🏅سفر کاخ سفید و سیلیکونوَلی به پکن
جهان شاهد عالیترین سطح مذاکرات میان دو ابرقدرت است.
سفر ترامپ به چین، جابهجایی یک هیئت سیاسی نیست؛ بلکه نمایش فشردۀ پیوند میان قدرت دولتی و سرمایۀ بزرگ آمریکایی در میدان رقابت ژئواقتصادی است. حضور مدیران شرکتهای بزرگ مالی، فناورانه و صنعتی در کنار رئیسجمهور آمریکا نشان میدهد که منازعۀ واشنگتن و پکن دیگر فقط بر سر تعرفه، تراز تجاری یا اختلافات دیپلماتیک نیست، بلکه به نبردی ساختاری بر سر آیندۀ زنجیرههای تأمین، جریان سرمایه، مالکیت فناوری، دسترسی به بازارها و قواعد نظم اقتصادی جهانی تبدیل شده است. از منظر اقتصاد سیاسی بینالملل، دولت آمریکا در چنین لحظهای تنها نقش مذاکرهکنندۀ سیاسی را ایفا نمیکند، بلکه بهمثابۀ سازماندهندۀ منافع سرمایه عمل میکند و میکوشد قدرت شرکتهای بزرگ را در خدمت اهداف راهبردی خود قرار دهد. به همین دلیل، این سفر را باید نشانهای از درهمتنیدگی فزایندۀ سیاست خارجی، امنیت ملی و منافع سرمایهداری آمریکا دانست؛ جایی که دیپلماسی، نه در حاشیۀ اقتصاد، بلکه در متن رقابت برای شکلدادن به موازنۀ قدرت اقتصادی جهان معنا پیدا میکند.
✅@Inter_Politics
جهان شاهد عالیترین سطح مذاکرات میان دو ابرقدرت است.
سفر ترامپ به چین، جابهجایی یک هیئت سیاسی نیست؛ بلکه نمایش فشردۀ پیوند میان قدرت دولتی و سرمایۀ بزرگ آمریکایی در میدان رقابت ژئواقتصادی است. حضور مدیران شرکتهای بزرگ مالی، فناورانه و صنعتی در کنار رئیسجمهور آمریکا نشان میدهد که منازعۀ واشنگتن و پکن دیگر فقط بر سر تعرفه، تراز تجاری یا اختلافات دیپلماتیک نیست، بلکه به نبردی ساختاری بر سر آیندۀ زنجیرههای تأمین، جریان سرمایه، مالکیت فناوری، دسترسی به بازارها و قواعد نظم اقتصادی جهانی تبدیل شده است. از منظر اقتصاد سیاسی بینالملل، دولت آمریکا در چنین لحظهای تنها نقش مذاکرهکنندۀ سیاسی را ایفا نمیکند، بلکه بهمثابۀ سازماندهندۀ منافع سرمایه عمل میکند و میکوشد قدرت شرکتهای بزرگ را در خدمت اهداف راهبردی خود قرار دهد. به همین دلیل، این سفر را باید نشانهای از درهمتنیدگی فزایندۀ سیاست خارجی، امنیت ملی و منافع سرمایهداری آمریکا دانست؛ جایی که دیپلماسی، نه در حاشیۀ اقتصاد، بلکه در متن رقابت برای شکلدادن به موازنۀ قدرت اقتصادی جهان معنا پیدا میکند.
✅@Inter_Politics
👍9
سیاست خارجی توسعهگرا
📝در روزنامۀ دنیای اقتصاد بخوانید.
✅@Inter_Politics
... امروز سیاست خارجیای موفق است که نتیجهاش در کارخانه دیده شود؛ در خط تولید، در اشتغال، در تأمین مواد اولیه، در ثبات نسبی بازار ...
📝در روزنامۀ دنیای اقتصاد بخوانید.
✅@Inter_Politics
👍19
تمایل مردم زمانهٔ ما به اینکه بهمحض نپسندیدن چیزی، خواستار ممنوعیت آن ازسوی حکومت میشوند، و آمادگی آنها برای پذیرش چنین ممنوعیتهایی حتی وقتی با آنها اصلاً موافق نیستند، نشان میدهد ذهنیت بندگی تا مغز استخوانشان نفوذ کرده است. به سالها خودتربیتی نیاز است تا رعیت به شهروند تبدیل شود. انسان آزاد باید بتواند تحمل کند که همنوعانش بهگونهای متفاوت از آنچه او درست میپندارد زندگی و عمل کنند؛ و باید این عادت را ترک کند که بهمحض نپسندیدن چیزی، پلیس را صدا بزند.📚فونمیزس، لودویگ. (۱۴۰۰). لیبرالیسم (ترجمهٔ مهدی تدینی). تهران: ثالث.
✅@Inter_Politics
👍11👎3
بزرگترین واردکنندگان جهان
براساس گزارش WTO، ایالات متحدۀ آمریکا🇺🇸 با ۳.۵ تریلیون دلار واردات و سهم ۱۳.۲ درصدی، همچنان بزرگترین واردکنندۀ جهان است و با فاصلهای حدود ۹۰۰ میلیارد دلار از جمهوری خلق چین🇨🇳 در صدر قرار دارد. کسری تجاری بیش از یک تریلیون دلاری آمریکا نشان میدهد که این اقتصاد، با وجود قدرت تولیدی و فناورانه، همچنان به واردات کالاهای مصرفی، قطعات و نهادههای خارجی وابسته است.
چین با ۲.۶ تریلیون دلار واردات، عمدتاً مواد اولیه، انرژی، قطعات پیشرفته و نهادههای راهبردی مانند نیمهرساناها را برای پشتیبانی از تولید صنعتی و صادرات وارد میکند. آلمان🇩🇪 نیز با ۱.۵ تریلیون دلار واردات و سهم ۵.۸ درصدی، نمونۀ مهمی از پیوند عمیق اقتصادهای صنعتی با زنجیرههای تأمین جهانی است.
درمجموع، ۳۰ واردکنندۀ برتر جهان ۲۱.۹ تریلیون دلار کالا وارد کردهاند؛ رقمی معادل ۸۲.۵ درصد از واردات جهانی. این ارقام نشان میدهند که با وجود تنشهای ژئوپلیتیکی و سیاستهای حمایتگرایانه، اقتصادهای بزرگ هنوز برای مصرف، تولید و صادرات به واردات وابستهاند و اقتصاد جهانی بیش از گسست کامل، درحال بازآرایی وابستگیهاست.
✅@Inter_Politics
براساس گزارش WTO، ایالات متحدۀ آمریکا🇺🇸 با ۳.۵ تریلیون دلار واردات و سهم ۱۳.۲ درصدی، همچنان بزرگترین واردکنندۀ جهان است و با فاصلهای حدود ۹۰۰ میلیارد دلار از جمهوری خلق چین🇨🇳 در صدر قرار دارد. کسری تجاری بیش از یک تریلیون دلاری آمریکا نشان میدهد که این اقتصاد، با وجود قدرت تولیدی و فناورانه، همچنان به واردات کالاهای مصرفی، قطعات و نهادههای خارجی وابسته است.
چین با ۲.۶ تریلیون دلار واردات، عمدتاً مواد اولیه، انرژی، قطعات پیشرفته و نهادههای راهبردی مانند نیمهرساناها را برای پشتیبانی از تولید صنعتی و صادرات وارد میکند. آلمان🇩🇪 نیز با ۱.۵ تریلیون دلار واردات و سهم ۵.۸ درصدی، نمونۀ مهمی از پیوند عمیق اقتصادهای صنعتی با زنجیرههای تأمین جهانی است.
درمجموع، ۳۰ واردکنندۀ برتر جهان ۲۱.۹ تریلیون دلار کالا وارد کردهاند؛ رقمی معادل ۸۲.۵ درصد از واردات جهانی. این ارقام نشان میدهند که با وجود تنشهای ژئوپلیتیکی و سیاستهای حمایتگرایانه، اقتصادهای بزرگ هنوز برای مصرف، تولید و صادرات به واردات وابستهاند و اقتصاد جهانی بیش از گسست کامل، درحال بازآرایی وابستگیهاست.
✅@Inter_Politics
👍10
✍️رحمتی، علیرضا؛ و پوراحمدی میبدی، حسین (۱۴۰۴). «چالشهای ساختاری توسعۀ اقتصاد دیجیتال ایران». دوفصلنامۀ مطالعات اقتصاد سیاسی بینالملل، ۸(۲)، ۱۸۷-۲۱۰. https://doi.org/10.22126/ipes.2026.12171.1747
✅@Inter_Politics
یافتههای پژوهش نشان میدهد که تداوم مداخلات دولتمحور، ساختارهای انحصاری، سیاستگذاریهای غیرشفاف، نبود نهادهای مستقل تنظیمگر و تحریمهای بینالمللی، مهمترین عوامل بازدارنده در تحقق مؤلفههای بنیادین نئولیبرالیسم، نظیر خصوصیسازی واقعی، مقرراتزدایی، جذب سرمایه خارجی و ادغام در زنجیرههای اقتصاد جهانی به شمار میروند.
✅@Inter_Politics
👍8
✍رشد فقیرکننده
نظریۀ «رشد فقیرکننده» نشان میدهد که افزایش تولید یا صادرات، همیشه به بهبود رفاه عمومی منجر نمیشود. در این وضعیت، اقتصاد از نظر کمّی بزرگتر میشود، اما بهدلیل افت رابطۀ مبادله، وابستگی به صادرات خام، افزایش بهای واردات، تورم داخلی و کاهش قدرت خرید، جامعه الزاماً ثروتمندتر نمیشود. برای نمونه، دولتی ممکن است اعلام کند صادرات نفت افزایش یافته یا درآمد ارزی کشور بالا رفته است؛ اما اگر همزمان قیمت کالاهای وارداتی افزایش یابد، ارزش پول ملی کاهش پیدا کند، تورم معیشت خانوارها را فرسوده سازد و درآمدهای حاصل از صادرات در مسیر تقویت تولید، رفاه عمومی و خدمات اجتماعی بهکار گرفته نشود، رشد صادراتی به بهبود زندگی مردم تبدیل نخواهد شد.
اهمیت سیاسی این مفهوم در آن است که دولتهای پوپولیستی یا بحرانزده معمولاً از آمارهای خام رشد، تولید و صادرات برای عادی نشاندادن شرایط استفاده میکنند. آنها بر «افزایش عددها» تأکید میگذارند، اما پرسش اصلی را کنار میزنند: این رشد چه اثری بر قدرت خرید، کیفیت اشتغال، توزیع درآمد، دسترسی به آموزش و درمان، و امنیت معیشتی مردم داشته است؟ ازاینمنظر، رشد فقیرکننده فقط یک بحث اقتصادی نیست؛ نقدی بر شیوۀ حکمرانیای است که با برجستهکردن شاخصهای گزینشی، کاهش رفاه واقعی را پنهان میکند و میان «بزرگتر شدن اقتصاد» و «بهتر شدن زندگی» پیوندی کاذب میسازد.
✅@Inter_Politics
نظریۀ «رشد فقیرکننده» نشان میدهد که افزایش تولید یا صادرات، همیشه به بهبود رفاه عمومی منجر نمیشود. در این وضعیت، اقتصاد از نظر کمّی بزرگتر میشود، اما بهدلیل افت رابطۀ مبادله، وابستگی به صادرات خام، افزایش بهای واردات، تورم داخلی و کاهش قدرت خرید، جامعه الزاماً ثروتمندتر نمیشود. برای نمونه، دولتی ممکن است اعلام کند صادرات نفت افزایش یافته یا درآمد ارزی کشور بالا رفته است؛ اما اگر همزمان قیمت کالاهای وارداتی افزایش یابد، ارزش پول ملی کاهش پیدا کند، تورم معیشت خانوارها را فرسوده سازد و درآمدهای حاصل از صادرات در مسیر تقویت تولید، رفاه عمومی و خدمات اجتماعی بهکار گرفته نشود، رشد صادراتی به بهبود زندگی مردم تبدیل نخواهد شد.
اهمیت سیاسی این مفهوم در آن است که دولتهای پوپولیستی یا بحرانزده معمولاً از آمارهای خام رشد، تولید و صادرات برای عادی نشاندادن شرایط استفاده میکنند. آنها بر «افزایش عددها» تأکید میگذارند، اما پرسش اصلی را کنار میزنند: این رشد چه اثری بر قدرت خرید، کیفیت اشتغال، توزیع درآمد، دسترسی به آموزش و درمان، و امنیت معیشتی مردم داشته است؟ ازاینمنظر، رشد فقیرکننده فقط یک بحث اقتصادی نیست؛ نقدی بر شیوۀ حکمرانیای است که با برجستهکردن شاخصهای گزینشی، کاهش رفاه واقعی را پنهان میکند و میان «بزرگتر شدن اقتصاد» و «بهتر شدن زندگی» پیوندی کاذب میسازد.
✅@Inter_Politics
👍31
Forwarded from 🌍 سیاست بهشتی🕊️
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
🕊️🌹 @SBU_PoliticalScience
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍8
اقتصاد سیاسی بینالملل pinned «✍️رحمتی، علیرضا؛ و پوراحمدی میبدی، حسین (۱۴۰۴). «چالشهای ساختاری توسعۀ اقتصاد دیجیتال ایران». دوفصلنامۀ مطالعات اقتصاد سیاسی بینالملل، ۸(۲)، ۱۸۷-۲۱۰. https://doi.org/10.22126/ipes.2026.12171.1747 یافتههای پژوهش نشان میدهد که تداوم مداخلات دولتمحور،…»
@MoboMoviesBot-Mr.Jones.2019.1080p.BluRay.mkv
1.8 GB
فیلم Mr. Jones اثری درام و تاریخی است که برپایهٔ رویدادهای واقعی ساخته شده و داستان یک خبرنگار ولزی را روایت میکند که در دههٔ ۱۹۳۰ به اتحاد جماهیر شوروی☭ سفر میکند و به کشف یکی از پنهانکارانهترین فجایع قرن بیستم نزدیک میشود. این فیلم تصویری تلخ از هزینه افشای حقیقت در نظامهای اقتدارگرا ارائه میدهد.
🎥 نسخهٔ زیرنویس چسبیده
📀 کیفیت: BluRay-1080p
✅@Inter_Politics
🎥 نسخهٔ زیرنویس چسبیده
📀 کیفیت: BluRay-1080p
✅@Inter_Politics
👍7
براساس گزارش و پیشبینیهای صندوق بینالمللی پول، هند🇮🇳 با رشد ۶٫۶٪ در سال ۲۰۲۵ و ۶٫۲٪ در سال ۲۰۲۶، همچنان سریعترین اقتصاد بزرگ جهان بهشمار میرود و با شتابی بیشاز سهبرابر اقتصادهای توسعهیافته رشد میکند. اندونزی🇮🇩 با رشد ثابت ۴٫۹٪ و چین🇨🇳 با رشد ۴٫۸٪ در سال ۲۰۲۵ و ۴٫۲٪ در سال ۲۰۲۶، دیگر موتورهای اصلی بازارهای نوظهور محسوب میشوند. درمقابل، اقتصادهای پیشرفته آشکارا عقبترند: آمریکا🇺🇸 حدود ۲٪، بریتانیا🇬🇧 ۱٫۳٪ و ژاپن🇯🇵، فرانسه🇫🇷 و آلمان🇩🇪 همگی کمتر از ۱٪ رشد خواهند داشت؛ چنانکه رشد اقتصادی آلمان در سال ۲۰۲۵ تنها ۰٫۲٪ پیشبینی شده است. این دادهها، که در نموداری دایرهای از گزارش تفصیلی «محاسبۀ هند: چگونه ژئوپلیتیک و تجارت، راهبرد توسعۀ هند را میآزمایند» ارائه شدهاند، شکاف فزایندۀ رشد میان اقتصادهای نوظهور و توسعهیافته را نشان میدهند و از بازتوزیع تدریجی قدرت و فرصتهای اقتصادی در سالهای پیشرو حکایت دارند.
🌐منبع
✅@Inter_Politics
🌐منبع
✅@Inter_Politics
👍7
GEO.png
2.5 MB
👍10
یک اندرز مشهور انگلیسی میگوید: «به بهترینها امیدوار باش، اما برای بدترینها برنامهریزی کن».
اگر توافق ایران و آمریکا و پایان جنگ واقعاً بتواند از فشارهای اقتصادی، سیاسی و روانی بر کشور بکاهد، طبعاً باید از آن استقبال کرد؛ اما استقبال از یک امکان، با سپردن سرنوشت کشور به خوشبینی بیمحاسبه تفاوت دارد. مسئلۀ اصلی این است که فضای تحلیلی در کشور بار دیگر بهجای سنجش دقیق واقعیت، گرفتار همان منطق سادهساز و خطرناکی شده است که پیشاز جنگ نیز دیده میشد: آن زمان، عدهای میگفتند با جنگ «همهچیز تمام میشود» و امروز دستهای دیگر میگویند با توافق «همهچیز درست خواهد شد». تا دیروز میگفتند با پیوستن به «شانگهای» و «بریکس»، کار آمریکا را یکسره میکنیم؛ اکنون میگویند با پولی که قرار است با چراغ سبز آمریکا آزاد شود، مشکلات کشور حل خواهد شد. این رفتوبرگشت شتابزده از خیالِ «بینیازی کامل از آمریکا» به انتظار برای «منابعی که آزادسازی آن همچنان به ارادۀ آمریکا وابسته است»، بیشاز آنکه نشانۀ چرخش راهبردی باشد، علامت ضعف محاسبه، فقدان حافظۀ تحلیلی و نبود برنامهریزی نهادی است.
کشور را نمیتوان با شعار، آرزو و عددهای بیصاحب اداره کرد. هنوز حتی معلوم نیست ایران دقیقاً چه میزان دارایی مسدودشده در کشورهای مختلف دارد. وقتی گفته میشود داراییهای ایران در چین «بین ۲۰ تا ۵۰ میلیارد دلار» است، برخی ظاهراً درک نمیکنند که دربارۀ شکافی سیمیلیارددلاری سخن میگویند و گویی بحث بر سر ۳۰ هزار تومان است، نه رقمی که میتواند بر بودجه، بازار ارز، واردات کالاهای اساسی، تجارت خارجی، انتظارات تورمی و حتی روان جامعه اثر بگذارد. پرسش حیاتی این است که وقتی هنوز نمیدانیم دقیقاً چه مقدار دارایی مسدودشده داریم، این منابع در کدام کشورها قرار دارند، چه بخشی از آنها واقعاً قابلآزادسازی است، مسیر حقوقی و بانکی بازگشت آنها چیست و کدام نهاد مسئول ثبت، پیگیری و راستیآزمایی آنهاست، چگونه میتوان برای حل مشکلات اساسی کشور برنامهریزی کرد؟ سیاستگذاری اقتصادی با عددهای شناور ممکن نیست؛ بودجه، واردات، تأمین ارز، حمایت معیشتی و بازسازی زیرساختها همگی به دادۀ روشن، زمانبندی مشخص و ضمانت اجرایی نیاز دارند.
تا زمانی که تا ریالِ آخِرِ داراییهای بلوکهشدۀ ایران در همۀ کشورها ثبت، حسابرسی و راستیآزمایی نشود، هر گشایش احتمالیْ شکننده خواهد بود. پولی که محل نگهداری، امکان دسترسی، محدودیت مصرف، مسیر انتقال و ضمانت آزادسازی آن روشن نیست، نمیتواند مبنای برنامهریزی ملی قرار گیرد. اگر این منابع صرفاً در سطح خبر، وعده یا تخمینهای مبهم باقی بمانند، هر آرامشی که ایجاد کنند بیشتر شبیه مُسکن خواهد بود تا درمان. زخمی که با ابهام و وعده پوشانده شود، بسته نمیشود؛ فقط برای مدتی پنهان میماند و بعد، عمیقتر و پرهزینهتر، دوباره سر باز میکند.
حتی باید سناریوی بدبینانه را نیز جدی گرفت؛ نه از سر بدبینی کور، بلکه بهعنوان بخشی از عقلانیت حکمرانی. ممکن است ترامپ، بهویژه تا پساز انتخابات میاندورهای، چنان صحنهآرایی کند که گویی روند توافق، آزادسازی داراییها و کاهش فشارها واقعاً در مسیر تثبیت قرار دارد. در همین فاصله، بخشی از منابع نیز شاید بهصورت محدود آزاد شود، فضای روانی کشور آرامتر گردد و دولت و مجلس در ایران بودجۀ سال آینده را با اتکا به همین انتظار تنظیم کنند؛ بودجهای که ممکن است برپایۀ درآمدهایی بسته شود که هنوز نه کامل وصول شدهاند، نه مسیر بازگشت آنها تضمین شده و نه روشن است در چه حوزههایی قابلمصرفاند. آنگاه، پساز عبور از این مقطع، با بازگشت تنش یا حتی ازسرگیری جنگ، روند آزادسازی میتواند متوقف شود، بخش اصلی داراییها بازنگردد و ایران با تعهدات بودجهای سنگینتر، کسری مالی گستردهتر و فشار روانی شدیدتر روبهرو شود. چنین احتمالی شاید بدبینانه بهنظر برسد، اما برنامهریزی ملی دقیقاً برای مواجهه با همین احتمالهاست. امیدواری به بهترین حالت، بدون آمادگی برای بدترین حالت، سیاستورزی نیست؛ قمار با سرنوشت کشور است.
بنابراین، مسئله نه خوشحالی سادهانگارانه از توافق است و نه مخالفت غریزی با آن. توافق اگر قرار است بخشی از راهحل باشد، باید به سازوکاری دقیق برای شناسایی، ثبت، آزادسازی، انتقال و مصرف داراییهای ایران متصل شود. بدون دادۀ روشن، ضمانت حقوقی، حسابرسی مستقل، زمانبندی اجرایی، اولویتبندی بودجهای و بدبینی راهبردی، هر توافقی میتواند از فرصت به دام تبدیل شود. خطر بزرگ این است که همان خطای محاسباتیای که پیشاز جنگ فهم واقعیت را مختل کرد، پساز تفاهم نیز تصمیمگیری ملی را ـ اینبار توسط افرادی دیگر ـ از واقعیت جدا کند.
✍️علیرضا رحمتی
✅@Inter_Politics
اگر توافق ایران و آمریکا و پایان جنگ واقعاً بتواند از فشارهای اقتصادی، سیاسی و روانی بر کشور بکاهد، طبعاً باید از آن استقبال کرد؛ اما استقبال از یک امکان، با سپردن سرنوشت کشور به خوشبینی بیمحاسبه تفاوت دارد. مسئلۀ اصلی این است که فضای تحلیلی در کشور بار دیگر بهجای سنجش دقیق واقعیت، گرفتار همان منطق سادهساز و خطرناکی شده است که پیشاز جنگ نیز دیده میشد: آن زمان، عدهای میگفتند با جنگ «همهچیز تمام میشود» و امروز دستهای دیگر میگویند با توافق «همهچیز درست خواهد شد». تا دیروز میگفتند با پیوستن به «شانگهای» و «بریکس»، کار آمریکا را یکسره میکنیم؛ اکنون میگویند با پولی که قرار است با چراغ سبز آمریکا آزاد شود، مشکلات کشور حل خواهد شد. این رفتوبرگشت شتابزده از خیالِ «بینیازی کامل از آمریکا» به انتظار برای «منابعی که آزادسازی آن همچنان به ارادۀ آمریکا وابسته است»، بیشاز آنکه نشانۀ چرخش راهبردی باشد، علامت ضعف محاسبه، فقدان حافظۀ تحلیلی و نبود برنامهریزی نهادی است.
کشور را نمیتوان با شعار، آرزو و عددهای بیصاحب اداره کرد. هنوز حتی معلوم نیست ایران دقیقاً چه میزان دارایی مسدودشده در کشورهای مختلف دارد. وقتی گفته میشود داراییهای ایران در چین «بین ۲۰ تا ۵۰ میلیارد دلار» است، برخی ظاهراً درک نمیکنند که دربارۀ شکافی سیمیلیارددلاری سخن میگویند و گویی بحث بر سر ۳۰ هزار تومان است، نه رقمی که میتواند بر بودجه، بازار ارز، واردات کالاهای اساسی، تجارت خارجی، انتظارات تورمی و حتی روان جامعه اثر بگذارد. پرسش حیاتی این است که وقتی هنوز نمیدانیم دقیقاً چه مقدار دارایی مسدودشده داریم، این منابع در کدام کشورها قرار دارند، چه بخشی از آنها واقعاً قابلآزادسازی است، مسیر حقوقی و بانکی بازگشت آنها چیست و کدام نهاد مسئول ثبت، پیگیری و راستیآزمایی آنهاست، چگونه میتوان برای حل مشکلات اساسی کشور برنامهریزی کرد؟ سیاستگذاری اقتصادی با عددهای شناور ممکن نیست؛ بودجه، واردات، تأمین ارز، حمایت معیشتی و بازسازی زیرساختها همگی به دادۀ روشن، زمانبندی مشخص و ضمانت اجرایی نیاز دارند.
تا زمانی که تا ریالِ آخِرِ داراییهای بلوکهشدۀ ایران در همۀ کشورها ثبت، حسابرسی و راستیآزمایی نشود، هر گشایش احتمالیْ شکننده خواهد بود. پولی که محل نگهداری، امکان دسترسی، محدودیت مصرف، مسیر انتقال و ضمانت آزادسازی آن روشن نیست، نمیتواند مبنای برنامهریزی ملی قرار گیرد. اگر این منابع صرفاً در سطح خبر، وعده یا تخمینهای مبهم باقی بمانند، هر آرامشی که ایجاد کنند بیشتر شبیه مُسکن خواهد بود تا درمان. زخمی که با ابهام و وعده پوشانده شود، بسته نمیشود؛ فقط برای مدتی پنهان میماند و بعد، عمیقتر و پرهزینهتر، دوباره سر باز میکند.
حتی باید سناریوی بدبینانه را نیز جدی گرفت؛ نه از سر بدبینی کور، بلکه بهعنوان بخشی از عقلانیت حکمرانی. ممکن است ترامپ، بهویژه تا پساز انتخابات میاندورهای، چنان صحنهآرایی کند که گویی روند توافق، آزادسازی داراییها و کاهش فشارها واقعاً در مسیر تثبیت قرار دارد. در همین فاصله، بخشی از منابع نیز شاید بهصورت محدود آزاد شود، فضای روانی کشور آرامتر گردد و دولت و مجلس در ایران بودجۀ سال آینده را با اتکا به همین انتظار تنظیم کنند؛ بودجهای که ممکن است برپایۀ درآمدهایی بسته شود که هنوز نه کامل وصول شدهاند، نه مسیر بازگشت آنها تضمین شده و نه روشن است در چه حوزههایی قابلمصرفاند. آنگاه، پساز عبور از این مقطع، با بازگشت تنش یا حتی ازسرگیری جنگ، روند آزادسازی میتواند متوقف شود، بخش اصلی داراییها بازنگردد و ایران با تعهدات بودجهای سنگینتر، کسری مالی گستردهتر و فشار روانی شدیدتر روبهرو شود. چنین احتمالی شاید بدبینانه بهنظر برسد، اما برنامهریزی ملی دقیقاً برای مواجهه با همین احتمالهاست. امیدواری به بهترین حالت، بدون آمادگی برای بدترین حالت، سیاستورزی نیست؛ قمار با سرنوشت کشور است.
بنابراین، مسئله نه خوشحالی سادهانگارانه از توافق است و نه مخالفت غریزی با آن. توافق اگر قرار است بخشی از راهحل باشد، باید به سازوکاری دقیق برای شناسایی، ثبت، آزادسازی، انتقال و مصرف داراییهای ایران متصل شود. بدون دادۀ روشن، ضمانت حقوقی، حسابرسی مستقل، زمانبندی اجرایی، اولویتبندی بودجهای و بدبینی راهبردی، هر توافقی میتواند از فرصت به دام تبدیل شود. خطر بزرگ این است که همان خطای محاسباتیای که پیشاز جنگ فهم واقعیت را مختل کرد، پساز تفاهم نیز تصمیمگیری ملی را ـ اینبار توسط افرادی دیگر ـ از واقعیت جدا کند.
✍️علیرضا رحمتی
✅@Inter_Politics
👍11
روایت Data Explained نشان میدهد جنگ ایران🇮🇷 برای آمریکا🇺🇸 نمونۀ روشنی از منطق جنگهای فناورانۀ جدید بود. هرچه دقت، پیچیدگی و سطح فناوری سلاحها بالاتر میرود، هزینۀ عملیاتی جنگ هم افزایش پیدا میکند. در این چارچوب، موشکهای دقیق، سامانههای پدافندی پیشرفته، عملیات دریایی، لجستیک گسترده و پشتیبانی اطلاعاتی، جنگ را ازنظر نظامی و شدت ضربه مؤثرتر، اما بهلحاظ مالی سنگینتر میکند. به همین دلیل، درحالیکه پنتاگون هزینهٔ رسمی را ۲۵ میلیارد دلار اعلام کرده، برآورد مستقل رقم را بیش از ۴۵.۳ میلیارد دلار میداند. معنای تحلیلی این داده روشن است: جنگ مدرن الزاماً کوتاهتر یا ارزانتر نیست؛ دقیقتر، پیچیدهتر و پرهزینهتر است.
✅@Inter_Politics
✅@Inter_Politics
👍6
اقتصاد سیاسی بینالملل (IPE) و اقتصاد سیاسی جهانی (GPE)
اگرچه این دو حوزه در بسیاری از موضوعات با یکدیگر همپوشانی دارند، اما ازنظر سطح تحلیل و دامنۀ مفهومی یکسان نیستند. اقتصاد سیاسی بینالملل بیشتر بر رابطۀ متقابل اقتصاد و سیاست در مناسبات میان دولتها تمرکز دارد؛ یعنی تجارت، نظام پولی و مالی، سرمایهگذاری خارجی، تحریمها، رژیمهای بینالمللی و رقابت قدرتهای بزرگ را عمدتاً در چارچوب روابط دولتمحور بررسی میکند. در این نگاه، دولت همچنان بازیگر اصلی و نقطۀ عزیمت تحلیل است.
در مقابل، اقتصاد سیاسی جهانی افق گستردهتری دارد و فقط به روابط میان دولتها محدود نمیشود. این حوزه، اقتصاد جهانی را بهمثابۀ شبکهای پیچیده از دولتها، شرکتهای چندملیتی، نهادهای مالی، زنجیرههای ارزش، بازارهای داده، فناوریهای دیجیتال، پلتفرمها، جریانهای سرمایه، انرژی، اقلیم، مهاجرت و کنشگران غیردولتی تحلیل میکند. ازاینرو، موضوعاتی مانند جهانیشدن و جهانیزدایی، ژئواکونومی، وابستگی متقابل تسلیحشده، امنیت اقتصادی، حکمرانی داده، هوش مصنوعی، رمزارزها، گذار انرژی، زنجیرههای تأمین راهبردی، تحریمهای مالی، دوستسپاری، نزدیکسپاری و چندپارگی اقتصاد جهانی، بیش از آنکه صرفاً در چارچوب اقتصاد سیاسی بینالملل قابلفهم باشند، در قلمرو اقتصاد سیاسی جهانی معنا پیدا میکنند.
به بیان دقیقتر، اقتصاد سیاسی بینالملل عمدتاً میپرسد دولتها چگونه از ابزارهای اقتصادی در روابط خارجی خود استفاده میکنند و چگونه قواعد اقتصاد بینالملل را شکل میدهند؛ اما اقتصاد سیاسی جهانی میپرسد قدرت، ثروت، تولید، فناوری و حکمرانی در مقیاس جهانی چگونه توزیع، بازتولید و بازآرایی میشوند.
✅@Inter_Politics
اگرچه این دو حوزه در بسیاری از موضوعات با یکدیگر همپوشانی دارند، اما ازنظر سطح تحلیل و دامنۀ مفهومی یکسان نیستند. اقتصاد سیاسی بینالملل بیشتر بر رابطۀ متقابل اقتصاد و سیاست در مناسبات میان دولتها تمرکز دارد؛ یعنی تجارت، نظام پولی و مالی، سرمایهگذاری خارجی، تحریمها، رژیمهای بینالمللی و رقابت قدرتهای بزرگ را عمدتاً در چارچوب روابط دولتمحور بررسی میکند. در این نگاه، دولت همچنان بازیگر اصلی و نقطۀ عزیمت تحلیل است.
در مقابل، اقتصاد سیاسی جهانی افق گستردهتری دارد و فقط به روابط میان دولتها محدود نمیشود. این حوزه، اقتصاد جهانی را بهمثابۀ شبکهای پیچیده از دولتها، شرکتهای چندملیتی، نهادهای مالی، زنجیرههای ارزش، بازارهای داده، فناوریهای دیجیتال، پلتفرمها، جریانهای سرمایه، انرژی، اقلیم، مهاجرت و کنشگران غیردولتی تحلیل میکند. ازاینرو، موضوعاتی مانند جهانیشدن و جهانیزدایی، ژئواکونومی، وابستگی متقابل تسلیحشده، امنیت اقتصادی، حکمرانی داده، هوش مصنوعی، رمزارزها، گذار انرژی، زنجیرههای تأمین راهبردی، تحریمهای مالی، دوستسپاری، نزدیکسپاری و چندپارگی اقتصاد جهانی، بیش از آنکه صرفاً در چارچوب اقتصاد سیاسی بینالملل قابلفهم باشند، در قلمرو اقتصاد سیاسی جهانی معنا پیدا میکنند.
به بیان دقیقتر، اقتصاد سیاسی بینالملل عمدتاً میپرسد دولتها چگونه از ابزارهای اقتصادی در روابط خارجی خود استفاده میکنند و چگونه قواعد اقتصاد بینالملل را شکل میدهند؛ اما اقتصاد سیاسی جهانی میپرسد قدرت، ثروت، تولید، فناوری و حکمرانی در مقیاس جهانی چگونه توزیع، بازتولید و بازآرایی میشوند.
✅@Inter_Politics
👍15
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🏅محمود سریعالقلم:
✅@Inter_Politics
دوستان هر کشوری باعث توسعه یا عدم توسعه میشوند.
مثلاً اردوغان با ایلان ماسک و بیل گیتس معاشرت میکند، ولی ایران با حوثیها و حشدالشعبی.
اینکه ما با چه کسی معاشرت میکنیم، نشاندهندۀ سطح فکر ماست.
✅@Inter_Politics
👍38👎22
پیرو ادعای تخریبی برنامهی «جریان» در صداوسیما و خبرگزاریهای وابسته به حاکمیت در تاریخ ۹ تیر ماه ۱۴۰۵، در تماسی با آقای دکتر محمود سریعالقلم، ایشان اشاره داشتند که برادری به نام فرید و یا وحید ندارند. ایشان گفتند آذری هستند و نه مازندرانی. ادعاهای برنامه صحت ندارد.
جزئیات بیشتر منتشر خواهد شد.
✅@Inter_Politics
جزئیات بیشتر منتشر خواهد شد.
✅@Inter_Politics
👍24👎7
Forwarded from 🌍 سیاست بهشتی🕊️
دکتر مهدی رزمآهنگ
عضو مرکز پژوهشهای مجلس شورای اسلامی
محمدصادق دانشجو
کارشناسی ارشد رشته علوم سیاسی دانشگاه شهید بهشتی
https://survey.porsline.ir/s/LN48nTV7
▪️ @CEPS_SBU✈️
🌹 @Inter_Politics✈️
🌍 @SBU_PoliticalScience✈️
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍4👎1