✍️از کاهش مالیات تا تهدید به اخراج؛ جدال جدید ترامپ و ماسک
در چشمانداز پرتلاطم سیاست آمریکا، جایی که آیندۀ اقتصادی و جهتگیری فناورانه کشور در معرض بازتعریف قرار گرفته، جدالی دوباره میان دو چهره پرنفوذ شکل گرفته است: دونالد ترامپ (رئیسجمهور آمریکا) و ایلان ماسک (کارآفرین و میلیاردر آیندهنگر). محور این نزاع، لایحهای جنجالی بهنام «Big Beautiful Bill» است؛ بستهای اقتصادی که با هدف کاهش مالیاتها و افزایش هزینههای زیرساختی و نظامی طراحی شده و بهعقیدۀ منتقدان، میتواند اقتصاد آمریکا را با بحرانی تازه درگیر کند.
این لایحه مجموعهای از کاهشهای مالیاتی گسترده برای شرکتها و اقشار پردرآمد را با هدف افزایش هزینههای دولتی در حوزههایی چون امنیت مرزی، ارتش و زیرساختهای سنتی ترکیب کرده است. اما در مقابل، منابع جایگزینی برای این کاهش درآمد در نظر گرفته نشده و بهگفته کارشناسان مجلس نمایندگان و سنا، و برخی از اقتصاددانان مستقل، میتواند کسری بودجۀ فدرال را تا بیش از ۳.۳ تریلیون دلار در دهۀ آینده افزایش دهد. بخشی از منابع مالی این لایحه از راه حذف یارانهها و اعتبارات مالیاتی مربوط به خودروهای برقی، انرژیهای تجدیدپذیر و فناوریهای نوین تأمین میشود؛ دقیقاً حوزههایی که تسلا و سایر شرکتهای نوآور در آن فعالاند.
ایلان ماسک با انتقادی کمسابقه به این لایحه واکنش نشان داده و آن را «زشت»، «دیوانهوار»، «بیثباتکننده» و «خطرناک برای آیندۀ آمریکا» خوانده است. بهباور او، این طرح نهتنها به ضرر فناوریهای نوین است، بلکه با تحمیل بدهی سنگین به نسلهای آینده، زیرساخت مالی آمریکا را تضعیف میکند. ماسک فراتر از نقد صرف، تهدید کرده است که درصورت تصویب این لایحه، ممکن است حزب سیاسی مستقلی بهنام «America Party» را راهاندازی کند و از نامزدهایی حمایت کند که از نوآوری، انرژی پاک و تعادل بودجهای دفاع میکنند. این موضعگیری صریح، بهسرعت خشم ترامپ را برانگیخت. او تهدید کرد یارانهها و قراردادهای فدرال شرکتهای وابسته به ماسک (ازجمله تسلا و اسپیساکس) را مورد بازنگری قرار خواهد داد. او حتی پا را فراتر گذاشت و در یک سخنرانی عمومی احتمال بررسی تابعیت آمریکایی ماسک و بازگرداندن او به آفریقای جنوبی را مطرح کرد.
تقابل ماسک و ترامپ تنها یک نزاع شخصی نیست، بلکه بازتابی از دو چشمانداز کاملاً متفاوت دربارۀ آیندۀ سیاست و اقتصاد آمریکاست. از یکسو، ترامپ با تکیهبر شعارهای تکراریِ «بازگشت به عظمت»، خواهان تقویت صنایع سنتی و کاهش مداخلات دولت در نوآوریهای فناوری است. ازسوی دیگر، ماسک نماد اقتصاد آیندهمحور و فناورانهای است که انرژی پاک، هوش مصنوعی و توسعه پایدار را در اولویت قرار میدهد. این جدال، نهفقط میدان رقابت دو شخصیت برجسته، بلکه صحنۀ برخورد دو روایت رقیب از آیندۀ اقتصادی ایالات متحده است.
✅@Inter_Politics
در چشمانداز پرتلاطم سیاست آمریکا، جایی که آیندۀ اقتصادی و جهتگیری فناورانه کشور در معرض بازتعریف قرار گرفته، جدالی دوباره میان دو چهره پرنفوذ شکل گرفته است: دونالد ترامپ (رئیسجمهور آمریکا) و ایلان ماسک (کارآفرین و میلیاردر آیندهنگر). محور این نزاع، لایحهای جنجالی بهنام «Big Beautiful Bill» است؛ بستهای اقتصادی که با هدف کاهش مالیاتها و افزایش هزینههای زیرساختی و نظامی طراحی شده و بهعقیدۀ منتقدان، میتواند اقتصاد آمریکا را با بحرانی تازه درگیر کند.
این لایحه مجموعهای از کاهشهای مالیاتی گسترده برای شرکتها و اقشار پردرآمد را با هدف افزایش هزینههای دولتی در حوزههایی چون امنیت مرزی، ارتش و زیرساختهای سنتی ترکیب کرده است. اما در مقابل، منابع جایگزینی برای این کاهش درآمد در نظر گرفته نشده و بهگفته کارشناسان مجلس نمایندگان و سنا، و برخی از اقتصاددانان مستقل، میتواند کسری بودجۀ فدرال را تا بیش از ۳.۳ تریلیون دلار در دهۀ آینده افزایش دهد. بخشی از منابع مالی این لایحه از راه حذف یارانهها و اعتبارات مالیاتی مربوط به خودروهای برقی، انرژیهای تجدیدپذیر و فناوریهای نوین تأمین میشود؛ دقیقاً حوزههایی که تسلا و سایر شرکتهای نوآور در آن فعالاند.
ایلان ماسک با انتقادی کمسابقه به این لایحه واکنش نشان داده و آن را «زشت»، «دیوانهوار»، «بیثباتکننده» و «خطرناک برای آیندۀ آمریکا» خوانده است. بهباور او، این طرح نهتنها به ضرر فناوریهای نوین است، بلکه با تحمیل بدهی سنگین به نسلهای آینده، زیرساخت مالی آمریکا را تضعیف میکند. ماسک فراتر از نقد صرف، تهدید کرده است که درصورت تصویب این لایحه، ممکن است حزب سیاسی مستقلی بهنام «America Party» را راهاندازی کند و از نامزدهایی حمایت کند که از نوآوری، انرژی پاک و تعادل بودجهای دفاع میکنند. این موضعگیری صریح، بهسرعت خشم ترامپ را برانگیخت. او تهدید کرد یارانهها و قراردادهای فدرال شرکتهای وابسته به ماسک (ازجمله تسلا و اسپیساکس) را مورد بازنگری قرار خواهد داد. او حتی پا را فراتر گذاشت و در یک سخنرانی عمومی احتمال بررسی تابعیت آمریکایی ماسک و بازگرداندن او به آفریقای جنوبی را مطرح کرد.
تقابل ماسک و ترامپ تنها یک نزاع شخصی نیست، بلکه بازتابی از دو چشمانداز کاملاً متفاوت دربارۀ آیندۀ سیاست و اقتصاد آمریکاست. از یکسو، ترامپ با تکیهبر شعارهای تکراریِ «بازگشت به عظمت»، خواهان تقویت صنایع سنتی و کاهش مداخلات دولت در نوآوریهای فناوری است. ازسوی دیگر، ماسک نماد اقتصاد آیندهمحور و فناورانهای است که انرژی پاک، هوش مصنوعی و توسعه پایدار را در اولویت قرار میدهد. این جدال، نهفقط میدان رقابت دو شخصیت برجسته، بلکه صحنۀ برخورد دو روایت رقیب از آیندۀ اقتصادی ایالات متحده است.
✅@Inter_Politics
👍12
Capitalism.A.Love.Story.2009.720p.BluRay.YTS.AlphaDL.mp4
1.1 GB
🎥مستند «سرمایهداری: یک داستان عاشقانه» (2009)، ساختۀ مایکل مور، با نگاهی انتقادی به نظام سرمایهداری آمریکا، تأثیرات منفی آن بر جامعه، ازجمله نابرابری اقتصادی، فساد شرکتی، و روابط تنگاتنگ میان شرکتهای بزرگ و سیاستمداران را بررسی میکند و ازطریق مصاحبهها و روایتهای واقعی، نشان میدهد چگونه سیاستهای اقتصادی به سود نخبگان و به زیان مردم عادی عمل میکنند.
زبان: انگلیسی
📝زیرنویس فارسی
✅@Inter_Politics
زبان: انگلیسی
📝زیرنویس فارسی
✅@Inter_Politics
👍15👎1
تاثیر سیاست تعرفهای ترامپ.pdf
3.3 MB
🔴 «بررسی تأثیر سیاستهای تعرفهای دولت آمریکا بر اقتصاد جهانی»
🔹گزارش منتشرشده توسط مرکز پژوهشهای اتاق ایران به تحلیل جامع سیاستهای تعرفهای دولت جدید ایالات متحده و تأثیرات آن بر تجارت بینالملل میپردازد. این تحلیل در چارچوب اصول بنیادین اقتصاد تجارت جهانی انجام شده است.
🔹در این گزارش، صنایع انرژی و فناوری بهعنوان اهداف اصلی سیاستهای محدودکننده آمریکا علیه چین و سایر رقبای اقتصادی شناسایی و بررسی شدهاند.
🔹همچنین، واکنش کشورها و اتحادهای منطقهای همچون اتحادیه اروپا و چین در برابر تعرفههای جدید ایالات متحده مورد تجزیهوتحلیل قرار گرفته است.
🔹در بخش پایانی، پیشنهاداتی برای ایران ارائه شده است؛ ازجمله کاهش آسیبپذیری، بهرهبرداری از فرصتهای ناشی از بازتنظیم زنجیرههای ارزش جهانی، و تقویت دیپلماسی تجاری.
✅@Inter_Politics
🔹گزارش منتشرشده توسط مرکز پژوهشهای اتاق ایران به تحلیل جامع سیاستهای تعرفهای دولت جدید ایالات متحده و تأثیرات آن بر تجارت بینالملل میپردازد. این تحلیل در چارچوب اصول بنیادین اقتصاد تجارت جهانی انجام شده است.
🔹در این گزارش، صنایع انرژی و فناوری بهعنوان اهداف اصلی سیاستهای محدودکننده آمریکا علیه چین و سایر رقبای اقتصادی شناسایی و بررسی شدهاند.
🔹همچنین، واکنش کشورها و اتحادهای منطقهای همچون اتحادیه اروپا و چین در برابر تعرفههای جدید ایالات متحده مورد تجزیهوتحلیل قرار گرفته است.
🔹در بخش پایانی، پیشنهاداتی برای ایران ارائه شده است؛ ازجمله کاهش آسیبپذیری، بهرهبرداری از فرصتهای ناشی از بازتنظیم زنجیرههای ارزش جهانی، و تقویت دیپلماسی تجاری.
✅@Inter_Politics
👍22
✍️دوازده روز جنگ؛ بازاندیشی در منطق منافع و هزینهها
در ۲۳ خرداد ۱۴۰۴، اسرائیل با اجرای یک سلسله حملات غافلگیرانه علیه فرماندهان نظامی و دانشمندان هستهای ایران، تلاش کرد معادلات امنیتی و فناوری جمهوری اسلامی را دگرگون کند. این اقدام که به شهادت برخی از نخبگان نظامی و علمی کشور انجامید، نقطه شروع بحرانی بود که ظرف دوازده روز دو بازیگر منطقهای را وارد یک تقابل مستقیم کرد. جمهوری اسلامی ایران در واکنش، با بهرهگیری از ظرفیتهای موشکی، پهپادی و سایبری خود به اهداف راهبردی در سرزمینهای اشغالی حملهور شد. این درگیری سرانجام در ۳ تیرماه با توافق آتشبس و مداخله دیپلماتیک آمریکا پایان یافت. با پایان جنگ، پرسش کلیدی در محافل سیاستگذاری و تحلیلگران اقتصاد سیاسی این بود که کدامیک از طرفین توانستهاند منافع استراتژیک خود را تأمین کنند و آیا اصلاً میتوان از «برنده» سخن گفت؟ هرگونه پاسخ نیازمند بررسی چند لایه از اهداف اعلامشده، منافع ساختاری و هزینههای تحمیلشده بر طرفین است.
۱. بازتوزیع قدرت و منابع؛ اثرات جنگ بر توازن منطقهای
پیش از جنگ، مذاکرات هستهای میان ایران و آمریکا با میانجیگری عمان جریان داشت. مسئله کلیدی، میزان غنیسازی اورانیوم در داخل ایران بود. اگر پس از جنگ یکی از طرفین در این موضوع راهبردی از مواضع پیشین خود عقبنشینی کند، میتوان نتیجه گرفت که ابزار نظامی و فشار مستقیم توانسته به بازتوزیع قدرت چانهزنی بینجامد. اما اگر مواضع تغییر نکند، جنگ صرفاً هزینههایی برای بازیگران اصلی و شرکای منطقهایشان تولید کرده است.
۲. هزینههای سیاستگذاری برای بازیگران اصلی
اهداف اسرائیل در طول زمان دچار نوسان بوده است: از یکسو، مقامات تلآویو خواهان مهار برنامه هستهای ایران و از سوی دیگر در برخی بیانیهها خواستار تغییر رژیم در تهران بودهاند. از منظر سیاستگذاری راهبردی، اگر هدف اصلی براندازی نظام سیاسی ایران بوده باشد، شکست اسرائیل محرز است؛ زیرا ایران ضمن حفظ انسجام نهادی، توان بازدارندگی خود را نشان داد. اما اگر هدف صرفاً کاهش ظرفیتهای فناورانه ایران باشد، حملات اولیه و خرابکاریهای اسرائیل آسیبهایی به زیرساختها وارد کرد که در کوتاهمدت برای آن موفقیت محسوب میشود.
۳. نقش ایالات متحده و وابستگی ساختاری
یکی از یافتههای کلیدی این بحران، آشکارشدن وابستگی اساسی اسرائیل به حمایت نظامی و دیپلماتیک آمریکا بود. اسرائیل نتوانست بهطور مستقل عملیات وسیع علیه تأسیسات هستهای ایران را انجام دهد و برای پیشبرد اهداف خود، ناچار شد به واشنگتن متوسل شود. این وابستگی یادآور یک الگوی کلاسیک در اقتصاد سیاسی امنیت است: بازیگرانی که بدون حمایت قدرتهای فرامنطقهای نمیتوانند سیاستهای پرریسک خود را محقق کنند، ناگزیرند بخشی از استقلال عمل راهبردیشان را واگذار کنند.
۴. روایت پیروزی؛ سیاست نمادین پس از بحران
پس از آتشبس، هر سه بازیگر اصلی سعی کردند با روایتسازی، شکستها را بپوشانند و موفقیتهای نسبی خود را برجسته کنند. ایران بر حفظ ساختار سیاسی و بازدارندگی تأکید کرد؛ اسرائیل از «دستاوردهای امنیتی» سخن گفت و آمریکا خود را بازیگر کلیدی مدیریت بحران معرفی کرد. این وضعیت نشاندهنده اهمیت سیاستگذاری نمادین در مدیریت افکار عمومی داخلی و اعتبار بینالمللی است.
۵. پیامدهای جنگ برای غیرنظامیان
درنهایت، افزونبر آسیبهای وارد به دولتها، آنچه در تحلیل نباید نادیده گرفته شود، هزینههای جانی، روانی، اجتماعی و اقتصادی سنگین واردشده به شهروندان غیرنظامی است. در هر دو طرف، کسبوکارها، زیرساختها و شهروندان عادی قربانی جنگ شدند. این نکته یادآور ضرورت طراحی سازوکارهای بازدارنده برای پیشگیری از ورود به چرخههای خشونتبار مشابه است.
✅@Inter_Politics
در ۲۳ خرداد ۱۴۰۴، اسرائیل با اجرای یک سلسله حملات غافلگیرانه علیه فرماندهان نظامی و دانشمندان هستهای ایران، تلاش کرد معادلات امنیتی و فناوری جمهوری اسلامی را دگرگون کند. این اقدام که به شهادت برخی از نخبگان نظامی و علمی کشور انجامید، نقطه شروع بحرانی بود که ظرف دوازده روز دو بازیگر منطقهای را وارد یک تقابل مستقیم کرد. جمهوری اسلامی ایران در واکنش، با بهرهگیری از ظرفیتهای موشکی، پهپادی و سایبری خود به اهداف راهبردی در سرزمینهای اشغالی حملهور شد. این درگیری سرانجام در ۳ تیرماه با توافق آتشبس و مداخله دیپلماتیک آمریکا پایان یافت. با پایان جنگ، پرسش کلیدی در محافل سیاستگذاری و تحلیلگران اقتصاد سیاسی این بود که کدامیک از طرفین توانستهاند منافع استراتژیک خود را تأمین کنند و آیا اصلاً میتوان از «برنده» سخن گفت؟ هرگونه پاسخ نیازمند بررسی چند لایه از اهداف اعلامشده، منافع ساختاری و هزینههای تحمیلشده بر طرفین است.
۱. بازتوزیع قدرت و منابع؛ اثرات جنگ بر توازن منطقهای
پیش از جنگ، مذاکرات هستهای میان ایران و آمریکا با میانجیگری عمان جریان داشت. مسئله کلیدی، میزان غنیسازی اورانیوم در داخل ایران بود. اگر پس از جنگ یکی از طرفین در این موضوع راهبردی از مواضع پیشین خود عقبنشینی کند، میتوان نتیجه گرفت که ابزار نظامی و فشار مستقیم توانسته به بازتوزیع قدرت چانهزنی بینجامد. اما اگر مواضع تغییر نکند، جنگ صرفاً هزینههایی برای بازیگران اصلی و شرکای منطقهایشان تولید کرده است.
۲. هزینههای سیاستگذاری برای بازیگران اصلی
اهداف اسرائیل در طول زمان دچار نوسان بوده است: از یکسو، مقامات تلآویو خواهان مهار برنامه هستهای ایران و از سوی دیگر در برخی بیانیهها خواستار تغییر رژیم در تهران بودهاند. از منظر سیاستگذاری راهبردی، اگر هدف اصلی براندازی نظام سیاسی ایران بوده باشد، شکست اسرائیل محرز است؛ زیرا ایران ضمن حفظ انسجام نهادی، توان بازدارندگی خود را نشان داد. اما اگر هدف صرفاً کاهش ظرفیتهای فناورانه ایران باشد، حملات اولیه و خرابکاریهای اسرائیل آسیبهایی به زیرساختها وارد کرد که در کوتاهمدت برای آن موفقیت محسوب میشود.
۳. نقش ایالات متحده و وابستگی ساختاری
یکی از یافتههای کلیدی این بحران، آشکارشدن وابستگی اساسی اسرائیل به حمایت نظامی و دیپلماتیک آمریکا بود. اسرائیل نتوانست بهطور مستقل عملیات وسیع علیه تأسیسات هستهای ایران را انجام دهد و برای پیشبرد اهداف خود، ناچار شد به واشنگتن متوسل شود. این وابستگی یادآور یک الگوی کلاسیک در اقتصاد سیاسی امنیت است: بازیگرانی که بدون حمایت قدرتهای فرامنطقهای نمیتوانند سیاستهای پرریسک خود را محقق کنند، ناگزیرند بخشی از استقلال عمل راهبردیشان را واگذار کنند.
۴. روایت پیروزی؛ سیاست نمادین پس از بحران
پس از آتشبس، هر سه بازیگر اصلی سعی کردند با روایتسازی، شکستها را بپوشانند و موفقیتهای نسبی خود را برجسته کنند. ایران بر حفظ ساختار سیاسی و بازدارندگی تأکید کرد؛ اسرائیل از «دستاوردهای امنیتی» سخن گفت و آمریکا خود را بازیگر کلیدی مدیریت بحران معرفی کرد. این وضعیت نشاندهنده اهمیت سیاستگذاری نمادین در مدیریت افکار عمومی داخلی و اعتبار بینالمللی است.
۵. پیامدهای جنگ برای غیرنظامیان
درنهایت، افزونبر آسیبهای وارد به دولتها، آنچه در تحلیل نباید نادیده گرفته شود، هزینههای جانی، روانی، اجتماعی و اقتصادی سنگین واردشده به شهروندان غیرنظامی است. در هر دو طرف، کسبوکارها، زیرساختها و شهروندان عادی قربانی جنگ شدند. این نکته یادآور ضرورت طراحی سازوکارهای بازدارنده برای پیشگیری از ورود به چرخههای خشونتبار مشابه است.
✅@Inter_Politics
👍44
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
🏅معرفی رشتۀ «اقتصاد سیاسی بینالملل»
ارائهدهنده: علیرضا رحمتی
میزبان: اتحادیهٔ انجمنهای علمی دانشجویی علوم سیاسی ایران
✅@Inter_Politics
ارائهدهنده: علیرضا رحمتی
میزبان: اتحادیهٔ انجمنهای علمی دانشجویی علوم سیاسی ایران
✅@Inter_Politics
👍13
✍️تندرویی که جاسوس بود
🎖#برگی_از_تاریخ
الیاهو شائول کوهن یک جاسوس اسرائیلی بود. بیشتر شهرت او بهخاطر عملیاتش در سوریه است که توانست با نفوذ در دولت سوریه تا مشاور عالی (معاون) وزیر دفاع نیز ترقی یابد. در سوریه او در ظاهر از تندروترین، جدیترین و پیشروترین افرادی بود که با اسرائیل مخالفت میورزید. گفته میشود که اطلاعات گردآوریشده توسط او نقش مهمی در موفقیت اسرائیل در جنگ ششروزه داشتهاست.
پساز مدتی دولت سوریه تلاشهای خود را برای دستگیری جاسوس ردهبالا بیشتر کرد. با کمک نیروهای شوروی سابق و با کمک تجهیزات خطوط رادیویی، زیر نظر گرفته شد. این تجهیزات موفق به ردیابی کوهن در هنگام انتقال اطلاعات به اسرائیل شدند و سرانجام، هویت واقعی او آشکار شد. وی در دادگاه نظامی به جاسوسی محکوم، و در ملأ عام اعدام گردید.
✅@Inter_Politics
🎖#برگی_از_تاریخ
الیاهو شائول کوهن یک جاسوس اسرائیلی بود. بیشتر شهرت او بهخاطر عملیاتش در سوریه است که توانست با نفوذ در دولت سوریه تا مشاور عالی (معاون) وزیر دفاع نیز ترقی یابد. در سوریه او در ظاهر از تندروترین، جدیترین و پیشروترین افرادی بود که با اسرائیل مخالفت میورزید. گفته میشود که اطلاعات گردآوریشده توسط او نقش مهمی در موفقیت اسرائیل در جنگ ششروزه داشتهاست.
کوهن، در مجلس ملی سوریه با سخنرانیهای حماسی، اسرائیل را به بدترین اقدامات متهم و تهدید میکرد. دستور موساد به او این بود که تا میتوانی علیه اسرائیل بگو و بنویس تا وانمود کنی دشمن شمارهیک اسرائیل هستی. وی تندروترین و یهودستیزترین سیاستمدار سوریه بود.
پساز مدتی دولت سوریه تلاشهای خود را برای دستگیری جاسوس ردهبالا بیشتر کرد. با کمک نیروهای شوروی سابق و با کمک تجهیزات خطوط رادیویی، زیر نظر گرفته شد. این تجهیزات موفق به ردیابی کوهن در هنگام انتقال اطلاعات به اسرائیل شدند و سرانجام، هویت واقعی او آشکار شد. وی در دادگاه نظامی به جاسوسی محکوم، و در ملأ عام اعدام گردید.
✅@Inter_Politics
👍35
✍️ در میانۀ جنگ دوازدهروزۀ اسرائیل و ایران، و پساز آتشبس، در اوج هیاهوی بیپایان جریانهای سیاسی و اجتماعی بر سر اینکه آیا باید مذاکره کرد یا نه، فیلترینگ ادامه یابد یا لغو شود، مهاجران افغان تا چه اندازه اخراج شوند و با پدیدههایی چون بیحجابی و سگگردانی چه باید کرد، منابع کشور بیامان در جدالهای فرسایندۀ جریانها تحلیل میرود و فرصتهای ملی یکی پساز دیگری بر باد میرود. در همین زمان، اندیشکدههای چینی بیهیاهو و بیادعا مشغول مطالعه، تحلیل، طراحی و اجرای پروژههای عظیم اقتصادیاند و با تمرکز و دوراندیشی، فاصلۀ خود با ایالات متحده را روزبهروز کمتر میکنند. هرچه عمیقتر مینگرم، آشکارتر میشود که چین تصادفی به دومین قدرت اقتصادی ـ نظامی جهان بدل نشده است. بااینهمه، هنوز گروهی چشمانتظار کمک نظامی این اژدها به کشوریاند که حتی پرداخت حقوق کارمندان خود را بهزحمت انجام میدهد.
✅@Inter_Politics
✅@Inter_Politics
👍55👎3
🏅ژاپن بار دیگر مرزهای فناوری را درنوردید؛ رکورد جهانی سرعت اینترنت را با رقم خیرهکنندهی ۱.۰۲ پتابیت در ثانیه شکست.
💢 فاصلهی بسیار است میان «جهان اول» و «جهان توسعهنیافته». آنجا که اینترنت بستری برای علم، اقتصاد و خلاقیت است و جایی که بخش بزرگی از زندگی شهروندان صرف یافتن راهی برای گریز از سد فیلترینگ میشود که میتوانست به مطالعۀ بیشتر، زندگی و کسبوکار اختصاص یابد.
✅@Inter_Politics
💢 فاصلهی بسیار است میان «جهان اول» و «جهان توسعهنیافته». آنجا که اینترنت بستری برای علم، اقتصاد و خلاقیت است و جایی که بخش بزرگی از زندگی شهروندان صرف یافتن راهی برای گریز از سد فیلترینگ میشود که میتوانست به مطالعۀ بیشتر، زندگی و کسبوکار اختصاص یابد.
✅@Inter_Politics
👍16👎2
پایش 112.pdf
1.1 MB
🔻گزارش «پایش تحولات تجارت جهانی» با تلاش مرکز پژوهشهای اتاق ایران تدوین و منتشر شده است.
این گزارش در چارچوب مجموعهای تحلیلی، به رصد و واکاوی رویدادهای کلیدی در محیط ژئواکونومیک ایران میپردازد. در هر شماره، تحولات مهم جهانی و منطقهای ازمنظر تأثیرگذاری بر دیپلماسی اقتصادی کشور و جایگاه ژئواکونومیک ایران بررسی و تحلیل میشوند.
در ۱۱۲مین شماره از این سلسله گزارشها، منتخبی از تازهترین تحولات ژئواکونومیک در سه سطح بینالمللی، منطقهای و ملی، به همراه چکیدهای از پژوهشهای جدید در این حوزه، ارائه شده است.
✅@Inter_Politics
این گزارش در چارچوب مجموعهای تحلیلی، به رصد و واکاوی رویدادهای کلیدی در محیط ژئواکونومیک ایران میپردازد. در هر شماره، تحولات مهم جهانی و منطقهای ازمنظر تأثیرگذاری بر دیپلماسی اقتصادی کشور و جایگاه ژئواکونومیک ایران بررسی و تحلیل میشوند.
در ۱۱۲مین شماره از این سلسله گزارشها، منتخبی از تازهترین تحولات ژئواکونومیک در سه سطح بینالمللی، منطقهای و ملی، به همراه چکیدهای از پژوهشهای جدید در این حوزه، ارائه شده است.
✅@Inter_Politics
👍11
✍️ سیر فلاکت دیپلماسی در ایران
حدود ۹۳ سال پیش، در سال ۱۳۱۱ خورشیدی (۱۹۳۲ میلادی)، در روزگاری که نرخ باسوادی در ایران از ۱۰ درصد فراتر نمیرفت و آموزش عالی کالایی نایاب و دستنیافتنی به شمار میآمد، هیئتی از دیپلماتهای ایرانی برای دفاع از منافع ملی در برابر شکایت نفتی به جامعهٔ ملل در ژنو اعزام شد. اعضای این هیئت را مردانی فرهیخته، کارآزموده و خوشنام تشکیل میدادند؛ ازجمله: ابوالحسن حکیمی، عبدالحسین سرداری، انوشیروان سپهبدی، عبدالله انتظام، عباسقلی غریب (ملقب به مترجمالممالک)، محمدعلی فروغی (ناجی ایران پساز جنگ دوم جهانی)، موثقالدوله خواجهنوری، و همسر ابوالحسن حکیمی. حضور چنین چهرههایی ـ که هریک وزنهای علمی، فرهنگی یا دیپلماتیک در عرصهی آن روزگار به شمار میرفتند ـ گواهی روشن است بر منزلت بالای سیاست خارجی ایران در زمانی که هنوز زیرساختهای اساسی کشور نوپا و محدود بود.
اما امروز، با گذشت نزدیک به یک قرن، و درحالیکه بیش از ۹۰ درصد جمعیت ایران باسوادند، هزاران متخصص در حوزههای روابط بینالملل، سیاست خارجی، حقوق بینالملل و اقتصاد در دانشگاههای ملی و جهانی پرورش یافتهاند، عرصهٔ سیاست خارجی گاه در معرض اظهارنظرها و مداخلههایی است که نهتنها از درک علمی و تجربی تهیاند، بلکه گویندگانشان حتی یک کتاب در این حوزه مطالعه نکردهاند.
بااینحال، همین افراد، که دانش و فهمشان گاه از سطح دیپلم نیز فراتر نمیرود، با اعتمادبهنفسی حیرتآور و با استناد به گروههای ایتاییشان، در باب حساسترین مسائل ملی اظهارنظر میکنند، دربارهٔ مذاکره یا تقابل حکم میدهند، و بدون کمترین شناختی از پیچیدگیهای نظم جهانی، مسیر کشور را در ذهن خود ترسیم میکنند.
این وضعیت، نهفقط ضعف در سازوکارهای پالایش نخبگان، بلکه نشانهای تلخ از فروپاشی معیارهای شایستگی و افول منزلت خرد و عقلانیت در فرایند تصمیمسازی است؛ آنهم در کشوری که روزگاری، حتی در دوران بیسوادی فراگیر، چهرههایی چون ذکاءالملک فروغی را بر صدر مینشاند.
بااینحال، اکنون که پساز سالها، دستگاه تصمیمگیری سیاست خارجی کشور بار دیگر نشانههایی از بازگشت به عقلانیت و منطق را بروز داده، و مسیر گفتوگو، مصالحه و تعامل هوشمندانه با جهان برپایهٔ منافع ملی مورد توجه قرار گرفته، دوباره همان صداهایی که پیشتر مروج بیخردی، سادهانگاری و وضع موجود بودند، اینبار نیز از بیرون میدان، در نقش تماشاچیان همیشهمعترض، هو میکشند و سنگ میاندازند؛ بیآنکه همچنان چیزی از علم سیاست، توازن قوا، یا هزینه و فایدهٔ دیپلماسی بدانند. دشوارتر از راه رفتن بر لبهٔ پرتگاههای ژئوپلیتیک، عبور از دیوارهای بلند بیخردی و غوغاسالاری است.
پینوشت: تصویر هیئت دیپلماتهای اعزامی ایران به جامعهی ملل در ژنو، برای رسیدگی به پروندهی شکایت نفت، سال ۱۳۱۱ خورشیدی (۱۹۳۲ میلادی)
✅@Inter_Politics
حدود ۹۳ سال پیش، در سال ۱۳۱۱ خورشیدی (۱۹۳۲ میلادی)، در روزگاری که نرخ باسوادی در ایران از ۱۰ درصد فراتر نمیرفت و آموزش عالی کالایی نایاب و دستنیافتنی به شمار میآمد، هیئتی از دیپلماتهای ایرانی برای دفاع از منافع ملی در برابر شکایت نفتی به جامعهٔ ملل در ژنو اعزام شد. اعضای این هیئت را مردانی فرهیخته، کارآزموده و خوشنام تشکیل میدادند؛ ازجمله: ابوالحسن حکیمی، عبدالحسین سرداری، انوشیروان سپهبدی، عبدالله انتظام، عباسقلی غریب (ملقب به مترجمالممالک)، محمدعلی فروغی (ناجی ایران پساز جنگ دوم جهانی)، موثقالدوله خواجهنوری، و همسر ابوالحسن حکیمی. حضور چنین چهرههایی ـ که هریک وزنهای علمی، فرهنگی یا دیپلماتیک در عرصهی آن روزگار به شمار میرفتند ـ گواهی روشن است بر منزلت بالای سیاست خارجی ایران در زمانی که هنوز زیرساختهای اساسی کشور نوپا و محدود بود.
اما امروز، با گذشت نزدیک به یک قرن، و درحالیکه بیش از ۹۰ درصد جمعیت ایران باسوادند، هزاران متخصص در حوزههای روابط بینالملل، سیاست خارجی، حقوق بینالملل و اقتصاد در دانشگاههای ملی و جهانی پرورش یافتهاند، عرصهٔ سیاست خارجی گاه در معرض اظهارنظرها و مداخلههایی است که نهتنها از درک علمی و تجربی تهیاند، بلکه گویندگانشان حتی یک کتاب در این حوزه مطالعه نکردهاند.
بااینحال، همین افراد، که دانش و فهمشان گاه از سطح دیپلم نیز فراتر نمیرود، با اعتمادبهنفسی حیرتآور و با استناد به گروههای ایتاییشان، در باب حساسترین مسائل ملی اظهارنظر میکنند، دربارهٔ مذاکره یا تقابل حکم میدهند، و بدون کمترین شناختی از پیچیدگیهای نظم جهانی، مسیر کشور را در ذهن خود ترسیم میکنند.
این وضعیت، نهفقط ضعف در سازوکارهای پالایش نخبگان، بلکه نشانهای تلخ از فروپاشی معیارهای شایستگی و افول منزلت خرد و عقلانیت در فرایند تصمیمسازی است؛ آنهم در کشوری که روزگاری، حتی در دوران بیسوادی فراگیر، چهرههایی چون ذکاءالملک فروغی را بر صدر مینشاند.
بااینحال، اکنون که پساز سالها، دستگاه تصمیمگیری سیاست خارجی کشور بار دیگر نشانههایی از بازگشت به عقلانیت و منطق را بروز داده، و مسیر گفتوگو، مصالحه و تعامل هوشمندانه با جهان برپایهٔ منافع ملی مورد توجه قرار گرفته، دوباره همان صداهایی که پیشتر مروج بیخردی، سادهانگاری و وضع موجود بودند، اینبار نیز از بیرون میدان، در نقش تماشاچیان همیشهمعترض، هو میکشند و سنگ میاندازند؛ بیآنکه همچنان چیزی از علم سیاست، توازن قوا، یا هزینه و فایدهٔ دیپلماسی بدانند. دشوارتر از راه رفتن بر لبهٔ پرتگاههای ژئوپلیتیک، عبور از دیوارهای بلند بیخردی و غوغاسالاری است.
پینوشت: تصویر هیئت دیپلماتهای اعزامی ایران به جامعهی ملل در ژنو، برای رسیدگی به پروندهی شکایت نفت، سال ۱۳۱۱ خورشیدی (۱۹۳۲ میلادی)
✅@Inter_Politics
👍35
عظمت آمریکا؛ از رونالد تا دونالد
✍️آرمیتا پریپور (دانشجوی کارشناسی ارشد مطالعات منطقهای آمریکای شمالی)
ایدهٔ «آمریکای بزرگ» و شعار معروف «آمریکا را [دوباره] به عظمت برسان»، ریشه در تاریخ تحولات اقتصادی و سیاسی ایالات متحده دارد و میتوان خاستگاه آن را در دوران ریاستجمهوری رونالد ریگان در دههٔ ۱۹۸۰ جستوجو کرد. ریگان با تکیهبر آموزههای اقتصاد طرف عرضه (supply-side economics) و با هدف بازگرداندن اقتدار اقتصادی و ژئوپلیتیکی ایالات متحده، مجموعهای از سیاستهای بنیادین را به اجرا گذاشت. این سیاستها شامل کاهش مالیات بر شرکتها و ثروتمندان، مقرراتزدایی گسترده از بازارها، و کاستن از هزینههای دولتی بهویژه در حوزههای رفاهی بود. اگرچه این رویکرد در کوتاهمدت به رشد اقتصادی و رونق بازارهای مالی انجامید، اما در بلندمدت به افزایش نابرابری درآمدی و جهش بیسابقه در بدهی عمومی دولت فدرال منجر شد.
پس از پایان دورهٔ ریگان، این رویکرد بهعنوان یک گفتمان اقتصادی غالب در جریان محافظهکار آمریکا تثبیت شد. در دهههای ۱۹۹۰ و ۲۰۰۰، جمهوریخواهان با اتکا به میراث ریگان، همچنان سیاستهای مالیاتی نئولیبرالی و گسترش جهانیسازی بازارهای سرمایه را پی گرفتند؛ گرچه این سیاستها با مخالفتهایی ازسوی دموکراتها و نارضایتی فزایندهٔ طبقهٔ کارگر مواجه شدند. دوران جورج بوش پسر نیز ادامهدهندهٔ این مسیر بود و در قالب کاهش مالیاتها و خصوصیسازی خدمات عمومی بازتاب یافت. با وقوع بحران مالی ۲۰۰۸، شکاف میان نخبگان اقتصادی، و طبقات متوسط و فرودست بهمراتب عمیقتر شد و بدبینی عمومی نسبت به جهانیسازی و آزادسازی افسارگسیختهٔ اقتصاد، بستر مناسبی برای بازگشت شعار «عظمت ازدسترفتهٔ آمریکا» فراهم ساخت.
دونالد ترامپ با پیروزی در انتخابات سال ۲۰۱۶ و ۲۰۲۴، با احیای شعار Make America Great Again، این گفتمان اقتصادی را در قالبی تازه و با مضامینی ملیگرایانه و ضدجهانیسازی بازتعریف کرد. او برخلاف نئولیبرالیسم کلاسیک، سیاستهایی چون حمایتگرایی تجاری (ازجمله اعمال تعرفه بر واردات از چین)، بازگرداندن صنایع به خاک آمریکا، و نقد نهادهای بینالمللی مانند سازمان تجارت جهانی و پیمان نفتا را در دستور کار قرار داد تا تصویر «رئیسجمهوری حامی کارگران آمریکایی» را از خود ارائه دهد. بااینحال، کاهش مالیاتهای کلان دولت ترامپ برای شرکتها و ثروتمندان، در عمل بازتولید همان سیاستهای ریگانی بود که عمدتاً به نفع اقشار بالادست و به زیان عدالت توزیعی عمل کرد.
از اینرو، میتوان سیر تحول ایدهٔ «آمریکای بزرگ» را نه بهعنوان گسست از گذشته، بلکه در امتداد استمرار گفتمان نئولیبرالیسم اقتصادی تحلیل کرد؛ با این تفاوت که در دوران ترامپ، این گفتمان با پوستهای ملیگرایانه و وعدههای عامهپسند به طبقات فرودست همراه شد، بیآنکه بنیادهای ساختاری آن دگرگون گردد.
✅@Inter_Politics
✍️آرمیتا پریپور (دانشجوی کارشناسی ارشد مطالعات منطقهای آمریکای شمالی)
ایدهٔ «آمریکای بزرگ» و شعار معروف «آمریکا را [دوباره] به عظمت برسان»، ریشه در تاریخ تحولات اقتصادی و سیاسی ایالات متحده دارد و میتوان خاستگاه آن را در دوران ریاستجمهوری رونالد ریگان در دههٔ ۱۹۸۰ جستوجو کرد. ریگان با تکیهبر آموزههای اقتصاد طرف عرضه (supply-side economics) و با هدف بازگرداندن اقتدار اقتصادی و ژئوپلیتیکی ایالات متحده، مجموعهای از سیاستهای بنیادین را به اجرا گذاشت. این سیاستها شامل کاهش مالیات بر شرکتها و ثروتمندان، مقرراتزدایی گسترده از بازارها، و کاستن از هزینههای دولتی بهویژه در حوزههای رفاهی بود. اگرچه این رویکرد در کوتاهمدت به رشد اقتصادی و رونق بازارهای مالی انجامید، اما در بلندمدت به افزایش نابرابری درآمدی و جهش بیسابقه در بدهی عمومی دولت فدرال منجر شد.
پس از پایان دورهٔ ریگان، این رویکرد بهعنوان یک گفتمان اقتصادی غالب در جریان محافظهکار آمریکا تثبیت شد. در دهههای ۱۹۹۰ و ۲۰۰۰، جمهوریخواهان با اتکا به میراث ریگان، همچنان سیاستهای مالیاتی نئولیبرالی و گسترش جهانیسازی بازارهای سرمایه را پی گرفتند؛ گرچه این سیاستها با مخالفتهایی ازسوی دموکراتها و نارضایتی فزایندهٔ طبقهٔ کارگر مواجه شدند. دوران جورج بوش پسر نیز ادامهدهندهٔ این مسیر بود و در قالب کاهش مالیاتها و خصوصیسازی خدمات عمومی بازتاب یافت. با وقوع بحران مالی ۲۰۰۸، شکاف میان نخبگان اقتصادی، و طبقات متوسط و فرودست بهمراتب عمیقتر شد و بدبینی عمومی نسبت به جهانیسازی و آزادسازی افسارگسیختهٔ اقتصاد، بستر مناسبی برای بازگشت شعار «عظمت ازدسترفتهٔ آمریکا» فراهم ساخت.
دونالد ترامپ با پیروزی در انتخابات سال ۲۰۱۶ و ۲۰۲۴، با احیای شعار Make America Great Again، این گفتمان اقتصادی را در قالبی تازه و با مضامینی ملیگرایانه و ضدجهانیسازی بازتعریف کرد. او برخلاف نئولیبرالیسم کلاسیک، سیاستهایی چون حمایتگرایی تجاری (ازجمله اعمال تعرفه بر واردات از چین)، بازگرداندن صنایع به خاک آمریکا، و نقد نهادهای بینالمللی مانند سازمان تجارت جهانی و پیمان نفتا را در دستور کار قرار داد تا تصویر «رئیسجمهوری حامی کارگران آمریکایی» را از خود ارائه دهد. بااینحال، کاهش مالیاتهای کلان دولت ترامپ برای شرکتها و ثروتمندان، در عمل بازتولید همان سیاستهای ریگانی بود که عمدتاً به نفع اقشار بالادست و به زیان عدالت توزیعی عمل کرد.
از اینرو، میتوان سیر تحول ایدهٔ «آمریکای بزرگ» را نه بهعنوان گسست از گذشته، بلکه در امتداد استمرار گفتمان نئولیبرالیسم اقتصادی تحلیل کرد؛ با این تفاوت که در دوران ترامپ، این گفتمان با پوستهای ملیگرایانه و وعدههای عامهپسند به طبقات فرودست همراه شد، بیآنکه بنیادهای ساختاری آن دگرگون گردد.
✅@Inter_Politics
👍14
Fourth_and_Fifth_Generation_Warfare_Technology_and_Perceptions.pdf
422.2 KB
📚مقالۀ "Fourth- and Fifth-Generation Warfare: Technology and Perceptions"
✍️وسیم احمد قریشی
📚کارگروه #منابع شبکۀ اقتصاد سیاسی بینالملل
✅@Inter_Politics
✍️وسیم احمد قریشی
این مقاله نشان میدهد که جنگهای مدرن از چارچوبهای سنتی خارج شدهاند و اکنون با ورود بازیگران غیردولتی، فنّاوری اطلاعات، جنگ روانی و رسانهای، به شکلهای پیچیدهتری مانند جنگ نسل چهارم (4GW) و پنجم (5GW) درآمدهاند. در جنگ نسل چهارم، گروههایی مانند تروریستها و مزدوران، با حمایت مخفیانه دولتها، جنگهای نیابتی و نامتقارن را هدایت میکنند که مرز میان جنگ و صلح، و میان نظامی و غیرنظامی را از بین میبرد. در جنگ نسل پنجم نیز، تمرکز بر کنترل ادراک و افکار عمومی است و نبرد در حوزۀ رسانه، فضای مجازی و روایتسازی رخ میدهد. این نسل از جنگها، مشروعیت دولتها را تضعیف کرده و امنیت ملی را از درون تهدید میکند، بدون آنکه الزماً درگیری نظامی سنتی رخ دهد.
📚کارگروه #منابع شبکۀ اقتصاد سیاسی بینالملل
✅@Inter_Politics
👍10
💢نسخهٔ دوم سیاستهای اقتصادی ترامپ، بنیانهای شکوفایی اقتصاد ایالات متحده را تضعیف خواهد کرد
✍️اکونومیست
در آستانۀ امضای لایحۀ بزرگ و زیبا (BBB) توسط دونالد ترامپ در ۴ ژوئیه، ناظران اقتصادی با دوگانگی مواجهاند: ازیکسو بازارهای مالی با رشد شاخص S&P 500 واکنشی مثبت نشان دادهاند و امید به توافقهای تجاری بالا رفته است؛ ازسویدیگر، واقعیتهای بنیادین اقتصاد آمریکا ـ نظیر کسری بودجۀ ۶.۷ درصدی و نسبت بدهی در آستانۀ عبور از سطح پساجنگ جهانی دوم ـ حکایت از بحرانی نهفته دارد.
لایحۀ BBB عملاً تداوم کاهش مالیاتهای دورۀ اول ترامپ است؛ اما در شرایط فعلی، این سیاست بیشتر به یک قمار مالی میماند تا یک راهبرد رشدآفرین. درحالیکه انتظار میرود ساختار جمعیتی آمریکا دولت را بهسوی اصلاح نظام بازنشستگی و افزایش سن بازنشستگی سوق دهد، این لایحه مسیری معکوس را پیموده و تخفیفهای مالیاتی به سالمندان اعطا میکند، آنهم به بهای کاهش خدمات پزشکی و حذف بیمۀ درمانی حدود ۱۲ میلیون نفر. این لایحه، نهتنها درجهت سیاستهای زیستمحیطی نیز گامی واپسگرایانه برداشته، بلکه با حذف مشوقهای انرژیهای پاک، مسیر سرمایهگذاری در فنّاوریهای کلیدی آینده همچون انرژی تجدیدپذیر و هوش مصنوعی را تضعیف کرده است. نوستالژی ترامپ نسبت به سوختهای فسیلی، آینده اقتصاد نوآور آمریکا را تهدید میکند.
ازمنظر کلان، این لایحه تنها ۸٪ معطوف به کاهش مالیاتهایی است که بهطور مؤثر بر سرمایهگذاری اثرگذارند؛ باقی عمدتاً جنبه تبلیغاتی دارد. در شرایطی که نرخ بهره سهبرابر دورۀ اول ریاستجمهوری ترامپ است و بانک مرکزی در مسیر سیاستهای انقباضی قرار دارد، انتظار محرکبودن این سیاستها خوشبینانه است. حتی بدتر از آن، افزایش صدور اوراق بدهی ممکن است به شوکهای بازار اوراق و سرانجام، به سیاستهایی چون تورم بالا و سرکوب مالی بینجامد؛ سناریویی مشابه با پس از جنگ جهانی دوم.
ریشۀ اصلی بحران، در اولویتگذاری غلط دولت ترامپ است: اتکای افراطی به قدرت چانهزنی اقتصادی، در برابر بیاعتنایی به زیرساختهای بنیادین موفقیت، نظیر استقلال بانک مرکزی، سرمایهگذاری علمی، شفافیت حاکمیتی، و انسجام سیاست تجاری. کاهش ۱۱ درصدی ارزش دلار طی یکسال گذشته، نشانهای از کاهش اعتماد جهانی به آیندۀ اقتصاد آمریکاست؛ حتی اگر ظاهر بازارهای مالی خلاف آن را القا کنند.
The Economist. (2025, July 3). Trumponomics 2.0 will erode the foundations of America’s prosperity.
✅@Inter_Politics
✍️اکونومیست
در آستانۀ امضای لایحۀ بزرگ و زیبا (BBB) توسط دونالد ترامپ در ۴ ژوئیه، ناظران اقتصادی با دوگانگی مواجهاند: ازیکسو بازارهای مالی با رشد شاخص S&P 500 واکنشی مثبت نشان دادهاند و امید به توافقهای تجاری بالا رفته است؛ ازسویدیگر، واقعیتهای بنیادین اقتصاد آمریکا ـ نظیر کسری بودجۀ ۶.۷ درصدی و نسبت بدهی در آستانۀ عبور از سطح پساجنگ جهانی دوم ـ حکایت از بحرانی نهفته دارد.
لایحۀ BBB عملاً تداوم کاهش مالیاتهای دورۀ اول ترامپ است؛ اما در شرایط فعلی، این سیاست بیشتر به یک قمار مالی میماند تا یک راهبرد رشدآفرین. درحالیکه انتظار میرود ساختار جمعیتی آمریکا دولت را بهسوی اصلاح نظام بازنشستگی و افزایش سن بازنشستگی سوق دهد، این لایحه مسیری معکوس را پیموده و تخفیفهای مالیاتی به سالمندان اعطا میکند، آنهم به بهای کاهش خدمات پزشکی و حذف بیمۀ درمانی حدود ۱۲ میلیون نفر. این لایحه، نهتنها درجهت سیاستهای زیستمحیطی نیز گامی واپسگرایانه برداشته، بلکه با حذف مشوقهای انرژیهای پاک، مسیر سرمایهگذاری در فنّاوریهای کلیدی آینده همچون انرژی تجدیدپذیر و هوش مصنوعی را تضعیف کرده است. نوستالژی ترامپ نسبت به سوختهای فسیلی، آینده اقتصاد نوآور آمریکا را تهدید میکند.
ازمنظر کلان، این لایحه تنها ۸٪ معطوف به کاهش مالیاتهایی است که بهطور مؤثر بر سرمایهگذاری اثرگذارند؛ باقی عمدتاً جنبه تبلیغاتی دارد. در شرایطی که نرخ بهره سهبرابر دورۀ اول ریاستجمهوری ترامپ است و بانک مرکزی در مسیر سیاستهای انقباضی قرار دارد، انتظار محرکبودن این سیاستها خوشبینانه است. حتی بدتر از آن، افزایش صدور اوراق بدهی ممکن است به شوکهای بازار اوراق و سرانجام، به سیاستهایی چون تورم بالا و سرکوب مالی بینجامد؛ سناریویی مشابه با پس از جنگ جهانی دوم.
ریشۀ اصلی بحران، در اولویتگذاری غلط دولت ترامپ است: اتکای افراطی به قدرت چانهزنی اقتصادی، در برابر بیاعتنایی به زیرساختهای بنیادین موفقیت، نظیر استقلال بانک مرکزی، سرمایهگذاری علمی، شفافیت حاکمیتی، و انسجام سیاست تجاری. کاهش ۱۱ درصدی ارزش دلار طی یکسال گذشته، نشانهای از کاهش اعتماد جهانی به آیندۀ اقتصاد آمریکاست؛ حتی اگر ظاهر بازارهای مالی خلاف آن را القا کنند.
The Economist. (2025, July 3). Trumponomics 2.0 will erode the foundations of America’s prosperity.
✅@Inter_Politics
👍33
📊پنج اقتصاد برتر جهان
آمریکا🇺🇸: ۸۰٪ تولید ناخالص داخلی ۳۰.۵ تریلیون دلاریاش از بخش خدمات تأمین میشود.
چین🇨🇳: هنوز صنعتیمحور است؛ ۴۰٪ GDP از صنعت میآید.
ژاپن🇯🇵 و آلمان🇩🇪: خدمات غالباند، اما صنعت هنوز حدود ۳۰٪ اقتصاد را تشکیل میدهد.
هند🇮🇳: تنها کشوری با سهم دو رقمی کشاورزی (۱۸٪)؛ نشانگر نقش حیاتی مناطق روستایی.
✅@Inter_Politics
آمریکا🇺🇸: ۸۰٪ تولید ناخالص داخلی ۳۰.۵ تریلیون دلاریاش از بخش خدمات تأمین میشود.
چین🇨🇳: هنوز صنعتیمحور است؛ ۴۰٪ GDP از صنعت میآید.
ژاپن🇯🇵 و آلمان🇩🇪: خدمات غالباند، اما صنعت هنوز حدود ۳۰٪ اقتصاد را تشکیل میدهد.
هند🇮🇳: تنها کشوری با سهم دو رقمی کشاورزی (۱۸٪)؛ نشانگر نقش حیاتی مناطق روستایی.
✅@Inter_Politics
👍13
دیپلماسی عربستان سعودی؛ فراتر از نفت
✍️علیرضا رحمتی
در سطح ساختاری، اجرای برنامه چشمانداز ۲۰۳۰ - بهمنزله گذار آگاهانه از «نفرین منابع» به اقتصاد دانشبنیان و متنوع - نهتنها وابستگی به نفت را کاهش داده، بلکه اهرمهای قدرت نرم و سخت کشور را در نظام اقتصاد سیاسی بینالملل افزایش داده است. پیوندِ ابزارهای دیپلماسی اقتصادی (سرمایهگذاری صندوق ثروت حاکمیتی، عرضه سهام آرامکو و پروژههای مگاساخت) با اهداف امنیتی، به ریاض اجازه داد در بحران ایران - اسرائیلِ ۲۰۲۴-۲۰۲۵ هزینه تعارض را پایین آورده و جایگاه خود را بهعنوان «ضامن ثبات منطقهای» تحکیم کند...
📝منتشرشده در روزنامۀ دنیای اقتصاد
✅@Inter_Politics
✍️علیرضا رحمتی
در سطح ساختاری، اجرای برنامه چشمانداز ۲۰۳۰ - بهمنزله گذار آگاهانه از «نفرین منابع» به اقتصاد دانشبنیان و متنوع - نهتنها وابستگی به نفت را کاهش داده، بلکه اهرمهای قدرت نرم و سخت کشور را در نظام اقتصاد سیاسی بینالملل افزایش داده است. پیوندِ ابزارهای دیپلماسی اقتصادی (سرمایهگذاری صندوق ثروت حاکمیتی، عرضه سهام آرامکو و پروژههای مگاساخت) با اهداف امنیتی، به ریاض اجازه داد در بحران ایران - اسرائیلِ ۲۰۲۴-۲۰۲۵ هزینه تعارض را پایین آورده و جایگاه خود را بهعنوان «ضامن ثبات منطقهای» تحکیم کند...
📝منتشرشده در روزنامۀ دنیای اقتصاد
✅@Inter_Politics
روزنامه دنیای اقتصاد
دیپلماسی؛ فراتر از نفت
عربستان سعودی با تکیه بر راهبرد «توازنگراییِ گزینشی» میان قدرتهای شرق و غرب، بهتدریج خود را به یک «میانجی امنیت جمعی» در خاورمیانه بدل کرده است. استقبال از دونالد ترامپ و ولادیمیر پوتین و تسهیل گفتوگوهای غیرمستقیم تهران - واشنگتن در ۲۰۲5، نشان…
👍13
کتاب_بسیار_هوشمند_سرمایهداری_دیجیتال_و_دادهها.pdf
3.3 MB
📚کتاب بسیار هوشمند
چگونه سرمایهداری دیجیتال دادهها را استخراج میکند، زندگی ما را کنترل میکند و جهان را به تصرف خود درمیآورد؟
✍️ نویسنده: جیتان سادوفسکی
📘 ترجمه: محمدعلی دادگسترنیا
🔧 ویراستار: فرشاد اسدپور
📎 نسخۀ اصلی این کتاب بهصورت رایگان توسط ناشر در اختیار پژوهشگران قرار گرفته است.
✅@Inter_Politics
چگونه سرمایهداری دیجیتال دادهها را استخراج میکند، زندگی ما را کنترل میکند و جهان را به تصرف خود درمیآورد؟
✍️ نویسنده: جیتان سادوفسکی
📘 ترجمه: محمدعلی دادگسترنیا
🔧 ویراستار: فرشاد اسدپور
📎 نسخۀ اصلی این کتاب بهصورت رایگان توسط ناشر در اختیار پژوهشگران قرار گرفته است.
✅@Inter_Politics
👍28👎2
Forwarded from 📚✏️ندای سیاست
شب گذشته 6 نفر نیروی لباس شخصی وارد منزل و کافه دکتر نوید کلهرودی شدند و ضمن گشتن منزل پدر و مادر ایشان وسایل الکترونیکی را با خود برده اند. از سرنوشت آقای کلهرودی فعلا اطلاعی در دست نیست و ایشان در زمان ورود مأموران در خانه حضور نداشته اند.
@Nedaye_siyasat
@Nedaye_siyasat
👍12
📚✏️ندای سیاست
شب گذشته 6 نفر نیروی لباس شخصی وارد منزل و کافه دکتر نوید کلهرودی شدند و ضمن گشتن منزل پدر و مادر ایشان وسایل الکترونیکی را با خود برده اند. از سرنوشت آقای کلهرودی فعلا اطلاعی در دست نیست و ایشان در زمان ورود مأموران در خانه حضور نداشته اند. @Nedaye_siyasat
گفتنی است که دکتر کلهرودی ازجمله مخالفان حملهٔ اسرائیل به ایران و از حامیان سرسخت دفاع از تمامیت ارضی کشور بوده است. به نظر میرسد حضور ایشان در برنامهٔ «دیالوگ» و بیان دیدگاههای انتقادی نسبت به شرایط کنونی کشور، از دلایل احتمالی این بازداشت باشد. بر هیچکس پنهان نیست که ایشان خدمات ارزشمندی به جامعهٔ دانشجویی علوم سیاسی ایران ارائه کردهاند و امیدواریم هرچه زودتر در سلامت کامل به زندگی شخصی و فعالیتهای حرفهای خود بازگردند. این سرمایهٔ ملی باید مورد احترام قرار گیرد و از توانمندیهای او برای ایران بهره برد. بیتردید، هیچ توجیهی پذیرفتنی نیست که با فردی تحصیلکرده، ایراندوست و دغدغهمند چنین رفتاری صورت گیرد؛ آن هم در زمانی که جاسوسان دشمن در این کشور رخنه کردهاند. گویا آقایان که پیشتر گفته بودند انسجام ملی باید در اولویت باشد، اولویتها را فراموش کردند!
💢اطلاعیه جدید
خوشبختانه با خبر شدیم روز چهارشنبه دکتر نوید کلهرودی با قید وثیقه آزاد شد.
💢اطلاعیه جدید
خوشبختانه با خبر شدیم روز چهارشنبه دکتر نوید کلهرودی با قید وثیقه آزاد شد.
👍60👎8