Introduction to Air Force Engineering
🇺🇸 موشک تاماهاوک (Tomahawk) یکی از مشهورترین و پرکاربردترین موشکهای کروز آمریکایی است که عمدتاً توسط نیروی دریایی ایالات متحده از ناوها و زیردریاییها پرتاب میشود. این موشک برای حمله به اهداف ثابت زمینی (Land Attack) طراحی شده و در عملیاتهای متعددی مانند…
- مانورپذیری و تغییر مسیر: تاماهاوک قابلیت مانورهای پیچیده دارد و میتواند مانند یک هواپیمای جنگنده رادارگریز، پیچ و تاب بخورد و حتی میتواند تغییر هدف دهد و مسیر را تغییر دهد که به لطف هوش مصنوعی دقیق تر شده
- انفجار کمکی از سوخت باقیمانده موشک: تاماهاوک از موتور توربوفن با سوخت مایع استفاده میکند و در زمان رسیدن به هدف (بهویژه در بردهای کوتاهتر)، مقدار قابل توجهی سوخت باقی میماند (تا چند صد کیلوگرم).یعنی سوخت به صورت ابری با هوا مخلوط شده و منفجر شود تا قدرت انفجاری اضافی (حتی بیشتر از کلاهک اصلی که حدود ۴۵۰ کیلوگرم مواد منفجره دارد) ایجاد کند.و در برخی اصابتها، سوخت باقیمانده به طور طبیعی آتشسوزی گسترده ایجاد میکند.
همچنین در عملیات چکش های نیمه شب ۳۰ موشک تاماهاوک از یک زیردریایی کلاس اوهایو (USS Georgia) به تأسیسات هستهای ایران شلیک شد.
2/2
- انفجار کمکی از سوخت باقیمانده موشک: تاماهاوک از موتور توربوفن با سوخت مایع استفاده میکند و در زمان رسیدن به هدف (بهویژه در بردهای کوتاهتر)، مقدار قابل توجهی سوخت باقی میماند (تا چند صد کیلوگرم).یعنی سوخت به صورت ابری با هوا مخلوط شده و منفجر شود تا قدرت انفجاری اضافی (حتی بیشتر از کلاهک اصلی که حدود ۴۵۰ کیلوگرم مواد منفجره دارد) ایجاد کند.و در برخی اصابتها، سوخت باقیمانده به طور طبیعی آتشسوزی گسترده ایجاد میکند.
همچنین در عملیات چکش های نیمه شب ۳۰ موشک تاماهاوک از یک زیردریایی کلاس اوهایو (USS Georgia) به تأسیسات هستهای ایران شلیک شد.
2/2
Forwarded from Griffin
خشونت چیست؟
خشونت بیشتر از یه کنش ساده است و محدود به خون و خونریزی نیست.
به گفته ژیژک خشونت در جامعهشناسی سه شکل دارد:
خشونت کنشگرانه (سوبژکتیو یا ذهنی)
خشونت کنشپذیرانه (سمبولیک یا نمادین)
خشونت سیستمی (ساختاری)
در مقابل این سه خشونت الهیاتی-سیاسی رو داریم
امروز به خشونت نوع اول میپردازم
خشونت سوبژکتیو:
همان چیزیست که با شنیدن کلمه خشونت به ذهن ما میآید (ضرب و شتم، قتل، تروریسم و...).
این نوع خشونت هیچوقت در خلاء صورت نمیگیرد و این خشونت سیستماتیک است که راه را برای خشونت سوبژکتیو باز میکند.
نکته اصلی این است که تاکید بر خشونت سوبژکتیو ما را از دیدن حقیقت پشت آن (خشونت سیستماتیک) محروم میکند.
هرچند که به دلیل روایتپذیری این نوع خشونت اغلب مورد توجه رسانهها و تیتر اول روزنامهها و مجلات است.
به دلیل اینکه عموما به چشم یک انحراف اجتماعی به آن نگاه میشود اغلب «جنجالی»تر از بقیه خبرها خواهد بود و روز به روز نمایشیتر میشود.
نقطه تناقض این است که چیزی که ما به عنوان وضعیت عادی غیرخشونت آمیز میشناسیم از دل خشونت سیستماتیک بیرون میآید.
ما نسبت به خشونت سوبژکتیو نباید نفیکننده باشیم؛ بلکه باید چهارچوبی را نفی کنیم که تنها این خشونت را میبیند.
خشونت بیشتر از یه کنش ساده است و محدود به خون و خونریزی نیست.
به گفته ژیژک خشونت در جامعهشناسی سه شکل دارد:
خشونت کنشگرانه (سوبژکتیو یا ذهنی)
خشونت کنشپذیرانه (سمبولیک یا نمادین)
خشونت سیستمی (ساختاری)
در مقابل این سه خشونت الهیاتی-سیاسی رو داریم
امروز به خشونت نوع اول میپردازم
خشونت سوبژکتیو:
همان چیزیست که با شنیدن کلمه خشونت به ذهن ما میآید (ضرب و شتم، قتل، تروریسم و...).
این نوع خشونت هیچوقت در خلاء صورت نمیگیرد و این خشونت سیستماتیک است که راه را برای خشونت سوبژکتیو باز میکند.
نکته اصلی این است که تاکید بر خشونت سوبژکتیو ما را از دیدن حقیقت پشت آن (خشونت سیستماتیک) محروم میکند.
هرچند که به دلیل روایتپذیری این نوع خشونت اغلب مورد توجه رسانهها و تیتر اول روزنامهها و مجلات است.
به دلیل اینکه عموما به چشم یک انحراف اجتماعی به آن نگاه میشود اغلب «جنجالی»تر از بقیه خبرها خواهد بود و روز به روز نمایشیتر میشود.
نقطه تناقض این است که چیزی که ما به عنوان وضعیت عادی غیرخشونت آمیز میشناسیم از دل خشونت سیستماتیک بیرون میآید.
ما نسبت به خشونت سوبژکتیو نباید نفیکننده باشیم؛ بلکه باید چهارچوبی را نفی کنیم که تنها این خشونت را میبیند.
Forwarded from Griffin
به ادامه بحث خشونت میپردازیم
خشونت کنشپذیرانه:
خشونتی که ظاهری نیست ولی به شدت تاثیرگذاره، خشونتی که جو غالب در جامعه بدون اینکه حتی قصد داشته باشه اون رو انجام میده
خیلی از افرادی که از شهرهای کوچیک میآن به شهرهای بزرگ برای دانشگاه بعد از مدتی متوجه تغییراتی در سبک زندگی، لهجه، انتخاب کلمات، طرز لباس پوشیدنشون و غیره میشن.
این نوع خشونت خشونتیه که نسبت به خشونت سوبژکتیو کمتر بهش پرداخته میشه، قربانی این خشونت اغلب اقلیتهای فرهنگی هستن.
خشونت کنشپذیرانه:
خشونتی که ظاهری نیست ولی به شدت تاثیرگذاره، خشونتی که جو غالب در جامعه بدون اینکه حتی قصد داشته باشه اون رو انجام میده
خیلی از افرادی که از شهرهای کوچیک میآن به شهرهای بزرگ برای دانشگاه بعد از مدتی متوجه تغییراتی در سبک زندگی، لهجه، انتخاب کلمات، طرز لباس پوشیدنشون و غیره میشن.
این نوع خشونت خشونتیه که نسبت به خشونت سوبژکتیو کمتر بهش پرداخته میشه، قربانی این خشونت اغلب اقلیتهای فرهنگی هستن.
Forwarded from Griffin
ادامه
خشونت سیستماتیک:
خشونتی که مایه تمام بدبختیهای ماست.
نامرئی و نهفتهست در درون عملکرد های طبیعی. تابع تصمیم شخص شرور نیست، محصول سیستم به صورت خودکار است.
جملههایی مانند «همین است که هست»، «قانونِ بازار است» و «برای پیشرفت باید هزینه داد» مصداق بارز این خشونت هستند.
این خشونت غیرشخصی است. به این معنا که فاعل مشخصی وجود ندارد، مرتکب آن منطق حاکم بر سیستم است.
پیامدگرا است. در قالب یک عمل مشخص ظاهر نمیشود بلکه نتایج و پیامدهای آن را میتوانیم مشاهده کنیم.
مقاومتر و ماندگارتر است. زیرا به فردی وابسته نیست، حذف فرد نمیتواند خشونت سیستمی را حذف کند.
سوال این نیست که «چه کسی این آشوب را به پا کرده؟»، سوال این است که «این نظام به ظاهر آرام، بر چه جنایاتی ساخته شده است؟»
خشونت سیستماتیک:
خشونتی که مایه تمام بدبختیهای ماست.
نامرئی و نهفتهست در درون عملکرد های طبیعی. تابع تصمیم شخص شرور نیست، محصول سیستم به صورت خودکار است.
جملههایی مانند «همین است که هست»، «قانونِ بازار است» و «برای پیشرفت باید هزینه داد» مصداق بارز این خشونت هستند.
این خشونت غیرشخصی است. به این معنا که فاعل مشخصی وجود ندارد، مرتکب آن منطق حاکم بر سیستم است.
پیامدگرا است. در قالب یک عمل مشخص ظاهر نمیشود بلکه نتایج و پیامدهای آن را میتوانیم مشاهده کنیم.
مقاومتر و ماندگارتر است. زیرا به فردی وابسته نیست، حذف فرد نمیتواند خشونت سیستمی را حذف کند.
سوال این نیست که «چه کسی این آشوب را به پا کرده؟»، سوال این است که «این نظام به ظاهر آرام، بر چه جنایاتی ساخته شده است؟»
Forwarded from Griffin
ادامه
خشونت الهیاتی-سیاسی:
این مفهوم وامگرفته شده است از والتر بنیامین و ترکیب شده با رویکرد لکان به روانتحلیلی و نگاه ماتریالیستی ژیژک.
این ایده یک توصیه به کشتار نیست، یک ترسیم چهارچوب برای عمل آزادی بخش است.
این خشونت تهی از معناست و بنیادشکن است، هدفش قرار دادن چوبی خارج از قانون (چه قانون اخلاق چه قوانین اجتماعی) لای چرخ خشونت سیستماتیک قانونمند (خشونت اسطورهای/بنیادی) است.
این خشونت الهیاتی است نه به این معنا که به دستور خداست بلکه به این معنا که فراتر از حوزه امر انسانی و اخلاقی است.
به دلیل اینکه از معنا تهی است، این خشونت باعث بدفهمی میشود و به عنوان وحشیگری کور متهم میشود.
این خشونت تنها هدفش آشکاری و ضربه زدن به خشونت سیستماتیک است.
این یک کنش صرفا بیرونی نیست بلکه فردی که دست به چنین خشونتی میزند از درون تغییر میکند، او از سوژهای که درون نظم جامعه جای داشت به سوژهای میرسد که خود را از این نظم جدا کرده است.
این خشونت با عشق لکانی-مسیحی همپوشانی دارد. این عشق احساسی نرم نیست بلکه تفرقه انداز است.
عشقی که وفاداری به حقیقت خود را به وفاداری به هرچیز دیگری (ملت، ایدئولوژی، خانواده) ترجیح میدهد.
این خشونت ذاتا قابل بازنمایی نیست اما اگر به دنبال مثالی باشیم قیام اسپارتاکوس یکی از بهترین مثالها برای آن است، این قیام بنیانهای امپراتوری روم را از پایه به چالش کشید.
اما باید حواسمان باشد که این خشونت را با تروریسم که خشونت ایدئولوژیک است اشتباه نگیریم.
خشونت الهیاتی-سیاسی:
این مفهوم وامگرفته شده است از والتر بنیامین و ترکیب شده با رویکرد لکان به روانتحلیلی و نگاه ماتریالیستی ژیژک.
این ایده یک توصیه به کشتار نیست، یک ترسیم چهارچوب برای عمل آزادی بخش است.
این خشونت تهی از معناست و بنیادشکن است، هدفش قرار دادن چوبی خارج از قانون (چه قانون اخلاق چه قوانین اجتماعی) لای چرخ خشونت سیستماتیک قانونمند (خشونت اسطورهای/بنیادی) است.
این خشونت الهیاتی است نه به این معنا که به دستور خداست بلکه به این معنا که فراتر از حوزه امر انسانی و اخلاقی است.
به دلیل اینکه از معنا تهی است، این خشونت باعث بدفهمی میشود و به عنوان وحشیگری کور متهم میشود.
این خشونت تنها هدفش آشکاری و ضربه زدن به خشونت سیستماتیک است.
این یک کنش صرفا بیرونی نیست بلکه فردی که دست به چنین خشونتی میزند از درون تغییر میکند، او از سوژهای که درون نظم جامعه جای داشت به سوژهای میرسد که خود را از این نظم جدا کرده است.
این خشونت با عشق لکانی-مسیحی همپوشانی دارد. این عشق احساسی نرم نیست بلکه تفرقه انداز است.
عشقی که وفاداری به حقیقت خود را به وفاداری به هرچیز دیگری (ملت، ایدئولوژی، خانواده) ترجیح میدهد.
این خشونت ذاتا قابل بازنمایی نیست اما اگر به دنبال مثالی باشیم قیام اسپارتاکوس یکی از بهترین مثالها برای آن است، این قیام بنیانهای امپراتوری روم را از پایه به چالش کشید.
اما باید حواسمان باشد که این خشونت را با تروریسم که خشونت ایدئولوژیک است اشتباه نگیریم.
اینو یکی از اعضای کانال فرستاد بفرستم اینجا خودش زحمت کشیده نوشته
ㅤ0ㅤ
دوره اطلاعات نظامی برای جنگ آینده روز اول: موشک بالستیک روز دوم: جنگنده و پهباد روز سوم: پدافند موشک یا جنگنده یا پهباد روز آخر اطلاعات عمومی درباره ناو
خب بحث موشکا تموم شد وقتشه درباره جنگنده ها حرف بزنیم مثلا قرار بود زود تمومش کنیم
Introduction to Air Force Engineering
ℹ️ اولین موتورجت و جنگنده ای فوق تصوربا قابلیت تغییرسرنوشت جنگ 🎬 480p 💜 @MegaSaverBot
بله اولین جت جنگنده ام آلمان ساخت اونم بخاطر تحریمات قرداد ورسای که اجازه نمیداد موتور های کلاسیک پیستونی بسازن
✈️ نسل اول جنگندهها (اواخر جنگ جهانی دوم تا اوایل دهه ۵۰)
زمان ساخت و ورود
تقریباً ۱۹۴۴ تا ۱۹۵۲
🔧 ویژگیهای اصلی:
اولین جتها در تاریخ
بدون رادار (یا خیلی ابتدایی)
تسلیحات فقط توپ و مسلسل
کنترل پرواز کاملاً مکانیکی
سرعت نزدیک یا کمی بیشتر از صوت (اما معمولاً زیر صوت)
فناوری
موتور جت ابتدایی
بدون موشک
بدون سیستمهای پیشرفته هدفگیری
نمونهها:
Me-262 ( آلمان نازی) ← اولین جنگنده جت عملیاتی
F-80 (آمریکا)
MiG-15 (شوروی)
Gloster Meteor (بریتانیا)
⚔️ نوع نبرد
داگفایت کلاسیک
شلیک مستقیم با توپ
زمان ساخت و ورود
تقریباً ۱۹۴۴ تا ۱۹۵۲
🔧 ویژگیهای اصلی:
اولین جتها در تاریخ
بدون رادار (یا خیلی ابتدایی)
تسلیحات فقط توپ و مسلسل
کنترل پرواز کاملاً مکانیکی
سرعت نزدیک یا کمی بیشتر از صوت (اما معمولاً زیر صوت)
فناوری
موتور جت ابتدایی
بدون موشک
بدون سیستمهای پیشرفته هدفگیری
نمونهها:
Me-262 ( آلمان نازی) ← اولین جنگنده جت عملیاتی
F-80 (آمریکا)
MiG-15 (شوروی)
Gloster Meteor (بریتانیا)
⚔️ نوع نبرد
داگفایت کلاسیک
شلیک مستقیم با توپ