🔴 رضا یلکزهی عامل اصلی جنایت فاجعه گونیچ خاش را بشناسیم
۱۷ تیر, ۱۴۰۴
روز یکشنبه ۱۵ تیرماه ۱۴۰۴، در حالی که افکار عمومی سیستان و بلوچستان همچنان از فاجعه خونین روز سهشنبه ۱۰ تیرماه در روستای گونِیچ خاش و کشته و مجروح شدن شماری از زنان بیدفاع بلوچ در شوک و خشم بهسر میبرد، انتشار بیانیهای از سوی فردی به نام «رضا یلکزهی (رزوک شیرازی)» که یکی از عوامل سرکوب بومی سپاه است، واکنشهای گستردهای در فضای عمومی و میان طوایف مختلف برانگیخته است؛ بیانیهای که از سوی بسیاری از فعالان بلوچ، تلاشی برای تحریف واقعیت و فرافکنی نسبت به نقش خود رضا یلکزهی در این “جنایت” توصیف شده است...
بیشتر بخوانید
۱۷ تیر, ۱۴۰۴
روز یکشنبه ۱۵ تیرماه ۱۴۰۴، در حالی که افکار عمومی سیستان و بلوچستان همچنان از فاجعه خونین روز سهشنبه ۱۰ تیرماه در روستای گونِیچ خاش و کشته و مجروح شدن شماری از زنان بیدفاع بلوچ در شوک و خشم بهسر میبرد، انتشار بیانیهای از سوی فردی به نام «رضا یلکزهی (رزوک شیرازی)» که یکی از عوامل سرکوب بومی سپاه است، واکنشهای گستردهای در فضای عمومی و میان طوایف مختلف برانگیخته است؛ بیانیهای که از سوی بسیاری از فعالان بلوچ، تلاشی برای تحریف واقعیت و فرافکنی نسبت به نقش خود رضا یلکزهی در این “جنایت” توصیف شده است...
بیشتر بخوانید
ایران آزادی
رضا یلکزهی عامل اصلی جنایت فاجعه گونیچ خاش را بشناسیم - ایران آزادی
آشنایی با چهره رضا یلکزهی از عوامل سرکوب در بلوچستان: روز یکشنبه ۱۵ تیرماه ۱۴۰۴، در حالی که افکار عمومی سیستان و بلوچستان همچنان از فاجعه
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
در مراسم هفتم جاویدنام «علیرضا کرباسی» که با حضور پرشور مردم و زیر سایهی سنگین نیروهای امنیتی برگزار شد، پدر داغدار علیرضا قصد داشت دقایقی در جمع حاضران سخن بگوید، اما اجازه ندادند.
پدری که فرزندش را بیگناه از دست داده، حتی حق حرف زدن هم نداشت.
نیروهای امنیتی با ممانعت آشکار، مانع از این شدند که صدای این پدر، اندوه و حقخواهیاش شنیده شود.
آنها پیشتر مادر را وادار به سکوت کرده بودند، حالا نوبت پدر بود.
آنچه بر این خانواده گذشت، تنها داغ فرزند نبود؛ داغِ خاموشی اجباری، داغِ سکوت تحمیلی و داغِ بیعدالتیِ عریان.
اما مردم دیدند. مردم شنیدند.
سکوت پدر، از هزار سخن بلندتر بود.
📡 @IranAzadie
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
مراسم هفتم این دو جوان مظلوم، تنها صحنه وداع نبود؛ صحنهای بود از سکوتهای تحمیلشده، فشارهای امنیتی و تلاش آشکار برای کنترل خشم و صدای خانوادههای داغدار.
نهادهای امنیتی بهجای تسلیت، با حضور سنگین، فضا را پر از تهدید و کنترل کردند.
به خانواده کرباسی مداحی تحمیلی معرفی شد؛ اما ....با صلابت نپذیرفت.
مادر علیرضا، در میان ضجهها، بارها میخواست فریاد بزند، دردش را بگوید. اما جلویش را میگرفتند.
میگفتند: "هیچی نگو".
و او، با دست خودش به دهان خودش میکوبید و میگفت: "من که لال شدم…"
همهچیز نشان از ترس و تهدید داشت؛ گویی برخی اطرافیان را هم تحت فشار گذاشته بودند تا مادر داغدار را از حرف زدن بازدارند.
فریادِ مادر، اشک مردم و سکوت تحمیلشده، از هر شعاری بلندتر بود.
اما با تمام این فشارها، مردم آمدند. کنار خانوادهها ایستادند.
و روشن است که تا صدای مظلوم شنیده نشود، این درد خاموش نمیماند.
📡 @IranAzadie
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
غم خانوادهها زیر سایه باتوم و تحمیل
مراسم هفتم علیرضا کرباسی و مهدی عبایی، بهجای آنکه مجالی برای سوگواری باشد، زیر فشار نیروهای امنیتی به صحنهی تهدید و سرکوب بدل شد.
مأموران بهجای همدردی، با حضور سنگین خود فضا را خفه کردند و تلاش کردند اندوه و دادخواهی خانوادهها را نیز مدیریت کنند.
در اقدامی تحقیرآمیز، برای خانوادهی کرباسی مداح حکومتی تعیین شد؛ اما خانواده با صلابت ایستادند و این تحمیل را نپذیرفتند.
مراسم این دو جوان مظلوم، به نماد تازهای از درد مردم و ترس حکومت از سوگواری صادقانه بدل شد.
📡 @IranAzadie
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
احضار، تهدید، توهین
در اوج رذالت و حقارت، شب قبل از مراسم هفتمین روز شهادت جاویدنامها «علیرضا کرباسی» و «مهدی عبایی»، نهادهای امنیتی دست به کاری بیسابقه زدند:
بیش از ۲۰۰ نفر را احضار کردند و به بیش از ۱۰۰۰ نفر تلفنی هشدار دادند که «فردا حق ندارید در مراسم شرکت کنید، وگرنه...»
با تهدید، ناسزا و تحقیر.
با زبانی که تنها از دهان حاکمیتی برمیآید که حتی از سایهی مردم میترسد.
مردم را تهدید کردند چون از حضورشان وحشت داشتند.
گفتند: «حق ندارید بیایید.»
اما مردم آمدند.
شما کشتید، دروغ گفتید، پنهان کردید — و حالا حتی از برگزاری یک مراسم فاتحهخوانی هم میترسید.
خاک بر سری که اینگونه از صدای داغداران وحشت دارید.
چهقدر حقیر و ترسخوردهاید که حتی تحمل اشک مادر و سکوت پدر را ندارید.
اما فراموش نکنید:
نه با تهدید، نه با احضار، نه با تلفنهای شبانه؛ صدای عدالت خاموش نمیشود.
📡 @IranAzadie
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM