ما و اصولِ مبارزه در زمانۀ نیهیلیسم
3.82K subscribers
47 photos
11 videos
3 files
50 links
جمع‌خوانیِ انتقادی کتاب اصول مبارزه در زمانه نیهیلیسم

📩 @Inter_subjectivity
Download Telegram
شرایط نظام تمثیلات موجه:
(قسمت اول)

۱. معیار صدقِ پلاستیک: این معیار شرط اول موجه بودن یک نظام تمثیلات است. به بیان دیگر، یک نظام تمثیلات تنها به شرطی می‌تواند موجه باشد که پلاستیک (در هر سه معنای آن، یعنی همزمان شکل‌پذیر و شکل‌دهنده و منفجرکننده) باشد. البته چنانکه مشاهده شد، تلاش کردم نشان دهم که معیار صدق پلاستیک، به تعبیری، آمیزشی انتقادی از تمام معیارهای صدق چهارگانه است که به هر کدام جایگاه موجه خود را تخصیص داده است.

۲. سخن‌پذیری: علی‌رغم تمام محدودیت‌هایی که به لوگوس نسبت داده می‌شود، برای توجیه یا حتی نقد، راهی جز لوگوس وجود ندارد. البته یک نظام می‌تواند به بیرون از حوزۀ تمثیلات خود اشاره کند یا امور سخن‌ناپذیر را به رسمیت شناسد، اما حتی آنگاه که به آنها اشاره می‌کند باید آنها را ذیل نظام تمثیلات خود مفهوم‌مند و معنادار سازد و به خود حق بدهد از آنها سخن بگوید. این سخن گفتن حتی می‌تواند شامل دلایل ناتوانی‌اش از سخن گفتن دربارۀ آن موضوع باشد. سخن شرط لازمِ توجیه است و البته نه شرط کافی. نظام تمثیلات هم سخن‌پذیر است و هم سازندۀ تمثیلات، پس میانِ دال و مدلول نوعی رفت‌آمدِ دائمی و تاثر متقابل برقرار است. هم کلمات (زبان)، و هم اموری که واقعی می‌نامیم، هر دو، بیانی از سطحِ به لوگوس درآمدۀ تجربه‌ی پیشالوگوسی‌اند.
سخن‌پذیری شرط لازم گفتگوی بینانظامی است که تن سپردن به آن از مشخصات اصلیِ یک نظام تمثیلات موجه است. بدون سخن پذیری امکان گفتگو وجود ندارد. هرچند شرط کافی گفتگو در حوزۀ معرفت‌شناسی، به اشتراک پیشینی در ساحت تجربۀ پیشالوگوسی بازمی‌گردد. این اشتراک را نه می‌توان تحمیل کرد، نه می‌توان اثبات نمود، بلکه تنها می‌توان نشان داد، با این امید که علاوه بر اشتراک معناییِ اشاره‌گر در دو نظام هم‌سخن، اشتراکِ تجربی‌ای نیز وجود داشته باشد.

۳. گشودگی: اگر یک نظام تمثیلات، حالا به هر دلیلی، ابزارهای درونی تصدیق ناتمامیت و ناکاملیِ خود را نداشته باشد و یا به واسطۀ دچار شدن به انحطاط جزم‌اندیشانه، آنها را موقتاً و به نحوی نمایشی-فرمایشی از کار انداخته باشد، و به توهم خودبسندگی دچار شود، امکان توجیه‌پذیری‌اش را اولاً برای دیگری، و ثانیاً برای خودش از دست می‌دهد. این نظام چنان فروبسته می‌شود که گشودگی‌اش را نه تنها به دیگری، نه تنها به عناصر پیشالوگوسی‌اش، بلکه حتی به عناصر برسازندۀ درونی‌ خودش نیز از دست می‌دهد. در این صورت نظام خود را مجبور می‌بیند که هم دیگریِ بیرونی را سرکوب کند و هم دیگریِ درونی را. سخن نه از ابطال‌پذیری، بلکه بر سر امکانِ نقدپذیریِ درونیِ یک نظام است: یعنی گشودگی به تناقض درونی. همچنین نظام تمثیلات موجه باید بتواند در عین تصدیق دیگری (در معنای محدود مبتنی بر تناقض)، به دیگری (در معنای موسع‌تر مبتنی بر تفاوت) نیز گشوده باشد. اگر یک نظام تمثیلات موجه باید تن به گفتگو دهد و نسبت به دیگری گشوده باشد، در وهلۀ نخست به این دلیل است که خود را موجه سازد. هدف از گشودگی راستین به دیگری در حقیقت نه نوعی ایثار، یا وانهادن، بلکه این است که «دیگری» امکانی است برای موجه سازیِ «من».
این گشودگی، شامل نوعی اتصال‌پذیری به منابع تجربیِ پیشالوگوسی نیز می باشد. نظامی که این اتصال را ایجاد نکند، در ساحت محض انتزاعیت باقی می‌ماند، خود را از بیرون تغذیه و موجه نمی‌کند، و در نهایت، در حالت آرمانیِ خویش، ممکن است خود را به سطح یک بازیِ معنادارِ تخیلی (مثلاً ریاضیات) تنزل دهد و اتصالاتش را با زندگی معنادار از دست بدهد.

🔹 محمدمهدی اردبیلی
#اصول_مبارزه_در_زمانه_نیهیلیسم، ۱۴۰۱، صص ۲۱۵-۲۲۵

#معرفت_شناسی
#شروط_موجهه
#شناخت_پلاستیک

🆔 @Intersubjectivity
👍11
(قسمت دوم)

۴. موضع‌گیری: یک نظام تمثیلات دقیقاً به واسطۀ سخن‌پذیری و معیار صدق پلاستیکش، باید بتواند در هر لحظه موضعی اتخاذ کند. این موضع البته ممکن است لحظه‌ای بعد به چالش کشیده شود، چه باک؟ مهم این است که اولاً اتخاذ موضع در لحظۀ موضع‌گیری بر اساس قواعد موجه‌سازِ خود نظامْ موجه باشد، و ثانیاً مسئولیت اتخاذ موضع به‌تمامی از سوی نظام پذیرفته شود. این امر کلیدِ فهم ماهیت آن چیزی است که در مباحث نظری «حکم» و در مباحث عملیِ این نظام «تصمیم» می‌نامیم. البته اینجا نباید صرفاً معنایی دوگانه از موضع‌گیری را در نظر گرفت: له و علیه. بلکه موضع‌گیری در اینجا همان به سخن درآوردنِ آن موضوع بر اساس منطقِ نظام در لحظه است.
این موضع‌گیری همچنین خصلت دیگری را نیز روشن می‌سازد: مرزبندی. هر نظام تمثیلات باید مرزهای خود را در سطوح مختلف ترسیم کند و به ویژه، در نخستین سطحش، مرزهای طیف‌بندیِ مخاطبش را. این مرزبندی ابداً جزمی یا حذف‌کننده نیست، بلکه از قضا، خود نخستین گام از تن سپردن به نقد و تخطی، غلبه بر میل به در بر گرفتنِ همه چیز و در یک کلام ممکن‌کنندۀ ترسیم دیگربودگیِ دیگری است. هگل در انتهای پدیدارشناسی روح می‌نویسد، «دانستنِ مرز خویش یعنی دانستنِ نحوۀ قربانی کردنِ خویش».

۵. دلالت‌گری پلاستیک: خصلت دیگر یک نظام تمثیلات موجه، امکان دلالت‌گری پلاستیک است. این بدان معناست که یک نظام بتواند آگاهانه، عامدانه و نقادانه دلالت‌های مختلف یک واژه یا حتی نظام مفهومی را در خود جای دهد. به بیان دیگر، بتواند شبکه‌ای مفهومی از تمثیلات به دست دهد که در عین موضع انتقادی نسبت به یک‌جانبگیِ سایر نظام‌های تمثیلاتی، شبکۀ مفهومیِ آنها را در خود بپذیرد. در دلالت‌گری پلاستیک همان اصطلاح قبلی باقی می‌‌ماند، اما دلالتش تغییر می‌کند یا گسترش می‌یابد. این دلالت‌گری شرط امکان یک نظام تمثیلاتیِ موجه است. به ویژه آنگاه که همزمان هر دو، یا چند، دلالتِ یک اصطلاح یا نظام مفهومی را مدنظر دارد. تنها بدین طریق می‌توان با یک نظام تمثیلات، نظام تمثیلات دیگر را همزمان از بیرون (درونِ نظام تمثیلات مرجع) و درون (درونِ نظام تمثیلاتِ دیگری) نقد کرد. همچنین این دلالت‌گری پلاستیک است که می‌تواند گفتگوی بینانظامی را ممکن کند، با استفاده از تعابیری نه کاملاً یکسان و نه کاملاً نایکسان.

🔹 محمدمهدی اردبیلی
#اصول_مبارزه_در_زمانه_نیهیلیسم، ۱۴۰۱، صص ۲۱۵-۲۲۵

#معرفت_شناسی
#شروط_موجهه
#شناخت_پلاستیک

🆔 @Intersubjectivity
👍15🕊1
نهمین دوره‌ جمع‌خوانی انتقادی کتاب "اصول مبارزه در زمانه‌ی نیهیلیسم"،
فصل سوم: معرفت‌شناسی


پنج‌شنبه ۲۷ دی ماه (۱۶ ژانویه) ساعت ۲۰ به وقت تهران
در گوگل‌میت برگزار می‌شود.

‌لینک ورود به گفتگو:
B2n.ir/z96108

پس از برگزاری جلسه فایل صوتی گفتگو در کانال قرار داده می‌شود.

#گفتگو

🆔‌ @Intersubjectivity
👍18🕊5
نهمین نشست جمع خوانی اصول مبارزه در زمانه نیهیلیسم(۱)
<unknown>
فایل صوتی نهمین نشست مجازی جمع‌خوانی انتقادی کتاب اصول مبارزه در زمانه نیهیلیسم

مباحث مطرح شده از فصل سوم کتاب، (صص ۲۳۴-۱۹۷):

- بحران شناخت در سه سطح
- نقد شناخت
- بازگشت به حیرت
- مراتب شناخت: گام ایجابی
- تجربه به عنوان اغازگاه
- تجربه‌ای تجربه می‌شود
- شرایط یک نظام تمثیلات موجه
- سطح نخست معرفت شناسی

#گفتگو

🆔 @Intersubjectivity
🕊9👍5⚡3
بخش پرسش و پاسخ نهمین نشست جمع خوانی اصول مبارزه
<unknown>
فایل صوتی بخش پرسش و پاسخ‌های  نهمین نشست جمع‌خوانی کتاب اصول مبارزه در زمانه نیهیلیسم (فصل سوم کتاب)

#گفتگو
🆔 @Intersubjectivity
👍7🕊7⚡1
کتاب معرفت‌شناسی (۲۰۰۸)، اثر لیندا زاگزبسکی فیلسوف معاصر آمریکایی، ترجمه کاوه بهبهانی از نشر نی است.

از نظر زاگزبسکی روزی که ارسطو گفت میل به دانستن در سرشت آدمی تنیده است یکی از مهم‌ترین قیدوبندهای رشته معرفت‌شناسی را وضع کرد. 
زاگزبسکی بر این نظر است که اگر بتوانیم به این سوال پاسخ دهیم که چرا معرفت مطلوب است یک گام به فهم چیستی آن نزدیک‌تر شده‌ایم. در این میان او از مسئله "معضل ارزش" سخن می‌گوید، و نشان می‌دهد که بسیاری از نظریات مطرح شده در حوزه‌ی معرفت‌شناسی از پاسخ به این سوال درمانده‌اند که چرا «معرفت» باارزش‌تر از «باور صادق» تلقی می‌شود.
او این دیدگاه رایج که طبق آن خوبی معرفتی از خوبی اخلاقی جداست را به چالش می‌کشد و بر این نظر است که میان فضیلت‌های فکری و فضیلت‌های اخلاقی پیوند محکمی وجود دارد.

#معرفی_کتاب
#معرفت_شناسی

🆔 @Intersubjectivity
👍25🕊4⚡3👎1
بدن، ذهن، عاطفه

بدن: نه نوعی بستر یکپارچه چنان که در عقل عرفی تلقی می‌شود بلکه ذاتاً از جنس «اتصال» (یا) اگر سوء فهم ایجاد نمی‌کند «همزمانیِ تجربه» است. اتصال بین حس‌ها و احساسات مختلف که در هر لحظه تجربه می‌شوند.

این بدن نیست که ماهیت جوهری مادی یا مکانی دارد، بلکه این مفاهیم تصنعی ماده و مکان است که ما به این اتصال‌پذیری نسبت می‌دهیم. مکان روایتی تقلیل‌یافته و یک‌جانبه از اتصال‌پذیری است (البته به‌ناچار و بنابر وُسع حسانيت فعلاً سه بعدی ما). این اتصال‌پذیری پیشاپیش وجود ندارد بلکه حاصل همکاری ذهن و بدن است؛ و خودِ توجه به دو یا چند تجربه‌ی هم‌زمان میان آن‌ها پیوندی را خلق می‌کند.

ذهن: توجه‌کردن یکی از کارکردهای ذهن است یا به بیان دیگر، ذهن مفهومی است که از طریق تجربه کارکردگرایانه‌ی توجه، متراکم و تعریف شده است. ذهن می‌تواند به حواس و احساسات توجه کند اما هم‌چنین می‌تواند به خود این توجه نیز توجه کند، نام این توجه به توجه را "آگاهی" می‌گذارم.

هم‌چنین در برداشت متعارف می‌توان دوقوه به ذهن نسبت داد: تخیل (توجه ذهن به چیزی که نه پیش‌تر و نه اکنون تجربه کرده) و حافظه (توجه ذهن به تجربه‌ای که پیشتر تجربه شده). این دو در رفت و آمد دائم و قابل تبدیل به یک‌دیگرند.

حافظه را نمی‌توان با تجربه پر کرد چون هم‌سنخ نیستند (با تجربه پیشالوگوسی نمی‌توان چیزی را پر کرد)، بلکه حافظه تنها با روایتی پر می‌شود که محصول تخیل است (که خود امری فرهنگی، تاریخی و بیناسوژگانی است). چه بسا وظیفه تخیل همین پلاستیسیته‌ی دربرگیرنده‌ی حافظه و تجربه است. این‌جا نه تمایز مکانی در کار است و نه حتی تمایز کارکردی، بلکه حافظه پایی در تخیل، و تخیل پایی در حافظه دارد.

عاطفه: احساس عمومی ناشی از احساس خوشایندی و ناخوشایندی است. هرچند عواطف می‌توانند با برخی نقاط بدن نوعی اتصال‌پذیری ایجاد کنند، اما فراتر از حس‌های مشخص بدنی تجربه می‌شوند. برای مثال کسی که خشمگین است نمی‌تواند آن را به نقطه‌ای از بدن نسبت دهد. احساس عواطف نوعی احساس فرانقطه‌ای است.

🔹 محمدمهدی اردبیلی
اصول مبارزه در زمانه نیهیلیسم، ۱۴۰۱، صص ۲۳۴-۲۴۷.

#معرفت_شناسی
#بدن_ذهن_عاطفه

🆔 @Intersubjectivity
👍29🕊8⚡4👎1
دهمین دوره‌ جمع‌خوانی انتقادی کتاب "اصول مبارزه در زمانه‌ی نیهیلیسم"،
فصل سوم: معرفت‌شناسی


پنج‌شنبه ۲۵ بهمن ماه (۱۳ فوریه) ساعت ۲۰ به وقت تهران
در گوگل‌میت برگزار می‌شود.

‌لینک ورود به گفتگو:
B2n.ir/z96108

پس از برگزاری جلسه فایل صوتی گفتگو در کانال قرار داده می‌شود.

#گفتگو

🆔‌ @Intersubjectivity
🕊16👍5⚡2
بخش اول جلسه_دهم_جمع_خوانی_کتاب_اصول_مبارزه
<unknown>
فایل صوتی دهمین نشست مجازی جمع‌خوانی انتقادی کتاب اصول مبارزه در زمانه نیهیلیسم

مباحث مطرح‌شده از فصل سوم کتاب، (صص ۲۳۴-۲۷۱):

- بدن: اتصال بین حس‌ها و احساسات؛ همزمانی تجربه
- ذهن: تراکم تجربهٔ کارکردگرایانهٔ توجه (توجه به حواس و احساسات/ توجه به توجه: آگاهی)
- وظیفهٔ تخیل: پلاستیسیتهٔ دربرگیرندهٔ حافظه و تجربه و احساس
- نقد رادیکال عملکرد سه‌وجهی ذهن در ساختن زمان سه‌وجهی، و برداشتی نوین از زمان برای خلق تاریخی تازه (زمان تورخی)
- عاطفه: احساس عمومی ناشی از احساس خوشایندی و ناخوشایندی. احساس فرانقطه ای
- سطح دوم معرفت شناسی: دستگاه ذهنی-بدنی-عاطفی؛ توأمان خود نقد‌کننده و خود موجه‌کننده، بر اساس معیار صدق پلاستیک
- دلالت‌گری پلاستیک: نقد نابسندگی و یکجانبگی تمام رویکردها و موجه‌سازی خود، بواسطه ایستادن همه جا و هیچ کجای طیف‌ها
- تمایز منطق آلیاژی و منطق سه‌حدی هگل
ـ بازگشت به کانت، در عین تلاش نقادانه برای فراروی از انسدادهایش
ـ به سوی لامسه: تغییر معرفت‌شناسی بینایی‌محور به معرفت‌شناسی لامسه‌محور

#گفتگو
🆔 @Intersubjectivity
👍12🕊7⚡1
بخش دوم دهمین جلسه جمع خوانی
<unknown>
فایل صوتی بخش پرسش و پاسخ‌های  دهمین نشست جمع‌خوانی کتاب اصول مبارزه در زمانه نیهیلیسم (فصل سوم کتاب)

#گفتگو
🆔 @Intersubjectivity
👍6🕊6⚡1
خرسندیم به اطلاع همراهان کانال "ما و اصول مبارزه" برسانیم که به همت یکی از همراهان این کانال، سلسله نشست‌هایی مجازی‌ برای خوانش و بررسی کتاب آینده هگل اثر کاترین مالابو ترتیب داده شده است.
به‌واسطه پیوند بنیادین پروژهٔ اصول مبارزه با ایدهٔ محوری مالابو، بر آن شدیم تا این سلسله نشست‌ها را، که کاملاً مستقل از این کانال برگزار می‌شوند، در اینجا خدمت همراهان گرامی هم‌رسانی کنیم.

جزییات مربوط به اهداف، مدرس، زمان و شیوه برگزاری این دوره در کانال مربوطه در دسترس است.

حضور در این دوره برای مخاطبان آزاد و رایگان است.

#معرفی
#مالابو
#پلاستیسیته

🆔 https://t.me/+Fj_cQ26VIwVkMzY0
👍16⚡6🕊4
ویراست دوم کتاب اصول مبارزه در زمانه نیهیلیسم منتشر شد.

لینک دانلود کتاب
https://B2n.ir/osul2
👍15🕊7⚡1
اصول_مبارزه_در_زمانۀ_نیهیلیسم_ویراست_دوم.pdf
18.3 MB
اصول مبارزه در زمانه نیهیلیسم
ویراست دوم

محمدمهدی اردبیلی
تاریخ انتشار: زمستان ۱۴۰۳
@philosophicalhalt
👍31🕊22⚡1👎1
به سوی لامسه

بین حواس پنجگانه اولویت معرفتی همواره با بینایی بوده است. حسن بینایی عملاً، البته تحت تاثیر عوامل دیگر، شکل‌دهنده اصلي شناخت ما و معتمدترین حواس است. این امر احتمالا دلایل مبتنی بر بقا داشته است. انسان با دیدن می‌توانسته مسافت دورتری را مشاهده کند و ابژهٔ مطلوب (مثلاً شکار یا غذا) و ابژهٔ نامطلوب (مثلاً حیوان درنده یا ابر طوفان‌زا) را دقیق‌تر و سریع‌تر تشخیص دهد.

کل درک انسان از جهانِ اشیاء بر سه‌بُعدی متکی است که از ناحیهٔ چشم‌ها (البته با همکاری با سایر حواس) ایجاد شده است. و مهم‌تر از همه اینکه تفکیک دوگانهٔ سوژه و ابژه حاصل بینایی است. دیدن دو بخش دارد آنچه دیده می‌شود و آنچه می‌بیند. و احتمالاً چون در ابتدا انسان هنوز از فعالیت ذهن در خلق تجربۀ حسی غافل بود، خود را تحت سیطر ۀ رویکرد رئالیسم خام یافت و به دیدن اعتباری مطلق جهت صدور حکم در خصوص اشیاء تفویض کرد و بیننده را مطلقاً از امر دیده‌شده تفکیک کرد. همچنین از آنجا که دیدن صرفا دیدن ابژه در مکان بود، جهان را به مکان سه‌بعدی فروکاست.

حال اگر چشم خود بزرگترین فریبکار باشد چه؟ اگر بخش اعظم بحرانهای معرفتی و نتایج تمدنی آنها ناشی از اعتماد بیش از حد به بینایی باشد چه؟ البته این اعتماد بی‌دلیل نبوده است. بینایی جان انسان را نجات داده و گسترش و بقای نوع را ممکن ساخته است! اما آیا این دلیل می‌تواند در ساحت شناخت موجه باشد؟ زیرا اکنون مسئه بر سر شناخت است نه بقا (و در سطح بعد، مسئله بر سر زیستن است نه زندگی، بر سر معناداری است نه افزایش طول کمّی). یکی از اصلی‌ترین دلایل بحران‌های امروز ما این است که مسائل ما تغییر کرده است اما ابزارهای ما هنوز بنا به سابقهٔ “درخشانشان!” در حل بحران‌های قبلی (سطوح بدوی‌ترِ غایت‌شناختی)، مورد استناد و معتبر محسوب می‌شوند.

اگر چشم و روایت‌های متکی به آن را کنار بگذاریم جهان برای ما چگونه است؟ کثرتی از بوها، کثرتی از طعم‌ها، کثرتی از صداها، و مهمتر از همه، مجموعه نامتناهی و متراکمی از تجارب مبتنی بر لامسه.
لامسه اندامی به وسعت کل بدن، و در معنایی که از بدن داریم، به وسعت کل جهان دارد. تمام بدن ما اندام لامـسه است، حتی اندام‌های اختصاصی حواس چهارگانهٔ دیگر نیز امکان لمس‌کردن دارند. لامسه بر خلاف بینایی مرزی میان درون و بیرون قائل نیست و مرزی میان ابژه و سوژه ایجاد نمی‌کند و به خود تجربه پیشالوگوسی نزدیکیِ بیشتری دارد.

لامسه مرزی ندارد و سطحی از پیوستگی با جهان را پیشفرض گرفته که فراموشش کرده‌ایم. ما در حد وسع اندک خودمان خواهیم کوشید ببینیم چگونه می‌توان معرفت‌شناسی بینایی‌محور را به معرفت‌شناسي لامسه‌محور تغییر داد و نتایج حاصل از آن چیست.
این البته کاری به درازای خود تاریخ است، اما در حد طرح یک نظام تمثیلات در بخش مربوط به ضمیمه تمرینات این ایدهٔ “مشاهده از طریق لامسه” را به‌طور جدی تمرین خواهیم کرد، که البته ایده‌ای نوین است و برای پیشبردش به تمرینات بسیار و نیز غنای تخیلات و توجهات هم‌گراشدۀ افراد پرشماری نیاز است. به همین دلیل است که مرحلۀ سه‌گانۀ مقدماتیِ تمرینات تقویت سوژه، با چشمانی بسته آغاز می‌شود. و تازه از این طریق است که می‌توان وارد سطحی از تفسیر این رمزنگاره شد:

“دیدن یعنی ندیدن، در سه عمق"

🔹 محمدمهدی اردبیلی
اصول مبارزه در زمانه نیهیلیسم، ۱۴۰۳، ویراست دوم، صص۳۴۴-۳۴۸.

#معرفت_شناسی
#حواس
#لامسه

🆔 @Intersubjectivity
👍32🕊11⚡6
سلام و درود خدمت همراهان ارجمند کانال ما و اصول مبارزه.

همان‌طور که پیش از این اعلام شد، در ماه اسفند جلسه جمع‌خوانی برگزار نخواهد شد.

برگزاری نشست‌های فروردین ماه نیز به شرح زیر است:
۲۵ فروردین با مهمان فصل معرفت‌شناسی، جناب آقای کاوه بهبهانی همراه خواهیم بود،
و در ۲۸ فروردین ماه نیز، به روال آخرین پنجشنبه هر ماه، جلسه جمع‌خوانی (فصل هستی شناسی) ادامه خواهد یافت.

با سپاس و آرزوی سالی نیک برای شما.

#گفتگو
🆔 @Intersubjectivity
🕊26👍13
پس از پایان خوانش و بررسی فصل سوم کتاب اصول مبارزه در زمانه نیهیلیسم، از کاوه بهبهانی دعوت کرده‌ایم که مهمان ما در این فصل باشد.

کاوه بهبهانی، پژوهش‌گر و مترجم حوزه فلسفه معاصر است. از او آثار تالیفی و ترجمه‌های متعددی به چاپ رسیده است که از آن میان می‌توان به ترجمه کتاب "معرفت‌شناسی" زاگزبسکی (نشر نی) اشاره کرد. هم‌چنین او مؤسس کانون فکر آرکه، و یکی از پایه‌گذاران مدرسۀ تردید است.

موضوع این گفتگو تنها معطوف به  فصل سوم کتاب اصول مبارزه، "معرفت‌شناسی" است.

تاریخ گفتگو: دوشنبه ۲۵ فروردین ماه (۱۴ اوریل) ساعت ۲۰، در فضای گوگل‌میت.

لینک ورود به گفتگو:
http://B2n.ir/z96108
(حضور برای عموم آزاد است)

#گفتگو

🆔 @Intersubjectivity
👍39🕊5
یازدهمین نشست جمع خوانی کتاب اصول مبارزه
<unknown>
فایل صوتی گفتگو با کاوه بهبهانی
در یازدهمین نشست جمع‌خوانی کتاب اصول مبارزه در زمانهٔ نیهیلیسم

با موضوع فصل سوم، معرفت شناسی

۲۵ فروردین ماه ۱۴۰۴

#گفتگو
🆔 @Intersubjectivity
👍24🕊7⚡1