برخی #دانشآموزان مناطق محرومتر استان سیستان و بلوچستان علاوه بر تحصیل در مدارس خشت و گلی یا کپر بعد از 40 روز از آغاز سال تحصیلی هنوز کتاب درسی ندارند.
#ايران-برخی #دانشآموزان مناطق محرومتر استان سیستان و بلوچستان علاوه بر تحصیل در مدارس خشت و گلی یا کپر بعد از 40 روز از آغاز سال تحصیلی هنوز کتاب درسی ندارند.
بهعنوان مثال روستاهای غریب آباد و دهستان ایرفشان از توابع بخش مرزی آشار شهرستان مهرستان دانشآموزان هنوز کتاب درسی ندارند.
بهدلیل همین سختیهای دوران تحصیل از یکسو و از سوی دیگر سختی #معیشت خانوار و شرایط فرهنگی حاکم، دانشآموزان قید تحصیل را میزنند و یا به خیل عظیم بیکاران میپیوندند و یا در جستجوی کار از این دیار به آن دیار سرگردانند.
این وضعیت میان دانشآموزان دختر بیشتر محسوس است. فضای فرسوده مدارس نیز بخش دیگری از مشکلات تحصیل دانشآموزان در مناطق محروم و روستایی است؛ اغلب مدارس در این مناطق قدمت بسیار بالایی دارند و هر لحظه امکان فرو ریختن ساختمان مدرسه وجود دارد.
مولابخش آسکانی یکی از معتمدین روستای غریب آباد گفت: ”بیش از 40 روز از بازگشایی #مدارس میگذرد اما دانشآموزان این روستا علاوه بر نبود معلم، هیچ #کتاب درسی دریافت نکردهاند“.
وی همچنین افزود: ”روستای غریب آباد در فاصله 12 کیلومتری بخش آشار و 75 کیلومتری شهرستان مهرستان است که حدود 50 دانشآموز در دوره ابتدایی مشغول به تحصیل هستند“.
دهیار دهستان افشان هم مشکل خود را اینگونه بیان کرد: ”دانش آموزان سال اول متوسطه این دهستان هنوز کتاب درسی دریافت نکردهاند. با گذشت 2 ماه از بازگشایی مدارس دانشآموزان هر روز با یک دفتر خالی به مدرسه میرودند و هربار وعدههایی مبنی بر توزیع کتاب در بین دانشآموزان میرسد اما با گذشت 2 ماه تاکنون اقدامی صورت نگرفته است“.
صدیق مزار زهی مدیر امور عشایری مهرستان نیز گفت: ”نبود #معلم و فضای مناسب از مهمترین موانع آموزشی عشایر است“.
وی افزود: ”فرزندان عشایر استعدادهای ناب و بالقوهای دارند و تشنه علم آموزی هستند اما بهدلیل مشکلات از جمله نبود معلم و فضای آموزشی از ادامه تحصیل باز مانده و فرصت شکوفایی استعدادها از آنان سلب میشود“.
دزدیهای کلان حکومتی که هر روز گوشهیی از آن را خود رسانههای دولتی مجبور به افشا آن میباشند هرگز اجازه نمیدهد که مدرسهای ساخته شود یا کتابی به دست دانشآموزان مناطق محروم برسد.
لازم به یادآوری است که رسانههای حکومتی درباره دزدیهای کلان در #صندوق #ذخیره #فرهنگیان نوشتند: ”دولت روحانی چه جوابی بابت کوتاهی در خصوص فساد 8000 میلیاردی صندوق ذخیره فرهنگیان دارد؟ 8000 میلیارد معادل 800 هزار وام 10 میلیونی به فرهنگیان است“.
بهعنوان مثال روستاهای غریب آباد و دهستان ایرفشان از توابع بخش مرزی آشار شهرستان مهرستان دانشآموزان هنوز کتاب درسی ندارند.
بهدلیل همین سختیهای دوران تحصیل از یکسو و از سوی دیگر سختی #معیشت خانوار و شرایط فرهنگی حاکم، دانشآموزان قید تحصیل را میزنند و یا به خیل عظیم بیکاران میپیوندند و یا در جستجوی کار از این دیار به آن دیار سرگردانند.
این وضعیت میان دانشآموزان دختر بیشتر محسوس است. فضای فرسوده مدارس نیز بخش دیگری از مشکلات تحصیل دانشآموزان در مناطق محروم و روستایی است؛ اغلب مدارس در این مناطق قدمت بسیار بالایی دارند و هر لحظه امکان فرو ریختن ساختمان مدرسه وجود دارد.
مولابخش آسکانی یکی از معتمدین روستای غریب آباد گفت: ”بیش از 40 روز از بازگشایی #مدارس میگذرد اما دانشآموزان این روستا علاوه بر نبود معلم، هیچ #کتاب درسی دریافت نکردهاند“.
وی همچنین افزود: ”روستای غریب آباد در فاصله 12 کیلومتری بخش آشار و 75 کیلومتری شهرستان مهرستان است که حدود 50 دانشآموز در دوره ابتدایی مشغول به تحصیل هستند“.
دهیار دهستان افشان هم مشکل خود را اینگونه بیان کرد: ”دانش آموزان سال اول متوسطه این دهستان هنوز کتاب درسی دریافت نکردهاند. با گذشت 2 ماه از بازگشایی مدارس دانشآموزان هر روز با یک دفتر خالی به مدرسه میرودند و هربار وعدههایی مبنی بر توزیع کتاب در بین دانشآموزان میرسد اما با گذشت 2 ماه تاکنون اقدامی صورت نگرفته است“.
صدیق مزار زهی مدیر امور عشایری مهرستان نیز گفت: ”نبود #معلم و فضای مناسب از مهمترین موانع آموزشی عشایر است“.
وی افزود: ”فرزندان عشایر استعدادهای ناب و بالقوهای دارند و تشنه علم آموزی هستند اما بهدلیل مشکلات از جمله نبود معلم و فضای آموزشی از ادامه تحصیل باز مانده و فرصت شکوفایی استعدادها از آنان سلب میشود“.
دزدیهای کلان حکومتی که هر روز گوشهیی از آن را خود رسانههای دولتی مجبور به افشا آن میباشند هرگز اجازه نمیدهد که مدرسهای ساخته شود یا کتابی به دست دانشآموزان مناطق محروم برسد.
لازم به یادآوری است که رسانههای حکومتی درباره دزدیهای کلان در #صندوق #ذخیره #فرهنگیان نوشتند: ”دولت روحانی چه جوابی بابت کوتاهی در خصوص فساد 8000 میلیاردی صندوق ذخیره فرهنگیان دارد؟ 8000 میلیارد معادل 800 هزار وام 10 میلیونی به فرهنگیان است“.
#تجمع #اعتراضی مدیران #مهدهای کودک در #تهران یکشنبه 16 آبان جمع زیادی از مدیران مهدکودکهای مجوزدار در مقابل ساختمان سازمان بهزیستی در تهران تجمع اعتراضی برگزار کردند...
این مدیران در اعتراض به خبر آزار و اذیت کودک ۶ ساله در مهدکودک ، تجمع کردند..
این مدیران مهدکودکها استدلال میکنند که تعرض کودک 6 ساله در پیش دبستانی بوده چون مهدکودکهای بهزیستی تا پایان 5سالگی مجاز به نگهداری کودک هستند.
یکی از معترضان گفت: متأسفانه کارگزاران به خواستههای ما توجه نمیکنند و ما اکنون در مقابل سازمان بهزیستی تجمع کردهایم تا از متولیان امر بخواهیم به وضعیت مهدکودکها بیشتر رسیدگی شود.
وی افزود: در اخبار آمده که به یک کودک 6 ساله در مهدکودک تعرض شده است در حالی که طبق بررسی و اسناد موجود، این اتفاق در مدارس وابسته به آموزش و پرورش بوده و نمیدانیم چه سیاستی پشت این اخبار وجود دارد که چند وقتی است در مورد مهدکودکها خبرهای نادرست منتشر میشود و مدام مهدها را میکوبند.
این مربی مهد میافزاید: متولی مهدکودکها سازمان بهزیستی است و امنترین جا برای کودک مهدکودکهای وابسته به این سازمان است اما انتشار چنین اخباری فقط خانوادهها را دچار استرس میکند.
مدیر یکی دیگر از مهدکودکهای شمالغرب تهران نیز در این باره گفت: مهدکودکهای غیرمجاز زیادی ایجاد شده در حالی که مجوز از سازمان بهزیستی ندارند و باید خانوادهها این مراکز را بشناسند، نهادهایی مثل کانون پرورش فکری کودکان، مهدهایی که زیر نظر وزارت جوانان است، فرهنگسراها و خانههای مشارکت وابسته به شهرداری، مؤسسات زبان، برخی مدارسی که طبق قانون مجاز به نگهداری کودکان 4 تا 6 سال نیستند، از جمله این اماکن هستند.
وی افزود متأسفانه هر روز راهاندازی این مهدکودکهای غیرمجاز زیاد میشود و قارچ گونه در حال افزایش است و تحت عنوان مهدکودک مجاز فعالیت میکنند در حالی که بدترین فجایع ممکن است در این اماکن رخ دهد مثلاً چند روز پیش گفته شد که آب جوش بر روی یک کودک در مهدکودک ریخت و کودک دچار سوختگی شد و این در حالیست که در یک مهد زبان اتفاق افتاد و اکنون نیز تعرض به کودک در مرکز پیشدبستانی بوده و گفتهاند مهدکودک بهزیستی بوده است.
وی میافزاید: هیچ گزارش مبنی بر تعرض به کودک در مهدکودکهای مجاز به سازمان بهزیستی داده نشده و اکنون نیز جلسهیی با حضور مدیران مهدکودکهای معترض در سازمان بهزیستی در حال برگزاری است که قرار شده علت چنین اتفاقاتی و اخبار کذب مشخص و برای آن راهحلی اندیشیده شود.
این مدیر مهد کودک در ادامه میگوید: ما نسبت به اینکه حمایتی نشدهایم معترضیم و باید هر چه سریعتر مراکز غیرمجاز نگهداری کودک که بهعنوان مهدکودک از آن یاد میشود حذف و جمع شود.
این مدیران در اعتراض به خبر آزار و اذیت کودک ۶ ساله در مهدکودک ، تجمع کردند..
این مدیران مهدکودکها استدلال میکنند که تعرض کودک 6 ساله در پیش دبستانی بوده چون مهدکودکهای بهزیستی تا پایان 5سالگی مجاز به نگهداری کودک هستند.
یکی از معترضان گفت: متأسفانه کارگزاران به خواستههای ما توجه نمیکنند و ما اکنون در مقابل سازمان بهزیستی تجمع کردهایم تا از متولیان امر بخواهیم به وضعیت مهدکودکها بیشتر رسیدگی شود.
وی افزود: در اخبار آمده که به یک کودک 6 ساله در مهدکودک تعرض شده است در حالی که طبق بررسی و اسناد موجود، این اتفاق در مدارس وابسته به آموزش و پرورش بوده و نمیدانیم چه سیاستی پشت این اخبار وجود دارد که چند وقتی است در مورد مهدکودکها خبرهای نادرست منتشر میشود و مدام مهدها را میکوبند.
این مربی مهد میافزاید: متولی مهدکودکها سازمان بهزیستی است و امنترین جا برای کودک مهدکودکهای وابسته به این سازمان است اما انتشار چنین اخباری فقط خانوادهها را دچار استرس میکند.
مدیر یکی دیگر از مهدکودکهای شمالغرب تهران نیز در این باره گفت: مهدکودکهای غیرمجاز زیادی ایجاد شده در حالی که مجوز از سازمان بهزیستی ندارند و باید خانوادهها این مراکز را بشناسند، نهادهایی مثل کانون پرورش فکری کودکان، مهدهایی که زیر نظر وزارت جوانان است، فرهنگسراها و خانههای مشارکت وابسته به شهرداری، مؤسسات زبان، برخی مدارسی که طبق قانون مجاز به نگهداری کودکان 4 تا 6 سال نیستند، از جمله این اماکن هستند.
وی افزود متأسفانه هر روز راهاندازی این مهدکودکهای غیرمجاز زیاد میشود و قارچ گونه در حال افزایش است و تحت عنوان مهدکودک مجاز فعالیت میکنند در حالی که بدترین فجایع ممکن است در این اماکن رخ دهد مثلاً چند روز پیش گفته شد که آب جوش بر روی یک کودک در مهدکودک ریخت و کودک دچار سوختگی شد و این در حالیست که در یک مهد زبان اتفاق افتاد و اکنون نیز تعرض به کودک در مرکز پیشدبستانی بوده و گفتهاند مهدکودک بهزیستی بوده است.
وی میافزاید: هیچ گزارش مبنی بر تعرض به کودک در مهدکودکهای مجاز به سازمان بهزیستی داده نشده و اکنون نیز جلسهیی با حضور مدیران مهدکودکهای معترض در سازمان بهزیستی در حال برگزاری است که قرار شده علت چنین اتفاقاتی و اخبار کذب مشخص و برای آن راهحلی اندیشیده شود.
این مدیر مهد کودک در ادامه میگوید: ما نسبت به اینکه حمایتی نشدهایم معترضیم و باید هر چه سریعتر مراکز غیرمجاز نگهداری کودک که بهعنوان مهدکودک از آن یاد میشود حذف و جمع شود.
درخواست ۱۷ نماینده مجلس از دادستان کل کشور درباره پرونده نرگس محمدی
هفده نماینده مجلس شورای اسلامی در نامهای به دادستان کل کشور با تأکید بر استقال قوه قضائیه و پذیرش حکم نهایی دستگاه قضایی در عین حال خواستار ارائه توضیحاتی درباره پرونده نرگس محمدی شدند.به گزارش کمپین دفاع از زندانیان سیاسی و مدنی، این نمایندگان خواهان بررسی مجدد پرونده خانم نرگس محمدی شدەاند در خصوص نامه تعدادی از نمایندگان محترم مجلس به رئیس قوه قضائیه و درخواست رسیدگی مجدد به پرونده خانم نرگس محمدی که به ۱۶ سال زندان محکوم شده است، فرمودهاید: «این افراد که نمایندگان مجلس خواستار حمایت از آنها هستند پروندههایی دارند که از وضعیت مناسبی برخوردار نیستند و نمایندگان باید قبل از نوشتن نامه در حمایت از عناصر مطرود وضعیت پرونده آنها را بررسی کنند. اگر قوه قضائیه اسناد تخلف این افراد را برملا نمیکند دلیل بر این نیست که انسانهای خوبی هستند. اگر این حرکتها از روی نادانی انجام شود، برای جامعه و نظام مصیبت است و اگر عمدی باشد برای جامعه مصیبت بزرگی است.»به عرض میرسانیم نمایندگان امضاکننده نامه مذکور با علم به پرونده خانم محمدی نامه را امضا کردند. مشکل اینجاست که گاهی یک انتقاد مصداق تبلیغ علیه نظام شمرده میشود یا یک حرکت اصلاحی جمعی مصداق مفهوم کشدار و قابل تفسیرهای گوناگون «اجتماع و تبانی علیه امنیت ملی» قلمداد میگردد و برای هر یک سالها زندان منظور میشود بدون آنکه میزان تاثیر و فراگیری اقدامات متهم و فلسفه مجازات که عبرت گرفتن مجرم و سایر افراد جامعه است در نظر گرفته شود، لذا معمولا احکام سختگیرانه قضایی خصوصا درباره فعالان اجتماعی سیاسی نتیجه معکوس میدهد.به عبارت دیگر گاهی به الفاظ و کلمات مواد قانونی جمود ورزیده میشود بدون آنکه ابتدا ضرورت مجازات به خاطر موثر بودن اقدام متهم روشن باشد؛ به طوری که احساس میشود مجازات صادره بیشتر برای ترساندن سایر فعالان اجتماعی سیاسی است و البته معمولا این منظور تامین نمیشود و گاه منجر به جری شدن متهم و دیگران میشود.به عنوان مثال، در موضوع مورد بحث یعنی اتهامات خانم نرگس محمدی، آیا چند نفر در ایران از اقدامات ایشان مطلع شدند و تاثیر پذیرفتند و خطری برای نظام و امنیت ملی پدید آمد تا لازم باشد چنین حکم سنگینی یعنی ۱۶ سال زندان برای ایشان صادر شود؟ گرچه درستی یا نادرستی احکام قضایی را نمیتوان صرفا به عهده داوری مردم گذاشت ولی قضاوت مردم و افکار عمومی درباره رعایت اصل تناسب جرم و مجازات میتواند به عنوان یکی از مقیاسها برای درستی یا نادرستی یک حکم قضایی به کار گرفته شود.برای آزمایش محتوای پرونده خانم محمدی را برای مردم توضیح دهید تا افکار عمومی قضاوت کند که آیا نظر جناب عالی مقرون به صحت است یا نظر نمایندگان امضاکننده آن نامه؟به هر حال همچنان خواهان بررسی مجدد پرونده خانم نرگس محمدی هستیم بدون آنکه همه اقدامات ایشان را درست بدانیم ولی این قدر میدانیم که این گونه اقدامات فردی هیچ آسیبی به نظام جمهوری اسلامی که ریشه در ایمان اسلامی مردم ما دارد وارد نمیکند ضمن این که معتقدیم قوه قضائیه در قانون اساسی ما یک قوه مستقل است و در نهایت باید حکم او را پذیرفت ولو آنکه آن را عادلانه ندانیم.
@onlinepress
هفده نماینده مجلس شورای اسلامی در نامهای به دادستان کل کشور با تأکید بر استقال قوه قضائیه و پذیرش حکم نهایی دستگاه قضایی در عین حال خواستار ارائه توضیحاتی درباره پرونده نرگس محمدی شدند.به گزارش کمپین دفاع از زندانیان سیاسی و مدنی، این نمایندگان خواهان بررسی مجدد پرونده خانم نرگس محمدی شدەاند در خصوص نامه تعدادی از نمایندگان محترم مجلس به رئیس قوه قضائیه و درخواست رسیدگی مجدد به پرونده خانم نرگس محمدی که به ۱۶ سال زندان محکوم شده است، فرمودهاید: «این افراد که نمایندگان مجلس خواستار حمایت از آنها هستند پروندههایی دارند که از وضعیت مناسبی برخوردار نیستند و نمایندگان باید قبل از نوشتن نامه در حمایت از عناصر مطرود وضعیت پرونده آنها را بررسی کنند. اگر قوه قضائیه اسناد تخلف این افراد را برملا نمیکند دلیل بر این نیست که انسانهای خوبی هستند. اگر این حرکتها از روی نادانی انجام شود، برای جامعه و نظام مصیبت است و اگر عمدی باشد برای جامعه مصیبت بزرگی است.»به عرض میرسانیم نمایندگان امضاکننده نامه مذکور با علم به پرونده خانم محمدی نامه را امضا کردند. مشکل اینجاست که گاهی یک انتقاد مصداق تبلیغ علیه نظام شمرده میشود یا یک حرکت اصلاحی جمعی مصداق مفهوم کشدار و قابل تفسیرهای گوناگون «اجتماع و تبانی علیه امنیت ملی» قلمداد میگردد و برای هر یک سالها زندان منظور میشود بدون آنکه میزان تاثیر و فراگیری اقدامات متهم و فلسفه مجازات که عبرت گرفتن مجرم و سایر افراد جامعه است در نظر گرفته شود، لذا معمولا احکام سختگیرانه قضایی خصوصا درباره فعالان اجتماعی سیاسی نتیجه معکوس میدهد.به عبارت دیگر گاهی به الفاظ و کلمات مواد قانونی جمود ورزیده میشود بدون آنکه ابتدا ضرورت مجازات به خاطر موثر بودن اقدام متهم روشن باشد؛ به طوری که احساس میشود مجازات صادره بیشتر برای ترساندن سایر فعالان اجتماعی سیاسی است و البته معمولا این منظور تامین نمیشود و گاه منجر به جری شدن متهم و دیگران میشود.به عنوان مثال، در موضوع مورد بحث یعنی اتهامات خانم نرگس محمدی، آیا چند نفر در ایران از اقدامات ایشان مطلع شدند و تاثیر پذیرفتند و خطری برای نظام و امنیت ملی پدید آمد تا لازم باشد چنین حکم سنگینی یعنی ۱۶ سال زندان برای ایشان صادر شود؟ گرچه درستی یا نادرستی احکام قضایی را نمیتوان صرفا به عهده داوری مردم گذاشت ولی قضاوت مردم و افکار عمومی درباره رعایت اصل تناسب جرم و مجازات میتواند به عنوان یکی از مقیاسها برای درستی یا نادرستی یک حکم قضایی به کار گرفته شود.برای آزمایش محتوای پرونده خانم محمدی را برای مردم توضیح دهید تا افکار عمومی قضاوت کند که آیا نظر جناب عالی مقرون به صحت است یا نظر نمایندگان امضاکننده آن نامه؟به هر حال همچنان خواهان بررسی مجدد پرونده خانم نرگس محمدی هستیم بدون آنکه همه اقدامات ایشان را درست بدانیم ولی این قدر میدانیم که این گونه اقدامات فردی هیچ آسیبی به نظام جمهوری اسلامی که ریشه در ایمان اسلامی مردم ما دارد وارد نمیکند ضمن این که معتقدیم قوه قضائیه در قانون اساسی ما یک قوه مستقل است و در نهایت باید حکم او را پذیرفت ولو آنکه آن را عادلانه ندانیم.
@onlinepress
👍1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
شبتون زیبا و آرام @onlinepress
زندانی سیاسی آیتالله سید محمدحسین کاظمینی بروجردی، که در اوین محبوس است ظرف دو روز گذشته بهدلیل «عارضه استخوان درد شدید» دو بار به بهداری این زندان منتقل شده اما بدون درمان مناسب به بند مربوطه بازگردانده شده است.
وی در ده سال گذشته همواره با مشکلات پزشکی مختلف مواجه بوده و محروم از درمان مناسب و مرخصی در بند ویژه روحانیت زندان اوین تحت فشارهای ضدانسانی بوده است.
وی در ده سال گذشته همواره با مشکلات پزشکی مختلف مواجه بوده و محروم از درمان مناسب و مرخصی در بند ویژه روحانیت زندان اوین تحت فشارهای ضدانسانی بوده است.
محمد رستمی، مدیرعامل سازمان آتشنشانی و خدمات ایمنی رژیم در شهرداری یاسوج روز 16آبان 95 از وقوع آتشسوزی در باغات آبشار یاسوج خبر داد و گفت: وقوع آتشسوزی در ساعت 14 و 30دقیقه عصر امروز به سامانه 125 آتشنشانی اطلاع داده شد... 99درصد از آتش سوزیهای باغها و مزارع در حوزه این شهر عمدی و ناشی از عوامل انسانی است...
...این آتشسوزیها بهدلیل تغییر کاربری، ساخت و ساز غیرمجاز برای گرفتن سود بیشتر توسط مالکان برخی باغهای یاسوج صورت میگیرد و صاحبان این باغها با آتش زدن درختان زمینه را برای ساخت واحدهای مسکونی غیرمجاز فراهم میکنند... علت این حریق در دست بررسی است.
این کارگزار رژیم همچون همیشه بدون اشاره به بیعملی کارگزاران رژیم در این موارد، اشکالات را متوجه مردم دانست و آنها را عامل آتش سوزیها اعلام کرد.
...این آتشسوزیها بهدلیل تغییر کاربری، ساخت و ساز غیرمجاز برای گرفتن سود بیشتر توسط مالکان برخی باغهای یاسوج صورت میگیرد و صاحبان این باغها با آتش زدن درختان زمینه را برای ساخت واحدهای مسکونی غیرمجاز فراهم میکنند... علت این حریق در دست بررسی است.
این کارگزار رژیم همچون همیشه بدون اشاره به بیعملی کارگزاران رژیم در این موارد، اشکالات را متوجه مردم دانست و آنها را عامل آتش سوزیها اعلام کرد.
روز جمعه 14آبان نمایندگی شورای ملی مقاومت ایران در کشورهای نوردیک با برگزاری یک کنفرانس مطبوعاتی در هتل وستر یونین اسلو، اطلاعات جدیدی را درباره عاملان و آمران قتلعام بیش از 30هزار زندانی سیاسی در سال 67 و چگونگی اجرای این جنایات در استانهای مختلف کشور، فاش کرد.
✍🏻16 آذر، سرآغاز فصلي نو در خيزش دانشجويان
📌قريب به 38 سال از عمر اين نظام مي گذرد؛ ضروري است كه هركس در هر نقطه اي كه هست؛ به آنچه در اين ساليان بر مردم رفته است؛ نيم نگاهي بياندازد و لختي بيانديشد: منحني فقر، منحني اعتياد، منحني كشته هاي ميادين جنگ؛ منحني مفاسد اجتماعي؛ منحني خودكشي ها؛ منحني بيكاري، منحني طلاق، منحني كارتن خوابها؛ منحني زنان وكودكان بي سرپرست؛ منحني كشتن ارزشهاي انساني؛ منحني شهيدان مقاومت؛ منحني زندانيان سياسي و ... وقتي همه منحني را در كنار هم بگذاريم؛ به خوبي مي توان معناي يك نظام فاسد قرون وسطايي و يك نظام فاشيستي كه لباس دين به تن كرده و تحت عنوان ولايت فقيه حكمراني مي كند را فهم كرد.
البته بنا به سنت هستي؛ اين همه خونهاي به ناحق ريخته و حقوق پايمال شده و رنجهايي كه اين ملت كشيده است؛ هدر نرفته است و محصول آن از يك سو فرو رفتن نظام در باتلاق بحرانهايي لاعلاج است؛ بحران هايي كه هرگز برون رفتي براي آن وجود ندارد و ضعف و درماندگي روبه افزايش خامنه اي به مثابه عمود خيمه نظام را به همراه داشته است و از سوي ديگر محصول آن شكوفايي يك مقاومت و ملتي است كه هرگز تن به تسليم نداده است و در اين ساليان چون فولاد آبديده شده است.
📌عزيزان دانشجو
دانشگاه در اين ساليان نيز داستان شگفت انگيز خود را داشته است با انواع فرازها و نشيبهايش ولي وقتي به منحني ايستادگي و مقاومت دانشجويان نگاه مي كنيم؛ بي ترديد يك چيز را مي توان گفت و اينكه هرگز و هرگز اين نظام نتوانست؛ در دانشگاه و بر دانشجو سلطه پيدا كند و اين مدال پرافتخاري است كه بر سينه «دانشگاه» و «دانشجويان» اين ميهن نصب شده است.
شبي كه بر ميهن ما سايه گسترده است؛ بي ترديد شبي به غايت تاريك و سرد است و پاسداران اين نظام، بسار تلاش كردند كه در زير سايه زندان و چوبههاي دار، در سايه بگير و ببندهاي مستمر و سركوب و بازهم سركوب، «سرما» و «انجماد» را بر دانشگاه ها حاكم كنند؛ اما دانشجويان بيش از هر كس مي دانند كه تا كجا اين حرف مسخره و دروغ است؛ سرما نمي تواند در دانشگاه و بر دانشجو سلطه داشته باشد؛ چرا كه دانشجويان ايران، يك ريشه تاريخي در تاريخ اين ميهن داشته و با نگاهي به گذشته مي توان ديد كه در هر سرفصلي در صحنه حاضر بوده و راهگشايي داشتهاند:
اين آتشفشان خروشان از حماسه دانشجويان در روز 16 آذر1332 شروع شد / بعد سازمان مجاهدین توسط سه تن از فارغالتحصیلان دانشگاه، محمد حنیفنژاد، سعیدمحسن و بدیعزادگان، كه از دوران دانشجویی، پا در راه مخالفت با دیکتاتوری گذاشته بودند بنیانگذاری شد/ بعد دانشگاه ظرفي شد براي تامين و عضوگيري نيروهاي رزمنده و دلاور مجاهد و فدايي/ در انقلاب ضدسلطنتی 1357 نقش دانشگاه و دانشجويان آنچنان برجسته بود که دانشگاه به سنگر آزادی و به اصلیترین مرکز انقلاب تبدیل گشت/ البته با سقوط دیکتاتوری شاه، بهار آزادی دانشگاه، به سرعت پژمرد و خمینی، در اردیبهشت سال 59 با یورش وحشیانه و با کشتار دهها تن از دانشجویان هوادار نیروهای انقلابی، دانشگاهها را بست و خود را از يك كابوس به صورت موقتي نجات داد و خميني که هنوز کینه دانشگاه را در دل داشت، در 27فروردین سال64 به کارگزاران وزارت فرهنگ و آموزش عالی نظامش گوشزد کرد که: «امیدوارم که احساس کرده باشید که همه دردهای ایران از دانشگاه شروع شده است. دانشگاه، تلخی هایی داشت که بهاین زودیها رفع نمیشود… دانشگاهی که تمام گرفتاری های ما منشأش در آن بود» / بعد دستگيري و اعدام بي وقفه دانشجويان توسط حكومت ننگين آخوندها شروع شد به صورتي كه بالاترين درصد شهداي دوران حكومت آخوندي به دانشجويان اختصاص يافت و اين افتخار ابدي براي دانشگاه و دانشجويان اين ميهن به ثبت رسيد / بعد خاتمی شیاد با ترفند اصلاحات به سمت دانشجويان رفت ولي در 18 تیر 78، دانشجويان باقيام خود، پاسخ دندان شكني به او دادند و اينكه در اين نظام اصلاحات معني ندارد؛ در اين قيام، دستکم 6تن از دانشجویان جان خود را از دست دادند. بیش از 1000تن از دانشجویان، مجروح و راهی بیمارستان شدند، تعداد دستگیر شدگان نیز بالغ بر1000نفر گردید و بازهم دانشجويان به مبارزات خود را ادامه دادند و در قيام 88 به بلوغي تازه ارتقا يافته و به ركن ركين مقاومت وانقلاب شد.
. . . پس اين رود خروشان آن هم پس از گذار پيروزمند از اين همه سرفصل پرافتخار، در كويري سرد و خاموش فرو نرفته است! آري هست و زنده و خروشان هم هست اگر خاكستري هم بر روي اين آتش است؛ بايد آن را به كناري زد.
📌قريب به 38 سال از عمر اين نظام مي گذرد؛ ضروري است كه هركس در هر نقطه اي كه هست؛ به آنچه در اين ساليان بر مردم رفته است؛ نيم نگاهي بياندازد و لختي بيانديشد: منحني فقر، منحني اعتياد، منحني كشته هاي ميادين جنگ؛ منحني مفاسد اجتماعي؛ منحني خودكشي ها؛ منحني بيكاري، منحني طلاق، منحني كارتن خوابها؛ منحني زنان وكودكان بي سرپرست؛ منحني كشتن ارزشهاي انساني؛ منحني شهيدان مقاومت؛ منحني زندانيان سياسي و ... وقتي همه منحني را در كنار هم بگذاريم؛ به خوبي مي توان معناي يك نظام فاسد قرون وسطايي و يك نظام فاشيستي كه لباس دين به تن كرده و تحت عنوان ولايت فقيه حكمراني مي كند را فهم كرد.
البته بنا به سنت هستي؛ اين همه خونهاي به ناحق ريخته و حقوق پايمال شده و رنجهايي كه اين ملت كشيده است؛ هدر نرفته است و محصول آن از يك سو فرو رفتن نظام در باتلاق بحرانهايي لاعلاج است؛ بحران هايي كه هرگز برون رفتي براي آن وجود ندارد و ضعف و درماندگي روبه افزايش خامنه اي به مثابه عمود خيمه نظام را به همراه داشته است و از سوي ديگر محصول آن شكوفايي يك مقاومت و ملتي است كه هرگز تن به تسليم نداده است و در اين ساليان چون فولاد آبديده شده است.
📌عزيزان دانشجو
دانشگاه در اين ساليان نيز داستان شگفت انگيز خود را داشته است با انواع فرازها و نشيبهايش ولي وقتي به منحني ايستادگي و مقاومت دانشجويان نگاه مي كنيم؛ بي ترديد يك چيز را مي توان گفت و اينكه هرگز و هرگز اين نظام نتوانست؛ در دانشگاه و بر دانشجو سلطه پيدا كند و اين مدال پرافتخاري است كه بر سينه «دانشگاه» و «دانشجويان» اين ميهن نصب شده است.
شبي كه بر ميهن ما سايه گسترده است؛ بي ترديد شبي به غايت تاريك و سرد است و پاسداران اين نظام، بسار تلاش كردند كه در زير سايه زندان و چوبههاي دار، در سايه بگير و ببندهاي مستمر و سركوب و بازهم سركوب، «سرما» و «انجماد» را بر دانشگاه ها حاكم كنند؛ اما دانشجويان بيش از هر كس مي دانند كه تا كجا اين حرف مسخره و دروغ است؛ سرما نمي تواند در دانشگاه و بر دانشجو سلطه داشته باشد؛ چرا كه دانشجويان ايران، يك ريشه تاريخي در تاريخ اين ميهن داشته و با نگاهي به گذشته مي توان ديد كه در هر سرفصلي در صحنه حاضر بوده و راهگشايي داشتهاند:
اين آتشفشان خروشان از حماسه دانشجويان در روز 16 آذر1332 شروع شد / بعد سازمان مجاهدین توسط سه تن از فارغالتحصیلان دانشگاه، محمد حنیفنژاد، سعیدمحسن و بدیعزادگان، كه از دوران دانشجویی، پا در راه مخالفت با دیکتاتوری گذاشته بودند بنیانگذاری شد/ بعد دانشگاه ظرفي شد براي تامين و عضوگيري نيروهاي رزمنده و دلاور مجاهد و فدايي/ در انقلاب ضدسلطنتی 1357 نقش دانشگاه و دانشجويان آنچنان برجسته بود که دانشگاه به سنگر آزادی و به اصلیترین مرکز انقلاب تبدیل گشت/ البته با سقوط دیکتاتوری شاه، بهار آزادی دانشگاه، به سرعت پژمرد و خمینی، در اردیبهشت سال 59 با یورش وحشیانه و با کشتار دهها تن از دانشجویان هوادار نیروهای انقلابی، دانشگاهها را بست و خود را از يك كابوس به صورت موقتي نجات داد و خميني که هنوز کینه دانشگاه را در دل داشت، در 27فروردین سال64 به کارگزاران وزارت فرهنگ و آموزش عالی نظامش گوشزد کرد که: «امیدوارم که احساس کرده باشید که همه دردهای ایران از دانشگاه شروع شده است. دانشگاه، تلخی هایی داشت که بهاین زودیها رفع نمیشود… دانشگاهی که تمام گرفتاری های ما منشأش در آن بود» / بعد دستگيري و اعدام بي وقفه دانشجويان توسط حكومت ننگين آخوندها شروع شد به صورتي كه بالاترين درصد شهداي دوران حكومت آخوندي به دانشجويان اختصاص يافت و اين افتخار ابدي براي دانشگاه و دانشجويان اين ميهن به ثبت رسيد / بعد خاتمی شیاد با ترفند اصلاحات به سمت دانشجويان رفت ولي در 18 تیر 78، دانشجويان باقيام خود، پاسخ دندان شكني به او دادند و اينكه در اين نظام اصلاحات معني ندارد؛ در اين قيام، دستکم 6تن از دانشجویان جان خود را از دست دادند. بیش از 1000تن از دانشجویان، مجروح و راهی بیمارستان شدند، تعداد دستگیر شدگان نیز بالغ بر1000نفر گردید و بازهم دانشجويان به مبارزات خود را ادامه دادند و در قيام 88 به بلوغي تازه ارتقا يافته و به ركن ركين مقاومت وانقلاب شد.
. . . پس اين رود خروشان آن هم پس از گذار پيروزمند از اين همه سرفصل پرافتخار، در كويري سرد و خاموش فرو نرفته است! آري هست و زنده و خروشان هم هست اگر خاكستري هم بر روي اين آتش است؛ بايد آن را به كناري زد.
از اين رو بايد كه 16 آذر امسال را به يك شروع براي سرفصلي جديد ازمبارزات دانشجويان تبديل كنيم، يعني اين بار ديگر نمي خواهيم و نبايد 16 آذر با هر كم و كيفي از اعتراضات در يك روز تمام شود؛ بلكه بايد به سرآغاز فصلي نو در خيزش دانشجويان تبديل شود؛ يك ملت ستمكشيده چشم اميدش به ماست به ما كه همواره جلودار رزم آنها براي احقاق حقوقشان بوده ايم.
@onlinepress
@onlinepress