اگر دلار آمریکا تضعیف شود، کدامیک از شرایط زیر احتمالاً برای اقتصاد ایالات متحده رخ میدهد؟
Anonymous Quiz
32%
الف) کاهش صادرات
54%
ب) افزایش صادرات
7%
ج) ثبات صادرات
7%
د) توقف صادرات
👍15
✍️اصل «ملت بهیندوست» (MFN)¹ یکی از مهمترین اصول حاکم بر حقوق تجارت بینالملل و سازمان تجارت جهانی (WTO)² است که برپایۀ آن، هرگاه کشوری در چارچوب یک توافق تجاری به کشوری دیگر امتیازی ـ مانند کاهش تعرفه یا تسهیل واردات ـ بدهد، موظف است همان امتیاز را بیدرنگ و بدون تبعیض به تمامی کشورهای عضو اعطا کند. این اصل با هدف تضمین برابری فرصتها، جلوگیری از تبعیض و ایجاد فضای رقابتی سالم در تجارت جهانی تدوین شده است. البته استثناهایی نیز وجود دارد؛ مانند موافقتنامههای تجارت آزاد، اتحادیههای گمرکی و ترجیحات ویژه برای کشورهای درحال توسعه. اجرای صحیح این اصل، پیشبینیپذیری و شفافیت در روابط تجاری بینالمللی را افزایش داده و به گسترش تجارت آزاد کمک میکند. برای نمونه، اتحادیۀ اروپا در سال ۲۰۱۹ با کانادا توافقی امضا کرد که براساس آن تعرفه واردات گوشت گاو کانادایی به اتحادیۀ اروپا بهطور قابل توجهی کاهش یافت. طبق اصل «ملت بهیندوست»، این کاهش تعرفه نمیتوانست صرفاً برای کانادا اعمال شود، بلکه اتحادیۀ اروپا موظف بود همان نرخ تعرفۀ کاهشیافته را برای واردات گوشت گاو از سایر اعضای WTO نیز اعمال کند. این موضوع تضمین میکند که هیچ کشوری در تجارت جهانی صرفاً به دلیل روابط دوجانبه، از امتیاز تبعیضآمیز برخوردار نشود.
______
¹ Most-Favored-Nation
² World Trade Organization
✅@Inter_Politics
______
¹ Most-Favored-Nation
² World Trade Organization
✅@Inter_Politics
👍27👎1
شش ماه سخت برای کسبوکارهای ناآماده
✍ حامد پاکطینت
با اطمینان میتوان گفت که نیمه دوم سال، با شرایطی کاملاً غیرعادی و شکننده همراه خواهد بود. کاهش تقاضای عمومی، نوسانات شدید ارزی، تغییرات مکرر در سیاستهای تجاری و مقررات ناشی از مدیریت تحریمها، افت نرخ تبدیل نقدینگی به کالا، و افزایش سهم هزینههای ثابت از فروش، همگی نشانههایی هستند از بحرانی که هیچ کسبوکاری از آن مصون نخواهد ماند. آنچه در این میان تعیینکننده است، مدیریت هوشمندانه و پیشدستانه این بحران است.
مطالعات ما نشان میدهد که تا پایان سال، درصورت فقدان پیشبینی و آمادگی سازمانی، حدود ۳۰ تا ۵۰ درصد کسبوکارهای کوچک، ۱۵ تا ۳۰ درصد شرکتهای متوسط و زیر ۱۰ درصد از شرکتهای بزرگ با خطر جدی تعطیلی مواجه خواهند شد. ریشه این آسیبها در نبود ساختار، ضعف مدیریت حرفهای و ناتوانی در کنترل شرایط ناپایدار اقتصادی است.
حتی شرکتهایی که از امروز بهصورت حرفهای و هدفمند وارد عمل شوند نیز، ناگزیر از کاهش حداقل ۱۵ درصدی حجم فعالیتهای خود خواهند بود. با این حال، همین اقدام بهموقع میتواند آنها را از ورشکستگی یا تعطیلی نجات دهد. مرگ کسبوکار، الزاماتی دارد؛ و متأسفانه همه این الزامات در ششماهه دوم سال در فضای اقتصادی ایران مهیا شدهاند.
✅@Inter_Politics
✍ حامد پاکطینت
با اطمینان میتوان گفت که نیمه دوم سال، با شرایطی کاملاً غیرعادی و شکننده همراه خواهد بود. کاهش تقاضای عمومی، نوسانات شدید ارزی، تغییرات مکرر در سیاستهای تجاری و مقررات ناشی از مدیریت تحریمها، افت نرخ تبدیل نقدینگی به کالا، و افزایش سهم هزینههای ثابت از فروش، همگی نشانههایی هستند از بحرانی که هیچ کسبوکاری از آن مصون نخواهد ماند. آنچه در این میان تعیینکننده است، مدیریت هوشمندانه و پیشدستانه این بحران است.
مطالعات ما نشان میدهد که تا پایان سال، درصورت فقدان پیشبینی و آمادگی سازمانی، حدود ۳۰ تا ۵۰ درصد کسبوکارهای کوچک، ۱۵ تا ۳۰ درصد شرکتهای متوسط و زیر ۱۰ درصد از شرکتهای بزرگ با خطر جدی تعطیلی مواجه خواهند شد. ریشه این آسیبها در نبود ساختار، ضعف مدیریت حرفهای و ناتوانی در کنترل شرایط ناپایدار اقتصادی است.
حتی شرکتهایی که از امروز بهصورت حرفهای و هدفمند وارد عمل شوند نیز، ناگزیر از کاهش حداقل ۱۵ درصدی حجم فعالیتهای خود خواهند بود. با این حال، همین اقدام بهموقع میتواند آنها را از ورشکستگی یا تعطیلی نجات دهد. مرگ کسبوکار، الزاماتی دارد؛ و متأسفانه همه این الزامات در ششماهه دوم سال در فضای اقتصادی ایران مهیا شدهاند.
✅@Inter_Politics
👍25
اقتصاد در جستوجوی بقا
✍️علیرضا رحمتی
ایران در اوایل قرن پانزدهم خورشیدی با پیچیدهترین چالش اقتصادی تاریخ معاصر خود روبهروست. کشوری که همزمان از سرمایهای کمیاب ـ جمعیتی جوان و تحصیلکرده، موقعیت ژئواقتصادی بیبدیل و منابع طبیعی متنوع ـ برخوردار است و درعینحال درگیر سازوکارهایی است که همین مزیتها را خنثی، یا حتی علیه خود، به کار میگیرد...
📝منتشرشده در روزنامۀ دنیای اقتصاد
✅@Inter_Politics
✍️علیرضا رحمتی
ایران در اوایل قرن پانزدهم خورشیدی با پیچیدهترین چالش اقتصادی تاریخ معاصر خود روبهروست. کشوری که همزمان از سرمایهای کمیاب ـ جمعیتی جوان و تحصیلکرده، موقعیت ژئواقتصادی بیبدیل و منابع طبیعی متنوع ـ برخوردار است و درعینحال درگیر سازوکارهایی است که همین مزیتها را خنثی، یا حتی علیه خود، به کار میگیرد...
📝منتشرشده در روزنامۀ دنیای اقتصاد
✅@Inter_Politics
روزنامه دنیای اقتصاد
اقتصاد در جستو جوی بقا
ایران در اوایل قرن پانزدهم خورشیدی با پیچیدهترین چالش اقتصادی تاریخ معاصر خود روبهروست. کشوری که همزمان از سرمایهای کمیاب ـ جمعیتی جوان و تحصیلکرده، موقعیت ژئواقتصادی بیبدیل و منابع طبیعی متنوع ـ برخوردار است و درعینحال درگیر سازوکارهایی است که همین…
👍15
آیا جمشید نجات میتواند بنگاهش را حفظ کند؟
✍️ محمد طاهری
سردبیر هفتهنامهٔ تجارت
🔹سریال «تاسیان» به پایان رسید؛ سریالی که با عبور از خط قرمزهای دیرینه تلویزیون و سینمای ایران، نام خود را در حافظه مخاطبان ثبت کرد. فارغ از بحثهای فنی و هنری، آنچه تاسیان را متمایز میکند، جسارت آن در به چالش کشیدن کلیشههای رایج درباره کارآفرینان و سرمایهدارانی است که سالها در فیلمها و سریالهای ایرانی، نقش منفی داستانها را بر دوش داشتند.
درحالیکه سینمای ایران، بهویژه در دهههای گذشته، کارآفرینان را اغلب با چهرهای منفی چون «زالوصفت»، «مرفه بیدرد» یا شخصیتهای بیاخلاق و بیرحم به تصویر میکشید، تاسیان با خلق شخصیت جمشید نجات، این کلیشهها را درهم شکست. خانم تینا پاکروان، کارگردان سریال، نهتنها از سنت فیلمسازان چپگرا فاصله گرفت، بلکه از چارچوبهای کلیشهای صداوسیما نیز عبور کرد.
🔹جمشید نجات، کارآفرینی خودساخته با ارادهای پولادین، نمادی از پشتکار و تلاش کارآفرین ایرانی بود. این سریال با ظرافت، او را از دل شخصیتهای بدنام سینمای ایران بیرون کشید و چهرهای متفاوت از صنعتگر ایرانی ارائه داد؛ مردی میهندوست، عاشق خانواده و دلبسته به کار و تلاش که روزگاری خود کارگری ساده در کسبوکار خاندان خسروشاهی بود. در سکانسی کلیدی، وقتی کارخانه در آستانه توقف و کارگران در اعتصاب بودند، جمشید از گذشتهاش سخن گفت؛ از روزهایی که با تلاش شبانهروزی و بدون دسترسی به رانت، کارخانهاش را بنا نهاد تا جوانان را استخدام کند. او قصد داشت به کارگران ناراضیاش بفهماند که حفظ کارخانه از گزند حوادث مختلف، چقدر مهم است و زندگی حال و آینده آنها به کار کردن بدون وقفه این کارخانه بستگی دارد. این سکانس، نهفقط مهمترین بخش از داستان زندگی او، بلکه بخشی از تاریخ فراموششده کارآفرینی ایران را روایت کرد.
🔹خاندان خسروشاهی در «تاسیان» نمادی از تاجرانی سختکوش بودند که از اواخر قاجار تا پهلوی، مسیر دشواری را در کسبوکار خود پیمودند اما بسیار موفق بودند. جمشید نجات که زمانی کارگری ساده در این چرخه بود، خود را تجسم این روحیه میدانست؛ صنعتگری که برای آبادانی وطن و بهبود زندگی کارگرانش تلاش میکند. بااینحال، سریال به شکافی عمیق اشاره داشت؛ کارگرانی که با وجود داشتن کار و درآمد، تحت تأثیر تبلیغات جریانهای چپ، احساس نابرابری میکردند. تاسیان در به تصویر کشیدن ریشههای این احساس موفق بود.
🔹سرنوشت جمشید نجات اما تلخ بود. او که زندگیاش را وقف کارخانه و کارگرانش کرده بود، در نهایت تنها ماند؛ نه کارگرانش عشق عمیق او را درک کردند و نه موفق شد خانوادهاش و به خصوص دخترش را از گزند حوادث حفظ کند. شیرین در پایان مرد و کارخانهاش نیز در آتش سوخت و این پایان، بازتابی از سرنوشت بسیاری از کارآفرینان ایرانی بود که در طوفان تغییرات سیاسی و اجتماعی رنج کشیدند و تحقیر شدند. تاسیان با نمایش این رنج، یادآوری کرد که پشت هر کارخانه، داستانی از تلاش، عشق و فداکاری نهفته است؛ داستانی که شاید هرگز به گوش نسلهای بعد نرسد، اما در تاریخ اقتصاد ایران جاودانه خواهد ماند.
🔹اگر فرض کنیم جمشید نجات از طوفان اولیه انقلاب جان به در برده باشد، فصل دوم سریال میتواند او را در مواجهه با چالشهای کسبوکار در سالهای پس از انقلاب نشان دهد. احتمالا کارخانه نساجی او، که زمانی فرصتهای شغلی بسیاری ایجاد کرده بود و محصولاتش صادر میشد، به اتهام ارتباط مالکانش با نظامیان رژیم پهلوی مصادره میشود. دولت انقلابی، مدیریت کارخانه را به سازمانهای دولتی میسپارد و جمشید، با پایبندی به آرمانهایش، برای حفظ بنگاهش تلاش میکند. شاید جمشید نجات هرگز موفق به پس گرفتن کارخانهاش نشود. شاید هم مانند محسن خلیلیعراقی، ۲۵۴ بار در دادگاهها حاضر شود تا کارخانهاش را پس بگیرد. شاید مانند اصغر قندچی که کارخانهاش مصادره شد، به نیروهای پشتیبان جنگ بپیوندد و در کارخانه خودش به عنوان کارگر برای وطن تلاش کند. یا شاید پس از جنگ، به کشور بازگردد و کارخانهاش را احیا کند، چنانکه محمدتقی توکلی انجام داد.
آیا او در فصلهای بعدی سریال تاسیان میتواند بنگاهش را از گزند حوادث حفظ کند؟ پاسخ به این پرسش، نهتنها سرنوشت یک شخصیت داستانی، بلکه روایتی از مقاومت و امید کارآفرینان ایرانی در برابر طوفانهای تاریخ است و شاید به تصویر کشیدن این مقاومت، مأموریت بعدی خانم تینا پاکروان باشد.
✅@Inter_Politics
✍️ محمد طاهری
سردبیر هفتهنامهٔ تجارت
🔹سریال «تاسیان» به پایان رسید؛ سریالی که با عبور از خط قرمزهای دیرینه تلویزیون و سینمای ایران، نام خود را در حافظه مخاطبان ثبت کرد. فارغ از بحثهای فنی و هنری، آنچه تاسیان را متمایز میکند، جسارت آن در به چالش کشیدن کلیشههای رایج درباره کارآفرینان و سرمایهدارانی است که سالها در فیلمها و سریالهای ایرانی، نقش منفی داستانها را بر دوش داشتند.
درحالیکه سینمای ایران، بهویژه در دهههای گذشته، کارآفرینان را اغلب با چهرهای منفی چون «زالوصفت»، «مرفه بیدرد» یا شخصیتهای بیاخلاق و بیرحم به تصویر میکشید، تاسیان با خلق شخصیت جمشید نجات، این کلیشهها را درهم شکست. خانم تینا پاکروان، کارگردان سریال، نهتنها از سنت فیلمسازان چپگرا فاصله گرفت، بلکه از چارچوبهای کلیشهای صداوسیما نیز عبور کرد.
🔹جمشید نجات، کارآفرینی خودساخته با ارادهای پولادین، نمادی از پشتکار و تلاش کارآفرین ایرانی بود. این سریال با ظرافت، او را از دل شخصیتهای بدنام سینمای ایران بیرون کشید و چهرهای متفاوت از صنعتگر ایرانی ارائه داد؛ مردی میهندوست، عاشق خانواده و دلبسته به کار و تلاش که روزگاری خود کارگری ساده در کسبوکار خاندان خسروشاهی بود. در سکانسی کلیدی، وقتی کارخانه در آستانه توقف و کارگران در اعتصاب بودند، جمشید از گذشتهاش سخن گفت؛ از روزهایی که با تلاش شبانهروزی و بدون دسترسی به رانت، کارخانهاش را بنا نهاد تا جوانان را استخدام کند. او قصد داشت به کارگران ناراضیاش بفهماند که حفظ کارخانه از گزند حوادث مختلف، چقدر مهم است و زندگی حال و آینده آنها به کار کردن بدون وقفه این کارخانه بستگی دارد. این سکانس، نهفقط مهمترین بخش از داستان زندگی او، بلکه بخشی از تاریخ فراموششده کارآفرینی ایران را روایت کرد.
🔹خاندان خسروشاهی در «تاسیان» نمادی از تاجرانی سختکوش بودند که از اواخر قاجار تا پهلوی، مسیر دشواری را در کسبوکار خود پیمودند اما بسیار موفق بودند. جمشید نجات که زمانی کارگری ساده در این چرخه بود، خود را تجسم این روحیه میدانست؛ صنعتگری که برای آبادانی وطن و بهبود زندگی کارگرانش تلاش میکند. بااینحال، سریال به شکافی عمیق اشاره داشت؛ کارگرانی که با وجود داشتن کار و درآمد، تحت تأثیر تبلیغات جریانهای چپ، احساس نابرابری میکردند. تاسیان در به تصویر کشیدن ریشههای این احساس موفق بود.
🔹سرنوشت جمشید نجات اما تلخ بود. او که زندگیاش را وقف کارخانه و کارگرانش کرده بود، در نهایت تنها ماند؛ نه کارگرانش عشق عمیق او را درک کردند و نه موفق شد خانوادهاش و به خصوص دخترش را از گزند حوادث حفظ کند. شیرین در پایان مرد و کارخانهاش نیز در آتش سوخت و این پایان، بازتابی از سرنوشت بسیاری از کارآفرینان ایرانی بود که در طوفان تغییرات سیاسی و اجتماعی رنج کشیدند و تحقیر شدند. تاسیان با نمایش این رنج، یادآوری کرد که پشت هر کارخانه، داستانی از تلاش، عشق و فداکاری نهفته است؛ داستانی که شاید هرگز به گوش نسلهای بعد نرسد، اما در تاریخ اقتصاد ایران جاودانه خواهد ماند.
🔹اگر فرض کنیم جمشید نجات از طوفان اولیه انقلاب جان به در برده باشد، فصل دوم سریال میتواند او را در مواجهه با چالشهای کسبوکار در سالهای پس از انقلاب نشان دهد. احتمالا کارخانه نساجی او، که زمانی فرصتهای شغلی بسیاری ایجاد کرده بود و محصولاتش صادر میشد، به اتهام ارتباط مالکانش با نظامیان رژیم پهلوی مصادره میشود. دولت انقلابی، مدیریت کارخانه را به سازمانهای دولتی میسپارد و جمشید، با پایبندی به آرمانهایش، برای حفظ بنگاهش تلاش میکند. شاید جمشید نجات هرگز موفق به پس گرفتن کارخانهاش نشود. شاید هم مانند محسن خلیلیعراقی، ۲۵۴ بار در دادگاهها حاضر شود تا کارخانهاش را پس بگیرد. شاید مانند اصغر قندچی که کارخانهاش مصادره شد، به نیروهای پشتیبان جنگ بپیوندد و در کارخانه خودش به عنوان کارگر برای وطن تلاش کند. یا شاید پس از جنگ، به کشور بازگردد و کارخانهاش را احیا کند، چنانکه محمدتقی توکلی انجام داد.
آیا او در فصلهای بعدی سریال تاسیان میتواند بنگاهش را از گزند حوادث حفظ کند؟ پاسخ به این پرسش، نهتنها سرنوشت یک شخصیت داستانی، بلکه روایتی از مقاومت و امید کارآفرینان ایرانی در برابر طوفانهای تاریخ است و شاید به تصویر کشیدن این مقاومت، مأموریت بعدی خانم تینا پاکروان باشد.
✅@Inter_Politics
👍21👎3
تا پایان سال ۲۰۲۳، حدود ۸۹٪ از صادرات نفت خام و مشتقات آن از ایران به چین اختصاص یافت؛ جهشی چشمگیر نسبت به سهم ۲۵ درصدی چین در سال ۲۰۱۷. این تغییر ناگهانی، نتیجهٔ مستقیم بازگشت تحریمهای آمریکا در سال ۲۰۱۸ بود که ایران را از دسترسی به خریداران عمدهٔ جهانی محروم ساخت. ازمنظر اقتصاد سیاسی، این وضعیت یادآور پیامدهای ساختاری تحریم است: وقتی یک کشور از نظام مالی و تجاری جهانی کنار گذاشته میشود، حتی فروش بدیهیترین داراییهایش ـ مانند نفت ـ تنها از مسیرهای محدود، پُرخطر و سیاسیشده ممکن میگردد.
در بستر تنشهای فزاینده، ازجمله حملات هوایی آمریکا به تأسیسات هستهای ایران و پاسخ موشکی ایران به پایگاههای نظامی آمریکا در عراق و قطر، وابستگی چین به نفت ایران به نقطهٔ آسیبپذیر تازهای میرسد؛ زیرا مسیر حیاتی انتقال این نفت، یعنی تنگه هرمز، بهشدت در معرض اختلال ناشی از هرگونه درگیری یا اقدام تلافیجویانه ایران قرار دارد.
آمار ثبتشده تا انتهای سال ۲۰۲۳ را نشان میدهد، اما روند منطقی تا پایان سال ۲۰۲۴ نیز تفاوت چندانی نداشته وابستگی صادرات به چین بیشتر هم شده باشد.
✅@Inter_Politics
در بستر تنشهای فزاینده، ازجمله حملات هوایی آمریکا به تأسیسات هستهای ایران و پاسخ موشکی ایران به پایگاههای نظامی آمریکا در عراق و قطر، وابستگی چین به نفت ایران به نقطهٔ آسیبپذیر تازهای میرسد؛ زیرا مسیر حیاتی انتقال این نفت، یعنی تنگه هرمز، بهشدت در معرض اختلال ناشی از هرگونه درگیری یا اقدام تلافیجویانه ایران قرار دارد.
آمار ثبتشده تا انتهای سال ۲۰۲۳ را نشان میدهد، اما روند منطقی تا پایان سال ۲۰۲۴ نیز تفاوت چندانی نداشته وابستگی صادرات به چین بیشتر هم شده باشد.
✅@Inter_Politics
👍7
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
BRICS: The Rise of a New Global Order?
این ویدئوی تحلیلی به شکلی عمیق به بررسی گروه بریکس و تأثیر آن بر صحنه جهانی میپردازد. بلومبرگ در این برنامه به این پرسش اساسی پاسخ میدهد که آیا بریکس، که در ابتدا به عنوان یک مفهوم اقتصادی مطرح شد، اکنون در حال تبدیل شدن به یک بلوک ژئوپلیتیکی قدرتمند است و میتواند نظم جهانی تحتسلطه غرب را به چالش بکشد؟
زبان ویدئو انگلیسی است.
✅@Inter_Politics
این ویدئوی تحلیلی به شکلی عمیق به بررسی گروه بریکس و تأثیر آن بر صحنه جهانی میپردازد. بلومبرگ در این برنامه به این پرسش اساسی پاسخ میدهد که آیا بریکس، که در ابتدا به عنوان یک مفهوم اقتصادی مطرح شد، اکنون در حال تبدیل شدن به یک بلوک ژئوپلیتیکی قدرتمند است و میتواند نظم جهانی تحتسلطه غرب را به چالش بکشد؟
زبان ویدئو انگلیسی است.
✅@Inter_Politics
👍9
جامعۀ کشورهای مستقل مشترکالمنافع | Commonwealth of Independent States
جامعۀ کشورهای مستقل مشترکالمنافع (CIS) در ۸ دسامبر ۱۹۹۱ با امضای «توافق مینسک» میان روسیه، اوکراین و بلاروس شکل گرفت. هدف این توافق، حفظ همکاری در فضای «انتقالی» پس از انحلال اتحاد شوروی بود و تصریح میکرد که هیچگونه دولت فدرال یا مافوقدولتی تازهای تشکیل نخواهد شد. کمتر از دو هفته بعد، هشت جمهوری دیگر ـ از ارمنستان تا ازبکستان ـ در «آلماآتا» به این ابتکار پیوستند و شمار اعضا به یازده کشور رسید. استونی، لتونی و لیتوانی از همان آغاز شرکت نکردند؛ آذربایجان و گرجستان تا سال ۱۹۹۳ و مولداوی تا سال ۱۹۹۴ به ترتیب به سازمان ملحق شدند.
منشور CIS مجموعهای از شوراها را تعریف کرد: «شورای سران دولتها»، «شورای سران حکومتها»، «شورای وزیران امور خارجه» و «شورای وزیران دفاع». افزون بر این، «شورای فرماندهان نیروهای مرزی»، «شورای اقتصادی» و «ستاد همکاری نظامی هماهنگ» بهعنوان فرماندهی عالی مشترک تشکیل شدند. پارلمانهای عضو، دوبار در سال در سنپترزبورگ نشست مشترک برگزار میکنند و ۹ کمیسیون دائمی (از امور مالی تا محیط زیست) پشتوانۀ کارشناسی این نظامنامهاند. دبیرخانۀ دائمی نیز در مینسک، پایتخت بلاروس، مستقر است.
برای پوشش بُعد دفاعی، «معاهدۀ امنیت دستهجمعی» در مه ۱۹۹۲ در تاشکند میان شش جمهوری ـ از روسیه تا قزاقستان ـ امضا شد و در سال ۱۹۹۳ سه عضو دیگر نیز به آن پیوستند. این پیمان ابتدا پنجساله بود، اما در سال ۱۹۹۹ تنها روسیه و پنج متحد نزدیکش آن را تمدید کردند؛ گرجستان، آذربایجان و ازبکستان از آن خارج شدند. در اکتبر ۲۰۰۲ با تصویب منشوری تازه، این پیمان به «سازمان پیمان امنیت جمعی» (CSTO) ارتقا یافت و ازبکستان در سال ۲۰۰۶ به آن بازگشت. با این حال، برخی اعضا ـ از جمله گرجستان در سال ۲۰۰۶ ـ حتی از شورای وزیران دفاع CIS نیز کنارهگیری کردند که نشانهای از توازن قوا و گرایشهای امنیتی متفاوت درون اتحادیه بود.
همگرایی اقتصادی هرگز به سادگی پیش نرفت. اجلاس کیف در سال ۱۹۹۲ تلاش کرد دربارۀ تقسیم داراییهای شوروی و قیمت مواد خام به توافق برسد، اما نتایج محدود بود. وابستگی شدید بسیاری از جمهوریها به یارانۀ انرژی روسیه و ماندن در «منطقۀ روبل» ـ جایی که خروج از پول مشترک پیشین بسیار دشوار مینمود ـ از موانع بنیادین بهشمار میرفت. در دهۀ نخست، تلاش برای راهاندازی ارزهای ملی با تورم، آشفتگی بانکی و نیاز به حمایت صندوق بینالمللی پول همراه شد و عملاً دستکم در کوتاهمدت، روسیه را در کانون تعاملات مالی حفظ کرد.
تفاهم سیاسی شکننده، زیر فشار اختلافات شدید قرار گرفت؛ از کشاکش روسیه و اوکراین بر سر ناوگان دریای سیاه و آیندۀ کریمه در سال ۱۹۹۲ تا جداییطلبی ترانسنیستریا در مولداوی و درگیریهای آبخازیا و اوستیای جنوبی در گرجستان که خواستار کمک نظامی روسیه بودند. افزون بر این، حضور ۲۵ میلیون روستبار پراکنده در جمهوریها و قوانین تابعیت سختگیرانۀ کشورهای بالتیک، به ادعاهای ملیگرایان روس دامن میزد. اختلاف در ساختار نیروهای مسلح مشترک نیز پابرجا بود؛ پیمان دفاعی تاشکند نتوانست همۀ اعضا را متقاعد کند و اوکراین بهویژه با استناد به نقض منشور اصلی CIS آن را نپذیرفت.
از سال ۲۰۰۳ تا ۲۰۰۵، «انقلابهای گل سرخ، نارنجی و لاله» در گرجستان، اوکراین و قرقیزستان رهبران طرفدار غرب را به قدرت رساند و انسجام CIS را بیش از پیش زیر سؤال برد. ترکمنستان در سال ۲۰۰۵ عضویت خود را به حالت وابسته کاهش داد و برخی نهادهای دفاعی با خروج گرجستان تضعیف شدند. هرچند دبیرخانه در مینسک پابرجاست و شورای سران دولتها همچنان نشست برگزار میکند، بسیاری تحلیلگران ـ حتی در اوایل دهۀ ۲۰۰۰ ـ از «اعتباری رو به کاهش پیش از دستیابی به دستاوردی ملموس» سخن میگفتند.
پس از سه دهه، این جامعه همچنان زیر نفوذ و هژمونی روسیه است. تصمیمگیریهای کلیدی، وابستگی انرژی و مداخلات امنیتی مسکو در بحرانهای منطقهای، نشان میدهد که این اتحادیه بیشتر ابزار حفظ نفوذ روسیه در فضای پساشوروی است تا بستری برای همکاری برابر. در عرصۀ اقتصادی نیز دستاوردهای آن ناچیز بوده است؛ طرحهای بازار مشترک و هماهنگی پولی به نتیجه نرسیده و سهم تجارت دروناتحادیه محدود مانده است. به همین دلیل، CIS بیش از آنکه نماد همگرایی باشد، ساختاری نمادین و انعطافپذیر برای همکاری حداقلی بهشمار میرود.
📚منابع
کولائی، الهه. اتحاد شوروی از تکوین تا فروپاشی.
کولائی، الهه. سیاست و حکومت در فدراسیون روسیه.
آقایی، داود. سازمانهای بینالمللی.
✅@Inter_Politics
جامعۀ کشورهای مستقل مشترکالمنافع (CIS) در ۸ دسامبر ۱۹۹۱ با امضای «توافق مینسک» میان روسیه، اوکراین و بلاروس شکل گرفت. هدف این توافق، حفظ همکاری در فضای «انتقالی» پس از انحلال اتحاد شوروی بود و تصریح میکرد که هیچگونه دولت فدرال یا مافوقدولتی تازهای تشکیل نخواهد شد. کمتر از دو هفته بعد، هشت جمهوری دیگر ـ از ارمنستان تا ازبکستان ـ در «آلماآتا» به این ابتکار پیوستند و شمار اعضا به یازده کشور رسید. استونی، لتونی و لیتوانی از همان آغاز شرکت نکردند؛ آذربایجان و گرجستان تا سال ۱۹۹۳ و مولداوی تا سال ۱۹۹۴ به ترتیب به سازمان ملحق شدند.
منشور CIS مجموعهای از شوراها را تعریف کرد: «شورای سران دولتها»، «شورای سران حکومتها»، «شورای وزیران امور خارجه» و «شورای وزیران دفاع». افزون بر این، «شورای فرماندهان نیروهای مرزی»، «شورای اقتصادی» و «ستاد همکاری نظامی هماهنگ» بهعنوان فرماندهی عالی مشترک تشکیل شدند. پارلمانهای عضو، دوبار در سال در سنپترزبورگ نشست مشترک برگزار میکنند و ۹ کمیسیون دائمی (از امور مالی تا محیط زیست) پشتوانۀ کارشناسی این نظامنامهاند. دبیرخانۀ دائمی نیز در مینسک، پایتخت بلاروس، مستقر است.
برای پوشش بُعد دفاعی، «معاهدۀ امنیت دستهجمعی» در مه ۱۹۹۲ در تاشکند میان شش جمهوری ـ از روسیه تا قزاقستان ـ امضا شد و در سال ۱۹۹۳ سه عضو دیگر نیز به آن پیوستند. این پیمان ابتدا پنجساله بود، اما در سال ۱۹۹۹ تنها روسیه و پنج متحد نزدیکش آن را تمدید کردند؛ گرجستان، آذربایجان و ازبکستان از آن خارج شدند. در اکتبر ۲۰۰۲ با تصویب منشوری تازه، این پیمان به «سازمان پیمان امنیت جمعی» (CSTO) ارتقا یافت و ازبکستان در سال ۲۰۰۶ به آن بازگشت. با این حال، برخی اعضا ـ از جمله گرجستان در سال ۲۰۰۶ ـ حتی از شورای وزیران دفاع CIS نیز کنارهگیری کردند که نشانهای از توازن قوا و گرایشهای امنیتی متفاوت درون اتحادیه بود.
همگرایی اقتصادی هرگز به سادگی پیش نرفت. اجلاس کیف در سال ۱۹۹۲ تلاش کرد دربارۀ تقسیم داراییهای شوروی و قیمت مواد خام به توافق برسد، اما نتایج محدود بود. وابستگی شدید بسیاری از جمهوریها به یارانۀ انرژی روسیه و ماندن در «منطقۀ روبل» ـ جایی که خروج از پول مشترک پیشین بسیار دشوار مینمود ـ از موانع بنیادین بهشمار میرفت. در دهۀ نخست، تلاش برای راهاندازی ارزهای ملی با تورم، آشفتگی بانکی و نیاز به حمایت صندوق بینالمللی پول همراه شد و عملاً دستکم در کوتاهمدت، روسیه را در کانون تعاملات مالی حفظ کرد.
تفاهم سیاسی شکننده، زیر فشار اختلافات شدید قرار گرفت؛ از کشاکش روسیه و اوکراین بر سر ناوگان دریای سیاه و آیندۀ کریمه در سال ۱۹۹۲ تا جداییطلبی ترانسنیستریا در مولداوی و درگیریهای آبخازیا و اوستیای جنوبی در گرجستان که خواستار کمک نظامی روسیه بودند. افزون بر این، حضور ۲۵ میلیون روستبار پراکنده در جمهوریها و قوانین تابعیت سختگیرانۀ کشورهای بالتیک، به ادعاهای ملیگرایان روس دامن میزد. اختلاف در ساختار نیروهای مسلح مشترک نیز پابرجا بود؛ پیمان دفاعی تاشکند نتوانست همۀ اعضا را متقاعد کند و اوکراین بهویژه با استناد به نقض منشور اصلی CIS آن را نپذیرفت.
از سال ۲۰۰۳ تا ۲۰۰۵، «انقلابهای گل سرخ، نارنجی و لاله» در گرجستان، اوکراین و قرقیزستان رهبران طرفدار غرب را به قدرت رساند و انسجام CIS را بیش از پیش زیر سؤال برد. ترکمنستان در سال ۲۰۰۵ عضویت خود را به حالت وابسته کاهش داد و برخی نهادهای دفاعی با خروج گرجستان تضعیف شدند. هرچند دبیرخانه در مینسک پابرجاست و شورای سران دولتها همچنان نشست برگزار میکند، بسیاری تحلیلگران ـ حتی در اوایل دهۀ ۲۰۰۰ ـ از «اعتباری رو به کاهش پیش از دستیابی به دستاوردی ملموس» سخن میگفتند.
پس از سه دهه، این جامعه همچنان زیر نفوذ و هژمونی روسیه است. تصمیمگیریهای کلیدی، وابستگی انرژی و مداخلات امنیتی مسکو در بحرانهای منطقهای، نشان میدهد که این اتحادیه بیشتر ابزار حفظ نفوذ روسیه در فضای پساشوروی است تا بستری برای همکاری برابر. در عرصۀ اقتصادی نیز دستاوردهای آن ناچیز بوده است؛ طرحهای بازار مشترک و هماهنگی پولی به نتیجه نرسیده و سهم تجارت دروناتحادیه محدود مانده است. به همین دلیل، CIS بیش از آنکه نماد همگرایی باشد، ساختاری نمادین و انعطافپذیر برای همکاری حداقلی بهشمار میرود.
📚منابع
کولائی، الهه. اتحاد شوروی از تکوین تا فروپاشی.
کولائی، الهه. سیاست و حکومت در فدراسیون روسیه.
آقایی، داود. سازمانهای بینالمللی.
✅@Inter_Politics
👍16
حاشیهنشینی ایران در اقتصاد جهانی
✍️علیرضا رحمتی
برابرپنداری بریکس با بدیلی کامل برای نظام اقتصاد جهانی، نوعی خوشبینی است که میتواند به یک خطای راهبردی دیگر بینجامد. این یادداشت، با هدف شکستن همین تلقی، تلاش میکند از رهگذر تحلیل نهادهای مرتبط به تجارت، سرمایهگذاری و امور مالی جهان از یکسو، و دیپلماسی اقتصادیِ اعضای بریکس از دیگر جهت، نشان دهد که کارکرد واقعی این بلوک بیش از آنکه معجزهآسا و ساختارشکن باشد، در چارچوب منطق عملگرایی و تعاملِ نهادینه در اقتصاد جهانی فهم میشود...
📝در روزنامۀ دنیای اقتصاد بخوانید
✅@Inter_Politics
✍️علیرضا رحمتی
برابرپنداری بریکس با بدیلی کامل برای نظام اقتصاد جهانی، نوعی خوشبینی است که میتواند به یک خطای راهبردی دیگر بینجامد. این یادداشت، با هدف شکستن همین تلقی، تلاش میکند از رهگذر تحلیل نهادهای مرتبط به تجارت، سرمایهگذاری و امور مالی جهان از یکسو، و دیپلماسی اقتصادیِ اعضای بریکس از دیگر جهت، نشان دهد که کارکرد واقعی این بلوک بیش از آنکه معجزهآسا و ساختارشکن باشد، در چارچوب منطق عملگرایی و تعاملِ نهادینه در اقتصاد جهانی فهم میشود...
📝در روزنامۀ دنیای اقتصاد بخوانید
✅@Inter_Politics
روزنامه دنیای اقتصاد
حاشیهنشینیدر اقتصاد جهانی
گروه اقتصادهای نوظهور موسوم به بریکس - متشکل از برزیل، روسیه، هند، چین و آفریقای جنوبی - در یک دهه گذشته، بهواسطه سهم فزایندهاش در تولید ناخالص جهان و ذخایر ارزی، در ذهن بسیاری از نخبگان سیاسیِ ایران بهمثابه «سکوی نجات» از چالشهای مزمن اقتصاد ملی تصویر…
👍15
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
💢اقتصاد سیاسی هوش مصنوعی
این ویدیو، با ارائه یک چارچوب تحلیلی دقیق، به تشریح اقتصاد سیاسی هوش مصنوعی از طریق مفهوم «حکشدگی» میپردازد. استدلال اصلی آن این است که توسعه و استقرار هوش مصنوعی را نمیتوان پدیدهای دانست که صرفاً توسط منطق خودبسنده بازار هدایت میشود. در مقابل، این فرآیند عمیقاً در نهادهای اجتماعی، تصمیمات سیاسی، و استراتژیهای دولتی «حک» شده است. این دیدگاه به ما کمک میکند تا بفهمیم چرا رقابت بر سر هوش مصنوعی، بیش از آنکه یک مسابقه تجاری میان شرکتها باشد، به یک عرصه کلیدی در رقابت ژئوپلیتیک تبدیل شده است؛ جایی که سیاستهای صنعتی، ملاحظات امنیت ملی، و چارچوبهای نظارتی دولتها، نقشی تعیینکننده در شکلدهی به مسیر فناوری و توزیع قدرت در آینده ایفا میکنند.
تماشا از یوتوب
✅@Inter_Politics
این ویدیو، با ارائه یک چارچوب تحلیلی دقیق، به تشریح اقتصاد سیاسی هوش مصنوعی از طریق مفهوم «حکشدگی» میپردازد. استدلال اصلی آن این است که توسعه و استقرار هوش مصنوعی را نمیتوان پدیدهای دانست که صرفاً توسط منطق خودبسنده بازار هدایت میشود. در مقابل، این فرآیند عمیقاً در نهادهای اجتماعی، تصمیمات سیاسی، و استراتژیهای دولتی «حک» شده است. این دیدگاه به ما کمک میکند تا بفهمیم چرا رقابت بر سر هوش مصنوعی، بیش از آنکه یک مسابقه تجاری میان شرکتها باشد، به یک عرصه کلیدی در رقابت ژئوپلیتیک تبدیل شده است؛ جایی که سیاستهای صنعتی، ملاحظات امنیت ملی، و چارچوبهای نظارتی دولتها، نقشی تعیینکننده در شکلدهی به مسیر فناوری و توزیع قدرت در آینده ایفا میکنند.
تماشا از یوتوب
✅@Inter_Politics
👍9
💰آموزش جامع تجارت با کشورها
🏛 برگزارکننده: اتاق بازرگانی ایران
🇰🇿جلسه اول: قزاقستان
🇺🇿جلسه دوم: ازبکستان
🇮🇶جلسه سوم: عراق
🇹🇷جلسه چهارم: ترکیه
🇨🇳جلسه پنجم: چین
🇬🇪جلسه ششم: گرجستان
🇷🇺جلسه هفتم: روسیه
🇹🇲جلسه هشتم: ترکمنستان
🇵🇰جلسه نهم: پاکستان
🇴🇲جلسه دهم: عمان
🇦🇲جلسه یازدهم: ارمنستان
✅@Inter_Politics
🏛 برگزارکننده: اتاق بازرگانی ایران
🇰🇿جلسه اول: قزاقستان
🇺🇿جلسه دوم: ازبکستان
🇮🇶جلسه سوم: عراق
🇹🇷جلسه چهارم: ترکیه
🇨🇳جلسه پنجم: چین
🇬🇪جلسه ششم: گرجستان
🇷🇺جلسه هفتم: روسیه
🇹🇲جلسه هشتم: ترکمنستان
🇵🇰جلسه نهم: پاکستان
🇴🇲جلسه دهم: عمان
🇦🇲جلسه یازدهم: ارمنستان
✅@Inter_Politics
👍12
پایش_هفتگی_اقتصاد_سیاسی_بینالملل_و_ایالات_متحدۀ_آمریکا.pdf
808.8 KB
✍️«پایش هفتگی اقتصاد سیاسی بینالملل و ایالات متحدۀ آمریکا»
گزارش اول (۲۴-۳۱ مرداد ۱۴۰۴)
📚تهیهشده توسط شبکۀ اقتصاد سیاسی بینالملل
✅@Inter_Politics
گزارش اول (۲۴-۳۱ مرداد ۱۴۰۴)
📚تهیهشده توسط شبکۀ اقتصاد سیاسی بینالملل
✅@Inter_Politics
👍22
«قاعدۀ تیلور» یک راهنمای سیاست پولی است که به بانکهای مرکزی پیشنهاد میکند «نرخ بهرۀ سیاستی» خود را چگونه در واکنش به شرایط اقتصادی تنظیم کنند. این قاعده بر دو متغیر اصلی تمرکز دارد: شکاف تورم (تفاوت میان تورم فعلی و تورم هدف) و شکاف تولید (تفاوت میان رشد اقتصادی واقعی و رشد بالقوه و پایدار اقتصاد). براساس این قاعده، اگر تورم از سطح هدف بالاتر رود یا اقتصاد با سرعتی بیش از ظرفیت خود رشد کند، بانک مرکزی باید نرخ بهره را به میزان بیشتری افزایش دهد تا فعالیت اقتصادی را کنترل کرده و فشار تورمی را کاهش دهد. در مقابل، اگر تورم پایینتر از هدف باشد یا اقتصاد دچار رکود و کندی شود، قاعدۀ تیلور توصیه میکند که نرخ بهره کاهش یابد تا با تحریک مصرف و سرمایهگذاری، به رشد اقتصادی کمک کند. درواقع، این قاعده یک چارچوب منطقی و پیشبینیپذیر برای بانک مرکزی فراهم میکند تا بهطور همزمان به هدف دوگانه ثبات قیمتها و اشتغال پایدار دست یابد.
📚کارگروه #مفاهیم شبکۀ اقتصاد سیاسی بینالملل
✅@Inter_Politics
📚کارگروه #مفاهیم شبکۀ اقتصاد سیاسی بینالملل
✅@Inter_Politics
👍14
فرسایش تدریجی
✍️علیرضا رحمتی
در جغرافیای اقتصادی ایران، رکود تورمی دیگر یک بحران دورهای نیست، بلکه به نیرویی فرساینده و سیستماتیک بدل شده که تاروپود جامعه را پیوسته تهدید میکند. این پدیده، شهروندان را میان چکش تورم لجامگسیخته و سندان رکود خردکننده به دام انداخته و خودِ بیماری است. ریشه این وضعیت نه در یک شوک بیرونی گذرا، که در کژکارکردیهای ساختاریِ چندین دهه، وابستگی به الگوی اقتصاد رانتمحور و اعتیاد به تامین مالی تورمی هزینهها نهفته است.
📝در روزنامۀ دنیای اقتصاد بخوانید
✅@Inter_Politics
✍️علیرضا رحمتی
در جغرافیای اقتصادی ایران، رکود تورمی دیگر یک بحران دورهای نیست، بلکه به نیرویی فرساینده و سیستماتیک بدل شده که تاروپود جامعه را پیوسته تهدید میکند. این پدیده، شهروندان را میان چکش تورم لجامگسیخته و سندان رکود خردکننده به دام انداخته و خودِ بیماری است. ریشه این وضعیت نه در یک شوک بیرونی گذرا، که در کژکارکردیهای ساختاریِ چندین دهه، وابستگی به الگوی اقتصاد رانتمحور و اعتیاد به تامین مالی تورمی هزینهها نهفته است.
📝در روزنامۀ دنیای اقتصاد بخوانید
✅@Inter_Politics
روزنامه دنیای اقتصاد
فرسایش تدریجی
در قاموس اقتصاد کلان، رکود تورمی (Stagflation) عارضهای بغرنج و تناقضآمیز است که طی آن، اقتصاد با سه معضل همزمان دستوپنجه نرم میکند: «رشد اقتصادی پایین»، «نرخ بالای بیکاری» و «تورم پایدار». این پدیده که در دهه ۱۹۷۰ میلادی اقتصادهای صنعتی غرب را غافلگیر…
👍11
✍سخنی کوتاه، اما مهم
در سهماههی پیشِرو، اقتصاد کشور با پدیدهی «رکود تورمیِ فزاینده» مواجه خواهد شد؛ شرایطی که در آن همزمان نرخ تورم به سطوح بیسابقه نزدیک میشود و تولید و اشتغال در حالت انجماد باقی میمانند. در چنین وضعیتی، منطق حکم میکند که استراتژی غالب، «حفظ ارزش دارایی» و اتخاذ سیاست احتیاط حداکثری باشد. همهچیز به یک جمله بند است: «تواقق میشود یا نمیشود».
هرگونه ورود به فعالیتهای پرریسک، بهویژه نوسانگیری در بازارهای مالی، نهتنها با عدمقطعیت مطلق همراه است، بلکه توازن میان ریسک و بازده را نیز به زیان سرمایهگذار برهم میزند. به بیان روشنتر، اگر احتمال افزایش سرمایه در این شرایط تنها ۱۰ درصد باشد، در برابر آن احتمال ۹۰ درصدی زیان و سوخت سرمایه قرار دارد.
اگر تحت هر شرایطی مجبور به سرمایهگذاری هستید، فقط بر روی بخشی از آن ریسک کنید، آن هم بر روی طلا باشد، نه دلاری که با یک جملهی ترامپ درمورد ایران میتواند ۲۰ هزار تومان کم و زیاد میشود!
در چنین فضای مبهم و بیثباتی، ظهور «کارگزاران رویافروش» و کلاهبرداران اقتصادی امری محتمل است. تجربهی اقتصادی ـ سیاسی نشان داده که بحرانها بستر مساعدی برای بازتولید این گروهها هستند. بنابراین، عقلانیترین کنش برای شهروندان، پرهیز از خرید داراییهای موهوم و مصرفگرایی بیپشتوانه است.
فراموش نکنیم که در این شرایط ناگوار اقتصادی، که باید گفت هر روز دریغ از دیروز، حامی کسبوکارهای کوچک و متوسط باشیم.
✅@Inter_Politics
در سهماههی پیشِرو، اقتصاد کشور با پدیدهی «رکود تورمیِ فزاینده» مواجه خواهد شد؛ شرایطی که در آن همزمان نرخ تورم به سطوح بیسابقه نزدیک میشود و تولید و اشتغال در حالت انجماد باقی میمانند. در چنین وضعیتی، منطق حکم میکند که استراتژی غالب، «حفظ ارزش دارایی» و اتخاذ سیاست احتیاط حداکثری باشد. همهچیز به یک جمله بند است: «تواقق میشود یا نمیشود».
هرگونه ورود به فعالیتهای پرریسک، بهویژه نوسانگیری در بازارهای مالی، نهتنها با عدمقطعیت مطلق همراه است، بلکه توازن میان ریسک و بازده را نیز به زیان سرمایهگذار برهم میزند. به بیان روشنتر، اگر احتمال افزایش سرمایه در این شرایط تنها ۱۰ درصد باشد، در برابر آن احتمال ۹۰ درصدی زیان و سوخت سرمایه قرار دارد.
اگر تحت هر شرایطی مجبور به سرمایهگذاری هستید، فقط بر روی بخشی از آن ریسک کنید، آن هم بر روی طلا باشد، نه دلاری که با یک جملهی ترامپ درمورد ایران میتواند ۲۰ هزار تومان کم و زیاد میشود!
در چنین فضای مبهم و بیثباتی، ظهور «کارگزاران رویافروش» و کلاهبرداران اقتصادی امری محتمل است. تجربهی اقتصادی ـ سیاسی نشان داده که بحرانها بستر مساعدی برای بازتولید این گروهها هستند. بنابراین، عقلانیترین کنش برای شهروندان، پرهیز از خرید داراییهای موهوم و مصرفگرایی بیپشتوانه است.
فراموش نکنیم که در این شرایط ناگوار اقتصادی، که باید گفت هر روز دریغ از دیروز، حامی کسبوکارهای کوچک و متوسط باشیم.
✅@Inter_Politics
👍12
اقتصاد سیاسی بینالملل pinned «✍سخنی کوتاه، اما مهم در سهماههی پیشِرو، اقتصاد کشور با پدیدهی «رکود تورمیِ فزاینده» مواجه خواهد شد؛ شرایطی که در آن همزمان نرخ تورم به سطوح بیسابقه نزدیک میشود و تولید و اشتغال در حالت انجماد باقی میمانند. در چنین وضعیتی، منطق حکم میکند که استراتژی…»
براساس گزارش FDI Report 2025 از فایننشال تایمز، ده بخش برتر جذبکننده سرمایهگذاری مستقیم خارجی (FDI) در سال ۲۰۲۴، درمجموع بیش از ۱ تریلیون دلار سرمایه جذب کردهاند. در صدر این فهرست، بخش انرژیهای تجدیدپذیر با جذب ۲۷۰ میلیارد دلار قرار دارد که این رقم بیش از مجموع سرمایهگذاری در دو بخش بعدی است و نشاندهندۀ یک حرکت جهانی قابلتوجه به سمت پایداری و انرژی پاک است. پساز انرژیهای تجدیدپذیر، بخش ارتباطات با ۱۶۶ میلیارد دلار و صنعت نیمهرساناها با ۱۲۰ میلیارد دلار قرار دارند که این سرمایهگذاریها تحتتأثیر تقاضا برای شبکههای سریعتر و زنجیرههای تأمین امن تراشهها بوده است. سایر بخشهای قابلتوجه در این فهرست شامل املاک و مستغلات با ۹۲ میلیارد دلار، بخش سنتی زغالسنگ، نفت و گاز با ۸۹ میلیارد دلار، و حوزههای متمرکز بر فناوری مانند قطعات الکترونیکی (۴۹ میلیارد دلار) و خدمات نرمافزار و فناوری اطلاعات (۴۸ میلیارد دلار) میشود.
📊کارگروه #آمار شبکهٔ اقتصاد سیاسی بینالملل
🌐منبع
✅@Inter_Politics
📊کارگروه #آمار شبکهٔ اقتصاد سیاسی بینالملل
🌐منبع
✅@Inter_Politics
👍9
کدام پیمان در سال ۱۹۹۲ بهطور رسمی «اتحادیۀ اروپا» را تأسیس، و ستونهای اصلی همکاری (اقتصادی، سیاست خارجی و امور داخلی) را پایهگذاری نمود؟
Anonymous Quiz
17%
پیمان لیسبون🇵🇹
11%
پیمان رم🇮🇹
43%
پیمان ماستریخت🇳🇱
29%
پیمان بروکسل🇧🇪
👍14
🏅صعود تاریخی لری الیسون به صدر ثروتمندان جهان
لری الیسون، همبنیانگذار و مدیر ارشد فناوری اوراکل، با جهشی تاریخی در ثروت خود، برای نخستین بار با پشت سر گذاشتن ایلان ماسک به جایگاه ثروتمندترین فرد جهان دست یافت. این صعود خیرهکننده که شامل بزرگترین افزایش ثروت روزانه ثبتشده در تاریخ (بیش از ۱۰۰ میلیارد دلار) بود، مستقیماً از عملکرد درخشان شرکت اوراکل نشأت میگیرد. پس از انتشار گزارش مالی فصلی بهتر از انتظار و ارائه چشماندازی قدرتمند برای آیندهی کسبوکار زیرساخت ابری، ارزش سهام این شرکت ۴۱ درصد جهش کرد و ثروت الیسون را به سطحی بیسابقه رساند.
📊روند رشد ثروت خالص او در سالهای اخیر، این جهش ناگهانی را به خوبی نشان میدهد (به میلیارد دلار):
۲۰۲۵: $۴۰۱
۲۰۲۴: $۱۴۱
۲۰۲۳: $۱۰۷
۲۰۲۲: $۱۰۶
۲۰۲۱: $۹۳
۲۰۲۰: $۵۹
🌐منبع
✅@Inter_Politics
لری الیسون، همبنیانگذار و مدیر ارشد فناوری اوراکل، با جهشی تاریخی در ثروت خود، برای نخستین بار با پشت سر گذاشتن ایلان ماسک به جایگاه ثروتمندترین فرد جهان دست یافت. این صعود خیرهکننده که شامل بزرگترین افزایش ثروت روزانه ثبتشده در تاریخ (بیش از ۱۰۰ میلیارد دلار) بود، مستقیماً از عملکرد درخشان شرکت اوراکل نشأت میگیرد. پس از انتشار گزارش مالی فصلی بهتر از انتظار و ارائه چشماندازی قدرتمند برای آیندهی کسبوکار زیرساخت ابری، ارزش سهام این شرکت ۴۱ درصد جهش کرد و ثروت الیسون را به سطحی بیسابقه رساند.
📊روند رشد ثروت خالص او در سالهای اخیر، این جهش ناگهانی را به خوبی نشان میدهد (به میلیارد دلار):
۲۰۲۵: $۴۰۱
۲۰۲۴: $۱۴۱
۲۰۲۳: $۱۰۷
۲۰۲۲: $۱۰۶
۲۰۲۱: $۹۳
۲۰۲۰: $۵۹
🌐منبع
✅@Inter_Politics
👍14