🌏 تربیت و توسعه
1.42K subscribers
536 photos
122 videos
14 files
271 links
مرتضی نظری
یادگیرنده، نویسنده و تحلیل‌گر آموزش و پرورش

آموزشِ خوب، حق همه بچه‌های ایرانه

https://www.instagram.com/mortezanazari_edu

شناسه مدیر کانال
@MNazari_Edu
Download Telegram
💬 در تحسین و نقدِ یک تحرک فکری کوچک در دانشگاه فرهنگیان

✍ ️دکتر مرتضی نظری


(مخاطب این موردکاویِ مدیریتی، علاوه بر همكاران دانشکده‌های دانشگاه فرهنگیان سراسر کشور، تمام لایه‌های اداری از سطح کارشناسی تا مدیریتی خانواده‌ وزارت آموزش و پرورش در ستاد و ادارات مناطق کشور هستند.)

▫️گروه آموزش ابتدایی دانشکده علوم تربيتی شهید باهنر دانشگاه فرهنگیان استان تهران از آقای دکتر عباس بازرگان چهره پیشکسوت و صاحب‌اثر در رشته ارزشیابی و سنجش کیفیت آموزش دانشگاه تهران دعوت به عمل آورد و بنده، توفیق شرکت در نشست چالش‌های آموزش ابتدایی کشور را داشتم.
در این موردکاوی، مشاهداتم را همراه با تحلیل در ۱۰ پرده گزارش می‌کنم.
۱. مراسم با ۴۵ دقیقه تاخیر شروع شد که نه ربطی به میزبان داشت و نه میهمان. ترافیک امروز تهران امکان برنامه ریزی را از خیلی‌ها گرفته بود. من خودم به دشواری رسیدم. بخصوص ‌که مکان برگزاری نشست دقیقاً در مرکز شهر بود. همان مرکز آموزش عالی شهید باهنر سابق، پایین تر از پل کالج.
۲. موضوع نشست، به نظر من بسیار استراتژیک بود. چند سالیست وضع آموزش ابتدایی ایران در وضعیت بحرانی به سر می‌برد. بدتر از این بحران، استبداد رأی معاون آموزش ابتدايي وزارت آموزش و پرورش است که نه حاضر به کناره‌گیری از سمت خود می‌شود و نه برای اُفت و تنزل شدید سواد خواندن و نوشتن بچه‌های ایران پاسخ و راهکار درستی ارایه می‌کند. هفت سال است تقصیر را به گردن کرونا، آلودگی هوا و جنگ می اندازند و از جایگاه استاد دانشگاه تهران، همه را کم سواد و خود را عقل کل حوزه تعلیم و تربیت ایران می‌داند. بگذریم.
۳.نشست چالش آموزش ابتدایی کشور شروع شد. آقای دکتر سید رسول حسینی ۵ دقیقه و آقای دکتر علی محمدی رئیس دانشگاه فرهنگیان تهران هم ۷ دقیقه درباره شأن و مقام استاد بازرگان صحبت کردند.
تمجید از استاد پیشکسوت، از باب میهمان نوازی و ادب معلمی خیلی خوب و لازم است اما تعریف و تمجید بیش از حد در یک نشست آموزشی که به قصد یادگیری برپاشده، فضا را بیش از حد رسمی و دیسیپلینی می‌کند و از صمیمیتِ متعارفِ یک کارگاه آموزشی می کاهد. بخصوص که شرکت کنندگان همگی خودشان مدرس، صاحب‌نظر و عضو هيأت علمي بودند. در ارتفاعِ نابرابر قرار دادن استاد مدعو نسبت به حاضران، عاملیتِ شرکت کنندگان را سلب می کند و امکان پرسشگری آنها را تحت تأثیر هاله ایجاد شده، کاهش می دهد. در چنین فضایی، شرکت کنندگان، خود را در موضع فرودست می‌بینند.
توصیه می کنم مدیران و همکاران وقتی از یک شخصیت برجسته از دانشگاهی برند و معروف برای سخنرانی در جمع معلمان دعوت می کنند، معلم را مقهور جلال و جبروت هیچ شخصیتی نسازند تا یادگیری و تعامل در موضع درست و برابر شکل بگیرد.
همچنین مراقب باشید به عنوان میزبان نباید سخنران مدعو را به عرش ببرید و جَوگیرش کنید بخصوص که آن سخنران استاد دوره دانشجویی شما بوده باشد. بطور کلی تمجید از حد بگذرد دیگر تمجید نیست، اسم دیگری دارد.

۴. نشست رسماً شروع شده بود که آقای فرهاد علیپور معاون آموزشی دانشگاه وارد سالن شد. ورود معاون دانشگاه‌ همانا و شروع تعارفات مرسوم مدیران و عرض ارادت های خالصانه نثار هم کردن همان.
یکی گفت صلوات بفرستید!
دیگری گفت آقای دکتر خواهش میکنم بفرمایید بالا! همزمان با این تعارفات، صدای عقب کشیدن صندلی ها و یاالله یا الله گفتن ها، نظم و تمرکز نشست را برای لحظاتی به هم ریخت و خلاصه چیدمان صندلی های ردیف بالای نشست به هم ریخت. آقای علی محمدی، طوری برای ورود و جلوس معاون دانشگاه، نوشابه باز می کردند که گویی "ماهاتیر محمد" وارد سالن شده.
من نمی‌دانم کی قرار است این رفتارهای نامأنوس با محیط علمی را کنار بگذاریم؟
اگر هدف از تشکیل این کارگاه، یادگیری و گفتگو است پس دیگر این همه ادا و اطور برای چیست؟ توصیه کاربردی به مدیران و مسولان برای حضور در چنین نشست‌ها و جلساتی این است که اگر واقعاً به قصد استفاده بردن از کارگاه و نشست علمی آمده‌اند، پوزیشن و دیده شدن را کنار بگذارند. اگر جزو سخنرانان نیستید، در چنین مواقعی، خیلی آرام و بی سروصدا گوشه ای از سالن را انتخاب کنید تا بدون به هم خوردن نظم و آرامش جلسه، لحظاتی را به "خوب گوش دادن" اختصاص دهید.
۵. میزبان و مجری این نشست، خانم دکتر سیدی رییس مرکز شهید باهنر بود. ایشان و همکارانشان خیلی زحمت کشیدند و پذیرایی خوبی از میهمانان و شرکت کنندگان داشتند. به سهم خودم از ایشان تشکر کردم. البته به خانم دکتر عرض کردم در چنین نشست هایی که به دلیل تقارن با ظهر، ناهار سرو می‌شود، انجام دو نوبت پذیرایی در حین نشست شامل میوه، کیک و چای در کنار آب، ضرورتی ندارد. اینها را از خودم در نیاوردم. هر نوع نشست و جلسه ای آداب و پروتکل خودش را دارد. پذیرایی سنگین و متنوع در یک کارگاه یا نشست دو ساعته، مانع تمرکز و یادگیری می شود و نشست را از ....👇
👍9
☝️موضوعیت می‌اندازد.
۶. عکاسی و تصویربرداری از لحظه اعطای کیف‌های صنایع دستی، هدیه و لوح به استاد میهمان هم در نوع خود قابل تأمل بود. نباید فراموش کنیم شما کارگاه برگزار کردید نه مراسم نکوداشت.
هدیه و تقدیر از استاد سخنران و مدعو، کار بسیار پسندیده و شایسته ای است ولی معنا و مفهومِ عکس يادگاري معاون دانشگاه و رئیس دانشگاه استان تهران را در حال اهدای لوح و هدیه قابل فهم نیست.
شما به عنوان مدیر اجرایی در یک نشست آموزشی، هیچ وظیفه ای جز گوش دادن و آموختن و نهایتا تشکر از استاد ندارید. باید به این بدعت لوث و نخ نمایِ ژست گرفتن مدیران اجرایی در نشست‌ها و همایش‌ها پایان داد.
مدیران اجرایی، حکم داور مسابقه را دارند نه بازیکن. شما فقط باید بر اجرای درست قانون نظارت کنید و موانع حرکت را از سر راه بردارید.
تسهیلگر باشید نه گیرنده عکس یادگاری.
۷. یکی از کارهای بسیار خوب برپاکنندگان این نشست، اقدام دکتر سید رسول حسینی، دکتر ابولفضل بختیاری و خانم دکتر صیدی رئیس دانشکده علوم تربیتی، در تهیه و اهدای جدیدترین ویراست کتاب "ارزشیابی آموزشی تألیف دکتر عباس بازرگان" به شرکت کنندگان بود. بخصوص که آقای دکتر بازرگان در حین آموزش، استناداتی هم به برخی صفحات کتاب اهدا شده داشتند و مراجعه زنده به کتاب برای شرکت کنندگان‌، میسر بود.
۸. دکتر بازرگان در حین تدریس ده دوازده بار نام دو سه نفر از شاگردان قدیمشان که در جلسه حاضر بودند را به زبان آوردند که از نظر عدالت آموزشی و تسهیمِ برابر نگاه و توجه مربی به همه فراگیران برای من جای سوال گذاشت. توجه نابرابر با چند دانشجوی سابق در کنار دیگرانی که آنها هم مشتاقانه برای استفاده از مباحث شرکت کرده بودند حس خوبی نمی داد.
گاهی تعصب بیش از حد برخی اساتید روی دانشجویان خودشان به محدودیت و سوگیری شناختی تبدیل می‌شود. دکتر بازرگان در این نشست گفت مجله آموزش ابتدایی دانشگاه فرهنگیان را دیده‌اند اما نام دکتر مسعود کبیری در آن نبوده پس فایده ای ندارد! این سخن از ایشان عجیب بود چون علیرغم تلاش‌های دکتر کبیری در حوزه تیمز و پرلز، اما اگر از خودش هم بپرسیم قطعاً مدعی نیست که همه دانشِ آموزش ابتدایی در جیب اوست که اگر نامش در یک مجله نباشد، مجله از اعتبار ساقط شود.
۹. از محاسن قابل توجه این کارگاه این بود که دکتر بازرگان در جایگاه یک مربی چیره و دلسوز، همه شرکت کنندگان را به مشارکت در بحث وا می‌داشت. اما وقتی از شرکت کنندگان سوال می‌پرسید، به افراد، مجالِ پاسخ کامل نمی‌داد و پاسخِ پرسشی که خودشان پرسیده بودند را قطع می کردند و وارد بحث خودش می‌شد و اغلب مباحث اساتید شرکت کننده‌، ناقص و ناتمام ماند.
۱۰. در این جلسه خبر بسیار خوبی را آقای دکتر حسینی اعلام کرد که قرار است با همت دکتر بازرگان، دکترای رشته مطالعات آموزش ابتدایی راه‌اندازی شود.

▫️نکته پایانی
این نقدها و تحسین‌ها _ در کنار هم_ برای حمایت از تداوم اقداماتی مشابه نشست ارزشمند گروه آموزش ابتدايي دانشگاه فرهنگیان تهران است. به خصوص از دو دوست و استاد خوش نام آقایان دکتر سید رسول حسینی و دکتر ابوالفضل بختیاری که دغدغه تربیت معلم دارند و در طراحی و تدارک این نشست زحمات بسیار کشیدند، به سهم خودم قدردانی می‌کنم. این رویداد، در برهوت فعلی دانشگاه فرهنگیان که محافظه‌کاری و بی رمقیِ گسترده جز در مواردی اندک، بدنه علمی و اداری دانشگاه و گروههای آموزشی، فرهنگی و پژوهشی را فراگرفته، شایان تقدیر است.
و اینکه مدیران ارشد برای حضور در یک نشست علمی، وقت می گذارند، در نوع خود مبارک و ارزشمند است.
امیدوارم این تلاش کوچک اما قابل تحسین، در تمام بخش های دانشگاه فرهنگیان فراگیر شود تا موتور تفکر، خرد، گفتگو و نقد روشن شود و دانشگاه فرهنگیان از این خمودگیِ چندین ساله به تدریج خارج شود.

🌏 شبکه‌های اجتماعی مرتضی نظری
https://rubika.ir/mortezanazari_edu
https://ble.ir/MortezaNazari_edu
https://eitaa.com/mortezanazari_edu
https://www.instagram.com/mortezanazari_edu

🌏 تربیت و توسعه |
#ایران
@IranHumanDevelopment2
👍10
🌏 تربیت و توسعه
💬 آفرینشِ گفتمانی برازنده نام ایران ✍ مرتضی نظری در آغاز، میشد در عمق و هسته شکل‌گیری هر دو جریان اصولگرایی و اصلاح طلبی رگه‌هایی از تلاش برای اعتلای ایران، دوست داشتن وطن و خدمت صادقانه به مردم را دید اما رفته رفته و به تدریج، موريانه فرصت‌طلبی به هر دو…
💬 عبور از این دو قبیله پرآسیب
و تربیت مدیرانِ برازنده نام ایران

✍ مرتضی نظری


در یادداشتِ "آفرینشِ گفتمانِ برازنده نام ایران" از ضرورت عبور از دوگانه‌ی پرهزینه و کم خاصیتِ اصلاح‌طلب و اصولگرا و آثار مخرب تشکیل باندها تحت لوای این دو جریان نوشتم. اکنون به شاخص متناسب برای انتخاب و انتصاب مدیرانِ برازنده نام ایران می‌پردازم.
عنوان این شاخص، "شاخصِ پایبندی به پیشرفت ایران" است.
معیاری برای ارزیابی مدیران و جریانات فعال در جایگاه‌ها و موضوعات خرد و کلان ایران.
اصلاح‌طلب یا اصولگرا بودن مدیران در شرایط جدید ایران، فاقد ارزش ذاتی است. آنچه وجود یک مدیر را ارزشمند می‌سازد، توانِ حل مسأله، مهارت رهبری و غنی‌سازیِ ظرفیت درونی افراد و شکوفاندن دانش ضمنی و نهفته‌ی سرمایه انسانی سازمان است.
اعتماد جامعه ایران به هر دو طیف تبخیر شده.
اگر دل در گروی پیشرفت ایران دارید، با اطمینان از دوگانه‌های کاذب اصولگرا و اصلاح طلب عبور کنید و روی ایران و پیشرفت همه‌جانبه‌اش متمرکز شوید.
این شاخص، یک موضوع کلیِ غیرقابل اندازه‌گیری نیست.
🔶شاخص پایبندی به پیشرفت ایران یعنی؛
▫️ارجحیت خیر و منفعت عمومیِ سرزمین ایران بر منافع جریانی یا قبیله‌ای مدیران،
▫️شفافیت در عملکرد و پاسخگویی عمومی به عنوان ارزش مورد تأکید،
▫️آینده‌نگریِ راهبردی ۵ تا ۱۰ ساله
▫️سوابق، خدمات و اقدامات اجراییِ قابل اندازه‌گیری به نفع خیر عمومی و پیشرفت محلی و ملی ایران
▫️احراز گذشته و حال سیاسی و اجرایی مدیران که چقدر در خدمت رشد منافع شخصی و خانوادگی بوده و چقدر برای خدمات عمومی و جانشین‌پروری درست بوده؟
ایران جدید، به مدیرانی برازنده نام و شکوه فرهنگی ایران نیاز دارد و بخش بزرگی از این مسؤلیت ملی، بر دوش آموزش و پرورش است.

#ایران

🌏 تربیت و توسعه | #ایران
https://t.me/IranHumanDevelopment2
👍10
💬 اگر به عنوان معلم و مدیر از اتفاقات امروز ایرانمال و استقبال ۵۰ هزارنفری نسل زدی ها از نیما رضایی، معروف به نیما تکیدو، یوتیوبر معروف خبر ندارید، اینجا را بخوانید👇
https://kalanshahr.ir/62479

🌏 تربیت و توسعه | #ایران
https://t.me/IranHumanDevelopment2
🌏 تربیت و توسعه
💬 اگر به عنوان معلم و مدیر از اتفاقات امروز ایرانمال و استقبال ۵۰ هزارنفری نسل زدی ها از نیما رضایی، معروف به نیما تکیدو، یوتیوبر معروف خبر ندارید، اینجا را بخوانید👇 https://kalanshahr.ir/62479 🌏 تربیت و توسعه | #ایران https://t.me/IranHumanDevelopment2
📍مدارس ما و رویداد نیما تکیدو

✍ رضا شجیع، مدرس دانشگاه

آنچه در رویداد نیما تکیدو در ایران‌مال رخ داد، فقط یک ازدحام ساده نبود؛ تصویری فشرده از شکاف میان شهرت دیجیتال و آمادگی مدیریتی در جهان واقعی بود. طبق ویدئوها و گزارش‌های منتشرشده، استقبال گسترده هواداران باعث اختلال در برنامه و شکل‌گیری شرایطی شد که کنترل جمعیت را دشوار کرد. درباره میزان آسیب‌دیدگی نیز روایت‌های مختلفی منتشر شده و همه جزئیات هنوز تأیید رسمی نشده‌اند. مسئله اصلی این بود که ظاهراً میزبان، قدرت بسیج یک چهره متولد شبکه‌های اجتماعی را با معیارهای قدیمی سنجیده بود. نسل زد و آلفا، رابطه‌ای متفاوت با چهره محبوب خود دارند. برای آن‌ها اینفلوئنسر صرفاً یک فرد مشهور نیست؛ شخصیتی آشنا، روزمره و نزدیک است که ساعت‌ها در تلفن همراهشان حضور داشته است. همین احساس نزدیکی، مرز میان تماشاچی و مشارکت‌کننده را از بین می‌برد و میل به نزدیک‌شدن، عکس‌گرفتن و ثبت لحظه را تشدید می‌کند. در چنین رویدادی، ظرفیت سالن فقط یکی از متغیرهاست. مسیر حرکت مهمان، فاصله ایمن، ورودی‌های مرحله‌ای، ثبت‌نام واقعی، موانع فیزیکی، تعداد نیروهای آموزش‌دیده، خروج اضطراری و سناریوی توقف برنامه باید از پیش طراحی شود. وقتی رویداد اطلاع رسانی عمومی می‌شود و هم‌زمان از یکی از شلوغ‌ترین دورهمی‌های تابستان سخن گفته می‌شود، ازدحام دیگر یک اتفاق غیرمنتظره نیست؛ یک ریسک قابل پیش‌بینی است. اما مهم‌ترین نشانه این رویداد، شگفت‌زدگی همگانی بود: برگزارکننده از جمعیت، رسانه‌ها از نفوذ چهره و جامعه از قدرت فرهنگی نسلی غافلگیر شدند که مدت‌هاست جهان مرجع خود را بیرون از رسانه‌های سنتی ساخته است. درس مدیریتی روشن است: نسل جدید را نمی‌توان با داده‌های قدیمی مدیریت کرد. پیش از برگزاری هر رویداد، باید جامعه هواداری را شناخت، نه فقط ظرفیت مکان را⁩.

🌏 تربیت و توسعه | #ایران
https://t.me/IranHumanDevelopment2
👍4
📍 دیدگاه

طبقه متوسط در سراشیبی فقر


✍بابک کاظمی
معلم، گیلان
دکتری سیاستگذاری عمومی

طبقه متوسط همواره ستون اصلی ثبات اجتماعی و موتور محرک توسعه در هر کشوری بوده است این طبقه با نقش آفرینی در تولید اشتغال آموزش و سرمایه انسانی زمینه رشد اقتصادی و پیشرفت اجتماعی را فراهم می کند هر اندازه طبقه متوسط قدرتمندتر باشد امید به آینده افزایش می یابد و جامعه با آرامش بیشتری مسیر توسعه را طی می کند اما تضعیف این طبقه تنها یک مسئله اقتصادی نیست بلکه پیامدهای گسترده اجتماعی فرهنگی و حتی سیاسی به همراه دارد

در سال های اخیر قدرت خرید طبقه متوسط به طور مستمر کاهش یافته است بسیاری از خانواده هایی که زمانی برای خرید خانه بهتر سرمایه گذاری یا ارتقای کیفیت زندگی برنامه داشتند امروز تمام توان خود را صرف حفظ حداقل های زندگی می کنند آنها هنوز شاید همان خانه یا همان خودرو را داشته باشند اما دیگر توان نوسازی تعویض یا حتی نگهداری مناسب از دارایی های خود را ندارند آنچه امروز در اختیار دارند حاصل درآمدهای گذشته است نه توان اقتصادی امروز

فقیرشدگی طبقه متوسط همیشه به معنای نداشتن غذا یا سرپناه نیست بلکه به معنای از دست رفتن تدریجی کیفیت زندگی است وقتی خانواده ای هزینه درمان آموزش فرزندان سفر یا فعالیت های فرهنگی را از برنامه زندگی خود حذف می کند در حقیقت بخشی از رفاه خود را از دست داده است این نوع فقر آرام و تدریجی شاید در ظاهر دیده نشود اما آثار آن در زندگی روزمره مردم کاملا آشکار است.
یکی از مهم ترین پیامدهای این وضعیت کاهش امید اجتماعی است زمانی که مردم احساس کنند تلاش بیشتر به بهبود زندگی منجر نمی شود انگیزه برای کار سرمایه گذاری و برنامه ریزی نیز کاهش پیدا می کند در چنین شرایطی ازدواج دیرتر انجام می شود فرزندآوری کاهش می یابد و مهاجرت نیروهای متخصص افزایش پیدا می کند این روند در نهایت سرمایه انسانی کشور را با تهدید جدی روبه رو می سازد

طبقه متوسط بیش از هر گروه دیگری به ثبات اقتصادی نیاز دارد زیرا نه از دارایی های بزرگ برای حفظ ارزش سرمایه خود برخوردار است و نه مشمول حمایت های مستقیم معیشتی می شود به همین دلیل تورم مزمن کاهش ارزش پول ملی و نااطمینانی نسبت به آینده بیشترین فشار را بر این قشر وارد می کند
◽️از نگاه سیاستگذاری عمومی تضعیف طبقه متوسط هشداری جدی برای آینده کشور است زیرا این طبقه مهم ترین پشتوانه قانون گرایی مشارکت اجتماعی و توسعه پایدار به شمار می رود کوچک شدن آن به افزایش شکاف اجتماعی کاهش سرمایه اجتماعی و تضعیف اعتماد عمومی منجر خواهد شد
▫️تجربه کشورهای موفق نشان داده است که توسعه پایدار بدون وجود طبقه متوسط توانمند امکان پذیر نیست رشد اقتصادی زمانی ارزشمند است که مردم آثار آن را در زندگی خود احساس کنند افزایش درآمد واقعی امنیت شغلی امکان پس انداز و امید به آینده مهم ترین نشانه های قدرت این طبقه هستند.
بازسازی طبقه متوسط نیازمند سیاست هایی پایدار مانند مهار تورم ایجاد ثبات اقتصادی حمایت از تولید افزایش بهره وری مبارزه با فساد و فراهم کردن فضای قابل پیش بینی برای فعالیت های اقتصادی است آنچه امروز بیش از کاهش درآمد طبقه متوسط را فرسوده کرده کاهش اعتماد به آینده است
حفظ طبقه متوسط به معنای حفظ امید سرمایه انسانی امنیت اجتماعی و مسیر توسعه کشور است اگر این طبقه توان برنامه ریزی برای آینده را از دست بدهد جامعه نیز بخش مهمی از ظرفیت پیشرفت و نوآوری خود را از دست خواهد داد.

🌏 تربیت و توسعه | #ایران
https://t.me/IranHumanDevelopment2
👍7
🌏 تربیت و توسعه pinned «💬 عبور از این دو قبیله پرآسیب و تربیت مدیرانِ برازنده نام ایران ✍ مرتضی نظری در یادداشتِ "آفرینشِ گفتمانِ برازنده نام ایران" از ضرورت عبور از دوگانه‌ی پرهزینه و کم خاصیتِ اصلاح‌طلب و اصولگرا و آثار مخرب تشکیل باندها تحت لوای این دو جریان نوشتم. اکنون…»
📍شوق دیدار بعد از ۳۲ سال؛
از جنوب تهران تا نیاوران به وقت ایران


✍ مرتضی نظری

▫️یکی از اثرگذارترین شخصیت‌های زندگی‌‌ من، معلم ادبیات فارسی سال اول دبیرستان است.
من در دبيرستان صنیعی‌فر منطقه‌ ۱۵ تهران درس خواند‌ه‌ام. اعتبار مدرسه صنیعی‌فر تا همین حالا به کادر آموزشی و مدیریتی مدرسه است.
معلم ادبیات فارسی ما همان کسی بود که من را به رشته علوم انسانی به خواندن و به نوشتن و به #ایران متمایل کرد. او تنها معلمی بود که در سن دانش‌آموزی و اوج حال و هوای نوجوانی چند بار در کلاس و در جمع همکلاسی‌هایم، من را بابت پرسش‌ها و کنجکاوی‌هایی که داشتم، تشویق کرد.
تمام هفته، شوق رسيدن زنگ ادبیات و دیدن و شنیدنش را که معلمی متمایز بود، داشتم تا باز از او و سبک متفاوت تدریس و ارتباطش با بچه ها با تمام وجود یاد بگیرم و بعد از زنگ آخر صبر کنم تا وقتی می‌خواهد از مدرسه راهی خانه شود، دقایقی وقتش را بگیرم و پرسش‌های تلنبار شده‌ام از هفته قبل را با او در میان بگذارم و البته شخصیت وزین و درآمیخته با مهربانی او که گوش می‌داد و پاسخ‌هایش عطش بیشتر پرسیدن و کنجکاوی را در من زنده می‌کرد.
اثر و مهر معلمی‌اش در ذهن و ضمیر من از سال ۱۳۷۳ آنچنان عمیق و الهام‌بخش بود که تا حالا هیچ‌گاه فراموش که هرگز! حتی کم‌رنگ هم نشده.
▫️عصر گرم تابستان تهران، مرداد ۱۴۰۵، قرار است با تمام وجود به نشست خانه کتاب دِبای نیاوران شرکت کنم که مجله بخارا و آقای علی دهباشی و یارانش برای پرداختن به کتاب معلمِ ۳۲ سال پیش من برپا کرده بود. آن معلم کسی نیست جز آقای دکتر محمود فتوحی.
دیدار "آقا فتوحی" معلم مدرسه دیروز و استاد برجسته امروز دانشگاه فردوسی مشهد، شورانگیزترین تجربه معنوی است که می توانست در چهل و هفتمین سال عمر تجربه شود.
آقای کوروش هم با من آمده بود. دوست داشتم از دیدن جذبه شخصیت اثرگذار "آقا فتوحی" معلم محبوبم که بارها نام و اثرش را از من شنیده بود، محروم نماند. شخصیت‌های این چنین تعالی‌بخش برای فرهنگ ایران خیلی نادرند.
📖 کتاب "چیستی ایران" اثر محققانه، دقیق و برآمده از تلاش چندین ساله استاد است که از سوی انتشارات سخن به مخاطبان ایران‌دوست عرضه شده.
کتاب فاخر و ارزشمند چیستی ایران دلالت دیگری بر افتخار من به معلم اصیل دیروز و استاد امروز دانشگاه بود. و اتفاقاً در بخش‌های متعددی از کتاب به پیشینه خِرَد پرداخته‌اند که به دلیل تمرکز دو سال اخیرم روی موضوع خرد و آموزش و پرورشِ خردورزانه، مطالعه ریشه و مفهوم خرد از کتاب چیستی ایران بسیار قابل تأمل بود.
▫️تهیه و خواندن کتاب را حتما به علاقمندان فرهنگ، تاریخ، ادبیات و مطالعات ایران پیشنهاد می‌کنم.
▫️در میان سخنرانان این نشست دو دانشجوی قدیم آقای دکتر فتوحی سخنانی در باب روشمندی و ارزشمندیِ کتاب گفتند. من در وقت پرسش و پاسخ، از آقای دهباشی مدیر نشست اجازه صحبتی کوتاه خواستم. ایستادم و جمع حاضر را مطلع کردم که "امروز فقط دانشجویان آقای دکتر فتوحی از دانشگاه فردوسی مشهد اینجا نیستند، دانش‌آموز ۳۲ سال پیش ایشان از دبيرستان صنیعی‌فر هم با عشق اینجا حضور دارد." 🔗گزارش تصویری نشست
▫️معلمان، به شرط بهره‌مندی از اصالت، خردورزی و تخصص در کنار وطن‌دوستی و تلاش برای مفیدبودن، اثرگذارترین نقش را در زندگی دانش‌آموزان خود دارند که اثر وجودی‌شان حتی بعد از سه دهه فراموش نمی‌شود.
📸 گزارش تصویری👇
https://www.instagram.com/mortezanazari_edu
#ایران
#چیستی_ایران
#محمود_فتوحی
#معلم #کتاب #یادگیری
#مرتضی_نظری

🌏 تربیت و توسعه | چیستی ایران
https://t.me/IranHumanDevelopment2
👍9
Forwarded from سید نورالدّین خرّم شاهی
گلریزان فوری 🌸🌷🌸

یکی از معلمان پیشکسوت در جنوب کشور ، به دلیل ابتلا به سرطان و پیشروی بیماری، چند ماه است بستری هستند.

متأسفانه پیشرفت بیماری منجر به از دست دادن بینایی یک چشم شده است.

تا سال گذشته در تهران و شیراز تحت درمان بودند که به دلیل شرایط حاد جسمی و وضعیت بد مالی، امکان تأمین هزینه رفت و آمد بین بندرعباس و تهران و شیراز را ندارند و به ناچار در منزل بستری شده اند.

ماشین و وسایل منزل شان را برای تأمین هزینه های سنگین درمانی فروخته اند.

🌺 برای کمک فوری جهت تأمين مایحتاج ضروری زندگی و هزینه های درمان این معلم پیشکسوت کمک خیرخواهانه گلریزان می کنیم.

شماره کارت کارگشایی

5894-6311-2073-5972

سید نورالدین خرم شاهی

معرف آقای مرتضی نظری

خداوند به همگی شما عزت بدهد 🙏🌷
👍4
🌏 تربیت و توسعه
گلریزان فوری 🌸🌷🌸 یکی از معلمان پیشکسوت در جنوب کشور ، به دلیل ابتلا به سرطان و پیشروی بیماری، چند ماه است بستری هستند. متأسفانه پیشرفت بیماری منجر به از دست دادن بینایی یک چشم شده است. تا سال گذشته در تهران و شیراز تحت درمان بودند که به دلیل شرایط حاد…
👆ویژه / فوری

دوستان عزیز و شریف ستاد، استان، مدارس و اساتید و همکاران محترم دانشگاه

سلام و عرض ادب
امروز جویای حال همکار بسیار عزیز فرهنگی‌مان در جنوب کشور شدم، شرایط خیلی دشواری دارند، به سختی تنفس می کردند، ریه درگير شده و مسائل حاد ابتلا به سرطان ...
متأسفانه مدیریت رفاهی و پشتیبانی درستی برای حمایت از تنگناهای مالی و جسمی دوران بازنشستگی همکاران فرهنگی‌ علیرغم منابع فراوان، طراحی نشده
لطفا پیشکسوتان فرهنگی را تنها نگذاریم
هر میزان کمک نیکوکارانه که در نظر دارید با اطمینان خاطر به شماره کارت جناب آقای خرمشاهی واریز بفرمایید.

با فروتنی و مهر؛
مرتضی نظری

🌏 تربیت و توسعه | نیکوکاری
https://t.me/IranHumanDevelopment2
👍4
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
📺 روایتِ مرتضی نظری از اقدام خیرخواهانه و جمعیِ معلمان در شرایط پرفشار اقتصادی:

▫️آموزش و پرورش، ثروتمندِ فقیر است چون در مدیریت منابع ارزشمند و منحصر به فرد خود، خلاقیت ندارد.

▫️درآمدزاییِ آموزش و پرورش از محل اجاره فضاهای درمانی و رفاهی بدون بهبود و ارتقای خدمات به معلمان، نه هنر است و نه افتخار.

▫️با تغییر مدل مدیریت و اصلاح فرایندهای رفاهی و پشتیبانی در آموزش و پرورش، می‌توان به نتایج بهتر و رضایت بالاتر معلمان دست یافت.

🌏 تربیت و توسعه | خسته اما سرشار
https://t.me/IranHumanDevelopment2
👍4
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
📍داستان مدارس تیزهوشان/ ۱
بازندگان بسیار و برندگان کمتر

✍ مرتضی نظری


بیش از سه دهه است که اغلب نظام های آموزشی، از نخبه‌پروری عبور کردند و بساط جداسازیِ دانش آموزان تیزهوش از سایرین در مدارسی ویژه تیزهوشان جمع شده. این راه که ما می رویم جز آسیب روحی و روانی به این گروه از دانش آموزان، نتیجه دیگری در بر ندارد.
اضافه کنید به این، معنا و مفهوم خردورزی را در برابر هوش و تیزهوشی.
▫️هوش زودتر رسیدنِ من به منافعِ غالباً شخصی خودم هست و خرد، با هم رسیدنِ ما به منافعِ خود و دیگران با هم.
پژوهش های انجام شده در ایران مجموعاً نشان می‌دهد چیزهایی که بچه های تیزهوش در مدارس مختصِ تیزهوشان از دست می‌دهند بسیار بیشتر از چیزهایی است که از نبودن در کنار دانش آموزان عادی از دست می‌دهند. بچه‌ها را جداسازی نکنیم.
▫️برای اصلاح این وضعیت چه در فرم و چه در محتوا، هم خانواده ها باید دست از اصرار بر تیزهوش‌پروری فرزندانشان بردارند و هم سیاستگذاران فرادست باید از لجبازی و اصرار بر روش فعلی به عنوان یگانه راهِ حمایت از به تعبیر خودشان بچه‌های نخبه بردارند.
🔺ویدئو: دکتر حمید هاشمی

🌏 تربیت و توسعه
@iranHumanDevelopment2
👍7
📍نقدونظر

در ۴۸ ساعت گذشته در فضای مجازی و گروه‌های تخصصی معلمان و اساتید گروه اساتید علوم تربیتی، گفت‌وگوهایی پیرامون الگوهای شناسایی و جذب دانش‌آموزان سرآمد یا به اصطلاح تیزهوشان و آسیب‌های جداسازی، داشتیم.
بر آن شدیم تا برخی از این نظرات را برای فهم بهتر مساله بازنشر کنیم.

▫️از جمله طرفین این گفتگوها:
_سیامک مهجور، استاد پیشین دانشگاه علامه طباطبایی و هم اکنون مقیم آمریکا
_محرم آقازاده، پژوهشگر حوزه آموزش و هم‌اکنون مقیم کانادا در گروه اساتید برنامه ریزی درسی
_ فرهاد لیثی رئیس گروه پژوهشسراهای دانش‌آموزی در گروه روان‌شناسان و مشاوران
_و تعدادی از مدرسان و پژوهشگران آزاد در این گفتگوها در اینستاگرام و بله
در ادامه یادداشتی از دکتر محرم آقازاده می‌خوانید:

#آموزش_خوب_حق_همه_بچه‌های_ایرانه

🌏 تربیت و توسعه | کیفیت برای همه
@iranHumanDevelopment2
🌏 تربیت و توسعه
📍داستان مدارس تیزهوشان/ ۱ بازندگان بسیار و برندگان کمتر ✍ مرتضی نظری بیش از سه دهه است که اغلب نظام های آموزشی، از نخبه‌پروری عبور کردند و بساط جداسازیِ دانش آموزان تیزهوش از سایرین در مدارسی ویژه تیزهوشان جمع شده. این راه که ما می رویم جز آسیب روحی و روانی…
💬 جایگاه مدارس و برنامه‌های تیزهوشان در نظام‌های آموزشی پیشرفته
 

✍ محرم آقازاده
 
موضوع مدارس تیزهوشان یا استعدادهای خاص یا غیره، از موضوعات دیرپای نظام‌های آموزشی است. اندیشمندان محترم کانال (Iranian Curriculum and Instruction Professors) با مدیریت جناب دکتر صادقی هم موضوع را از دیدگاه‌های متفاوتی نگاه می‌کنند. در این مختصر، در نظر دارم نگاهی داشته باشم به وجود و تجلی مدارس خاص در کشورهای مختلف با نظام‌های آموزشی پیشرفته. باری، بحث درباره‌ی آموزش تیزهوشان و دانش‌آموزان دارای استعدادهای خاص یکی از محورهای اصلی سیاست‌گذاری آموزشی در جهان بوده است. نظام‌های آموزشی پیشرفته، هر یک با توجه به فلسفه‌ی تربیتی، ساختار اجتماعی و اهداف توسعه‌ی انسانی خود، رویکردهای متفاوتی برای شناسایی و پرورش استعدادهای برتر اتخاذ کرده‌اند. پرسش اصلی این است که آیا این کشورها مدارس ویژه‌ی تیزهوشان دارند یا ترجیح می‌دهند برنامه‌های درون‌مدرسه‌ای و غنی‌سازی را جایگزین جداسازی کامل کنند. بررسی تطبیقی نشان می‌دهد که پاسخ یک‌دست نیست؛ بلکه طیفی از الگوها وجود دارد که از مدارس کاملاً مستقل تا برنامه‌های انعطاف‌پذیر درون‌مدرسه‌ای را شامل می‌شود.
در کشورهایی مانند سنگاپور و کره‌ی جنوبی، مدارس تیزهوشان بخشی رسمی و قدرتمند از ساختار آموزشی هستند. سنگاپور با اجرای برنامه آموزش سرآمد (Gifted Education Programme) را از دوره‌ی ابتدایی، مسیرهای آموزشی متفاوتی برای دانش‌آموزان با توانایی‌های شناختی بالا فراهم می‌کند و مدارس تخصصی علوم و ریاضی مانند دبیرستانNUS را به‌عنوان مراکز نخبه‌پرور اداره می‌کند. کره‌ی جنوبی نیز مدارس ملی تیزهوشان را با تمرکز بر علوم، فناوری و ریاضیات ایجاد کرده است؛ ساختاری که با هدف تربیت نیروی انسانی برای اقتصاد دانش‌بنیان طراحی شده است. این کشورها جداسازی آموزشی را نه به‌عنوان تبعیض، بلکه به‌عنوان راهبردی برای شکوفایی استعدادهای استثنایی تلقی می‌کنند.
در مقابل، کشورهایی مانند کانادا، بریتانیا و استرالیا رویکردی کمتر متمرکز و بیشتر انعطاف‌پذیر دارند. کانادا به‌جای ایجاد مدارس جداگانه، برنامه‌های ویژه‌ی درون‌مدرسه‌ای مانند کلاس‌های خوشه‌ای، مراکز غنی‌سازی و برنامه‌های شتاب‌دهی را اجرا می‌کند. در استان بریتیش‌کلمبیا، ساختارهایی مانند MACC و GEC امکان آموزش پیشرفته را بدون جداسازی کامل فراهم می‌کنند و برنامه‌ی University Transition Program در دانشگاه UBC نمونه‌ای از حمایت از نوجوانان بسیار پیشرفته است. این رویکرد بر این باور استوار است که آموزش تیزهوشان باید در دل مدرسه‌ی عمومی و با حفظ عدالت آموزشی انجام شود.
در اروپا نیز الگوهای متنوعی دیده می‌شود. آلمان با مدارس Gymnasium مسیرهای پیشرفته‌ی تحصیلی را ارائه می‌دهد و برخی ایالت‌ها کلاس‌های ویژه‌ی استعدادهای بالا را در مدارس عمومی ایجاد کرده‌اند. فنلاند، که یکی از موفق‌ترین نظام‌های آموزشی جهان را دارد، تقریباً هیچ مدرسه‌ی جداگانه‌ای برای تیزهوشان ندارد و به‌جای آن، بر تمایز درون‌کلاسی، غنی‌سازی محتوا و حمایت فردی از دانش‌آموزان تمرکز می‌کند. این کشور جداسازی آموزشی را مغایر با برابری فرصت‌ها می‌داند و تلاش می‌کند همه‌ی دانش‌آموزان در یک محیط مشترک، اما با مسیرهای یادگیری متفاوت، رشد کنند.
بررسی این الگوها نشان می‌دهد که انتخاب میان «مدرسه‌ی مستقل» و «برنامه‌ی درون‌مدرسه‌ای» به عوامل فرهنگی، اقتصادی و فلسفی بستگی دارد. کشورهایی که رقابت علمی شدید و اقتصاد مبتنی بر فناوری دارند، معمولاً مدارس ویژه‌ی تیزهوشان را ترجیح می‌دهند. در مقابل، کشورهایی که عدالت آموزشی و هم‌زیستی اجتماعی را اولویت می‌دهند، به سمت برنامه‌های انعطاف‌پذیر و غیرمتمرکز حرکت کرده‌اند. با این حال، یک نکته‌ی مشترک در همه‌ی نظام‌های پیشرفته دیده می‌شود: پرورش استعدادهای خاص یک ضرورت است، اما شیوه‌ی انجام آن باید با ارزش‌های جامعه و اهداف کلان آموزشی هماهنگ باشد.
سرانجام آن که، تجربه‌ی جهانی نشان می‌دهد که هیچ الگوی واحدی برای آموزش تیزهوشان وجود ندارد. آنچه اهمیت دارد، طراحی ساختاری است که هم استعدادهای برتر را شکوفا کند و هم عدالت آموزشی را حفظ نماید. برای کشورهایی که در حال بازنگری در سیاست‌های آموزشی خود هستند، مطالعه‌ی الگوهای متنوع می‌تواند راهنمایی ارزشمند برای ایجاد نظامی باشد که استعدادهای انسانی را به بهترین شکل پرورش دهد و در عین حال، انسجام اجتماعی و فرصت‌های برابر را تقویت کند.
🔺منبع: کانال تربیت ایران‌نگر

🌏 تربیت و توسعه | کیفیت برای همه
@iranHumanDevelopment2
🌏 تربیت و توسعه
💬 جایگاه مدارس و برنامه‌های تیزهوشان در نظام‌های آموزشی پیشرفته   ✍ محرم آقازاده   موضوع مدارس تیزهوشان یا استعدادهای خاص یا غیره، از موضوعات دیرپای نظام‌های آموزشی است. اندیشمندان محترم کانال (Iranian Curriculum and Instruction Professors) با مدیریت جناب…
📍نقد و پاسخی پیرامون وجود مدارس تیزهوشان در برخی کشورها

✍ مرتضی نظری

سلام دوست ارجمندم جناب آقای لیثی
جنابعالی حتما در جریان هستید که جریان مدافع حفظ این سبک و سیاق غلیظ و شدید جداسازی بچه های سرآمد و تیزهوش در ایران، تأمینِ دلیل برای اجرای منویاتش را با استناد به مدل کشورهایی که بعضا شما [و آقای دکتر محرم آقازاده در یادداشت بالا] هم اشاره کردید و از جمله کره و سنگاپور، پیش می برد ولی بافت، ساختار و کیفیت بسیار متفاوت مدارس دولتی این دو کشور را با وضعیت کیفیت مدارس دولتی ایران نادیده می گیرند.
روش اصلاحی که به تدریج در حداقل یک دهه گذشته، استقبال بیشتری شده، جریان تفکیک درون مدرسه ای و اجرای برنامه های حمایت از بچه های سرآمد در داخل همان مدارس عادی و پرهیز از جداسازی محیطی است.
در مجموع، اصلاح این وضعیت در کشور ما چندوجهی است و عجالتا این سبک رایج حمایت از تیزهوشان منجر به بروز شکاف عمیق در عدالت آموزشی و درگیرکردن مدارس کشور از ابتدایی به ماراتون بیهوده تست زنی و آمادگی برای ورود به ۷۰۰ مدرسه سمپاد، شاهکار مدیران و سیاستگذاران آموزشی ماست.
حدود ۱۲۰ هزار مدرسه را اسیر ۷۰۰ مدرسه کردیم. و خود این دانش آموزان مدارس خاص را هم به انواع آسیب‌های روحی و روانی و فشار نامتعارف دچار کردیم.
لذا استناد به مدل های در حال تجربه ای مثل کره و سنگاپور و ... نسبت چندان قابل دفاعی برای ایران ندارد.
اول شما باید به عنوان دولت و حاکمیت خاطرت بابت کیفیت مدارس دولتی تخت تخت بشه. ما این کار رو نکردیم و مدارس دولتی را به حال خودشان رها کردیم و معدل‌ های ۱۹ و ۱۹:۳۰ به بالا و معلمان و امکانات عالی آموزشی رو از مدارس عادی خارج می کنیم و باهاش سمپاد رو باد می کنیم. نتیجه این رویه‌های سلیقه‌ای و حتی لجبازانه، ميانگين معدل نه و نیم در پایه ۱۱ و ۱۲ و رتبه یکی مانده به آخر ایران است در آزمون تیمز و پرلز در خاورميانه.
▫️همچنان ما چند پرسش کلیدی حل نشده داریم:
۱.آیا آباد کردن آموزش اختصاصی و ویژه برای ۱.۵ درصد دانش‌آموزان به بهای تنزل و افت کیفیت آموزشی بیش از ۹۰ درصد دانش آموزان کشور عادلانه است؟
۲. آیا ما نباید به تغییر تعریف از هوش و استعداد و نخبگی توجه کنیم؟ آیا این مقدار فشار و اضطراب و آسیب برای زودتر رسیدن و کسب رتبه بالاتر در دانش آموزان سمپاد، شیوه تربیتی درست و قابل دفاع است؟
۳. آیا درگیر کردن تمام جریان آموزش و مأموريت ملی دولت برای تأمین و رساندن آموزشِ با کیفیت برای همه دانش‌آموزان ایران به قصد رقابت بر سر ورود به حدود هزار مدرسه سمپاد و خاص، عقلانی و اخلاقی است؟
۴. آیا مدارس خاصی مثل مدارس سمپاد دولتی به حساب می‌آیند؟ به این معنا که دانش آموزان فارغ از معدل ۱۹ به بالا اما دارای ظرفیت، استعداد و توانایی های شناختی دیگر، امکان ثبت نام در این مدارس را داشته باشند.
۵. چند درصد خروجی مدارس سمپاد، در کشور مانده اند و می مانند؟ بهره‌مندی ایران بابت توجه و صرف امکانات برای این دانش آموزان چه می شود؟

#آموزش_خوب_حق_همه_بچه‌های_ایرانه

🌏 تربیت و توسعه | کیفیت برای همه
@iranHumanDevelopment2
👍2
📍نقدی بر نقد
بازنگری در فلسفه مدارس خاص

✍ بابک کاظمی، معلم _ گیلان
دکترای سیاستگذاری عمومی

جناب آقای دکتر نظری عزیز

با سپاس از نگاه دقیق و دغدغه مند شما با بخش عمده این تحلیل عمیقا موافقم.
به باور من مسئله اصلی مخالفت با حمایت از دانش آموزان مستعد نیست بلکه مسئله شیوه حمایت از استعدادها و هزینه ای است که این سیاست برای کلیت نظام آموزشی ایجاد می کند
وقتی بهترین معلمان و دانش آموزان و بخشی از امکانات آموزشی را از مدارس عادی خارج می کنیم نمی توان انتظار داشت کیفیت مدارس عادی ارتقا پیدا کند.
مدرسه عادی نباید به مدرسه درجه دو تبدیل شود و مدرسه خاص به تنها مسیر موفقیت و آینده بهتر دانش آموزان تبدیل شود.
از سوی دیگر استعداد را نباید فقط در موفقیت در آزمون های تستی و رقابت برای ورود به مدارس خاص خلاصه کرد.
خلاقیت و تفکر انتقادی و مهارت حل مسئله و توانایی های اجتماعی و هنری نیز بخشی از استعداد دانش آموزان است که باید در نظام آموزشی دیده شود.
به نظرم به جای جداسازی گسترده باید به سمت شناسایی و حمایت از دانش آموزان مستعد درون مدارس عادی حرکت کنیم و در کنار آن کیفیت آموزش عمومی را برای همه دانش آموزان ارتقا دهیم.
اگر قرار است آموزش و پرورش موتور توسعه کشور باشد نمی توان کیفیت آن را برای اکثریت دانش آموزان قربانی موفقیت گروهی محدود کرد.
عدالت آموزشی یعنی هر دانش آموز فارغ از محل زندگی و وضعیت اقتصادی خانواده اش فرصت واقعی برای رشد و شکوفایی داشته باشد.
به اعتقاد من امروز بیش از هر زمان دیگری نیازمند بازنگری در فلسفه مدارس خاص و سیاست جداسازی دانش آموزان هستیم.
توسعه پایدار آموزشی زمانی اتفاق می افتد که مدرسه خوب یک استثنا برای عده ای محدود نباشد بلکه حق همه کودکان ایران باشد.

#آموزش_خوب_حق_همه_بچه‌های_ایرانه

🌏 تربیت و توسعه | کیفیت برای همه
@iranHumanDevelopment2
👍6