اندیشکده تهران | Tehran Institute
10.1K subscribers
10.5K photos
552 videos
355 files
12.9K links
اندیشکده تهران

در تهران پیرامون سیاست و اقتصاد و جامعه گفت‌وگو می‌کنیم.

ارتباط با ما:
@InstituteTehranAdmin

آدرس سایت اندیشکده تهران:
https://institutetehran.com
Download Telegram
🌐معادلات جدید قدرت در ونزوئلای پسامادورو چگونه است؟

#تحلیل_کوتاه
#ونزوئلا

🔹دی‌ماه ۱۴۰۴، آمریکا در عملیاتی چندساعته، رئیس‌جمهور ونزوئلا، نیکلاس مادورو را ربود و بلافاصله، دلسی رودریگز، معاون او به قدرت رسید. از آن هنگام، سیاست ونزوئلا و حزب سوسیالیست متحد دچار تحول شده است. این تحول نه در ساختار، بلکه در تغییر و جابه‌جایی نخبگان حاکم مشاهده می‌شود. اگرچه هنوز چشم‌اندازی برای بازگشت اپوزیسیون به نظام سیاسی دیده نمی‌شود؛ پاکسازی‌های رودریگز باعث تضعیف وفاداران به مادورو و مخالفان همگرایی با آمریکا شده است. در عین حال، سیاستمداران قدرتمندی از دوران مادورو در قدرت باقی مانده‌اند.

💢پاکسازی سیاسی و هموار کردن مسیر چرخش به سوی واشنگتن

🔸پس از ربایش مادورو، رودریگز و برادرش خورخه، رئیس مجمع ملی ونزوئلا، مجموعه‌ای پاکسازی سیاسی اجرا کردند. رودریگز ظرف سه ماه پس از عملیات آمریکا، ۱۷ وزیر دولت مادورو را تغییر داد که مهم‌ترین‌شان ولادیمیر پادرینو، وزیر دفاع وفادار به مادورو بود. رودریگز او را به سمتی در وزارت کشاورزی منصوب کرد تا از هسته اصلی قدرت دور بماند. سه تاجر بزرگ نزدیک به مادورو، از جمله الکس ساب، نیز دستگیر شدند. طارق ویلیام ساب، دادستان کل دوران مادورو نیز از سمت خود برکنار و سپس از ونزوئلا اخراج شد. پسر مادورو، نیکلاس مادورو گوئرا و فرزندخوانده او، یوسر فلورس، نیز از قراردادهای بزرگ دولتی کنار گذاشته شدند. هدف اصلی رودریگز، جلوگیری از شکاف در نظام سیاسی بود تا با کمترین مخالفت چاویست‌ها با واشنگتن همکاری کند.

🔸علی‌رغم چنین تغییراتی، اپوزیسیون ونزوئلا هنوز افقی برای بازگشت به قدرت ندارد؛ زیرا وضعیت سیاسی موجود مورد حمایت واشنگتن است. میان دولت ونزوئلا و هیئت اپوزیسیون به ریاست دینورا فیگوئرا مذاکراتی برای مصالحه سیاسی آغاز شد، اما هنوز پیشرفتی حاصل نشده است. واشنگتن محرک اصلی این مذاکرات است، اما فشارهای آمریکا برای تغییر چشمگیر وضعیت سیاسی شدید نیست. همچنین عناصر قدرتمندی همچنان مخالف بازگشت اپوزیسیون هستند.

💢کابِیو؛ تنها وفادار به مادورو که در قدرت باقی مانده است

🔸اکنون دیوسداد کابِیو، وزیر کشور ونزوئلا و دبیرکل حزب سوسیالیست متحد، تنها بازیگر قدرتمند چاویست است که در ساختار قدرت قرار دارد. علی‌رغم جایزه ۲۵ میلیون دلاری واشنگتن برای او، کابِیو روابط خوبی با جان بارِت، سرپرست سفارتخانه آمریکا در ونزوئلا و حتی فرانسیس دونوون، فرمانده فرماندهی جنوبی آمریکا نشان داده است. علت این رفتار را باید در نفوذ او میان شبه‌نظامیان چاویستی کولکتیووس جست‌وجو کرد. حذف کابِیو نه‌تنها می‌تواند ثبات نظام سیاسی کنونی را به چالش بکشد، بلکه می‌تواند این گروه‌ها را از کنترل خارج کرده و بقای رودریگز را به خطر بیندازد.

🔸لحن سخنان کابِیو در ماه‌های اخیر تغییر کرده است. او نه‌تنها از اخراج طارق ساب حمایت کرد، بلکه موضع مثبتی در قبال توافق نفتی آمریکا با ونزوئلا گرفت. او کوشیده خود را مقام کشوری دنبال‌کننده رفاه مردم نشان دهد تا یک نظامی. با این وجود، بی‌اعتمادی آمریکا و حتی رودریگز به کابِیو فرض بعیدی نیست و احتمال وقوع شکاف و درگیری میان او و رودریگز را نباید منتفی دانست.

💢صداهای منتقد رودریگز در بیرون از قدرت

🔸در بیرون از نظام سیاسی، هنوز صداهای مخالفت با رودریگز شنیده می‌شود. افرادی نظیر رافائل رامیرز، رئیس پیشین حزب و الیاس خاووآ، معاون پیشین مادورو، علناً با توافق نفتی ونزوئلا و آمریکا مخالفت کرده‌اند. ماریو سیلوا، شخصیت رسانه‌ای مشهور چاویست‌ها نیز اظهار داشت که دلسی در حال تسلیم‌شدن برابر آمریکا است. در هفته‌های اخیر نیز برخی چاویست‌ها تظاهراتی نه‌چندان گسترده در خیابان علیه سیاست‌های دلسی رودریگز انجام دادند.

🔸به لحاظ اجتماعی نیز اکثریت جامعه از عملکرد رودریگز رضایت ندارند. طبق آخرین نظرسنجی‌ها، ۶۸٪ مردم از عملکرد او ناراضی هستند و تنها ۲۴٪ دید مثبتی داشتند. این میزان نارضایتی اگرچه کمتر از دوران مادورو است؛ اما همچنان عدم محبوبیت رودریگز را نشان می‌دهد. بخش اقلیتی از مخالفت مردم با رودریگز ریشه در طرفداری از مادورو دارد، اما بخش اکثریت آن به دلیل وضعیت نابسامان اقتصادی و انحصار قدرت در نظام سیاسی است.

✅در ونزوئلای پسامادورو، توازن قدرت از طریق جابه‌جایی نخبگان در حال تحول است. دلسی رودریگز با پاکسازی وفاداران مادورو و نزدیک‌شدن به واشنگتن، موقعیت خود را تثبیت کرده، اما همچنان با مخالفت بخشی از چاویست‌ها و نارضایتی عمومی مواجه است. در این میان، کابِیو به‌دلیل نفوذش بر نیروهای امنیتی و شبه‌نظامیان، در قدرت باقی مانده و به همکاری با آمریکا روی آورده است. آینده ثبات نظام به تداوم همکاری رودریگز و کابِیو و مدیریت شکاف‌های داخلی وابسته است.
 
✅اندیشکده تهران✅

👨‍💻سایت |📲بله |🌐اینستاگرام|📱تلگرام
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍6❤3👌2
🌐پروژه بازمهندسی حشد الشعبی و حصر سلاح چگونه پیش می‌رود؟

#مقاله_تحلیلی
#عراق

📝سینا علیزاده

🔹پرونده بازمهندسی حشد الشعبی و حصر سلاح در عراق در سال ۲۰۲۶ به محور اصلی بازتعریف معماری امنیتی این کشور تبدیل شده است. دولت علی فالح الزیدی با ادعای اصل حاکمیت و انحصار تصمیم نظامی تحت فشار دولت دونالد ترامپ، دو لایحه کلیدی «قانون جامع هیئت حشد الشعبی» و «قانون خدمت و بازنشستگی مجاهدان» را همزمان با فرآیند «حصر سلاح» پیش می‌برد. این تحولات نه در قالب خلع سلاح قهری، بلکه در مسیر تدریجی تضعیف گروه های مقاومت و انتقال کنترل عملیاتی از فصائل به دولت تحت نفوذ امریکا و جلوگیری از رویارویی مستقیم شکل گرفته است.

💢قانون خدمت و بازنشستگی

🔸قانون خدمت و بازنشستگی که از ۲۰۲۴ با حدود ۷۸ ماده به پارلمان ارسال و دو قرائت را پشت سر گذاشت، در ۲۰۲۵ به دلیل اختلاف بر سر سن بازنشستگی، خروج ناگهانی حدود چهار هزار نفر از فرماندهان نسل اول و فشار آمریکا پس گرفته شد. نسخه اصلاح‌شده ۲۰۲۶ با تعیین بازه سنی تقریبی ۵۰ تا ۵۷ سال برای مجاهدان عادی، امکان تمدید محدود توسط نخست‌وزیر تا سقف ۶۸ سال و دوره انتقالی برای بازنشستگان، بار دیگر در دستور کار قرار گرفته است. این قانون فراتر از یک قانون عادی، ابزاری برای کنترل چرخه نیروی انسانی و ایدئولوژیک، تغییر نسل فرماندهی و کاهش استقلال عملیاتی حشد و گروه های مقاومت محسوب می‌شود.

💢قانون جامع حشد

🔸قانون جامع حشد نیز مسیری مشابه پیموده است. پیش‌نویس ۱۸ ماده‌ای ۲۰۲۵ که حشد را به‌عنوان نهاد مستقل با بودجه تسلیحاتی گسترده، آکادمی نظامی و شرکت المهندس تعریف می‌کرد، تحت فشار آمریکا و اختلافات داخلی متوقف گردید. نسخه تعدیل‌شده ۲۰۲۶ با حذف بندهای مورد اعتراض واشنگتن، محدود کردن اختیارات عملیاتی، کاهش حضور در شهرها، تقلیل امتیازات فرماندهان و تأکید بر عدم رقابت با ارتش، در پی تثبیت حشد به‌عنوان بخشی رسمی از نیروهای مسلح تحت فرمان مستقیم نخست‌وزیر است. هدف، حفظ موجودیت نهادی حشد همراه با کاهش استقلال سازمانی و فصائلی آن است.

💢فصائل و حصر سلاح

🔸هم‌زمان، مفهوم حصر سلاح از ادبیات خلع و نزع فاصله گرفته و به مدل میانه ثبت و نگهداری سلاح تحت نظارت حشد تبدیل شده است. در این چارچوب، تسلیحات راهبردی از جمله پهپادها و موشک‌ها در ساختار حشد ثبت و در بانک داده متمرکز نگهداری می‌شوند و اختیار نهایی جابه‌جایی و به‌کارگیری به فرمانده کل نیروهای مسلح منتقل می‌گردد. گزارش‌هایی از ثبت حدود شش میلیون قبضه سلاح و تعطیلی ده‌ها مقر، همراه با آغاز فک ارتباط برخی گروه‌ها مانند عصائب اهل الحق و کتائب امام علی، نشان‌دهنده پیشرفت نسبی این مدل است. گروه‌های اصلی مقاومت از جمله کتائب سیدالشهدا و نجباء و حزب الله و انصارالله الاوفیا با طرح شروط چند گانه عملا مخالف و یا وارد مذاکرات سخت شده‌اند. کمیته سیاسی چارچوب هماهنگی با نقش العامری، المالکی و السودانی نقش میانجی و ضربه گیر را ایفا می‌کند.

🔸معیار موفقیت این فرآیند نه تعداد سلاح‌های تحویل‌شده، بلکه میزان واقعی انتقال اختیار تصمیم‌گیری در سه سطح مالکیت، کنترل عملیاتی و تصمیم سیاسی-امنیتی است. دولت در کوتاه‌مدت بیشتر به دنبال انحصار فرماندهی عملیاتی است تا جمع‌آوری کامل ظرفیت های راهبردی. این روند تحت تأثیر فشار آمریکا و محاسبات منطقه‌ای محور مقاومت قرار دارد و با سه مانع توازن سیاسی شیعی، احتمال واکنش فصائل و نقش محوری جبهه مقاومت مواجه است.

💢چشم‌انداز آینده

✅چشم‌انداز تصویب قوانین تا پایان ۲۰۲۶ یا اوایل ۲۰۲۷ محتمل اما مشروط به اجماع درون‌شیعی است. پنج شاخص رصد شامل رفتار دولت در مناطق حساس مانند جرف الصخر، سرنوشت مذاکرات کمیته هماهنگی، متن نهایی قوانین، برخورد قضایی با نیروهای مقاومت و موضع واشنگتن پس از ۳۰ سپتامبر تعیین‌کننده مسیر خواهند بود. در مجموع، پروژه پیش‌رو را باید نه حذف حشد بلکه انتقال تدریجی مرکز ثقل قدرت نظامی از فصائل به دولت، به‌ویژه در سلاح‌های راهبردی و تضعیف استقلال عملیاتی گروه‌های مقاومت تحت فشار خارجی تعریف کرد.

🔗برای مطالعه متن کامل مقاله کلیک کنید!🔗

✅اندیشکده تهران✅

👨‍💻سایت |📲بله |🌐اینستاگرام|📱تلگرام
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
❤6👍2👌2🤔1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🎥 آیا نتانیاهو در حال آماده شدن برای شکست در انتخابات است؟

#تهران_مدیا
#انتخابات_اسرائيل
#مطالعات_اسرائيل

🔸انتخابات کنست تنها ترکیب پارلمان اسرائیل را مشخص نمی‌کند، بلکه می‌تواند بر آینده دولت، توازن نیروهای سیاسی و مسیر سیاست داخلی و خارجی این رژیم تأثیرگذار باشد.

🔸اکنون شرایط نتانیاهو در نظرسنجی‌ها به گونه‌ای است که احتمال شکست این چهره سیاسی در انتخابات اسرائیل به شدت افزایش یافته است.

✅اندیشکده تهران✅

👨‍💻سایت |📲بله |🌐اینستاگرام|📱تلگرام
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍9❤1👎1👌1
🌐انصارالله و جغرافیای بقا؛ چگونه بازیگران شورای ریاستی عدن دومینووار حذف ‏می‌شوند؟

#مقاله_تحلیلی
#یمن

📝ایمان محمدی؛ مسئول میز یمن اندیشکده مرصاد

🔹بحران یمن مدت‌هاست که از یک نبرد دوقطبی ساده به یک شطرنج پیچیده با بازیگران محلی، منطقه‌ای و بین‌المللی تبدیل شده است. در جبهه مقابل صنعا، با یک دولت منسجم روبه‌رو نیستیم؛ بلکه با موزاییکی از گروه‌های شبه‌نظامی و سیاستمدارانی مواجهیم که نقطه اشتراکشان، دشمنی با انصارالله و وابستگی به سعودی است. تبلور سیاسی این ائتلاف ناهمگون، در شورای ریاست‌جمهوری مستقر در عدن دیده می‌شود که همزمان با آتش‌بس ۲۰۲۲، برای تجمیع بازیگران زیر یک نهاد قانونی شکل گرفت. اما یک قانون نانوشته و بی‌رحمانه در سیاست امروز یمن وجود دارد: شما تنها به اندازه‌ای در سیاست سهم دارید که جغرافیا در اختیار داشته باشید.

💢جغرافیا؛ بلیت ورود به کلوپ قدرت در عدن

🔸شورای ریاست‌جمهوری که با فشار ریاض و ابوظبی جایگزین دولت عبدربه منصور هادی شد، یک شرکت سهامی است که بیشتر سهام آن نه با پول، بلکه با جغرافیای تسلط خریداری شده است. حضور اعضای این شورا در ساختار قدرت عدن، مستقیماً به تسلط آن‌ها بر یک جغرافیای خاص گره خورده است.
 
🔸 طارق صالح، به عنوان فرمانده نیروهای موسوم به مقاومت ملی، تمام وزن سیاسی خود را از تسلط بر نوار ساحلی غربی، به‌ویژه المخا و بخش‌هایی از الحدیده، به دست آورده بود؛ جغرافیایی که به دلیل تسلط بر آبراه مهم دریای سرخ و باب‌المندب، به او اهرمی برای حضور در شورای ریاست‌جمهوری داده بود.

🔸در تعز، بخش مهمی از شهر و مناطق اطراف آن در کنترل نیروهای حزب اصلاح، شاخه اخوان‌المسلمین در یمن است؛ جریانی که گرایش‌های قدرتمندی به محور دوحه-آنکارا دارد. تسلط بر جمعیت متراکم و جغرافیای کوهستانی تعز، کارت بازی این جریان برای بقا در معادلات جنوب و مرکز است.

🔸در مأرب، سلطان العراده، استاندار و عضو شورای ریاست‌جمهوری، قدرت خود را مستقیماً از چاه‌های نفت و گاز و حمایت ریاض می‌گیرد. این جغرافیا، تنها دلیل حضور قدرتمند اخوان‌المسلمین هم‌سو با عربستان در ساختار قدرت عدن است.

🔸در مناطق مرزی نیز عثمان المجلی با نفوذ بر قوات الطواری، نقش سپر امنیتی مرزهای جنوبی عربستان را ایفا می‌کند. ابوزرعه المحرمی و نیروهای سلفی او نیز با حمایت عربستان در حال گسترش تسلط جغرافیایی خود در استان‌های جنوبی بوده و قدرت او در شورا، معادل پادگان‌هایی است که در جنوب کنترل می‌کند. در لحج نیز نیروهای قبایل الصبیحه، با نفوذ چهره‌هایی چون محمود الصبیحی، نقش مهمی در امنیت عدن دارند. حضرموت نیز به دلیل مساحت، منابع و خطوط ساحلی طولانی، وزن مستقلی در شورای ریاست‌جمهوری دارد.

💢ساحل غربی و سقوط طارق صالح

🔸انصارالله با پیشروی استراتژیک در منطقه ساحل غربی و تسلط بر باب‌المندب، طارق صالح را از یک فرمانده قدرتمند میدانی به یک ژنرال بدون ارتش و بدون زمین تبدیل کرد. تمام هویت سیاسی طارق به پادگان‌های او در المخا و حمایت‌هایی وابسته بود که به بهانه نظارت بر جنوب دریای سرخ از عربستان و آمریکا گرفته است.

🔸نیروهای او با از دست دادن ساحل متلاشی شدند؛ بخشی به مناطقی چون عدن عقب‌نشینی کردند، بخشی به انصارالله پیوستند و یا به اسارت درآمدند. با از بین رفتن جغرافیای ساحل غربی، کارت طارق صالح در شورای ریاست‌جمهوری سوخت و او اهرم فشار خود بر انصارالله را از دست داد.

💢دومینوی فروپاشی

🔸این منطق مرگبار، یعنی «از دست دادن جغرافیا = مرگ سیاسی»، تنها مختص طارق صالح نیست. استراتژی انصارالله بر این اصل استوار است که با فشردن گلوی جغرافیایی هر بازیگر، شریان حیات سیاسی آن در عدن را قطع کند.

🔸انصارالله با تسلط بر مأرب، تعز، نوار مرزی و لحج، شرایط را بر حزب اصلاح، اخوان‌المسلمین، قوات الطواری و نیروهای درع الوطن سخت کرده و با این کار می‌تواند به حیات سیاسی هر یک از این بازیگران در شورای ریاستی پایان دهد.

💢نتیجه گیری

🔸برای انصارالله، پیشروی‌های جغرافیایی کارکردهای چندگانه‌ای دارد. از یک سو، تسلط بر سواحل و منابع، موقعیت ژئوپلیتیک و اقتصادی این گروه را برای دوران پساجنگ تثبیت کرده و اهرم‌های فشار بین‌المللی آن را افزایش می‌دهد.

✅در لایه پنهان‌تر، هر پیشروی انصارالله یک عملیات مهندسی معکوس برای فروپاشی شورای ریاست‌جمهوری مورد حمایت عربستان است. انصارالله نیاز ندارد به عدن حمله مستقیم کند؛ کافی است زمین زیر پای بازیگران آن را در المخا، مارب، تعز و لحج خالی کند. در ساختاری که قدرت با خط‌کش مساحت تحت کنترل اندازه‌گیری می‌شود، پیشروی انصارالله به معنای باطل شدن بلیت حضور بازیگران ضد انصارالله در سپهر سیاسی آینده یمن است. با هر کیلومتر پیشروی صنعا، یک بازیگر در عدن به تاریخ می‌پیوندد.

🔗برای مطالعه متن کامل مقاله کلیک کنید!🔗

✅اندیشکده تهران✅

👨‍💻سایت |📲بله |🌐اینستاگرام|📱تلگرام
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍7❤3👌1
🌐جامعه و احزاب عربی در اسرائیل چه جایگاهی دارند؟

#مقاله_تحلیلی
#مطالعات_اسرائیل

📝محمدحسین پورعلی اقبالی

🔹بر اساس منابع تاریخی، پیش از تشکیل رژیم اسرائیل در سال ۱۹۴۸، حدود ۱.۲ میلیون عرب فلسطینی در سرزمین فلسطین تحت قیمومیت بریتانیا زندگی می‌کردند. با وقوع جنگ ۱۹۴۸، بخش بزرگی از این جمعیت آواره شده و تنها حدود ۱۵۰ هزار نفر در مناطق تحت حاکمیت رژیم اسرائیل باقی ماندند. دولت اسرائیل به این افراد تابعیت اعطا کرد، اما تا سال ۱۹۶۶ محدودیت‌های گسترده‌ای بر زندگی این افراد وضع شد.

💢جمعیت و مراکز حضور

🔹مطابق آخرین سرشماری‌ها، جمعیت اعراب با تابعیت اسرائیلی اکنون به بیش از ۲ میلیون نفر رسیده و این افراد اکنون حدود بیش از ۲۰ درصد جمعیت رژیم صهیونیستی را تشکیل می‌دهند. تمرکز اصلی این جمعیت در منطقه الجلیل در شمال و نقب در جنوب اراضی اشغالی است.

💢حقوق اجتماعی

🔸شهروندان عرب اسرائیلی در ظاهر از حقوق قانونی یکسانی با یهودیان برخوردارند، اما در عمل، تبعیض‌های ساختاری بر شرایط زندگی این افراد تأثیرات قابل توجهی داشته است. نرخ بالای فقر و بیکاری، ضعف زیرساخت‌ها، مشکلات آموزشی و نرخ بالای جرم و جنایت از مهم‌ترین چالش‌های مناطق عرب‌نشین به حساب می‌آید. مطابق آمار رسمی، حدود ۴۲ درصد از اعراب اسرائیلی زیر خط فقر زندگی می‌کنند. تصویب قانون «دولت-ملت» در سال ۲۰۱۸، اعراب را نسبت به افزایش اعمال تبعیض‌ها از جانب دولت نگران کرد، چرا که این قانون رژیم اسرائیل را رسما دولت ملت یهود اعلام کرده و جایگاه زبان عربی مطابق این قانون در ساختار سیاسی رژیم تنزل یافت.

💢نرخ بالای جرایم در بخش عربی

🔸آمار جرم و جنایت در شهر‌های عربی بسیار بالا است. مطابق گزارشات رسمی، از زمان آغاز دولت فعلی رژیم صهیونیستی، تاکنون بیش از ۸۵۰ عرب اسرائیلی به دلیل خشونت و قتل‌های جنایی، جان خود را از دست داده اند. منتقدان، دولت را به بی‌توجهی نسبت به تأمین امنیت مناطق عربی متهم می‌کنند. برخی مقامات افراطی دولت نظیر اسموتریچ و بن‌گویر، با اظهارات و رفتار نژادپرستانه، مسئولیت تامین امنیت این مناطق را از خود سلب کرده و مقصر این وقایع را خود اعراب معرفی می‌کنند. این مسئله با موجی از اعتراضات مردمی و انتقاد سران احزاب اپوزیسیون مواجه شده است.

💢نقش اعراب در سیاست

🔸میزان مشارکت اعراب اسرائیلی در انتخابات معمولاً کمتر از میانگین مشارکت یهودیان است. بخشی از جامعه عرب با طرح شعار مقاطعه، شرکت در انتخابات را تحریم می‌کنند، اما برخی احزاب عربی همچنان در انتخابات کنست شرکت کرده و موفق به حضور در پارلمان رژیم می‌شوند. چهار حزب مهم عربی عبارتند از: هدش، تعال، بلد و رعم. این احزاب با این که گرایشات و تفاوت‌های زیادی با یکدیگر دارند، اما حمایت از راه‌حل دو دولتی و تشکیل کشور فلسطین، ویژگی مشترک آن‎‌ها است.

🔸حزب هدش گرایشات چپ‌گرا و غیرصهیونیستی دارد و در ائتلاف با حزب یهودی ماکی، بر همکاری سیاسی اعراب و یهودیان تأکید می‌کند. حزب تعال رویکرد ملی‌گرایی عربی داشته و معمولاً در ائتلاف با دیگر احزاب عربی فعالیت می‌کند. حزب بلد دارای مواضع ملی‌گرایانه‌تر و انتقادی‌تری نسبت به رژیم اسرائیل است و بر برابری کامل شهروندان عرب و یهودی تأکید دارد. حزب رعم نیز گرایشات اسلام‌گرایانه داشته و بیشتر بر مسائل اجتماعی و اقتصادی جامعه عرب تمرکز می‌کند.

🔸در انتخابات سال ۲۰۲۱، حزب رعم برای نخستین بار به ائتلاف دولتی پیوست و نقش تعیین‌کننده‌ای در تشکیل کابینه بنت- لاپید ایفا کرد. این حزب در ازای حمایت از ائتلاف، خواستار تخصیص بودجه برای توسعه مناطق عرب‌نشین و مقابله با جرایم سازمان‌یافته در این مناطق شد.

💢احزاب عربی در انتخابات پیش‌رو

🔸در انتخابات پیش‌رو، سه حزب هدش، تعال و بلد لیست واحدی را به کمیته انتخابات ارائه دادند، اما رعم به صورت جداگانه وارد رقابت‌های انتخاباتی شد. بر اساس نظرسنجی‌ها، احزاب عربی می‌توانند بین ۱۱ تا ۱۶ کرسی در کنست کسب کنند. در صورت کسب این تعداد کرسی توسط احزاب عربی، احزاب دولت ائتلافی فعلی و اپوزیسیون هیچکدام نخواهند توانست بدون مذاکره با احزاب عربی کابینه تشکیل دهند.

✅مطابق برآوردها، وقوع عملیات طوفان‌ الاقصی اکنون شرایط را به گونه‌ای تغییر داده است که هیچ یک از جناح‌های یهودی، تمایلی به مذاکره با احزاب عربی برای حضور در کابینه ندارند. اما حضور سگالوویچ یهودی در حزب عربی رعم، می‌تواند احزاب اپوزیسیون را حداقل ترغیب به مذاکره با این چهره برای حضور در ائتلاف کند، هرچند که سران اپوزیسیون تا این لحظه هرگونه مذاکره با حزب رعم و سگالوویچ را تکذیب کرده‌اند. مطابق نتایج نظرسنجی‌ها، در صورت عدم مذاکره جناح‌های یهودی با احزاب عربی، احتمال برگزاری مجدد انتخابات، دور از ذهن نخواهد بود.

🔗برای مطالعه متن کامل مقاله کلیک کنید!🔗

✅اندیشکده تهران✅

👨‍💻سایت |📲بله |🌐اینستاگرام|📱تلگرام
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍5❤2👌1
🌐قانون گراهام: تداوم جنگ علیه صنعت نفت روسیه و ایران

#اکوتهران
#تحریم

🔹لایحه «لیندزی اُ. گراهام درباره تحریم ایران و روسیه 2026» در روز هجدهم سپتامبر با امضای دونالد ترامپ به قانون تبدیل شد و دولت آمریکا در مدت زمانی کوتاهی باید تحریم‌های جدید مندرج در این قانون را علیه روسیه و ایران اجرایی نماید. تمرکز این قانون بیشتر بر گسترش تحریم‌ها و خلق ابزارهای تحریمی جدید علیه روسیه است و در خصوص ایران، به جای معرفی رژیم تحریمی جدید به تمدید تحریم‌های موسوم به ایسا اکتفا شده است.

💢تمدید تحریم‌های ایسا علیه ایران

🔸در بخش 201 قانون گراهام، تحریم‌های ثانویه درباره سرمایه‌گذاری در صنعت نفت ایران موسوم به ایسا (ISA) که در سال 2026 منقضی می‌شد تا 2031 تمدید شده است. این تمدید، در واقع تنها ارجاع قانون به ایران است. به موجب قانون ایسا که در سال 1996 و در دوره ریاست‌جمهوری کلینتون به تصویب رسید، تمامی شرکت‌های آمریکایی و غیرآمریکایی از داد و ستد بالای 20 میلیون دلار با ایران در حوزه‌های کلیدی نفت و گاز منع شده‌اند. ایسا از جمله تحریم‌هایی است که در جریان توافق برجام ملغی نشد و رئیس‌جمهور آمریکا بدون تصویب قانون جدید در کنگره، تنها می‌تواند از طریق مجوزهای کوتاه‌مدت اعمال آن را متوقف سازد.

💢تشدید تحریم‌های روسیه

🔸بخش‌های 102 تا 117 قانون درباره مقامات، پشتیبانان، بانک‌ها، موسسات دولتی، بازار اوراق و بدهی و نظام بانکی روسیه ممنوعیت‌های شدیدتری وضع کرده‌اند و زمینه قانونی برای اعمال رژیم‌های تحریمی موجود در این حوزه‌ها گسترش یافته است. مهم‌ترین بخش قانون گراهام اما به زعم اغلب تحلیل‌گران این است که درباره تجارت با روسیه دو ابزار تعرفه‌ای جدید به رئیس‌جمهور آمریکا ارائه می‌کند. اول، اعمال تعرفه‌های اولیه تا سقف 500 درصد بر واردات از روسیه و دوم، وضع تعرفه‌های ثانویه تا سقف 100 درصد علیه برخی کشورهای ثالث در ارتباط با تجارت نفت و گاز روسیه.

💢تعرفه‌های اولیه

🔸متن قانون واردات همه کالاها از روسیه را مشمول این ابزار تعرفه‌ای شمرده و به طور مشخص به نفت، گاز، سوخت، محصولات پتروشیمی و صنایع ذغال‌سنگ اشاره کرده است. در عین حال، آمریکا براساس قانون توقف واردات نفت روسیه در آوریل 2022 خرید نفت از روسیه را تحریم کرده بود و در قانون گراهام، حرفی از جایگزینی این ممنوعیت‌ها با تعرفه 500 درصدی به میان نیامده است. بدین ترتیب، تعرفه‌های اولیه را باید ابزاری برای از میان بردن مزیت اقتصادی معدود واردات باقی‌مانده محصولات روسی در آمریکا دانست.

💢تعرفه‌های ثانویه

🔸کشورهای ثالث به دو صورت ممکن است هدف این تعرفه‌های ثانویه قرار بگیرند. اول، اینکه در دوازده ماه گذشته در زمره پنج واردکننده بزرگ نفت و گاز از روسیه باشند و دوم، اینکه در دوازده ماه گذشته در زمره پنج کشور تسهیلگر اقدامات روسیه برای دور زدن تحریم‌ها اعم از لجستیک یا انتقال وجوه باشند. قانون مذکور سازوکار مشخصی برای شناسایی و رتبه‌بندی پنج کشور اول ارائه نکرده است و بر همین اساس، می‌توان مدعی شد که تصمیم‌گیری درباره کمیت و کیفیت استفاده از این اهرم به دولت آمریکا تفویض شده است. در متن قانون البته استثنایی نیز برای جلوگیری از تسری تعرفه‌های ثانویه به برخی متحدان اروپایی آمریکا گنجانده شده است. قانون گراهام در موضوع واردات گاز طبیعی از روسیه، کشورهایی را که واردات گاز طبیعی آنها از روسیه کمتر از 15 درصد کل واردات آنها باشد و برای کاهش واردات اقدام قابل‌توجهی انجام داده باشند، از تعرفه‌های ثانویه مستثنی نموده است. البته که معنا و مفهوم اقدام قابل‌توجه در قانون مشخص نیست.

🔸دو نکته شایان توجه درباره این تعرفه‌های ثانویه در قانون گراهام وجود دارد. اول، اینکه ارزیابی مجدد دوره‌ای برای بازه‌های 180 روزه درباره کشورها به دولت آمریکا تکلیف شده است تا لیست پنج کشور به شکل مداوم به روز رسانی شود. دوم، اینکه رئیس‌جمهور آمریکا می‌تواند با کاهش یا افزایش تعرفه‌های ثانویه در بازه 0 تا 100 درصد به اقدامات کشورهای ثالث درباره خرید نفت و گاز از روسیه پاسخ دهد. به بیان دیگر، رئیس‌جمهور آمریکا می‌تواند در صورت مشاهده کاهش خرید نفت از روسیه توسط یک کشور مشخص، نرخ تعرفه این کشور را کاهش دهد.

💢جمع‌بندی

✅ابتکار اصلی این قانون علیه روسیه، بسترسازی برای اعمال تعرفه علیه خریداران عمده نفت و گاز این کشور و تسهیلگران فرآیندهای مقابله با تحریم است. درباره ایران نیز، به نظر می‌رسد که با تمدید تحریم‌های ثانویه حوزه نفت و گاز موسوم به ایسا، امکان اعطای امتیاز نفتی به ایران در سناریوی توافق احتمالی توسط کنگره محدود شده باشد.

✅اندیشکده تهران✅

👨‍💻سایت |📲بله |🌐اینستاگرام|📱تلگرام
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍6❤2👏1👌1
🌐آمریکا و رومانی؛ نقش پایگاه های رومانی در جنگ علیه ایران

#تحلیل_کوتاه
#جنگ_رمضان

📝علی محبی

🔹پایگاه‌های نظامی رومانی در طول جنگ رمضان به‌تدریج به یکی از مراکز مهم پشتیبانی از عملیات‌های آمریکا علیه ایران تبدیل شدند. موقعیت جغرافیایی این کشور، از یک سو به‌دلیل نزدیکی نسبی به خاورمیانه و از سوی دیگر به‌دلیل فاصله از بخش قابل‌توجهی از توان موشکی ایران، شرایط مناسبی را برای استقرار و پشتیبانی از نیروها و تجهیزات آمریکایی فراهم می‌کرد. نقش آنها در میانه جنگ فراتر از سوخت‌رسانی جنگنده‌ها شد. در این چارچوب، بررسی نقش پایگاه‌های رومانی، انگیزه‌های بخارست برای همکاری نزدیک‌تر با واشنگتن و راهکارهای مقابله با استفاده نظامی از این زیرساخت‌ها، اهمیت ویژه‌ای پیدا می‌کند.

💢روابط رومانی و آمریکا پیش و در طول جنگ رمضان

🔸موقعیت جغرافیایی رومانی در مجاورت بالکان، دریای سیاه و روسیه، از ابتدا برای واشنگتن با اهمیت بوده و اخیرا نزدیکی جغرافیایی آن به غرب آسیا نیز بر ارزش جغرافیایی آن افزوده است. در آغاز جنگ رمضان، استفاده آمریکا از این زیرساخت‌ها عمدتاً به سوخت‌رسانی و بهره‌گیری از حریم هوایی محدود بود. با این حال، از میانه جنگ و همزمان با آشکار شدن آسیب‌پذیری برخی پایگاه‌های آمریکا در خاورمیانه و افزایش نیاز به ظرفیت‌های حمل‌ونقل، ارتباطی و اطلاعاتی، نقش رومانی توسعه یافت. پایگاه‌های این کشور به یکی از مراکز پشتیبانی لجستیکی و اطلاعاتی عملیات‌های آمریکا در منطقه تبدیل شدند.

🔸مهم‌ترین نمونه در این میان، پایگاه میهایل کوگالنیچانو است که به‌دلیل موقعیت جغرافیایی و برخورداری از زیرساخت‌های مناسب، اهمیت ویژه‌ای در شبکه پشتیبانی آمریکا پیدا کرده است. آمریکا از ظرفیت‌های این پایگاه‌ها برای استقرار و به‌کارگیری ۵۰۰ پرسنل نظامی بیشتر، هواپیماهای سوخت‌رسان، سامانه‌های راداری و نظارتی، تجهیزات ارتباطی و ماهواره‌ای و همچنین زیرساخت‌های لجستیکی و حمل‌ونقل استفاده کرده است؛ این قابلیت‌ها باعث شده تا پایگاه‌های رومانی به یکی از مراکز مهم پشتیبانی از عملیات‌های آمریکا در خاورمیانه تبدیل بشود.

💢دلایل و انگیزه‌های رومانی

🔸همکاری نزدیک‌تر رومانی با آمریکا را می‌توان در چارچوب محاسبات امنیتی و راهبردی بخارست توضیح داد. حمایت ایران از روسیه در جنگ اوکراین و همچنین حادثه حمله پهپادی به یک کشتی در سال ۲۰۲۱ در نزدیکی امارات که به کشته شدن یک شهروند رومانیایی انجامید، از جمله عواملی هستند که در شکل‌گیری ادراک تهدید رومانی از ایران نقش داشته‌اند. از این منظر، بخارست در مواجهه با ایران، دست‌کم در برخی حوزه‌ها، منافع امنیتی مشترکی با واشنگتن دارد.

🔸در کنار این مسئله، رومانی به نوسازی و دسترسی بهتر به تجهیزات نظامی غربی نیاز دارد که با در اختیار قرار دادن پایگاه‌هایش امیدوار است به این موارد برسد. نبود روابط گسترده و مستقیم میان تهران و بخارست نیز تاکنون مانعی جدی برای تعمیق این همکاری ایجاد نکرده است. در نهایت، عضویت در ناتو و نیاز به یک تضمین امنیتی قدرتمند در برابر تهدیدات ناشی از روسیه، انگیزه دیگری برای حفظ حضور نظامی آمریکا در رومانی است.

💢راهکارهای مقابله با حضور نظامی آمریکا

🔸دولت رومانی در واکنش به حضور نظامی آمریکا اعلام کرد که این همکاری تهدید فوری علیه امنیت کشور ایجاد نمی‌کند. در مقابل، مقام‌های ایرانی بر واکنش سیاسی و حقوقی به این حضور تأکید کرده‌اند اما این موارد برای ایجاد بازدارندگی کافی نیست. در این چارچوب، توانایی اعمال اقدام نظامی می‌تواند از خود اقدام نظامی مؤثرتر باشد؛ زیرا تهدیدی معتبر و واقعی ایجاد می‌کند، بدون آنکه الزاماً به واکنش گسترده‌تر ناتو و کشورهای اروپایی منجر شود. با این حال، چنین بازدارندگی‌ای باید به‌گونه‌ای اعمال شود که ادراک رومانی از ایران به‌عنوان یک دولت متخاصم را بیش از حد تشدید نکند. ایجاد بازدارندگی در برابر استفاده عملیاتی از خاک رومانی، بدون تبدیل رومانی به طرف مستقیم درگیری، پیچیدگی اصلی این مسئله است.

✅آمریکا در حال بازتنظیم الگوی حضور نظامی خود در خاورمیانه و اروپا است و رومانی در این میان به یکی از نقاط مهم پشتیبانی از تجهیزات، هواپیماها و نیروهای آمریکایی برای عملیات‌های منطقه‌ای تبدیل شده است. رومانی نیز در مقایسه با بسیاری از کشورهای اروپای شرقی، هم سابقه نظامی گسترده‌تری در همکاری با آمریکا دارد و هم نگاه منفی‌تری به ایران دارد. در نتیجه، مقابله با این حضور صرفاً از مسیر سیاسی و حقوقی دشوار خواهد بود و مستلزم محاسبه دقیق میان ایجاد بازدارندگی، جلوگیری از تشدید ادراک تهدید و پرهیز از فعال کردن سازوکارهای دفاع جمعی ناتو است.

✅اندیشکده تهران✅

👨‍💻سایت |📲بله |🌐اینستاگرام|📱تلگرام
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍6❤3👏1
🌐اگر جنگ اوکراین پایان یابد، روابط اروپا و روسیه چگونه خواهد بود؟

#تحلیل_کوتاه
#مطالعات_اروپا
#جنگ_اوکراین

🔹‏قبل از حملات چند روز اخیر اوکراین و روسیه به زیرساختهای انرژی یکدیگر، ایالات متحده تحرکات دیپلماتیکی به منظور ‏دستیابی به فرمولی برای پایان دادن به بحران اوکراین داشت. رایزنی‌های نمایندگان ویژه ترامپ با پوتین و سپس زلنسکی، ورود طرفین به مراحل جدی‌تر مذاکرات را نشان می‌داد. صرف‌نظر از تاثیر حملات اخیر بر ‏مسیر مذاکره، نوشتار حاضر به دنبال واکاوی الگوی احتمالی روابط اروپا و روسیه در دوران پساجنگ است تا از طریق پیش‌بینی ‏این پویایی‌ها، درک دقیق‌تری از تحولات بین‌المللی و سمت‌وسوی اقتصاد سیاسی جهان به دست آید؛ موضوعی که به‌ویژه برای ‏ایران به عنوان بازیگری که بحران اوکراین بر محیط امنیتی آن تأثیرگذار شده، واجد اهمیت راهبردی ‏است.‏

💢سناریوهای محتمل پایان جنگ اوکراین

🔸روابط روسیه با اروپا به شدت تابع چگونگی نوع صلح و پایان جنگ در اوکراین است. به طور کلی چهار سناریوی مفهومی برای پایان جنگ قابل ترسیم است: ۱. صلح پایدار و ساختارمند ۲. آتش‌بس شکننده و حفظ وضعیت موجود ۳. شکست نظامی یا فروپاشی سیاسی روسیه و ۴. شکست نظامی یا فروپاشی سیاسی اوکراین. با توجه به غیرمحتمل بودن سناریوهای صلح جامع یا اضمحلال یکی از طرفین در شرایط فعلی، این تحلیل بر بررسی الگوی روابط در فرض وقوع سناریوی دوم، یعنی «آتش‌بس شکننده و انجماد وضعیت موجود» تمرکز می‌کند.

💢تداوم ادراک تهدیدی از روسیه

🔸عدم شکست مطلق نظامی روسیه بدین معناست که «ادراک تهدید وجودی» در دکترین امنیتی اروپا نسبت به مسکو کماکان باقی خواهد ماند. بحران اوکراین یک گسست ساختاری در روابط دوجانبه ایجاد کرده است که بدون وقوع تحولی بنیادین، بازگشت به روال پیشین را غیرممکن می‌سازد. در نتیجه، الگوی روابط پساجنگ نه شباهتی به مدیریت بحران در زمان جنگ خواهد داشت و نه بازگشت به وابستگی‌های متقابل پیش از بحران خواهد بود.

💢روابط اقتصادی در دوران پساجنگ

🔸در صورت تحقق آتش‌بس، گشایش‌های محدود در مبادلات اقتصادی ایجاد می‌شود، اما تنش‌زدایی جدی رخ نخواهد داد. روسیه با درک آسیب‌پذیری‌های تحریمی، به تقویت کریدورهای جایگزین و چرخش راهبردی به سمت بازارهای آسیایی روی آورده است. در مقابل، اتحادیه اروپا سیاست واگرایی ساختاری را از طریق توسعه انرژی‌های تجدیدپذیر و جایگزینی واردات از حاشیه خلیج فارس و آمریکا پیگیری می‌کند. به عنوان نمونه، مقایسه آمار واردات ال‌ان‌جی اروپا بین سال‌های ۲۰۲۱ و ۲۰۲۵ نشان‌دهنده رشد حدود ۳۰۰ درصدی واردات از آمریکا و کاهش ۷۶ درصدی واردات از روسیه است. بنابراین، اگرچه لغو بخش کوچکی از تحریم‌ها محتمل است، اما ادراک تهدید وجودی و ورود ذی‌نفعان جدید اقتصادی مانع از احیای وابستگی تجاری اروپا به منابع ارزان انرژی روسیه می‌شود.

💢چالش‌ها و پیش‌ران‌های بازتنظیم مناسبات

🔸محوری‌ترین چالش در مسیر بازتنظیم این مناسبات، شکل‌گیری «معمای امنیت» و تعمیق وابستگی به اقتصاد نظامی‌شده است. تخصیص اعتبارات کلان مالی به برنامه‌های نوسازی تسلیحاتی و سودآوری فزاینده مجتمع‌های نظامی-صنعتی در هر دو طرف، ساختاری را پدید آورده که تداوم آن مستلزم بازتولید مداوم انگاره «دشمن‌انگاری» جهت توجیه هزینه‌های هنگفت دفاعی برای افکار عمومی است.

🔸از سوی دیگر، تغییر در موازنه قدرت درونی اتحادیه اروپا و افزایش چشمگیر وزن سیاسی بلوک کشورهای اروپای شرقی و بالتیک در اتحادیه اروپا، مانعی ساختاری و جدی بر سر راه هرگونه ابتکار دیپلماتیک برای تنش‌زدایی ملموس با مسکو ایجاد می‌کند.

🔸در نقطه مقابل این جریان، قدرت‌گیری روزافزون احزاب راست پوپولیست و جریان‌های تجدیدنظرطلب در فضای سیاسی اروپا به عنوان یک پیش‌ران متضاد عمل می‌کند. این احزاب با تعقیب اهدافی چون لغو تحریم‌ها، کاهش هزینه‌های امنیتی و ازسرگیری خریدهای ارزان انرژی از روسیه، می‌توانند انسجام سیاست خارجی اتحادیه اروپا را مخدوش ساخته و بستری برای عادی‌سازی شکننده مناسبات فراهم آورند.

✅حتی با خاموش شدن آتش جنگ در اوکراین، نظم بین‌المللی به سمت چندقطبی‌گرایی سیال و تداوم رقابت‌های ژئوپلیتیکی حرکت می‌کند. خاتمه نبردها به معنای دگرگونی در دکترین‌های امنیتی و ادراک تهدید متقابل میان اروپا و روسیه نخواهد بود. عدم تمایل به بازسازی وابستگی‌های متقابل اقتصادی، تعمیق معمای امنیت و حضور بازیگران متضاد داخلی در اتحادیه اروپا، مانع از شکل‌گیری یک عزم سیاسی برای تنش‌زدایی جامع می‌شود. از این‌رو، مناسبات پساجنگ اروپا و روسیه نه بر پایه «همکاری مسالمت‌آمیز»، بلکه بر محور «مدیریت تنش و موازنه سخت» شکل خواهد گرفت و فرایند هرگونه عادی‌سازی روابط، بسیار تدریجی و در برابر بحران‌های نوظهور کاملا شکننده خواهد بود.

✅اندیشکده تهران✅

👨‍💻سایت |📲بله |🌐اینستاگرام|📱تلگرام
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍5❤3👌1
🌐آیا جنگ ایران تکرار جنگ آمریکا با عراق است؟

#مقاله_تحلیلی
#جنگ_رمضان

📝محمدعلی حسن‌نیا

🔹اگرچه عراق دهه ۱۹۹۰ و ایران امروز از جهات متعددی متفاوت هستند، اما الگوی رفتاری آمریکا در قبال هر دو، شباهت‌های زیادی دارد. کارشناسان بنیاد دفاع از دموکراسی‌ها در اکتبر ۲۰۲۵ نیز تأکید کردند که عراق آخرین نمونه کشوری بود که پس از شکست در جنگ متعارف، با سطح سخت‌گیرانه‌ای از محدودیت‌های تسلیحاتی و قطعنامه‌های شورای امنیت مواجه شد و باید از تجربه عراق برای مواجهه با ایران درس گرفت.

💢شباهت‌های سیاستی

🔸نخستین شباهت، تغییر هدف از خلع سلاح به تغییر رژیم است. در مورد عراق، واشنگتن ابتدا تحریم‌ها را به خلع سلاح مرتبط کرد، اما در نهایت کنگره با تصویب قانون آزادسازی عراق در سال ۱۹۹۸، تغییر رژیم را به هدف رسمی سیاست خارجی تبدیل کرد.

🔸دومین شباهت، استفاده از مذاکره همزمان با تشدید فشار است. در سال ۱۹۹۸، پس از قطع همکاری عراق با بازرسان UNSCOM، آمریکا عملیات «روباه صحرا» را اجرا کرد. در مورد ایران نیز در ژوئن ۲۰۲۵، در حالی که مذاکرات در جریان بود، اسرائیل حمله خود را آغاز کرد.

🔸سومین شباهت، تخریب زیرساخت‌ها به عنوان ابزار فشار است. در سال ۱۹۹۱، جیمز بیکر، وزیر خارجه وقت آمریکا، به عراق هشدار داد که کشور را به دوران پیش از انقلاب صنعتی بازمی‌گرداند و در ادامه، زیرساخت‌های این کشور، هدف حملات قرار گرفتند. در مورد ایران نیز در سال ۲۰۲۶ تهدیدهایی درباره هدف قرار دادن زیرساخت‌ها و بازگرداندن ایران به «عصر حجر» مطرح شد.

🔸چهارمین شباهت، تداوم حملات و تبدیل فشار نظامی به یک روند دائمی است. آمریکا و بریتانیا در فاصله سال‌های ۱۹۹۲ تا ۲۰۰۲ تقریبا هر سال حملات هوایی علیه عراق انجام دادند؛ از حملات سال ۱۹۹۳ و ۱۹۹۶ تا عملیات چهارروزه «روباه صحرا» در سال ۱۹۹۸. در مورد ایران نیز حملات آمریکا و اسرائیل به شکل مستمر ادامه یافته و فشار نظامی به بخشی از روند تقابل تبدیل شده است.

💢تحریم‌های مالی

🔸در عراق، تحریم‌ها از اوت ۱۹۹۰ آغاز شد و دارایی‌های دولت عراق در آمریکا مسدود شد. هدف اصلی، قطع دسترسی به درآمدهای نفتی بود. بعدها درآمد حاصل از فروش نفت در چارچوب حساب‌های تحت نظارت بین‌المللی قرار گرفت؛ بنابراین نظام تحریم عراق، کاملا نهادینه‌شده بود.

🔸در مورد ایران، آمریکا در سال ۲۰۲۶ فشار بر شبکه‌های مالی مرتبط با ایران را افزایش داد و نهاد‌هایی را به اتهام ارتباط با شبکه بانکداری سایه تحریم کرد. با این حال، برخلاف عراق، ایران همچنان از مسیرهای غیرمستقیم برای دسترسی به منابع مالی استفاده می‌کند.

💢تحریم هوایی

🔸در عراق، تحریم هوایی بر اساس قطعنامه ۶۷۰ شورای امنیت در سال ۱۹۹۰ شکل گرفت و پروازهای به مقصد یا از مبدأ عراق، جز در موارد بشردوستانه، محدود شد.

🔸در مورد ایران، در سپتامبر ۲۰۲۶ آمریکا شرکت‌های هواپیمایی ایرانی و شرکت‌های خارجی مرتبط با آن را تحریم کرد. این اقدامات، فشار بر شبکه حمل‌ونقل هوایی ایران را افزایش داد، اما برخلاف عراق، تحریم هوایی ایران در چارچوب یک محاصره کامل توسط شورای امنیت قرار ندارد.

💢تحریم زمینی و تجاری

🔸در عراق، محاصره تجاری تقریبا کامل بود؛ واردات و صادرات محدود و دارایی‌های دولت مسدود شد و حتی محموله‌های دریایی عراق امکان بازرسی داشتند. برنامه «نفت در برابر غذا» نیز نتوانست بحران انسانی ناشی از تحریم‌ها را حل کند.

🔸در ایران، تحریم‌های تجاری عمدتا صنایع کلیدی را هدف گرفته‌اند. با این حال، ایران از طریق شبکه‌های غیررسمی، بخشی از نیازهای خود را تأمین می‌کند.

💢تفاوت‌های کلیدی

🔸مهم‌ترین تفاوت، نوع واکنش طرف مقابل است. عراق پس از سال ۱۹۹۱ عملا توان حمله مؤثر خود را از دست داده بود؛ اما ایران در سال ۲۰۲۶ با حملات موشکی و پهپادی به مواضع آمریکا در منطقه پاسخ داد. بنابراین سطح بازدارندگی متقابل در ایران و آمریکا با عراق دهه ۱۹۹۰ متفاوت است.

🔸دومین تفاوت، عمق شبکه متحدان منطقه‌ای است. عراق در سال ۱۹۹۱ تقریبا تنها بود، اما ایران شبکه‌ای از متحدان منطقه‌ای دارد که در جریان درگیری‌ها فعال شده‌اند و حتی بر امنیت کشتیرانی در دریای سرخ تأثیر گذاشته‌اند.

🔸سومین تفاوت، هزینه و پیچیدگی جنگ برای آمریکا است. جنگ عراق در سال ۲۰۰۳ با تهاجم زمینی و اشغال طولانی‌مدت همراه شد، در حالی که مقامات آمریکایی درباره ایران از اعزام نیروی زمینی سخن نگفته و تمرکز بر حملات هوایی و دریایی بوده است.

🔸چهارمین تفاوت، رقابت قدرت‌های بزرگ است. در دهه ۱۹۹۰، شوروی فروپاشیده بود و آمریکا عملا قدرت مسلط جهانی محسوب می‌شد. امروز اما چین رقیب اصلی آمریکا و روسیه نیز در تقابل با واشنگتن قرار دارد. این رقابت در مواضع قدرت‌های شرقی و غربی درباره قطعنامه‌ها نیز بازتاب یافته است.

🔗برای مطالعه متن کامل مقاله کلیک کنید!🔗

✅اندیشکده تهران✅

👨‍💻سایت |📲بله |🌐اینستاگرام|📱تلگرام
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
❤5👍4👌1
🌐جنگ با ایران چه اثری بر اقتصاد آمریکا گذاشته است؟

#مقاله_تحلیلی
#آمریکا #جنگ_رمضان

🔹جنگ ایران با آمریکا، از ابتدا یک نبرد نامتقارن بوده است. توانمندی نظامی متعارف ایران فاصله زیادی با توانمندی آمریکا دارد. به همین خاطر، ایران در شش ماه گذشته از ابزارهای نامتقارن برای ایجاد بازدارندگی و تغییر اراده سیاسی رهبران آمریکا بهره برده است. می‌توان گفت تاکنون مهم‌ترین ابزار بازدارندگی نامتقارن ایران، انسداد تنگه هرمز بوده است که بر وضعیت اقتصادی آمریکا اثر منفی می‌گذارد. آیا ایران در شش ماه گذشته توانسته هزینه اقتصادی بالایی بر طرف آمریکایی تحمیل کند؟
 
💢رشد اقتصادی

🔸رشد اقتصادی آمریکا در شش ماه گذشته باثبات بوده است. آمریکا در سه‌ماهه نخست ۲۰۲۶ (ژانویه، فوریه و مارس)، رشد اقتصادی ۲.۱% را تجربه کرد که اندکی پایین‌تر از تخمین اقتصاددانان (۲.۲% و ۲.۳%) بود. رشد بخش فناوری اقتصاد و بازگشت مخارج دولتی پس از تعطیلی دولت در سه‌ماهه پایانی سال میلادی گذشته علت اصلی این رشد بود.

🔸رشد اقتصادی آمریکا در سه‌ماهه دوم افت قابل توجهی را تجربه کرد و به ۱.۶% رسید. عوامل متعددی را می‌توان در این افت مشاهده کرد که یکی از آن‌ها اثر جنگ با ایران بر قیمت بنزین و گازوئیل بود. افزایش قیمت سوخت و به‌تبع آن افزایش قیمت برخی محصولات غذایی، قدرت خرید بخشی از جامعه آمریکا را کاهش داد و به افت رشد منجر شد. هرچند، تخمین‌ها، حاکی از افزایش مجدد نرخ رشد در سه‌ماهه سوم دارند.

💢تورم

🔸بررسی نرخ تورم ماهانه از فوریه ۲۰۲۶ تا اوت ۲۰۲۶ نشان می‌دهد تورم نقطه‌به‌نقطه (مقایسه با فوریه تا اوت ۲۰۲۵) افزایش یافته است. با این وجود، دولت آمریکا تاکنون توانسته تا حدی روند افزایشی نرخ تورم در شش ماه گذشته را مدیریت کند. نرخ تورم از ماه فوریه (ماه آغاز جنگ) تا ماه مه روند صعودی نسبتاً شدیدی داشت و از ۲.۴% به ۴.۲% رسید. دولت ترامپ در ماه‌های ژوئن (امضای تفاهم‌نامه) و ژوئیه توانست این افزایش را کنترل کند و به ۳.۴% در انتهای ژوئیه برساند. این رقم در ماه اوت نیز ثابت ماند.

🔸بخش عمده افزایش نرخ تورم ناشی از تورم حوزه انرژی و غذا بوده است، نه سایر کالا و خدمات. طبق آمارهای رسمی، تورم در اقتصاد به غیر از بخش غذا و انرژی در شش ماه گذشته حتی به %۰.۵ هم نرسید. در بخش غذا، تورم شش ماه گذشته ۲.۷% (به دلیل افزایش قیمت گازوئیل و اختلال در تأمین محصولاتی نظیر کود کشاورزی در نتیجه انسداد تنگه هرمز) و در بخش کامودیتی انرژی (بنزین و انواع گازوئیل) رقم بسیار بالای %۲۸ بوده است.

💢اثر افزایش نرخ بهره فدرال

🔸برای کنترل تورم، فدرال رزرو نرخ بهره را ۰.۲۵ واحد درصد افزایش داد و به محدوده ۳.۷۵ تا ۴ درصد رساند و احتمال افزایش مجدد آن تا پایان ۲۰۲۶ وجود دارد. این سیاست اگرچه می‌تواند به مهار تورم کمک کند، با افزایش هزینه تأمین مالی، استقراض و سرمایه‌گذاری در بخش هوش مصنوعی و فناوری را کاهش داده و رشد اقتصادی را محدود می‌کند. همچنین، با توجه به نقش این بخش‌ها در رشد اخیر بازار سهام، افزایش نرخ بهره می‌تواند به افت سهام، به‌ویژه شرکت‌های فناوری، منجر شود.

💢وضعیت بحرانی ذخایر نفت

🔸ذخایر راهبردی نفت آمریکا در حال حاضر در سطح ۲۸۵ میلیون بشکه قرار دارد و به حداقل ظرفیت قانونی برداشت، ۲۵۲ میلیون بشکه نزدیک می‌شود. اگرچه حداقل ظرفیت واقعی در سطح ۷۰ میلیون بشکه است؛ اما باید توجه کرد برداشت در این سطوح می‌تواند آسیب جدی به سازوکار آن وارد کند. البته رسیدن به کمبود واقعی نفت در آمریکا با توجه به میانگین نرخ روزانه برداشت از ذخایر به میزان ۷۰۰ هزار بشکه، حدود ۳۰۰ روز به طول می‌انجامد تا آمریکا به کف واقعی ذخایر نفتی خود برسد. اگر معیار را حداکثر برداشت آمریکا از ذخایر (حدود ۱.۱ ‏میلیون بشکه در روز) در نظر بگیریم، این ذخایر با نرخ کنونی برداشت ظرف ۱۹۰ روز به کف واقعی خود می‌رسد.

✅جنگ با ایران تاکنون هزینه‌هایی برای اقتصاد آمریکا ایجاد کرده، اما اقتصاد آمریکا همچنان وضعیت باثباتی دارد. رشد اقتصادی در سه‌ماهه اول افزایش و در سه‌ماهه دوم کاهش یافت و بالارفتن قیمت انرژی و غذا به تورم دامن زد. واکنش فدرال رزرو از طریق افزایش نرخ بهره نیز می‌تواند سرمایه‌گذاری و بازار سهام را تحت فشار قرار دهد. با این وجود،‏ تداوم وضعیت فعلی اقتصادی فشار ‏چندانی به ترامپ وارد نمی‌کند. ‏اگر ایران می‌خواهد در نهایت به یک توافق با آمریکا ‏برسد، باید ترامپ را به آستانه یک بحران اقتصادی ‏برساند.‏


🔗برای مطالعه متن کامل مقاله کلیک کنید!🔗

✅اندیشکده تهران✅

👨‍💻سایت |📲بله |🌐اینستاگرام|📱تلگرام
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍8❤4👏1
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
🎥 انصارالله در کدام جبهه‌ها پیش روی می‌کند؟

#تهران_مدیا
#مطالعات_یمن

🔸جنگ داخلی یمن پس از چند سال خاموشی بار دیگر شعله‌ور شده است. نیروهای انصارالله یمن توانسته‌اند با آزادسازی نوار ساحلی غربی یمن در دو استان تعز و الحدیده، کنترل مستقیمی بر این این تنگه پیدا کنند. اکنون انصارالله در حال محاصره شهر راهبردی تعز است.

✅اندیشکده تهران✅

👨‍💻سایت |📲بله |🌐اینستاگرام|📱تلگرام
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍4👌2❤1
🌐آیا شی در واشنگتن بر سر ایران معامله کرد؟

#تحلیل_کوتاه
#چین

🔹نشست ۲۳ تا ۲۵ سپتامبر شی با ترامپ، دومین دیدار رهبران دو کشور، پس از نشست مه ۲۰۲۶ بود که به‌دور از توافق‌های بزرگ، عمدتاً بر تشریفات، دیپلماسی شخصی و مدیریت تنش‌ها متمرکز شد. نتایج ملموس محدود بودند و بسیاری از مسائل کلیدی مانند تعرفه‌ها، خاک‌های نادر، فروش تسلیحات به تایوان، محدودیت‌های فناوری حل‌نشده باقی ماندند یا به مذاکرات بعدی موکول شدند. سوال این است در موضوع ایران میان شی و ترامپ چه گذشته است؟

💢توافقات دو دیدار ماه‌های مه و سپتامبر

🔸در سفر ترامپ به چین در مه ۲۰۲۶ آتش‌بس تجاری به سازوکارهای نهادی تبدیل و بر ایجاد هیئت‌های تجارت و سرمایه‌گذاری آمریکا-چین تاکید شده بود. سفر شی به واشنگتن در سپتامبر، رفتار تعرفه‌ای مطلوب‌تر برای ۳۰ میلیارد دلار کالاهای غیرحساس را تثبیت نمود و کارگروه کشاورزی تشکیل شد. چین همچنین واردات سالانه ۱۰ میلیون تن زغال‌سنگ آمریکا در ۲۰۲۸-۲۰۲۷ را پذیرفت و گفت‌وگوی ابرهوش راه‌اندازی شد.

💢تمدید دوماهه؛ دلایل اعلامی و پس‌زمینه

🔸آمریکا و چین آتش‌بس تجاری را تا ۱۰ ژانویه ۲۰۲۷ تمدید کردند. دلیل اعلامی بسنت، دادن زمان بیشتر برای بررسی توافق بزرگ‌تر بوده است. اما در پس‌زمینه، واشنگتن می‌خواهد بر اجرای تعهدات چین در خریدهای کشاورزی و عناصر نادر نظارت کند. چین نیز از حفظ آتش‌بس سود می‌برد، زیرا ضمن قفل وضعیت فعلی، زمان بیشتری برای تقویت موقعیت خود می‌خرد. این تمدید دوماهه مصالحه متقابل برای جلوگیری از تشدید تنش، حفظ اهرم‌ها و آزمودن اجرای تعهدات است.

💢مسئله ایران در دیدار

🔸چین رسما توافقات هشت‌گانه سفر شی را منتشر کرده است که در یک مورد آن «ایران باید به عدم توسعه سلاح هسته‌ای متعهد باشد و هیچ کشور یا نهادی نباید بر آبراه‌های بین‌المللی عوارض وضع کند». هم‌سویی کلامی در این بند، لزوما به معنی توافق الزام‌آور درباره فشار چین بر ایران نیست. بااین‌حال می‌توان در این محورها جهت‌گیری چین را بدین گونه تشریح کرد.

1️⃣میانجیگری و فشار برای باز کردن تنگه هرمز

🔸پکن، خود را قربانی وضعیت آشفته‌ای می‌داند که اقدامات آمریکا منجر به آن شده است. به‌عنوان‌مثال ناامنی در خلیج‌فارس امنیت انرژی پکن را تحت تأثیر منفی قرار داده است. به دلیل اینکه دو طرف درگیری، خواسته‌های کاملاً متضادی را مطرح می‌کنند، چین نمی‌خواهد وارد میانجیگری‌ای شود که دو طرف آمادگی لازم را برای آن ندارند.

🔸تضاد منافع دو کشور چین و آمریکا در جنگ نیز مانع میانجیگری چین است. هدف مطلوب آمریکا سرنگونی جمهوری‌اسلامی‌ایران و هدف حداقلی آن مهار ایران با حذف اهرم هسته‌ای است. در مقابل چین دو ترجیح در وضعیت فعلی جنگ دارد. نخست اینکه جنگ ادامه پیدا کند، اما همزمان تاب‌آوری ایران خدشه‌دار نشود و گسترش دامنه جنگ از کنترل خارج نشود که در دیدار وانگ‌یی با عراقچی نیز برآن تاکید شد.

2️⃣خرید نفت

🔸چین به دلیل منافع ارزان بودن و اهرم دلارزدای نفت ایران، حاضر نیست امنیت انرژی ۱۰ درصدی خود از طریق ایران را کنار بگذارد. طبق آمارهای کپلر واردات نفت چین از ایران کاهش یافته و به ۸۲۳ هزار بشکه در ماه ژوئیه و ۵۳۴ هزار بشکه در ۲۰ روز اول ماه اوت رسیده است. از دلایل آن، محاصره دریایی، بازآرایی در مکانسیم‌های فروش نفت ایران و عدم اطلاعات کافی برای ردگیری دقیق صادرات نفت بوده است. در نتیجه شواهدی مبنی بر تصمیم سیاسی پکن برای همراهی با آمریکا وجود ندارد و کمبود عرضه فیزیکی نفت ایران و نبود اطلاعات کافی در اینجا حائز اهمیت هستند.

3️⃣حمایت‌های نظامی-اطلاعاتی

🔸یکی از خواسته‌های آمریکا از چین این است که از ایران حمایت تسلیحاتی-اطلاعاتی به عمل نیاورد. سفیر آمریکا در چین اعلام کرده، ترامپ در نشست، به شی غیرقابل‌قبول بودن دادن اطلاعات (که منجر به ۳ کشته آمریکایی در حملات ایران به اردن شده) را گوشزد کرده است. بااین‌حال استفاده ایران از شرکت‌های ماهواره‌ای تجاری چین مانند جیلین-۱، خرید-پرتاب-کنترل ماهواره TEE-01B با دفت نیم‌متر و استفاده از مسیرهای هوایی برای انتقال فناوری، ازجمله ابتکارهای ایران و با استفاده از ظرفیت‌های حوزه خاکستری چین است.

💢جمع‌بندی

🔸مهم‌ترین دستاوردهای عملی نشست شی و ترامپ در واشنگتن شامل تمدید آتش‌بس تجاری تا ۱۰ ژانویه ۲۰۲۷، تثبیت برخی تعهدات تجاری-کشاورزی، افزایش خرید انرژی از آمریکا و ایجاد کانال گفت‌وگوی فناوری و مدیریت حوادث بود.

✅در موضوع ایران، هم‌سویی اعلامی دو طرف بر عدم اشاعه هسته‌ای و باز ماندن تنگه هرمز، به‌معنای تعهد چین به اعمال فشار بر تهران نیست و پکن با توجه به منافع انرژی، اقتصادی و ژئوپلیتیکی خود، همچنان رویکردی مبتنی بر مدیریت بحران، تداوم تاب‌آوری ایران و جلوگیری از گسترش کنترل‌ناپذیر جنگ دارد.


✅اندیشکده تهران✅

👨‍💻سایت |📲بله |🌐اینستاگرام|📱تلگرام
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍7❤3👌2
🌐فعال شدن جبهه یمن چه نسبتی با وضعیت جبهه لبنان دارد؟

#تحلیل_کوتاه
#یمن #لبنان

📝محمدعلی حسن نیا

 🔹عربستان سعودی هماهنگ با آمریکا و اسرائیل فشار بی‌سابقه‌ای بر حزب‌الله لبنان وارد کرده و می‌کوشد از طریق طرح «خلع سلاح» و قطع خطوط لجستیک، این نیرو را مهار کند. در همین بازه، انصارالله یمن جبهه دریای سرخ را تشدید کرده و یکبار عبدالملک الحوثی در سال ۲۰۲۴ پایان جنگ با اسرائیل را منوط به پایان جنگ در لبنان دانسته بود. اکنون سوال اصلی آن است که ارتباطات حزب الله و انصارالله چه تاثیری بر تنش های جدید دارد.

💢ماهیت رابطه انصارالله و حزب‌الله

🔸ریشه‌های رابطه انصارالله و حزب‌الله به میانه دهه ۲۰۰۰ بازمی‌گردد. شهید سید حسن نصرالله پایگاهی ثابت ساخت که الگویی قابل تعمیم شد و شهید هيثم الطبطبایی (ابو علی) سال‌ها مدیریت رابطه با انصارالله را بر عهده داشت، بارها به یمن سفر کرد و نیازهای واقعی این نیرو را می‌شناخت. این رابطه، زنجیره فرمان‌دهی–اطاعت نیست؛ بلکه همکاری دو طرف بر اصل «احترام به شرایط داخلی یمن و واگذاری تصمیم‌گیری به نیروهای یمنی» بنا شده و رابطه‌ای مبتنی بر «انتقال تجربه، مشورت و پشتیبانی» است، نه «صدور دستور».

🔸رابطه نظامی انصارالله و حزب‌الله فراتر از هم‌پیمانی سیاسی و به یک همکاری عملیاتی، آموزشی و فنی چندلایه تبدیل شده است. مهم‌ترین سند، اظهارات نعیم قاسم، دبیرکل حزب‌الله، در مراسم بزرگداشت شهید هيثم الطبطبایی است. او فاش کرد الطبطبایی ۹ سال (۲۰۱۵ تا ۲۰۲۴) در یمن حضور داشته و مسئول «تدريب، إعداد و بناء قدرات» نیروهای انصارالله بوده است. الطبطبایی پیش‌تر فرمانده قوة الرضوان و مسئول عملیات حزب‌الله در سوریه بود. وجود فرماندهی در این سطح به مدت ۹ سال نشان می‌دهد این رابطه نه مأموریتی مستشاری گذرا، بلکه پروژه‌ای راهبردی برای ساخت توانمندی نظامی انصارالله بوده است.

🔸 روزنامه الاخبار نیز به نقل از منابع نزدیک به انصارالله تأکید کرده هماهنگی‌های سیاسی، نظامی و عملیاتی میان صنعا، حزب‌الله و گروه‌های محور مقاومت هرگز متوقف نشده و در بالاترین سطح قرار دارد. این منابع تصریح کردند صنعا اجازه نخواهد داد لبنان مورد تعرض قرار گیرد و حزب‌الله به‌تنهایی بجنگد. گزارش سازمان ملل نیز حضور مستشاران حزب‌الله در مناطق تحت کنترل انصارالله و ارائه حمایت فنی در برنامه‌های موشکی و پهپادی را تأیید می‌کند.

💢مکانیسم میدانی: از تونل و استتار تا موشک و اطلاعات

 🔸تجربه نبرد مأرب و جنگ جنوب، شبکه قبیله‌ای، صنایع موشکی و پهپادی، تونل‌ها و منظومه شنود، همگی الگویی مشابه تجربه حزب‌الله پدید آورد. همان‌گونه که شهید هيثم الطبطبایی سال‌ها مدیریت رابطه با انصارالله را بر عهده داشت و نیازهای واقعی این نیرو را می‌شناخت، این زیرساخت‌ها به انصارالله امکان داد در چارچوب محور مقاومت، تجربه حزب‌الله را جذب و آن را در مقیاس سرزمینی یمن بازتولید کند. اطلاعات چندسطحی و توان پنهان‌سازی، همان الگویی است که حزب‌الله در جنوب لبنان به کار گرفت و انصارالله آن را در برابر شناسایی و حملات هوایی دشمن بومی‌سازی کرد.

💢منطق راهبردی تشدید جبهه یمن: مهار فشار عربستان در لبنان

🔸فشار عربستان بر حزب‌الله در لبنان در سال‌های اخیر به اوج رسیده است. ریاض طرح «انحصار سلاح» را پیش برده، خلع سلاح حزب‌الله را شرط ازسرگیری روابط تجاری و گشایش اقتصادی لبنان قرار داده و هماهنگ با آمریکا و اسرائیل می‌کوشد خطوط لجستیک زمینی حزب‌الله از سوریه را قطع و پروازهای مرتبط با آن را محدود کند. در این چارچوب، اسرائیل نیز حملات خود را تشدید کرده است.

🔸پاسخ انصارالله منطق راهبردی روشنی دارد. سخنگوی این نیرو صریحاً گفت «زمان، عصر جدایی را پایان داده» و «هیچ تجاوزی به یک منطقه محدود نمی‌ماند» و ادعا کرد برای «تحولی بزرگ» آماده است و تنها منتظر درخواست حزب‌الله برای ورود به میدان است. منابع نزدیک به انصارالله گفتند «صنعا اجازه نخواهد داد لبنان به‌تنهایی هدف قرار گیرد».

💢نتیجه

✅ «حمایت» انصارالله از حزب‌الله در اصل یک موازنه‌سازی راهبردی است: با ایجاد فشار نظامی در دریای سرخ، عربستان را وادار می‌کند میان «خلع سلاح حزب‌الله در لبنان» و «امنیت صادرات نفت خود» یکی را انتخاب کند. بنیان نهادی این سازوکار، دو دهه همکاری نظامی حزب‌الله و انصارالله و اعتماد و تجربه عملیاتی انباشته از آن است؛ و کارآمدی آن از جایگاه ویژه انصارالله به‌عنوان نیرویی سرزمین‌دار، دارای دستگاه دولتی، شبکه تونلی و منظومه اطلاعاتی مسلط بر آبراه حیاتی نشات می‌گیرد. برای عربستان این یعنی هر واحد فشار در لبنان، ممکن است در بازی‌ای با برگ امنیت کشتیرانی دریای سرخ، هزینه‌ای معادل به بار آورد.

✅اندیشکده تهران✅

👨‍💻سایت |📲بله |🌐اینستاگرام|📱تلگرام
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍8❤2🔥2👏1
🌐 از محاصره دریایی تا تحریم هوایی؛ چرا اقدام قاطع ضروریست؟

#اکوتهران
#جنگ_ایران_آمریکا
#محاصره_هوایی

🔹آمریکا پس از فروپاشی تفاهمنامه بر شدت فشار لجستیکی/مالی برای ایران از طرق مختلف افزوده است. یکی از مهم‌ترین اجزای این سیاست، که به منظور تشدید شیب اثربخشی محاصره دریایی دنبال می‌شود، محاصره هوایی است. در ادامه به اختصار درباره تحولات حقوقی، ابعاد اجرایی و پیامدهای توقف پروازها بحث می‌شود.

💢تحولات حقوقی

🔸در دوره اخیر، دو تحول حقوقی مهم در تحریم‌های مرتبط با هوانوردی ایران پدیدار شده است؛ تسری ریسک تحریم‌های ثانویه از اشخاص تحریم‌شده به کل صنعت هوانوردی و لغو مجوزهای عمومی مربوط به فعالیت‌های مشخص (و حداقلی) در هوانوردی غیرنظامی.

🔸در خصوص تحریم بخشی، آمریکا با اضافه نمودن کل صنعت هوانوردی به تحریم‌های موضوع فرمان اجرایی ۱۳۹۰۲ بستر حقوقی لازم برای اعمال تحریم‌های ثانویه علیه بازیگران ثالث فراهم کرده است و دفتر کنترل دارایی‌های خارجی آمریکا (OFAC) در تاریخ ۸ سپتامبر، ۲۷ شرکت هواپیمایی کشور را در کنار هشت شرکت خارجی ارائه‌دهنده خدمات به ایران و یک شخص حقیقی مرتبط را با دستاویز قرار دادن همین فرمان تحریم نمود تا اعتبار تهدید تحریمی را اثبات کند.

🔸در خصوص مجوزها، مهم‌ترین مورد مجوز عمومی موسوم به J-۱ است. این مجوز به شرکت‌های هواپیمایی غیرآمریکایی اجازه می‌داد با هواپیماهایی که تحت صلاحیت قضایی آمریکا قرار دارند، پروازهای برنامه‌ریزی‌شده به و از ایران انجام دهند. با تعلیق این مجوز، انجام پروازها به ایران با هواپیماهایی که تحت صلاحیت آمریکا هستند، ممنوع خواهد شد؛ چرا که هواپیماها و قطعاتی که در سایر کشورها ساخته شده‌اند اما بیش از ۱۰ درصد محتوای آمریکایی دارند نیز مشمول این صلاحیت قضایی محسوب می‌شوند. مجوز عمومی DD نیز به کشورها تا پایان روز ۲۲ سپتامبر فرصت داده بود تا تراکنش‌های مالی پیشین خود را سازماندهی کنند.

💢ابعاد اجرایی

🔸تعلیق مجوزهای عمومی، در عمل امکان بازگشت پروازهای بین‌المللی به ایران را منتفی خواهد ساخت. پیش از شروع جنگ و توقف پرواز شرکت‌های بین‌المللی به ایران، این شرکت‌ها حدود ۳۰ هزار پرواز در ایران انجام داده‌اند و حدود ۴ میلیون مسافر، ۲۹ هزار تن بار و ۵۶۰ تن محموله پستی جابه‌جا کرده‌اند.

🔸تحریم بخشی صنعت هوانوردی پرواز شرکت‌های ایرانی را به مبادی خارجی متوقف ساخته است. پیش از ورود کشور به شرایط جنگی قریب به ۴۹ هزار پرواز بین‌المللی توسط شرکت‌های هواپیمایی داخلی انجام پذیرفته و حدود ۷ میلیون مسافر، ۴۱ هزار تن بار و ۷۵۸ تن محموله پُستی توسط آنها جابه‌جا شده است. باید توجه داشت که برای شرکت‌های هواپیمایی ایرانی، فرود هواپیما در یک فرودگاه متعلق به کشور ثالث به خودی خود مشمول تحریم نخواهد بود؛ اما ارائه هرگونه خدمت اعم از سوختگیری، مدیریت بار و محمولات، تعمیر و نگهداری و هرگونه تبادل مالی می‌تواند برای شرکت‌های ارائه‌دهنده خدمت ریسک تحریمی ایجاد کند.

💢پیامدها برای اقتصاد و صنعت

🔸به طور قطع تعلیق پروازهای خارجی در سطح مسافری مسئله‌ای چالش‌آفرین برای کشور خواهد بود. مسئله دیگر اما تاثیر توقف پروازهای باری بر اقتصاد و صنعت کشور است. بخش قابل‌توجهی از حدود ۶۰ هزار تن بار جابه‌جا شده به صورت هوایی در پروازهای بین‌المللی دربرگیرنده محصولات حیاتی همچون مواد اولیه دارویی، داروهای خاص و کالاهای فسادپذیر است که با مختصات فنی مشخصی جابه‌جا می‌شوند و انتقال زمینی آنها واجد پیچیدگی‌های بسیاری است.

🔸براساس برآوردهای موجود، بیش از ۶۰ درصد از واردات پزشکی ایران از طریق هوایی وارد کشور می‌شود. با در نظر گرفتن اینکه حمل‌ونقل هوایی ۸.۴ درصد از کل واردات ایران را تشکیل می‌دهد، می‌توان دریافت که کالاهای پزشکی تقریبا هفت برابر بیشتر از سایر اقلام وارداتی ایران به ارتباطات هوایی وابسته هستند. در این میان، سه فرودگاه دبی، دوحه و شانگهای واجد اهمیت بیشتری هستند؛ چرا که تقریبا نیمی از بار هوایی در دوره پیش از جنگ از این سه فرودگاه به داخل کشور منتقل می‌شد.

💢سخن آخر

✅ باید توجه داشت که در صورتی که اقدام قاطع برای مقابله صورت نگیرد علاوه بر این تبعات لجستیکی، توقف پروازها بر تسلط آمریکا و متحدان بر آسمان کشور خواهد افزود و در واقع، آنها را یک گام به ایجاد منطقه پرواز ممنوع در کشور نزدیک‌تر می‌کند. همچنین، محدود شدن پروازهای ایرانی به چند مقصد محدود، مشابه نمونه یمن، اشراف و کنترل خارجی بر تحرکات و تبادلات بیرونی کشور را نیز افزایش خواهد داد. از همین روست که پذیرش چند استثناء و تحمل توقف پروازها باید به مثابه فرسایش امنیت ملی کشور ادراک شود.

✅اندیشکده تهران✅

👨‍💻سایت |📲بله |🌐اینستاگرام|📱تلگرام
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍8❤2👏2👌2😁1
🌐 طرح ۴ ماده‌ای شی برای غرب آسیا؛ چین در جستجوی نظم جدید

#مقاله_تحلیلی
#چین
#غرب_آسیا

🔹شی جین‌پینگ رئیس‌جمهور چین اخیراً پیش از سفر به واشنگتن، در سفر خود به قاهره و دیدار با همتای مصری خود در ۲ سپتامبر ۲۰۲۶ یک ابتکار ۴ماده‌ای را برای معماری امنیتی جدید غرب آسیا ارائه کرد. ابتکار مطرح‌شده در مصر از سطح مشخص کردن اصول در ابتکار آوریل ۲۰۲۶ در امارات، به سمت کنش‌محوری ایجاد معماری امنیت درون‌زای منطقه‌ای تکامل یافته است.

💢چه چیز جدیدی در طرح وجود دارد؟

🔸در ماده اول طرح جدید چین صریحاً از «بازسازی معماری امنیتی منطقه توسط خود کشورهای منطقه» صحبت می‌کند. یعنی دیگر ‏فقط میان بازیگران موجود واسطه نیست، بلکه درباره تنظیم قواعد روابط آن‌ها نیز پیشنهاد داده است.‏ چین در پیشابحران می‌توانست با هر بحران (ایران و عربستان، فلسطین، سوریه و...) جداگانه تعامل کند، اما ماده دوم می‌گوید ‏بحران‌های خاورمیانه به هم مرتبط‌اند و باید «راه‌حل جامع» داشت و مسئله فلسطین را هسته مسئله غرب آسیا می‌داند.‏ ماده سوم، «توسعه، امنیت مسیرهای دریایی و درهم‌تنیدگی منافع اقتصادی» را بنیان امنیت پایدار معرفی ‏می‌کند. ماده چهارم چارچوب هنجاری مشخصی متشکل از منشور ملل متحد، حقوق بین‌الملل و مخالفت با یک‌جانبه‌گرایی عرضه ‏کرده است. ‏

🔸مهم‌ترین تفاوت پیشنهاد 4ماده‌ای اخیر چین نسبت به ابتکارهای سابق، تکامل تدریجی رویکرد پکن از نگاه مسئله‌محور ـ موردی به رویکردی کلان ـ ساختاری است. این تحول، ضمن به‌رسمیت‌شناختن وجود یک معماری امنیتی منطقه‌ای ناقص که در دیدار وانگ‌یی و عراقچی نیز مورد اشاره قرار گرفته است، راهکاری چینی برای ایجاد امنیت درون‌زای منطقه‌ای ارائه می‌دهد.

💢چرا اکنون؟

🔸موضع‌گیری چین در معماری امنیت منطقه‌ای غرب آسیا ریشه در خلأ امنیتی ناشی از تضعیف اتکای کشورهای منطقه به آمریکا دارد. درگیری‌های اخیر و اختلال در امنیت خلیج‌فارس و تنگه هرمز اعتماد به تضمین‌های امنیتی واشنگتن را کاهش داده است. اکنون آمریکا دیگر حافظ وضع موجود محسوب نمی‌شود. پکن این وضعیت، به همراه مواردی مثل پیمان مکه را پنجره فرصتی دیده که باید با آن همراه شود.

🔸حتی نزدیکی ایران و عربستان در سال ۲۰۲۳ نشان داد بدون چارچوب بزرگ‌تر نمی‌توان از جنگ‌های بعدی یا سرایت بحران جلوگیری کرد. در این زمینه امنیت درون‌زا و جمعی کشورهای منطقه می‌تواند با دو وجه کاهش نقش قدرت خارجی و استقبال از خوداتکایی راهبردی قدرت‌های میانی دنبال شود.

💢نقش فعال پکن در منطقه؟

🔸چین می‌کوشد از تکرار تجربه آمریکا و گرفتار شدن در تعهدات امنیتی فزاینده و بار مسئولیت آن اجتناب کند. ازاین‌رو، پکن ترجیح می‌دهد نقش خود را بیشتر در مقام تسهیل‌کننده، مشارکت‌کننده و شکل‌دهنده به ترتیبات منطقه‌ای ایفا کند.

🔸تنها ماده سوم یعنی پیوند امنیت با توسعه، بر ایفای نقش چین اشاره دارد. بااین‌حال تأکید چین بر حفاظت از مسیرهای کشتیرانی نیز بیش از آنکه نشان‌دهنده تمایل پکن به ایجاد حضور امنیتی مستقیم در منطقه باشد، بیانگر پیوند دادن امنیت با استمرار تجارت و توسعه اقتصادی است.

💢موانع تحقق

🔸اولین مانع توان و ظرفیت چین برای اجرایی کردن طرح است. پیشنهادات چین به‌جز مورد میانجیگری بین ایران و عربستان، عموماً در همان مرحله پیشنهاد باقی‌مانده‌اند.

🔸مانع دیگر را می‌توان اختلاف کشورهای منطقه بر سر تعریف امنیت و حتی تهدید مشترک در نظر گرفت. همچنین ماهیت وجودی کشورهای عربی خلیج‌فارس به‌گونه‌ای است که در بهترین حالت فقط حاضرند تعهد امنیتی مضاعف چین را بپذیرند و حاضر نیستند روابط امنیتی با آمریکا را محدود کنند.

🔸چین در این ابتکار تأکید کرده است که مسئله فلسطین نباید به حاشیه برود. گره خوردن سیاست‌های تهاجمی اسرائیل و آمریکا برای ضربه به محور مقاومت و تعریف آن به‌عنوان تکمیل بخشی از شطرنج مهار چین چیزی نیست که به اراده چین تغییر یابد.

💢جمع‌بندی

✅ پیشنهاد چین به دنبال تغییر تدریجی ساختار قدرت در منطقه است. در حال حاضر چین به لحاظ توان و اراده سیاسی، قصد ندارد جایگزین آمریکا شود، اما با ارائه چارچوب فراگیر، سعی دارد فضای سیاسی لازم را برای تقویت روابط بین کشورهای منطقه باهم و حفظ روابط با همه طرف‌ها ایجاد کند. ترجیح چین این است که آمریکا دیگر تنها ضامن امنیتی منطقه نباشد و هم‌زمان کشورهای منطقه در راستای مسئولیت‌پذیری منطقه‌ای و کاهش وابستگی یک‌جانبه به خارج، نظم منطقه‌ای چندجانبه‌گرایانه را عملیاتی سازند.

🔗برای مطالعه متن کامل مقاله کلیک کنید!🔗

✅اندیشکده تهران✅

👨‍💻سایت |📲بله |🌐اینستاگرام|📱تلگرام
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
❤3👍3