Forwarded from چه خبر؟
گاردین در مقاله ای با عنوان " درون ذهن ترامپ" و انتشار عکسی متفاوت با آرایش موی او در دوران انتخابات، رییس جمهور منتخب را با دلقک ها مقایسه کرد
Is Trump Good for the Turkey-US Relationship
In contrast to the reaction in many other NATO capitals, the surprise election of Donald Trump has been met with high spirits in Turkey’s capital. The expectation in Ankara seems to reflect the understanding that the new US president will de-prioritize democracy and rule of law issues, which have increasingly become thorns in the US-Turkey relationship. Ankara also hopes that the President elect would be more amenable to the Turkish stance on Fetullah Gulen and his network in the United States. The Turkish government also expects that the new US administration will be more open to accepting a lead role for Turkey in the stabilization of a benighted Middle East. Yet against these expectations, the Trump presidency may complicate the relationship between Washington and Ankara as the US reshapes its foreign policy outlook in the Middle East and Europe. @internationalrel
In contrast to the reaction in many other NATO capitals, the surprise election of Donald Trump has been met with high spirits in Turkey’s capital. The expectation in Ankara seems to reflect the understanding that the new US president will de-prioritize democracy and rule of law issues, which have increasingly become thorns in the US-Turkey relationship. Ankara also hopes that the President elect would be more amenable to the Turkish stance on Fetullah Gulen and his network in the United States. The Turkish government also expects that the new US administration will be more open to accepting a lead role for Turkey in the stabilization of a benighted Middle East. Yet against these expectations, the Trump presidency may complicate the relationship between Washington and Ankara as the US reshapes its foreign policy outlook in the Middle East and Europe. @internationalrel
Forwarded from چه خبر؟
حبیب حسینی فرد
چرا ترامپ؟
🇺🇸🇺🇸🇺🇸
مایکل مور، کارگردان سرشناس آمریکایی در تیرماه (جولای) مقالهای در وبلاگ خود منتشر کرد و در آن به ۵ دلیل پیشبینی کرد که ترامپ برنده انتخابات ۲۰۱۶ خواهد شد. او نوشت که از همین حالا هم میتوان ترامپ را پرزیدنت ترامپ خطاب کرد.
نتیجه انتخابات روز سهشنبه نشان داد که تقریبا هر ۵ استدلال مور نادرست نبودهاند. حالا مقاله مور در شبکههای اجتماعی روی دست میرود.
مور ۴ ماه پیش در مقاله خود (لینک زیر) نوشت که ترامپ هوشمندانه تمرکز خود را بر ۴ ایالت غرب میانه آمریکا (میشیگان، اوهایو، ویسکانسین و پنسیلوانیا) گذاشته که قلب صنعتی آمریکا به شمار میرفتهاند و سنتا پایگاه دمکراتها بودهاند، ولی حالا صنایع زیادی تعطیل شدهاند و محلهای اشتغال هم تا حد زیادی به چین و کشورهای مشابه منتقل شدهاند. نتیجه این روند کارگران و قشر میانی زمینگیر و ناراضییی است که گوشش برای شعارهای ضدجهانیشدن و ضد تجارت آزاد و ضد جریانهای حاکم در آمریکا که ترامپ مبلغ آنهاست به شدت حساس و شنواست.
مور در استدلال دومش به "مردان سفیدپوست" کم و بیش محافظهکاری اشاره کرد که نسل خود را در معرض انقراض میدانند و این احساس را دارند که قدرت را در آمریکا از دست دادهاند (از جمله به دلیل انتخاب بیسابقه یک سیاهپوست به ریاست جمهوری آمریکا). از نظر آنها تحولات لیبرالی دهههای اخیر (تحقق حقوق گروههای همجنسگرا و ...) زیادی و غیرقابل هضم است و دیدن یک زن در کاخ سفید هم برایشان دشوار. مور نتیجه گرفت که ترامپ رای این جماعت را هم در جیب خود خواهد داشت. روز سهشنبه ۷۲ درصد مردان سفیدپوست فاقد تحصیلات عالیه رای خود را به ترامپ دادند
🇺🇸🇺🇸🇺🇸
حاشیههای فسادآلودگی هیلاری کلینتون، فقدان کارسیما و کارنامه بحثانگیز او سومین استدلال برای مور در اثبات قدرت ترامپ بود. مور تاکید کرد که به هیچوجه رایش را به کلینتون نخواهد داد، ولی در روزهای منتهی به انتخابات از ترس ترامپ تغییر موضع داد و قولش را شکست.
استدلال چهارم مور هم این بود که هواداران سرخورده برنی سندرز که بازی را در انتخابات داخلی حزب دمکرات به کلینتون باخت ممکن است خود به پای صندوق رای بروند ولی دل و دماغی ندارند که برای کلینتون تبلیغ کنند و دیگران را هم به دادن رای به کلینتون تشویق کنند
استدلال پنجم مور چندان متعارف نیست. او مینویسد که در کابین رایدادن و در آن شرایط که خودت هستی و خودت و کسی نمیبیند که چه مینویسی بسیاری وسوسه میشوند از سر اعتراض به سیستم سیاسی و نمایندگان آن ترامپ را روی برگه رای بنویسند (هر چند که خود ترامپ هم در تحلیل نهایی بخشی از این سیستم است، ولی با شعارهایش بسیاری را به کژراهه میکشاند). مور در توضیح بیشتر استدلال خود مینویسد: «تصور کن که در کنار آبشار نیاگارا ایستادهای و یک دفعه به سرت میزند که در آن بپری و ببینی که چه میشود. بسیاری از رایدهندگان هم روز انتخابات خود را در جریان ترامپ میاندازند تا ببینند که آخرش چه میشود.»
با استدلالهای مور میتوان تمام و کمال موافق نبود یا حالا که نتیجه انتخابات مشخص شده نکات و جنبههای تازهای را هم به آنها افزود، ولی حداقل میتوان گفت که پیشبینی مورد به طور نسبی دقیقتر از بسیاری از تحلیلگران و روزنامهنگارانی درآمد که رایدهندگان احتمالی ترامپ و انگیزههای آنها را جدی نگرفتند، به جای رعایتی حدی از فاصله خود را بیش از پیش با جریان مسلط سیاسی مچ کردند و آرزو و تمنیات آنها را جای تحلیل نشاندند. در انتخاب ترامپ، هم نیویورک تایمز و واشینگتنپست و اکونومیست به دلیل حمایت تمام قد از کلینتون و وانهادن رسالت ژورنالیستی خود، باختند، هم به طور نسبی بسیاری از تحلیلگران و اتاقهای فکر و موسسات نظرسنجی و ...
شکست صرفا شکست دموکراتها و کلینتون نبود، به طور نسبی شکستی برای ژورنالیسم و بسیاری از تحلیلگران سیاسی هم بود، هر چند که سناریوی یک سره سیاهی هم که حالا برای دوران ترامپ تصویر میشود زیاد واقعی نیست و این را هم به سختی میتوان نشانهای از تحلیل واقعگرایانه و ژورنالیسم ابژکتیو دانست.
http://michaelmoore.com/trumpwillwin/
چرا ترامپ؟
🇺🇸🇺🇸🇺🇸
مایکل مور، کارگردان سرشناس آمریکایی در تیرماه (جولای) مقالهای در وبلاگ خود منتشر کرد و در آن به ۵ دلیل پیشبینی کرد که ترامپ برنده انتخابات ۲۰۱۶ خواهد شد. او نوشت که از همین حالا هم میتوان ترامپ را پرزیدنت ترامپ خطاب کرد.
نتیجه انتخابات روز سهشنبه نشان داد که تقریبا هر ۵ استدلال مور نادرست نبودهاند. حالا مقاله مور در شبکههای اجتماعی روی دست میرود.
مور ۴ ماه پیش در مقاله خود (لینک زیر) نوشت که ترامپ هوشمندانه تمرکز خود را بر ۴ ایالت غرب میانه آمریکا (میشیگان، اوهایو، ویسکانسین و پنسیلوانیا) گذاشته که قلب صنعتی آمریکا به شمار میرفتهاند و سنتا پایگاه دمکراتها بودهاند، ولی حالا صنایع زیادی تعطیل شدهاند و محلهای اشتغال هم تا حد زیادی به چین و کشورهای مشابه منتقل شدهاند. نتیجه این روند کارگران و قشر میانی زمینگیر و ناراضییی است که گوشش برای شعارهای ضدجهانیشدن و ضد تجارت آزاد و ضد جریانهای حاکم در آمریکا که ترامپ مبلغ آنهاست به شدت حساس و شنواست.
مور در استدلال دومش به "مردان سفیدپوست" کم و بیش محافظهکاری اشاره کرد که نسل خود را در معرض انقراض میدانند و این احساس را دارند که قدرت را در آمریکا از دست دادهاند (از جمله به دلیل انتخاب بیسابقه یک سیاهپوست به ریاست جمهوری آمریکا). از نظر آنها تحولات لیبرالی دهههای اخیر (تحقق حقوق گروههای همجنسگرا و ...) زیادی و غیرقابل هضم است و دیدن یک زن در کاخ سفید هم برایشان دشوار. مور نتیجه گرفت که ترامپ رای این جماعت را هم در جیب خود خواهد داشت. روز سهشنبه ۷۲ درصد مردان سفیدپوست فاقد تحصیلات عالیه رای خود را به ترامپ دادند
🇺🇸🇺🇸🇺🇸
حاشیههای فسادآلودگی هیلاری کلینتون، فقدان کارسیما و کارنامه بحثانگیز او سومین استدلال برای مور در اثبات قدرت ترامپ بود. مور تاکید کرد که به هیچوجه رایش را به کلینتون نخواهد داد، ولی در روزهای منتهی به انتخابات از ترس ترامپ تغییر موضع داد و قولش را شکست.
استدلال چهارم مور هم این بود که هواداران سرخورده برنی سندرز که بازی را در انتخابات داخلی حزب دمکرات به کلینتون باخت ممکن است خود به پای صندوق رای بروند ولی دل و دماغی ندارند که برای کلینتون تبلیغ کنند و دیگران را هم به دادن رای به کلینتون تشویق کنند
استدلال پنجم مور چندان متعارف نیست. او مینویسد که در کابین رایدادن و در آن شرایط که خودت هستی و خودت و کسی نمیبیند که چه مینویسی بسیاری وسوسه میشوند از سر اعتراض به سیستم سیاسی و نمایندگان آن ترامپ را روی برگه رای بنویسند (هر چند که خود ترامپ هم در تحلیل نهایی بخشی از این سیستم است، ولی با شعارهایش بسیاری را به کژراهه میکشاند). مور در توضیح بیشتر استدلال خود مینویسد: «تصور کن که در کنار آبشار نیاگارا ایستادهای و یک دفعه به سرت میزند که در آن بپری و ببینی که چه میشود. بسیاری از رایدهندگان هم روز انتخابات خود را در جریان ترامپ میاندازند تا ببینند که آخرش چه میشود.»
با استدلالهای مور میتوان تمام و کمال موافق نبود یا حالا که نتیجه انتخابات مشخص شده نکات و جنبههای تازهای را هم به آنها افزود، ولی حداقل میتوان گفت که پیشبینی مورد به طور نسبی دقیقتر از بسیاری از تحلیلگران و روزنامهنگارانی درآمد که رایدهندگان احتمالی ترامپ و انگیزههای آنها را جدی نگرفتند، به جای رعایتی حدی از فاصله خود را بیش از پیش با جریان مسلط سیاسی مچ کردند و آرزو و تمنیات آنها را جای تحلیل نشاندند. در انتخاب ترامپ، هم نیویورک تایمز و واشینگتنپست و اکونومیست به دلیل حمایت تمام قد از کلینتون و وانهادن رسالت ژورنالیستی خود، باختند، هم به طور نسبی بسیاری از تحلیلگران و اتاقهای فکر و موسسات نظرسنجی و ...
شکست صرفا شکست دموکراتها و کلینتون نبود، به طور نسبی شکستی برای ژورنالیسم و بسیاری از تحلیلگران سیاسی هم بود، هر چند که سناریوی یک سره سیاهی هم که حالا برای دوران ترامپ تصویر میشود زیاد واقعی نیست و این را هم به سختی میتوان نشانهای از تحلیل واقعگرایانه و ژورنالیسم ابژکتیو دانست.
http://michaelmoore.com/trumpwillwin/
🌐 شعیب بهمن در گفتوگو با تسنیم:
💠 پیروزی ترامپ خواست استراتژیک روسیه بود
__________________
•●■
http://shuaibbahman.ir/post/650
💠 پیروزی ترامپ خواست استراتژیک روسیه بود
__________________
•●■
http://shuaibbahman.ir/post/650
shuaibbahman.ir
شعيب بهمن ShuaibBahman.ir - شعیب بهمن در گفتوگو با تسنیم: پیروزی ترامپ خواست استراتژیک روسیه بود
شعيب بهمن ShuaibBahman.ir - شعیب بهمن در گفتوگو با تسنیم: پیروزی ترامپ خواست استراتژیک روسیه بود - تارنماي شخصي شعيب بهمن
💠💠 ترامپ به دلیل اقتدارگرایی پوپولیستی قادر به مقابله با سیستم پوسیده و فاسد سیاسی آمریکا نیست
🖌پیروزی خارقالعاده دونالد ترامپ بر هیلاری کلینتون نشان میدهد که دموکراسی آمریکا از یک منظر هنوز هم کار میکند. ترامپ به طرزی عالی در بسیج یک بخش نادیده گرفته شده رأیدهندگان یعنی طبقه کارگر سفید پوست توفیق یافت و خواستههای این گروه را در صدر اولویتهای کشور قرار داد.
🖌البته او اکنون باید وعدههایش را عملی کند و اینجاست که مشکل به وجود میآید. او دو مشکل اساسی در سیاست آمریکا را برجسته کرده است: افزایش نابرابری که به طبقه کارگر قدیمی به شدت آسیب زده و دوم، سیطره گروههای ذینفوذ بر سیستم سیاسی. متاسفانه او طرح و برنامهای برای حل هیچ یک از این موضوع ندارد.
🖌نابرابری بیش از هر چیزی با توسعه و گسترش فناوری و تکنولوژی و در درجه دوم با جهانی شدن ایجاد شده است؛ جهانی شدنی که کارگران آمریکایی را در معرض رقابت صدها میلیون کارگر در کشورهای دیگر قرار داده است. ترامپ قولهای غیرمعقول و گزافی مبنی بر این داده که مشاغل و فرصتهای شغلی را در بخشهایی چون تولید و زغال سنگ بازخواهد گرداند و این کارها را تنها با مذاکره مجدد درباره توافقات تجاری موجود از قبیل «نفتا» یا کاهش و تعدیل قوانین محیط زیستی انجام خواهد داد.
🖌به نظر میرسد که او از این مسئله مطلع نیست که بخش تولید آمریکا در زمان رکود سال ۲۰۰۸ گسترش یافته است، حتی اگر اشتغال در زمینه مربوط به تولید کاهش یافته است.
🖌مشکل اینجاست که مشاغل جدید مربوط به کارخانجات به شدت مکانیزه و خودکار بوده است. همچنین این موضوع درست نیست که مشاغل مربوط به زغال سنگ به واسطه سیاستهای باراک اوباما تحت فشار قرار گرفته باشند، بلکه موضوع به انقلاب در بخش گاز طبیعی از طریق فرکینگ (شیوه نوین استخراج) برمیگردد.
🖌دولت ترامپ برای به عقب راندن این روندها چه سیاستهایی را اجرا خواهد کرد؟ آیا او میخواهد برای استفاده از فناوریهای جدید توسط «آمریکای شرکتی» (corporate America) قانون وضع کند؟ آیا او تلاش خواهد کرد که شرکتهای چند ملیتی را از سرمایهگذاری در نیروگاهها و کارخانجات خارج از آمریکا منع کند؛ در حالی که بخش اعظم درآمدهای این شرکتها از طریق بازارهای خارجی حاصل میشود؟ تنها ابزار واقعی سیاستگذاری که او در اختیار دارد، اعمال تعرفههای تنبیهی است که احتمالا یک جنگ تجاری را برانگیخته و سبب از بین رفتن فرصتهای شغلی در بخش تجاری برای شرکتهایی چون اپل، بوئینگ و جنرال موتورز میشود.
🖌مشکل تسلط گروههای ذینفوذ بر نظام سیاسی، یک مشکل واقعی و منبعی برای فرسایش و زوال سیاسی آمریکا است. با این حال، راهحل مقدماتی و اولیه ترامپ برای این مشکل، خود شخص او است؛ کسی که بیش از آن ثروتمند است که تحت رشوه گروههای نفوذ در بیاید. اگر بخواهیم این موضوع را که او سابقه دستکاری در سیستم به منظور حفظ منافعش را دارد، کنار بگذاریم، باید گفت که این (اتکای به شخص ترامپ برای مقابله با گروههای ذی نفوذ) را به ندرت بتوان یک روش پایدار برای تعمیر و مرمت سیستم دانست.
🖌او همچنین اقداماتی از قبیل ممنوعیت استخدام و اشتغال مقامات دولتی به عنوان لابیگران را پیشنهاد کرده است. چنین کاری خراشی روی بیماری (تسلط گروههای ذی نفوذ بر سیاست آمریکا) ایجاد خواهد کرد اما به علت ریشهای آن نخواهد پرداخت و آن را رفع نخواهد کرد.
🖌علت ریشهای این موضوع، وجود مبالغ هنگفت پول در سیاست است. در این موضوع، او هیچ طرح واقعی ارائه نداده؛ بدین منظور باید طرحی ارائه شود که به معکوس کردن و از بین بردن تصمیمات دادگاه عالی در پرونده «باکلی»، «والئو» و پرونده شهروندان متحد نیاز خواهد داشت؛ تصمیماتی که استدلال میکنند پول، نمادی از آزادی بیان است و در نتیجه از نظر قانون اساسی موضوعی حفاظت شده است (تحت حفاظت قانون اساسی است).
🖌سیستم سیاسی فرسوده و دچار پوسیدگی آمریکا تنها از طریق یک شوک خارجی قوی که آن را از توازن و تعادل کنونیاش خارج و اصلاحات سیاسی واقعی را ممکن کند، قابل مرمت است. پیروزی ترامپ چنین شوکی را تشکیل میدهد اما متاسفانه تنها پاسخ او همان پاسخ پوپولیستی و اقتدارگرایانه است: «به من اعتماد کنید»، رهبر کاریزما به مشکلات شما رسیدگی میکند. این همانطور که در مورد شوک وارده توسط سیلویو برلوسکنی به سیستم سیاسی ایتالیا وارد شد، هدر رفتن فرصتی برای اصلاحات واقعی، تراژدی واقعی خواهد بود».
✍فرانسیس فوکویاما
فارن افرز
https://telegram.me/joinchat/BfQppT2P5y6W_DfImq6iYg
@InternationalRel
🖌پیروزی خارقالعاده دونالد ترامپ بر هیلاری کلینتون نشان میدهد که دموکراسی آمریکا از یک منظر هنوز هم کار میکند. ترامپ به طرزی عالی در بسیج یک بخش نادیده گرفته شده رأیدهندگان یعنی طبقه کارگر سفید پوست توفیق یافت و خواستههای این گروه را در صدر اولویتهای کشور قرار داد.
🖌البته او اکنون باید وعدههایش را عملی کند و اینجاست که مشکل به وجود میآید. او دو مشکل اساسی در سیاست آمریکا را برجسته کرده است: افزایش نابرابری که به طبقه کارگر قدیمی به شدت آسیب زده و دوم، سیطره گروههای ذینفوذ بر سیستم سیاسی. متاسفانه او طرح و برنامهای برای حل هیچ یک از این موضوع ندارد.
🖌نابرابری بیش از هر چیزی با توسعه و گسترش فناوری و تکنولوژی و در درجه دوم با جهانی شدن ایجاد شده است؛ جهانی شدنی که کارگران آمریکایی را در معرض رقابت صدها میلیون کارگر در کشورهای دیگر قرار داده است. ترامپ قولهای غیرمعقول و گزافی مبنی بر این داده که مشاغل و فرصتهای شغلی را در بخشهایی چون تولید و زغال سنگ بازخواهد گرداند و این کارها را تنها با مذاکره مجدد درباره توافقات تجاری موجود از قبیل «نفتا» یا کاهش و تعدیل قوانین محیط زیستی انجام خواهد داد.
🖌به نظر میرسد که او از این مسئله مطلع نیست که بخش تولید آمریکا در زمان رکود سال ۲۰۰۸ گسترش یافته است، حتی اگر اشتغال در زمینه مربوط به تولید کاهش یافته است.
🖌مشکل اینجاست که مشاغل جدید مربوط به کارخانجات به شدت مکانیزه و خودکار بوده است. همچنین این موضوع درست نیست که مشاغل مربوط به زغال سنگ به واسطه سیاستهای باراک اوباما تحت فشار قرار گرفته باشند، بلکه موضوع به انقلاب در بخش گاز طبیعی از طریق فرکینگ (شیوه نوین استخراج) برمیگردد.
🖌دولت ترامپ برای به عقب راندن این روندها چه سیاستهایی را اجرا خواهد کرد؟ آیا او میخواهد برای استفاده از فناوریهای جدید توسط «آمریکای شرکتی» (corporate America) قانون وضع کند؟ آیا او تلاش خواهد کرد که شرکتهای چند ملیتی را از سرمایهگذاری در نیروگاهها و کارخانجات خارج از آمریکا منع کند؛ در حالی که بخش اعظم درآمدهای این شرکتها از طریق بازارهای خارجی حاصل میشود؟ تنها ابزار واقعی سیاستگذاری که او در اختیار دارد، اعمال تعرفههای تنبیهی است که احتمالا یک جنگ تجاری را برانگیخته و سبب از بین رفتن فرصتهای شغلی در بخش تجاری برای شرکتهایی چون اپل، بوئینگ و جنرال موتورز میشود.
🖌مشکل تسلط گروههای ذینفوذ بر نظام سیاسی، یک مشکل واقعی و منبعی برای فرسایش و زوال سیاسی آمریکا است. با این حال، راهحل مقدماتی و اولیه ترامپ برای این مشکل، خود شخص او است؛ کسی که بیش از آن ثروتمند است که تحت رشوه گروههای نفوذ در بیاید. اگر بخواهیم این موضوع را که او سابقه دستکاری در سیستم به منظور حفظ منافعش را دارد، کنار بگذاریم، باید گفت که این (اتکای به شخص ترامپ برای مقابله با گروههای ذی نفوذ) را به ندرت بتوان یک روش پایدار برای تعمیر و مرمت سیستم دانست.
🖌او همچنین اقداماتی از قبیل ممنوعیت استخدام و اشتغال مقامات دولتی به عنوان لابیگران را پیشنهاد کرده است. چنین کاری خراشی روی بیماری (تسلط گروههای ذی نفوذ بر سیاست آمریکا) ایجاد خواهد کرد اما به علت ریشهای آن نخواهد پرداخت و آن را رفع نخواهد کرد.
🖌علت ریشهای این موضوع، وجود مبالغ هنگفت پول در سیاست است. در این موضوع، او هیچ طرح واقعی ارائه نداده؛ بدین منظور باید طرحی ارائه شود که به معکوس کردن و از بین بردن تصمیمات دادگاه عالی در پرونده «باکلی»، «والئو» و پرونده شهروندان متحد نیاز خواهد داشت؛ تصمیماتی که استدلال میکنند پول، نمادی از آزادی بیان است و در نتیجه از نظر قانون اساسی موضوعی حفاظت شده است (تحت حفاظت قانون اساسی است).
🖌سیستم سیاسی فرسوده و دچار پوسیدگی آمریکا تنها از طریق یک شوک خارجی قوی که آن را از توازن و تعادل کنونیاش خارج و اصلاحات سیاسی واقعی را ممکن کند، قابل مرمت است. پیروزی ترامپ چنین شوکی را تشکیل میدهد اما متاسفانه تنها پاسخ او همان پاسخ پوپولیستی و اقتدارگرایانه است: «به من اعتماد کنید»، رهبر کاریزما به مشکلات شما رسیدگی میکند. این همانطور که در مورد شوک وارده توسط سیلویو برلوسکنی به سیستم سیاسی ایتالیا وارد شد، هدر رفتن فرصتی برای اصلاحات واقعی، تراژدی واقعی خواهد بود».
✍فرانسیس فوکویاما
فارن افرز
https://telegram.me/joinchat/BfQppT2P5y6W_DfImq6iYg
@InternationalRel
Forwarded from پژوهشکده ابرار معاصر تهران
🔵🔵🔵اطلاعیه:
به استحضار مخاطبان گرامی کانال موسسه ابرار میرساند: نتیجه داوری مقالات کنفرانس امنیتی تهران تا پایان هفته جاری اعلام خواهد شد.
@abrarmoaserTehran
به استحضار مخاطبان گرامی کانال موسسه ابرار میرساند: نتیجه داوری مقالات کنفرانس امنیتی تهران تا پایان هفته جاری اعلام خواهد شد.
@abrarmoaserTehran
نخستین کانال تخصصی روابط بین الملل
-معرفی کتاب و مقاله
-اطلاع رسانی برنامه های تخصصی و همایش ها
-و...
https://telegram.me/InternationalRel
-معرفی کتاب و مقاله
-اطلاع رسانی برنامه های تخصصی و همایش ها
-و...
https://telegram.me/InternationalRel
Forwarded from چه خبر؟
پوستری که طرفداران ترامپ برای او منتشر کرده اند. ☝️☝️☝️
Forwarded from چه خبر؟
میزگرد دانشگاه اصفهان قبل از انتخابات آمریکا:
سیاست خارجی ترامپ مغشوش و پرتناقض است
- سیستم ریاستی در آمریکا، یعنی با تغییر رییس جمهور مجموعه ای از افراد جدید با اتوبوس وارد کاخ سفید و دولت می شوند و بخش اعظم مديران عالي دولتي تغيير مي كنند
- در ساختارهاي غير رياستي نظير انگلیس تغییرات حكومتي و سیاستی در انتخابات بسیار کمتر از آمریکا است.-
- ترامپ را می شود با سه نفر در تاریخ معاصر مقایسه کرد: ویلهلم دوم در اوایل قرن بیستم، رونالد ریگان در دهه هشتاد میلادی و سلویو برلوسکونی در دهه نود و پس از آن
- نگاه ترامپ نسبت به استثناگرایی آمریکایی ایدئولوژیک و شعازده و نسبت به افول آمریکا عملگرایانه است.
- اظهارات ترامپ راجع به برجام و ایران مغشوش، پرتناقض و انتخاباتی بوده است.
http://isfahan.isna.ir/Default.aspx?NSID=5&SSLID=46&NID=52056
سیاست خارجی ترامپ مغشوش و پرتناقض است
- سیستم ریاستی در آمریکا، یعنی با تغییر رییس جمهور مجموعه ای از افراد جدید با اتوبوس وارد کاخ سفید و دولت می شوند و بخش اعظم مديران عالي دولتي تغيير مي كنند
- در ساختارهاي غير رياستي نظير انگلیس تغییرات حكومتي و سیاستی در انتخابات بسیار کمتر از آمریکا است.-
- ترامپ را می شود با سه نفر در تاریخ معاصر مقایسه کرد: ویلهلم دوم در اوایل قرن بیستم، رونالد ریگان در دهه هشتاد میلادی و سلویو برلوسکونی در دهه نود و پس از آن
- نگاه ترامپ نسبت به استثناگرایی آمریکایی ایدئولوژیک و شعازده و نسبت به افول آمریکا عملگرایانه است.
- اظهارات ترامپ راجع به برجام و ایران مغشوش، پرتناقض و انتخاباتی بوده است.
http://isfahan.isna.ir/Default.aspx?NSID=5&SSLID=46&NID=52056
ایسنا | اصفهان
رییس جمهور آینده امریکا نمی تواند برجام را نقض کند/سیاست خارجی ترامپ مغشوش است
میزگرد سیاسی انتخابات آمریکا و تاثیر آن بر برجام با حضور کارشناسان مسایل سیاسی در تالار آوینی دانشگاه اصفهان برگزار شد.