جمله‌سازی با واژگانِ سرآمدی چون معاد، توحید و اسلام به مخاطبان و ذینفعان‌شان چنین القاء کنند که؛ "اخلاق و معنویت در جامعه علمی و تربیتی ایران حرف اول و آخر را می‌زند"!
این درحالیست که در همان زمان و در هنگام نگارش و ابلاغ آن اسناد و بر اساس گزارش سازمان بین المللی شفافیت(2009) و دیگر سازمانهای بین‌المللی، ایران در سه شاخص «پنهان‌کاری» «فلاکت» و «درک فساد» در ردیف پنهان‌کارترین، مفلوک‌ترین و فاسدترین کشورهای دنیا چون سومالی، میانمار و افغانستان رتبه‌بندی شده‌است!

بدیهی است‌که چشم‌اندازهای مهِم در جوامعی با چنین ارزشهای مبهَم، موهومی، متناقض‌نما، دروغین و ضعیفی توسط کجروها به حاشیه رانده خواهد شد.

🌀ادامه دارد

🇮🇷 کانال ایران و ابرچالش‌های آینده
@IranMetaChallenges
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🔸ازمارادونا پرسیدند:"نظرت راجع به بازیکنای آماتور چیه؟"!

🔹پاسخ داد:"بازیکنای آماتور روى من خطا می‌کنن تا شایدمعروف شَن"!

🔺آیا گاهی بی‌پاسخی به‌منزله نقض قانون سوم نیوتن است؟

@IranMetaChallenges
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
انیمیشنی زیبا و انتقادی از نگاه ابزاری دنیای مدرن به مقوله‌ی "انسان"!

کانال ایران و ابرچالش‌های آینده
@IranMetaChallenges
‌ایران ‌و اَبَرچالش‌های ‌آینده
انیمیشنی زیبا و انتقادی از نگاه ابزاری دنیای مدرن به مقوله‌ی "انسان"! کانال ایران و ابرچالش‌های آینده @IranMetaChallenges
نقد و تحلیل انیمیشن از: دکتر محمود اولیایی - مدیرعامل شرکت مهندسین مشاور کاین و عضو فعال کانال ایران و ابرچالش‌های آینده


🔸اين انيميشن زائيده تفكري فوق خلاق و منتقد نسبت به تعاملات، فرايندها و سیستم نهادينه شده‌اي است‌كه جامعه امروز بشر را به سرازيري انحطاط و ورطه نابودي ذات انساني كشانده است.

🔸نگاه برده‌پنداري به ديگران به‌عنوان يك مدل ذهني مخرب در هر جامعه‌اي منتج به تضييع حقوق افرادي خواهد شد كه به‌واسطه قدرت در اختيار صاحب قدرت، مجبور به اطاعت و فرمانبرداري مي‌شوند بي‌آنكه كوچكترين اعتراضي داشته باشند. اين قدرت مي‌تواند منشاءهاي گوناگوني داشته باشد.

🔸در اين فرايند خيانت و استفاده ابزاري از اطرافيان امري طبيعي و عادي تلقي می‌شود و پنهان كردن اين خيانت در پستوهاي اين تفكر خطرناك براي حفظ ظاهر آراسته صاحبان قدرت در برابر دیدگان عموم، بخشي است بديهي از فرايندهاي در جريان جامعه به تباهی کشیده شده.

🔸سكانس پایانی، به زيبايي سلسله مراتب برده‌داري و استفاده ابزاري از انسان را که در جامعه پايه‌ريزي شده، بر اساس اين مدل، چنین به‌تصوير مي‌كشد:
◽️ يك فرد داراي قدرت با نگاه برده‌داري و ديكتاتوري خود در اين جامعه، اسير ديكتاتور بالادست خود است ...!

🔸چقدر آشناست اين طرز تفكر براي بشر امروز و بویژه براي كنشگران اجتماعي ...!

🔸سكانس نخست فيلم نیز، حرف پایانی را چنین مي‌زند:
◽️نياز به روشنگري ذهن به جاي آراستگي ظاهري و اصلاح مدل ذهني مخرب و منفور و متحجر، پس از نگاه به خود در آينه‌ی وجود، به‌جاي اصلاح ظاهري در آينه فيزيكي براي داشتن ظاهري قابل قبول در جامعه!


https://t.me/IranMetaChallenges/129
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🔺روایتی مستند از نابرابری فرصت‌ها برای زنان امروزجامعه ما

🔸چندتن ازکنشگران مدنی ایران با وجود تمامی محدودیت‌ها، از تجربیات موفق خود سخن می‌گویند!

کانال ایران و ابرچالشهای آینده
@IranMetaChallenges
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
🔸درحالیکه ایران هرساله جزو غمگین‌ترین کشورهای دنیامعرفی میشود اماگروهی ازجوانان ارسَنجان باآفرینش جشنواره‌ی شادخرسواری،عکس آنرا گزارش کرده‌اند!

◽️کارگردان:حمیداسماعیلی عضوکانالِ
@IranMetaChallenges