ایران آزادی 🎋
13.4K subscribers
111K photos
128K videos
4.31K files
75.6K links
انجمن ایران آزادی رسانه‌یی برای تحقق آزادی، دموکراسی و برابری
لینک‌ها:
تلویزیون ایران آزادی
https://t.me/TV_IranAzadi
🌐 سایت ما
https://www.instagram.com/simayaz
توییتر 👈 https://twitter.com/IranAzad_TV
ارتباط با ادمین 👇👇👇
@Maziar_tehrane12
@arash_ka99
Download Telegram
Forwarded from پیشاهنگ
گنجشگك اشي مشي.mov
7.8 MB
اجرايي از ترانه « گنجشگك اشي مشي»
@musicashraf
سلام دوستان صبح بخير
نگرانی پاسدار شمخانی از تصویب قطعنامه شورای امنیت در مورد ورود ناظران به حلب
پاسدار علی شمخانی دبیر شورای عالی امنیت رژیم روز سه‌شنبه 30آذر95 در یک کنفرانس مطبوعاتی از قطعنامه شورای امنیت و ورود ناظران به حلب برای جلوگیری از جنایات پاسداران در این شهر ابراز نگرانی کرد و مدعی شد: «تصویب قطعنامه 2328 شورای امنیت سازمان ملل‌متحد که شب گذشته انجام شد اقدامی در ادامه فعالیت‌های مخرب گذشته و زمینه‌سازی برای ورود عناصر اطلاعاتی و نظامی کشورهای حامی تروریسم در قالب نیروهای ناظر به حلب است».
وی افزود: «در این قطعنامه هیچ‌گونه نقشی برای دولت قانونی سوریه دیده نشده و به جای اولویت دادن به موضوع امدادرسانی به مردم تحت محاصره تروریستها در سوریه تنها مسأله چگونگی خروج امن مسلحین از حلب مورد توجه قرار گرفته است».
هماهنگ کننده اقدامات سیاسی، نظامی و امنیتی رژیم ایران با سوریه و روسیه به ایجاد قرارگاه مشترک با روسیه در سوریه اعتراف کرد و گفت: «ما یک قرارگاه مشترک در سوریه داریم که ایران در آن با کمک روسیه کار مستشاری جهت کمک به ارتش سوریه و نیروهای مقاومت انجام می‌دهد؛ یک کار مشترکی با محوریت عراق، سوریه، ایران و روسیه در جهت طراحی مبارزه با تروریسم در بعد نظامی داریم که برخی از حوادث از جمله استفاده از فضای هوایی ایران و عبور از آسمان ایران در راستای این توافق بود»
بدون شرح - خودتان بخوانید...
واقعا تف به شرف نداشته حداد ناعادل....
مراسم زندانیان سیاسی زندان گوهردشت کرج به‌مناسبت شب یلدا
سه‌شنبه شب 30آذر. مراسم سنتی و ملی شب یلدا در زندان گوهردشت کرج توسط زندانیان سیاسی برگزار گردید. این مراسم با شام جمعی زندانیان آغاز شد و سپس زندانیان با خواندن اشعاری به یاد ایستادگی و جانفشانی مردم سوریه و به‌طور خاص مردم و کودکان حلب مقاومت آنان را ستودند.
ادامه برنامه با خواندن اشعار ملی و میهنی و اجرای برنامه شاد جمعی و طنزهای سیاسی تا ساعتهایی از شب ادامه داشت. آنان با برگزاری این مراسم پیام دادند که نبایستی مغلوب شب سیاه و ظلمانی آخوندها گردید و در هر شرایطی بایستی مقاومت و ایستادگی و سر زندگی را الگوی مبارزه علیه رژیم قرار داد
استفاده ابزاری از فرهنگیان توهین به شعور ملت
تجمع اعتراضی پزشکان و پرستاران بیمارستان رجایی گچساران
صبح روز چهارشنبه 1 دی 95 حدود هفتار نفر از پزشکان و پرستاران بیمارستان رجایی در گچساران در اعتراض به دریافت نرکدن کارانه یکساله خودشان در مقابل ساختمان اداری این بیمارستان تجمع کردند.
همزمان با تجمع پزشکان متخصص و پرستاران این بیمارستان، اتاق عمل و کلینیک نیز تعطیل شد.
یونیسف آلمان #جایزه_بهترين_عكس سال را به «آريز قادرى» عكاس كُرد از ايران برای به تصویر کشیدن شرایط و زندگی کودکان اعطا کرد.
عنوان عکس: #حق_لبخند
Forwarded from آسمان ايران
منشور حقوق شهروندی واقعی بسبک حسن روحانی ( اخوندک)
اعتصاب غذا کاری ازمانا نیستانی برای زندانی سیاسی مرتضی مرادپور و دیگر زندانیان سیاسی عقیدتی در حال اعتصاب غذا
************************
#ایران #زندانی_سیاسی #اعتصاب_غذا
نامه ای از همسر مریم اکبری منفرد،در سالگرد تولد مریم با کودکان او
حسن جعفری حاتم در سالروز تولد همسرش مریم اکبری منفرد، زندانی سیاسی نامه ای خطاب به او نوشته است. او در این نامه دشواری های زندگی دخترانش در هشت سال گذشته را روایت کرده و تلاش های بی نتیجه خود را برای گرفتن چند ساعت مرخصی برای همسرش توصیف کرده است. مریم اکبری منفرد به اتهام ارتباط با اعضای خانواده اش در اشرف و شرکت در اعتراضات پس از انتخابات ۸۸ به پانزده سال زندان محکوم شده است.متن کامل این نامه بهمراه تصاویر هشتمین تولد این مادر زندانی در ادامه می آید؛
همسر عزیزم، مریم
امروز که از خواب بیدار شدم حس عجیبی داشتم که نمی‌توانم توصیفش کنم گویا در این روز پاییزی که با سرمایش خبر رسیدن زمستان را می‌دهد کسی متولد شده که قرار بود روزی تمام زندگی‌ام شود کسی که امروز پشت دیوارهای سرد و بی رحم زندان اوین است، کسی که اکنون کنارمان نیست که تولدش را جشن بگیریم. آری تو نیستی و ما هم از این بابت بسیار ناراحت هستیم اما با تمام این سختی‌ها می‌جنگیم و پشتت هستیم . تویی که حتی کودکیت هم رنگ و بوی کودکی نداشت و در راهروهای تاریک زندان اوین و رجایی گذشت. آن هم برای یک ملاقات چند دقیقه ای با خواهر و برادرهایت که به خاطر فروختن یا خواندن یک نشریه به زندان افتاده بودند و اکنون مریم کوچک همان سارای خودمان است که باید از این راهروها بگذرد تا مادرش یعنی تو را ببیند.
مریمم وقتی تورا گرفتند، احساس غم و پوچی می‌کردم با خودم می گفتم آخر چه می‌شود سارا ۴ ساله است و زهرا و پگاه ۱۱ ساله چگونه این مسئولیت سخت را به تنهایی انجام دهم. بیشتر این سال‌ها پشت شیشه‌های کدر کابین گذشت و سارا ۶ ساله شد خواستم روز اول مدرسه مادرش کنارش باشد و همه توانم را به کار بستم تا یکی دو روزی از زندان برایت مرخصی بگیرم اما آنها موافقت نکردند. حتی برای یک ساعت به تو مرخصی بدهند تا سارا را در روز اول مدرسه همراهی کنی. سارایم بدون تو به مدرسه رفت درحالی که کودکان دیگر دست در دست مادرانشان روز اول مدرسه را شروع می کردند و چه حسرتی در نگاه سارا بود و دستهایش که دست تو را جستجو می کردند. چهارسال سال بعد، سارا باید جراحی می‌شد و مانند هر کودکی نیاز داشت تا مادرش کنارش باشد اما باز هم با مرخصی ات موافقت نکردند.
بگذار از اولین مسافرتی که تو کنارمان نبودی برایت بگویم، من و دخترانمان به شیراز رفتیم، شهری که بسیار زیباست اما زیباییش به چشممان نمی‌آمد. می دانی چرا؟ چون تو در کنارمان نبودی، زهرایمان میل به گشت و گذار نداشت، شاید او هم مانند من به تو فکر می‌کرد که در مسافرت آخری که باهم داشتیم چقدر خوش گذشت. انگار هنوز طعم آن آش دوغی که باهم در گردنه حیران خوردیم در دهانمان است، آن روز لذت و شوق را در چشمانت می‌دیدم. البته هر وقت که به طبیعت می آمدیم آن شوق در چشمانت بود. آخ که چقدر دلم برای آن روزها تنگ شده.
مریم عزیزم؛
امروز هشتمین سالروز تولدت را بدون حضور تو کنار هم جشن می‌گیریم و سارا دخترکوچکمان شمع کیک تو را فوت می‌کند، همراه با آزوی با تو بودن. بچه ها عروسک هایی را که تو در زندان درست کرده ای و برای ما فرستاده ای دور میز چیده اند.
تو همه اعضای خانواده را بافته ای و یکی یکی بیرون فرستاده ای. خودت را هم بافته ای و در میان عروسک ها هستی. و این جوری خانواده ما به صورت یک خانواده عروسکی دور هم جمع شده اند و ما در خیالمان تو را در کنار خود و در جشن تولد کوچکت می بینیم.
روزی را تصور می‌کنم که ما کنارهم هستیم و لبخند دخترانم را می‌بینم که فریاد خوشحالی می‌زنند. چشمانشان را می‌بینم که ازحضور مادرشان برق می زند، آغوشم را باز می‌کنم تا بار دیگر تو و دخترانم را در آغوش بگیرم و بگویم: تمام شد. دیگر کنار هم هستیم.
تهران-۲۳ آذرماه ۱۳۹۵
حسن جعفری حاتم
Forwarded from بگو آزادی
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
آه...
طوفان در دریا غوغا میکرد...

🎼یه ترانه زیبا
@begooazadi
#حقوقـشهروندی رو هم مثل بقیه حقوقها بهتون دادم
دیگه مشکل چیه؟
باید از روحانی پرسید این حقوق شهروندی که تو در 120ماده نوشتی، آیا تا حالا اجرا می‌شده یا نه؟ اگر اجرا می‌شده که پس حرف تو چیست؟ اگر اجرا نمی‌شده که نفس این منشور و ژست روحانی بیان چنین اعترافی است، چه تضمینی دارد که بعد از این اجرا بشود؟

جالب است که در این منشور جابه‌جا تأکید شده «در چارچوب قانون»، «در چارچوب موازین قانونی»! باید از این شیخک شیاد سؤال کرد کدام قانون را می‌گویی؟! همان قانونی که همه اعدامهایی که تا به‌حال انجام شده بر اساس همان بوده؟ همان قانونی که وقتی رسوایی حقوقهای نجومی بالا گرفت، معاون روحانی و نوبخت و وزیر اقتصاد آمدند گفتند همة آنها در چارچوب قانون بوده؟ همان قانونی که تمام سردمداران رژیم آمدند گفتند که قتل‌عام 30 هزار زندانی سیاسی بر مبنای آن صورت گرفته؟

وانگهی روحانی حتی در این ژست حقوق شهروندی هم خیلی خیلی پایین‌تر و ناشیانه‌تر از ژست خمینی در فرمان 8 ماده‌یی عمل کرده، خمینی در آن 8 ماده که البته یک ذره‌اش هم هیچ‌گاه اجرا نشد، حرفهای خیلی روشنی زده بود مثل این‌که «هیچ‌کس حق ندارد به خانه یا مغازه یا محل کار شخصی بدون اذن صاحب آن (تحت عنوان کشف جرم) وارد شود». اما روحانی در روده درازی 120 ماده‌یی خودش به همین اندازه هم صراحت ندارد و واقعاً این به‌اصطلاح منشور، جز یک مشت حرفهای پوشالی و مسخره بیشتر نیست.