Iran Grad • ایران‌ گِراد • 𐫀𐫡𐫂𐫢𐫀𐫑
554 subscribers
400 photos
5 videos
8 links
The land of Aryans • A channel dedicated to the beauty of Aryans(Iranians), Ancient and modern history, Culture, Landscapes, Morals, and much more.
Download Telegram
ایران پیش از ورود اریایی
قسمت چهارم : گوتی ها

📜 گوتی‌ها؛ قبیله‌ی کوهستانیِ زاگرس که امپراتوری اکد را به زانو درآورد
⛰️ ریشه در کوهستان، سایه بر سومر
گوتی‌ها از دل کوه‌های زاگرس برخاستند، احتمالاً از نواحی نزدیک همدان امروزی. هیچ خط نوشتاری از خودشان باقی نگذاشتند؛ هر چه می‌دانیم، روایت دشمنانشان است — سومری‌ها، اکدی‌ها و بعدها آشوری‌ها — که آن‌ها را وحشی، بی‌قانون و دشمن خدایان توصیف کرده‌اند. اما این تصویر یک‌طرفه، تنها نیمی از واقعیت را نشان می‌دهد.
پیش از آنکه قدرت را به‌طور رسمی در دست بگیرند، گوتی‌ها دهه‌ها در منطقه حضور داشتند و حتی شهر اَدَب را به پایتخت خود بدل کرده بودند. نامشان نخستین‌بار در دوران شَر-کالی-شَری، یکی از آخرین شاهان بزرگ اکد، در کتیبه‌ها ظاهر می‌شود؛ جایی که او مدعی می‌شود «یوغ بر گوتیوم تحمیل شد» — جمله‌ای که نشان می‌دهد گوتی‌ها از همان زمان، تهدیدی واقعی بودند، نه صرفاً یاغیانی پرسه‌زن.
👑 سقوط اکد و دوران آشوب (حدود ۲۱۵۰ تا ۲۰۵۰ پ.م.)
با فروپاشی امپراتوری اکد — ترکیبی از جنگ داخلی، تغییرات اقلیمی و فشار پیوسته‌ی گوتی‌ها — قدرت به دست این قوم کوهستانی افتاد. فهرست شاهان سومری نام نزدیک به ۲۰ پادشاه گوتی را ثبت کرده که بیشترشان فقط پنج تا هفت سال حکومت کردند؛ برخی حتی کمتر. این الگوی حکومت‌های کوتاه‌مدت و پی‌درپی، نشانه‌ای از بی‌ثباتی پایدار در این دوران است.
آخرین پادشاه گوتی، تیریگان، تنها ۴۰ روز بر تخت نشست. اوتوهنگال، فرمانروای اوروک، از مذاکره با او سر باز زد، سفیرانش را به بند کشید، و سرانجام او را شکست داد — رویدادی که در حدود ۲۰۵۰ پیش از میلاد به دوران گوتی پایان داد و قدرت را به دست سومری‌ها بازگرداند
.
🌙 میراثی که نامش ماند، هرچند خودشان رفتند
نکته‌ای شگفت‌انگیز این‌جاست: قرن‌ها بعد، آشوری‌ها نام «گوتی» را به برچسبی کلی برای هر قوم ناشناخته‌ی زاگرس تبدیل کردند — حتی برای مادها و مانایی‌ها که هزاران سال بعدتر ظهور کردند! یعنی نام این قوم کوهستانی، حتی پس از نابودی کامل، به‌عنوان مترادفِ «بیگانه‌ی کوهستانی» در ذهن بین‌النهرینی‌ها باقی ماند.
از کوه‌های زاگرس تا قلب اکد، گوتی‌ها ثابت کردند که حتی بدون خط، بدون شهر بزرگ، و بدون یک امپراتوری ماندگار، می‌توان رد عمیقی در تاریخ گذاشت — رد‌ای که نامش، فراتر از خودشان، دوام آورد
.
منابع👇
Sources:
Encyclopaedia Iranica, "Gutians"
Wikipedia, "Gutian people" / "Gutian rule in Mesopotamia"
World History Encyclopedia, "Gutians: The Great Villains of the Scribes"
------------


@persian_history_Archive
@IranGrad
🫡2
🕎 پیوندهای سیاسی-فرهنگی ایرانیان و یهودیان

پیشینه‌ی پیوندهای سیاسی و دینی زانیچ(قوم)  یهود با ایرانیان به سده هشتم ق. م بازمیگردد.

⚔️ اسیری و برداشت پیامبران

زمانی که پادشاه آشور به یهودا تاختن برد و شمار بسیاری آنان را به سرزمین آشور و پهنه‌های خاوری آن که در نزدیکی ماد بود، اسیروار کوچانید. 
در اغار سده ششم ق.م دیگر بار ماجرای یادشده به دست بابلیان انجام گردید. پیامبران اسراییلی این پیشامدها را خشم یهوه، خدای بزرگ میدانستند که زانیچ برگزیده او از راه یکتاپرستی موسی و دیگر پیامبران دور شده و راه بت پرستی را پیشه کرده بودند.

🔮 نوید رهایی و پیدایش کوروش
با این همه خداوند نوید داده بود که با فرستادن دو زانیچ مادی و پارسی،  هر دو فرمانروایی ستم‌پیشه را سرنگون و زانیچ آواره را از اسیری و بندگی خواهد رهانید.
این نویدهای آزادی‌بخش همراه با پیدایش یک رهایی‌بخش به نام کوروش، در پیشگویی‌های برخی از پیامبران اسراییل آمده است. با این برآورد دو بار ایرانیان این زانیچ را از جنگال ستم و آوارگی آشوریان و سپس‌تر بابلیان رهانیده اند.
👑 یهودیان در دربار هخامنشی
در دوره فرمانروایی هخامنشی چندتن از پیامبران آنان مانند دانیال و نحمیا و... در بارگاه پادشاهی ایران بودوباش داشتند و این پیوند مایه نزدیکی دینی میان دو زانیچ گردید.
یهودیان به ایرانیان به چشم وُژان‌گران(ناجیان) خود می نگریستند و ایرانیان همسانی‌های دینی و باورمانی ویژه‌ایی با یهودیان بسته به دیگران مردمان پیروی خود داشتند. این انگیزه‌ها مایه گردیده بود که پادشاهان هخامنشی نگاه ویژه‌ایی از دید مادی و مینوی به این زانیچ(قوم) داشته باشند.
دادوستدهای دینی و فرهنگی
در پی داد و ستد دینی و فرهنگی میان دو توده، ایرانیان نقش بسزا و بیشتری بازی کردند. چنان‌که پژوهندگان بسیاری به این برآیند رسیده اند که برخی از بن‌پایه‌های(اصول) دینی یهود مانند باور به اهریمن در برابر خدا، فرشتگان، باور به یک وژان‌گر، زنده‌شدن و داوری روان پس از مرگ و بهشت و دوزخ، پیش از تماس با ایرانیان درون دین‌شان نبوده ولی پس از نزدیکی و برخورد با ایرانیان، این اندیشگان درون سامانه دینی آنان گردید.
🏛️ پشتیبانی هخامنشیان از نیایشکده‌ها
پُرنگری و دستور ویژه‌ی شاهان هخامنشی به ساخت نیایشکده‌های یهودا، قربانی برای خدای بزرگ، سوزاندان بخور و نگرفتن باج و خراج از نیایشکده‌ها، پربستار(کاهن) ها و باغبان های ورجاوند(مقدس)، نشانه آشکاری از پیوند ژرف آن‌ها با این زانیچ(قوم) است.
🌟 کوروش؛ برگزیده و مسیح خدای اسراییل
زانیچ یهود و پیامبران ان‌ها افزون‌بر این که به کوروش به چشم وژانگر می نگریستند وی را مسیح و برگزیده خدا می دانستند که هم‌سنگ پیامبران آنها از سپندی و پاکی برخوردار بود.
جنبه های سپندی(قدسی) کوروش در نخش‌برجسته مردبالدار در پاسارگاد، همانندی بسیاری با کروبیان(فرشتگان) در عهد عتیق دارد که حزقیال پیامبر از آنان سخن‌گشوده است.

📘بن‌خان: نسک دین هخامنشیان، رضا مهرآفرین، ص 536 و 537

@IranGrad
@persian_history_Archive
5
ایران پیش از ورود آریایی
قسمت پنجم: مانایی‌ها

📜 مانایی‌ها؛ مهندسان دیپلماسی و هنر در کابوسِ آشور و اورارتو
⛰️ ثروت در سایه‌ی چکش و سندان
مانایی‌ها یکی از متمدن‌ترین و مقتدرترین اقوام بومی فلات ایران بودند که حدود هزاره نخست پیش از میلاد در مناطق جنوب دریاچه ارومیه (کردستان، آذربایجان غربی و مناطقی از کرمانشاه امروزی) سکونت داشتند. برخلاف همسایگان غربی‌شان یعنی آشوری‌ها که به بی‌رحمی شهره بودند، مانایی‌ها جامعه‌ای ثروتمند، کشاورز، یکجانشین و به شدت هنرمند پدید آوردند. پایتخت آن‌ها، شهر مستحکم «ایزیرتو»، قلب تپنده‌ی قلمرویی بود که دقیقاً میان چکشِ امپراتوری خون‌خوار آشور و سندانِ پادشاهی کوهستان‌نشین اورارتو قرار داشت.
👑 بازی بقا؛ پادشاهانی در میان گرگ‌ها (حدود ۸۵۰ تا ۶۰۰ پ.م.)
زیستن در مرز دو ابرقدرت متخاصم، از پادشاهان مانا (مانند «ایرانزو» و «آزا») سیاست‌مدارانی باهوش ساخت. آن‌ها برای بقای خاک خود، بازی دیپلماسی پیچیده‌ای را آغاز کردند؛ گاهی برای در امان ماندن از هجوم اورارتو با آشوری‌ها متحد می‌شدند و با پرداخت باج و اسب‌های اصیل مانا، امنیت خود را می‌خریدند، و گاهی با شورش علیه آشور، به سمت اورارتو متمایل می‌شدند. حکومت مانا یک ساختار فئودالی داشت و بزرگان و اشراف (شورای ریش‌سفیدان) قدرت زیادی در هدایت پادشاه داشتند. این قوم با چنگ و دندان و سیاست، بیش از دو قرن هویت خود را در متلاطم‌ترین نقطه‌ی خاورمیانه حفظ کرد.

شاهکار زیویه؛ شکوه مفرغ و طلا
اگرچه از خط مانایی آثار زیادی باقی نمانده، اما هنر آن‌ها بلندتر از هر کتیبه‌ای سخن می‌گوید. کشف گنجینه‌های بی‌نظیر در تپه‌های باستانی «زیویه» (کردستان) و «حسنلو» (آذربایجان غربی)، اوج هنر فلزکاری، عاج‌کاری و سفال‌گری مانایی‌ها را به رخ جهان کشید. جام طلایی حسنلو با نقوش اساطیری‌اش و شهرهای چندطبقه‌ی آن‌ها ثابت کرد که ماناها تمدنی بسیار پیشرفته‌تر از یک قبیله‌ی ساده‌ی کوهستانی بودند؛ هنری که بعدها مستقیماً بر معماری و هنر مادها و هخامنشیان سایه انداخت.

🤝 میراثی که در رگ‌های ماد جاری شد
با تضعیف آشور و اورارتو و ظهور قدرت نوظهور امپراتوری ماد، مانایی‌ها پیوندی استراتژیک و خونی با اقوام مادی برقرار کردند. در اواخر قرن هفتم پیش از میلاد، قلمرو مانا به طور مسالمت‌آمیز در پادشاهی بزرگ ماد ادغام شد. مانایی‌ها نه با جنگ و نابودی، بلکه با انتقال فرهنگ، هنرِ بی‌نظیر، سیستم اداری و ساختار نظامیِ خود به مادها، در واقع سنگ‌بنای اولین شاهنشاهی بزرگ فلات ایران را پایه‌ریزی کردند؛ میراثی که بخش مهمی از هویت فرهنگی و تاریخی ساکنان بعدی زاگرس شد.
منابع👇
Sources:
Encyclopaedia Iranica, "Mannea"
The Cambridge History of Iran, Volume 2: The Median and Achaemenian Periods
World History Encyclopedia, "The Kingdom of Mannae"


🆔 @persian_history_Archive
🆔 @IranGrad
2
🔹 نقشِ امام علی در اتاقِ فرماندهی لشگرکشی خلیفه ها

​بررسیِ رویدادنگاری‌های اسلامی نشان می‌دهد که انگیزه‌ی بنیادین کشورگشایی های روزگار نخست اسلام هم سیاسی و هم پژانی(عقیدتی) بوده است. در این میان، وارونه باورهای توده‌پسندِ امروزی، علی بن ابی‌طالب نه تنها با این دست‌اندازی‌های جنگی ناهمسویی نکرد، بلکه به مانند کنکاشگری(مشاورِ) رازمدار و ستونی استوار در اتاقِ فرماندهی خیلفگان (ابوبکر و عمر)، آنان را در تازش به روم و ایران ستایش و راهنمایی می‌کرد.

🏛️ رایزنی با ابوبکر در یورش به شام و روم
هنگامی که ابوبکر بر آن شد تا سپاهِ اسلام را روانهٔ مرزهای روم کند، با بزرگانِ صحابه به رای‌زنی پرداخت؛ برخی او را ایزانیدند(تشویق کردند) و برخی بازداشتند. در این میانه، ابوبکر به سوی علی روی آورد و از او چاره خواست. علی او را به این کارزار برانگیخت و نویدِ پیروزیِ صددرصدی داد. ابوبکر از این سخن شادمان شد و گفت: «مژده‌ی نیکی دادی ای اباالحسن!» و سپس مردم را برای نبردِ شامات بسیج کرد.
​در گزارش‌های کهن آمده است که ابوبکر در اتاقِ فرماندهی سرداران، رو به علی کرد و گفت: «یا ابوالحسن، بگو تا تو همسو با کدام رایی و چه فرمایی؟» علی پاسخ داد:
​«اگر لشکر فرستی، به پیروزی و وانش(فتح) کامیاب شوی و اگر خودت روی بر یاری پروردگار پشت‌گرم کن که در هردو روش کارها بگشاید و پیروزی و کامیابی همزمان شود. ابوبکر گفت: مژده باد بر تو ای علی. ولی به من بگو تو این ماجرا را از کجا میدانی؟
علی گفت: من از پیامبر بارها شنیدم که فرمود همیشه دینِ اسلام بر همه‌ی دین‌های دبگر پیروز باشد تا روزِ رستاخیر. پس ای خلیفه، بشتاب و زمان را دریاب و در این کار آهنگ‌مند باش و به خدا امید ببند که خدای گرامی و شکوهمند تو را بر دین‌برگشتگان پیروزی دهد و بر دُشباوران(کفارِ) روم و غیرِ ایشان چیرگی بخشاید.»
​ابوبکر از این سخن چنان به شور آمد و به علی گفت: ای علی مرا با دین‌سخن شاد کردی خدواند به تو پاداش نیک دهاد.
پس رو به یاران کرد و گفت:« این مرد وارثِ دانش پیامبر است... سخنِ او آز و جوش مرا در جهادِ روم بیفزود.»
🗺️ هم‌دستی در جنگ با ایران و برگزیدنِ سعد بن ابی‌وقاص
نقش کنکاشگری علی در زمانِ خلیفگی عمر نیز پررنگ‌تر ادامه یافت. پس از نبردِ «جِسر» (پل) که سپاهِ اسلام به فرماندهیِ ابوعبیده ثقفی در برابرِ بهمن جادویه و ارتشِ ایران شکست خورد و ابوعبیده کشته شد، هراس مدینه را فرا گرفت. عمر در پیِ فرماندهی تازه برای گسیل به مرزهای ایران بود و در این کار با علی رای‌زنی کرد.
​علی برآیندِ سگالش خویش را چنین بازگو کرد و گفت: می زیبد که خودِ خلیفه در مدینه بماند تا شکوه مرکز پاسداشته شود ، ولی فرماندهیِ جنگِ ایران را به دستِ ادمی کارکشته بسپارد:
​«سعد بن ابی‌وقاص را بخوان و وی را برای این کار نامزد فرما که او سزاوارِ این کار است.»
​بدین سان، برگزیدنِ سعد بن ابی‌وقاص (فرماندهٔ بنیادین جنگِ قادسیه و سرنگون‌کنندهٔ پادشاهیِ ساسانی) بازده سرراست کنکاش و رایِ‌زنی علی در اتاقِ اندیشه‌ی عمر بود. اگرچه علی خود تن به کارزار نداد و به ایران نیامد، ولی برای پی ریزی و رایزنی کلان، در راهنمایی سپاهیان نقشِ یکم را بازی می‌کرد. هتا پیشوا علی برای رفتن به قدس عمر را ایزانید(تشویق کرد) و عمر رای امام را پسندید و پس از این که او را جانشین خود در مدینه ساخت راهی قدس شد.
🛍️ بهره‌مندی از غنیمت‌ها و اسیرانِ جنگی
گواهِ دیگری بر همسوییِ علی با این ساختارِ لشگرکشی، بهره‌مندیِ او از غنیمت‌ها و کنیزانی است که در همین جنگ‌ها به اسیری گرفته می‌شدند. بانوانی چون «خوله» (از زنتو/قبیله بنی‌حنفیه) یا «صهباء» که بدست سردارانی چون خالد بن ولید به مدینه آورده شدند، به‌سان اسیرِ جنگی و غنیمت، به همسریِ علی درآمدند. اگر وی این جنگ‌ها را غاصبانه و نادرست می‌دانست، بر پایهٔ داته(قانون)های اخلاقی نباید از دستاوردهای آن بهره می‌جست.
هتا طبری و دیگر سرچشمه های اسلامی گزارش کرده اند که عمر واروی خواست خود و به پیشنهاد امام علی فرش بهارستان را تکه تکه کرد و میان مسلمانان بخش کرد و امام علی پدرزه(سهم) خود را به ۲۰ هزار درهم فروخت.
📚 سرچشمه‌ها:
۱-​کتاب تاریخِ یَعقوبی، نگارش احمد بن ابی‌یعقوب، جلد دوم، صفحهٔ ۱۱، گزارشِ مشورتِ ابوبکر با علی در هجوم به شام
۲-​کتابِ الفُتوح، نگارش ابن‌اعثم کوفی، گزارشِ متنِ گفت‌وگوی ابوبکر و علی در اتاقِ فکرِ سرداران و استناد به سخنِ پیامبر. گزارش متن گفتگوی علی با عمر برای گزیدن سعد ابی وقاص به رهبری نبرد قادسیه ذیل گفتارِ «رای زدن عمر با اصحاب در فرستادنِ لشکری به حرب عجم»،ص 166 ترجمه غلامرضا طباطبایی مجد
3-تاریخ طبری، ج4،ص34،ماجرای فرش بهارستان
4-​کتابِ تاریخِ خلفا نگارش رسول جعفریان،گزارشِ رای‌زنیِ عمر با علی در ماجرای سفر به قدس و جانشین‌سازی علی در مدینه،ص 112
@IranGrad
تاریخ چراغ راه آینده‌ست
4😢1🫡1
Iran Grad • ایران‌ گِراد • 𐫀𐫡𐫂𐫢𐫀𐫑 pinned «🔹 نقشِ امام علی در اتاقِ فرماندهی لشگرکشی خلیفه ها ​بررسیِ رویدادنگاری‌های اسلامی نشان می‌دهد که انگیزه‌ی بنیادین کشورگشایی های روزگار نخست اسلام هم سیاسی و هم پژانی(عقیدتی) بوده است. در این میان، وارونه باورهای توده‌پسندِ امروزی، علی بن ابی‌طالب نه تنها…»
ایران پیش از ورود اریایی ها
بخش دوم تمدن های شرقی ایران
قسمت اول : تمدن جیرفت

🏺 تمدن جیرفت؛ گهواره گمشده بشریت و رقیب سرسخت سومر؟
سال‌ها در تمام کتاب‌های تاریخ جهان نوشته می‌شد که «بین‌النهرین» (عراق امروزی) و تمدن سومر، اولین و قدیمی‌ترین خاستگاه تمدن و خط در جهان هستند. اما در اواخر دهه ۱۳۷۰ و اوایل دهه ۱۳۸۰ خورشیدی، سیلابی در رودخانه هلیل‌رود کرمان، رازی چند هزار ساله را از زیر خاک بیرون کشید که تمام فرضیات باستان‌شناسی دنیا را تکان داد!
امروز می‌خواهیم درباره «تمدن جیرفت» صحبت کنیم؛ تمدنی باشکوه با قدمت بیش از ۵۰۰۰ سال (حدود ۳۱۰۰ سال پیش از میلاد) که دنیا را شگفت‌زده کرده است.
چرا جیرفت دنیا را شگفت‌زده کرد؟
۱. هنر خارق‌العاده و ظروف سنگ صابونی:
اشیاء کشف‌شده در جیرفت (به‌ویژه ظروف ساخته شده از سنگ صابونی) چشمان باستان‌شناسان دنیا را خیره کرد. حکاکی‌های ظریف از نبرد انسان با شیرها، عقاب‌ها و موجودات اساطیری، نشان‌دهنده یک باور عمیق و هنری است که در آن زمان در هیچ جای جهان نظیر نداشت. این ظروف به قدری ارزشمند بودند که به عنوان کالای لوکس به سومر صادر می‌شدند.
۲. زیگورات مطوط‌آباد:
در این منطقه، سازه عظیم خشتی کشف شد که ساختاری شبیه به زیگورات‌ها (معابد پله‌پله‌ای) دارد. برخی محاسبات نشان می‌دهند این سازه حتی از نمونه‌های معروف بین‌النهرین هم بزرگ‌تر و قدیمی‌تر است
.
۳. جنجالی‌ترین کشف؛ خطی قدیمی‌تر از میخی؟
یکی از هیجان‌انگیزترین کشفیات جیرفت، پیدا شدن چند لوح گلی با خطی هندسی و ناشناخته بود. دکتر یوسف مجیدزاده (سرپرست کاوش‌های جیرفت) معتقد است این خط ممکن است از خط سومری هم قدیمی‌تر باشد؛ فرضیه‌ای که اگر به طور کامل اثبات شود، یعنی ایران خاستگاه اولیه خط در جهان بوده است
!
👑 شاهان افسانه‌ای و نبردهای جیرفت؛ از کتیبه‌های سومر تا واقعیت
وقتی تاریخ تمدن‌های باستانی را ورق می‌زنیم، پر از نام شاهان و شرح جنگ‌هاست. اما چرا در جیرفت نامی از هیچ پادشاهی نیست؟ پاسخ ساده است: خط هندسی تمدن جیرفت هنوز رمزگشایی نشده است. با این حال، باستان‌شناسان برای شناختن شاهان و جنگ‌های جیرفت، به سراغ کتیبه‌های همسایگان آن‌ها، یعنی سومری‌ها رفته‌اند
!
🏔️ جیرفت؛ همان سرزمین اسرارآمیز «آرتا»؟
در متون حماسی سومر (مثل حماسه انمرکار و فرمانروای آرتا)، از سرزمینی ثروتمند، کوهستانی و پر از سنگ‌های قیمتی و هنرمندان چیره دست به نام «آرتا» یاد شده که در شرق بین‌النهرین (فلات ایران) قرار داشته است. امروز بسیاری از پژوهشگران برجسته دنیا معتقدند جیرفت، همان تمدن گمشده آرتا است. اگر این فرضیه را بپذیریم، تاریخ جیرفت صاحب شاهان و نبردهای بزرگی می‌شود:
شاه جیرفت (آرتا): در متون سومری، نام پادشاه این سرزمین «انصوح‌کیش‌سیانا» (Ensuhkeshdanna) ذکر شده است.
جنگ سرد باستانی: طبق این متون، پادشاه شهر اوروک در سومر به شدت به طلا و جواهرات آرتا طمع داشته و شاه جیرفت را تهدید به نابودی می‌کند. اما پادشاه جیرفت تسلیم نمی‌شود. متون باستانی به جای یک جنگ نظامی مستقیم، از یک «نبرد هوش و دیپلماسی» و مسابقه طرح معما بین دو پادشاه صحبت می‌کنند.
🛡️ شواهد باستان‌شناسی از جنگجویان جیرفت:
حتی اگر متون سومری را کنار بگذاریم، روی اشیاء کشف‌شده در جیرفت، تصاویری تکرارشونده از نبرد پهلوانان با موجودات هیولایی، دیوها و پلنگ‌ها دیده می‌شود. این نقش‌ها نشان می‌دهند که جامعه جیرفت با مفهوم دفاع و پهلوانی کاملاً آشنا بوده و احتمالاً طبقه‌ای از جنگجویان نام‌آور در این تمدن وجود داشته‌اند که از این شهر ثروتمند محافظت می‌کردند
.
@persian_history_Archive
@IranGrad
3
🔹️آشنایی با گوشه ایی از فرهنگ اهل بیت- به قلم قاضی شکیب

🌿 همسرانِ حسن

تاریخ‌نگاران، از هر گروه و آیین و با هر شیوه و نگرشی که بوده‌اند، هم‌آواز نوشته‌اند که حسنِ مجتبی زنان بسیاری را به خانه برده و به همسری برگزیده است. چنان‌که ابن‌شهرآشوب در «مناقب» می‌نویسد که شمار همسران او به دویست و پنجاه زن می‌رسیده و بسیاری از آنان با متعه(صیغ) همسر او بوده‌اند. نویسندهٔ «بحار» این شمار را کمتر دانسته و نوشته است که حسن هفتاد همسرِ آزاد و یک‌صد و شصت کنیز[زن‌شوهردار اسیر شده در جنگ/ایه ۲۴ سوره نسا] داشته است.
در این میان، آنچه کمتر جای چون‌وچرا دارد آن است که در میان پیشوایان این آیین، حسن بیش از دیگران به زناشویی پرداخته و شمار همسرانش از همگان بیشتر بوده است. با این همه، نخست باید دانست که گرایش زنان به او تنها از جایگاه و شکوه پدرش، علی بن ابی‌طالب، برنخاسته بود؛ بلکه مردم خود به حسن روی می‌آوردند و پیوند با او را مایهٔ سرفرازی و کام‌یابی می‌شمردند.

🏛️ رای‌خواهی از علی
در برخی از نسک‌های تاریخی، از امام ششم چنین آمده است:
روزی مردی نزد علی آمد و گفت:
«مرا دختری است که حسن و حسین هر دو خواهان اویند و عبدالله بن جعفر نیز خواستگار اوست. چون نمی‌توانم یکی از پسران تو را بر دیگری برگزینم، برای رای‌زنی نزد تو آمده‌ام.»
علی پاسخ داد:
«چون برای رای‌خواهی نزد من آمده‌ای، جز آنچه به سود تو باشد نخواهم گفت؛ زیرا آن‌که از او رای می‌خواهند، امانت‌دار است.»
سپس گفت:
«اما حسن، مردی است پرطلاق و بسیار زود از همسران خویش جدا می‌شود و در زناشویی دیرزمان پایدار نمی‌ماند. ولی اگر دخترت را به همسری حسین درآوری، این کار برای او نیکوتر و سودمندتر خواهد بود.»
از این گزارش چنین برمی‌آید که علی در داوری‌های خویش از فرزندش جانبداری نمی‌کرد و هرگاه کسی از او رای می‌خواست، آنچه را درست می‌دانست بی‌پرده بازمی‌گفت؛ حتی اگر دربارهٔ شیوهٔ زندگی فرزندش بود.
📜 گفتارِ علی با مردمِ کوفه
در «اصول کافی» از امام ششم چنین آمده است
که چون شمار جدایی‌های زناشوییِ حسن بسیار شد، علی روزی در مسجد کوفه برخاست و به مردم گفت:
«ای بزرگانِ کوفه! دختران خود را به همسری حسن درنیاورید؛ زیرا او مردی است که بسیار از همسران خویش جدا می‌شود.»
در این هنگام مردی از میان انجمن برخاست و گفت:
«آری، او مردی است که زود از همسران خویش جدا می‌شود؛ ولی به خدا سوگند، ما همچنان دختران خود را به همسری او خواهیم داد؛ زیرا او فرزندِ دخترِ پیامبر و نوادهٔ فرستادهٔ خداست. چگونه می‌توان از چنین دامادی چشم پوشید و تنها از بیم جداییِ زناشویی از این پیوند روی گرداند؟»
🌺 چرا مردم دختران خود را به حسن می‌دادند؟
در «منتخب‌التواریخ» نیز آمده که حسن از دختر یکی از بزرگان کوفه خواستگاری کرد. آن مرد در پاسخ گفت:
«دخترم را به همسری تو درمی‌آورم؛ هرچند می‌دانم که در زناشویی پایدار نیستی و گاه از همسران خود جدا می‌شوی. اما چون از برترین تبارها هستی و نیاکانت از گرامی‌ترین مردمان روزگار بوده‌اند، با سرافرازی دختر خویش را به تو می‌سپارم.»
از این گزارش‌ها چند نکته روشن می‌شود:
نخست آن‌که مردمِ آن روزگار، با آن‌که از شیوهٔ زناشویی حسن آگاه بودند، همچنان با تشنه‌دلی دختران خود را به او می‌دادند؛ زیرا پیوند یافتن با نوادهٔ پیامبر را مایهٔ سرفرازی می‌دانستند.
دیگر آن‌که هرگاه دختری به همسری حسن درمی‌آمد، فرزندان او نیز با خاندان پیامبر پیوند می‌یافتند و این برای خانواده‌ها سرافرازی بزرگ به شمار می‌رفت.
همچنین گفته‌اند که حسن در چهره و خوی، از همه بیش از دیگران به پیامبر همانندی داشت و دوستداران پیامبر، با دیدن او یاد فرستادهٔ خدا را زنده می‌کردند.
افزون بر این، حسن مردی خوش‌سیما، دلکش، گرامی و ارجمند بود و در میان مردم جایگاهی بلند داشت. از این‌رو بسیاری از زنان و دختران آرزومند بودند که همسر او شوند و این پیوند را مایهٔ سرافرازی خویش می‌دانستند.
ادامه دارد....
@IranGrad
تاریخ چراغ راه آینده‌ست
1
🔥انگیزهٔ حسن از این همه زناشویی چه بود؟

اما با همهٔ آنچه گفته شد، این پرسش همچنان برجای می‌ماند که انگیزهٔ خودِ حسن از پذیرفتن این همه همسر چه بوده است؟
پیش از پاسخ گفتن به این پرسش، یادآوری چند نکته بایسته می‌نماید.

نخست آن‌که پس از درگذشت پیامبر اسلام، برخی از جانشینان او در پاره‌ای از فرمان‌ها و شیوه‌های برجا‌مانده از وی دگرگونی پدید آوردند و به‌کردار، برخی از دستورهای او را کنار نهادند.

دیگر آن‌که خاندان پیامبر، که خود را نگهبانان آیین خدا و پاسداران راه و رسم نیای بزرگوار خویش می‌دانستند، با این دگرگونی‌ها همداستان نبودند و می‌کوشیدند تا آیین‌ها و شیوه‌های نخستین را، آن‌گونه که پیامبر بنیاد نهاده بود، زنده نگاه دارند و از فراموشی برهانند.

از این‌رو، انگیزهٔ حسن از این زناشویی‌ های پیاپی، به‌ویژه آن دسته که با متعه نجام می‌گرفت، تنها کام‌جویی و خواهشِ تن نبوده است؛ بلکه آن را گونه‌ای پیکار آیینی و ایستادگی در برابر دگرگونی‌هایی می‌دانسته که پس از درگذشت پیامبر در برخی از دستورهای دینی پدید آمده بود.

⚖️ متعه و دیدگاه خلیفهٔ دوم
در گزارش‌های تاریخی آمده است که خلیفهٔ دوم، واژگونه‌ی آنچه از پیامبر روایت می‌شد، پیمان متعه را ناروا دانست و مردمان را از انجام آن بازداشت.
بر پایهٔ این گزارش‌ها، او گفته بود:
«هرچند در روزگار پیامبر چنین پیوندی روا شمرده می‌شد، من آن را ناروا می‌دانم و از این پس کسی نباید بدان دست زند.»
خاندان پیامبر این دیدگاه را نمی‌پذیرفتند و بر آن بودند که هیچ‌کس نمی‌تواند فرمانی را که از سوی پیامبر روا دانسته شده است، با رأی و خواست خویش دگرگون سازد.
از این دیدگاه، رفتار حسن را می‌توان گونه‌ای ایستادگی در برابر این دگرگونی دانست؛ زیرا هر بار که او زنی را با چنین پیمانی به همسری می‌گرفت، به‌کردار نشان می‌داد که این شیوه را همچنان روا و پابرجا می‌شمارد.
🛡️ صیغه‌گری به‌سانِ پیکار آیینی
بر پایهٔ این برداشت، زناشویی‌های پیاپی حسن تنها یک رفتار خودویژه به شمار نمی‌آمد، بلکه نمودِ آشکاری از پافشاری بر سنتی بود که خاندان پیامبر آن را درست و روا می‌دانستند.
مردم نیز هنگامی که می‌دیدند نوادهٔ پیامبر خود به این شیوه رفتار می‌کند، درمی‌یافتند که خاندان او همچنان آن را بخشی از آیین نخستین می‌شمارند و از همین راه، فرمان بازدارندهٔ خلیفهٔ دوم در چشم بسیاری از مردم نیروی خود را از دست می‌داد.
بدین‌گونه، حسن با کردار خویش(صیغه‌گری) می‌کوشید آنچه را سنتِ راستین پیامبر می‌دانست زنده نگه دارد و از فراموشی برهاند.
🌿 برداشت تاریخی از منشِ حسن
اگر منش و خویِ حسن را، آن‌گونه که در گزارش‌های تاریخی و دینی آمده است، وارسی کنیم، دشوار بتوان پذیرفت که او تنها برای کام‌جویی یا تن‌کامگی به این کارها دست زده باشد.
حسن در نوشته‌های تاریخی مردی نرم‌خو، خداپرست، بخشنده، بزرگ‌منش و مردم‌دوست شناسانده شده است؛ مردی که بارها دارایی خود را با نیازمندان بخش کرد و از آسایش خویش در راه دیگران چشم پوشید.
از این‌رو، چنان ابید برآیند گرفت که صیغه‌گری‌های بسیار او را باید در چارچوبی گسترده‌تر نگریست و آن را بخشی از تلاش وی برای نگاهبانی از آنچه آیین راستین پیامبر می‌دانست، به شمار آورد.
او برخی از سنت‌های دینی را که در خطر فراموشی یا دگرگونی می‌دید،می کوشید با صیغه‌گری زنده نگاه دارد.
پس زناشویی‌های فراوان حسن را نه نشانهٔ دلبستگی به خوش‌گذرانی و کام‌جویی، بلکه گونه‌ای از خودگذشتگی و پایداری در راه پاسداری از باورهای دینی می توان دید.
📘بن‌خان: نسک تاریخ سیاسی اسلام، قاضی شکیب،ص ۳۱۴ تا ۳۲۱

IranGrad
تاریخ چراغ راه آینده‌ست
2
ایران پیش ورد آریایی ها
بخش دوم تمدن های شرقی
قسمت دوم

🏛️ پیشرفته‌ترین شهر جهان باستان؛ رازهای پنهان در «شهر سوخته»
بعد از سفر به تمدن اسرارآمیز جیرفت، امروز می‌خوایم به کمی آن‌طرف‌تر برین؛ به قلب سیستان، جایی که یکی از پیشرفته‌ترین، مدرن‌ترین و عجیب‌ترین شهرهای باستانی جهان قرار گرفته: شهر سوخته.
وقتی اسم ۵۰۰۰ سال پیش میاد، همه یاد زندگی ابتدایی می‌افتن، اما شهر سوخته این ذهنیت رو کاملاً به هم می‌ریزه. این شهر نه با جنگ و پادشاهان نظامی، بلکه با علم، هنر و تجارت نامش رو در تاریخ جاودانه کرده.
### 🌟 چرا شهر سوخته یک شاهکار مهندسی و علمی بود؟
* نخستین انیمیشن جهان: روی یک جام سفالین، طرح بزی دیده می‌شه که در ۵ فریم حرکتی، به سمت یک درخت می‌جهد و برگ آن را می‌خورد! این اولین تصویر متحرک ساخته شده دست بشر است.
* علم پزشکی حیرت‌انگیز: باستان‌شناسان در این شهر به جمجمه‌ای دست پیدا کردند که نشان می‌دهد پزشکان آن زمان، جراحی مغز (ترپناسیون) را با موفقیت روی یک دختر جوان انجام داده‌اند!
* اولین چشم مصنوعی دنیا:
ساخت یک چشم مصنوعی فوق‌العاده دقیق از جنس قیر طبیعی و چربی حیوان که با مفتول‌های طلایی (به جای مویرگ‌ها) طراحی شده بود و روی صورت یک زن بلندقامت قرار داشت.
* مهندسی شهری و شبکه فاضلاب: این شهر دارای لوله‌کشی سفالی منظم برای هدایت آب و فاضلاب بود؛ چیزی که حتی در شهرهای دوران قرون وسطی اروپا هم دیده نمی‌شد!
🧐
صلح‌جوترین مردم تاریخ؟
یکی از بزرگ‌ترین معماهای شهر سوخته اینه که در کاوش‌ها، هیچ نوع سلاح جنگی یا دژ و برج دفاعی پیدا نشده! به نظر می‌رسه مردم این تمدن کاملاً صلح‌جو بوده‌اند و تمرکزشون رو روی جواهرسازی، معرق‌کاری، بافندگی و تجارت گذاشته بودند
.
🔥 راز نامگذاری و زوال تمدن
نام واقعی این شهر در دوران باستان هنوز یک راز است. اصطلاح «شهر سوخته» به دلیل آثار آتش‌سوزی در دو دوره تاریخی به آن داده شده. اما چرا این تمدن بزرگ ناگهان غیب شد؟
بسیاری از دانشمندان معتقدند تغییر مسیر رودخانه هیرمند و خشکسالی شدید، این مهد تمدن رو به کام مرگ کشاند.
#تاریخ_ایران #شهر_سوخته #تمدن_باستان #ایران_باستان
@persian_history_Archive
@IranGrad
3
🔹داد و ستد فرهنگی-سیاسی پارس و بابل

🏛️ گشودن بابل

کوروش با گشودنِ بابل، به یکی از کهن‌ترین و پیشرفته‌ترین شهرآیین‌های جهان پایان داد و آن سرزمین را یکی استان‌های بزرگ از شاهنشاهیِ نوپای خویش کرد.
پیوندهای پارسیان با میان‌رودانیان، پیشینه‌ای دیرین داشت و ریشه‌های آن به سدهٔ هشتم پیش از میلاد بازمی‌گردد؛ آنگاه که پارس‌ها در انشان جای گرفتند و با فرهنگ‌های دَشترین(جنوبی)، به‌ویژه ایلامیان و بابلیان، آشنا شدند.

🤝 رواداری و آسان‌گیری دینی
پس از چیرگی بر آن سرزمینِ پهناور، شاهانی چون کوروش، کمبوجیه و داریوش، راهِ رواداری را در پیش گرفتند.آنان نه تنها مردمان بابل را در برگزاری آیین‌های خویش آزاد گذاشتند، بلکه خود نیز به نیایشگاه‌ها و باورهای آنان ارج می‌نهادند. بدین‌سان، شاهنشاهیِ نوخاستهٔ پارس، بر پایهٔ بردباری و همزیستی دینی استوار گشت.
⚔️ آشوب‌های بابل و دگرگونی سیاست
در روزگار خشایارشا، با دو شورشِ بابلیان، این شیوه اندکی دگرگون شد.
نویسندگان یونانی از ویرانیِ «اِساگیلا» و جابه‌جایی پیکرهٔ مردوک در آن زمان یاد کرده‌اند.
نیز، در سنگ‌نوشته‌های خشایارشا فرنام(عنوان) «شاه بابل» دیده نمی‌شود؛ و این خود نشانه‌ای است از دگرگونی نگرش سیاسی و آیینی در آن دوره.
👑 فرهنگ‌پذیری نوین- از اردشیر دوم تا یگانگی آیینی
از روزگار اردشیر دوم، گامه ایی تازه در پیوندهای آیینیِ پارس و میان‌رودان آغاز شد.
در این زمان، فرهنگ‌پذیریِ بابلی ـ ایرانی به اوج رسید.
پیوندهای زناشوییِ شاهان و بزرگان پارسی با زنان بابلی، و ماندگاری درازدامن آنان در بابل، راه را برای درآمیختگی فرهنگی هموار ساخت.
بانوان بابلی، با خود، آیین‌ها و باورهایشان را به درون دستگاه دینی شاهنشاهی آوردند.
از نمودهای این اثرپذیری، برپایی نیایشگاه و ساخت پیکره برای آناهیتا ـ ایزدبانوی ایرانی ـ بود؛ ایزدبانویی که در خویشکاری، همانندی‌هایی آشکار با ایشتار بابلی داشت.
🏗️ هنر و نمادهای میان‌رودانی- از آجر لعاب‌دار تا گوی بالدار
اثرپذیری تنها در چهارچوب آیین نبود؛
آجرهای لعاب‌دار با نقش‌مایه‌های استوره‌ایی و زاستاری(طبیعی)، شیوهٔ آرایشِ کاخ‌ها، سامانِ پرده‌سرا با اندرونی‌های پیوسته، و نقش‌برجسته‌های باشکوه، همگی نشان از دادوستد هنری دارند.
آشوریان برای نمایاندن کالبد خدای آشور از گویِ بالدار بهره می‌بردند و نمادهایی چون هلالِ ماه، گِردِ خورشید و ستارهٔ هشت‌پر را در کنار آن می‌آوردند.
پیکره‌های مردانِ بالدار و گاومردانِ بالدار نیز در هنر آنان دیده می‌شود.
این نشانه‌ها در هنر هخامنشی با همانندی بسیار بازتاب یافته است.
🌸 جشن اَکیتو و نوروز- گردش ایزد بر دوش بزرگان
جشن اَکیتو، بزرگ‌ترین آیین بهاری میان‌رودان، با آغاز بهار برپا می‌شد و ده روز به درازا می‌کشید.
در این جشن، پیکرهٔ خدای بزرگ را بر تختی می‌نهادند و پریستاران و بزرگان شهر آن را بر دوش می‌گرداندند.
به گمانِ بسیار، آیینی همانند با ویژگی‌هایی نزدیک، در پارسه و در هنگام نوروز برگزار می‌شد؛
آیینی که با دگرگونی‌هایی، در فرهنگ ایران ماندگار گشت و رنگ و بویی ایرانی یافت.
🌍 همکنشی‌های  دو فرهنگ
با برداشته شدن مرزهای سیاسی و آمدوشد آزاد میان ایران و بابل، و با دو سده فرمانروایی هخامنشیان بر این سرزمین، همکنش‌های فراوانی میان این دو شهریگری پدید آمد.
این دادوستد چنان ژرف بود که در بسیاری زمینه‌ها به سوی همگرایی فرهنگی پیش رفت؛
چنان‌که گویی دو رودِ بزرگ، در بستر تاریخ، به یکدیگر پیوسته باشند.
📘بن‌خان:نسک دین هخامنشیان، رضا مهرآفرین، ص 532 تا 534

@IranGrad
تاریخ چراغ راه آینده ست
3
حضور حسن و حسین در حمله به ایران و انکار تاریخ توسط شیعه
🏔 سال سی‌ام هجری، ساحل دریای مازندران
باد از کوه‌های البرز می‌وزید و خبر بدی با خودش می‌آورد: لشکری از سوی کوفه، به فرماندهی سعید بن عاص، راهی سرزمین‌های شمالی شده بود.
اما این لشکر، لشکری معمولی نبود. در میان همراهانش دو نامی بود که تاریخ هرگز فراموششان نکرد: حسن و حسین، فرزندان علی بن ابی‌طالب — نوه‌های پیامبر اسلام، در آستانه‌ی جوانی، همراه سپاهی که راهی دیار طبرستان بود.
در کنارشان حذیفة بن یمان، عبدالله بن عباس، عبدالله بن عمرو بن عاص و عبدالله بن زبیر نیز حضور داشتند. نام‌هایی که هرکدام بعدها در تاریخ اسلام جایگاهی یافتند، همه در یک لشکر، در یک مسیر، رو به کوه‌های شمال.
پیش از آن‌ها، عبدالله بن عامر از بصره حرکت کرده و در ابرشهر (نیشابور) اردو زده بود. سعید وقتی این خبر را شنید، مسیرش را به‌سوی قومس و از آنجا به گرگان کج کرد؛ سرزمینی که با دویست‌هزار درهم باج، موقتاً از جنگ رهایی یافت.
اما طبرستان اینطور تسلیم نشد.
⚔️ رویارویی در طمیسه
طمیسه، شهری کوچک بر ساحل دریا، جزئی از طبرستان و همسایه‌ی گرگان. مردمش، برخلاف بسیاری از نقاطی که با صلح و باج آرامشی موقت خریده بودند، دست به شمشیر بردند.
جنگ چنان بالا گرفت که سپاه مهاجم را وسط میدان غافلگیر کرد؛ سعید، در دل هیاهوی نبرد، از حذیفه پرسید پیامبرشان چگونه در چنین لحظه‌ای نماز می‌خواند. و همان‌جا، در حالی که شمشیرها هنوز در هوا بود، نماز خوف بر پا شد.
خودِ سعید در میدان دست به شمشیر برد و بر شانه‌ی یکی از مدافعان طمیسه ضربه‌ای زد که تیغ از زیر بازویش بیرون آمد.
سرانجام قلعه محاصره شد. مردمِ به تنگ‌آمده امان خواستند. سپاه مهاجم امانشان داد — قول داد که کسی کشته نشود.
اما وقتی دروازه‌های قلعه گشوده شد، آن عهد به خاک افتاد. تقریباً همه‌ی کسانی که پشت آن دیوارها به امیدِ یک وعده تسلیم شده بودند، از دم شمشیر گذشتند. فقط یک تن جان به در برد؛ تنها راوی زنده‌ی روزی که وعده‌ای شکسته شد و طمیسه سکوت کرد
.
📜 صحرای نامیه
سعید از طمیسه گذشت و به صحراهای بی‌دیوار و بی‌قلعه‌ی نامیه رسید — سرزمینی که حتی سنگری نداشت تا پشتش پناه بگیرد، اما تا آخرین لحظه تسلیم نشد.
🕯 آنچه از دل خاک بیرون آمد
در میان غنایم، صندوقچه‌ای قفل‌دار به دست افتاد. یکی از سپاهیان گمان کرد گنجی در آن نهفته. وقتی گشودندش، لایه‌به‌لایه پارچه‌های کهنه بیرون آمد — طعنه‌ای تلخ که تا نسل‌ها بعد در شعرهای آن روزگار زنده ماند، طعنه بر خامیِ کسی که خاک این سرزمین را دست‌کم گرفته بود.
طبرستان، حتی در باج و صلح‌هایش، هرگز واقعاً تسلیم نشد. نبردهای این سرزمین سال‌ها بعد هم، نسل به نسل، ادامه یافت
.
🌙 دو نام در دل کوهستان
عجیب است وقتی به این ماجرا فکر می‌کنی: میان غبار این لشکرکشی به دورترین نقطه‌ی شمالی سرزمین‌های اسلامی، دو جوان همراه بودند که هنوز کسی نمی‌دانست روزی نامشان با کربلا و عاشورا گره خواهد خورد.
حسن و حسین، در آن سال‌ها هنوز در آغاز راه، شاهد نبردی بودند در دل کوه‌های البرز و کنار دریای مازندران — جایی دور از مدینه، دور از خانه‌ی پدرشان علی.
تاریخ کمتر به این جزئیات پرداخته: که ردپای این دو در همان زمینی که قرن‌ها بعد شاعران ایرانی از عزایشان خواهند نوشت، از همان دوران جوانی آغاز شده بود — نه در کربلا، بلکه در طبرستان.
منبع: تاریخ طبری ترجمه ابوالقاسم پاینده جلد پنجم صفحه 296و297

@persian_history_Archive
@IranGrad
🏆42
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
🔹️پشت پرده‌ی برنامه تاریخ بدون رتوش، و اثبات جعل‌گر و دروغ‌گو و فریفتار بودن مجری این برنامه(س.م.ح)🪓

📘کاری از کانال تاریخ- پژوهشی خداینامک
@IranGrad
تاریخ چراغ راه آینده‌ست

@Persian_History_Archive
🫡61🏆1
ایران پیش از ورود اریایی
بخش دوم تمدن های شرقی
قسمت سوم : تمدن شهداد

تمدن شهداد؛ خاستگاه اولین پرچم جهان و مهد صنعت فلات 📜
وقتی از تمدن‌های شرق ایران پیش از آریایی‌ها صحبت می‌کنیم، نمی‌توان از «تمدن شهداد» (هزاره سوم پیش از میلاد) در حاشیه دشت لوت کرمان چشم‌پوشی کرد؛ شهری پیشرفته در دل کویر که مرکز بزرگ صنعت‌گری، فلزکاری و تجارت زمان خود در حوزه فرهنگی جنوب شرق ایران بود.
چرا تمدن شهداد اهمیت باستان‌شناسی ویژه‌ای دارد؟
قدیمی‌ترین درفش فلزی جهان: مهم‌ترین کشف این محوطه، «درفش شهداد» است. یک پرچم مفرغی با ابعاد ۲۲ در ۲۲ سانتی‌متر که نقوشی از یک انسان قدرتمند (احتمالاً شاه یا ایزد)، نخل، شیر و گاو روی آن حک شده و بالای میلۀ آن یک عقاب قرار دارد. این اثر نشان می‌دهد مفهوم «پرچم» به عنوان نماد هویت، ریشه‌ای ۵۰۰۰ ساله در ایران دارد
.
کارگاه‌های صنعتی و تجارت سنگ صابونی:
باستان‌شناسان در شهداد کوره‌های ذوب فلز وسیعی پیدا کرده‌اند. علاوه بر مفرغ، این شهر مرکز تراش دادن «سنگ صابونی» (کلوریت) بود. ظروف مفرغی و سنگی شاهکارِ شهداد با نقوش مار و عقاب، به بازارهای بین‌النهرین و تمدن دره سند صادر می‌شد.
نخستین پیکرتراشی‌های واقع‌گرایانه: در کاوش‌های شهداد، تندیس‌های گلی بی‌نظیری از زنان و مردان با لباس‌های چین‌دار کشف شده است. این پیکرک‌ها نخستین نمونه‌های هنر مجسمه‌سازی رئالیستی در فلات ایران هستند و جزئیات دقیق پوشش و آرایش موی مردم آن دوره را به ما نشان می‌دهند
.
علائم نگارشی و سیستم انبارداری:
روی برخی قطعات سفالی شهداد، علائم و نشانه‌های خاصی حک شده که نشان‌دهنده وجود یک سیستم نگارشی ابتدایی یا خط نمادین برای مدیریت اقتصادی و انبارداری کالاهاست.
نکته باستان‌شناسی:
سازندگان این تمدن با وجود مجاورت با کویر سخت لوت، با مدیریت دقیق منابع آب سطحی و رودخانه‌های فصلی، یک ساختار شهری ثروتمند ایجاد کرده بودند.
@Persian_History_Archive
@IranGrad
2
🔹چرایی جابجایی تندیس مصری داریوش بزرگ به کاخ شوش:

خشایارشا پس از مهار مصر برادر تنی خود هخامنش را به شهربانی آن جا برگماشت. هرودوت میگوید این بار فرمانبردار‌سازی مصر به بسیار سخت‌تر از گذشته انجام شد؛ و دست کم مال‌های یک نیایشکده را مصادره کردند، و گویا از آن پس مصریان خشایارشا را پادشاه و پشتیبان خداوندی مصر ننامیدند بلکه او را همانند شاهان آشور خداوندگاری(اربابی) بیگانه برشمردند. ایرانیان نیز آنجا را دیگر سرزمینی پادشاهی ندانستند و یکی از شهربی های ایران گرداندند. یکی از نشانه های ناخرسندی شاه ایران تراگسیل( انتقال) دو تندیس داریوش -نگاره‌بالا- از هلیوپولیس به ایران بود تا دروازه نوین کاخ شوش را که خشایارشا ساخته بود بیآراید.

📘بن‌خان:نسک شاهنشاهی هخامنشی، جان مانوئل کوک، برگه ۱۷۹-۱۸۱


@IranGrad
تاریخ چراغ راه آینده‌ست
4
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
🔹️گفتاورد یک‌سوئه با آخوند ایران ستیز، مزدور و ماله‌کش برنامه تاریخ بدون‌رتوش

📘کاری از گروه پژوهشی تاریخی خداینامک

✅️تنها ببینید چه گردن‌ستبرهای بی خردِ مفت‌خوری داوی تاریخ و فرهنگ و دانش در کشور را دارند.

@IranGrad
@Persian_History_Archive
1
ایران پیش از ورود اریایی ها
بخش سوم تمدن های مرکزی
قسمت اول: تپه سیلک

🏛 رازهای تپه سیلک؛ گهواره‌ای در قلب فلات ایران
بعد از سفری که به تمدن شهداد در دل کویر لوت داشتیم و دیدیم چطور مردم شرق فلات ایران در دل بیابان تمدنی شکوفا کردند، امروز مسیرمون رو به سمت مرکز ایران تغییر می‌دیم.
وقتی از تاریخ ایران باستان صحبت می‌کنیم، ذهن خیلی از ما ناخودآگاه به سمت کاخ‌های باستانِ هخامنشی و ساسانی می‌ره. اما تا حالا از خودتون پرسیدید قبل از اینکه اولین پادشاهان این سرزمین تاج‌گذاری کنند، انسان‌های این فلات چطور زندگی می‌کردند؟ امروز سفر می‌کنیم به جایی در مرکز ایران، به شهری با قدمت بیش از ۷ هزار سال؛ جایی که انسان برای اولین بار غارها رو ترک کرد و معماری و تمدن رو در دشت پایه‌گذاری کرد: تپه سیلک کاشان.
🏺 قدیمی‌تر از اهرام مصر!
سیلک صرفاً یک تپه‌ی خاکی نیست؛ خاستگاه تمدنیه که قدمت لایه‌های اولیه‌اش (تپه شمالی) به حدود ۷۵۰۰ سال پیش برمی‌گرده. زمانی که هنوز خبری از اهرام مصر یا تمدن‌های بزرگ بین‌النهرین نبود، مردم سیلک در حال توسعه‌ی یکی از پیشرفته‌ترین جوامع عصر خودشون بودند. این محوطه بعد از یک سیل بزرگ کشف شد و وقتی باستان‌شناس فرانسوی، رومن گیرشمن، شروع به کاوش کرد، دنیا فهمید قلب فلات ایران چه شاهکاری رو در خودش پنهان کرده
.
⚒️ جهش بزرگ در صنعت و هنر
مردم سیلک فقط کشاورز نبودند، اون‌ها مخترع و هنرمند بودند:
سفالگری منحصربه‌فرد: سفال‌های نخودی‌رنگ سیلک با نقش‌ونگارهای عجیب از حیوانات و اشکال هندسی، از اولین نمونه‌های هنر انتزاعی در جهان به شمار می‌روند.
انقلاب ذوب فلزات: مردم این منطقه جزو اولین کسانی در تاریخ بودند که توانستند مس رو ذوب کنند و باهاش ابزار کارآمد بسازند؛ یک جهش تکنولوژیک بزرگ در دنیای باستان!
خط و تجارت: کشف گل‌نبشته‌های عیلامی در سیلک نشون میده این منطقه شاهراه تجاری مهمی بوده که با تمدن‌های شوش و بین‌النهرین داد و ستد داشته
.
🏔️ راز دو تپه و معماری مرموز
سیلک از دو تپه شمالی و جنوبی و دو گورستان تشکیل شده. نکته شگفت‌انگیز، سازه بزرگ تپه جنوبیه؛ زیگوراتی که حدود ۳۰۰۰ تا ۲۵۰۰ سال پیش از میلاد ساخته شده و به عقیده بسیاری از باستان‌شناسان، قدیمی‌ترین بنای این‌گونه در ایرانه. این سازه مذهبی نشون میده مردم سیلک، هزاران سال بعد از اولین سکونتشون، به ساختار اجتماعی، عقیدتی و حکومتی بسیار منظم و منسجمی رسیده بودند.
تپه سیلک به ما یادآوری می‌کنه ریشه‌های تمدن در ایران چقدر عمیق، اصیل و جلوتر از زمانه‌ی خودش بوده. این تپه‌های خاموش در دل کاشان، شناسنامه یکجانیشینی و هنر در فلات مرکزی ایران هستند. اما فلات مرکزی تنها همین یک راز رو نداره؛ در قسمت بعد سراغ داستان دیگه‌ای از دل ایران زمین می‌ریم.
📚 منابع:
Wikipedia – Tepe Sialk
Encyclopaedia Britannica – "Tepe Siyalk"
Encyclopaedia Iranica – "ELAM ii. The Archaeology of Elam"
World History Encyclopedia – "Tepe Sialk, Iran"
Livius.org – "Tepe Sialk

"
@Persian_History_Archive
@IranGrad
1🫡1
🔹زنان نمونه باستان در سایه رزمنامه‌های پارسی

🖊به قلم میرجلال الدین کزازی

سرشت و ساختار رزمنامه به گونه ای است که مرد گرایانه است. شما هیچ رزمنامه‌ایی نمیبینید که چهره ی برترین آن پهلوان یا قهرمان آن زن باشد. پس اگر ما در شاهنامه یا دیگر رزمنامه ها و یلنامه‌های بزرگ جهان به زنانی باز نمیخوریم که نمونه های برترین در خوی و منش و زندگانی زنانه باشند هنجاری است که به سرشت و ساختار رزمنامه باز میگردد. زنان در رزمنامه خواه ناخواه همواره در سایه و در کناره اند. اگر سخنی از آنان میرود در پیوند با مردان است ولی من به آواز بلند میگویم:

«برجسته ترین روشنترین، بدادترین چهره‌ی زن را ما در رزمنامه های ایرانی و در شاهنامه مییابیم ولی به شیوه ای پراکنده؛ هیچ زنی را در شاهنامه نمیتوان یافت که همه‌ی ویژگی‌های برین زنانه را به نمود بیاورد و بازتاب بدهد؛ ولی زنانی در شاهنامه شگفتی می‌آفرینند که هر کدام پاره ای از این ویژگیها را نشان میدهند. زنی مانند سیندخت که شاید در یل‌نامه‌های جهان چهره ای بی همانند باشد در شاهنامه اندیشمندی و کاردانی و چاره گری زن ایرانی را آشکار میدارد. سیندخت در پرتو این والاییها و شایستگی‌های خویش، کاری را به سامان و سرانجام میرساند که مردان در آن یکسره فرو میمانند هتا ما در شاهنامه به زنی باز میخوریم که در قلمروی بالا رخ‌می نماید که نازشگاه مردان است. در آوردگاه زنی مانند گردآفرید که هتا پهلوانی کاردیده، سرد و گرم روزگار چشیده مانند هجیر، که از فرزندان گودرز است در آن ناکام می ماند. ما در شاهنامه به زنانی باز میخوریم که آزادمنش‌اند؛ مانند بسیاری از زنان جهان فرمانبردار مردان نیستند؛ آنچه را خود درست و دَروا میدانند به انجام میرسانند. زنی مانند تهمینه آنچنان آزاده خوی و بندگسل است که شب هنگام به بالین مردی میرود که دل بدو باخته است آن آیین و هنجار کهن را که هنوز نیز روایی دارد به هیچ میگیرد و در هم میشکند؛ آنجا زن است که به خواستگاری مرد میرود.»

به هر روی من برآنم که اگر ما در شاهنامه با جهان رزمنامه‌ایی که جهان مردانه است روبرو نمیبودیم چهره های برجسته و برین و بآیین زنانه هم مانند مردان میداشتیم؛ چهره هایی از گونه ی رستم که جهان پهلوان شاهنامه است و برترین نمونه ی پهلوان یا به سخنی دیگر نمونه‌ی مَرتوی(انسان) ایرانی.

📘بن‌خان: نسکِ سخنی از سیمرغ، جلال الدین کزازی، درآیه‌ی زنان نمونه باستان در سرشت حماسه

@IranGrad
@persian_History_Archive
5