Girl, Interrupted
2.98K subscribers
1.7K photos
100 videos
14 files
297 links
Download Telegram
برم بیام در این مورد مینویسم🤍
من گریه کردم عصبی شدم. سر هر سی‌پی‌آر حالم بد شده سعی کردم هیچ‌وقت صورت مریض رو نگاه نکنم حین ماساژ. اعصابم واقعا خورد میشه وقتی دنده مریض زیر دستم میشکنه. مرگ و دردکشیدن آدما هیچ‌وقت عادی نمیشه بخاطر همین اتاق زایمان برام غیرقابل تحمل بود و تولد بچه اصلا خوشحالم نمیکرد . ولی با این حال دیگه میتونم خودمو کنترل کنم بالاسر مریض چشام اشکی نشه. بنظرم این کنترل احساسات خیلی مهمه تو اون لحظه بحرانی. احساسات جایگاهی نداره و فقط شرایط رو برای تصمیم‌گیرنده سخت میکنه. چیزی که بارها تو اتاق سی‌پی‌آر تجربه کردیم. تمام هدف احیای مریضه و تمام. با این حال شخصیتا متفاوته میزان احساسات ادما متفاوته و همینطور نحوه برخورد ادما با مسائل.
فکر میکردم هیچ‌وقت از نظر روحی روانی کم نمیارم اما بالاخره قبول کردم و داروی ضدافسردگی میخورم. تو کشیک دیشب به استادم گفتم گفت خوب کاری میکنی منم میخورم.
به قول شهرزاد این اتاق تاریک ذهن، آزادترین جای جهانه، همه چی از توش میاد و میره.
نمیشه گفت فلانی انگار قلب نداره ما که نمیدونم تو ذهنش چیا میگذره.
خرداد
۳۱ روز
۲۵ کشیک اورژانس
تموم شد بالاخره. دلم برای اورژانس تروما تنگ میشه. برای همه خون و خون‌ریزیا و کیسای خفنش.
اولین کشیک داخلی رو گذروندم و هیچ ایده ای در مورد بقیه روزا ندارم.
خستم.
و دلم برای معاشرت باهاتون تنگ شده.
موند ۸۹ روز.
Forwarded from [نگاهِ ما] (Sajad Ahmadipour)
شرح وضعیت: آنچه از یاد برده‌ام، «اشتیاق» است.
خب فردا مورنینگ داریم. دعا کنین کیس من مطرح نشه‌.
مطرح نشد🤭
یه پرونده قد پرونده گناهان هاروی واینستین داشتم. ۳ ساعت طول کشید خلاصه پروندش رو بنویسم و الان رسیدم خونه.
بدم میاد از هرچی مربوط به روماتولوژیه. رشته مزخرف🖕
دوباره کشیک کرونا🤦‍♀
شروع سومین کشیک داخلی
هنوز زندم.
سلامتی همه سدیمان ادراریا🤣
دیگه داره صبح میشه
همچنان زنده ایم.