This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
مستند مشکاظم(۲) - ۲۰اُم تیرماه ۱۳۹۸
✅قسمت۹: همزیستی مسالمتآمیز انسان، دام و طبیعت با یکدیگر
🔻کانال ایران وابرچالشهای آینده
@IranMetaChallenges
✅قسمت۹: همزیستی مسالمتآمیز انسان، دام و طبیعت با یکدیگر
🔻کانال ایران وابرچالشهای آینده
@IranMetaChallenges
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
مستند مشکاظم(۲) - ۲۰اُم تیرماه ۱۳۹۸
✅قسمت۱۰: بَره - گاو نر مزرعهی مشکاظم
🔸آیا تاکنون به این فکر کرده بودید که منشائ پیدایش عبارت «شاخوشانهکشیدن» از کجاست؟
🔹بَره با نمایشی دیدنی به پرسش بالا پاسخ میدهد.
✅پ. ن: در ادبیات گالشی مازندران، به گاو نر پیشانیسفید، «بَره» گویند.
🔻کانال ایران وابرچالشهای آینده
@IranMetaChallenges
✅قسمت۱۰: بَره - گاو نر مزرعهی مشکاظم
🔸آیا تاکنون به این فکر کرده بودید که منشائ پیدایش عبارت «شاخوشانهکشیدن» از کجاست؟
🔹بَره با نمایشی دیدنی به پرسش بالا پاسخ میدهد.
✅پ. ن: در ادبیات گالشی مازندران، به گاو نر پیشانیسفید، «بَره» گویند.
🔻کانال ایران وابرچالشهای آینده
@IranMetaChallenges
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
مستند مشکاظم(۲) - ۲۰اُم تیرماه ۱۳۹۸
✅قسمت۱۱: بَره، نفسکش میطلبد!
🔸با توجه به اینکه در گلهی گاوهای مشکاظم هیچ گاو نری تاب هماوردی و رویارویی با بره را ندارد، یکی از فانتزیهای بره آن استکه هر روز صبح و عصر در دو نوبت، مشکاظم را به هماوردی فرا بخواند!
🔸مشکاظم میگوید: "برای من هیچچیز لذتبخشتر از شنیدن چِمِر یا صدای با اُبهَت بره در دل جنگلهای زیبای کلاردشت نیست".
🔹بره هماکنون ۳سال دارد و با حدود ۳۰۰کیلوگرم وزن، بیش از ۲۵میلیون تومان میارزد.
✅پ. ن۱: در ادبیات گالشی مازندران، به گاو نر پیشانیسفید، «بَره» گویند.
✅پ. ن۲: در ادبیات گالشی مازندران، به نعرههای گاو نر، چِمِر(Chemer) گویند.
🔻کانال ایران وابرچالشهای آینده
@IranMetaChallenges
✅قسمت۱۱: بَره، نفسکش میطلبد!
🔸با توجه به اینکه در گلهی گاوهای مشکاظم هیچ گاو نری تاب هماوردی و رویارویی با بره را ندارد، یکی از فانتزیهای بره آن استکه هر روز صبح و عصر در دو نوبت، مشکاظم را به هماوردی فرا بخواند!
🔸مشکاظم میگوید: "برای من هیچچیز لذتبخشتر از شنیدن چِمِر یا صدای با اُبهَت بره در دل جنگلهای زیبای کلاردشت نیست".
🔹بره هماکنون ۳سال دارد و با حدود ۳۰۰کیلوگرم وزن، بیش از ۲۵میلیون تومان میارزد.
✅پ. ن۱: در ادبیات گالشی مازندران، به گاو نر پیشانیسفید، «بَره» گویند.
✅پ. ن۲: در ادبیات گالشی مازندران، به نعرههای گاو نر، چِمِر(Chemer) گویند.
🔻کانال ایران وابرچالشهای آینده
@IranMetaChallenges
Forwarded from ایران و اَبَرچالشهای آینده
❓ضریبِ هوشی ایرانیان چقدر است؟ آیا سیاسیزادگان ایرانی در مقایسه با دیگر جوانان کشورمان از ژنی خوبتر برخوردارند؟!
✍ کوروش برارپور – پژوهشگر آزاد(و بیطرف) و کنشگر جامعه مدنی ایران
📚 مبانی نظری:
ریچارد لین و گرهارد میشنبرگ، پژوهشی اصیل را با هدف سنجش ضریبِ هوشیِ(IQ) یکصد و هشت ملیت از سراسر جهان انجام دادهاند. عصارهی این پژوهش نیز در قالب مقالهای باعنوان: «هوشِ عقلانیِ ملیِ محاسبه و رواییشده برای ۱۰۸ ملیت»، در مجلهی هوش بهچاپ رسیدهاست.
بر اساس یافتههای این دو پژوهشگر، میانگینِ هوش یا ضریبِ هوشی ایرانیان ۸۴ است(این شاخص میتواند بالاتر از ۱۰۰ نیز باشد)! این درحالیستکه این شاخص برای دو رقیب منطقهای ما یعنی ترکیه و عمان، به ترتیب ۹۰ و ۸۵ است. همچنین، با بقیه کشورهای منطقه(چون عربستان: ۸۰، قطر: ۸۳ و ....) که اغلب ما ایرانیان آنها را بادیهنشین و کمهوش میانگاریم، تفاوت چندانی نداریم!
@IranMetaChallenges
از سوی دیگر، شاخص یادشده برای کشورهای زردنژادی چون چین، هنگ کنگ، سینگاپور و تایوان که ظاهرا به دلیل داشتن چشمانی بادامی آنها را نیز کمهوش میانگاریم، ۱۰۵ و ۱۰۸ به بالاست!
🤛 ابطال ادعایی از سیاسیزادگان غالبا کمهوش ایرانی:
در رابطه با برآورد میانگین هوش ملیتهای گوناگون، اصلی وجود دارد باعنوان: «میلِ روند به سمت میانگین». یعنی مقدار عددیِ هوشِ عقلانیِ افرادِ متعلق به هر نسل در هر جامعه، به سمت میانگین هوش ملیِ نسلهای موجود(مجموع سه نسل) در آن جامعه میل میکند!
🔍 موردکاوی:
فرض شود یک سیاستپیشهی ایرانی و همسرش از ضریب هوشی ۱۱۰ برخوردار باشند! دراینصورت، فرزندان آنها هیچگاه از ضریب هوشیِ ۱۱۰ یا بیش از آن برخوردار نخواهند بود، حتی اگر درطول تمام دوران تحصیلشان شاگرد اول بوده باشند! زیرا حد هوش نسل بعدی(یعنی فرزندان آنها) به سمت میانگین هوش ملیِ ایرانیان یعنی ۸۴، میل خواهد کرد.
@IranMetaChallenges
بنابراین ادعای برخی از سیاسیزادگان ایرانی مبنی بر اینکه حاوی هوش یا حامل ژن خوبتر هستند(!) ادعایی پوچ و بیاساس است.
بهسخنی دیگر و بر اساس یافتههای لین و میشنبرگ، عامل ژن یا وراثت بهتنهایی نمیتواند تعیینکنندهی ضریب هوشیِ افراد باشد بلکه محیطی که افراد در آن آموزش میبینند و اندرکنشهایی که ایشان با افرادی با ضرایب هوشی بالا یا پایینتر از خودشان دارند نیز در میزان انباشت یا کاهش هوش آنها دخیلاند.
📩 جمعبندی
پرسش: آیا غالبِ سیاستپیشگان ایرانی باهوشاند؟
پاسخ: خیر!
اگر جامعه کمابیش ۸۰ میلیون نفری ایران را به مثابه یک بانک ژن یا استخری از ژن که حاوی یا حامل کمابیش ۸۰ میلیون ژن است در نظر بگیریم، برداشت هر ژنِ با کیفیت از آن، موجب کاهش میانگین کیفیت ژنهای باقیمانده خواهد شد.
@IranMetaChallenges
بنابراین، خروج و یا فرار سالانه حدود ۱۵۰هزار نفر از باکیفیتترین مغزهای ایران به کشورهای توسعهیافته، تنها بهمعنای کاهش تدریجی میانگین هوش ملی ایرانیان نیست بلکه پس از چند نسل، منجر به تخلیهی جامعه ایران از ژنهای ناب نیز خواهد شد. همان ژنهای ناب و نداشتهای که فرزندان سیاستپیشگان غالبا ناکارآمد ایران، آنرا به خود نسبت میدهند!
بر این اساس، مهاجرت هوشهای سرآمد از کشورمان به کشورهای توسعهیافته و عدم چرخش نخبگان پس از هر چرخش سیاسی در سپهر سیاسی ایران، موجب پایین آمدن میانگین انباشت هوش یا ضریب هوشیِ سیاستپیشگان ایرانی و فرزندانشان نیز میشود!
@IranMetaChallenges
در واقع، اگر بستن راه ورود نخبگان ایرانی به عرصههای تصمیمگیریهای کلان توسط سیاستپیشگان غالبا کمهوش و سالخوردهی ایرانی را «زرنگی» بنامیم، پدیدهی «زرنگی» خود، نوعی واکنش ایستا در برابر کمبود هوش در آنهاست.
در واقع سیاستمداران زرنگی که مدارک علمی، مدارج آکادمیک و پستهای سیاسیشان را با رانت و پول و رابطه و خفهکردن دیگران کسب میکنند و در فرایند تصميمگیریهای کلان کشور، نیاز به نخبگان را احساس نمیکنند، افرادی کمهوشاند و نه باهوش! زیرا این «کمهوشهای زرنگ» اگر صاحب هوش بودند، مدارک و مدارج خود را با تلاش و زحمتهای آبرومندانه و با تکیه بر جوهرهی هوشیشان بهدست میآوردند و نه با رانت و پول و رابطه و خفهکردن دیگران!
🇮🇷زندهباد توسعه – پاینده باد ایران و بیشینه باد غرور ملی ایرانیان🇮🇷
@IranMetaChallenges
✍ کوروش برارپور – پژوهشگر آزاد(و بیطرف) و کنشگر جامعه مدنی ایران
📚 مبانی نظری:
ریچارد لین و گرهارد میشنبرگ، پژوهشی اصیل را با هدف سنجش ضریبِ هوشیِ(IQ) یکصد و هشت ملیت از سراسر جهان انجام دادهاند. عصارهی این پژوهش نیز در قالب مقالهای باعنوان: «هوشِ عقلانیِ ملیِ محاسبه و رواییشده برای ۱۰۸ ملیت»، در مجلهی هوش بهچاپ رسیدهاست.
بر اساس یافتههای این دو پژوهشگر، میانگینِ هوش یا ضریبِ هوشی ایرانیان ۸۴ است(این شاخص میتواند بالاتر از ۱۰۰ نیز باشد)! این درحالیستکه این شاخص برای دو رقیب منطقهای ما یعنی ترکیه و عمان، به ترتیب ۹۰ و ۸۵ است. همچنین، با بقیه کشورهای منطقه(چون عربستان: ۸۰، قطر: ۸۳ و ....) که اغلب ما ایرانیان آنها را بادیهنشین و کمهوش میانگاریم، تفاوت چندانی نداریم!
@IranMetaChallenges
از سوی دیگر، شاخص یادشده برای کشورهای زردنژادی چون چین، هنگ کنگ، سینگاپور و تایوان که ظاهرا به دلیل داشتن چشمانی بادامی آنها را نیز کمهوش میانگاریم، ۱۰۵ و ۱۰۸ به بالاست!
🤛 ابطال ادعایی از سیاسیزادگان غالبا کمهوش ایرانی:
در رابطه با برآورد میانگین هوش ملیتهای گوناگون، اصلی وجود دارد باعنوان: «میلِ روند به سمت میانگین». یعنی مقدار عددیِ هوشِ عقلانیِ افرادِ متعلق به هر نسل در هر جامعه، به سمت میانگین هوش ملیِ نسلهای موجود(مجموع سه نسل) در آن جامعه میل میکند!
🔍 موردکاوی:
فرض شود یک سیاستپیشهی ایرانی و همسرش از ضریب هوشی ۱۱۰ برخوردار باشند! دراینصورت، فرزندان آنها هیچگاه از ضریب هوشیِ ۱۱۰ یا بیش از آن برخوردار نخواهند بود، حتی اگر درطول تمام دوران تحصیلشان شاگرد اول بوده باشند! زیرا حد هوش نسل بعدی(یعنی فرزندان آنها) به سمت میانگین هوش ملیِ ایرانیان یعنی ۸۴، میل خواهد کرد.
@IranMetaChallenges
بنابراین ادعای برخی از سیاسیزادگان ایرانی مبنی بر اینکه حاوی هوش یا حامل ژن خوبتر هستند(!) ادعایی پوچ و بیاساس است.
بهسخنی دیگر و بر اساس یافتههای لین و میشنبرگ، عامل ژن یا وراثت بهتنهایی نمیتواند تعیینکنندهی ضریب هوشیِ افراد باشد بلکه محیطی که افراد در آن آموزش میبینند و اندرکنشهایی که ایشان با افرادی با ضرایب هوشی بالا یا پایینتر از خودشان دارند نیز در میزان انباشت یا کاهش هوش آنها دخیلاند.
📩 جمعبندی
پرسش: آیا غالبِ سیاستپیشگان ایرانی باهوشاند؟
پاسخ: خیر!
اگر جامعه کمابیش ۸۰ میلیون نفری ایران را به مثابه یک بانک ژن یا استخری از ژن که حاوی یا حامل کمابیش ۸۰ میلیون ژن است در نظر بگیریم، برداشت هر ژنِ با کیفیت از آن، موجب کاهش میانگین کیفیت ژنهای باقیمانده خواهد شد.
@IranMetaChallenges
بنابراین، خروج و یا فرار سالانه حدود ۱۵۰هزار نفر از باکیفیتترین مغزهای ایران به کشورهای توسعهیافته، تنها بهمعنای کاهش تدریجی میانگین هوش ملی ایرانیان نیست بلکه پس از چند نسل، منجر به تخلیهی جامعه ایران از ژنهای ناب نیز خواهد شد. همان ژنهای ناب و نداشتهای که فرزندان سیاستپیشگان غالبا ناکارآمد ایران، آنرا به خود نسبت میدهند!
بر این اساس، مهاجرت هوشهای سرآمد از کشورمان به کشورهای توسعهیافته و عدم چرخش نخبگان پس از هر چرخش سیاسی در سپهر سیاسی ایران، موجب پایین آمدن میانگین انباشت هوش یا ضریب هوشیِ سیاستپیشگان ایرانی و فرزندانشان نیز میشود!
@IranMetaChallenges
در واقع، اگر بستن راه ورود نخبگان ایرانی به عرصههای تصمیمگیریهای کلان توسط سیاستپیشگان غالبا کمهوش و سالخوردهی ایرانی را «زرنگی» بنامیم، پدیدهی «زرنگی» خود، نوعی واکنش ایستا در برابر کمبود هوش در آنهاست.
در واقع سیاستمداران زرنگی که مدارک علمی، مدارج آکادمیک و پستهای سیاسیشان را با رانت و پول و رابطه و خفهکردن دیگران کسب میکنند و در فرایند تصميمگیریهای کلان کشور، نیاز به نخبگان را احساس نمیکنند، افرادی کمهوشاند و نه باهوش! زیرا این «کمهوشهای زرنگ» اگر صاحب هوش بودند، مدارک و مدارج خود را با تلاش و زحمتهای آبرومندانه و با تکیه بر جوهرهی هوشیشان بهدست میآوردند و نه با رانت و پول و رابطه و خفهکردن دیگران!
🇮🇷زندهباد توسعه – پاینده باد ایران و بیشینه باد غرور ملی ایرانیان🇮🇷
@IranMetaChallenges
Forwarded from ایران و اَبَرچالشهای آینده
‼️ملتی که نابغه ندارد هیچچیز دیگر ندارد!
✍️ بهنگارش:شهرام یزدانی
👈 اشاره:
اعلام میانگین ضریبهوشیِ۸۴ برای ایرانیها، سبب شگفتی بسیاری از نخبگان ایران شد. عدهای با انکار این آمار درصدد اعتراض به آن برآمدهاند، اما برای نگارنده، این آمار هیچگونه جای تعجبی ندارد. زیرا این موضوع را در ۱۳۷۹ در سخنرانیای در سازمان مدیریت و برنامهریزی تحت عنوان نظریه «ترقیق هوشی» پیشبینی کردهبود. در این نوشتار به اختصار علل افت میانگین ضریبهوشی ایرانیان بررسی خواهد شد و سپس به ارایه راهکارهای مقابله با این رخداد تلخ پرداخته میشود.
🤔 ضریبهوشی چیست؟
ضریب هوشی، نسبتی استکه از تقسیم سن عقلی بر سن تقویمی ضرب در صد بهدست میآید. اگر سن عقلی با سن تقویمی یکسان باشد، ضریبهوشی برابر با صد میشود. اما در برخی مواقع در بعضی افراد سن عقلی بیشتر میشود که این فرد، هوشی بیش از دیگران دارد.
برای بهدست آوردن سن عقلی راههای زیادی وجود دارد و معمولا کارشناسان از تستهای خاصی استفاده میکنند که جنبههای مختلفی مانند تشخیص الگوها، قدرت حافظه کوتاهمدت، استفاده فرد از واژهها، سرعت محاسبه فرد، درک روابط یا جبر، اطلاعات عمومی، محاسبات ریاضی، درک فضایی، منطق و املا را ارزیابی میکند.
بدینترتیب دستیابی به میانگین ضریبهوشی بالاتر، یکی از ابزارها و بهطور همزمان یکی از دستاوردهای مهم توسعه محسوب میشود.
👥 ضریب هوشی ملل:
مطالعات فراوانی روی تفاوت میانگین ضریبهوشی ملتها در کشورهای گوناگون صورت گرفتهاست.
میانگین ضریبهوشی آمریکاییها و انگلیسیها حدود ۱۰۰ است. این عدد برای شهروندان ژاپنی، چینی، کرهای، هنگ کنگی و تایوانی کمابیش ۱۰۵ و برای ترکیه، کشورهای خاورمیانه و جنوب آسیا بین ۷۸ تا ۹۰ و برای کشورهای آفریقاییِ پایینتر از صحرای آفریقا بین ۶۵ تا ۷۵ است.
در اینمیان ایران با میانگین ضریبهوشیِ ۸۴، رتبه ۹۷ را بین ۱۸۵ کشور جهان داراست.
اما هنگامی که با تفاوت میانگین ضریبهوشی میان دو کشور یا دو نژاد روبرو میشویم قایلشدن به تفاوت ژنتیکی، به نوعی به معنای وجود نژادهای متفاوت است.
👨💼نقش محیط:
جدای از عوامل ژنتیکی، عوامل محیطی گوناگونی روی ضریبهوشی ملتها تاثیر میگذارند: وضعیت تغذیهای بویژه در دوران کودکی، استرسها و تروماهای روانی، فقر عاطفی و ارتباطی، و کمیت و کیفیت تحصیلات همگی بر ضریبهوشی تاثیر میگذارند.
🚸تاثیر فرار مغزها:
مهاجرت نخبگانِ دارای ضریبهوشی بالا
اثری مخرب بر توسعه ملل میگذارد. بدیهی استکه بار توسعه و پیشرفت جوامع بر دوش نخبگان و دانشمندان هر جامعه است. حال زمانیکه نخبگان یک جامعه آن را ترک میکنند، نه تنها خروج آنها مستقیماً جامعه را متاثر میکند، بلکه در درازمدت، ذخیره ژنتیکی کشور متبوعشان را نیز فقیرتر میکند و در نسلهای آتی، روند انتقال ضرایب بالای هوشی به «نسلهای آینده» با اختلال مواجه میشود.
🔍 مورد اسکاتلند:
مهاجرت نخبگان در مورد کشور اسکاتلند طی بیش از نیم قرن بهدقت مطالعه شده است. از اوایل قرن بیستم، هر ساله تعداد زیادی از افراد تحصیلکردهی اسکاتلندی به انگلستان مهاجرت میکنند. درصد میانگین مهاجرت سالانه تحصیلکردگان دانشگاهی از اسکاتلند به انگلستان، ۱۷/۲درصد و میانگین ضریبهوشی این مهاجران ۱۰۸/۱ میباشد.
این موضوع سبب شده تا میانگین ضریبهوشی اسکاتلندیها به طور میانگین در هر نسل یک امتیاز نسبت به نسل پیش کاهش یابد و اسکاتلندیها در نیمههای سده بیستم، به کمهوشترین ملت اروپایی(با میانگین ضریبهوشی ۹۷) تبدیل شدند.
🔍مورد ایران:
بر اساس آمار صندوق بینالمللی پول، ایران با ضریب مهاجرت ۱۵درصد، رتبه نخست را در میان ۶۱ کشور توسعهنیافته و درحال توسعه دارا میباشد و میتوان تخمین زد که در سهدهه اخیر، دستکم سه واحد از میانگین ضریبهوشی ایرانیها تنها بهسبب مهاجرت، کاهش یافتهاست.
📩جمعبندی:
🔸مهاجرت نخبگان تنها سبب کاهش میانگین ضریبهوشی ملل نمیشود، بلکه کشورهای مبداء مهاجرت را ازنوابغ تهی میسازد!
🔸با نگاهی به فهرست نوابغی چون: لئوناردو داوینچی(ضریبهوشی۲۲۰)، گوته(۲۱۰)، پاسکال(۱۹۵)، نیوتن(۱۹۰)، لاپلاس(۱۹۰)، ولتر(۱۹۰)، دکارت(۱۸۵)، گالیله(۱۸۵)، کانت(۱۷۵)، داروین(۱۶۵)، موزارت(۱۶۵)، بیلگیتس(۱۶۹)، کوپرنیک(۱۶۰) و اینشتین(۱۶۰) به سادگی درمییابیم که توسعه دانش بشر درطول تاریخ، بیش از هرچیز مرهون تلاشهای افراد نابغه است. نوابغ همان کسانی هستند که توان حل پیچیدهترین مشکلات یک جامعه را دارند و مسئولیت راهبری علمی و اجرایی کشورها را در وضعیتهای بحرانی برعهده دارند.
🔸تاثیر نوابغ بر روی توسعه جوامع بهحدی استکه میتوان اصلِ «ملتی که نابغه ندارد، هیچچیز ندارد» را با عبارت معروفِ «ملتی که قهرمان ندارد، هیچچیز ندارد»، جایگزین کرد.
🔻ویرایش:«کانال ایران و ابرچالشهای آینده»
@IranMetaChallenges
✍️ بهنگارش:شهرام یزدانی
👈 اشاره:
اعلام میانگین ضریبهوشیِ۸۴ برای ایرانیها، سبب شگفتی بسیاری از نخبگان ایران شد. عدهای با انکار این آمار درصدد اعتراض به آن برآمدهاند، اما برای نگارنده، این آمار هیچگونه جای تعجبی ندارد. زیرا این موضوع را در ۱۳۷۹ در سخنرانیای در سازمان مدیریت و برنامهریزی تحت عنوان نظریه «ترقیق هوشی» پیشبینی کردهبود. در این نوشتار به اختصار علل افت میانگین ضریبهوشی ایرانیان بررسی خواهد شد و سپس به ارایه راهکارهای مقابله با این رخداد تلخ پرداخته میشود.
🤔 ضریبهوشی چیست؟
ضریب هوشی، نسبتی استکه از تقسیم سن عقلی بر سن تقویمی ضرب در صد بهدست میآید. اگر سن عقلی با سن تقویمی یکسان باشد، ضریبهوشی برابر با صد میشود. اما در برخی مواقع در بعضی افراد سن عقلی بیشتر میشود که این فرد، هوشی بیش از دیگران دارد.
برای بهدست آوردن سن عقلی راههای زیادی وجود دارد و معمولا کارشناسان از تستهای خاصی استفاده میکنند که جنبههای مختلفی مانند تشخیص الگوها، قدرت حافظه کوتاهمدت، استفاده فرد از واژهها، سرعت محاسبه فرد، درک روابط یا جبر، اطلاعات عمومی، محاسبات ریاضی، درک فضایی، منطق و املا را ارزیابی میکند.
بدینترتیب دستیابی به میانگین ضریبهوشی بالاتر، یکی از ابزارها و بهطور همزمان یکی از دستاوردهای مهم توسعه محسوب میشود.
👥 ضریب هوشی ملل:
مطالعات فراوانی روی تفاوت میانگین ضریبهوشی ملتها در کشورهای گوناگون صورت گرفتهاست.
میانگین ضریبهوشی آمریکاییها و انگلیسیها حدود ۱۰۰ است. این عدد برای شهروندان ژاپنی، چینی، کرهای، هنگ کنگی و تایوانی کمابیش ۱۰۵ و برای ترکیه، کشورهای خاورمیانه و جنوب آسیا بین ۷۸ تا ۹۰ و برای کشورهای آفریقاییِ پایینتر از صحرای آفریقا بین ۶۵ تا ۷۵ است.
در اینمیان ایران با میانگین ضریبهوشیِ ۸۴، رتبه ۹۷ را بین ۱۸۵ کشور جهان داراست.
اما هنگامی که با تفاوت میانگین ضریبهوشی میان دو کشور یا دو نژاد روبرو میشویم قایلشدن به تفاوت ژنتیکی، به نوعی به معنای وجود نژادهای متفاوت است.
👨💼نقش محیط:
جدای از عوامل ژنتیکی، عوامل محیطی گوناگونی روی ضریبهوشی ملتها تاثیر میگذارند: وضعیت تغذیهای بویژه در دوران کودکی، استرسها و تروماهای روانی، فقر عاطفی و ارتباطی، و کمیت و کیفیت تحصیلات همگی بر ضریبهوشی تاثیر میگذارند.
🚸تاثیر فرار مغزها:
مهاجرت نخبگانِ دارای ضریبهوشی بالا
اثری مخرب بر توسعه ملل میگذارد. بدیهی استکه بار توسعه و پیشرفت جوامع بر دوش نخبگان و دانشمندان هر جامعه است. حال زمانیکه نخبگان یک جامعه آن را ترک میکنند، نه تنها خروج آنها مستقیماً جامعه را متاثر میکند، بلکه در درازمدت، ذخیره ژنتیکی کشور متبوعشان را نیز فقیرتر میکند و در نسلهای آتی، روند انتقال ضرایب بالای هوشی به «نسلهای آینده» با اختلال مواجه میشود.
🔍 مورد اسکاتلند:
مهاجرت نخبگان در مورد کشور اسکاتلند طی بیش از نیم قرن بهدقت مطالعه شده است. از اوایل قرن بیستم، هر ساله تعداد زیادی از افراد تحصیلکردهی اسکاتلندی به انگلستان مهاجرت میکنند. درصد میانگین مهاجرت سالانه تحصیلکردگان دانشگاهی از اسکاتلند به انگلستان، ۱۷/۲درصد و میانگین ضریبهوشی این مهاجران ۱۰۸/۱ میباشد.
این موضوع سبب شده تا میانگین ضریبهوشی اسکاتلندیها به طور میانگین در هر نسل یک امتیاز نسبت به نسل پیش کاهش یابد و اسکاتلندیها در نیمههای سده بیستم، به کمهوشترین ملت اروپایی(با میانگین ضریبهوشی ۹۷) تبدیل شدند.
🔍مورد ایران:
بر اساس آمار صندوق بینالمللی پول، ایران با ضریب مهاجرت ۱۵درصد، رتبه نخست را در میان ۶۱ کشور توسعهنیافته و درحال توسعه دارا میباشد و میتوان تخمین زد که در سهدهه اخیر، دستکم سه واحد از میانگین ضریبهوشی ایرانیها تنها بهسبب مهاجرت، کاهش یافتهاست.
📩جمعبندی:
🔸مهاجرت نخبگان تنها سبب کاهش میانگین ضریبهوشی ملل نمیشود، بلکه کشورهای مبداء مهاجرت را ازنوابغ تهی میسازد!
🔸با نگاهی به فهرست نوابغی چون: لئوناردو داوینچی(ضریبهوشی۲۲۰)، گوته(۲۱۰)، پاسکال(۱۹۵)، نیوتن(۱۹۰)، لاپلاس(۱۹۰)، ولتر(۱۹۰)، دکارت(۱۸۵)، گالیله(۱۸۵)، کانت(۱۷۵)، داروین(۱۶۵)، موزارت(۱۶۵)، بیلگیتس(۱۶۹)، کوپرنیک(۱۶۰) و اینشتین(۱۶۰) به سادگی درمییابیم که توسعه دانش بشر درطول تاریخ، بیش از هرچیز مرهون تلاشهای افراد نابغه است. نوابغ همان کسانی هستند که توان حل پیچیدهترین مشکلات یک جامعه را دارند و مسئولیت راهبری علمی و اجرایی کشورها را در وضعیتهای بحرانی برعهده دارند.
🔸تاثیر نوابغ بر روی توسعه جوامع بهحدی استکه میتوان اصلِ «ملتی که نابغه ندارد، هیچچیز ندارد» را با عبارت معروفِ «ملتی که قهرمان ندارد، هیچچیز ندارد»، جایگزین کرد.
🔻ویرایش:«کانال ایران و ابرچالشهای آینده»
@IranMetaChallenges
اعضای ارجمند کانال ایران و ابرچالشهای آینده
با تقدیم درود
✅همانگونه که مستحضرید؛ این کانال با انتشار سلسله مقالاتی با عنوان «سناریوهای ممکن، باورکردنی و محتمل از آیندهی نظام ج. ا.»، به ارایهی تحلیلهای ریاضیپایه از کارکرد آن نظام و نقد عملکرد رهبرانش پرداخته که شش قسمت از آنها در این کانال منتشر شده است.
✅بازخوردهای دریافتی حاکی از آن استکه میتوان مخاطبان این سلسله مقالات علمی و مقالات مکمل آنرا که با رویکرد هرمنوتیک انتقادی به نگارش درآمدهاند، به سه گروه دستهبندی کرد:
1⃣گروه نخست افرادی غالبا پژوهشگرند که درک دقیق و درستی از پژوهشهای اصیل و ماهیت آزاد و بیطرف بودن نگارنده دارند
2⃣گروه دوم کسانیاند که سبک نگارش و شیوهی قلمزنی نگارنده را تند و تیز و خودِ نگارنده را نیز فردی «تندرو» میدانند!!
این گروه را نیز میتوان به دو دسته تقسیم کرد:
▪️۱. افرادی که از وضع ایستا و روبهقهقرای کنونی کشور سود میبرند
▪️۲. شهروندان عادی که غالبا میپرسند: "با توجه به اینکه نوشتارهای شما قلب مافیای فساد در ایران را نشانه میگیرد و اینکه کارگردانان این مافیا نفوذ عمیقی در دستگاههای امنیتی دارند، شما را بخاطر دیدگاههای انتقادیتان دستگیر نمیکنند!"!
3⃣گروه سوم نیز کسانیاند که با دیدگاههای تحولخواهانه و نوع رویکردهای ترقیخواهانهی نگارنده که تاکید بر ایجاد تغییرات هرچند کوچک در شرایط اولیه نظام ج. ا. دارد مشکل دارند و معتقدند: "این نظام اساسا تغییرناپذیر است و باید آنرا از بیخ و بن شخم زد و براَنداخت! بنابراین دیدگاههای شما به بقای آخوندها کمک میکند، پس شما سوپاپ اطمینان نظاماید!"!
✅فارغ از درستی یا نادرستی دیدگاههای دو گروه دوم و سوم، آنچه مهم است آن استکه؛ نظام ج. ا. پس از گذشت ۴۰سال از حیات سیاسی - اجتماعیاش، هنوز از افرادی چون محمدجواد لاریجانیها بعنوان نظریهپردازانش یاد میکند!
🔸یا هرگاه بخواهد ایدئولوگهایش را به مردم معرفی کند، رحیمپور ازغدیها را به رخ ملت میکشد!
🔸و یا اخیرا نیز دارند از جوانی بهنام «استاد(!) رائفیپور» تحت عنوان نظریهپرداز یاد میکنند که مثلا حول موضوعی تحت عنوان «گام دوم انقلاب» نظریهپردازی میکند بیآنکه در کل زندگی حرفهایاش حتی یک نظریهی ابطالپذیر یا اثباتشده به اجتماعات علمی بینالمللی ارایه کرده باشد!
✅طبیعی استکه نتیجهی همهی این کنش و واکنشهای شبهعلمی و ایستا، اوضاعی را رقم بزند که مردم و کشور عزیزمان - ایران - با آن درحال دست و پنجه گرم کردن است!
✅بر این مبادی؛ بار دیگر ششقسمت منتشرشده از مقالات یادشده را برای دوستانی که احیانا آنرا مطالعه نفرمودهاند بازنشر میکنیم تا بخشهای سپسین آن نیز پس از آمادهسازی نهایی، حضورتان تقدیم شود.
✅ما معتقدیم: "با اینکه پژوهشهای ما از مبانی ریاضی و دقت کافی برخوردارند، ولی خالی از ایراد نیز نیستند". بنابراین، از اینکه چون گذشته ما را از رهنمودهای ارشادیتان بینصیب نمیگذارید بینهایت سپاسگزاریم.
با احترام فراوان - کوروش برارپور
🔻کانال ایران و ابرچالشهای آینده - تلاشگر درجهت جایگزینی «عقل محاسب» بجای «عقل کاسب» در ایران!
@IranMetaChallenges
با تقدیم درود
✅همانگونه که مستحضرید؛ این کانال با انتشار سلسله مقالاتی با عنوان «سناریوهای ممکن، باورکردنی و محتمل از آیندهی نظام ج. ا.»، به ارایهی تحلیلهای ریاضیپایه از کارکرد آن نظام و نقد عملکرد رهبرانش پرداخته که شش قسمت از آنها در این کانال منتشر شده است.
✅بازخوردهای دریافتی حاکی از آن استکه میتوان مخاطبان این سلسله مقالات علمی و مقالات مکمل آنرا که با رویکرد هرمنوتیک انتقادی به نگارش درآمدهاند، به سه گروه دستهبندی کرد:
1⃣گروه نخست افرادی غالبا پژوهشگرند که درک دقیق و درستی از پژوهشهای اصیل و ماهیت آزاد و بیطرف بودن نگارنده دارند
2⃣گروه دوم کسانیاند که سبک نگارش و شیوهی قلمزنی نگارنده را تند و تیز و خودِ نگارنده را نیز فردی «تندرو» میدانند!!
این گروه را نیز میتوان به دو دسته تقسیم کرد:
▪️۱. افرادی که از وضع ایستا و روبهقهقرای کنونی کشور سود میبرند
▪️۲. شهروندان عادی که غالبا میپرسند: "با توجه به اینکه نوشتارهای شما قلب مافیای فساد در ایران را نشانه میگیرد و اینکه کارگردانان این مافیا نفوذ عمیقی در دستگاههای امنیتی دارند، شما را بخاطر دیدگاههای انتقادیتان دستگیر نمیکنند!"!
3⃣گروه سوم نیز کسانیاند که با دیدگاههای تحولخواهانه و نوع رویکردهای ترقیخواهانهی نگارنده که تاکید بر ایجاد تغییرات هرچند کوچک در شرایط اولیه نظام ج. ا. دارد مشکل دارند و معتقدند: "این نظام اساسا تغییرناپذیر است و باید آنرا از بیخ و بن شخم زد و براَنداخت! بنابراین دیدگاههای شما به بقای آخوندها کمک میکند، پس شما سوپاپ اطمینان نظاماید!"!
✅فارغ از درستی یا نادرستی دیدگاههای دو گروه دوم و سوم، آنچه مهم است آن استکه؛ نظام ج. ا. پس از گذشت ۴۰سال از حیات سیاسی - اجتماعیاش، هنوز از افرادی چون محمدجواد لاریجانیها بعنوان نظریهپردازانش یاد میکند!
🔸یا هرگاه بخواهد ایدئولوگهایش را به مردم معرفی کند، رحیمپور ازغدیها را به رخ ملت میکشد!
🔸و یا اخیرا نیز دارند از جوانی بهنام «استاد(!) رائفیپور» تحت عنوان نظریهپرداز یاد میکنند که مثلا حول موضوعی تحت عنوان «گام دوم انقلاب» نظریهپردازی میکند بیآنکه در کل زندگی حرفهایاش حتی یک نظریهی ابطالپذیر یا اثباتشده به اجتماعات علمی بینالمللی ارایه کرده باشد!
✅طبیعی استکه نتیجهی همهی این کنش و واکنشهای شبهعلمی و ایستا، اوضاعی را رقم بزند که مردم و کشور عزیزمان - ایران - با آن درحال دست و پنجه گرم کردن است!
✅بر این مبادی؛ بار دیگر ششقسمت منتشرشده از مقالات یادشده را برای دوستانی که احیانا آنرا مطالعه نفرمودهاند بازنشر میکنیم تا بخشهای سپسین آن نیز پس از آمادهسازی نهایی، حضورتان تقدیم شود.
✅ما معتقدیم: "با اینکه پژوهشهای ما از مبانی ریاضی و دقت کافی برخوردارند، ولی خالی از ایراد نیز نیستند". بنابراین، از اینکه چون گذشته ما را از رهنمودهای ارشادیتان بینصیب نمیگذارید بینهایت سپاسگزاریم.
با احترام فراوان - کوروش برارپور
🔻کانال ایران و ابرچالشهای آینده - تلاشگر درجهت جایگزینی «عقل محاسب» بجای «عقل کاسب» در ایران!
@IranMetaChallenges
Forwarded from ایران و اَبَرچالشهای آینده
سناریوهای ممکن، باورکردنی و محتمل از آیندهی نظام جمهوری اسلامی!
✍کوروش برارپور - پژوهشگر آزاد و کنشگر بیطرف توسعه
1⃣بخش نخست: طرح چالشهایی اساسی!
🗓۴شنبه، ۴اُم اردیبشتماه۱۳۹۸
👈اشاره: خواندن این مقالهی علمیِ پنجقسمتی به مردم و رهبران ایران و همچنین به جریانهای سیاسی مخالف یا منتقد نظام که در ادبیات رسانهای، اپوزیسیون خوانده میشوند پیشنهاد میشود. زیرا:
🔸مردم ایران، ۲۵۰۰سال استکه دارند بصورت دورهای و در خونبارترین شکل ممکن، رژیم عوض میکنند! ولی هیچگاه رژیمهای جایگزین، مطلوبِ نظر آنها نبودهاند! بههمین دلیل، رژیمهای سیاسی یا سلسلههای غالبا قبیلهایِ جایگزین، یکی پس از دیگری و به شکلهای مختلف توسط نسلی دیگر از زنجیرهی نسلی ایرانیان سرنگون شدهاند!
🔸بهسخنی دیگر، مردم ایران در طول تاریخ نشان دادهاند: «نیک میدانند چه چیزی را نمیخواهند» ولی نمیدانستهاند(و نمیدانند) که «چه چیزی را میخواهند»!
🔹در این مجموعه مقالات، ضمن اینکه تبیین میشود: «مردم ایران چه چیزهایی را نیک است بدانند تا چه چیزهایی را بخواهند(مطالبه کنند)»، به «نقاط اهرمی» برای ایجاد تغییرات بنیادی در وضع موجود کشور و در گذر از وضعِ بدِ کنونی به وضعی مطلوب، تاکیدی ویژه میشود.
♦️گفتار نخست:
✅در ادبیاتِ توسعه و مدیریت تحول و در کنکاش حول مفهوم «تغییر»؛ چهار مقوله مفهومیِ دیگر نیز توسط صاحبنظران توسعه و متخصصان مدیریت تحول مورد توجه و تاکید قرار میگیرد. این مفاهیم عبارتند از:
◽️«چشمانداز آینده از مدل یا الگوی توسعه»
◽️«دوره عمر نظام کشورداری»
◽️«سبک رهبری»
◽️«بلوغ سیاسی - اجتماعیِ جامعه(شامل مردم و رهبران)».
✅معمولا رسم بر آن استکه رهبران هر انقلابی پس از پیروزی و سرنگونی رژیم یا نظام پیشین، چند اقدام مهم و استراتژیک زیر را بطور همزمان یا به توالی در دوران گذار مورد توجه قرار میدهند تا وضع مطلوب استقرار یابد و در ادامه، به تثبیت برسد. این مجموعه اقدامات عبارتند از:
1⃣چشماندازسازی از آینده: ساختن برای ماندن
2⃣نظامسازی(رژیمسازی): ساختن برای پیشرفتن
3⃣رهبرسازی: ساختن برای ساختن
4⃣دولت - ملتسازی: ساختن برای زادَن(و نه زاییدن)
5⃣تغییر مستمر بر مبنای تحولات جهانی
✅در واقع، انقلابهایی که پنج اقدام استراتژیک بالا را در دستور کار خود قرار داده باشند و درطول زمان(و بطور درونزا) به اصلاح مستمر دستاوردهای خود بپردازند نه تنها دستاوردهای آنها حفظ میشود بلکه موجب رشد و اعتلای جامعهی هدفی میشوند که رهبرانش بر آن حکم میرانند.
✅حال پرسش اساسی آن استکه؛ آیا انقلاب ۱۳۵۷ ایران که بعدها انقلاب اسلامی نام گرفت، از مجموعه ویژگیهای بالا برخوردار است؟
✅یعنی:
🔸آیا جامعهی پساانقلاب ایران دارای یک چشمانداز مثبت، شفاف و پرجزئیاتی از آینده بوده و هست؟
◽️اگر آری! چرا در ۱۳۸۴ و ۲۷سال پس از انقلاب، چنین چشماندازی طراحی و تبیین شده؟!
◽️آیا این چشمانداز برآمده از متن و بَطن جامعه بوده؟ یا نه! بازتابدهندهی دیدگاههای فردی یا گروهیِ طیف خاصی از جامعهی ملی ایران بوده؟
◽️به فرضِ مثبت و برانگیزاننده بودن تصویربزرگ این چشمانداز، چرا به لایههای میانی مدیریتی و طبقات زیرین اجتماعی ایران منتقل نشده؟!
◽️باتوجه به اینکه بیشتر ایرانیان اعم از لایههای مدیریتی و طبقات گوناگون اجتماعی، کمترین آگاهیای از کلیات و جزئیات چشمانداز ملی کشورشان ندارند، آیا واقعا تصویربزرگ این چشمانداز، «ساختنی را برای ماندن» نشانه رفته است؟!
🔸پرسش سپسین آن استکه: آیا ایجاد و استقرار نظام جمهوری اسلامی که برآمده از قانون اساسی پساانقلاب است و در ۱۲اُم فروردینماه ۱۳۵۸ نیز توسط اکثریتِ نسل اولِ انقلاب مورد پذیرش قرار گرفت؛ مورد تایید نسل دوم و سوم پس از انقلاب نیز هست؟
◽️رهبران جمهوری اسلامی با چسباندن پسوند اسلام به نظام سیاسیِ پساپهلوی، مدعی مکتبی نوین در عرصه سیاسی - اقتصادی بودهاند که آنرا از دو مکتب کمونیسم شرق و سرمایهداری غرب متمایز میکند!
◽️براین اساس، پرسش اساسی آن استکه: پس چرا رهبران ایران ۳۰سال پس از ایجاد نظام جمهوری اسلامی، با ایجاد مرکز ایرانی - اسلامی پیشرفت در ۱۳۸۸، به فکر طراحی الگو افتادهاند؟!
◽️این مرکز قرار است چه دستاورد نوینی را ارایه دهد که بشریت(بویژه جهان مدرن) تاکنون تجربه نکرده:
▪️پارادایم؟!
▪️مکتب؟!
▪️الگو؟!
▪️یا مدل؟!
◽️باتوجه به پرسشهای بالا، آیا نظام جمهوری اسلامی قادر است «ساختنی را هدف قرار دهد که نتیجهاش پیشرفت ایران» باشد؟
🔸باتوجه به اینکه میانگین سن رهبران غالبا سالخورده و مدیران و فرماندهان غالبا کهنسال ایران بالای ۶۵سال است، آیا میتوان با این ظرفیتهای غالبا پیر، ایدهی «ساختن برای ساختن» را تحقق بخشید؟ آیا رهبران ایران اساسا به نسل پس از خود اعتقاد و اعتمادی دارند؟!
👈 ادامه دارد ...
🔻کانال ایران و ابرچالشهای آینده
@IranMetaChallenges
✍کوروش برارپور - پژوهشگر آزاد و کنشگر بیطرف توسعه
1⃣بخش نخست: طرح چالشهایی اساسی!
🗓۴شنبه، ۴اُم اردیبشتماه۱۳۹۸
👈اشاره: خواندن این مقالهی علمیِ پنجقسمتی به مردم و رهبران ایران و همچنین به جریانهای سیاسی مخالف یا منتقد نظام که در ادبیات رسانهای، اپوزیسیون خوانده میشوند پیشنهاد میشود. زیرا:
🔸مردم ایران، ۲۵۰۰سال استکه دارند بصورت دورهای و در خونبارترین شکل ممکن، رژیم عوض میکنند! ولی هیچگاه رژیمهای جایگزین، مطلوبِ نظر آنها نبودهاند! بههمین دلیل، رژیمهای سیاسی یا سلسلههای غالبا قبیلهایِ جایگزین، یکی پس از دیگری و به شکلهای مختلف توسط نسلی دیگر از زنجیرهی نسلی ایرانیان سرنگون شدهاند!
🔸بهسخنی دیگر، مردم ایران در طول تاریخ نشان دادهاند: «نیک میدانند چه چیزی را نمیخواهند» ولی نمیدانستهاند(و نمیدانند) که «چه چیزی را میخواهند»!
🔹در این مجموعه مقالات، ضمن اینکه تبیین میشود: «مردم ایران چه چیزهایی را نیک است بدانند تا چه چیزهایی را بخواهند(مطالبه کنند)»، به «نقاط اهرمی» برای ایجاد تغییرات بنیادی در وضع موجود کشور و در گذر از وضعِ بدِ کنونی به وضعی مطلوب، تاکیدی ویژه میشود.
♦️گفتار نخست:
✅در ادبیاتِ توسعه و مدیریت تحول و در کنکاش حول مفهوم «تغییر»؛ چهار مقوله مفهومیِ دیگر نیز توسط صاحبنظران توسعه و متخصصان مدیریت تحول مورد توجه و تاکید قرار میگیرد. این مفاهیم عبارتند از:
◽️«چشمانداز آینده از مدل یا الگوی توسعه»
◽️«دوره عمر نظام کشورداری»
◽️«سبک رهبری»
◽️«بلوغ سیاسی - اجتماعیِ جامعه(شامل مردم و رهبران)».
✅معمولا رسم بر آن استکه رهبران هر انقلابی پس از پیروزی و سرنگونی رژیم یا نظام پیشین، چند اقدام مهم و استراتژیک زیر را بطور همزمان یا به توالی در دوران گذار مورد توجه قرار میدهند تا وضع مطلوب استقرار یابد و در ادامه، به تثبیت برسد. این مجموعه اقدامات عبارتند از:
1⃣چشماندازسازی از آینده: ساختن برای ماندن
2⃣نظامسازی(رژیمسازی): ساختن برای پیشرفتن
3⃣رهبرسازی: ساختن برای ساختن
4⃣دولت - ملتسازی: ساختن برای زادَن(و نه زاییدن)
5⃣تغییر مستمر بر مبنای تحولات جهانی
✅در واقع، انقلابهایی که پنج اقدام استراتژیک بالا را در دستور کار خود قرار داده باشند و درطول زمان(و بطور درونزا) به اصلاح مستمر دستاوردهای خود بپردازند نه تنها دستاوردهای آنها حفظ میشود بلکه موجب رشد و اعتلای جامعهی هدفی میشوند که رهبرانش بر آن حکم میرانند.
✅حال پرسش اساسی آن استکه؛ آیا انقلاب ۱۳۵۷ ایران که بعدها انقلاب اسلامی نام گرفت، از مجموعه ویژگیهای بالا برخوردار است؟
✅یعنی:
🔸آیا جامعهی پساانقلاب ایران دارای یک چشمانداز مثبت، شفاف و پرجزئیاتی از آینده بوده و هست؟
◽️اگر آری! چرا در ۱۳۸۴ و ۲۷سال پس از انقلاب، چنین چشماندازی طراحی و تبیین شده؟!
◽️آیا این چشمانداز برآمده از متن و بَطن جامعه بوده؟ یا نه! بازتابدهندهی دیدگاههای فردی یا گروهیِ طیف خاصی از جامعهی ملی ایران بوده؟
◽️به فرضِ مثبت و برانگیزاننده بودن تصویربزرگ این چشمانداز، چرا به لایههای میانی مدیریتی و طبقات زیرین اجتماعی ایران منتقل نشده؟!
◽️باتوجه به اینکه بیشتر ایرانیان اعم از لایههای مدیریتی و طبقات گوناگون اجتماعی، کمترین آگاهیای از کلیات و جزئیات چشمانداز ملی کشورشان ندارند، آیا واقعا تصویربزرگ این چشمانداز، «ساختنی را برای ماندن» نشانه رفته است؟!
🔸پرسش سپسین آن استکه: آیا ایجاد و استقرار نظام جمهوری اسلامی که برآمده از قانون اساسی پساانقلاب است و در ۱۲اُم فروردینماه ۱۳۵۸ نیز توسط اکثریتِ نسل اولِ انقلاب مورد پذیرش قرار گرفت؛ مورد تایید نسل دوم و سوم پس از انقلاب نیز هست؟
◽️رهبران جمهوری اسلامی با چسباندن پسوند اسلام به نظام سیاسیِ پساپهلوی، مدعی مکتبی نوین در عرصه سیاسی - اقتصادی بودهاند که آنرا از دو مکتب کمونیسم شرق و سرمایهداری غرب متمایز میکند!
◽️براین اساس، پرسش اساسی آن استکه: پس چرا رهبران ایران ۳۰سال پس از ایجاد نظام جمهوری اسلامی، با ایجاد مرکز ایرانی - اسلامی پیشرفت در ۱۳۸۸، به فکر طراحی الگو افتادهاند؟!
◽️این مرکز قرار است چه دستاورد نوینی را ارایه دهد که بشریت(بویژه جهان مدرن) تاکنون تجربه نکرده:
▪️پارادایم؟!
▪️مکتب؟!
▪️الگو؟!
▪️یا مدل؟!
◽️باتوجه به پرسشهای بالا، آیا نظام جمهوری اسلامی قادر است «ساختنی را هدف قرار دهد که نتیجهاش پیشرفت ایران» باشد؟
🔸باتوجه به اینکه میانگین سن رهبران غالبا سالخورده و مدیران و فرماندهان غالبا کهنسال ایران بالای ۶۵سال است، آیا میتوان با این ظرفیتهای غالبا پیر، ایدهی «ساختن برای ساختن» را تحقق بخشید؟ آیا رهبران ایران اساسا به نسل پس از خود اعتقاد و اعتمادی دارند؟!
👈 ادامه دارد ...
🔻کانال ایران و ابرچالشهای آینده
@IranMetaChallenges
Forwarded from ایران و اَبَرچالشهای آینده
سناریوهای ممکن، باورکردنی و محتمل از آیندهی نظام جمهوریاسلامی!
🔹کوروش برارپور - پژوهشگر آزاد و کنشگر بیطرف توسعه در کانال ایران و ابرچالشهای آینده به نقد علمی و مبتنی بر رَوش از کارکرد نظام جمهوری اسلامی و تفسیر انتقادی از عملکرد رهبرانش(آیتالله خمینی و خامنهای) میپردازد.
🔹وی در مقدمهی این سلسله مقالات ده قسمتی، خواندن آنها را به مردم و رهبران ایران و همچنین به منتقدان و مخالفان نظام که در ادبیات رسانه، اپوزوسیون خوانده میشوند، توصیه میکند.
👈 درصورتیکه این سلسله مقالات را درجهت آگاهیبخشی عمومیِ جامعه مفید و موثر میدانید، آنرا به دیگر هممیهنانمان(و بویژه به رهبری نظام) «همرسانی» بفرمایید.
🔻کانال ایران و ابرچالشهای آینده - تبیینگر سناریوهای روشن، مثبت و پرجزئیات از آیندهی ایران
@IranMetaChallenges
🔹کوروش برارپور - پژوهشگر آزاد و کنشگر بیطرف توسعه در کانال ایران و ابرچالشهای آینده به نقد علمی و مبتنی بر رَوش از کارکرد نظام جمهوری اسلامی و تفسیر انتقادی از عملکرد رهبرانش(آیتالله خمینی و خامنهای) میپردازد.
🔹وی در مقدمهی این سلسله مقالات ده قسمتی، خواندن آنها را به مردم و رهبران ایران و همچنین به منتقدان و مخالفان نظام که در ادبیات رسانه، اپوزوسیون خوانده میشوند، توصیه میکند.
👈 درصورتیکه این سلسله مقالات را درجهت آگاهیبخشی عمومیِ جامعه مفید و موثر میدانید، آنرا به دیگر هممیهنانمان(و بویژه به رهبری نظام) «همرسانی» بفرمایید.
🔻کانال ایران و ابرچالشهای آینده - تبیینگر سناریوهای روشن، مثبت و پرجزئیات از آیندهی ایران
@IranMetaChallenges
ایران و اَبَرچالشهای آینده pinned «اعضای ارجمند کانال ایران و ابرچالشهای آینده با تقدیم درود ✅همانگونه که مستحضرید؛ این کانال با انتشار سلسله مقالاتی با عنوان «سناریوهای ممکن، باورکردنی و محتمل از آیندهی نظام ج. ا.»، به ارایهی تحلیلهای ریاضیپایه از کارکرد آن نظام و نقد عملکرد رهبرانش…»
Forwarded from کمپپرِس
صعود انفرادی و چهارروزه به علمکوه از طولانیترین خطالراس آن منطقه با ۷۰کیلومتر پیمایش(۱)
♌️مسیر صعود: خطالراسِ شاملِ قلههای اصلیِ: شاهعلمدار - کُرچِم - ماسِمور - دیوچال - اَبیدَر - هِسارچال - علمکوه
🔹گزارش روز نخست:
✅این برنامه صعود راس ساعت ۱۷:۳۰ روز پنجشنبه ۳اُم امرداد ۱۳۹۸ و از ارتفاع ۱۴۰۰متری، از دهکده اسپندکلا آغازشد. پس از گذر از مسیر جنگلی پیقلعه، راس ساعت ۲۰:۲۰ در گاوسرای کورچانی، مورد استقبال آقای کاویانی قرار گرفتم.
✅ساعت ۰۶:۳۰بامداد جمعه با کولهای بهوزن ۲۷کیلو بهسمت قله شاهعلمدار(۳۱۵۰متر) حرکت کردم و حدود ساعت ۰۸:۰۰ بر فراز آن قله ایستادم.
✅پس از گذر از قلههای کَلِکَت، پَلیبَکَت و گُورِد، حدود ساعت۱۴:۰۰ بر فراز قله حدودا ۴۰۰۰متری کُرچِم ایستادم و پس از گذر از قلههای تندیرَک و ریاط، بر فراز ماسمور(۴۱۵۰متر) ایستادم و پس از کمکردن ارتفاع، مهمان آقای منصوری در گوسفندسرای میانچال در مرتع خوشآبکش بودم.
🔹گزارش روز دوم: پس از استراحت دادن به بدنم در روز شنبه، عصر همانروز ارتفاع گرفتم و شب را در گوسفندسرای دیوچال مهمان آقایان فقیه بودم.
✍کوروش برارپور
@kamppress
@IranMetaChallenges
♌️مسیر صعود: خطالراسِ شاملِ قلههای اصلیِ: شاهعلمدار - کُرچِم - ماسِمور - دیوچال - اَبیدَر - هِسارچال - علمکوه
🔹گزارش روز نخست:
✅این برنامه صعود راس ساعت ۱۷:۳۰ روز پنجشنبه ۳اُم امرداد ۱۳۹۸ و از ارتفاع ۱۴۰۰متری، از دهکده اسپندکلا آغازشد. پس از گذر از مسیر جنگلی پیقلعه، راس ساعت ۲۰:۲۰ در گاوسرای کورچانی، مورد استقبال آقای کاویانی قرار گرفتم.
✅ساعت ۰۶:۳۰بامداد جمعه با کولهای بهوزن ۲۷کیلو بهسمت قله شاهعلمدار(۳۱۵۰متر) حرکت کردم و حدود ساعت ۰۸:۰۰ بر فراز آن قله ایستادم.
✅پس از گذر از قلههای کَلِکَت، پَلیبَکَت و گُورِد، حدود ساعت۱۴:۰۰ بر فراز قله حدودا ۴۰۰۰متری کُرچِم ایستادم و پس از گذر از قلههای تندیرَک و ریاط، بر فراز ماسمور(۴۱۵۰متر) ایستادم و پس از کمکردن ارتفاع، مهمان آقای منصوری در گوسفندسرای میانچال در مرتع خوشآبکش بودم.
🔹گزارش روز دوم: پس از استراحت دادن به بدنم در روز شنبه، عصر همانروز ارتفاع گرفتم و شب را در گوسفندسرای دیوچال مهمان آقایان فقیه بودم.
✍کوروش برارپور
@kamppress
@IranMetaChallenges
Forwarded from کمپپرِس
صعود انفرادی و چهارروزه به علمکوه از طولانیترین خطالراس آن منطقه با ۷۰کیلومتر پیمایش(۲)
🔹روز سوم:
✅ساعت۰۶:۳۰بامداد از غار ماشِلِکِر (۳۸۰۰متر) بهسمت قله دیوچال(۴۲۰۰متر) راه افتادم و راس ساعت ۰۸:۳۵ بر فراز آن قله ایستادم.
✅زمانیکه بر فراز دیوچال ایستادم، کوه با عظمت و پراُبهتی را پیشِروی خودم دیدم و فکر میکردم قله اصلی دیوچال است، درحالیکه ابیدر بود!
✅میان دیوچال و ابیدر، دو قله تیغهای و سختگذر وجود داشت که به خطراس ماسمور وصل میشد و مسیر صعود به ابیدر را بسیار دشوار میکرد. درنهایت، پس از دستبهسنگ شدن و گذشتن از صخرهای حدودا ۳۵متری، دهلیز یخی میان دو قلهی تیغهای را پشتسر گذاشتم و خودم را به گردنهی قله ابیدر رساندم. ساعت۱۰:۳۰ بود که بر فراز قلهی مغرور ابیدر(۴۴۰۰متر) ایستادم.
✅از اینجای مسیر، باید طبق پاکوب کلبزهای منطقه پیش میرفتم، زیرا از خطالراس ابیدر تا هسارچال، هیچ ردپایی از آدمیزاد وجود ندارد!
✅با کمکردن ارتفاع و با گذر از کنارگذر مسیر تیغهای و غالبا ریزشیِ خطالراسها، بر فراز خرمدشت که رسیدم، ردّ کلبزها را گم کردم و به بنبست رسیدم!
✍کوروش برارپور
@kamppress
@IranMetaChallenges
🔹روز سوم:
✅ساعت۰۶:۳۰بامداد از غار ماشِلِکِر (۳۸۰۰متر) بهسمت قله دیوچال(۴۲۰۰متر) راه افتادم و راس ساعت ۰۸:۳۵ بر فراز آن قله ایستادم.
✅زمانیکه بر فراز دیوچال ایستادم، کوه با عظمت و پراُبهتی را پیشِروی خودم دیدم و فکر میکردم قله اصلی دیوچال است، درحالیکه ابیدر بود!
✅میان دیوچال و ابیدر، دو قله تیغهای و سختگذر وجود داشت که به خطراس ماسمور وصل میشد و مسیر صعود به ابیدر را بسیار دشوار میکرد. درنهایت، پس از دستبهسنگ شدن و گذشتن از صخرهای حدودا ۳۵متری، دهلیز یخی میان دو قلهی تیغهای را پشتسر گذاشتم و خودم را به گردنهی قله ابیدر رساندم. ساعت۱۰:۳۰ بود که بر فراز قلهی مغرور ابیدر(۴۴۰۰متر) ایستادم.
✅از اینجای مسیر، باید طبق پاکوب کلبزهای منطقه پیش میرفتم، زیرا از خطالراس ابیدر تا هسارچال، هیچ ردپایی از آدمیزاد وجود ندارد!
✅با کمکردن ارتفاع و با گذر از کنارگذر مسیر تیغهای و غالبا ریزشیِ خطالراسها، بر فراز خرمدشت که رسیدم، ردّ کلبزها را گم کردم و به بنبست رسیدم!
✍کوروش برارپور
@kamppress
@IranMetaChallenges
Forwarded from کمپپرِس
صعود انفرادی و چهارروزه به علمکوه از طولانیترین خطالراس آن منطقه با ۷۰کیلومتر پیمایش(۳)
🔹روز سوم(ادامه):
✅پس از برخورد با بنبست، مجبور به کمکردن ارتفاع از دهلیزی شدم که مرا به گوسفندسرای احسانی در خرمدشت میرساند. حدود ساعت ۱۸:۰۰ به آنجا رسیدم و مورد مهر برادران احسانی قرار گرفتم. بدلیل خستگی خیلیزیاد، شب را زود به استراحت گذراندم.
🔹روز چهارم(۲شنبه):
✅ساعت۰۷:۰۰بامداد، خرمدشت را به مقصد قله علمکوه ترک کردم و درنهایت توانستم ساعت۱۱:۳۰ بر فراز قله علمکوه قرار بگیرم.
🔸درسهایی از این صعود:
1⃣صعود به علمکوه از خطالراس یادشده، از نوع صعودهای مقاومتی است. یعنی هم قدرتی است، هم استقامتی و هم سرعتی. بنابراین در صعودهای مقاومتی؛ شش رکن تکنیک، تمرین، تجهیزات، تغذیه، ریسک و استراحت را جدی بگیریم.
2⃣خطالراس اَبیدر به تنگِگَلی از آنچه که ما آنرا وحشی میبینیم، بسیار وحشیتر است. بنابراین ضمن حفظ روحیهی ماجراجویی، بدنبال قهرمانبازی نباشیم و حتما آنرا تحت حمایت گروه، صعود کنیم.
☯باسپاس از آقایان: کاویانی، منصوری، فقیه و احسانی که مرا مورد مهرشان قرار دادند.
✍کوروش برارپور
@kamppress
@IranMetaChallenges
🔹روز سوم(ادامه):
✅پس از برخورد با بنبست، مجبور به کمکردن ارتفاع از دهلیزی شدم که مرا به گوسفندسرای احسانی در خرمدشت میرساند. حدود ساعت ۱۸:۰۰ به آنجا رسیدم و مورد مهر برادران احسانی قرار گرفتم. بدلیل خستگی خیلیزیاد، شب را زود به استراحت گذراندم.
🔹روز چهارم(۲شنبه):
✅ساعت۰۷:۰۰بامداد، خرمدشت را به مقصد قله علمکوه ترک کردم و درنهایت توانستم ساعت۱۱:۳۰ بر فراز قله علمکوه قرار بگیرم.
🔸درسهایی از این صعود:
1⃣صعود به علمکوه از خطالراس یادشده، از نوع صعودهای مقاومتی است. یعنی هم قدرتی است، هم استقامتی و هم سرعتی. بنابراین در صعودهای مقاومتی؛ شش رکن تکنیک، تمرین، تجهیزات، تغذیه، ریسک و استراحت را جدی بگیریم.
2⃣خطالراس اَبیدر به تنگِگَلی از آنچه که ما آنرا وحشی میبینیم، بسیار وحشیتر است. بنابراین ضمن حفظ روحیهی ماجراجویی، بدنبال قهرمانبازی نباشیم و حتما آنرا تحت حمایت گروه، صعود کنیم.
☯باسپاس از آقایان: کاویانی، منصوری، فقیه و احسانی که مرا مورد مهرشان قرار دادند.
✍کوروش برارپور
@kamppress
@IranMetaChallenges
Forwarded from کمپپرِس
صعود انفرادی و چهارروزه به علمکوه از طولانیترین خطالراس آن منطقه با ۷۰کیلومتر پیمایش(۴)
🔸هدف از این صعود:
1⃣یاریجویی از طبیعت علمکوه برای بیشینهسازی توان ریسکپذیری نگارنده در عرصهی کنشهای مدنیاش
2⃣راستآزمایی مدلِ مدیریت تغییر کِرت لِوین در حوزهی ورزش کوهنوردی
✅مدل مفهومیِ کرت لوین در سه مرحلهی زیر قابل اجراست:
1⃣آبکردن چربیهای مزاحم (Unfreezing)
2⃣تقویت عضلات پیشرانِ صعود و ایجاد تغییر در رفتار آنها
(Changing to behavior)
3⃣تثبیت رفتار جدید عضلاتِ پیشرانِ صعود و سرکوب چربیهای مزاحم و مقاوم در برابر تغییر(Refreezing)
✅مدل سهمرحلهای کِرت لِوین در دنیای مدیریت سازمان و مدیریت نظامهای کشورداری نیز شناخته شده است که در مدیریت سازمان و مدیریت کشورداری:
۱. در مرحله نخست، نیروهای مقاوم در برابر تغییر، خنثی میشوند
۲. در مرحله دوم، نیروهای پیشران تغییر، تقویت میشوند
۳. در مرحله سوم، رفتار جدید اجزای سیستم که بر پایهی نظریههای یادگیری شکل گرفته است، تثبیت میشود
✍کوروش برارپور
👈درصورت تمایل، فیلمهای صعود را نیز میتوانید ازطریق دو لینک زیر ملاحظه بفرمایید:
@kamppress
@IranMetaChallenges
🔸هدف از این صعود:
1⃣یاریجویی از طبیعت علمکوه برای بیشینهسازی توان ریسکپذیری نگارنده در عرصهی کنشهای مدنیاش
2⃣راستآزمایی مدلِ مدیریت تغییر کِرت لِوین در حوزهی ورزش کوهنوردی
✅مدل مفهومیِ کرت لوین در سه مرحلهی زیر قابل اجراست:
1⃣آبکردن چربیهای مزاحم (Unfreezing)
2⃣تقویت عضلات پیشرانِ صعود و ایجاد تغییر در رفتار آنها
(Changing to behavior)
3⃣تثبیت رفتار جدید عضلاتِ پیشرانِ صعود و سرکوب چربیهای مزاحم و مقاوم در برابر تغییر(Refreezing)
✅مدل سهمرحلهای کِرت لِوین در دنیای مدیریت سازمان و مدیریت نظامهای کشورداری نیز شناخته شده است که در مدیریت سازمان و مدیریت کشورداری:
۱. در مرحله نخست، نیروهای مقاوم در برابر تغییر، خنثی میشوند
۲. در مرحله دوم، نیروهای پیشران تغییر، تقویت میشوند
۳. در مرحله سوم، رفتار جدید اجزای سیستم که بر پایهی نظریههای یادگیری شکل گرفته است، تثبیت میشود
✍کوروش برارپور
👈درصورت تمایل، فیلمهای صعود را نیز میتوانید ازطریق دو لینک زیر ملاحظه بفرمایید:
@kamppress
@IranMetaChallenges
Forwarded from ایران و اَبَرچالشهای آینده
سناریوهای ممکن، باورکردنی و محتمل از آیندهی نظام جمهوری اسلامی!
✍کوروش برارپور - پژوهشگر آزاد و کنشگر بیطرف توسعه
2⃣بخش دوم: طرح چالشهای تکمیلی!
🗓۴شنبه، ۱۱اُم اردیبشتماه۱۳۹۸
✅در بخش نخست از این سلسله مقالات اشاره شد:
🔸نظامهای سیاسیِ نوپا برای اینکه بتوانند پابرجا بمانند و زمینههای پیشرفت را برای جامعه هدف ِحکمرانیشان فراهم آورند، باید شش اقدام مهم و استراتژیک زیر را در دورهی ایجاد از چرخهی حیات سیاسی - اجتماعیشان در دستور کار قرار دهند. این مجموعه اقدامات عبارتند از:
1⃣چشماندازسازی از آینده: ساختن برای ماندن
2⃣نظامسازی(رژیمسازی): ساختن برای پیشرفتن
3⃣رهبرسازی: ساختن برای ساختن
4⃣دولت - ملتسازی: ساختن برای زادَن(و نه زاییدن)
5⃣تغییر مستمر بر مبنای تحولات جهانی
6⃣تمدنسازی: ساختن برای غرورآفریدن
✅اما مهمترین دستاورد این مجموعه اقدامات، باید «تمدنسازی» برای جامعهای باشد که بر آن حکم رانده میشود. بهرغم اینکه پنج اقدام نخست از جنس هدف(Goal) و برونداد(Output)اند، ولی اقدام ششم، یعنی «تمدنسازی» از جنس دستاورد(Outcome) است.
✅جهت روشن شدن تفاوت ماهوی میان سه مفهوم «هدف»، «برونداد» و «دستاورد» میتوان با طراحی گزارههای پرسشی زیر، ساختار کارکردیِ کسبوکار یک نانوا را مثال زد:
◽️پرسش:«هدف» یک نانوا چگونه تعریف و تبیین میشود؟
▪️پاسخ: بیشینهسازی سود و کمینهسازی زیان!
◽️پرسش: «برونداد» قابل انتظار از تلاشهای یک نانوا چه بایدباشد؟
▪️پاسخ: نان ارزان و باکیفیت، سرعت عمل بالا، و احترام به مشتریان! و یا:
Quality, Service, Price, Time(QSPT)
◽️«دستاورد» قابل انتظار از تلاقیِ اهداف و برونداد نانوا چه باید باشد؟
▪️پاسخ: سیرکردن شکم مردم(مشتریان)
◽️پرسش: آیا نانوا هیچگاه درطول فعالیتهایش به مقولهی سیرکردن شکم مردم فکر میکند؟
▪️پاسخ: خیر! ولی اگر نانوا بتواند اهدافی را که برای کسبوکارش تعریف کرده به برونداد مورد انتظارش نزدیک کند، دستاوردی که جامعه از عملکردش انتظار دارد خودبخود رقم خواهد خورد.
✅گرچه ارزیابی عملکرد یک نظام کشورداری در مقایسه با عملکرد یک نانوا تفاوتهایی با یکدیگر دارند ولی به لحاظ روشی، چارچوبهای نظری همانی است که گفته شد.
✅بهسخنی دیگر، برای اینکه بتوان عملکرد نظام جمهوری اسلامی را حول پنج مولفه «چشماندازسازی»، «نظامسازی»، «رهبرسازی»، «دولت - ملتسازی» و «تغییرپذیری» مورد ارزیابی قرار داد، کافیست عملکردش حول «تمدنسازی» پایش شود.
✅برای این منظور، کافیست با طرح گزارههای پرسشی، به چالشهای زیر پاسخ داد:
🔸پرسش: مولفههای تمدنساز برای هر جامعه چه مقولههایی هستند؟
🔹پاسخ: علم، تولید(صنعت و فناوری)، فرهنگ، هنر، معماری، زبان و زمان.
🔸پرسش: آیا چشمانداز ملی ایران که مدعی است: "ایران در افق زمانی ۱۴۰۴ به لحاظ علمی، فناوری و اقتصادی قدرت شماره یک منطقهی آسیای جنوبغربی خواهد بود"، از ویژگیهای یک چشمانداز تمدنساز برخوردار است؟
🔹پاسخ: آری!
🔸آیا نظام جمهوری اسلامی، یک نظام چشماندازپرداز است؟
🔹خیر!
🔸آیا رهبر جمهوری اسلامی - آیتالله علی خامنهای، یک رهبر چشماندازپرداز است؟
🔹خیر!
🔸آیا جمهوری اسلامی در جهت ساختن تمدنی که بیشینهسازی غرور ملی ایرانیان را هدف قرار داده باشد گام برمیدارد؟
🔹خیر!
🔸چطور ممکن است چشمانداز ملی ایران در ۱۳۸۴، توسط رهبری نظام به کلیهی دستگاهها ابلاغ شده باشد، ولی کمترین اقبالی به اجرایی شدن مفاد آن نشان داده نشده باشد؟!
🔹بهدلیل «ضعف رهبری نظام در گذشته»!
🔸آیا بیتوجهی و نادیدهانگاری دستگاهها و مسئولان نظام نسبت به دستورات و تاکیدات رهبری برای اجرایی کردن مفاد سندچشمانداز ملی، نشان از «فلجِ سیستمی» و «ضعف پیروی» در جامعه دارد؟
🔹آری!
🔸باتوجه به اینکه نظام طی ۴۰سال گذشته تاکنون، بجای «دولت-ملتسازی» بر «امتگرایی» تمرکز داشته، آیا رهبرانش میتوانند مدعی تمدنسازی در ۴۰سال دوم از چرخه حیات سیاسی - اجتماعیاش باشند؟
🔹خیر!
🔸آیا کمترین نشانهای از پیشرانهای دولت-ملتسازی در رفتارهای دولتهای غالبا رانتی-نفتی و مردمان غالبا معترض ایران قابل مشاهده است؟
🔹خیر!
🔸آیا سه استراتژیِ «امتگرایی»، «استکبارستیزی» و «اسراییل مَحوکنیِ» رهبران و نظامیان ایران کمترین بهرهای را جهت تمدنسازی و غرورآفرینیِ ایرانیان رقم میزند؟
🔹خیر!
🔸آیا سه استراتژیِ یادشده بالا از مصداقهای بارز «تمرکزِ منهای فرصت»اند؟
🔹آری!
🔸آیا سه استراتژی یادشده به نقاط شکست خود نزدیک شدهاند؟ به چه دلایلی؟
🔹آری! و به دلایل زیر:
1⃣آرمانهای مبهم و ایدههای اشتباه رهبران نظام
2⃣تمرکزِ منهای فرصت
3⃣ضعف رهبری نظام در گذشته(و اکنون)
4⃣فلجِ سیستمی
5⃣ضعف پیرویِ مردم و مسئولان از رهبری در زمان اکنون، در عمل به چشمانداز و شعارهای سالانه
👈 ادامه دارد ...
🔻کانال ایران و ابرچالشهای آینده
@IranMetaChallenges
✍کوروش برارپور - پژوهشگر آزاد و کنشگر بیطرف توسعه
2⃣بخش دوم: طرح چالشهای تکمیلی!
🗓۴شنبه، ۱۱اُم اردیبشتماه۱۳۹۸
✅در بخش نخست از این سلسله مقالات اشاره شد:
🔸نظامهای سیاسیِ نوپا برای اینکه بتوانند پابرجا بمانند و زمینههای پیشرفت را برای جامعه هدف ِحکمرانیشان فراهم آورند، باید شش اقدام مهم و استراتژیک زیر را در دورهی ایجاد از چرخهی حیات سیاسی - اجتماعیشان در دستور کار قرار دهند. این مجموعه اقدامات عبارتند از:
1⃣چشماندازسازی از آینده: ساختن برای ماندن
2⃣نظامسازی(رژیمسازی): ساختن برای پیشرفتن
3⃣رهبرسازی: ساختن برای ساختن
4⃣دولت - ملتسازی: ساختن برای زادَن(و نه زاییدن)
5⃣تغییر مستمر بر مبنای تحولات جهانی
6⃣تمدنسازی: ساختن برای غرورآفریدن
✅اما مهمترین دستاورد این مجموعه اقدامات، باید «تمدنسازی» برای جامعهای باشد که بر آن حکم رانده میشود. بهرغم اینکه پنج اقدام نخست از جنس هدف(Goal) و برونداد(Output)اند، ولی اقدام ششم، یعنی «تمدنسازی» از جنس دستاورد(Outcome) است.
✅جهت روشن شدن تفاوت ماهوی میان سه مفهوم «هدف»، «برونداد» و «دستاورد» میتوان با طراحی گزارههای پرسشی زیر، ساختار کارکردیِ کسبوکار یک نانوا را مثال زد:
◽️پرسش:«هدف» یک نانوا چگونه تعریف و تبیین میشود؟
▪️پاسخ: بیشینهسازی سود و کمینهسازی زیان!
◽️پرسش: «برونداد» قابل انتظار از تلاشهای یک نانوا چه بایدباشد؟
▪️پاسخ: نان ارزان و باکیفیت، سرعت عمل بالا، و احترام به مشتریان! و یا:
Quality, Service, Price, Time(QSPT)
◽️«دستاورد» قابل انتظار از تلاقیِ اهداف و برونداد نانوا چه باید باشد؟
▪️پاسخ: سیرکردن شکم مردم(مشتریان)
◽️پرسش: آیا نانوا هیچگاه درطول فعالیتهایش به مقولهی سیرکردن شکم مردم فکر میکند؟
▪️پاسخ: خیر! ولی اگر نانوا بتواند اهدافی را که برای کسبوکارش تعریف کرده به برونداد مورد انتظارش نزدیک کند، دستاوردی که جامعه از عملکردش انتظار دارد خودبخود رقم خواهد خورد.
✅گرچه ارزیابی عملکرد یک نظام کشورداری در مقایسه با عملکرد یک نانوا تفاوتهایی با یکدیگر دارند ولی به لحاظ روشی، چارچوبهای نظری همانی است که گفته شد.
✅بهسخنی دیگر، برای اینکه بتوان عملکرد نظام جمهوری اسلامی را حول پنج مولفه «چشماندازسازی»، «نظامسازی»، «رهبرسازی»، «دولت - ملتسازی» و «تغییرپذیری» مورد ارزیابی قرار داد، کافیست عملکردش حول «تمدنسازی» پایش شود.
✅برای این منظور، کافیست با طرح گزارههای پرسشی، به چالشهای زیر پاسخ داد:
🔸پرسش: مولفههای تمدنساز برای هر جامعه چه مقولههایی هستند؟
🔹پاسخ: علم، تولید(صنعت و فناوری)، فرهنگ، هنر، معماری، زبان و زمان.
🔸پرسش: آیا چشمانداز ملی ایران که مدعی است: "ایران در افق زمانی ۱۴۰۴ به لحاظ علمی، فناوری و اقتصادی قدرت شماره یک منطقهی آسیای جنوبغربی خواهد بود"، از ویژگیهای یک چشمانداز تمدنساز برخوردار است؟
🔹پاسخ: آری!
🔸آیا نظام جمهوری اسلامی، یک نظام چشماندازپرداز است؟
🔹خیر!
🔸آیا رهبر جمهوری اسلامی - آیتالله علی خامنهای، یک رهبر چشماندازپرداز است؟
🔹خیر!
🔸آیا جمهوری اسلامی در جهت ساختن تمدنی که بیشینهسازی غرور ملی ایرانیان را هدف قرار داده باشد گام برمیدارد؟
🔹خیر!
🔸چطور ممکن است چشمانداز ملی ایران در ۱۳۸۴، توسط رهبری نظام به کلیهی دستگاهها ابلاغ شده باشد، ولی کمترین اقبالی به اجرایی شدن مفاد آن نشان داده نشده باشد؟!
🔹بهدلیل «ضعف رهبری نظام در گذشته»!
🔸آیا بیتوجهی و نادیدهانگاری دستگاهها و مسئولان نظام نسبت به دستورات و تاکیدات رهبری برای اجرایی کردن مفاد سندچشمانداز ملی، نشان از «فلجِ سیستمی» و «ضعف پیروی» در جامعه دارد؟
🔹آری!
🔸باتوجه به اینکه نظام طی ۴۰سال گذشته تاکنون، بجای «دولت-ملتسازی» بر «امتگرایی» تمرکز داشته، آیا رهبرانش میتوانند مدعی تمدنسازی در ۴۰سال دوم از چرخه حیات سیاسی - اجتماعیاش باشند؟
🔹خیر!
🔸آیا کمترین نشانهای از پیشرانهای دولت-ملتسازی در رفتارهای دولتهای غالبا رانتی-نفتی و مردمان غالبا معترض ایران قابل مشاهده است؟
🔹خیر!
🔸آیا سه استراتژیِ «امتگرایی»، «استکبارستیزی» و «اسراییل مَحوکنیِ» رهبران و نظامیان ایران کمترین بهرهای را جهت تمدنسازی و غرورآفرینیِ ایرانیان رقم میزند؟
🔹خیر!
🔸آیا سه استراتژیِ یادشده بالا از مصداقهای بارز «تمرکزِ منهای فرصت»اند؟
🔹آری!
🔸آیا سه استراتژی یادشده به نقاط شکست خود نزدیک شدهاند؟ به چه دلایلی؟
🔹آری! و به دلایل زیر:
1⃣آرمانهای مبهم و ایدههای اشتباه رهبران نظام
2⃣تمرکزِ منهای فرصت
3⃣ضعف رهبری نظام در گذشته(و اکنون)
4⃣فلجِ سیستمی
5⃣ضعف پیرویِ مردم و مسئولان از رهبری در زمان اکنون، در عمل به چشمانداز و شعارهای سالانه
👈 ادامه دارد ...
🔻کانال ایران و ابرچالشهای آینده
@IranMetaChallenges
Forwarded from ایران و اَبَرچالشهای آینده
سناریوهای ممکن، باورکردنی و محتمل از آیندهی نظام جمهوریاسلامی!
✍کوروش برارپور - پژوهشگر آزاد و کنشگر بیطرف توسعه
3⃣ماموریت جمهوریاسلامی چیست؟(۱)
🗓شنبه، ۱۴اُم اردیبشتماه۱۳۹۸
👈 بخش سوم از این سلسله مقالات با ادبیاتی ساده، بدین مهم میپردازد که اساسا «ماموریت» دربرگیرنده چه مبانیِ فلسفی است؟
✅در ادبیات مدیریت استراتژیک، کلیدواژهی «ماموریت» یکی از کلیدیترین واژگانی استکه ارکان جهتسازِ کشورها، دولتها(احزاب)، سازمانها و افراد را مشخص میکند.
✅نکته:
🔸برخلاف آرمانها و «چشمانداز»ها که با ارایهی تصویری روشن، شفاف، مثبت و پرجزئیات از آینده تبیین میکنند: "ما قرار است به کجا برسیم؟"
🔹«ماموریتِ» ما، به ما و به دیگران گوشزد میکند: "ما کی هستیم و اساسا چرا هستیم؟"!
✅اما درک عمیق از مبانی فلسفیِ این مفاهیم برای رهبران، سیاستگذاران، مدیران و حتی شهروندان عادیِ جوامع بسیارمهم است. چرا که درک اشتباه از آنها، ممکن است موجب ایجاد کجفهمی شود و این کجفهمیها میتواند جامعهای یا حتی نسلهایی را به کجرَوی و تباهی بکشاند!
✅مطالعهی چراییِ رخداد جنگهای تاریخ بشر(با تاکید بر جنگهای یکصدسال گذشته)، دقیقا چنین نکاتی را به ما گوشزد میکند: هیتلر، موسولینی، استالین، پینوشه، صدام، قذافی، داعش و ...، دیکتاتورهایی بودند که هرکدام درک اشتباهی از پرسش بنیادیِ «ما کی هستیم و اساسا چرا هستیم»، داشتند! بههمین دلیل، هرکدام از آنها پایهگذار شکل نوینی از فاشیسم، نژادپرستی، دیکتاتوری، تعصب و جهالت مذهبی بودند. بگونهای که مرگ میلیونها انسان بیگناه را در سراسر جهان رقم زدند!
✅درمقابل، یکی از بارزترین ویژگیهای رهبران اثربخش آن استکه بدرستی و با دقتی بالا به تبیین ارکان جهتسازِ جامعه، سازمان یا حزب تحت مدیریتشان میپردازند. یعنی یک بیانیه ماموریت؛ یک بیانیه ارزش و یک توصیف زنده، شفاف و پرجزئیاتی از آینده برای پیروان و هواداران خود ارایه میدهند.
✅یک بیانیه ماموریت در سادهترین شکل ممکن باید قادر باشد برای هفت پرسش محوری زیر، پاسخهایی روشن ارایه دهد:
1⃣چه چیز؟(What). یعنی:
◽️محصول یا خدمت ما دقیقا چیست؟
◽️فعالیتهای ما در پاسخ به کدام نیاز جامعه صورت میگیرد؟
◽️آیا محصول یا خدمت ما بر اساس کشش تقاضایی استکه از جامعه به ما منتقل شده؟(Pull)
◽️یا نه! بر اساس فشار عرضهای استکه ما به جامعه هدفمان منتقل کردهایم؟(Push)
◽️آیا محصول یا خدمتی که ما داریم عرضه میکنیم بر اساس «درکِ» ما از نیاز آشکاری استکه درجامعه وجود دارد؟
◽️یا نه! بر اساس «کشفِ» نیاز پنهانی استکه در جامعه وجود داشته؟
◽️یا نه! بر اساس «خلقِ» نیاز نوپدیدی استکه ما به جامعه معرفی کردهایم؟
2⃣چرا؟(Why):
◽️اساسا ما چرا باید چنین محصول یا خدمتی را به جامعه عرضه کنیم؟
◽️چه ضرورت یا اهمیتی دارد که ما فلان محصول یا خدمت را به جامعه عرضه کنیم؟
◽️آیا جامعه نیز دقیقا همان درکی را از چراییِ عرضه محصول و خدمت ما دارد که ما خودمان از آن داریم؟ اگر نه! چرا؟
◽️آیا عدم اقبال جامعه به محصول یا خدمت ما ریشه در نداشتن درک درستی از چیستی و چرایی آن دارد؟
◽️اگر ازسوی جامعه اقبالی به محصول یا خدمت ما نشان دادهنشده، چه الزام یا ضرورتی به ادامه عرضه آن وجوددارد؟
♦️چرا در چنین شرایطی، ضرورتِ «ایجاد تغییر در سیستم»، لازم و ضروری است؟
3⃣چه کسی؟(Who):
◽️مشتری یا مشتریان ما چه کسانی هستند؟ زنان؟ جوانان؟ نسل کنونی؟ نسل آینده(کودکان)؟ بشریت؟ ... دقیقا چه کسانی؟
◽️درصورتیکه زنان یا جوانان یا کودکان یا ....، مشتریان ما هستند، چرا چنین بخش یا بخشهایی از جامعه را بعنوان مشتریان خود، هدف قرار دادهایم؟
4⃣کجا؟(Where):
◽️بر اساس چیستی و چرایی ماهیت وجودیمان، بازار یا جامعه هدفمان دقیقا کجاست؟
◽️گسترهی جغرافیایی محصول و خدمت ما کدام مناطق را پوشش میدهد؟
◽️باتوجه به اینکه هدف هر سیستمی تعیینکنندهی مرز آن سیستم است، آیا مرز سیستمی را که داریم بر آن حکم میرانیم، بدرستی و دقیق تعریف کردهایم؟
◽️آیا مرز سیستم ما؛ محیطهای دور اعم از محیطهای سیاسی، اقتصادی، اجتماعی، تکنولوژیک و محیطزیستی را بهدرستی تمیز میدهد؟
5⃣کدام؟(Which):
◽️توجه ما باید بر کدام مزیتهایمان متمرکز باشد؟
◽️آیا شایستگیهای محوری ما پیوند محکمی را میان ماموریت و فرایندهای کلیدیمان ایجاد میکنند؟
6⃣چه وقت؟(When):
◽️ما قرار است محصول یا خدمتمان را درچه بازه زمانی و با چه سرعتی بدست مشتری یا جامعه هدفمان برسانیم تا نهایت رضایتمندی و وفاداری را برایمان درپی داشتهباشد؟ یکسال؟ ۵سال؟ ۲۰سال؟ ۴۰سال؟ ... یا هروقت(!)؟
7⃣چگونه؟(How):
◽️پس از یافتن پاسخ مناسب برای مجموعه پرسشهای بالا، حال باید به پرسش زیر پاسخ داد که:
▪چگونه قرار است محصول یا خدمتمان را به جامعه هدفمان بخورانیم؟
👈 ادامه دارد ...
🔻کانال ایران وابرچالشهای آینده
@IranMetaChallenges
✍کوروش برارپور - پژوهشگر آزاد و کنشگر بیطرف توسعه
3⃣ماموریت جمهوریاسلامی چیست؟(۱)
🗓شنبه، ۱۴اُم اردیبشتماه۱۳۹۸
👈 بخش سوم از این سلسله مقالات با ادبیاتی ساده، بدین مهم میپردازد که اساسا «ماموریت» دربرگیرنده چه مبانیِ فلسفی است؟
✅در ادبیات مدیریت استراتژیک، کلیدواژهی «ماموریت» یکی از کلیدیترین واژگانی استکه ارکان جهتسازِ کشورها، دولتها(احزاب)، سازمانها و افراد را مشخص میکند.
✅نکته:
🔸برخلاف آرمانها و «چشمانداز»ها که با ارایهی تصویری روشن، شفاف، مثبت و پرجزئیات از آینده تبیین میکنند: "ما قرار است به کجا برسیم؟"
🔹«ماموریتِ» ما، به ما و به دیگران گوشزد میکند: "ما کی هستیم و اساسا چرا هستیم؟"!
✅اما درک عمیق از مبانی فلسفیِ این مفاهیم برای رهبران، سیاستگذاران، مدیران و حتی شهروندان عادیِ جوامع بسیارمهم است. چرا که درک اشتباه از آنها، ممکن است موجب ایجاد کجفهمی شود و این کجفهمیها میتواند جامعهای یا حتی نسلهایی را به کجرَوی و تباهی بکشاند!
✅مطالعهی چراییِ رخداد جنگهای تاریخ بشر(با تاکید بر جنگهای یکصدسال گذشته)، دقیقا چنین نکاتی را به ما گوشزد میکند: هیتلر، موسولینی، استالین، پینوشه، صدام، قذافی، داعش و ...، دیکتاتورهایی بودند که هرکدام درک اشتباهی از پرسش بنیادیِ «ما کی هستیم و اساسا چرا هستیم»، داشتند! بههمین دلیل، هرکدام از آنها پایهگذار شکل نوینی از فاشیسم، نژادپرستی، دیکتاتوری، تعصب و جهالت مذهبی بودند. بگونهای که مرگ میلیونها انسان بیگناه را در سراسر جهان رقم زدند!
✅درمقابل، یکی از بارزترین ویژگیهای رهبران اثربخش آن استکه بدرستی و با دقتی بالا به تبیین ارکان جهتسازِ جامعه، سازمان یا حزب تحت مدیریتشان میپردازند. یعنی یک بیانیه ماموریت؛ یک بیانیه ارزش و یک توصیف زنده، شفاف و پرجزئیاتی از آینده برای پیروان و هواداران خود ارایه میدهند.
✅یک بیانیه ماموریت در سادهترین شکل ممکن باید قادر باشد برای هفت پرسش محوری زیر، پاسخهایی روشن ارایه دهد:
1⃣چه چیز؟(What). یعنی:
◽️محصول یا خدمت ما دقیقا چیست؟
◽️فعالیتهای ما در پاسخ به کدام نیاز جامعه صورت میگیرد؟
◽️آیا محصول یا خدمت ما بر اساس کشش تقاضایی استکه از جامعه به ما منتقل شده؟(Pull)
◽️یا نه! بر اساس فشار عرضهای استکه ما به جامعه هدفمان منتقل کردهایم؟(Push)
◽️آیا محصول یا خدمتی که ما داریم عرضه میکنیم بر اساس «درکِ» ما از نیاز آشکاری استکه درجامعه وجود دارد؟
◽️یا نه! بر اساس «کشفِ» نیاز پنهانی استکه در جامعه وجود داشته؟
◽️یا نه! بر اساس «خلقِ» نیاز نوپدیدی استکه ما به جامعه معرفی کردهایم؟
2⃣چرا؟(Why):
◽️اساسا ما چرا باید چنین محصول یا خدمتی را به جامعه عرضه کنیم؟
◽️چه ضرورت یا اهمیتی دارد که ما فلان محصول یا خدمت را به جامعه عرضه کنیم؟
◽️آیا جامعه نیز دقیقا همان درکی را از چراییِ عرضه محصول و خدمت ما دارد که ما خودمان از آن داریم؟ اگر نه! چرا؟
◽️آیا عدم اقبال جامعه به محصول یا خدمت ما ریشه در نداشتن درک درستی از چیستی و چرایی آن دارد؟
◽️اگر ازسوی جامعه اقبالی به محصول یا خدمت ما نشان دادهنشده، چه الزام یا ضرورتی به ادامه عرضه آن وجوددارد؟
♦️چرا در چنین شرایطی، ضرورتِ «ایجاد تغییر در سیستم»، لازم و ضروری است؟
3⃣چه کسی؟(Who):
◽️مشتری یا مشتریان ما چه کسانی هستند؟ زنان؟ جوانان؟ نسل کنونی؟ نسل آینده(کودکان)؟ بشریت؟ ... دقیقا چه کسانی؟
◽️درصورتیکه زنان یا جوانان یا کودکان یا ....، مشتریان ما هستند، چرا چنین بخش یا بخشهایی از جامعه را بعنوان مشتریان خود، هدف قرار دادهایم؟
4⃣کجا؟(Where):
◽️بر اساس چیستی و چرایی ماهیت وجودیمان، بازار یا جامعه هدفمان دقیقا کجاست؟
◽️گسترهی جغرافیایی محصول و خدمت ما کدام مناطق را پوشش میدهد؟
◽️باتوجه به اینکه هدف هر سیستمی تعیینکنندهی مرز آن سیستم است، آیا مرز سیستمی را که داریم بر آن حکم میرانیم، بدرستی و دقیق تعریف کردهایم؟
◽️آیا مرز سیستم ما؛ محیطهای دور اعم از محیطهای سیاسی، اقتصادی، اجتماعی، تکنولوژیک و محیطزیستی را بهدرستی تمیز میدهد؟
5⃣کدام؟(Which):
◽️توجه ما باید بر کدام مزیتهایمان متمرکز باشد؟
◽️آیا شایستگیهای محوری ما پیوند محکمی را میان ماموریت و فرایندهای کلیدیمان ایجاد میکنند؟
6⃣چه وقت؟(When):
◽️ما قرار است محصول یا خدمتمان را درچه بازه زمانی و با چه سرعتی بدست مشتری یا جامعه هدفمان برسانیم تا نهایت رضایتمندی و وفاداری را برایمان درپی داشتهباشد؟ یکسال؟ ۵سال؟ ۲۰سال؟ ۴۰سال؟ ... یا هروقت(!)؟
7⃣چگونه؟(How):
◽️پس از یافتن پاسخ مناسب برای مجموعه پرسشهای بالا، حال باید به پرسش زیر پاسخ داد که:
▪چگونه قرار است محصول یا خدمتمان را به جامعه هدفمان بخورانیم؟
👈 ادامه دارد ...
🔻کانال ایران وابرچالشهای آینده
@IranMetaChallenges
Forwarded from ایران و اَبَرچالشهای آینده
سناریوهای ممکن، باورکردنی و محتمل از آیندهی نظام جمهوریاسلامی!
✍کوروش برارپور - پژوهشگر آزاد و کنشگر بیطرف توسعه
4⃣ماموریت جمهوریاسلامی چیست؟(۲)
🗓۳شنبه، ۱۷اُم اردیبشتماه۱۳۹۸
✅باتوجه به اینکه یکی از بروندادهای انقلاب ۱۳۵۷ ایران که بعدها «انقلاب اسلامی» نامیده شد، زایشِ «نظام جمهوریاسلامی» بوده، لازم است پیش از تفسیر و تحلیل انتقادی از کارکردهای آن نظام، اشارهای خیلیکوتاه نیز داشته باشیم به چرایی و چگونگی پیروزی انقلاب در واپسین روزهای زیستِ سیاسیِ رژیم پهلوی.
✅بهسبب قدرتافزایی محمدرضاشاه در نیمهی دوم ۱۳۵۰، بدلیل فراجهش ناگهانی قیمت نفت و خطونشانهای گاهوبیگاهی که وی برای غربیها میکشید سران چهار کشور آمریکا، آلمانغربی، فرانسه و انگلیس در کنفرانس گوآدالوپ(۱۴ تا ۱۷ دیماه ۱۳۵۷) به نتیجهای جز پایان حکومت پهلوی و ترک زودهنگام شاه از ایران نرسیدند!
✅ژیسکار دستن - رییسجمهور فرانسه و میزبان کنفرانس یادشده، در گفتگو با روزنامه توس(۱۳۷۷) گفته بود: "تنها کشوری که در آن کنفرانس زنگ پایان حکومت شاه را به صدا درآورد نمایندهٔ آمریکا(کارتر) بود و معتقدبود وقت تغییر رژیم در ایران فرا رسیده"!
✅درواقع، آمریکا در آن زمان ازطریق دو تن از افراد نزدیک به سازمان سیا بهنامهای ابراهیم یزدی و صادق قطبزاده با آیتالله خمینی رابطه برقرار کرده بود و درخصوص همکاریهای دوجانبهی پس از استقرار نظام حکومتی پساپهلوی، با آیتالله خمینی به توافق ضمنی رسیدهبود. علت چرخش کاخ سفید از شاه به آیتالله خمینی نیز آن بود که: «تحلیلهای آن زمان سازمان سیا بدین جمعبندی رسیده بود که؛ با توجه به گسترش نارضایتیهای داخلی و نفوذ روزافزون حزب توده در لایههای مختلف مدیریتی و اجتماعی ایران، یک نظام حکومتی مذهبی، بهترین گزینه برای رویارویی با نفوذ شوروی در آن کشور است»!
✅ازسوی دیگر؛ سازمان جاسوسی شوروی (ک.گ.ب) نیز پس از واقعهی ۲۸ اَمرداد ۱۳۳۲ به این نتیجه رسیده بود: «دیگر نیازی نیست ازطریق نهاد همزاد خود(یعنی حزب توده)، مستقیما به گسترش ایدئولوژی کمونیسم در ایران بپردازد. بلکه کافیست ایدئولوژیاش را بر روی نزدیکترین جریان سیاسی - ایدئولوژیک به خودش در آن کشور که همانا جریان چپ اسلامگرا بود، سوار کند».
✅مطالعهی پوستهی ایدئولوژیِ تکهویتیِ نظام جمهوری اسلامی نیز نشان میدهد کارکردی بسیار شبیه به کارکرد نظام کمونیستی شوروی سابق دارد. موارد زیر نمونههایی از این شباهتها را پایش میکند:
◽️الوهیتبخشی به عقیده یا ایدئولوژیِ تکهویتی(که خمیرمایهی نظام را شکل میبخشد) و قدسیسازیِ رهبرانش، و خطِقرمزتراشی برای آنها با این هدف که کسی مجاز به نقد آنها نباشد
◽️دخالت در عقاید شخصی و خصوصیترین مسایل مردم(بویژه زنان و جوانان) و سنجش همهچیز با معیار ایدئولوژیِ تکهویتی
◽️دشمن بزرگ خواندن غرب(با محوریت آمریکا) که در ادبیات سیاسی امروز، «استکبارستیزی» خوانده میشود
◽️استقرار نهادهای عقیدتی - سیاسی در دل نهادهای علمی، تربیتی، نظامی، اجرایی و اجتماعی
◽️گسترش شبهنظامیانی تحت عنوان بسیج و تجهیز آنها به قابلیتهای نظامی و امنیتی
◽️شعارنویسی با فونتهای درشت بر روی دیوارهای شهرها
◽️نصب تصاویر و تمثالهایی از رهبران و فداییان راه عقیده بر روی دیوارهای شهرها
◽️منزوی ساختن اقتصاد ملی از اقتصاد جهانی و تکیهی بیاندازه بر نظامیگری
◽️گسترش فساد، بیعدالتی و نابرابری فرصتها و اعمال خشونت و سرکوب بر کسانیکه به فساد و بیعدالتی اعتراض کنند
◽️سانسور و فیلترینگ جریان آزاد اطلاعات و محدودسازی آزادی بیان و دیگر حقوق شهروندی
✅بر این اساس، اگرچه نظام کشورداری ایران، تنها ازطریق یک پسوند به اسلام پیوند زده شده و با تکیه بر یک دمکراسی نیمبند، مدعی جمهوریت نیز هست ولی به مفهوم واقعی کلمه، نه اسلامی است و نه جمهوری.
✅در واقع:
🔸جمهوری اسلامی به مفهوم واقعی کلمه «اسلامی» نیست زیرا در دین اسلام هرگونه فساد، زور، ستم، سرکوب، تبعیض، بیعدالتی، نابرابری، دروغ، ریا، ربا و نفاقی محکوم و مطرود است. این درحالیستکه نرخ رشد هریک از متغیرهای یادشده در ایران، در سیکلهای تکرار پیاپی درحال فراجهش ناگهانی است و ارادهای ازسوی رهبری نظام(آیتالله خامنهای)، برای حل چنین معضلات خانمانسوزی قابل مشاهده ویا قابل اندازهگیری نیست!
🔸جمهوری اسلامی به مفهوم واقعی کلمه، «جمهوری» نیست. زیرا نظام انتخابات در ایران، نهتنها کارکرد حزبی ندارد بلکه بازیگران تمامیتخواهِ قدرت با تکیه بر ساختارهای ایلیاتی، قبیلهای و طایفهای به گسترش خویشاوندسالاری در سیستمهای اداری میپردازند تا در چپاول ثروتهای ملی، کسی مزاحمشان نشود.
✅با این مقدمه، در بخش پسین از این سلسله مقالات به تفسیر انتقادی از ماموریت نظام جمهوری اسلامی پرداخته خواهدشد.
👈 ادامه دارد ...
🔻کانال ایران و ابرچالشهای آینده
@IranMetaChallenges
✍کوروش برارپور - پژوهشگر آزاد و کنشگر بیطرف توسعه
4⃣ماموریت جمهوریاسلامی چیست؟(۲)
🗓۳شنبه، ۱۷اُم اردیبشتماه۱۳۹۸
✅باتوجه به اینکه یکی از بروندادهای انقلاب ۱۳۵۷ ایران که بعدها «انقلاب اسلامی» نامیده شد، زایشِ «نظام جمهوریاسلامی» بوده، لازم است پیش از تفسیر و تحلیل انتقادی از کارکردهای آن نظام، اشارهای خیلیکوتاه نیز داشته باشیم به چرایی و چگونگی پیروزی انقلاب در واپسین روزهای زیستِ سیاسیِ رژیم پهلوی.
✅بهسبب قدرتافزایی محمدرضاشاه در نیمهی دوم ۱۳۵۰، بدلیل فراجهش ناگهانی قیمت نفت و خطونشانهای گاهوبیگاهی که وی برای غربیها میکشید سران چهار کشور آمریکا، آلمانغربی، فرانسه و انگلیس در کنفرانس گوآدالوپ(۱۴ تا ۱۷ دیماه ۱۳۵۷) به نتیجهای جز پایان حکومت پهلوی و ترک زودهنگام شاه از ایران نرسیدند!
✅ژیسکار دستن - رییسجمهور فرانسه و میزبان کنفرانس یادشده، در گفتگو با روزنامه توس(۱۳۷۷) گفته بود: "تنها کشوری که در آن کنفرانس زنگ پایان حکومت شاه را به صدا درآورد نمایندهٔ آمریکا(کارتر) بود و معتقدبود وقت تغییر رژیم در ایران فرا رسیده"!
✅درواقع، آمریکا در آن زمان ازطریق دو تن از افراد نزدیک به سازمان سیا بهنامهای ابراهیم یزدی و صادق قطبزاده با آیتالله خمینی رابطه برقرار کرده بود و درخصوص همکاریهای دوجانبهی پس از استقرار نظام حکومتی پساپهلوی، با آیتالله خمینی به توافق ضمنی رسیدهبود. علت چرخش کاخ سفید از شاه به آیتالله خمینی نیز آن بود که: «تحلیلهای آن زمان سازمان سیا بدین جمعبندی رسیده بود که؛ با توجه به گسترش نارضایتیهای داخلی و نفوذ روزافزون حزب توده در لایههای مختلف مدیریتی و اجتماعی ایران، یک نظام حکومتی مذهبی، بهترین گزینه برای رویارویی با نفوذ شوروی در آن کشور است»!
✅ازسوی دیگر؛ سازمان جاسوسی شوروی (ک.گ.ب) نیز پس از واقعهی ۲۸ اَمرداد ۱۳۳۲ به این نتیجه رسیده بود: «دیگر نیازی نیست ازطریق نهاد همزاد خود(یعنی حزب توده)، مستقیما به گسترش ایدئولوژی کمونیسم در ایران بپردازد. بلکه کافیست ایدئولوژیاش را بر روی نزدیکترین جریان سیاسی - ایدئولوژیک به خودش در آن کشور که همانا جریان چپ اسلامگرا بود، سوار کند».
✅مطالعهی پوستهی ایدئولوژیِ تکهویتیِ نظام جمهوری اسلامی نیز نشان میدهد کارکردی بسیار شبیه به کارکرد نظام کمونیستی شوروی سابق دارد. موارد زیر نمونههایی از این شباهتها را پایش میکند:
◽️الوهیتبخشی به عقیده یا ایدئولوژیِ تکهویتی(که خمیرمایهی نظام را شکل میبخشد) و قدسیسازیِ رهبرانش، و خطِقرمزتراشی برای آنها با این هدف که کسی مجاز به نقد آنها نباشد
◽️دخالت در عقاید شخصی و خصوصیترین مسایل مردم(بویژه زنان و جوانان) و سنجش همهچیز با معیار ایدئولوژیِ تکهویتی
◽️دشمن بزرگ خواندن غرب(با محوریت آمریکا) که در ادبیات سیاسی امروز، «استکبارستیزی» خوانده میشود
◽️استقرار نهادهای عقیدتی - سیاسی در دل نهادهای علمی، تربیتی، نظامی، اجرایی و اجتماعی
◽️گسترش شبهنظامیانی تحت عنوان بسیج و تجهیز آنها به قابلیتهای نظامی و امنیتی
◽️شعارنویسی با فونتهای درشت بر روی دیوارهای شهرها
◽️نصب تصاویر و تمثالهایی از رهبران و فداییان راه عقیده بر روی دیوارهای شهرها
◽️منزوی ساختن اقتصاد ملی از اقتصاد جهانی و تکیهی بیاندازه بر نظامیگری
◽️گسترش فساد، بیعدالتی و نابرابری فرصتها و اعمال خشونت و سرکوب بر کسانیکه به فساد و بیعدالتی اعتراض کنند
◽️سانسور و فیلترینگ جریان آزاد اطلاعات و محدودسازی آزادی بیان و دیگر حقوق شهروندی
✅بر این اساس، اگرچه نظام کشورداری ایران، تنها ازطریق یک پسوند به اسلام پیوند زده شده و با تکیه بر یک دمکراسی نیمبند، مدعی جمهوریت نیز هست ولی به مفهوم واقعی کلمه، نه اسلامی است و نه جمهوری.
✅در واقع:
🔸جمهوری اسلامی به مفهوم واقعی کلمه «اسلامی» نیست زیرا در دین اسلام هرگونه فساد، زور، ستم، سرکوب، تبعیض، بیعدالتی، نابرابری، دروغ، ریا، ربا و نفاقی محکوم و مطرود است. این درحالیستکه نرخ رشد هریک از متغیرهای یادشده در ایران، در سیکلهای تکرار پیاپی درحال فراجهش ناگهانی است و ارادهای ازسوی رهبری نظام(آیتالله خامنهای)، برای حل چنین معضلات خانمانسوزی قابل مشاهده ویا قابل اندازهگیری نیست!
🔸جمهوری اسلامی به مفهوم واقعی کلمه، «جمهوری» نیست. زیرا نظام انتخابات در ایران، نهتنها کارکرد حزبی ندارد بلکه بازیگران تمامیتخواهِ قدرت با تکیه بر ساختارهای ایلیاتی، قبیلهای و طایفهای به گسترش خویشاوندسالاری در سیستمهای اداری میپردازند تا در چپاول ثروتهای ملی، کسی مزاحمشان نشود.
✅با این مقدمه، در بخش پسین از این سلسله مقالات به تفسیر انتقادی از ماموریت نظام جمهوری اسلامی پرداخته خواهدشد.
👈 ادامه دارد ...
🔻کانال ایران و ابرچالشهای آینده
@IranMetaChallenges
Forwarded from ایران و اَبَرچالشهای آینده
سناریوهای ممکن، باورکردنی و محتمل از آیندهی نظام جمهوریاسلامی!
✍کوروش برارپور - پژوهشگر آزاد و کنشگر بیطرف توسعه
5⃣ماموریت جمهوریاسلامی چیست؟(۳)
🗓شنبه، ۲۸اُم اردیبشتماه۱۳۹۸
✅اشاره: در بخش سوم از این سلسله مقالات دهقسمتی، بهزبانی ساده به تشریح مبانی فلسفیِ مفهوم ِ«ماموریت» پرداختهشد. این بخش نیز در صدد است تا بطور مشخصتر بدین پرسش پاسخ دهد که؛ «اساسا ماموریت نظام جمهوری اسلامی چیست»؟
بدینمنظور و برای سادهتر شدن فهم مطلب، به ذکر چند نمونه از ماموریتهای سازمانی و ملی در دو سطح سازمانداری و کشورداری پرداخته میشود.
✅نکتهی بسیارمهمی که باید در بیان ماموریت هر فرد، سازمان یا یک نظام کشورداری بدان توجه کرد آن استکه؛ «ماموریتها، از نگاه بیرون به درونِ سیستم تبیین و نگاشته میشوند و نه از نگاه درون، به درون سیستم»!
🔸بعنوان مثال: زمانی که در پیش از دهه ۱۹۸۰ از کارکنان شرکت بوش پرسیده میشد: "ماموریت سازمان شما چیست؟"، پاسخ دادهمیشد: "تولید مَته"!
🔹در حالیکه از نگاه یک ناظر بیرونی، ماموریت شرکت بوش، «تولید سوراخ» بوده، هست و خواهدبود و نه «تولید مته»! زیرا شرکت بوش تا پیش از دهه۱۹۸۰، با استفاده از مته، سوراخ تولید میکرد و پس از آن، با پیدایش فناوری لیزر و بهرهگیری از آن، سوراخ تولید کرد و ممکن است در آینده با تکیه بر فناوری نوین دیگری، سوراخ تولیدکند.
✅ویا زمانیکه پرسیده میشود ماموریت سازمان ناسا چیست، ممکن است برخی پاسخ دهند:
◽️"ساخت سفینه و فضاپیما"!
◽️یا "پیادهکردن انسان درفضا"!
◽️ویا "پیشرفتهای علمی، فناوری، هواشناسی و اکتشافات فضایی"!
🔸درحالیکه هیچکدام از موارد اشارهشده دربالا، دقیقا ماموریت اصلی ناسا را بیان نمیکند!
🔹بهسخنی دیگر؛ ماموریت ناسا(ازمنظر بیرونی) بدینصورت بیان میشود: «برانگیختن غرور ملی آمریکاییان»!
▪️یعنی اگر ناسا در ۱۹۶۹ با پیادهکردن نیل آرمسترانگ در کره ماه اسباب تقویت غرور ملی آمریکاییان را فراهم آورد، اکنون دارد با سَرَککشیدن به دوردستها در کهکشانهای مختلف، این مهم را انجام میدهد و ممکن است در آینده با فراهمکردن امکان زیست بشر در کره مریخ یا ...، موجب تقویت غرور ملی آمریکاییان(و بشریت) شود.
✅الگویی از تبیین درست از «ماموریت» درسطح نظام کشورداری:
🔸ممکن است ماموریت یک نظام کشورداری چون نظام کشورداری آمریکا، بصورت چندوجهی تعریف و تبیین شده باشد. بر این اساس، ماموریت چندوجهیِ نظام کشورداری آمریکا بعنوان یک الگوی مرجع در جامعهای توسعهیافته، چنین تعریف شده است:
1⃣وجه «منافع ملی»: پیشبرد منافع ملی آمریکا و آمریکاییان.
◽️پیشرانهای مربوط به این وجه از ماموریت نظام کشورداری آمریکا بر دوش «وزارت خارجه» آن کشور گذاشته شدهاست.
2⃣وجه «غرور ملی(و خیر جمعی)»: برانگیختن غرور ملی آمریکائیان.
◽️پیشرانهای مربوط به این وجه از ماموریت نظام کشورداری آمریکا بر دوش «ناسا»، «سازمانها»، «دانشگاهها» و «ورزشکاران» آن کشور گذاشته شدهاست.
3⃣وجه «امنیت ملی»: تامین و تضمین امنیت ملی آمریکائیان و شهروندان کشورهای متحد آمریکا.
◽️پیشرانهای مربوط به این وجه از ماموریت نظام کشورداری آمریکا بر دوش «سازمان سیا»، «ارتش آمریکا» و «اف. بی. آی» گذاشته شدهاست.
4⃣وجه «ثبات سیاسی-اقتصادی»: تامین و تضمین ثبات سیاسی-اقتصادی در درون و فرامرزهای آمریکا برای اینکه محیط کسبوکار آن کشور کمترین آسیب را ببیند.
◽️پیشرانهای مربوط به این وجه از ماموریت نظام کشورداری آمریکا بر دوش «سیا»، «وزارت خارجه»، «ارتش آمریکا» و «نهادهای مدنی و سازوکارهای انتخابات حزبی در آن کشور» گذاشته شدهاست.
✅دربخشهای پسین و سپسین از این سلسله یادداشتهای علمی، بطور مشخصتر بدین پرسش پاسخ داده خواهدشد که: اساسا ماموریت نظام جمهوری اسلامی کدامیک از موارد زیر را دربر میگیرد:
🔸«پیشبرد منافع ملی ایران و ایرانیان»؟
🔸«برانگیختن غرور ملی ایرانیان»؟
🔸«تامینوتضمین امنیت ملیِ ایرانیان»؟ تامین و تضمین امنیت ملی نهفقط در بُعد نظامی یا سرزمینی، بلکه به لحاظ ابعاد روانی، اجتماعی، اقتصادی و زیستیِ امنیت برای شهروندان ایرانی.
🔸«تامینوتضمین ثبات سیاسی - اقتصادی در درون کشور برای اینکه محیط کسبوکار ایران کمترین آسیب را ببیند»؟
🔹یا همه موارد چهارگانه بالا؟!
♦️و یا هیچکدام از موارد چهارگانه بالا؟!!
👈 ادامه دارد ...
🔻کانال ایران وابرچالشهای آینده
@IranMetaChallenges
✍کوروش برارپور - پژوهشگر آزاد و کنشگر بیطرف توسعه
5⃣ماموریت جمهوریاسلامی چیست؟(۳)
🗓شنبه، ۲۸اُم اردیبشتماه۱۳۹۸
✅اشاره: در بخش سوم از این سلسله مقالات دهقسمتی، بهزبانی ساده به تشریح مبانی فلسفیِ مفهوم ِ«ماموریت» پرداختهشد. این بخش نیز در صدد است تا بطور مشخصتر بدین پرسش پاسخ دهد که؛ «اساسا ماموریت نظام جمهوری اسلامی چیست»؟
بدینمنظور و برای سادهتر شدن فهم مطلب، به ذکر چند نمونه از ماموریتهای سازمانی و ملی در دو سطح سازمانداری و کشورداری پرداخته میشود.
✅نکتهی بسیارمهمی که باید در بیان ماموریت هر فرد، سازمان یا یک نظام کشورداری بدان توجه کرد آن استکه؛ «ماموریتها، از نگاه بیرون به درونِ سیستم تبیین و نگاشته میشوند و نه از نگاه درون، به درون سیستم»!
🔸بعنوان مثال: زمانی که در پیش از دهه ۱۹۸۰ از کارکنان شرکت بوش پرسیده میشد: "ماموریت سازمان شما چیست؟"، پاسخ دادهمیشد: "تولید مَته"!
🔹در حالیکه از نگاه یک ناظر بیرونی، ماموریت شرکت بوش، «تولید سوراخ» بوده، هست و خواهدبود و نه «تولید مته»! زیرا شرکت بوش تا پیش از دهه۱۹۸۰، با استفاده از مته، سوراخ تولید میکرد و پس از آن، با پیدایش فناوری لیزر و بهرهگیری از آن، سوراخ تولید کرد و ممکن است در آینده با تکیه بر فناوری نوین دیگری، سوراخ تولیدکند.
✅ویا زمانیکه پرسیده میشود ماموریت سازمان ناسا چیست، ممکن است برخی پاسخ دهند:
◽️"ساخت سفینه و فضاپیما"!
◽️یا "پیادهکردن انسان درفضا"!
◽️ویا "پیشرفتهای علمی، فناوری، هواشناسی و اکتشافات فضایی"!
🔸درحالیکه هیچکدام از موارد اشارهشده دربالا، دقیقا ماموریت اصلی ناسا را بیان نمیکند!
🔹بهسخنی دیگر؛ ماموریت ناسا(ازمنظر بیرونی) بدینصورت بیان میشود: «برانگیختن غرور ملی آمریکاییان»!
▪️یعنی اگر ناسا در ۱۹۶۹ با پیادهکردن نیل آرمسترانگ در کره ماه اسباب تقویت غرور ملی آمریکاییان را فراهم آورد، اکنون دارد با سَرَککشیدن به دوردستها در کهکشانهای مختلف، این مهم را انجام میدهد و ممکن است در آینده با فراهمکردن امکان زیست بشر در کره مریخ یا ...، موجب تقویت غرور ملی آمریکاییان(و بشریت) شود.
✅الگویی از تبیین درست از «ماموریت» درسطح نظام کشورداری:
🔸ممکن است ماموریت یک نظام کشورداری چون نظام کشورداری آمریکا، بصورت چندوجهی تعریف و تبیین شده باشد. بر این اساس، ماموریت چندوجهیِ نظام کشورداری آمریکا بعنوان یک الگوی مرجع در جامعهای توسعهیافته، چنین تعریف شده است:
1⃣وجه «منافع ملی»: پیشبرد منافع ملی آمریکا و آمریکاییان.
◽️پیشرانهای مربوط به این وجه از ماموریت نظام کشورداری آمریکا بر دوش «وزارت خارجه» آن کشور گذاشته شدهاست.
2⃣وجه «غرور ملی(و خیر جمعی)»: برانگیختن غرور ملی آمریکائیان.
◽️پیشرانهای مربوط به این وجه از ماموریت نظام کشورداری آمریکا بر دوش «ناسا»، «سازمانها»، «دانشگاهها» و «ورزشکاران» آن کشور گذاشته شدهاست.
3⃣وجه «امنیت ملی»: تامین و تضمین امنیت ملی آمریکائیان و شهروندان کشورهای متحد آمریکا.
◽️پیشرانهای مربوط به این وجه از ماموریت نظام کشورداری آمریکا بر دوش «سازمان سیا»، «ارتش آمریکا» و «اف. بی. آی» گذاشته شدهاست.
4⃣وجه «ثبات سیاسی-اقتصادی»: تامین و تضمین ثبات سیاسی-اقتصادی در درون و فرامرزهای آمریکا برای اینکه محیط کسبوکار آن کشور کمترین آسیب را ببیند.
◽️پیشرانهای مربوط به این وجه از ماموریت نظام کشورداری آمریکا بر دوش «سیا»، «وزارت خارجه»، «ارتش آمریکا» و «نهادهای مدنی و سازوکارهای انتخابات حزبی در آن کشور» گذاشته شدهاست.
✅دربخشهای پسین و سپسین از این سلسله یادداشتهای علمی، بطور مشخصتر بدین پرسش پاسخ داده خواهدشد که: اساسا ماموریت نظام جمهوری اسلامی کدامیک از موارد زیر را دربر میگیرد:
🔸«پیشبرد منافع ملی ایران و ایرانیان»؟
🔸«برانگیختن غرور ملی ایرانیان»؟
🔸«تامینوتضمین امنیت ملیِ ایرانیان»؟ تامین و تضمین امنیت ملی نهفقط در بُعد نظامی یا سرزمینی، بلکه به لحاظ ابعاد روانی، اجتماعی، اقتصادی و زیستیِ امنیت برای شهروندان ایرانی.
🔸«تامینوتضمین ثبات سیاسی - اقتصادی در درون کشور برای اینکه محیط کسبوکار ایران کمترین آسیب را ببیند»؟
🔹یا همه موارد چهارگانه بالا؟!
♦️و یا هیچکدام از موارد چهارگانه بالا؟!!
👈 ادامه دارد ...
🔻کانال ایران وابرچالشهای آینده
@IranMetaChallenges
Forwarded from ایران و اَبَرچالشهای آینده
سناریوهای ممکن، باورکردنی و محتمل از آیندهی نظام جمهوریاسلامی!
✍کوروش برارپور - پژوهشگر آزاد و کنشگر بیطرف توسعه
6⃣ماموریت جمهوریاسلامی چیست؟(۴)
🗓۲شنبه، ۳۰اُم اردیبشتماه۱۳۹۸
✅در دو بخش سوم و پنجم از این سلسله مقالات تاکیدشد، برای اینکه دریابیم: «اساسا ماموریت نظام جمهوری اسلامی چیست؟»، باید با نگاهی از بیرون به درون آن نظام، بیابیم: «اساسا کارکردهای نظام جمهوری اسلامی چیست؟».
✅یعنی باید بهروشهای تحلیل محتوا، تحلیل روند، تحلیل سند، تحلیل روایت و سرگذشتپژوهی؛ و همچنین با رویکردهای مکاشفهای کشف کنیم؛ آیا برایند فعالیتهای نظام جمهوری اسلامی منجر به دستاوردهای ششگانه و تمدنساز زیر میشود یا خیر:
1⃣پیشبردِ «منافع ملیِ» ایران و ایرانیان
2⃣برانگیختنِ «غرور ملیِ» ایرانیان
3⃣اعتلای «هویت ملیِ» ایرانیان
4⃣تامین و تضمینِ «امنیت ملیِ» ایرانیان
5⃣تضمینِ «ثبات سیاسی-اقتصادی» برای محیط کسبوکار
6⃣آسیبناپذیرسازی و حفاظت از «فضای کالبدیِ توسعه»، یعنی: طبیعت
✅بنابراین، برای اینکه دریابیم؛ آیا فعالیتهای نظام جمهوری اسلامی منجر به تحقق دستاوردهای ششگانهی بالا میشود یا خیر، کافیست پاسخهای قانعکنندهای را برای پرسشهای زیر بیابیم:
✳️الف) منافع ملی ایرانیان:
🔸آیا معیارهای تعیینکنندهی سیاست خارجهی ایران، بر اساس پیشبرد منافع ملی ایرانیان تعریف میشود؟ یا برمبنای نوع رابطهی دوستانه یا خصمانهای تعریف میشود که رهبران نظام(بدون درنظر گرفتن رای و ارادهی ملت ایران) با دیگر کشورها تعیین میکنند؟
🔸آیا مرزهای ایدئولوژیک جمهوری اسلامی تعیینکنندهی دوستیها و دشمنیهای ملت ایران با دیگر کشورهاست؟ یا منافع ملی ایران و ایرانیان باید تعیینکنندهی دوستیها و دشمنیهای ملت ایران با دیگر کشورها باشد؟!
▪️چرا با اینکه دوستیهای چهلسالهی جمهوری اسلامی با کشورهای خویشاوند و جریانهای سیاسیِ همزاد منطقهایاش، به پیشبرد منافع ملی ایرانیان آسیبهای بلنددامنه و درازمدت میرساند، با اینحال رهبرانش مُسِر به ادامهی چنین روند فرصتسوز و تهدیدآفرینیاند؟!
▪️چرا با اینکه رویکرهای دشمنپنداری و استکبارستیزی چهلسالهی جمهوری اسلامی به پیشبرد منافع ملی ایرانیان آسیبهای بلنددامنه و درازمدت میرساند، با اینحال رهبرانش مُسِر به ادامهی چنین روَند خطرناکیاند؟!
▪️آیا دوستیها و دشمنیهای چهلساله جمهوری اسلامی با دو گروه از کشورهای دوست و دشمن باعث امتیازگیری ایرانیان از طرفهای متخاصم در جنگ تحمیلی، رژیم حقوقی کاسپین و برجام شده است؟ یا نه! عکس این حالت رخ داده؟
✳️ب) غرور ملی ایرانیان:
🔸آیا برایندِ بروندادِ فعالیت دانشگاهها، سازمانها و ورزشکاران ایرانی که درچارچوب نظام جمهوری اسلامی فعالیت میکنند، موجب تقویت غرور ملی ایرانیان میشود؟
▪️چرا بهمحض پیروزی غرورآفرین تیمهای ملی یا ورزشکاران ایرانی در رقابتهای المپیک و جهانی، جوانان کشورمان روانهی خیابانهای شهرها و کلانشهرها میشوند و به رقص و پایکوبی میپردازند؟
◽️آیا میتوان گفت: "علت احساس غرور ایرانیان پس از هر پیروزی ورزشکارانشان در میادین المپیک و جهانی آن است که آنان، ورزشکارانشان را از جنس خودشان میدانند و نه حکومت"؟
▪️چرا ایرانیان بواسطهی شلیک موشکهای جور-واجور توسط نظامیان به هوا و فضا یا دستیابی به انرژی هستهای، احساس غرور نمیکنند؟!
◽️آیا میتوان ادعا کرد:"علت رفتارهای خنثیگونه ایرانیان نسبت به موفقیتهای موشکی و هستهای ایران آن استکه؛ مردم ایران صنایع موشکی و هستهای کشورشان را بیش از آنکه متعلق بهخود بدانند، آنها در خدمت حاکمیت میدانند"؟ اگر آری! علت وجود چنین شکاف ژرفی میان مردم و حاکمیت چیست؟ فساد گسترده و ناکارآمدی حاکمان؟ یا سرکوب مردم توسط حاکمان؟ یا هر دو آنها؟
◽️چنددرصد از ایرانیان در رویارویی با محصولات شرکتهای خودروسازی یا صنایع موشکی یا دستاوردهای هستهای ایران احساس غرور میکنند؟
🔸چند کشور از کشورهای دنیا با دیدن پاسپورت شهروندان ایرانی، با احترام و حرمتداری با آنها رفتار میکنند؟
🔸آیا سرکوب زنان و تحقیر جوانان و مادران ایرانی با نام عقیده، و تفتیش عقاید اقلیتها درجهت تضعیف غرور ملی ایرانیان نیست؟ اگر آری! چرا نهادهای انتظامی، امنیتی و قضایی ایران چنین رفتار خصمانهای را نسبت به ملتی روا میدارند که صاحب تمدنی دههزار ساله است؟
🔸با توجه به اینکه «عادل»، «اَعلَم» و «شجاع» بودن سه شرط اساسی برای مجتهد اعظم و اعلم بودن است، چرا هیچکدام از مراجع تقلید شیعه درخصوص فساد گستردهای که بر نظام کشورداری ایران سایه افکنده، فتوایی صادر نمیکنند؟!
▪درحالیکه نسبت به خفیفترین موضوعات یا جزئیترین مسایل چون؛ دوچرخهسواری بانوان، شادی کودکان، حجاب زنان و آزادی جوانان واکنشهایی رعدآسا و گسترده نشان میدهند؟!
👈ادامه دارد ...
🔻کانال ایران وابرچالشهای آینده
@IranMetaChallenges
✍کوروش برارپور - پژوهشگر آزاد و کنشگر بیطرف توسعه
6⃣ماموریت جمهوریاسلامی چیست؟(۴)
🗓۲شنبه، ۳۰اُم اردیبشتماه۱۳۹۸
✅در دو بخش سوم و پنجم از این سلسله مقالات تاکیدشد، برای اینکه دریابیم: «اساسا ماموریت نظام جمهوری اسلامی چیست؟»، باید با نگاهی از بیرون به درون آن نظام، بیابیم: «اساسا کارکردهای نظام جمهوری اسلامی چیست؟».
✅یعنی باید بهروشهای تحلیل محتوا، تحلیل روند، تحلیل سند، تحلیل روایت و سرگذشتپژوهی؛ و همچنین با رویکردهای مکاشفهای کشف کنیم؛ آیا برایند فعالیتهای نظام جمهوری اسلامی منجر به دستاوردهای ششگانه و تمدنساز زیر میشود یا خیر:
1⃣پیشبردِ «منافع ملیِ» ایران و ایرانیان
2⃣برانگیختنِ «غرور ملیِ» ایرانیان
3⃣اعتلای «هویت ملیِ» ایرانیان
4⃣تامین و تضمینِ «امنیت ملیِ» ایرانیان
5⃣تضمینِ «ثبات سیاسی-اقتصادی» برای محیط کسبوکار
6⃣آسیبناپذیرسازی و حفاظت از «فضای کالبدیِ توسعه»، یعنی: طبیعت
✅بنابراین، برای اینکه دریابیم؛ آیا فعالیتهای نظام جمهوری اسلامی منجر به تحقق دستاوردهای ششگانهی بالا میشود یا خیر، کافیست پاسخهای قانعکنندهای را برای پرسشهای زیر بیابیم:
✳️الف) منافع ملی ایرانیان:
🔸آیا معیارهای تعیینکنندهی سیاست خارجهی ایران، بر اساس پیشبرد منافع ملی ایرانیان تعریف میشود؟ یا برمبنای نوع رابطهی دوستانه یا خصمانهای تعریف میشود که رهبران نظام(بدون درنظر گرفتن رای و ارادهی ملت ایران) با دیگر کشورها تعیین میکنند؟
🔸آیا مرزهای ایدئولوژیک جمهوری اسلامی تعیینکنندهی دوستیها و دشمنیهای ملت ایران با دیگر کشورهاست؟ یا منافع ملی ایران و ایرانیان باید تعیینکنندهی دوستیها و دشمنیهای ملت ایران با دیگر کشورها باشد؟!
▪️چرا با اینکه دوستیهای چهلسالهی جمهوری اسلامی با کشورهای خویشاوند و جریانهای سیاسیِ همزاد منطقهایاش، به پیشبرد منافع ملی ایرانیان آسیبهای بلنددامنه و درازمدت میرساند، با اینحال رهبرانش مُسِر به ادامهی چنین روند فرصتسوز و تهدیدآفرینیاند؟!
▪️چرا با اینکه رویکرهای دشمنپنداری و استکبارستیزی چهلسالهی جمهوری اسلامی به پیشبرد منافع ملی ایرانیان آسیبهای بلنددامنه و درازمدت میرساند، با اینحال رهبرانش مُسِر به ادامهی چنین روَند خطرناکیاند؟!
▪️آیا دوستیها و دشمنیهای چهلساله جمهوری اسلامی با دو گروه از کشورهای دوست و دشمن باعث امتیازگیری ایرانیان از طرفهای متخاصم در جنگ تحمیلی، رژیم حقوقی کاسپین و برجام شده است؟ یا نه! عکس این حالت رخ داده؟
✳️ب) غرور ملی ایرانیان:
🔸آیا برایندِ بروندادِ فعالیت دانشگاهها، سازمانها و ورزشکاران ایرانی که درچارچوب نظام جمهوری اسلامی فعالیت میکنند، موجب تقویت غرور ملی ایرانیان میشود؟
▪️چرا بهمحض پیروزی غرورآفرین تیمهای ملی یا ورزشکاران ایرانی در رقابتهای المپیک و جهانی، جوانان کشورمان روانهی خیابانهای شهرها و کلانشهرها میشوند و به رقص و پایکوبی میپردازند؟
◽️آیا میتوان گفت: "علت احساس غرور ایرانیان پس از هر پیروزی ورزشکارانشان در میادین المپیک و جهانی آن است که آنان، ورزشکارانشان را از جنس خودشان میدانند و نه حکومت"؟
▪️چرا ایرانیان بواسطهی شلیک موشکهای جور-واجور توسط نظامیان به هوا و فضا یا دستیابی به انرژی هستهای، احساس غرور نمیکنند؟!
◽️آیا میتوان ادعا کرد:"علت رفتارهای خنثیگونه ایرانیان نسبت به موفقیتهای موشکی و هستهای ایران آن استکه؛ مردم ایران صنایع موشکی و هستهای کشورشان را بیش از آنکه متعلق بهخود بدانند، آنها در خدمت حاکمیت میدانند"؟ اگر آری! علت وجود چنین شکاف ژرفی میان مردم و حاکمیت چیست؟ فساد گسترده و ناکارآمدی حاکمان؟ یا سرکوب مردم توسط حاکمان؟ یا هر دو آنها؟
◽️چنددرصد از ایرانیان در رویارویی با محصولات شرکتهای خودروسازی یا صنایع موشکی یا دستاوردهای هستهای ایران احساس غرور میکنند؟
🔸چند کشور از کشورهای دنیا با دیدن پاسپورت شهروندان ایرانی، با احترام و حرمتداری با آنها رفتار میکنند؟
🔸آیا سرکوب زنان و تحقیر جوانان و مادران ایرانی با نام عقیده، و تفتیش عقاید اقلیتها درجهت تضعیف غرور ملی ایرانیان نیست؟ اگر آری! چرا نهادهای انتظامی، امنیتی و قضایی ایران چنین رفتار خصمانهای را نسبت به ملتی روا میدارند که صاحب تمدنی دههزار ساله است؟
🔸با توجه به اینکه «عادل»، «اَعلَم» و «شجاع» بودن سه شرط اساسی برای مجتهد اعظم و اعلم بودن است، چرا هیچکدام از مراجع تقلید شیعه درخصوص فساد گستردهای که بر نظام کشورداری ایران سایه افکنده، فتوایی صادر نمیکنند؟!
▪درحالیکه نسبت به خفیفترین موضوعات یا جزئیترین مسایل چون؛ دوچرخهسواری بانوان، شادی کودکان، حجاب زنان و آزادی جوانان واکنشهایی رعدآسا و گسترده نشان میدهند؟!
👈ادامه دارد ...
🔻کانال ایران وابرچالشهای آینده
@IranMetaChallenges
Forwarded from ایران و اَبَرچالشهای آینده
سناریوهای ممکن، باورکردنی و محتمل از آیندهی نظام جمهوریاسلامی!
✍کوروش برارپور - پژوهشگر آزاد و کنشگر بیطرف توسعه
7⃣ماموریت جمهوریاسلامی چیست؟(۵)
🗓۵شنبه، ۲اُم خردادماه۱۳۹۸
✅در این بخش از این سلسله مقالات تلاش میشود تا به بررسی مورد سوم از موارد ششگانهی زیر که همچون هر نظام کشورداری دیگری، انتظار میرود دربرگیرندهی وجوه ششگانهی ماموریتهای نظام جمهوری اسلامی(ج. ا.) نیز باشد، پرداخته میشود:
1⃣پیشبردِ«منافع ملیِ»ایران و خیرجمعیِ ایرانیان
2⃣برانگیختنِ «غرور ملیِ» ایرانیان
3⃣اعتلای «هویت ملیِ» ایرانیان
4⃣تامین و تضمینِ «امنیت ملیِ» ایرانیان
5⃣تضمینِ«ثبات سیاسی-اقتصادیِ» محیط کسب و کار ایرانیان
6⃣آسیبناپذیرسازی و حفاظت از «فضای کالبدیِ توسعه»، یعنی: طبیعت
✳️پ) هویت ملیِ ایرانیان:
🔸هویت ملیِ ایرانیان دربرگیرندهی شش هویت زیر است:
▪️هویت نسلی
▪️هویت جنسیتی
▪️هویت قومی
▪️هویت مذهبی
▪️هویت فرهنگی
▪️هویت تمدنی و زبان پارسی
🔹بر این اساس، لازم است تاکید شود: هریک از هویتهای ششگانهی بالا ضمن دارا بودن ماهیتی مستقل از دیگری، در تاثیر متقابل با دیگر هویتها نیز قراردارد. بنابراین، بهمنظور کشف ماموریتهای هویتپایهیِ ج. ا.، پرسشهای زیر قابل طرح است:
🔸آیا اساسا رهبران ج. ا. در میدان عمل(و نه درحد حرف)، نسل دوم و سوم پس از انقلاب را بعنوان نسلی با هویت مستقل و متفاوت با نسل نخست، و با مطالبات عدیده و پاسخداده نشده درطول ۴۰سال گذشته تاکنون، به رسمیت میشناسند یاخیر؟!
▪️اگر پاسخ پرسش بالا مثبت است:
◽️پس چرا رهبران سالمند، فرماندهان کهنسال و مدیران غالبا سالخوردهی کشورمان اجازه نمیدهند تا از دانش، توان و ظرفیتهای آنها در تراز رهبری و مدیریت کلان کشور استفاده شود؟!
◽️چرا رهبران سالمند کشورمان در رویارویی با مطالبهگری دو نسل پس از خود، اغلب به سرکوب مطالبات آنها میپردازند؟!
🔸آیا اساسا رهبران ج. ا. در میدان عمل(و نه در حد حرف)، جنسیت زن را بعنوان هویتی مستقل و با مطالبات عدیده و پاسخداده نشده درطول ۴۰سال گذشته تاکنون، به رسمیت میشناسند یاخیر؟!
🔸آیا رهبران ج. ا. آگاهی دارند کمابیش ۶۰٪ از دانشجویان دانشگاههای ایران را دختران تشکیل میدهند؟
▪️اگر پاسخ دو پرسش بالا مثبت است، پس چرا در رویارویی با مطالبهگری زنان، به سرکوب مطالباتشان میپردازند؟!
▪️باتوجه به اینکه زنان و جوانان ایران کمابیش ۷۰میلیون از جمعیت کشورمان را تشکیل میدهند، چرا نسل نخست ج. ا. با رویکردهای مردسالارانه و پدرسالارانه، اجازهی رشد و ابراز وجود به دو هویت نسلی و جنسیتی کشورمان را نمیدهد؟!
🔸آیا اساسا رهبران ج. ا. در میدان عمل(و نه در حد حرف)، هویت قومیِ اقوام مختلف کشورمان اعم از: بلوچ، کرد، عرب و ترکمن را به رسمیت میشناسد؟
▪️اگر آری و به فرض شایستهگزینی! چنددرصد از صاحب منصبان ایران در سطوح رهبری و مدیریت کلان کشورمان، اقوام یادشده بالا را دربرمیگیرد؟
▪️آیا نواختن ساز جداییطلبی توسط طیفی از قومیتها(و با تحریک بیگانگان) نشان از تبعیض، بیعدالتی، فقر و نابرابری فرصتها در کشورمان ندارد؟ آیا این موارد از نشانههای ضعف مدیریت سرزمین در کشورمان نیست؟!
🔸آیا اساسا رهبران ج. ا. در میدان عمل(و نه درحد حرف)، هویت مذهبی اقلیتهای مختلف را به رسمیت میشناسد؟
🔸همهی جهانیان و تاریخ چندهزارسالهی ایران گواهی میدهند؛ پندار نیک، گفتار نیک و کردار نیک شاکله و بنیان ارزشهای ملی ایرانیان را شکل میداده. بر این اساس:
▪️آیا میشود در جامعهای که داعیهی اسلامی بودن را یدک میکشد، کمتر نشانهای از ارزشهای سهگانهی بالا را یافت؟
▪️دروغ، درویی، زور، تزویر، ریا، ربا، چاپلوسی، تباهی، فساد و نفی دیگری(بجای اثبات خویش) از بارزترین ارزشهای فرهنگی ما ایرانیان در زمان اکنون است که برآمده از باورهایی ضعیف، منفی و ویرانگر است!
🔸آیا رهبران ج. ا. که برای خالی نبودن عریضه، پسوندِ «ایران» را بر جمهوری اسلامی چسباندهاند، اساسا ایرانی بودن خود و ایرانیان را قبول دارند؟! اگر آری:
▪️پس چرا یک شهروند ایرانی حق ندارد نامهای اصیل ایرانی را برای فرزندانش برگزیند؟
▪️پس چرا درصورت برگزاری مراسم آیینیِ با پیشینهی چندهزارساله توسط ایرانیان، بیگانهوار و با مشیِ تازیها با آنها رفتار میشود؟
▪️پس چرا ایرانیان هنگام دیدار از آرامگاه کوروش بعنوان نماد و بنیانگذار تمدن ایرانی - بشری، با گاردهای ضدشورش روبرو میشوند؟! چرا پاسارگاد را به آب بستهایم؟ نگران چه هستیم؟!
✅باتوجه به اینکه خمیرمایهی نظام ج. ا. بر پایهی «ایدئولوژی تکهویتی» شکل گرفته و هر هویتی جز خودش را آنگونه که باید به رسمیت نمیشناسد، لاجرم موجب ایجاد انواع «گسستهای هویتی» و گسترش «بحرانهای چندهویتی» در طول و عرض جامعه شدهاست!
👈ادامه دارد ...
🔻کانال ایران و ابرچالشهای آینده
@IranMetaChallenges
✍کوروش برارپور - پژوهشگر آزاد و کنشگر بیطرف توسعه
7⃣ماموریت جمهوریاسلامی چیست؟(۵)
🗓۵شنبه، ۲اُم خردادماه۱۳۹۸
✅در این بخش از این سلسله مقالات تلاش میشود تا به بررسی مورد سوم از موارد ششگانهی زیر که همچون هر نظام کشورداری دیگری، انتظار میرود دربرگیرندهی وجوه ششگانهی ماموریتهای نظام جمهوری اسلامی(ج. ا.) نیز باشد، پرداخته میشود:
1⃣پیشبردِ«منافع ملیِ»ایران و خیرجمعیِ ایرانیان
2⃣برانگیختنِ «غرور ملیِ» ایرانیان
3⃣اعتلای «هویت ملیِ» ایرانیان
4⃣تامین و تضمینِ «امنیت ملیِ» ایرانیان
5⃣تضمینِ«ثبات سیاسی-اقتصادیِ» محیط کسب و کار ایرانیان
6⃣آسیبناپذیرسازی و حفاظت از «فضای کالبدیِ توسعه»، یعنی: طبیعت
✳️پ) هویت ملیِ ایرانیان:
🔸هویت ملیِ ایرانیان دربرگیرندهی شش هویت زیر است:
▪️هویت نسلی
▪️هویت جنسیتی
▪️هویت قومی
▪️هویت مذهبی
▪️هویت فرهنگی
▪️هویت تمدنی و زبان پارسی
🔹بر این اساس، لازم است تاکید شود: هریک از هویتهای ششگانهی بالا ضمن دارا بودن ماهیتی مستقل از دیگری، در تاثیر متقابل با دیگر هویتها نیز قراردارد. بنابراین، بهمنظور کشف ماموریتهای هویتپایهیِ ج. ا.، پرسشهای زیر قابل طرح است:
🔸آیا اساسا رهبران ج. ا. در میدان عمل(و نه درحد حرف)، نسل دوم و سوم پس از انقلاب را بعنوان نسلی با هویت مستقل و متفاوت با نسل نخست، و با مطالبات عدیده و پاسخداده نشده درطول ۴۰سال گذشته تاکنون، به رسمیت میشناسند یاخیر؟!
▪️اگر پاسخ پرسش بالا مثبت است:
◽️پس چرا رهبران سالمند، فرماندهان کهنسال و مدیران غالبا سالخوردهی کشورمان اجازه نمیدهند تا از دانش، توان و ظرفیتهای آنها در تراز رهبری و مدیریت کلان کشور استفاده شود؟!
◽️چرا رهبران سالمند کشورمان در رویارویی با مطالبهگری دو نسل پس از خود، اغلب به سرکوب مطالبات آنها میپردازند؟!
🔸آیا اساسا رهبران ج. ا. در میدان عمل(و نه در حد حرف)، جنسیت زن را بعنوان هویتی مستقل و با مطالبات عدیده و پاسخداده نشده درطول ۴۰سال گذشته تاکنون، به رسمیت میشناسند یاخیر؟!
🔸آیا رهبران ج. ا. آگاهی دارند کمابیش ۶۰٪ از دانشجویان دانشگاههای ایران را دختران تشکیل میدهند؟
▪️اگر پاسخ دو پرسش بالا مثبت است، پس چرا در رویارویی با مطالبهگری زنان، به سرکوب مطالباتشان میپردازند؟!
▪️باتوجه به اینکه زنان و جوانان ایران کمابیش ۷۰میلیون از جمعیت کشورمان را تشکیل میدهند، چرا نسل نخست ج. ا. با رویکردهای مردسالارانه و پدرسالارانه، اجازهی رشد و ابراز وجود به دو هویت نسلی و جنسیتی کشورمان را نمیدهد؟!
🔸آیا اساسا رهبران ج. ا. در میدان عمل(و نه در حد حرف)، هویت قومیِ اقوام مختلف کشورمان اعم از: بلوچ، کرد، عرب و ترکمن را به رسمیت میشناسد؟
▪️اگر آری و به فرض شایستهگزینی! چنددرصد از صاحب منصبان ایران در سطوح رهبری و مدیریت کلان کشورمان، اقوام یادشده بالا را دربرمیگیرد؟
▪️آیا نواختن ساز جداییطلبی توسط طیفی از قومیتها(و با تحریک بیگانگان) نشان از تبعیض، بیعدالتی، فقر و نابرابری فرصتها در کشورمان ندارد؟ آیا این موارد از نشانههای ضعف مدیریت سرزمین در کشورمان نیست؟!
🔸آیا اساسا رهبران ج. ا. در میدان عمل(و نه درحد حرف)، هویت مذهبی اقلیتهای مختلف را به رسمیت میشناسد؟
🔸همهی جهانیان و تاریخ چندهزارسالهی ایران گواهی میدهند؛ پندار نیک، گفتار نیک و کردار نیک شاکله و بنیان ارزشهای ملی ایرانیان را شکل میداده. بر این اساس:
▪️آیا میشود در جامعهای که داعیهی اسلامی بودن را یدک میکشد، کمتر نشانهای از ارزشهای سهگانهی بالا را یافت؟
▪️دروغ، درویی، زور، تزویر، ریا، ربا، چاپلوسی، تباهی، فساد و نفی دیگری(بجای اثبات خویش) از بارزترین ارزشهای فرهنگی ما ایرانیان در زمان اکنون است که برآمده از باورهایی ضعیف، منفی و ویرانگر است!
🔸آیا رهبران ج. ا. که برای خالی نبودن عریضه، پسوندِ «ایران» را بر جمهوری اسلامی چسباندهاند، اساسا ایرانی بودن خود و ایرانیان را قبول دارند؟! اگر آری:
▪️پس چرا یک شهروند ایرانی حق ندارد نامهای اصیل ایرانی را برای فرزندانش برگزیند؟
▪️پس چرا درصورت برگزاری مراسم آیینیِ با پیشینهی چندهزارساله توسط ایرانیان، بیگانهوار و با مشیِ تازیها با آنها رفتار میشود؟
▪️پس چرا ایرانیان هنگام دیدار از آرامگاه کوروش بعنوان نماد و بنیانگذار تمدن ایرانی - بشری، با گاردهای ضدشورش روبرو میشوند؟! چرا پاسارگاد را به آب بستهایم؟ نگران چه هستیم؟!
✅باتوجه به اینکه خمیرمایهی نظام ج. ا. بر پایهی «ایدئولوژی تکهویتی» شکل گرفته و هر هویتی جز خودش را آنگونه که باید به رسمیت نمیشناسد، لاجرم موجب ایجاد انواع «گسستهای هویتی» و گسترش «بحرانهای چندهویتی» در طول و عرض جامعه شدهاست!
👈ادامه دارد ...
🔻کانال ایران و ابرچالشهای آینده
@IranMetaChallenges
Forwarded from کمپپرِس
صعود یکروزه و پرخطر بهقلهی ۴۸۵۰متری علمکوه از خطالراس ریزشی خرسانها(۱)
🔸کوهنوردان آزاد کلاردشت: استاد حسن تقوی، علیرضا رجبی، محسن ازوجی و کوروش برارپور
✅کمپپرس: این برنامه راس ساعت ۰۷:۰۰بامداد جمعه ۱۸اُم امردادماه۹۸، بهسرپرستی و مدیریت فنی استاد حسن تقوی از تَنگِگَلی(۳۳۰۰متر) آغازشد و ساعت ۰۸:۱۰ به سرچشمهی هسارچال(۳۸۰۰متر) در پای قله منار رسیدیم و صبحانه را همانجا خوردیم.
✅باتوجه به اینکه مسیر صعود ما از یخچال خرسان جنوبی بود، پس از گذر از دریاچههای یخچالی خرسانها و صعود از یخچال یادشده، بر روی یال خرسان - ستاره سوارشدیم و راس ساعت ۱۰:۳۰ بر فراز قله ۴۶۴۰متری خرسان جنوبی ایستادیم.
✅پس از ردیابی و ارزیابی مسیر بسیار پرخطر و ریزشی خرسان جنوبی به ویرانهکوه، و کمکردن ارتفاعی درحد ۱۵۰متر(همراه با دستبهسنگ شدنهای پیاپی)، از قلهی خطرناک ویرانهکوه(۴۶۰۴متر) گذشتیم و دوباره با کمکردن ارتفاعی درحد ۲۰۰متر، بهپای قله چغر خرسان میانی رسیدیم و پس از گذر از چند صخرهی ۵۰ و ۶۰متری و ریزشی، بر فراز آن قلهی ۴۶۴۰متری ایستادیم و بیدرنگ بسوی خرسانشمالی خیز برداشتیم.
👈ویدئوهای صعود در کمپپرس
@kamppress
🔸کوهنوردان آزاد کلاردشت: استاد حسن تقوی، علیرضا رجبی، محسن ازوجی و کوروش برارپور
✅کمپپرس: این برنامه راس ساعت ۰۷:۰۰بامداد جمعه ۱۸اُم امردادماه۹۸، بهسرپرستی و مدیریت فنی استاد حسن تقوی از تَنگِگَلی(۳۳۰۰متر) آغازشد و ساعت ۰۸:۱۰ به سرچشمهی هسارچال(۳۸۰۰متر) در پای قله منار رسیدیم و صبحانه را همانجا خوردیم.
✅باتوجه به اینکه مسیر صعود ما از یخچال خرسان جنوبی بود، پس از گذر از دریاچههای یخچالی خرسانها و صعود از یخچال یادشده، بر روی یال خرسان - ستاره سوارشدیم و راس ساعت ۱۰:۳۰ بر فراز قله ۴۶۴۰متری خرسان جنوبی ایستادیم.
✅پس از ردیابی و ارزیابی مسیر بسیار پرخطر و ریزشی خرسان جنوبی به ویرانهکوه، و کمکردن ارتفاعی درحد ۱۵۰متر(همراه با دستبهسنگ شدنهای پیاپی)، از قلهی خطرناک ویرانهکوه(۴۶۰۴متر) گذشتیم و دوباره با کمکردن ارتفاعی درحد ۲۰۰متر، بهپای قله چغر خرسان میانی رسیدیم و پس از گذر از چند صخرهی ۵۰ و ۶۰متری و ریزشی، بر فراز آن قلهی ۴۶۴۰متری ایستادیم و بیدرنگ بسوی خرسانشمالی خیز برداشتیم.
👈ویدئوهای صعود در کمپپرس
@kamppress
Forwarded from کمپپرِس
صعود یکروزه و پرخطر بهقلهی ۴۸۵۰متری علمکوه از خطالراس ریزشی خرسانها(۲)
✅خرسان شمالی یکی از سختگذرترین و پرخطرترین قلههای منطقه علمکوه است. پس از صعود از دیوارهای ۵۵متری و ریزشی با درجه سختی ۵/۹، راس ساعت ۱۳:۰۰ بر فراز قله ۴۶۸۰متری خرسانشمالی ایستادیم.
✅ اگر نگوییم سختیِ فرود از رخ شرقی و ریزشی خرسانشمالی بیشتر ازصعود به آن قله است، کمتر از آن نیست! درنهایت، پس از فرود از قله و قرارگرفتن بر روی یخرفتهای رخ جنوبی علمکوه، ناهار را در جانپناه خرسان خوردیم و راس ساعت ۱۵:۱۰ بر فراز قله ۴۸۵۰متری علمکوه ایستادیم.
✅اعضای گروه پس از صعودی پرخطر به ۵قلهی بیش از ۴۶۰۰متری در یکروز، راس ساعت۱۷:۳۰ در تنگگلی به این صعود پایان دادند.
☸خطالراس ریزشی و پرخطر خرسانها، یکی از کمگذرترین مسیرهای کوهنوردی در ایران است! گفته میشود: "تعدادی از دیوارهنوردان مطرح ایران پس از صعود از خطالراس خرسانها با خود عهد بستهاند تا دیگر هیچگاه پای بر آن مسیر پرخطر و ریزشی نگذارند"!
☸گروه کوهنوردیِ حدودا ۴۰نفره و خانوادگیِ چالون کلاردشت نیز در این روز از مسیر مرجیکش به علمکوه صعود کردند.
✍بهقلم: کوروش برارپور
@kamppress
✅خرسان شمالی یکی از سختگذرترین و پرخطرترین قلههای منطقه علمکوه است. پس از صعود از دیوارهای ۵۵متری و ریزشی با درجه سختی ۵/۹، راس ساعت ۱۳:۰۰ بر فراز قله ۴۶۸۰متری خرسانشمالی ایستادیم.
✅ اگر نگوییم سختیِ فرود از رخ شرقی و ریزشی خرسانشمالی بیشتر ازصعود به آن قله است، کمتر از آن نیست! درنهایت، پس از فرود از قله و قرارگرفتن بر روی یخرفتهای رخ جنوبی علمکوه، ناهار را در جانپناه خرسان خوردیم و راس ساعت ۱۵:۱۰ بر فراز قله ۴۸۵۰متری علمکوه ایستادیم.
✅اعضای گروه پس از صعودی پرخطر به ۵قلهی بیش از ۴۶۰۰متری در یکروز، راس ساعت۱۷:۳۰ در تنگگلی به این صعود پایان دادند.
☸خطالراس ریزشی و پرخطر خرسانها، یکی از کمگذرترین مسیرهای کوهنوردی در ایران است! گفته میشود: "تعدادی از دیوارهنوردان مطرح ایران پس از صعود از خطالراس خرسانها با خود عهد بستهاند تا دیگر هیچگاه پای بر آن مسیر پرخطر و ریزشی نگذارند"!
☸گروه کوهنوردیِ حدودا ۴۰نفره و خانوادگیِ چالون کلاردشت نیز در این روز از مسیر مرجیکش به علمکوه صعود کردند.
✍بهقلم: کوروش برارپور
@kamppress