نهمین نشست جمع خوانی اصول مبارزه در زمانه نیهیلیسم(۱)
<unknown>
فایل صوتی نهمین نشست مجازی جمعخوانی انتقادی کتاب اصول مبارزه در زمانه نیهیلیسم
مباحث مطرح شده از فصل سوم کتاب، (صص ۲۳۴-۱۹۷):
- بحران شناخت در سه سطح
- نقد شناخت
- بازگشت به حیرت
- مراتب شناخت: گام ایجابی
- تجربه به عنوان اغازگاه
- تجربهای تجربه میشود
- شرایط یک نظام تمثیلات موجه
- سطح نخست معرفت شناسی
#گفتگو
🆔 @Intersubjectivity
مباحث مطرح شده از فصل سوم کتاب، (صص ۲۳۴-۱۹۷):
- بحران شناخت در سه سطح
- نقد شناخت
- بازگشت به حیرت
- مراتب شناخت: گام ایجابی
- تجربه به عنوان اغازگاه
- تجربهای تجربه میشود
- شرایط یک نظام تمثیلات موجه
- سطح نخست معرفت شناسی
#گفتگو
🆔 @Intersubjectivity
🕊9👍5⚡3
بخش پرسش و پاسخ نهمین نشست جمع خوانی اصول مبارزه
<unknown>
فایل صوتی بخش پرسش و پاسخهای نهمین نشست جمعخوانی کتاب اصول مبارزه در زمانه نیهیلیسم (فصل سوم کتاب)
#گفتگو
🆔 @Intersubjectivity
#گفتگو
🆔 @Intersubjectivity
👍7🕊7⚡1
کتاب معرفتشناسی (۲۰۰۸)، اثر لیندا زاگزبسکی فیلسوف معاصر آمریکایی، ترجمه کاوه بهبهانی از نشر نی است.
از نظر زاگزبسکی روزی که ارسطو گفت میل به دانستن در سرشت آدمی تنیده است یکی از مهمترین قیدوبندهای رشته معرفتشناسی را وضع کرد.
زاگزبسکی بر این نظر است که اگر بتوانیم به این سوال پاسخ دهیم که چرا معرفت مطلوب است یک گام به فهم چیستی آن نزدیکتر شدهایم. در این میان او از مسئله "معضل ارزش" سخن میگوید، و نشان میدهد که بسیاری از نظریات مطرح شده در حوزهی معرفتشناسی از پاسخ به این سوال درماندهاند که چرا «معرفت» باارزشتر از «باور صادق» تلقی میشود.
او این دیدگاه رایج که طبق آن خوبی معرفتی از خوبی اخلاقی جداست را به چالش میکشد و بر این نظر است که میان فضیلتهای فکری و فضیلتهای اخلاقی پیوند محکمی وجود دارد.
#معرفی_کتاب
#معرفت_شناسی
🆔 @Intersubjectivity
از نظر زاگزبسکی روزی که ارسطو گفت میل به دانستن در سرشت آدمی تنیده است یکی از مهمترین قیدوبندهای رشته معرفتشناسی را وضع کرد.
زاگزبسکی بر این نظر است که اگر بتوانیم به این سوال پاسخ دهیم که چرا معرفت مطلوب است یک گام به فهم چیستی آن نزدیکتر شدهایم. در این میان او از مسئله "معضل ارزش" سخن میگوید، و نشان میدهد که بسیاری از نظریات مطرح شده در حوزهی معرفتشناسی از پاسخ به این سوال درماندهاند که چرا «معرفت» باارزشتر از «باور صادق» تلقی میشود.
او این دیدگاه رایج که طبق آن خوبی معرفتی از خوبی اخلاقی جداست را به چالش میکشد و بر این نظر است که میان فضیلتهای فکری و فضیلتهای اخلاقی پیوند محکمی وجود دارد.
#معرفی_کتاب
#معرفت_شناسی
🆔 @Intersubjectivity
👍25🕊4⚡3👎1
بدن، ذهن، عاطفه
بدن: نه نوعی بستر یکپارچه چنان که در عقل عرفی تلقی میشود بلکه ذاتاً از جنس «اتصال» (یا) اگر سوء فهم ایجاد نمیکند «همزمانیِ تجربه» است. اتصال بین حسها و احساسات مختلف که در هر لحظه تجربه میشوند.
این بدن نیست که ماهیت جوهری مادی یا مکانی دارد، بلکه این مفاهیم تصنعی ماده و مکان است که ما به این اتصالپذیری نسبت میدهیم. مکان روایتی تقلیلیافته و یکجانبه از اتصالپذیری است (البته بهناچار و بنابر وُسع حسانيت فعلاً سه بعدی ما). این اتصالپذیری پیشاپیش وجود ندارد بلکه حاصل همکاری ذهن و بدن است؛ و خودِ توجه به دو یا چند تجربهی همزمان میان آنها پیوندی را خلق میکند.
ذهن: توجهکردن یکی از کارکردهای ذهن است یا به بیان دیگر، ذهن مفهومی است که از طریق تجربه کارکردگرایانهی توجه، متراکم و تعریف شده است. ذهن میتواند به حواس و احساسات توجه کند اما همچنین میتواند به خود این توجه نیز توجه کند، نام این توجه به توجه را "آگاهی" میگذارم.
همچنین در برداشت متعارف میتوان دوقوه به ذهن نسبت داد: تخیل (توجه ذهن به چیزی که نه پیشتر و نه اکنون تجربه کرده) و حافظه (توجه ذهن به تجربهای که پیشتر تجربه شده). این دو در رفت و آمد دائم و قابل تبدیل به یکدیگرند.
حافظه را نمیتوان با تجربه پر کرد چون همسنخ نیستند (با تجربه پیشالوگوسی نمیتوان چیزی را پر کرد)، بلکه حافظه تنها با روایتی پر میشود که محصول تخیل است (که خود امری فرهنگی، تاریخی و بیناسوژگانی است). چه بسا وظیفه تخیل همین پلاستیسیتهی دربرگیرندهی حافظه و تجربه است. اینجا نه تمایز مکانی در کار است و نه حتی تمایز کارکردی، بلکه حافظه پایی در تخیل، و تخیل پایی در حافظه دارد.
عاطفه: احساس عمومی ناشی از احساس خوشایندی و ناخوشایندی است. هرچند عواطف میتوانند با برخی نقاط بدن نوعی اتصالپذیری ایجاد کنند، اما فراتر از حسهای مشخص بدنی تجربه میشوند. برای مثال کسی که خشمگین است نمیتواند آن را به نقطهای از بدن نسبت دهد. احساس عواطف نوعی احساس فرانقطهای است.
🔹 محمدمهدی اردبیلی
اصول مبارزه در زمانه نیهیلیسم، ۱۴۰۱، صص ۲۳۴-۲۴۷.
#معرفت_شناسی
#بدن_ذهن_عاطفه
🆔 @Intersubjectivity
بدن: نه نوعی بستر یکپارچه چنان که در عقل عرفی تلقی میشود بلکه ذاتاً از جنس «اتصال» (یا) اگر سوء فهم ایجاد نمیکند «همزمانیِ تجربه» است. اتصال بین حسها و احساسات مختلف که در هر لحظه تجربه میشوند.
این بدن نیست که ماهیت جوهری مادی یا مکانی دارد، بلکه این مفاهیم تصنعی ماده و مکان است که ما به این اتصالپذیری نسبت میدهیم. مکان روایتی تقلیلیافته و یکجانبه از اتصالپذیری است (البته بهناچار و بنابر وُسع حسانيت فعلاً سه بعدی ما). این اتصالپذیری پیشاپیش وجود ندارد بلکه حاصل همکاری ذهن و بدن است؛ و خودِ توجه به دو یا چند تجربهی همزمان میان آنها پیوندی را خلق میکند.
ذهن: توجهکردن یکی از کارکردهای ذهن است یا به بیان دیگر، ذهن مفهومی است که از طریق تجربه کارکردگرایانهی توجه، متراکم و تعریف شده است. ذهن میتواند به حواس و احساسات توجه کند اما همچنین میتواند به خود این توجه نیز توجه کند، نام این توجه به توجه را "آگاهی" میگذارم.
همچنین در برداشت متعارف میتوان دوقوه به ذهن نسبت داد: تخیل (توجه ذهن به چیزی که نه پیشتر و نه اکنون تجربه کرده) و حافظه (توجه ذهن به تجربهای که پیشتر تجربه شده). این دو در رفت و آمد دائم و قابل تبدیل به یکدیگرند.
حافظه را نمیتوان با تجربه پر کرد چون همسنخ نیستند (با تجربه پیشالوگوسی نمیتوان چیزی را پر کرد)، بلکه حافظه تنها با روایتی پر میشود که محصول تخیل است (که خود امری فرهنگی، تاریخی و بیناسوژگانی است). چه بسا وظیفه تخیل همین پلاستیسیتهی دربرگیرندهی حافظه و تجربه است. اینجا نه تمایز مکانی در کار است و نه حتی تمایز کارکردی، بلکه حافظه پایی در تخیل، و تخیل پایی در حافظه دارد.
عاطفه: احساس عمومی ناشی از احساس خوشایندی و ناخوشایندی است. هرچند عواطف میتوانند با برخی نقاط بدن نوعی اتصالپذیری ایجاد کنند، اما فراتر از حسهای مشخص بدنی تجربه میشوند. برای مثال کسی که خشمگین است نمیتواند آن را به نقطهای از بدن نسبت دهد. احساس عواطف نوعی احساس فرانقطهای است.
🔹 محمدمهدی اردبیلی
اصول مبارزه در زمانه نیهیلیسم، ۱۴۰۱، صص ۲۳۴-۲۴۷.
#معرفت_شناسی
#بدن_ذهن_عاطفه
🆔 @Intersubjectivity
👍29🕊8⚡4👎1
دهمین دوره جمعخوانی انتقادی کتاب "اصول مبارزه در زمانهی نیهیلیسم"،
فصل سوم: معرفتشناسی
پنجشنبه ۲۵ بهمن ماه (۱۳ فوریه) ساعت ۲۰ به وقت تهران
در گوگلمیت برگزار میشود.
لینک ورود به گفتگو:
B2n.ir/z96108
پس از برگزاری جلسه فایل صوتی گفتگو در کانال قرار داده میشود.
#گفتگو
🆔 @Intersubjectivity
فصل سوم: معرفتشناسی
پنجشنبه ۲۵ بهمن ماه (۱۳ فوریه) ساعت ۲۰ به وقت تهران
در گوگلمیت برگزار میشود.
لینک ورود به گفتگو:
B2n.ir/z96108
پس از برگزاری جلسه فایل صوتی گفتگو در کانال قرار داده میشود.
#گفتگو
🆔 @Intersubjectivity
🕊16👍5⚡2
بخش اول جلسه_دهم_جمع_خوانی_کتاب_اصول_مبارزه
<unknown>
فایل صوتی دهمین نشست مجازی جمعخوانی انتقادی کتاب اصول مبارزه در زمانه نیهیلیسم
مباحث مطرحشده از فصل سوم کتاب، (صص ۲۳۴-۲۷۱):
- بدن: اتصال بین حسها و احساسات؛ همزمانی تجربه
- ذهن: تراکم تجربهٔ کارکردگرایانهٔ توجه (توجه به حواس و احساسات/ توجه به توجه: آگاهی)
- وظیفهٔ تخیل: پلاستیسیتهٔ دربرگیرندهٔ حافظه و تجربه و احساس
- نقد رادیکال عملکرد سهوجهی ذهن در ساختن زمان سهوجهی، و برداشتی نوین از زمان برای خلق تاریخی تازه (زمان تورخی)
- عاطفه: احساس عمومی ناشی از احساس خوشایندی و ناخوشایندی. احساس فرانقطه ای
- سطح دوم معرفت شناسی: دستگاه ذهنی-بدنی-عاطفی؛ توأمان خود نقدکننده و خود موجهکننده، بر اساس معیار صدق پلاستیک
- دلالتگری پلاستیک: نقد نابسندگی و یکجانبگی تمام رویکردها و موجهسازی خود، بواسطه ایستادن همه جا و هیچ کجای طیفها
- تمایز منطق آلیاژی و منطق سهحدی هگل
ـ بازگشت به کانت، در عین تلاش نقادانه برای فراروی از انسدادهایش
ـ به سوی لامسه: تغییر معرفتشناسی بیناییمحور به معرفتشناسی لامسهمحور
#گفتگو
🆔 @Intersubjectivity
مباحث مطرحشده از فصل سوم کتاب، (صص ۲۳۴-۲۷۱):
- بدن: اتصال بین حسها و احساسات؛ همزمانی تجربه
- ذهن: تراکم تجربهٔ کارکردگرایانهٔ توجه (توجه به حواس و احساسات/ توجه به توجه: آگاهی)
- وظیفهٔ تخیل: پلاستیسیتهٔ دربرگیرندهٔ حافظه و تجربه و احساس
- نقد رادیکال عملکرد سهوجهی ذهن در ساختن زمان سهوجهی، و برداشتی نوین از زمان برای خلق تاریخی تازه (زمان تورخی)
- عاطفه: احساس عمومی ناشی از احساس خوشایندی و ناخوشایندی. احساس فرانقطه ای
- سطح دوم معرفت شناسی: دستگاه ذهنی-بدنی-عاطفی؛ توأمان خود نقدکننده و خود موجهکننده، بر اساس معیار صدق پلاستیک
- دلالتگری پلاستیک: نقد نابسندگی و یکجانبگی تمام رویکردها و موجهسازی خود، بواسطه ایستادن همه جا و هیچ کجای طیفها
- تمایز منطق آلیاژی و منطق سهحدی هگل
ـ بازگشت به کانت، در عین تلاش نقادانه برای فراروی از انسدادهایش
ـ به سوی لامسه: تغییر معرفتشناسی بیناییمحور به معرفتشناسی لامسهمحور
#گفتگو
🆔 @Intersubjectivity
👍12🕊7⚡1
بخش دوم دهمین جلسه جمع خوانی
<unknown>
فایل صوتی بخش پرسش و پاسخهای دهمین نشست جمعخوانی کتاب اصول مبارزه در زمانه نیهیلیسم (فصل سوم کتاب)
#گفتگو
🆔 @Intersubjectivity
#گفتگو
🆔 @Intersubjectivity
👍6🕊6⚡1
خرسندیم به اطلاع همراهان کانال "ما و اصول مبارزه" برسانیم که به همت یکی از همراهان این کانال، سلسله نشستهایی مجازی برای خوانش و بررسی کتاب آینده هگل اثر کاترین مالابو ترتیب داده شده است.
بهواسطه پیوند بنیادین پروژهٔ اصول مبارزه با ایدهٔ محوری مالابو، بر آن شدیم تا این سلسله نشستها را، که کاملاً مستقل از این کانال برگزار میشوند، در اینجا خدمت همراهان گرامی همرسانی کنیم.
جزییات مربوط به اهداف، مدرس، زمان و شیوه برگزاری این دوره در کانال مربوطه در دسترس است.
حضور در این دوره برای مخاطبان آزاد و رایگان است.
#معرفی
#مالابو
#پلاستیسیته
🆔 https://t.me/+Fj_cQ26VIwVkMzY0
بهواسطه پیوند بنیادین پروژهٔ اصول مبارزه با ایدهٔ محوری مالابو، بر آن شدیم تا این سلسله نشستها را، که کاملاً مستقل از این کانال برگزار میشوند، در اینجا خدمت همراهان گرامی همرسانی کنیم.
جزییات مربوط به اهداف، مدرس، زمان و شیوه برگزاری این دوره در کانال مربوطه در دسترس است.
حضور در این دوره برای مخاطبان آزاد و رایگان است.
#معرفی
#مالابو
#پلاستیسیته
🆔 https://t.me/+Fj_cQ26VIwVkMzY0
👍16⚡6🕊4
به سوی لامسه
بین حواس پنجگانه اولویت معرفتی همواره با بینایی بوده است. حسن بینایی عملاً، البته تحت تاثیر عوامل دیگر، شکلدهنده اصلي شناخت ما و معتمدترین حواس است. این امر احتمالا دلایل مبتنی بر بقا داشته است. انسان با دیدن میتوانسته مسافت دورتری را مشاهده کند و ابژهٔ مطلوب (مثلاً شکار یا غذا) و ابژهٔ نامطلوب (مثلاً حیوان درنده یا ابر طوفانزا) را دقیقتر و سریعتر تشخیص دهد.
کل درک انسان از جهانِ اشیاء بر سهبُعدی متکی است که از ناحیهٔ چشمها (البته با همکاری با سایر حواس) ایجاد شده است. و مهمتر از همه اینکه تفکیک دوگانهٔ سوژه و ابژه حاصل بینایی است. دیدن دو بخش دارد آنچه دیده میشود و آنچه میبیند. و احتمالاً چون در ابتدا انسان هنوز از فعالیت ذهن در خلق تجربۀ حسی غافل بود، خود را تحت سیطر ۀ رویکرد رئالیسم خام یافت و به دیدن اعتباری مطلق جهت صدور حکم در خصوص اشیاء تفویض کرد و بیننده را مطلقاً از امر دیدهشده تفکیک کرد. همچنین از آنجا که دیدن صرفا دیدن ابژه در مکان بود، جهان را به مکان سهبعدی فروکاست.
حال اگر چشم خود بزرگترین فریبکار باشد چه؟ اگر بخش اعظم بحرانهای معرفتی و نتایج تمدنی آنها ناشی از اعتماد بیش از حد به بینایی باشد چه؟ البته این اعتماد بیدلیل نبوده است. بینایی جان انسان را نجات داده و گسترش و بقای نوع را ممکن ساخته است! اما آیا این دلیل میتواند در ساحت شناخت موجه باشد؟ زیرا اکنون مسئه بر سر شناخت است نه بقا (و در سطح بعد، مسئله بر سر زیستن است نه زندگی، بر سر معناداری است نه افزایش طول کمّی). یکی از اصلیترین دلایل بحرانهای امروز ما این است که مسائل ما تغییر کرده است اما ابزارهای ما هنوز بنا به سابقهٔ “درخشانشان!” در حل بحرانهای قبلی (سطوح بدویترِ غایتشناختی)، مورد استناد و معتبر محسوب میشوند.
اگر چشم و روایتهای متکی به آن را کنار بگذاریم جهان برای ما چگونه است؟ کثرتی از بوها، کثرتی از طعمها، کثرتی از صداها، و مهمتر از همه، مجموعه نامتناهی و متراکمی از تجارب مبتنی بر لامسه.
لامسه اندامی به وسعت کل بدن، و در معنایی که از بدن داریم، به وسعت کل جهان دارد. تمام بدن ما اندام لامـسه است، حتی اندامهای اختصاصی حواس چهارگانهٔ دیگر نیز امکان لمسکردن دارند. لامسه بر خلاف بینایی مرزی میان درون و بیرون قائل نیست و مرزی میان ابژه و سوژه ایجاد نمیکند و به خود تجربه پیشالوگوسی نزدیکیِ بیشتری دارد.
لامسه مرزی ندارد و سطحی از پیوستگی با جهان را پیشفرض گرفته که فراموشش کردهایم. ما در حد وسع اندک خودمان خواهیم کوشید ببینیم چگونه میتوان معرفتشناسی بیناییمحور را به معرفتشناسي لامسهمحور تغییر داد و نتایج حاصل از آن چیست.
این البته کاری به درازای خود تاریخ است، اما در حد طرح یک نظام تمثیلات در بخش مربوط به ضمیمه تمرینات این ایدهٔ “مشاهده از طریق لامسه” را بهطور جدی تمرین خواهیم کرد، که البته ایدهای نوین است و برای پیشبردش به تمرینات بسیار و نیز غنای تخیلات و توجهات همگراشدۀ افراد پرشماری نیاز است. به همین دلیل است که مرحلۀ سهگانۀ مقدماتیِ تمرینات تقویت سوژه، با چشمانی بسته آغاز میشود. و تازه از این طریق است که میتوان وارد سطحی از تفسیر این رمزنگاره شد:
“دیدن یعنی ندیدن، در سه عمق"
🔹 محمدمهدی اردبیلی
اصول مبارزه در زمانه نیهیلیسم، ۱۴۰۳، ویراست دوم، صص۳۴۴-۳۴۸.
#معرفت_شناسی
#حواس
#لامسه
🆔 @Intersubjectivity
بین حواس پنجگانه اولویت معرفتی همواره با بینایی بوده است. حسن بینایی عملاً، البته تحت تاثیر عوامل دیگر، شکلدهنده اصلي شناخت ما و معتمدترین حواس است. این امر احتمالا دلایل مبتنی بر بقا داشته است. انسان با دیدن میتوانسته مسافت دورتری را مشاهده کند و ابژهٔ مطلوب (مثلاً شکار یا غذا) و ابژهٔ نامطلوب (مثلاً حیوان درنده یا ابر طوفانزا) را دقیقتر و سریعتر تشخیص دهد.
کل درک انسان از جهانِ اشیاء بر سهبُعدی متکی است که از ناحیهٔ چشمها (البته با همکاری با سایر حواس) ایجاد شده است. و مهمتر از همه اینکه تفکیک دوگانهٔ سوژه و ابژه حاصل بینایی است. دیدن دو بخش دارد آنچه دیده میشود و آنچه میبیند. و احتمالاً چون در ابتدا انسان هنوز از فعالیت ذهن در خلق تجربۀ حسی غافل بود، خود را تحت سیطر ۀ رویکرد رئالیسم خام یافت و به دیدن اعتباری مطلق جهت صدور حکم در خصوص اشیاء تفویض کرد و بیننده را مطلقاً از امر دیدهشده تفکیک کرد. همچنین از آنجا که دیدن صرفا دیدن ابژه در مکان بود، جهان را به مکان سهبعدی فروکاست.
حال اگر چشم خود بزرگترین فریبکار باشد چه؟ اگر بخش اعظم بحرانهای معرفتی و نتایج تمدنی آنها ناشی از اعتماد بیش از حد به بینایی باشد چه؟ البته این اعتماد بیدلیل نبوده است. بینایی جان انسان را نجات داده و گسترش و بقای نوع را ممکن ساخته است! اما آیا این دلیل میتواند در ساحت شناخت موجه باشد؟ زیرا اکنون مسئه بر سر شناخت است نه بقا (و در سطح بعد، مسئله بر سر زیستن است نه زندگی، بر سر معناداری است نه افزایش طول کمّی). یکی از اصلیترین دلایل بحرانهای امروز ما این است که مسائل ما تغییر کرده است اما ابزارهای ما هنوز بنا به سابقهٔ “درخشانشان!” در حل بحرانهای قبلی (سطوح بدویترِ غایتشناختی)، مورد استناد و معتبر محسوب میشوند.
اگر چشم و روایتهای متکی به آن را کنار بگذاریم جهان برای ما چگونه است؟ کثرتی از بوها، کثرتی از طعمها، کثرتی از صداها، و مهمتر از همه، مجموعه نامتناهی و متراکمی از تجارب مبتنی بر لامسه.
لامسه اندامی به وسعت کل بدن، و در معنایی که از بدن داریم، به وسعت کل جهان دارد. تمام بدن ما اندام لامـسه است، حتی اندامهای اختصاصی حواس چهارگانهٔ دیگر نیز امکان لمسکردن دارند. لامسه بر خلاف بینایی مرزی میان درون و بیرون قائل نیست و مرزی میان ابژه و سوژه ایجاد نمیکند و به خود تجربه پیشالوگوسی نزدیکیِ بیشتری دارد.
لامسه مرزی ندارد و سطحی از پیوستگی با جهان را پیشفرض گرفته که فراموشش کردهایم. ما در حد وسع اندک خودمان خواهیم کوشید ببینیم چگونه میتوان معرفتشناسی بیناییمحور را به معرفتشناسي لامسهمحور تغییر داد و نتایج حاصل از آن چیست.
این البته کاری به درازای خود تاریخ است، اما در حد طرح یک نظام تمثیلات در بخش مربوط به ضمیمه تمرینات این ایدهٔ “مشاهده از طریق لامسه” را بهطور جدی تمرین خواهیم کرد، که البته ایدهای نوین است و برای پیشبردش به تمرینات بسیار و نیز غنای تخیلات و توجهات همگراشدۀ افراد پرشماری نیاز است. به همین دلیل است که مرحلۀ سهگانۀ مقدماتیِ تمرینات تقویت سوژه، با چشمانی بسته آغاز میشود. و تازه از این طریق است که میتوان وارد سطحی از تفسیر این رمزنگاره شد:
“دیدن یعنی ندیدن، در سه عمق"
🔹 محمدمهدی اردبیلی
اصول مبارزه در زمانه نیهیلیسم، ۱۴۰۳، ویراست دوم، صص۳۴۴-۳۴۸.
#معرفت_شناسی
#حواس
#لامسه
🆔 @Intersubjectivity
👍32🕊11⚡6
سلام و درود خدمت همراهان ارجمند کانال ما و اصول مبارزه.
همانطور که پیش از این اعلام شد، در ماه اسفند جلسه جمعخوانی برگزار نخواهد شد.
برگزاری نشستهای فروردین ماه نیز به شرح زیر است:
۲۵ فروردین با مهمان فصل معرفتشناسی، جناب آقای کاوه بهبهانی همراه خواهیم بود،
و در ۲۸ فروردین ماه نیز، به روال آخرین پنجشنبه هر ماه، جلسه جمعخوانی (فصل هستی شناسی) ادامه خواهد یافت.
با سپاس و آرزوی سالی نیک برای شما.
#گفتگو
🆔 @Intersubjectivity
همانطور که پیش از این اعلام شد، در ماه اسفند جلسه جمعخوانی برگزار نخواهد شد.
برگزاری نشستهای فروردین ماه نیز به شرح زیر است:
۲۵ فروردین با مهمان فصل معرفتشناسی، جناب آقای کاوه بهبهانی همراه خواهیم بود،
و در ۲۸ فروردین ماه نیز، به روال آخرین پنجشنبه هر ماه، جلسه جمعخوانی (فصل هستی شناسی) ادامه خواهد یافت.
با سپاس و آرزوی سالی نیک برای شما.
#گفتگو
🆔 @Intersubjectivity
🕊26👍13
پس از پایان خوانش و بررسی فصل سوم کتاب اصول مبارزه در زمانه نیهیلیسم، از کاوه بهبهانی دعوت کردهایم که مهمان ما در این فصل باشد.
کاوه بهبهانی، پژوهشگر و مترجم حوزه فلسفه معاصر است. از او آثار تالیفی و ترجمههای متعددی به چاپ رسیده است که از آن میان میتوان به ترجمه کتاب "معرفتشناسی" زاگزبسکی (نشر نی) اشاره کرد. همچنین او مؤسس کانون فکر آرکه، و یکی از پایهگذاران مدرسۀ تردید است.
موضوع این گفتگو تنها معطوف به فصل سوم کتاب اصول مبارزه، "معرفتشناسی" است.
تاریخ گفتگو: دوشنبه ۲۵ فروردین ماه (۱۴ اوریل) ساعت ۲۰، در فضای گوگلمیت.
لینک ورود به گفتگو:
http://B2n.ir/z96108
(حضور برای عموم آزاد است)
#گفتگو
🆔 @Intersubjectivity
کاوه بهبهانی، پژوهشگر و مترجم حوزه فلسفه معاصر است. از او آثار تالیفی و ترجمههای متعددی به چاپ رسیده است که از آن میان میتوان به ترجمه کتاب "معرفتشناسی" زاگزبسکی (نشر نی) اشاره کرد. همچنین او مؤسس کانون فکر آرکه، و یکی از پایهگذاران مدرسۀ تردید است.
موضوع این گفتگو تنها معطوف به فصل سوم کتاب اصول مبارزه، "معرفتشناسی" است.
تاریخ گفتگو: دوشنبه ۲۵ فروردین ماه (۱۴ اوریل) ساعت ۲۰، در فضای گوگلمیت.
لینک ورود به گفتگو:
http://B2n.ir/z96108
(حضور برای عموم آزاد است)
#گفتگو
🆔 @Intersubjectivity
👍39🕊5
یازدهمین نشست جمع خوانی کتاب اصول مبارزه
<unknown>
فایل صوتی گفتگو با کاوه بهبهانی
در یازدهمین نشست جمعخوانی کتاب اصول مبارزه در زمانهٔ نیهیلیسم
با موضوع فصل سوم، معرفت شناسی
۲۵ فروردین ماه ۱۴۰۴
#گفتگو
🆔 @Intersubjectivity
در یازدهمین نشست جمعخوانی کتاب اصول مبارزه در زمانهٔ نیهیلیسم
با موضوع فصل سوم، معرفت شناسی
۲۵ فروردین ماه ۱۴۰۴
#گفتگو
🆔 @Intersubjectivity
👍24🕊7⚡1
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
فایل کامل تصویری گفتگو با کاوه بهبهانی در یازدهمین نشست جمعخوانی انتقادی کتاب اصول مبارزه در زمانه نیهیلیسم
با موضوع فصل سوم، معرفت شناسی
۲۵ فروردین ماه ۱۴۰۴
#گفتگو
#اصول_مبارزه_در_زمانه_نیهیلیسم
🆔 @Intersubjectivity
با موضوع فصل سوم، معرفت شناسی
۲۵ فروردین ماه ۱۴۰۴
#گفتگو
#اصول_مبارزه_در_زمانه_نیهیلیسم
🆔 @Intersubjectivity
👍14🕊7⚡1
دوازدهمین دوره جمعخوانی انتقادی کتاب "اصول مبارزه در زمانهی نیهیلیسم"،
فصل چهارم: هستیشناسی
پنجشنبه ۲۸ فروردین ماه (۱۷ آوریل) ساعت ۲۰ به وقت تهران
در گوگلمیت برگزار میشود.
لینک ورود به گفتگو:
B2n.ir/z96108
پس از برگزاری جلسه فایل صوتی گفتگو در کانال قرار داده میشود.
#گفتگو
🆔 @Intersubjectivity
فصل چهارم: هستیشناسی
پنجشنبه ۲۸ فروردین ماه (۱۷ آوریل) ساعت ۲۰ به وقت تهران
در گوگلمیت برگزار میشود.
لینک ورود به گفتگو:
B2n.ir/z96108
پس از برگزاری جلسه فایل صوتی گفتگو در کانال قرار داده میشود.
#گفتگو
🆔 @Intersubjectivity
👍12🕊6⚡1